<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	>

<channel>
	<title>مقالات داروین | مجله تخصصی روانشناسی بهداشت روان</title>
	<atom:link href="https://behdashtravan.com/tag/%D8%AF%D8%A7%D8%B1%D9%88%DB%8C%D9%86/feed/" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>https://behdashtravan.com/tag/داروین/</link>
	<description></description>
	<lastBuildDate>Thu, 15 Apr 2021 22:41:52 +0000</lastBuildDate>
	<language>fa-IR</language>
	<sy:updatePeriod>
	hourly	</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>
	1	</sy:updateFrequency>
	<generator>https://wordpress.org/?v=6.8.2</generator>

<image>
	<url>https://behdashtravan.com/wp-content/uploads/2017/09/cropped-logo-32x32.png</url>
	<title>مقالات داروین | مجله تخصصی روانشناسی بهداشت روان</title>
	<link>https://behdashtravan.com/tag/داروین/</link>
	<width>32</width>
	<height>32</height>
</image> 
	<item>
		<title>کردارشناسی داروین، تین برگن و لورنز</title>
		<link>https://behdashtravan.com/%da%a9%d8%b1%d8%af%d8%a7%d8%b1%d8%b4%d9%86%d8%a7%d8%b3%db%8c-%d8%af%d8%a7%d8%b1%d9%88%db%8c%d9%86%d8%8c-%d8%aa%db%8c%d9%86-%d8%a8%d8%b1%da%af%d9%86-%d9%88-%d9%84%d9%88%d8%b1%d9%86%d8%b2/</link>
					<comments>https://behdashtravan.com/%da%a9%d8%b1%d8%af%d8%a7%d8%b1%d8%b4%d9%86%d8%a7%d8%b3%db%8c-%d8%af%d8%a7%d8%b1%d9%88%db%8c%d9%86%d8%8c-%d8%aa%db%8c%d9%86-%d8%a8%d8%b1%da%af%d9%86-%d9%88-%d9%84%d9%88%d8%b1%d9%86%d8%b2/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[بهروز هاشمی]]></dc:creator>
		<pubDate>Wed, 01 Sep 2021 10:30:11 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[متفکران بزرگ]]></category>
		<category><![CDATA[مکاتب روانشناسی]]></category>
		<category><![CDATA[انتخاب طبیعی]]></category>
		<category><![CDATA[تکامل]]></category>
		<category><![CDATA[تین برگن]]></category>
		<category><![CDATA[داروین]]></category>
		<category><![CDATA[رفتار غریزی]]></category>
		<category><![CDATA[روانشناسی تکاملی]]></category>
		<category><![CDATA[روانشناسی فرگشتی]]></category>
		<category><![CDATA[رویان شناسی]]></category>
		<category><![CDATA[فرگشت]]></category>
		<category><![CDATA[کردارشناسی]]></category>
		<category><![CDATA[لورنز]]></category>
		<category><![CDATA[نظریه داروین]]></category>
		<category><![CDATA[نقش‌پذیری]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://behdashtravan.com/?p=4959</guid>

					<description><![CDATA[<p>کردارشناسی (Ethology)، مطالعه‌ی رفتار انسان و حیوان در بافت تکاملی آنهاست. نظریه انتخاب طبیعی داروین اساساً، نظریه داروین از این قرار است، در میان اعضای یک گونه، تنوع بی‌پایانی وجود دارد و میان اعضای مختلف، تنها بخشی از آنها که به دنیا می‌آیند آن‌قدر زنده می‌مانند که تولیدمثل کنند. بنابراین نوعی تنازع بقا وجود دارد &#8230;</p>
<p>The post <a href="https://behdashtravan.com/%da%a9%d8%b1%d8%af%d8%a7%d8%b1%d8%b4%d9%86%d8%a7%d8%b3%db%8c-%d8%af%d8%a7%d8%b1%d9%88%db%8c%d9%86%d8%8c-%d8%aa%db%8c%d9%86-%d8%a8%d8%b1%da%af%d9%86-%d9%88-%d9%84%d9%88%d8%b1%d9%86%d8%b2/">کردارشناسی داروین، تین برگن و لورنز</a> appeared first on <a href="https://behdashtravan.com">مجله تخصصی روانشناسی بهداشت روان</a>.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>کردارشناسی (Ethology)، مطالعه‌ی رفتار انسان و حیوان در بافت تکاملی آنهاست.</p>
<h2>نظریه انتخاب طبیعی داروین</h2>
<p>اساساً، <a href="http://behdashtravan.com/%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%d8%b4%d9%86%d8%a7%d8%b3%db%8c-%d8%aa%da%a9%d8%a7%d9%85%d9%84%db%8c-%da%86%db%8c%d8%b3%d8%aa/" target="_blank" rel="noopener noreferrer">نظریه داروین</a> از این قرار است، در میان اعضای یک گونه، تنوع بی‌پایانی وجود دارد و میان اعضای مختلف، تنها بخشی از آنها که به دنیا می‌آیند آن‌قدر زنده می‌مانند که تولیدمثل کنند. بنابراین نوعی تنازع بقا وجود دارد که در جریان آن شایسته‌ترین اعضای یک گونه، آن‌قدر زنده می‌مانند که صفات خود را به نسل بعد انتقال دهند. بنابراین در طول نسل‌های بی‌شمار، طبیعت آنهایی را که به بهترین وجه با محیط خود انطباق می‌یابند، انتخاب می‌کند. این فرایند را انتخاب طبیعی می‌نامند. برای مثال انسان‌های اولیه‌ای که متحد بودند، با یکدیگر همکاری می‌کردند و خواستار منافع مشترک بودند، احتمال بیشتری برای بقا داشته‌اند.</p>
<p>اصطلاحات تنازع بقا و بقای اصلح <a href="http://behdashtravan.com/%d8%ac%d9%85%d9%84%d8%a7%d8%aa-%da%86%d8%a7%d8%b1%d9%84%d8%b2-%d8%af%d8%a7%d8%b1%d9%88%db%8c%d9%86/" target="_blank" rel="noopener noreferrer">داروین</a>، تصاویر انسان‌ها را در مبارزه خشونت‌آمیز به ذهن متبادر می‌سازد. در بهار نرهای گونه‌های مختلف برای تصاحب ماده‌ها می‌جنگند. چنین نبردهایی تضمین می‌کنند که قوی‌ترین نرها صفات خود را به نسل بعدی منتقل سازند.</p>
<p>البته اصطلاح تنازع بقا گمراه‌کننده است. حیواناتی که علائم خطر در آنها تکامل می‌یابد و به اعضای گروه خود کمک می‌کنند، در مقایسه با حیواناتی که چنین نیستند، احتمالاً شانس بیشتری برای بقا دارند.</p>
<h2>تکامل و رویان‌شناسی</h2>
<p>داروین به این موضوع توجه کرد که رویان اکثر گونه‌ها به شکل‌های اولیه آنها بسیار شبیه‌اند که این امر، نشان می‌دهد نسب آنها، اجداد مشترکی هستند. داروین چنین مطرح کرد که پدیدآیی فردی و پدیدآیی نوعی را تکرار می‌کند یعنی رشد فرد یا موجود زنده (پدید آیی فردی) در یک مسیر خلاصه شده، تاریخچه تکاملی گونه خود (پدیدآیی نوعی) را تکرار می‌کند. رویان انسان هنگامی‌که شبیه ماهی و سپس شبیه دوزیست و غیره است، با گذراندن مراحلی، تاریخچه تکاملی گونه ما را تکرار می‌کند، ولی هاکل بر این باور بود که رویان انسانی شبیه شکل بزرگ‌سالی سایر گونه‌هاست که این عقیده اشتباه بود. رویان انسان به شکل‌های رویانی سایر گونه‌ها شباهت دارد. امروزه رئوس کلی نظریه داروین را معمولاً درست می‌دانند.</p>
<h2>کردارشناسی جدید: لورنز و تین برگن</h2>
<p>کنارد لورنز (Konard Lorenz) بنیان‌گذار کردارشناسی جدید است و نیکو تین برگن (Niko Tinbergen) به آرامی در سایه او کار کرد.</p>
<h2>رویکرد روش‌شناسی</h2>
<p>کردارشناسان بر این باورند که تنها زمانی می‌توانیم رفتار حیوانات را درک کنیم که رفتار آنها را در موقعیت طبیعی‌شان موردمطالعه قرار دهیم، پس در کردارشناسی به مشاهدات طبیعی (Naturalistic observations) می‌پردازند.</p>
<h2>رفتار غریزی</h2>
<p>در کردارشناسی دانشمندان به بررسی غرایز می‌پردازند. ما معمولاً هر نوع رفتار غیر اکتسابی را رفتاری غریزی می‌گوییم اما دانشمندان کردارشناسی غرایز را طبقه‌ای خاصی از رفتارهای غیراکتسابی در نظر می‌گیرند.</p>
<p>غریزه به‌وسیله محرک بیرونی مشخصی راه‌اندازی می‌شود. غرایز همچنین در گونه‌ها نوعی هستند، یعنی الگوی رفتاری معینی، تنها در اعضای گونه‌های خاصی مشاهده می‌شود. رفتارها همواره دارای نوعی الگوی عملی ثابت یعنی نوعی مؤلفه حرکتی کلیشه‌ای هستند. ژست جنگیدن، رفتار جفت‌طلبی و سبک‌های تعقیب همواره دارای برخی جنبه‌های ثابت هستند. باوجوداین هر بخش از یک غریزه لازم نیست ماهیت ثابتی داشته باشد.</p>
<h2>نقش‌پذیری</h2>
<p>فرایندی که طی آن، اطلاعات در خلال یک دوره حساس اولیه کامل شود، نقش‌پذیری (Imprinting) نامیده می‌شود. نقش‌پذیری نوعی یادگیری فوق‌العاده پایدار است که در خلال یک دوره حساس که از طریق رسش تعیین می‌شود اتفاق می‌افتد. نوزاد حیوانات فقط زمانی به چیزی دل‌بسته می‌شوند که در خلال یک دوره زمانی در اوایل زندگی در معرض آن قرار بگیرند و آن را دنبال کنند.</p>
<p>نقش‌پذیری اولیه ممکن است ترجیحات جنسی بعدی را نیز تحت تأثیر قرار دهد. مثلاً پرنده‌ای که اوایل زندگی خودش را تنها با انسان سروکار داشته است رفتار جنسی بعدی خود را بر انسان متمرکز می‌کند.</p>
<p>لورنز(۱۹۳۵) در آغاز پیشنهاد کرد که نقش‌پذیری از والدین همواره فرافردی است، یعنی نوزاد یا از پدر نقش می‌پذیرد یا از مادر و نه از هردوی آنها اما، سایر دانشمندان کردارشناسی مشاهده کردند که برخی گونه‌ها هم از پدر و هم از مادر نقش می‌پذیرند و در نتیجه لورنز نظر خود را اصلاح کرد.</p>
<p><strong>پیمان دوستی</strong><br />
<strong>۱۸ فروردین ۱۳۹۴</strong></p>
<h2>منبع</h2>
<p><a href="http://dousti.net/Persian/?p=377" target="_blank" rel="nofollow noopener noreferrer">دوستی</a></p>
<p>The post <a href="https://behdashtravan.com/%da%a9%d8%b1%d8%af%d8%a7%d8%b1%d8%b4%d9%86%d8%a7%d8%b3%db%8c-%d8%af%d8%a7%d8%b1%d9%88%db%8c%d9%86%d8%8c-%d8%aa%db%8c%d9%86-%d8%a8%d8%b1%da%af%d9%86-%d9%88-%d9%84%d9%88%d8%b1%d9%86%d8%b2/">کردارشناسی داروین، تین برگن و لورنز</a> appeared first on <a href="https://behdashtravan.com">مجله تخصصی روانشناسی بهداشت روان</a>.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://behdashtravan.com/%da%a9%d8%b1%d8%af%d8%a7%d8%b1%d8%b4%d9%86%d8%a7%d8%b3%db%8c-%d8%af%d8%a7%d8%b1%d9%88%db%8c%d9%86%d8%8c-%d8%aa%db%8c%d9%86-%d8%a8%d8%b1%da%af%d9%86-%d9%88-%d9%84%d9%88%d8%b1%d9%86%d8%b2/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>مقدمه فلسفه فردریک نیچه _ قسمت اول</title>
		<link>https://behdashtravan.com/%d9%85%d9%82%d8%af%d9%85%d9%87-%d9%81%d9%84%d8%b3%d9%81%d9%87-%d9%81%d8%b1%d8%af%d8%b1%db%8c%da%a9-%d9%86%db%8c%da%86%d9%87/</link>
					<comments>https://behdashtravan.com/%d9%85%d9%82%d8%af%d9%85%d9%87-%d9%81%d9%84%d8%b3%d9%81%d9%87-%d9%81%d8%b1%d8%af%d8%b1%db%8c%da%a9-%d9%86%db%8c%da%86%d9%87/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[بهروز هاشمی]]></dc:creator>
		<pubDate>Thu, 08 Jul 2021 10:30:15 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[سرگذشت]]></category>
		<category><![CDATA[متفکران بزرگ]]></category>
		<category><![CDATA[اراده قدرت]]></category>
		<category><![CDATA[داروین]]></category>
		<category><![CDATA[فردریش نیچه]]></category>
		<category><![CDATA[فلسفه]]></category>
		<category><![CDATA[مقدمه فلسفه نیچه]]></category>
		<category><![CDATA[نیچه]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://behdashtravan.com/?p=5364</guid>

					<description><![CDATA[<p>مقدمه فلسفه فردریک نیچه فلسفه فردریک نیچه فرزند داروین و برادر بیسمارک بود. اگر پیروان عقیده تطور را در انگلستان و ملیون متعصب را در آلمان طعنه می‌زند باکی نیست: عادت او بود که کسانی را که در او بیشتر تاثیر و نفوذ کرده‌اند طعنه زند و متهم سازد؛ این راهی بود که برای ادای &#8230;</p>
<p>The post <a href="https://behdashtravan.com/%d9%85%d9%82%d8%af%d9%85%d9%87-%d9%81%d9%84%d8%b3%d9%81%d9%87-%d9%81%d8%b1%d8%af%d8%b1%db%8c%da%a9-%d9%86%db%8c%da%86%d9%87/">مقدمه فلسفه فردریک نیچه _ قسمت اول</a> appeared first on <a href="https://behdashtravan.com">مجله تخصصی روانشناسی بهداشت روان</a>.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>مقدمه فلسفه فردریک نیچه</h2>
<p>فلسفه فردریک نیچه فرزند داروین و برادر بیسمارک بود.</p>
<p>اگر پیروان عقیده تطور را در انگلستان و ملیون متعصب را در آلمان طعنه می‌زند باکی نیست: عادت او بود که کسانی را که در او بیشتر تاثیر و نفوذ کرده‌اند طعنه زند و متهم سازد؛ این راهی بود که برای ادای دیون خود، بدون توجه، انتخاب کرده بود.</p>
<p>فلسفه اخلاقی اسپنسر نتیجه طبیعی نظریه تطور(تکامل یا فرگشت) نبود. اگر زندگی مبارزه‌ای است که حاصل آن بقای اسلح است، توانایی فضیلت و ناتوانی یگانه رذیلت و نقص محسوب می‌شود؛ خوب آن است که می‌ماند و پیروز می‌گردد و بد آن است که از میان می‌رود و شکست می‌خورد، فقط ترس و سستی پیروان داروین در اواسط سلطنت ویکتوریا در انگلستان، و وقار پیروان فلسفه تحققی در فرانسه و سوسیالیست‌ها در آلمان می‌توانست ضرورت و قطعیت این نتیجه را مکتوم بدارد. این اشخاص جسارت انکار مبانی کلامی ‌مسیحیت را داشتند ولی جرئت نمی‌کردند نتایج اخلاقی آن را که عبارت از نرم‌خویی و مهربانی و نوع‌دوستی است، کنار بگذارند. آنها از مذهب کاتولیک یا لوتر یا انگلیکان دست کشیدند ولی جسارت خروج از دین مسیح را نداشتند.</p>
<h2> استدلال نیچه</h2>
<p>«میل نهانی آزادفکران فرانسه از ولتر تا اوگوست کنت و صول به کمال مطلوب مسیحیت نبود، بلکه این بود که به اندازه امکان از آن هم پا فراتر نهند، کنت که اصل «زندگی برای دیگران» را تبلیغ می‌کرد، در مسیحیت کاسه گرم‌تر از آش بود، شوپنهاور در آلمان و جان ستوارت میل در انگلستان، نظریه عواطف و شفقت و مفید بودن برای دیگران را اصل عمل قرار دادند. فرق مختلف سوسیالیزم همه بدون توجه بر روی این اصل مشترک استوار هستند.» (نقل قول از فاکه در کتاب «در حال مطالعه نیچه»، چاپ نیویورک، صفحه ۱۹۱۸٫)</p>
<p><a href="http://behdashtravan.com/%d8%ac%d9%85%d9%84%d8%a7%d8%aa-%da%86%d8%a7%d8%b1%d9%84%d8%b2-%d8%af%d8%a7%d8%b1%d9%88%db%8c%d9%86/" target="_blank" rel="noopener noreferrer">داروین</a> کار نویسندگان دائره المعارف را تکمیل کرد؛ آنها پایه‌های کلامی ‌اخلاق نو را سست و متزلزل ساختند ولی به خود اخلاق دست نزدند و معجزه‌آسا در هوا معلق نگاه داشتند. لازم بود بادی خفیف از جانب زیست‌شناسی نو بوزد تا به این دورویی و تظاهر نیز خاتمه دهد. فقط روشن‌فکران می‌توانستند آنچه را که در هر زمانی عمیق‌ترین عقول دریافته‌اند بفهمند: یعنی اینکه در این پیکاری که نامش زندگی است، آنچه لازم است توانایی است نه نیکی، غرور است نه تواضع، تدبیر است نه نوع‌دوستی. برابری و دموکراسی مخالف اصلی انتخاب طبیعی است؛ و هدف تطور نوابغند نه توده‌ها، و آنچه اختلافات را فیصل می‌دهد و سرنوشت‌ها را تعیین می‌کند، قدرت است نه عدالت، این است فلسفه فردریک نیچه.</p>
<h2>تاثیر بیسمارک روی فلسفه فردریک نیچه</h2>
<p>حال اگر این مطالب درست باشد، بالاتر و برجسته‌تر از بیسمارک کسی نیست. او مردی بود که واقعیات زندگی را درک می‌کرد و بی‌پروا می‌گفت که: «در میان ملت‌ها نوع‌دوستی معنی ندارد.» و«مسائل جدید با رأی و خطابه حل نمی‌شود بلکه با خون و پولاد فیصله می‌پذیرد. او طوفان بنیان‌کنی بود که اوهام و احلام و رؤیای دموکراسی را از روی اروپا بزدود. در چند ماه اتریش افتان و نالان را وادار کرد که به سلطه او گردن نهد.</p>
<p>در چند ماه کوتاه دیگر فرانسه را که از افسانه فتوحات ناپلئون سرمست بود، به خاک ذلت و حقارت نشانید. در طی چند ماه دیگر این دولت‌های کوچک و امیرنشین‌های آلمان را درهم ریخت و از آن دولت نیرومندی تشکیل داد که مصداق حقیقی الحکم لمن غلب بود. پیشرفت نظامی ‌و صنعتی آلمان نو، یک منادی لازم داشت و فیلسوفی می‌بایست تا لزوم و حقانیت جنگ را ثابت سازد. این کار از دست مسیحیت ساخته نبود ولی عقاید داروین این منظور را تامین کرد؛ اندکی جرئت لازم بود تا این کار انجام گیرد.</p>
<p><strong>نیچه این جرات را داشت و منادی و مبلغ این فلسفه گردید.</strong></p>
<h2>منبع</h2>
<p><strong>کتاب:</strong><a href="https://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%AA%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D8%AE_%D9%81%D9%84%D8%B3%D9%81%D9%87_(%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8)" target="_blank" rel="noopener noreferrer">تاریخ فلسفه</a><br />
<strong>نویسنده:</strong> <a href="https://en.wikipedia.org/wiki/Will_Durant" target="_blank" rel="noopener noreferrer">ویل دورانت</a><br />
<strong>مترجم:</strong> <a href="https://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%B9%D8%A8%D8%A7%D8%B3_%D8%B2%D8%B1%DB%8C%D8%A7%D8%A8_%D8%AE%D9%88%DB%8C%DB%8C" target="_blank" rel="noopener noreferrer">عباس زریاب خویی</a></p>
<p>The post <a href="https://behdashtravan.com/%d9%85%d9%82%d8%af%d9%85%d9%87-%d9%81%d9%84%d8%b3%d9%81%d9%87-%d9%81%d8%b1%d8%af%d8%b1%db%8c%da%a9-%d9%86%db%8c%da%86%d9%87/">مقدمه فلسفه فردریک نیچه _ قسمت اول</a> appeared first on <a href="https://behdashtravan.com">مجله تخصصی روانشناسی بهداشت روان</a>.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://behdashtravan.com/%d9%85%d9%82%d8%af%d9%85%d9%87-%d9%81%d9%84%d8%b3%d9%81%d9%87-%d9%81%d8%b1%d8%af%d8%b1%db%8c%da%a9-%d9%86%db%8c%da%86%d9%87/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>کتاب منشأ گونه‌ها یا انواع داروین</title>
		<link>https://behdashtravan.com/%da%a9%d8%aa%d8%a7%d8%a8-%d9%85%d9%86%d8%b4%d8%a3-%da%af%d9%88%d9%86%d9%87%e2%80%8c%d9%87%d8%a7-%db%8c%d8%a7-%d8%a7%d9%86%d9%88%d8%a7%d8%b9-%d8%af%d8%a7%d8%b1%d9%88%db%8c%d9%86/</link>
					<comments>https://behdashtravan.com/%da%a9%d8%aa%d8%a7%d8%a8-%d9%85%d9%86%d8%b4%d8%a3-%da%af%d9%88%d9%86%d9%87%e2%80%8c%d9%87%d8%a7-%db%8c%d8%a7-%d8%a7%d9%86%d9%88%d8%a7%d8%b9-%d8%af%d8%a7%d8%b1%d9%88%db%8c%d9%86/#comments</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[بهروز هاشمی]]></dc:creator>
		<pubDate>Tue, 23 Apr 2019 10:30:56 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[سبک زندگی]]></category>
		<category><![CDATA[متفکران بزرگ]]></category>
		<category><![CDATA[تکامل]]></category>
		<category><![CDATA[داروین]]></category>
		<category><![CDATA[فرگشت]]></category>
		<category><![CDATA[منشأ انواع]]></category>
		<category><![CDATA[منشأ گونه‌ها]]></category>
		<category><![CDATA[منشا انواع]]></category>
		<category><![CDATA[منشا گونه‌ها]]></category>
		<category><![CDATA[نظریه تکامل]]></category>
		<category><![CDATA[نظریه داروین]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://behdashtravan.com/?p=4837</guid>

					<description><![CDATA[<p>داروین داروین در سال ۱۸۰۹ در انگلستان متولد شد. حاصلِ ۷۳ سال زندگی پر بار او انقلابی عظیم نه تنها در دانشِ تکامل بلکه در کلیه‌ی بینش‌های بشری است. طوفانی  که با انتشار کتاب « منشأ گونه‌ها »  (on the origin of species) برانگیخت هنوز پس از سالیانِ دراز فروکش نکرده است. خودِ او به &#8230;</p>
<p>The post <a href="https://behdashtravan.com/%da%a9%d8%aa%d8%a7%d8%a8-%d9%85%d9%86%d8%b4%d8%a3-%da%af%d9%88%d9%86%d9%87%e2%80%8c%d9%87%d8%a7-%db%8c%d8%a7-%d8%a7%d9%86%d9%88%d8%a7%d8%b9-%d8%af%d8%a7%d8%b1%d9%88%db%8c%d9%86/">کتاب منشأ گونه‌ها یا انواع داروین</a> appeared first on <a href="https://behdashtravan.com">مجله تخصصی روانشناسی بهداشت روان</a>.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>داروین</h2>
<p><a href="http://behdashtravan.com/%d8%ac%d9%85%d9%84%d8%a7%d8%aa-%da%86%d8%a7%d8%b1%d9%84%d8%b2-%d8%af%d8%a7%d8%b1%d9%88%db%8c%d9%86/" target="_blank" rel="noopener">داروین</a> در سال ۱۸۰۹ در انگلستان متولد شد. حاصلِ ۷۳ سال زندگی پر بار او انقلابی عظیم نه تنها در دانشِ <a href="http://behdashtravan.com/%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%d8%b4%d9%86%d8%a7%d8%b3%db%8c-%d8%aa%da%a9%d8%a7%d9%85%d9%84%db%8c-%da%86%db%8c%d8%b3%d8%aa/" target="_blank" rel="noopener">تکامل</a> بلکه در کلیه‌ی بینش‌های بشری است. طوفانی  که با انتشار کتاب « منشأ گونه‌ها »  (on the origin of species) برانگیخت هنوز پس از سالیانِ دراز فروکش نکرده است. خودِ او به عظمتِ کارش آگاهی داشت به همین در سپتامبر ۱۸۷۱ خطاب به دوست و هم‌رزمش چنین نوشت.«هاکسلی عزیزم نبرد بسیار طولانی است حتی پس از مرگِ من و تو نیز سالیان دراز ادامه خواهد یافت». داروین در این کتاب نظرات جدیدی درباره‌ی تکامل، پیدایش و انقراضِ انواع موجودات بیان کرد که در زمان خود جنجال‌های فراوانی را به وجود آورد.</p>
<h2>نظریه تکامل</h2>
<p>او برای اولین بار تئوری خود را در ژوئیه سال ۱۸۵۸ علنی کرد و یک سال بعد کتاب « منشأ گونه‌ها » در لندن منتشر شد. ۱۲۰۰ نسخه چاپ اول در همان روز نخست انتشار به فروش رفت! در پی انتشار این اثر. کشیشان مسیحی واکنش شدیدی نسبت به آن نشان دادند و آن را ضد انجیل خواندند زیرا آنها معتقد بودند که طبق کتاب مقدس، گونه‌های گیاهان و جانوران ثابت و تغییرناپذیرند.</p>
<p><strong>کتاب منشا گونه‌ها در دوازده فصل گردآوری شده است.</strong></p>
<p>چهار فصل ابتدایی درباره اساس تئوری داروین است. چهار فصل بعدی به بررسی انتقاداتی می‌پردازد که داروین پیش‌بینی کرده ممکن است به تئوری‌اش وارد شود. سه فصل بعدی مربوط به شواهد زمین‌شناسی و پراکندگی گیاهان و جانوران و رده‌بندی و شکل‌شناسی آن‌هاست.<br />
و در فصل آخر تمام آنچه در کتاب منشا گونه‌ها آمده به صورت خلاصه بازگو شده است.</p>
<h2>اصول تکاملی داروین</h2>
<ul>
<li><strong>اصل علیت:</strong> در دنیای جانداران هیچ چیز بدون علت نیست.</li>
<li><strong>اصل حرکت:</strong> دنیای جانداران پیوسته در حال دگرگونی است.</li>
<li><strong>اصل تبدیل تغییرات:</strong> تراکم کمی تغییرات می‌شود تغییرات کیفی.</li>
<li><strong>اصل بقای ماده و انرژی:</strong> ماده جانداران بخشی از ماده عالم</li>
<li><strong>اصل اضداد:</strong> هر چیزی از دنیای جانداران ضدی دارد که به آن هویت می‌بخشد. تضاد علت حرکت و موجد تضادهای جدید است.</li>
<li><strong>اصل ترکیب:</strong> اضداد دنیای جانداران نهایتاً ادغام شده و ترکیب جدیدی درست می‌شود که خود ضدی دارد.</li>
<li><strong>اصل نفی در نفی:</strong> هر سیستم ارگانیک (فرد و&#8230;) یک واقعیت عینی است که در طول زمان در کشاکش منتفی خواهد شد و جایش را عینیت تازه‌ای می‌گیرد. حاصل نفی در نفی سیر تکامل است…</li>
</ul>
<p>داروین در کتاب منشا گونه‌ها مطرح می‌کند که بررسی «انتخاب مصنوعی» بهترین مویدِ اصلِ «انتخابِ طبیعی» است. به صورتی که پرورش‌دهندگانِ نباتات و حیوانات گونه‌ای را که حائزِ صفتی مورد نظر است را از بین دیگر گونه‌ها انتخاب می‌کنند. آن‌ها را جداگانه نسل به نسل وادار به جفت‌گیری می‌کنند.</p>
<p>سرانجام انواع متفاوتی از نوع قبلی را به وجود می‌آید. به عنوان مثال انواع سگ‌ها (خانگی، شکاری، گله و…) که این همه از هم متفاوت هستند همگی از گرگ نتیجه شده‌اند.</p>
<p>داروین این‌گونه استدلال می‌کند که در طبیعت جای پرورش‌دهنده به تنازع بقا داده شده است. از میان همه‌ی انواع موجودات زنده عده‌ی زیادی محکوم به نابودی هستند و تنها بخشی از آن‌ها که برای بقا سزاوارترند باقی می‌مانند.</p>
<h2>منبع</h2>
<p><a href="http://geneticz.ir/کتاب-منشا-گونه‌ها-یا-انواع-on-the-origin-of-species/" target="_blank" rel="nofollow noopener">وب سایت دکتر رستم عبداللهی</a><br />
Charles Darwin, ۱۸۵۹. On the Origin of Species. John Murray</p>
<p><strong>روزنامه شرق</strong><br />
<strong>نویسنده:</strong> محمدرضا توکلی صابری<br />
<strong>تاریخ:</strong> اردیبهشت ۱۳۹۱</p>
<p>The post <a href="https://behdashtravan.com/%da%a9%d8%aa%d8%a7%d8%a8-%d9%85%d9%86%d8%b4%d8%a3-%da%af%d9%88%d9%86%d9%87%e2%80%8c%d9%87%d8%a7-%db%8c%d8%a7-%d8%a7%d9%86%d9%88%d8%a7%d8%b9-%d8%af%d8%a7%d8%b1%d9%88%db%8c%d9%86/">کتاب منشأ گونه‌ها یا انواع داروین</a> appeared first on <a href="https://behdashtravan.com">مجله تخصصی روانشناسی بهداشت روان</a>.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://behdashtravan.com/%da%a9%d8%aa%d8%a7%d8%a8-%d9%85%d9%86%d8%b4%d8%a3-%da%af%d9%88%d9%86%d9%87%e2%80%8c%d9%87%d8%a7-%db%8c%d8%a7-%d8%a7%d9%86%d9%88%d8%a7%d8%b9-%d8%af%d8%a7%d8%b1%d9%88%db%8c%d9%86/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>1</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>سرگذشت روانکاوی &#8211; قسمت سوم</title>
		<link>https://behdashtravan.com/%d8%aa%d8%a7%d8%b1%db%8c%d8%ae%da%86%d9%87-%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%da%a9%d8%a7%d9%88%db%8c-%d9%82%d8%b3%d9%85%d8%aa-%d8%b3%d9%88%d9%85/</link>
					<comments>https://behdashtravan.com/%d8%aa%d8%a7%d8%b1%db%8c%d8%ae%da%86%d9%87-%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%da%a9%d8%a7%d9%88%db%8c-%d9%82%d8%b3%d9%85%d8%aa-%d8%b3%d9%88%d9%85/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[بهروز هاشمی]]></dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Mar 2018 11:30:37 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[روان پویشی و روانکاوی]]></category>
		<category><![CDATA[مکاتب روانشناسی]]></category>
		<category><![CDATA[بروئر]]></category>
		<category><![CDATA[تاریخچه روانکاوی]]></category>
		<category><![CDATA[تیچنر]]></category>
		<category><![CDATA[داروین]]></category>
		<category><![CDATA[روان تحلیلگری]]></category>
		<category><![CDATA[روان تحلیلی]]></category>
		<category><![CDATA[روانکاوی]]></category>
		<category><![CDATA[زیگموند فروید]]></category>
		<category><![CDATA[سرکوبی]]></category>
		<category><![CDATA[غریزه مرگ]]></category>
		<category><![CDATA[فروید]]></category>
		<category><![CDATA[لیبیدو]]></category>
		<category><![CDATA[نهاد من فرامن]]></category>
		<category><![CDATA[هلمهولتز]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://behdashtravan.com/?p=2285</guid>

					<description><![CDATA[<p>انتقادهایی از روانکاوی روش‌های فروید برای جمع‌آوری داده‌ها آماج بسیاری از انتقادها بوده است. او بینش‌ها و نتیجه‌گیری‌هایش را از پاسخ‌های بیمارانش هنگامی‌که تحت روانکاوی بودند استنتاج می‌کرد. بعضی از نارسایی‌های این رویکرد را از دیدگاه روش آزمایشی جمع‌آوری داده‌های عینی به شیوه‌ای نظام‌دار و تحت شرایط مشاهده‌ی کنترل‌شده در نظر بگیرید. نخست، شرایطی که &#8230;</p>
<p>The post <a href="https://behdashtravan.com/%d8%aa%d8%a7%d8%b1%db%8c%d8%ae%da%86%d9%87-%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%da%a9%d8%a7%d9%88%db%8c-%d9%82%d8%b3%d9%85%d8%aa-%d8%b3%d9%88%d9%85/">سرگذشت روانکاوی &#8211; قسمت سوم</a> appeared first on <a href="https://behdashtravan.com">مجله تخصصی روانشناسی بهداشت روان</a>.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>انتقادهایی از روانکاوی</h2>
<p>روش‌های <a href="http://behdashtravan.com/%d8%b2%d9%86%d8%af%da%af%db%8c%d9%86%d8%a7%d9%85%d9%87-%d9%81%d8%b1%d9%88%db%8c%d8%af-%d9%82%d8%b3%d9%85%d8%aa-%d8%a7%d9%88%d9%84/" target="_blank" rel="noopener noreferrer">فروید </a>برای جمع‌آوری داده‌ها آماج بسیاری از انتقادها بوده است. او بینش‌ها و نتیجه‌گیری‌هایش را از پاسخ‌های بیمارانش هنگامی‌که تحت روانکاوی بودند استنتاج می‌کرد. بعضی از نارسایی‌های این رویکرد را از دیدگاه روش آزمایشی جمع‌آوری داده‌های عینی به شیوه‌ای نظام‌دار و تحت شرایط مشاهده‌ی کنترل‌شده در نظر بگیرید.</p>
<p>نخست، شرایطی که فرو تحت آن داده‌هایش را جمع‌آوری کرده است غیر نظام‌دار و کنترل نشده است. او گفته‌های هر بیمار را کلمه به کلمه ثبت نمی‌کرد بلکه از روی یادداشت‌هایی که چند ساعت پس از ملاقات با بیمار تهیه‌کرده بود کار می‌کرد. در این فاصله مطمئناً بعضی از داده‌های اصلی (کلمات بیمار) را براثر خیال‌پردازی‌های ضمن بازیابی و تحریف و حذف از دست می‌داد. بنابراین، داده‌ها تنها شامل آن‌هایی بودند که فروید به یاد می‌آورد.</p>
<p>دوم، این احتمال وجود دارد که فروید هنگام یادآوری داده‌ها تفسیر مجددی از آن‌ها به عمل می‌آورد. هنگام استنتاج، او ممکن است به‌وسیله‌ی تمایل خود راهنمایی شده باشد تا مطالبی را در جهت تأیید فرضیه‌هایش پیدا کند. به‌عبارت‌دیگر، او ممکن است آنچه را که می‌خواسته است بشنود به یاد آورده و ثبت کرده باشد. البته، باید این احتمال را نیز در نظر بگیریم که ممکن است یادداشت‌های فروید دقیق بوده باشند، اما دانستن این مطلب با هر درجه‌ای از اطمینان ناممکن است زیرا داده‌های اصلی ازمیان‌رفته‌اند.</p>
<p>سومین انتقاد به تفاوت‌های بین یادداشت‌های فروید درباره‌ی جلسه‌های درمان و شرح‌حال بیماران است که سرانجام منتشر کرده است که تصور می‌رود بر اساس آن یادداشت‌ها نوشته‌شده باشند. پژوهشگری یادداشت‌های فروید و شرح‌حال منتشرشده‌ی بیماران را مقایسه کرده و در مورد آن‌ها چندین تفاوت یافته است. در میان این یادداشت‌ها یک دوره‌ی طولانی‌تر <a href="http://behdashtravan.com/%d8%aa%d8%a7%d8%ab%db%8c%d8%b1-%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%da%a9%d8%a7%d9%88%db%8c-%d8%a8%d9%84%d9%86%d8%af%d9%85%d8%af%d8%aa-%d9%88-%d9%86%d8%aa%db%8c%d8%ac%d9%87-%d8%a2%d9%86-%d8%af%d8%b1-%d8%b2%d9%86/" target="_blank" rel="noopener noreferrer">روانکاوی</a> وجود داشت، یک توالی نادرست رویدادهایی که بیمار در هنگام <a href="http://behdashtravan.com/%d8%aa%d8%a7%d8%b1%db%8c%d8%ae%da%86%d9%87-%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%da%a9%d8%a7%d9%88%db%8c-%d9%82%d8%b3%d9%85%d8%aa-%d8%a7%d9%88%d9%84/" target="_blank" rel="noopener noreferrer">روانکاوی</a> فاش کرده است و یک ادعای اثبات نشده در مورد این ادعا که بیمار درمان شده است (ایگل، ۱۹۸۸؛ ماهونی، ۱۹۸۶). هیچ راهی وجود ندارد تا معلوم کند که آیا فروید این تحریف‌ها را عمدی انجام داده است تا شواهد تأییدکننده‌ای برای دیدگاه خود فراهم کند و یا این‌که آن‌ها از نتیجه‌گیری‌های خود وی به‌دست‌آمده‌اند. تاریخ‌دانان نمی‌توانستند هیچ‌گونه خطاهای مشابه احتمالی را در سایر مطالعه‌های موردی فروید ردیابی کنند، زیرا او بیشتر پرونده‌های بیمارانش را از بین برده است.</p>
<p>هم‌چنین فروید پس از جدایی از <a href="https://fa.wikipedia.org/wiki/%DB%8C%D9%88%D8%B2%D9%81_%D8%A8%D8%B1%D9%88%DB%8C%D8%B1" target="_blank" rel="noopener noreferrer">بروئز </a>فقط شش مورد از شرح‌حال بیمارانش را منتشر کرد و هیچ‌یک از آن‌ها شواهد متقاعدکننده‌ای برای تأیید نظام روانکاوی‌اش به‌دست نمی‌دهند. «بعضی از این شرح‌حال‌ها برای تأیید نظریه‌ی روانکاوی به‌اندازه‌ای تردیدآمیزند که شخص کاملاً تعجب می‌کند که چرا فروید حتی زحمت انتشار آن‌ها را به خود هموارساخته&#8230; دو مورد از آن‌ها ناقص و در درمان بیماران بلااثر بوده است&#8230; مورد سوم در حقیقت توسط فروید درمان‌نشده بود (سالووی، ۱۹۹۲، ص.۱۶۰).</p>
<p>انتقاد چهارمی نیز بر داده‌های فروید وارد است. حتی اگر یادداشت‌های کامل، کلمه به کلمه هم تهیه و نگهداری شده باشند، همیشه این امکان وجود نداشته است که اعتبار آنچه که بیماران گزارش داده بودند تعیین شود. فروید برای اثبات داستان‌های تجارب دوره‌ی کودکی بیمارانش کوشش چندانی به عمل نیاورد. منتقدان اظهار می‌دارند که او باید کوشش می‌کرد که با پرسیدن از خویشاوندان و دوستانشان درباره‌ی رویدادهای توصیف‌شده صحت گزارش‌های بیماران را وارسی کند. بدین‌سان، نخستین گام در تدوین نظریه علمی- جمع‌آوری داده‌ها- در مورد فروید ممکن است به‌عنوان گامی ناتمام، ناقص و نادرست مشخص شود.</p>
<p>در مورد گام دوم- استنتاج و تعمیم از روی داده‌ها- ما دقیقاً نمی‌دانیم که این کار چگونه صورت گرفته است، زیرا فروید هرگز این فرایند را توضیح نداد و ازآنجاکه داده‌های فروید کمیت‌پذیر و قابل‌تحلیل به روش آماری نبودند، تعیین پایایی و معنی‌دار بودن آماری این یافته‌ها ازنظر تاریخ‌دانان ناممکن است.</p>
<p>نظریه‌ها و فرض‌های فروید درباره‌ی <strong>طبیعت انسان</strong> موردانتقاد قرارگرفته‌اند. حتی طرفداران فروید می‌پذیرند که خود وی اغلب تناقض‌گویی کرده است و تعاریف او درباره‌ی بعضی از مفاهیم کلیدی مانند <a href="http://behdashtravan.com/%d8%b3%d8%a7%d8%ae%d8%aa%d8%a7%d8%b1-%d8%b4%d8%ae%d8%b5%db%8c%d8%aa-%d8%a7%d8%b2-%d9%86%da%af%d8%a7%d9%87-%d9%81%d8%b1%d9%88%db%8c%d8%af/" target="_blank" rel="noopener noreferrer">نهاد، من و فرامن</a> مبهم‌اند. چنان‌که فروید در نوشته‌های بعدی‌اش شخصاً  دشواری‌هایی را که در تعریف بعضی از عقایدش وجود دارند متذکر شده است.</p>
<p>بسیاری از روان‌شناسان دیدگاه فروید درباره‌ی زنان را  موردانتقاد قرار داده‌اند. او عقیده داشت که فرامن زنان به خوبی رشد نکرده و به سبب فقدان آلت تناسلی مردانه درباره‌ی بدن خود احساس حقارت می‌کنند. کارن هورنای روانکاو، به سبب این دیدگاه‌ها درباره‌ی روان‌شناسی جنس مؤنث، محفل فروید را ترک کرد و نظام خود را تدوین کرد و به‌جای غبطه‌ی آلت تناسلی در زنان، اظهار داشت که مردان دارای غبطه‌ی رحم هستند. امروز بیشتر روانشناسان معتقدند که اندیشه‌های فروید درباره‌ی رشد روانی- جنسی زنان تأیید نشده و نادرست است.</p>
<p>در آینده آثار نظریه‌پردازان دیگری را بررسی می‌کنیم که با اندیشه‌های فروید مخالفت کردند و کوشیدند تا نظریه‌ی او را تعدیل کنند. آنان می‌گفتند فروید نیروهای زیست‌شناختی، به‌ویژه میل جنسی را بیش‌ازاندازه مورد تأکید قرار می‌دهد. درحالی‌که منتقدان نظر دارند که شخصیت بیشتر تحت نفوذ نیروهای اجتماعی است.</p>
<p>سایر نوفرویدی‌ها از اینکه فروید آزادی اراده را انکار می‌کرد و بر رفتار گذشته فرد تأکید می‌ورزید و امیدها و هدف‌های آینده را نادیده می‌گرفت عقاید او را موردانتقاد قراردادند. بعضی دیگر از فروید به این جهت انتقاد می‌کردند که نظریه‌ی شخصیت انسان را تنها برمبنای مشاهده‌ی روان‌رنجوران و بی‌توجه به خصایص اشخاص سالم ازنظر هیجانی تدوین کرده است. همه‌ی این نکات در ساختن دیدگاه‌های رقیب درباره‌ی شخصیت مورداستفاده قرار گرفتند که به‌سرعت به انشعاب در محفل روانکاوی منجر شد و مکاتب اشتقاقی روانکاوی فروید را به وجود آورد.</p>
<h2>اعتبار علمی مفاهیم روانکاوی</h2>
<p>بسیاری از مفاهیم فروید در سال‌های دهه‌ی ۱۹۳۰ و ۱۹۴۰ موردبررسی آزمایشی قرار گرفت که به نتایج تردیدآمیزی منتهی شد. در سال‌های اخیر در این مورد پژوهش‌هایی با روایی بیشتر صورت گرفته‌اند. تحلیلی از ۲۰۰۰ مطالعه‌ی انجام‌شده در روان‌پزشکی، روان‌شناسی، مردم‌شناسی و سایر رشته‌های علمی، اعتبار علمی بعضی از صورت‌بندی‌های فروید را مورد ارزشیابی قرار داده است (فیشر و گرین‌برگ، ۱۹۷۷).</p>
<p>گرچه بعضی از مفاهیم فرویدی، ازجمله نهاد، من، فرامن، آرزوی مرگ، لیبیدو و <a href="http://behdashtravan.com/%d8%a7%d8%b6%d8%b7%d8%b1%d8%a7%d8%a8-%d8%a7%d8%b2-%d9%86%da%af%d8%a7%d9%87-%d9%81%d8%b1%d9%88%db%8c%d8%af/" target="_blank" rel="noopener noreferrer">اضطراب </a>در برابر روش‌های اعتباریابی علمی مقاومت کردند، بااین‌حال معلوم شد که سایر مفاهیم آزمون‌پذیری لازم را داشتند. این تحلیل‌ها نشان دادند که مطالعه‌های منتشرشده شواهدی را در جهت تأیید موارد زیر فراهم کرده‌اند:</p>
<ol>
<li>بعضی از خصایص سنخ‌های شخصیتی <a href="http://behdashtravan.com/%d9%85%d8%b1%d8%a7%d8%ad%d9%84-%d8%b1%d8%b4%d8%af-%d9%81%d8%b1%d9%88%db%8c%d8%af/" target="_blank" rel="noopener noreferrer">دهانی و مقعدی</a>؛</li>
<li>برخی از عوامل علّی هم‌جنس‌خواهی؛</li>
<li>این عقیده که رؤیاها دریچه‌هایی برای کاهش تنش هستند؛</li>
<li>بخش‌هایی از عقده‌ی ادیپی در پسران (رقابت با پدر، خیال‌پردازی‌های جنسی درباره‌ی مادر و اضطراب اختگی).</li>
</ol>
<p>ازجمله مفاهیم فرویدی که بر اساس نتایج تحقیق آزمایشی تأیید نشده عبارت‌اند از:</p>
<ol>
<li>رؤیاها بیان‌گر ارضای آرزوها و امیال سرکوب‌شده در جامه‌ی مبدل هستند؛</li>
<li>پسرها برای حل عقده‌ی ادیپی با پدر همانندسازی می‌کنند و معیارهای فرامن او را از روی ترس می‌پذیرند؛</li>
<li>زنان مفهوم حقارت‌آمیزی از بدن خود دارند، معیارهای فرامن آن‌ها در مقایسه با مردان استحکام کمتری دارد و تحقیق هویت برایشان دشوارتر است.</li>
</ol>
<p>پژوهش‌های بعدی شواهدی را در مورد تأیید تأثیر فرآیندهای ناهشیاری بر افکار و رفتار فراهم کرده و نشان داده است که تأثیرهای ناهشیاری ممکن است ازآنچه که فروید ادعا کرده است فراگیرتر باشد (بورنستین و پیت من، ۱۹۹۲؛ به رادی، ۱۹۸۷؛ جاکوبی و کلی، ۱۹۸۷؛ سیلورمن، ۱۹۷۶). مطالعه‌های آزمایشی درباره‌ی آنچه که فروید لغزش‌های  کلامی نامید نشان داده است که دست‌کم بعضی از این بیان‌های کلامی نادرست ظاهراً همان‌هایی هستند که فروید می‌گفت- تعارض‌ها و اضطراب‌های ناهشیار که به گونه‌ی آشفته جلوه‌گر می‌شوند (ماتلی، ۱۹۸۵).</p>
<p>چنان‌که یادآور شدیم، همه‌ی پژوهش‌های انجام‌شده درباره مفاهیم فرویدی نظریه‌ی روانکاوی او را تأیید نمی‌کنند. مطالعات انجام‌شده در مورد رشد شخصیت، این عقیده را که شخصیت آدمی عمدتاً تا سن ۵ سالگی شکل می‌گیرد و ازآن‌پس چندان تغییر نمی‌کند، مورد تأیید قرار نمی‌دهد. تغییر شخصیت در طول زمان استمرار می‌یابد و بعد از ۵ سالگی به گونه‌ی قابل‌ملاحظه‌ای تغییر می‌کند (کاگان، کریسلی و زلازو، ۱۹۷۸؛ اُلویوس، ۱۹۹۲ به‌علاوه، پژوهش در مورد غرایز به‌عنوان نیروهای سائق شخصیت نشان می‌دهد که صورت‌بندی فروید نمی‌تواند الگوی مفیدی برای انگیزش انسان باشد (بارون و والیتزکی، ۱۹۹۲).</p>
<p>مهم‌ترین نکته در مورد این تلاش‌های علمی برای تحلیل عقاید فرویدی آن است که دست‌کم بعضی از مفاهیم روانکاوی را می‌توان به احکامی کاهش داد که ازنظر علمی قابل‌مطالعه و بررسی باشند.</p>
<h2>خدمت‌های روانکاوی</h2>
<p>اکنون ممکن است بپرسیم پس چرا روانکاوی برخلاف انتقادهایی که بر آن واردشده به حیات خود ادامه داده است؟ تمامی نظریه‌های رفتار را به سبب آن‌که فاقد اعتبار علمی هستند تااندازه‌ای می‌توان موردانتقاد قرار داد. روان‌شناسانی که درباره‌ی نظریه‌ای تحقیق می‌کنند گاهی ناگزیر باید ملاک‌هایی سوای ملاک‌های رسمی علمی خشک و دقیق را برگزینند. هم‌چنین کسانی که روانکاوی را انتخاب می‌کنند بدون در دست داشتن شواهد به این کار نمی‌پردازند.</p>
<p>روانکاوی نیز شواهدی را مطرح می‌کند، اما این‌ها از نوع شواهدی نیستند که به‌طور سنتی در علم پذیرفته‌شده‌اند. این‌که شواهد روانکاوی از نوع شواهد دقیق و محض علمی نیست لزوماً این معنا را ندارد که نظریه‌ی آن غلط یا گمراه‌کننده است. درهرحال، اعتقاد به روانکاوی ممکن است بر پایه‌های شهودی توجیه‌پذیری ظاهری این نظام استوار باشد.</p>
<p>به‌طورکلی، روانکاوی فرویدی در روان‌شناسی علمی آمریکا اهمیت چشم‌گیری داشته است و علاقه نسبت به عقاید فروید همچنان بالاست. اما محبوبیت روانکاوی به‌عنوان روشی برای درمان، وقتی‌که برحسب تعداد مراجعانی که آن روش را انتخاب می‌کنند و تعداد کسانی که برای <a href="http://behdashtravan.com/%d9%81%d8%b1%d9%82-%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%da%a9%d8%a7%d9%88-%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%d8%b4%d9%86%d8%a7%d8%b3-%d9%88-%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%d9%be%d8%b2%d8%b4%da%a9/" target="_blank" rel="noopener noreferrer">روانکاو</a> شدن آموزش می‌بینند قیاس می‌شود، کاهش‌یافته است. به‌جای استفاده از روش درمان پرهزینه و درازمدت فرویدی، از روش‌های روان‌رنجوری کوتاه‌تر و کم‌هزینه‌تر (که بعضی از آن‌ها از روانکاوی گرفته‌شده‌اند) و روش‌های درمان <a href="http://behdashtravan.com/%d8%aa%d8%a7%d8%b1%db%8c%d8%ae%da%86%d9%87-%d8%b1%d9%81%d8%aa%d8%a7%d8%b1%da%af%d8%b1%d8%a7%db%8c%db%8c-%d9%82%d8%b3%d9%85%d8%aa-%d8%a7%d9%88%d9%84/" target="_blank" rel="noopener noreferrer">رفتاری</a> و <a href="http://behdashtravan.com/%d9%85%da%a9%d8%aa%d8%a8-%d8%b4%d9%86%d8%a7%d8%ae%d8%aa%db%8c/" target="_blank" rel="noopener noreferrer">شناختی</a> استفاده می‌شود.</p>
<p>درمان‌های دارویی نیاز به روانکاوی و روش‌های درمانی مشابه را در مورد انواع خاصی از اختلال‌های روانی کاهش داده است. در دسترس بودن دارودرمانی مانند لیتیوم و پروزاک موجب شد که بعضی از روان‌پزشکان و روان‌شناسان بالینی عقاید خود را درباره‌ی علل بیماری‌های روانی را مورد تجدیدنظر قرار دهند، بدین معنا که به دور از مکتب فکری روانی، همانند گذشته توجه خود را به علل بدنی این اختلال‌ها معطوف داشتند.</p>
<p>در رویکرد بدنی با زیست‌شیمیایی این عقیده وجود دارد که اختلال‌های روانی درنتیجه‌ی به هم خوردن توازن مواد شیمیایی مغز ایجاد می‌شود. بنابراین وقتی‌که بیمار با خوردن یک قرص به‌سرعت احساس بهبودی پیدا می‌کند، چرا باید استفاده از روش‌های روانکاوی پرهزینه و وقت‌گیر تجویز شود؟ اما، دارودرمانی در همه‌ی شرایط و در مورد همه‌ی بیماران کارساز نیست. هم‌چنین باید متذکر شد که این پیشرفت در درمان اختلال‌های روانی را مدت‌ها پیش ازآن‌که به وقوع بپیوندد پیش‌بینی کرده بود.</p>
<p>تأثیر اندیشه‌های فروید بر فرهنگ عمومی ایالات‌متحده آمریکا بسیار زیاد بوده است و این مطلب بلافاصله پس از دیدار وی از دانشگاه کلارک در ۱۹۰۹ احساس شد. روزنامه‌های ایالات‌متحده داستان‌ها و مقاله‌های زیادی درباره‌ی فروید منتشر کردند و تا سال ۱۹۲۰ بیش از ۲۰۰ کتاب درباره‌ی تحلیل‌های فروید در آمریکا انتشار یافت. در مجله‌هایی مانند مجله خانگی بانوان، ملت و جمهوری نوین مقاله‌هایی درباره‌ی روانکاوی نوشته می‌شد. مترو گلدن مایر <a href="https://en.wikipedia.org/wiki/Metro-Goldwyn-Mayer" target="_blank" rel="noopener noreferrer">MGM</a>، یک سازمان عمده‌ی سازنده فیلم‌های سینمایی، به فروید پیشنهاد ۱۰۰ هزار دلار داد تا در تهیه‌ی یک فیلم سینمایی در مورد عشق تشریک‌مساعی کند. او این پیشنهاد را رد کرد. بنابراین، پذیرش فروید از سوی عامه‌ی مردم به‌مراتب زودتر از پذیرش او از طرف روان‌شناسی علمی صورت گرفت.</p>
<p>قرن بیستم شاهد کاهش محدودیت‌های جنسی در رفتار و هم‌چنین کاهش این محدودیت‌ها در هنر، ادبیات و سرگرمی‌ها بوده است. این باور گسترده وجود دارد که بازداری یا <a href="http://behdashtravan.com/%d9%85%da%a9%d8%a7%d9%86%db%8c%d8%b2%d9%85-%d8%af%d9%81%d8%a7%d8%b9%db%8c-%d8%b3%d8%b1%da%a9%d9%88%d8%a8%db%8c-%db%8c%d8%a7-%d9%88%d8%a7%d9%be%d8%b3%e2%80%8c%d8%b1%d8%a7%d9%86%db%8c/" target="_blank" rel="noopener noreferrer">سرکوبی </a>ارضای میل جنسی ممکن است زیان‌بخش باشد. اما تعجب‌آور است که پیام فروید در رابطه با میل جنسی موجب سوءتفاهم‌های زیادی شده است. او هرگز درباره‌ی تضعیف قوانین جنسی رفتار یا آزادی جنسی بیشتر صحبت نکرد. بلکه دیدگاه او این بود که بازداری میل جنسی برای بقای تمدن ضروری است. علی‌رغم نیت فروید، آزادی جنسی بیشتر در قرن بیستم، تااندازه‌ای نتیجه‌ی نوشته‌های اوست. تأکید او بر میل جنسی به شهرت دیدگاهش کمک کرد. حتی در نشریه‌های علمی، مقاله‌های جنسی دارای جاذبه‌ی احساسی است.</p>
<p>علی‌رغم انتقاد از دقت علمی و ضعف روش پژوهش، روانکاوی فروید در روان‌شناسی نوین به‌صورت نیروی مهمی درآمده است. در ۱۹۲۹، ای.جی. بورینگ، در تاریخ روان‌شناسی آزمایشی خود نوشت که در روان‌شناسی هیچ طرفدار عمده‌ای که در عظمت همتای <a href="https://fa.wikipedia.org/wiki/%DA%86%D8%A7%D8%B1%D9%84%D8%B2_%D8%AF%D8%A7%D8%B1%D9%88%DB%8C%D9%86" target="_blank" rel="noopener noreferrer">داروین </a>و <a href="https://fa.wikipedia.org/wiki/%D9%87%D8%B1%D9%85%D8%A7%D9%86_%D9%81%D9%88%D9%86_%D9%87%D9%84%D9%85%D9%87%D9%88%D9%84%D8%AA%D8%B2" target="_blank" rel="noopener noreferrer">هلمهولتز </a>باشد وجود ندارد. بیست‌ویک سال بعد، در چاپ دوم کتابش بورینگ در عقیده‌ی خود تجدیدنظر کرد. بورینگ ضمن منعکس کردن توسعه‌ی روان‌شناسی در آن دو دهه با تحسین درباره‌ی فروید چنین نوشت:</p>
<p>او اکنون به‌عنوان بزرگ‌ترین مبتکر زمان جلوه‌گر می‌شود، نماینده‌ی روح زمان که تسخیر روان‌شناسی را با اصل فرایند ناهشیار به انجام رسانید&#8230; این احتمال وجود ندارد که در سه قرن آینده کسی بتواند یک تاریخ روان‌شناسی بنویسد بی‌آنکه از فروید نام ببرد و باوجوداین ادعا کند که تاریخِ او تاریخ عمومی روان‌شناسی است. و شما در آن زمان بهترین ملاک بزرگی را ملاحظه می‌کنید: شهرت پس از مرگ. (بورینگ، ۱۹۵۰، ۷۴۳- ۷۰۷)</p>
<h2>منبع</h2>
<p><strong>کتاب:</strong> <a href="https://www.worldofbooks.com/history-of-modern-psychology-by-duane-p-schultz-gor008306824.html?keyword=&amp;gclid=EAIaIQobChMIoO6kgMCL2AIVxEAbCh2WZwN1EAYYASABEgLkvvD_BwE" target="_blank" rel="noopener noreferrer">تاریخ روانشناسی نوین</a><br />
<strong>نویسنده:</strong> سیدنی آلن شولتز، دوان پی شولتز<br />
<strong>مترجم:</strong> پاشا شریفی، علی اکبر سیف، خدیجه علی آبادی</p>
<p>The post <a href="https://behdashtravan.com/%d8%aa%d8%a7%d8%b1%db%8c%d8%ae%da%86%d9%87-%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%da%a9%d8%a7%d9%88%db%8c-%d9%82%d8%b3%d9%85%d8%aa-%d8%b3%d9%88%d9%85/">سرگذشت روانکاوی &#8211; قسمت سوم</a> appeared first on <a href="https://behdashtravan.com">مجله تخصصی روانشناسی بهداشت روان</a>.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://behdashtravan.com/%d8%aa%d8%a7%d8%b1%db%8c%d8%ae%da%86%d9%87-%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%da%a9%d8%a7%d9%88%db%8c-%d9%82%d8%b3%d9%85%d8%aa-%d8%b3%d9%88%d9%85/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>تاریخ روانکاوی &#8211; قسمت دوم</title>
		<link>https://behdashtravan.com/%d8%aa%d8%a7%d8%b1%db%8c%d8%ae%da%86%d9%87-%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%da%a9%d8%a7%d9%88%db%8c-%d9%82%d8%b3%d9%85%d8%aa-%d8%af%d9%88%d9%85/</link>
					<comments>https://behdashtravan.com/%d8%aa%d8%a7%d8%b1%db%8c%d8%ae%da%86%d9%87-%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%da%a9%d8%a7%d9%88%db%8c-%d9%82%d8%b3%d9%85%d8%aa-%d8%af%d9%88%d9%85/#comments</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[بهروز هاشمی]]></dc:creator>
		<pubDate>Thu, 22 Feb 2018 11:30:35 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[روان پویشی و روانکاوی]]></category>
		<category><![CDATA[مکاتب روانشناسی]]></category>
		<category><![CDATA[آنا اُ]]></category>
		<category><![CDATA[ارنست جونز]]></category>
		<category><![CDATA[انتقال]]></category>
		<category><![CDATA[بروئر]]></category>
		<category><![CDATA[تاریخچه روانکاوی]]></category>
		<category><![CDATA[تحلیل رویا]]></category>
		<category><![CDATA[تعبیر رویا]]></category>
		<category><![CDATA[تیچنر]]></category>
		<category><![CDATA[جفری ماسون]]></category>
		<category><![CDATA[داروین]]></category>
		<category><![CDATA[درون نگری]]></category>
		<category><![CDATA[روان تحلیلگری]]></category>
		<category><![CDATA[روان تحلیلی]]></category>
		<category><![CDATA[روانکاوی]]></category>
		<category><![CDATA[زیگموند فروید]]></category>
		<category><![CDATA[فروید]]></category>
		<category><![CDATA[کارل گوستاو یونگ]]></category>
		<category><![CDATA[مورد آنا اُ]]></category>
		<category><![CDATA[نهاد من فرامن]]></category>
		<category><![CDATA[یونگ]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://behdashtravan.com/?p=2598</guid>

					<description><![CDATA[<p>مناقشه اغوای دوران کودکی فروید در اواسط دهه‌ی ۱۸۹۰ بیش از هر زمان دیگر اعتقاد پیدا کرد که میل جنسی در روان‌رنجوری (نوروز) نقش تعیین‌کننده‌ای دارد. او ملاحظه کرد که بیشتر بیمارانش از تجارب جنسی آسیب‌زای دوره‌ی کودکی خود گزارش می‌دهند که غالباً افراد خانواده خودشان در آن‌ها نقش داشته‌اند. به این باور رسید که &#8230;</p>
<p>The post <a href="https://behdashtravan.com/%d8%aa%d8%a7%d8%b1%db%8c%d8%ae%da%86%d9%87-%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%da%a9%d8%a7%d9%88%db%8c-%d9%82%d8%b3%d9%85%d8%aa-%d8%af%d9%88%d9%85/">تاریخ روانکاوی &#8211; قسمت دوم</a> appeared first on <a href="https://behdashtravan.com">مجله تخصصی روانشناسی بهداشت روان</a>.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>مناقشه اغوای دوران کودکی</h2>
<p><a href="http://behdashtravan.com/%d8%b2%d9%86%d8%af%da%af%db%8c%d9%86%d8%a7%d9%85%d9%87-%d9%81%d8%b1%d9%88%db%8c%d8%af-%d9%82%d8%b3%d9%85%d8%aa-%d8%a7%d9%88%d9%84/" target="_blank" rel="noopener noreferrer">فروید </a>در اواسط دهه‌ی ۱۸۹۰ بیش از هر زمان دیگر اعتقاد پیدا کرد که میل جنسی در روان‌رنجوری (نوروز) نقش تعیین‌کننده‌ای دارد. او ملاحظه کرد که بیشتر بیمارانش از تجارب جنسی آسیب‌زای دوره‌ی کودکی خود گزارش می‌دهند که غالباً افراد خانواده خودشان در آن‌ها نقش داشته‌اند. به این باور رسید که اگر کسی از زندگی جنسی بهنجار برخوردار باشد ممکن نیست به روان‌رنجوری مبتلا شود.</p>
<p>فروید در مقاله‌ای که در ۱۸۹۰ به انجمن روان‌پزشکان و متخصصان اعصاب در وین ارائه کرد گزارش داد که بیمارانش از تجاربی پرده برداشته‌اند که به اغوای دوره‌ی کودکی شباهت دارند، که اغواکننده یکی از بستگان مسن‌تر و در اغلب موارد پدر بوده است. فروید معتقد بود که این اغواهای آسیب‌زا، رفتار نوروتیک دوره‌ی بزرگ‌سالی را موجب می‌شوند.</p>
<p>او هم‌چنین گزارش داد هنگامی‌که بیمارانش جزئیات تجربه‌ی اغوا را توصیف می‌کردند مردد بودند و وضعیت به‌نحوی غیرواقعی به‌نظر می‌رسید. بیماران رویدادها را با مکث بازگو می‌کردند که گمان می‌رود کاملاً به خاطر نمی‌آیند، گویی هرگز اتفاق نیفتاده‌اند.</p>
<p>این مقاله تردیدآمیز تلقی شد و رئیس انجمن، کرافت ابینگ چنین اظهارنظر کرد که «به داستان جن و پری که به شیوه‌ی علمی بیان‌شده باشد شباهت دارد»(نقل از <a href="https://en.wikipedia.org/wiki/Ernest_Jones" target="_blank" rel="noopener noreferrer">جونز</a>، ۱۹۵۳، ص. ۲۶۳). فروید پاسخ داد که همه‌ی منتقدانش افرادی نادان هستند و همگی به جهنم بروند.</p>
<p>تقریباً یک‌سال پس از ارائه این مقاله، فروید دیدگاهش را تغییر داد و ادعا کرد که در بیشتر موار، تجارب اغوای دوران کودکی که بیمارانش توصیف کرده بودند غیرواقعی بوده و در عمل هرگز اتفاق نیفتاده بودند. این کشف نقطه‌ی عطف دیگری در تاریخ روانکاوی به‌شمار می‌رود. در ابتدا آگاهی از این‌که بیمارانش خیال‌پردازی‌های خود را گزارش می‌دادند برای فروید ضربه‌ای محسوب می‌شد، زیرا نظریه‌ی روان‌رنجوری او بر واقعیت آسیب‌های جنسی کودکی که رفتار غیرمعقول در بزرگ‌سالی را موجب می‌شد استوار بود.</p>
<p>اما، فروید با تعمق در این مورد چنین نتیجه گرفت که خیال‌پردازی‌های بیمارانش برایشان کاملاً واقعیت داشت. هم‌چنین، ازآنجاکه خیال‌پردازی‌های آنان به امور جنسی متمرکز بود، مسئله‌ی جنسی به‌عنوان منشأ مشکلاتشان همچنان باقی ماند. بدین ترتیب، نظر بنیادی فروید درباره‌ی مسئله‌ی جنسی به‌عنوان عامل سببی روان‌رنجوری دست‌نخورده حفظ شد.</p>
<p>نزدیک به یک قرن بعد، یعنی در ۱۹۸۴ وقتی‌که <a href="https://en.wikipedia.org/wiki/Jeffrey_Moussaieff_Masson" target="_blank" rel="noopener noreferrer">جفری ماسون</a>، روانکاوی که برای مدتی کوتاه سرپرست آرشیو فروید شده بود، او را متهم کرد که درباره‌ی واقعیت تجارب جنسی کودکی دروغ گفته است مشاجرات آغاز شد. ماسون ادعا کرد که سوءاستفاده‌های جنسی گزارش‌شده توسط بیماران فروید، در بیشتر موارد، واقعاً رخ‌داده بودند و فروید بر آن‌ها برچسب «خیال‌پردازی» زده است تا نظام او موردپسند همکاران و عامه‌ی مردم باشد ( ماسون، ۱۹۸۴).</p>
<p>بیشتر دانشمندان مشهور ادعاهای ماسون را تکذیب و استدلال کردند که او در دفاع از ادعای خود شواهد قانع‌کننده‌ای ارائه نداده است (مالکولم، ۱۹۸۴، کرول، ۱۹۸۶ و گی، ۱۹۸۸). این مناقشه در روزنامه‌ها و مجله‌های سرتاسر کشور {آمریکا} انعکاس پیدا کرد. در مصاحبه‌ای که در واشنگتن‌پست انتشار یافت، پژوهش‌گران مکتب فروید، پال‌روزن و پیتر گی طرح ماسون را به</p>
<h2>خودکاری و تعبیر رؤیاها</h2>
<p>قضاوت نهایی درباره‌ی نظریه اغوا هرچه باشد، پیداست فروید، که نقش میل جنسی را در زندگی هیجانی ما با این شدت مورد تأکید قرار داد، شخصاً نسبت به امور جنسی نگرش منفی داشت و خودش مشکلات جنسی را تجربه می‌کرد. او به‌طور مستمر درباره‌ی خطر فعالیت جنسی، حتی برای کسانی که روان‌رنجور نبودند مطلب نوشت و اظهار می‌داشت که ما باید بکوشیم تا خود را از این «نیاز معمول حیوانی» بالاتر بکشیم. او نوشت، عمل جنسی انسان را پست می‌کند، روان و بدن هر دو را آلوده می‌سازد.</p>
<blockquote class="alignleft quote-light "><p>مهم‌ترین بیمار برای من شخص خودم بود. <cite>زیگموند فروید</cite></p></blockquote>
<p>در ۱۸۹۷، که ۴۱ ساله بود، گزارش داد که فعالیت‌های جنسی را شخصاً کنار گذاشته است و به دوستی نوشت «شوق جنسی برای شخصی مانند من دیگر بی‌فایده است»(فروید، ۱۹۵۴، ص. ۲۲۷). فروید گاه‌وبیگاه دچار ناتوانی جنسی می‌شد و گاهی به سبب بیزاری از روش‌های پیشگیری از آبستنی معمول در آن زمان تا مدتی از عمل جنسی خودداری می‌کرد (گی، ۱۹۸۸).</p>
<p>فروید در همان وقت که تصمیم گرفت فعالیت جنسی را کنار بگذارد، کار تاریخی خودکاوی یا تحلیل شخصی را آغاز کرد. او شماری از مشکلات روان‌رنجوری را به‌مدت چند سال تجربه کرده بود و وضعیت شخص خود را به‌عنوان نوروز اضطرابی تشخیص داد که آن را به انباشته شدن تنش جنسی نسبت داد. او از سردردهای میگرنی، مشکلات مجاری ادرار و انقباض روده گزارش می‌داد و درباره‌ی مرگ، مسافرت، فضاهای باز و بیماری قلبی احساس نگرانی می‌کرد. این زمان شدیدترین دوره‌ی آشفتگی فروید محسوب می‌شد و درعین‌حال یکی از خلاق‌ترین مراحل زندگی او بود. درواقع، بیشتر نظریه روان‌رنجوری او از مشکلات روان‌رنجوری خودش و روشی که برای تحلیل آن‌ها به کاربرد نشأت گرفت. او در این مورد نوشت «<strong>مهم‌ترین بیمار برای من شخص خودم بود</strong>»(نقل از گاردنر، ۱۹۹۳، ص.۷۱). او خودکاوی را به‌عنوان وسیله‌ای برای درک بهتر خویش و بیمارانش در پیش گرفت و روشی را که به کاربرد تحلیل رؤیا نام داشت.</p>
<p>فروید ضمن پژوهش‌هایش کشف کرده بود که رؤیاهای بیمار ممکن است یک منبع غنی از امور هیجانی مهم باشند. رؤیاها اغلب حاوی سرنخ‌های باارزشی در مورد علل زمینه‌ساز اختلال بودند. به‌سبب اعتقادش به اثبات‌گرایی که هر چیزی علتی دارد، فکر می‌کرد که رویدادهای موجود در رؤیا نمی‌توانند به‌کلی بی‌معنا باشند، آن‌ها باید نتیجه‌ی چیزی در ناهشیاری شخص باشند.</p>
<p>فروید چون می‌دانست که نمی‌تواند خودش را با روش تداعی آزاد روانکاوی کنند (به‌سبب دشواری ایفای نقش بیمار و درمانگر به‌طور هم‌زمان)، تصمیم گرفت رؤیاهایش را موردبررسی قرار دهد. هر صبح به‌محض بیدار شدن، محتوای رؤیاهای شب قبلش را یادداشت می‌کرد و سپس این مواد را در معرض تداعی آزاد قرار می‌داد.</p>
<p>خودکاوی او تقریباً دو سال به طول انجامید و سرانجام در <strong>کتاب تعبیر رؤیاها</strong> انتشار یافت (۱۹۰۰). کتابی که امروزه اثر عمده‌ی وی تلقی می‌شود. در این کتاب برای نخستین بار عقده‌ی ادیپ را که عمدتاً از تجارب دوره‌ی کودکی خودش گرفته بود، به‌اختصار مطرح کرد. این کتاب مورد تحسین همگان قرار نگرفت، اما اظهارنظرهای جالب زیادی درباره‌ی آن نوشته شد. از مجله‌های تخصصی گرفته تا مجله‌ها و روزنامه‌های همگانی وین، برلین و دیگر شهرهای عمده‌ی اروپا همه بر آن نقدهایی نوشتند. در زوریخ مرد جوانی به نام<a href="http://behdashtravan.com/%d8%b2%d9%86%d8%af%da%af%db%8c%e2%80%8c%d9%86%d8%a7%d9%85%d9%87-%da%a9%d8%a7%d8%b1%d9%84-%da%af%d9%88%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d9%88-%db%8c%d9%88%d9%86%da%af/" target="_blank" rel="noopener noreferrer"> کارل یونگ</a> این کتاب را خواند و به‌سرعت هوادار روانکاوی نوین شد.</p>
<p>سرانجام تعبیر رؤیاها به‌اندازه‌ای موفقیت پیدا کرد که در زمان حیات فروید هشت بار تجدید چاپ شد. او تحلیل رؤیا را به‌عنوان یک روش استاندارد برای روانکاوی انتخاب کرد و در بقیه‌ی عمر خود همه‌روزه نیم ساعت آخر روز را به خودکاوی اختصاص داد.</p>
<h2>روانکاوی به‌عنوان روشی برای درمان</h2>
<p>فروید کشف کرد که روش تداعی آزاد همیشه به‌طور آزاد پیش نمی‌رود. دیر یا زود بیمارانش در نقل داستان‌هایشان به نقطه‌ای می‌رسیدند که نمی‌توانستند یا مایل نبودند آن را ادامه دهند. او معتقد بود این مقاومت‌ها نشان‌گر آن هستند که بیماران به خاطرات و اندیشه‌هایی رسیده‌اند که یادآوری آن‌ها بیش‌ازاندازه وحشتناک، شرم‌آور یا نفرت‌انگیز است. فروید فکر می‌کرد که مقاومت نوعی محافظت در برابر درد هیجانی است و حضور درد خود نشانه‌ی آن است که روانکاوی به منبع مشکل نزدیک می‌شود و <a href="http://behdashtravan.com/%d9%81%d8%b1%d9%82-%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%da%a9%d8%a7%d9%88-%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%d8%b4%d9%86%d8%a7%d8%b3-%d9%88-%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%d9%be%d8%b2%d8%b4%da%a9/" target="_blank" rel="noopener noreferrer">روانکاو</a> باید به پیگیری در آن زمینه ادامه دهد.</p>
<p>کشف مقاومت توسط فروید، به تدوین یک اصل روانی بنیادی، یعنی <a href="http://behdashtravan.com/%d9%85%da%a9%d8%a7%d9%86%db%8c%d8%b2%d9%85-%d8%af%d9%81%d8%a7%d8%b9%db%8c-%d8%b3%d8%b1%da%a9%d9%88%d8%a8%db%8c-%db%8c%d8%a7-%d9%88%d8%a7%d9%be%d8%b3%e2%80%8c%d8%b1%d8%a7%d9%86%db%8c/" target="_blank" rel="noopener noreferrer">سرکوبی </a>منتهی شد که او آن را به‌عنوان فرآیندی توصیف کرد که بر اساس آن اندیشه‌ها، خاطره‌ها و امیال نامطبوع از هشیاری رانده می‌شوند و فقط می‌توانند در ناهشیاری عمل کنند. فروید سرکوبی را تنها عامل ممکن برای تبیین رویداد مقاومت می‌دانست. اندیشه‌ها یا تکانه‌های نامطبوع از هشیاری رانده‌شده و از ورود آن‌ها به هشیاری به‌شدت جلوگیری می‌شود. درمانگر باید به بیماران کمک کند که این ماده سرکوب‌شده را به هشیاری خود بازگردانند تا بتوانند با آن برخورد نمایند و یاد بگیرند که با آن زندگی کنند.</p>
<p>فروید دریافت که درمان مؤثر بیماران روان‌رنجور به برقراری رابطه‌ی شخصی و صمیمانه‌ی بین بیمار و درمانگر وابسته است. پیش‌ازاین یادآور شدیم انتقالی که <strong><a href="https://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%A2%D9%86%D8%A7_%D8%A7%D9%88" target="_blank" rel="noopener noreferrer">آنا اُ</a>.</strong> نسبت به <a href="https://fa.wikipedia.org/wiki/%DB%8C%D9%88%D8%B2%D9%81_%D8%A8%D8%B1%D9%88%DB%8C%D8%B1" target="_blank" rel="noopener noreferrer">بروئر </a>پیدا کرد چگونه او را ناراحت کرد و ناگزیرش ساخت که درمان را قطع کند. به نظر فروید <a href="https://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%A7%D9%86%D8%AA%D9%82%D8%A7%D9%84_(%D8%B1%D9%88%D8%A7%D9%86%E2%80%8C%D8%B4%D9%86%D8%A7%D8%B3%DB%8C)" target="_blank" rel="noopener noreferrer"><strong>انتقال</strong> </a>بخش ضروری فرایند درمان است. یکی از هدف‌های روش درمانی او این بود که بیمار را از وابستگی کودکی رها سازد و به او کمک کند که در زندگی بیشتر نقش بزرگ‌سالی را بر عهده بگیرد.</p>
<p>یکی دیگر از روش‌های درمانی مهم در روانکاوی فروید <strong>تحلیل رؤیا</strong>ست. او معتقد بود که رؤیاها نشان‌گر ارضای امیال و آرزوهای سرکوب‌شده در لباس مبدل هستند و رؤیا در اصل وسیله‌ای برای ارضای آرزوهای ناکام شده است. رؤیاها دارای محتوای آشکار و نهفته هستند. محتوای آشکار رؤیا عملاً همان داستانی است که از رویدادهای رؤیا به یاد می‌آید. اما اهمیت واقعی رؤیا در محتوای نهفته‌ی آن است که معنای پنهان یا رمزی آن به شمار می‌آید.</p>
<p>فروید عقیده داشت هنگامی‌که بیماران رؤیاهایشان را توصیف می‌کنند، امیال منع‌شده‌ی آنان (محتوای نهفته‌ی رؤیا) فقط به‌صورت رمزی یا سمبولیک جلوه‌گر می‌شوند. گرچه بیشتر رمزهایی که در رؤیاها ظاهر می‌شوند تنها با تجارب صاحب رؤیا تناسب یا رابطه دارند، بعضی دیگر بین همه‌ی ما مشترک‌اند (به جدول ۱-۱۳ نگاه کنید). به نظر فروید برخلاف جهانی بودن این رمزهای همگانی، تفسیر رؤیاهای بیمار مستلزم آگاهی از تعارض‌های خاص بیمار است.</p>
<p>به نظر فروید همه‌ی رؤیاها معلول تعارض‌های هیجانی نیستند. بعضی از رؤیاها از محرک‌های ساده مانند درجه‌ی دمای اتاق، تماس بدنی با هم‌بستر شخص و یا پرخوری پیش از خوابیدن ناشی می‌شوند. بنابراین همه رؤیاها مواد رمزی یا محتوای نهفته ندارند.</p>
<h2>روابط بین روانکاوی و روان‌شناسی</h2>
<p><a href="http://behdashtravan.com/%d8%aa%d8%a7%d8%ab%db%8c%d8%b1-%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%da%a9%d8%a7%d9%88%db%8c-%d8%a8%d9%84%d9%86%d8%af%d9%85%d8%af%d8%aa-%d9%88-%d9%86%d8%aa%db%8c%d8%ac%d9%87-%d8%a2%d9%86-%d8%af%d8%b1-%d8%b2%d9%86/" target="_blank" rel="noopener noreferrer">روانکاوی</a> در خارج‌ازمسیر اصلی روان‌شناسی دانشگاهی به وجود آمد و سال‌ها در همان مسیر باقی ماند. «روان‌شناسی دانشگاهی عمدتاً درها را به روی آیین روانکاوی بست. در ۱۹۲۴ یک سرمقاله‌ی بدون امضا در مجله‌ی روان‌شناسی نابهنجار برای سیل بی‌پایان نوشته‌های روان‌شناسان اروپایی درباره‌ی ذهن ناهشیار اظهار تأسف کرد»(فولر، ۱۹۸۶، ص.۱۲۳). در این سرمقاله آن نوشته‌ها بی‌ارزش قلمداد شدند. به دنبال این اظهارنظر شدید، معدودی از مقاله‌های مربوط به روانکاوی برای چاپ در مجله‌های تخصصی پذیرفته شدند، ممنوعیتی که دست‌کم تا ۲۰ سال ادامه داشت.</p>
<p>بسیاری از روانشناسان دانشگاهی روانکاوی را به‌شدت موردانتقاد قراردادند. در ۱۹۱۶ کریستاین لد فرانکلین نوشت که روانکاوی محصول «ذهن رشد نایافته&#8230; آلمانی» است و این قضاوت را زمانی مطرح کرد که آلمان به خاطر پرخاشگری‌اش در جنگ جهانی اول مورد سوءظن جهانیان بود. رابرت وودورث، در دانشگاه کلمبیا، روانکاوی را یک «مذهب مرموز» خواند که «حتی افرادی را که به‌طور آشکار از عقل سالم برخوردارند» در جهت نتیجه‌گیری‌های مهمل سوق می‌دهد. جان بی. واتسون بعضی از عقاید فروید را «جادوگری» نامید (نقل از هورنستین، ۱۹۹۲، صص.۲۵۶- ۲۵۵).</p>
<p>برخلاف این‌ها و دیگر حمله‌های شدید که از سوی رهبران روان‌شناسی بر روانکاوی وارد می‌شد و بی‌اعتنایی‌های بی‌صدا نسبت به آن به‌عنوان یک نظریه عاری از خرد، در نخستین سال‌های دهه‌ی ۱۹۲۰ برخی از اندیشه‌های فروید به‌تدریج در کتاب‌های درسی روان‌شناسی آمریکایی راه یافتند.<a href="http://behdashtravan.com/%d9%85%da%a9%d8%a7%d9%86%db%8c%d8%b2%d9%85-%d8%af%d9%81%d8%a7%d8%b9%db%8c/" target="_blank" rel="noopener noreferrer"> مکانیزم‌های دفاعی</a> همراه با ناهشیاری و محتوای آشکار و نهفته‌ی رؤیاها به‌گونه‌ی جدی‌تری موردبحث قرار گرفتن (پاپلستون و مک فرسون، ۱۹۹۴). باوجوداین، <a href="http://behdashtravan.com/%d8%aa%d8%a7%d8%b1%db%8c%d8%ae%da%86%d9%87-%d8%b1%d9%81%d8%aa%d8%a7%d8%b1%da%af%d8%b1%d8%a7%db%8c%db%8c-%d9%82%d8%b3%d9%85%d8%aa-%d8%a7%d9%88%d9%84/" target="_blank" rel="noopener noreferrer">رفتارگرایی </a>همچنان به‌صورت مکتب فکری مسلط در روان‌شناسی باقی ماند و روی‌هم‌رفته روانکاری عموماً مورد چشم‌پوشی قرار گرفت.</p>
<p>اما در سال‌های دهه‌ی ۱۹۳۰ و ۱۹۴۰، روانکاوی بین عامه‌ی مردم شهرت یافته بود. ترکیب امیال جنسی، خشونت و انگیزه‌های پنهان و وعده‌ای که برای درمان انواع مشکلات هیجانی داده می‌شد. چنان جاذبه‌ای پیدا کرد که تقریباً مقاومت‌ناپذیر بود. روان‌شناسی با نیروی خروشان استقرار می‌یافت زیرا مردم روان‌شناسی را از روانکاوی تمیز نمی‌دادند و هر دو زمینه را یکی می‌پنداشتند. روانشناسان این پیشنهاد را که غریزه‌ی جنسی و رؤیاها و رفتارهای نوروتیک تنها موضوع‌های موردمطالعه‌ی روان‌شناسی هستند دوست نداشتند. «در سال‌های دهه‌ی ۱۹۳۰ برای روانشناسان روشن‌شده بود که روانکاری یک شور زودگذر نیست بلکه رقیبی جدی است که پایه‌های روان‌شناسی علمی را، دست‌کم در اذهان عمومی، تهدید می‌کند»(موراوسکی و هورنستین، ۱۹۹۱،‌ ص. ۱۱۴).</p>
<p>برای مقابله با این تهدید، روان‌شناسان تصمیم گرفتند که روش علمی را به‌کار بندند و روانکاوی را آزمون کنند و مشروعیت علمی آن را تعیین نمایند. آنان به انجام «صدها مطالعه پرداختند که خلاقیت آن‌ها فقط با بی‌نتیجه بودن یافته‌هایشان هم‌خوانی داشت»(هورنستین، ۱۹۹۲، ص.۲۵۸). این انبوه پژوهش‌ها، هرچند بسیاری از آن‌ها ممکن است به‌خوبی درک نشده باشند، برتری اساسی روان‌شناسی آزمایشی را نسبت به روانکاوی -دست‌کم از دیدگاه روانشناسان آزمایشی- مورد تأیید قرار داد. آن‌ها جایگاه خود را به‌عنوان «داوران حقیقت روان‌شناسی» بازیافتند ( موراوسکی و هورنستین، ۱۹۹۱، ص. ۱۱۴). علاوه‌براین، پژوهش نشان داد که روان‌شناسی دانشگاهی نیز می‌تواند علاقه‌ی عامه‌ی مردم را به خود جلب کند، زیرا آن هم همان چیزی را مطالعه می‌کند که موردمطالعه روانکاوی بوده است.</p>
<p>سال‌های دهه‌ی ۱۹۵۰ و ۱۹۶۰ شاهد ترجمه‌ی اصطلاح‌های روانکاوی به زبان رفتاری توسط روانشناسان رفتارگرا بود. هنگامی‌که واتسون در تعریف هیجان گفت هیجان چیزی جز مجموعه‌ای از عادت‌ها نیست و روان‌رنجوری را به‌صورت نتایج شرطی شدن معیوب توصیف کرد، این روند را زودتر آغاز نمود. <a href="http://behdashtravan.com/%d8%b3%d8%b1%da%af%d8%b0%d8%b4%d8%aa-%d8%a7%d8%b3%da%a9%db%8c%d9%86%d8%b1/" target="_blank" rel="noopener noreferrer">اسکینر </a>مکانیسم‌های دفاعی فرویدی را به زبان شرطی‌سازی کنشگر مطرح کرد.</p>
<p>سرانجام روان‌شناسی بسیاری از مفاهیم فروید را جذب کرد و آن‌ها را به‌عنوان بخشی از مسیر اصلی مطالعه‌ی خود قرار داد. نقش ناهشیاری، اهمیت تجربه کودکی و عمل مکانیسم‌های دفاعی از معدود نمونه‌های اندیشه‌های روانکاوی است که به‌طور گسترده موردپذیرش قرارگرفته است و دیگر خطر چشم‌پوشی آن‌ها را تهدید نمی‌کند.</p>
<h2>منبع</h2>
<p><strong>کتاب:</strong> <a href="https://www.worldofbooks.com/history-of-modern-psychology-by-duane-p-schultz-gor008306824.html?keyword=&amp;gclid=EAIaIQobChMIoO6kgMCL2AIVxEAbCh2WZwN1EAYYASABEgLkvvD_BwE" target="_blank" rel="noopener noreferrer">تاریخ روانشناسی نوین</a><br />
<strong>نویسنده:</strong> سیدنی آلن شولتز، دوان پی شولتز<br />
<strong>مترجم:</strong> پاشا شریفی، علی اکبر سیف، خدیجه علی آبادی</p>
<p>The post <a href="https://behdashtravan.com/%d8%aa%d8%a7%d8%b1%db%8c%d8%ae%da%86%d9%87-%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%da%a9%d8%a7%d9%88%db%8c-%d9%82%d8%b3%d9%85%d8%aa-%d8%af%d9%88%d9%85/">تاریخ روانکاوی &#8211; قسمت دوم</a> appeared first on <a href="https://behdashtravan.com">مجله تخصصی روانشناسی بهداشت روان</a>.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://behdashtravan.com/%d8%aa%d8%a7%d8%b1%db%8c%d8%ae%da%86%d9%87-%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%da%a9%d8%a7%d9%88%db%8c-%d9%82%d8%b3%d9%85%d8%aa-%d8%af%d9%88%d9%85/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>1</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>تاریخچه روانکاوی &#8211; قسمت اول</title>
		<link>https://behdashtravan.com/%d8%aa%d8%a7%d8%b1%db%8c%d8%ae%da%86%d9%87-%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%da%a9%d8%a7%d9%88%db%8c-%d9%82%d8%b3%d9%85%d8%aa-%d8%a7%d9%88%d9%84/</link>
					<comments>https://behdashtravan.com/%d8%aa%d8%a7%d8%b1%db%8c%d8%ae%da%86%d9%87-%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%da%a9%d8%a7%d9%88%db%8c-%d9%82%d8%b3%d9%85%d8%aa-%d8%a7%d9%88%d9%84/#comments</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[بهروز هاشمی]]></dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Feb 2018 11:30:34 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[روان پویشی و روانکاوی]]></category>
		<category><![CDATA[متفکران بزرگ]]></category>
		<category><![CDATA[مکاتب روانشناسی]]></category>
		<category><![CDATA[بروئر]]></category>
		<category><![CDATA[تاریخچه روانکاوی]]></category>
		<category><![CDATA[تیچنر]]></category>
		<category><![CDATA[داروین]]></category>
		<category><![CDATA[روان تحلیلگری]]></category>
		<category><![CDATA[روان تحلیلی]]></category>
		<category><![CDATA[روانکاوی]]></category>
		<category><![CDATA[زیگموند فروید]]></category>
		<category><![CDATA[شارکو]]></category>
		<category><![CDATA[فروید]]></category>
		<category><![CDATA[نهاد من فرامن]]></category>
		<category><![CDATA[وونت]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://behdashtravan.com/?p=2544</guid>

					<description><![CDATA[<p>جایگاه روان‌کاوی در تاریخ روان‌شناسی اصطلاح روانکاوی یا تحلیل‌گری روانی و نام زیگموند فروید در سرتاسر دنیای نوین برای بیشتر مردم آشناست. گرچه سایر چهره‌های پیشرو در تاریخ روان‌شناسی، مانند فخنر، وونت و تیچنر، خارج از روان‌شناسی حرفه‌ای کمتر شناخته‌شده‌اند، فروید در میان عامه‌ی مردم از شهرت فوق‌العاده‌ای برخوردار است. بیش از چهل سال پس &#8230;</p>
<p>The post <a href="https://behdashtravan.com/%d8%aa%d8%a7%d8%b1%db%8c%d8%ae%da%86%d9%87-%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%da%a9%d8%a7%d9%88%db%8c-%d9%82%d8%b3%d9%85%d8%aa-%d8%a7%d9%88%d9%84/">تاریخچه روانکاوی &#8211; قسمت اول</a> appeared first on <a href="https://behdashtravan.com">مجله تخصصی روانشناسی بهداشت روان</a>.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>جایگاه روان‌کاوی در تاریخ روان‌شناسی</h2>
<p>اصطلاح <a href="http://behdashtravan.com/%d9%81%d8%b1%d9%82-%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%da%a9%d8%a7%d9%88-%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%d8%b4%d9%86%d8%a7%d8%b3-%d9%88-%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%d9%be%d8%b2%d8%b4%da%a9/" target="_blank" rel="noopener noreferrer">روانکاوی</a> یا تحلیل‌گری روانی و نام <a href="http://behdashtravan.com/%d8%b2%d9%86%d8%af%da%af%db%8c%d9%86%d8%a7%d9%85%d9%87-%d9%81%d8%b1%d9%88%db%8c%d8%af-%d9%82%d8%b3%d9%85%d8%aa-%d8%a7%d9%88%d9%84/" target="_blank" rel="noopener noreferrer">زیگموند فروید</a> در سرتاسر دنیای نوین برای بیشتر مردم آشناست. گرچه سایر چهره‌های پیشرو در تاریخ روان‌شناسی، مانند <a href="https://ar.wikipedia.org/wiki/%D8%AC%D9%88%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%81_%D9%81%D8%AE%D9%86%D8%B1" target="_blank" rel="noopener noreferrer">فخنر</a>، <a href="https://fa.wikipedia.org/wiki/%D9%88%DB%8C%D9%84%D9%87%D9%84%D9%85_%D9%88%D9%88%D9%86%D8%AA" target="_blank" rel="noopener noreferrer">وونت </a>و <a href="https://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%A7%D8%AF%D9%88%D8%A7%D8%B1%D8%AF_%D8%A8%D8%B1%D8%AF%D9%81%D9%88%D8%B1%D8%AF_%D8%AA%DB%8C%DA%86%D9%86%D8%B1" target="_blank" rel="noopener noreferrer">تیچنر</a>، خارج از روان‌شناسی حرفه‌ای کمتر شناخته‌شده‌اند، فروید در میان عامه‌ی مردم از شهرت فوق‌العاده‌ای برخوردار است. بیش از چهل سال پس از مرگ فروید مجله نیوزویک نوشت که «بدون او تفکر قرن بیستم به‌دشواری قابل‌تصور است»(۳۰ نوامبر ۱۹۸۱). او یکی از معدود افرادی است که در تغییر شیوه‌ی تفکر ما درباره‌ی خودمان نقش اساسی داشته است.</p>
<p>فروید اظهار داشت که در سرتاسر تاریخ، سه ضربه‌ای (شوک) عمده به من جمعی انسان واردشده است (فروید، ۱۹۱۷). اولین ضربه توسط <a href="https://fa.wikipedia.org/wiki/%D9%86%DB%8C%DA%A9%D9%84%D8%A7%D8%B3_%DA%A9%D9%88%D9%BE%D8%B1%D9%86%DB%8C%DA%A9" target="_blank" rel="noopener noreferrer">کوپرنیک </a>(۱۵۴۳- ۱۴۷۳)، ستاره‌شناس هلندی وارد شد که نشان داد زمین مرکز جهان نیست بلکه صرفاً یکی از بسیار سیاره‌هایی است که به دور خورشید می‌چرخد. دومین کشف توسط <a href="https://fa.wikipedia.org/wiki/%DA%86%D8%A7%D8%B1%D9%84%D8%B2_%D8%AF%D8%A7%D8%B1%D9%88%DB%8C%D9%86" target="_blank" rel="noopener noreferrer">چارلز داروین</a> در قرن نوزدهم عنوان شد که نشان داد انسان موجودی یگانه و از انواع جداگانه‌ای که در عالم خلقت جایگاه والایی داشته باشد نیست، بلکه صرفاً شکل بالاتری از انواع حیوانات است که از تکامل اشکال پایین‌تر حیات حاصل‌شده است.</p>
<p>زیگموند فروید با این ادعا که ما فرمانروایان منطقی زندگی خود نیستیم بلکه در کنترل نیروهای ناهشیار قرار داریم که از آن‌ها ناآگاهیم، سومین ضربه را وارد کرد. بدین «کوپرنیک بشریت را از مرکز جهان خارج کرده بود، داروین او را وادار کرده بود که خویشاوندی خود با حیوانات را بپذیرد {و} فروید نشان داد که منطق و تعقل ارباب خانه خودش نیست»(گی، ۱۹۸۸، ص. ۵۸۶).</p>
<p><a href="http://behdashtravan.com/%d8%aa%d8%a7%d8%ab%db%8c%d8%b1-%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%da%a9%d8%a7%d9%88%db%8c-%d8%a8%d9%84%d9%86%d8%af%d9%85%d8%af%d8%aa-%d9%88-%d9%86%d8%aa%db%8c%d8%ac%d9%87-%d8%a2%d9%86-%d8%af%d8%b1-%d8%b2%d9%86/" target="_blank" rel="noopener noreferrer">روانکاوی</a> با سایر مکاتب روان‌شناسی هم‌زمان است. وضعیت را در سال ۱۸۹۵ در نظر بگیرید، سالی که فروید نخستین کتاب را انتشار داد و آغاز رسمی جنبش نوین خود را مشخص کرد. وونت در آن زمان ۶۳ سال داشت. تیچنر که تازه ۲۸ ساله شده بود فقط دو سال پیش از آن به دانشگاه کرنل رفته بود و تدوین نظام <a href="https://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%B3%D8%A7%D8%AE%D8%AA%D8%A7%D8%B1%DA%AF%D8%B1%D8%A7%DB%8C%DB%8C" target="_blank" rel="noopener noreferrer">ساخت‌گرایی‌اش </a>را به‌تازگی آغاز می‌کرد. روح ساخت‌گرایی در ایالات‌متحده آمریکا در حال رشد بود. روان‌شناسی <a href="http://behdashtravan.com/%d8%aa%d8%a7%d8%b1%db%8c%d8%ae%da%86%d9%87-%d8%b1%d9%81%d8%aa%d8%a7%d8%b1%da%af%d8%b1%d8%a7%db%8c%db%8c-%d9%82%d8%b3%d9%85%d8%aa-%d8%a7%d9%88%d9%84/" target="_blank" rel="noopener noreferrer">رفتارگرایی </a>و روان‌شناسی <a href="https://fa.wikipedia.org/wiki/%DA%AF%D8%B4%D8%AA%D8%A7%D9%84%D8%AA" target="_blank" rel="noopener noreferrer">گشتالت </a>هیچ‌کدام شروع نشده بود. <a href="https://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%AC%D8%A7%D9%86_%D8%A8%DB%8C._%D9%88%D8%A7%D8%AA%D8%B3%D9%88%D9%86" target="_blank" rel="noopener noreferrer">واتسون </a>در آن هنگام ۱۷ سال و ورتایمر ۱۵ سال داشتند.</p>
<p>باوجوداین تا هنگام مرگ فروید در سال ۱۹۳۹، چشم‌انداز کلی روان‌شناسی تغییریافته بود. روان‌شناسی وونت، ساخت‌گرایی و <a href="https://en.wikipedia.org/wiki/Functional_psychology" target="_blank" rel="noopener noreferrer">کارکردگرایی </a>به‌صورت تاریخ درآمده بودند. روان‌شناسی گشتالت از آلمان به‌سوی ایالات‌متحده ریشه می‌دوانید و رفتارگرایی شکل مسلط روان‌شناسی آمریکایی شده بود.</p>
<p>مکاتب فکری که تاکنون موردبحث قرار داده‌ایم، برخلاف عدم توافق بنیادی میان آن‌ها، میراث علمی دانشگاهی مشترک داشتند و شکل و الهام‌های خود را عمدتاً مدیون وونت بودند. مفاهیم و روش‌های آن‌ها در آزمایشگاه‌ها، کتابخانه‌ها و سالن‌های سخنرانی پالایش‌یافته و مطالب موردعلاقه آن‌ها موضوع‌هایی مانند ادراک، احساس و یادگیری بودند. آن‌ها تلاش می‌کردند علم محض باقی بمانند. برعکس، روانکاوی نه محصول پژوهش‌های دانشگاهی بود نه محصول علم محض، بلکه از درون روان‌پزشکی برخاست که تلاش می‌کرد کسانی را که جامعه برچسب «بیماران روانی» به آنان می‌زد درمان کند. بدین‌سان، روانکاوی یک مکتب فکری روان‌شناسی که به‌طور مستقیم با سایر مکاتب قابل قیاس باشد، نبود و هنوز هم نیست.</p>
<p>روانکاوی ازنظر هدف، موضوع مطالعه و روش، از همان ابتدا از خط فکری روان‌شناسی دور شد. موضوع موردمطالعه آن رفتار نابهنجار است که تااندازه‌ای از سوی مکاتب مورد غفلت قرارگرفته بود و روش اولیه‌ی آن، به‌جای آزمایش کنترل‌شده‌ی آزمایشگاهی، مشاهده‌ی بالینی است. هم‌چنین، روانکاوی با ناهشیاری سروکار دارد، موضوعی که از سوی سایر مکاتب فکری در روان‌شناسی اساساً نادیده گرفته‌شده بود.</p>
<p>وونت و تیچنر به یک دلیل ناهشیاری را در نظام خود نپذیرفتند: درون‌نگری ناهشیاری ناممکن است. چون ناهشیاری را نمی‌توان درون‌نگری کرد، لذا نمی‌توان آن را به عناصر اولیه‌اش کاهش داد. کارکردگرایان نیز که هشیاری را از حوزه‌ی مطالعه خود کنار گذاشته بودند، کاربردی برای ناهشیاری نداشتند. در کتاب درسی مفصل آنجل که در ۱۹۰۴ منتشر شد، تنها دو صفحه‌ی آخر کتاب به ناهشیاری اختصاص داده‌شده بود. بدیهی است، در نظام رفتارگرایی واتسون نیز هشیاری جایی نداشت، تا چه رسد به این‌که ناهشیاری در آن راه یابد. او ناهشیاری را چیزی تلقی می‌کرد که شخص آن را هنوز به زبان نیاورده است، اما در نظام خود نقشی برای آن قائل نبود.</p>
<p>برخلاف این تفاوت‌ها، روانکاوی ویژگی‌های زمینه‌ای مشترکی با کارکردگرایی و رفتارگرایی دارد. همه‌ی آن‌ها از روح ماشین‌گرایی، از کارهای فخنر در پسیکوفیزیک و از افکار انقلابی داروین تأثیر پذیرفتند.</p>
<h2>اندیشه‌های درباره آسیب‌شناسی روانی</h2>
<p>قبلاً دیدیم که یک نهضت یا جنبش تازه به چیزی نیاز دارد تا علیه آن طغیان کند، چیزی که از آن دوری جوید تا از آن راه نیرویی برای حرکت به‌دست آورد. ازآنجاکه روانکاوی از درون روان‌شناسی دانشگاهی وونت و یا هیچ‌یک از سایر مکاتب فکری روان‌شناسی تحول نیافت. برای کشف آنچه که فروید با آن مخالفت کرد، باید تفکر رایج درزمینه‌ی کار او را موردتوجه قرار دهیم: درک و درمان اختلال‌های روانی.</p>
<p>تاریخ درمان بیماران روانی به‌خودی‌خود هم سرگرم‌کننده و هم تأثرانگیز است. شناخت بیماری روانی به ۲۱۰۰ سال قبل از میلاد برمی‌گردد (به رمز، تونین و روث ۱۹۹۱). بابلی‌ها عقیده داشتند که علت بیماری روانی تسخیر روح بیمار توسط شیاطین است، وضعیتی که آن را با ترکیبی از جادو و دعا به‌گونه‌ای ترحم‌آمیز درمان می‌کردند.</p>
<p>در فرهنگ‌های قدیم عبری، بیماری روانی به‌عنوان تنبیه در برابر گناه تلقی می‌شد و آنان نیز برای درمان آن به جادو و دعا متوسل می‌شدند. فیلسوفان یونانی- به‌ویژه سقراط، افلاطون و ارسطو می‌گفتند که بیماری روانی از فرآیندهای تفکر مختل ناشی می‌شود. آن‌ها نیروی شفابخش و تلقین‌کننده‌ی کلمات را تجویز می‌کردند.</p>
<p>وقتی‌که مسیحیت در قرن چهارم استقرار یافت، بار دیگر بیماری روانی به ارواح پلید و شیطانی نسبت داده شد. روش درمانی که حاکمیت کلیسا آن را به‌اجبار اعمال می‌کرد شامل سرزنش، شکنجه و اجرای احکام وحشیانه در مورد این بیماران بود. تفتیش عقاید نفرت‌انگیز که از آغاز قرن پانزدهم توسط کلیسا اعمال می‌شد و به‌مدت ۳۰۰ سال ادامه داشت به جستجوی افراد مرتد و دستگیری جن‌زدگان می‌پرداخت و نشانه‌های اختلال‌های روانی را که تصور می‌رفت تنبیه تنها راه درمان آن‌هاست به‌تفصیل توصیف می‌کرد.</p>
<p>تا قرن هجدهم، بیماری روانی یک رفتار غیرمنطقی تلقی می‌شد. از آن هنگام اشخاص مبتلا به بیماری روانی را محکوم‌به مرگ نمی‌کردند، بلکه آنان را در مؤسسه‌هایی که شبیه به زندان بودند زندانی می‌کردند. هیچ‌گونه روش درمانی درباره‌ی آنان به‌کار بسته نمی‌شد. این بیماران را به زنجیر می‌بستند و گاهی مانند حیوانات باغ‌وحش آنان را در معرض تماشای مردم قرار می‌دادند.</p>
<h2>امیال جنسی و تداعی آزاد اندیشه</h2>
<p>در ۱۸۸۵ یک بورس پژوهشی به فروید امکان داد تا چهار ماه و نیم در فرانسه زیر نظر شارکو به مطالعه بپردازد. او استفاده <a href="https://fr.wikipedia.org/wiki/Jean-Martin_Charcot" target="_blank" rel="noopener noreferrer">شارکو </a>از هیپنوتیسم را در درمان بیماران <a href="https://fa.wikipedia.org/wiki/%D9%87%DB%8C%D8%B3%D8%AA%D8%B1%DB%8C" target="_blank" rel="noopener noreferrer">هیستریکی </a>مشاهده کرده و به‌تدریج چهره پدرش را در این مرد یافت و حتی فکر می‌کرد اگر بتواند با دختر شارکو ازدواج کند چقدر این وصلت در موقعیت شغلی وی اثر خواهد گذاشت. او در نامه‌ای به مارتا نوشت که این زن جوان در اندیشه‌ی وی تا چه اندازه جذاب می‌نمود(گل‌فاند، ۱۹۹۲).</p>
<p>شارکو هم‌چنین نقش امیال جنسی را در رفتار هیستریکی به فروید گوشزد کرد. شبی در یک مهمانی فروید ادعای شارکو را دایر بر اینکه مشکلات یکی از بیمارانش اساسی جنسی دارد شنید. « در این‌گونه موارد همیشه اندام تناسلی مطرح است- همیشه، همیشه، همیشه» (فروید، ۱۹۱۴، ص.۱۴)</p>
<p>فروید یک سال پس از بازگشت از پاریس، بار دیگر به یاد اساس جنسی احتمالی اختلال هیجانی افتاد. یکی از همکاران فروید از او درخواست کرد تا مورد زنی را که از حمله‌های <a href="http://behdashtravan.com/%d8%a7%d8%b6%d8%b7%d8%b1%d8%a7%d8%a8-%d8%a7%d8%b2-%d9%86%da%af%d8%a7%d9%87-%d9%81%d8%b1%d9%88%db%8c%d8%af/" target="_blank" rel="noopener noreferrer">اضطراب </a>شدید رنج می‌برد و تنها هنگامی آرامش می‌یافت که می‌دانست پزشکش در هرلحظه کجاست، بررسی کند. پزشک مذکور به فروید گفت که اضطراب این زن از ناتوانی جنسی شوهرش ناشی شده است، این زن پس از ۱۸ سال ازدواج هنوز باکره بود. دکتر به فروید گفت «ما با نسخه‌ی منحصربه‌فرد این نوع بیماری آشنایی کافی داریم، اما نمی‌توانیم آن را تجویز کنیم»(فروید، ۱۹۱۴).</p>
<p>فروید برای درمان بیماران خود روش‌های هیپنوتیسم و تخلیه هیجانی <a href="https://fa.wikipedia.org/wiki/%DB%8C%D9%88%D8%B2%D9%81_%D8%A8%D8%B1%D9%88%DB%8C%D8%B1" target="_blank" rel="noopener noreferrer">بروئر </a>را به‌کار بسته بود، اما رضایت او از هیپنوتیسم به‌تدریج کاهش یافت. گرچه به‌ظاهر نشانه‌های بیماری را با موفقیت از بین می‌برد، چنین به‌نظر می‌رسید که نمی‌توانست بیماری را کاملاً درمان کند. بسیاری از بیماران با مجموعه‌ای از نشانه‌های جدید بازمی‌گشتند. به‌علاوه فروید یافت که هیپنوتیسم کردن بعضی از بیماران نوروتیک و یا بردن آن‌ها به خواب هیپنوتیسمی عمیق امکان‌پذیر نبود. او به‌زودی هیپنوتیسم را کنار گذاشت، اما تخلیه هیجانی را به‌عنوان یک روش درمانی حفظ کرد و از آن روش تداعی آزاد را به‌وجود آورد. (چنانکه در فصل اول یادآور شدیم فروید آن را به زبان آلمانی تجاوز و تهاجم آزاد می‌نامید، در تداعی آزاد.)</p>
<p>درروش<a href="https://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%AA%D8%AF%D8%A7%D8%B9%DB%8C_%D8%A2%D8%B2%D8%A7%D8%AF" target="_blank" rel="noopener noreferrer"> تداعی آزاد</a>، بیمار روی کاناپه‌ای دراز می‌کشد و تشویق می‌شود که آزادانه و خودانگیخته صحبت کند، هر اندیشه‌ای را که به ذهنش می‌رسد هرقدر هم که بی‌اهمیت، شرم‌آور یا احمقانه به‌نظر آید، به‌طور کامل ابراز کند. هدف روش روانکاوی فروید این بود که خاطره‌ها و افکار سرکوب‌شده‌ی بیمار، که فرضاً منشأ رفتار نابهنجار او محسوب می‌شدند به هشیاری راه یابند.</p>
<p>به عقیده‌ی فروید، در مورد مطالبی که به هنگام تداعی آزاد آشکار می‌شود هیچ‌چیز تصادفی وجود ندارد و بیمار آن‌ها را آگاهانه سانسور نمی‌کند. تجاربی که هنگام تداعی آزاد از طرف بیمار فاش می‌شود، از پیش تعیین‌شده هستند؛ یعنی به سبب ماهیت تعارضی‌شان سر زده و با فشار به هشیاری را می‌یابند. آن‌ها به سطح هشیاری بیمار هجوم می‌آوردند، به‌گونه‌ای که او مجبور می‌شود آن‌ها را برای درمانگر بیان کند.</p>
<p>فروید از طریق روش تداعی آزاد کشف کرد که خاطرات بیمارانش همواره به تجارب کودکی آن‌ها برمی‌گشت و بسیاری از این خاطرات <a href="http://behdashtravan.com/%d9%85%da%a9%d8%a7%d9%86%db%8c%d8%b2%d9%85-%d8%af%d9%81%d8%a7%d8%b9%db%8c-%d8%b3%d8%b1%da%a9%d9%88%d8%a8%db%8c-%db%8c%d8%a7-%d9%88%d8%a7%d9%be%d8%b3%e2%80%8c%d8%b1%d8%a7%d9%86%db%8c/" target="_blank" rel="noopener noreferrer">سرکوب‌ </a>شده به مسائل جنسی مربوط بودند. فروید که از پیش نسبت به نقش احتمالی عوامل میل جنسی در سبب‌شناسی بیماری مراجعانش آگاه شده بود و مطمئناً از ادبیات معاصر درباره‌ی آسیب‌شناسی جنسی اطلاعات داشت، به رویدادهای مربوط به عوامل جنسی داستان‌های بیمارانش بیشتر دقت می‌کرد.</p>
<p>(روزنزویگ، ۱۹۹۲). چند مقاله‌ی مشترک و چند شرح‌حال موردی، ازجمله شرح‌حال آنا. اُ محتوای این کتاب را تشکیل می‌دادند. گرچه این کتاب با برخی انتقادهای منفی روبه‌رو شد. در مجله‌های علمی و ادبی سرتاسر اروپا اظهارنظرهای مثبتی نیز درباره‌ی آن به عمل آمد و خدمت باارزشی در این زمینه به شمار می‌رفت. این آغازی برای شهرت قطعی، هرچند نسبتاً کم، برای فروید که در جستجویش بود، محسوب می‌شد.</p>
<p>بروئر نسبت به انتشار این کتاب تردید داشت. آنان درباره‌ی عقیده فروید دایر بر اینکه تنها علت روان‌رنجوری (نوروز) همانا مسائل جنسی است با یکدیگر بحث کرده بودند. بروئر می‌پذیرفت که مسئله جنسی ممکن است در روان‌رنجوری مهم باشد، اما عقیده نداشت که تنها علت آن است. او می‌گفت فروید برای دفاع از نتیجه‌گیری خود شواهد کافی در دست ندارد. اما تصمیم فروید درباره‌ی انتشار این کتاب موجب تیرگی روابط بین آن‌ها شد.</p>
<p>فروید معتقد بود حق با اوست و نیازی نیست که برای حمایت از دیدگاهش داده‌های بیشتری جمع‌آوری کند. شاید فروید مایل نبود منتظر بماند تا دیدگاهش را بیشتر مستند کند، زیرا امکان داشت که این تأخیر به شخص دیگری فرصت بدهد تا این فکر را منتشر سازد و ادعای حق‌تقدم کند. جاه‌طلبی فروید برای موفقیت و شهرت ممکن است در سرعت بخشیدن به نشر عقیده‌ای که بر شواهد علمی ناکافی استوار بود بر دوراندیشی علمی پیشی گرفته باشد.</p>
<p>نگرش جزمی فروید نسبت به‌کارش بروئر را آزرده‌خاطر ساخت و در طی چند سال رابطه‌ی آن‌ها به‌کلی قطع شد. فروید از مردی که آن‌همه به وی خدمت کرده بود دلگیر شد، چنان‌که گفته بود دیدار صرف بروئر در او این میل را به وجود می‌آورد تا به کشور دیگری مهاجرت کند! باوجوداین، فروید امتیاز پیشگامی درمان بیماری هیستری را برای بروئر محفوظ داشت. وقتی‌که بروئر در سال ۱۹۲۵ درگذشت خشم فروید نسبت به وی فروکش کرده بود؛ بنابراین، به مناسبت درگذشت بروئر یک آگهی پراحساس نوشت و از فضیلت او به‌عنوان استادش ستایش کرد. او هم‌چنین نامه‌ی تسلیت‌آمیزی برای پسر بروئر فرستاد و در آن نوشت «پدر مرحومت در به‌وجودآوردن علم جدید ما نقشی ارزنده ایفا کرد»(نقل از هیرش مولر، ۱۹۸۹، ص. ۳۲۱).</p>
<h2>منبع</h2>
<p><strong>کتاب:</strong> <a href="https://www.worldofbooks.com/history-of-modern-psychology-by-duane-p-schultz-gor008306824.html?keyword=&amp;gclid=EAIaIQobChMIoO6kgMCL2AIVxEAbCh2WZwN1EAYYASABEgLkvvD_BwE" target="_blank" rel="noopener noreferrer">تاریخ روانشناسی نوین</a><br />
<strong>نویسنده:</strong> سیدنی آلن شولتز، دوان پی شولتز<br />
<strong>مترجم:</strong> پاشا شریفی، علی اکبر سیف، خدیجه علی آبادی</p>
<p>The post <a href="https://behdashtravan.com/%d8%aa%d8%a7%d8%b1%db%8c%d8%ae%da%86%d9%87-%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%da%a9%d8%a7%d9%88%db%8c-%d9%82%d8%b3%d9%85%d8%aa-%d8%a7%d9%88%d9%84/">تاریخچه روانکاوی &#8211; قسمت اول</a> appeared first on <a href="https://behdashtravan.com">مجله تخصصی روانشناسی بهداشت روان</a>.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://behdashtravan.com/%d8%aa%d8%a7%d8%b1%db%8c%d8%ae%da%86%d9%87-%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%da%a9%d8%a7%d9%88%db%8c-%d9%82%d8%b3%d9%85%d8%aa-%d8%a7%d9%88%d9%84/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>6</slash:comments>
		
		
			</item>
	</channel>
</rss>
