<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	>

<channel>
	<title>مقالات هویت | مجله تخصصی روانشناسی بهداشت روان</title>
	<atom:link href="https://behdashtravan.com/tag/%D9%87%D9%88%DB%8C%D8%AA/feed/" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>https://behdashtravan.com/tag/هویت/</link>
	<description></description>
	<lastBuildDate>Mon, 24 Jun 2019 19:32:30 +0000</lastBuildDate>
	<language>fa-IR</language>
	<sy:updatePeriod>
	hourly	</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>
	1	</sy:updateFrequency>
	<generator>https://wordpress.org/?v=6.8.2</generator>

<image>
	<url>https://behdashtravan.com/wp-content/uploads/2017/09/cropped-logo-32x32.png</url>
	<title>مقالات هویت | مجله تخصصی روانشناسی بهداشت روان</title>
	<link>https://behdashtravan.com/tag/هویت/</link>
	<width>32</width>
	<height>32</height>
</image> 
	<item>
		<title>زیبایی و هویت!</title>
		<link>https://behdashtravan.com/%d8%b2%db%8c%d8%a8%d8%a7%db%8c%db%8c-%d9%88-%d9%87%d9%88%db%8c%d8%aa/</link>
					<comments>https://behdashtravan.com/%d8%b2%db%8c%d8%a8%d8%a7%db%8c%db%8c-%d9%88-%d9%87%d9%88%db%8c%d8%aa/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[بهروز هاشمی]]></dc:creator>
		<pubDate>Mon, 24 Jun 2019 10:30:01 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[بهداشت روان]]></category>
		<category><![CDATA[سبک زندگی]]></category>
		<category><![CDATA[جراحی بینی]]></category>
		<category><![CDATA[جراحی زیبایی]]></category>
		<category><![CDATA[زیبایی]]></category>
		<category><![CDATA[نیکلای گوگول]]></category>
		<category><![CDATA[هویت]]></category>
		<category><![CDATA[ویلیام اسپرکلی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://behdashtravan.com/?p=6887</guid>

					<description><![CDATA[<p>حیف شد! بینی بیچاره پس از اصلاحات دیگر اندازه‌ی آن بینی مرحوم نبود افسر ارزیاب شهر پتزربورگ، کاوالیف که به مدّت پنج روز از جوش بزرگ روی دماغ خود می‌نالید یک روز صبح وقتی از خواب بلند می‌شود تا جوش بزرگ روی بینی خود را ببیند متوجه می‌شود که دماغش نیست فکر می‌کرد که خواب &#8230;</p>
<p>The post <a href="https://behdashtravan.com/%d8%b2%db%8c%d8%a8%d8%a7%db%8c%db%8c-%d9%88-%d9%87%d9%88%db%8c%d8%aa/">زیبایی و هویت!</a> appeared first on <a href="https://behdashtravan.com">مجله تخصصی روانشناسی بهداشت روان</a>.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>حیف شد! بینی بیچاره پس از اصلاحات<br />
دیگر اندازه‌ی آن بینی مرحوم نبود</p>
<p>افسر ارزیاب شهر پتزربورگ، کاوالیف که به مدّت پنج روز از جوش بزرگ روی دماغ خود می‌نالید یک روز صبح وقتی از خواب بلند می‌شود تا جوش بزرگ روی بینی خود را ببیند متوجه می‌شود که دماغش نیست فکر می‌کرد که خواب می‌بیند ولی جای دماغش خالی و سطحی کاملاً صاف بود با کلی عصبانیت و نگرانی از جایش بلند شد و لباس خود را پوشید تا به سمت اداره پلیس برود و دستمالی را بر روی بینی خود قرار داد تا دیگران فکر کنند که دماغش خون می‌آید و از آنجایی که هیچ کالسکه‌ای نبود تا او را به مقصد برساند تصمیم گرفت پیاده برود و درراه همش با خود می‌گفت: «چطور ممکن است که دماغم را گم کرده باشم؟» کاش حداقل چیز دیگری جایش سبز شده بود! همان‌طور که قدم می‌زد متوجه منظره‌ای شد که برایش باور نکردی بود کالسکه‌ای ایستاده بود که متوجه شد دماغش که اکنون هویت مستقلی پیدا کرده است و از افسران عالی رتبه شهر است؛ بر کالسکه سوار شد و از آنجا دور شد.</p>
<p>به سبب این داستان کوتاه که اثر به‌یادماندنی نیکلای گوگول، یکی از طنزپردازان رئالیسم انتقادی، لبخندی بر لبان ما حاصل می‌شود که دلیلش آن طنز تلخی است که در بطن داستان نهفته است. گویند این داستان به نوعی تسویه‌حساب گوگول از دماغش است (رؤیای دماغ زیبا داشت از آن جهت که دماغش تیز و دراز بود) امّا چه کسی فکرش را می‌کرد که «دماغ» هویتی مستقل را پیدا کند؟ حتی در دنیای امروزه؟</p>
<p>در سال ۱۹۱۷ ویلیام اسپرکلی، افسر جنگلبان در شرود انگلستان دماغش را بر اثر شلیک گلوله از دست داد و اولین جراحی زیبایی بینی را در تاریخ جهان انجام داد؛ شاید بتوان آن را به عنوان تاریخچه‌ای از جراحی زیبایی بینی در نظر گرفت امّا اکنون با گسترش جراحی‌های غیر لازم روزانه ۳۰۰ و ماهانه حدود ۲۰ هزار عمل جراحی بینی انجام می‌شود در واقع می‌توان گفت این بینی، شکل و فرم آن آنقدر در میان افراد جامعه مهم تلقی می‌شود که در صدد تغییر آن برمی‌آیند حتی در قسمتی از خود داستان کاوالیف به مهم بودن دماغش اشاره می‌کند و به گریه می‌افتد و می‌گوید: «کاش جای دماغم یکی از انگشتان پا و یا دستم گم می‌شد اینجوری کسی متوجه آن نمی‌شد.»</p>
<p>من معتقدم که شاید علت روز افزون جراحی زیبایی چه بینی چه قسمت‌های دیگر ناشی از آن است که افراد در ارتباطات انسانی و تعاملات اجتماعی خود هویت مستقلی را برای تک‌تک عضو بدن خود در نظر می‌گیرند و سعی در تغییر آن به بهترین شکل ممکن را دارند و همان‌طور که گیدنز می‌گوید همان‌گونه که نظم در جامعه حاکم است در بدن هم این نظم به شکل‌های کوچک‌تری نیز وجود دارد و همان‌طور که جامعه هویت‌های منفرد ایجاد می‌کند افراد نیز می‌کوشند تا برای خود جامعه‌ای مستقل و جدا بسازند و این جداسازی را با ورود به مدرنیته همچنین مصرف‌گرایی افراد سعی می‌کنند سبک زندگی متفاوتی نسبت به دیگران داشته باشند که در شرایط امروز این تغییر از طریق ظاهر و بدن و نحوه مدیریت آن صورت می‌گیرد به‌طوری‌که ویژگی‌ها و خصوصیات ظاهری به محملی برای کسب هویت و کسب منزلت اجتماعی شده است که در داستان مذکور نمونه بارز آن نشان داده شد بینی یک هویت مستقل و دارای جایگاه والاتر شده است همچنین این داستان می‌تواند روایتگر داستان آیدا دختر جوانی باشد که آرزوی یک دماغ خوش فرم‌تر با مشکلات تنفسی کمتر را داشت امّا بعد از جراحی بینی متوجه شد که بینی‌اش کج شده است و اکنون پشیمان و افسرده شده است.</p>
<p>در گذشته اگر کسی چسبی بر روی بینی خود داشت نشان از طبقه اقتصادی یا اجتماعی افراد بود و آنها با این نشانه می‌خواستند وضع مالی خود را نمایان کنند حتی عده‌ای ممکن بود آن چسب را الکی بر روی بینی خود به نمایش گذاشته باشند تا نمودی از این برداشت را داشته باشد یا همان‌گونه که فردی می‌گوید «من رژیم دارم» نشان از این است که فرد سعی در منضبط ساختن خویشتن به کار می‌گیرد و همین رژیم نوعی هویت شخصی را برای فرد ایجاد می‌کند چرا که عادت‌های فردی را با تغییر در ویژگی ظاهری نشان می‌دهد.</p>
<p><strong>تیما جعفری</strong></p>
<p>The post <a href="https://behdashtravan.com/%d8%b2%db%8c%d8%a8%d8%a7%db%8c%db%8c-%d9%88-%d9%87%d9%88%db%8c%d8%aa/">زیبایی و هویت!</a> appeared first on <a href="https://behdashtravan.com">مجله تخصصی روانشناسی بهداشت روان</a>.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://behdashtravan.com/%d8%b2%db%8c%d8%a8%d8%a7%db%8c%db%8c-%d9%88-%d9%87%d9%88%db%8c%d8%aa/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>رشد هویت</title>
		<link>https://behdashtravan.com/%d8%b1%d8%b4%d8%af-%d9%87%d9%88%db%8c%d8%aa/</link>
					<comments>https://behdashtravan.com/%d8%b1%d8%b4%d8%af-%d9%87%d9%88%db%8c%d8%aa/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[بهروز هاشمی]]></dc:creator>
		<pubDate>Sun, 26 May 2019 10:30:06 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[ارتقاء سلامت روان]]></category>
		<category><![CDATA[بهداشت روان]]></category>
		<category><![CDATA[خودشکوفایی و عزت نفس]]></category>
		<category><![CDATA[روان پویشی و روانکاوی]]></category>
		<category><![CDATA[فرزندپروری و رشد]]></category>
		<category><![CDATA[مکاتب روانشناسی]]></category>
		<category><![CDATA[اریکسون]]></category>
		<category><![CDATA[خویشتن]]></category>
		<category><![CDATA[رشد هویت]]></category>
		<category><![CDATA[هویت]]></category>
		<category><![CDATA[هویت‌یابی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://behdashtravan.com/?p=4925</guid>

					<description><![CDATA[<p>رشد هویت اریکسون معتقد بود تکلیف عمده دوره نوجوانی تکوین هویت شخصی است. او بر این باور بود بحران هویت بخشی جدایی‌ناپذیر از رشد روانی اجتماعی سالم است. اگر ارزش‌ها مورد تاکید والدین، معلمان و همسالان، همخوان باشد رشد هویتآسان‌تر می‌شود. در جامعه‌های ابتدایی الگوهای همانندسازی محدودتر و رشد هویت سهل‌تر صورت می‌گیرد. در جامعه‌های &#8230;</p>
<p>The post <a href="https://behdashtravan.com/%d8%b1%d8%b4%d8%af-%d9%87%d9%88%db%8c%d8%aa/">رشد هویت</a> appeared first on <a href="https://behdashtravan.com">مجله تخصصی روانشناسی بهداشت روان</a>.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>رشد هویت</h2>
<p><a href="http://behdashtravan.com/%d8%b2%d9%86%d8%af%da%af%db%8c%d9%86%d8%a7%d9%85%d9%87-%d8%a7%d8%b1%db%8c%da%a9-%d8%a7%d8%b1%db%8c%da%a9%d8%b3%d9%88%d9%86/" target="_blank" rel="noopener">اریکسون</a> معتقد بود تکلیف عمده دوره نوجوانی تکوین هویت شخصی است. او بر این باور بود بحران هویت بخشی جدایی‌ناپذیر از رشد روانی اجتماعی سالم است. اگر ارزش‌ها مورد تاکید والدین، معلمان و همسالان، همخوان باشد رشد هویتآسان‌تر می‌شود. در جامعه‌های ابتدایی الگوهای همانندسازی محدودتر و رشد هویت سهل‌تر صورت می‌گیرد. در جامعه‌های پیچیده زشد هویت کار دشواری است. بحران هویت باید در اوایل یا اواسط دهه سوم عمر حل شود تا فرد بتواند به مسائل دیگر زندگی بپردازد و فرد به هویت دست پیدا کند.</p>
<h2>آثار روان‌شناختی بلوغ</h2>
<p>بلوغ اثر چشمگیری در تصویر نوجوان از بدنش، عزت‌نفس، حالات خلق و روابطش با دیگران دارد. بیشتر نوجوانان این دوران را بدون تشویش و آشفتگی زیاد پشت سر می‌گذارند. پسرهای زودرس در مقایسه با همسالان دیررس خود از ظاهر خودشان بیشتر رضایت دارند و بیشتر از آنها حالت‌های خلق مثبت را تجربه می‌کنند. برعکس دختران زودرس در مقایسه با دختران دیررس بیشتر دچار <a href="http://behdashtravan.com/%d8%a7%d8%ae%d8%aa%d9%84%d8%a7%d9%84%e2%80%8c%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%a7%d9%81%d8%b3%d8%b1%d8%af%da%af%db%8c/" target="_blank" rel="noopener">افسردگی</a>، <a href="http://behdashtravan.com/%d8%a7%d8%b6%d8%b7%d8%b1%d8%a7%d8%a8-%d8%a7%d8%b2-%d9%86%da%af%d8%a7%d9%87-%d9%81%d8%b1%d9%88%db%8c%d8%af/" target="_blank" rel="noopener">اضطراب</a> و تعارض‌های خانوادگی می‌شوند و از وضع ظاهر خود کمتر رضایت دارند. طبق نظر اریکسون شکل‌گیری و رشد هویت فردی تکلیف عمده دوره نوجوانی است.</p>
<h2>رشد نوجوانی</h2>
<p>به دوره گذرا از کودکی به بزرگ‌سالی اطلاق می‌شود و تقریباً از ۱۲ سالگی آغاز و تا اواخر دهه دوم زندگی ادامه می‌یابد. نوجوان به بلوغ جنسی می‌رسد و هویت فردی خود را جدا از هویت خانواده بنا می‌نهد.</p>
<p>ناتوانی در کسب و زشد هویت شغلی بیش از هر چیز نوجوان را آشفته می‌سازد.</p>
<h2>رشد جنسی</h2>
<p>بلوغ دوره تکامل جنسی است که طی آن کودک از نظر زیستی به بزرگ‌سالی برخوردار از توانایی تولیدمثل تبدیل می‌شود و دوره آن معمولاً ۳ تا ۴ سال است. با دوره، رشد سریع جسمانی شروع می‌شود و با رشد تدریجی اندام‌های تناسلی و ویژگی‌های جنسی ثانوی (رشد پستان‌ها در دختر، رویش ریش در پسران، مو بر اندام‌های تناسلی هر دو) همراه است.</p>
<h2>قاعدگی</h2>
<p>نخستین قاعدگی در اواخر دوره بلوغ تقریباً ۱۸ ماه پس از اوج‌گیری جهش رشد دختران رخ می‌دهد. نخستین قاعدگی‌ها نامنظم و تخمک‌گذاری معمولاً یک سال بعد از نخستین قاعدگی شروع می‌شود. اولین انزال پسر معمولاً حدود ۲ سال بعد از جهش رشد نوجوانی رخ می‌دهد. در اولین منی اسپرم وجود ندارد. بعضی دختران در ۱۱ سالگی و بعضی در ۱۷ سالگی برای نخستین بار قاعده می‌شوند. متوسط سن آن ۱۲٫۹ سال است. پسرها در سن ۱۲ تا ۱۶ سالگی و متوسط ۱۴٫۵ سال دچار انزال حاوی منی می‌شوند.</p>
<h2>سردرگمی هویت از دید اریکسون</h2>
<p>اگر بحران هویت حل نشده باشد فرد مفهوم یکپارچه‌ای از خود یا معیارهای ارزیابی ارزشمندی خود در زمینه‌های عمده زندگی نخواهد داشت.</p>
<h3>چهار وضعیت هویتی مارسیا</h3>
<h4>دستیابی به هویت</h4>
<p>بحران هویت و مرحله پرسشگری درباره خود و تعریف خویشتن را پشت سر گذاشته‌اند. به مواضع فکری خاصی دست یافته و به آنها پایبند و در مورد شغل به تصمیم قطعی رسیده‌اند. باورهای سیاسی و مذهبی خانواده را بررسی و آنچه با هویتش همخوان نبوده را کنار گذاشته‌اند.</p>
<h4>هویت‌یابی ناقص</h4>
<p>نسبت به شغل و جهان‌بینی خود احساس تعهد می‌کنند ولی علایمی از تجربه بحران هویت دیده نمی‌شود. بی چون‌وچرا مذهب خانواده خود را پذیرفته‌اند. بعضی از افراد پایبند به باورهایشان و با روحیه همکاری و برخی دیگر انعطاف‌ناپذیر (خشک) جزمی و دنباله‌رو. اگر رویداد مهمی ارزش‌های آنها را به چالش بطلبد احساس سردرگمی می‌کنند.</p>
<h4>تعلیق هویت‌یابی</h4>
<p>این جوانان در حال تجربه بحران هویت هستند. به دنبال پاسخ برای پرسش‌های خود و گرفتار تعارض بین علایق خود و برنامه‌هایی که والدینشان برای آنها در نظر گرفته‌اند. ممکن است برای مدتی باورهای مذهبی و سیاسی را با شور و شوق فراوان مطرح ولی پس از تأمل بیشتر آنها را کنار بگذارند. در بهترین شرایط آدم‌های حساس، اخلاقی و روشنفکر و در بدترین شرایط افرادی اضطراب زده، مردد و جزم‌اندیش به نظر می‌رسند.</p>
<h4>پراکندگی هویت</h4>
<p>ممکن است در گذشته دچار بحران هویت بوده یا نبوده‌اند اما در هر صورت به مفهوم یکپارچه‌ای از خود دست نیافته‌اند. مثلاً می‌گویند بدشان نمی‌آید به کاری دست بزنند اما عملاً کاری نمی‌کنند. به گفته خودشان علاقه‌ای به مذهب و سیاست ندارند. برخی بدبین و برخی سطحی و گیج و سردرگم هستند.</p>
<h2>منبع</h2>
<p><a href="http://dousti.net/Persian/?p=286" target="_blank" rel="nofollow noopener">دوستی</a></p>
<p>The post <a href="https://behdashtravan.com/%d8%b1%d8%b4%d8%af-%d9%87%d9%88%db%8c%d8%aa/">رشد هویت</a> appeared first on <a href="https://behdashtravan.com">مجله تخصصی روانشناسی بهداشت روان</a>.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://behdashtravan.com/%d8%b1%d8%b4%d8%af-%d9%87%d9%88%db%8c%d8%aa/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>هویت از نگاه جیمز مارسیا</title>
		<link>https://behdashtravan.com/%d9%87%d9%88%db%8c%d8%aa-%d8%a7%d8%b2-%d9%86%da%af%d8%a7%d9%87-%d8%ac%db%8c%d9%85%d8%b2-%d9%85%d8%a7%d8%b1%d8%b3%db%8c%d8%a7/</link>
					<comments>https://behdashtravan.com/%d9%87%d9%88%db%8c%d8%aa-%d8%a7%d8%b2-%d9%86%da%af%d8%a7%d9%87-%d8%ac%db%8c%d9%85%d8%b2-%d9%85%d8%a7%d8%b1%d8%b3%db%8c%d8%a7/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[بهروز هاشمی]]></dc:creator>
		<pubDate>Sun, 06 May 2018 10:30:37 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[روان پویشی و روانکاوی]]></category>
		<category><![CDATA[روانشناسی شخصیت]]></category>
		<category><![CDATA[سبک زندگی]]></category>
		<category><![CDATA[مکاتب روانشناسی]]></category>
		<category><![CDATA[اریک اریکسون]]></category>
		<category><![CDATA[اریکسون]]></category>
		<category><![CDATA[هویت]]></category>
		<category><![CDATA[هویت از نگاه جیمز مارسیا]]></category>
		<category><![CDATA[هویت جیمز مارسیا]]></category>
		<category><![CDATA[هویت زودرس]]></category>
		<category><![CDATA[هویت سردرگم]]></category>
		<category><![CDATA[هویت کام یاب]]></category>
		<category><![CDATA[هویت مارسیا]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://behdashtravan.com/?p=2793</guid>

					<description><![CDATA[<p>هویت از نگاه جیمز مارسیا اریکسون که دوره نوجوانی را دوره هویت‌یابی می‌دانست معتقد بود برای نوجوانان طبیعی است که هویت‌های مختلف را امتحان کند تا هویت محکمی را در نهایت برای خود انتخاب کند (1996؛ به نقل از پیری و شهر آرای، ۱۳۸۴) که نگره اریکسون را درباره شکل‌گیری هویت با استفاده از متغیرهای &#8230;</p>
<p>The post <a href="https://behdashtravan.com/%d9%87%d9%88%db%8c%d8%aa-%d8%a7%d8%b2-%d9%86%da%af%d8%a7%d9%87-%d8%ac%db%8c%d9%85%d8%b2-%d9%85%d8%a7%d8%b1%d8%b3%db%8c%d8%a7/">هویت از نگاه جیمز مارسیا</a> appeared first on <a href="https://behdashtravan.com">مجله تخصصی روانشناسی بهداشت روان</a>.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>هویت از نگاه جیمز مارسیا</h2>
<p><a href="http://behdashtravan.com/%d8%b2%d9%86%d8%af%da%af%db%8c%d9%86%d8%a7%d9%85%d9%87-%d8%a7%d8%b1%db%8c%da%a9-%d8%a7%d8%b1%db%8c%da%a9%d8%b3%d9%88%d9%86/" target="_blank" rel="noopener">اریکسون</a> که دوره نوجوانی را دوره هویت‌یابی می‌دانست معتقد بود برای نوجوانان طبیعی است که هویت‌های مختلف را امتحان کند تا هویت محکمی را در نهایت برای خود انتخاب کند</p>
<a data-toggle="tooltip" data-placement="top" class="post-tooltip tooltip-top" title="James Marcia">جیمز مارسیا</a> (1996؛ به نقل از پیری و شهر آرای، ۱۳۸۴) که نگره اریکسون را درباره شکل‌گیری هویت با استفاده از متغیرهای زیربنایی <a data-toggle="tooltip" data-placement="top" class="post-tooltip tooltip-top" title="Exploration">مکاشفه</a> (ژرف‌نگری آگاهانه درباره هدف‌های جایگزین نقش‌ها و ارزش‌ها) و <a data-toggle="tooltip" data-placement="top" class="post-tooltip tooltip-top" title="Commitment">پایبندی</a> (توافق در سرمایه‌گذاری فرد در کار یا عقیده) عملیاتی کرد.. با در نظر گرفتن بودونبود هر یک از این دو بعد (مکاشفه و تعهد)، مارسیا چهار وضعیت هویت را جداسازی کرده است.</p>
<p>الف) <a data-toggle="tooltip" data-placement="top" class="post-tooltip tooltip-top" title="Identity Diffusion">هویت سردرگم</a>: در این وضعیت نوجوان سرگردان است و به عقاید، اصول، یا دیگران پایبند نیست و محدود به بازبینی خود است.</p>
<p>ب) <a data-toggle="tooltip" data-placement="top" class="post-tooltip tooltip-top" title="Foreclosure">هویت زودرس</a>: نشانه وضعیت زودرسی هویت پرهیز از گزینش خودمختار است. این گروه بدون تجربه بحران نوجوانی، به اهدافی ویژه پایبند شده و در چهارچوب برنامه‌هایی که دیگران، به‌ویژه والدینشان، از پیش برای آن‌ها چیده‌اند، آن اهداف را پذیرفته‌اند.</p>
<p>ج) <a data-toggle="tooltip" data-placement="top" class="post-tooltip tooltip-top" title="Moratotrium">هویت دیررس</a>: در وضعیت دیررسی هویت، افراد هنوز پایبندهای مهمی ندارند تلاش فعال آن‌ها برای پدید آوردن پایبندی و تلاش برای هم آهنگی میان منابع گوناگون است.</p>
<p>د) <a data-toggle="tooltip" data-placement="top" class="post-tooltip tooltip-top" title="Achieved">هویت کام یاب</a>: در وضعیت هویت به‌دست‌آمده (هویت کام یاب)، شخص اندک‌اندک اندیشه‌های خود را یکپارچه می‌سازد و خویشتنی نو می‌آفریند. فرد به‌گونه‌ای جدی گزینه‌های متعددی را در نظر می‌گیرد و با توجه به شرایط خود تصمیم‌گیری می‌کند و نسبتاً خودمختار است.</p>
<p>الگوی وضعیت‌های هویت مارسیا، اساساً روی وضعیت یا پایگاه یا نتیجه‌ی فرایند شکل‌گیری هویت است، بدین معنا که هویت را اساساً در شرایط پایدار ماندن نتایج جست‌وجو و ویژگی‌های ثابت و روشن توصیف می‌کند (<a data-toggle="tooltip" data-placement="top" class="post-tooltip tooltip-top" title="Cote, J. E., and Levin, C.">کاته و لوین</a>، ۱۹۹۸؛ <a data-toggle="tooltip" data-placement="top" class="post-tooltip tooltip-top" title="Van Hoof A">فان هاف</a>، ۱۹۹۹؛ نقل از <a data-toggle="tooltip" data-placement="top" class="post-tooltip tooltip-top" title="Soenens B. , Duriez B. , &amp; Goossens L">سونز، دوریز و گوسنتر</a> [10]، ۲۰۰۳).</p>
<h2>منبع</h2>
<p><a href="http://hamyaryiran.ir/thread8422.html" target="_blank" rel="nofollow noopener">همیاری</a></p>
<p>پایان‌نامه رابطه‌ی اعتیاد به اینترنت با سبک‌های هویت در دانشجویان دانشگاه پیام نور ابرکوه، طیبه حیدری</p>
<p>The post <a href="https://behdashtravan.com/%d9%87%d9%88%db%8c%d8%aa-%d8%a7%d8%b2-%d9%86%da%af%d8%a7%d9%87-%d8%ac%db%8c%d9%85%d8%b2-%d9%85%d8%a7%d8%b1%d8%b3%db%8c%d8%a7/">هویت از نگاه جیمز مارسیا</a> appeared first on <a href="https://behdashtravan.com">مجله تخصصی روانشناسی بهداشت روان</a>.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://behdashtravan.com/%d9%87%d9%88%db%8c%d8%aa-%d8%a7%d8%b2-%d9%86%da%af%d8%a7%d9%87-%d8%ac%db%8c%d9%85%d8%b2-%d9%85%d8%a7%d8%b1%d8%b3%db%8c%d8%a7/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>زندگینامه اریک اریکسون</title>
		<link>https://behdashtravan.com/%d8%b2%d9%86%d8%af%da%af%db%8c%d9%86%d8%a7%d9%85%d9%87-%d8%a7%d8%b1%db%8c%da%a9-%d8%a7%d8%b1%db%8c%da%a9%d8%b3%d9%88%d9%86/</link>
					<comments>https://behdashtravan.com/%d8%b2%d9%86%d8%af%da%af%db%8c%d9%86%d8%a7%d9%85%d9%87-%d8%a7%d8%b1%db%8c%da%a9-%d8%a7%d8%b1%db%8c%da%a9%d8%b3%d9%88%d9%86/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[بهروز هاشمی]]></dc:creator>
		<pubDate>Sun, 31 Dec 2017 11:30:58 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[روان پویشی و روانکاوی]]></category>
		<category><![CDATA[سرگذشت]]></category>
		<category><![CDATA[متفکران بزرگ]]></category>
		<category><![CDATA[مکاتب روانشناسی]]></category>
		<category><![CDATA[اریک اریکسون]]></category>
		<category><![CDATA[اریکسون]]></category>
		<category><![CDATA[بحران هویت]]></category>
		<category><![CDATA[روانکاوی]]></category>
		<category><![CDATA[زندگی اریک اریکسون]]></category>
		<category><![CDATA[زندگینامه اریکسون]]></category>
		<category><![CDATA[فروید]]></category>
		<category><![CDATA[مراحل رشد اریکسون]]></category>
		<category><![CDATA[مراحل هشتگانه رشد اریکسون]]></category>
		<category><![CDATA[هویت]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://behdashtravan.com/?p=2518</guid>

					<description><![CDATA[<p>نظریه‌ی اریک اریکسون بر روانکاوی و فرهنگ عمومی، تأثیر عمیقی داشته است. صدها هزار نسخه از کتاب‌های اریکسون فروخته‌شده و تصویر او روی جلد نیوزویک و مجله‌ی نیویورک‌تایمز چاپ‌شده که به رسمیت شناختن غیرمعمول یک نظریه‌پرداز شخصیت است. کتاب او درباره‌ی منشأ مبارزه‌ی منفی با عنوان حقیقت گاندی، به دریافت جایزه‌ی پولیتزر ۱۹۷۰ مفتخر شد &#8230;</p>
<p>The post <a href="https://behdashtravan.com/%d8%b2%d9%86%d8%af%da%af%db%8c%d9%86%d8%a7%d9%85%d9%87-%d8%a7%d8%b1%db%8c%da%a9-%d8%a7%d8%b1%db%8c%da%a9%d8%b3%d9%88%d9%86/">زندگینامه اریک اریکسون</a> appeared first on <a href="https://behdashtravan.com">مجله تخصصی روانشناسی بهداشت روان</a>.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>نظریه‌ی اریک اریکسون بر <a href="http://behdashtravan.com/%d8%aa%d8%a7%d8%b1%db%8c%d8%ae%da%86%d9%87-%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%da%a9%d8%a7%d9%88%db%8c-%d9%82%d8%b3%d9%85%d8%aa-%d8%a7%d9%88%d9%84/" target="_blank" rel="noopener">روانکاوی </a>و فرهنگ عمومی، تأثیر عمیقی داشته است. صدها هزار نسخه از کتاب‌های اریکسون فروخته‌شده و تصویر او روی جلد نیوزویک و مجله‌ی نیویورک‌تایمز چاپ‌شده که به رسمیت شناختن غیرمعمول یک نظریه‌پرداز شخصیت است. کتاب او درباره‌ی منشأ مبارزه‌ی منفی با عنوان <a href="https://en.wikipedia.org/wiki/Gandhi%27s_Truth" target="_blank" rel="noopener">حقیقت گاندی</a>، به دریافت <a href="https://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%AC%D8%A7%DB%8C%D8%B2%D9%87_%D9%BE%D9%88%D9%84%DB%8C%D8%AA%D8%B2%D8%B1" target="_blank" rel="noopener">جایزه‌ی پولیتزر</a> ۱۹۷۰ مفتخر شد و او بدون این‌که مدرک دانشگاهی گرفته باشد، به این شهرت رسید.</p>
<p>اریکسون که طبق آیین فرویدی توسط دختر فروید <a href="https://ar.wikipedia.org/wiki/%D8%A2%D9%86%D8%A7_%D9%81%D8%B1%D9%88%D9%8A%D8%AF" target="_blank" rel="noopener">آنا </a>آموزش دید، رویکردی را به شخصیت به وجود آورد که دامنه‌ی نظریه‌ی فروید را گسترش داد و درعین‌حال، ساختار آن را حفظ کرد. گرچه اریکسون نوآوری‌های مهمی را ارائه داد، اما پیوندهای او با موضع نیرومند بود. او گفت: «روانکاوی همیشه نقطه‌ی آغاز است»(نقل‌شده در کینستون، ۱۹۸۳، ص ۲۹).</p>
<p>اریکسون «با این‌که به نحو چشم‌گیری از نظریه‌ی روانکاوی مرسوم منحرف‌شده بود، خود را به‌صورت طرفدار وفادار <a href="http://behdashtravan.com/%d8%b3%d8%a7%d8%ae%d8%aa%d8%a7%d8%b1-%d8%b4%d8%ae%d8%b5%db%8c%d8%aa-%d8%a7%d8%b2-%d9%86%da%af%d8%a7%d9%87-%d9%81%d8%b1%d9%88%db%8c%d8%af/" target="_blank" rel="noopener">فروید </a>به دیگران معرفی می‌کرد»(آندرسون و فریدمن، ۱۹۹۷، ص ۱۰۶۳).</p>
<p>اریکسون نظریه‌ی فروید را از سه نظر گسترش داد:</p>
<p>۱. او مراحل رشد فروید را گسترش داد. فروید بر کودکی تأکید کرد و اعلام کرد که شخصیت تقریباً در ۵ سالگی شکل می‌گیرد، درحالی‌که اریکسون معتقد بود شخصیت در طول عمر، در هشت مرحله‌ی متوالی، به رشد کردن ادامه می‌دهد.</p>
<p>۲. اریکسون بر <a href="http://behdashtravan.com/%d8%b3%d8%a7%d8%ae%d8%aa%d8%a7%d8%b1-%d8%b4%d8%ae%d8%b5%db%8c%d8%aa-%d8%a7%d8%b2-%d9%86%da%af%d8%a7%d9%87-%d9%81%d8%b1%d9%88%db%8c%d8%af/" target="_blank" rel="noopener">خود(ایگو)</a> بیشتر از <a href="http://behdashtravan.com/%d8%b3%d8%a7%d8%ae%d8%aa%d8%a7%d8%b1-%d8%b4%d8%ae%d8%b5%db%8c%d8%aa-%d8%a7%d8%b2-%d9%86%da%af%d8%a7%d9%87-%d9%81%d8%b1%d9%88%db%8c%d8%af/" target="_blank" rel="noopener">نهاد </a>تأکید کرد. ازنظر اریکسون، خود، بخش مستقل شخصیت است و وابسته به نهاد یا خدمت‌گزار آن نیست.</p>
<p>۳. اریکسون تأثیر عوامل فرهنگی و تاریخی را بر شخصیت تأیید کرد. او معتقد بود که ما به‌طور کامل تحت کنترل عوامل زیستی فطری در کودکی قرار نداریم. گرچه این عوامل مهم هستند، اما توجیه کاملی را برای شخصیت فراهم نمی‌کنند.</p>
<h1>زندگی اریکسون (۱۹۹۴- ۱۹۰۲)</h1>
<h2>بحران‌های هویت شخصی</h2>
<p>شگفت‌آور نیست نظریه‌پردازی که مفهوم بحران هویت را به ما معرفی کرد، خودش دست‌خوش چندین بحران شد. اریکسون در شهر فرانکفورت، آلمان به دنیا آمد. مادر دانمارکی او که از یک خانواده‌ی  یهودی ثروتمند بود، چند سال قبل ازدواج‌کرده بود، ولی شوهرش چند ساعت بعد از عروسی ناپدید شد. او توسط مرد دیگری حامله شد که هرگز نام او را فاش نکرد و برای زایمان به آلمان فرستاده شد تا از رسوایی اجتماعی بچه‌ی نامشروع، دوری کند. او بعد از به دنیا آمدن بچه، در آلمان ماند و با دکتر تئودور هومبرگر پزشک اطفال ازدواج کرد. اریک به مدت چند سال نمی‌دانست که دکتر هومبرگر پدر تنی او نیست و مدعی شد که بدون اطمینان از نام و هویت روان‌شناختی خود، بزرگ شد. او تا ۳۷ سالگی که شهروند ایالات‌متحده شد و نام اریک هومبرگر اریکسون را اختیار کرد، نام خانوادگی هومبرگر را حفظ کرده بود.</p>
<p>بحران هویت دیگر زمانی روی داد که اریک مدرسه را آغاز کرد. او باوجود اصل و نسب دانمارکی، خود را آلمانی می‌دانست، ولی هم‌کلاسی‌های آلمانی، وی را به خاطر این‌که مادر و ناپدری‌اش یهودی بودند، طرد کردند. همسالان یهودی، او را به دلیل این‌که قدبلند و بور بود و ویژگی‌های چهره‌ی اسکاندیناوی داشت، طرد کردند. او نمرات متوسط گرفت، ولی استعداد هنری نشان داد و بعد از فارغ‌التحصیلی از دبیرستان، از این توانایی برای تشکیل هویت استفاده کرد. او از جامعه‌ی سنتی کناره گرفت و به سرتاسر اروپا سفر کرد، مطالعه کرد و افکار خود را در یک دفتر یادداشت کرد و زندگی اطراف خود را مشاهده نمود. او خود را به‌طور بیمارگونه‌ای حساس و روان‌رنجور، حتی نزدیک به روان‌پریشی، توصیف کرد. چند سال بعد، یکی از دخترانش نوشت:</p>
<p>پدرم از این احساس که پدر واقعی‌اش او را ترک کرده و هرگز به شناختن او اهمیتی نداده، به‌شدت ناراحت بود. او در تمام عمر خود با گرایش افسردگی دست‌به‌گریبان بود. تجربه‌ی رها شدن و طرد کودکی، وی را گرفتار خودناباوری کرده بود. او عمیقاً از موقعیت خود احساس ناامنی و عدم اطمینان می‌کرد. او به حمایت، راهنمایی و اطمینان خاطر مداوم دیگران نیاز داشت (بلوند، ۲۰۰۵، ص ۵۲-۷۱).</p>
<p>اریکسون در دو دانشکده‌ی هنر به تحصیل پرداخت و آثار خود را در یک گالری واقع در مونیخ به نمایش گذاشت، ولی هر بار آموزش رسمی را رها کرد تا پرسه‌زدن و جستجو برای هویت را از سرگیرد. او بعدها، هنگام بحث درباره‌ی مفهوم بحران هویت، نوشت: «بدون تردید، بهترین دوستان من اصرار خواهند کرد که من باید این را بحران بنامم و برای این‌که بتوانم با آن کنار بیایم، باید آن را در هر فرد دیگری ببینم»(اریکسون، ۱۹۷۵، ص ۲۶-۲۵).</p>
<p>مانند چند تن از نظریه‌پردازان شخصیت دیگر، می‌توانیم بین تجربیات زندگی اریکسون، مخصوصاً در کودکی و نوجوانی و نظریه‌ی شخصیتی که در بزرگ‌سالی ساخت، هماهنگی ببینیم. یک زندگی‌نامه‌نویس خاطرنشان ساخت که آنچه «اریکسون دید و احساس کرد که برایش اتفاق افتادند (همان‌گونه که فروید رؤیاها، خاطرات خیال‌پردازی‌هایش را بررسی کرد) «پژوهشی» شد که جریان اندیشه‌ها، مقالات و کتاب‌ها را امکان‌پذیر ساخت»(فریدمن، ۱۹۹۹، ص ۱۶).</p>
<h2>تحقیقات رشد کودک</h2>
<p>در ۲۵ سالگی به اریکسون پیشنهاد تدریس در مدرسه کوچکی در وین داده شد که برای بچه‌های بیماران و دوستان زیگموند فروید تأسیس‌شده بود. فروید بیمارانی را از سرتاسر دنیا جذب کرده بود. آن‌ها که افراد ثروتمندی بودند، در مدتی که روانکاوی می‌شدند، همراه با خانواده‌ی خود در وین اقامت می‌کردند. اریکسون بعداً اعتراف کرد که تااندازه‌ای به خاطر جستجوی خود برای پدر، جذب فروید شده بود. از آن زمان به بعد بود که شغل حرفه‌ای اریکسون شروع شد و احساس کرد سرانجام هویتی پیداکرده است.</p>
<p>او آموزش روانکاوی دید و آنا فروید وی را روانکاوی کرد. این جلسات روانکاوی تقریباً هرروز به مدت سه سال برگزار شدند؛ ویزیت آن ماهی ۷ دلار بود. آنا فروید به روانکاوی کودکان علاقه داشت. تأثیر او، به‌علاوه‌ی تجربیات تدریس اریکسون، وی را از اهمیت تأثیرات اجتماعی بر شخصیت آگاه نمود و او را به تمرکز بر رشد کودک هدایت کرد. بعد از این‌که او برنامه‌ی مطالعاتی خود را به اتمام رساند، عضو مؤسسه‌ی روانکاوی وین شد.</p>
<p>اریکسون در سال ۱۹۲۹، هنگامی‌که در وین در یک بالماسکه شرکت کرده بود، با ژوان سرسون، نقاش و رقاص متولد کانادا که توسط یکی از شاگردان فروید روانکاوی شده بود، آشنا شد. آن‌ها عاشق هم شدند، اما وقتی او حامله شد، اریکسون از ازدواج با وی خودداری کرد. او توضیح داد که از احساس تعهد دائمی می‌ترسد و معتقد بود مادر و ناپدری‌اش، نوه‌ای را که یهودی نباشد، تأیید نخواهند کرد. وساطت دوستان، او را متقاعد ساخت که اگر با ژوان ازدواج نکند، همان الگوی رفتار مردی را تکرار خواهد کرد که او را به وجود آورده و داغ نامشروع بودن را که عمیقاً احساس کرده بود، بر او زده بود.</p>
<p>وقتی اریکسون تصمیم گرفت با ژوان ازدواج کند، این کار را سه بار، بر طبق تشریفات یهودی، پروتستان و عرفی انجام داد. ژوان تمایلات شغلی خود را رها کرد تا شریک عقلانی و ویراستار همیشگی اریکسون شود. او شالوده‌ی اجتماعی و عاطفی استواری را برای زندگی اریکسون تأمین نمود و به او کمک کرد تا رویکرد خود را به شخصیت به‌وجودآورد. خواهر ناتنی اریکسون اظهار داشت: «او بدون ژوان هیچ بود»(نقل‌شده در فریدمن، ۱۹۹۹، ص ۸۶). اریکسون موافق بود.</p>
<p>اریکسون در سال ۱۹۳۳ تهدید فزاینده‌ی نازی‌ها را احساس کرد و به دانمارک و سپس به ایالات‌متحده مهاجرت کرد و در بوستون اقامت گزید. او حرفه‌ی خصوصی روانکاوی را با تخصص در درمان کودکان آغاز کرد. او هم‌چنین در مرکز راهنمایی ویژه‌ی بزهکاران مبتلا به آشفتگی هیجانی کار کرد و در گروه آموزشی بیمارستان عمومی ماساچوست خدمت کرد.</p>
<p>اریکسون تحصیلات عالی را در هاروارد آغاز کرد و قصد داشت در روان‌شناسی دکترا بگیرد، اما در اولین درس رد شد و نتیجه گرفت که برنامه‌ی تحصیلات رسمی ارضاکننده نیست. در سال ۱۹۳۶ به مؤسسه‌ی روابط انسانی در دانشگاه ییل دعوت شد و در آنجا به تدریس در دانشکده‌ی پزشکی پرداخت و کار روانکاوی خود با کودکان را ادامه داد. اریکسون و یک انسان‌شناس دانشگاه ییل، در تحقیق روش‌های فرزندپروری سرخ‌پوستان سیوکس داکوتای جنوبی همکاری کردند. این تحقیق، عقیده‌ی او را به تأثیر فرهنگ بر کودکی، تقویت کرد. اریکسون در مؤسسه‌ی رشد انسان دانشگاه کالیفرنیا واقع در برکلی، به گسترش دادن دیدگاه‌های خود ادامه داد. اریکسون برخلاف شماری از روانکاوان، می‌خواست تجربه‌ی بالینی‌اش تا حد امکان گسترده باشد، ازاین‌رو، بیمارانی را از فرهنگ‌های مختلف جستجو می‌کرد و علاوه بر کسانی که آشفتگی هیجانی داشتند، افرادی را که بهنجار محسوب می‌شدند می‌دید.</p>
<h2>سردرگمی هویت</h2>
<p>اریکسون در جریان بررسی سرخ‌پوستان در داکوتای جنوبی و کالیفرنیا، به نشانه‌های روان‌شناختی خاصی پی برد که نمی‌توانست آن‌ها را با نظریه‌ی فروید توجیه کند. به نظر می‌رسید که این نشانه‌ها با احساس بیگانگی با رسوم فرهنگی ارتباط داشتند و از فقدان خودانگاره یا هویت روشن، ناشی می‌شدند. این پدیده که اریکسون ابتدا آن را سردرگمی هویت نامید به حالتی شباهت داشت که او در سربازان ازجنگ‌برگشته‌ای که بعد از جنگ جهانی دوم دچار آشفتگی هیجانی شده بودند، مشاهده کرده بود. اریکسون معتقد بود که این مردان از تعارض‌های سرکوب‌شده رنج نمی‌بردند، بلکه سردرگمی ناشی از تجربیات آسیب‌زای جنگ و ریشه‌کن شدن موقتی از فرهنگشان، آن‌ها را عذاب می‌داد. او وضعیت این کهنه سربازان را به‌صورت سردرگمی هویت درباره‌ی این‌که کیست‌اند و کجا بودند، توصیف کرد.</p>
<p>اریکسون در سال ۱۹۵۰ به مرکز آستِن ریگز واقع در شهر استاکبریج، ایالت ماساچوست پیوست که برای نوجوان آشفته تسهیلات درمانی تأمین می‌کرد. ده سال بعد به هاروارد برگشت تا سمینار دوره‌ی کارشناسی ارشد و درسی را درباره‌ی چرخه‌ی زندگی انسان به دانشجویان دوره‌ی کارشناسی تدریس کند. او در سال ۱۹۷۰ بازنشسته شد و در ۸۴ سالگی کتاب را درباره‌ی پیری منتشر کرد. حتی بعد از یک عمر دستاورد، افتخار و تمجید و تکریم، به اظهار دخترش، ازآنچه به‌دست آورده بود، ناامید بود. «هنوز برای این مرد بلندآوازه، بچه‌ی نامشروع بودن مایه شرم بود»(بلولند، ۲۰۰۵، ص ۵۱).</p>

		<div class="box note  aligncenter">
			<div class="box-inner-block">
				<span class="fa tie-shortcode-boxicon"></span>برای خواندن برخی از جملات اریکسون به این <a href="http://behdashtravan.com/%d8%ac%d9%85%d9%84%d8%a7%d8%aa-%d8%a7%d8%b1%db%8c%da%a9-%d8%a7%d8%b1%db%8c%da%a9%d8%b3%d9%88%d9%86/" target="_blank" rel="noopener">لینک </a>بروید.
			</div>
		</div>
	
<h2>منبع</h2>
<p><strong>کتاب:</strong><a href="https://books.google.com/books/about/Theories_of_Personality.html?id=oStTCwAAQBAJ&amp;printsec=frontcover&amp;source=kp_read_button#v=onepage&amp;q&amp;f=false" target="_blank" rel="noopener"> نظریه‌های شخصیت</a><br />
<strong>نویسنده:</strong> دوان.پی.شولتز / سیدنی.الن.شولتز<br />
<strong>مترجم:</strong> یحیی سیدمحمدی</p>
<p>The post <a href="https://behdashtravan.com/%d8%b2%d9%86%d8%af%da%af%db%8c%d9%86%d8%a7%d9%85%d9%87-%d8%a7%d8%b1%db%8c%da%a9-%d8%a7%d8%b1%db%8c%da%a9%d8%b3%d9%88%d9%86/">زندگینامه اریک اریکسون</a> appeared first on <a href="https://behdashtravan.com">مجله تخصصی روانشناسی بهداشت روان</a>.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://behdashtravan.com/%d8%b2%d9%86%d8%af%da%af%db%8c%d9%86%d8%a7%d9%85%d9%87-%d8%a7%d8%b1%db%8c%da%a9-%d8%a7%d8%b1%db%8c%da%a9%d8%b3%d9%88%d9%86/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
	</channel>
</rss>
