<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	>

<channel>
	<title>مقالات عزت نفس | مجله تخصصی روانشناسی بهداشت روان</title>
	<atom:link href="https://behdashtravan.com/tag/%D8%B9%D8%B2%D8%AA-%D9%86%D9%81%D8%B3/feed/" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>https://behdashtravan.com/tag/عزت-نفس/</link>
	<description></description>
	<lastBuildDate>Fri, 23 Aug 2019 13:04:12 +0000</lastBuildDate>
	<language>fa-IR</language>
	<sy:updatePeriod>
	hourly	</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>
	1	</sy:updateFrequency>
	<generator>https://wordpress.org/?v=6.8.2</generator>

<image>
	<url>https://behdashtravan.com/wp-content/uploads/2017/09/cropped-logo-32x32.png</url>
	<title>مقالات عزت نفس | مجله تخصصی روانشناسی بهداشت روان</title>
	<link>https://behdashtravan.com/tag/عزت-نفس/</link>
	<width>32</width>
	<height>32</height>
</image> 
	<item>
		<title>خودباوری سالم و نشانه‌های آن</title>
		<link>https://behdashtravan.com/%d8%ae%d9%88%d8%af%d8%a8%d8%a7%d9%88%d8%b1%db%8c-%d8%b3%d8%a7%d9%84%d9%85-%d9%88-%d9%86%d8%b4%d8%a7%d9%86%d9%87%e2%80%8c%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%a2%d9%86/</link>
					<comments>https://behdashtravan.com/%d8%ae%d9%88%d8%af%d8%a8%d8%a7%d9%88%d8%b1%db%8c-%d8%b3%d8%a7%d9%84%d9%85-%d9%88-%d9%86%d8%b4%d8%a7%d9%86%d9%87%e2%80%8c%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%a2%d9%86/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[بهروز هاشمی]]></dc:creator>
		<pubDate>Thu, 04 Feb 2021 11:30:26 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[ارتقاء سلامت روان]]></category>
		<category><![CDATA[انسانگرایی و روانشناسی مثبت]]></category>
		<category><![CDATA[بهداشت روان]]></category>
		<category><![CDATA[خودشکوفایی و عزت نفس]]></category>
		<category><![CDATA[سبک زندگی]]></category>
		<category><![CDATA[اعتماد به نفس]]></category>
		<category><![CDATA[پذیرش خویشتن]]></category>
		<category><![CDATA[خود ابرازگری]]></category>
		<category><![CDATA[خودباوری]]></category>
		<category><![CDATA[خودپذیری نامشروط]]></category>
		<category><![CDATA[زندگی هدفمند]]></category>
		<category><![CDATA[عزت نفس]]></category>
		<category><![CDATA[کفایتمندی]]></category>
		<category><![CDATA[مسئولیت‌پذیری]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://behdashtravan.com/?p=6025</guid>

					<description><![CDATA[<p>شش نشانه خودباوری سالم خود باوری سالم در نگاه اول شاید مساله‌ای بدون شبهه باشد، اما در واقع چنین نیست. معمولا بسیاری از ما افراد خودشیفته و کسانی را که در مواجهه با مشکلات زندگی دست به دامن مکانیزم جبران می‌شوند، جز افرادی تلقی می‌کنیم که به خودشان باور دارند. حتی کسانی که فارغ از &#8230;</p>
<p>The post <a href="https://behdashtravan.com/%d8%ae%d9%88%d8%af%d8%a8%d8%a7%d9%88%d8%b1%db%8c-%d8%b3%d8%a7%d9%84%d9%85-%d9%88-%d9%86%d8%b4%d8%a7%d9%86%d9%87%e2%80%8c%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%a2%d9%86/">خودباوری سالم و نشانه‌های آن</a> appeared first on <a href="https://behdashtravan.com">مجله تخصصی روانشناسی بهداشت روان</a>.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>شش نشانه خودباوری سالم</h2>
<p>خود باوری سالم در نگاه اول شاید مساله‌ای بدون شبهه باشد، اما در واقع چنین نیست. معمولا بسیاری از ما افراد خودشیفته و کسانی را که در مواجهه با مشکلات زندگی دست به دامن مکانیزم جبران می‌شوند، جز افرادی تلقی می‌کنیم که به خودشان باور دارند. حتی کسانی که فارغ از واقعیت خود را خوب ارزیابی می‌کنند. در این نوشته سعی کردیم تا نشانه‌های خودباوری سالم را معرفی کنیم</p>
<p>خودباوری سالم بر شش اصل استوار است:</p>
<h2>زندگی آگاهانه</h2>
<p>یعنی به واقعیت احترام بگذارید، بدون طفره رفتن و انکار. هنگام انجام هر کاری از آن آگاه باشید. سعی کنید بفهمید چه چیزهایی علایق، ارزش‌ها و اهداف شما را تحت تأثیر قرار می‌دهد. هم از دنیای بیرونی و هم از دنیای درونی خود آگاه باشید.</p>
<h2>پذیرش خویشتن</h2>
<p>یعنی قبول این واقعیت که افکار، احساسات و اعمالتان متعلق به شماست، مهربانانه و محترمانه رفتار کردن با خودتان، حتی وقتی برخی احساسات یا تصمیم‌هایتان را تحسین نمی‌کنید یا از آن‌ها لذت نمی‌برید و نیز پرهیز از ماندن در ارتباطی طردکننده یا خصومت‌آمیز.</p>
<h2>مسئولیت‌پذیری</h2>
<p>یعنی درک کنید شما در انتخاب‌ها و اعمالتان مختارید و باید منبع نهایی احساس رضایتتان باشید. هیچ‌کس جز خودتان به شما خدمت نمی‌کند، کسی قرار نیست بیاید زندگی‌تان را برای شما سروسامان دهد، شما را خوشحال کند یا به شما <a href="http://behdashtravan.com/%d8%b9%d8%b2%d8%aa%e2%80%8c%d9%86%d9%81%d8%b3-%da%86%db%8c%d8%b3%d8%aa%d8%9f/" target="_blank" rel="noopener noreferrer">عزت‌نفس</a> بدهد.</p>
<h2>ابراز وجود</h2>
<p>یعنی به خواسته‌ها و نیازهایتان احترام بگذارید و شکل‌های مناسب ابراز آن‌ها را در واقعیت جستجو کنید. با خودتان در برخورد با دیگران با احترام و مناسب رفتار کنید. از کسی که هستید راضی باشید به دیگران اجازه دهید این واقعیت را ببینند و از باورها و ارزش‌ها و احساساتتان حمایت کنید.</p>
<h2>زندگی هدفمند</h2>
<p>یعنی برای تعیین اهدافتان مسئولیت بپذیرید، اعمالی را انجام دهید که به شما اجازه می‌دهد آن‌ها را به دست آورید. خودتان را در مسیر موفقیت نگه دارید و در جهت تکمیل اهداف خود حرکت کنید.</p>
<h2>زندگی همراه با راستی و درستی</h2>
<p>یعنی از اصولی رفتاری پیروی کنید که شما را در اقدام‌هایتان وفادار نگه دارد؛ ایجاد سازگاری و تجانس بین آنچه می‌دانید، آنچه می‌گویید و آنچه انجام می‌دهید، به قول‌هایتان پایبند باشید، به تعهدات خود احترام گذارید و به گفته‌های خود عمل کنید.</p>
<h2>منبع</h2>
<p>کلینیک روان‌پزشکی و روانشناسی پل امید &#8211; <a href="https://t.me/poleomidcilinic" target="_blank" rel="noopener noreferrer">@poleomidcilinic</a></p>
<p>The post <a href="https://behdashtravan.com/%d8%ae%d9%88%d8%af%d8%a8%d8%a7%d9%88%d8%b1%db%8c-%d8%b3%d8%a7%d9%84%d9%85-%d9%88-%d9%86%d8%b4%d8%a7%d9%86%d9%87%e2%80%8c%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%a2%d9%86/">خودباوری سالم و نشانه‌های آن</a> appeared first on <a href="https://behdashtravan.com">مجله تخصصی روانشناسی بهداشت روان</a>.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://behdashtravan.com/%d8%ae%d9%88%d8%af%d8%a8%d8%a7%d9%88%d8%b1%db%8c-%d8%b3%d8%a7%d9%84%d9%85-%d9%88-%d9%86%d8%b4%d8%a7%d9%86%d9%87%e2%80%8c%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%a2%d9%86/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>حرمت نفس و اعتمادبه‌نفس کودک</title>
		<link>https://behdashtravan.com/%d8%ad%d8%b1%d9%85%d8%aa-%d9%86%d9%81%d8%b3-%d9%88-%d8%a7%d8%b9%d8%aa%d9%85%d8%a7%d8%af%d8%a8%d9%87%e2%80%8c%d9%86%d9%81%d8%b3-%da%a9%d9%88%d8%af%da%a9/</link>
					<comments>https://behdashtravan.com/%d8%ad%d8%b1%d9%85%d8%aa-%d9%86%d9%81%d8%b3-%d9%88-%d8%a7%d8%b9%d8%aa%d9%85%d8%a7%d8%af%d8%a8%d9%87%e2%80%8c%d9%86%d9%81%d8%b3-%da%a9%d9%88%d8%af%da%a9/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[بهروز هاشمی]]></dc:creator>
		<pubDate>Thu, 26 Nov 2020 11:30:36 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[ارتقاء سلامت روان]]></category>
		<category><![CDATA[انسانگرایی و روانشناسی مثبت]]></category>
		<category><![CDATA[بهداشت روان]]></category>
		<category><![CDATA[خودشکوفایی و عزت نفس]]></category>
		<category><![CDATA[اعتماد به نفس]]></category>
		<category><![CDATA[باور بنیادی]]></category>
		<category><![CDATA[تقویت اعتماد به نفس]]></category>
		<category><![CDATA[حرمت نفس]]></category>
		<category><![CDATA[خودانگاره]]></category>
		<category><![CDATA[عزت نفس]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://behdashtravan.com/?p=6117</guid>

					<description><![CDATA[<p> حرمت نفس و اعتمادبه‌نفس کودک حرمت نفس و اعتمادبه‌نفس کودک : زمانی که فرزندتان می‌خواهد با شما صحبت کند، اگر آب هم دستتان هست زمین بگذارید و سرتاپا گوش شوید و تا زمانی که صحبت‌های او تمام نشده است، صحبت نکنید و در ضمن نخواهید در آن زمان نقش معلمی ایفا کنید و اشتباهات او &#8230;</p>
<p>The post <a href="https://behdashtravan.com/%d8%ad%d8%b1%d9%85%d8%aa-%d9%86%d9%81%d8%b3-%d9%88-%d8%a7%d8%b9%d8%aa%d9%85%d8%a7%d8%af%d8%a8%d9%87%e2%80%8c%d9%86%d9%81%d8%b3-%da%a9%d9%88%d8%af%da%a9/">حرمت نفس و اعتمادبه‌نفس کودک</a> appeared first on <a href="https://behdashtravan.com">مجله تخصصی روانشناسی بهداشت روان</a>.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2> حرمت نفس و اعتمادبه‌نفس کودک</h2>
<ul>
<li><a href="http://behdashtravan.com/%d8%b9%d8%b2%d8%aa%e2%80%8c%d9%86%d9%81%d8%b3-%da%86%db%8c%d8%b3%d8%aa%d8%9f/" target="_blank" rel="noopener noreferrer">حرمت نفس</a> و <a href="http://behdashtravan.com/%d8%a7%d8%b9%d8%aa%d9%85%d8%a7%d8%af%d8%a8%d9%87%e2%80%8c%d9%86%d9%81%d8%b3-%d9%88-%d8%b1%d9%88%d8%b4-%d8%a7%d9%86%d8%af%d8%a7%d8%b2%d9%87%e2%80%8c%da%af%db%8c%d8%b1%db%8c-%d8%a2%d9%86/" target="_blank" rel="noopener noreferrer">اعتمادبه‌نفس</a> کودک : زمانی که فرزندتان می‌خواهد با شما صحبت کند، اگر آب هم دستتان هست زمین بگذارید و سرتاپا گوش شوید و تا زمانی که صحبت‌های او تمام نشده است، صحبت نکنید و در ضمن نخواهید در آن زمان نقش معلمی ایفا کنید و اشتباهات او را اصلاح کنید. با این کار، او درمی‌یابد که چقدر برای او ارزش و احترام زیادی قائل هستید.</li>
<li>هر زمانی که احساس خوبی نسبت به فرزندتان پیدا می‌کنید، آن را به صورت عملی و زبانی و از صمیم قلب ابراز کنید. گفتار و رفتار محبت‌آمیز و ستایش‌گرانه اولاً باعث می‌شود تا کودک از حس و نظر شما در مورد خودش مطلع و مطمئن شود و ثانیاً آنها را در درون خود تکرار و نهادینه کند.</li>
<li>در تشویق و تحسین کردن و توجه به او دست‌ودل‌باز باشید. نگران نباشید، این عمل شما منجر به لوس شدن کودک نمی‌شود. بلکه برعکس باعث جلوگیری از آن می‌شود (البته به شرط اینکه در حد اغراق نباشد و در ضمن دروغ نباشد). در واقع بچه‌هایی که چنین کمبودی را حس می‌کنند، گرایش به لوس شدن دارند. بجای اینکه سرزنش‌گر، منع‌کننده و توبیخ‌گر باشید، سعی کنید تا حد امکان اشتباهات او را نادیده بگیرید و برعکس با ذره‌بین به دنبال پیدا کردن رفتار و صفات خوب او باشید و از آنها (خصوصاً در جمع) تعریف کنید. بهتر است تعریف و تمجید شما هدفمند و توصیفی باشد. مثلاً (ببین کوچولوی گلم چقدر قشنگ اتاقش را مرتب کرده! همه چیز را سرجاش گذاشته یا «ممنونم که به مامان کمک می‌کنی تا به داداش کوچولوت غذا بدم، تو خیلی مهربونی!» حتی در مواردی که خود را کنترل کرده و از انجام کاری منع شده، خودداری کرده است، بایستی کودک تشویق و تحسین شود. برای مثال، «از اینکه موقع جواب دادن تلفن، سروصدا نکردی یا چیزی نخواستی خیلی ممنونم، تو چقدر خوب وقت‌شناسی عزیزم!»</li>
<li>از هر نوع طعنه زدن، دست انداختن، انگ زدن و دادن صفات نامناسب جداً پرهیز کنید. در برخی موارد لازم است تا رفتار نامناسب (و نه خود شخصیت کودک) مورد انتقاد قرار گیرد ولی هرگز این اجازه را ندارید که سرزنش شما همراه با تمسخر و یا تحقیر باشد (حتی به عنوان شوخی). کلماتی همچون دست‌وپا چلفتی، تنبل، هپلو، کور، کچل، تپل، خنگ و … همچون تیری زهرآگین بر حرمت نفس و شخصیت کودک هستند (تا ۶-۷ سالگی درکی از شوخی ندارند). در انتقاد سعی کنید از کلمه من بجای «تو» استفاده شود. برای مثال، بجای اینکه بگویید: «چرا تو این‌قدر نامرتب و تنبلی؟ نمی‌تونی یه کار به این سادگی رو انجام بدی؟» بگویید: «عزیزم من دوست دارم لباس‌هاتو مرتب تو کمد یا جالباسی بذاری تا اینکه روی کف اطاق ریخته شوند».</li>
<li>به کودک خود بیاموزید تا جملات تأییدی مثبت در مورد خود را تمرین کند. دادن انرژی و تلقین مثبت به خود در انجام تمامی امور مهم و تأثیرگذار است. طرز تفکر و تلقی ما تعیین‌کننده احساس ما و احساس تعیین‌کننده رفتار خواهد بود. باید در زمان‌های مناسب به فرزندمان بیاموزیم تا از جملات تأییدی مثبت در مورد خود استفاده کنند. مثلاً «اگر به تلاشم ادامه بدهم میتونم موفق به شم».</li>
<li>در تصمیم‌گیری‌هایی که به نحوی کودکتان نیز دخیل است، نظر او را نیز جویا شده و اگر تصمیم او زیان‌بار نیست، حتماً انجام دهید. مثلاً در مورد رنگ یا تزئین اطاقش اجازه دهید تا به کمک شما خود او تصمیم بگیرد و شما فقط مجری خواسته‌هایش باشید.</li>
<li>در بازی‌ها هرازگاهی ببازید و نشان دهید که شکست آخر خط نیست.</li>
<li>هرازگاهی به عمد اشتباه کنید و به فرزندتان نشان دهید نه تنها شما که برای او قادر مطلق به حساب میایید نیز ممکن است اشتباه کنید بلکه مسئولیت اشتباه خود را می‌پذیرید و سعی در اصلاح آن می‌کنید و از تلاش برای بهتر شدن و امید به اصلاح نیز دست نمی‌کشید.</li>
<li>در حد توان کودک، در انجام امور مربوط به خودتان از او کمک بخواهید و کارش را تحسین کنید. مهم نیست که کامل انجام داده باشد یا نه (از کمک به گل‌کاری و شستن ماشین گرفته تا شکستن تخم‌مرغ در ظرف، دکور منزل و …).</li>
</ul>
<p><strong>تقویت حرمت نفس و اعتمادبه‌نفس کودک  نوشته <a href="http://www.ma-shoma.com/index.php?page=%D8%AF%DA%A9%D8%AA%D8%B1%20%D8%A7%D8%B5%D8%BA%D8%B1%20%D8%B3%D8%A7%D8%AF%D8%A7%D8%AA%DB%8C%D8%A7%D9%86" target="_blank" rel="noopener noreferrer">دکتر اصغر ساداتیان</a></strong></p>
<h2>منبع</h2>
<p>حرمت نفس و اعتمادبه‌نفس کودک</p>
<p><a href="http://psysh.ir/%D8%AA%D9%82%D9%88%D9%8A%D8%AA-%D8%AD%D8%B1%D9%85%D8%AA-%D9%86%D9%81%D8%B3-%D9%88-%D8%A7%D8%B9%D8%AA%D9%85%D8%A7%D8%AF-%D8%A8%D9%87-%D9%86%D9%81%D8%B3-%D9%83%D9%88%D8%AF%D9%83/" target="_blank" rel="nofollow noopener noreferrer">psysh.ir</a></p>
<p>The post <a href="https://behdashtravan.com/%d8%ad%d8%b1%d9%85%d8%aa-%d9%86%d9%81%d8%b3-%d9%88-%d8%a7%d8%b9%d8%aa%d9%85%d8%a7%d8%af%d8%a8%d9%87%e2%80%8c%d9%86%d9%81%d8%b3-%da%a9%d9%88%d8%af%da%a9/">حرمت نفس و اعتمادبه‌نفس کودک</a> appeared first on <a href="https://behdashtravan.com">مجله تخصصی روانشناسی بهداشت روان</a>.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://behdashtravan.com/%d8%ad%d8%b1%d9%85%d8%aa-%d9%86%d9%81%d8%b3-%d9%88-%d8%a7%d8%b9%d8%aa%d9%85%d8%a7%d8%af%d8%a8%d9%87%e2%80%8c%d9%86%d9%81%d8%b3-%da%a9%d9%88%d8%af%da%a9/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>تصورات قالبی ، پیش‌داوری و تبعیض</title>
		<link>https://behdashtravan.com/%d8%aa%d8%b5%d9%88%d8%b1%d8%a7%d8%aa-%d9%82%d8%a7%d9%84%d8%a8%db%8c-%d8%8c-%d9%be%db%8c%d8%b4%e2%80%8c%d8%af%d8%a7%d9%88%d8%b1%db%8c-%d9%88-%d8%aa%d8%a8%d8%b9%db%8c%d8%b6/</link>
					<comments>https://behdashtravan.com/%d8%aa%d8%b5%d9%88%d8%b1%d8%a7%d8%aa-%d9%82%d8%a7%d9%84%d8%a8%db%8c-%d8%8c-%d9%be%db%8c%d8%b4%e2%80%8c%d8%af%d8%a7%d9%88%d8%b1%db%8c-%d9%88-%d8%aa%d8%a8%d8%b9%db%8c%d8%b6/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[بهروز هاشمی]]></dc:creator>
		<pubDate>Thu, 19 Sep 2019 10:30:36 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[بهداشت روان]]></category>
		<category><![CDATA[سبک زندگی]]></category>
		<category><![CDATA[مکاتب روانشناسی]]></category>
		<category><![CDATA[پیش‌داوری]]></category>
		<category><![CDATA[تبعیض]]></category>
		<category><![CDATA[تصور قالبی]]></category>
		<category><![CDATA[تعصب]]></category>
		<category><![CDATA[جنسیت]]></category>
		<category><![CDATA[روانشناسی اجتماعی]]></category>
		<category><![CDATA[عزت نفس]]></category>
		<category><![CDATA[نژادپرسیتی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://behdashtravan.com/?p=5094</guid>

					<description><![CDATA[<p>ماهیت و منشأ تصور قالبی، پیش‌داوری و تبعیض تصورات قالبی به‌عنوان جز شناختی نگرش نسبت به یک گروه اجتماعی در نظر گرفته می‌شوند و شامل باورهایی درباره اینکه یک گروه خاص چگونه است، هستند. پیش‌داوری جز عاطفی نگرش محسوب شده یا عبارت از احساساتی است که ما درباره یک گروه خاص داریم. تبعیض شامل جز &#8230;</p>
<p>The post <a href="https://behdashtravan.com/%d8%aa%d8%b5%d9%88%d8%b1%d8%a7%d8%aa-%d9%82%d8%a7%d9%84%d8%a8%db%8c-%d8%8c-%d9%be%db%8c%d8%b4%e2%80%8c%d8%af%d8%a7%d9%88%d8%b1%db%8c-%d9%88-%d8%aa%d8%a8%d8%b9%db%8c%d8%b6/">تصورات قالبی ، پیش‌داوری و تبعیض</a> appeared first on <a href="https://behdashtravan.com">مجله تخصصی روانشناسی بهداشت روان</a>.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>ماهیت و منشأ تصور قالبی، پیش‌داوری و تبعیض</h2>
<p>تصورات قالبی به‌عنوان جز شناختی نگرش نسبت به یک گروه اجتماعی در نظر گرفته می‌شوند و شامل باورهایی درباره اینکه یک گروه خاص چگونه است، هستند. پیش‌داوری جز عاطفی نگرش محسوب شده یا عبارت از احساساتی است که ما درباره یک گروه خاص داریم. تبعیض شامل جز رفتاری نگرش یا اعمال افتراقی انجام گرفته نسبت به اعضای یک گروه اجتماعی خاص است.</p>
<h2>تصور قالبی پیدا کردن: باورها درباره گروه‌های اجتماعی</h2>
<p>تصور قالبی درباره گروه‌ها به باورها و انتظاراتی درباره اینکه اعضای آن گروه‌ها چگونه‌اند، اشاره دارد و تصورات قالبی جنسیتی به باورها درباره ویژگی‌های زنان و مردان گفته می‌شود. چنانچه یک گروه، مثلاً زنان، به‌عنوان تهدیدی برای گروه دیگر، مثلاً مشاغل مربوط به مردان، محسوب شود، ممکن است تصورات قالبی مشکلاتی را برای گروه اول ایجاد کند. به‌عنوان‌مثال، زنان با یک مشکل کلیدی مواجه هستند که تصورات قالبی درباره صفاتشان باعث می‌شود که آنها برای مشاغل حمایتی مانند پرستاری، مناسب به نظر برسند که دارای پایگاه پایین‌تر و دستمزد کمتری است.</p>
<h2>تصورات قالبی و سقف شیشه‌ای</h2>
<p>نسبت مدیران زن در سطوح بالا بسیار کم است، در واقع اصطلاح سقف شیشه‌ای یعنی یک مانع که از رسیدن زنان به مقام‌های بالا در محیط‌های کاری جلوگیری می‌کند. وقتی زنان به‌عنوان رهبر خدمت می‌کنند، ارزش‌یابی‌های پایین‌تری از زیر دستان خود، حتی اگر مشابه مردان عمل کنند، دریافت می‌کنند. اگر زنان از تصورات قالبی زنان درباره گرم بودن و تربیت‌کنندگی تخلف کنند و مطابق الگوی یک رهبر عمل کنند، احتمال دارد که طرد شوند.</p>
<h2>پیامدهای بودن زنان سهمیه‌ای در جایگاه‌های بالا</h2>
<p>به میزانی که موفقیت زنان به‌عنوان دلیلی تلقی شود که جنسیت دیگر اهمیت ندارد، ممکن است مردم نتیجه بگیرند که عدم حضور زنان در جایگاه‌های بالا به علت فقدان قابلیت‌های لازم برای موفقیت در آنهاست و حضور چند نمونه زن موفق در جایگاه‌های بالا ممکن است مردم را به این باور برسانند آنهایی که به چنین جایگاهی نرسیده‌اند فقط باید خودشان را سرزنش کنند.</p>
<p>پیامد منفی دیگر این است که اگر روزی بفهمید تنها به این دلیل این شغل را دارید که عضو گروه خاصی هستید (مثلاً زن هستید تا نشان داده شود تبعیض جنسیتی وجود ندارد)، یعنی سهمیه گرایی، ممکن است رنج‌آور باشد و از سوی دیگران منفی ارزیابی شوید. درواقع سهمیه گرایی به هر شکلی حداقل دو اثر منفی دارد. نخست به افراد پیش‌داوری کننده امکان نجات از گرفتاری را می‌دهد؛ آنها می‌توانند از سهمیه دادن به‌عنوان مدرک آشکاری که ثابت کند آنها متعصب نیستند استفاده کنند. دوم اینکه عزت‌نفس و اعتمادبه‌نفس فردی که به‌صورت سهمیه‌ای انتخاب شده است، کاسته می‌شود.</p>
<h2>آیا افراد گروه آماج با تصور سازی قالبی از گروهشان موافق هستند؟</h2>
<p>تبعیض جنسی عطوفت آمیز، دیدگاهی حاکی از این است که زنان به راه‌های مختلفی برتر از مردان هستند (مثلاً سلیقه بهتری دارند) و آنها نقش ضروری در خوشبختی مردان ایفا می‌کنند. زنان اغلب با این صفات متمایزکننده مثبت موافق‌اند. همچنین گروه‌های دارای پایگاه پایین با چنین پاسخ‌هایی، خلاقیت اجتماعی از خود نشان دهند.</p>
<p>مردان به‌طور مداوم تبعیض جنسی خصمانه بیشتری را گزارش می‌دهند تا زنان و علت آن تهدیدی است که مردان از جانب زنان نسبت به جایگاه خود احساس می‌کنند. برای مثال زنان می‌کوشند تا قدرت را از چنگ مردانی که نباید آن را داشته باشند بیرون بیاورند.</p>
<p>گلیک و همکاران (۲۰۰۰) گزارش کردند هرچه نابرابری جنسیتی در یک کشور بیشتر باشد، هر دو نوع تبعیض جنسی در آن کشور بیشتر وجود دارد.</p>
<h2>تصورات قالبی جنسیتی و احترام افتراقی</h2>
<p>جکسون، اسس، و بوریس (۲۰۰۱) معتقدند احترام افتراقی برای زنانی که مواضع بالا را به دست می‌آورند، حیاتی است. دقیقاً به این خاطر که مردان مواضع قدرت بیشتر را اشغال می‌کنند و در جامعه دارای پایگاه بالاتری هستند، مردم ممکن است استنباط کنند که آنان استحقاق احترام بیشتری دارند تا زنان که بیشتر احتمال دارد در جایگاه‌های پایین‌تر قرار گیرند. به‌طور خلاصه، احترام افتراقی برای هر دو جنس به میزان زیادی کمک می‌کند.</p>
<h2>آیا تصورات قالبی جنسیتی درست هستند؟</h2>
<p>تفاوت‌های جنسیتی، حتی اگر دیده شوند، ممکن است بیشتر بازتاب اثر تصورات قالبی و ماهیت خود تأییدکنندگی آنها باشد تا تفاوت‌های اساسی بین زنان و مردان، اما شواهد موجود به نتایج زیر اشاره دارد: بین زنان و مردان از لحاظ جنبه‌های مختلف رفتار مقداری تفاوت وجود دارد اما به‌طورکلی، مقدار این تفاوت‌ها به‌مراتب کمتر از آن است که تصورات قالبی جنسیتی رایج ممکن است قائل باشند.</p>
<p>تصورات قالبی جنسیتی ممکن است مبالغه‌هایی باشد که بازتاب رفتارهایی است که مخصوص نقش‌های اشغال‌شده به‌وسیله مردان و زنان است. همچنان که این نقش‌ها تغییر کرده‌اند، همین‌طور هم رفتارهایی که بیشتر مخصوص هر دو جنس بوده‌اند، عوض شده‌اند.</p>
<h2>چرا مردم تصورات قالبی می‌سازند و به کار می‌برند؟</h2>
<p>تصورات قالبی اغلب به عنوان طرح‌واره‌ها عمل می‌کنند، آنها چهارچوب‌هایی شناختی برای سازمان‌دهی تعبیر و تفسیر و یادآوری اطلاعات هستند. همچنین انسان‌ها، شناختی های خسیس هستند، یعنی حداقل مقدار تلاش شناختی ممکن را در بیشتر موقعیت‌ها صرف می‌کنند. ازاین‌رو، یک دلیل مهم برای داشتن تصورات قالبی آن است که این کار می‌تواند صرفه‌جویی قابل‌توجهی در تلاش‌های شناختی به همراه داشته باشد و به پردازش سریع و گمانه‌زنی سرانگشتی اکتفا کنیم.</p>
<p>تصورات قالبی می‌توانند در خدمت اهداف انگیزشی مهمی باشند، علاوه بر فراهم کردن این احساس برای ما که جهان را درک می‌کنیم، آنها می‌توانند به ما در داشتن احساس مثبتی درباره هویت گروهی خودمان در مقایسه با دیگر گروه‌های اجتماعی، کمک کنند.</p>
<h2>تصورات قالبی: آنها چگونه عمل می‌کنند؟</h2>
<p>تصورات قالبی به‌عنوان نظریه‌هایی عمل می‌کنند و توجه ما را به‌سوی آنچه به آنها توجه می‌کنیم هدایت می‌کنند و اثرات نیرومند بر چگونگی پردازش اطلاعات اجتماعی به‌وسیله ما اعمال می‌کنند. اطلاعات مربوط به یک تصور قالبی فعال شده اغلب سریع‌تر پردازش شده و بهتر از اطلاعات بی‌ارتباط به تصور قالبی به خاطر می‌آیند. به همین ترتیب، تصورات قالبی افراد را به توجه کردن به اطلاعات از نوع خاصی هدایت می‌کند. معمولاً اطلاعاتی که با آن تصورات قالبی همخوان باشد، به‌علاوه وقتی اطلاعات ناهمخوان با تصورات قالبی به هشیاری راه پیدا می‌کنند، ممکن است به شیوه‌هایی ظریف فعالانه رد شده یا تغییر یابند، به‌طوری‌که با تصور قالبی همسان به نظر بیاید.</p>
<p>وقتی با چنین اطلاعات ناهمخوان با تصورات قالبی روبرو می‌شویم، به‌سرعت دست به یک استنباط دیگر می‌زنیم که امکان می‌دهد به این اطلاعات غیرمنتظره معنی ببخشیم. این‌گونه استنباط می‌تواند به بی‌عیب ماندن تصور قالبی شما، علی‌رغم وجود اطلاعات مخالف، کمک کند. در پرتو چنین اثراتی، تصورات قالبی را زندان‌های استنباطی می‌نامند، یعنی وقتی تصورات قالبی شکل گرفت، ادراک‌های ما را شکل می‌دهند به‌طوری‌که اطلاعات جدید درباره اعضای گروه‌های مورد تصور قالبی به‌عنوان تأییدکننده تصور قالبی ما ادراک می‌شود، حتی اگر این‌گونه نباشد.</p>
<p>وقتی با کسی روبرو می‌شویم که متعلق به گروهی است که درباره آن تصوری قالبی داریم و به نظر می‌رسد که این شخص در تصور قالبی نمی‌گنجد، ما الزاماً تصور قالبی خود را درباره آن گروه تغییر نمی‌دهیم، بلکه چنین شخصی را در یک مقوله خاص یا نوع فرعی که شخصی است که طرح‌واره یا تصور قالبی را تأیید نمی‌کند، قرار می‌دهیم.</p>
<h2>شکل دادن همبستگی‌های واهی</h2>
<p>همبستگی‌های واهی به تمایل ما برای بیش برآورد کردن نرخ رفتارهای منفی در گروه‌های نسبتاً کوچک گفته می‌شود. چنین اثراتی شامل احساس وجود پیوند بین متغیرهایی است که وجود ندارند. همبستگی‌های واهی می‌تواند به تبیین این مطلب کمک کند که چرا رفتارهای منفی اغلب به اعضای گروه‌های مختلف اقلیت نسبت داده می‌شود.</p>
<p>جالب اینکه مارک اسکالر و آن ماآس (۱۹۸۹) نشان دادند که اثرات همبستگی واهی در بین اعضای گروه‌های اقلیت رخ نمی‌دهد. یک تبیین این قضیه مبتنی بر متمایز بودن رویدادها و محرک‌های نادر است. طبق این دیدگاه رویدادهای کم بسامد متمایز بوده و فوراً موردتوجه واقع می‌شوند. به این دلیل وقتی با این‌گونه رویدادها مواجه می‌شویم ممکن است آنها را با گستردگی بیشتری رمزگردانی کنیم و بنابراین در حافظه ما بیشتر دسترسی پذیر می‌شوند. این همان دلیلی است که آمریکایی‌های سفیدپوست به بیش برآورد نرخ جرائم در سیاه‌پوستان گرایش دارند.</p>
<h2>همگنی برون گروهی (گروه بیگانه): آنها همه مثل هم هستند</h2>
<p>تمایل به شبیه‌تر بودن اعضای گروه‌های دیگر در مقایسه با اعضای گروه خودمان، اثر همگنی برون گروهی (گروه بیگانه) نامیده می‌شود. تصویر آینه‌ای این مفهوم، افتراق درون‌گروهی است، یعنی تمایل به متفاوت دیدن اعضای گروه خودی بیشتر (بیشتر ناهمگن بودن) در مقایسه با اعضای گروه‌های دیگر. یک تبیین برای این اثر این است که ما تجربه زیادی با اعضای خودمان داریم و در معرض گستره وسیعی از گوناگونی‌ها قرار می‌گیریم.</p>
<p>عکس این حالت، یعنی اثر همگنی گروه خودی (درون‌گروهی) که در آن ما همه شبیه به یکدیگر دیده می‌شویم، اغلب در میان گروه‌های اقلیت دیده می‌شود و این امر در زمینه‌های اجتماعی که در آنها اقلیت آماده می‌شود که به بی‌عدالتی ادراک‌شده پاسخ دهد، بیشتر احتمال وقوع دارد.</p>
<h2>آیا تصورات قالبی تغییر می‌کنند؟</h2>
<p>داوری‌های حاوی تصور قالبی تا زمانی که ماهیت رابطه میان گروهی که بین هر دو گروه وجود دارد، پایدار باشد، پایدار خواهند بود. یعنی چون ما تصوراتی قالبی می‌سازیم که بازتابی است از اینکه رفتار کردن اعضای گروه‌ها را چگونه می‌بینیم، تغییر تصور قالبی باید اساساً وقتی روی دهد که روابط بین گروه‌ها تغییر کند. به‌علاوه، تصورات قالبی گروه‌هایی که ما عضو آنها نیستیم می‌توانند باثبات‌تر بمانند. بااین‌حال، وقتی ارزش‌ها و مقوله‌بندی‌های به‌کاررفته تغییر کنند، یا سهم ما در روابط پایگاه کنونی تغییر کند، تصورات قالبی هم تغییر می‌کنند.</p>
<h2>پیش‌داوری و تبعیض: احساسات و اعمال نسبت به گروه‌های اجتماعی</h2>
<p>شخصی که نسبت به یک فرد یا گروه پیش‌داوری دارد، تمایل دارد که اعضای آن را به شیوه خاصی (معمولاً منفی) ارزشیابی کند، زیرا آنها به آن گروه تعلق ندارند. تبعیض به برخورد نامطلوب یا اعمال منفی نسبت به اعضای گروه‌هایی که آماج پیش‌داوری هستند، اطلاق می‌شود. وقتی پیش‌داوری به شکل عمل آشکار ابراز شود، اساساً به هنجارهای ادراک‌شده و قابل‌قبول بودن انجام این کار، وابسته خواهد بود. تغییرات در هنجارها یا هم‌رأیی‌های ادراک‌شده کافی است که ابراز پیش‌داوری را تغییر دهند.</p>
<p>افرادی که نسبت به گروه خاصی پیش‌داوری دارند، گرایش به این دارند که اطلاعات مربوط به آن گروه را متفاوت با شیوه‌ای که اطلاعات مربوط به گروه‌های دیگر را پردازش می‌کنند، پردازش کنند. به همین ترتیب اطلاعاتی که با دیدگاه‌های پیش‌داوری آمیز فرد همخوان باشد، اغلب توجه دقیق‌تری را دریافت می‌کند و بنابراین بهتر به خاطر می‌ماند تا اطلاعاتی که با این دیدگاه‌ها ناهمخوان باشد.</p>
<p>ممکن است ما نیاز داشته باشیم تا بین پیش‌داوری‌هایی که مربوط به هیجان‌های بین گروهی خاص نظیر ترس، خشم، رشک، گناه و … است، تمیز قائل شویم. بسته به اینکه چه هیجانی زیربنای پیش‌داوری ماست، اعمال پیش‌داورانه متفاوتی به دنبال خواهد داشت.</p>
<p>تداعی‌های نا آشکار یعنی پیوند بین عضویت گروهی و پاسخ‌های ارزش‌یابانه که می‌تواند به شیوه‌ای ظاهراً خودکار و به‌عنوان حاصل مقوله‌بندی‌های برون گروهی یا درون‌گروهی و بر اثر قرار گرفتن در معرض اعضای گروه‌هایی که به سوی آنها هدایت می‌شوند، به وجود آید. چنین پیش‌داوری‌های نا آشکاری می‌تواند بر رفتار ما اثر بگذارند، حتی وقتی وجود آن را قویاً انکار می‌کنیم. در واقع کاواکی و داویدیو (۲۰۰۱) نشان دادند که محرک‌های زیرآستانه‌ای تصور قالبی و پیش‌داوری‌های ما را تحت تأثیر قرار می‌دهند.</p>
<h2>منشأ پیش‌داوری: دیدگاه‌های متضاد</h2>
<h2>تهدید برای عزت‌نفس</h2>
<p>افراد می‌خواهند گروه خودشان را مثبت‌تر از گروه‌های مقایسه‌ای ارزیابی کنند. وقتی یک رویداد ادراک افراد از ارزش‌های گروهی آنان را مورد تهدید قرار می‌دهد، آنان ممکن است با طرد منبع تهدید دست به تلافی بزنند.</p>
<p>داشتن دیدگاه‌های پیش‌داورانه از یک گروه بیگانه، به اعضای گروه امکان می‌دهد تصویر ذهنی از گروه خودشان را تقویت کنند. به‌عبارت‌دیگر، پیش‌داوری می‌تواند نقش مهمی در حمایت یا افزایش خودپنداره افراد داشته باشد. زمانی که از سوی گروه دیگر تهدید احساس شود، تحقیر اعضای آن گروه می‌تواند به افراد گروه خودی احساس برتری دهد. در مجموع، گروه‌ها بیشترین پیش‌داوری نسبت به گروه‌های بیگانه را وقتی نشان می‌دهند که نسبت به تصویر ذهنی و علایق گروهی خود احساس تهدید کنند.</p>
<h2>رقابت برای منابع به‌عنوان یک منبع پیش‌داوری</h2>
<p>کشمکش‌ها برای منابع مادی در چارچوب نظریه تعارض واقع‌بینانه به‌عنوان یک علت اصلی پیش‌داوری در نظر گرفته می‌شود. علاوه بر این، نظریه تعارض واقع‌بینانه بر این باور است که هرقدر رقابت تشدید پیدا می‌کند و هر دو طرف احساس زیان می‌کنند، اعضای گروه‌های درگیر به‌صورت فزاینده‌تری یکدیگر را منفی می‌بینند. در نتیجه چیزی که به‌عنوان یک رقابت ساده شروع شده باشد می‌تواند منجر به نتایج تشدید شده و به‌صورت پیش‌داوری بار هیجانی شدید درآید.</p>
<h2>نقش مقوله‌بندی اجتماعی: اثر ما در برابر آنها</h2>
<p>مقوله‌بندی اجتماعی خاص یعنی ما عضوی از یک مقوله هستیم، ازاین‌رو مردم می‌توانند جهان اجتماعی را تقریباً بر هر مبنایی، در مقوله‌های متمایز قرار دهند و انجام این کار می‌تواند منجر به ادراک‌های متفاوتی از ما (گروه خودی) در برابر آنها (گروه بیگانه) گردد.</p>
<p>در جهان ما مقوله‌بندی‌هایی که اهمیت دارند مبتنی بر نژاد، عضویت گروهی مذهبی، جنسیت، سن و … هستند. بعضی تفاوت‌ها اهمیت ویژه‌ای پیدا کرده‌اند و برای هویت ما معنای خاصی دارند.</p>
<p>افراد مقوله ما با دید مطلوب‌تر و مساعدتری دیده می‌شوند، حال آنکه به افراد مقوله آنها با دید منفی‌تری نگاه می‌شود. این تمایل را خطای غایی اسناد می‌گویند، چون حامل سوگیری خدمت به خود است. نظریه هویت اجتماعی حاکی از آن است که افراد به دنبال آن هستند که در مورد گروه خودی احساس مثبتی داشته باشند و <a href="http://behdashtravan.com/%d8%b9%d8%b2%d8%aa%e2%80%8c%d9%86%d9%81%d8%b3-%da%86%db%8c%d8%b3%d8%aa%d8%9f/" target="_blank" rel="noopener noreferrer">عزت‌نفس</a> آنان بستگی به همانندسازی با آن گروه اجتماعی دارد. تمایل ما به بی‌غرض بودن می‌تواند این گرایش را تا حدی تعدیل کند اما درنهایت نیاز شدید به افزایش عزت‌نفس ما برنده می‌شود و گروه‌های دیگر را حقیر می‌بینیم.</p>
<h2>تبعیض: پیش‌داوری در عمل</h2>
<p>قوانین، فشار اجتماعی، ترس از تلافی و …، همه مانع از آن هستند که مردم دیدگاه‌های پیش‌داورانه خود را به‌صورت عمل آشکار نشان دهند. بنا به این دلایل، شکل‌های آشکار تبعیض در سال‌های اخیر کاهش یافته است. اما این بدان معنا نیست که ابراز افراطی پیش‌داوری به‌طور کامل از بین رفته است. برعکس، موارد بارزی از جنایات تنفری همچنان و با فراوانی رخ می‌دهد.</p>
<h2>نژادپرستی نوین: ظریف‌تر اما به همان اندازه مرگبار</h2>
<p>نژادپرستی نوین شامل پنهان کردن پیش‌داوری از دیگران در زمینه‌های عمومی و آشکار اما ابراز نگرش‌های تعصب‌آمیز وقتی خطری وجود ندارد، می‌باشد. آنها دارای نارضایتی از مزایایی که تصور می‌کنند اقلیت‌ها به ناحق دریافت می‌کنند می‌باشند.</p>
<h2>اندازه‌گیری نگرش‌های نژادی نا آشکار: از کانال دروغین تا کانال راستین</h2>
<p>سرراست‌ترین روش برای اندازه‌گیری پیش‌داوری این است که از مردم بخواهیم دیدگاهشان را درباره گروه‌های نژادی ابراز کنند، اما بسیاری از مردم مایل نیستند این کار را انجام دهند. یکی از راه‌های دیگر استفاده از کانال دروغین است که به آزمودنی‌ها گفته می‌شود دستگاهی با سنجش امواج مغزی دروغ‌های آزمودنی‌ها را مشخص می‌کند. گرچه کانال دروغین دارای فریب است، اما به میزانی می‌تواند موفق شود که آزمودنی‌ها عبارت‌های دروغ را درباره کارکرد دستگاه باور کنند و به سنجش نگرش‌های آشکار کمک کند. فنون دیگر نگرش‌های مبتنی بر راه‌اندازی هستند که در آنها آزمودنی در معرض محرک‌ها یا رویدادهای معین اطلاعات نگهداری شده و تأثیر گذاری واکنش‌های کنونی را بیشتر در دسترس قرار می‌دهد.</p>
<p>فنون کانال راستین به این شکل است که آزمودنی‌ها صفات مختلفی را می‌بیند و از آنها خواسته می‌شود تا با فشار دادن دو دکمه مشخص کنند که آیا آن صفات معنی خوب می‌دهند یا معنی بد، اما پیش از دیدن هر صفت، زمان بسیار کوتاهی در معرض چهره‌هایی از افراد متعلق به گروه‌های نژادی مختلف قرار می‌گرفتند. نگرش‌های نژادی نا آشکار از روی سرعتی که آزمودنی‌ها به واژه‌ها پاسخ می‌دهند، آشکار خواهند شد.</p>
<h2>پیامدهای قرار گرفتن در معرض پیش‌داوری دیگران</h2>
<p>قرار گرفتن در معرض برچسب‌های قومی طرد کننده می‌توانند پیش‌داوری را به یک بیماری اجتماعی قابل‌انتقال تبدیل کند. قرار گرفتن در معرض چنین اظهارنظرهایی می‌تواند فشار برای همرنگی ایجاد کند و مردم هم مایل هستند با دیگران جور باشند و طبق آنچه که فکر می‌کنند هنجار اجتماعی موجود است، رفتار می‌کنند.</p>
<p>افراد دارای نگرش‌های قومی دوسوگرا، یعنی کسانی که احساسات مثبت و منفی هر دو را نسبت به گروه دارند، پس از مواجه‌شدن با برچسب‌های طرد کننده قومی، مثبت‌ترین ارزشیابی را از آزمودنی‌های سیاه‌پوست دارند. برای این آزمودنی‌ها، تحقیر قومی ممکن است به یاد آنها بیاورد که می‌خواهند چگونه نباشند، اما می‌ترسند که باشند و بدین‌سان مثبت‌ترین ارزشیابی را از سیاه‌پوستان فرامی‌خواند.</p>
<h2>چرا پیش‌داوری غیرقابل‌اجتناب نیست: فنون مقابله با اثرات آن</h2>
<p>پیش‌داوری یک جنبه بسیار شایع زندگی در بیشتر جوامع است. نگاهی به چند فن نویدبخش برای کاهش آن می‌اندازیم.</p>
<h2>آموختن نفرت نداشتن</h2>
<p>طبق دیدگاه یادگیری اجتماعی، کودکان نگرش‌های منفی را با شیوه مشاهده، خصوصاً آنهایی که تقویت دریافت می‌کنند، می‌آموزند. بنابراین پدر و مادر می‌تواند نقش زیادی در آموزش تعصب داشتن به کودکان داشته باشند. یک گام کلیدی این است که نگرش تعصب‌آمیز والدین را زیر سؤال ببریم، یا اینکه توجه والدین را به زیان‌های داشتن نگرش‌های پیش‌داورانه فرزندانشان جلب کنیم. همچنین افزایش تماس بین افراد گروه‌های مختلف می‌تواند منجر به تغییر مقوله‌بندی‌ها شود.</p>
<h2>مقوله‌بندی دوباره: تغییر دادن مرزبندی‌ها</h2>
<p>سعی کنیم مقوله‌بندی دوباره انجام دهیم، یعنی مقوله‌بندی‌هایی که در آنها مرز بین ما و آنها وجود دارد را تغییر دهیم، مانند دو تیم فوتبال رقیب که در تیم ملی یکی می‌شوند. الگوی هویت مشترک درون‌گروهی معتقد است که چنین کاری امکان‌پذیر است.</p>
<h2>فواید احساس گناه برای کاهش پیش‌داوری</h2>
<p>وقتی مردم با آسیب‌هایی مواجه می‌شوند که پیش داوری‌های گروه آنها نسبت به گروه دیگری باعث آنها شده است، به خاطر اعمال دیگر اعضای گروه خود ممکن است احساس گناه جمعی داشته باشند و شواهد نشان می‌دهند <a href="http://behdashtravan.com/%d9%86%d8%b8%d8%b1%db%8c%d9%87-%d8%b4%d8%ae%d8%b5%db%8c%d8%aa-%d9%81%d8%b1%d9%88%db%8c%d8%af/" target="_blank" rel="noopener noreferrer">احساس گناه</a> جمعی می‌تواند نژادپرستی را کم کند.</p>
<h2>آیا می‌توانیم یاد بگیریم که به تصورات قالبی فقط نه بگوییم؟</h2>
<p>چنین شیوه‌ای می‌تواند اتکای افراد را به تصورات قالبی کاهش دهد. اتکا به تصور قالبی با تکرار فرایند نه گفتن مکرر به آنها کاهش می‌یابد.</p>
<h2>نفوذ اجتماعی به‌عنوان وسیله‌ای برای کاهش پیش‌داوری</h2>
<p>اگر بتوان در افراد متعصب این باور را ایجاد کرد که دیدگاه‌های آنها خارج از دیدگاه بیشتر افراد به‌ویژه دیدگاه افراد مورداحترام آنها می‌باشد، ممکن است آن دیدگاه‌ها را در جهت کمتر پیش‌داورانه تغییر دهند.</p>
<p>نظرات خود را برای <a href="http://www.behdashtravan.com" target="_blank" rel="noopener noreferrer">بهداشت روان</a> ارسال کنید</p>
<p><strong>پیمان دوستی</strong><br />
<strong>بهار ۱۳۹۷</strong></p>
<h2>منبع</h2>
<p><a href="http://dousti.net/Persian/?p=1392" target="_blank" rel="nofollow noopener noreferrer">دوستی</a></p>
<p>برگرفته از کتاب روان شناسی اجتماعی دکتر بارون، ترجمه دکتر کریمی</p>
<p>The post <a href="https://behdashtravan.com/%d8%aa%d8%b5%d9%88%d8%b1%d8%a7%d8%aa-%d9%82%d8%a7%d9%84%d8%a8%db%8c-%d8%8c-%d9%be%db%8c%d8%b4%e2%80%8c%d8%af%d8%a7%d9%88%d8%b1%db%8c-%d9%88-%d8%aa%d8%a8%d8%b9%db%8c%d8%b6/">تصورات قالبی ، پیش‌داوری و تبعیض</a> appeared first on <a href="https://behdashtravan.com">مجله تخصصی روانشناسی بهداشت روان</a>.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://behdashtravan.com/%d8%aa%d8%b5%d9%88%d8%b1%d8%a7%d8%aa-%d9%82%d8%a7%d9%84%d8%a8%db%8c-%d8%8c-%d9%be%db%8c%d8%b4%e2%80%8c%d8%af%d8%a7%d9%88%d8%b1%db%8c-%d9%88-%d8%aa%d8%a8%d8%b9%db%8c%d8%b6/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>روانشناسی خود هاینز کوهات</title>
		<link>https://behdashtravan.com/%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%d8%b4%d9%86%d8%a7%d8%b3%db%8c-%d8%ae%d9%88%d8%af-%d9%87%d8%a7%db%8c%d9%86%d8%b2-%da%a9%d9%88%d9%87%d8%a7%d8%aa/</link>
					<comments>https://behdashtravan.com/%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%d8%b4%d9%86%d8%a7%d8%b3%db%8c-%d8%ae%d9%88%d8%af-%d9%87%d8%a7%db%8c%d9%86%d8%b2-%da%a9%d9%88%d9%87%d8%a7%d8%aa/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[بهروز هاشمی]]></dc:creator>
		<pubDate>Thu, 05 Sep 2019 10:30:05 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[روان پویشی و روانکاوی]]></category>
		<category><![CDATA[سرگذشت]]></category>
		<category><![CDATA[متفکران بزرگ]]></category>
		<category><![CDATA[مکاتب روانشناسی]]></category>
		<category><![CDATA[اعتماد به نفس]]></category>
		<category><![CDATA[تاریخچه روانکاوی]]></category>
		<category><![CDATA[خود هسته‌ای]]></category>
		<category><![CDATA[روابط ابژه]]></category>
		<category><![CDATA[روابط شی]]></category>
		<category><![CDATA[روان تحلیلگری]]></category>
		<category><![CDATA[روان تحلیلی]]></category>
		<category><![CDATA[روانشناسی خود]]></category>
		<category><![CDATA[عزت نفس]]></category>
		<category><![CDATA[کوهوت]]></category>
		<category><![CDATA[هاینز کوهات]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://behdashtravan.com/?p=5770</guid>

					<description><![CDATA[<p>زندگی هاینز کوهات روانشناسی خود هاینز کوهات: هاینز کوهات در ۳ مه سال ۱۹۱۳ در وین اتریش به دنیا آمد او تنها فرزند خانواده بود پدر و مادر هاینز کوهات در سال ۱۹۱۱ ازدواج کردند پدر کوهات یک پیانیست کنسرت بود و مادر او یک فروشگاه بزرگ داشت. رابطه مادر کوهات با پسرش یک رابطهٔ خودشیفتگی &#8230;</p>
<p>The post <a href="https://behdashtravan.com/%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%d8%b4%d9%86%d8%a7%d8%b3%db%8c-%d8%ae%d9%88%d8%af-%d9%87%d8%a7%db%8c%d9%86%d8%b2-%da%a9%d9%88%d9%87%d8%a7%d8%aa/">روانشناسی خود هاینز کوهات</a> appeared first on <a href="https://behdashtravan.com">مجله تخصصی روانشناسی بهداشت روان</a>.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>زندگی هاینز کوهات</h2>
<p><strong>روانشناسی خود هاینز کوهات</strong>: <a href="https://fa.wikipedia.org/wiki/%D9%87%D8%A7%DB%8C%D9%86%D8%AA%D8%B3_%DA%A9%D9%88%D9%87%D9%88%D8%AA" target="_blank" rel="noopener noreferrer">هاینز کوهات</a> در ۳ مه سال ۱۹۱۳ در وین اتریش به دنیا آمد او تنها فرزند خانواده بود پدر و مادر هاینز کوهات در سال ۱۹۱۱ ازدواج کردند پدر کوهات یک پیانیست کنسرت بود و مادر او یک فروشگاه بزرگ داشت. رابطه مادر کوهات با پسرش یک رابطهٔ <a href="http://behdashtravan.com/%d8%a7%d8%ae%d8%aa%d9%84%d8%a7%d9%84-%d8%b4%d8%ae%d8%b5%db%8c%d8%aa-%d8%ae%d9%88%d8%af%d8%b4%db%8c%d9%81%d8%aa%d9%87/">خودشیفتگی</a> بود. کوهات تا کلاس پنجم در اتریش بود. قبل از آن او توسط آموزگاری در وین کتاب‌هایی در خصوص روان‌شناسی یاد گرفت، در سال ۱۹۲۹ کوهات ۲ ماه در اسکله‌ای در بریتانیا به‌منظور یادگیری زبان فرانسه گذراند.</p>
<p>کوهات پایان‌نامهٔ خود را در رابطه با بازی غول یا پهلوان تک چشم نوشت، معلم لاتین او که احساسات ضد یهودی داشت بعد از شرکت در جنبشی از سوی نازی‌ها که در اتریش برگزار شد او را متهم کرد اما با مداخلهٔ پدر کوهات به‌سختی پایان‌نامهٔ او پذیرفته شد، کوهات در سال ۱۹۳۲ وارد دانشکده پزشکی دانشگاه وین شد دورهٔ تحصیل او ۶ سال بود که ۶ ماه آن را دوره کارآموزی در پاریس به سر برد.</p>
<p>در سال ۱۹۳۶ کوهات با فردی به نام ژاک که یک دانشجوی پزشکی یهودی از استامبول بود آشنا شد. در سال ۱۹۳۷ غم بزرگی بر دل کوهات نشست و پدر وی درگذشت. کوهات در شیکاگو یک عضو برجسته مؤسسه روان‌کاوی شد او از طرفداران سرسخت از دیدگاه روان‌کاوی سنتی بود که غالباً در ایالات متحده به شوخی او را به‌عنوان آقای روان‌کاوی صدا می‌زدند، کوهات بعد ساختاری نظریه فروید شناسه و نفس را رد کرد، او سپس ایده‌های خود را به‌صورت سه‌گانه (سه بخش) مطرح کرد. کوهات هفته پایانی عمر خود را با خانواده و دوستان صرف کرد، او در شب ۷ اکتبر ۱۹۸۱ به اغما رفت و در صبح روز ۸ اکتبر ۱۹۸۱ درگذشت. (استرویزر. چارلز (۲۰۰۱) ص ۳،۱۶،۱۹،۲۲، ۶۶٫)</p>
<h2>تشکیل خود هسته‌ای</h2>
<p>هاینز کوهات بر تشکیل خودِ هسته‌ای تأکید دارد که وی آن را به‌صورت شالوده‌ای برای مستقل شدن، قادر به ابتکار عمل و منسجم کردن آرزوها و آرمان‌ها توصیف می‌کند. خودِ هسته‌ای از روابطی شکل می‌گیرد که بین کودک و به‌اصطلاح اشیای خود در محیط برقرار می‌شوند. این اشیای خود افرادی هستند که نقش آن‌چنان مهمی در زندگی ما دارند که در کودکی باور می‌کنیم آن‌ها جزئی از خود ما هستند. معمولاً مادر شیء خود اصلی است. هاینز کوهات معتقد بود که نقش او این است که علاوه بر نیازهای جسمانی، نیازهای روانی کودک را نیز ارضا کند.</p>
<p>مادر برای انجام این کار باید مانند آیینه برای کودک عمل کند، به‌طوری‌که احساس بی‌همتایی، اهمیت و عظمت را به او انعکاس می‌دهد. مادر با انجام این کار احساس غرور کودک را تأیید می‌کند که بخشی از خودِ هسته‌ای می‌شود، اگر مادر کودک را رد کند و بنابراین احساس بی‌اهمیتی (مثبت و منفی) به وسیلهٔ روابط اولیهٔ کودک با این شیء خود پرورش خواهد داد. بدین ترتیب، تمام جنبه‌های خودِ بزرگ‌سال اصلی شکل می‌گیرند. کوهات دقت داشت تا به تداوم بین نظریهٔ خود و نظریهٔ فروید اشاره کند. او روانشناسی خود را به‌صورت اغراض از روان‌کاوی فروید در نظر نداشت بلکه آن را گسترش دیدگاه فروید می‌دانست. (نظریه‌های شخصیت، تألیف: دوان شولتز؛ ترجمه یحیی سید محمدی – تهران: نشر ویرایش، ۱۳۹۱، ص ۹۹ – ۹۸٫)</p>
<p>در روانشناسی خود هاینز کوهات ، نوع ایده آل هویت خود مستقل است، که با <a href="http://behdashtravan.com/%d8%b9%d8%b2%d8%aa%e2%80%8c%d9%86%d9%81%d8%b3-%da%86%db%8c%d8%b3%d8%aa%d8%9f/" target="_blank" rel="noopener noreferrer">عزت‌نفس</a> و<a href="http://behdashtravan.com/%d8%a7%d8%b9%d8%aa%d9%85%d8%a7%d8%af%d8%a8%d9%87%e2%80%8c%d9%86%d9%81%d8%b3-%d9%88-%d8%b1%d9%88%d8%b4-%d8%a7%d9%86%d8%af%d8%a7%d8%b2%d9%87%e2%80%8c%da%af%db%8c%d8%b1%db%8c-%d8%a2%d9%86/" target="_blank" rel="noopener noreferrer"> اعتمادبه‌نفس</a> مشخص می‌شود. کسی که با داشتن این هویت احساس امنیت می‌کند، نه شدیداً به دیگران وابسته است نه اینکه صرفاً کپی والدین است. از لحاظ رشد، وضعیت ایده آل برای کودکان این است که از طریق تعامل با والدین، هم نیاز آن‌ها به منعکس شدن (درک شدن و محترم شمرده شدن) و هم نیاز به آرمانی شدن برآورده شوند.</p>
<h2>شخصیت خودشییفته از منظر هاینز کوهات</h2>
<p>کوهات روی انواع مختلف شخصیت‌های خودشیفته تمرکز می‌کند که از انعکاس و آرمانی کردن ناکافی شکل می‌گیرند. برای مثال، شخصیت‌های تشنهٔ انعکاس مشتاق تحسین و قدردانی هستند. آن‌ها همواره نیاز دارند کانون توجه باشند. این افراد در تلاش سیری‌ناپذیر برای کسب توجه، از رابطه‌ای به سراغ رابطهٔ دیگر و از عملکردی به سراغ عملکرد دیگر می‌روند. شخصیت‌های تشنهٔ آرمان همیشه در جستجوی کسانی هستند که بتوانند آن‌ها را به خاطر مقام و قدرتشان تحسین کنند، آن‌ها تا وقتی‌که بتوانند به کسی احترام بگذارند، احساس ارزشمندی می‌کنند.</p>
<p>طبق دیدگاه روانشناسی خود هاینز کوهات ، شخصیت‌های خودشیفته را نمی‌توان با <a href="http://behdashtravan.com/%d8%aa%d8%a7%d8%ab%db%8c%d8%b1-%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%da%a9%d8%a7%d9%88%db%8c-%d8%a8%d9%84%d9%86%d8%af%d9%85%d8%af%d8%aa-%d9%88-%d9%86%d8%aa%db%8c%d8%ac%d9%87-%d8%a2%d9%86-%d8%af%d8%b1-%d8%b2%d9%86/" target="_blank" rel="noopener noreferrer">روان‌کاوی کلاسیک</a> درمان کرد که به‌موجب آن روان کاوبین صفحه سفید بودن و بالا بردن آگاهی از طریق تعبیرهای کلامی نوسان می‌کند. روان‌کاوی زمانی موفق است که بیماران بتوانند هیجان‌های خود نسبت به دیگران را به‌وسیلهٔ تجربیات انتقال به درمانگر فرافکنی کنند زیرا آن‌ها شخصاً خیلی دل‌مشغول هستند. این درمان‌جویان باید انعکاس یابند و باید اجازه یابند تا درمانگر را آرمانی کنند.</p>
<p>برای اینکه درمانگران آرمانی شوند، باید به‌جای اینکه شبح‌هایی برای فرافکنی‌های درمان‌جویان باشند، به خود اجازه دهند تا شناخته شوند. درمانگر روابط شیء با ترکیب کردن تأکید راجرز بر همدلی و توجه مثبت (انعکاس دادن) و تأکید وجودی بر اصیل بودن (آرمانی کردن)، می‌تواند خلئی را که درمان‌جویان در کودکی احساس کرده‌اند پر کند.</p>
<h2> تفاوت روانکاوی کلاسیک و روانشناسی خود هاینز کوهات</h2>
<p>هاینز کوهات در مقالهٔ مشهور ۱۹۷۹ خود با عنوان «دو تحلیل آقای Z» تفاوت‌های بالینی بین روان‌کاوی کلاسیک و روانشناسی خود هاینز کوهات را به طور واضحی نشان داد. کوهات ابتدا آقای Z را با روان‌کاوی کلاسیک درمان کرده اما تقریباً پنج سال بعد، هنگامی‌که کوهات عمیقاً در نگارش کتاب تحلیل خود (۱۹۷۱) غرق شده بود، بار دیگر آقای Z را از دیدگاه روانشناسی خود هاینز کوهات درمان کرد. از دیدگاه پویشی – ساختاری کلاسیک در تحلیل اول، آقای Z به علت پیروزی ادیپی خیالی، از خودبزرگ‌بینی و تکبر آشکار رنج می‌برد. هدف روان‌کاوی – که فقط تا اندازه‌ای تحقق یافت – دسترسی یافتن به اضطراب اختگی سرکوب‌شده و افسردگی ناشی از شکست ادیپی این بیمار و حل کردن آن‌ها بود. از دیدگاه روانشناسی خود هاینز کوهات در درمان دوم، آقای Z بر اساس ادغام با مادر آرمانی شده، از تکبر و انزوای آشکار رنج می‌برد.</p>
<p>در این مورد درمان در دو مرحله اجرا شد: مرحله اول این بود که به آقای Z کمک شود تا با ترس از دست دادن ادغام با مادر و از دست دادن خودش آن‌گونه که آن را می‌شناخت، روبرو شود. مرحلهٔ دوم این بود که به آقای Z کمک شود تا هنگام آگاه شدن از خشم، جسارت، میل جنسی و خودنمایی خودِ مستقل خویش با تحریک بیش‌ازحد آسیب‌زا و ترس از فروپاشی روبرو شود. (نظریه‌های روان‌درمانی (نظام‌های روان‌درمانی) (تحلیل فرانظری) (ویراست ششم، ۲۰۰۷) / مؤلفان: جیمز اُ. پروچسکا و جان سی. نوراکس، مترجم: یحیی سید محمدی – تهران: نشر روان ۱۳۸۹٫)</p>
<h3>حفظ عزت نفس</h3>
<p>شهرت هاینز کوهات بیشتر به خاطر نوشته‌هایش در مورد خودشیفتگی و بسط روانشناسی خود هاینز کوهات است او پیدایش و حفظ عزت‌نفس و پیوستگی نفس) self-cohesion (را مهم‌تر از تمایلات جنسی یا پرخاشگری می‌دانست. او مفهوم خودشیفتگی فروید را جانب‌دارانه می‌دانست چرا که بر طبق آن چنین فرض می‌شود که رشد باید به سوی برقراری ارتباط با ابُژه و در خلاف جهت خودشیفتگی پیش برود. کوهات معتقد بود رشد در دو مسیر مجزا صورت می‌گیرد یکی در جهت برقراری ارتباط ابُژه (روابط شیئی) و دیگری در جهت تحکیم خود.</p>
<h2>قطب‌های سه‌گانه در روانشنسی خود کوهات</h2>
<p>در شیرخوارگی کودک می‌ترسد خوشی اولیه مادری – کودکی را از دست بدهد و برای نجات کمال گم شده به یکی از این سه روش متوسل می‌شود:</p>
<ol>
<li>خودِ بزرگ پندار (grandiose self)</li>
<li>ایگوی همزاد یا دوقلویی و</li>
<li>انگاره‌ی آرمانی از والدین.</li>
</ol>
<p>این قطب‌های سه‌گانه‌ی خود، در درمان تحلیلی به شکل انتقال‌های مشخص ظهور می‌کنند که انتقال‌های خود – ابُژه (self- object transference) نامیده می‌شود. خودِ بزرگ پندار موجب انتقال آیینه‌ای (mirrortransference) می‌شود که در آن بیمار می‌کوشد از طریق خودنمایی نمایشی، بارقه را در چشم روان‌کاو دریابد. ایگوی همزاد) alter ego (منجر به انتقال دو قلویی می‌شود که در آن بیمار روان‌کاو را دوقلوی خود تصور می‌کند، انگاره‌ی آرمانی والدین منجر به انتقال آرمانی (idealized trans ference) می‌شود. که بیمار احساس می‌کند در حضور وجود والای روان‌کاو، عزت‌نفسش تحکیم می‌شود.</p>
<p>کوهات معتقد بود کمبودهای همدلی در مادر منجر به توقف رشد در مرحله‌ای خاص می‌شود، یعنی زمانی که کودک نیاز دارد برای انجام اعمال خود- ابُژه از دیگران استفاده کند. هرچند کوهات در ابتدا این فرمول‌بندی را برای اختلال شخصیت خودشیفته بکار برد، اما بعدها آن را به کل آسیب‌شناسی روانی تعمیم داد.</p>
<p>(خلاصه روان‌پزشکی: علوم رفتاری / روان‌پزشکی بالینی / بنجامین جیمز. آلکوت سادوک؛ ترجمه فرزین رضاعی. تهران: ارجمند چاپ دوم، ۱۳۸۸٫ ص ۲۸۳- ۲۸۲٫)</p>
<p>(خلاصه روان‌پزشکی: کاپلان، سادوک انتشارات شهرآب – آینده‌سازان، ۱۳۸۹٫ ص ۳۹۴٫)</p>
<h2>منبع</h2>
<ol>
<li>استرویزر. چارلز (۲۰۰۱) ص ۳،۱۶،۱۹،۲۲، ۶۶٫</li>
<li>پروچسکا، جیمز اُ. و نوراکس، جان سی. (۱۳۸۹)) نظریه‌های روان‌درمانی (نظام‌های روان‌درمانی) (تحلیل فرانظری) (ویراست ششم، ۲۰۰۷) /، مترجم: سید محمدی یحیی– تهران: نشر روان .</li>
<li>جیمز بنجامین. سادوک آلکوت؛ (۱۳۸۸)) خلاصه روان‌پزشکی: علوم رفتاری / روان‌پزشکی بالینی / ترجمه رضاعی فرزین. تهران: ارجمند چاپ دوم، ص ۲۸۳- ۲۸۲٫)</li>
<li>شولتز دوان؛ (۱۳۹۱) (نظریه‌های شخصیت، ترجمه سید محمدی یحیی– تهران: نشر ویرایش، ص ۹۹ – ۹۸٫)</li>
<li>کاپلان، سادوک (۱۳۸۹)(خلاصه روان‌پزشکی: انتشارات شهرآب – آینده‌سازان، ص ۳۹۴٫)</li>
</ol>
<p><strong>گردآورندگان</strong></p>
<ol>
<li>میثم محبی</li>
<li>احسان محمدزاده</li>
<li>رکن‌الدین مهدی زاده</li>
<li>محسن فصیحی</li>
</ol>
<p><a href="http://psychologyclinical93.blogfa.com/post/1" target="_blank" rel="nofollow noopener noreferrer">وبلاگ روانشناسی</a></p>
<p>The post <a href="https://behdashtravan.com/%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%d8%b4%d9%86%d8%a7%d8%b3%db%8c-%d8%ae%d9%88%d8%af-%d9%87%d8%a7%db%8c%d9%86%d8%b2-%da%a9%d9%88%d9%87%d8%a7%d8%aa/">روانشناسی خود هاینز کوهات</a> appeared first on <a href="https://behdashtravan.com">مجله تخصصی روانشناسی بهداشت روان</a>.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://behdashtravan.com/%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%d8%b4%d9%86%d8%a7%d8%b3%db%8c-%d8%ae%d9%88%d8%af-%d9%87%d8%a7%db%8c%d9%86%d8%b2-%da%a9%d9%88%d9%87%d8%a7%d8%aa/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>خود شناسی</title>
		<link>https://behdashtravan.com/%d8%ae%d9%88%d8%af-%d8%b4%d9%86%d8%a7%d8%b3%db%8c/</link>
					<comments>https://behdashtravan.com/%d8%ae%d9%88%d8%af-%d8%b4%d9%86%d8%a7%d8%b3%db%8c/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[بهروز هاشمی]]></dc:creator>
		<pubDate>Tue, 13 Aug 2019 10:30:30 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[ارتقاء سلامت روان]]></category>
		<category><![CDATA[بهداشت روان]]></category>
		<category><![CDATA[خودشکوفایی و عزت نفس]]></category>
		<category><![CDATA[رفتارگرایی و شناختی]]></category>
		<category><![CDATA[سبک زندگی]]></category>
		<category><![CDATA[خود شناسی]]></category>
		<category><![CDATA[خودپذیری]]></category>
		<category><![CDATA[خودشناسی]]></category>
		<category><![CDATA[عزت نفس]]></category>
		<category><![CDATA[فستینگر]]></category>
		<category><![CDATA[هویت اجتماعی]]></category>
		<category><![CDATA[هویت شخصی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://behdashtravan.com/?p=5076</guid>

					<description><![CDATA[<p>اینکه ما درباره خودمان چگونه می‌اندیشیم، نه تنها بر انتخاب‌ها و رفتارهای ما اثر دارد، بلکه به‌عنوان نقطه مرجعی در خدمت درک ما از دیگران و تعامل ما با آنهاست. در ادامه بیشتر در مورد خود شناسی می‌خوانیم. خود شناسی: هویت شخصی در برابر هویت اجتماعی افراد بسته به اینکه در یک لحظه کجای پیوستار &#8230;</p>
<p>The post <a href="https://behdashtravan.com/%d8%ae%d9%88%d8%af-%d8%b4%d9%86%d8%a7%d8%b3%db%8c/">خود شناسی</a> appeared first on <a href="https://behdashtravan.com">مجله تخصصی روانشناسی بهداشت روان</a>.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>اینکه ما درباره خودمان چگونه می‌اندیشیم، نه تنها بر انتخاب‌ها و رفتارهای ما اثر دارد، بلکه به‌عنوان نقطه مرجعی در خدمت درک ما از دیگران و تعامل ما با آنهاست. در ادامه بیشتر در مورد خود شناسی می‌خوانیم.</p>
<h2>خود شناسی: هویت شخصی در برابر هویت اجتماعی</h2>
<p>افراد بسته به اینکه در یک لحظه کجای پیوستار هویت شخصی-اجتماعی قرار داشته باشند، ادراک متفاوتی از خود دارد. انتهای هویت شخص این پیوستار را فرد و انتهای اجتماعی آن را عضوی از یک گروه بودن پنداشتن است. هر جنبه‌ای از هویت ما که در لحظه مفروض برجسته‌تر و بارزتر باشد، چگونگی اندیشیدن ما را درباره خودمان تحت تأثیر قرار می‌دهد.</p>
<p>هویت شخصی خود توصیفی را می‌توان ماهیت درون‌نگری دانست، یعنی مقایسه با افراد دیگری که در عضویت گروهی با ما شریک هستند. نکته این است که حتی برای هویت شخصی، محتوایی که ما ایجاد می‌کنیم بستگی به تعداد منابع مقایسه‌ای دارد و این می‌تواند به خود توصیف‌کننده‌های مختلفی منجر شود که بسته به زمینه، به ذهن می‌آیند.</p>
<p>در سوی دیگر پیوستار که هویت اجتماعی قرار دارد، ماهیت بین گروهی دارد و ممکن است شما با توجه به هویت اجتماعی، متفاوت بیندیشید، مانند عضو گروه جنسیتی خود بودن.</p>
<p>شایان توجه است وقتی شما درباره خود به‌عنوان فرد می‌اندیشید، محتوای توصیف شما احتمالاً با وقتی‌که درباره خود به‌عنوان عضو یک گروه می‌اندیشید، متفاوت است. در هر هویت اجتماعی، مردم به شیوه‌ای عمل می‌کنند که بازتاب آن از جنبه خود پنداره آنهاست.</p>
<h2>خود شناسی بستگی به موقعیت دارد</h2>
<p>چطور به خود شناسی برسیم؟ مردم خودشان را بسته به اینکه آیا سؤال پرسیده شده دلالت بر ویژه بودن موقعیت دارد یا نه، متفاوت توصیف می‌کنند. افرادی که دو جنبه مهم از خود آنها باهم در تعارض هستند، دچار تداخل هویت شده و استرس بیشتری را تجربه می‌کنند.</p>
<p>وجوهی از خود که با یک سنت فرهنگی خاص در ارتباط هستند، بسته به تغییرات ظریف در زمینه، می‌توانند فعال شوند و این می‌تواند منجر به ادراک خویشتن‌های متفاوتی شود. همچنین مردان و زنان از نظر خود پنداره باهم فرق دارند و در نتیجه در چگونگی پاسخ دادن به موضوعات اخلاقی متفاوت‌اند.</p>
<p>هم خودپنداره و هم استدلال اخلاقی انعطاف‌پذیر و وابسته به موقعیت هستند. تفاوت‌های جنسیتی هم در خودپنداره و هم در استدلال اخلاقی بستگی به برجسته بودن جنسیت به‌عنوان طبقه‌بندی خود در هنگامی است که پاسخ داده می‌شود. هرقدر یک عضویت شخصی یا هویت اجتماعی بیشتر ارزش‌گذاری شود؛ خود تأیید سازی روی آن بعد خاص بیشتر خواهد بود.</p>
<h2>خود شناسی من بستگی به برخورد دیگران دارد</h2>
<p>اگر افراد بابت یک وجه خاص از سوی دیگران طرد شوند، برای بعضی از آن وجوه می‌توانند تلاش کنند تا آن را از افراد طرد کننده پنهان کنند. در بعضی موارد ممکن است علیه کسانی که ما را طرد می‌کنند طغیان کنیم و آن خصوصیت را حتی خود تعریف‌کننده‌تر سازیم و به‌طور علنی اعلام کنیم که ما برای چیزی متفاوت از کسانی که ممکن است به خاطر آن نسبت به ما نگرش منفی داشته باشند، ارزش قائل هستم. این نوع از تعارض ممکن است زمانی برانگیخته شود که یک فرد از یک زمینه اجتماعی به زمینه اجتماعی دیگری حرکت کرده باشد. شواهد نشان می‌دهند آنها دو نوع راهبرد مختلف دوری کردن از هویت یا نزدیک شدن هرچه بیشتر به آن را استفاده می‌کنند. ظاهراً راهبرد دوری کردن عزت‌نفس را کاهش می‌دهد و راهبرد نزدیک شدن به افزایش عزت‌نفس کمک می‌کند.</p>
<h2>خودآگاهی و خود شناسی: مدیریت وحشت</h2>
<p>خودآگاهی ذهنی به جانداران امکان می‌دهد تا خودشان را از محیط فیزیکی متمایز سازند. به‌جز انسان، چند نوع حیوان نیز خودآگاهی عینی، یعنی خودشان موضوع توجه خودشان باشند، پیدا می‌کنند، اما فقط انسان به سومین سطح، یعنی خودآگاهی نمادین می‌رسد که می‌تواند بازنمایی انتزاعی خود را از طریق زبان بیان کند.</p>
<p>طبق نظریه مدیریت وحشت، تلویحاتی برای چگونگی ادراک خود در ارتباط با دیگران وجود خواهد داشت. برای اداره کردن وحشتی که از یقین داشتن به اینکه سرانجام می‌میریم به وجود می‌آید، می‌کوشیم تا به خود اطمینان دهیم که ما استانداردهای مورد ارزش فرهنگ را برآورده می‌کنیم و هرچقدر بیشتر این معیارها را فراهم کنیم، عزت‌نفس مثبت‌تری خواهیم داشت و عزت‌نفس مانند ضربه‌گیری در برابر اضطراب عمل می‌کند.</p>
<h2>خودهای احتمالی: خود در طول زمان</h2>
<p>اندیشیدن درباره خود احتمالی آینده می‌تواند به ما الهام کند که از چه فعالیت‌هایی صرف‌نظر کنیم یا به چه فعالیت‌هایی بپردازیم. وقتی افراد برای سال نو نیت می‌کنند، اغلب این نوع خودهای احتمالی تازه را در نظر می‌گیرند. اطمینان زیاد در توانایی خود در انجام این کار؛ می‌تواند منجر به امید واهی و نهایتاً یاس و ناامیدی شود.</p>
<p>عملکردهای موفقیت‌آمیز می‌توانند احساس خودکارآمدی را افزایش دهند. وقتی یک تکلیف فقط به‌وسیله کارکردن با دیگران به‌صورت موفقیت‌آمیز قابل تحقق باشد، خودکارآمدی جمعی ممکن است حیاتی باشد. خودکارآمدی جمعی می‌تواند منجر به فعال گرایی سیاسی مانند ترغیب به رأی دادن به شخص خاصی شود. همچنین مواردی مانند اخراج از شغل، بیماری و …، می‌توانند تأثیرات زیادی بر خودپنداره منفی ما بگذارند.</p>
<h2>ارتباط خود شناسی و عزت‌نفس : نگرش‌ها نسبت به خود</h2>
<p>عزت‌نفس معمولاً به‌وسیله روان شناسان اجتماعی به‌عنوان نگرش کلی فرد نسبت به خودش تعریف می‌شود. معمولا با بالا رغتن عزت نفس، خود شناسی بیشتر می‌شود. به هر حال برای شناخت چیزی بهتر است آن را در ابتدا بپذیریم.</p>
<h2>اندازه‌گیری عزت‌نفس</h2>
<p>وقتی ما به هدف‌های مهمی می‌رسیم، عزت‌نفس ما افزایش پیدا می‌کند درحالی‌که شکست می‌تواند به عزت‌نفس آسیب بزند و این حالت در آزمایشگاه نیز بر روی آزمودنی‌ها قابل پیاده‌سازی می‌باشد. محققان نتیجه گرفتند راه‌های افزایش عزت‌نفس وقتی در سطح ناهشیار اجرا می‌شوند اثربخش‌تر هستند. آنها به این منظور از شرطی شدن کلاسیک و محرک‌های زیرآستانه‌ای استفاده می‌کنند.</p>
<h2>سوگیری خدمت به خود (خود خدمتگر)</h2>
<p>اثر بالای میانگین یعنی ما فکر می‌کنیم ازهرجهت بعد قابل‌تصور بالاتر از حد میانگین افراد هستیم و این موضوع شاهدی بر آن است که ما خودمان را به‌طور نسبی مثبت می‌بینیم.</p>
<h2>عزت‌نفس همیشه مثبت است؟</h2>
<p>عزت‌نفس پایین ریشه بسیاری از بیماری‌های اجتماعی است، بااین‌حال، عزت‌نفس بیش‌ازحد بالا نیز همبستگی بالایی با قلدری، <a href="http://behdashtravan.com/%d8%a7%d8%ae%d8%aa%d9%84%d8%a7%d9%84-%d8%b4%d8%ae%d8%b5%db%8c%d8%aa-%d8%ae%d9%88%d8%af%d8%b4%db%8c%d9%81%d8%aa%d9%87/" target="_blank" rel="noopener">خودشیفتگی</a>، <a href="http://behdashtravan.com/%d8%a7%d8%ae%d8%aa%d9%84%d8%a7%d9%84-%d8%b4%d8%ae%d8%b5%db%8c%d8%aa-%d9%86%d9%85%d8%a7%db%8c%d8%b4%db%8c/" target="_blank" rel="noopener">خودنمایی</a> و پرخاشگری میان فردی دارد. لذا عزت‌نفس بالا علاوه بر فایده، زیان‌های بالقوه‌ای نیز دارد.</p>
<h2>عزت‌نفس زنان و مردان متفاوت است؟</h2>
<p>وقتی زنان از حیطه‌های مهم زندگی کنار گذاشته شوند، قویاً احساس بی‌ارزشی می‌کنند و درنتیجه خودپنداره بدتری از مردان خواهند داشت. میجر و همکاران (۱۹۹۹) نشان دادند که تفاوت عزت‌نفس بین مردان و زنان طبقه بالا کم و در بین افراد متوسط و پایین بیشتر است و این به دلیل سمت‌های مطلوب اجتماعی کمی است که به زنان داده می‌شود.</p>
<h2>مقایسه اجتماعی: خود شناسی</h2>
<p>اگر ما توانایی خود را در تکمیل یک مسئله با فردی که مهارت کمتری دارد مقایسه کنیم، احساس خوبی نسبت به توانایی خود خواهیم داشت که این مقایسه؛ مقایسه اجتماعی نزولی نامیده می‌شود. در مقایسه اجتماعی صعودی، توانایی ما با کسی که از ما مهارت بیشتری در آن مسئله دارد مقایسه می‌شود که می‌تواند خودانگاره ما را تهدید کند.</p>
<p>نظریه مقایسه اجتماعی فیستنگر (۱۹۵۴) حاکی از آن است که ما به این دلیل خود را با دیگران مقایسه می‌کنیم که در بسیاری از حیطه‌ها و برای بسیاری از صفات بتوانیم با آن خود را ارزیابی کنیم. اینکه ما خودمان را با چه کسی مقایسه کنیم بستگی به این دارد که می‌خواهیم واقعاً خودمان را ارزیابی کنیم یا اینکه صرفاً حس خوبی به خودمان داشته باشیم.</p>
<h3>خودارزیابی</h3>
<p>دو الگوی حفظ خودارزیابی و نظریه هویت اجتماعی بر نظریه مقایسه اجتماعی <a href="https://fa.wikipedia.org/wiki/%D9%84%D8%A6%D9%88%D9%86_%D9%81%D8%B3%D8%AA%DB%8C%D9%86%DA%AF%D8%B1" target="_blank" rel="noopener">فستینگر</a> بنا شده است. حفظ خودارزیابی وقتی صادق است که ما خود را در سطح شخصی طبقه‌بندی می‌کنیم و خودمان را به‌عنوان یک فرد با فرد دیگری مقایسه می‌کنیم. اگر شخصی که ما خود را با او مقایسه می‌کنیم از ما جلوتر باشد، به‌احتمال بیشتری سعی می‌کنیم از او دور بمانیم و اگر شخص نزدیک به ما یا عملکرد بدتری داشته باشد، سعی می‌کنیم خودمان را به او نزدیک‌تر کنیم و با این وسیله خود ارزشیابی‌های مثبت خودمان را حفظ می‌کنیم.</p>
<p>نظریه هویت اجتماعی وقتی صادق است که ما خود را در سطح گروهی طبقه‌بندی می‌کنیم و فرد دیگر عامل مقایسه به‌عنوان شریک و هم مقوله خود طبقه‌بندی می‌شود. طبق نظریه هویت اجتماعی، مردم انگیزه دارند تا از گروه‌های خودشان درک مثبتی داشته باشند. بنابراین فرد دیگری که به‌عنوان گروه خودی طبقه‌بندی می‌شود، می‌تواند کمک کند که گروه ما به‌طور مثبتی از گروه‌های دیگر متمایز شوند. اثر گوسفند سیاه به این معناست که اعضای گروه، عضو منفی (یا عملکرد ضعیف) را طرد می‌کنند تا تصویر مثبت گروه مورد تهدید قرار نگیرند.</p>
<h2>خودنمایان سازی و خودتنظیمی</h2>
<p>همه ما تمایل داریم دیگران تصویر مثبت از ما داشته باشند. یک راه مهم برای وادار کردن دیگران به دوست داشتن ما این است که تلقی مثبتی به آن دیگران داشته باشیم. مردم دوست دارند که دیگران به آنها احترام بگذارند و ما برای رسیدن به هدفمان این کار را انجام می‌دهیم. به‌طورکلی وقتی ما بخواهیم برداشت خوبی ایجاد کنیم، خودشیرینی می‌کنیم که معمولاً مؤثر است، اما استفاده زیاد از آن، خطر لجن تلقی شدن ما را از سوی دیگران در بر دارد.</p>
<p>خود بازبینی بالا بدین معنی است که مردم به اینکه دیگران چگونه واکنش نشان می‌دهند توجه دارند و شامل تمرکز روی قرینه‌های بیرونی از قبیل انتظاراتی است که دیگران ممکن است از آنها داشته باشند. خودبازبینی پایین شامل تمرکز روی قرینه‌های درونی از قبیل باورها یا نگرش‌های خود به‌عنوان مبنایی برای رفتار است. خودبازبینی های پایین تمایل دارند که به هنجارهای موقعیتی کمتر پاسخ بدهند درحالی‌که خودبازبینی های بالا تمایل دارند که با تغییر موقعیت تغییر کنند. خود بازبینی بالا (مانند سیاستمداران و هنرپیشه‌ها) هنگام صحبت بر سوم شخص تأکید دارد که بازتابی از تمرکز رو به بیرون به دیگران و عزت‌نفس بالاست و خود بازبینی پایین تمایل به ضمایر اول شخص دارند که منعکس‌کننده تمرکز افتراقی روی خود آنهاست.</p>
<p>در افراد خودبازبین پایین افسردگی زمانی رخ می‌دهد که نوعی ناهمسازی بین خود و آنچه که فرد فکر می‌کند هست یا باید باشد، وجود دارد. در افراد خودبازبین بالا افسردگی وقتی حاصل می‌شود که نوعی ناهمسازی بین خود و آنچه که فرد فکر می‌کند افراد دیگر انتظار دارند رخ می‌دهد.</p>
<h2>خود به‌عنوان هدفی برای پیش‌داوری</h2>
<h3>پیامدهای هیجانی: چگونه سلامت می‌تواند آسیب ببیند</h3>
<p>کراکر و میجر (۱۹۸۹) باور دارند اسناد دادن یک بازده منفی به چیزی بیرون از خود باید حمایتگر باشد. طبق شواهد، هرچه اعضای یک گروه احساس پیش‌داوری بیشتری علیه گروه خود داشته باشند، وضع سلامت آنها بدتر است و عزت‌نفس پایین‌تری را پیش‌بینی می‌کند. در واقع، بین پیش‌داوری ادراک شده و سلامت منفی رابطه وجود دارد.</p>
<p>اسنادها برای یک بازده نامطلوب می‌توانند برحسب میزان تلویحات منفی برای سلامت روانی روی یک پیوستار قرار گیرند. بدترین احتمال وقتی است که بازده به یک علت درونی که احتمال کاربرد به موقعیت‌های بسیاری را دارد، اسناد داده شود. اسناد بعدی اندکی بهتر است اما قابلیت کاربرد در موقعیت‌های زیادی را ندارد، اسناد به پیش‌داوری تکرارشونده نیست یا منحصربه‌فرد است و برای بهزیستی بهتر است. اسنادهای بیرونی واقعی که می‌توانند به شکل‌های متفاوتی ظاهر شوند، بیشتر از همه اسنادهای دیگر احتمال دارد که از خود و بهزیستی اسناد دهنده حمایت کند.</p>
<h3>پیامدهای شناختی: نقایص عملکرد</h3>
<p>پیش‌داوری ادراک شده علاوه بر سلامت روانی، در یادگیری نیز تأثیرگذار است. وقتی ما در موقعیتی باشیم که احساس می‌کنیم نیاز به مخفی کردن هویت خود داریم و درباره اینکه دیگران راجع به ما چه فکر می‌کنند نگران باشیم، می‌تواند حواس ما را پرت کند.</p>
<h3>پیامدهای رفتاری: تهدید تصور قالبی</h3>
<p>تهدید تصور قالبی وقتی رخ می‌دهد که مردم فکر کنند ممکن است در مورد هویت اجتماعی آنها در پرتو یک تصور قالبی منفی داوری شود یا اینکه آنها به‌طور ناخواسته به شیوه‌ای عمل کنند که تصور قالبی مربوط به گروه آنها را تأیید کند. به نظر می‌رسد که کنترل اثرات تهدید تصور قالبی دشوار باشد. شایان‌ذکر است که این تنزل در عملکرد تنها با توجه به ابعاد مربوط به تصور قالبی رخ می‌دهد و همه عملکرد لطمه نمی‌بیند. به نظر می‌رسد اضطراب نقشی حیاتی در اثرات تهدید قالبی بازی می‌کند.</p>
<p>زمینه مقایسه‌ای اهمیت زیادی در اثرات تهدید تصور قالبی دارد. اثرات تهدید تصور قالبی نشان‌دهنده اهمیت عضویت گروهی برای تجربه کردن تهدید روانی است و این تهدید می‌تواند عملکرد را مختل کند.</p>
<p><strong>پیمان دوستی</strong><br />
<strong>بهار ۱۳۹۷</strong></p>
<h2>منبع</h2>
<p><a href="http://dousti.net/Persian/?p=1390" target="_blank" rel="nofollow noopener">دوستی</a></p>
<p>برگرفته از کتاب روان‌شناسی اجتماعی دکتر بارون، ترجمه دکتر کریمی</p>
<p>The post <a href="https://behdashtravan.com/%d8%ae%d9%88%d8%af-%d8%b4%d9%86%d8%a7%d8%b3%db%8c/">خود شناسی</a> appeared first on <a href="https://behdashtravan.com">مجله تخصصی روانشناسی بهداشت روان</a>.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://behdashtravan.com/%d8%ae%d9%88%d8%af-%d8%b4%d9%86%d8%a7%d8%b3%db%8c/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>خودشناسی</title>
		<link>https://behdashtravan.com/%d8%ae%d9%88%d8%af%d8%b4%d9%86%d8%a7%d8%b3%db%8c/</link>
					<comments>https://behdashtravan.com/%d8%ae%d9%88%d8%af%d8%b4%d9%86%d8%a7%d8%b3%db%8c/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[بهروز هاشمی]]></dc:creator>
		<pubDate>Tue, 18 Dec 2018 11:30:24 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[ارتقاء سلامت روان]]></category>
		<category><![CDATA[بهداشت روان]]></category>
		<category><![CDATA[خودشکوفایی و عزت نفس]]></category>
		<category><![CDATA[روانشناسی شخصیت]]></category>
		<category><![CDATA[آگاهی]]></category>
		<category><![CDATA[بالا بردن خودشناسی]]></category>
		<category><![CDATA[خودآگاهی]]></category>
		<category><![CDATA[خودشناسی]]></category>
		<category><![CDATA[شناخت خود]]></category>
		<category><![CDATA[عزت نفس]]></category>
		<category><![CDATA[علایق]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://behdashtravan.com/?p=4080</guid>

					<description><![CDATA[<p>خودشناسی مستلزم شناخت شخصیت، ارزش‌ها، آرزوها و علایق خود می باشد. باید از خودمان شناخت پیدا کنیم تا بتوانیم به خود واقعی‌مان رسیده و با پذیرش آن زندگی‌مان را زیباتر سازیم. خودشناسی راهی است که ما را به آن کسی که در حقیقت هستیم می‌رساند. زمانی که ما خود واقعی‌مان را شناخته و آن را &#8230;</p>
<p>The post <a href="https://behdashtravan.com/%d8%ae%d9%88%d8%af%d8%b4%d9%86%d8%a7%d8%b3%db%8c/">خودشناسی</a> appeared first on <a href="https://behdashtravan.com">مجله تخصصی روانشناسی بهداشت روان</a>.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>خودشناسی مستلزم شناخت شخصیت، ارزش‌ها، آرزوها و علایق خود می باشد. باید از خودمان شناخت پیدا کنیم تا بتوانیم به خود واقعی‌مان رسیده و با پذیرش آن زندگی‌مان را زیباتر سازیم.</p>
<p>خودشناسی راهی است که ما را به آن کسی که در حقیقت هستیم می‌رساند. زمانی که ما خود واقعی‌مان را شناخته و آن را بپذیریم قطعاً زندگی‌مان بسیار زیباتر و آسان‌تر خواهد شد. پس بهتر است به جای فرار از آن به استقبالش برویم و مطمئن باشیم هر چقدر هم غیرعادی و متفاوت باشیم زندگی با خود واقعی فوق‌العاده خواهد بود.</p>
<h2>ضرورت خودشناسی</h2>
<ul>
<li>خودشناسی چیزی فراتر از این است که چه رنگی را دوست دارید، چه نوع موسیقی را می‌پسندید و یا چه رشته تحصیلی را ترجیح می‌دهید. خودشناسی روند درک کردن خودتان در سطحی عمیق‌تر است که شما را با تردیدها و ناامنی‌های درونی‌تان روبه‌رو می‌کند و باعث می‌شود نگاهی جدی به سبک زندگی‌تان داشته و آن را زیر سؤال ببرید. راهی غیرقابل‌پیش‌بینی که برای پیمودن آن باید مشتاق باشید.</li>
<li>شناختن خود و دانستن اینکه چه نوع آدمی هستیم برای رسیدن به باورهای اعتلا بخش در زندگی مهم است. برای رسیدن به اهدافمان در زندگی در ابتدا آنچه که اهمیت دارد باور کردن خود و شناخت توانایی‌ها و ضعف‌های ماست و این همان مسیر خودشناسی است.</li>
<li>خودشناسی در زندگی اجتماعی و کنار آمدن با دیگران نیز مؤثر است؛ زیرا وقتی انسان حالات و ویژگی‌های روحی خود را شناخت، می‌داند که در هر جامعه‌ای و در هر شرایطی چگونه باید برخورد کند. به عنوان مثال، اگر فردی به این نتیجه دست یافت که روحیه انتقادپذیری را ندارد و زودرنج است، می‌تواند از موقعیت‌ها و محیط‌هایی که افراد را مورد انتقاد قرار می‌دهند، اجتناب کند.</li>
<li>هیچ اشکالی ندارد که بفهمید قلبتان چه می‌خواهد. هیچ اشکالی ندارد که برای ارتباط برقرار کردن با روحتان، بقیه دنیا را با خودتان هماهنگ کنید. شاید غیرعادی باشد اما اشکالی ندارد. پس انجامش دهید. مطمئن باشید از شناختن کسی که درونتان است، پشیمان نخواهید شد. زیباترین چیزی که در زندگی‌تان خواهید دید زمانی است که به کسی تبدیل شوید که از همان ابتدای تولد واقعاً باید می‌بودید.</li>
</ul>
<h2>پنج قدم ضروری برای خودشناسی</h2>
<p>در راه خودشناسیباید صادق بود و حتی از یک دوست که صادق است و با ما کاملاً آشنایی دارد کمک گرفت. گاه ما دوست داریم چیزی که پرسش‌ها از ما می‌خواهند باشیم اما واقعیت این است که نیستیم پس باید برای شناخت نقاط ضعف و قوت خود صادق باشیم. برای قدم برداشتن در این مسیر گام‌های زیر را بردارید.</p>
<h3>۱. شخصیت خودتان را بشناسید.</h3>
<p>شناخت شخصیت خودتان اولین قدم است. شما مجموعه‌ای از نظرات دیگران نسبت به خودتان را دارید که یکی از جنبه‌های آن است. همچنین خودتان مجموعه اطلاعات شخصی هم در مورد اینکه چه نوع شخصیتی دارید و یا در اوقات تنهایی یا در جمع چطور آدمی هستید دارید.</p>
<p>از خودتان سؤال کنید، چه خصوصیات اخلاقی دارید؟ بین دوستانتان چطور هستید؟ در مورد غریبه‌ها چطور؟ دنیای بیرون چه شخصیتی از شما می‌بیند؟ در روزها خوب و روزهای بد چه واکنشی دارید؟ به دنیای اطرافتان چطور واکنش می‌دهید؟</p>
<h3>۲. ارزش‌های اصلی‌تان را بشناسید.</h3>
<p>ارزش‌های اصلی شما آن قوانین و اصول اخلاقی هستند که نزدیک قلبتان نگه می‌دارید. در محل کار، در خانه، در همه جنبه‌های زندگی، کدام ارزش‌ها را هیچ‌وقت نمی‌توانید نادیده بگیرید؟ اینها ارزش‌های اصلی شما هستند. صداقت، راستی، امنیت یا انعطاف‌پذیری؟ متعهد بودن به دیگران، عقلانیت یا یادگیری، آسایش مالی یا خوش‌گذرانی؟</p>
<h3>۳. بدنتان را بشناسید.</h3>
<p>شما چقدر بدنتان را می‌شناسید، نفس کشیدن، توانایی‌ها، محدودیت تعادل و انعطاف‌پذیری‌تان را تا چه اندازه می‌شناسید؟ آیا تابه‌حال بدون اینکه امتحان کرده باشید، گفته‌اید «بدن من این کار را نمی‌تواند انجام دهد» یا «نوع بدن من به این کار نمی‌خورد»؟ قبل از اینکه درها را به سمت چیزهای امکان‌پذیر ببندید، یک‌بار دیگر نگاه کنید.</p>
<h3>۴. آرزوهایتان را بشناسید.</h3>
<p>آرزوها و امیدهای شما راه شما را به‌سوی آینده می‌سازند. کمکتان می‌کنند زندگی را بسازید که به داشتن آن افتخار کنید. سعی کنید آرزوهایتان را هم خوب بشناسید. سعی کنید جزییات و خصوصیات آنها را تحلیل کنید. در مسیر خودشناسی آرزوها و رؤیاهایتان را بخشی از وظایف روزانه‌تان ببینید. آنها را جدی بگیرید. روی آنها کار کنید. به‌جای مخفی کردنشان یا خجالت کشیدن به خاطرشان، آنها را با افتخار مطرح کنید.<br />
‌<br />
اگر می‌خواهید موسیقی‌دان شوید، از خودتان سؤال کنید: چه سازی دوست دارید بزنید؟ به چه سطح حرفه‌ای می‌خواهید برسید؟ می‌خواهید این بخش از زندگی‌تان تا چه اندازه بزرگ شود؟ و آن‌قدر پیش بروید تا همه‌چیز را در مورد آرزوهایتان بفهمید.</p>
<h3>۵. علایق و عدم علایقتان را بشناسید.</h3>
<p>چه چیزهایی را دوست دارید و چه چیزهایی را دوست ندارید؟ برای اینکه علایق و عدم علایق خودتان را مشخص کنید، وقت بگذارید و این کار را برحسب نظر دیگران انجام ندهید. خودتان تصمیم بگیرید. خیلی‌ها در زندگی‌شان چیزهایی که همه دوست دارند را دوست داشته و از چیزهایی که بقیه دوست ندارند، خوششان نمی‌آید. شما این کار را نکنید.</p>
<p>تعریف کردن علایق و عدم علایقتان شجاعت می‌خواهد اما برای خودشناسی ضرورت دارد. اگر به انجام کارهایی که خسته و کسل‌تان می‌کند ادامه دهید و چیزهایی که به شما لذت می‌دهند را نادیده بگیرید، بخشی از آنکه هستید را فراموش خواهید کرد. مطمئناً چنین راهی شما را به سمت خوشبختی نخواهد برد.</p>
<h2>بنویسید تا خودتان را بیشتر بشناسید</h2>
<p>نوشتن رویدادها و خاطرات یکی از بهترین راه‌های خودشناسی است. چنان‌که سندی گریسون بیان می‌دارد؛ نوشتن به شما کمک می‌کند تا با خرد درونی خود ارتباط برقرار کنید، چیزی که در دنیای پر سروصدا ما بسیار مهم و ضروری است. پس اگر می‌خواهید صدای درون خود را بشنوید باید سکوت کنید. نوشتن یکی از راه‌های سکوت است و خودشناسی را سرعت می‌بخشد.</p>
<p>نوشتن هیچ قانونی ندارد. تنها ساعت را کوک کرده و شروع به نوشتن کنید. تا وقتی ساعت زنگ نزده، دست از نوشتن برندارید. در پایین به پنج تسریع‌کننده فرایند خودشناسی از کتاب سندی گریسون اشاره می‌کنیم.</p>
<h3>۱. &#8220;نمی‌خواهم در مورد &#8230; بنویسم.&#8221;</h3>
<p>این روش در واقع حیله‌ایست برای ناخودآگاه‌تان تا از حفاظت شما در برابر احساساتی که در زیر سطح مخفی شده‌اند، دست بردارد و اجازه دهد تا خود واقعی‌تان بر روی کاغذ سفید، نقش ببندد. ساعت را برای ده دقیقه بعد کوک کنید و هرچه که به ذهن‌تان آمد بنویسید. مهم این است که صادق و آسیب پذیر باشید. در مورد سخت‌ترین چیزهایی که به نظرتان می‌آید، بنویسید. بعد از اتمام، می‌توانید کاغذتان را پاره کنید. اینکه به خود اجازه دهید در مورد چیزی که قطعاً مایل به نوشتن در مورد آن نیستید بنویسید، شما را دقیقاً به همان چیزی راهنمایی می‌کند، که باید روی آن‌وقت گذاشته و کار کنید.</p>
<p>برای مثال: نمی‌خواهم در مورد اینکه چه طوری هنوز از مادرم به خاطر فلان قضیه عصبانی‌ام بنویسم &#8230;.. و بعد بنویسید &#8230;.</p>
<h3>۲. &#8220;من الآن چه کسی‌ام؟&#8221;</h3>
<p>دوباره ساعت را برای ۱۰ دقیقه کوک کنید و به این سؤال جواب دهید. همچنین ببینید که در زمان‌های دیگر زندگی‌تان مثلاً ۸، ۱۶، ۲۵ سالگی چه بوده‌اید؟</p>
<p>آن زمان که بوده‌اید؟ تفاوت‌های بین کسی که بوده‌اید و کسی الآن در حال شدن هستید را شرح دهید. ماه‌ها و سال‌های پیش رو چگونه زندگی شما را شکل خواهد داد؟ و بعد آن قسمت از خود را که همیشه بوده و هست توصیف کنید. نگاه این خود به زندگی شما چگونه است؟ تا به حال این خود چگونه شما را راهنمایی کرده است؟ آخرین باری که به خود درونی‌تان که همیشه آنجاست، سر زدید کی بود؟</p>
<h3>۳. &#8220;چیزهایی که دوست دارم.&#8221;</h3>
<p>چقدر برای شناخت چیزهایی که حقیقتاً شما را خوشحال می‌کنند، وقت گذاشته‌اید؟ درمورد هرچیزی که باعث لذت شما می‌شود و لبخند بر لبانتان می‌نشاند، بنویسید. خواه چیزهای گران مثل یک استراحتگاه استوایی و یا چیزهای بی‌قیمتی مثل حمام حباب یا رفتن به ساحل با خانواده باشد. مرتباً به این لیست اضافه کنید.</p>
<h3>۴. &#8220;اظهار کنید که چقدر شگفت‌انگیزید.&#8221;</h3>
<p>از ده خصوصیت عالی خود لیستی تهیه کنید و به خود بگویید که &#8220;شما&#8221; بودن امن و بی‌خطر است.</p>
<p>برای اطلاعات بیشتر این <a href="http://behdashtravan.com/%d8%b9%d8%b2%d8%aa%e2%80%8c%d9%86%d9%81%d8%b3-%db%8c%d8%a7-%d8%ae%d9%88%d8%af%d9%be%d8%b0%db%8c%d8%b1%db%8c-%d9%86%d8%a7%d9%85%d8%b4%d8%b1%d9%88%d8%b7/" target="_blank" rel="noopener">مقاله</a> را مطالعه کنید.</p>
<h3>۵. &#8220;مکالمه با خود ۹۹ ساله‌تان.&#8221;</h3>
<p>وانمود کنید که ۹۹ ساله هستید، بسیار عاقل و در سلامت کامل. به این سؤالات پاسخ دهید:</p>
<p>چیزی هست که بخواهی من بدانم؟ در این روزها و سال‌های آینده باید روی چه چیزی تمرکز کنم؟ چه چیزهایی می‌توانستم انجام بدم یا تجربه کنم که بهترین تأثیر را روی زندگی‌ام داشته باشد؟</p>
<h2>اگر کسی نوشته‌های شما را خواند، چه؟</h2>
<p>افراد معمولاً خاطرات خود را نمی‌نویسند زیرا می‌ترسند دیگران آن‌ها را بخوانند. با گذشت زمان پی می‌برید که افکار ما وقتی در ذهنمان در حال گردش‌اند، بسیار بزرگ‌تر احساس می‌شوند. آوردنشان روی کاغذ آن‌ها کوچک می‌کند. وقتی همه افکارتان را روی کاغذ سفید، خالی کردید، می‌توانید به یک نمای کلی از آن‌ها برسید و دیگر به اندازه قبل ترسناک به نظر نخواهند رسید. هرگاه که خود را کاملاً به کاغذ سفید جلوی‌تان می‌سپارید، کمی بیشتر به خود حقیقی‌تان نزدیک می‌شوید. آنجا جایی است که عظمت‌تان می‌تواند با شما نجوا کند و تمام آنچه را که برای شدنش به زمین آمدید به یادتان آورد.</p>
<p>شناخت خود کمک‌تان می‌کند وارد مسیر خوشبختی شوید که هیچ‌وقت حتی تصورش را هم نداشتید.</p>
<h2>منبع</h2>
<p>سمیه قندهاری &#8211; گروه روانشناسی <a href="http://setare.com/fa/news/9182/%D8%B4%D9%86%D8%A7%D8%AE%D8%AA-%D8%AE%D9%88%D8%AF-%DB%B5-%DA%AF%D8%A7%D9%85-%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D8%AE%D9%88%D8%AF%D8%B4%D9%86%D8%A7%D8%B3%DB%8C-%D9%88-%D8%B4%D9%86%D8%A7%D8%AE%D8%AA-%D8%B9%D9%84%D8%A7%DB%8C%D9%82-%D8%AE%D9%88%D8%AF" target="_blank" rel="nofollow noopener">ستاره</a></p>
<p>The post <a href="https://behdashtravan.com/%d8%ae%d9%88%d8%af%d8%b4%d9%86%d8%a7%d8%b3%db%8c/">خودشناسی</a> appeared first on <a href="https://behdashtravan.com">مجله تخصصی روانشناسی بهداشت روان</a>.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://behdashtravan.com/%d8%ae%d9%88%d8%af%d8%b4%d9%86%d8%a7%d8%b3%db%8c/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>اعتمادبه‌نفس و روش اندازه‌گیری آن</title>
		<link>https://behdashtravan.com/%d8%a7%d8%b9%d8%aa%d9%85%d8%a7%d8%af%d8%a8%d9%87%e2%80%8c%d9%86%d9%81%d8%b3-%d9%88-%d8%b1%d9%88%d8%b4-%d8%a7%d9%86%d8%af%d8%a7%d8%b2%d9%87%e2%80%8c%da%af%db%8c%d8%b1%db%8c-%d8%a2%d9%86/</link>
					<comments>https://behdashtravan.com/%d8%a7%d8%b9%d8%aa%d9%85%d8%a7%d8%af%d8%a8%d9%87%e2%80%8c%d9%86%d9%81%d8%b3-%d9%88-%d8%b1%d9%88%d8%b4-%d8%a7%d9%86%d8%af%d8%a7%d8%b2%d9%87%e2%80%8c%da%af%db%8c%d8%b1%db%8c-%d8%a2%d9%86/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[بهروز هاشمی]]></dc:creator>
		<pubDate>Sun, 07 Oct 2018 11:30:22 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[ارتقاء سلامت روان]]></category>
		<category><![CDATA[بهداشت روان]]></category>
		<category><![CDATA[خودشکوفایی و عزت نفس]]></category>
		<category><![CDATA[اعتمادبنفس]]></category>
		<category><![CDATA[توانمندی شخصیت]]></category>
		<category><![CDATA[خودباوری]]></category>
		<category><![CDATA[عزت نفس]]></category>
		<category><![CDATA[قدرت شخصیتی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://behdashtravan.com/?p=4003</guid>

					<description><![CDATA[<p>تست اعتمادبه‌نفس به شما کمک می‌کند تا میزان اعتمادبه‌نفس خود را بسنجید و در صورت لزوم راهکارهایی را برای افزایش اعتمادبه‌نفستان بیابید. داشتن یا نداشتن اعتمادبه‌نفس موضوع مهمی است که مردم بارها در شرایط مختلف درگیر آن می‌شوند. این مخصوصاً زمانی خود را بیشتر نشان می‌دهد که بخواهیم کاری را آغاز کنیم. در همان اولین &#8230;</p>
<p>The post <a href="https://behdashtravan.com/%d8%a7%d8%b9%d8%aa%d9%85%d8%a7%d8%af%d8%a8%d9%87%e2%80%8c%d9%86%d9%81%d8%b3-%d9%88-%d8%b1%d9%88%d8%b4-%d8%a7%d9%86%d8%af%d8%a7%d8%b2%d9%87%e2%80%8c%da%af%db%8c%d8%b1%db%8c-%d8%a2%d9%86/">اعتمادبه‌نفس و روش اندازه‌گیری آن</a> appeared first on <a href="https://behdashtravan.com">مجله تخصصی روانشناسی بهداشت روان</a>.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>تست اعتمادبه‌نفس به شما کمک می‌کند تا میزان اعتمادبه‌نفس خود را بسنجید و در صورت لزوم راهکارهایی را برای افزایش اعتمادبه‌نفستان بیابید.</p>
<p>داشتن یا نداشتن اعتمادبه‌نفس موضوع مهمی است که مردم بارها در شرایط مختلف درگیر آن می‌شوند. این مخصوصاً زمانی خود را بیشتر نشان می‌دهد که بخواهیم کاری را آغاز کنیم. در همان اولین قدم پاسخ به این‌که آیا از پس انجام آن کار برخواهیم آمد یا نه به میزان اعتمادبه‌نفس ما بازمی‌گردد. اگر جوابمان مثبت باشد، شروع کرده و برای موفقیت در آن برنامه‌ریزی می‌کنیم اما اگر تصور کنیم که موفقیت در آن کار در حد توانمان نیست، احتمالاً از انجام آن منصرف خواهیم شد. افرادی که اعتمادبه‌نفس بالایی دارند، توانایی‌های خود را باور دارند و احساس ارزشمندی می‌کنند. می‌توانید با تست اعتمادبه‌نفس زیر خود را محک بزنید.</p>
<h2>تست اعتمادبه‌نفس</h2>
<p>اگر می‌خواهید میزان اعتمادبه‌نفستان را بسنجید، می‌توانید به سؤالات این آزمون پاسخ دهید. در هر مورد گزینه‌ای که به رفتارهایتان نزدیک‌تر است را علامت بزنید. لطفاً آنچه هستید را در نظر بگیرید نه آنچه باید باشید یا دوست دارید باشید و بابت اینکه باید گزینه‌های غلط را علامت‌گذاری کنید نگران نباشید. در پایان اعدادی را که در هر پاسخ آن‌ها را علامت زده‌اید جمع کنید.</p>
<h6>پرسشنامه</h6>
<p>۱ ۲ ۳ ۴ ۵</p>
<table border="2" cellspacing="0" cellpadding="0">
<tbody>
<tr>
<td> <strong>ردیف</strong></td>
<td><strong> جملات توصیفی</strong></td>
<td><strong>هرگز</strong></td>
<td><strong> به ندرت</strong></td>
<td><strong> گاهی</strong></td>
<td><strong> اغلب اوقات</strong></td>
<td><strong> همیشه</strong></td>
</tr>
<tr>
<td> ۱</td>
<td> کاری را انجام می‌دهم که از من انتظار می‌رود نه آنچه درست است.</td>
<td> ۵</td>
<td> ۴</td>
<td> ۳</td>
<td> ۲</td>
<td> ۱</td>
</tr>
<tr>
<td> ۲</td>
<td> موقعیت‌های جدید را با آرامش و به راحتی مدیریت می‌کنم.</td>
<td> ۱</td>
<td> ۲</td>
<td> ۳</td>
<td> ۴</td>
<td> ۵</td>
</tr>
<tr>
<td> ۳</td>
<td> در مورد زندگی احساس مثبت همراه با شور و هیجان دارم.</td>
<td> ۱</td>
<td> ۲</td>
<td> ۳</td>
<td> ۴</td>
<td> ۵</td>
</tr>
<tr>
<td> ۴</td>
<td> اگر کاری به نظر سخت برسد از انجام آن احتراز خواهم کرد.</td>
<td> ۵</td>
<td> ۴</td>
<td> ۳</td>
<td> ۲</td>
<td> ۱</td>
</tr>
<tr>
<td> ۵</td>
<td> من حتی <span id="res-18" class="">بعد</span> <span id="res-22" class="">از</span> آن‌که همه از تلاش دست بکشند ادامه می‌دهم.</td>
<td> ۱</td>
<td> ۲</td>
<td> ۳</td>
<td> ۴</td>
<td> ۵</td>
</tr>
<tr>
<td> ۶</td>
<td> درصورتی‌که تلاش کنم به نتیجه خواهم رسید.</td>
<td> ۱</td>
<td> ۲</td>
<td> ۳</td>
<td> ۴</td>
<td> ۵</td>
</tr>
<tr>
<td> ۷</td>
<td> به اهدافی که تعیین کرده‌ام می‌رسم.</td>
<td> ۱</td>
<td> ۲</td>
<td> ۳</td>
<td> ۴</td>
<td> ۵</td>
</tr>
<tr>
<td> ۸</td>
<td> وقتی با مشکلات روبرو می‌شوم احساسات منفی به سراغم می‌آید و ناامید می‌شوم.</td>
<td> ۵</td>
<td> ۴</td>
<td> ۳</td>
<td> ۲</td>
<td> ۱</td>
</tr>
<tr>
<td> ۹</td>
<td> با افرادی مراوده دارم که علی‌رغم تلاش زیاد هنوز به اهدافشان نرسیده‌اند.</td>
<td> ۵</td>
<td> ۴</td>
<td> ۳</td>
<td> ۲</td>
<td> ۱</td>
</tr>
<tr>
<td> ۱۰</td>
<td> افراد از کارها و یافته‌هایم تعریف و تمجید می‌کنند.</td>
<td> ۱</td>
<td> ۲</td>
<td> ۳</td>
<td> ۴</td>
<td> ۵</td>
</tr>
<tr>
<td> ۱۱</td>
<td> اگر در انجام کاری سریع به نتیجه نرسم از ادامه تلاش دست می‌کشم.</td>
<td> ۵</td>
<td> ۴</td>
<td> ۳</td>
<td> ۲</td>
<td> ۱</td>
</tr>
<tr>
<td> ۱۲</td>
<td> وقتی بر مانعی غلبه می‌کنم به درسی که گرفته‌ام فکر می‌کنم.</td>
<td> ۱</td>
<td> ۲</td>
<td> ۳</td>
<td> ۴</td>
<td> ۵</td>
</tr>
<tr>
<td> ۱۳</td>
<td> معتقدم اگر سخت کار کنم به اهدافم خواهم رسید.</td>
</tr>
<tr>
<td> ۱۴</td>
<td>با افرادی که در حرفه‌ای مشابه من کار می‌کنند و در کارشان موفق هستند رابطه دارم.</td>
<td> ۱</td>
<td> ۲</td>
<td> ۳</td>
<td> ۴</td>
<td> ۵</td>
</tr>
</tbody>
</table>
<p style="text-align: left;"><span style="font-size: 14px;"><strong>جمع کل = &#8230;&#8230;</strong></span></p>
<h2>تفسیر نتایج تست اعتمادبه‌نفس</h2>
<p>۱. اگر در این تست اعتمادبه‌نفس امتیاز ۱۴ تا ۳۲ به دست آورده‌اید نشان می‌دهد شما دلتان می‌خواهد اعتمادبه‌نفس بیشتری می‌داشتید. نگاهی دقیق‌تر به همه آن چه در زندگی به‌دست آورده‌اید بیندازید. شما بیشتر تمایل دارید بر آن چه ندارید تمرکز کنید و این مساله وقت و انرژی‌ای را که باید صرف مهارت‌ها و استعدادهایتان کنید به هدر می‌دهد. به دنبال راهکارهای برای افزایش اعتمادبه‌نفس خود باشید. در پایان این مقاله نیز راهکارهایی ارائه شده است.</p>
<p>۲. اگر در این تست اعتمادبه‌نفس امتیاز ۳۳ تا ۵۱ به دست آورده‌اید نشان می‌دهد در مسیر تشخیص مهارت‌ها و باور به توانایی‌هایتان به درستی گام برمی دارید. ولی کمی در مورد خودتان سخت‌گیر هستید و این موجب می‌شود نتوانید از مزایای رسیدن به تجارب و بهبود مهارت‌ها استفاده کنید. برای افزایش اعتمادبه‌نفستان باز هم تلاش کنید.</p>
<p>۳. آفرین! اگر در این تست اعتمادبه‌نفس امتیاز ۵۲ تا ۷۰ به دست آورده‌اید نشان می‌دهد کارتان در آموختن از تجارب بسیار عالی است. شما کسی هستید که اجازه نمی‌دهید موانع، نوع نگاه شما را به خودتان تغییر دهند. اما همچنان باید به بهبود اعتمادبه‌نفستان ادامه دهید.</p>
<h2>افزایش اعتمادبه‌نفس</h2>
<p>مهم نیست در حال حاضر اعتمادبه‌نفستان در چه سطحی است، هر چه باشد می‌توان آن را بهبود بخشید. اعتمادبه‌نفس یکی از مهمترین معیارهای سلامت یا<a href="http://behdashtravan.com/%d8%b3%d9%84%d8%a7%d9%85%d8%aa%db%8c-%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86/" target="_blank" rel="noopener"> بهداشت روان</a> است. ابتدا باید قبل از هرکس دیگری به خودتان و توانایی‌هایتان باور داشته باشید. بر اساس تئوری نقطه شروع بندورا ۴ منبع اصلی برای احساس اثرمندی وجود دارد:</p>
<ol>
<li><strong>بهبود مهارت‌ها:</strong> کارهایی که در گذشته در آن‌ها موفق بوده‌اید.</li>
<li><strong>تجارب مشترک:</strong> دیدار با افرادی که در حرفه شما موفق بوده‌اند.</li>
<li><strong>بازخوردهای اجتماعی:</strong> شنیدن تعریف و تمجیدهای دیگران از توانایی‌هایمان.</li>
<li><strong>وضعیت روحی و روانی:</strong> مثبت اندیشی و مدیریت استرس‌های وارده.</li>
</ol>
<p>سه مورد از این موارد (۱، ۲ و ۴) در کنترل خود شخص هستند و می‌شود آن‌ها را به دقت مورد بررسی قرار داد. درحالی‌که نمی‌توانیم دیگران را وادار کنیم درباره ما حرف‌های خوب و انرژی‌بخش بزنند (مورد ۳) اما می‌توانیم به کمک اعتمادبه‌نفسمان احتمال شنیدن چنین بازخوردهایی را افزایش دهیم. برای مطالعه بیشتر در زمینه افزایش اعتمادبه‌نفس به مقاله مرتبط با افزایش اعتمادبه‌نفس در مقابل دیگران مراجعه کنید.</p>

		<div class="box note  aligncenter">
			<div class="box-inner-block">
				<span class="fa tie-shortcode-boxicon"></span>در این مقاله درباره‌ی <a href="http://behdashtravan.com/%d8%b9%d8%b2%d8%aa%e2%80%8c%d9%86%d9%81%d8%b3-%da%86%db%8c%d8%b3%d8%aa%d8%9f/" target="_blank" rel="noopener">عزت‌نفس</a> بخوانید.
			</div>
		</div>
	
<h2>منبع</h2>
<p>سمیه قندهاری &#8211; گروه روانشناسی <a href="http://setare.com/fa/news/9299/%D8%AA%D8%B3%D8%AA-%D8%A7%D8%B9%D8%AA%D9%85%D8%A7%D8%AF-%D8%A8%D9%87-%D9%86%D9%81%D8%B3-%D8%A7%D8%B9%D8%AA%D9%85%D8%A7%D8%AF-%D8%A8%D9%87-%D9%86%D9%81%D8%B3-%D9%85%D9%86-%DA%86%D9%82%D8%AF%D8%B1-%D8%A7%D8%B3%D8%AA" target="_blank" rel="nofollow noopener">ستاره</a></p>
<p>The post <a href="https://behdashtravan.com/%d8%a7%d8%b9%d8%aa%d9%85%d8%a7%d8%af%d8%a8%d9%87%e2%80%8c%d9%86%d9%81%d8%b3-%d9%88-%d8%b1%d9%88%d8%b4-%d8%a7%d9%86%d8%af%d8%a7%d8%b2%d9%87%e2%80%8c%da%af%db%8c%d8%b1%db%8c-%d8%a2%d9%86/">اعتمادبه‌نفس و روش اندازه‌گیری آن</a> appeared first on <a href="https://behdashtravan.com">مجله تخصصی روانشناسی بهداشت روان</a>.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://behdashtravan.com/%d8%a7%d8%b9%d8%aa%d9%85%d8%a7%d8%af%d8%a8%d9%87%e2%80%8c%d9%86%d9%81%d8%b3-%d9%88-%d8%b1%d9%88%d8%b4-%d8%a7%d9%86%d8%af%d8%a7%d8%b2%d9%87%e2%80%8c%da%af%db%8c%d8%b1%db%8c-%d8%a2%d9%86/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>خودتخریبی</title>
		<link>https://behdashtravan.com/%d8%ae%d9%88%d8%af%d8%aa%d8%ae%d8%b1%db%8c%d8%a8%db%8c-%d9%85%d8%a7%d9%86%d8%b9-%d8%b4%da%a9%d9%88%d9%81%d8%a7%db%8c%db%8c/</link>
					<comments>https://behdashtravan.com/%d8%ae%d9%88%d8%af%d8%aa%d8%ae%d8%b1%db%8c%d8%a8%db%8c-%d9%85%d8%a7%d9%86%d8%b9-%d8%b4%da%a9%d9%88%d9%81%d8%a7%db%8c%db%8c/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[بهروز هاشمی]]></dc:creator>
		<pubDate>Sun, 17 Jun 2018 10:30:51 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[اختلالات روانی]]></category>
		<category><![CDATA[ارتقاء سلامت روان]]></category>
		<category><![CDATA[بهداشت روان]]></category>
		<category><![CDATA[خودشکوفایی و عزت نفس]]></category>
		<category><![CDATA[استعداد]]></category>
		<category><![CDATA[خودتخریب‌گر]]></category>
		<category><![CDATA[خودتخریب‌گری]]></category>
		<category><![CDATA[خودتخریبی]]></category>
		<category><![CDATA[خودشکوفایی]]></category>
		<category><![CDATA[شکوفایی]]></category>
		<category><![CDATA[شکوفایی استعداد]]></category>
		<category><![CDATA[عزت نفس]]></category>
		<category><![CDATA[کمالگرایی]]></category>
		<category><![CDATA[موانع شکوفایی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://behdashtravan.com/?p=2883</guid>

					<description><![CDATA[<p>طبیعی است که هر انسانی بخواهد موفق شود و با به کار گرفتن استعدادهایش به خودشکوفایی برسد. با این حال، بسیاری از انسان‌ها در زندگی باعث شکست خود می‌شوند. آنها خودتخریب‌گرها هستند. بعضی از مردم بزرگ‌ترین دشمن خودشان هستند و همیشه در حال گستردن دام‌هایی هستند که سرانجام خود در آنها گیر می‌افتند. این مسئله &#8230;</p>
<p>The post <a href="https://behdashtravan.com/%d8%ae%d9%88%d8%af%d8%aa%d8%ae%d8%b1%db%8c%d8%a8%db%8c-%d9%85%d8%a7%d9%86%d8%b9-%d8%b4%da%a9%d9%88%d9%81%d8%a7%db%8c%db%8c/">خودتخریبی</a> appeared first on <a href="https://behdashtravan.com">مجله تخصصی روانشناسی بهداشت روان</a>.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>طبیعی است که هر انسانی بخواهد موفق شود و با به کار گرفتن استعدادهایش به خودشکوفایی برسد. با این حال، بسیاری از انسان‌ها در زندگی باعث شکست خود می‌شوند. آنها خودتخریب‌گرها هستند. بعضی از مردم بزرگ‌ترین دشمن خودشان هستند و همیشه در حال گستردن دام‌هایی هستند که سرانجام خود در آنها گیر می‌افتند. این مسئله هیچ ارتباطی به هوش ندارد. خودتخریب‌گرها معمولاً انسان‌های بسیار باهوشی هستند، اما فقط بخش کوچکی از قدرت تفکر خود را در جهت فعالیت‌های سازنده به کار می‌گیرند. بیشتر استعداد و خلاقیت آنها صرف خنثی کردن فعالیت‌های از پیش برنامه‌ریزی‌شده و در نهایت آماده شدن برای روبه‌رو شدن با شکست می‌شود. از طرف دیگر خودتخریبی هیچ ارتباطی با سلامت روانی ندارد. با اینکه خودتخریبی با درک انسان از خود به عنوان یک مخلوق منطقی در تضاد است، اما خودتخریب‌گرها معمولاً انسان‌هایی کاملاً منطقی و بهنجار هستند.</p>
<h2>خودتخریبی چیست و چه نشانه‌هایی دارد؟</h2>
<p>دکتر <a href="https://fa.wikipedia.org/wiki/%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D9%84_%D8%A2%D8%A8%D8%B1%D8%A7%D9%87%D8%A7%D9%85" target="_blank" rel="noopener">کارل آبراهام</a> اولین <a href="http://behdashtravan.com/%d8%aa%d8%a7%d8%b1%db%8c%d8%ae%da%86%d9%87-%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%da%a9%d8%a7%d9%88%db%8c-%d9%82%d8%b3%d9%85%d8%aa-%d8%a7%d9%88%d9%84/" target="_blank" rel="noopener">روانکاوی</a> بود که به وجود تلاش‌های خودتخریبی در موقعیت‌های بالینی پی برد. زیگموند <a href="http://behdashtravan.com/%d8%b2%d9%86%d8%af%da%af%db%8c%d9%86%d8%a7%d9%85%d9%87-%d9%81%d8%b1%d9%88%db%8c%d8%af-%d9%82%d8%b3%d9%85%d8%aa-%d8%a7%d9%88%d9%84/" target="_blank" rel="noopener">فروید</a> نیز اصطلاح «واکنش منفی نسبت به درمان» را در مورد این پدیده‌ی عجیب به کار برده است. فروید می‌گوید درست در زمانی که همه‌ی شواهد حاکی از آمادگی بیمار برای بهبود است، این افراد در مرحله‌ی مداوا به طرز عجیبی واکنش منفی نشان داده‌اند. اسناد تاریخی در مورد خودتخریبی به هزاران سال پیش برمی‌گردد. تخریب خود و دیگران معمولاً در ادبیات دینی با استعاره‌ی «شیطان» و «نیروی شیطانی» بیان شده است. عنصر مشترک در تمام الگوهای خودتخریبی این است که «فرد به انجام کاری مبادرت می‌ورزد که برای خودش زیان‌آور است.»</p>
<p>دکتر ساموئل جی. وارنر، روان‌شناس بالینی، پانزده سال به پژوهش در زمینه‌ی خودتخریبی و خودویرانگری پرداخت. در این مقاله به یافته‌های وی در مورد «الگوهای خودتخریبی» در کتابش با عنوان «خودشکوفایی و خودتخریبی: نیروهای نهفته درونی را شکوفا کنیم» (ترجمه ثریا پاک‌نظر، انتشارات گام نو) می‌پردازیم. با آشنایی با این الگوها و علائم می‌توانیم دام‌هایی را که در مسیر رشد و شکوفایی خود چیده‌ایم، شناسایی و از آنها اجتناب کنیم. باید توجه کرد که خودتخریبی دارای شدت و ضعف است و تمام این الگوها شاید به طور همزمان در یک فرد وجود نداشته باشد. از طرف دیگر هر فرد عادی نیز ممکن است به طور مقطعی برخی از این نشانه‌ها را در خود احساس کند. با مرور این الگوها و میزان ثبات و شدت آنها، می‌توانیم به طور کلی از میزان خودتخریبی خویش آگاه شویم.</p>
<h3>۱. خودتخریب‌گرها دیگران را عامل شکست خود می‌دانند</h3>
<p>انسان‌ها وقتی به دلایل شکست خود در بعضی از جنبه‌های زندگی می‌اندیشند، معمولاً نقش مؤثر نیروهای درونی در به ثمر رساندن شکستشان را نادیده می‌گیرند و اغلب برای تبرئه کردن خود از بار ملامت‌ها، تصور زیرکانه‌ای از دلایل «خوب» و منطقی برای شکست‌های پی‌درپی خود در زندگی دارند. یک دانش‌آموز، معلم خود را بی‌کفایت می‌داند. یک هنرمند، رشته‌ی هنری‌اش را ملامت می‌کند. یک مدیرعامل جوان سازوکارهای اداری غیرقابل نفوذ و دست و پاگیر را مقصر می‌داند. به‌این‌ترتیب همه‌ی این افراد دلایل شکستشان را در عوامل خارجی می‌بینند. با این حال، مطالعه‌ی عمیق در موقعیت‌های زندگی این افراد اغلب نشان می‌دهد که علت اصلی شکست آنها در بیشتر موارد از درون خودشان ناشی می‌شود. اغلب این افراد نمونه‌های بارز خودتخریب‌گرهای زیرک هستند.</p>
<h3>۲. خودتخریبی با اندوه و افسردگی همراه است</h3>
<p>این افراد اغلب به دلیل داشتن گرایش‌های خودتخریبی به شدت زجر می‌کشند. احساس حقارت و اندوه پنهانِ ناشی از محدودیت‌های شغلی و شکست‌های دیگر در زندگی، اغلب برای آنها مشکلات دشواری می‌آفریند. وقتی در صدد استفاده از قدرت خلاق خود برمی‌آیند، اغلب دچار افسردگی می‌شوند و این حالت را «خستگی» توصیف می‌کنند. با وجود اینکه فرد میل به دست یافتن به موفقیت دارد اما درعین‌حال در لحظه‌ای که باید از استعداد و قدرت خلاق خود استفاده کند، افسرده می‌شود و توان لازم را از دست می‌دهد.</p>
<h3>۳. خودتخریب‌گرها احساس نیاز به رنج کشیدن دارند</h3>
<p>آنها معمولاً نیاز به رنج کشیدن دارند و از هر فرصتی برای رسیدن به شکست و بیچارگی مطلق، بهره می‌برند. با اینکه این موضوع ممکن است پیچیده و عجیب به نظر برسد، اما درست در لحظه‌ای که فرد خودتخریب‌گر احساس بیچارگی می‌کند، اگر به چشمانش نگاه کنید، متوجه می‌شوید که حالت نگاه او اغلب منعکس‌کننده‌ی نوعی احساس پیروزی و نیشخند است. آنها در دل از آسیب رساندن به خودشان به وجد می‌آیند. ظاهراً تجربه‌هایی که به مجازات آنها یا خودتخریبی منجر می‌شود، آنها را ارضا می‌کند. در همین لحظات آنها احساس «رنج بردن» را نیز تجربه می‌کنند. به همین دلیل آزارطلبی یا سادیسم نیز از نمونه‌های بارز خودتخریبی است.</p>
<h3>۴. به قابلیت‌ها و استعدادهای خود نگرش منفی دارند و در جهت عکس آنها عمل می‌کنند</h3>
<p>نگرش منفی افراد خودتخریب‌گر به قابلیت‌هایشان، دستاوردهای آنان را کاهش می‌دهد. آنها معمولاً هوش و استعداد انجام کارهای مهمی را دارند، اما معمولاً تمایل دارند استعدادهایشان را در جهت عکس به کار بگیرند. آنها معمولاً پی‌درپی شغل‌هایی «نامناسب» برای خود انتخاب می‌کنند و فقط به شغل‌هایی جلب می‌شوند که از آنها نفرت دارند، شغل‌هایی که در حد بسیار ناچیزی استعدادهای آنها را به کار می‌گیرد.</p>
<h3>۵. رفتاری خام، وابسته و کودکانه دارند</h3>
<p>افراد خودتخریب‌گر اغلب رفتاری بسیار خام و شخصیتی <a href="http://behdashtravan.com/%d8%a7%d8%ae%d8%aa%d9%84%d8%a7%d9%84-%d8%b4%d8%ae%d8%b5%db%8c%d8%aa-%d9%88%d8%a7%d8%a8%d8%b3%d8%aa%d9%87/" target="_blank" rel="noopener">وابسته</a> دارند. تصویری که آنها از خود ارائه می‌دهند، حاکی از عدم توانایی آنها در قبول مسئولیت‌های مهم است. این ظاهر ناتوان به آنها کمک می‌کند تا از درک مسائل واقعی بزرگ‌سالان و خلاقیتِ بارور، دور بمانند. آنها با استفاده از ظاهر نابالغ و وابسته‌ی خود، کسانی را که به آنها وابسته هستند مأیوس می‌کنند. مثلاً مردی وقتی از دست زنش عصبانی می‌شود، دست از کار می‌کشد تا موجب رنجش او را فراهم کند. با اینکه او به هدف خود یعنی آزار دادن همسرش می‌رسد، اما همزمان به خود نیز لطمه می‌زند.</p>
<h3>۶. موفقیت‌های خود را بی‌ارزش می‌دانند</h3>
<p>خودتخریب‌گرها با اینکه ممکن است از نظر دیگران افراد موفقی جلوه کنند، اما نظر خودشان در مورد دستاوردهایشان کاملاً برعکس است. برای مثال، یک مدیر فروش مستعد از تمام تاکتیک‌های موجود برای گرفتن ترفیع استفاده می‌کند یا یک خانم جوان و زیبا برای جلب خواستگار از هیچ کوششی فروگذار نمی‌کند، اما ثمره‌ی ترفیع مدیر فروش، در نظر او که مرد فوق‌العاده باهوشی است، پشیزی ارزش ندارد چون او در واقع ترجیح می‌دهد در حرفه‌ی کاملاً متفاوتی کار کند. در مورد آن خانم جوان، گرچه جلب تقاضای ازدواج برای او به آسانی آب خوردن است، اما مرد مورد نظر هرگز به نظر این خانم یک شریک زندگی مناسب نیست. هر دو مورد حاکی از موفق بودن فرد است، اما موفقیتی که برای خود آنها بی‌ارزش است. در طول یک عمر زندگی، مجموعه‌ی تمام این «موفقیت‌ها» برای فرد جز یک شکست بزرگ نیست.</p>
<h3>۷. در مورد مسائل مهم زندگی خود تصمیم‌های بسیار بدی می‌گیرند</h3>
<p>افراد خودتخریب‌گر اغلب در مورد مسائل اساسی و مهم زندگی خود تصمیم‌های بسیار بدی می‌گیرند. برای مثال، فرد خودتخریب‌گر ممکن است در مورد یک مأموریت طولانی در منطقه‌ای دورافتاده از شهر خود که سال‌های زیادی از زندگی‌اش را به خود اختصاص خواهد داد، به طور جدی فکر کند و سپس آن را بپذیرد و بعدها معلوم شود که این سال‌ها برای خودشکوفایی او بسیار حائز اهمیت بوده‌اند و منطق حکم می‌کرده است که او در آن سالیان در شهر خود بماند. جالب توجه است که او قبل از اتخاذ تصمیمی که به بیهوده سپری شدن چند سال از زندگی‌اش منجر شده است، تمام اطلاعات لازم برای گرفتن یک تصمیم عاقلانه را داشته است اما بنا به دلایلی ناشناخته تصمیم گرفته است گام غلطی بردارد. ارزش این‌گونه انتخاب‌ها را می‌توان چنین خلاصه کرد: موفقیت در زمینه‌های جزئی و شکست در زمینه‌های کلی.</p>
<h3>۸. خود را در معرض تحقیر و سوءاستفاده قرار می‌دهند</h3>
<p>فرد خودتخریب‌گر همیشه خود را در معرض حقارت و حمله قرار می‌دهد. او در موقعیت‌هایی که بنابر تجربه‌ی قبلی، آسیب‌پذیر بودن جز تمسخر و سوءاستفاده ثمری ندارد، ظاهری بیچاره و رقت‌انگیز به خود می‌گیرد و در موقعیت‌هایی که باید رفتاری هوشمندانه و توأم با سیاست نشان بدهد، مصرانه از خود تصویر آدمی ساده‌لوح ارائه می‌دهد. او اغلب دیگران را به سوءاستفاده از خود تحریک می‌کند. با اینکه می‌داند بعضی از رفتارها ممکن است باعث تحریک دیگران به سوءاستفاده از وی شود، بااین‌حال بر این رفتارها پافشاری می‌کند و در نتیجه از اینکه همیشه مورد سوءاستفاده قرار می‌گیرد، رنج می‌برد.</p>
<h3>۹. در استفاده از پول بی‌احتیاط هستند</h3>
<p>خودتخریب‌گرها معمولاً در به‌کارگیری منابع مالی خود بی‌احتیاط هستند. اگرچه می‌دانند که در صورت اندوختن پس‌اندازی هر چند اندک زندگی‌شان بسیار شیرین‌تر خواهد شد، به نحوی از کنار گذاشتن مقدار کافی از حقوق خود عاجزند و همیشه خود را در معرض تحقیر طلبکارانشان قرار می‌دهند.</p>
<h3>۱۰. کمال‌گرا هستند</h3>
<p>خودتخریب‌گرها همیشه مستعد <a href="http://behdashtravan.com/%d8%a7%d8%ae%d8%aa%d9%84%d8%a7%d9%84-%d8%b4%d8%ae%d8%b5%db%8c%d8%aa-%d9%88%d8%b3%d9%88%d8%a7%d8%b3%db%8c-%d8%ac%d8%a8%d8%b1%db%8c/" target="_blank" rel="noopener">کمال‌گرایی</a> هستند و کمال‌گرایی آنها مستعد شکست است. یک نقاش چند رنگ مختلف را با هم ترکیب می‌کند اما کار مهم دیگری انجام نمی‌دهد، یک نویسنده پشت سر هم صفحات یک نوشته را پاره می‌کند و تا ابد «کارش را دوباره آغاز می‌کند.» یک نوع حس تردید، به بهانه‌ی کمال‌گرایی به تدریج و زیرکانه تمام انرژی و اراده‌ی آنها را سست می‌کند. همیشه کارها را به تعویق می‌اندازند.</p>
<h3>۱۱. با خوش‌شانسی و فرصت‌های عالی مشکل دارند</h3>
<p>خوش شانسی معمولاً برای افراد خودتخریب‌گر مشکلات دشواری ایجاد می‌کند. وقتی ناگهان یک فرصت مطلوب و مشعوف‌کننده به دست می‌آورند، غالباً به شدت دچار <a href="http://behdashtravan.com/%d8%a7%d8%b6%d8%b7%d8%b1%d8%a7%d8%a8-%d8%a7%d8%b2-%d9%86%da%af%d8%a7%d9%87-%d9%81%d8%b1%d9%88%db%8c%d8%af/" target="_blank" rel="noopener">اضطراب </a>و وحشت می‌شوند. یک حسابدار رده‌بالا که درآمدش ناگهان در اثر یک سلسله وقایع پیش‌بینی‌نشده به طرز چشمگیری افزایش می‌یابد و فرصت‌های ترقی زیادی را برایش به ارمغان می‌آورد، ناگهان به وحشت می‌افتد درحالی‌که شکست‌های پی در پی در زندگی هرگز تا این حد او را نگران نکرده است.</p>
<h3>۱۲. کارِ سازنده آنها را دچار اضطراب می‌کند</h3>
<p>خودتخریب‌گرها به هنگام انجام کارهای واقعاً سازنده، دچار تنش و اضطراب می‌شوند. وقتی اوقات خود را به انجام کارهای بی‌اهمیت می‌گذرانند، کار آنها نسبتاً خوب و رضایت‌بخش است، اما وقتی تصمیم به انجام کارهای مهمی می‌گیرند، شعله‌های اضطراب از درون آنها زبانه می‌کشد. این‌گونه افراد وقتی برای انجام کارهای خلاق برنامه‌ریزی می‌کنند، دچار احساس گناه می‌شوند.</p>
<h3>۱۳. در همرنگی با جماعت اهل افراط و تفریط هستند</h3>
<p>معمولاً ارزش‌ها و فرهنگ‌های اجتماعی روی افراد فشار زیادی برای همرنگ شدن با دیگران می‌گذارند. بنابراین برای کسانی که اصیل یا متفاوت هستند، خطراتی وجود دارد. اما جوهر زندگی مستلزم آزادی برای متفاوت بودن است. تمام مردم معمولاً از هوش خود برای همرنگ شدن استفاده می‌کنند، اما فقط تا حدی که برای آنها مورد نیاز است. برای خودتخریب‌گرها قضیه به شکل دیگری است. چون آنها معمولاً بدون پایه و اساس منطقی با محیط به مخالفت برمی‌خیزند، وقتی واقعیت‌های دنیای خارج به آنها فشار می‌آورد، غالباً بیش‌ازحد انتظار انعطاف‌پذیر می‌شوند.</p>
<p>افراد خودتخریب‌گر ممکن است نشانه‌های وسواس‌گونه‌ای از همرنگی با جماعت را که در تعارض کامل با مخالفت شدید آنها با زندگی اجتماعی است، بروز بدهند. نیاز افراطی به همرنگ شدن با جماعت و نیاز افراطی به مخالفت با محیط، به طور خودکار و سرسختانه در آنها وجود دارد و به نظر می‌رسد یک نیروی قوی درونی که منطق قادر به شکست یا هدایت آن نیست، به آنها فشار وارد می‌کند. این دو گرایش توأم با <a href="http://behdashtravan.com/%d9%88%d8%b3%d9%88%d8%a7%d8%b3-%d9%81%da%a9%d8%b1%db%8c-%d8%b9%d9%85%d9%84%db%8c/" target="_blank" rel="noopener">وسواس</a>، گاه جای یکدیگر را می‌گیرند و بی‌ثباتی‌های زندگی آنها را افزایش می‌دهند.</p>
<h3>۱۴. از شکوفایی استعدادهای خود روی‌گردان هستند</h3>
<p>خودتخریب‌گرها از نیاز طبیعی انسان‌ها، یعنی نیاز به رشد، شکوفایی و کنجکاوی طبیعی نسبت به کشف تمام قابلیت‌ها و ابعاد وجود خود در جهان روی‌گردان هستند. آنها به حاشیه‌ها و حیطه‌های کم‌اهمیت هستی خود عقب‌نشینی می‌کنند. حتی اگر تلاش‌های پی‌درپی آنها برای نائل شدن به موفقیت در این حیطه‌های محدود، موفقیت‌آمیز باشد، غریزه‌ی آنها خودتخریبی محسوب می‌شود. اگر یک فروشنده‌ی «موفق» آرزوی نویسنده شدن داشته باشد و برای نویسنده شدن واقعاً هم استعداد داشته باشد، او هنوز در زندگی یک شکست‌خورده محسوب می‌شود.</p>
<h3>۱۵. از ارزیابی واقع‌بینانه‌ی زندگی خود گریزان هستند</h3>
<p>این افراد معمولاً تمایلی به نگرش واقعی به زندگی خود ندارند و نمی‌خواهند به طور دقیق آن را مورد بررسی قرار بدهند. معمولاً نوعی احساس تهی بودن، ساختگی بودن و نقش بازی کردن دارند. در مواقع پرفشار زندگی، صرفاً وقت و تمایل لازم برای ارزیابی اهداف خود را ندارند. اما گاه وقتی فشار «سروسامان گرفتن» کاهش می‌یابد (معمولاً در دوره‌ی میان‌سالی) و شخص زمان و انرژی لازم برای فکر کردن به موقعیت زندگی خود را دارد، ناگهان به این حقیقت تلخ پی می‌برد که به نحوی از مسیر خود منحرف شده و در یک مسیر غیرمنطقی گام برداشته است.</p>
<p>ناگهان متوجه می‌شود که زندگی او تهی و بی‌معنی است و حتی اگر در این مسیر به موفقیت‌های بیشتر دست یابد، زندگی‌اش در نهایت یک شکست کامل محسوب خواهد شد. او در جوانی فشارهای شدید و دشواری‌های زندگی را تحمل و یک مسیر طولانی مشخص را طی کرده است و ظاهراً در کسب نمادهای «موفقیت» و «امنیت» موفق هم بوده است، اما وقتی فشار اضطراب کاهش می‌یابد و او واقع‌بینانه‌تر به زندگی خود می‌نگرد، تهی بودن این زندگی، سایه‌ای تاریک بر ادامه‌ی مسیر زندگی‌اش می‌افکند.</p>
<h2>بهبود خودتخریبی و آثار آن</h2>
<p>وقتی‌که ما نسبت به الگوهای خودتخریبی آگاه می‌شویم، تکرار این الگوها به مرور کاهش می‌یابد. نقش فرمانبرداری کورکورانه از این الگوها کاهش و نقش عقل در حاکم بودن بر زندگی افزایش می‌یابد. نیاز انسان به خلاقیت، دیگر با دنیای پرزرق‌وبرق گذشته شرطی نمی‌شود، بلکه دنیای واقعی امروز آن را شرطی می‌کند. وابستگی فرد به دیگران، ابعاد واقع‌بینانه‌تری به خود می‌گیرد و مسائل از حالت اضطراری مرگ و زندگی دوران کودکی خارج می‌شوند. فرد، پوسته‌ی دنیای کوچک جهان کودکی را که در آن، زندگی تقریباً به صورت کامل در ارتباط با والدین معنی دارد، می‌شکافد و پا به عرصه‌ی دنیای دیگری می‌گذارد. درک فضای زندگی افزایش می‌یابد و شفاف‌تر می‌شود. فرد می‌تواند وقایع دنیای خارجی و دنیای درونی احساسات را بهتر تجربه کند.</p>
<p>فرد عادت می‌کند به خویشتن بنگرد، انگار که به شیئی می‌نگرد و از هوش خود در جهت ارزیابی فعالیت‌ها و نفس خود استفاده می‌کند و بر اساس این هوش، به ایجاد تغییر دست می‌زند. قادر است خوشبختی و خوش‌اقبالی را تحمل کند و حتی از آن لذت هم ببرد، بدون آنکه احساس گناه به او دست بدهد. فرد در مسیر فعالیت‌های خودجوش، خلاقانه و خودشکوفایی قرار می‌گیرد.</p>
<p>&nbsp;</p>
<p>در مورد تفاوت روانکاو با یک روانشناس عادی روی این <a href="http://behdashtravan.com/%d9%81%d8%b1%d9%82-%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%da%a9%d8%a7%d9%88-%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%d8%b4%d9%86%d8%a7%d8%b3-%d9%88-%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%d9%be%d8%b2%d8%b4%da%a9/" target="_blank" rel="noopener">کلیک</a> کنید و برای آشنایی با نتایج و تاثیر روانکاوی روی این <a href="http://behdashtravan.com/%d8%aa%d8%a7%d8%ab%db%8c%d8%b1-%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%da%a9%d8%a7%d9%88%db%8c-%d8%a8%d9%84%d9%86%d8%af%d9%85%d8%af%d8%aa-%d9%88-%d9%86%d8%aa%db%8c%d8%ac%d9%87-%d8%a2%d9%86-%d8%af%d8%b1-%d8%b2%d9%86/" target="_blank" rel="noopener">لینک</a> کلیک کنید.</p>
<h2>منبع</h2>
<p><a href="https://www.chetor.com/49053-%D8%AE%D9%88%D8%AF%D8%AA%D8%AE%D8%B1%DB%8C%D8%A8%DB%8C-%DA%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA/" target="_blank" rel="nofollow noopener">چطور</a></p>
<p>The post <a href="https://behdashtravan.com/%d8%ae%d9%88%d8%af%d8%aa%d8%ae%d8%b1%db%8c%d8%a8%db%8c-%d9%85%d8%a7%d9%86%d8%b9-%d8%b4%da%a9%d9%88%d9%81%d8%a7%db%8c%db%8c/">خودتخریبی</a> appeared first on <a href="https://behdashtravan.com">مجله تخصصی روانشناسی بهداشت روان</a>.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://behdashtravan.com/%d8%ae%d9%88%d8%af%d8%aa%d8%ae%d8%b1%db%8c%d8%a8%db%8c-%d9%85%d8%a7%d9%86%d8%b9-%d8%b4%da%a9%d9%88%d9%81%d8%a7%db%8c%db%8c/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>درمان مراجع محور</title>
		<link>https://behdashtravan.com/%d8%af%d8%b1%d9%85%d8%a7%d9%86-%d9%85%d8%b1%d8%a7%d8%ac%d8%b9-%d9%85%d8%ad%d9%88%d8%b1/</link>
					<comments>https://behdashtravan.com/%d8%af%d8%b1%d9%85%d8%a7%d9%86-%d9%85%d8%b1%d8%a7%d8%ac%d8%b9-%d9%85%d8%ad%d9%88%d8%b1/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[بهروز هاشمی]]></dc:creator>
		<pubDate>Tue, 15 May 2018 10:30:40 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[انسانگرایی و روانشناسی مثبت]]></category>
		<category><![CDATA[بهداشت روان]]></category>
		<category><![CDATA[خودشکوفایی و عزت نفس]]></category>
		<category><![CDATA[سبک زندگی]]></category>
		<category><![CDATA[مکاتب روانشناسی]]></category>
		<category><![CDATA[خودشکوفایی]]></category>
		<category><![CDATA[درمان client centered]]></category>
		<category><![CDATA[درمان مراجع محور]]></category>
		<category><![CDATA[درمانجو محور]]></category>
		<category><![CDATA[راجرین]]></category>
		<category><![CDATA[رواندرمانی انسانگرا]]></category>
		<category><![CDATA[روانشناسی انسانگرا]]></category>
		<category><![CDATA[عزت نفس]]></category>
		<category><![CDATA[کارل راجرز]]></category>
		<category><![CDATA[کلاینت سنترد]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://behdashtravan.com/?p=3280</guid>

					<description><![CDATA[<p>در درمان‌های انسان‌گرا، بی‌همتا بودن هر فرد آدمی و گرایش طبیعی وی به‌سوی رشد و خودشکوفایی در مدار توجه است. در این شیوه درمانی، نه رفتار آدمی تعبیر و تفسیر می‌شود (چنانکه شیوه روانکاوان است) و نه کوششی برای تغییر رفتار آدمی صورت می‌گیرد (چنان‌که شیوه رفتار درمانگران است). هدف این‌گونه درمانگران این است که &#8230;</p>
<p>The post <a href="https://behdashtravan.com/%d8%af%d8%b1%d9%85%d8%a7%d9%86-%d9%85%d8%b1%d8%a7%d8%ac%d8%b9-%d9%85%d8%ad%d9%88%d8%b1/">درمان مراجع محور</a> appeared first on <a href="https://behdashtravan.com">مجله تخصصی روانشناسی بهداشت روان</a>.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>در درمان‌های انسان‌گرا، بی‌همتا بودن هر فرد آدمی و گرایش طبیعی وی به‌سوی رشد و خودشکوفایی در مدار توجه است. در این شیوه درمانی، نه رفتار آدمی تعبیر و تفسیر می‌شود (چنانکه شیوه <a href="http://behdashtravan.com/%d8%aa%d8%a7%d8%b1%db%8c%d8%ae%da%86%d9%87-%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%da%a9%d8%a7%d9%88%db%8c-%d9%82%d8%b3%d9%85%d8%aa-%d8%a7%d9%88%d9%84/" target="_blank" rel="noopener">روانکاوان</a> است) و نه کوششی برای تغییر رفتار آدمی صورت می‌گیرد (چنان‌که شیوه <a href="http://behdashtravan.com/%d8%aa%d8%a7%d8%b1%db%8c%d8%ae%da%86%d9%87-%d8%b1%d9%81%d8%aa%d8%a7%d8%b1%da%af%d8%b1%d8%a7%db%8c%db%8c-%d9%82%d8%b3%d9%85%d8%aa-%d8%a7%d9%88%d9%84/" target="_blank" rel="noopener">رفتار درمانگران</a> است). هدف این‌گونه درمانگران این است که امکاناتی فراهم آورند تا شخص بتواند اندیشه‌ها و احساسات خویش را وارسی کند و شخصاً به راه‌حل‌هایی دست یابد. با نگاهی به شیوه درمانی مراجع محور (client-centered) که یکی از متداول‌ترین درمان‌های انسان‌گرا است این رویکردهای درمانی را بهتر خواهیم شناخت.</p>
<h2>درمان مراجع محور</h2>
<p>این شیوه درمانی که <a href="http://behdashtravan.com/%d8%b2%d9%86%d8%af%da%af%db%8c%d9%86%d8%a7%d9%85%d9%87-%da%a9%d8%a7%d8%b1%d9%84-%d8%b1%d8%a7%d8%ac%d8%b1%d8%b2/" target="_blank" rel="noopener">کارل راجرز</a> (Carl Rogers) آن را پرورده بر این فرض استوار است که خود درمانجو بهترین متخصص درباره خودش است و هر آدمی خود می‌تواند راه‌حل‌هایی برای مشکلات خود بیابد. کار درمانگر این است که چنین کاری را تسهیل کند نه آنکه پرسش‌های کاوشگرانه پیش بکشد، یا به تعبیر و تفسیر بپردازد، با اقدامات عملی خاصی را توصیه کند. راجرز در واقع اصطلاح &#8216;تسهیل‌کننده&#8217; را بر اصطلاح درمانگر ترجیح می‌دهد.</p>
<p>توصیف درمان مراجع محور کار نسبتاً آسانی است، اما کاربرد عملی آن به مهارت فراوان نیاز دارد و بسیار ظریف‌تر از آن است که در برخورد نخست به نظر می‌رسد. درمانگر کارش را با توضیح ماهیت مصاحبه‌ها آغاز می‌کند. مسئولیت یافتن راه‌حل مشکلات بر عهده درمانجو است؛ وی هر زمان که دلش بخواهد می‌تواند کار درمان را رها کند و برود و اگر مایل بود دوباره بازگردد. رابطه درمانگر و درمانجو، خصوصی و محرمانه است، به این معنی که درمانجو بدون ترس از سرزنش یا افشاء شدن گفته‌هایش، آزادانه درباره زندگی خصوصی خود سخن می‌گوید. پس‌ازآنکه موقعیت درمانی، ساخت کافی پیدا کرد، قسمت عمده وقت صرف صحبت‌های درمانجو می‌شود.</p>
<p>معمولاً درمانجو چیزهای فراوانی دارد که &#8216;از دل بیرون بریزد&#8217;. درمانگر شنونده‌ای شکیبا و هوشیار است. هنگامی‌که درمانجو از سخن گفتن باز می‌ایستد، طوری‌که گوئی انتظار دارد درمانگر چیزی بگوید، معمولاً درمانگر احساساتی را که درمانجو بیان داشته بازگو می‌کند و می‌پذیرد. برای نمونه اگر مردی درباره مادر خرده‌گیر خود سخن می‌گفته، ممکن است درمانگر بگوید &#8216;احساس می‌کنید مادرتان سعی دارد شما را کنترل کند&#8217;. هدف از این‌کار وضوح بخشیدن به احساساتی است که درمانجو بیان کرده است نه داوری درباره آنها یا کندوکاو در جزئیات.</p>
<p>در آغاز کار درمان، درمانجوها عموماً خود را ناچیز و کم‌ارزش می‌دانند، اما با رویارو شدن با مشکلات خود و کوشش برای حل‌وفصل آنها، نگرش مثبت‌تری نسبت به خود پیدا می‌کنند. یک درمانجو در آغاز کار درمان چنین گفت:</p>
<p>اصلاً وضع و حال خوبی ندارم. احساس می‌کنم غیرعادی هستم. حتی کارهای معمولی زندگی را هم انجام نمی‌دهم.<br />
اطمینان دارم دست به هر کاری بزنم شکست می‌خورم. آدم حقیری هستم. وقتی می‌خواهم از آدم‌های موفق تقلید کنم، نقش بازی می‌کنم. دیگر تحمل این وضع را ندارم.</p>
<p>همین درمانجو در مصاحبه‌های پایانی نگرش‌هائی را بیان نمود که درست نقطه مقابل حرف‌هایی بود که در مصاحبه اول گفته بود.<br />
به میل و انتخاب خودم راه و روش تازه‌ای در زندگی پیش‌گرفته‌ام، راستی راستی دارم تغییر می‌کنم، همیشه کوشش داشتم طبق ضابطه‌های دیگران که فراتر از توانائی‌های من بود زندگی کنم. متوجه شده‌ام که آدم بسیار باهوشی نیستم، اما می‌توانم گلیم خودم را از آب بیرون بکشم. دیگر آن همه درباره خودم فکر نمی‌کنم. با مردم خیلی راحت هستم. دارم در کارم هم احساس موفقیت می‌کنم. بااین‌حال هنوز خودم را کاملاً استوار احساس نمی‌کنم و دلم می‌خواهد اگر به کمک بیشتری نیاز داشته باشم، باز هم بتوانم به اینجا بیایم (گزارش مورد پژوهی از اسنایدر &#8216;Snyder&#8217; و همکاران، ۱۹۷۴).</p>
<p>آزمایشگران برای اینکه معلوم کنند آیا چنین پیشرفتی عمومیت دارد یا نه، مصاحبه‌های ثبت‌شده را با دقت تجزیه‌وتحلیل کرده‌اند: وقتی گفته‌های درمانجویان طبقه‌بندی می‌شود و به‌صورت نمودار درمی‌آید، معلوم می‌شود که سیر و پیشرفت درمان، شکل نسبتاً پیش‌بینی‌پذیری دارد. درمانجویان در طی نخستین مصاحبه‌ها مدت زمان درازی را صرف بیان مشکلات و توصیف نشانه‌های بیماری خود می‌کنند.</p>
<p>اما با پیشرفت کار درمان، رفته رفته هر چه بیشتر سخنانی از آنان شنیده می‌شود که حاکی از شناخت بیشتر آنان از مشکلات خویش است. هرگاه همه گفته‌های درمانجویان را در یکی از دو طبقه &#8216;گفته‌های مشکل‌گرا&#8217; و &#8216;گفته‌های درک‌گرا یا بینش‌گرا&#8217; جای دهیم، می‌بینیم که پابه‌پای پیشرفت درمان، بینش درمانجویان نیز افزایش یافته است به شکل (تغییراتی که در جریان درمان بدرمان مراجه محور روی می‌دهد) نگاه کنید.</p>
<p><img decoding="async" class="size-full wp-image-3281 aligncenter" src="http://behdashtravan.com/wp-content/uploads/2018/02/درمان‌های-انسان‌گرا.jpg" alt="درمان‌های انسان‌گرا" width="250" height="330" srcset="https://behdashtravan.com/wp-content/uploads/2018/02/درمان‌های-انسان‌گرا.jpg 250w, https://behdashtravan.com/wp-content/uploads/2018/02/درمان‌های-انسان‌گرا-227x300.jpg 227w" sizes="(max-width: 250px) 100vw, 250px" /></p>
<p>طی دوره درمان، درمانجو به‌جای توصیف و بازگویی مشکلات خود رفته رفته سخنانی می‌گوید که نشانگر درک مشکلات است (نقل از سیمن &#8216;Seeman&#8217; ـ ۱۹۴۹).</p>
<p>در درمان مراجع محور، درمانگران چه می‌کنند که چنین تغییراتی به بار می‌آید؟ راجرز معتقد است که همدلی، محبت و صداقت مهم‌ترین ویژگی‌های یک درمانگر است. همدلی عبارت از توانائی درک احساساتی است که درمانجو می‌کوشد آنها را بیان کند، و توانائی انتقال این نکته به درمانجو.</p>
<p>درمانگر بایستی از دریچه چارچوب داوری درمانجو نگاه کند و بکوشد مشکلات درمانجو را از چشم او ببیند. منظور راجرز از محبت، پذیرفتن تمام و کمال درمانجو است چنانکه هست، و باور داشتن به اینکه وی می‌تواند مشکلات خود را به طرز سازنده‌ای حل‌وفصل کند. مقصود از صداقت این است که درمانگر روراست و بی‌ریا باشد، نه آنکه نقش بازی کند و خود را در پس نقاب تخصص پنهان کند. مردم خوش ندارند نزد آدم‌هایی که قلابی به نظر می‌آیند سفره دلشان را باز کنند. راجرز معتقد است درمانگری که از چنین صفاتی برخوردار است می‌تواند رشد و خودیابی درمانجویان را تسهیل کند (راجرز، ۱۹۷۰؛ تراکس ـ Truaz، میچل &#8216;Mitchell&#8217; ـ ۱۹۷۱).</p>
<p>از روشهای درمان مراجع محور نکته‌های فراوانی آموخته‌ایم، اما مشکل بتوان دایره کارایی و نارسائی‌ها این را با قاطعیت مشخص کرد. البته این نکته آشکارشده که این روش &#8211; همچون <a href="http://behdashtravan.com/%d9%81%d8%b1%d9%82-%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%da%a9%d8%a7%d9%88-%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%d8%b4%d9%86%d8%a7%d8%b3-%d9%88-%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%d9%be%d8%b2%d8%b4%da%a9/" target="_blank" rel="noopener">روانکاوی</a> &#8211; فقط در مورد کسانی موفق است که مشکلات خود را به خوبی به زبان می‌آورند و انگیزش کافی برای بحث درباره آنها دارند. برای مردمانی که به میل خود در پی درمان نمی‌آیند یا اختلال‌های وخیم‌تری دارند و نمی‌توانند درباره احساسات خود سخن بگویند، معمولاً به روش‌های دستوری‌تری نیاز داریم.</p>
<p>&nbsp;</p>
<p>در مورد تفاوت روانکاو با یک روانشناس عادی روی این <a href="http://behdashtravan.com/%d9%81%d8%b1%d9%82-%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%da%a9%d8%a7%d9%88-%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%d8%b4%d9%86%d8%a7%d8%b3-%d9%88-%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%d9%be%d8%b2%d8%b4%da%a9/" target="_blank" rel="noopener">کلیک</a> کنید و برای آشنایی با نتایج و تاثیر روانکاوی روی این <a href="http://behdashtravan.com/%d8%aa%d8%a7%d8%ab%db%8c%d8%b1-%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%da%a9%d8%a7%d9%88%db%8c-%d8%a8%d9%84%d9%86%d8%af%d9%85%d8%af%d8%aa-%d9%88-%d9%86%d8%aa%db%8c%d8%ac%d9%87-%d8%a2%d9%86-%d8%af%d8%b1-%d8%b2%d9%86/" target="_blank" rel="noopener">لینک</a> کلیک کنید.</p>
<h2>منبع</h2>
<p><a href="http://vista.ir/content/132888/%D8%AF%D8%B1%D9%85%D8%A7%D9%86%E2%80%8C%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%A7%D9%86%D8%B3%D8%A7%D9%86%E2%80%8C%DA%AF%D8%B1%D8%A7/" target="_blank" rel="nofollow noopener">ویستا</a></p>
<p>&nbsp;</p>
<p>The post <a href="https://behdashtravan.com/%d8%af%d8%b1%d9%85%d8%a7%d9%86-%d9%85%d8%b1%d8%a7%d8%ac%d8%b9-%d9%85%d8%ad%d9%88%d8%b1/">درمان مراجع محور</a> appeared first on <a href="https://behdashtravan.com">مجله تخصصی روانشناسی بهداشت روان</a>.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://behdashtravan.com/%d8%af%d8%b1%d9%85%d8%a7%d9%86-%d9%85%d8%b1%d8%a7%d8%ac%d8%b9-%d9%85%d8%ad%d9%88%d8%b1/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>آسیب شناسی انسان‌گرایی</title>
		<link>https://behdashtravan.com/%d8%a2%d8%b3%db%8c%d8%a8-%d8%b4%d9%86%d8%a7%d8%b3%db%8c-%d8%a7%d9%86%d8%b3%d8%a7%d9%86%e2%80%8c%da%af%d8%b1%d8%a7%db%8c%db%8c/</link>
					<comments>https://behdashtravan.com/%d8%a2%d8%b3%db%8c%d8%a8-%d8%b4%d9%86%d8%a7%d8%b3%db%8c-%d8%a7%d9%86%d8%b3%d8%a7%d9%86%e2%80%8c%da%af%d8%b1%d8%a7%db%8c%db%8c/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[بهروز هاشمی]]></dc:creator>
		<pubDate>Thu, 03 May 2018 10:30:27 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[آسیب شناسی]]></category>
		<category><![CDATA[اختلالات روانی]]></category>
		<category><![CDATA[انسانگرایی و روانشناسی مثبت]]></category>
		<category><![CDATA[مکاتب روانشناسی]]></category>
		<category><![CDATA[آسیبشناسی انسانگرایی]]></category>
		<category><![CDATA[انسانگرایی]]></category>
		<category><![CDATA[حرمت نفس]]></category>
		<category><![CDATA[خودشکوفایی]]></category>
		<category><![CDATA[راجرز]]></category>
		<category><![CDATA[شکوفایی]]></category>
		<category><![CDATA[طبیعن انسان]]></category>
		<category><![CDATA[عزت نفس]]></category>
		<category><![CDATA[کارل راجرز]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://behdashtravan.com/?p=2346</guid>

					<description><![CDATA[<p>نظریه‌ی آسیب‌شناسی روانی هرچه محبت والدین مشروط‌تر باشد، احتمال ایجاد آسیب روانی بیشتر است. افراد به خاطر نیاز به حرمت نفس، تجربیات خود را به‌صورت گزینشی، برحسب شرایط ارزش والدین خود که درونی شده‌اند، درک می‌کنند. تجربیات و رفتارهایی که با شرایط ارزش هماهنگ هستند اجازه می‌یابند دقیقاً در آگاهی بازنمایی شوند. برای مثال، افرادی &#8230;</p>
<p>The post <a href="https://behdashtravan.com/%d8%a2%d8%b3%db%8c%d8%a8-%d8%b4%d9%86%d8%a7%d8%b3%db%8c-%d8%a7%d9%86%d8%b3%d8%a7%d9%86%e2%80%8c%da%af%d8%b1%d8%a7%db%8c%db%8c/">آسیب شناسی انسان‌گرایی</a> appeared first on <a href="https://behdashtravan.com">مجله تخصصی روانشناسی بهداشت روان</a>.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[
		<div class="box note  aligncenter">
			<div class="box-inner-block">
				<span class="fa tie-shortcode-boxicon"></span>برای درک بهتر این مقاله بهتر است ابتدا نظریه‌ شخصیت انسانگرایی را مطالعه کنید. 
			</div>
		</div>
	
<h2>نظریه‌ی آسیب‌شناسی روانی</h2>
<p>هرچه محبت والدین مشروط‌تر باشد، احتمال ایجاد آسیب روانی بیشتر است. افراد به خاطر نیاز به حرمت نفس، تجربیات خود را به‌صورت گزینشی، برحسب شرایط ارزش والدین خود که درونی شده‌اند، درک می‌کنند. تجربیات و رفتارهایی که با شرایط ارزش هماهنگ هستند اجازه می‌یابند دقیقاً در آگاهی بازنمایی شوند. برای مثال، افرادی که والدین آن‌ها بر پیشرفت تأکیددارند، باید بتوانند تجربیاتی را درک کنند و دقیقاً به یادآورند که در آن‌ها واقعاً پیشرفتی داشته‌اند. اما تجربیاتی که با شرایط ارزش مغایر هستند، برای این‌که با شرایط ارزش متناسب باشند، تحریف‌شده یا ممکن است حتی اجازه‌ی ورود به آگاهی نیابند. برای مثال، کسانی که باید پیشرفت کنند تا احساس خوبی درباره‌ی خود داشته باشند، ممکن است تعطیلات خود را به‌صورت اوقات پیشرفت تحریف کنند، طوری که تعداد مکان‌های تاریخی، موزه‌ها یا ایالت‌هایی را که از آن‌ها دیدن کرده‌اند می‌شمارند. برخی افراد خوره‌ی کار شاید کلاً انکار کنند که اصلاً میل به بازی کردن یا صرفاً پرسه زدن دارند. شعار آن‌ها این است: <strong>«تفریح مال آدم‌های احمق است</strong>».</p>
<p>وقتی برخی تجربیات <a href="http://behdashtravan.com/%d9%85%da%a9%d8%a7%d9%86%db%8c%d8%b2%d9%85-%d8%af%d9%81%d8%a7%d8%b9%db%8c/" target="_blank" rel="noopener">تحریف </a>یا <a href="http://behdashtravan.com/%d9%85%da%a9%d8%a7%d9%86%db%8c%d8%b2%d9%85-%d8%af%d9%81%d8%a7%d8%b9%db%8c-%d8%a7%d9%86%da%a9%d8%a7%d8%b1/" target="_blank" rel="noopener">انکار </a>می‌شوند، بین آنچه که تجربه‌شده و آنچه که مظهر خودپنداره‌ی فرد است، ناهم‌خوانی وجود دارد. نمونه‌ای از این ناهم‌خوانی که قبلاً به آن اشاره کردم این بود که نمی‌توانستم به خودم اجازه دهم عصبانی شوم و درعین‌حال احساس خوبی درباره‌ی خودم داشته باشم. من خود را به‌صورت یکی از افراد نادری برداشت می‌کردم که هرگز عصبانی نمی‌شود. همسرم به من گفته بود که در موقعیت‌هایی که انتظار می‌رفت عصبانی شوم، ابتدا لب‌های خود را جمع می‌کردم. اگر ناکامی ادامه می‌یافت، شروع می‌کردم به سوت زدن. با این‌که مثل یک کتری سوت‌کش که آماده‌ی منفجرشدن به خودم می‌پیچیدم، هرگز به خود اجازه نمی‌دادم که از این نشانه‌های تنی عصبانیت آگاه شوم.</p>
<p>ازنظر <a href="http://behdashtravan.com/%d8%b2%d9%86%d8%af%da%af%db%8c%d9%86%d8%a7%d9%85%d9%87-%da%a9%d8%a7%d8%b1%d9%84-%d8%b1%d8%a7%d8%ac%d8%b1%d8%b2/" target="_blank" rel="noopener">راجرز</a>، محور ناسازگاری روان‌شناختی عبارت است از ناهم‌خوانی بین تجربه‌ی کلی فرد و آنچه دقیقاً مظهر بخشی از خودپنداره‌ی اوست. ناهم‌خوانی بین خود و تجربه، احساس بیگانگی بنیادی در انسان‌هاست. خود تهدید شده است. فرد دیگر نمی‌تواند به‌صورت کل یک‌پارچه که حق طبیعی هر انسانی است، زندگی کند. در عوض، به خود اجازه می‌دهیم که فقط جزئی از کسی شویم که واقعاً هستیم. با این‌حال، گرایش فطری ما به شکوفایی کامل از بین نمی‌رود و ما مثل خانه‌ای می‌شویم که علیه خودش به چند بخش تقسیم‌شده است. گاهی خودی که دوست داریم باور کنیم هستیم. رفتار ما را هدایت می‌کند و در مواقع دیگر، جنبه‌هایی از ارگانیسم ما که سعی کرده‌ایم آن‌ها را انکار کرده و از خود برانیم، رفتار ما را برانگیخته می‌کنند. آسیب روانی بیان‌گر شخصیت تقسیم‌شده است که تنش‌ها، <a href="http://behdashtravan.com/%d9%85%da%a9%d8%a7%d9%86%db%8c%d8%b2%d9%85-%d8%af%d9%81%d8%a7%d8%b9%db%8c/" target="_blank" rel="noopener">دفاع‌ها </a>و عملکرد نامناسبی که با فقدان یکپارچگی همراه هستند، آن را توصیف می‌کنند.</p>
<p>ناسازگاری روان‌شناختی حاصل این احساس بیگانگی بنیادی انسان‌هاست. ما به خاطر حفظ کردن توجه مثبت دیگران، دیگر باکسی که واقعاً هستیم، با ارزش‌گذاری ارگانیزمی طبیعی تجربه‌ی خودمان صادق نمی‌مانیم. در همان سنین اولیه، برخی از ارزش‌هایی را که تجربه می‌کنیم تحریف یا انکار کرده و آن‌ها را فقط برحسب ارزشی که برای دیگران دارند درک می‌کنیم. این تحریف کردن خود و تجربه‌ی خودمان آن‌گونه که وجودنگرها معتقدند، حاصل تصمیم‌گیری آگاهانه به دروغ‌گفتن نیست؛ بلکه حاصل رشد طبیعی، هرچند مصیبت‌بار در کودکی است (راجرز، ۱۹۵۹).</p>
<p>هنگامی‌که افراد در حالت احساس بیگانگی به سر می‌برند، تجربیاتی که با خود ناهم‌خوان هستند در سطح نیمه‌هشیار به‌صورت تهدیدکننده درک می‌شوند. ادراک نیمه‌هشیار عبارت است از توانایی ارگانیسم در تشخیص دادن محرک‌ها زیرسطحی که برای تشخیص هشیار لازم است. ارگانیسم با درک کردن نیمه‌هشیار تجربیات خاص به‌صورت تهدیدکننده، از تحریف‌های ادراکی، مانند دلیل‌تراشی، <a href="http://behdashtravan.com/%d9%85%da%a9%d8%a7%d9%86%db%8c%d8%b2%d9%85-%d8%af%d9%81%d8%a7%d8%b9%db%8c-%d9%81%d8%b1%d8%a7%d9%81%da%a9%d9%86%db%8c/" target="_blank" rel="noopener">فرافکنی </a>و انکار استفاده می‌کند تا از تجربیاتی مانند خشم که شرایط ارزش را نقض می‌کنند، آگاه نشود. اگر افراد از تجربیات بی‌ارزش آگاه شوند، خودپنداره‌ی آن‌ها تهدید می‌شود، نیاز آن‌ها به حرمت نفس ناکام می‌شود و در حالتی از اضطراب قرار می‌گیرند.<br />
واکنش‌های دفاعی، ازجمله نشانه‌های بیماری، به این منظور ایجاد می‌شوند که اجازه ندهد تجربیات تهدیدکننده دقیقاً در آگاهی بازنمایی شوند. برای مثال، کسانی که احساس می‌کنند به خاطر عصبانی شدن، دوست‌داشتنی نیستند، ممکن است خشم خود را انکار کرده و دچار سردرد شوند. سردرد ممکن است احساس خوبی ایجاد نکند، ولی حداقل دیگران فردی را که مریض است دوست خواهند داشت. کسانی‌که فقط در صورت موفق شدن احساس حرمت نفس می‌کنند، ممکن است دچار <a href="http://behdashtravan.com/%d8%a7%d8%ae%d8%aa%d9%84%d8%a7%d9%84-%d8%b4%d8%ae%d8%b5%db%8c%d8%aa-%d9%88%d8%b3%d9%88%d8%a7%d8%b3%db%8c-%d8%ac%d8%a8%d8%b1%db%8c/" target="_blank" rel="noopener">وسواس </a>کارکردن شوند. شاید آن‌ها به کمک داروهای محرک تا پاسی از شب کار کنند و با هر موفقیت احساس خوبی داشته باشند، در حالی‌که بدن آن‌ها فشار زیادی را تحمل می‌کند. امیال جنسی برخی افراد را به‌قدری تهدید می‌کنند که ادراک خود را تا بدان‌جا تحریف می‌کنند که تصور می‌کنند در حالی‌که دیگران سعی دارند آن‌ها را ترغیب کنند به افکار کثیف و فاسد فکر کنند، ولی آن‌ها آدم‌های پاک و منزه و ملکوتی هستند. بیماری که در بیمارستان دولتی مشغول آزمودن وی بودم، به اولین کارتی که به او نشان دادم نگاهی انداخت، آن‌را به زمین پرت کرد و فریاد کشید «چرا این تصاویر را به کمونیست‌های لعنتی نشان نمی‌دهید؟ آن‌ها همان کسانی هستند که با آموزش جنسی خود بچه‌های ما را منحرف می‌کنند».</p>
<p>برخی تجربیات ناهم‌خوان با خودپنداره، همه‌ی انسان‌ها را تهدید می‌کنند. بنابراین، همه ما کم‌وبیش برای محافظت کردن از حرمت نفس خویش و جلوگیری از اضطراب زیاد، از برخی دفاع‌ها یا نشانه‌های بیماری استفاده می‌کنیم. دفاع‌ها به محافظت از حرمت نفس مثبت کمک می‌کنند، ولی این کار را به قیمتی گزاف انجام می‌دهند. دفاع‌ها به علت تحریف و حذف گزینشی اطلاعات، به درک نادرست واقعیت منجر می‌شوند. در اوایل حرفه‌ام (پروچاسکا)، مرد ۴۵ ساله‌ای وارد دفترم شد و گفت: «اوه شما جوان هستید. باید طرفدار زندگی‌های زناشویی آزاد باشید. من نمی‌توانم با شما کار کنم». او بدون این‌که نظر من را درباره‌ی زندگی زناشویی آزاد جویا شود، درخواست کرد وی را به روان‌درمانگر دیگری ارجاع دهم. افراد در جریان دفاع کردن سرسختانه از دیدگاه خود نسبت به دنیا و خودشان، درنهایت ازنظر شیوه‌ی پردازش کردن اطلاعات، آدم‌های خشک و بی‌کفایتی می‌شوند. هر چه فرد دفاعی‌تر و بیمارگون‌تر باشد، برداشت‌های او خشک‌تر و نابسنده‌تر می‌شوند.<br />
ناهم‌خوانی خود با تجربه‌ی برخی افراد به‌قدری زیاد است که رویدادهای خاصی اجازه نمی‌دهند که دفاع‌های خشک آن‌ها درست عمل کنند و همین موجب <a href="http://behdashtravan.com/%d8%a7%d8%ae%d8%aa%d9%84%d8%a7%d9%84-%d8%b4%d8%ae%d8%b5%db%8c%d8%aa-%da%86%db%8c%d8%b3%d8%aa-%d9%88-%da%86%d8%b7%d9%88%d8%b1-%d8%b1%d9%88%db%8c-%d8%b2%d9%86%d8%af%da%af%db%8c-%d8%a7%d9%81%d8%b1%d8%a7/" target="_blank" rel="noopener">اختلال در شخصیت </a>آن‌ها می‌شود. اگر این رویدادها افراد را به مقداری ناهم‌خوانی بین خود و تجربه تهدید کنند و اگر این رویدادها به‌طور ناگهانی یا آشکارا روی دهند، در این صورت این افراد غرق در اضطراب می‌شوند، زیرا برداشتی که آن‌ها از خود دارند (خودپنداره) تهدید می‌شود. درصورتی‌که دفاع‌های آن‌ها درست عمل نکنند، تجربیاتی که قبلاً انکار شده‌اند اکنون دقیقاً در آگاهی نمایان می‌شوند. بنابراین، تجربیات غیرقابل‌قبول، خودانگاره‌ی سازمان‌یافته‌ی این افراد را متلاشی می‌کنند.</p>
<p>دانشجویی بعد از مصرف آل.اس.دی (LSD) و سِیرِ بد متعاقب آن که دچار وحشت‌زدگی و آشفتگی شده بود به دیدن من آمد. او قبل از این تجربه، متقاعد شده بود که از پیروان راستین عیسی مسیح است. او خود را آدمی دوست‌داشتنی و مهربان می‌دانست و از طریق جنبش رادیکال مسیحیت در جهت بهزیستی دیگران فعالیت می‌کرد. او در خلال تجربه‌ی اخیری که با آل.اس.دی داشت، خود را به‌صورت آدم خودپردازی دید که از نقش رهبری خویش در جنبش مسیحیت سوءاستفاده کرده است تا تحسین زنان را جلب کرده و عکس خود را در روزنامه‌ها ببیند. او گفت که به دور خود می‌چرخید و سعی داشت عکس خودش را از روزنامه به چنگ آورد، اما گرفتار این احساس خوف‌انگیز شده بود که آن عکس یک غریبه بود. او توانسته بود برای خودش توجیه کند که این خودپنداره‌ها ناشی از مصرف آل.اس.دی هستند. او به‌قدری دچار وحشت و آشفتگی شده بود که تصور می‌کرد ممکن است برای نجات دادن خود خویش از روی یک پل بپرد و خود را نابود کند. خوشبختانه، او با کمک مداخله در بحران مرکز مشاوره و کمک تعدادی از دوستان، تصمیم گرفت تحت روان‌درمانی قرار بگیرد و فرایند طاقت‌فرسای منسجم کردن دوباره‌ی خودپنداره را به‌صورتی که کامل‌تر و نه چندان آرمانی باشد، آغاز کند.</p>
<p>خواه کسی به علت فروپاشی تحت درمان قرار بگیرد یا به خاطر عملکرد نامناسب ناشی از تحریف های ادراکی، یا به دلیل این‌که نشانه‌های دفاعی خیلی آزارنده هستند و یا به خاطر تمایل به شکوفایی بیشتر، هدف یکی است: افزایش دادن هم‌خوانی بین خود و تجربه از طریق فرایند انسجام. چون راجرز معتقد بود که انسجام مجدد خود و تجربه از رابطه‌ی درمانی حاصل می‌شود، ما از چارچوب استاندارد خود خارج می‌شویم و قبل از این‌که نظریه‌ی فرایندهای درمان او را بررسی کنیم، نظر وی را درباره‌ی رابطه‌ی درمانی ارائه می‌دهیم.</p>
<h2>منبع</h2>
<p><strong>کتاب:</strong> <a href="https://books.google.com/books/about/Systems_of_Psychotherapy.html?id=h3NHAAAAMAAJ&amp;hl=en" target="_blank" rel="noopener">نظام های روان درمانی</a><br />
<strong>نویسنده:</strong> جان نورکراس، جیمز پروچاسکا<br />
<strong>مترجم:</strong> یحیی سیدمحمدی</p>
<p>The post <a href="https://behdashtravan.com/%d8%a2%d8%b3%db%8c%d8%a8-%d8%b4%d9%86%d8%a7%d8%b3%db%8c-%d8%a7%d9%86%d8%b3%d8%a7%d9%86%e2%80%8c%da%af%d8%b1%d8%a7%db%8c%db%8c/">آسیب شناسی انسان‌گرایی</a> appeared first on <a href="https://behdashtravan.com">مجله تخصصی روانشناسی بهداشت روان</a>.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://behdashtravan.com/%d8%a2%d8%b3%db%8c%d8%a8-%d8%b4%d9%86%d8%a7%d8%b3%db%8c-%d8%a7%d9%86%d8%b3%d8%a7%d9%86%e2%80%8c%da%af%d8%b1%d8%a7%db%8c%db%8c/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
	</channel>
</rss>
