<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	>

<channel>
	<title>مقالات روان تحلیلگری | مجله تخصصی روانشناسی بهداشت روان</title>
	<atom:link href="https://behdashtravan.com/tag/%D8%B1%D9%88%D8%A7%D9%86-%D8%AA%D8%AD%D9%84%DB%8C%D9%84%DA%AF%D8%B1%DB%8C/feed/" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>https://behdashtravan.com/tag/روان-تحلیلگری/</link>
	<description></description>
	<lastBuildDate>Thu, 22 Aug 2019 20:50:40 +0000</lastBuildDate>
	<language>fa-IR</language>
	<sy:updatePeriod>
	hourly	</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>
	1	</sy:updateFrequency>
	<generator>https://wordpress.org/?v=6.8.2</generator>

<image>
	<url>https://behdashtravan.com/wp-content/uploads/2017/09/cropped-logo-32x32.png</url>
	<title>مقالات روان تحلیلگری | مجله تخصصی روانشناسی بهداشت روان</title>
	<link>https://behdashtravan.com/tag/روان-تحلیلگری/</link>
	<width>32</width>
	<height>32</height>
</image> 
	<item>
		<title>روانشناسی خود هاینز کوهات</title>
		<link>https://behdashtravan.com/%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%d8%b4%d9%86%d8%a7%d8%b3%db%8c-%d8%ae%d9%88%d8%af-%d9%87%d8%a7%db%8c%d9%86%d8%b2-%da%a9%d9%88%d9%87%d8%a7%d8%aa/</link>
					<comments>https://behdashtravan.com/%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%d8%b4%d9%86%d8%a7%d8%b3%db%8c-%d8%ae%d9%88%d8%af-%d9%87%d8%a7%db%8c%d9%86%d8%b2-%da%a9%d9%88%d9%87%d8%a7%d8%aa/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[بهروز هاشمی]]></dc:creator>
		<pubDate>Thu, 05 Sep 2019 10:30:05 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[روان پویشی و روانکاوی]]></category>
		<category><![CDATA[سرگذشت]]></category>
		<category><![CDATA[متفکران بزرگ]]></category>
		<category><![CDATA[مکاتب روانشناسی]]></category>
		<category><![CDATA[اعتماد به نفس]]></category>
		<category><![CDATA[تاریخچه روانکاوی]]></category>
		<category><![CDATA[خود هسته‌ای]]></category>
		<category><![CDATA[روابط ابژه]]></category>
		<category><![CDATA[روابط شی]]></category>
		<category><![CDATA[روان تحلیلگری]]></category>
		<category><![CDATA[روان تحلیلی]]></category>
		<category><![CDATA[روانشناسی خود]]></category>
		<category><![CDATA[عزت نفس]]></category>
		<category><![CDATA[کوهوت]]></category>
		<category><![CDATA[هاینز کوهات]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://behdashtravan.com/?p=5770</guid>

					<description><![CDATA[<p>زندگی هاینز کوهات روانشناسی خود هاینز کوهات: هاینز کوهات در ۳ مه سال ۱۹۱۳ در وین اتریش به دنیا آمد او تنها فرزند خانواده بود پدر و مادر هاینز کوهات در سال ۱۹۱۱ ازدواج کردند پدر کوهات یک پیانیست کنسرت بود و مادر او یک فروشگاه بزرگ داشت. رابطه مادر کوهات با پسرش یک رابطهٔ خودشیفتگی &#8230;</p>
<p>The post <a href="https://behdashtravan.com/%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%d8%b4%d9%86%d8%a7%d8%b3%db%8c-%d8%ae%d9%88%d8%af-%d9%87%d8%a7%db%8c%d9%86%d8%b2-%da%a9%d9%88%d9%87%d8%a7%d8%aa/">روانشناسی خود هاینز کوهات</a> appeared first on <a href="https://behdashtravan.com">مجله تخصصی روانشناسی بهداشت روان</a>.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>زندگی هاینز کوهات</h2>
<p><strong>روانشناسی خود هاینز کوهات</strong>: <a href="https://fa.wikipedia.org/wiki/%D9%87%D8%A7%DB%8C%D9%86%D8%AA%D8%B3_%DA%A9%D9%88%D9%87%D9%88%D8%AA" target="_blank" rel="noopener noreferrer">هاینز کوهات</a> در ۳ مه سال ۱۹۱۳ در وین اتریش به دنیا آمد او تنها فرزند خانواده بود پدر و مادر هاینز کوهات در سال ۱۹۱۱ ازدواج کردند پدر کوهات یک پیانیست کنسرت بود و مادر او یک فروشگاه بزرگ داشت. رابطه مادر کوهات با پسرش یک رابطهٔ <a href="http://behdashtravan.com/%d8%a7%d8%ae%d8%aa%d9%84%d8%a7%d9%84-%d8%b4%d8%ae%d8%b5%db%8c%d8%aa-%d8%ae%d9%88%d8%af%d8%b4%db%8c%d9%81%d8%aa%d9%87/">خودشیفتگی</a> بود. کوهات تا کلاس پنجم در اتریش بود. قبل از آن او توسط آموزگاری در وین کتاب‌هایی در خصوص روان‌شناسی یاد گرفت، در سال ۱۹۲۹ کوهات ۲ ماه در اسکله‌ای در بریتانیا به‌منظور یادگیری زبان فرانسه گذراند.</p>
<p>کوهات پایان‌نامهٔ خود را در رابطه با بازی غول یا پهلوان تک چشم نوشت، معلم لاتین او که احساسات ضد یهودی داشت بعد از شرکت در جنبشی از سوی نازی‌ها که در اتریش برگزار شد او را متهم کرد اما با مداخلهٔ پدر کوهات به‌سختی پایان‌نامهٔ او پذیرفته شد، کوهات در سال ۱۹۳۲ وارد دانشکده پزشکی دانشگاه وین شد دورهٔ تحصیل او ۶ سال بود که ۶ ماه آن را دوره کارآموزی در پاریس به سر برد.</p>
<p>در سال ۱۹۳۶ کوهات با فردی به نام ژاک که یک دانشجوی پزشکی یهودی از استامبول بود آشنا شد. در سال ۱۹۳۷ غم بزرگی بر دل کوهات نشست و پدر وی درگذشت. کوهات در شیکاگو یک عضو برجسته مؤسسه روان‌کاوی شد او از طرفداران سرسخت از دیدگاه روان‌کاوی سنتی بود که غالباً در ایالات متحده به شوخی او را به‌عنوان آقای روان‌کاوی صدا می‌زدند، کوهات بعد ساختاری نظریه فروید شناسه و نفس را رد کرد، او سپس ایده‌های خود را به‌صورت سه‌گانه (سه بخش) مطرح کرد. کوهات هفته پایانی عمر خود را با خانواده و دوستان صرف کرد، او در شب ۷ اکتبر ۱۹۸۱ به اغما رفت و در صبح روز ۸ اکتبر ۱۹۸۱ درگذشت. (استرویزر. چارلز (۲۰۰۱) ص ۳،۱۶،۱۹،۲۲، ۶۶٫)</p>
<h2>تشکیل خود هسته‌ای</h2>
<p>هاینز کوهات بر تشکیل خودِ هسته‌ای تأکید دارد که وی آن را به‌صورت شالوده‌ای برای مستقل شدن، قادر به ابتکار عمل و منسجم کردن آرزوها و آرمان‌ها توصیف می‌کند. خودِ هسته‌ای از روابطی شکل می‌گیرد که بین کودک و به‌اصطلاح اشیای خود در محیط برقرار می‌شوند. این اشیای خود افرادی هستند که نقش آن‌چنان مهمی در زندگی ما دارند که در کودکی باور می‌کنیم آن‌ها جزئی از خود ما هستند. معمولاً مادر شیء خود اصلی است. هاینز کوهات معتقد بود که نقش او این است که علاوه بر نیازهای جسمانی، نیازهای روانی کودک را نیز ارضا کند.</p>
<p>مادر برای انجام این کار باید مانند آیینه برای کودک عمل کند، به‌طوری‌که احساس بی‌همتایی، اهمیت و عظمت را به او انعکاس می‌دهد. مادر با انجام این کار احساس غرور کودک را تأیید می‌کند که بخشی از خودِ هسته‌ای می‌شود، اگر مادر کودک را رد کند و بنابراین احساس بی‌اهمیتی (مثبت و منفی) به وسیلهٔ روابط اولیهٔ کودک با این شیء خود پرورش خواهد داد. بدین ترتیب، تمام جنبه‌های خودِ بزرگ‌سال اصلی شکل می‌گیرند. کوهات دقت داشت تا به تداوم بین نظریهٔ خود و نظریهٔ فروید اشاره کند. او روانشناسی خود را به‌صورت اغراض از روان‌کاوی فروید در نظر نداشت بلکه آن را گسترش دیدگاه فروید می‌دانست. (نظریه‌های شخصیت، تألیف: دوان شولتز؛ ترجمه یحیی سید محمدی – تهران: نشر ویرایش، ۱۳۹۱، ص ۹۹ – ۹۸٫)</p>
<p>در روانشناسی خود هاینز کوهات ، نوع ایده آل هویت خود مستقل است، که با <a href="http://behdashtravan.com/%d8%b9%d8%b2%d8%aa%e2%80%8c%d9%86%d9%81%d8%b3-%da%86%db%8c%d8%b3%d8%aa%d8%9f/" target="_blank" rel="noopener noreferrer">عزت‌نفس</a> و<a href="http://behdashtravan.com/%d8%a7%d8%b9%d8%aa%d9%85%d8%a7%d8%af%d8%a8%d9%87%e2%80%8c%d9%86%d9%81%d8%b3-%d9%88-%d8%b1%d9%88%d8%b4-%d8%a7%d9%86%d8%af%d8%a7%d8%b2%d9%87%e2%80%8c%da%af%db%8c%d8%b1%db%8c-%d8%a2%d9%86/" target="_blank" rel="noopener noreferrer"> اعتمادبه‌نفس</a> مشخص می‌شود. کسی که با داشتن این هویت احساس امنیت می‌کند، نه شدیداً به دیگران وابسته است نه اینکه صرفاً کپی والدین است. از لحاظ رشد، وضعیت ایده آل برای کودکان این است که از طریق تعامل با والدین، هم نیاز آن‌ها به منعکس شدن (درک شدن و محترم شمرده شدن) و هم نیاز به آرمانی شدن برآورده شوند.</p>
<h2>شخصیت خودشییفته از منظر هاینز کوهات</h2>
<p>کوهات روی انواع مختلف شخصیت‌های خودشیفته تمرکز می‌کند که از انعکاس و آرمانی کردن ناکافی شکل می‌گیرند. برای مثال، شخصیت‌های تشنهٔ انعکاس مشتاق تحسین و قدردانی هستند. آن‌ها همواره نیاز دارند کانون توجه باشند. این افراد در تلاش سیری‌ناپذیر برای کسب توجه، از رابطه‌ای به سراغ رابطهٔ دیگر و از عملکردی به سراغ عملکرد دیگر می‌روند. شخصیت‌های تشنهٔ آرمان همیشه در جستجوی کسانی هستند که بتوانند آن‌ها را به خاطر مقام و قدرتشان تحسین کنند، آن‌ها تا وقتی‌که بتوانند به کسی احترام بگذارند، احساس ارزشمندی می‌کنند.</p>
<p>طبق دیدگاه روانشناسی خود هاینز کوهات ، شخصیت‌های خودشیفته را نمی‌توان با <a href="http://behdashtravan.com/%d8%aa%d8%a7%d8%ab%db%8c%d8%b1-%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%da%a9%d8%a7%d9%88%db%8c-%d8%a8%d9%84%d9%86%d8%af%d9%85%d8%af%d8%aa-%d9%88-%d9%86%d8%aa%db%8c%d8%ac%d9%87-%d8%a2%d9%86-%d8%af%d8%b1-%d8%b2%d9%86/" target="_blank" rel="noopener noreferrer">روان‌کاوی کلاسیک</a> درمان کرد که به‌موجب آن روان کاوبین صفحه سفید بودن و بالا بردن آگاهی از طریق تعبیرهای کلامی نوسان می‌کند. روان‌کاوی زمانی موفق است که بیماران بتوانند هیجان‌های خود نسبت به دیگران را به‌وسیلهٔ تجربیات انتقال به درمانگر فرافکنی کنند زیرا آن‌ها شخصاً خیلی دل‌مشغول هستند. این درمان‌جویان باید انعکاس یابند و باید اجازه یابند تا درمانگر را آرمانی کنند.</p>
<p>برای اینکه درمانگران آرمانی شوند، باید به‌جای اینکه شبح‌هایی برای فرافکنی‌های درمان‌جویان باشند، به خود اجازه دهند تا شناخته شوند. درمانگر روابط شیء با ترکیب کردن تأکید راجرز بر همدلی و توجه مثبت (انعکاس دادن) و تأکید وجودی بر اصیل بودن (آرمانی کردن)، می‌تواند خلئی را که درمان‌جویان در کودکی احساس کرده‌اند پر کند.</p>
<h2> تفاوت روانکاوی کلاسیک و روانشناسی خود هاینز کوهات</h2>
<p>هاینز کوهات در مقالهٔ مشهور ۱۹۷۹ خود با عنوان «دو تحلیل آقای Z» تفاوت‌های بالینی بین روان‌کاوی کلاسیک و روانشناسی خود هاینز کوهات را به طور واضحی نشان داد. کوهات ابتدا آقای Z را با روان‌کاوی کلاسیک درمان کرده اما تقریباً پنج سال بعد، هنگامی‌که کوهات عمیقاً در نگارش کتاب تحلیل خود (۱۹۷۱) غرق شده بود، بار دیگر آقای Z را از دیدگاه روانشناسی خود هاینز کوهات درمان کرد. از دیدگاه پویشی – ساختاری کلاسیک در تحلیل اول، آقای Z به علت پیروزی ادیپی خیالی، از خودبزرگ‌بینی و تکبر آشکار رنج می‌برد. هدف روان‌کاوی – که فقط تا اندازه‌ای تحقق یافت – دسترسی یافتن به اضطراب اختگی سرکوب‌شده و افسردگی ناشی از شکست ادیپی این بیمار و حل کردن آن‌ها بود. از دیدگاه روانشناسی خود هاینز کوهات در درمان دوم، آقای Z بر اساس ادغام با مادر آرمانی شده، از تکبر و انزوای آشکار رنج می‌برد.</p>
<p>در این مورد درمان در دو مرحله اجرا شد: مرحله اول این بود که به آقای Z کمک شود تا با ترس از دست دادن ادغام با مادر و از دست دادن خودش آن‌گونه که آن را می‌شناخت، روبرو شود. مرحلهٔ دوم این بود که به آقای Z کمک شود تا هنگام آگاه شدن از خشم، جسارت، میل جنسی و خودنمایی خودِ مستقل خویش با تحریک بیش‌ازحد آسیب‌زا و ترس از فروپاشی روبرو شود. (نظریه‌های روان‌درمانی (نظام‌های روان‌درمانی) (تحلیل فرانظری) (ویراست ششم، ۲۰۰۷) / مؤلفان: جیمز اُ. پروچسکا و جان سی. نوراکس، مترجم: یحیی سید محمدی – تهران: نشر روان ۱۳۸۹٫)</p>
<h3>حفظ عزت نفس</h3>
<p>شهرت هاینز کوهات بیشتر به خاطر نوشته‌هایش در مورد خودشیفتگی و بسط روانشناسی خود هاینز کوهات است او پیدایش و حفظ عزت‌نفس و پیوستگی نفس) self-cohesion (را مهم‌تر از تمایلات جنسی یا پرخاشگری می‌دانست. او مفهوم خودشیفتگی فروید را جانب‌دارانه می‌دانست چرا که بر طبق آن چنین فرض می‌شود که رشد باید به سوی برقراری ارتباط با ابُژه و در خلاف جهت خودشیفتگی پیش برود. کوهات معتقد بود رشد در دو مسیر مجزا صورت می‌گیرد یکی در جهت برقراری ارتباط ابُژه (روابط شیئی) و دیگری در جهت تحکیم خود.</p>
<h2>قطب‌های سه‌گانه در روانشنسی خود کوهات</h2>
<p>در شیرخوارگی کودک می‌ترسد خوشی اولیه مادری – کودکی را از دست بدهد و برای نجات کمال گم شده به یکی از این سه روش متوسل می‌شود:</p>
<ol>
<li>خودِ بزرگ پندار (grandiose self)</li>
<li>ایگوی همزاد یا دوقلویی و</li>
<li>انگاره‌ی آرمانی از والدین.</li>
</ol>
<p>این قطب‌های سه‌گانه‌ی خود، در درمان تحلیلی به شکل انتقال‌های مشخص ظهور می‌کنند که انتقال‌های خود – ابُژه (self- object transference) نامیده می‌شود. خودِ بزرگ پندار موجب انتقال آیینه‌ای (mirrortransference) می‌شود که در آن بیمار می‌کوشد از طریق خودنمایی نمایشی، بارقه را در چشم روان‌کاو دریابد. ایگوی همزاد) alter ego (منجر به انتقال دو قلویی می‌شود که در آن بیمار روان‌کاو را دوقلوی خود تصور می‌کند، انگاره‌ی آرمانی والدین منجر به انتقال آرمانی (idealized trans ference) می‌شود. که بیمار احساس می‌کند در حضور وجود والای روان‌کاو، عزت‌نفسش تحکیم می‌شود.</p>
<p>کوهات معتقد بود کمبودهای همدلی در مادر منجر به توقف رشد در مرحله‌ای خاص می‌شود، یعنی زمانی که کودک نیاز دارد برای انجام اعمال خود- ابُژه از دیگران استفاده کند. هرچند کوهات در ابتدا این فرمول‌بندی را برای اختلال شخصیت خودشیفته بکار برد، اما بعدها آن را به کل آسیب‌شناسی روانی تعمیم داد.</p>
<p>(خلاصه روان‌پزشکی: علوم رفتاری / روان‌پزشکی بالینی / بنجامین جیمز. آلکوت سادوک؛ ترجمه فرزین رضاعی. تهران: ارجمند چاپ دوم، ۱۳۸۸٫ ص ۲۸۳- ۲۸۲٫)</p>
<p>(خلاصه روان‌پزشکی: کاپلان، سادوک انتشارات شهرآب – آینده‌سازان، ۱۳۸۹٫ ص ۳۹۴٫)</p>
<h2>منبع</h2>
<ol>
<li>استرویزر. چارلز (۲۰۰۱) ص ۳،۱۶،۱۹،۲۲، ۶۶٫</li>
<li>پروچسکا، جیمز اُ. و نوراکس، جان سی. (۱۳۸۹)) نظریه‌های روان‌درمانی (نظام‌های روان‌درمانی) (تحلیل فرانظری) (ویراست ششم، ۲۰۰۷) /، مترجم: سید محمدی یحیی– تهران: نشر روان .</li>
<li>جیمز بنجامین. سادوک آلکوت؛ (۱۳۸۸)) خلاصه روان‌پزشکی: علوم رفتاری / روان‌پزشکی بالینی / ترجمه رضاعی فرزین. تهران: ارجمند چاپ دوم، ص ۲۸۳- ۲۸۲٫)</li>
<li>شولتز دوان؛ (۱۳۹۱) (نظریه‌های شخصیت، ترجمه سید محمدی یحیی– تهران: نشر ویرایش، ص ۹۹ – ۹۸٫)</li>
<li>کاپلان، سادوک (۱۳۸۹)(خلاصه روان‌پزشکی: انتشارات شهرآب – آینده‌سازان، ص ۳۹۴٫)</li>
</ol>
<p><strong>گردآورندگان</strong></p>
<ol>
<li>میثم محبی</li>
<li>احسان محمدزاده</li>
<li>رکن‌الدین مهدی زاده</li>
<li>محسن فصیحی</li>
</ol>
<p><a href="http://psychologyclinical93.blogfa.com/post/1" target="_blank" rel="nofollow noopener noreferrer">وبلاگ روانشناسی</a></p>
<p>The post <a href="https://behdashtravan.com/%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%d8%b4%d9%86%d8%a7%d8%b3%db%8c-%d8%ae%d9%88%d8%af-%d9%87%d8%a7%db%8c%d9%86%d8%b2-%da%a9%d9%88%d9%87%d8%a7%d8%aa/">روانشناسی خود هاینز کوهات</a> appeared first on <a href="https://behdashtravan.com">مجله تخصصی روانشناسی بهداشت روان</a>.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://behdashtravan.com/%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%d8%b4%d9%86%d8%a7%d8%b3%db%8c-%d8%ae%d9%88%d8%af-%d9%87%d8%a7%db%8c%d9%86%d8%b2-%da%a9%d9%88%d9%87%d8%a7%d8%aa/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>سرگذشت روانکاوی &#8211; قسمت سوم</title>
		<link>https://behdashtravan.com/%d8%aa%d8%a7%d8%b1%db%8c%d8%ae%da%86%d9%87-%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%da%a9%d8%a7%d9%88%db%8c-%d9%82%d8%b3%d9%85%d8%aa-%d8%b3%d9%88%d9%85/</link>
					<comments>https://behdashtravan.com/%d8%aa%d8%a7%d8%b1%db%8c%d8%ae%da%86%d9%87-%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%da%a9%d8%a7%d9%88%db%8c-%d9%82%d8%b3%d9%85%d8%aa-%d8%b3%d9%88%d9%85/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[بهروز هاشمی]]></dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Mar 2018 11:30:37 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[روان پویشی و روانکاوی]]></category>
		<category><![CDATA[مکاتب روانشناسی]]></category>
		<category><![CDATA[بروئر]]></category>
		<category><![CDATA[تاریخچه روانکاوی]]></category>
		<category><![CDATA[تیچنر]]></category>
		<category><![CDATA[داروین]]></category>
		<category><![CDATA[روان تحلیلگری]]></category>
		<category><![CDATA[روان تحلیلی]]></category>
		<category><![CDATA[روانکاوی]]></category>
		<category><![CDATA[زیگموند فروید]]></category>
		<category><![CDATA[سرکوبی]]></category>
		<category><![CDATA[غریزه مرگ]]></category>
		<category><![CDATA[فروید]]></category>
		<category><![CDATA[لیبیدو]]></category>
		<category><![CDATA[نهاد من فرامن]]></category>
		<category><![CDATA[هلمهولتز]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://behdashtravan.com/?p=2285</guid>

					<description><![CDATA[<p>انتقادهایی از روانکاوی روش‌های فروید برای جمع‌آوری داده‌ها آماج بسیاری از انتقادها بوده است. او بینش‌ها و نتیجه‌گیری‌هایش را از پاسخ‌های بیمارانش هنگامی‌که تحت روانکاوی بودند استنتاج می‌کرد. بعضی از نارسایی‌های این رویکرد را از دیدگاه روش آزمایشی جمع‌آوری داده‌های عینی به شیوه‌ای نظام‌دار و تحت شرایط مشاهده‌ی کنترل‌شده در نظر بگیرید. نخست، شرایطی که &#8230;</p>
<p>The post <a href="https://behdashtravan.com/%d8%aa%d8%a7%d8%b1%db%8c%d8%ae%da%86%d9%87-%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%da%a9%d8%a7%d9%88%db%8c-%d9%82%d8%b3%d9%85%d8%aa-%d8%b3%d9%88%d9%85/">سرگذشت روانکاوی &#8211; قسمت سوم</a> appeared first on <a href="https://behdashtravan.com">مجله تخصصی روانشناسی بهداشت روان</a>.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>انتقادهایی از روانکاوی</h2>
<p>روش‌های <a href="http://behdashtravan.com/%d8%b2%d9%86%d8%af%da%af%db%8c%d9%86%d8%a7%d9%85%d9%87-%d9%81%d8%b1%d9%88%db%8c%d8%af-%d9%82%d8%b3%d9%85%d8%aa-%d8%a7%d9%88%d9%84/" target="_blank" rel="noopener noreferrer">فروید </a>برای جمع‌آوری داده‌ها آماج بسیاری از انتقادها بوده است. او بینش‌ها و نتیجه‌گیری‌هایش را از پاسخ‌های بیمارانش هنگامی‌که تحت روانکاوی بودند استنتاج می‌کرد. بعضی از نارسایی‌های این رویکرد را از دیدگاه روش آزمایشی جمع‌آوری داده‌های عینی به شیوه‌ای نظام‌دار و تحت شرایط مشاهده‌ی کنترل‌شده در نظر بگیرید.</p>
<p>نخست، شرایطی که فرو تحت آن داده‌هایش را جمع‌آوری کرده است غیر نظام‌دار و کنترل نشده است. او گفته‌های هر بیمار را کلمه به کلمه ثبت نمی‌کرد بلکه از روی یادداشت‌هایی که چند ساعت پس از ملاقات با بیمار تهیه‌کرده بود کار می‌کرد. در این فاصله مطمئناً بعضی از داده‌های اصلی (کلمات بیمار) را براثر خیال‌پردازی‌های ضمن بازیابی و تحریف و حذف از دست می‌داد. بنابراین، داده‌ها تنها شامل آن‌هایی بودند که فروید به یاد می‌آورد.</p>
<p>دوم، این احتمال وجود دارد که فروید هنگام یادآوری داده‌ها تفسیر مجددی از آن‌ها به عمل می‌آورد. هنگام استنتاج، او ممکن است به‌وسیله‌ی تمایل خود راهنمایی شده باشد تا مطالبی را در جهت تأیید فرضیه‌هایش پیدا کند. به‌عبارت‌دیگر، او ممکن است آنچه را که می‌خواسته است بشنود به یاد آورده و ثبت کرده باشد. البته، باید این احتمال را نیز در نظر بگیریم که ممکن است یادداشت‌های فروید دقیق بوده باشند، اما دانستن این مطلب با هر درجه‌ای از اطمینان ناممکن است زیرا داده‌های اصلی ازمیان‌رفته‌اند.</p>
<p>سومین انتقاد به تفاوت‌های بین یادداشت‌های فروید درباره‌ی جلسه‌های درمان و شرح‌حال بیماران است که سرانجام منتشر کرده است که تصور می‌رود بر اساس آن یادداشت‌ها نوشته‌شده باشند. پژوهشگری یادداشت‌های فروید و شرح‌حال منتشرشده‌ی بیماران را مقایسه کرده و در مورد آن‌ها چندین تفاوت یافته است. در میان این یادداشت‌ها یک دوره‌ی طولانی‌تر <a href="http://behdashtravan.com/%d8%aa%d8%a7%d8%ab%db%8c%d8%b1-%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%da%a9%d8%a7%d9%88%db%8c-%d8%a8%d9%84%d9%86%d8%af%d9%85%d8%af%d8%aa-%d9%88-%d9%86%d8%aa%db%8c%d8%ac%d9%87-%d8%a2%d9%86-%d8%af%d8%b1-%d8%b2%d9%86/" target="_blank" rel="noopener noreferrer">روانکاوی</a> وجود داشت، یک توالی نادرست رویدادهایی که بیمار در هنگام <a href="http://behdashtravan.com/%d8%aa%d8%a7%d8%b1%db%8c%d8%ae%da%86%d9%87-%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%da%a9%d8%a7%d9%88%db%8c-%d9%82%d8%b3%d9%85%d8%aa-%d8%a7%d9%88%d9%84/" target="_blank" rel="noopener noreferrer">روانکاوی</a> فاش کرده است و یک ادعای اثبات نشده در مورد این ادعا که بیمار درمان شده است (ایگل، ۱۹۸۸؛ ماهونی، ۱۹۸۶). هیچ راهی وجود ندارد تا معلوم کند که آیا فروید این تحریف‌ها را عمدی انجام داده است تا شواهد تأییدکننده‌ای برای دیدگاه خود فراهم کند و یا این‌که آن‌ها از نتیجه‌گیری‌های خود وی به‌دست‌آمده‌اند. تاریخ‌دانان نمی‌توانستند هیچ‌گونه خطاهای مشابه احتمالی را در سایر مطالعه‌های موردی فروید ردیابی کنند، زیرا او بیشتر پرونده‌های بیمارانش را از بین برده است.</p>
<p>هم‌چنین فروید پس از جدایی از <a href="https://fa.wikipedia.org/wiki/%DB%8C%D9%88%D8%B2%D9%81_%D8%A8%D8%B1%D9%88%DB%8C%D8%B1" target="_blank" rel="noopener noreferrer">بروئز </a>فقط شش مورد از شرح‌حال بیمارانش را منتشر کرد و هیچ‌یک از آن‌ها شواهد متقاعدکننده‌ای برای تأیید نظام روانکاوی‌اش به‌دست نمی‌دهند. «بعضی از این شرح‌حال‌ها برای تأیید نظریه‌ی روانکاوی به‌اندازه‌ای تردیدآمیزند که شخص کاملاً تعجب می‌کند که چرا فروید حتی زحمت انتشار آن‌ها را به خود هموارساخته&#8230; دو مورد از آن‌ها ناقص و در درمان بیماران بلااثر بوده است&#8230; مورد سوم در حقیقت توسط فروید درمان‌نشده بود (سالووی، ۱۹۹۲، ص.۱۶۰).</p>
<p>انتقاد چهارمی نیز بر داده‌های فروید وارد است. حتی اگر یادداشت‌های کامل، کلمه به کلمه هم تهیه و نگهداری شده باشند، همیشه این امکان وجود نداشته است که اعتبار آنچه که بیماران گزارش داده بودند تعیین شود. فروید برای اثبات داستان‌های تجارب دوره‌ی کودکی بیمارانش کوشش چندانی به عمل نیاورد. منتقدان اظهار می‌دارند که او باید کوشش می‌کرد که با پرسیدن از خویشاوندان و دوستانشان درباره‌ی رویدادهای توصیف‌شده صحت گزارش‌های بیماران را وارسی کند. بدین‌سان، نخستین گام در تدوین نظریه علمی- جمع‌آوری داده‌ها- در مورد فروید ممکن است به‌عنوان گامی ناتمام، ناقص و نادرست مشخص شود.</p>
<p>در مورد گام دوم- استنتاج و تعمیم از روی داده‌ها- ما دقیقاً نمی‌دانیم که این کار چگونه صورت گرفته است، زیرا فروید هرگز این فرایند را توضیح نداد و ازآنجاکه داده‌های فروید کمیت‌پذیر و قابل‌تحلیل به روش آماری نبودند، تعیین پایایی و معنی‌دار بودن آماری این یافته‌ها ازنظر تاریخ‌دانان ناممکن است.</p>
<p>نظریه‌ها و فرض‌های فروید درباره‌ی <strong>طبیعت انسان</strong> موردانتقاد قرارگرفته‌اند. حتی طرفداران فروید می‌پذیرند که خود وی اغلب تناقض‌گویی کرده است و تعاریف او درباره‌ی بعضی از مفاهیم کلیدی مانند <a href="http://behdashtravan.com/%d8%b3%d8%a7%d8%ae%d8%aa%d8%a7%d8%b1-%d8%b4%d8%ae%d8%b5%db%8c%d8%aa-%d8%a7%d8%b2-%d9%86%da%af%d8%a7%d9%87-%d9%81%d8%b1%d9%88%db%8c%d8%af/" target="_blank" rel="noopener noreferrer">نهاد، من و فرامن</a> مبهم‌اند. چنان‌که فروید در نوشته‌های بعدی‌اش شخصاً  دشواری‌هایی را که در تعریف بعضی از عقایدش وجود دارند متذکر شده است.</p>
<p>بسیاری از روان‌شناسان دیدگاه فروید درباره‌ی زنان را  موردانتقاد قرار داده‌اند. او عقیده داشت که فرامن زنان به خوبی رشد نکرده و به سبب فقدان آلت تناسلی مردانه درباره‌ی بدن خود احساس حقارت می‌کنند. کارن هورنای روانکاو، به سبب این دیدگاه‌ها درباره‌ی روان‌شناسی جنس مؤنث، محفل فروید را ترک کرد و نظام خود را تدوین کرد و به‌جای غبطه‌ی آلت تناسلی در زنان، اظهار داشت که مردان دارای غبطه‌ی رحم هستند. امروز بیشتر روانشناسان معتقدند که اندیشه‌های فروید درباره‌ی رشد روانی- جنسی زنان تأیید نشده و نادرست است.</p>
<p>در آینده آثار نظریه‌پردازان دیگری را بررسی می‌کنیم که با اندیشه‌های فروید مخالفت کردند و کوشیدند تا نظریه‌ی او را تعدیل کنند. آنان می‌گفتند فروید نیروهای زیست‌شناختی، به‌ویژه میل جنسی را بیش‌ازاندازه مورد تأکید قرار می‌دهد. درحالی‌که منتقدان نظر دارند که شخصیت بیشتر تحت نفوذ نیروهای اجتماعی است.</p>
<p>سایر نوفرویدی‌ها از اینکه فروید آزادی اراده را انکار می‌کرد و بر رفتار گذشته فرد تأکید می‌ورزید و امیدها و هدف‌های آینده را نادیده می‌گرفت عقاید او را موردانتقاد قراردادند. بعضی دیگر از فروید به این جهت انتقاد می‌کردند که نظریه‌ی شخصیت انسان را تنها برمبنای مشاهده‌ی روان‌رنجوران و بی‌توجه به خصایص اشخاص سالم ازنظر هیجانی تدوین کرده است. همه‌ی این نکات در ساختن دیدگاه‌های رقیب درباره‌ی شخصیت مورداستفاده قرار گرفتند که به‌سرعت به انشعاب در محفل روانکاوی منجر شد و مکاتب اشتقاقی روانکاوی فروید را به وجود آورد.</p>
<h2>اعتبار علمی مفاهیم روانکاوی</h2>
<p>بسیاری از مفاهیم فروید در سال‌های دهه‌ی ۱۹۳۰ و ۱۹۴۰ موردبررسی آزمایشی قرار گرفت که به نتایج تردیدآمیزی منتهی شد. در سال‌های اخیر در این مورد پژوهش‌هایی با روایی بیشتر صورت گرفته‌اند. تحلیلی از ۲۰۰۰ مطالعه‌ی انجام‌شده در روان‌پزشکی، روان‌شناسی، مردم‌شناسی و سایر رشته‌های علمی، اعتبار علمی بعضی از صورت‌بندی‌های فروید را مورد ارزشیابی قرار داده است (فیشر و گرین‌برگ، ۱۹۷۷).</p>
<p>گرچه بعضی از مفاهیم فرویدی، ازجمله نهاد، من، فرامن، آرزوی مرگ، لیبیدو و <a href="http://behdashtravan.com/%d8%a7%d8%b6%d8%b7%d8%b1%d8%a7%d8%a8-%d8%a7%d8%b2-%d9%86%da%af%d8%a7%d9%87-%d9%81%d8%b1%d9%88%db%8c%d8%af/" target="_blank" rel="noopener noreferrer">اضطراب </a>در برابر روش‌های اعتباریابی علمی مقاومت کردند، بااین‌حال معلوم شد که سایر مفاهیم آزمون‌پذیری لازم را داشتند. این تحلیل‌ها نشان دادند که مطالعه‌های منتشرشده شواهدی را در جهت تأیید موارد زیر فراهم کرده‌اند:</p>
<ol>
<li>بعضی از خصایص سنخ‌های شخصیتی <a href="http://behdashtravan.com/%d9%85%d8%b1%d8%a7%d8%ad%d9%84-%d8%b1%d8%b4%d8%af-%d9%81%d8%b1%d9%88%db%8c%d8%af/" target="_blank" rel="noopener noreferrer">دهانی و مقعدی</a>؛</li>
<li>برخی از عوامل علّی هم‌جنس‌خواهی؛</li>
<li>این عقیده که رؤیاها دریچه‌هایی برای کاهش تنش هستند؛</li>
<li>بخش‌هایی از عقده‌ی ادیپی در پسران (رقابت با پدر، خیال‌پردازی‌های جنسی درباره‌ی مادر و اضطراب اختگی).</li>
</ol>
<p>ازجمله مفاهیم فرویدی که بر اساس نتایج تحقیق آزمایشی تأیید نشده عبارت‌اند از:</p>
<ol>
<li>رؤیاها بیان‌گر ارضای آرزوها و امیال سرکوب‌شده در جامه‌ی مبدل هستند؛</li>
<li>پسرها برای حل عقده‌ی ادیپی با پدر همانندسازی می‌کنند و معیارهای فرامن او را از روی ترس می‌پذیرند؛</li>
<li>زنان مفهوم حقارت‌آمیزی از بدن خود دارند، معیارهای فرامن آن‌ها در مقایسه با مردان استحکام کمتری دارد و تحقیق هویت برایشان دشوارتر است.</li>
</ol>
<p>پژوهش‌های بعدی شواهدی را در مورد تأیید تأثیر فرآیندهای ناهشیاری بر افکار و رفتار فراهم کرده و نشان داده است که تأثیرهای ناهشیاری ممکن است ازآنچه که فروید ادعا کرده است فراگیرتر باشد (بورنستین و پیت من، ۱۹۹۲؛ به رادی، ۱۹۸۷؛ جاکوبی و کلی، ۱۹۸۷؛ سیلورمن، ۱۹۷۶). مطالعه‌های آزمایشی درباره‌ی آنچه که فروید لغزش‌های  کلامی نامید نشان داده است که دست‌کم بعضی از این بیان‌های کلامی نادرست ظاهراً همان‌هایی هستند که فروید می‌گفت- تعارض‌ها و اضطراب‌های ناهشیار که به گونه‌ی آشفته جلوه‌گر می‌شوند (ماتلی، ۱۹۸۵).</p>
<p>چنان‌که یادآور شدیم، همه‌ی پژوهش‌های انجام‌شده درباره مفاهیم فرویدی نظریه‌ی روانکاوی او را تأیید نمی‌کنند. مطالعات انجام‌شده در مورد رشد شخصیت، این عقیده را که شخصیت آدمی عمدتاً تا سن ۵ سالگی شکل می‌گیرد و ازآن‌پس چندان تغییر نمی‌کند، مورد تأیید قرار نمی‌دهد. تغییر شخصیت در طول زمان استمرار می‌یابد و بعد از ۵ سالگی به گونه‌ی قابل‌ملاحظه‌ای تغییر می‌کند (کاگان، کریسلی و زلازو، ۱۹۷۸؛ اُلویوس، ۱۹۹۲ به‌علاوه، پژوهش در مورد غرایز به‌عنوان نیروهای سائق شخصیت نشان می‌دهد که صورت‌بندی فروید نمی‌تواند الگوی مفیدی برای انگیزش انسان باشد (بارون و والیتزکی، ۱۹۹۲).</p>
<p>مهم‌ترین نکته در مورد این تلاش‌های علمی برای تحلیل عقاید فرویدی آن است که دست‌کم بعضی از مفاهیم روانکاوی را می‌توان به احکامی کاهش داد که ازنظر علمی قابل‌مطالعه و بررسی باشند.</p>
<h2>خدمت‌های روانکاوی</h2>
<p>اکنون ممکن است بپرسیم پس چرا روانکاوی برخلاف انتقادهایی که بر آن واردشده به حیات خود ادامه داده است؟ تمامی نظریه‌های رفتار را به سبب آن‌که فاقد اعتبار علمی هستند تااندازه‌ای می‌توان موردانتقاد قرار داد. روان‌شناسانی که درباره‌ی نظریه‌ای تحقیق می‌کنند گاهی ناگزیر باید ملاک‌هایی سوای ملاک‌های رسمی علمی خشک و دقیق را برگزینند. هم‌چنین کسانی که روانکاوی را انتخاب می‌کنند بدون در دست داشتن شواهد به این کار نمی‌پردازند.</p>
<p>روانکاوی نیز شواهدی را مطرح می‌کند، اما این‌ها از نوع شواهدی نیستند که به‌طور سنتی در علم پذیرفته‌شده‌اند. این‌که شواهد روانکاوی از نوع شواهد دقیق و محض علمی نیست لزوماً این معنا را ندارد که نظریه‌ی آن غلط یا گمراه‌کننده است. درهرحال، اعتقاد به روانکاوی ممکن است بر پایه‌های شهودی توجیه‌پذیری ظاهری این نظام استوار باشد.</p>
<p>به‌طورکلی، روانکاوی فرویدی در روان‌شناسی علمی آمریکا اهمیت چشم‌گیری داشته است و علاقه نسبت به عقاید فروید همچنان بالاست. اما محبوبیت روانکاوی به‌عنوان روشی برای درمان، وقتی‌که برحسب تعداد مراجعانی که آن روش را انتخاب می‌کنند و تعداد کسانی که برای <a href="http://behdashtravan.com/%d9%81%d8%b1%d9%82-%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%da%a9%d8%a7%d9%88-%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%d8%b4%d9%86%d8%a7%d8%b3-%d9%88-%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%d9%be%d8%b2%d8%b4%da%a9/" target="_blank" rel="noopener noreferrer">روانکاو</a> شدن آموزش می‌بینند قیاس می‌شود، کاهش‌یافته است. به‌جای استفاده از روش درمان پرهزینه و درازمدت فرویدی، از روش‌های روان‌رنجوری کوتاه‌تر و کم‌هزینه‌تر (که بعضی از آن‌ها از روانکاوی گرفته‌شده‌اند) و روش‌های درمان <a href="http://behdashtravan.com/%d8%aa%d8%a7%d8%b1%db%8c%d8%ae%da%86%d9%87-%d8%b1%d9%81%d8%aa%d8%a7%d8%b1%da%af%d8%b1%d8%a7%db%8c%db%8c-%d9%82%d8%b3%d9%85%d8%aa-%d8%a7%d9%88%d9%84/" target="_blank" rel="noopener noreferrer">رفتاری</a> و <a href="http://behdashtravan.com/%d9%85%da%a9%d8%aa%d8%a8-%d8%b4%d9%86%d8%a7%d8%ae%d8%aa%db%8c/" target="_blank" rel="noopener noreferrer">شناختی</a> استفاده می‌شود.</p>
<p>درمان‌های دارویی نیاز به روانکاوی و روش‌های درمانی مشابه را در مورد انواع خاصی از اختلال‌های روانی کاهش داده است. در دسترس بودن دارودرمانی مانند لیتیوم و پروزاک موجب شد که بعضی از روان‌پزشکان و روان‌شناسان بالینی عقاید خود را درباره‌ی علل بیماری‌های روانی را مورد تجدیدنظر قرار دهند، بدین معنا که به دور از مکتب فکری روانی، همانند گذشته توجه خود را به علل بدنی این اختلال‌ها معطوف داشتند.</p>
<p>در رویکرد بدنی با زیست‌شیمیایی این عقیده وجود دارد که اختلال‌های روانی درنتیجه‌ی به هم خوردن توازن مواد شیمیایی مغز ایجاد می‌شود. بنابراین وقتی‌که بیمار با خوردن یک قرص به‌سرعت احساس بهبودی پیدا می‌کند، چرا باید استفاده از روش‌های روانکاوی پرهزینه و وقت‌گیر تجویز شود؟ اما، دارودرمانی در همه‌ی شرایط و در مورد همه‌ی بیماران کارساز نیست. هم‌چنین باید متذکر شد که این پیشرفت در درمان اختلال‌های روانی را مدت‌ها پیش ازآن‌که به وقوع بپیوندد پیش‌بینی کرده بود.</p>
<p>تأثیر اندیشه‌های فروید بر فرهنگ عمومی ایالات‌متحده آمریکا بسیار زیاد بوده است و این مطلب بلافاصله پس از دیدار وی از دانشگاه کلارک در ۱۹۰۹ احساس شد. روزنامه‌های ایالات‌متحده داستان‌ها و مقاله‌های زیادی درباره‌ی فروید منتشر کردند و تا سال ۱۹۲۰ بیش از ۲۰۰ کتاب درباره‌ی تحلیل‌های فروید در آمریکا انتشار یافت. در مجله‌هایی مانند مجله خانگی بانوان، ملت و جمهوری نوین مقاله‌هایی درباره‌ی روانکاوی نوشته می‌شد. مترو گلدن مایر <a href="https://en.wikipedia.org/wiki/Metro-Goldwyn-Mayer" target="_blank" rel="noopener noreferrer">MGM</a>، یک سازمان عمده‌ی سازنده فیلم‌های سینمایی، به فروید پیشنهاد ۱۰۰ هزار دلار داد تا در تهیه‌ی یک فیلم سینمایی در مورد عشق تشریک‌مساعی کند. او این پیشنهاد را رد کرد. بنابراین، پذیرش فروید از سوی عامه‌ی مردم به‌مراتب زودتر از پذیرش او از طرف روان‌شناسی علمی صورت گرفت.</p>
<p>قرن بیستم شاهد کاهش محدودیت‌های جنسی در رفتار و هم‌چنین کاهش این محدودیت‌ها در هنر، ادبیات و سرگرمی‌ها بوده است. این باور گسترده وجود دارد که بازداری یا <a href="http://behdashtravan.com/%d9%85%da%a9%d8%a7%d9%86%db%8c%d8%b2%d9%85-%d8%af%d9%81%d8%a7%d8%b9%db%8c-%d8%b3%d8%b1%da%a9%d9%88%d8%a8%db%8c-%db%8c%d8%a7-%d9%88%d8%a7%d9%be%d8%b3%e2%80%8c%d8%b1%d8%a7%d9%86%db%8c/" target="_blank" rel="noopener noreferrer">سرکوبی </a>ارضای میل جنسی ممکن است زیان‌بخش باشد. اما تعجب‌آور است که پیام فروید در رابطه با میل جنسی موجب سوءتفاهم‌های زیادی شده است. او هرگز درباره‌ی تضعیف قوانین جنسی رفتار یا آزادی جنسی بیشتر صحبت نکرد. بلکه دیدگاه او این بود که بازداری میل جنسی برای بقای تمدن ضروری است. علی‌رغم نیت فروید، آزادی جنسی بیشتر در قرن بیستم، تااندازه‌ای نتیجه‌ی نوشته‌های اوست. تأکید او بر میل جنسی به شهرت دیدگاهش کمک کرد. حتی در نشریه‌های علمی، مقاله‌های جنسی دارای جاذبه‌ی احساسی است.</p>
<p>علی‌رغم انتقاد از دقت علمی و ضعف روش پژوهش، روانکاوی فروید در روان‌شناسی نوین به‌صورت نیروی مهمی درآمده است. در ۱۹۲۹، ای.جی. بورینگ، در تاریخ روان‌شناسی آزمایشی خود نوشت که در روان‌شناسی هیچ طرفدار عمده‌ای که در عظمت همتای <a href="https://fa.wikipedia.org/wiki/%DA%86%D8%A7%D8%B1%D9%84%D8%B2_%D8%AF%D8%A7%D8%B1%D9%88%DB%8C%D9%86" target="_blank" rel="noopener noreferrer">داروین </a>و <a href="https://fa.wikipedia.org/wiki/%D9%87%D8%B1%D9%85%D8%A7%D9%86_%D9%81%D9%88%D9%86_%D9%87%D9%84%D9%85%D9%87%D9%88%D9%84%D8%AA%D8%B2" target="_blank" rel="noopener noreferrer">هلمهولتز </a>باشد وجود ندارد. بیست‌ویک سال بعد، در چاپ دوم کتابش بورینگ در عقیده‌ی خود تجدیدنظر کرد. بورینگ ضمن منعکس کردن توسعه‌ی روان‌شناسی در آن دو دهه با تحسین درباره‌ی فروید چنین نوشت:</p>
<p>او اکنون به‌عنوان بزرگ‌ترین مبتکر زمان جلوه‌گر می‌شود، نماینده‌ی روح زمان که تسخیر روان‌شناسی را با اصل فرایند ناهشیار به انجام رسانید&#8230; این احتمال وجود ندارد که در سه قرن آینده کسی بتواند یک تاریخ روان‌شناسی بنویسد بی‌آنکه از فروید نام ببرد و باوجوداین ادعا کند که تاریخِ او تاریخ عمومی روان‌شناسی است. و شما در آن زمان بهترین ملاک بزرگی را ملاحظه می‌کنید: شهرت پس از مرگ. (بورینگ، ۱۹۵۰، ۷۴۳- ۷۰۷)</p>
<h2>منبع</h2>
<p><strong>کتاب:</strong> <a href="https://www.worldofbooks.com/history-of-modern-psychology-by-duane-p-schultz-gor008306824.html?keyword=&amp;gclid=EAIaIQobChMIoO6kgMCL2AIVxEAbCh2WZwN1EAYYASABEgLkvvD_BwE" target="_blank" rel="noopener noreferrer">تاریخ روانشناسی نوین</a><br />
<strong>نویسنده:</strong> سیدنی آلن شولتز، دوان پی شولتز<br />
<strong>مترجم:</strong> پاشا شریفی، علی اکبر سیف، خدیجه علی آبادی</p>
<p>The post <a href="https://behdashtravan.com/%d8%aa%d8%a7%d8%b1%db%8c%d8%ae%da%86%d9%87-%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%da%a9%d8%a7%d9%88%db%8c-%d9%82%d8%b3%d9%85%d8%aa-%d8%b3%d9%88%d9%85/">سرگذشت روانکاوی &#8211; قسمت سوم</a> appeared first on <a href="https://behdashtravan.com">مجله تخصصی روانشناسی بهداشت روان</a>.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://behdashtravan.com/%d8%aa%d8%a7%d8%b1%db%8c%d8%ae%da%86%d9%87-%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%da%a9%d8%a7%d9%88%db%8c-%d9%82%d8%b3%d9%85%d8%aa-%d8%b3%d9%88%d9%85/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>تاریخ روانکاوی &#8211; قسمت دوم</title>
		<link>https://behdashtravan.com/%d8%aa%d8%a7%d8%b1%db%8c%d8%ae%da%86%d9%87-%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%da%a9%d8%a7%d9%88%db%8c-%d9%82%d8%b3%d9%85%d8%aa-%d8%af%d9%88%d9%85/</link>
					<comments>https://behdashtravan.com/%d8%aa%d8%a7%d8%b1%db%8c%d8%ae%da%86%d9%87-%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%da%a9%d8%a7%d9%88%db%8c-%d9%82%d8%b3%d9%85%d8%aa-%d8%af%d9%88%d9%85/#comments</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[بهروز هاشمی]]></dc:creator>
		<pubDate>Thu, 22 Feb 2018 11:30:35 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[روان پویشی و روانکاوی]]></category>
		<category><![CDATA[مکاتب روانشناسی]]></category>
		<category><![CDATA[آنا اُ]]></category>
		<category><![CDATA[ارنست جونز]]></category>
		<category><![CDATA[انتقال]]></category>
		<category><![CDATA[بروئر]]></category>
		<category><![CDATA[تاریخچه روانکاوی]]></category>
		<category><![CDATA[تحلیل رویا]]></category>
		<category><![CDATA[تعبیر رویا]]></category>
		<category><![CDATA[تیچنر]]></category>
		<category><![CDATA[جفری ماسون]]></category>
		<category><![CDATA[داروین]]></category>
		<category><![CDATA[درون نگری]]></category>
		<category><![CDATA[روان تحلیلگری]]></category>
		<category><![CDATA[روان تحلیلی]]></category>
		<category><![CDATA[روانکاوی]]></category>
		<category><![CDATA[زیگموند فروید]]></category>
		<category><![CDATA[فروید]]></category>
		<category><![CDATA[کارل گوستاو یونگ]]></category>
		<category><![CDATA[مورد آنا اُ]]></category>
		<category><![CDATA[نهاد من فرامن]]></category>
		<category><![CDATA[یونگ]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://behdashtravan.com/?p=2598</guid>

					<description><![CDATA[<p>مناقشه اغوای دوران کودکی فروید در اواسط دهه‌ی ۱۸۹۰ بیش از هر زمان دیگر اعتقاد پیدا کرد که میل جنسی در روان‌رنجوری (نوروز) نقش تعیین‌کننده‌ای دارد. او ملاحظه کرد که بیشتر بیمارانش از تجارب جنسی آسیب‌زای دوره‌ی کودکی خود گزارش می‌دهند که غالباً افراد خانواده خودشان در آن‌ها نقش داشته‌اند. به این باور رسید که &#8230;</p>
<p>The post <a href="https://behdashtravan.com/%d8%aa%d8%a7%d8%b1%db%8c%d8%ae%da%86%d9%87-%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%da%a9%d8%a7%d9%88%db%8c-%d9%82%d8%b3%d9%85%d8%aa-%d8%af%d9%88%d9%85/">تاریخ روانکاوی &#8211; قسمت دوم</a> appeared first on <a href="https://behdashtravan.com">مجله تخصصی روانشناسی بهداشت روان</a>.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>مناقشه اغوای دوران کودکی</h2>
<p><a href="http://behdashtravan.com/%d8%b2%d9%86%d8%af%da%af%db%8c%d9%86%d8%a7%d9%85%d9%87-%d9%81%d8%b1%d9%88%db%8c%d8%af-%d9%82%d8%b3%d9%85%d8%aa-%d8%a7%d9%88%d9%84/" target="_blank" rel="noopener noreferrer">فروید </a>در اواسط دهه‌ی ۱۸۹۰ بیش از هر زمان دیگر اعتقاد پیدا کرد که میل جنسی در روان‌رنجوری (نوروز) نقش تعیین‌کننده‌ای دارد. او ملاحظه کرد که بیشتر بیمارانش از تجارب جنسی آسیب‌زای دوره‌ی کودکی خود گزارش می‌دهند که غالباً افراد خانواده خودشان در آن‌ها نقش داشته‌اند. به این باور رسید که اگر کسی از زندگی جنسی بهنجار برخوردار باشد ممکن نیست به روان‌رنجوری مبتلا شود.</p>
<p>فروید در مقاله‌ای که در ۱۸۹۰ به انجمن روان‌پزشکان و متخصصان اعصاب در وین ارائه کرد گزارش داد که بیمارانش از تجاربی پرده برداشته‌اند که به اغوای دوره‌ی کودکی شباهت دارند، که اغواکننده یکی از بستگان مسن‌تر و در اغلب موارد پدر بوده است. فروید معتقد بود که این اغواهای آسیب‌زا، رفتار نوروتیک دوره‌ی بزرگ‌سالی را موجب می‌شوند.</p>
<p>او هم‌چنین گزارش داد هنگامی‌که بیمارانش جزئیات تجربه‌ی اغوا را توصیف می‌کردند مردد بودند و وضعیت به‌نحوی غیرواقعی به‌نظر می‌رسید. بیماران رویدادها را با مکث بازگو می‌کردند که گمان می‌رود کاملاً به خاطر نمی‌آیند، گویی هرگز اتفاق نیفتاده‌اند.</p>
<p>این مقاله تردیدآمیز تلقی شد و رئیس انجمن، کرافت ابینگ چنین اظهارنظر کرد که «به داستان جن و پری که به شیوه‌ی علمی بیان‌شده باشد شباهت دارد»(نقل از <a href="https://en.wikipedia.org/wiki/Ernest_Jones" target="_blank" rel="noopener noreferrer">جونز</a>، ۱۹۵۳، ص. ۲۶۳). فروید پاسخ داد که همه‌ی منتقدانش افرادی نادان هستند و همگی به جهنم بروند.</p>
<p>تقریباً یک‌سال پس از ارائه این مقاله، فروید دیدگاهش را تغییر داد و ادعا کرد که در بیشتر موار، تجارب اغوای دوران کودکی که بیمارانش توصیف کرده بودند غیرواقعی بوده و در عمل هرگز اتفاق نیفتاده بودند. این کشف نقطه‌ی عطف دیگری در تاریخ روانکاوی به‌شمار می‌رود. در ابتدا آگاهی از این‌که بیمارانش خیال‌پردازی‌های خود را گزارش می‌دادند برای فروید ضربه‌ای محسوب می‌شد، زیرا نظریه‌ی روان‌رنجوری او بر واقعیت آسیب‌های جنسی کودکی که رفتار غیرمعقول در بزرگ‌سالی را موجب می‌شد استوار بود.</p>
<p>اما، فروید با تعمق در این مورد چنین نتیجه گرفت که خیال‌پردازی‌های بیمارانش برایشان کاملاً واقعیت داشت. هم‌چنین، ازآنجاکه خیال‌پردازی‌های آنان به امور جنسی متمرکز بود، مسئله‌ی جنسی به‌عنوان منشأ مشکلاتشان همچنان باقی ماند. بدین ترتیب، نظر بنیادی فروید درباره‌ی مسئله‌ی جنسی به‌عنوان عامل سببی روان‌رنجوری دست‌نخورده حفظ شد.</p>
<p>نزدیک به یک قرن بعد، یعنی در ۱۹۸۴ وقتی‌که <a href="https://en.wikipedia.org/wiki/Jeffrey_Moussaieff_Masson" target="_blank" rel="noopener noreferrer">جفری ماسون</a>، روانکاوی که برای مدتی کوتاه سرپرست آرشیو فروید شده بود، او را متهم کرد که درباره‌ی واقعیت تجارب جنسی کودکی دروغ گفته است مشاجرات آغاز شد. ماسون ادعا کرد که سوءاستفاده‌های جنسی گزارش‌شده توسط بیماران فروید، در بیشتر موارد، واقعاً رخ‌داده بودند و فروید بر آن‌ها برچسب «خیال‌پردازی» زده است تا نظام او موردپسند همکاران و عامه‌ی مردم باشد ( ماسون، ۱۹۸۴).</p>
<p>بیشتر دانشمندان مشهور ادعاهای ماسون را تکذیب و استدلال کردند که او در دفاع از ادعای خود شواهد قانع‌کننده‌ای ارائه نداده است (مالکولم، ۱۹۸۴، کرول، ۱۹۸۶ و گی، ۱۹۸۸). این مناقشه در روزنامه‌ها و مجله‌های سرتاسر کشور {آمریکا} انعکاس پیدا کرد. در مصاحبه‌ای که در واشنگتن‌پست انتشار یافت، پژوهش‌گران مکتب فروید، پال‌روزن و پیتر گی طرح ماسون را به</p>
<h2>خودکاری و تعبیر رؤیاها</h2>
<p>قضاوت نهایی درباره‌ی نظریه اغوا هرچه باشد، پیداست فروید، که نقش میل جنسی را در زندگی هیجانی ما با این شدت مورد تأکید قرار داد، شخصاً نسبت به امور جنسی نگرش منفی داشت و خودش مشکلات جنسی را تجربه می‌کرد. او به‌طور مستمر درباره‌ی خطر فعالیت جنسی، حتی برای کسانی که روان‌رنجور نبودند مطلب نوشت و اظهار می‌داشت که ما باید بکوشیم تا خود را از این «نیاز معمول حیوانی» بالاتر بکشیم. او نوشت، عمل جنسی انسان را پست می‌کند، روان و بدن هر دو را آلوده می‌سازد.</p>
<blockquote class="alignleft quote-light "><p>مهم‌ترین بیمار برای من شخص خودم بود. <cite>زیگموند فروید</cite></p></blockquote>
<p>در ۱۸۹۷، که ۴۱ ساله بود، گزارش داد که فعالیت‌های جنسی را شخصاً کنار گذاشته است و به دوستی نوشت «شوق جنسی برای شخصی مانند من دیگر بی‌فایده است»(فروید، ۱۹۵۴، ص. ۲۲۷). فروید گاه‌وبیگاه دچار ناتوانی جنسی می‌شد و گاهی به سبب بیزاری از روش‌های پیشگیری از آبستنی معمول در آن زمان تا مدتی از عمل جنسی خودداری می‌کرد (گی، ۱۹۸۸).</p>
<p>فروید در همان وقت که تصمیم گرفت فعالیت جنسی را کنار بگذارد، کار تاریخی خودکاوی یا تحلیل شخصی را آغاز کرد. او شماری از مشکلات روان‌رنجوری را به‌مدت چند سال تجربه کرده بود و وضعیت شخص خود را به‌عنوان نوروز اضطرابی تشخیص داد که آن را به انباشته شدن تنش جنسی نسبت داد. او از سردردهای میگرنی، مشکلات مجاری ادرار و انقباض روده گزارش می‌داد و درباره‌ی مرگ، مسافرت، فضاهای باز و بیماری قلبی احساس نگرانی می‌کرد. این زمان شدیدترین دوره‌ی آشفتگی فروید محسوب می‌شد و درعین‌حال یکی از خلاق‌ترین مراحل زندگی او بود. درواقع، بیشتر نظریه روان‌رنجوری او از مشکلات روان‌رنجوری خودش و روشی که برای تحلیل آن‌ها به کاربرد نشأت گرفت. او در این مورد نوشت «<strong>مهم‌ترین بیمار برای من شخص خودم بود</strong>»(نقل از گاردنر، ۱۹۹۳، ص.۷۱). او خودکاوی را به‌عنوان وسیله‌ای برای درک بهتر خویش و بیمارانش در پیش گرفت و روشی را که به کاربرد تحلیل رؤیا نام داشت.</p>
<p>فروید ضمن پژوهش‌هایش کشف کرده بود که رؤیاهای بیمار ممکن است یک منبع غنی از امور هیجانی مهم باشند. رؤیاها اغلب حاوی سرنخ‌های باارزشی در مورد علل زمینه‌ساز اختلال بودند. به‌سبب اعتقادش به اثبات‌گرایی که هر چیزی علتی دارد، فکر می‌کرد که رویدادهای موجود در رؤیا نمی‌توانند به‌کلی بی‌معنا باشند، آن‌ها باید نتیجه‌ی چیزی در ناهشیاری شخص باشند.</p>
<p>فروید چون می‌دانست که نمی‌تواند خودش را با روش تداعی آزاد روانکاوی کنند (به‌سبب دشواری ایفای نقش بیمار و درمانگر به‌طور هم‌زمان)، تصمیم گرفت رؤیاهایش را موردبررسی قرار دهد. هر صبح به‌محض بیدار شدن، محتوای رؤیاهای شب قبلش را یادداشت می‌کرد و سپس این مواد را در معرض تداعی آزاد قرار می‌داد.</p>
<p>خودکاوی او تقریباً دو سال به طول انجامید و سرانجام در <strong>کتاب تعبیر رؤیاها</strong> انتشار یافت (۱۹۰۰). کتابی که امروزه اثر عمده‌ی وی تلقی می‌شود. در این کتاب برای نخستین بار عقده‌ی ادیپ را که عمدتاً از تجارب دوره‌ی کودکی خودش گرفته بود، به‌اختصار مطرح کرد. این کتاب مورد تحسین همگان قرار نگرفت، اما اظهارنظرهای جالب زیادی درباره‌ی آن نوشته شد. از مجله‌های تخصصی گرفته تا مجله‌ها و روزنامه‌های همگانی وین، برلین و دیگر شهرهای عمده‌ی اروپا همه بر آن نقدهایی نوشتند. در زوریخ مرد جوانی به نام<a href="http://behdashtravan.com/%d8%b2%d9%86%d8%af%da%af%db%8c%e2%80%8c%d9%86%d8%a7%d9%85%d9%87-%da%a9%d8%a7%d8%b1%d9%84-%da%af%d9%88%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d9%88-%db%8c%d9%88%d9%86%da%af/" target="_blank" rel="noopener noreferrer"> کارل یونگ</a> این کتاب را خواند و به‌سرعت هوادار روانکاوی نوین شد.</p>
<p>سرانجام تعبیر رؤیاها به‌اندازه‌ای موفقیت پیدا کرد که در زمان حیات فروید هشت بار تجدید چاپ شد. او تحلیل رؤیا را به‌عنوان یک روش استاندارد برای روانکاوی انتخاب کرد و در بقیه‌ی عمر خود همه‌روزه نیم ساعت آخر روز را به خودکاوی اختصاص داد.</p>
<h2>روانکاوی به‌عنوان روشی برای درمان</h2>
<p>فروید کشف کرد که روش تداعی آزاد همیشه به‌طور آزاد پیش نمی‌رود. دیر یا زود بیمارانش در نقل داستان‌هایشان به نقطه‌ای می‌رسیدند که نمی‌توانستند یا مایل نبودند آن را ادامه دهند. او معتقد بود این مقاومت‌ها نشان‌گر آن هستند که بیماران به خاطرات و اندیشه‌هایی رسیده‌اند که یادآوری آن‌ها بیش‌ازاندازه وحشتناک، شرم‌آور یا نفرت‌انگیز است. فروید فکر می‌کرد که مقاومت نوعی محافظت در برابر درد هیجانی است و حضور درد خود نشانه‌ی آن است که روانکاوی به منبع مشکل نزدیک می‌شود و <a href="http://behdashtravan.com/%d9%81%d8%b1%d9%82-%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%da%a9%d8%a7%d9%88-%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%d8%b4%d9%86%d8%a7%d8%b3-%d9%88-%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%d9%be%d8%b2%d8%b4%da%a9/" target="_blank" rel="noopener noreferrer">روانکاو</a> باید به پیگیری در آن زمینه ادامه دهد.</p>
<p>کشف مقاومت توسط فروید، به تدوین یک اصل روانی بنیادی، یعنی <a href="http://behdashtravan.com/%d9%85%da%a9%d8%a7%d9%86%db%8c%d8%b2%d9%85-%d8%af%d9%81%d8%a7%d8%b9%db%8c-%d8%b3%d8%b1%da%a9%d9%88%d8%a8%db%8c-%db%8c%d8%a7-%d9%88%d8%a7%d9%be%d8%b3%e2%80%8c%d8%b1%d8%a7%d9%86%db%8c/" target="_blank" rel="noopener noreferrer">سرکوبی </a>منتهی شد که او آن را به‌عنوان فرآیندی توصیف کرد که بر اساس آن اندیشه‌ها، خاطره‌ها و امیال نامطبوع از هشیاری رانده می‌شوند و فقط می‌توانند در ناهشیاری عمل کنند. فروید سرکوبی را تنها عامل ممکن برای تبیین رویداد مقاومت می‌دانست. اندیشه‌ها یا تکانه‌های نامطبوع از هشیاری رانده‌شده و از ورود آن‌ها به هشیاری به‌شدت جلوگیری می‌شود. درمانگر باید به بیماران کمک کند که این ماده سرکوب‌شده را به هشیاری خود بازگردانند تا بتوانند با آن برخورد نمایند و یاد بگیرند که با آن زندگی کنند.</p>
<p>فروید دریافت که درمان مؤثر بیماران روان‌رنجور به برقراری رابطه‌ی شخصی و صمیمانه‌ی بین بیمار و درمانگر وابسته است. پیش‌ازاین یادآور شدیم انتقالی که <strong><a href="https://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%A2%D9%86%D8%A7_%D8%A7%D9%88" target="_blank" rel="noopener noreferrer">آنا اُ</a>.</strong> نسبت به <a href="https://fa.wikipedia.org/wiki/%DB%8C%D9%88%D8%B2%D9%81_%D8%A8%D8%B1%D9%88%DB%8C%D8%B1" target="_blank" rel="noopener noreferrer">بروئر </a>پیدا کرد چگونه او را ناراحت کرد و ناگزیرش ساخت که درمان را قطع کند. به نظر فروید <a href="https://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%A7%D9%86%D8%AA%D9%82%D8%A7%D9%84_(%D8%B1%D9%88%D8%A7%D9%86%E2%80%8C%D8%B4%D9%86%D8%A7%D8%B3%DB%8C)" target="_blank" rel="noopener noreferrer"><strong>انتقال</strong> </a>بخش ضروری فرایند درمان است. یکی از هدف‌های روش درمانی او این بود که بیمار را از وابستگی کودکی رها سازد و به او کمک کند که در زندگی بیشتر نقش بزرگ‌سالی را بر عهده بگیرد.</p>
<p>یکی دیگر از روش‌های درمانی مهم در روانکاوی فروید <strong>تحلیل رؤیا</strong>ست. او معتقد بود که رؤیاها نشان‌گر ارضای امیال و آرزوهای سرکوب‌شده در لباس مبدل هستند و رؤیا در اصل وسیله‌ای برای ارضای آرزوهای ناکام شده است. رؤیاها دارای محتوای آشکار و نهفته هستند. محتوای آشکار رؤیا عملاً همان داستانی است که از رویدادهای رؤیا به یاد می‌آید. اما اهمیت واقعی رؤیا در محتوای نهفته‌ی آن است که معنای پنهان یا رمزی آن به شمار می‌آید.</p>
<p>فروید عقیده داشت هنگامی‌که بیماران رؤیاهایشان را توصیف می‌کنند، امیال منع‌شده‌ی آنان (محتوای نهفته‌ی رؤیا) فقط به‌صورت رمزی یا سمبولیک جلوه‌گر می‌شوند. گرچه بیشتر رمزهایی که در رؤیاها ظاهر می‌شوند تنها با تجارب صاحب رؤیا تناسب یا رابطه دارند، بعضی دیگر بین همه‌ی ما مشترک‌اند (به جدول ۱-۱۳ نگاه کنید). به نظر فروید برخلاف جهانی بودن این رمزهای همگانی، تفسیر رؤیاهای بیمار مستلزم آگاهی از تعارض‌های خاص بیمار است.</p>
<p>به نظر فروید همه‌ی رؤیاها معلول تعارض‌های هیجانی نیستند. بعضی از رؤیاها از محرک‌های ساده مانند درجه‌ی دمای اتاق، تماس بدنی با هم‌بستر شخص و یا پرخوری پیش از خوابیدن ناشی می‌شوند. بنابراین همه رؤیاها مواد رمزی یا محتوای نهفته ندارند.</p>
<h2>روابط بین روانکاوی و روان‌شناسی</h2>
<p><a href="http://behdashtravan.com/%d8%aa%d8%a7%d8%ab%db%8c%d8%b1-%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%da%a9%d8%a7%d9%88%db%8c-%d8%a8%d9%84%d9%86%d8%af%d9%85%d8%af%d8%aa-%d9%88-%d9%86%d8%aa%db%8c%d8%ac%d9%87-%d8%a2%d9%86-%d8%af%d8%b1-%d8%b2%d9%86/" target="_blank" rel="noopener noreferrer">روانکاوی</a> در خارج‌ازمسیر اصلی روان‌شناسی دانشگاهی به وجود آمد و سال‌ها در همان مسیر باقی ماند. «روان‌شناسی دانشگاهی عمدتاً درها را به روی آیین روانکاوی بست. در ۱۹۲۴ یک سرمقاله‌ی بدون امضا در مجله‌ی روان‌شناسی نابهنجار برای سیل بی‌پایان نوشته‌های روان‌شناسان اروپایی درباره‌ی ذهن ناهشیار اظهار تأسف کرد»(فولر، ۱۹۸۶، ص.۱۲۳). در این سرمقاله آن نوشته‌ها بی‌ارزش قلمداد شدند. به دنبال این اظهارنظر شدید، معدودی از مقاله‌های مربوط به روانکاوی برای چاپ در مجله‌های تخصصی پذیرفته شدند، ممنوعیتی که دست‌کم تا ۲۰ سال ادامه داشت.</p>
<p>بسیاری از روانشناسان دانشگاهی روانکاوی را به‌شدت موردانتقاد قراردادند. در ۱۹۱۶ کریستاین لد فرانکلین نوشت که روانکاوی محصول «ذهن رشد نایافته&#8230; آلمانی» است و این قضاوت را زمانی مطرح کرد که آلمان به خاطر پرخاشگری‌اش در جنگ جهانی اول مورد سوءظن جهانیان بود. رابرت وودورث، در دانشگاه کلمبیا، روانکاوی را یک «مذهب مرموز» خواند که «حتی افرادی را که به‌طور آشکار از عقل سالم برخوردارند» در جهت نتیجه‌گیری‌های مهمل سوق می‌دهد. جان بی. واتسون بعضی از عقاید فروید را «جادوگری» نامید (نقل از هورنستین، ۱۹۹۲، صص.۲۵۶- ۲۵۵).</p>
<p>برخلاف این‌ها و دیگر حمله‌های شدید که از سوی رهبران روان‌شناسی بر روانکاوی وارد می‌شد و بی‌اعتنایی‌های بی‌صدا نسبت به آن به‌عنوان یک نظریه عاری از خرد، در نخستین سال‌های دهه‌ی ۱۹۲۰ برخی از اندیشه‌های فروید به‌تدریج در کتاب‌های درسی روان‌شناسی آمریکایی راه یافتند.<a href="http://behdashtravan.com/%d9%85%da%a9%d8%a7%d9%86%db%8c%d8%b2%d9%85-%d8%af%d9%81%d8%a7%d8%b9%db%8c/" target="_blank" rel="noopener noreferrer"> مکانیزم‌های دفاعی</a> همراه با ناهشیاری و محتوای آشکار و نهفته‌ی رؤیاها به‌گونه‌ی جدی‌تری موردبحث قرار گرفتن (پاپلستون و مک فرسون، ۱۹۹۴). باوجوداین، <a href="http://behdashtravan.com/%d8%aa%d8%a7%d8%b1%db%8c%d8%ae%da%86%d9%87-%d8%b1%d9%81%d8%aa%d8%a7%d8%b1%da%af%d8%b1%d8%a7%db%8c%db%8c-%d9%82%d8%b3%d9%85%d8%aa-%d8%a7%d9%88%d9%84/" target="_blank" rel="noopener noreferrer">رفتارگرایی </a>همچنان به‌صورت مکتب فکری مسلط در روان‌شناسی باقی ماند و روی‌هم‌رفته روانکاری عموماً مورد چشم‌پوشی قرار گرفت.</p>
<p>اما در سال‌های دهه‌ی ۱۹۳۰ و ۱۹۴۰، روانکاوی بین عامه‌ی مردم شهرت یافته بود. ترکیب امیال جنسی، خشونت و انگیزه‌های پنهان و وعده‌ای که برای درمان انواع مشکلات هیجانی داده می‌شد. چنان جاذبه‌ای پیدا کرد که تقریباً مقاومت‌ناپذیر بود. روان‌شناسی با نیروی خروشان استقرار می‌یافت زیرا مردم روان‌شناسی را از روانکاوی تمیز نمی‌دادند و هر دو زمینه را یکی می‌پنداشتند. روانشناسان این پیشنهاد را که غریزه‌ی جنسی و رؤیاها و رفتارهای نوروتیک تنها موضوع‌های موردمطالعه‌ی روان‌شناسی هستند دوست نداشتند. «در سال‌های دهه‌ی ۱۹۳۰ برای روانشناسان روشن‌شده بود که روانکاری یک شور زودگذر نیست بلکه رقیبی جدی است که پایه‌های روان‌شناسی علمی را، دست‌کم در اذهان عمومی، تهدید می‌کند»(موراوسکی و هورنستین، ۱۹۹۱،‌ ص. ۱۱۴).</p>
<p>برای مقابله با این تهدید، روان‌شناسان تصمیم گرفتند که روش علمی را به‌کار بندند و روانکاوی را آزمون کنند و مشروعیت علمی آن را تعیین نمایند. آنان به انجام «صدها مطالعه پرداختند که خلاقیت آن‌ها فقط با بی‌نتیجه بودن یافته‌هایشان هم‌خوانی داشت»(هورنستین، ۱۹۹۲، ص.۲۵۸). این انبوه پژوهش‌ها، هرچند بسیاری از آن‌ها ممکن است به‌خوبی درک نشده باشند، برتری اساسی روان‌شناسی آزمایشی را نسبت به روانکاوی -دست‌کم از دیدگاه روانشناسان آزمایشی- مورد تأیید قرار داد. آن‌ها جایگاه خود را به‌عنوان «داوران حقیقت روان‌شناسی» بازیافتند ( موراوسکی و هورنستین، ۱۹۹۱، ص. ۱۱۴). علاوه‌براین، پژوهش نشان داد که روان‌شناسی دانشگاهی نیز می‌تواند علاقه‌ی عامه‌ی مردم را به خود جلب کند، زیرا آن هم همان چیزی را مطالعه می‌کند که موردمطالعه روانکاوی بوده است.</p>
<p>سال‌های دهه‌ی ۱۹۵۰ و ۱۹۶۰ شاهد ترجمه‌ی اصطلاح‌های روانکاوی به زبان رفتاری توسط روانشناسان رفتارگرا بود. هنگامی‌که واتسون در تعریف هیجان گفت هیجان چیزی جز مجموعه‌ای از عادت‌ها نیست و روان‌رنجوری را به‌صورت نتایج شرطی شدن معیوب توصیف کرد، این روند را زودتر آغاز نمود. <a href="http://behdashtravan.com/%d8%b3%d8%b1%da%af%d8%b0%d8%b4%d8%aa-%d8%a7%d8%b3%da%a9%db%8c%d9%86%d8%b1/" target="_blank" rel="noopener noreferrer">اسکینر </a>مکانیسم‌های دفاعی فرویدی را به زبان شرطی‌سازی کنشگر مطرح کرد.</p>
<p>سرانجام روان‌شناسی بسیاری از مفاهیم فروید را جذب کرد و آن‌ها را به‌عنوان بخشی از مسیر اصلی مطالعه‌ی خود قرار داد. نقش ناهشیاری، اهمیت تجربه کودکی و عمل مکانیسم‌های دفاعی از معدود نمونه‌های اندیشه‌های روانکاوی است که به‌طور گسترده موردپذیرش قرارگرفته است و دیگر خطر چشم‌پوشی آن‌ها را تهدید نمی‌کند.</p>
<h2>منبع</h2>
<p><strong>کتاب:</strong> <a href="https://www.worldofbooks.com/history-of-modern-psychology-by-duane-p-schultz-gor008306824.html?keyword=&amp;gclid=EAIaIQobChMIoO6kgMCL2AIVxEAbCh2WZwN1EAYYASABEgLkvvD_BwE" target="_blank" rel="noopener noreferrer">تاریخ روانشناسی نوین</a><br />
<strong>نویسنده:</strong> سیدنی آلن شولتز، دوان پی شولتز<br />
<strong>مترجم:</strong> پاشا شریفی، علی اکبر سیف، خدیجه علی آبادی</p>
<p>The post <a href="https://behdashtravan.com/%d8%aa%d8%a7%d8%b1%db%8c%d8%ae%da%86%d9%87-%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%da%a9%d8%a7%d9%88%db%8c-%d9%82%d8%b3%d9%85%d8%aa-%d8%af%d9%88%d9%85/">تاریخ روانکاوی &#8211; قسمت دوم</a> appeared first on <a href="https://behdashtravan.com">مجله تخصصی روانشناسی بهداشت روان</a>.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://behdashtravan.com/%d8%aa%d8%a7%d8%b1%db%8c%d8%ae%da%86%d9%87-%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%da%a9%d8%a7%d9%88%db%8c-%d9%82%d8%b3%d9%85%d8%aa-%d8%af%d9%88%d9%85/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>1</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>تاریخچه روانکاوی &#8211; قسمت اول</title>
		<link>https://behdashtravan.com/%d8%aa%d8%a7%d8%b1%db%8c%d8%ae%da%86%d9%87-%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%da%a9%d8%a7%d9%88%db%8c-%d9%82%d8%b3%d9%85%d8%aa-%d8%a7%d9%88%d9%84/</link>
					<comments>https://behdashtravan.com/%d8%aa%d8%a7%d8%b1%db%8c%d8%ae%da%86%d9%87-%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%da%a9%d8%a7%d9%88%db%8c-%d9%82%d8%b3%d9%85%d8%aa-%d8%a7%d9%88%d9%84/#comments</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[بهروز هاشمی]]></dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Feb 2018 11:30:34 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[روان پویشی و روانکاوی]]></category>
		<category><![CDATA[متفکران بزرگ]]></category>
		<category><![CDATA[مکاتب روانشناسی]]></category>
		<category><![CDATA[بروئر]]></category>
		<category><![CDATA[تاریخچه روانکاوی]]></category>
		<category><![CDATA[تیچنر]]></category>
		<category><![CDATA[داروین]]></category>
		<category><![CDATA[روان تحلیلگری]]></category>
		<category><![CDATA[روان تحلیلی]]></category>
		<category><![CDATA[روانکاوی]]></category>
		<category><![CDATA[زیگموند فروید]]></category>
		<category><![CDATA[شارکو]]></category>
		<category><![CDATA[فروید]]></category>
		<category><![CDATA[نهاد من فرامن]]></category>
		<category><![CDATA[وونت]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://behdashtravan.com/?p=2544</guid>

					<description><![CDATA[<p>جایگاه روان‌کاوی در تاریخ روان‌شناسی اصطلاح روانکاوی یا تحلیل‌گری روانی و نام زیگموند فروید در سرتاسر دنیای نوین برای بیشتر مردم آشناست. گرچه سایر چهره‌های پیشرو در تاریخ روان‌شناسی، مانند فخنر، وونت و تیچنر، خارج از روان‌شناسی حرفه‌ای کمتر شناخته‌شده‌اند، فروید در میان عامه‌ی مردم از شهرت فوق‌العاده‌ای برخوردار است. بیش از چهل سال پس &#8230;</p>
<p>The post <a href="https://behdashtravan.com/%d8%aa%d8%a7%d8%b1%db%8c%d8%ae%da%86%d9%87-%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%da%a9%d8%a7%d9%88%db%8c-%d9%82%d8%b3%d9%85%d8%aa-%d8%a7%d9%88%d9%84/">تاریخچه روانکاوی &#8211; قسمت اول</a> appeared first on <a href="https://behdashtravan.com">مجله تخصصی روانشناسی بهداشت روان</a>.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>جایگاه روان‌کاوی در تاریخ روان‌شناسی</h2>
<p>اصطلاح <a href="http://behdashtravan.com/%d9%81%d8%b1%d9%82-%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%da%a9%d8%a7%d9%88-%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%d8%b4%d9%86%d8%a7%d8%b3-%d9%88-%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%d9%be%d8%b2%d8%b4%da%a9/" target="_blank" rel="noopener noreferrer">روانکاوی</a> یا تحلیل‌گری روانی و نام <a href="http://behdashtravan.com/%d8%b2%d9%86%d8%af%da%af%db%8c%d9%86%d8%a7%d9%85%d9%87-%d9%81%d8%b1%d9%88%db%8c%d8%af-%d9%82%d8%b3%d9%85%d8%aa-%d8%a7%d9%88%d9%84/" target="_blank" rel="noopener noreferrer">زیگموند فروید</a> در سرتاسر دنیای نوین برای بیشتر مردم آشناست. گرچه سایر چهره‌های پیشرو در تاریخ روان‌شناسی، مانند <a href="https://ar.wikipedia.org/wiki/%D8%AC%D9%88%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%81_%D9%81%D8%AE%D9%86%D8%B1" target="_blank" rel="noopener noreferrer">فخنر</a>، <a href="https://fa.wikipedia.org/wiki/%D9%88%DB%8C%D9%84%D9%87%D9%84%D9%85_%D9%88%D9%88%D9%86%D8%AA" target="_blank" rel="noopener noreferrer">وونت </a>و <a href="https://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%A7%D8%AF%D9%88%D8%A7%D8%B1%D8%AF_%D8%A8%D8%B1%D8%AF%D9%81%D9%88%D8%B1%D8%AF_%D8%AA%DB%8C%DA%86%D9%86%D8%B1" target="_blank" rel="noopener noreferrer">تیچنر</a>، خارج از روان‌شناسی حرفه‌ای کمتر شناخته‌شده‌اند، فروید در میان عامه‌ی مردم از شهرت فوق‌العاده‌ای برخوردار است. بیش از چهل سال پس از مرگ فروید مجله نیوزویک نوشت که «بدون او تفکر قرن بیستم به‌دشواری قابل‌تصور است»(۳۰ نوامبر ۱۹۸۱). او یکی از معدود افرادی است که در تغییر شیوه‌ی تفکر ما درباره‌ی خودمان نقش اساسی داشته است.</p>
<p>فروید اظهار داشت که در سرتاسر تاریخ، سه ضربه‌ای (شوک) عمده به من جمعی انسان واردشده است (فروید، ۱۹۱۷). اولین ضربه توسط <a href="https://fa.wikipedia.org/wiki/%D9%86%DB%8C%DA%A9%D9%84%D8%A7%D8%B3_%DA%A9%D9%88%D9%BE%D8%B1%D9%86%DB%8C%DA%A9" target="_blank" rel="noopener noreferrer">کوپرنیک </a>(۱۵۴۳- ۱۴۷۳)، ستاره‌شناس هلندی وارد شد که نشان داد زمین مرکز جهان نیست بلکه صرفاً یکی از بسیار سیاره‌هایی است که به دور خورشید می‌چرخد. دومین کشف توسط <a href="https://fa.wikipedia.org/wiki/%DA%86%D8%A7%D8%B1%D9%84%D8%B2_%D8%AF%D8%A7%D8%B1%D9%88%DB%8C%D9%86" target="_blank" rel="noopener noreferrer">چارلز داروین</a> در قرن نوزدهم عنوان شد که نشان داد انسان موجودی یگانه و از انواع جداگانه‌ای که در عالم خلقت جایگاه والایی داشته باشد نیست، بلکه صرفاً شکل بالاتری از انواع حیوانات است که از تکامل اشکال پایین‌تر حیات حاصل‌شده است.</p>
<p>زیگموند فروید با این ادعا که ما فرمانروایان منطقی زندگی خود نیستیم بلکه در کنترل نیروهای ناهشیار قرار داریم که از آن‌ها ناآگاهیم، سومین ضربه را وارد کرد. بدین «کوپرنیک بشریت را از مرکز جهان خارج کرده بود، داروین او را وادار کرده بود که خویشاوندی خود با حیوانات را بپذیرد {و} فروید نشان داد که منطق و تعقل ارباب خانه خودش نیست»(گی، ۱۹۸۸، ص. ۵۸۶).</p>
<p><a href="http://behdashtravan.com/%d8%aa%d8%a7%d8%ab%db%8c%d8%b1-%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%da%a9%d8%a7%d9%88%db%8c-%d8%a8%d9%84%d9%86%d8%af%d9%85%d8%af%d8%aa-%d9%88-%d9%86%d8%aa%db%8c%d8%ac%d9%87-%d8%a2%d9%86-%d8%af%d8%b1-%d8%b2%d9%86/" target="_blank" rel="noopener noreferrer">روانکاوی</a> با سایر مکاتب روان‌شناسی هم‌زمان است. وضعیت را در سال ۱۸۹۵ در نظر بگیرید، سالی که فروید نخستین کتاب را انتشار داد و آغاز رسمی جنبش نوین خود را مشخص کرد. وونت در آن زمان ۶۳ سال داشت. تیچنر که تازه ۲۸ ساله شده بود فقط دو سال پیش از آن به دانشگاه کرنل رفته بود و تدوین نظام <a href="https://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%B3%D8%A7%D8%AE%D8%AA%D8%A7%D8%B1%DA%AF%D8%B1%D8%A7%DB%8C%DB%8C" target="_blank" rel="noopener noreferrer">ساخت‌گرایی‌اش </a>را به‌تازگی آغاز می‌کرد. روح ساخت‌گرایی در ایالات‌متحده آمریکا در حال رشد بود. روان‌شناسی <a href="http://behdashtravan.com/%d8%aa%d8%a7%d8%b1%db%8c%d8%ae%da%86%d9%87-%d8%b1%d9%81%d8%aa%d8%a7%d8%b1%da%af%d8%b1%d8%a7%db%8c%db%8c-%d9%82%d8%b3%d9%85%d8%aa-%d8%a7%d9%88%d9%84/" target="_blank" rel="noopener noreferrer">رفتارگرایی </a>و روان‌شناسی <a href="https://fa.wikipedia.org/wiki/%DA%AF%D8%B4%D8%AA%D8%A7%D9%84%D8%AA" target="_blank" rel="noopener noreferrer">گشتالت </a>هیچ‌کدام شروع نشده بود. <a href="https://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%AC%D8%A7%D9%86_%D8%A8%DB%8C._%D9%88%D8%A7%D8%AA%D8%B3%D9%88%D9%86" target="_blank" rel="noopener noreferrer">واتسون </a>در آن هنگام ۱۷ سال و ورتایمر ۱۵ سال داشتند.</p>
<p>باوجوداین تا هنگام مرگ فروید در سال ۱۹۳۹، چشم‌انداز کلی روان‌شناسی تغییریافته بود. روان‌شناسی وونت، ساخت‌گرایی و <a href="https://en.wikipedia.org/wiki/Functional_psychology" target="_blank" rel="noopener noreferrer">کارکردگرایی </a>به‌صورت تاریخ درآمده بودند. روان‌شناسی گشتالت از آلمان به‌سوی ایالات‌متحده ریشه می‌دوانید و رفتارگرایی شکل مسلط روان‌شناسی آمریکایی شده بود.</p>
<p>مکاتب فکری که تاکنون موردبحث قرار داده‌ایم، برخلاف عدم توافق بنیادی میان آن‌ها، میراث علمی دانشگاهی مشترک داشتند و شکل و الهام‌های خود را عمدتاً مدیون وونت بودند. مفاهیم و روش‌های آن‌ها در آزمایشگاه‌ها، کتابخانه‌ها و سالن‌های سخنرانی پالایش‌یافته و مطالب موردعلاقه آن‌ها موضوع‌هایی مانند ادراک، احساس و یادگیری بودند. آن‌ها تلاش می‌کردند علم محض باقی بمانند. برعکس، روانکاوی نه محصول پژوهش‌های دانشگاهی بود نه محصول علم محض، بلکه از درون روان‌پزشکی برخاست که تلاش می‌کرد کسانی را که جامعه برچسب «بیماران روانی» به آنان می‌زد درمان کند. بدین‌سان، روانکاوی یک مکتب فکری روان‌شناسی که به‌طور مستقیم با سایر مکاتب قابل قیاس باشد، نبود و هنوز هم نیست.</p>
<p>روانکاوی ازنظر هدف، موضوع مطالعه و روش، از همان ابتدا از خط فکری روان‌شناسی دور شد. موضوع موردمطالعه آن رفتار نابهنجار است که تااندازه‌ای از سوی مکاتب مورد غفلت قرارگرفته بود و روش اولیه‌ی آن، به‌جای آزمایش کنترل‌شده‌ی آزمایشگاهی، مشاهده‌ی بالینی است. هم‌چنین، روانکاوی با ناهشیاری سروکار دارد، موضوعی که از سوی سایر مکاتب فکری در روان‌شناسی اساساً نادیده گرفته‌شده بود.</p>
<p>وونت و تیچنر به یک دلیل ناهشیاری را در نظام خود نپذیرفتند: درون‌نگری ناهشیاری ناممکن است. چون ناهشیاری را نمی‌توان درون‌نگری کرد، لذا نمی‌توان آن را به عناصر اولیه‌اش کاهش داد. کارکردگرایان نیز که هشیاری را از حوزه‌ی مطالعه خود کنار گذاشته بودند، کاربردی برای ناهشیاری نداشتند. در کتاب درسی مفصل آنجل که در ۱۹۰۴ منتشر شد، تنها دو صفحه‌ی آخر کتاب به ناهشیاری اختصاص داده‌شده بود. بدیهی است، در نظام رفتارگرایی واتسون نیز هشیاری جایی نداشت، تا چه رسد به این‌که ناهشیاری در آن راه یابد. او ناهشیاری را چیزی تلقی می‌کرد که شخص آن را هنوز به زبان نیاورده است، اما در نظام خود نقشی برای آن قائل نبود.</p>
<p>برخلاف این تفاوت‌ها، روانکاوی ویژگی‌های زمینه‌ای مشترکی با کارکردگرایی و رفتارگرایی دارد. همه‌ی آن‌ها از روح ماشین‌گرایی، از کارهای فخنر در پسیکوفیزیک و از افکار انقلابی داروین تأثیر پذیرفتند.</p>
<h2>اندیشه‌های درباره آسیب‌شناسی روانی</h2>
<p>قبلاً دیدیم که یک نهضت یا جنبش تازه به چیزی نیاز دارد تا علیه آن طغیان کند، چیزی که از آن دوری جوید تا از آن راه نیرویی برای حرکت به‌دست آورد. ازآنجاکه روانکاوی از درون روان‌شناسی دانشگاهی وونت و یا هیچ‌یک از سایر مکاتب فکری روان‌شناسی تحول نیافت. برای کشف آنچه که فروید با آن مخالفت کرد، باید تفکر رایج درزمینه‌ی کار او را موردتوجه قرار دهیم: درک و درمان اختلال‌های روانی.</p>
<p>تاریخ درمان بیماران روانی به‌خودی‌خود هم سرگرم‌کننده و هم تأثرانگیز است. شناخت بیماری روانی به ۲۱۰۰ سال قبل از میلاد برمی‌گردد (به رمز، تونین و روث ۱۹۹۱). بابلی‌ها عقیده داشتند که علت بیماری روانی تسخیر روح بیمار توسط شیاطین است، وضعیتی که آن را با ترکیبی از جادو و دعا به‌گونه‌ای ترحم‌آمیز درمان می‌کردند.</p>
<p>در فرهنگ‌های قدیم عبری، بیماری روانی به‌عنوان تنبیه در برابر گناه تلقی می‌شد و آنان نیز برای درمان آن به جادو و دعا متوسل می‌شدند. فیلسوفان یونانی- به‌ویژه سقراط، افلاطون و ارسطو می‌گفتند که بیماری روانی از فرآیندهای تفکر مختل ناشی می‌شود. آن‌ها نیروی شفابخش و تلقین‌کننده‌ی کلمات را تجویز می‌کردند.</p>
<p>وقتی‌که مسیحیت در قرن چهارم استقرار یافت، بار دیگر بیماری روانی به ارواح پلید و شیطانی نسبت داده شد. روش درمانی که حاکمیت کلیسا آن را به‌اجبار اعمال می‌کرد شامل سرزنش، شکنجه و اجرای احکام وحشیانه در مورد این بیماران بود. تفتیش عقاید نفرت‌انگیز که از آغاز قرن پانزدهم توسط کلیسا اعمال می‌شد و به‌مدت ۳۰۰ سال ادامه داشت به جستجوی افراد مرتد و دستگیری جن‌زدگان می‌پرداخت و نشانه‌های اختلال‌های روانی را که تصور می‌رفت تنبیه تنها راه درمان آن‌هاست به‌تفصیل توصیف می‌کرد.</p>
<p>تا قرن هجدهم، بیماری روانی یک رفتار غیرمنطقی تلقی می‌شد. از آن هنگام اشخاص مبتلا به بیماری روانی را محکوم‌به مرگ نمی‌کردند، بلکه آنان را در مؤسسه‌هایی که شبیه به زندان بودند زندانی می‌کردند. هیچ‌گونه روش درمانی درباره‌ی آنان به‌کار بسته نمی‌شد. این بیماران را به زنجیر می‌بستند و گاهی مانند حیوانات باغ‌وحش آنان را در معرض تماشای مردم قرار می‌دادند.</p>
<h2>امیال جنسی و تداعی آزاد اندیشه</h2>
<p>در ۱۸۸۵ یک بورس پژوهشی به فروید امکان داد تا چهار ماه و نیم در فرانسه زیر نظر شارکو به مطالعه بپردازد. او استفاده <a href="https://fr.wikipedia.org/wiki/Jean-Martin_Charcot" target="_blank" rel="noopener noreferrer">شارکو </a>از هیپنوتیسم را در درمان بیماران <a href="https://fa.wikipedia.org/wiki/%D9%87%DB%8C%D8%B3%D8%AA%D8%B1%DB%8C" target="_blank" rel="noopener noreferrer">هیستریکی </a>مشاهده کرده و به‌تدریج چهره پدرش را در این مرد یافت و حتی فکر می‌کرد اگر بتواند با دختر شارکو ازدواج کند چقدر این وصلت در موقعیت شغلی وی اثر خواهد گذاشت. او در نامه‌ای به مارتا نوشت که این زن جوان در اندیشه‌ی وی تا چه اندازه جذاب می‌نمود(گل‌فاند، ۱۹۹۲).</p>
<p>شارکو هم‌چنین نقش امیال جنسی را در رفتار هیستریکی به فروید گوشزد کرد. شبی در یک مهمانی فروید ادعای شارکو را دایر بر اینکه مشکلات یکی از بیمارانش اساسی جنسی دارد شنید. « در این‌گونه موارد همیشه اندام تناسلی مطرح است- همیشه، همیشه، همیشه» (فروید، ۱۹۱۴، ص.۱۴)</p>
<p>فروید یک سال پس از بازگشت از پاریس، بار دیگر به یاد اساس جنسی احتمالی اختلال هیجانی افتاد. یکی از همکاران فروید از او درخواست کرد تا مورد زنی را که از حمله‌های <a href="http://behdashtravan.com/%d8%a7%d8%b6%d8%b7%d8%b1%d8%a7%d8%a8-%d8%a7%d8%b2-%d9%86%da%af%d8%a7%d9%87-%d9%81%d8%b1%d9%88%db%8c%d8%af/" target="_blank" rel="noopener noreferrer">اضطراب </a>شدید رنج می‌برد و تنها هنگامی آرامش می‌یافت که می‌دانست پزشکش در هرلحظه کجاست، بررسی کند. پزشک مذکور به فروید گفت که اضطراب این زن از ناتوانی جنسی شوهرش ناشی شده است، این زن پس از ۱۸ سال ازدواج هنوز باکره بود. دکتر به فروید گفت «ما با نسخه‌ی منحصربه‌فرد این نوع بیماری آشنایی کافی داریم، اما نمی‌توانیم آن را تجویز کنیم»(فروید، ۱۹۱۴).</p>
<p>فروید برای درمان بیماران خود روش‌های هیپنوتیسم و تخلیه هیجانی <a href="https://fa.wikipedia.org/wiki/%DB%8C%D9%88%D8%B2%D9%81_%D8%A8%D8%B1%D9%88%DB%8C%D8%B1" target="_blank" rel="noopener noreferrer">بروئر </a>را به‌کار بسته بود، اما رضایت او از هیپنوتیسم به‌تدریج کاهش یافت. گرچه به‌ظاهر نشانه‌های بیماری را با موفقیت از بین می‌برد، چنین به‌نظر می‌رسید که نمی‌توانست بیماری را کاملاً درمان کند. بسیاری از بیماران با مجموعه‌ای از نشانه‌های جدید بازمی‌گشتند. به‌علاوه فروید یافت که هیپنوتیسم کردن بعضی از بیماران نوروتیک و یا بردن آن‌ها به خواب هیپنوتیسمی عمیق امکان‌پذیر نبود. او به‌زودی هیپنوتیسم را کنار گذاشت، اما تخلیه هیجانی را به‌عنوان یک روش درمانی حفظ کرد و از آن روش تداعی آزاد را به‌وجود آورد. (چنانکه در فصل اول یادآور شدیم فروید آن را به زبان آلمانی تجاوز و تهاجم آزاد می‌نامید، در تداعی آزاد.)</p>
<p>درروش<a href="https://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%AA%D8%AF%D8%A7%D8%B9%DB%8C_%D8%A2%D8%B2%D8%A7%D8%AF" target="_blank" rel="noopener noreferrer"> تداعی آزاد</a>، بیمار روی کاناپه‌ای دراز می‌کشد و تشویق می‌شود که آزادانه و خودانگیخته صحبت کند، هر اندیشه‌ای را که به ذهنش می‌رسد هرقدر هم که بی‌اهمیت، شرم‌آور یا احمقانه به‌نظر آید، به‌طور کامل ابراز کند. هدف روش روانکاوی فروید این بود که خاطره‌ها و افکار سرکوب‌شده‌ی بیمار، که فرضاً منشأ رفتار نابهنجار او محسوب می‌شدند به هشیاری راه یابند.</p>
<p>به عقیده‌ی فروید، در مورد مطالبی که به هنگام تداعی آزاد آشکار می‌شود هیچ‌چیز تصادفی وجود ندارد و بیمار آن‌ها را آگاهانه سانسور نمی‌کند. تجاربی که هنگام تداعی آزاد از طرف بیمار فاش می‌شود، از پیش تعیین‌شده هستند؛ یعنی به سبب ماهیت تعارضی‌شان سر زده و با فشار به هشیاری را می‌یابند. آن‌ها به سطح هشیاری بیمار هجوم می‌آوردند، به‌گونه‌ای که او مجبور می‌شود آن‌ها را برای درمانگر بیان کند.</p>
<p>فروید از طریق روش تداعی آزاد کشف کرد که خاطرات بیمارانش همواره به تجارب کودکی آن‌ها برمی‌گشت و بسیاری از این خاطرات <a href="http://behdashtravan.com/%d9%85%da%a9%d8%a7%d9%86%db%8c%d8%b2%d9%85-%d8%af%d9%81%d8%a7%d8%b9%db%8c-%d8%b3%d8%b1%da%a9%d9%88%d8%a8%db%8c-%db%8c%d8%a7-%d9%88%d8%a7%d9%be%d8%b3%e2%80%8c%d8%b1%d8%a7%d9%86%db%8c/" target="_blank" rel="noopener noreferrer">سرکوب‌ </a>شده به مسائل جنسی مربوط بودند. فروید که از پیش نسبت به نقش احتمالی عوامل میل جنسی در سبب‌شناسی بیماری مراجعانش آگاه شده بود و مطمئناً از ادبیات معاصر درباره‌ی آسیب‌شناسی جنسی اطلاعات داشت، به رویدادهای مربوط به عوامل جنسی داستان‌های بیمارانش بیشتر دقت می‌کرد.</p>
<p>(روزنزویگ، ۱۹۹۲). چند مقاله‌ی مشترک و چند شرح‌حال موردی، ازجمله شرح‌حال آنا. اُ محتوای این کتاب را تشکیل می‌دادند. گرچه این کتاب با برخی انتقادهای منفی روبه‌رو شد. در مجله‌های علمی و ادبی سرتاسر اروپا اظهارنظرهای مثبتی نیز درباره‌ی آن به عمل آمد و خدمت باارزشی در این زمینه به شمار می‌رفت. این آغازی برای شهرت قطعی، هرچند نسبتاً کم، برای فروید که در جستجویش بود، محسوب می‌شد.</p>
<p>بروئر نسبت به انتشار این کتاب تردید داشت. آنان درباره‌ی عقیده فروید دایر بر اینکه تنها علت روان‌رنجوری (نوروز) همانا مسائل جنسی است با یکدیگر بحث کرده بودند. بروئر می‌پذیرفت که مسئله جنسی ممکن است در روان‌رنجوری مهم باشد، اما عقیده نداشت که تنها علت آن است. او می‌گفت فروید برای دفاع از نتیجه‌گیری خود شواهد کافی در دست ندارد. اما تصمیم فروید درباره‌ی انتشار این کتاب موجب تیرگی روابط بین آن‌ها شد.</p>
<p>فروید معتقد بود حق با اوست و نیازی نیست که برای حمایت از دیدگاهش داده‌های بیشتری جمع‌آوری کند. شاید فروید مایل نبود منتظر بماند تا دیدگاهش را بیشتر مستند کند، زیرا امکان داشت که این تأخیر به شخص دیگری فرصت بدهد تا این فکر را منتشر سازد و ادعای حق‌تقدم کند. جاه‌طلبی فروید برای موفقیت و شهرت ممکن است در سرعت بخشیدن به نشر عقیده‌ای که بر شواهد علمی ناکافی استوار بود بر دوراندیشی علمی پیشی گرفته باشد.</p>
<p>نگرش جزمی فروید نسبت به‌کارش بروئر را آزرده‌خاطر ساخت و در طی چند سال رابطه‌ی آن‌ها به‌کلی قطع شد. فروید از مردی که آن‌همه به وی خدمت کرده بود دلگیر شد، چنان‌که گفته بود دیدار صرف بروئر در او این میل را به وجود می‌آورد تا به کشور دیگری مهاجرت کند! باوجوداین، فروید امتیاز پیشگامی درمان بیماری هیستری را برای بروئر محفوظ داشت. وقتی‌که بروئر در سال ۱۹۲۵ درگذشت خشم فروید نسبت به وی فروکش کرده بود؛ بنابراین، به مناسبت درگذشت بروئر یک آگهی پراحساس نوشت و از فضیلت او به‌عنوان استادش ستایش کرد. او هم‌چنین نامه‌ی تسلیت‌آمیزی برای پسر بروئر فرستاد و در آن نوشت «پدر مرحومت در به‌وجودآوردن علم جدید ما نقشی ارزنده ایفا کرد»(نقل از هیرش مولر، ۱۹۸۹، ص. ۳۲۱).</p>
<h2>منبع</h2>
<p><strong>کتاب:</strong> <a href="https://www.worldofbooks.com/history-of-modern-psychology-by-duane-p-schultz-gor008306824.html?keyword=&amp;gclid=EAIaIQobChMIoO6kgMCL2AIVxEAbCh2WZwN1EAYYASABEgLkvvD_BwE" target="_blank" rel="noopener noreferrer">تاریخ روانشناسی نوین</a><br />
<strong>نویسنده:</strong> سیدنی آلن شولتز، دوان پی شولتز<br />
<strong>مترجم:</strong> پاشا شریفی، علی اکبر سیف، خدیجه علی آبادی</p>
<p>The post <a href="https://behdashtravan.com/%d8%aa%d8%a7%d8%b1%db%8c%d8%ae%da%86%d9%87-%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%da%a9%d8%a7%d9%88%db%8c-%d9%82%d8%b3%d9%85%d8%aa-%d8%a7%d9%88%d9%84/">تاریخچه روانکاوی &#8211; قسمت اول</a> appeared first on <a href="https://behdashtravan.com">مجله تخصصی روانشناسی بهداشت روان</a>.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://behdashtravan.com/%d8%aa%d8%a7%d8%b1%db%8c%d8%ae%da%86%d9%87-%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%da%a9%d8%a7%d9%88%db%8c-%d9%82%d8%b3%d9%85%d8%aa-%d8%a7%d9%88%d9%84/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>6</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>آسیب‌شناسی روانی فروید</title>
		<link>https://behdashtravan.com/%d8%a2%d8%b3%db%8c%d8%a8%e2%80%8c%d8%b4%d9%86%d8%a7%d8%b3%db%8c-%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%db%8c-%d9%81%d8%b1%d9%88%db%8c%d8%af/</link>
					<comments>https://behdashtravan.com/%d8%a2%d8%b3%db%8c%d8%a8%e2%80%8c%d8%b4%d9%86%d8%a7%d8%b3%db%8c-%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%db%8c-%d9%81%d8%b1%d9%88%db%8c%d8%af/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[بهروز هاشمی]]></dc:creator>
		<pubDate>Fri, 22 Dec 2017 11:30:15 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[آسیب شناسی]]></category>
		<category><![CDATA[اختلالات روانی]]></category>
		<category><![CDATA[ارتقاء سلامت روان]]></category>
		<category><![CDATA[روان پویشی و روانکاوی]]></category>
		<category><![CDATA[آسیب شناسی فروید]]></category>
		<category><![CDATA[آسیب شناسی فرویدی]]></category>
		<category><![CDATA[اضطراب]]></category>
		<category><![CDATA[اضطراب اختگی]]></category>
		<category><![CDATA[تثبیت]]></category>
		<category><![CDATA[تعارض]]></category>
		<category><![CDATA[چرا دچار اختلالات روانی می‌شویم؟]]></category>
		<category><![CDATA[روان تحلیلگری]]></category>
		<category><![CDATA[روان تحلیلی]]></category>
		<category><![CDATA[روانکاوی]]></category>
		<category><![CDATA[فرآیند ثانویه]]></category>
		<category><![CDATA[فرآیند نخستین]]></category>
		<category><![CDATA[فروید]]></category>
		<category><![CDATA[ناهشیار]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://behdashtravan.com/?p=2398</guid>

					<description><![CDATA[<p>از آنجا که تمام شخصیت‌ها به علت تعارض‌ها و تثبیت‌های اجتناب‌ناپذیر در مراحل پیش‌تناسلی تااندازه‌ای ناپخته هستند، پس همگی نسبت به اختلال‌های روانی آسیب‌پذیریم. اگر تعارض‌ها و تثبیت‌های ما در اوایل زندگی روی‌داده باشند بیشتر آسیب‌پذیریم، زیرا برای حل‌وفصل کردن اضطراب به دفاع‌های ناپخته‌تری وابسته هستیم. به‌علاوه، هرچه تعارض‌های پیش‌تناسلی ما شدیدتر باشند، بیشتر آسیب‌پذیر &#8230;</p>
<p>The post <a href="https://behdashtravan.com/%d8%a2%d8%b3%db%8c%d8%a8%e2%80%8c%d8%b4%d9%86%d8%a7%d8%b3%db%8c-%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%db%8c-%d9%81%d8%b1%d9%88%db%8c%d8%af/">آسیب‌شناسی روانی فروید</a> appeared first on <a href="https://behdashtravan.com">مجله تخصصی روانشناسی بهداشت روان</a>.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>از آنجا که تمام شخصیت‌ها به علت <a href="http://behdashtravan.com/%d8%b3%d8%a7%d8%ae%d8%aa%d8%a7%d8%b1-%d8%b4%d8%ae%d8%b5%db%8c%d8%aa-%d8%a7%d8%b2-%d9%86%da%af%d8%a7%d9%87-%d9%81%d8%b1%d9%88%db%8c%d8%af/" target="_blank" rel="noopener">تعارض‌ها </a>و تثبیت‌های اجتناب‌ناپذیر در مراحل پیش‌تناسلی تااندازه‌ای ناپخته هستند، پس همگی نسبت به اختلال‌های روانی آسیب‌پذیریم. اگر تعارض‌ها و تثبیت‌های ما در اوایل زندگی روی‌داده باشند بیشتر آسیب‌پذیریم، زیرا برای حل‌وفصل کردن اضطراب به دفاع‌های ناپخته‌تری وابسته هستیم. به‌علاوه، هرچه تعارض‌های پیش‌تناسلی ما شدیدتر باشند، بیشتر آسیب‌پذیر هستیم، زیرا بیشتر انرژی ما صرف دفاع کردن از خود علیه تکانه‌های پیش‌تناسلی شده و برای کنار آمدن با استرس‌های بزرگ‌سالی انرژی کمتری وجود دارد. همان‌گونه که قبلاً اشاره شد، شخصیت‌های <a href="http://behdashtravan.com/%d9%85%d8%b1%d8%a7%d8%ad%d9%84-%d8%b1%d8%b4%d8%af-%d9%81%d8%b1%d9%88%db%8c%d8%af/" target="_blank" rel="noopener">دهانی-مقعدی، آلتی</a> یا آمیخته که خوب از خود دفاع کرده‌اند، تا زمانی‌که در شرایط محیطی قرار نگرفته باشند که باعث وقوع استرس شده و به تشدید <a href="http://behdashtravan.com/%d9%85%da%a9%d8%a7%d9%86%db%8c%d8%b2%d9%85-%d8%af%d9%81%d8%a7%d8%b9%db%8c/" target="_blank" rel="noopener">مکانیزم‌های دفاعی</a> و تشکیل نشانه بیماری منجر می‌شوند، هرگز در هم نمی‌شکنند.</p>
<p>رویدادهای تسریع‌کننده- مانند مرگ فردی عزیز، پیشنهاد رابطه‌ای نامشروع، یا بیماری- تکانه‌ای را تحریک می‌کنند که افراد در تمام زندگی خود آن را کنترل کرده‌اند. آن‌ها طوری به این رویداد جاری در سطح ناهشیار واکنش نشان می‌دهند که گویی تکرار تجربه کودکی، نظیر طرد شدن از جانب والد یا میل و آمیزش جنسی نهی شده است. واکنش‌های کودکی آن‌ها باعث می‌شود که از این موضوع وحشت کنند که مبادا کنترل خود را از دست بدهند و تنبیهی مانند جدایی یا اختگی، که در تمام عمر از آن وحشت داشتند، روی دهد. این افراد به این دلیل نیز وحشت‌زده هستند که احساس می‌کنند شخصیت آن‌ها به فروپاشی تهدید شده است. ترکیب‌بندی شخصیت آن‌ها همیشه از تعادل شکننده‌ی صفات و دفاع‌هایی برخوردار بوده است که تکانه‌ها را در سطح امنی نگه‌داشته‌اند. آن‌ها مانند کودکان می‌ترسند که شخصیت بزرگ‌سال آن‌ها متلاشی‌شده و کاملاً تحت سلطه‌ی غرایز بچه‌گانه قرار بگیرد. این افراد در سطح ناهشیار دوباره دچار همان تعارض‌های بچه‌گانه‌ای می‌شوند که یک زمانی موجب رشد شخصیت آن‌ها بوده و اکنون آن‌ها را به فروپاشی شخصیت تهدید می‌کنند.</p>
<p>کسی که با چنین تهدیدهای روبرو شده، بسیار انگیزه دارد که برای جلوگیری از وارد شدن تکانه‌ها به هشیاری هر مقدار انرژی لازم باشد، مصرف کند. این ممکن است دفاع‌های قبلی را به‌قدری تشدید کند که بیمارگون شوند. برای مثال، خانم متأهلی که رابطه نامشروعی به او پیشنهادشده و میل شدیدی به آمیزش جنسی نهی شده دارد، شاید این امیال را با شدت بیشتری سرکوب کند. طولی نمی‌کشد که کاملاً خسته شده و امکان دارد که نشانه‌های دیگر خستگی روانی را نشان دهد، اما حتی اگر به این رابطه تمایل داشته باشد، انرژی لازم را برای انجام آن ندارد. درحالی‌که او مرتباً از خستگی شکایت می‌کند، برای او بهتر است که خسته باشد تا این‌که در وحشت ابراز کردن امیال بچه‌گانه‌اش به سر برد. خانمی که در مورد امیال جنسی نهی شده تثبیت و تعارض‌های شدیدی نداشته است، شاید صرفاً پیشنهاد را نپذیرد یا اگر فکر کند که به خطرش می‌ارزد، آن را قبول کند.</p>
<p>هنگامی‌که کسی به رویدادهای زندگی واکنش‌های این‌چنین شدیدی نشان می‌دهد که نشانه‌ها ایجاد می‌شوند، برای طرفداران <a href="http://behdashtravan.com/%d8%b2%d9%86%d8%af%da%af%db%8c%d9%86%d8%a7%d9%85%d9%87-%d9%81%d8%b1%d9%88%db%8c%d8%af-%d9%82%d8%b3%d9%85%d8%aa-%d8%a7%d9%88%d9%84/" target="_blank" rel="noopener">فروید </a>بدیهی است که این نشانه‌ها علیه تکانه‌های غیرقابل‌قبول و اضطراب‌های بچه‌گانه دفاع می‌کنند. در خیلی از موارد نشانه‌ها وظیفه‌ی ابراز غیرمستقیم میل غیرقابل‌قبول فرد را نیز بر عهده‌دارند. برای مثال، نشانه‌های سردرد، سرگیجه و خطاهای پزشکی کارن، توجه او را از بروز خشم نسبت به پرستاران بخش ۳ جنوبی و اضطراب همراه با آن، منحرف کردند. در ضمن، خطاهای پزشکی او درواقع جلوه‌ای از امیال خصمانه‌ی وی بودند، بدون این‌که اصلاً آگاه باشد که عصبانی است. هنگامی‌که نشانه‌ها وظیفه دفاع‌هایی را علیه تکانه‌های غیرقابل‌قبول داشته و هم جلوه‌های غیرمستقیم این امیال باشند، در این صورت نشانه‌ها دو برابر تغییر مقاوم هستند. منافع دیگر حاصل از نشانه‌ها، مانند توجه خاص افراد عزیز یا دکترها، منافع ثانوی هستند و نشانه‌ها را در برابر تغییر مقاوم‌تر می‌سازند.</p>
<p>اما چرا کسی مانند کارن از همان ابتدا به رویدادی مانند گمارده شدن در بخش ۳ جنوبی واکنش افراطی نشان می‌دهد؟ چرا او به بخش ۳ جنوبی فعلی طوری واکنش نشان داد که انگار دوباره ۱۲ ساله است؟ چرا بخش ۳ جنوبی قدیمی را از بخش ۳ جنوبی فعلی به‌طور منطقی متمایز نکرد؟ از قرار معلوم کارن می‌دانست که به بخش ۳ جنوبی طوری واکنش نشان می‌دهد که انگار ۱۲ ساله است. اگر پاسخ او به بخش ۳ جنوبی عمدتاً در سطح هشیار بود، در این‌صورت واقعاً می‌توانست براساس فرایند تفکر ثانوی هشیار، این تمایز منطقی را ایجاد کند. اما پاسخ‌های ناهشیاری مانند پاسخ کارن، از تفکر طبق فرایند نخستین تبعیت می‌کنند، که غیرمنطقی است. تفکر منطقی از استدلال کردن بر اساس فاعل‌های جملات تبعیت می‌کند، مانند این جملات: (۱) تمام انسان‌ها فانی هستند؛(۲)  سقراط انسان بود بنابراین،(۳) سقراط فانی بود. استدلال کردن در فرایند نخستین از گزاره‌های اظهارات پیروی می‌کنند. به‌طوری‌که ما فکر می‌کنیم: (۱) مریم عذرا باکره بود؛ (۲) من با کره‌‌ام؛ بنابراین، (۳) من مریم عذرا هستم یا در مورد کارن: (۱) بخشی که آن‌ها گذاشتند پدر من بمیرد بخش ۳ جنوبی بود؛ (۲) بخشی که اکنون در آن کار می‌کنم بخش ۳ جنوبی است؛ بنابراین، (۳) این بخش جایی است که آن‌ها گذاشتند که پدر من بمیرد.</p>
<p>هنگامی‌که افرادی مانند کارن در سطح ناهشیار پاسخ می‌دهند، به‌طور منظم از هیچ فرایند منطقی پیروی نمی‌کنند، بلکه واکنش فرآیند نخستین آن‌ها به‌طور خودکار غیرمنطقی است. پاسخ‌دهی در فرایند نخستین، بی‌زمان نیز هست، به‌طوری‌که بین گذشته، حال و آینده تمایزی وجود ندارد. بنابراین در سطح ناهشیار، پاسخ کارن، بخش ۳ جنوبی ده سال قبل را از بخش ۳ جنوبی فعلی متمایز نمی‌کند. در سطح ناهشیار، همه‌چیز هم‌اکنون است و بنابراین همان تکانه‌ها و اضطراب‌هایی که ده سال قبل وجود داشتند، فراخوانده می‌شوند.</p>
<p>خصوصیت دیگر تفکر طبق فرایند نخستین جابه‌جایی است، به‌طوری‌که انرژی افکاری که بسیار شارژ شده است به افکار خنثی جابه‌جا می‌شود. در این مورد، کارن خشم شدیدی را که نسبت به پدرش به خاطر ترک کردن او احساس می‌کرد، به برداشت خود از افراد خنثایی که مسئول بخش ۳ جنوبی بودند جابه‌جا کرد. تفکر طبق فرایند نخستین نمادی نیز هست، که به معنی جزء به‌جای کل است، یعنی هر جزء یک رویداد بیان‌گر کل آن رویداد است؛ بنابراین، نام بخش ۳ جنوبی نمادی برای احساس‌هایی می‌شود که در اثر مرگ پدر کارن برانگیخته شدند. سرانجام این‌که، تجربه کردن در سطح فرآیند نخستین، محتوای آشکار و نهفته را شامل می‌شود: محتوایی که هشیار یا آشکار است، فقط بخش کوچکی از معنی نهفته‌ی رویدادهاست. بنابراین کارن در ابتدا فقط از رویداد آشکار ناراحت بودن در بخش جدید خودآگاه بود؛ او حتی از اهمیت نام بخش ۳ جنوبی آگاه نبود تا این‌که در روان‌درمانی برملا شد.</p>
<p>با این آگاهی از پاسخ‌دهی در سطح فرآیند نخستین، بهتر می‌توانیم بفهمیم که چرا پاسخ ناهشیار کارن به قرار داشتن در بخش ۳ جنوبی فعلی غیرمنطقی به نظر می‌رسید. در ضمن می‌توانیم بفهمیم که چرا او به‌صورتی واکنش نشان داد که بیشتر درخور یک بچه عصبانی بود و چرا انرژی و معنی پاسخ او بیشتر از آن بود که از یک محرک نسبتاً خنثی مانند نام بخش ۳ جنوبی می‌توان انتظار داشت.</p>
<p>اگر ما معنی نهفته‌ی این رویداد کارن را عمیق‌تر از این بررسی می‌کردیم، احتمالاً متوجه می‌شدیم که تجربه او در ۱۲ سالگی، فقدان پدر او را (از طریق طلاق) هنگامی‌که پنج ساله بود منعکس می‌کرد. خشمی که تهدید می‌کرد بر سر سرپرستاران بخش ۳ جنوبی خالی شود شاید تااندازه‌ای از خشم اولیه او نسبت به مادرش جابه‌جاشده بود که کارن تصور می‌کرد باعث ترک کردن پدرش در زمانی شده که شدیداً به او نیاز داشت. در ضمن، بودن در بخش ۳ جنوبی ممکن است تهدید کرده باشد که احساس‌های میل جنسی به پدرش همراه با خصومت ناشی از ترک کردن وی در زمانی‌که خیلی به او نیاز داشت وارد آگاهی شوند. حتی خیال‌پردازی درباره‌ی این‌که کارن آرزوی مرگ پدرش را داشته است می‌توانست به برداشت او از خودش به‌عنوان دختر بامحبتی که اگر ۱۰ سال قبل پرستار بود می‌توانست او را از مرگ نجات دهد آسیب برساند. بنابراین نشانه‌های کارن دفاع‌هایی بودند به برای محافظت از برداشت او از خودش، محافظت از خودش در برابر ابراز کردن تکانه‌های خطرناک و محافظت از خودش در برابر اضطراب و گناهی که امکان داشت این تکانه‌ها آن را فراخوانی کنند.</p>
<p>اگر روان‌درمانی بر سطح ناهشیار متمرکز باشد و چنانچه فرد از اهمیت روان‌شناختی رویدادهای تسریع‌کننده، تکانه‌هایی که فراخوانده می‌شوند، اضطراب‌هایی که فرد را به وحشت‌زدگی تهدید می‌کنند و ماهیت دفاعی ولی ارضاکننده نشانه‌ها آگاه نباشد، در این صورت چگونه می‌توان به افراد کمک کرد تا بر اختلال‌های خود غلبه کنند؟</p>
<h2>نظریه فرایندهای درمان</h2>
<p>ازنظر فروید، فقط یک فرآیند می‌تواند در هشیار کردن ناهشیار موفق شود. قبل از این‌که بتوانیم به‌صورت معقول به رویدادهای محیطی پاسخ دهیم، ابتدا باید از نحوه‌ای پاسخ‌های بیمارگون ما به آن محیط از ناهشیار ناشی می‌شوند، یعنی از معنی فرایند نخستینی که به رویدادهای محیطی نسبت می‌دهیم آگاه باشیم، برای برطرف کردن نشانه‌ها، باید از مقاومتی که در برابر بروز نشانه‌ها به خرج می‌دهیم، آگاه باشیم. زیرا آن‌ها هم علیه تکانه‌های غیرقابل‌قبول دفاع کرده و هم این‌که تااندازه‌ای آن‌ها را تخلیه می‌کنند. باید به‌تدریج تشخیص دهیم که تکانه‌های ما آن‌گونه که در کودکی تصور می‌کردیم خطرناک نیستند و این‌که می‌توانیم برای تحت کنترل نگه‌داشتن تکانه‌ها، تا اندازه به‌وسیله‌ی ابراز کردن غرایز خود به‌صورت پخته‌تر، از دفاع‌های سازنده‌تری استفاده کنیم. سرانجام این‌که، برای پیشگیری از برگشت‌های آینده، باید از فرآیندهای هشیار خود جهت آزاد کردن تثبیت‌های پیش‌تناسلی خویش استفاده کنیم تا بتوانیم به رشد خود ادامه داده و به سطوح عملکرد پخته و تناسلی برسیم. این‌گونه بالا بردن اساسی آگاهی، به تلاش قابل‌ملاحظه بیمار و روان‌کاو نیاز دارد.</p>
<h2>منبع</h2>
<p><strong>کتاب:</strong> <a href="https://books.google.com/books/about/Systems_of_Psychotherapy.html?id=h3NHAAAAMAAJ&amp;hl=en" target="_blank" rel="noopener">نظام های روان درمانی</a><br />
<strong>نویسنده:</strong> جان نورکراس، جیمز پروچاسکا<br />
<strong>مترجم:</strong> یحیی سیدمحمدی</p>
<p>The post <a href="https://behdashtravan.com/%d8%a2%d8%b3%db%8c%d8%a8%e2%80%8c%d8%b4%d9%86%d8%a7%d8%b3%db%8c-%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%db%8c-%d9%81%d8%b1%d9%88%db%8c%d8%af/">آسیب‌شناسی روانی فروید</a> appeared first on <a href="https://behdashtravan.com">مجله تخصصی روانشناسی بهداشت روان</a>.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://behdashtravan.com/%d8%a2%d8%b3%db%8c%d8%a8%e2%80%8c%d8%b4%d9%86%d8%a7%d8%b3%db%8c-%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%db%8c-%d9%81%d8%b1%d9%88%db%8c%d8%af/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>ساختار شخصیت از نگاه فروید</title>
		<link>https://behdashtravan.com/%d8%b3%d8%a7%d8%ae%d8%aa%d8%a7%d8%b1-%d8%b4%d8%ae%d8%b5%db%8c%d8%aa-%d8%a7%d8%b2-%d9%86%da%af%d8%a7%d9%87-%d9%81%d8%b1%d9%88%db%8c%d8%af/</link>
					<comments>https://behdashtravan.com/%d8%b3%d8%a7%d8%ae%d8%aa%d8%a7%d8%b1-%d8%b4%d8%ae%d8%b5%db%8c%d8%aa-%d8%a7%d8%b2-%d9%86%da%af%d8%a7%d9%87-%d9%81%d8%b1%d9%88%db%8c%d8%af/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[بهروز هاشمی]]></dc:creator>
		<pubDate>Sat, 23 Sep 2017 03:15:56 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[بهداشت روان]]></category>
		<category><![CDATA[روان پویشی و روانکاوی]]></category>
		<category><![CDATA[روانشناسی شخصیت]]></category>
		<category><![CDATA[ارضای نیاز]]></category>
		<category><![CDATA[اضطراب]]></category>
		<category><![CDATA[اید]]></category>
		<category><![CDATA[ایگو]]></category>
		<category><![CDATA[بُن]]></category>
		<category><![CDATA[خود]]></category>
		<category><![CDATA[روان تحلیلگری]]></category>
		<category><![CDATA[روانکاوی]]></category>
		<category><![CDATA[سطوح شخصیت]]></category>
		<category><![CDATA[سوپرایگو]]></category>
		<category><![CDATA[شخصیت]]></category>
		<category><![CDATA[غرائز]]></category>
		<category><![CDATA[فراخود]]></category>
		<category><![CDATA[فروید]]></category>
		<category><![CDATA[واقعیت]]></category>
		<category><![CDATA[وجدان]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://behdashtravan.com/?p=1232</guid>

					<description><![CDATA[<p>برای همه ما پیش‌آمده که بخواهیم کاری انجام دهیم و دچار تعارض درونی شویم. گویی بخشی از وجودمان با بخش دیگر درگیر می‌شود و تصمیم‌گیری برای ما سخت می‌شود. گاهی دلمان می‌خواهد سر کار چرتی بزنیم اما بخشی از وجودمان این اجازه را به ما نمی‌دهد. یا می‌خواهیم نیازمان را فوراً ارضا کنیم اما گویی &#8230;</p>
<p>The post <a href="https://behdashtravan.com/%d8%b3%d8%a7%d8%ae%d8%aa%d8%a7%d8%b1-%d8%b4%d8%ae%d8%b5%db%8c%d8%aa-%d8%a7%d8%b2-%d9%86%da%af%d8%a7%d9%87-%d9%81%d8%b1%d9%88%db%8c%d8%af/">ساختار شخصیت از نگاه فروید</a> appeared first on <a href="https://behdashtravan.com">مجله تخصصی روانشناسی بهداشت روان</a>.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>برای همه ما پیش‌آمده که بخواهیم کاری انجام دهیم و دچار تعارض درونی شویم. گویی بخشی از وجودمان با بخش دیگر درگیر می‌شود و تصمیم‌گیری برای ما سخت می‌شود. گاهی دلمان می‌خواهد سر کار چرتی بزنیم اما بخشی از وجودمان این اجازه را به ما نمی‌دهد. یا می‌خواهیم نیازمان را فوراً ارضا کنیم اما گویی چیزی درونمان به ما نهیب می‌زند و جلوی ما را می‌گیرد. فروید برای این‌که این تعارضات را در وجود ما، بهتر توضیح دهد، ساختاری سه بعدی برای شخصیت ایجاد کرد که به شناخت عمیق‌تراز ساختار شخصیت خودمان کمک زیادی می‌کند. این اصطلاحات به‌قدری کاربردی هستند که وارد ادبیات روزمره مردم شده‌اند. در ادامه با این سه بعد بیشتر آشنا خواهیم شد.</p>
<h1>ساختار شخصیت</h1>
<h2>نهاد</h2>
<p>فروید سه ساختار اساسی را در آناتومی شخصیت معرفی نمود: نهاد، خود، و فراخود. نهاد با مفهوم ناهشیار قبلی فروید مطابقت داشت (هرچند خود و فراخود نیز جنبه‌های ناهشیار دارند). نهاد مخزن غرایز و لیبیدو است (انرژی روانی که غرایز آشکار می‌کنند) نهاد، ساختار قدرتمند شخصیت است، زیرا تمام انرژی دو ساختار دیگر را تأمین می‌کند.</p>
<p>چون نهاد مخزن غرایز است، مستقیماً با ارضای نیازهای بدن ارتباط دارد. همان‌گونه که می دانیم، زمانی که بدن در حالت نیاز قرار دارد، تنش ایجاد می‌شود و فرد با ارضا کردن نیاز، این تنش را کاهش می‌دهد. نهاد بر طبق آنچه فروید اصل لذت نامید عمل می‌کند؛ نهاد از طریق ارتباطی که با کاهش تنش دارد، برای افزایش دادن لذت و اجتناب از درد فعالیت می‌کند. نهاد از طریق ارتباطی که با کاهش تنش دارد، برای افزایش دادن لذت و اجتناب از درد فعالیت می‌کند. نهاد برای ارضای فوری نیازهایشان تلاش می‌کند و تأخیر یا به تعویق افتادن ارضا را به هر دلیلی تحمل نمی‌کند. فقط ارضای فوری را می‌شناسد و ما را برای چیزی که می‌خواهیم و زمانی که آن را می‌خواهیم، بدون توجه به اینکه دیگران چه می‌خواهند، تحریک می‌کند. نهاد ساختاری خودخواه، لذت‌جو، ابتدایی، غیراخلاقی، سمج، و ناشکیباست.</p>
<p>نهاد از واقعیت آگاه نیست. می‌توانیم نهاد را به نوزادی تشبیه کنیم که وقتی نیازهایشان برآورده نمی‌شوند، گریه می‌کند و مشت تکان می‌دهد، ولی نمی‌داند چگونه خود را ارضا کند. نوزاد گرسنه نمی‌تواند خودش غذا پیدا کند. تنها راهی که نهاد می‌تواند نیازهایش را ارضا کند از طریق عمل بازتابی یا کامروا سازی توهمی یا تجربه خیال‌پردازی است که فروید آن را تفکر طبق فرآیند نخستین نامید.</p>
<h2>خود</h2>
<p>اغلب کودکان یاد می‌گیرند، نمی‌توانند از دیگران غذا بگیرند مگر اینکه مایل باشند با پیامدهای آن روبه‌رو شوند؛ برای مثال، باید لذتی را که از تسکین تنش‌های <a href="http://behdashtravan.com/%d9%85%d8%b1%d8%a7%d8%ad%d9%84-%d8%b1%d8%b4%d8%af-%d9%81%d8%b1%d9%88%db%8c%d8%af/" target="_blank" rel="noopener">مقعدی</a> حاصل می‌شود، تا رفتن به توالت، به تعویق اندازند، و اینکه نمی‌توانند کورکورانه امیال جنسی و پرخاشگرانه را تخلیه کنند. کودک در حال رشد یاد می‌گیرد با دنیای بیرون هوشمندانه و منطقی برخورد کند و توانایی‌های ادراک، تشخیص، قضاوت، و حافظه را پرورش دهد – توانایی‌هایی که بزرگسالان برای ارضا کردن نیازهای خود استفاده می‌کنند. فروید این توانایی‌ها را تفکر طبق فرآیند ثانوی نامید.</p>
<p>ما می‌توانیم این ویژگی‌ها را به‌صورت عقل یا خردمندی خلاصه کنیم که در دومین ساختار شخصیت فروید، یعنی خود، وجود دارد که ارباب منطقی شخصیت است. هدف آن جلوگیری از تکانه‌های نهاد نیست، بلکه می‌خواهد به آن کمک کند کاهش تنشی را که آرزو دارد، کسب کند، چون خود از واقعیت آگاه است، تصمیم می‌گیرد که چگونه و چه وقت غرایز نهاد می‌توانند بهتر ارضا شوند. خود زمان‌ها، مکان‌ها، و اشیای مناسب و جامعه پسندی را که تکانه‌های نهاد را ارضا خواهند کرد، تعیین می‌کند.</p>
<p>خود از ارضای نهاد جلوگیری نمی‌کند، بلکه می‌کوشد آن را به تعویق اندازد یا تغییر جهت دهد تا ضروریات واقعیت را برآورده سازد. خود محیط را به‌صورت عملی و واقع‌بینانه درک و دست‌کاری می‌کند و به همین خاطر گفته می‌شود که بر طبق اصل واقعیت عمل می‌کند.(اصل واقعیت با اصل لذت که نهاد بر طبق آن عمل می‌کند، مغایرت دارد). بنابراین، خودتکانه‌های نهاد را کنترل می‌کند. فروید رابطه خود نهاد و نهاد را به رابطه سوارکار روی اسب تشبیه کرد. سوارکار باید نیروی خام و حیوانی اسب را هدایت، نظارت، و مهار کند؛ در غیر این صورت، اسب می‌تواند رم کند و بگریزد و سوارکار را بر زمین بیندازد.</p>
<p>خود به دو ارباب خدمت می‌کند- نهاد و واقعیت – و همواره بین درخواست‌های متضاد آن‌ها میانجی‌گری کرده و بین آنها سازش برقرار می‌کند. خود هرگز از نهاد مستقل نیست، بلکه همیشه پاسخگوی درخواست‌های آن است و نیرو و انرژی خود را از آن می‌گیرد.</p>
<p>این خود، همان ارباب منطقی شخصیت است که شما را در شغلی که شاید دوست نداشته باشید، نگه می‌دارد، زیرا در غیر این صورت، نمی‌توانید برای خانواده ی خود غذا و سرپناه تأمین کنید. این خود است که شما را وادار می‌سازد با افرادی که دوست ندارید کنار بیایید، زیرا واقعیت به‌عنوان راه مناسبی برای ارضا کردن درخواست‌های نهاد، چنین رفتاری را از شما می‌طلبد. وظیفه خود در زمینه کنترل کردن و به تعویق انداختن باید مرتباً اعمال شود. در غیر این صورت، امکان دارد تکانه‌های نهاد مسلط شوند و خود منطقی را سرنگون کنند. فروید معتقد بود که نباید اجازه دهیم نهاد ما را کنترل کند و انواع مکانیزم‌های ناهشیار را برای دفاع از خود مطرح کرد.</p>
<p>تا اینجا، شخصیت را در حالت نبردی به تصویر کشیدیم که سعی دارد نهاد را مهار کند. و درعین‌حال به آن خدمت کند، واقعیت را درک و دست‌کاری کند تا تنش تکانه‌های نهاد را کاهش دهد. شخصیت که به‌وسیله نیروهای زیستی غریزی تحریک می‌شود و همواره سعی می‌کنیم آن‌ها را هدایت کنیم، روی طناب بندبازی بین درخواست‌های نهاد و مطالبات واقعیت را ه می‌رود که هردوی آن‌ها به گوش‌به‌زنگی مداوم نیاز دارند.</p>
<h2>فراخود</h2>
<p>نهاد و خود، تصویر کامل فروید را از ماهیت انسان نشان نمی‌دهند. نیروهای سومی هم وجود دارد- احکام و عقاید قدرتمندی که عمدتاً ناهشیار هستند- که در کودکی فرامی‌گیریم: عقاید درست و غلط ما. در زبان روزمره، این اخلاقیات درونی را وجدان می‌نامیم. فروید آن را فراخود نامید. مبنای این جنبه اخلاقی شخصیت معمولاً در ۵ یا ۶ سالگی آموخته می‌شود و در آغاز از مقررات رفتار که والدین ما تعیین کرده‌اند، تشکیل می‌شود. کودکان از طریق تنبیه، و سرمشق یاد می‌گیرند والدین آن‌ها چه رفتارهایی را خوب یا بد می‌دانند. رفتارهایی که کودکان به خاطر آن‌ها تنبیه می‌شوند، وجدان یا یک قسمت از فراخود را تشکیل می‌دهند.</p>
<p>قسمت دوم فراخود، خودآرمانی است که از رفتارهای خوب یا درستی تشکیل می‌شود که کودکان به خاطر آنها تحسین‌شده‌اند. کودکان به این طریق یک رشته مقررات را یاد می‌گیرند که موجب پذیرش یا طرد والدین آن‌ها می‌شود. یک زمانی کودکان این آموزه‌ها را درونی کرده و خودشان پاداش‌ها و تنبیه‌ها را اجرا می‌کنند. کنترل خود جایگزین کنترل والدین می‌شود. ازآن‌پس، طوری رفتار می‌کنیم که دست‌کم تا اندازه‌ای با این رهنمودهای اخلاقی که اکنون عمدتاً ناهشیار شده‌اند، مطابقت داشته باشد. در نتیجه این درون‌سازی، هر وقت عملی برخلاف این اصول اخلاقی انجام دهیم (یا حتی فکر انجام دادن آن را بکنیم). احساس گناه یا شرم می‌کنیم.</p>
<p>فراخود به‌عنوان داور اصول اخلاقی، در درخواست خود برای کمال اخلاقی، سنگدل و حتی ظالم است. فراخود از لحاظ شدت، غیرمنطقی بودن، و اصرار بر اطاعت، بی‌شباهت به نهاد نیست. هدف آن، مانند کاری که خود انجام می‌دهد، صرفاً به تعویق انداختن درخواست‌های لذت‌جویانه نهاد نیست، بلکه جلوگیری کامل از آنهاست. مخصوصاً آن درخواست‌هایی که به میل جنسی و پرخاشگری مربوط می‌شوند. فراخود نه برای لذت تلاش می‌کند(کاری که نهاد می‌کند) نه برای رسیدن به هدف‌های واقع‌بینانه (کاری که خود انجام می‌دهد). فراخود فقط برای کمال اخلاقی تلاش می‌کند. نهاد برای ارضا فشار می‌آورد، خود می‌کوشد آن را به تعویق اندازد، و فراخود از همه بالاتر، بر اخلاقیات پافشاری می‌کند. فراخود مانند نهاد، هیچ سازشی را برای درخواست‌هایش نمی‌پذیرد.</p>
<p>خود در این میان گرفتار شده است و این نیروهای مضر و متضاد بر آن فشار می‌آورند. بنابراین، خود ارباب سوی دارد که همان فراخود است. به قول فروید، خود بیچاره وضعیت دشواری دارد، از سه طرف تحت‌ فشار است و سه خطر آن را تهدید می‌کند: نهاد، واقعیت، و فراخود. نتیجه گریزناپذیر این برخورد، درصورتی‌که خود شدیداً تحت‌فشار باشد، ایجاد اضطراب است.</p>
<h2>منبع:</h2>
<p><strong>کتاب: </strong><a href="https://books.google.com/books/about/Theories_of_Personality.html?id=oStTCwAAQBAJ&amp;printsec=frontcover&amp;source=kp_read_button#v=onepage&amp;q&amp;f=false" target="_blank" rel="noopener">نظریه‌های شخصیت</a><br />
<strong>نویسنده:</strong> دوان.پی.شولتز / سیدنی.الن.شولتز<br />
<strong>مترجم:</strong> یحیی سیدمحمدی</p>
<p>The post <a href="https://behdashtravan.com/%d8%b3%d8%a7%d8%ae%d8%aa%d8%a7%d8%b1-%d8%b4%d8%ae%d8%b5%db%8c%d8%aa-%d8%a7%d8%b2-%d9%86%da%af%d8%a7%d9%87-%d9%81%d8%b1%d9%88%db%8c%d8%af/">ساختار شخصیت از نگاه فروید</a> appeared first on <a href="https://behdashtravan.com">مجله تخصصی روانشناسی بهداشت روان</a>.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://behdashtravan.com/%d8%b3%d8%a7%d8%ae%d8%aa%d8%a7%d8%b1-%d8%b4%d8%ae%d8%b5%db%8c%d8%aa-%d8%a7%d8%b2-%d9%86%da%af%d8%a7%d9%87-%d9%81%d8%b1%d9%88%db%8c%d8%af/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>زندگی‌نامه کارل گوستاو یونگ</title>
		<link>https://behdashtravan.com/%d8%b2%d9%86%d8%af%da%af%db%8c%e2%80%8c%d9%86%d8%a7%d9%85%d9%87-%da%a9%d8%a7%d8%b1%d9%84-%da%af%d9%88%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d9%88-%db%8c%d9%88%d9%86%da%af/</link>
					<comments>https://behdashtravan.com/%d8%b2%d9%86%d8%af%da%af%db%8c%e2%80%8c%d9%86%d8%a7%d9%85%d9%87-%da%a9%d8%a7%d8%b1%d9%84-%da%af%d9%88%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d9%88-%db%8c%d9%88%d9%86%da%af/#comments</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[بهروز هاشمی]]></dc:creator>
		<pubDate>Mon, 11 Sep 2017 16:38:00 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[روان پویشی و روانکاوی]]></category>
		<category><![CDATA[سرگذشت]]></category>
		<category><![CDATA[متفکران بزرگ]]></category>
		<category><![CDATA[روان تحلیلگری]]></category>
		<category><![CDATA[روانشناسی تحلیلی]]></category>
		<category><![CDATA[روانکاوی]]></category>
		<category><![CDATA[فروید]]></category>
		<category><![CDATA[کارل گوستاو یونگ]]></category>
		<category><![CDATA[کتاب قرمز]]></category>
		<category><![CDATA[یک روش خطرناک]]></category>
		<category><![CDATA[یونگ]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://behdashtravan.com/?p=1209</guid>

					<description><![CDATA[<p>یونگ به دلیل شباهت نسبی تفکرش با شرق، در بین ایرانیان علاقه‌مندان زیادی دارد. هنوز از او به‌عنوان یکی از بزرگ‌ترین روانشناسان یاد می‌شود. یونگ بیشترین تأثیرش را در حوزه روانشناسی شخصیت گذاشت. اثر او بر روانشناسی بالینی امروزه کمرنگ یا غیرمستقیم  محسوب می شود . او در ابتدا با فروید رابطه خوبی برقرار کرد &#8230;</p>
<p>The post <a href="https://behdashtravan.com/%d8%b2%d9%86%d8%af%da%af%db%8c%e2%80%8c%d9%86%d8%a7%d9%85%d9%87-%da%a9%d8%a7%d8%b1%d9%84-%da%af%d9%88%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d9%88-%db%8c%d9%88%d9%86%da%af/">زندگی‌نامه کارل گوستاو یونگ</a> appeared first on <a href="https://behdashtravan.com">مجله تخصصی روانشناسی بهداشت روان</a>.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>یونگ به دلیل شباهت نسبی تفکرش با شرق، در بین ایرانیان علاقه‌مندان زیادی دارد. هنوز از او به‌عنوان یکی از بزرگ‌ترین روانشناسان یاد می‌شود. یونگ بیشترین تأثیرش را در حوزه روانشناسی شخصیت گذاشت. اثر او بر روانشناسی بالینی امروزه کمرنگ یا غیرمستقیم  محسوب می شود . او در ابتدا با <a href="http://behdashtravan.com/%d8%b2%d9%86%d8%af%da%af%db%8c%d9%86%d8%a7%d9%85%d9%87-%d9%81%d8%b1%d9%88%db%8c%d8%af-%d9%82%d8%b3%d9%85%d8%aa-%d8%a7%d9%88%d9%84/" target="_blank" rel="noopener">فروید </a>رابطه خوبی برقرار کرد و فروید امید زیادی به او بسته بود، بااین‌وجود، در انتها راهشان را از هم جدا کردند و یونگ باقی عمرش را به توضیح تفکرات خودش پرداخت. در ادامه با زندگی‌نامه، آثار و فراز و نشیب‌های زندگی او بیشتر آشنا خواهیم شد.<br />
او در ۲۶ ژوئیه ۱۸۷۵ م. در کسویل سوئیس متولد شد. او تنها پسر یک کشیش پروتستان انجیلی اصلاح‌طلب سوییسی بود و خانواده او غرق مذهب بود. هشت عمو و پدربزرگ مادری یونگ همگی کشیش بودند. بنا بر نظری خاندان پدری یونگ به گوته شاعر آلمانی می‌رسد، او در جایی خود را نسبتاً سوئیسی می‌داند زیرا قدمت ملیت سوئیسی خانواده‌اش به صد سال نمی‌رسد. اولین زمین‌بازی یونگ گورستان کلیسا بود.<br />
یونگ در دوازده سالگی به دلیل بیماری صرع دچار شد که به دوره‌هایی از حالت غش منجر می‌شد. به نحوی از رفتن به مدرسه شانه خالی می‌کرد، اما با اراده خود از این سرگیجه و غش‌وضعف خلاص شد. او به‌تدریج به مردی قدبلند، خوش‌صورت و ورزشکاری نیرومند تبدیل شد که این صفات همراه با قهقهه‌های شادمانه و عشق به زندگی، به او حضور فیزیکی قابل‌توجه و جذبه‌ای بسیار، به‌ویژه در ارتباط با زنان، داد.</p>
<h2>جوانی و تحصیل</h2>
<p>در جوانی مجذوب علم و فلسفه شد و دانشگاه بازل برای تحصیل در رشته پزشکی به او بورس داد. در سن بیست سالگی پدرش درگذشت و خانواده‌اش مجبور به ترک خانه کشیشان شدند و به بات‌میتگرمیل نزدیک بازل نقل‌مکان کردند.</p>
<p>یونگ به عضویت انجمن مناظرات دانشگاه در آمد. او در مباحثات و وصله‌پیله‌کردن‌های عقلانی پیشرفت فوق‌العاده‌ای داشت. یونگ در یک «تابش شهودی» پی برد آموزه‌ای که او دنبالش می‌گردد روان‌پزشکی است.</p>
<p>یونگ بیش از دو سال در جلسات احضار روح شرکت می‌کرد که این جلسات موضوع آماده‌ای برای تحقیقات او بود و موضوع پایان‌نامه دکتری یونگ در سال ۱۹۰۲ شد. در این سال نظریات روان‌پزشکی به‌دست شارکو و فروید بسط یافت. یونگ کارآموزی‌اش را در روان‌پزشکی از دسامبر ۱۹۰۰ به‌عنوان دستیار بیمارستان بورگهولتزی از درمانگاه‌های وابسته به دانشگاه زوریخ آغاز کرد. او طی مدت نه سال در بورگهولتزلی در برنامه پیشگام تجربی روانشناسی تحت سرپرستی اوژن بلویلر رییس بیمارستان فعال شد. تحقیقات بلویلر حول مسئله اسکیزوفرنی بود. بلویلر در این زمان به تحقیقات فروید درباره ضمیر ناخودآگاه و روان‌زدایی اختلالات گرایش پیداکرده بود.</p>
<p>یونگ از گالوانومتر برای اندازه‌گیری حالات روانی از راه پاسخ‌های پوستی و غده‌های عرقی استفاده نمود، دستگاهی که امروزه به آن دروغ‌یاب می‌گویند. او در آن زمان مشغول تحقیق در آزمون ربط کلمات و تأثیر آن بر بیماران روانی و تبه‌کاران بود. کوشش‌های یونگ در این زمینه باعث شهرت او به‌خصوص در آمریکا شد. او درسال ۱۹۰۵ پزشک ارشد بورگهولتزلی و مدرس دانشکده طب در دانشگاه زوریخ گردید.</p>
<p>یونگ در ۱۴ فوریه ۱۹۰۳ با اما یونگ (اما روشنباخ) (۱۹۵۵-۱۸۸۲) ازدواج کرد. «اما» از یک خانواده آلمانی-سوئیسی و زنی تحصیل‌کرده، زیبا و محبوب بود. او دختر یک کارخانه‌دار ثروتمند بود و این باعث آزادی یونگ از لحاظ مالی شد.</p>
<p>او در سال ۱۹۰۶ نسخه‌ای از نتایج کارهای خود را برای زیگموند فروید فرستاد. مکاتبه و دوستی آن دو تا سال ۱۹۱۳ ادامه یافت. اولین دیدار یونگ با فروید در وین اتفاق افتاد و آن دو ۱۳ ساعت تمام با هم حرف زدند. یونگ به‌زودی چهره‌ای درخشان در تحقیقات فروید شد. او اولین رییس انجمن بین‌المللی <a href="https://www.goodreads.com/book/show/1198678.Abnormal_Psychology" target="_blank" rel="noopener">روانکاوی</a> شد و ویراستار گزارش سالانه این انجمن که اولین نشریه روانکاوی به شمار می‌رود، بود.</p>
<p>ارتباط فروید با یونگ که زمانی او را وارث بدون معارض روانکاوی می‌دانست، در سال ۱۹۰۹ تیره شد. در آن سال فروید و یونگ برای سخنرانی راجع به روانکاوی در دانشگاه کلارگ به آمریکا سفر کردند. آنها طی سفر خواب‌های یکدیگر را تحلیل می‌کردند. اما فروید جزئیات مربوط به شرح‌حال شخصی خویش را برای تعبیر بازگو نمی‌کرد. فروید دو بار در حضور یونگ بی‌هوش شد. بار اول در صف انتظار ورود به کشتی به مقصد آمریکا بودند و بار دوم در سال ۱۹۱۲ پس از یک مباحثه طولانی راجع به اختلاف نظرهایشان پس از شرکت در کنفرانس مونیخ زمانی که مشغول صرف نهار بودند. اختلاف نظر این دو بیش‌ازپیش در سخنرانی‌های یونگ در دانشگاه فورهام نیویورک در سال ۱۹۱۲ آشکار شد. یونگ با فروید موافق بود که هیستری و وسواس فکری نشانگر جابه‌جاسازی غیرعادی شور جنسی است اما عقیده داشت که حالات روان‌پریشی چون اسکیزوفرنی نمی‌تواند با اختلالات جنسی قابل توضیح باشد. همچنین یونگ از اصل با میل به زنای با محارم مخالف بود و آن را نمادی از میل به تولد روحانی مجدد در جریان روانی تبدیل‌شدن به فردی مستقل می‌دانست.</p>
<h2>میان‌سالی و ایجاد روان‌شناسی تحلیلی</h2>
<p>در سال ۱۹۰۹ یونگ غرق در مطالعه افسانه‌ها بود که تمایل به آنها او را سرگشته و درعین‌حال سودایی کرده بود. او پس از جدایی از فروید سفر پرآسیب گذر از بحران میانسالی را آغاز کرد. او در ۳۹ سالگی به بن‌بست رسیده بود. دوستان و همکارانش رهایش کرده بودند از کتاب‌های علمی بیزار شده بود و سمت خود را در دانشگاه ازدست‌داده بود. بین سال‌های ۱۹۱۴ تا ۱۹۱۹ از جهان کناره گرفت تا ناخودآگاه خویشتن را بکاود.</p>
<p>او غرقه در اعماق تاریک وجود خویش شد. در این هنگام با شخصیت‌های کتاب مقدس و ایلیاد و اودیسه سخن گفت. اما مهم‌ترین شخصیتی که دیدار کرد فیله مون بود. آنها با هم در باغ قدم می‌زدند و بحث‌های فلسفی می‌نمودند. (از نظر روان‌پزشکی یونگ با خودش حرف می‌زد و فیله‌مون یک خیال و نشانه‌ای از جنون بود. اما در چارچوب آثار یونگ در روانشناسی تحلیلی فیله‌مون صورت مثالی روح است که برگرفته از گنجینه تصورات ناخودآگاه است.)</p>
<p>یونگ در بقیه ایام زندگی کوشید تا بینش‌های حاصل از اکتشاف ناخودآگاه خویش را بیان کند. او در سال ۱۹۱۳ روش خویش را روانشناسی تحلیلی نامید تا آن را از روانکاوی متمایز سازد و ادعا کرد که این روش شیوه‌ای است که می‌تواند تمام کوشش‌های روانشناسی همچون روانکاوی فروید و روانشناسی فردی <a href="http://behdashtravan.com/%d8%b2%d9%86%d8%af%da%af%db%8c%d9%86%d8%a7%d9%85%d9%87-%d8%a2%d8%af%d9%84%d8%b1/" target="_blank" rel="noopener">آدلر</a> را دربرگیرد. او در سال ۱۹۱۹ برای اولین بار کلمه صورت مثالی(کهن الگو) را به‌کار برد.</p>
<p>یونگ در اوایل سال ۱۹۴۴ در ۶۹ سالگی براثر سانحه‌ای زمین خورد و پایش شکست. پس‌ازآن دچار یک حمله قلبی شد و تحت تأثیر دارو و در حال مرگ به هذیان (تجربه نزدیک به مرگ) دچار شد و پدیده خروج روح از بدن را تجربه کرد. وی درباره این تجربه خود در کتاب خاطرات، رویاها، اندیشه‌ها توضیحاتی ارائه کرده است. او کره زمین را از مسافتی می‌بیند که بیست سال پس‌ازآن فضانوردان، زمین را در آن فاصله برای نخستین بار دیده و وصف کرده‌اند. زمینی محصور در نوری آبی، با توصیف قاره‌ها، اقیانوس‌ها و دریاها؛ حتی هیمالیای پوشیده از برف اما ابری و مه آلوده صحنه‌ای که به گفته خود یونگ دیدنش از آن فاصله، باشکوه‌ترین چیزی بوده که در عمرش دیده است. وی در زاویه‌ای دیگر از تجربه‌اش، معبدی سنگی را می‌بیند که پاسخ سؤالات بسیاری را در آن در دسترس خود می‌دیده است! یونگ سال‌ها پس‌ازاین تجربه (هفده سال دیگر) به حیات خود ادامه می‌دهد درحالی‌که پزشک معالج وی اندکی پس از هوشیاری‌اش، به عفونت خون مبتلا و درمی‌گذرد! پس‌ازاین بیماری بود که آثار اصلی یونگ در پی‌شناخت نوین وی از زندگی نوشته شد.</p>
<p>او اولین کسی بود که در قرن بیستم، کیمیاگری را ازلحاظ روان‌شناسی قابل‌دسترسی ساخت و نشان داد که چگونه رازهای کیمیاگری شبیه صورت‌های مثالی رؤیا هستند.</p>
<p>همسر یونگ، اما در ۲۷ نوامبر ۱۹۵۵ فوت کرد. از آن به بعد یک زن انگلیسی به نام روث بیلی تا پایان مرگ همراه و پرستار او شد.</p>
<h2>مرگ</h2>
<p>یونگ راجع به کارهایش مکاتبات بسیاری داشت و بارها در سنین کهولت از او تجلیل به عمل آمد. او در سن ۸۵ سالگی در آخرین شب حیات خویش چشمانش را گشود و جامی از بهترین شرابی که در خانه داشت نوشید. روز بعد در ۶ ژوئن ۱۹۶۱ در کمال آرامش از دنیا رفت.</p>
<h2>آثار یونگ</h2>
<p>یونگ قلمی شهودی و نمایشی دارد و <strong>عقل، اثبات‌گرایی و علیت را برای تشریح ماهیت و کنش‌های روان ناکافی می‌داند.</strong> تأثیرات وارد آمده به رشد فکری یونگ و نیز ایستار شخصی او در قبال جهان، یادآور دوران رمانتیک و واکنشی است که در این دوران در برابر خردگرایی عصر روشنگری پا گرفت. همچنین جهان‌بینی علمی او گرچه تجربی است ولی با نسبی‌گرایی علمی سده بیستم به‌ویژه با دانش فیزیک هم‌نواتر است. او هر مفهومی را در چارچوب‌های مختلف به شیوه‌های گوناگونی موردبحث قرار می‌دهد و این سبب می‌شود که در پایان مسئله حل‌نشده باقی بماند.</p>
<p>یونگ و همچنین فروید از پیشگامان عرصه‌ای کشف نشده بودند و اندیشه‌هایشان درگذر زمان دستخوش دگرگونی و تحول شده است. درنتیجه نوشته‌های آنان اغلب حاوی مفاهیمی شکل نیافته، رهاشده و حتی متناقض است به‌نحوی‌که برای تشریح اندیشه‌های این دو باید تا حدودی دقت و مراقبت به خرج داد.</p>
<p>یونگ زندگی حقیقی را گسترش آگاهی می‌داند نه جریان زندگی در خود. او می‌گوید که شخصیتی وحدت یافته به احساس و دریافت زندگی می‌رسد و انسان صرفاً پدیده‌ای با جنبه‌های گوناگون نیست.<strong> او «شدن» را همراه با رنج می‌داند</strong>. ازنظر یونگ فرصت مناسب برای توسعه شخصیت انسان کافی نیست. او رشد بشر را از منابع درونی می‌داند و کسب را که درونا فقیر است دارای رشد شخصیتی ناشی از بیرون وجودش می‌داند.</p>
<p>«انسان و سمبول هایش» یکی از معروف‌ترین کتاب‌های یونگ است که به زبان فارسی نیز ترجمه شده است. یونگ در این کتاب بر مطالعه و بررسی شخصیت انسان‌ها در غالب فرهنگ آن‌ها پرداخته است. او با موشکافی ذهن انسان و ناخودآگاه جمعی و فردی بشر و همچنین کهن‌الگوها و خاطرات و تجربیات گذشته بشر، نتایج مفیدی برای بشر و علم روانشناسی به‌دست آورده است.</p>
<p>او همچنین در آثار خود به<strong> آنیما و آنیموس</strong> اشاره می‌کند که در بخش ناهشیار ذهن افراد نقشی کلیدی ایفا می‌کنند. بر اساس گفته‌های یونگ آنیما در ضمیر ناهشیار مرد به‌صورت یکی شخصیت درونی زنانه جلوه‌گر می‌شود و آنیموس در ضمیر ناهشیار زن به‌صورت یکی شخصیت درونی مردانه پدیدار می‌شود.</p>
<h2>کتاب قرمز</h2>
<p>در سال ۱۹۱۳ و در سن ۳۸ سالگی یونگ تجربه وحشتناک “روبه‌رویی با ناخودآگاه” را داشت. او تصاویری می‌دید و صداهایی می‌شنید. او نگران بود که دجار روان‌پریشی یا اسکیزوفرنی باشد. او باور داشت که این یک تجربه ارزشمند است و بنابراین در خلوت به خود القای توهم و یا به زبان خودش خیال‌پردازی می‌کرد. او سپس این وقایع را در یک دفتر چرم قرمز ثبت کرد و به مدت شانزده سال گاه‌وبیگاه بر روی آن کار می‌کرد.</p>
<h2>یک روش خطرناک (فیلم)</h2>
<p>در سال ۲۰۱۱ در فیلمی به نام یک روش خطرناک، کارل گوستاو یونگ (مایکل فاسبندر) در حین درمان روانی دختری روان‌پریش به نام سابینا اسپیلرین (کیرا نایتلی) به نمایش درآمده که در ارتباط حرفه‌ای خود با زیگموند فروید (ویگو مورنتس) به مباحثه و تبادل افکار می‌پردازد. در این فیلم بخشی از نظریه‌های آن دو نیز در قالب گفتگوهای بین این دو دانشمند به بیننده منتقل می‌شود.</p>
<h2>منبع:</h2>
<p>برگرفته از خانه روانشناسی<br />
والتر اودانیک، ولودیمیر. یونگ و سیاست. ترجمه علیرضا طیب. نشر نی ۱۳۷۹.<br />
هاید، مگی و مگ‌گینس، مایکل. یونگ، قدم اول . ترجمه نورالدین رحمانیان. نشر و پژوهش شیرازه. ۱۳۷۹<br />
یونگ، کارل گوستاو. اسطوره‌ای نو «نشانه‌هایی در آسمان». ترجمه جلال ستاری. نشر مرکز. ۱۳۸۲. یونگ، کارل گوستاو. انسان امروزی در جستجوی روح خود. ترجمه فریدون فرامرزی و لیلا فرامرزی. انتشارات آستان قدس رضوی. ۱۳۸۱.<br />
۹۶۴-۳۳-۷۹۵-۲<br />
یونگ، کارل گوستاو. روح و زندگی. ترجمه دکتر لطیف صدقیانی. چاپ نیل. ۱۳۷۹. تهران.</p>
<p>The post <a href="https://behdashtravan.com/%d8%b2%d9%86%d8%af%da%af%db%8c%e2%80%8c%d9%86%d8%a7%d9%85%d9%87-%da%a9%d8%a7%d8%b1%d9%84-%da%af%d9%88%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d9%88-%db%8c%d9%88%d9%86%da%af/">زندگی‌نامه کارل گوستاو یونگ</a> appeared first on <a href="https://behdashtravan.com">مجله تخصصی روانشناسی بهداشت روان</a>.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://behdashtravan.com/%d8%b2%d9%86%d8%af%da%af%db%8c%e2%80%8c%d9%86%d8%a7%d9%85%d9%87-%da%a9%d8%a7%d8%b1%d9%84-%da%af%d9%88%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d9%88-%db%8c%d9%88%d9%86%da%af/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>1</slash:comments>
		
		
			</item>
	</channel>
</rss>
