<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	>

<channel>
	<title>مقالات روانشناسی | مجله تخصصی روانشناسی بهداشت روان</title>
	<atom:link href="https://behdashtravan.com/tag/%D8%B1%D9%88%D8%A7%D9%86%D8%B4%D9%86%D8%A7%D8%B3%DB%8C/feed/" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>https://behdashtravan.com/tag/روانشناسی/</link>
	<description></description>
	<lastBuildDate>Thu, 03 Jun 2021 08:17:26 +0000</lastBuildDate>
	<language>fa-IR</language>
	<sy:updatePeriod>
	hourly	</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>
	1	</sy:updateFrequency>
	<generator>https://wordpress.org/?v=6.8.2</generator>

<image>
	<url>https://behdashtravan.com/wp-content/uploads/2017/09/cropped-logo-32x32.png</url>
	<title>مقالات روانشناسی | مجله تخصصی روانشناسی بهداشت روان</title>
	<link>https://behdashtravan.com/tag/روانشناسی/</link>
	<width>32</width>
	<height>32</height>
</image> 
	<item>
		<title>شخصیت ویلیام جیمز فیلسوف و روانشناس آمریکایی</title>
		<link>https://behdashtravan.com/%d8%b4%d8%ae%d8%b5%db%8c%d8%aa-%d9%88%db%8c%d9%84%db%8c%d8%a7%d9%85-%d8%ac%db%8c%d9%85%d8%b2-%d9%81%db%8c%d9%84%d8%b3%d9%88%d9%81-%d9%88-%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%d8%b4%d9%86%d8%a7%d8%b3-%d8%a2%d9%85/</link>
					<comments>https://behdashtravan.com/%d8%b4%d8%ae%d8%b5%db%8c%d8%aa-%d9%88%db%8c%d9%84%db%8c%d8%a7%d9%85-%d8%ac%db%8c%d9%85%d8%b2-%d9%81%db%8c%d9%84%d8%b3%d9%88%d9%81-%d9%88-%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%d8%b4%d9%86%d8%a7%d8%b3-%d8%a2%d9%85/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[بهروز هاشمی]]></dc:creator>
		<pubDate>Mon, 05 Apr 2021 10:30:22 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[سرگذشت]]></category>
		<category><![CDATA[متفکران بزرگ]]></category>
		<category><![CDATA[روانشناسی]]></category>
		<category><![CDATA[فلسفه]]></category>
		<category><![CDATA[هنری جیمز]]></category>
		<category><![CDATA[ویلیام جیمز]]></category>
		<category><![CDATA[ویلیام جیمس]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://behdashtravan.com/?p=5380</guid>

					<description><![CDATA[<p>شخصیت ویلیام جیمز در فلسفه و شخصیت ویلیام جیمز آهنگ و بیان و شیوه گفتار همه آمریکایی است. او اصطلاحات خاصی از قبیل «ارزش نقدی» و «ثمره و نتایج» و «منافع» را چنان به وفور و شدت به کار می‌برد که گویی می‌خواهد تمام افکار و اندیشه‌های خود را در خور فهم کسبه و بازاریان سازد. &#8230;</p>
<p>The post <a href="https://behdashtravan.com/%d8%b4%d8%ae%d8%b5%db%8c%d8%aa-%d9%88%db%8c%d9%84%db%8c%d8%a7%d9%85-%d8%ac%db%8c%d9%85%d8%b2-%d9%81%db%8c%d9%84%d8%b3%d9%88%d9%81-%d9%88-%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%d8%b4%d9%86%d8%a7%d8%b3-%d8%a2%d9%85/">شخصیت ویلیام جیمز فیلسوف و روانشناس آمریکایی</a> appeared first on <a href="https://behdashtravan.com">مجله تخصصی روانشناسی بهداشت روان</a>.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>شخصیت ویلیام جیمز</h2>
<p>در فلسفه و شخصیت <a href="http://behdashtravan.com/%d8%ac%d9%85%d9%84%d8%a7%d8%aa-%d9%88%db%8c%d9%84%db%8c%d8%a7%d9%85-%d8%ac%db%8c%d9%85%d8%b2/" target="_blank" rel="noopener noreferrer">ویلیام جیمز</a> آهنگ و بیان و شیوه گفتار همه آمریکایی است. او اصطلاحات خاصی از قبیل «ارزش نقدی» و «ثمره و نتایج» و «منافع» را چنان به وفور و شدت به کار می‌برد که گویی می‌خواهد تمام افکار و اندیشه‌های خود را در خور فهم کسبه و بازاریان سازد. او مانند سانتیانا و هنری جیمز با محافظه‌کاری اشرافی سخن نمی‌گوید بلکه با اصطلاحات عامیانه خالص و قدرت و استقامت حرف می‌زند چنان که فلسفه پراگماتیستم و «بقای انرژی» او همگام طبیعت عامل و فعال روزولت می‌باشد. در عین حال برای مردم عادی آن اعتماد محبوب و مطلوبی را که به اصول خداشناسی کهن دارند و در روح آمریکایی به موازات ذهن واقع‌بین و سوداگر و اقتصادی‌شان قرار دارد، القاء می‌کند و این کار را با چنان شجاعت مصرانه‌ای انجام می‌دهد که بیابانی بی‌آب و گیاه را به بهشت موعود بدل می‌سازد.</p>
<p>ویلیام جیمز در ۱۸۴۲ در نیویورک سیتی متولد شد. پدر او عارفی بود از پیروان سودن بورگ که نکته‌سنجی و بذله‌گویی‌اش به عرفان او صدمه‌ای نزده بود؛ پسر نیز هر سه صفت را دارا بود. پس از آنکه چند صباحی در مدارس خصوصی آمریکا به تحصیل پرداخت با برادرش هنری که یک‌ سال کوچ‌کتر از او بود برای تحصیل در یک مدرسه خصوصی فرانسه فرستاده شد. در آنجا با شارکو و دیگر علمای طب روحانی به کار مشغول شدند و هر دو رغبتی به روانشناسی پیدا کردند. یکی از آنها، بنا به یک قول مشهور قدیم، داستان را مانند روانشناسی و دیگری روانشناسی را به شکل داستان نوشت. هنری بیشتر عمر خود را در خارج گذراند و آخر کار به تابعیت انگلستان درآمد. او در اثر تماس دائمی ‌با تمدن اروپایی به مرحله‌ای از کمال و پختگی فکری رسید که برادرش ویلیام فاقد آن بود، ولی ویلیام پس از آنکه به آمریکا برگشت تحت تاثیر ملتی جوان و پرنشاط و امید قرار گرفت و چنان روح زمان و مکان خود را پذیرفت که با بال و پر عصر خویش به دوره اوج و شهرت رسیده، شهرتی که هیچ فیلسوف آمریکایی تا آن وقت به دست نیاورده بود.</p>
<p>در سال ۱۸۷۰ از دانشگاه هاروارد به اخذ درجه دکترا در طب نائل شد و از ۱۸۷۲ تا هنگام مرگش به سال ۱۹۱۰ در همان دانشگاه نخست بته دریس تشریح و فیزلوژی و بعد روانشناسی و آخر کار به تعلیم فلسفه پرداخت. بزرگ‌ترین اثر او تقریباً نخستین اثر اوست و عنوانش Principles of Psychology «اصول روانشناسی» است و به سال ۱۸۹۰ منتشر شد؛ این کتاب مخلوط دلپذیری است از فلسفه ماوراء‌الطبیعه و تشریح و تحلیل، زیرا روانشناسی او زاده‌ی فلسفه ماوراء الطبیعه است. با این همه، کتاب آموزنده‌ترین و سهل‌الفهم‌ترین خلاصه‌ای است که در این موضوع نوشته شده است. ظرافت و لطفی که هنری در جملات خود به کار برده است ویلیام را در بیان عمیق‌ترین درون‌بینی که روانشناسی از عهد صراحت و روشنی خیره‌کننده دیوید هیوم تا کنون شناخته است، کمک کرد.</p>
<p>این عشق به تحلیل روشنگر ویلیام جیمز را از روانشناسی به فلسفه رهنمایی کرد و سرانجام به خود فلسفه ماوراء الطبیعی برگشت. با همه تمایلات واقع‌بینی و اثباتی خود استدلال می‌کرد که فلسفه ماوراء‌الطبیعی فقط کوششی است برای تفکر صریح و روشن درباره اشیاء و فلسفه را با همان روش روشن و ساده خود چنین تعریف کرد: «تفکر درباره اشیاء به قابل‌فهم‌ترین وجوه ممکنه» بدین‌ترتیب پس از سال ۱۹۰۰، آثار او تقریباً همه در زمینه فلسفه بود. از کتاب «اراده ایمان» (۱۸۹۷) شروع کرد؛ بعد پس از انتشار شاهکاری درباره تأویلات روانشناسی به نام «طرق آزمایش روحانی» (۱۹۰۲) ، به انتشار کتب مشهور خود به نام «پراگماتیسم» (۱۹۰۷)، «عالم متکثر» (۱۹۰۹)، «معنی حقیقت» (۱۹۰۹) پرداخت. بعد مجله مهمی ‌درباره فلسفه تجربی اساسی (۱۹۱۲) منتشر ساخت. ما باید از همین کتاب اخیر شروع کنیم زیرا در این کتاب است که او به صراحت و وضوح تمام مبانی فلسفی خود را بیان داشته است. (کسی که فقط برای خواندن یک کتاب از ویلیام جیمز وقت دارد باید «پراگماتیسم» را مطالعه کند. این کتاب در مقایسه با فلسفه‌های دیگر سرچشمه صراحت و روشنی است. اگر وقت بیشتری داشته باشد می‌تواند از صفحات درخشان روانشناسی(نه مختصر آن) سود فراوان ببرد. هنری جیمز شرح حال خود را در دو جلد نوشته است که در آن مطالب لذت‌بخشی درباره ویلیام می‌توان یافت. فلورنی عقاید او را در یک جلد خوب عرضه داشته است و کتاب آنتی پراگماتیسم شینتز انتقاد محکمی ‌است.)</p>
<h2>منبع</h2>
<p><strong>کتاب:</strong> <a href="https://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%AA%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D8%AE_%D9%81%D9%84%D8%B3%D9%81%D9%87_(%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8)" target="_blank" rel="noopener noreferrer">تاریخ فلسفه</a><br />
<strong>نویسنده:</strong> <a href="https://en.wikipedia.org/wiki/Will_Durant" target="_blank" rel="noopener noreferrer">ویل دورانت</a><br />
<strong>مترجم:</strong> <a href="https://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%B9%D8%A8%D8%A7%D8%B3_%D8%B2%D8%B1%DB%8C%D8%A7%D8%A8_%D8%AE%D9%88%DB%8C%DB%8C" target="_blank" rel="noopener noreferrer">عباس زریاب خویی</a></p>
<p>The post <a href="https://behdashtravan.com/%d8%b4%d8%ae%d8%b5%db%8c%d8%aa-%d9%88%db%8c%d9%84%db%8c%d8%a7%d9%85-%d8%ac%db%8c%d9%85%d8%b2-%d9%81%db%8c%d9%84%d8%b3%d9%88%d9%81-%d9%88-%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%d8%b4%d9%86%d8%a7%d8%b3-%d8%a2%d9%85/">شخصیت ویلیام جیمز فیلسوف و روانشناس آمریکایی</a> appeared first on <a href="https://behdashtravan.com">مجله تخصصی روانشناسی بهداشت روان</a>.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://behdashtravan.com/%d8%b4%d8%ae%d8%b5%db%8c%d8%aa-%d9%88%db%8c%d9%84%db%8c%d8%a7%d9%85-%d8%ac%db%8c%d9%85%d8%b2-%d9%81%db%8c%d9%84%d8%b3%d9%88%d9%81-%d9%88-%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%d8%b4%d9%86%d8%a7%d8%b3-%d8%a2%d9%85/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>اثر پیگمالیون در مدیریت چیست؟</title>
		<link>https://behdashtravan.com/%d8%a7%d8%ab%d8%b1-%d9%be%db%8c%da%af%d9%85%d8%a7%d9%84%db%8c%d9%88%d9%86-%d8%af%d8%b1-%d9%85%d8%af%db%8c%d8%b1%db%8c%d8%aa-%da%86%db%8c%d8%b3%d8%aa%d8%9f/</link>
					<comments>https://behdashtravan.com/%d8%a7%d8%ab%d8%b1-%d9%be%db%8c%da%af%d9%85%d8%a7%d9%84%db%8c%d9%88%d9%86-%d8%af%d8%b1-%d9%85%d8%af%db%8c%d8%b1%db%8c%d8%aa-%da%86%db%8c%d8%b3%d8%aa%d8%9f/#comments</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[بهروز هاشمی]]></dc:creator>
		<pubDate>Thu, 11 Feb 2021 11:30:30 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[بهداشت روان]]></category>
		<category><![CDATA[سبک زندگی]]></category>
		<category><![CDATA[اثر پیگمالیون]]></category>
		<category><![CDATA[روانشناسی]]></category>
		<category><![CDATA[مدیریت]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://behdashtravan.com/?p=6125</guid>

					<description><![CDATA[<p>اثر پیگمالیون اثر پیگمالیون در روان‌شناسی نشان می‌دهد توقع بالای دیگران از فرد، باعث بهبود عملکرد او می‌شود. در واقع پیگمالیون را به عنوان نماد «انتظار» و «تأثیر انتظار بر واقعیت» می‌دانند. هنگامی‌که شما از یک انسان انتظاری دارید، این انتظار شما، در نهایت منجر به توسعه توانمندی‌های مختلف در آن فرد می‌شود، این پدیده &#8230;</p>
<p>The post <a href="https://behdashtravan.com/%d8%a7%d8%ab%d8%b1-%d9%be%db%8c%da%af%d9%85%d8%a7%d9%84%db%8c%d9%88%d9%86-%d8%af%d8%b1-%d9%85%d8%af%db%8c%d8%b1%db%8c%d8%aa-%da%86%db%8c%d8%b3%d8%aa%d8%9f/">اثر پیگمالیون در مدیریت چیست؟</a> appeared first on <a href="https://behdashtravan.com">مجله تخصصی روانشناسی بهداشت روان</a>.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>اثر پیگمالیون</h2>
<p><a href="https://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%A7%D8%AB%D8%B1_%D9%BE%DB%8C%DA%AF%D9%85%D8%A7%D9%84%DB%8C%D9%88%D9%86" target="_blank" rel="noopener noreferrer">اثر پیگمالیون</a> در <a href="http://behdashtravan.com/%d9%85%d8%b9%d8%b1%d9%81%db%8c-%d8%b1%d8%b4%d8%aa%d9%87-%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%d8%b4%d9%86%d8%a7%d8%b3%db%8c-%d9%88-%d8%a8%d8%a7%d8%b2%d8%a7%d8%b1-%da%a9%d8%a7%d8%b1-%d8%a2%d9%86/" target="_blank" rel="noopener noreferrer">روان‌شناسی</a> نشان می‌دهد توقع بالای دیگران از فرد، باعث بهبود عملکرد او می‌شود. در واقع پیگمالیون را به عنوان نماد «انتظار» و «تأثیر انتظار بر واقعیت» می‌دانند.</p>
<p>هنگامی‌که شما از یک انسان انتظاری دارید، این انتظار شما، در نهایت منجر به توسعه توانمندی‌های مختلف در آن فرد می‌شود، این پدیده را «اثر پیگمالیون» می‌نامند و در مدیریت نیز بسیار بکار می‌رود.</p>
<p>روشی که مدیران برای مدیریت کارکنان زیردست خود استفاده می‌کنند به صورت پنهان، ولی بسیار مهم، تابع انتظار و برداشت آن‌ها از توانمندی کارکنان‌شان است.</p>
<p>هنگامی که یک مدیر به اشتباه فکر می‌کند کارمندش ناتوان است، زخم‌های سنگینی را روی روح و جان او می‌گذارد که عزت نفس کارمند و تصویر ذهنی که او از خودش دارد تا سال‌ها آسیب می‌بیند. و قطعاً کارمند همانی می‌شود که مدیر انتظار دارد. در مقابل، زمانی که یک مدیر فکر می‌کند کارمندش توانمند است، اعتمادبه‌نفس کارمند افزایش می‌یابد، توانمندی و خروجی کاری او نیز زیادتر می‌شود و می‌توان گفت ماجرای پیگمالیون برای کارمند تکرار می‌شود.</p>
<h2>داستان پیگمالیون و علت نامگذاری</h2>
<p>نامگذاری این پدیده جالب روانشناسی با عنوان پیگمالیون به افسانه ای از یونان باستان باز می گردد. داستان مجسمه سازی که روزی عاشق مجسمه دست ساز خود می شود، که آنرا به شکل یک زن تراشیده بود.</p>
<p>عشق پیگمالیون مجسمه ساز، به ساخته دست خود به قدری افزایش می یابد، تا سرانجام مجسمه تبدیل به یک انسان می شود و معشوقه پیگمالیون به واقعیت تبدیل می شود.</p>
<p>استفاده از واژه پیگمالیون نیز برای این پدیده روانشناسی نیز به این دلیل می باشد که هر شخص می تواند با قدرت باور خود دیگری را تغییر دهد. همانطور که مجسمه ساز از مجسمه سنگی به معشوقی واقعی رسید.</p>
<h2>داستان یک آزمایش در خصوص اثر پیگمالیون</h2>
<p>در سال ۱۹۶۵ در مدرسه ی در ایالت کالیفرنیا، آزمایشی بر روی دانش آموزان مدرسه توسط روانشناسی به نام روبرت روزنتال (<a href="https://en.wikipedia.org/wiki/Robert_Rosenthal_%28psychologist%29" target="_blank" rel="noopener noreferrer">Robert Rosenthal</a>)، صورت گرفت.</p>
<p>وی دانش آموزان را به صورت کاملا تصادفی به دو گروه تقسیم بندی نمود، سپس دو گروه را به معلمان مدرسه اینگونه معرفی نمود، که با توجه به آزمایش هوشی که از آنها گرفته شده است، دانش آموزان گروه اول دارای استعداد و ضریب هوشی بالاتری نسبت به گروه دوم می باشند.</p>
<p>در طی سال تحصیلی معلمان به تدریس هر دو گروه پرداختند، و سرانجام در انتهای سال، پس از برگزاری امتحان، میزان نمرات گروه اول که تحت عنوان گروه مستعد تر معرفی شده بودند، به مراتب بهتر از دانش آموزان گروه دوم بود.</p>
<p>در واقع، نحوه برخورد معلمان با دانش آموزان به میزان قابل توجه ای بر روی علمکرد آنها تاثیر گذاشته بود. معلمان با این تصور که دانش آموزان آنها مستعد تر از دیگران هستند، از علائم غیرکلامی بیشتری در جهت تاییدشان، استفاده می نمودند.</p>
<p>‌آنها فرصت بیشتری به دانش آموزان برای صحبت کردن می دادند، و بازخورد دقیق تری ارائه می نمودند، که نتیجه آن افزایش خروجی و عملکرد دانش آموزان بود.</p>
<p>عملکرد واقعی هر فردی را می توان بر اساس ادراک وی از واقعیت دانست، نه واقعیت. افراد بر اساس ادراک خود تلاش می نمایند، تا آنرا به واقعیت تحقق بخشند. آنچه در این میان فاقد هر گونه اهمیت می باشد، فاصله این ادراک تا واقعیت است</p>
<p>اگر فردی، از خود توقعی بیش از حد توان داشته باشد، این موضوع می تواند به میزان قابل توجه ای بر روی عملکرد او تاثیر مثبت بر جای گذارد، که در نهایت به افزایش توانایی هایش منجر شود.</p>
<h2>منبع</h2>
<p>کانال مدیریت منابع‌انسانی و تولید &#8211; @jobvision</p>
<p>The post <a href="https://behdashtravan.com/%d8%a7%d8%ab%d8%b1-%d9%be%db%8c%da%af%d9%85%d8%a7%d9%84%db%8c%d9%88%d9%86-%d8%af%d8%b1-%d9%85%d8%af%db%8c%d8%b1%db%8c%d8%aa-%da%86%db%8c%d8%b3%d8%aa%d8%9f/">اثر پیگمالیون در مدیریت چیست؟</a> appeared first on <a href="https://behdashtravan.com">مجله تخصصی روانشناسی بهداشت روان</a>.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://behdashtravan.com/%d8%a7%d8%ab%d8%b1-%d9%be%db%8c%da%af%d9%85%d8%a7%d9%84%db%8c%d9%88%d9%86-%d8%af%d8%b1-%d9%85%d8%af%db%8c%d8%b1%db%8c%d8%aa-%da%86%db%8c%d8%b3%d8%aa%d8%9f/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>1</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>روانشناسی چیست؟</title>
		<link>https://behdashtravan.com/%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%d8%b4%d9%86%d8%a7%d8%b3%db%8c/</link>
					<comments>https://behdashtravan.com/%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%d8%b4%d9%86%d8%a7%d8%b3%db%8c/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[بهروز هاشمی]]></dc:creator>
		<pubDate>Thu, 12 Nov 2020 11:30:48 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[مکاتب روانشناسی]]></category>
		<category><![CDATA[انسانگرایی]]></category>
		<category><![CDATA[رفتارگرایی]]></category>
		<category><![CDATA[روانشناسی]]></category>
		<category><![CDATA[روانشناسی بالینی]]></category>
		<category><![CDATA[روانشناسی عمومی]]></category>
		<category><![CDATA[روانکاوی]]></category>
		<category><![CDATA[شاخه‌های روانشناسی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://behdashtravan.com/?p=4919</guid>

					<description><![CDATA[<p>چرا در انجام کارها تنبلی می‌کنیم؟ چرا با این‌که می‌دانیم سیگار کشیدن و خوردن خوراکی‌های چرب ما را بیمار می‌کند از آن‌ها پرهیز نمی‌کنیم؟ چرا فریاد می‌کشیم و زود خشمگین می‌شویم؟ چرا گاهی اندوهگین هستیم ولی نمی‌دانیم چه چیزی ما را اندوهگین کرده است؟ پرسش‌های بسیاری از این دست، همیشه روان‌شناسان را به سوی خود &#8230;</p>
<p>The post <a href="https://behdashtravan.com/%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%d8%b4%d9%86%d8%a7%d8%b3%db%8c/">روانشناسی چیست؟</a> appeared first on <a href="https://behdashtravan.com">مجله تخصصی روانشناسی بهداشت روان</a>.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>چرا در انجام کارها تنبلی می‌کنیم؟ چرا با این‌که می‌دانیم سیگار کشیدن و خوردن خوراکی‌های چرب ما را بیمار می‌کند از آن‌ها پرهیز نمی‌کنیم؟ چرا فریاد می‌کشیم و زود خشمگین می‌شویم؟ چرا گاهی اندوهگین هستیم ولی نمی‌دانیم چه چیزی ما را اندوهگین کرده است؟ پرسش‌های بسیاری از این دست، همیشه روان‌شناسان را به سوی خود می‌کشاند روانشناسی دانشی است که با زندگی ما پیوند تنگاتنگی دارد.</p>
<h2>واژه و نماد روانشناسی</h2>
<p>واژه‌ی روان‌شناسی (Psychology) از دو بخش روان+شناسی (Psy+Chology) ساخته شده است که یک واژه‌ی یونانی (ψυχολογία) است. خوب است بدانید که واژه‌ی Psyche (ψυχή) در زبان یونانی به چم و معنی روح (Soul) است و به چم روان و ذهن نیست. اما این واژه را به نادرستی در انگلیسی برابر با Mind (ذهن/ روان) گرفته‌اند. در پارسی نیز به پیروی از انگلیسی روانشناسی می‌گوییم. خوب است بدانید از دیدگاه نوشتاری، روان‌شناسی باید جدا از هم و با نیم‌میانجی (نیم‌فاصله) نوشته شود و نوشتن آن به گونه‌ی «روانشناسی» نادرست است.</p>
<p>نماد روان‌شناسی نیز نخستین کاراکتر از واژه‌ی یونانی روان‌شناسی است که در بالا گفته شد. این کاراکتر بیست و سومین حرف در نویسه‌ی (الفبای) یونانی است. که «سای» خوانده می‌شود.</p>
<h2>تعریف روانشناسی</h2>
<p>روانشناسی دانشی است که به بررسی رفتار و فرآیندهای روانی می‌پردازد.</p>
<p>این جمله چند بخش برجسته دارد.</p>
<ol>
<li>روان‌شناسی دانش است.</li>
<li>روان‌شناسی به بررسی رفتار می‌پردازد.</li>
<li>روان‌شناسی به بررسی فرآیندهای روانی می‌پردازد.</li>
</ol>
<p>همان‌گونه که از چیستی روان‌شناسی آموختیم روانشناسی دانش است. پس همانند دیگر شاخه‌های دانش، از پایه‌های دانشیک (اصول علمی) پیروی می‌کند. این دانش به بررسی رفتار که دیدنی (عینی) است و فرآیندهای روانی که انگاره‌ای (ذهنی) است می‌پردازد. رفتار همه‌ی واکنش‌هایی است که از جانداران سر می‌زند. رفتار آشکار است و در برابر آن فرآیندهای روانی، پنهان و انگاره‌ای (ذهنی) است.</p>
<h2>آماج (اهداف) روانشناسی</h2>
<p>هر دانشی دارای آماج و اهدافی است که دانشمند برای دستیابی به آن تلاش می‌کند. آماج‌های بنیادین روان‌شناسی چنین است:</p>
<ol>
<li>توصیف</li>
<li>تبیین</li>
<li>پیش‌بینی</li>
<li>کنترل رفتار</li>
</ol>
<h3>توصیف</h3>
<p>نخستین آماج روانشناسی توصیف ساده‌ی رفتار و فرآیندهای روانی است. با توصیف رفتار و فرآیندهای روانی ما بهتر می‌توانیم بگوییم که آیا رفتاری بهنجار یا ناهنجار است. روان‌شناسان برای توصیف روش‌های گوناگونی را به کار می‌برند. برای نمونه می‌توان از روش‌های مشاهده‌ی طبیعی، مطالعه‌ی موردی، هم‌بستگی، زمینه‌یابی و گزارش‌های خود مردم نام برد. روان‌شناسان دیدگاه‌ها و نظریه‌ها را بر پایه‌ی جمله‌های توصیفی و مفاهیم بیان می‌کنند که بر فرضیه‌هایی استوار است. پس به کمک توصیف ما به «چیستی» رفتار و فرآیندهای روانی پی می‌بریم.</p>
<p>به کمک توصیف ما به پاسخ برخی از پرسش‌هایمان می‌رسیم برای نمونه: خودکشی چیست؟ پرخاشگری چیست؟ و …</p>
<h3>تبیین</h3>
<p>روان‌شناسان پس از توصیف به دنبال تبیین هستند. ما به کمک توصیف به چیستی رفتار و فرآیندهای روانی پی می‌بریم ولی برای پی بردن به «چرایی» به تبیین نیازمندیم. به کمک توصیف ما می‌توانیم درباره‌ی خودکشی، پرخاشگری و … آگاهی به دست آوریم که چه هستند. ولی برای این‌که درباره‌ی چرایی بروز آن‌ها آگاه شویم به تبیین نیازمندیم.</p>
<h3>پیش‌بینی</h3>
<p>سومین آماج روان‌شناسی این است که درباره‌ی رفتار و فرآیندهای روانی پیش‌بینی کنیم ما می‌خواهیم پیش‌بینی کنیم که مردم در زمینه‌های گوناگون چگونه رفتار می‌کنند یا می‌اندیشند. برای نمونه: برخی از مردم بر این باورند که پرخاشگری و یا تماشای رفتار پرخاشگرانه (بازی‌های بوکس، کشتی کج و …) احساس پرخاشگری را کاهش می‌دهد ولی پژوهش‌های روان‌شناختی دیدگاه ناهم‌سو (مخالف) این را نشان داده‌اند بر پایه‌ی همین پژوهش‌ها می‌توان پیش‌بینی کرد کودکی که در ۹ سالگی به تماشای خشونت میل دارد در سن ۱۸ سالگی رفتارهای پرخاشگرانه‌ی بیش‌تری نسبت به دیگر هم‌سالان بروز می‌دهد.</p>
<h3>کنترل</h3>
<p>والاترین آماج روانشناسی کنترل است. به کمک کنترل ما می‌توانیم از رفتارهای ناهنجار جلوگیری کنیم یا به تقویت رفتارهای بهنجار بپردازیم.</p>
<p>پس می‌توان گفت روان‌شناسان به دنبال پاسخ‌گویی به پرسش‌های زیر هستند:</p>
<ol>
<li>چیستی (ماهیت) یک رفتار چیست؟ (توصیف)</li>
<li>چرا این رفتار بروز می‌کند؟ (تبیین)</li>
<li>در چه زمان‌هایی این رفتار بروز می‌کند و یا خواهد کرد؟ (پیش‌بینی)</li>
<li>این رفتار چه اثری روی زندگی آدمی می‌گذارد و چگونه از بروز اثرات منفی در زندگی جلوگیری کنیم؟ (کنترل)</li>
</ol>
<h2>پیشینه‌ی روانشناسی</h2>
<p>خاستگاه روان‌شناسی نوین را می‌توان تا سده‌های چهارم و پنجم پیش از زایش مسیح در یونان پیگیری کرد. فیلسوفانی چون سقراط و افلاطون پرسش‌های گوناگونی درباره‌ی زندگی روانی آدمی کرده‌اند. هم‌چنین رگه‌هایی از این دانش در ایران، چین، هند و مصر نیز بوده است. آنچه روشن است این است که رویکردهایی مانند شناختی، رفتاری و زیست‌شناختی در روان‌شناسی، از اندیشه‌های فیلسوفانی مانند افلاطون، سقراط، بقراط و … سرچشمه گرفته است پس جای شگفتی نیست که دانش روان‌شناسی با دانش مادر (که همان فلسفه است) پیوندی ناگسستنی دارد.</p>
<p>بیش‌تر روان‌شناسان (نه همه) بر این باورند که زایش روان‌شناسی دانشیک (روان‌شناسی علمی) در سال ۱۸۷۹ رخ داد. سالی که ویلهلم وونت نخستین آزمایشگاه روان‌شناسی را در شهر لایپزیک آلمان برپا کرد. ویلهلم وونت را پدر روان‌شناسی آزمایشگاهی می‌نامند. درباره‌ی پیشینه‌ی روان‌شناسی در آینده سخن خواهیم گفت هم‌چنین شما را با روان‌شناسان سرشناس آشنا خواهیم کرد.</p>
<h2>رویکردهای روانشناسی</h2>
<p>روان‌شناسی دارای رویکردهای گوناگونی است برای نمونه: رویکرد <a href="http://behdashtravan.com/%d8%aa%d8%a7%d8%b1%db%8c%d8%ae%da%86%d9%87-%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%da%a9%d8%a7%d9%88%db%8c-%d9%82%d8%b3%d9%85%d8%aa-%d8%a7%d9%88%d9%84/" target="_blank" rel="noopener noreferrer">روان‌کاوی</a>، <a href="http://behdashtravan.com/%d8%a2%d8%b3%db%8c%d8%a8-%d8%b4%d9%86%d8%a7%d8%b3%db%8c-%d8%b1%d9%81%d8%aa%d8%a7%d8%b1%db%8c-%d9%82%d8%b3%d9%85%d8%aa-%d8%a7%d9%88%d9%84/" target="_blank" rel="noopener noreferrer">رفتارگرایی</a>، روان‌شناسی <a href="http://behdashtravan.com/%d9%85%da%a9%d8%aa%d8%a8-%d8%b4%d9%86%d8%a7%d8%ae%d8%aa%db%8c/" target="_blank" rel="noopener noreferrer">شناختی</a>، رفتار درمانی شناختی (درمان شناختی رفتاری – CBT)، روان‌شناسی <a href="http://behdashtravan.com/%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%e2%80%8c%d8%b4%d9%86%d8%a7%d8%b3%db%8c-%d8%a7%d9%86%d8%b3%d8%a7%d9%86%e2%80%8c%da%af%d8%b1%d8%a7/" target="_blank" rel="noopener noreferrer">انسان‌گرایانه</a>، گشتالت، روان‌شناسی مثبت‌نگر و … که در آینده درباره‌ی هر کدام سخن خواهیم گفت تا با هر رویکرد آشنا شوید.</p>
<h2>شاخه‌های روانشناسی</h2>
<p>روان‌شناسی شاخه‌های بسیار گوناگونی دارد هم‌اکنون انجمن روان‌شناسی آمریکا (APA) دارای بیش از ۵۰ شاخه است. شمار فراوان این شاخه‌های برای این است که روان‌شناسی دانشی کاربردی است که همه‌ی زمینه‌های زندگی‌مان را دربرمی‌گیرد. برای نمونه: روان‌شناسی عمومی، روان‌شناسی بالینی، روان‌شناسی راهنمایی و مشاوره، روان‌شناسی رشد، روان‌شناسی تربیتی، روان‌شناسی آزمایشگاهی (روان‌شناسی تجربی)، فرا روان‌شناسی، روان‌شناسی اجتماعی، روان‌شناسی شخصیت، روان‌شناسی سیاسی، روان‌شناسی کودکان استثنایی، روان‌شناسی مثبت‌نگر، روان‌شناسی جنایی و …</p>
<h2>منبع</h2>
<p><a href="http://mrpsychologist.com/what-is-psychology/" target="_blank" rel="nofollow noopener noreferrer">آقای روانشناس</a></p>
<p>The post <a href="https://behdashtravan.com/%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%d8%b4%d9%86%d8%a7%d8%b3%db%8c/">روانشناسی چیست؟</a> appeared first on <a href="https://behdashtravan.com">مجله تخصصی روانشناسی بهداشت روان</a>.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://behdashtravan.com/%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%d8%b4%d9%86%d8%a7%d8%b3%db%8c/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>پیشنهاد کتاب مصطفی ملکیان در جلسات روانشناسی اخلاق</title>
		<link>https://behdashtravan.com/%d9%85%d8%b9%d8%b1%d9%81%db%8c-%da%a9%d8%aa%d8%a7%d8%a8-%d9%85%d8%b5%d8%b7%d9%81%db%8c-%d9%85%d9%84%da%a9%db%8c%d8%a7%d9%86-%d8%af%d8%b1-%d8%ac%d9%84%d8%b3%d8%a7%d8%aa-%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%d8%b4/</link>
					<comments>https://behdashtravan.com/%d9%85%d8%b9%d8%b1%d9%81%db%8c-%da%a9%d8%aa%d8%a7%d8%a8-%d9%85%d8%b5%d8%b7%d9%81%db%8c-%d9%85%d9%84%da%a9%db%8c%d8%a7%d9%86-%d8%af%d8%b1-%d8%ac%d9%84%d8%b3%d8%a7%d8%aa-%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%d8%b4/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[بهروز هاشمی]]></dc:creator>
		<pubDate>Thu, 25 Jun 2020 10:30:28 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[متفکران بزرگ]]></category>
		<category><![CDATA[معرفی کتاب]]></category>
		<category><![CDATA[پیشنهاد کتاب]]></category>
		<category><![CDATA[روانشناسی]]></category>
		<category><![CDATA[فلسفه]]></category>
		<category><![CDATA[کتاب روانشناسی]]></category>
		<category><![CDATA[کتاب فلسفی]]></category>
		<category><![CDATA[مصطفی ملکیان]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://behdashtravan.com/?p=6138</guid>

					<description><![CDATA[<p>پیشنهاد کتاب مصطفی ملکیان : این فهرست که شامل ۷۷ کتاب و مقاله می‌باشد، فهرست تمام کتاب‌ها و مقالات معرفی‌شده (یا رفرنس داده شده) ای است که مصطفی ملکیان در جلسات روانشناسی اخلاق به آنها اشاره داشته‌اند&#8230; پیشنهاد کتاب مصطفی ملکیان هنر شناخت مردم، بهترین و درعین‌حال عالمانه‌ترین و ساده‌ترین کتابی که در زمینه شناخت &#8230;</p>
<p>The post <a href="https://behdashtravan.com/%d9%85%d8%b9%d8%b1%d9%81%db%8c-%da%a9%d8%aa%d8%a7%d8%a8-%d9%85%d8%b5%d8%b7%d9%81%db%8c-%d9%85%d9%84%da%a9%db%8c%d8%a7%d9%86-%d8%af%d8%b1-%d8%ac%d9%84%d8%b3%d8%a7%d8%aa-%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%d8%b4/">پیشنهاد کتاب مصطفی ملکیان در جلسات روانشناسی اخلاق</a> appeared first on <a href="https://behdashtravan.com">مجله تخصصی روانشناسی بهداشت روان</a>.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>پیشنهاد کتاب مصطفی ملکیان : این فهرست که شامل ۷۷ کتاب و مقاله می‌باشد، فهرست تمام کتاب‌ها و مقالات معرفی‌شده (یا رفرنس داده شده) ای است که <a href="http://behdashtravan.com/%d8%ac%d9%85%d9%84%d8%a7%d8%aa-%d9%85%d8%b5%d8%b7%d9%81%db%8c-%d9%85%d9%84%da%a9%db%8c%d8%a7%d9%86/" target="_blank" rel="noopener noreferrer">مصطفی ملکیان</a> در جلسات روانشناسی اخلاق به آنها اشاره داشته‌اند&#8230;</p>
<h2>پیشنهاد کتاب مصطفی ملکیان</h2>
<ol>
<li>هنر شناخت مردم، بهترین و درعین‌حال عالمانه‌ترین و ساده‌ترین کتابی که در زمینه شناخت تیپ‌های روان‌شناختی به فارسی ترجمه شده، با ترجمه نسبتاً خوب محمد گذرآبادی از نشر هرمس (۹)</li>
<li>مجموعه آثار افلاطون (۱۳)</li>
<li>در جستجوی حقیقت، کتاب مهم و شاهکار مالبرانش، درباره نظریه‌ای که می‌گوید انسان هر چیزی را در خدا می‌بیند (ص ۱۶)</li>
<li>Good and God، مقاله کلاسیک آیریس مرداک، درباره اینکه هر وقت می‌گوییم عاشق خداییم در واقع عاشق یک خوبی‌ایم (ص ۱۷)</li>
<li>خوبی بیکران و خوبی‌های کرانمند، کتاب خیلی معروف آدامز فیلسوف معروف آمریکایی، درباره نظریه‌ای که می‌گوید انسان‌ها نیاز روان‌شناختی عمیقی به ارتباط داشتن با خدا دارند و از این‌رو به طرف اخلاق می‌روند (ص ۱۷)</li>
<li>ترس ولرز کرکگور (ص ۱۹)</li>
<li>قدرت، کتاب معروف <a href="http://behdashtravan.com/%d8%ac%d9%85%d9%84%d8%a7%d8%aa-%d8%a8%d8%b1%d8%aa%d8%b1%d8%a7%d9%86%d8%af-%d8%b1%d8%a7%d8%b3%d9%84/" target="_blank" rel="noopener noreferrer">برتراند راسل</a> (با ترجمه خوب آقای نجف دریابندری)، رأی نیچه را به‌خوبی ایضاح مفهومی می‌کند (کاری که خود <a href="http://behdashtravan.com/%d9%81%d9%84%d8%b3%d9%81%d9%87-%d9%86%db%8c%da%86%d9%87-%d8%a7%d8%b2-%d9%86%da%af%d8%a7%d9%87-%d8%ac%d8%b0%d8%a7%d8%a8-%d9%85%d8%b5%d8%b7%d9%81%db%8c-%d9%85%d9%84%da%a9%db%8c%d8%a7%d9%86/" target="_blank" rel="noopener noreferrer">نیچه</a> نکرده است) (۲۱ ۱۱۲)</li>
<li>نمایشنامه معروف مولیر در تمسخر فیلسوفان اسکولاستیک (۲۱)</li>
<li>مقاله کلاسیک هایک که می‌گوید چرا در نردبان قدرت هرچه پست‌تر باشیم بالاتریم (۲۲)</li>
<li>جهان همچون اراده و تصور، کتاب کلاسیک شوپنهاور</li>
<li>اخلاق صوری، گنسلر (۲۸)</li>
<li>سیطره خیر و مخصوصاً مجموعه سخنرانی‌های گیفورد به نام نیاز اخلاق به مابعدالطبیعه، آیریس مرداک، درباره اینکه علت اخلاقی نزیستن ما این است که قدرت تخیل قوی نداریم و نمی‌توانیم خود را جای دیگران بگذاریم (۳۱)</li>
<li>محاکمه در اورشلیم: پیش‌پاافتادگی شر، هانا آرنت. درباره اینکه علت اخلاقی نزیستن ما این است که قدرت تخیل قوی نداریم و نمی‌توانیم خود را جای دیگران بگذاریم (۳۱)</li>
<li>رمان نامه‌های پیک‌نیک</li>
<li>الیور توئیست</li>
<li>سه گفت‌وشنود، بارکلی در رساله (ترجمه خوبی به فارس دارد)، در آنجا بارکلی می‌گوید که ما با زبان کارهای زیادی انجام می‌دهیم که از شمارش آنها به حیرت می‌افتیم (۴۰)</li>
<li>افعال گفتاری (که به فارسی ترجمه شده است) و بیان و معنا (expression and meaning)، جان سرل (۴۰)</li>
<li>«چگونه باید را از است استخراج کنیم»، مقاله معروف و دوران‌ساز سرل،‌ که در آنجا نشان داده است که می‌توان از گزاره‌های ناظر به واقع گزاره باید ناظر به ارزش بیرون کشید، به‌طوری‌که استدلال ما غلط نباشد</li>
<li>دو کتاب مبانی اخلاق و درست و خوب، دیوید رأس، درباره اینکه باورهایی که در بن و بنیاد استدلال‌های ما هستند که مبتنی بر استدلال نیستند، چیست‌اند؟ (۵۰)</li>
<li>دو اثر از <a href="http://behdashtravan.com/%d8%b2%d9%86%d8%af%da%af%db%8c-%d8%a7%d8%b1%db%8c%da%a9-%d9%81%d8%b1%d9%88%d9%85/" target="_blank" rel="noopener noreferrer">اریش فرام</a> درباره کسانی که عاشق قدرت‌اند، حتی اگر کسی که قدرتمند است آن را از آنها دریغ کرده باشد (۷۰)</li>
<li>راسپوتین [مرد مرموز دربار روسیه]، توصیه می‌کنم داستان زندگی گریگوری راسپوتین را بخوانید او فقیر ژنده‌پوشی بود که هیچ نداشت، اما آخرین تزار و ملکه روسیه گرفتار کاریزمای او شدند و تمام سلطنت خود را فدای این شیاد به‌تمام‌معنا کردند و حتی در لحظه آخر هم با اینکه او مرده بود دست از او برنداشتند (۷۰)</li>
<li>آثار سیلور اشتاین، درباره کسانی که به تکمیل‌گری در عشق توجه دارند و می‌گویند عاشق کسی هستند که آنها را تکمیل می‌کنند، نه اینکه مشابه آنها باشند یا نباشند (۷۰)</li>
<li>اصناف احوال دینی، ویلیام جیمز. در این کتاب یکی از اوصافی که برای عارفان می‌شمرد این است که عارفان عشق آگاپتیک دارند (۷۴)</li>
<li>دین، ارزش‌ها و تجارب اوج، کتاب کوچک و درعین‌حال مهم آبراهام مزلو. او هم در این کتاب می‌پذیرد که عارفان عشق آگاپتیک به هستی دارند (۷۴)</li>
<li>رساله در باب عشق، استندل، رمان‌نویس معروف. درباره اینکه آیا اساساً اروس اخلاقی زیستن را آسان‌تر می‌کند یا دشوارتر؟ (۷۷)</li>
<li>بحران دموکراسی، رژه لاکوم وی معتقد است که در عین اینکه دموکراسی بهترین نوع حکومت است و به همه رقبایش ترجیح دارد، حکومت خوبی نیست، چون وانهادن انسان‌ها به خواسته‌هایشان آنها را به برآورده کردن نیازهایشان سوق نمی‌دهد (۸۳)</li>
<li>تأملات سقراطی، گریگوری بلاسوث (؟)، سقراط‌شناس بزرگ معاصر. کتاب خیلی جالب که دفاع جانانه‌ای از این رأی سقراط می‌کند که شکافی میان معرفت اخلاقی و عمل اخلاقی نیست (۸۸)</li>
<li>خلوص دل، کیرکگور. مهم‌ترین کتاب او به نظر بسیاری و از جمله خود من. کیرکگور معتقد بود که ساختار انسان طوری است که فقط یک چیز را نمی‌خواهد و یک سر دارد و هزار سودا، اما می‌گفت با نوعی سیر و سلوک اخلاقی خاص می‌توان به سوی یکدله شده رفت، اما این حالت به‌ندرت حاصل می‌شود (۸۸ ۱۳۸)</li>
<li>ازدحام تنهایان، کتاب خیلی معروف رایزمن، روانشناس معروف اجتماعی. وی معتقد است که انسان‌ها در حاق واقع تنها هستند و وقتی احساس تنهایی نمی‌کنند دستخوش توهم‌اند و اگر انسان در همه حالات زندگی خود به تنهایی‌اش وقوف داشت همواره اخلاقی زندگی می‌کرد (۸۹)</li>
<li>آثار داستایوفسکی، بهترین نمونه‌های وسوسه را در آثار داستایوفسکی می‌توان دید، کسی به اندازه او به رویارویی وسوسه و ضابطه اخلاقی توجه نکرده است. رابینز، الهیدان آمریکایی طرفدار پل تیلیش، جایی درباره داستایوفسکی گفته است که او فلاکت و شکوه همزمان انسان را نشان داده است. یعنی قهرمان داستان‌های او گاه در برابر وسوسه چیزهای عظیم مقاومت می‌کند، اما در برابر چیزی به مراتب کمتر از آن هیچ مقاومتی ندارد (۹۶)</li>
<li>پانزده موعظه، جوزف باتلر. باتلر در این کتاب این بحث را پیش می‌کشد که اساساً اخلاقی نزیستن انسان برای این است که خودفریب است و نفاق درونی دارد (۱۰۰)</li>
<li>حس مذهبی یا بعد چهارم روح انسانی، تانه‌گی دوکه‌نه‌تن. این نویسنده فرانسوی در این مقاله از بعد چهارم روح انسان به نام پرستش (که غیر از عشق است) سخن گفته است. پیش از انقلاب، زمانی که همه به دنبال دین‌دار کردن جوانان بودند، مرحوم بازرگان خیلی از آن خوشحال شد و آن را ترجمه کرد و مقدمه‌ای بر آن نگاشت. اما اصلاً این نویسنده نویسنده مهمی نبود، و این‌طور شد که این آقای دوکه‌نه‌تن هم مثل گوستاو لوبون و جرج جرداق و جرجی زیدان یک‌دفعه به عالمی بزرگ تبدیل شد! (۱۰۴)</li>
<li>روانشناسی نیاز. مجموعه مقالات در باب احصای میل‌های درونی و بیرونی (۱۰۴)</li>
<li>ژن خودخواه، داوکینگ، برنده جایزه نوبل. وی در این کتاب خیلی معروف خود، برخلاف داروین، معتقد است که مخاطب طبیعت ژن‌ها هستند نه نوع‌ها (۱۰۸)</li>
<li>مقدمه‌ای بر فلسفه علم، کارناپ، ترجمه یوسف عفیفی. درباره کلی بودن واقعیات آماری اشاره کرد (۱۰۹)</li>
<li>داشتن یا بودن، اریش فرام. توصیه می‌کنم این کتاب را حتماً بخوانید. دو ترجمه از این کتاب هست که یکی بسیار ضعیف است و دیگری که بهتر است از آن آقای کیومرث خداجویها (نشر اسپرک) است (۱۱۱)</li>
<li>شعر راه ناپیموده رابرت فراست را با ترجمه خوب آقای مجتبایی (۱۱۲)</li>
<li>Self fulfillment، آلن گِوِرث. تنها کسی در میان فیلسوفان که تقسیم‌بندی انسان‌ها را به دو دسته کسانی که به جهان به عنوان آسایشگاه تن می‌نگرند و آنها که آن را زایشگاه روان می‌دانند پذیرفته است (۱۱۳)</li>
<li>غرور و تعصب، [جین آستین]، رمان معروف ادبیات قرن نوزدهم اروپا، که باید عنوانش را به «غرور و پیش‌داوری» ترجمه می‌کردند (۱۲۲)</li>
<li>«خفاش بودن چه حالی دارد؟»، عنوان مقاله خیلی مهم نیگل درباره اینکه آیا انسان می‌تواند از حیوان خبر دهد یا نه، اگر بلی چطور می‌تواند به عالم حیوانات نقب زند، که مجال پرداختن به آن نیست (۱۲۸)</li>
<li>تصورات گوناگون درباره سلامت روان، از خانم روانشناسی که اولین بار در سال ۱۹۵۶ مدعی شد که از میان آرای مختلف درباره مؤلفه‌های سلامت روان، شش مؤلفه هست که وجه مشترک همه این آراست (۱۳۰)</li>
<li>آناتومی ویران‌سازی انسان، اریش فرام</li>
<li>سلامت روان، خانم ناتالی براندن، از بزرگ‌ترین روانشناسان و به تعبیر بعضی مرشد همه کسانی که در سلامت روان کار می‌کنند. او در این کتاب می‌گوید که اکثر تعرضاتی که به حقوق انسان می‌شود را خود انسان با رفتارش (گفتار یا کردار) مجوز آنها را داده است (۱۳۳)</li>
<li>در باب چیزهای مهم (On What Matters)، دِرِک پارفیت. وی تقریباً نیمی از مباحثی را که من در این کلاس‌ها مطرح کرده‌ام را در کتابش مطرح کرده است، که من در حین این کلاس‌ها به آن برخوردم، اما البته محتوایش متفاوت است. این کتاب از بهترین کتاب‌ها در باب فلسفه اخلاق و روانشناسی اخلاق است</li>
<li>اخلاق اصالت، کتاب مهم و کوچک چارلز. درباره اینکه خودشکوفایی باید مقید به دو قید عقلانیت و اخلاقیت باشد و اگر انسان این کار را نکند به خود خیانت کرده است (۱۴۰)</li>
<li>مرگ ایوان ایلیچ، رمان کوتاهی از تولستوی. در آن آمده است که از کوچکی به ما یاد می‌دادند که هر انسانی می‌میرد، سقراط انسان است، پس سقراط می‌میرد اما تا چند روز پیش از مرگ این سخن را به لحاظ روانی نپذیرفته بود، چون در مواجهه با مرگ دچار حالت روانی‌ای می‌شود که قبلاً نداشت (۱۴۳)</li>
<li>پیرامون مرگ و مردن، کتاب معروف خانم کوپلر راس، درباره حالت‌های مختلف تا دم مرگ</li>
<li>در میان کتاب‌های ترجمه‌شده به فارسی بهترین کتاب‌ها کتاب‌های کارل هورنای‌اند که به خودکاوی منجر به خودشناسی می‌پردازند، هرچند همه ترجمه‌هایش مشوش و مغلوط‌اند (۱۴۲)</li>
<li>رمان سولاریس، نوشته استانیسلاو لم، که بعدها منبع الهام تارکوفسکی شد. او در اینجا مثال تلویزیون را می‌زند که اول یک شبکه داشت و انسان تمام لذتی را که داشت از آن می‌برد، اما الآن چند صد شبکه وجود دارد و هیچ‌وقت کسی از همه آنها لذت کامل نمی‌برد، چون می‌داند شبکه‌ای که هم‌اکنون در حال دیدنش است را به بهای محرومیت از چند صد شبکه دیگر می‌بیند (۱۵۰)</li>
<li>ترس‌ولرز و این یا آن، کرکگور. در این دو کتاب به بحث مرحله سوم زندگی و ماجرای ذبح فرزند ابراهیم به دست او که سبب شد هفت قاعده اخلاقی را زیر پا بگذارد می‌پردازد (۱۵۱)</li>
<li>«ای کتاب‌هایی که شما را نخواهم خواند»، مقاله‌ای از لوئیس بورخس، نویسنده طراز اول آمریکای لاتین. در خطاب به کتاب‌هایی که در کتابخانه‌اش دارد و آنها را نخوانده و می‌داند هر قدر هم که عمر کند نخواهد توانست همه آنها را بخواند. با اینکه کتاب خواندن عمل غیراخلاقی نیست، اما همین ترس از باعث رنج می‌شود (۱۵۶)</li>
<li>آهستگی، میلان کوندرا، نویسنده پست‌مدرن روزگار ما. تمام سخن او در این رمان این است که انسان چون عجله می‌کند کل زندگی خود را عاری از لذت کرده است (۱۵۷)</li>
<li>مائده‌های زمینی، آندره ژید. نمونه خوبی برای آهستگی و لذت بردن از زندگی است که می‌گوید وقتی زردآلویی را می‌خوری اول خوب در دهانت فشارش بده بعد لاشه آن را فروبده (۱۵۷)</li>
<li>تسلی‌بخش‌های فلسفه، آلن دوباتن. درباره تحول بخشیدن به زندگی (۱۵۸)</li>
<li>هنر سیروسفر، آلن دوباتن. درباره تحول بخشیدن به زندگی (۱۵۸)</li>
<li>چگونه مارسل پروست می‌تواند زندگی شما را تغییر دهد، آلن دوباتن. درباره تحول بخشیدن به زندگی (۱۵۸)</li>
<li>راهی به سوی زندگی ژرف‌تر یعنی والاتر. جامع‌ترین کتاب درباره تحول بخشیدن به زندگی (۱۵۸)</li>
<li>آثار الیزابت کوبلر راس، درباره اینکه «هرکس می‌خواهد خوب بمیرد باید خوب زندگی کند» (۱۵۷)</li>
<li>Intention نوشته الیزابت آنسکوم، شاگرد، دوست و همکار ویتگنشتاین. اثر کلاسیک در فلسفه غرب دراین‌باره که اولاً نیت به لحاظ وجودشناختی چیست و ثانیاً به لحاظ معرفت‌شناختی چگونه می‌شود به آن پی برد. پس از این کتاب تقریباً هیچ روانشناس و فیلسوف ذهنی نتوانسته است نظریه بهتری ارائه دهد (۱۶۱)</li>
<li>تاریخ چیست؟، ای. اج. کاد، با ترجمه عالی حسن کامشاد. این کتاب را بخوانید تا ببینید چطور میمونی انگشت پادشاهی را گاز گرفت و جنگ جهانی اول و از پی آن جنگ جهانی دوم شروع شد (۱۶۱)</li>
<li>بی‌نوایان، ویکتور هوگو. همیشه در بحث داوری افعال دیگران توصیه می‌کنم که آن بخش از این رمان را بخوانید که می‌گوید آن کس که بداند جنایت از چه دالان‌هایی گذر کرده است هرگز داوری نمی‌کند (۱۶۲)</li>
<li>سقوط امپراتوری <a href="http://behdashtravan.com/%d8%b2%d9%86%d8%af%da%af%db%8c%d9%86%d8%a7%d9%85%d9%87-%d9%81%d8%b1%d9%88%db%8c%d8%af-%d9%82%d8%b3%d9%85%d8%aa-%d8%a7%d9%88%d9%84/" target="_blank" rel="noopener noreferrer">فروید</a>، کتاب خیلی مهم آیزِنگ پدر، روانشناس معروف انگلیسی. وی معتقد است سخن فروید درباره تقسیم روان انسان به خودآگاه و ناخودآگاه بالمرّه نادرست است (۱۶۶)</li>
<li>زندگینامه یوگاناندا مهاناندا (۱۶۷)</li>
<li>رساله‌ای کوچک در باب فضیلت‌های بزرگ، آندره اسپونویل، فیلسوف قوی فرانسوی، با ترجمه‌ای نه‌چندان خوب مرتضی کلانتریان (این کتاب ترجمه دقیق‌تری هم دارد که نشنیده‌ام منتشر شده باشد). به زبان فارسی کتاب خوبی در باب فضایل و شمارش و ایضاح مفهومی آنهاست (۱۷۴)</li>
<li>وقعه‌الصفین، با ترجمه عالی پرویز اتابکی. در این کتاب آمده است که در جنگ صفین علی شب‌ها بر کشته‌های دشمن می‌گریست و شعری می‌خواند و به صورت می‌زد و می‌گفت ای آفتاب فردا به علی طلوع مکن که بخواهد دوباره کسانی را بکشد. اینجا عدالت با نیک‌خواهی در تعارض افتاده است (۱۷۷)</li>
<li>کتاب پدران و پسران تورگینف را بخوانید، در آن شخصیتی هست که مدارا می‌کند چون معتقد است حقیقتی وجود ندارد (۱۸۰)</li>
<li>فراسوی تناقض، موریس. کتابی در رد محال بودن ارتفاع و اجتماع نقیضین (به فارسی هم ترجمه شد) (۱۸۱)</li>
<li>Uncertainty of Mathematics، کلاین، ریاضیدان آمریکایی. وی در این کتاب مفصل، علی‌رغم همه ادعاهایی که می‌گویند فقط در ریاضیات قطعیت وجود دارد، ادعا کرد که در ریاضیات هم قطعیت وجود ندارد (۱۸۱)</li>
<li>رساله، دکارت. دکارت در ابتدای رساله‌اش می‌گوید هیچ‌چیز میان آدمیان به‌طور مساوی تقسیم نشده است مگر عقل (۱۸۱)</li>
<li>اخلاق، اسپینوزا. بحث کاملی درباره اینکه چطور ممکن است انسان دلش به حال هیچ‌کس نسوزد و درعین‌حال با نوعی فارغ‌دلی تمام به دنبال برطرف کردن درد و رنج دیگران باشد (۱۸۷)</li>
<li>فلسفه اسپینوزا، ولفسن بزرگ‌ترین شارح اسپینوزا. وی معتقد است سخن اسپینوزا در باب اینکه می‌توان بدون اینکه خود دچار درد و رنج شد از درد و رنج دیگری کاست قابل دفاع نیست (۱۸۸)</li>
<li>کتاب جامعه، سلیمان. تأکید بر این نکته که هرکه را علم حزن افزاید (۱۸۹)</li>
<li>اخلاق نیکوماخوس، ارسطو. درباره فضیلت شجاعت (۱۹۵)</li>
<li>ویتگنشتاین و حکمت و حکمت: چند رویکرد به یک مفهوم، مالک حسینی. دو کتاب خیلی آموزنده به فارسی درباره حکمت (۲۰۰)</li>
<li>رساله درباره طبیعت آدمی، دیوید هیوم. درباره تشکیک در علیت و بعد تصدیق به اینکه فهم عرفی با پذیرش علیت سازگار است (۲۰۴)</li>
<li>رمان کلکسیونر. در این رمان قهرمان (یا ضدقهرمان) داستان از بس دوست دارد محبوب خودش را حفظ کند که هیچ‌چیزی به او نرسد او را در صندوقی نگه می‌دارد تا هیچ موجودی به او کاری نداشته باشد و کاری می‌کند که او می‌میرد بله پروانه خشکیده در اختیار ماست، اما این پروانه غیر از پروانه‌ای است که هر لحظه جایی می‌رود (۲۰۴)</li>
<li>چهار مقاله درباره آزادی، آیزایا برلین، با ترجمه بسیار خوب محمدعلی موحد. درباره آزادی سلبی و آزادی ایجابی (۲۰۵، ۲۱۵)</li>
</ol>
<p><strong>نکته:</strong> اعداد داخل پرانتز، شماره‌ی صفحه‌ی جزوه است.</p>
<h2>منبع</h2>
<p><a href="https://3danet.ir/%D8%B1%D9%88%D8%A7%D9%86%D8%B4%D9%86%D8%A7%D8%B3%DB%8C-%D8%A7%D8%AE%D9%84%D8%A7%D9%82-%D9%85%D8%B5%D8%B7%D9%81%DB%8C-%D9%85%D9%84%DA%A9%DB%8C%D8%A7%D9%86/" target="_blank" rel="nofollow noopener noreferrer">صدانت</a></p>
<p>پیشنهاد کتاب مصطفی ملکیان در جلسات روانشناسی اخلاق</p>
<p>The post <a href="https://behdashtravan.com/%d9%85%d8%b9%d8%b1%d9%81%db%8c-%da%a9%d8%aa%d8%a7%d8%a8-%d9%85%d8%b5%d8%b7%d9%81%db%8c-%d9%85%d9%84%da%a9%db%8c%d8%a7%d9%86-%d8%af%d8%b1-%d8%ac%d9%84%d8%b3%d8%a7%d8%aa-%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%d8%b4/">پیشنهاد کتاب مصطفی ملکیان در جلسات روانشناسی اخلاق</a> appeared first on <a href="https://behdashtravan.com">مجله تخصصی روانشناسی بهداشت روان</a>.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://behdashtravan.com/%d9%85%d8%b9%d8%b1%d9%81%db%8c-%da%a9%d8%aa%d8%a7%d8%a8-%d9%85%d8%b5%d8%b7%d9%81%db%8c-%d9%85%d9%84%da%a9%db%8c%d8%a7%d9%86-%d8%af%d8%b1-%d8%ac%d9%84%d8%b3%d8%a7%d8%aa-%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%d8%b4/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>با هزینه‌های سنگین رواندرمانی و مشاوره روانشناسی چه کار کنیم؟</title>
		<link>https://behdashtravan.com/%d9%87%d8%b2%db%8c%d9%86%d9%87%e2%80%8c%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%b3%d9%86%da%af%db%8c%d9%86-%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%d8%af%d8%b1%d9%85%d8%a7%d9%86%db%8c-%d9%88-%d9%85%d8%b4%d8%a7%d9%88%d8%b1%d9%87-%d8%b1/</link>
					<comments>https://behdashtravan.com/%d9%87%d8%b2%db%8c%d9%86%d9%87%e2%80%8c%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%b3%d9%86%da%af%db%8c%d9%86-%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%d8%af%d8%b1%d9%85%d8%a7%d9%86%db%8c-%d9%88-%d9%85%d8%b4%d8%a7%d9%88%d8%b1%d9%87-%d8%b1/#comments</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[بهروز هاشمی]]></dc:creator>
		<pubDate>Wed, 12 Jun 2019 12:41:09 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[آسیب شناسی]]></category>
		<category><![CDATA[رواندرمانی]]></category>
		<category><![CDATA[خدمات روانشناختی]]></category>
		<category><![CDATA[دکتر روانکاو]]></category>
		<category><![CDATA[رشد فردی]]></category>
		<category><![CDATA[روانشناس]]></category>
		<category><![CDATA[روانشناسی]]></category>
		<category><![CDATA[روانکاو]]></category>
		<category><![CDATA[قیمت روانشناس]]></category>
		<category><![CDATA[مشاوره]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://behdashtravan.com/?p=6877</guid>

					<description><![CDATA[<p>وقتی با مردم و اطرافیانم صحبت می‌کنم، معمولا از هزینه‌های سنگین رواندرمانی و مشاوره روانشناسی گلایه می‌کنند.آنها معمولا می‌گویند مراجعه به روانشناس به حدی گران است، که آنها کلا از ان صرف نظر می‌کنند. با توجه به شرایط موجود صحبت آنها کاملا قابل درک است . در این نوشته اصلا سعی ندارم نشان دهم که &#8230;</p>
<p>The post <a href="https://behdashtravan.com/%d9%87%d8%b2%db%8c%d9%86%d9%87%e2%80%8c%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%b3%d9%86%da%af%db%8c%d9%86-%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%d8%af%d8%b1%d9%85%d8%a7%d9%86%db%8c-%d9%88-%d9%85%d8%b4%d8%a7%d9%88%d8%b1%d9%87-%d8%b1/">با هزینه‌های سنگین رواندرمانی و مشاوره روانشناسی چه کار کنیم؟</a> appeared first on <a href="https://behdashtravan.com">مجله تخصصی روانشناسی بهداشت روان</a>.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>وقتی با مردم و اطرافیانم صحبت می‌کنم، معمولا از هزینه‌های سنگین رواندرمانی و مشاوره روانشناسی گلایه می‌کنند.آنها معمولا می‌گویند مراجعه به روانشناس به حدی گران است، که آنها کلا از ان صرف نظر می‌کنند. با توجه به شرایط موجود صحبت آنها کاملا قابل درک است . در این نوشته اصلا سعی ندارم نشان دهم که هزینه‌های رواندرمانی و مشاوره روانشناسی سنگین نیست، بلکه تلاشم بر این است که چیزهایی را که شاید قبل از شروع درمان شفاف نیست، توضیح دهم. این توضیحات از سه منبع الهام گرفته شده‌اند: ۱٫ تجربیات شخصی من در فرایند یادگیری رواندرمانی و گذراندن درمان‌های مختلف با استادها و رواندرمانگران خودم. ۲٫ کار با مراجعین   ۳٫ مطالعات و استفاده از تجارب دیگران</p>
<p>&nbsp;</p>
<p>معمولا وقتی از قیمت‌های بالای روانشناس حرف می‌زنیم نکاتی وجود دارد که آن را نمی‌بینیم(چون خودمان اثر آن را تجربه نکردیم). به همین منظور در زیر به شرح ۷ نکته مهم در مورد هزینه‌های سنگین رواندرمانی و مشاوره روانشناسی می‌پردازیم</p>
<h2><span style="color: #000000;">هفت نکته مهم درمورد هزینه‌های سنگین رواندرمانی و مشاوره روانشناسی</span></h2>
<p>&nbsp;</p>
<h3><strong>رواندرمانی یک سرمایه‌گذاری فوق‌العاده است</strong></h3>
<p><strong><br />
</strong>همه ما به واسطه محیط رشدی و تجربیات قدیمی دچار <a href="http://behdashtravan.com/%d8%a7%d8%b6%d8%b7%d8%b1%d8%a7%d8%a8-%d8%a7%d8%b2-%d9%86%da%af%d8%a7%d9%87-%d9%81%d8%b1%d9%88%db%8c%d8%af/" target="_blank" rel="noopener noreferrer">روانرنجوری</a> و موانع ذهنی زیادی می‌شویم. <a href="http://behdashtravan.com/%d8%b2%d9%86%d8%af%da%af%db%8c%d9%86%d8%a7%d9%85%d9%87-%d9%81%d8%b1%d9%88%db%8c%d8%af-%d9%82%d8%b3%d9%85%d8%aa-%d8%a7%d9%88%d9%84/" target="_blank" rel="noopener noreferrer">فروید</a> معتقد است که هر قدر هم سبک فرزندپروری ما کامل اجرا شود باز ایجاد این روانرنجوری‌ها اجتناب‌ناپذیر است. از آنجا که از نظر فروید واقعیت هیچ‌گاه صددرصد ارضا کننده نیست و کودک عمیقا بی‌دفاع است، کودک دست به ابزاری روانشناختی می‌زند که از این واقعیت به نوعی اجتناب کند و آن را نپذیرد. این ابزار که در کودکی برای ما گاهی مفید بودند و در بزرگسالی مانع تجارب رشدی و مهم می‌شوند، <a href="http://behdashtravan.com/%d9%85%da%a9%d8%a7%d9%86%db%8c%d8%b2%d9%85-%d8%af%d9%81%d8%a7%d8%b9%db%8c/" target="_blank" rel="noopener noreferrer">مکانیزم دفاعی</a> نامیده می‌شوند. این مکانیزم‌های قدیمی و ناهشیار، معمولا کار ما را در زندگی سخت‌تر می‌کنند.</p>
<p>اجازه بدهید با یک مثال ادامه دهم، کودکی که دائما تحت فشار انتقاد والدین خود بوده همیشه احساس می‌کند که نقصی در وجودش نهفته است. او با این احساس نقص و حقارت بزرگ می‌شود. در بزرگسالی هر کس به او انتقاد ساده یا مخالفتی بکند، به شدت اشفته و عصبانی می‌شود و سعی می‌کند با مقابله به مثل به این احساس حقارت پاسخ دهد (به نحوی دیگر نمی‌خواهد در شرایط انتقاد، نقص و حقارت باشد ولی ناخودآگاه به آن دامن می‌زند). به واسطه این رفتار انتقام‌جویانه، بعد از مدتی از سر کار اخراج می‌شود، مسیر رویاهایش مخدوش می‌شود و روابط عاطفی‌اش به شدت اسیب می‌بینند. حالا او بیشتر احساس نقص می‌کند.</p>
<p>حالا با در نظر گرفتن مثال بالا، می‌بینم اگر فرد مذکور انعطاف بیشتری در برابر احساس نقص و حقارت داشت، شاید اوضاع مالی بهتری داشت، روابط سازنده‌تری داشت و استعدادهایش را بهتر شکوفا می‌کرد و دیگر احساس نقص نمی‌کرد. حضور چنین فردی در رواندرمانی و اصلاح اشتباهاتی که در طول رشد برای او شکل گرفته، جنبه سرمایه گذاری فوق‌العاده‌ای دارد. او با پرداخت هزینه‌ای موقت ابزار دائمی بدست می‌آورد که یک عمر از ان استفاده می‌کند.</p>
<p>بگذارید با چند مثال عددی ملموس ادامه دهم. روزی که خودم قصد کردم درمان بلندمدتی را شروع کنم، هزینه‌های درمان با توجه به درآمدم در آن دوران، خیلی سنگین و تقریبا غیر ممکن به نظر می‌رسیدند. به هر زحمتی بود، این هزینه را جور کردم و در کمال تعجب در کمتر از ۶ ماه درآمد من تقریبا دو برابر شد. درمان باعث شده بود تمام موانع و ترس‌های بی‌موردی را که باعث شده بود درآمد کمی داشته باشم، کنار بگذارم. در آخر نه تنها هزینه‌های جلسات را به سادگی می‌پرداختم، مشکلات مالی دیگرم هم بر طرف شد.</p>
<p>مراجع دیگری داشتم که پتانسیل بالایی برای درآمدزایی داشت اما با درآمد کمی زندگی می‌کرد و سعی می‌کرد تا حد امکان از محیط‌های اجتماعی غنی و رشد دهنده فاصله بگیرد. علاوه بر این وظایف اساسی‌اش در دانشگاه به شدت مختل شده بودند و اضافه وزن داشت. در کمتر از نه ماه درآمد او سه برابر شد(که البته از قبل پتانسیل ان را داشت ولی استفاده نمی‌کرد و ما فقط ان را فعال کردیم)، دانشگاهش روی غلتک افتاد و شروع به کاهش وزن کرد.</p>
<p>روانشناسان معتقدند که یک درمان باید همه جانبه باشد. به چنین درمانی BIO-PSYCHO-SOCIAL (زیستی-اجتماعی و روانی) می‌گویند. اگر فقط به موانع ذهنی و روانی بپردازیم یا برای مشکلات فقط دارو تجویز کنیم و فکری به حال مشکلات اجتماعی فرد نکنیم، درمان ناقص می‌ماند. درمانگر باید به خوبی جای زخم مراجع را بشناسد و با کمک مراجع آن را برطرف کند. مسلما یکی از مشکلات اساسی ما مشکلات اجتماعی و درآمد است. درمان کمک می‌کند پتانسیل‌های خود را برای درامدزایی و رشئ بشناسیم و آنها را به خوبی شکوفا کنیم. البته همیشه قرار نیست درآمد زیاد شود، گاهی مشکل مراجع اصلا درامد نیست.</p>
<h3><strong>ما فکر می‌کنیم خودمان از پس مشکلات روانی خود بر می‌آییم</strong></h3>
<p>مسلما فرد با توجه به تیپ شخصیتی‌اش ممکن است تا حدی در حل مشکلات روانی کودکی‌اش موفق باشد اما در اغلب اوقات هر قدر هم که فرد مطالعه زیادی کند و از شرایطش اگاه شود درمان رخ نمی‌دهد. بسیاری از بزرگان و نوابغ تاریخ از پس چنین مشکلاتی به تنهایی بر نیامدند. کتاب <a href="http://behdashtravan.com/%d9%81%d9%84%d8%b3%d9%81%d9%87-%d9%86%db%8c%da%86%d9%87-%d8%a7%d8%b2-%d9%86%da%af%d8%a7%d9%87-%d8%ac%d8%b0%d8%a7%d8%a8-%d9%85%d8%b5%d8%b7%d9%81%db%8c-%d9%85%d9%84%da%a9%db%8c%d8%a7%d9%86/" target="_blank" rel="noopener noreferrer">وقتی نیچه گریست</a> سعی می‌کند چنین موضوعی را توضیح دهد.</p>
<p>برای ما انسان‌ها که در رابطه آسیب دیده‌ایم، شفا فقط در رابطه و دوستی اتفاق می‌افتد. درمانگر تبدیل به شنونده و مراقبی می‌شود که هیچ‌وقت نداشتیم. پس وقتی فکر کنیم همه‌توانیم و خودمان بلدیم خودمان را درمان کنیم، قطعا چرا باید پول اضافه به درمانگر بدهیم؟ این خودسوپرمن انگاری یا همه‌توانی یکی از همان مکانیزم‌هایی است که مانع دیدن واقعیت و موفقیت ما در زندگی می‌شود.</p>
<h3><strong>رواندرمانگران پولکی و سودجو هستند </strong></h3>
<p>این جمله را زیاد می‌شنوم. مسلما ما روانشناس‌ها در ایجاد چنین نظری نقش داشته‌ایم. امیدوارم بتوانیم با عملکرد مناسب این ذهنیت را تغییر دهیم. در کتاب هنر درمان، <a href="http://behdashtravan.com/%da%a9%d8%aa%d8%a7%d8%a8%e2%80%8c%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%a7%d8%b1%d9%88%db%8c%d9%86-%db%8c%d8%a7%d9%84%d9%88%d9%85/" target="_blank" rel="noopener noreferrer">یالوم</a> در دو فصل مزایا و معایب شغل رواندرمانی را نوشته است. در آن به خوبی نشان می‌دهد که اگر به دنبال ثروت‌اندوزی هستید، روانشناس شدن یک اشتباه بزرگ است. رواندرمانگران باید بخش زیادی از درامد خود را هزینه بازسازی روانی خود کنند. به این هزینه‌ها هزینه‌های جاری، هزینه دفتر مناسب، دوره‌های مدرن درمانی و تحت درمان قرار گرفتن مداوم را هم اضافه کنید.</p>
<p>بگذریم. در نهایت در نظر داشته باشید که حتی درمانگران سودجو هم الزاما بی‌کفایت نیستند، آنها هم شاید بتوانند گره از کار شما باز کنند.</p>
<h3><strong>نکته ای که در نظر نمی‌گیرید این است که درمانگران ممکن است مشکل مالی شما را در نظر بگیرند و به شرایط شما کمک کنند</strong></h3>
<p>مسلما هیچ درمانگری دوست ندارد با خدماتی که ارائه می‌شود مانند کالایی برخورد شود که بر سر آن چانه می‌زنند، اما معمولا اگر درمانگری مطمئن باشد که مراجع واقعا توان پرداخت ندارد، ممکن است در پرداخت هزینه‌ها کمک کند. ممکن است بخشی از هزینه را کم کند، یا به بعد موکول کند و یا قسط بندی کند. از انجا که تیپ شخصیتی روانشناس به تیپ‌های امدادگر نزدیک است، برای این که مشکل خود را بیان کنید، درنگ نکنید، <strong>ممکن است پاسخ مطلوبی بگیرید.</strong></p>
<p>این نوع کمک‌رسانی برای من همیشه خوشایند بوده است. در این فرایند کسی که پول زیادی ندارد از موهبت درمان برخوردار می‌شود و با قوی شدن در فرایند درمان، درآمد بهتری خواهد داشت و هزینه‌های معوقه را پرداخت می‌کند. فکر نمی‌کنم چنین موضوعی برای درمانگری ناخوشایند باشد. این معامله کاملا برد-برد است.</p>
<h3><strong>ما اهمیت سلامت یا بهداشت روان را نمی‌دانیم</strong></h3>
<p>ما معمولا به راحتی حاضریم برای جسم خود و درمان آن هزینه کنیم، چون آن را اجتناب‌ناپذیر قلمداد می‌کنیم. از آنجا که فکر می‌کنیم خودمان به تنهایی می‌توانیم از پس مشکلات روانی برآییم یا بر این باوریم خودش خودبه‌خود درست می‌شود، هزینه برای<a href="http://behdashtravan.com" target="_blank" rel="noopener noreferrer"> بهداشت روان</a> را در اولویت پایین‌تری قرار می‌دهیم.</p>
<h3><strong>اهمیت ندادن به رشد فردی</strong></h3>
<p>ما معمولا فقط برای رهایی از درد و رنج ناشی از یک اختلال به درمانگر رجوع می‌کنیم. اگر تحت فشار روانی نباشیم، نیازی به بهتر شدن شرایط نمی‌بینیم. <strong>یکی از دشواری‌های رشد کردن این است که ما قبل از شروع آن، نمی‌دانیم چه چیزی بدست خواهیم آورد.</strong> این موضوع گاهی باعث می‌شود مزایای رشد را نبینیم. به طور مثال یکی از مراجعین، با گذر مدتی از درمانش، بعد از این که سالها موفق به رانندگی نشده بود، توانست رانندگی کند. رانندگی هیچوقت موضوع بحث جلسات نبود، اما چون برخی مسائل مانند ضعف عزت نفس، احساس بی‌کفایتی و اضطراب در مراجع از ریشه حل شده بود، توانست به سادگی رانندگی کند. مغز ما برای چیزی که نتیجه آن را نداند ، معمولا تمرکز کافی (هزینه، وقت و انرژی روانی) نمی‌گذارد. از این رو چون مزایا و محصولات فرعی آن از قبل کاملا مشخص نیست، انگیزه ما برای شروع آن کم می‌شود و حس می‌کنیم سرمایه‌گذاری صحیحی نیست.</p>
<h3><strong>درمان موثر اثری دائمی خواهد داشت</strong></h3>
<p><strong><br />
.</strong> اگر یک بار مساله‌ای از ریشه درست شود، ان مساله برای همیشه درون وجود ما حل خواهد شد و در آینده مشکلات کمتری ایجاد خواهد کرد. شاید ما برای مدتی برای اصلاح مسیر زندگی‌مان که چند دهه به طول انجامیده، زیر بار فشار رویم اما برای همیشه از مهارت‌های روانشناختی آن استفاده می‌کنیم.</p>
<p>&nbsp;</p>
<h3>جمع‌بندی</h3>
<p>من کییفیت زندگی خودم را تا حد زیادی مدیون رواندرمانی‌های مناسبی می‌دانم که پشت سر گذاشتم. همچنین تاثیر مثبت زیادی را روی مراجعان دیدم. یکی از اهداف نوشتن این مطلب این بود که تجربه خودم را بتوانم با دیگران به اشتراک بگذارم.</p>
<p>برای این که بتوانید با روند و شیوه تاثیر گذاری رواندرمانی آشنا شوید بد نیست ویدئوی زیر را ببینید</p>
<a href="http://behdashtravan.com/%D9%87%D8%B2%DB%8C%D9%86%D9%87%E2%80%8C%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%B3%D9%86%DA%AF%DB%8C%D9%86-%D8%B1%D9%88%D8%A7%D9%86%D8%AF%D8%B1%D9%85%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D9%88-%D9%85%D8%B4%D8%A7%D9%88%D8%B1%D9%87-%D8%B1/" target="_blank" class="shortc-button medium green "><span class="fa " aria-hidden="true"></span> رواندرمانی چطوراثر می‌کند</a>
<p><strong>نام مقاله</strong>: با هزینه‌های سنگین رواندرمانی و مشاوره روانشناسی چه کار کنیم؟<br />
<strong>&#8220;نویسنده</strong>: &#8220;<a href="http://ravandarmani.org" target="_blank" rel="noopener noreferrer">بهروز هاشمی</p>
<p></a><br />

		<div class="box info  aligncenter" style="width:100%">
			<div class="box-inner-block">
				<span class="fa tie-shortcode-boxicon"></span><a href="http://behdashtravan.com/%D8%AA%D8%A7%D8%AB%DB%8C%D8%B1-%D8%B1%D9%88%D8%A7%D9%86%DA%A9%D8%A7%D9%88%DB%8C-%D8%A8%D9%84%D9%86%D8%AF%D9%85%D8%AF%D8%AA-%D9%88-%D9%86%D8%AA%DB%8C%D8%AC%D9%87-%D8%A2%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%D8%B2%D9%86/" target="_blank" rel="noopener noreferrer">برای اطلاعات بیشتر در مورد مزایای رواندرمانی کلیک کنید</a>.<br />

			</div>
		</div>
	
<a href="http://behdashtravan.com/%d9%85%d8%b1%da%a9%d8%b2-%d9%85%d8%b4%d8%a7%d9%88%d8%b1%d9%87-%d9%88-%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%e2%80%8c%d8%af%d8%b1%d9%85%d8%a7%d9%86%db%8c-%d8%b4%da%a9%d9%88%d9%81%d8%a7%db%8c%db%8c/" target="_blank" class="shortc-button medium green "><span class="fa " aria-hidden="true"></span> برای تعیین وقت مشاوره و رواندرمانی روی لینک زیر کلیک کنید</a>
<p>The post <a href="https://behdashtravan.com/%d9%87%d8%b2%db%8c%d9%86%d9%87%e2%80%8c%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%b3%d9%86%da%af%db%8c%d9%86-%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%d8%af%d8%b1%d9%85%d8%a7%d9%86%db%8c-%d9%88-%d9%85%d8%b4%d8%a7%d9%88%d8%b1%d9%87-%d8%b1/">با هزینه‌های سنگین رواندرمانی و مشاوره روانشناسی چه کار کنیم؟</a> appeared first on <a href="https://behdashtravan.com">مجله تخصصی روانشناسی بهداشت روان</a>.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://behdashtravan.com/%d9%87%d8%b2%db%8c%d9%86%d9%87%e2%80%8c%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%b3%d9%86%da%af%db%8c%d9%86-%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%d8%af%d8%b1%d9%85%d8%a7%d9%86%db%8c-%d9%88-%d9%85%d8%b4%d8%a7%d9%88%d8%b1%d9%87-%d8%b1/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>2</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>مکتب ساخت‌گرایی</title>
		<link>https://behdashtravan.com/%da%a9%d9%be%db%8c-%d9%85%da%a9%d8%aa%d8%a8-%d8%b3%d8%a7%d8%ae%d8%aa%e2%80%8c%da%af%d8%b1%d8%a7%db%8c%db%8c/</link>
					<comments>https://behdashtravan.com/%da%a9%d9%be%db%8c-%d9%85%da%a9%d8%aa%d8%a8-%d8%b3%d8%a7%d8%ae%d8%aa%e2%80%8c%da%af%d8%b1%d8%a7%db%8c%db%8c/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[بهروز هاشمی]]></dc:creator>
		<pubDate>Tue, 21 May 2019 10:30:44 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[مکاتب روانشناسی]]></category>
		<category><![CDATA[تیچنر]]></category>
		<category><![CDATA[درون نگری]]></category>
		<category><![CDATA[رفتارگرایی]]></category>
		<category><![CDATA[روانشناسی]]></category>
		<category><![CDATA[روانشناسی جدید]]></category>
		<category><![CDATA[ساختگرایی]]></category>
		<category><![CDATA[علم جدید]]></category>
		<category><![CDATA[فرابند ذهنی]]></category>
		<category><![CDATA[گشتالت]]></category>
		<category><![CDATA[وونت]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://behdashtravan.com/?p=3004</guid>

					<description><![CDATA[<p>مکتب ساخت‌گرایی ساخت‌گرایی: وونت، تحت تأثیر فلاسفه تجربه‌گرا که معلومات انسان را منحصراً مشتق از تجربه می‌دانستند و بررسی آن را وجهه همت خویش قرار داده بودند، موضوع علم جدید خود را «تجربه بی‌واسطه»، یعنی مشاهده محتویات ذهن، معرفی کرد و آن را در مقابل «تجربه باواسطه» قرار داد که معلوماتی در مورد چیزی جز &#8230;</p>
<p>The post <a href="https://behdashtravan.com/%da%a9%d9%be%db%8c-%d9%85%da%a9%d8%aa%d8%a8-%d8%b3%d8%a7%d8%ae%d8%aa%e2%80%8c%da%af%d8%b1%d8%a7%db%8c%db%8c/">مکتب ساخت‌گرایی</a> appeared first on <a href="https://behdashtravan.com">مجله تخصصی روانشناسی بهداشت روان</a>.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>مکتب ساخت‌گرایی</h2>
<p><strong>ساخت‌گرایی</strong>: وونت، تحت تأثیر فلاسفه تجربه‌گرا که معلومات انسان را منحصراً مشتق از تجربه می‌دانستند و بررسی آن را وجهه همت خویش قرار داده بودند، موضوع علم جدید خود را «تجربه بی‌واسطه»، یعنی مشاهده محتویات ذهن، معرفی کرد و آن را در مقابل «تجربه باواسطه» قرار داد که معلوماتی در مورد چیزی جز خود تجربه فراهم می‌کند.</p>
<p>مراد از تجربه موردمطالعه روانشناسی علمی جدید، همان تصاویر ذهنی مربوط به تأثرات حواس انسان از محیط خارج است که کل آنها ذهن انسان را تشکیل می‌دهند. برای مثال اگر به گلی نگاه کنیم، تجربه بی‌واسطه ما همان احساس‌هایی است که از گل بر ذهن ما برجای‌مانده و به‌صورت تصورات مختلف مربوط به رنگ، شکل و روشنی گل می‌باشد. اگر به‌جای توجه به این احساس‌های حاصل از دیدن گل، به خود گل توجه کنیم و مثلاً بگوییم «گل قرمز است»، این گفته می‌رساند که توجه اصلی ما به گل است نه به تجربه رنگ قرمز. تجربه بی‌واسطه به نظر <a href="https://fa.wikipedia.org/wiki/%D9%88%DB%8C%D9%84%D9%87%D9%84%D9%85_%D9%88%D9%88%D9%86%D8%AA" target="_blank" rel="noopener">وونت</a> عاری از هرگونه تعبیر و تفسیر از سوی تجربه کننده می‌باشد. اطلاق عنوان گل قرمز به آنچه دیده‌ایم، حاصل تعبیر و تفسیری است که به کمک تجربه‌های گذشته و فعالیت‌های فکری مربوط به یادگیری‌های ما به‌دست‌آمده است و مربوط به ادراک آنی و بی‌واسطه و عاری از شائبه تعبیر و تفسیر نیست.</p>
<p>هنگامی‌که تجربه درد دندان خویش را توصیف می‌کنیم، با تجربه بی‌واسطه سروکار داریم. بااین‌همه اگر بگوییم «من دندان درد دارم» با تجربه باواسطه مقابل هستیم. در این صورت توجه به صرف احساس نشده بلکه به دندان که مفهوم اجتماعی است و به درد آن توجه کرده‌ایم. در تجربه روان‌شناختی اگر به جای تجربه بی‌واسطه به مشاهده اشیا بپردازیم، در اصطلاح «دچار خطای محرک» شده‌ایم. درواقع شیء مورد مشاهده و تجربه نباید برحسب اصطلاحات روزمره در زبان عادی توصیف شود، بلکه برحسب محتوای ذهن هشیار باید وصف گردد. به همین جهت بوده است که روانشناسی وونت را، روانشناسی محتوایی نامیده‌اند.</p>
<p>هنگامی‌که توجه محقق درون‌نگر، به‌جای فرایند آگاهی، به شیء محرک متمرکز می‌شود، نمی‌تواند دلبستگی‌های خود را درباره آنشی از تجربه بی‌واسطه‌اش جدا کند. به عقیده وونت، تجربه‌های اساسی مانند تجربه رنگ قرمز در مثال بالا، حالت‌های اساسی شعور یا عناصر ذهن را تشکیل می‌دهند. وونت می‌خواست ذهن یا آگاهی را به اساسی‌ترین و اصلی‌ترین اجزای ترکیبی آن تجزیه کند. دقیقاً همان کاری که علمای طبیعی در موضوع موردتحقیقشان، که جهان مادی است انجام می‌دهند.</p>
<p><img decoding="async" class="aligncenter wp-image-3007 size-full" src="http://behdashtravan.com/wp-content/uploads/2018/01/مکتب-ساخت-گرایی-1.jpg" alt="مکتب ساخت‌گرایی" width="500" height="500" srcset="https://behdashtravan.com/wp-content/uploads/2018/01/مکتب-ساخت-گرایی-1.jpg 500w, https://behdashtravan.com/wp-content/uploads/2018/01/مکتب-ساخت-گرایی-1-150x150.jpg 150w, https://behdashtravan.com/wp-content/uploads/2018/01/مکتب-ساخت-گرایی-1-300x300.jpg 300w" sizes="(max-width: 500px) 100vw, 500px" /></p>
<p>تیچنر نیز تجربه را موضوع روانشناسی می‌داند. (۱) او می‌گوید کلیّه علوم موضوع واحدی (جنبه‌ای از تجربه انسان) را مطالعه می‌کنند. اما هرکدام با بعد خاصی از تجربه انسان سروکار دارند. موضوع مشخص موردمطالعه روانشناسی عبارت است از تجربه انسان از نظر اتکای آن بر شخص تجربه کننده. این تجربه با آنچه مثلاً به‌وسیله فیزیک موردمطالعه قرار می‌گیرد، کاملاً متفاوت است. نور و صوت ممکن است به‌وسیله فیزیکدان یا متخصّص روانشناسی مطالعه شود. فیزیکدان به آن از دیدگاه فرایندهای فیزیکی نگاه می‌کند، درصورتی‌که روانشناس برحسب اینکه چگونه توسط مشاهده‌گر انسانی تجربه می‌شود به آن می‌نگرد. تیچنر می‌گوید که سایر علوم در بررسی تجربه، به شخص تجربه کننده وابسته نیستند. مثلاً درجه حرارت در یک اتاق ممکن است ۴۰ درجه باشد، خواه کسی میزان گرمای اتاق را تجربه کند یا نکند. اما اگر محققی در اتاقی باشد و گزارش دهد که احساس ناراحتی می‌کند، این احساس توسّط شخص تجربه کننده احساس شده و به او نیز متکی است. درواقع فقط همین تجربه است که موضوع علم روانشناسی است. به مثالی دیگر در مورد مکان، زمان و جرم توجه کنیم؛ مکان فیزیکی که عبارت از فضای هندسی، نجومی و زمین‌شناسی است، همیشه و همه جا ثابت است. زیرا واحد آن سانتیمتر است و سانتیمتر نیز همه جا و هر وقت که به کار برده شود دقیقاً یک چیز و یک اندازه است. زمان فیزیکی نیز شبیه مکان فیزیکی ثابت و واحدش ثانیه است. جرم فیزیکی نیز ثابت، واحدش گرم و مقدارش در همه جا و همیشه برابر است. در اینجا با تجربه‌هایی از مکان، زمان و جرم روبه‌رو هستیم که به عنوان تجربه‌های مستقل از شخصی که آنها را تجربه می‌کند تلقی شده‌اند. حال به دیدگاه‌هایی که شخص تجربه کننده نیز به‌حساب می‌آید، تغییر موضع می‌دهیم. دو خطّ عمودی در تصویر زیر از نظر فیزیکی برابر هستند. برحسب واحد سانتیمتر اندازه‌گیری شده‌اند. اما به نظر شما که به آنها نگاه می‌کنید برابر نیستند. یا ساعتی را که در اتاق انتظار می‌گذرانید با ساعتی که صرف دیدن نمایشنامه جالبی می‌کنید از نظر فیزیکی برابرند. هر دو در واحد ثانیه محاسبه و اندازه‌گیری می‌شوند. اما به نظر شما یکی به‌کندی سپری می‌شود و دیگری سریع می‌گذرد. بنابراین دو ساعت از نظر شما برابر نیستند. یا دو جعبه مقوایی کروی با اقطار مختلف در اختیار بگیرید (یکی با قطر ۲ سانتیمتر و دیگری با قطر ۸ سانتیمتر) و در آنها سنگریزه بریزید، به‌طوری‌که وزن هر دو ۵۰ گرم شود. دو جرم از نظر وزن برابرند و اگر آنها را در کفه ترازو بگذاریم، تعادل برقرار خواهد شد. اما هنگامی‌که آنها را در دست بگیرید یا بلند کنید، جعبه با قطر کوچک‌تر به‌طور قابل‌ملاحظه‌ای سنگین‌تر به نظر می‌رسد. در اینجا ما با تجربه مکان، زمان و جرم روبه‌رو هستیم که به عنوان تجربه متکی بر شخص تجربه کننده آنها تلقی شده‌اند. این نوع تجربه با آنچه قبلاً درباره آن بحث کردیم، تجربه واحدی به حساب می‌آیند. اما دیدگاه نخستین، قوانین و واقعیت‌های فیزیکی را به دست می‌دهد درصورتی‌که دیدگاه دوم، واقعیت‌ها و قوانین روان‌شناختی را ارائه می‌کند. ازاین‌جهت علوم تنها از طریق دیدگاه‌های مختلفی که به موضوعات می‌پردازند، از هم جدا می‌شوند.</p>
<p>بااین‌همه تیچنر معتقد است که از موضوع روانشناسی نمی‌توان تعریف روشنی به دست داد و چنین تلاشی نیز به عمل نمی‌آورد. او فرض را بر این قرار می‌دهد که هرکس در بادی امر می‌داند که تجربه انسان یعنی چه. فقط توجه به اینکه با چه جنبه‌ای از آن روبه‌روست ضرورت دارد- یعنی آیا با تجربه مستقل روبه‌روست که متعلق به دنیای طبیعی است و یا با تجربه غیرمستقل که مربوط به دنیای روان‌شناختی است- والا هر نوع تعریف بیشتری از موضوع روانشناسی غیرممکن است. محقق تنها از طریق خود تجربه ممکن است نوع آن را تشخیص دهد. (۲)</p>
<h2>۱- آگاهی و ذهن</h2>
<p>تیچنر آگاهی را به‌عنوان حاصل جمع تجربه‌های شخصی، آن‌طور که در لحظه معین وجود دارند، تعریف می‌کرد و ذهن را حاصل جمع تجربه‌های شخصی که طی دوران زندگی متراکم شده است می‌داند. بنابراین ذهن و آگاهی به‌طورکلی یک چیز هستند و هر دو موضوع علم روانشناسی را تشکیل می‌دهند.</p>
<h2>۲- اصطلاح فرایند ذهنی به‌جای آگاهی و ذهن</h2>
<p>برجسته‌ترین واقعیت در دنیای تجربه بشری، واقعیت تغییر است. درواقع، همه‌چیز در حرکت است و هیچ‌چیز ثابت نمی‌ماند. هرچه را می‌بینیم و از هر دیدگاهی که به آن می‌نگریم، فرایند حدوث را همراه آن می‌یابیم و ثبات و همیشگی در هیچ جا نیست. بشر تلاش کرده است تا این حرکت را متوقف سازد و به جهان تجربه با فرض وجود دو جوهر ثابت مادّه و ذهن ثبات بخشد؛ رخدادهای جهان فیزیکی نمودهای مادّه فرض شده‌اند و رخدادهای جهان ذهنی نمودهای ذهن. البته چنین فرضی ممکن است در مرحله‌ای از تفکر بشر دارای ارزش باشد، اما هر فرضیه که با واقعیت‌ها تطبیق نکند باید دیر یا زود کنار گذارده شود. به همین جهت فیزیکدانان فرض جوهری بودن مادّه را رها کردند و روانشناسان نیز فرضیه لایتغیر و جوهری بودن ذهن را. درواقع، دسته اخیر به این نتیجه رسیده‌اند که اشیای ثابت و جوهری به دنیای علم- فیزیک یا روانشناسی- تعلق ندارند، بلکه به جهان متافیزیک متعلق‌اند.</p>
<p>دیدیم که تیچنر ذهن را به‌عنوان مجموعه کلی تجربه انسان و تجربه متکی بر شخص تجربه کننده تعریف می‌کند. مرادش از شخص تجربه کننده موجود زنده و فرد سازمان یافته است که برای مقاصد روان‌شناختی می‌توان آن را به دستگاه عصبی و متعلقات آن تقلیل داد. در نتیجه ذهن را عبارت از مجموعه کلی تجربه متکی بر دستگاه عصبی معرفی می‌کند و از طرفی دیگر چون تجربه انسان همواره به‌صورت فرایند، و در حال تغییر می‌باشد، می‌توان با عبارت خلاصه‌تری چنین گفت که ذهن مجموعه کل فرایندهای ذهنی است. (۳)</p>
<p>اصطلاح «مجموعه کلی»(۴) این معنی را می‌رساند که ما با همه تجربه‌مان ارتباط داریم و نه با بخش محدودی از آن. صفت ذهنی متضمّن این معناست که ما با جنبه غیرمستقل تجربه- آن‌طور که تحت کنترل دستگاه عصبی است- در ارتباط هستیم؛ و «فرایند» اشاره به این معنی دارد که موضوع موردمطالعه ما، جریان و حرکتی دائمی است و عبارت از مجموعه‌ای از اشیاء لایتغیر نیست.<br />
درصورتی‌که ذهن را رشته‌ای از فرایندها تصور کنیم، چگونه با شخصی بودن ذهن (ذهن من) و تداوم شخصیت در سراسر عمر سازش برقرار کنیم. دیگر اینکه به فرض شخصی بودن ذهن، آیا این حالت دائمی است و هرگز پیش نمی‌آید که انسان خود را فراموش کند یا خود را نادیده بگیرد و علیه خود حمل نماید؟ سؤال دیگر اینکه آیا شخصیت انسان بدون تغییر است؟ آیا شما در دوره بزرگ‌سالی همانید که در دوره کودکی بوده‌اید؟ آیا زمانی که سرحال و با حوصله می‌باشید و در بهترین وضع قرار دارید یا زمانی که شدیداً احساس ناراحتی می‌کنید شخصیت شما تغییری نکرده است؟ در اینجا سؤالی در ارتباط با تجربه کننده نیز مطرح می‌شود: آیا او ارگانیسمی جسمانی است؟ آیا ذهن نیز مانند ماده، دارای جا و مکان است؟</p>
<p>تیچنر در پاسخ این سؤالات می‌گوید: «مسلماً تجربه‌ای که از خود و خویشتن داریم، شخصی (۵) و به‌صورت متناوب است و استمرار ندارد. و تجربه شخصی علاوه بر اینکه متناوب است، در زمان‌های مختلف، از عواملی بسیار متفاوت ترکیب می‌یابد. او می‌گوید: ذهن نامریی است زیرا دیدن، که فرایندی ذهنی است، خود ذهن است؛ غیرملموس می‌باشد، زیرا لمس کردن، خود ذهن است. تجربه دیدن و لمس کردن به شخص تجربه کننده متکی است. اما فهم متعارف بر این واقعیت گواهی می‌دهد که ذهن مکانی است، جایی دارد؛ ما از فکری که در سر داریم و از دردی که در پا احساس می‌نماییم صحبت می‌کنیم.»</p>
<p>«آگاهی»، در کتب لغت، معانی مختلفی دارد که در اینجا تنها به دو کاربرد اساسی کلمه اشاره می‌کنیم:</p>
<p>نخست آگاهی به معنای آگاهی نسبت به فرایندهای «خود» است. درست همان‌طور که ذهن از دیدگاه باور عامه و فهم متعارف، آن خود درونی است که فکر می‌کند، به یاد می‌آورد، انتخاب می‌نماید، استدلال می‌کند و به هدایت حرکات بدن می‌پردازد، همان‌طور هم، آگاهی یا شعور، علم درونی به این تفکر و اداره کردن است. شما نسبت به‌درستی پاسخی که به یک سؤال امتحان داده‌اید، به خامی حرکتتان و از خلوص انگیزه‌هایتان آگاه هستید.</p>
<p>بنابراین آگاهی چیزی بیشتر از ذهن بوده و عبارت است از «ادراک چیزی که در ذهن انسان می‌گذرد، معلومات فردی و بی‌واسطه‌ای است که ذهن از احساس‌ها و افکار خویش دارد.»(۶)<br />
در معنای دوم، آگاهی همانند ذهن است و صفات «آگاهی» و «ذهنی» نیز یکی است. بنابراین در زمانی که فرایندهای ذهنی جریان دارند، آگاهی نیز هست و به‌محض اینکه فرایندهای ذهنی متوقف شوند، ناخودآگاهی برقرار می‌شود. این گفته که من نسبت به احساس‌هایی آگاهی دارم، معنایش این است که من آن را احساس می‌کنم. داشتن احساس نسبت به چیزی به معنی آگاه بودن نسبت به آن است و آگاه بودن یعنی احساس داشتن.</p>
<p>نخستین تعریف از دو تعریف یادشده را باید کنار بگذاریم، زیرا نه تنها غیرضروری است، بلکه گمراه‌کننده نیز می‌باشد. اینکه از آگاهی به‌عنوان اطلاع ذهن از خودش صحبت به میان آوریم، کاربردی است غیر لازم، زیرا آگاهی با همان عمومیتی که جهان خارجی مورد مشاهده قرار می‌گیرد، موضوع مشاهده است؛ گمراه‌کننده است زیرا این فکر را القا می‌کند که ذهن موجود مشخصی است؛ نه جریانی از فرایندها. ازاین‌رو، ذهن و خودآگاهی را به معنای واحدی در نظر می‌گیریم. اما چون با دو کلمه متفاوت سروکار داریم، شایسته است تمایزی بین این دو باشد و از ذهن هنگامی گفتگو می‌کنیم که مراد مجموعه کلی فرایندهای ذهنی باشد که در طی زندگی یک فرد رخ می‌دهد و هنگامی‌که از آگاهی سخن خواهیم گفت قصدمان این است که این مجموعه کلی فرایندهای ذهن، در حال حاضر و در زمان «حال» مفروض در حال رخ دادن هستند. بنابراین، آگاهی، قسمتی از جریان ذهن محسوب می‌شود.</p>
<p>درعین‌حال که موضوع اصلی موردمطالعه روانشناسی ذهن است، موضوع مستقیم مطالعه روانشناسی همواره یک آگاهی است. به‌طور دقیق، ما هرگز نمی‌توانیم آگاهی واحدی را دو بار مشاهده کنیم. جریان ذهن سیال است، ادامه دارد و هرگز برنمی‌گردد. اما عملاً می‌توانیم آگاهی خاصی را هرقدر که بخواهیم مشاهده کنیم، زیرا فرایندهای ذهنی هرگاه ارگانیسم، تحت شرایط و موقعیت‌های واحدی قرار داده شود، در یک گروه قرار می‌گیرند و الگوی واحدی را ارائه می‌دهند.‌ «می‌دانیم که مد دیروز دیگر هرگز برنمی‌گردد و آگاهی دیروزی هرگز عود نخواهد کرد. اما ما علمی به نام علم روانشناسی داریم، همان‌طور که علمی نیز به نام علم اقیانوس‌شناسی داریم.»(۷)</p>
<h2>اهداف علم جدید</h2>
<p>وونت، اهداف روانشناسی را در سه عنوان بیان کرده است:<br />
۱- تجزیه فرایندهای آگاهی به عناصر بنیادی و اصلی‌شان.<br />
۲- کشف نوع (چگونگی) پیوند این عناصر.<br />
۳- تعیین قوانین پیوند آنها.</p>
<p>تیچنر که همواره به نزدیکی روانشناسی و علوم طبیعی اعتقاد داشت، برای روانشناسی، مانند سایر علوم، اهداف سه‌گانه فوق را به‌صورتی دیگر معرفی کرده است:<br />
او هدف هر علم را یافتن پاسخ سؤالات مربوط به چیستی، چگونگی و چرایی موضوعش می‌داند.</p>
<p>پاسخ به سؤال نخست، معمولاً از طریق تحلیل موضوع فراهم می‌گردد. مثلاً در زمینه علم شیمی، به کمک تجزیه مواد شیمیایی، کوشش می‌شود تا به عناصر مختلف شیمیایی برسند. پاسخ به سؤال دوم یعنی به چگونگی عمل ترکیب (۸) مربوط می‌شود. در علوم طبیعی، وضع عناصر در ترکیبات مختلف مشخص می‌شود و از این طریق فرمول‌های قوانین طبیعت به دست می‌آید. با پاسخ به این دو سؤال از پدیده طبیعی، توصیفی در اختیار قرار می‌گیرد. اما علم به توصیف ساده قناعت نمی‌کند و می‌پرسد: چرا رشته‌ای از پدیده‌ها دقیقاً با این شیوه معین ترکیب‌شده‌اند و نه با شیوه‌ای دیگر؟<br />
پرسش سوم که هدفش شناخت چرایی موضوع علم است، با روشن ساختن علّت تأثیر پدیده، پاسخ خود را می‌یابد. برای مثال می‌بینیم که از شب پیش، روی زمین شبنم جمع شده است، زیرا سطح زمین از لایه هوای بالای آن سردتر بوده است؛ شبنم روی شیشه درست می‌شود و نه روی فلزات، زیرا قدرت تشعشع یکی زیاد و دیگری کم است. در اصطلاح هنگامی‌که علت پدیده‌ای معین گردید گفته می‌شود که آن پدیده توضیح داده شده است.</p>
<p>حال ببینیم که در مقام مقایسه روانشناسی و علوم طبیعی، موضوع روانشناسی چیست؟ چگونه عرضه می‌شود؟ عناصرش چگونه با هم ترکیب‌شده نظم می‌گیرند؟ و سرانجام چرا در ترکیب معینی و نه در صورتی دیگر، ظاهر می‌شوند؟</p>
<p>باید متذکر شد که در سطح توصیف پدیده‌ها، یعنی در حدّ پاسخ به دو سؤال نخست، مسائل دو رشته از علم بسیار به هم شبیه هستند. هدف روانشناسی نیز تجزیه‌وتحلیل تجربه ذهنی به ساده‌ترین عناصر آن است. در عمل آگاهی خاصی را در نظر می‌گیرند و درباره آن تحقیق صورت می‌گیرد و این کار را مرتّب، مرحله‌به‌مرحله، فرایند به فرایند، تجدید می‌کنند تا جایی که دیگر تحلیل جلوتر نرود و به اصطلاح فرایندهای روانی در برابر تحلیل مقاومت کنند. این فرایندها دارای ماهیتی کاملاً ساده، عنصری و غیرقابل تقسیم می‌باشند. روانشناس این کار را با آگاهی‌های دیگر ادامه می‌دهد تا هنگامی‌که بتواند با اطمینان نسبت به ماهیت و تعداد فرایندهای ابتدایی ذهن رسماً اظهارنظر کند. سپس به وظیفه ترکیب کردن می‌پردازد؛ عناصر را تحت شرایط آزمایش با هم ترکیب می‌کند. یعنی در ابتدا شاید دو عنصر از یک نوع را، سپس تعداد بیشتری از آن نوع و سرانجام عناصر ابتدایی از انواع مختلف را. از این طریق روانشناس به‌زودی نظم رخداد روانی را که مشخص‌کننده همه تجربه انسان است تشخیص می‌دهد و می‌تواند قوانین مربوط به پیوند فرایندهای ابتدایی ذهن را بیان کند و به این واقعیت می‌رسد که اگر احساس‌های صوتی با هم رخ می‌دهند، به هم می‌آمیزند و ترکیب می‌شوند، یا اگر احساس‌های مربوط به رنگ‌ها پهلوی هم می‌آیند و بر یکدیگر تأثیر می‌گذارند، کلیّه این کارها به طریق کاملاً منظم اتفاق می‌افتد، به‌طوری‌که می‌توان قوانین ترکیب آهنگ‌ها و رنگ‌ها را به تفصیل بیان کرد.</p>
<p>البته اگر در همین حدّ اکتفا می‌شد و از روانشناسی تنها بُعد توصیفی آن موردنظر قرار می‌گرفت، امیدی برای وصول به هدف اصلی، که ایجاد علم واقعی ذهن بود، نمی‌رفت. همان‌طور که تاریخ طبیعی قدیم در برابر زیست‌شناسی علمی ایستادگی داشته، روانشناسی توصیفی نیز در برابر روانشناسی علمی مقاومت زیادی کرده است. باید اذعان داشت که روانشناسی توصیفی ممکن است مطالب زیادی درباره ذهن در اختیار بگذارد و ممکن است حجم وسیعی از واقعیات مشاهده‌شده را دربرگیرد که می‌بایست آنها را طبقه‌بندی کرد و تحت قانون کلی درآورد. اما در آن هیچ‌گونه وحدت و پیوستگی وجود ندارد و احتمالاً فاقد هرگونه اصل ساده و هدایت‌کننده‌ای است که مثلاً زیست‌شناسی در قانون تکامل یا فیزیک در قانون بقاء انرژی دارد. حاصل اینکه، برای رسیدن به هدف نهایی، یعنی ایجاد روانشناسی علمی، باید علاوه بر توصیف پدیده‌ها، آنها را توضیح دهیم؛ یعنی علت رخدادهای روانی را بیابیم، عرضه نماییم و به سؤال چرایی پاسخ گوییم.</p>
<h2>۱- توضیح پدیده‌های ذهنی</h2>
<p>دیدیم هدف اصلی علم روانشناسی، جستجوی علت فرایندهای ذهنی و به اصطلاح یافتن پاسخ چرایی وقوع فرایندها به ترتیب خاص خود است. در علوم طبیعی یافتن علل پدیده‌ها، به دلیل همگونی و پیوستگی جهان طبیعت همواره میسّر است. وضعی که در روانشناسی با آن روبه‌رو هستیم قدری متفاوت است. از طرفی فرایندهای ذهنی نمی‌توانند علت به وجود آمدن فرایندهای ذهنی دیگر باشند. زیرا به‌روشنی ملاحظه می‌کنیم که با تغییر محیط برای ما آگاهی‌های کاملاً تازه‌ای فراهم می‌شود که به‌هیچ‌وجه نمی‌تواند معلول آگاهی‌های قبلی ما تلقی شود. (برای مثال هنگامی‌که برای نخستین بار پایتخت کشور دیگری را می‌بینیم، تجربه‌هایی داریم که به آگاهی‌های گذشته ما مربوط نیستند، بلکه معلول محرک‌های موجود می‌باشند). از سوی دیگر فرایندهای عصبی را نیز به‌هیچ‌وجه نمی‌توانیم علّت فرایندهای ذهنی بدانیم. درواقع، اصل توازی روان و مادّه (پسیکوفیزیک) نشان می‌دهد که حوادث مربوط به فرایندهای عصبی و ذهنی جریان خود را پهلوبه‌پهلو و در ارتباط دقیق با هم ادامه می‌دهند، اما در یکدیگر دخالت و تأثیر ندارند؛ درنهایت اینکه دو جنبه مختلف تجربه واحدی هستند، ولی یکی از آنها علت دیگری نیست. (۹)</p>
<p>تنها راه‌حل این خواهد بود که برای توضیح، معنای دیگری قائل شویم و آن را عبارت از بیان شرایطی که فرایندی در آن صورت می‌گیرد بدانیم و نه مشخص کردن علت فرایند. در این صورت برای توضیح فرایندهای ذهنی می‌توانیم به دستگاه عصبی و اعضای وابسته به آن متوسل شویم و شرایط عصبی منطبق بر هر پدیده ذهنی را معرفی کنیم.</p>
<p>دنیای طبیعی یا دنیای تجربه مستقل، به این دلیل که مستقل از فرد است قانونمندی متفاوتی دارد. همه فرایندهایی که آن را می‌سازند، به‌عنوان علت و معلول به‌هم‌پیوسته‌اند: در هیچ جا در پیوند این فرایندها شکافی دیده نمی‌شود. فرایندهای دستگاه عصبی نیز از فرایندهای دنیای مستقل هستند و به‌عنوان علت و معلول به هم ارتباط دارند. هریک به دیگری و نیز به فرایندهای طبیعی دیگر خارج از بدن مربوط می‌شود؛ آنها جای خود را در حلقه حوادث طبیعی ناگسستنی دارند و درست مانند قضیه شبنم قابل توضیح هستند. از سوی دیگر می‌دانیم که فرایندهای ذهنی با کل رشته‌های حوادث طبیعی منطبق نیستند، بلکه با بخش کوچکی از آنها یعنی به برخی حوادث درون دستگاه عصبی انطباق دارند؛ بنابراین طبیعی است که پدیده‌های ذهنی گسسته و بی‌نظم ظاهر شوند. جستجوی توضیح آنها در فرایندهای عصبی، که به موازات آنها جریان دارد و ارتباط علی‌شان را با کلیه فرایندهای دیگر متعلّق به دنیای مستقل تأمین می‌کند، نیز طبیعی به نظر می‌رسد. ذهن هر شب ساقط و زایل می‌شود و هر روز صبح نمایان می‌گردد. اما فعالیت‌های بدنی در خواب و در بیداری ادامه می‌یابند. خاطره‌ای از یاد می‌رود و چندین سال بعد، کاملاً بدون انتظار، مجدداً به ذهن می‌آید. استناد به بدن چیزی به داده‌های روانشناسی یعنی به مجموعه درون‌نگری‌ها نمی‌افزاید، فقط اصلی توضیحی جهت روانشناسی در اختیار قرار می‌دهد و به توانایی ما در جهت منظم کردن اطلاعات درون‌نگرانه‌مان می‌افزاید. درواقع، اگر توضیح ذهن را به‌وسیله بدن نپذیریم، باید یکی از دو راهی را انتخاب کنیم که هر دو نامطلوب و مایه ناخرسندی است: یا باید به توصیف ساده تجربه ذهنی قناعت کنیم و یا باید ذهن ناآگاهی را مطرح کنیم تا به آگاهی پیوستگی و استمرار بدهد. این دو راه‌حل، آزموده شده است. اگر اولی انتخاب شود، هرگز به یک علم روانشناسی نخواهیم رسید و اگر دومی را بگیریم با اختیار خود واقعیت را برای دنیای خیالی و غیرواقعی رها کرده‌ایم.</p>
<p>البته آنچه مذکور افتاد راه‌حل‌های علمی هستند، ولی باور عامه نیز راه‌حل‌های خود را یافته و به سبب نقص و گسستگی تجربه ذهنی، دنیایی دورگه می‌سازد که به‌آسانی از دنیای ذهنی به دنیای جسمانی حرکت می‌کند و از آن بازمی‌گردد و شکاف‌های جهان ذهنی را با مواد عاریه گرفته‌شده از جهان فیزیکی پر می‌کند، که این مطمئناً اشتباه است، واقعیتی که در این اشتباه مستتر است، قبول ضمنی این معناست که برای توضیح روانشناسی باید در ورای تجربه غیرمستقل جستجو کرد و نه در خود آن.</p>
<h2>۲- اجزای اصلی تجربه ذهنی</h2>
<p>به گفته تیچنر، اجزای اصلی تجربه ذهنی آنهایی هستند که در برابر درون‌نگری جدی و مصرانه، تغییرناپذیر بمانند. وونت احساس (۱۰) را یکی از اشکال اصلی تجربه می‌داند و می‌گوید تحریک عضو حسی و وصول تکانش‌های حاصل در مغز آن را برمی‌انگیزد. احساس‌ها را برحسب نوع (بینایی، شنوایی و غیره) شدت و دوامشان قابل‌طبقه‌بندی می‌بیند. او بین احساس و تصویر ذهنی (۱۱) تفاوت بنیادی قائل نیست، چه تصاویر ذهنی را نیز با تحریک کرتکس مغزی مرتبط می‌داند و با توجه به جهت‌گیری فیزیولوژیک بین تحریک کرتکس مغزی و تجربه حسی مربوط به آن ارتباطی مستقیم تصور می‌کرده است. عواطف (۱۲) شکل اصلی دیگری از تجربه هستند. او احساس‌ها و عواطف را جنبه‌های همزمان تجربه بی‌واسطه تصور می‌کرد. عواطف را جزء مکمل ذهنی احساس‌ها می‌داند که مستقیماً از عضو حسی حاصل نمی‌شوند. او می‌گوید: «احساس‌ها با برخی خصوصیات عاطفی همراه هستند. هنگامی‌که احساس‌ها برای تشکیل احساس پیچیده‌تری با هم ترکیب می‌شوند، خصوصیتی عاطفی از این ترکیب حاصل می‌شود.»(۱۳) درواقع، عواطف جنبه درون ذهنی دارند، و به نظر می‌رسد که جزئی از ما هستند و به آگاهی ما ارتباط پیدا می‌کنند و نه به اشیای خارجی. هرچند احساس‌ها و عواطف عناصر اصلی و اساسی هستند، اما می‌توانند در تجربه ما به‌صورت الگوهای مختلفی ترکیب شوند. مثلاً احساس‌های بدنی و عواطف ممکن است ترکیب شوند و هیجانی را به وجود آورند که فرایندی انفعالی است.</p>
<p>وونت نظریه بسیار بحث‌انگیز سه بُعدی عواطف را بر مبنای مشاهدات درون نگرانه خویش تدوین نموده است. او که با میزانه شمار (۱۴) که دستگاهی آزمایشگاهی است و برای سنجش سرعت‌های مختلف حرکت به‌کار می‌رود، و می‌تواند در فواصل منظم و معینی صدایی ایجاد کند، کار می‌کرد؛ در پایان یک رشته آزمایش گزارش داد که: به نظر می‌رسد الگوهای موزون نسبت به الگوهای دیگر خوشایندترند و از این تجربه چنین نتیجه گرفت که بخشی از برخی تجربه‌ها احساس خوشایندی (۱۵) یا ناخوشایندی (۱۶) است. این عواطف، همزمان با احساس شنیدن تیک‌های میزانه شمار ایجاد می‌شود. او می‌گوید که این عاطفه می‌تواند درجات مختلفی از بسیار شدید تا بسیار ضعیف داشته باشد و آن را وسیله پیوستار (۱۷) نمایش داد. بُعد دومی از عواطف نیز هنگام گوش دادن به صداهای میزانه شمار برایش کشف شد. وونت هنگامی‌که برای صدای تیک‌های متوالی میزانه شمار در انتظار بود، تنش (۱۸) خفیفی را حس می‌کرد که پس از شنیدن صدای تیک مورد انتظار حالت واهلیدن، رهایی و سستی عضلانی (۱۹) جایگزین آن می‌گردید. وونت برحسب این تحقیقات نتیجه گرفت که، علاوه بر بُعد خوشایندی و ناخوشایندی عواطف ما دارای بُعد تنش و حالت رهایی و سستی عضلانی نیز می‌باشند. بعلاوه هنگامی‌که میزان شدت صدای تیک بالا می‌رفت گزارش می‌داد که عواطفش کمی تحریک شده است و هنگامی‌که میزان شدت صدای تیک کاهش می‌یافت، آرامش بیشتری حاصل می‌شد.</p>
<p>وونت از خلال این شیوه پرزحمت که طی آن با حوصله، سرعت دستگاه میزانه شمار را تغییر می‌داد و با دقت تجربه‌هایش را ثبت می‌کرد به سه بُعد مجزّا و مستقل از عواطف رسید و معتقد بود که هر عاطفه‌ای می‌تواند درجایی روی هریک از این ابعاد، آن‌طور که در تصویر نشان داده شده است، جای گیرد (۲۰). نمودار زیر ابعاد سه‌گانه عواطف را نشان می‌دهد و از کتاب جی. ای.میلر با تغییر مختصری گرفته شده است.</p>
<p>وونت تصور می‌کرد که هیجان‌ها ترکیبات پیچیده ابعاد سه‌گانه عواطف ابتدایی هستند و می‌توان هریک از عواطف ابتدایی را عملاً با تعیین موضعش بر هریک از این سه بُعد توصیف نمود. بدین ترتیب تحلیل خاصی برای هیجان‌ها ارائه کرد و آنها را به محتویات ذهن برگرداند. نظریه عواطف وونت باعث انجام یافتن تحقیقات زیادی در آزمایشگاه خود وی و سایر آزمایشگاه‌ها شد؛ اما در برابر آزمایش زمان نتوانست دوام بیاورد.</p>
<p>تحقیقات آزمایشگاه دانشگاه کرنل که تحت هدایت تیچنر انجام می‌گرفت به طرد نظریه مزبور منتهی گردید. حاصل تحقیقات تیچنر این بود که جنبه عاطفی تنها یک بُعد دارد، که همان بُعد خوشایندی و ناخوشایندی است و ابعاد دیگر را انکار می‌کرد.</p>
<p>تیچنر عقیده استادش را در مورد تجربه‌های اصلی به طور کامل پذیرفته است. او احساس‌ها را عناصر اصلی ادراک و تصاویر ذهنی را عناصر تصورات می‌دانست و تصورات را پدیده‌هایی می‌دانست که در لحظه تجربه ذهنی واقعاً حضور ندارند، مانند خاطره‌ای از تجربه گذشته. از نوشته‌های تیچنر کاملاً روشن نیست که آیا او احساس‌ها و تصاویر ذهنی را به عنوان مقولات مانعه الجمع تلقی می‌کند یا نه؟ درواقع او بر شباهت آن دو، علی‌رغم اعتقادش بر اینکه می‌توانند از هم مجزا تشخیص داده شوند، تکیه دارد. تیچنر عواطف را عناصر هیجان می‌داند که در تجربه‌هایی از قبیل عشق، کینه و غم یافت می‌شود.</p>
<p>در کتاب خلاصه روانشناسی در سال ۱۸۹۶، تیچنر به سیاهه‌ای از عناصر احساس که کشف کرده است، اشاره می‌کند. این سیاهه بیش از چهل‌وچهار هزار ویژگی احساس را شامل می‌شود که اکثر آن ویژگی‌ها بصری (۳۲۸۲۰ ویژگی) و سمعی (۱۱۶۰۰ ویژگی) هستند. او عقیده داشت که هر عنصر ساده به‌طور مجزا از هم قابل‌تشخیص است. هر عنصر ساده می‌تواند با سایر عناصر ترکیب شود و ادراک یا تصوری را بسازد.</p>
<p>بااینکه این عناصر اساسی و غیرقابل تجزیه و تبدیل هستند، می‌توان آنها را طبقه‌بندی کرد. درست مانند عناصر شیمیایی که در طبقات مختلف گروه‌بندی و طبقه‌بندی می‌شوند. چه به‌رغم ساده بودن دارای مشخصاتی هستند که ما را قادر می‌سازند که آنها را از هم تشخیص دهیم.</p>
<p>تیچنر، به خصوصیات و عوارضی که وونت اظهار داشته بود، یعنی کیفیت و شدت، صفات مدت و وضوح را نیز افزود و هریک را تعریف کرد:<br />
کیفیت مشخصه‌ای است که یک عنصر را از عناصر دیگر، مثلاً سردی یا قرمزی را، به‌روشنی مجزا می‌کند. «شدّت» به قدرت و ضعف، به میزان بلندی صدا و روشنایی یک احساس توجه دارد. «مدّت» به جریان یک احساس طی زمان اشاره دارد و «وضوح» به نقش دقت در تجربه آگاه معطوف است. چیزی که در نقطه تمرکز دقت قرار دارد نسبت به چیزی که دقت به‌طرف آن متوجه نیست، مسلط‌تر است.</p>
<p>تیچنر معتقد بود که احساس‌ها و تصاویر ذهنی، دارای چهار صفت مزبور هستند، اما جنبه عاطفی تنها سه صفت از چهار صفت را داراست و فاقد صفت «وضوح» می‌باشد. او می‌گفت امکان ندارد که دقت را مستقیماً متوجه و متمرکز بر کیفیت عاطفی بنماییم، زیرا، با چنین اقدامی، کیفیت عاطفی از بین می‌رود.</p>
<p><img loading="lazy" decoding="async" class="size-full wp-image-3008 aligncenter" src="http://behdashtravan.com/wp-content/uploads/2018/01/مکتب-ساخت-گرایی-2.jpg" alt="مکتب ساخت‌گرایی" width="500" height="500" srcset="https://behdashtravan.com/wp-content/uploads/2018/01/مکتب-ساخت-گرایی-2.jpg 500w, https://behdashtravan.com/wp-content/uploads/2018/01/مکتب-ساخت-گرایی-2-150x150.jpg 150w, https://behdashtravan.com/wp-content/uploads/2018/01/مکتب-ساخت-گرایی-2-300x300.jpg 300w" sizes="auto, (max-width: 500px) 100vw, 500px" /></p>
<h2>نظریه اندریافت</h2>
<p>هرچند محور اصلی روانشناسی وونت تحلیل محتوای آگاهی بوده است، اما او هرگز از مسئله کلیّت فرایندهای ذهنی به طور کامل غافل نبوده است. وونت معتقد است هنگامی‌که به دنیای واقعی می‌نگریم، وحدتی از ادراکات در پیش چشم مجسم می‌شود؛ مثلاً درخت را به‌عنوان یک واحد خواهیم دید ولی احساس‌های متعدد و متنوعی را از روشنایی، رنگ، شکل و غیره که در تجربه‌های درون‌نگرانه گزارش می‌شود «نمی‌بینیم». تجربه بصری، درخت را به‌عنوان یک واحد دربرمی گیرد نه به‌عنوان احساس‌ها و عواطف ابتدایی متعدد که درخت را می‌سازند.</p>
<p>این کلیّت تجربه آگاهانه چگونه از بخش‌های اصلی و عناصر اولیه ساخته و یا ترکیب‌شده است؟ وونت نظریه اندریافت (۲۱) را بدین منظور مطرح کرد.</p>
<p>او فرایندهای واقعی ترکیب عناصر مختلف و وحدت آنها را اصل ترکیب خلّاق (۲۲) یا قانون برآیندهای روانی (۲۳) نامید که به وسیله آن، تجربه‌های اصلی زیادی، در یک کل، سازمان می‌یابند. درواقع معنای این سخن این است که ترکیب عناصر خصوصیات تازه‌ای را به وجود می‌آورد. او در این مورد چنین اظهار می‌دارد «هر ترکیب روانی خصوصیاتی دارد که به‌هیچ‌وجه صرف حاصل جمع خصوصیات عناصرش نیست»(۲۴). بنابراین چیز تازه از ترکیب بخش‌های اصلی تجربه خلق شده است. شاید آن‌طور که روانشناسان <a href="http://behdashtravan.com/%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%e2%80%8c%d8%b4%d9%86%d8%a7%d8%b3%db%8c-%da%af%d8%b4%d8%aa%d8%a7%d9%84%d8%aa-%d9%88-%d8%a8%d8%b2%d8%b1%da%af%d8%a7%d9%86-%d8%a2%d9%86/" target="_blank" rel="noopener">گشتالت</a>، نخستین بار در ۱۹۱۲ و سپس به‌طور مکرر اظهار داشته‌اند، باید گفت که کل بیشتر از حاصل جمع اجزای آن است.</p>
<p>ترکیب خلاق در شیمی معادلی دارد: ترکیب عناصر شیمیایی نتیجه‌ای را به وجود می‌آورد که شامل خصوصیات جدیدی، متفاوت با خصوصیات عناصر اصلی است. نتیجه اینکه «اندریافت» فرایندی فعال است. چیزی نیست که توسط عناصر تجربه‌شده عمل کند، بلکه فرایند مزبور بر آنها، در ترکیبی فعال اثر می‌گذارد تا کلی را بسازد.</p>
<p>البته وونت، توجه بیشتر خود را به نقطه مقابل ترکیب خلاق، یعنی تجزیه ذهن، برگردانیدن و تقلیل تجربه آگاه نه به اجزای ابتدایی آن، معطوف داشت و مفهوم ترکیب اجزا نسبتاً مورد غفلت وی قرار گرفت. بااین‌حال، این واقعیت که او ترکیب را خصوصیتی از سیستم رسمی‌اش ساخته- به دلیل انعکاس زیاد آن در روانشناسی- دارای اهمیت است.</p>
<p>به رغم این برچسب جزمی گرایی به وونت، او به‌اصطلاح خودش توجه را تنها به کنش‌های ساده ذهنی منحصر نساخته است و با تألیف بسیار مفصّل خود به نام روانشناسی توده مردم و با انتشار مقالاتی در زمینه فلسفه و اخلاق، به چند ساحتی بودن انسان ایمان داشته و آن را عملاً نشان داده است. اما، احتمالاً قسمتی از کار وی که منطبق با جوّ زمان بوده انعکاس بیشتری یافته و بخش‌های دیگر آن‌که به احتمالی، خود او علاقه‌مندی زیادتری به آنها نشان داده، مورد توجه کمتری قرار گرفته است.</p>
<p>بی‌تردید اگر روانشناسی وونت را منحصر به تحقیقاتی کنیم که در آزمایشگاه لایپزیک انجام می‌گرفته، انتقاد محدود بودن دامنه علم جدید مسلماً بر وونت وارد است. مسئله مهم‌تر، نقش انحرافی چنین برداشتی است که باید مورد توجه قرار گیرد. در اذهان بسیاری از علاقه‌مندان به شناخت انسان، روانشناسی و کل ویژگی انسان بر فعالیت‌های ادراکی منطبق شده که در عین اهمیت، بخش بسیار اندکی از کل انسان را می‌سازند.</p>
<h2>روش تحقیق</h2>
<p>به گفته تیچنر، تنها راه تحقیق در هر علم، مشاهده پدیده‌هایی است که موضوع آن علم را تشکیل می‌دهند. مشاهده، متضمّن توجه به پدیده و ثبت آن، و به‌عبارت‌دیگر ادراک روشن و تهیه گزارشی از آن در قالب کلمات و عبارات است. برای تحقق این هدف، علم به آزمایش متوسل می‌شود. از سوی دیگر با توجه به اینکه روانشناسی علمی است تجربی، روش آن نیز مشاهده و آزمایش تجربی خواهد بود. اما نظر به اینکه هیچ‌کس نمی‌تواند تجربه‌ای را، جز شخصی که آن تجربه را داراست، مشاهده کند؛ ناگزیر روش تحقیق علم روانشناسی باید متضمّن خودنگری (۲۵) یا درون‌نگری (۲۶) باشد. البته کاربرد این روش، کار تازه‌ای نبود و به مکتب ساخت‌گرایی نیز ختم نگردید. با نگاهی سطحی می‌توان آثار آن را در گذشته‌ها و در روش کار سقراط دید. آنچه در کار وونت و مکتب ساخت‌گرایی می‌تواند به‌عنوان نوآوری مورد توجه قرار گیرد، کاربرد دقیق کنترل آزمایشگاهی بر شرایط درون‌نگری است. این روش تحقیق را روانشناسی از فیزیک و فیزیولوژی گرفته است، اولی آن را برای مطالعه نور و صدا و دومی جهت مطالعه اعضای حس به کار می‌برد. مثلاً در مورد اخیر و برای کسب اطلاعات از کار اعضای حس، محقق، محرکی را بر یکی از اعضای حواس وارد می‌ساخت و از آزمودنی می‌خواست که درباره احساسی که به وجود آمده گزارش دهد.</p>
<h2>وونت برای کاربرد این روش قانونی در چهار ماده تنظیم کرده بود: (۲۷)</h2>
<p>۱- مشاهده‌کننده باید قادر به تعیین زمان آغاز جریان مشاهده باشد.<br />
۲-آزمودنی باید در حالت آمادگی و توجه کامل باشد.<br />
۳-امکان تکرار مشاهده باید فراهم باشد.<br />
۴- شرایط آزمایش باید تغییرپذیر باشد تا تغییر کنترل‌شده محرک میسّر گردد.</p>
<h2>شرط آخر به اساس روش آزمایش اشاره دارد که همان تغییر موقعیت محرک و مشاهده تغییرات حاصل در آزمودنی ست.</h2>
<p>روش درون‌نگری در آزمایشگاه لایپزیک مهارتی بود که تنها پس از طی دوره بسیار طولانی و سخت کارآموزی حاصل می‌گردید. توانایی مشاهده تجربه‌ها به‌صورت عناصر اصلی‌شان مستلزم تمرین زیاد و کار دشوار بود. مثلاً بورینگ (۱۹۵۳)، گزارش می‌دهد که شرکت‌کنندگان در آزمایش زمان واکنش می‌بایست ده هزار مشاهده انجام می‌دادند تا به‌عنوان مشاهده‌گرهای ماهر تلقی شوند. تیچنر با قبول دشواری روش درون‌نگری متذکّر می‌شود که افراد معمولاً یاد می‌گیرند که تجربه را برحسب محرک‌ها توصیف کنند و این روشی است که برای زندگی روزمره مفید و ضروری است. اما در آزمایشگاه، این عادت باید به کمک آموزشی فشرده، از یاد برود و فراموش شود. درون نگران تربیت‌شده، نحوه ادراک را به‌گونه‌ای که حالت آگاهی را وصف کند، نه محرک را، یاد می‌گیرند.<br />
تیچنر که همچون وونت بر بُعد آزمایشگاهی درون‌نگری نیز تأکید می‌ورزید، می‌گوید آزمایش عبارت است از مشاهده‌ای که جدا صورت گیرد، تغییر داده شود و قابل تکرار باشد. هرچه بیشتر بتوان تجربه‌ای را به روشنی تکرار کرد و هرچه بهتر بتوان آن را از عوامل نامربوط و مزاحم جدا کرد، درون‌نگری آسان‌تر و خطر دخالت شرایط منحرف‌کننده یا تکیه بر نکته‌ای نادرست، کمتر خواهد بود. هرچه مشاهده‌ای را بتوان در سطح وسیع‌تری تغییر داد، شانس بیشتری برای کشف قوانین جدید فراهم می‌شود. او عقیده داشت که «کلیه وسایل آزمایش، همه آزمایشگاه‌ها و ابزارها برای این فراهم آمده است که دانشجو بتواند تجربه‌ای را تکرار کند و مشاهداتش را جدا از عوامل مخل انجام دهد و آثار تغییرات آن را ملاحظه کند.»(۲۸)</p>
<h2>۱- درون‌نگری و مشاهده عینی</h2>
<p>دیدیم که روش درون‌نگری ساخت‌گرایی از روش‌های فیزیک و فیزیولوژی تأثیر پذیرفته است. مشاهده در فیزیک را مشاهده عینی و در روانشناسی درون‌نگری اصطلاح کرده‌اند که این دومی عبارت است از نگاه به درون به جای نگاه به شیء خارجی. توضیح وجوه شباهت و تفاوت این دو روش را تیچنر با ارائه مثال‌هایی بیان کرده است (۲۹):</p>
<p>۱- فرض کنید دو صفحه کاغذ، یکی بنفش یکدست و دومی نیمی قرمز و نیمی آبی به شما نشان دهند. اگر صفحه دوم با سرعت چرخانده شود، قرمز و آبی با هم مخلوط خواهند شد و شما رنگ قرمز- آبی یعنی نوعی بنفش خواهید دید. مسئله این است که بخش‌های قرمز و آبی را در صفحه دوم طوری تنظیم کنید که رنگ حاصل دقیقاً مطابق رنگ بنفش صفحه اول باشد. این رشته مشاهدات را هرقدر که بخواهید می‌توانید تکرار کنید. در حقیقت می‌توانید مشاهده را جدا کنید یعنی با کار در اتاقی عاری از رنگ‌های مغشوش کننده، به مشاهده بپردازید. می‌توانید شرایط مشاهده را تغییر دهید. مثلاً ابتدا با صفحه دورنگی که بیش از حدّ آبی است و سپس با صفحه‌ای که به طور مشخصی قرمز است کارکنید.</p>
<p>۲- فرض کنید تار صوتی معینی به ارتعاش درمی‌آید و از شما تعداد صداها (آهنگ‌ها) ی آن را می‌خواهند. شما می‌توانید، این تجربه را تکرار کنید، می‌توانید آن را مجزا کنید و برای این کار اتاق کاملاً آرامی انتخاب نمایید. یا می‌توانید آن را تغییر دهید، به‌این‌ترتیب که تار را در قسمت‌های مختلف و در نت‌های متفاوت بنوازید.<br />
روشن است که در مورد اخیر عملاً بین درون‌نگری و مشاهده عینی تفاوتی وجود ندارد. شما همان روشی را به کار می‌برید که ممکن است برای شمارش نوسان پاندول یا قرائت اعداد حس‌سنج (۳۰) در آزمایشگاه انجام گیرد.</p>
<p>ممکن است، شباهت روش، ما را وسوسه کند تا از جنبه‌ای وارد جنبه‌ای دیگر شویم، مانند وصفی که مثلاً در کتب مبانی فیزیک مشاهده می‌شود که حاوی فصولی در مورد دیدن و احساس رنگ هستند یا کتاب‌های مبانی فیزیولوژی که دارای بحث خطای داوری می‌باشند. هنگامی‌که تصمیم گرفته‌ایم جنبه‌ای خاص از تجربه را بررسی کنیم، لازم است دید خود را تغییر ندهیم و همواره در همان جهت پیش برویم. داشتن اصطلاحی خاص برای روش تحقیق در روانشناسی، این حُسن را دارد که همواره این احساس در ما تقویت شود که در زمینه تجربه غیرمستقل و در دایره روانشناسی هستیم.<br />
همان‌طور که مذکور افتاد، در درون‌نگری دو عامل وجود دارد: یکی دقت در پدیده و دیگری ثبت آن. «دقت» باید در بالاترین سطح حفظ شود؛ «ثبت» نیز باید همچون عکس‌برداری به‌عنوان تجربه درست و مطابق با اصل صورت گیرد. در نتیجه مشاهده باطنی عملی است مشکل و خسته‌کننده. درون‌نگری به‌طورکلی مشکل‌تر و خسته‌کننده‌تر از مشاهده عینی است. برای اطمینان از نتایج باید دقیقاً بی‌طرفانه و بی‌غرضانه عمل کنیم و بدون پیش‌داوری کار را آغاز نماییم و در برابر واقعیات، همان‌طور که رخ می‌دهند و پیش می‌آیند، قرار گیریم؛ آماده‌باشیم آنها را آن‌طور که هستند بپذیریم، نه اینکه با نظریه‌ای از پیش اندیشیده آنها را منطبق سازیم. باید کار پژوهش را موقعی انجام دهیم که در حالت کلی مناسبی قرار داریم. یعنی سرحال، سلامت و فاقد مشکل در محیط خودمان باشیم. اگر این ضوابط رعایت نشود آزمایش هیچ کمکی به ما نخواهد کرد. ازاین‌جهت شرایط ویژه‌ای باید در مورد آزمایشگاه و محل تحقیق نیز رعایت شود تا همراه با آمادگی کامل و رعایت ضوابط یادشده به نتیجه قابل قبولی برسیم.</p>
<h2>حال موردی را در نظر می‌گیریم که مواد موردمطالعه آن پیچیده‌تر است:</h2>
<p>۱- فرض کنید از شما بخواهند که با شنیدن کلمه‌ای آثار آن را بر خود گزارش کنید. یعنی ببینید آن کلمه چه اثری بر شما می‌گذارد و چه فکری را به ذهن شما می‌آورد. این مشاهده ممکن است تکرار شود، ممکن است جدا و دور از عوامل مخل و پرت‌کننده حواس، مثلاً در اتاقی تاریک و ساکت، انجام گیرد؛ ممکن است تغییری در آن داده شود یا کلمات متعدد و مختلفی بر شما خوانده شود، امکان دارد کلمه توسط فرد به‌خصوصی خوانده‌نشده بلکه بر صفحه‌ای منعکس گردد. بااین‌همه، در اینجا ظاهراً تفاوتی بین درون‌نگری و مشاهده عینی وجود دارد. مشاهده‌کننده‌ای که جریان واکنش شده، یا حرکات موجودی ذره‌بینی را نگاه می‌کند، می‌تواند از حرکتی تا حرکتی دیگر، مراحل مختلف پدیده مشاهده‌شده را با شتاب بنویسد. اما اگر در اینجا سعی شود تغییرات در آگاهی را، در حال صورت‌پذیری، گزارش کند در آن مداخله خواهد شد. یعنی برگردانیدن تجربه ذهنی در قالب کلمات توسط آزمودنی، عوامل جدیدی در خود تجربه وارد می‌سازد.</p>
<p>۲- باز فرض کنید در حال مشاهده هیجان و یا عاطفه خاصی همچون احساس ناامیدی یا دلخوری، یا خشم و یا غم هستید. در این صورت کنترل آزمایش امکان‌پذیر است؛ موقعیت ممکن است تنظیم شود؛ امکان دارد در آزمایشگاه این نوع احساسات تکرار شود و نیز جدا از عوامل مخل تجربه‌شده تغییر یابد. اما، مشاهده آزمودنی از این عواطف و هیجانات، حتی خیلی بیشتر از مورد قبل، در جریان آگاهی دخالت می‌کند. مشاهده خونسردانه یک هیجان، آن را از بین خواهد برد. هنگامی‌که خشم و ناامیدی خود را مشاهده و تجزیه‌وتحلیل می‌کنیم، از بین خواهد رفت. برای حل این مشکل روش درون‌نگری، از آزمودنی‌ها می‌خواهد و معمولاً به آنها توصیه می‌شود که در این قبیل تجربه‌ها، مشاهده خود را قدری تأخیر بیندازند تا فرایندی که باید توصیف شود، جریان خود را طی کند، سپس آزمودنی از حافظه خود برای توصیف و تشریح آن کمک بگیرد. در این موارد درون‌نگری، نگاه به گذشته خواهد بود و بررسی درون‌نگری به بررسی بعد از وقوع تبدیل می‌شود. تردیدی نیست که این دستورالعمل برای آزمودنی مبتدی خوب است و در مواردی حتی عاقلانه است که روانشناسان آزموده نیز از این دستور تبعیت کنند. اما، به‌هیچ‌وجه نباید به‌عنوان قانون کلی تلقی شود؛ زیرا باید توجه داشته باشیم که مشاهده مورد بحث می‌تواند تکرار شود. در این صورت دلیلی وجود ندارد که مشاهده‌کننده، که برای او کلمه‌ای خوانده‌شده یا هیجانی در او به وجود آمده است، در جریان تجربه گزارش ندهد. درست است که این گزارش مشاهده را قطع می‌کند، اما بعدازاینکه نخستین مرحله مشاهده با درستی توصیف شد، مشاهده دیگری می‌تواند صورت گیرد و همچنین مشاهده سوم و مشاهدات بعدی، تا بدین ترتیب مراحل بعدی تجربه نیز با دقت توصیف شود و گزارش کاملی در مورد کل تجربه فراهم گردد. در تئوری، این خود خطری خواهد بود که به طور مصنوعی مراحل تجربه‌ای از هم جدا شوند. «آگاهی»، یک جریان است و با تقسیم آن این خطر وجود دارد که برخی حلقه‌های میانی از دست بروند و در گزارش منعکس نگردند. اما در عمل ثابت شده است که این خطر بسیار ناچیز است و همیشه این امکان وجود دارد که به گذشته و به حافظه متوسل شویم و نتایج به‌دست‌آمده از مراحل را با تجربه ذهنی تقسیم‌نشده و موجود در حافظه مقایسه کنیم؛ از این گذشته، مشاهده‌کننده تمرین دیده به درون‌نگری معتاد می‌شود، نگرشی درون‌نگرانه دارد که در سیستم فکری‌اش جای‌گیر است. درنتیجه برایش امکان دارد که تجربه‌ای را در حال صورت‌پذیری، بدون مداخله در آگاهی، به طور ذهنی ثبت کند و حتی با شتاب یادداشت‌های کتبی خلاصه‌ای نیز از آن داشته باشد، درست نظیر یک متخصص بافت‌شناسی که هنگام توجه به میکروسکپ، یادداشت نیز برمی‌دارد.</p>
<p>حاصل اینکه درون‌نگری بسیار شبیه مشاهده عینی و روش مشاهده علوم طبیعی و فیزیک است. هرچند موضوعات مورد مشاهده با هم تفاوت دارند. در درون‌نگری موضوعات زودگذر و بی‌ثبات هستند و گاهی مانع از این می‌شوند که هنگام وقوع مشاهده شوند و در نتیجه باید در حافظه ضبط شوند و سپس مورد مشاهده قرار گیرند. در ضمن نظر مشاهده‌کننده و علایق شخصی وی نیز متفاوت است. اما روش روانشناسی در اصول عین روش فیزیک است.</p>
<h2>۲- سرنوشت درون‌نگری</h2>
<p>روش درون‌نگری تنها وسیله وونت و تیچنر در روانشناسی معاصر مورد استفاده نبود. روانشناسان نخستین اروپایی که برخی هم اختلاف‌نظرهایی با مکتب ساخت‌گرایی داشتند همگی در این باور که روش درون‌نگری تنها روش ویژه روانشناسی است به توافق رسیده بودند. گروه اخیر روش ساخت‌گرایی را برای بررسی و تحقیق قلمروهای جدید، مناسب تشخیص دادند و به نحوی از آن بهره گرفتند. از جمله می‌توان از جان الیاس مولر نام برد که روش عینی آزمایشگاهی ابینگهوس (۳۱) (۱۸۵۰-۱۹۰۹) را در مطالعه یادگیری به‌کار می‌برد. او چون برداشتی غیرمکانیستی از انسان داشت معتقد بود که ابینگهوس یادگیری را به عنوان چیز خیلی مکانیکی یا فرایندی خودکار معرفی کرده، درصورتی‌که به عقیده وی ذهن به طور فعال‌تری در فرایند یادگیری درگیر است و ازاین‌رو، هنگامی‌که روش عینی ابینگهوس را به کار می‌برد، گزارش درون‌نگری را نیز بر آن اضافه می‌کرد.</p>
<p>اسوالد کولپه (۳۲) بنیادگذار مکتب وورتسبورگ نیز با مختصر تغییری روش درون‌نگری را مورداستفاده قرار داد. او روش خود را درون‌نگری نظام‌دار آزمایشگاهی نامید. کولپه که در مورد فرایند تفکر مطالعه می‌کرد از آزمودنی می‌خواست که پس از انجام دادن یک کار پیچیده که مستلزم کاربرد فکر یادآوری می‌شد از شیوه کار ذهنی‌اش گزارشی بدهد. او ازآن‌جهت این روش را نظام‌دار نامیده است که در آن کل تجربه، به طور کامل و صریح و با تقسیم آن به دوره‌های زمانی، توصیف می‌شود. هر تجربه چندین بار تکرار می‌شد، به‌طوری‌که گزارش درون‌نگرانه اصلاح و مورد تأیید قرار می‌گرفت. گزارش‌های درون‌نگرانه غالباً با سؤالی که دقت آزمودنی را به نکات خاصی هدایت می‌کرد تکمیل می‌شد. آزمون‌شوندگان کولپه برخلاف همکاران وونت، برای اینکه چه چیز را مشاهده کنند تربیت نمی‌شدند و کارآموزی نمی‌کردند. علی‌رغم اختلافی که هم در موضوع تحقیق و هم در روش آن در بنیادگذار مکتب وورتسبورگ نسبت به ساخت‌گرایی می‌بینیم، مع‌هذا مسئله تجربه آگاه و درون‌نگری، به‌عنوان ابزار تحقیق و حتی مسئله تجزیه آگاهی به ساختارهای اصلی، توسط کولپه رها نشد. هرچند وونت و تیچنر روش درون‌نگری مکتب وورتسبورگ را به‌عنوان آزمایش‌های مسخره محکوم کردند و آن را به‌عنوان درون‌نگری معتبر نمی‌شناختند.</p>
<h2>مسائل روانشناسی ساخت‌گرایی</h2>
<p>خود وونت مسائل روانشناسی را طی سال‌های نخستین فعالیت آزمایشگاه لایپزیک تعریف کرده است. او موضوعاتی را برای تحقیق دانشجویانش انتخاب می‌کرد که با اهداف و علایق خود وی منطبق بود. با توجه به اینکه خطّ اصلی روانشناسی علمی جدید را آزمایشگاه لایپزیک داده است. اطلاع از موضوعات موردتحقیق این آزمایشگاه حائز اهمیت می‌باشد. به‌طورکلی وونت علاقه‌مند نبود که به تحقیق موضوعات جدید بپردازد و همه‌وقت آزمایشگاه را صرف مسائلی می‌کرد که قبلاً در مورد آنها تحقیق‌شده بود؛ و در جهت توسعه و گسترش آنها تلاش می‌ورزید. ازآنجاکه کلیه تحقیقات آزمایشگاه وونت در مجله ارگان رسمی این آزمایشگاه یعنی مجله مسائل فلسفی که بعداً تغییر نام یافت و عنوان «مجله مسائل روانشناسی» به خود گرفت، منتشر می‌گردید. دستیابی به امّهات این موضوعات کار دشواری نیست. به‌طورکلی تحقیقات اولیه، که طی بیست سال نخستین فعالیت آزمایشگاه وونت به رقمی حدود صد تحقیق رسید، به جنبه‌های روان‌شناختی و فیزیولوژیک دیدن، شنیدن و تا حدّی هم حواس به‌اصطلاح پست‌تر، چون حس لامسه، مربوط می‌شد. نوع مسائلی که در قلمرو احساس و ادراک بصری موردتحقیق قرار می‌گرفت، شامل پسیکوفیزیک رنگ، تضاد رنگ‌ها، پس تصویر منفی، تضاد بصری، کوررنگی و خطای باصره می‌گردید. روش‌های پسیکوفیزیک (روان و ماده) برای تحقیق در احساس‌های سمعی به‌کار می‌رفت. همچنین احساس لامسه و نیز احساس زمان یعنی ادراک یا تخمین فواصل اندازه‌های متغیر زمان، موردمطالعه بوده است.</p>
<p>به مسئله زمان واکنش توجه زیادی می‌شد. این موضوع که از پایان قرن هیجدهم وسیله هلم هلتز و داندرز (۳۳) فیزیولوژیست هلندی مطالعه شده بود، توسط وونت نیز بررسی شد. وونت معتقد بود که توانسته است به صورت آزمایشگاهی، آن سه مرحله را که فکر می‌کرد در پاسخ شخص به یک محرک وجود دارد، یعنی: ادراک، اندریافت (۳۴) و اراده (۳۵) نشان دهد. با ارائه محرّک، آزمودنی نخست آن را ادراک می‌کند، سپس اندریافت حاصل می‌شود و سرانجام اراده می‌کند که واکنش نشان دهد و از این اراده حرکت عضلانی نتیجه می‌شود. وونت امیدوار بود با توفیق در اندازه‌گیری زمان لازم برای فرایندهای ذهنی مختلف یادشده «گاه‌شماری ذهن»(۳۶) تعبیه کند. اما این امید صورت تحقق به خود نگرفت، زیرا در عمل، سه مرحله به‌روشنی آشکار نبود و زمان برای فرایندهای مجزا در اشخاص مختلف و در تحقیقات مختلف برای شخص واحدی ثابت نمی‌ماند. ازاین‌رو، این مسئله را رها کرد و تحقیق در مورد دقت و احساسات را جایگزین مطالعات مربوط به زمان واکنش نمود. علاوه بر تحقیق در مورد درجه و نوسان دقت در آزمایشگاه لایپزیک یکی از دانشجویان وونت به نام مک کین کاتل (۳۷) مطالعه کلاسیک فراخنای دقت را انجام داد و نتیجه گرفت که در یک ارائه کوتاه تقریباً ۶ واحد می‌تواند ادراک شود.</p>
<p>مطالعات مربوط به عواطف در سال‌های ۱۸۹۰ به‌منظور حمایت از تئوری سه‌بعدی وونت انجام می‌شد. وونت روش مقایسه‌های زوجی (۳۸) را به‌کار برد که در آن انفعال (عاطفه) ذهنی برانگیخته‌شده توسط محرک‌ها، دو به دو با هم مقایسه می‌شدند.</p>
<p>در برخی دیگر از تحقیقات تلاش می‌شد تا تغییرات بدنی همچون تغییرات میزان ضربان نبض، وضع تنفس و غیره را، در رابطه با حالات عواطف مربوط به آنها، شرح و گزارش دهند. تحلیل تداعی کلامی قلمرو دیگری از تحقیقات آزمایشگاه وونت بود. در این تحقیق که ابتدا توسط فرانسیس گالتون آغاز گردید؛ از آزمودنی‌ها خواسته می‌شد تا با کلمه‌ای ساده به کلمه محرک ارائه‌شده پاسخ دهند. وونت به طبقه‌بندی انواع کلمات تداعی پاسخ‌داده‌شده پرداخت تا ماهیت تداعی کلامی را به‌طورکلی تعیین و آشکار کند.<br />
به‌طورکلی تحقیقات پسیکوفیزیولوژی حواس، زمان واکنش، پسیکوفیزیک و تداعی، بیش از نیمی از کلیه کارهای منتشرشده در چند سال نخستین انتشار مجله «مسائل روانشناسی» را تشکیل می‌داد. خود وونت که رغبت اندکی به روانشناسی کودک و روانشناسی حیوان نشان داد، ظاهراً هیچ تجربه آزمایشگاهی در این قلمرو انجام نداد. زیرا عقیده داشت که شرایط تحقیق به طور کامل قابل‌کنترل نیست.</p>
<p>روانشناسان معاصر وونت که تابع محض مکتب وی نبودند، با سعه‌صدر بیشتری در طرح مسائل جدید اقدام کردند. مثلاً ابینگهوس، که ظاهراً از هیچ مکتب رسمی تبعیت نداشت، به تحقیق فرایندهای عالی ذهن، چون یادگیری حافظه و فراموشی پرداخت یعنی به مسائلی که به اعتقاد وونت قابل تحقیق آزمایشگاهی نبود.</p>
<p>جرج الیاس مولر، در کنار تحقیقاتی که در باب مسائل مورد پژوهش ابینگهوس، انجام داد، نسبت به قوانین تداعی و یادگیری نیز آزمایش‌هایی به عمل آورد و تحلیلی جدید از این موضوع ارائه داد. او این مسئله را که یادگیری بتواند تنها از طریق مجاورت توجیه شود نمی‌پذیرفت. به نظر وی، خود یادگیرنده به‌صورت فعّالی در جستجوی روابط محرکی است که باید یاد گرفته شود. پدیده‌هایی از نوع آمادگی، تردید و به‌اصطلاح نگرش‌های (۳۹) خودآگاه به شکل فعالی بر امر یادگیری تأثیر می‌گذارند. مشابه این یافته‌ها را در تحقیقات مکتب وورتسبورگ مشاهده می‌کنیم. ادراک فضا و روانشناسی موسیقی نیز توسط معاصر دیگر وونت، کارل اشتومف (۴۰) موردبررسی قرار گرفت.</p>
<h2>سهم ساخت‌گرایی در پیشبرد روانشناسی</h2>
<p>بنیادگذار این مکتب همه تجهیزات و ساز و برگ‌های لازم جهت تحقیقات روانشناسی علمی را فراهم کرد و برای روانشناسی- که به گفته مورفی (۱۹۴۹)، پیش از انتشار کتاب روانشناسی فیزیولوژی و آزمایشگاه وونت همچون کودکی بی‌سرپرست بود (۴۱)، جا و مکان مشخصی در صف علوم مختلف فراهم آورد. بی‌تردید او از شرایط مساعد و آماده‌شده‌ای بهره گرفت و باکفایت زیادی که از خود نشان داد، توانست نظم و نسق ویژه‌ای به این علم بدهد و مقام برجسته‌ای در میان روانشناسان جدید به دست آورد. ساخت‌گرایی همان‌طور که دیدیم محدود به قاره اروپا نشد و آن چنانکه هاید بردر متذکر شده است (۱۹۳۳) (۴۲) تأثیر زیادی بر روانشناسی آمریکا نیز گذارد: «این یک واقعیت ساده تاریخی است که روانشناسی تیچنر بر محور آزمایشگاه‌های آلمان متمرکز بود و این اقدام نخستین تلاش منظم جهت شناساندن روانشناسی به عنوان علم بوده است و برای نخستین بار روانشناسی هویت رسمی و دانشگاهی مستقل خویش را در کنار علوم مادر یعنی فلسفه و فیزیولوژی به دست آورد.»(۴۳)</p>
<p>موضوع اصلی روانشناسی دقیقاً تعریف و روش‌های تحقیق متناسب با موضوع، پیشنهاد شد. هنگامی هم که موضوع اصلی و هدف‌های ساخت‌گرایی از اعتبار افتاد، درون‌نگری- اگر آن را به عنوان گزارشی شفاهی بر مبنای تجربه تعریف کنیم- همواره در بسیاری از قلمروهای روانشناسی به کار برده می‌شد. برای مثال می‌توان از تحقیقات پسیکوفیزیک (روان- مادّه) نام برد. همچنین گزارش شفاهی آزمودنی در بسیاری از آزمایش‌ها و تحقیقات تجربی مانند گزارش‌های آزمودنی در اتاق‌های ویژه سنجش شنوایی یا سایر ادراکات و نیز گزارش‌های بالینی از بیماران، پاسخ آزمون‌های شخصیت یا آزمون نگرش‌ها نیز ماهیت درون‌نگرانه دارند.</p>
<p>این مثال‌ها و نمونه‌های بسیار دیگر، متضمّن گزارش کلامی و مبتنی بر تجربه بوده و اشکال قابل‌قبول و معتبری برای جمع‌آوری اطلاعات به شمار می‌روند. بی‌تردید کاربرد کنونی درون‌نگری با کاربرد ساخت‌گرایی از این روش، تفاوت‌هایی دارد.</p>
<p>کمک دیگر و شاید مهم‌ترین مساعدت مکتب ساخت‌گرایی، نقشی است که در قبال مکاتب دیگر ایفا کرد و غیرمستقیم باعث تقویت آنها شد. «این مکتب سیستم بسیار نیرومندی به وجود آورد که جنبش‌های جدید روانشناسی از قبیل کنش گرایی، گشتالت و جریان‌های <a href="http://behdashtravan.com/%d8%aa%d8%a7%d8%b1%db%8c%d8%ae%da%86%d9%87-%d8%b1%d9%81%d8%aa%d8%a7%d8%b1%da%af%d8%b1%d8%a7%db%8c%db%8c-%d9%82%d8%b3%d9%85%d8%aa-%d8%a7%d9%88%d9%84/" target="_blank" rel="noopener">رفتارگرایی</a> توانستند نیروهای خویش را در برابر آن، سامان دهند. این مکاتب وجود خود را تا حدّ زیادی باید مدیون فرمول‌بندی جدیدشان از روانشناسی بدانند که شروع آن به ساخت‌گرایی مربوط بوده است. با تعابیر جدید و فرمول‌های نوینی که از همان روانشناسی ساخت‌گرایی ارائه کردند قوت و شهرت یافتند. درواقع در مقابل هر جریان لازم است مانعی قرار گیرد تا موجب حرکت بیشتر آن شود. موضع‌گیری جدی و تنگ‌نظرانه ساخت‌گرایی باعث شد که روانشناسی بسیار فراتر از مرزهایی که برایش تعیین‌شده بود پیشرفت نماید.»(۴۴)</p>
<h2>روانشناسی ساخت‌گرایی از نگاه دیگران</h2>
<p>سخت‌ترین انتقادها متوجه روش تحقیق ساخت‌گرایی بوده است. این انتقادها ریشه در تاریخ دارد. می‌دانیم روش درون‌نگری روش تازه‌ای نبوده است که به‌وسیله وونت و تیچنر برای نخستین بار به‌کاررفته باشد، بلکه این روش، البته در معنای وسیع‌تر آن، در زمان‌های گذشته، حتی از عهد سقراط به کار می‌رفته است. از طرفی انتقاد از این روش نیز به‌هیچ‌وجه چیز تازه‌ای نیست. مثلاً <a href="http://behdashtravan.com/%d8%ac%d9%85%d9%84%d8%a7%d8%aa-%d8%a7%db%8c%d9%85%d8%a7%d9%86%d9%88%d8%a6%d9%84-%da%a9%d8%a7%d9%86%d8%aa/" target="_blank" rel="noopener">کانت</a> معتقد بود که تلاش برای درون‌نگری تجربه آگاهانه، محتوای آن را تغییر می‌دهد، زیرا عنصر مشاهده‌کننده در آن دخالت خواهد نمود. آگوست کنت، فیلسوف تحصّلی نیز چندین دهه پیش از بنیادگذاری روانشناسی علمی جدید این روش را موردحمله قرار داده چنین می‌گوید: «ذهن ممکن است همه پدیده‌ها را مشاهده کند، اما به‌هیچ‌وجه نمی‌تواند پدیده خویش را نظاره‌گر باشد. در اینجا مشاهده‌کننده و مشاهده شونده یکی است و عملش در جهت مشاهده کردن نمی‌تواند خالص و طبیعی باشد. فکر باید از فعالیت دست بکشد و موقتاً متوقف شود. درعین‌حال همین فعالیت ذهنی است که می‌خواهیم مشاهده‌اش کنیم. بنابراین، اگر توقف صورت نگیرد امکان هیچ مشاهده‌ای نیست و اگر صورت پذیرد چیزی برای مشاهده وجود ندارد. نتایج چنین روشی چیزی جز پوچی و بی‌ثمری نخواهد بود. ازاین‌رو، بعد از دو هزار سال پیگیری مسائل روان‌شناختی، هیچ پیشنهاد رضایت بخشی در این قلمرو شکل نگرفته است.»(۴۵)<br />
ترنر(۴۶) انتقادهای هنری مودسلی (۴۷) انگلیسی، را که چند سال پیش از اعلام رسمی فعالیت روانشناسی علمی جدید، به روش درون‌نگری اظهارشده به شرح ذیل آورده است:</p>
<p>«۱- بین نتایج به‌دست‌آمده توسط محققان مختلفی که از طریق درون‌نگری تحقیق می‌کنند، توافق اندکی حاصل می‌شود چه درون‌نگری‌ها امری کاملاً خصوصی هستند؛ و به همین جهت با تکرار درون‌نگری، عدم توافق مرتفع و حل‌وفصل نمی‌شود.<br />
۲- هنگامی‌که توافق حاصل می‌شود، ممکن است حصول توافق را به این عامل نسبت دهیم که درون نگران دقیقاً برای درون‌نگری به شیوه‌ای معین تربیت‌شده و از این طریق جانب گیری در مشاهداتشان ایجاد می‌شود.<br />
۳- مجموعه‌ای از معلومات که بر مبنای درون‌نگری جمع‌آوری می‌شود، ارزش استنتاج استقرایی ندارد؛ درواقع هیچ کشفی از روی اطلاعات کسانی که برای مشاهده چیزهای ویژه‌ای تربیت‌شده‌اند و مشاهدات آنها تحت تأثیر تعلیمات مربّی آنها است، امکان‌پذیر نیست.<br />
۴-نظر به کثرت امکان آسیب‌های ذهنی، گزارش درون‌نگرانه به‌سختی می‌تواند مورد اعتماد قرار گیرد.<br />
۵- معلومات حاصل از درون‌نگری نمی‌توانند تعمیمی را که از اطلاعات علمی انتظار می‌رود، داشته باشند؛ ناگزیر باید به طبقه‌ای از آزمودنی‌های بزرگ‌سال، تربیت‌شده، و صاحب تفکر پیچیده محدود باشد.<br />
۶- بسیاری از رفتارها، به‌عنوان‌مثال عادات، بدون آگاهی و ارتباط آگاهانه صورت می‌پذیرند.»(۴۸)</p>
<p>وجود انتقادهای اساسی از درون‌نگری پیش از وونت و تیچنر، باعث برطرف کردن اشکالات آن و دقیق‌تر شدنش گردید، به‌طوری‌که به‌صورت پیش‌نیاز روش آزمایش درآمد. بااین‌همه و علی‌رغم ضوابط دقیقی که بر آن اعمال شد و آن را به‌صورت روشی اختصاصی‌تر درآورد، انتقادها و حملات بر آن کاهش نیافت. البته با توجه به موضوع موردتحقیق- تجربه آگاه- درون‌نگری تنها ابزار موجود در زمان بوده است و چنین تصور می‌شد که با تمرین و تجربه بیشتری این روش می‌تواند اصلاح شود. یکی دیگر از انتقادها به تعریف درون‌نگری مربوط بود، زیرا تیچنر با ارتباط دادن درون‌نگری به شرایط خاص تجربی آن را این‌گونه تعریف می‌کرد: «جریانی که یک مشاهده‌گر دنبال می‌کند با ماهیت آگاهی مشاهده‌شده، باهدف و مقصود تجربه و با آموزشی که به آزمایشگر داده شده است، در جزئیات متفاوت است. بنابراین، درون‌نگری یک اصطلاح نوعی و کلی است که گروه وسیعی از روش‌های خاص تحقیق را شامل می‌شود و تمایز کاربردهای مختلف، این اصطلاح را بسیار دشوار می‌کند.»(۴۹) البته درباره تحقق هدف آموزش به آزمودنی‌ها در روش درون‌نگری نیز، از سوی دیگران تردیدهایی به‌عمل‌آمده است.</p>
<p>این سؤال مطرح می‌شود که درون نگران ساخت‌گرا دقیقاً چه یاد می‌گیرند و برای انجام چه‌کاری تمرین می‌بینند؟ درواقع آزمون‌شوندگان آنها باید بیاموزند که گروهی از کلمات، یعنی کلمات معنی‌دار (۵۰) را که بخش پایدار زبانشان شده است، فراموش کنند. مثلاً جمله: «من میزی را می‌بینم» برای یک ساخت‌گرا معنای علمی ندارد، زیرا کلمه «میز» یک کلمه معنی‌دار است و بر معلوماتی مبتنی است که قبلاً شکل‌گرفته است و عملاً چنین توافق شده و ما آموخته‌ایم که مجموعه‌ای از احساس‌هایمان را با میز یکی تصور کنیم. این گفته که «من میزی را می‌بینم»، در مورد تجربه آگاه مشاهده‌کننده، هیچ اطلاعی به‌دست نمی‌دهد. ساخت‌گرا به مجموعه‌ای از احساس‌ها که به‌صورت یک کلمه معنی‌دار خلاصه‌شده علاقه‌مند نیست، بلکه، به اشکال خاص ابتدایی تجربه توجه دارد. مشاهده‌کننده‌ای که در گزارش درون‌نگری خود می‌گوید «میزی» را می‌بینم، مرتکب خطای محرک شده است.</p>
<p>بسیار خوب، اگر این کلمات عادی زبان او که عموماً مورد موافقت قرارگرفته، از فرهنگ لغات کنار زده شوند، تجربه درون‌نگری چگونه توصیف خواهد شد؟ باید یک زبان با فرهنگ لغات ویژه درون‌نگر ابداع شود. با توجه به اینکه هم وونت و هم تیچنر تأکید می‌کردند که شرایط خارجی تجربه باید با دقت کنترل شود، به‌طوری‌که محتوای آگاهی بتواند دقیقاً معین و مشخص گردد، بنابراین دو درون‌نگر ممکن است تجربه واحدی داشته باشند و نتایج درون‌نگری‌شان یکدیگر را تقویت کند. به سبب این تجربه‌های کاملاً مشابه و تحت شرایط کنترل‌شده، این امکان وجود داشت که لغتنامه تحقیق درون‌نگری، عاری از کلمات معنی‌دار، به وجود آید و توسعه یابد.</p>
<p>اما، علی‌رغم امکان ایجاد چنین لغتنامه و به‌اصطلاح زبان مشترکی، هرگز چنین چیزی در عالم واقع تحقق‌نیافته است. غالباً عدم توافق بین مشاهده‌کنندگان، حتی در سخت‌ترین و دقیق‌ترین شرایط کنترل، موجود بوده است. درون‌نگرها، در آزمایشگاه‌های مختلف، نتایج متفاوتی به‌دست می‌آوردند. حتی درون‌نگرهایی که در آزمایشگاه واحدی کار می‌کردند، غالباً نمی‌توانستند به توافق برسند. بااینکه تیچنر همواره بر امکان حصول توافق تأکید می‌ورزید، مع‌هذا، هرگز چنین توافقی حاصل نشد. درصورتی‌که اگر توافق کافی در یافته‌های درون‌نگری حاصل می‌گشت، بسیار محتمل بود که ساخت‌گرایی همچنان نیرومند و زنده باقی می‌بود.</p>
<p>انتقادهای دیگری نیز بر روش درون‌نگری شده است. گفته‌اند درون‌نگری گزارشی است از گذشته، زیرا بین خود تجربه و زمان گزارش آن فاصله می‌افتد. با توجه به اینکه فراموشی به‌ویژه بلافاصله پس از تجربه سریع اتفاق می‌افتد، این احتمال وجود دارد که برخی از تجربه‌ها فراموش شوند و در گزارش نیایند. ساخت‌گرایی در پاسخ به این انتقاد گفته‌اند که درون‌نگرها با فاصله‌های زمانی بسیارکمی گزارش می‌دهند. همچنین معتقدند که تصویر ذهنی ابتدایی، تجربه را برای درون‌نگر حفظ می‌کند تا زمانی که بتواند آن را گزارش دهد.<br />
مشکل دیگر این است که همین عمل بررسی جزءبه‌جزء تجربه در روش درون‌نگری، ممکن است به طور کلی مسیر تجربه را تغییر دهد. برای مثال، خشم را در نظر بگیرید؛در جریان توجه به این حالت و تلاش در تجزیه آن، ممکن است خشم فروکش کند یا کاملاً از بین برود. مع‌ذلک تیچنر عقیده داشت که درون نگران ماهر و تربیت‌شده با استمرار در تمرین و تکرار عمل درون‌نگری، نسبت به این کار، وضعی ماشینی، خودکار و ناخودآگاه پیدا می‌کنند.</p>
<p>جریان ساخت‌گرایی نیز به سبب تلاش در جهت تجزیه‌وتحلیل فرایندهای آگاهی به عناصر، موردانتقاد قرار گرفت و به تصنعی بودن و عقیم ماندن متهم شد.<br />
منتقدان در این امر متفق‌اند که کل یک تجربه را نمی‌توان با ترکیب مجدد اجزا و عناصر آن دوباره به دست آورد و چنین عقیده دارند که تجربه انسان از طریق عناصر حسی، تصاویر ذهنی و یا عاطفی حاصل نمی‌شود، بلکه در قالب یک کل واحد و به‌صورت یکپارچه به ذهن عرضه می‌شود. مکتب گشتالت مؤثرترین فایده را از این انتقاد برده است.<br />
تعریف محدود ساخت‌گرایی از روانشناسی نیز موردحمله قرار گرفت. ساخت‌گرایی که در شخص تیچنر متبلور بود، می‌خواست قلمروهای تازه را، درصورتی‌که در محدوده تعریف آنان از روانشناسی قرار نگیرد، طرد کند. تیچنر، روانشناسی کودک، روانشناسی حیوان و همچنین تحقیقات <a href="http://behdashtravan.com/%d9%81%d8%b1%d9%82-%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%da%a9%d8%a7%d9%88-%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%d8%b4%d9%86%d8%a7%d8%b3-%d9%88-%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%d9%be%d8%b2%d8%b4%da%a9/" target="_blank" rel="noopener">روانکاوان</a> را به‌هیچ‌وجه روانشناسی نمی‌دانست. تلقی‌اش از روانشناسی بیش از حدّ تنگ‌نظرانه بود و حجم رشد یابنده اطلاعات را، که با افزایش روانشناسان متراکم می‌شد، نمی‌توانست در خود جای دهد.<br />
وونت در حیات خود با پرکاری و انتشار چاپ‌های مکرر (۶ چاپ از کتاب اصول روانشناسی در زمان حیات خویش) توانست مدت‌ها در برابر انتقادها مقاومت کند. درواقع وونت با تجدیدنظر مستمر در آثارش مجالی برای منتقدان نمی‌گذاشت تا نقطه حساس او را پیدا و به آن حمله کنند. به گفته ویلیام جیمز: «او مانند کرمی بود که هر پاره‌ای از آن جان دارد، می‌خزد و گره حیاتی در بصل النخاعش نیست، بنابراین نمی‌توان او را با یک ضربه از پای درآورد.»(۵۱)</p>
<h2>سرنوشت ساخت‌گرایی</h2>
<p>دیدیم که مواضع موردحمایت وونت و تیچنر سرانجام نتوانست در برابر حرکت فکری جوامع روان‌شناختی و به‌اصطلاح آزمون زمان، مقاومت کند و دیگر مدت‌هاست که ساخت‌گرایی در روانشناسی مکتب فعّالی به شمار نمی‌رود. روانشناسان نسبت به محدودیت‌های ساخت‌گرایی شکوه نموده و آن‌طور که ملاحظه خواهیم کرد، تقریباً هریک از مکاتب جدید روانشناسی درواقع با اعتراض به موضعی از مواضع ساخت‌گرایی شکل گرفتند. شاید این یک حرکت طبیعی باشد و همان‌طور که بورینگ می‌گوید: «هر علمی چیزی جز حاصل تحقیقات آن علم در آن دوره نیست و تحقیقات هم چیزی نیست جز فکر روش‌های مناسب و مؤثری که برای حل مسائل به وجود آمده و روح زمان نیز برای طرح آنها آماده گردیده است.»(۵۲)<br />
موقعیت منحصربه‌فرد وونت تنها در زمان کوتاهی دست‌نخورده باقی ماند. زیرا در اندک زمانی روانشناسان دیگری که در عین توافق با وی، ازنظر کاربرد روش درون‌نگری نظرات متفاوتی ارائه نمودند، موقعیت انحصاری ساخت‌گرایی را به خطر انداختند. ناگفته نماند که بسیاری از آنان نیز به هدف وونت که توسعه روانشناسی و تبدیل آن به علمی مستقل بود مدد رسانیدند.<br />
تیچنر که حمایت بی‌دریغ و کامل مکتب ساخت‌گرایی در آمریکا را برعهده‌گرفته بود، به‌زودی یاران خود را از دست داد و به سبب پای بندی به مواضع سنتی ساخت‌گرایی به ارتجاعی بودن و به تلاش بی‌ثمر برای وفاداری به اصول باستانی متّهم گردید. او که تصور می‌کرد برای روانشناسی الگوی اساسی فراهم آورده است و این معنی را در عمل نیز نشان داد، با نوآوری‌ها شدیداً مخالفت ورزید. ازاین‌رو بعد از مرگ وی، ساخت‌گرایی نیز، که به سبب حرمت این شخصیت برجسته تاریخ روانشناسی مدت‌ها در آمریکا ظاهراً به حاکمیت خود ادامه می‌داد، یک‌باره فروریخت.</p>
<h2>پی‌نوشت‌ها</h2>
<p>۱٫Schultz,Duan,ibid,p.91-92<br />
۲٫Schultz,Duan,ibid,p.93<br />
۳٫Schultz,Duan,ibid,pp.93-94<br />
۴٫Sum-total<br />
۵٫Personal<br />
۶٫Schultz,Duan,ibid,p.95<br />
۷٫Schultz,Duan,ibid,p.95.<br />
۸٫Synthese.<br />
۹٫Schultz,Duan,ibid,p.89<br />
۱۰٫Sensation<br />
۱۱٫Image<br />
۱۲٫Feelings<br />
۱۳٫Schultz,Duan,ibid,p.61-62.<br />
۱۴٫Metronome<br />
۱۵٫Pleasure<br />
۱۶٫Displeasure<br />
۱۷٫Continuum<br />
۱۸٫Tension<br />
۱۹٫Relaxation<br />
۲۰٫In Schultz,D.ibid,p.63.<br />
۲۱٫Apperception<br />
۲۲٫Creative synthesis<br />
۲۳٫Law of psychic resultants<br />
۲۴٫Klein,D.B.ibid,pp.862-763 and Misiak,H.History of Psychology,p.81.<br />
۲۵٫Selfobservation<br />
۲۶٫Introspection<br />
۲۷٫Schultz,Duan,ibid,p.61<br />
۲۸٫Schultz,Duan,ibid,p.96.<br />
۲۹٫Schultz,Duan,p.96.<br />
۳۰٫Galvanometer<br />
۳۱٫Ebbinghous,H<br />
۳۲٫Kulpe,O<br />
۳۳٫Donders,J.C<br />
۳۴٫جذب تصورات و تعبیر و تفسیر آنها به کمک تجربه های گذشته یا به هم آمیختن و وحدت بخشیدن تجربه های قدیم و جدید(بریتانیکا) .<br />
۳۵٫Will<br />
۳۶٫Chronometry the mind<br />
۳۷٫Cattell,Mc<br />
۳۸٫Paired comparisons<br />
۳۹٫Attitudes<br />
۴۰٫Stumph,C<br />
۴۱٫Schultz,Duan,ibid,p.66<br />
۴۲٫Heidbreder,E.Seven Psychologies,New York:Apploten,1933<br />
۴۳٫Schultz,Duan,ibid,pp.105-106<br />
۴۴٫Schultz,Duan,ibid,pp.105-106<br />
۴۵٫Schultz,Duan,ibid,pp.102-103<br />
۴۶٫Turner<br />
۴۷٫Maudsley.H<br />
۴۸٫Schultz,Duan,ibid,pp.102-103<br />
۴۹٫Titchener,E.B.The schema of introspection,American Journal of Psychology.1912,23,p.485.<br />
۵۰٫Meaning words<br />
۵۱٫in Perry,R.B.The thought and character of W.James.Boston,Massachusetts:Little,Brown,1935,p.68.<br />
۵۲٫Boring,G.Edwin,ibid,p.343.Edition, 1957.</p>
<h2>منبع</h2>
<p>شکرکن، حسین؛ و دیگران (۱۳۶۹)، مکتبهای روانشناسی و نقد آن(۱)، تهران: سازمان مطالعه و تدوین کتب علوم انسانی دانشگاهها(سمت)، مرکز تحقیق و توسعه علوم انسانی.</p>
<p><a href="http://rasekhoon.net/article/show/692390/%D9%85%DA%A9%D8%AA%D8%A8-%D8%B3%D8%A7%D8%AE%D8%AA-%DA%AF%D8%B1%D8%A7%DB%8C%DB%8C/" target="_blank" rel="nofollow noopener">راسخون</a></p>
<p>The post <a href="https://behdashtravan.com/%da%a9%d9%be%db%8c-%d9%85%da%a9%d8%aa%d8%a8-%d8%b3%d8%a7%d8%ae%d8%aa%e2%80%8c%da%af%d8%b1%d8%a7%db%8c%db%8c/">مکتب ساخت‌گرایی</a> appeared first on <a href="https://behdashtravan.com">مجله تخصصی روانشناسی بهداشت روان</a>.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://behdashtravan.com/%da%a9%d9%be%db%8c-%d9%85%da%a9%d8%aa%d8%a8-%d8%b3%d8%a7%d8%ae%d8%aa%e2%80%8c%da%af%d8%b1%d8%a7%db%8c%db%8c/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>ویژگی‌های روانشناس و رواندرمانگر خوب</title>
		<link>https://behdashtravan.com/%d9%88%db%8c%da%98%da%af%db%8c%e2%80%8c%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%d8%b4%d9%86%d8%a7%d8%b3-%d9%88-%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%d8%af%d8%b1%d9%85%d8%a7%d9%86%da%af%d8%b1-%d8%ae%d9%88%d8%a8/</link>
					<comments>https://behdashtravan.com/%d9%88%db%8c%da%98%da%af%db%8c%e2%80%8c%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%d8%b4%d9%86%d8%a7%d8%b3-%d9%88-%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%d8%af%d8%b1%d9%85%d8%a7%d9%86%da%af%d8%b1-%d8%ae%d9%88%d8%a8/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[بهروز هاشمی]]></dc:creator>
		<pubDate>Mon, 20 May 2019 14:54:21 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[آسیب شناسی]]></category>
		<category><![CDATA[رواندرمانی]]></category>
		<category><![CDATA[دکتر روانکاو]]></category>
		<category><![CDATA[روانشناس]]></category>
		<category><![CDATA[روانشناسی]]></category>
		<category><![CDATA[روانکاو]]></category>
		<category><![CDATA[روانکاوی]]></category>
		<category><![CDATA[مشاور]]></category>
		<category><![CDATA[مشاوره]]></category>
		<category><![CDATA[مشاوره روانشناختی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://behdashtravan.com/?p=6841</guid>

					<description><![CDATA[<p>یک روانشناس و رواندرمانگر خوب را چطور پیدا کنیم شاید شما هم به دنبال یک درمانگر یا مشاور می‌گردید تا بتوانید برخی از مشکلات فردی و عاطفی خود را حل کنید. اولین سوالی که در این موارد با آن مواجه می‌شوید این است که باید دنبال چه ویژگی‌هایی در یک روانشناس بگردیم؟ اگر جلسات را &#8230;</p>
<p>The post <a href="https://behdashtravan.com/%d9%88%db%8c%da%98%da%af%db%8c%e2%80%8c%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%d8%b4%d9%86%d8%a7%d8%b3-%d9%88-%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%d8%af%d8%b1%d9%85%d8%a7%d9%86%da%af%d8%b1-%d8%ae%d9%88%d8%a8/">ویژگی‌های روانشناس و رواندرمانگر خوب</a> appeared first on <a href="https://behdashtravan.com">مجله تخصصی روانشناسی بهداشت روان</a>.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>یک روانشناس و رواندرمانگر خوب را چطور پیدا کنیم</h2>
<p>شاید شما هم به دنبال یک درمانگر یا مشاور می‌گردید تا بتوانید برخی از مشکلات فردی و عاطفی خود را حل کنید. اولین سوالی که در این موارد با آن مواجه می‌شوید این است که باید دنبال چه ویژگی‌هایی در یک روانشناس بگردیم؟ اگر جلسات را با یک رواندرمانگر شروع کردم، از کجا بفهمم انتخاب خوبی را انتخاب کرده‌ایم؟ در این مقاله سعی کردم ویژگی‌های یک روانشناس و رواندرمانگر خوب را برای شما بازگو کنم. برای مطالعه نتایج یک درمان مناسب <a href="http://behdashtravan.com/%d8%aa%d8%a7%d8%ab%db%8c%d8%b1-%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%da%a9%d8%a7%d9%88%db%8c-%d8%a8%d9%84%d9%86%d8%af%d9%85%d8%af%d8%aa-%d9%88-%d9%86%d8%aa%db%8c%d8%ac%d9%87-%d8%a2%d9%86-%d8%af%d8%b1-%d8%b2%d9%86/" target="_blank" rel="noopener noreferrer">این مقاله</a> را بخوانید.</p>
<p>&nbsp;</p>
<h2><strong>ویژگی‌های روانشناس و رواندرمانگر خوب:</strong></h2>
<p>&nbsp;</p>
<h3> قدرت همدلی بالا</h3>
<p>روانشناس باید بتواند از نقطه نظر مراجع به مسائل نگاه کند و احساس، افکار و عقاید او را درک کند. روانشناس برای تسهیل فرآیند درمان باید بتواند وارد دنیای فرد شود و همچنین بتواند این همدلی را ابراز کند.  رواندرمانگر باید بتواند با طیف وسیعی از انسان‌ها ارتباط برقرار کند و آنها را درک کند</p>
<h3>پذیرش بالا و توجه بی قید و شرط</h3>
<p>مراجع برای این که بتواند به راحتی مشکلات خود را بازگو کند، نیاز به یک محیط امن دارد. معمولا مراجعین نیاز دارند در مورد عمیق‌ترین احساسات و دردناک‌ترین خاطرات و مشکلاتشان حرف بزنند.<br />
رواندرمانگر لازم است نسبت به عواطف مراجع پذیرش بالایی نشان دهد و او را سرزنش یا قضاوت نکند. مراجع باید احساس کند با وجود تمام ضعف‌هایش پذیرفتنی است. البته این به آن معنی نیست که درمانگر نباید هیچ حد و مرزی برای فرایند درمان ایجاد کند.<br />
به قول کارل یونگ، &#8221; ما در رابطه آسیب می‌بینیم و در رابطه باید شفا پیدا کنیم&#8221;. این جمله اهمیت یک رابطه سازنده در فرایند درمان را به خوبی نشان می‌دهد.</p>
<h3>مهارت حل مساله</h3>
<p>هر چند که درمانگر خود نباید مسائل مراجع را به شخصه حل کند و مسئولیت آنها را بپذیرد، اما باید بتواند در حل مشکلات به خوبی ذهن مراجع را باز کند.در نتیجه لازم است که قدرت خوبی در حل اینمسائل داشته باشد</p>
<h3>انعطاف‌پذیری</h3>
<p>یکی از ویژگی‌های روانشناس و رواندرمانگر خوب داشتن انعطاف در درمان است. برخی از افراد به نوع خاصی از درمان ها یا تکنیک‌های روانشناختی خوب پاسخ نمی‌دهند، درمانگر نباید در روش و رفتار خود متعصب باشد. معروف است که می‌گویند مراجع روش درمان را با خود به جلسه درمان می‌آورد.</p>
<h3> خودآگاهی</h3>
<p>رواندرمانگر خوب نسبت به عواطف، مشکلات و روانرنجوری‌های خود آگاه و مسلط است. تا حد امکان درمانگر و روانشناس خوب باید با مشکلات خود کنار آمده باشد تا در فرایند درمان اختلال ایجاد نشود. برای این موضوع لازم است که درمانگر خودش پیش از درمان، تحت درمان قرار گرفته باشد.</p>
<h3> ایجاد اتحاد درمانی مناسب</h3>
<p>یکی دیگر از ویژگی‌های روانشناس و رواندرمانگر یا مشاور خوب توان ایجاد یک ارتباط سازنده محکم با مراجع برای کمک به پیشبرد اهداف درمانی است. روانشناس باید بتواند با ایجاد اعتماد و گرمی در جلسه، مراجع را نسبت به درمان ترغیب کند.</p>
<h3> توانایی توضیح و مواجهه دادن</h3>
<p>یکی از مهم‌ترین ویژگی‌های روانشناس این است که بتواند به خوبی احساسات، افکار و باورهای ناکارامد را توضیح دهد و مراجع را با عواقب آنها مواجه کند. مواجه شدن مراجع با واقعیت، افکار و باورهایش از مهمترین بخش‌های درمان است. این موضوع باید صریح و همدلانه صورت پذیرد.</p>
<h3>نوع‌دوست و یاری‌رسان</h3>
<p>روانشناس باید از کمک به دیگران، مخصوصا در جلسات درمانی لذت ببرد. مراجع نباید این حس را پیدا کند که عواطف و احساسات و سرنوشتش برای درمانگر اهمیت خاصی ندارد.</p>
<h3> حساسیت به فرهنگ مراجع</h3>
<p>رواندرمانگر باید در فرآیند درمان بافت فرهنگی مراجع را در نظر بگیرد. بسیاری از مسائل که در یک فرهنگ ناهنجاری محسوب می‌شود در فرهنگ دیگر چنین نیست. به طور مثال در فرهنگ غربی این که جوان ۲۷ ساله با خانواده‌اش زندگی کند، این احتمال را که شخصیتی وابسته باشد بالا می‌برد اما در فرهنگ ایران الزاما به این شکل نیست.</p>
<p>&nbsp;</p>
<p><strong>نویسنده</strong>: <a href="http://RAVANDARMANI.ORG" target="_blank" rel="noopener noreferrer">بهروز هاشمی</a></p>
<a href="http://behdashtravan.com/%d9%85%d8%b1%da%a9%d8%b2-%d9%85%d8%b4%d8%a7%d9%88%d8%b1%d9%87-%d9%88-%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%e2%80%8c%d8%af%d8%b1%d9%85%d8%a7%d9%86%db%8c-%d8%b4%da%a9%d9%88%d9%81%d8%a7%db%8c%db%8c/" target="_blank" class="shortc-button medium green "><span class="fa " aria-hidden="true"></span> تعیین وقت روانکاوی</a>
<p>&nbsp;</p>
<p>The post <a href="https://behdashtravan.com/%d9%88%db%8c%da%98%da%af%db%8c%e2%80%8c%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%d8%b4%d9%86%d8%a7%d8%b3-%d9%88-%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%d8%af%d8%b1%d9%85%d8%a7%d9%86%da%af%d8%b1-%d8%ae%d9%88%d8%a8/">ویژگی‌های روانشناس و رواندرمانگر خوب</a> appeared first on <a href="https://behdashtravan.com">مجله تخصصی روانشناسی بهداشت روان</a>.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://behdashtravan.com/%d9%88%db%8c%da%98%da%af%db%8c%e2%80%8c%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%d8%b4%d9%86%d8%a7%d8%b3-%d9%88-%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%d8%af%d8%b1%d9%85%d8%a7%d9%86%da%af%d8%b1-%d8%ae%d9%88%d8%a8/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>رواندرمانی و روانکاوی چطور اثر می‌گذارند  (ویدئو)</title>
		<link>https://behdashtravan.com/%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%d8%af%d8%b1%d9%85%d8%a7%d9%86%db%8c-%d9%88-%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%da%a9%d8%a7%d9%88%db%8c-%da%86%d8%b7%d9%88%d8%b1-%d8%a7%d8%ab%d8%b1-%d9%85%db%8c%e2%80%8c%da%af%d8%b0%d8%a7/</link>
					<comments>https://behdashtravan.com/%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%d8%af%d8%b1%d9%85%d8%a7%d9%86%db%8c-%d9%88-%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%da%a9%d8%a7%d9%88%db%8c-%da%86%d8%b7%d9%88%d8%b1-%d8%a7%d8%ab%d8%b1-%d9%85%db%8c%e2%80%8c%da%af%d8%b0%d8%a7/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[بهروز هاشمی]]></dc:creator>
		<pubDate>Tue, 14 May 2019 12:08:32 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[آسیب شناسی]]></category>
		<category><![CDATA[ارتقاء سلامت روان]]></category>
		<category><![CDATA[رواندرمانی]]></category>
		<category><![CDATA[رواندرمانی بلندمدت]]></category>
		<category><![CDATA[روانشناس]]></category>
		<category><![CDATA[روانشناسی]]></category>
		<category><![CDATA[روانکاوی]]></category>
		<category><![CDATA[مشاوره]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://behdashtravan.com/?p=6824</guid>

					<description><![CDATA[<p>رواندرمانی و روانکاوی چطور اثر می‌گذارد و باعث درمان اختلالات رواندرمانی می‌شود؟ (ویدئو) &#160; &#160; به خاطر دارم وقتی سن کمتری داشتم و به تازگی به رشته روانشناسی علاقه‌مند شده بودم و قصد ورود به آن را داشتم، یکی از اقوام که از من با تجربه‌تر بود به من گفت &#8221; این روانشناس‌ها نیستند که &#8230;</p>
<p>The post <a href="https://behdashtravan.com/%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%d8%af%d8%b1%d9%85%d8%a7%d9%86%db%8c-%d9%88-%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%da%a9%d8%a7%d9%88%db%8c-%da%86%d8%b7%d9%88%d8%b1-%d8%a7%d8%ab%d8%b1-%d9%85%db%8c%e2%80%8c%da%af%d8%b0%d8%a7/">رواندرمانی و روانکاوی چطور اثر می‌گذارند  (ویدئو)</a> appeared first on <a href="https://behdashtravan.com">مجله تخصصی روانشناسی بهداشت روان</a>.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>رواندرمانی و روانکاوی چطور اثر می‌گذارد و باعث درمان اختلالات رواندرمانی می‌شود؟ (ویدئو)</h2>
<p>&nbsp;</p>
<div id="67216907599"><script type="text/JavaScript"src="https://www.aparat.com/embed/oDBUs?data[rnddiv]=67216907599&#038;data[responsive]=yes"></script></div>
<p>&nbsp;</p>
<p>به خاطر دارم وقتی سن کمتری داشتم و به تازگی به رشته روانشناسی علاقه‌مند شده بودم و قصد ورود به آن را داشتم، یکی از اقوام که از من با تجربه‌تر بود به من گفت &#8221; این روانشناس‌ها نیستند که درمان می‌کنند، آنها فقط حرف می‌زنند و درمان واقعی را روانپزشک‌ها انجام می‌دهند&#8221;. استدلال او این بود تنها با داروست که درمان ممکن می‌شود. در آن زمان پاسخ قانع‌کننده‌ای برای او نداشتم. بعد از گذشت چند سال و کسب تجربه در حوزه رواندرمانی و <a href="http://behdashtravan.com/%d8%aa%d8%a7%d8%ab%db%8c%d8%b1-%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%da%a9%d8%a7%d9%88%db%8c-%d8%a8%d9%84%d9%86%d8%af%d9%85%d8%af%d8%aa-%d9%88-%d9%86%d8%aa%db%8c%d8%ac%d9%87-%d8%a2%d9%86-%d8%af%d8%b1-%d8%b2%d9%86/" target="_blank" rel="noopener noreferrer">روانکاوی</a> ، متوجه شدم که این اشتباه، یک اشتباه رایج است. عده زیادی رواندرمانی و مشاوره روانشناسی را در بهترین حالت یک مشاوره ساده برای حل مساله و در بدترین حالت یک تخلیه هیجانی بیهوده می‌دانند.</p>
<p>برای پاسخ به این سوال تصمیم گرفتیم که ویدئوی بالا را در اختیار مخاطبین قرار دهیم. در این ویدئو به خوبی توضیح داده می‌شود که اگر کسی در دوران مدرن دچار ناراحتی روانی شد، چه گزینه‌هایی پیش رو دارد. این گزینه‌ها شامل خدمات روانپزشکی، درمان رفتاری شناختی و رواندرمانی می‌باشند. البته لازم به ذکر است که در این ویدئو انواع درمان‌های کوتاه مدت را زیر شاخه درمان رفتاری شناختی یا CBT  معرفی می‌کند و همچنین درمان‌های بلندمدت‌تر زیر شاخه رواندرمانی (درمانی شبیه به روانکاوی) معرفی می‌کند. هر چند این دسته‌بندی دقیقی نیست، اما برای مخاطب به خوبی گزینه‌ها را شرح می‌دهد.</p>
<h2><strong> انواع خدمات روانشناختی که در این ویدئو با آنها آشنا می‌شوید</strong></h2>
<p><strong>روانپزشکی</strong> با کمک دارو به کنترل اختلالات روانی می‌پردازد. در ویدئو با مزایا و معایب این نوع درمان بررسی شده است.</p>
<p><strong>درمان رفتاری شناختی یا </strong><strong>CBT</strong> درمان کوتاه‌مد ت و زودبازدهی است که طی آن مراجع یاد می‌گیرد با افکار و عقاید آسیب‌زای خود چالش کند و بر آنها فائق آید.</p>
<p><strong>رواندرمانی </strong>به ریشه مشکلات می‌پردازد و به نوعی شخصیت را بازآفرینی می‌کند. مزایا و معایب و نحوه اثر این درمان در ویدئو شرح داده شده است.</p>
<p>&nbsp;</p>
<p>مهم‌ترین سوالی که در این ویدئو به ان پرداخته شده است این است که چطور درمان‌های روانشناختی بدون نیاز به دارو به بهبود وضعیت فرد منجر می‌شود.</p>
<p>&nbsp;</p>
<h2><strong>سوالات اساسی که در این ویدئو به آن پاسخ داده می‌شود؟</strong></h2>
<ul>
<li>برای درمان اختلالات روانی و مشکلات روحی باید چه کار کنیم و چه گزینه‌هایی وجود دارد؟</li>
<li>مزایا و معایب هر کدام از این درمان‌ها چیست؟</li>
<li>درمان‌های مختلف روانشناختی چطور عمل می کنند و باعث درمان می‌شوند؟</li>
</ul>
<p><strong>نویسنده و مترجم ویدئو</strong>: بهروز هاشمی</p>
<a href="http://behdashtravan.com/%d9%85%d8%b1%da%a9%d8%b2-%d9%85%d8%b4%d8%a7%d9%88%d8%b1%d9%87-%d9%88-%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%e2%80%8c%d8%af%d8%b1%d9%85%d8%a7%d9%86%db%8c-%d8%b4%da%a9%d9%88%d9%81%d8%a7%db%8c%db%8c/" target="_blank" class="shortc-button medium green "><span class="fa " aria-hidden="true"></span> تعیین وقت روانکاوی</a>
<p>&nbsp;</p>
<p><a href="https://www.youtube.com/watch?v=HIfYWK5r4wM&amp;feature=youtu.be" target="_blank" rel="noopener noreferrer">لینک ویدئو در یوتوب</a></p>
<p>The post <a href="https://behdashtravan.com/%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%d8%af%d8%b1%d9%85%d8%a7%d9%86%db%8c-%d9%88-%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%da%a9%d8%a7%d9%88%db%8c-%da%86%d8%b7%d9%88%d8%b1-%d8%a7%d8%ab%d8%b1-%d9%85%db%8c%e2%80%8c%da%af%d8%b0%d8%a7/">رواندرمانی و روانکاوی چطور اثر می‌گذارند  (ویدئو)</a> appeared first on <a href="https://behdashtravan.com">مجله تخصصی روانشناسی بهداشت روان</a>.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://behdashtravan.com/%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%d8%af%d8%b1%d9%85%d8%a7%d9%86%db%8c-%d9%88-%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%da%a9%d8%a7%d9%88%db%8c-%da%86%d8%b7%d9%88%d8%b1-%d8%a7%d8%ab%d8%b1-%d9%85%db%8c%e2%80%8c%da%af%d8%b0%d8%a7/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>سوالات متداول و حقایقی در مورد رواندرمانی و مشاوره روانشناسی</title>
		<link>https://behdashtravan.com/%d8%b3%d9%88%d8%a7%d9%84%d8%a7%d8%aa-%d9%85%d8%aa%d8%af%d8%a7%d9%88%d9%84-%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%d8%af%d8%b1%d9%85%d8%a7%d9%86%db%8c-%d9%88-%d9%85%d8%b4%d8%a7%d9%88%d8%b1%d9%87-%d8%b1%d9%88%d8%a7/</link>
					<comments>https://behdashtravan.com/%d8%b3%d9%88%d8%a7%d9%84%d8%a7%d8%aa-%d9%85%d8%aa%d8%af%d8%a7%d9%88%d9%84-%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%d8%af%d8%b1%d9%85%d8%a7%d9%86%db%8c-%d9%88-%d9%85%d8%b4%d8%a7%d9%88%d8%b1%d9%87-%d8%b1%d9%88%d8%a7/#comments</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[بهروز هاشمی]]></dc:creator>
		<pubDate>Mon, 29 Apr 2019 12:02:52 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[آسیب شناسی]]></category>
		<category><![CDATA[ارتقاء سلامت روان]]></category>
		<category><![CDATA[بهداشت روان]]></category>
		<category><![CDATA[رواندرمانی]]></category>
		<category><![CDATA[درمان اختلالات روانی]]></category>
		<category><![CDATA[روانشناس]]></category>
		<category><![CDATA[روانشناسی]]></category>
		<category><![CDATA[روانکاو]]></category>
		<category><![CDATA[روانکاوی]]></category>
		<category><![CDATA[سوالات متداول]]></category>
		<category><![CDATA[مشاوره]]></category>
		<category><![CDATA[مشاوره روانشناختی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://behdashtravan.com/?p=6748</guid>

					<description><![CDATA[<p>معمولا تصمیم گرفتن برای مراجعه به روانشناس برای رواندرمانی و مشاوره روانشناسی جز تصمیمات خاص زندگیست که چالش ذهنی زیادی برای ما ایجاد می‌کند. سوالات زیادی ذهن ما را قبل از حضور در جلسه درگیر می‌کند که برخی از انها را در اینجا بررسی می‌کنیم. از کجا بفهمم وقتش رسیده که باید با یک روانشناس &#8230;</p>
<p>The post <a href="https://behdashtravan.com/%d8%b3%d9%88%d8%a7%d9%84%d8%a7%d8%aa-%d9%85%d8%aa%d8%af%d8%a7%d9%88%d9%84-%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%d8%af%d8%b1%d9%85%d8%a7%d9%86%db%8c-%d9%88-%d9%85%d8%b4%d8%a7%d9%88%d8%b1%d9%87-%d8%b1%d9%88%d8%a7/">سوالات متداول و حقایقی در مورد رواندرمانی و مشاوره روانشناسی</a> appeared first on <a href="https://behdashtravan.com">مجله تخصصی روانشناسی بهداشت روان</a>.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>معمولا تصمیم گرفتن برای مراجعه به روانشناس برای رواندرمانی و مشاوره روانشناسی جز تصمیمات خاص زندگیست که چالش ذهنی زیادی برای ما ایجاد می‌کند. سوالات زیادی ذهن ما را قبل از حضور در جلسه درگیر می‌کند که برخی از انها را در اینجا بررسی می‌کنیم.</p>
<h2><strong>از کجا بفهمم وقتش رسیده که باید با یک روانشناس یا رواندرمانگر صحبت کنم؟</strong></h2>
<p>همین که دارید این مقاله را مطالعه می‌کنید نشان می‌دهد احتمالا زمان مراجعه به روانشناس نزدیک شده است. به سه سوال فکر کنید. آیا توانایی دوست داشتن و دوست داشته شدن را به شیوه‌ی مطلوبتان دارید؟ آیا توانایی هدف‌گذاری، برنامه‌ریزی و پیگیری آرزوها و اهداف زندگیتان را دارید؟ ایا ارزش خود را می‌دانید؟ بیشتر مشکلاتی که مردم به جلسه درمان می‌آورد به یکی یا چند تا از سوالات بالا برمی‌گردد. اگر به یکی از سوالات بالا پاسختان نه باشد، احتمالا در زندگی خود با چالش مواجه هستید و می‌توانید از مزایای تراپی یا درمان روانشناختی بهره ببرید.</p>
<p>در ادامه سوالاتی را بررسی می‌کنیم که نیاز به رواندرمانی و مشاوره روانشناسی را در شما شفاف می‌کند. آیا مشکل، شرایط و احساس پایداری وجود دارد که شما را برای مدتیست که آزار می‌دهد؟ آیا چیزی در شما و زندگیتان هست که بخواهید آن را تغییر دهید؟ آیا از گفتگوی تکراری با خودتان یا دیگران در مورد موضوعی، بدون هیچ اثر مثبتی، خسته شده‌اید؟ آیا از احساسات خود به  تنگ امده‌اید؟ آیا با وجود تلاش برای نادیده گرفتن، صدایی درون شما به دنبال کمک گرفتن حرفه‌ای از متخصص است؟ اگر پاسخ سوالات بالا را آری می‌دهید، باید بدانید که وقت رواندرمانی و مشاوره روانشناسی فرا رسیده است.</p>
<h2><strong>” </strong><strong>نمی‌شه جای رواندرمانی با دوستم حرف بزنم؟</strong><strong> “</strong></h2>
<p>اگر دوستان یا خانواده‌ی دلسوزی دارید از گفتن احساسات درونی خود به آنها دریغ نکنید، اما بحث رفتن پیش یک متخصص کاملا متفاوت است و دلایل خوبی هم برای آن وجود دارد. آیا دوستان یا خانواده شما تمام تمرکز و توجه بی‌دریغ خود را به شما اختصاص می‌دهند؟ آیا می‌توانند کاملا بی‌طرفانه به مشکل شما توجه کنند؟ نه احتمالا. معمولا حتی بهترین دوستان و خانواده‌ها هم نمی‌توانند احساسات شخصی خود را درگیر مشکل ما نکنند.</p>
<h2><strong>مزایای رواندرمانی و مشاوره روانشناسی چیست؟</strong></h2>
<p>فواید رواندرمانی و مشاوره روانشناسی در پژوهش‌های بیشماری نشان داده شده و به اثبات رسیده است.در گزارش مفصلی که مارتین سلیگمن از مراجعان تهیه کرد، تاثیرگذاری رواندرمانی شفاف شده است. برای مطالعه این گزارش روی این <a href="https://www.ncbi.nlm.nih.gov/pubmed/8561380" target="_blank" rel="noopener noreferrer">لینک</a> کلیک کنید.</p>
<p>در اینجا خلاصه‌ی آن را مطالعه می‌کنید.</p>
<ul>
<li>رواندرمانی در ۹۲ درصد مراجعان تاثیر مثبت ایجاد کرد.</li>
<li>افراد هرچه بیشتر در رواندرمانی و مشاوره روانشناسی ماندند نتیجه بهتری گرفتند.</li>
<li>افراد فعال در رواندرمانی از افراد منفعل نتیجه بهتری گرفتند. افرادی که با گشودگی، پرسش و پیگیری در فرآیند درمان درگیر بودند بهره بیشتری بردند.</li>
<li>برای اغلب شرایط روانشناختی، افرادی که فقط در رواندرمانی حضور داشتند در مقایسه با افرادی که علاوه بر رواندرمانی دارو هم گرفتند، نتیجه مشابهی گرفتند.</li>
</ul>
<p>&nbsp;</p>

		<div class="box info  aligncenter" style="width:100%">
			<div class="box-inner-block">
				<span class="fa tie-shortcode-boxicon"></span><a href="http://behdashtravan.com/%D9%81%D8%B1%D9%82-%D8%B1%D9%88%D8%A7%D9%86%DA%A9%D8%A7%D9%88-%D8%B1%D9%88%D8%A7%D9%86%D8%B4%D9%86%D8%A7%D8%B3-%D9%88-%D8%B1%D9%88%D8%A7%D9%86%D9%BE%D8%B2%D8%B4%DA%A9/" target="_blank" rel="noopener noreferrer">برای آشنایی با تفاوت انواع خدمات بهداشت روان می‌توانید این مقاله را مطالعه کنید</a>.<br />

			</div>
		</div>
	
<p>&nbsp;</p>
<h2><strong>رواندرمانی و مشاوره روانشناسی چطور اثر می‌گذارد؟</strong></h2>
<p>رواندرمانگر با ایجاد امنیت و از بین بردن درماندگی، فضایی درست می‌کند تا مراجع بتواند خودش باشد و یاد بگیرد استعدادهای خودش را شکوفا کند. اثربخشی رواندرمانی و مشاوره روانشناسی به این صورت است.</p>
<p>وقتی اتفاق بدی می‌افتد و ما احساس می‌کنیم قدرت کنترل محیط یا آینده را نداریم، دست به دامن استراتژی‌هایی می‌شویم تا از خودمان محافظت کنیم. به این استراتژی‌ها <a href="http://behdashtravan.com/%d9%85%da%a9%d8%a7%d9%86%db%8c%d8%b2%d9%85-%d8%af%d9%81%d8%a7%d8%b9%db%8c/" target="_blank" rel="noopener noreferrer">دفاع یا مکانیزم دفاعی</a> می‌گویند. دفاع‌ها الزاما چیز بدی نیستند، ما بدون آنها ممکن است کارایی خود را از دست بدهیم.</p>
<p><a href="http://behdashtravan.com/%d9%85%da%a9%d8%a7%d9%86%db%8c%d8%b2%d9%85-%d8%af%d9%81%d8%a7%d8%b9%db%8c/" target="_blank" rel="noopener noreferrer">بهتر است قبل از مطالعه ادامه مقاله با مفهوم مکانیزم‌های دفاعی آشنا شوید.</a></p>
<p>اما مشکلی که دفاع‌ها دارند این است که آنها ممکن است کیفیت زندگی شما را کم کنند، مثلا ممکن توانایی عشق‌ورزی و دریافت عشق، پیگیری اهداف و احساس <a href="http://behdashtravan.com/%d8%b9%d8%b2%d8%aa%e2%80%8c%d9%86%d9%81%d8%b3-%da%86%db%8c%d8%b3%d8%aa%d8%9f/" target="_blank" rel="noopener noreferrer">خودارزشمندی</a> را در ما کاهش دهند. وقتی این اتفاق بیافتد وظیفه رواندرمانگر این است که به شما در مواجهه با این دفاع‌ها کمک کند. بسیاری از این دفاع‌ها خارج از اگاهی شما رخ می‌دهند و در دورانی که در گذشته آسیب‌پذیر بودید،  و شکل گرفته‌اند. وجود آنها دیگر ضرورتی ندارد و جلوی تجربه‌ی زندگی مطلوبتان را می‌گیرد. رواندرمانگر با ملایمت، همدلی و جدیت این دفاع‌ها را حل می‌کند تا شما با طبیعت واقعی خود را بشناسید و آن را ابراز کنید.</p>
<p>رواندرمانگر به شما کمک می‌کند تا در عمیق‌ترین حد ممکن با خودتان ارتباط برقرار کنید. همچنین رواندرمانگر کمک می‌کند تا مراجع در فضایی ایمن با او، صادقانه و عمیق ارتباط برقرار کند تا امنیت لازم برای شفا یافتن را تجربه کند. ابزار این شفا یافتن، همان نداشتن قضاوت و همدلی درمانگر است. همینطور که مراجع و رواندرمانگر پیش می‌روند، تجارب مفید و سازنده در دسترس مراجع قرار می‌گیرد. ارتباط شما با خودتان، زندگی و دیگران شروع به عمق پیدا کردن و گسترش می‌کند. ترس جای خود را به آزادی، گشودگی و کنجکاوی می‌دهد. پرخاش کنار می‌رود، پذیرش پیدا می‌شود. اندوه آسان می‌شود و تاب‌آوری، عشق و خودشکوفایی پرورانده می‌شود.</p>
<h2><strong>چطور بفهمم که درمانگر مناسب برای من کیست؟</strong></h2>
<p>برای این که واقعا یک رواندرمانگر را بشناسید، نیاز است که یک بار با او رو در رو دیدار داشته باشید. در دیدار اول باید این سوالات را در نظر داشته باشید.</p>
<ul>
<li>شما برای صحبت با روانشناس چقدر احساس راحتی می‌کنید؟</li>
<li>آیا قابل اعتماد به نظر می‌رسد؟</li>
<li>آیا واقعا به حرف من گوش می‌دهد؟</li>
<li>آیا می‌داند دارد چه کار می‌کند؟</li>
<li>آیا با اعتماد به نفس و کفایتمند به نظر می‌رسد؟</li>
<li>آیا توانایی مدیریت جلسه را دارد؟</li>
<li>از همه مهم‌تر آیا از او خوشم می‌آید؟</li>
</ul>
<h2><strong>چقدر طول می‌کشد </strong><strong>تا رواندرمانی (تراپی) تمام شود؟</strong></h2>
<p>اگر می‌شد به این سوال جواب دقیقی داد خیلی خوب می‌شد. متاسفانه این کار شدنی نیست. مثل این است که بپرسیم به طور کلی طناب‌ها چند متر هستند؟ مسلما این بستگی به این داره که طناب مورد نظر ما چند متر باشد! در مورد طناب‌ها به طور کلی نمی‌توان حرف زد.</p>
<p>فاکتورهای زیادی را باید در نظر گرفت. برای مثال، این که زندگی شما قبل از حضور در جلسه چطور بوده است؟ الان چی باعث شده که به روانشناسی و مشاوره رو بیاورید؟ این مشکل شما چه مدت است که  درگیرتان کرده است؟ تا کنون چطور با مسائل کنار امده‌اید؟ آیا نوع کنار آمدن شما باعث از بین رفتن احساسات عمیق‌تر سرزندگی و خوشبختی نشده است؟ امیدها و اهداف شما برای درمان چیست؟ از کجا باید بفهمیم که به آرزوهایمان رسیده‌ایم.</p>
<p>ِسوالات از این دست زیاد است. برخی از این سوالات را نمی‌توان در جا پاسخ داد، آنها معمولا در خلال درمان مبتنی بر اکتشاف و درک پاسخ داده می‌شوند.</p>
<p><strong>با این نکات شما بیشترین بهره را از درمان و مشاوره خواهید برد:</strong></p>
<p>۱٫به هزینه رواندرمانی به عنوان سرمایه‌گذاری برای آینده نگاه کنید.مزایایی که تجربه می‌کنید، هزینه‌ها را توجیه می‌کند.</p>
<ol start="2">
<li>با تمام ظرفیت و فعالانه در جلسات حضور یابید. درمان ممکن است زمان ببرد، هم از شما و هم از رواندرمانگر.</li>
</ol>
<h2><strong>برای جلسه اول رواندرمانی و مشاوره روانشناسی باید چه کار کنم؟</strong></h2>
<p>سعی کنید تا بیشترین حد ممکن خودتان باشید. در جلسه اول رواندرمانگر یا تراپیست مایل است بداند چه چیزی شما را برای اولین به سمت درمان آورده است، هر چه این اطلاعات دقیق‌تر باشد برای شما بهتر است. وظیفه رواندرمانگر در قبال صداقت شما توجه کامل و بی قید و شرط است.</p>
<p>در جلسه اول احتمالا این سوالات در ذهن شما خواهد بود:</p>
<ul>
<li>در یک اطاق بودن با آن روانشناس چه احساسی دارد؟</li>
<li>آیا از او خوشم می‌آید؟</li>
<li>آیا با اون احساس امنیت می‌کنم؟</li>
<li>آیا او می‌تواند به من کمک کند؟</li>
<li>آیا می‌توان در برابر او گارد خود را پائین بیاورم؟</li>
</ul>
<p>&nbsp;</p>
<p>در انتهای جلسه اول، هر کدام شناختی از دیگری خواهند داشت و در مورد احتمال ادامه همکاری با هم حرف خواهند زد. پژوهش‌های زیادی نشان داده‌اند که موفقیت رواندرمانی بیشتر به کیفیت ارتباط مراجع/درمانگر بستگی دارد تا جهت‌گیری نظری درمانگر. اگر با شخصیت روانشناس ارتباط برقرار نمی‌کنید شما به خودتان این را بدهکار هستید که باز هم به دنبال روانشناس دیگر بگردید. اگر به هر دلیلی رواندرمانگر بفهمد که برای مراجع مناسب نیست، روانشناس باید مراجع را به روانشناس دیگری ارجاع دهد. اگر مراجع/درمانگر تصمیم بگیرند که با هم کار کنند، برنامه جلسه آینده را می‌ریزند.</p>
<p>&nbsp;</p>
<h2><strong> چرا انقدر هزینه‌های رواندرمانی و مشاوره روانشناسی زیاد است؟در این وضعیت اقتصادی با یه هزینه اضافه چه کار کنم؟</strong></h2>
<p>رواندرمانی معمولا مانند سرمایه‌گذاری ارزشمند برای آینده عمل می‌کند. افرادی که در رواندرمانی شرکت می‌کنند به مرور در زندگی افراد قوی‌تری می‌شوند و از موقعیت‌های استرس‌اوری که برای رشد و موفقیت ضروری هستند، اجتناب نمی‌کنند. این موضوع باعث می‌شود، احساس ارزشمندی بیشتری کنند، با شرایط دشوار بهتر مواجه شوند و از لحاظ اجتماعی موفق‌تر عمل کنند و در کمال تعجب بعد از مدتی درآمد بیشتری کسب کنند. موانع ذهنی ما در بسیاری موارد علت درامد پایین ماست. تصور کنید فردی به خاطر نداشتن پختگی هیجانی با رئیسی بداخلاق کنار نیاید و شغل خود را عوض کند، یا کسی که به خاطر ترس از سخنرانی در جمع تحصیلات تکمیلی را دنبال نکند، تاجری که ریسک‌های منطقی را نمی‌پذیرد و به حداقل درامد راضی است (از این مثال‌ها زیاد است) . خلاصه این که رواندرمانی خوب به مرور گشودگی به تجارب پرریسک را بالا برده و به موفقیت در کار، ارتباط و اجتماع منجر می‌شود</p>
<p>.به طور کلی دو چیز فرد را به اتاق درمانگر می‌آورد، یکی اختلالات روانی رنج‌آور و دیگری میل به رشد و بهتر کردن شرایط شخصیتی، عاطفی و مالی. در مورد اول رجوع نکردن به روانشناس، عواقب شدید و غیرقابل جبرانی برای فرد در پی دارد. در مورد دوم مساله تا حد زیادی به اولویت‌بندی شخص برمی‌گردد. در مورد این که هزینه‌های درمان شاید کمی زیاد به نظر برسند شکی نیست اما بسیاری از افرادی که دلیل مراجعه نکردن به روانشناس را هزینه آن می‌دانند، با یک حساب سرانگشتی در مورد هزینه‌های روزانه، می‌توانند ببینند که چه مسائلی را به رشد دائمی خودشان ترجیح می‌دهند.</p>
<p>در مواردی درآمد فرد در کشور ما در بهترین حالت فقط کفاف نیازهای اولیه او را می‌دهد. در این شرایط گزینه‌هایی که در دست خواهد داشت، شرکت در دوره‌های آموزشی، دانلود ویدئوهای آموزشی، مطالعه کتاب‌های خودآموز و مشاوره‌های بهزیستی خواهند بود اما در بیشتر مواقع مشکل این است که ما یاد نگرفته‌ایم برای رشد خود هزینه کنیم و آن را هزینه‌ای بیهوده می‌دانیم.</p>

		<div class="box info  aligncenter" style="width:100%">
			<div class="box-inner-block">
				<span class="fa tie-shortcode-boxicon"></span><a href="http://behdashtravan.com/%D8%AA%D8%A7%D8%AB%DB%8C%D8%B1-%D8%B1%D9%88%D8%A7%D9%86%DA%A9%D8%A7%D9%88%DB%8C-%D8%A8%D9%84%D9%86%D8%AF%D9%85%D8%AF%D8%AA-%D9%88-%D9%86%D8%AA%DB%8C%D8%AC%D9%87-%D8%A2%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%D8%B2%D9%86/" target="_blank" rel="noopener noreferrer">برای اطلاعات بیشتر در مورد مزایای رواندرمانی کلیک کنید</a>.<br />

			</div>
		</div>
	
<h2><strong>فرق بین رواندرمانی و مشاوره روانشناختی چیست؟</strong></h2>
<p>در بسیاری اوقات این دو کلمه به جای یکدیگر استفاده می‌شود. به طور کلی تاثیر مشاوره و رواندرمانی هر دو باید خود را در سبک زندگی نشان دهد. به عبارتی روانشناس خوب کسی است که سبک زندگی مراجع را تغییر دهد. با این توضیح رواندرمانگر به تغییر سبک زندگی و مشاور به اصلاح سبک زندگی می‌پردازد.</p>
<h2><strong>حریم خصوصی  برای من اهمیت زیادی دارد. آیا اطلاعات من کاملا محافظت شده است؟</strong></h2>
<p>بله، طبق قانون و اخلاق رواندرمانی، رواندرمانگر موظف است که از اطلاعات شما محافظت کند.</p>
<h2><strong>آیا روانشناس (رواندرمانگر یا مشاور) می‌تواند دارو تجویز کند؟</strong></h2>
<p>نه اما بعد از بررسی و ارزیابی موقعیت شما اگر نیازی به دارو باشد شما به روانپزشک معتبری ارجاع داده می‌شوید. اگر بین روانپزشک و روانشناس همکاری اتفاق بیافتد نتایج خیلی عالی می‌شوند.</p>
<p>&nbsp;</p>
<h4><span id="i"><strong>آیا مراجع و درمانگر می توانند خارج از محیط درمان در ارتباط باشند؟</strong></span></h4>
<p>پاسخ این سوال، خیر است! درمان خیابانی یک طرفه است. درمانگر در خصوص مراجع اطلاعات زیادی دارد، ولیکن مراجع هیچ اطلاعاتی در مورد درمانگر ندارد. به این دلیل، درمانگر تاثیر و یا قدرت و نفوذ بالایی بر مراجع دارد که می تواند به سوء استفاده و فریب منجر شود.</p>
<p>البته این به این معنا نیست که خارج از محیط درمان نمی توان با درمانگر تماسی داشت. این مورد به خصوص در شهر های کوچک بسیار اتفاق می افتد، زیرا تعاملات اجتماعی اجتناب ناپذیرهستند و افراد به دلایل مختلف با هم در ارتباطند. با این حال، و به طور کلی، توصیه نمی شود جلسات درمانی با آشنا و یا کسی که تعاملات دیگری همچون تجارت، دوستی، و علاقه دارید، داشته باشید.</p>
<h4><span id="i-2"><strong>آیا در درمان تماس جسمانی نیز وجود دارد؟</strong></span></h4>
<p>“لمس کردن” معنای متفاوتی دارد. برخی درمانگران به پشت مراجع ضربه آهسته ایی می زنند و یا او را در آغوش می گیرند تا حمایت و راحتی را به او نشان دهند. با این حال، “لمس کردن” احساسی بسیار قدرتمند است که نباید جنبه جنسی پیدا کند. <strong>بوسیدن، لمس بیش از حد، فعالیت جنسی جایی در درمان ندارند!!!!! </strong>البته اکثر درمانگران پایبند اخلاقیات هستند، اما سوء استفاده نیز گاهی دیده می شود. در صورت دیدن هر نوع رفتار نامناسب از سوی درمانگر باید سریع با مسولین مربوطه تماس و اطلاع رسانی انجام گیرد.</p>
<h4><span id="i-3"><strong>آیا قرار گذاشتن و آشنایی بیشتر درمانگر و مراجع صحیح است؟</strong></span></h4>
<p>آشنایی و یا هرگونه تماس جنسی بین درمانگر و مراجع بی مورد و نامناسب است.</p>
<h4><span id="i-4"><strong>آیا با تغییر و مراجعه به درمانگر دیگر، درمانگر قبلی حق عصبانیت دارد؟</strong></span></h4>
<div class="bs-irp right bs-irp-thumbnail-1-full"></div>
<div>
<p>پاسخ به این سوال “خیر” است! درمانگر باید حرفه ایی عمل کند و حتی با نظر او درمانگر جدید معرفی و انتخاب شود. چنانچه درمانگری از این عمل شما عصبانی و ناراحت شد، می توانید به درست بودن تصمیمتان در انتخاب درمانگر جدید اطمینان کنید.</p>
<h4><span id="i-5"><strong>کدام درمان بهتر است: روان درمانی و یا درمان دارویی؟</strong></span></h4>
<p>هر دو درمان در درمان بیماریهای روانی موثر هستند. نوع درمان به ماهیت مشکل بستگی دارد. به طور کلی درمان دارویی برای شرایطی که مولفه های قوی بیولوژیکی دارد همچون افسردگی ماژور، اسکیزوفرنی، اختلال دوقطبی و اختلال پانیک تجویز می شود.</p>
<p>در بیماریهای شدیدتر ترکیب این دو درمان توصیه می شود. درمان دارویی علایم را از بین می برد و روان درمانی فرد را قادر می سازد تا موقعیت خود را درک کرده و آن را کنترل کند. این درمان ترکیبی سریع تر بوده و برای مدت طولانی تری نیز دوام می آورد.</p>
<h4><span id="i-6"><strong>آیا جنسیت درمانگر- مرد یا زن بودن- در انتخاب تاثیر دارد؟</strong></span></h4>
<p>جنسیت درمانگر بر پروسه درمان تاثیری ندارد، بلکه گرمی و همدلی اوست که باعث موفقیت درمان می شود. با این حال ماهیت مشکل و شخصیت مراجع بر این انتخاب موثر است. برای مثال، خانمی که پدرش از او سوء استفاده جنسی کرده است، با یک درمانگر زن ارتباط راحت تری برقرار می کند.</p>
</div>
<p><strong>نویسنده، مترجم و گردآورنده:</strong> <a href="http://behdashtravan.com/%d8%ac%d9%85%d9%84%d8%a7%d8%aa-%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%d8%b4%d9%86%d8%a7%d8%b3%db%8c-%d8%af%da%a9%d8%aa%d8%b1-%d8%a8%d9%87%d8%b1%d9%88%d8%b2-%d9%87%d8%a7%d8%b4%d9%85%db%8c/" target="_blank" rel="noopener noreferrer">بهروز هاشمی</a></p>
<h2>منابع:</h2>
<p><a href="http://therapistsantarosa.COM" target="_blank" rel="noopener noreferrer">therapistsantarosa</a></p>
<p><a href="https://gyrusclinic.com/%D8%B3%D9%88%D8%A7%D9%84%D8%A7%D8%AA-%D8%B1%D8%A7%DB%8C%D8%AC-%D8%AF%D8%B1-%D9%85%D9%88%D8%B1%D8%AF-%D8%B1%D9%88%D8%A7%D9%86-%D8%AF%D8%B1%D9%85%D8%A7%D9%86%DB%8C/" target="_blank" rel="noopener noreferrer">کلینیک جایروس</a></p>
<p>&nbsp;</p>
<div>
<a href="http://behdashtravan.com/%d9%85%d8%b1%da%a9%d8%b2-%d9%85%d8%b4%d8%a7%d9%88%d8%b1%d9%87-%d9%88-%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%e2%80%8c%d8%af%d8%b1%d9%85%d8%a7%d9%86%db%8c-%d8%b4%da%a9%d9%88%d9%81%d8%a7%db%8c%db%8c/" target="_blank" class="shortc-button medium green "><span class="fa " aria-hidden="true"></span> برای تعیین وقت مشاوره و رواندرمانی روی لینک زیر کلیک کنید</a>
</div>
<p>The post <a href="https://behdashtravan.com/%d8%b3%d9%88%d8%a7%d9%84%d8%a7%d8%aa-%d9%85%d8%aa%d8%af%d8%a7%d9%88%d9%84-%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%d8%af%d8%b1%d9%85%d8%a7%d9%86%db%8c-%d9%88-%d9%85%d8%b4%d8%a7%d9%88%d8%b1%d9%87-%d8%b1%d9%88%d8%a7/">سوالات متداول و حقایقی در مورد رواندرمانی و مشاوره روانشناسی</a> appeared first on <a href="https://behdashtravan.com">مجله تخصصی روانشناسی بهداشت روان</a>.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://behdashtravan.com/%d8%b3%d9%88%d8%a7%d9%84%d8%a7%d8%aa-%d9%85%d8%aa%d8%af%d8%a7%d9%88%d9%84-%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%d8%af%d8%b1%d9%85%d8%a7%d9%86%db%8c-%d9%88-%d9%85%d8%b4%d8%a7%d9%88%d8%b1%d9%87-%d8%b1%d9%88%d8%a7/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>1</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>چرا همه، حتی انسان‌های شاد نیاز به رواندرمانی و مشاوره روانشناسی دارند؟</title>
		<link>https://behdashtravan.com/%d8%b6%d8%b1%d9%88%d8%b1%d8%aa-%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%d8%af%d8%b1%d9%85%d8%a7%d9%86%db%8c-%d9%88-%d9%85%d8%b4%d8%a7%d9%88%d8%b1%d9%87-%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%d8%b4%d9%86%d8%a7%d8%b3%db%8c/</link>
					<comments>https://behdashtravan.com/%d8%b6%d8%b1%d9%88%d8%b1%d8%aa-%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%d8%af%d8%b1%d9%85%d8%a7%d9%86%db%8c-%d9%88-%d9%85%d8%b4%d8%a7%d9%88%d8%b1%d9%87-%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%d8%b4%d9%86%d8%a7%d8%b3%db%8c/#comments</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[بهروز هاشمی]]></dc:creator>
		<pubDate>Wed, 24 Apr 2019 18:15:10 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[آسیب شناسی]]></category>
		<category><![CDATA[ارتقاء سلامت روان]]></category>
		<category><![CDATA[رواندرمانی]]></category>
		<category><![CDATA[سبک زندگی]]></category>
		<category><![CDATA[روانشناس]]></category>
		<category><![CDATA[روانشناسی]]></category>
		<category><![CDATA[روانکاو]]></category>
		<category><![CDATA[روانکاوی]]></category>
		<category><![CDATA[مشاوره]]></category>
		<category><![CDATA[نتیجه رواندرمانی]]></category>
		<category><![CDATA[هزینه رواندرمانی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://behdashtravan.com/?p=6734</guid>

					<description><![CDATA[<p>چرا همه، حتی انسان‌های شاد نیاز به رواندرمانی و مشاوره روانشناسی دارند؟ شکست‌های عاطفی شدید، اندوه، افسردگی، اعتیاد و گرفتاری‌هایی از این دست معمولا مردم را به اتاق رواندرمانی سوق می‌دهد، ولی اگر شما در یک شرایط بحرانی نباشید، چطور؟ در کمال تعجب، بهترین زمان برای شروع تراپی (رواندرمانی)، همین زمان است، وقتی که زندگی &#8230;</p>
<p>The post <a href="https://behdashtravan.com/%d8%b6%d8%b1%d9%88%d8%b1%d8%aa-%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%d8%af%d8%b1%d9%85%d8%a7%d9%86%db%8c-%d9%88-%d9%85%d8%b4%d8%a7%d9%88%d8%b1%d9%87-%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%d8%b4%d9%86%d8%a7%d8%b3%db%8c/">چرا همه، حتی انسان‌های شاد نیاز به رواندرمانی و مشاوره روانشناسی دارند؟</a> appeared first on <a href="https://behdashtravan.com">مجله تخصصی روانشناسی بهداشت روان</a>.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2><strong>چرا همه، حتی انسان‌های شاد نیاز به رواندرمانی و مشاوره روانشناسی دارند؟</strong></h2>
<p>شکست‌های عاطفی شدید، اندوه، افسردگی، اعتیاد و گرفتاری‌هایی از این دست معمولا مردم را به اتاق رواندرمانی سوق می‌دهد، ولی اگر شما در یک شرایط بحرانی نباشید، چطور؟ در کمال تعجب، بهترین زمان برای شروع تراپی (رواندرمانی)، همین زمان است، وقتی که زندگی شما خوب پیش می‌رود.</p>
<p>یک باور اشتباه رایج در جامعه این است که رواندرمانی فقط به درد کسانی می‌خورد که از یک بیماری روانی فلج‌کننده یا مشکلات عاطفی_ارتباطی شدید رنج می‌برند، ولی این باور خیلی کهنه شده است و فاصله‌ی زیادی با واقعیت دارد.</p>
<p>دکتر رایان هوز معتقد است مردم به دنبال چیزی فراتر از &#8220;افسرده نبودن&#8221; می‌گردند؛ آنها به دنبال راهی هستند که در شادترین، کارآمدترین و دوست‌داشنتی‌ترین حالت خود باشند.</p>
<p>از آنجا که دستیابی به بیشترین میزان شکوفایی استعدادهای ما نیاز به خودشناسی عمیق، خودمدیریتی قوی و سخت‌کوشی شدید دارد، بهتر است تراپی (رواندرمانی) در موقعیتی که دچار هراس شدید هستید، شروع نشود.</p>
<p>جدا از این مساله، اگر چیزی در زندگی از درون شما را می‌خورد و برایتان رنج غیرضروری ایجاد می‌کند، بهتر است هر چه سریع‌تر با آن مواجه شوید و حلش کنید. در طول زمان، ممکن است دشواری‌های کوچک تبدیل به فجایعی شوند که به سادگی حل نمی‌گردند، بنابراین هر چه زودتر وارد فرآیند رواندرمانی و درون‌نگری شوید، در درازمدت سود بیشتری می‌کنید.</p>
<p>اگر شما علاقه به شروع رواندرمانی دارید و درباره‌ی فرآیند آن نیز سؤال دارید، جای نگرانی نیست، زیرا ما در ادامه به سؤالات متداول این حوزه پاسخ خواهیم داد.</p>
<h2><strong>&#8221; </strong><strong>نمی‌شه جای رواندرمانی با دوستم حرف بزنم؟ </strong><strong>&#8220;</strong></h2>
<p>اگر دوستان یا خانواده‌ی دلسوزی دارید از گفتن احساسات درونی خود به آنها دریغ نکنید، اما بحث رفتن پیش یک متخصص کاملا متفاوت است و دلایل خوبی هم برای آن وجود دارد. آیا دوستان یا خانواده شما تمام تمرکز و توجه بی‌دریغ خود را به شما اختصاص می‌دهند؟ آیا می‌توانند کاملا بی‌طرفانه به مشکل شما توجه کنند؟ نه احتمالا. معمولا حتی بهترین دوستان و خانواده‌ها هم نمی‌توانند احساسات شخصی خود را درگیر مشکل ما نکنند.</p>
<h2><strong>&#8221; </strong><strong>اگه مردم فکر کنند من دیوانه‌ام چی؟ &#8220;</strong></h2>
<p>اگر دیگران بفهمند شما به دنبال روانشناس می‌گردید، ممکن است واکنش مناسبی نشان ندهند. طبق گفته‌ی دکتر لزلی بِکِر، نویسنده‌ی کتاب &#8221; ناامن در عشق&#8221;، اطرافیان مراجع که در ابتدا روی خوشی به رواندرمانی نشان نمی‌دهند، با دیدن اثر مثبت درمان روانشناختی روی مراجع و دیدن شادمانی بیشتر او، از پیش‌داوری خود کوتاه می‌آیند و به حمایت از او می‌پردازند.</p>
<p>راهکار دکتر بکر برای چالشی که این افراد ایجاد می‌کنند این است: به آنها بگویید &#8220;من می‌خواهم در زندگی شادتر باشم و برای این موضوع نیاز به حمایت شما دارم.&#8221; اگر خوشحالی شما برایشان مهم باشد، کوتاه می‌آیند.</p>
<p>نیاز به گفتن ندارد که لازم نیست به همه‌ی عالم اعلام کنید که شما دارید پیش روانشناس می‌روید. می‌توانید به افرادی که احتمال می‌دهید قضاوت‌گر باشند، بگویید که دارید در یک جلسه شرکت می‌کنید (که کاملا صادقانه است) یا خیلی راحت می‌توانید بگویید که مشغول انجام کاری هستید.</p>
<p>تصمیم شما هر چه باشد، در نظر داشته باشید که مقاومت مردم در برابر رجوع شما به روانشناس به ترس‌های شخصی خودشان بر می‌گردد. اینکه شما به دفتر روانشناس می‌روید، برای آنها این معنی را می‌دهد که آنها هم باید بروند. همچنین، ممکن است آنها نگران باشند که تغییرات شما در جلسات درمان باعث دور شدنتان از آنها ‌شود و البته این نیز اتفاق شایعی است، اما طبق گفته‌ی دکتر هوز، اتفاق خوبی است؛ زیرا تغییرات شخصیتی که در طول درمان رخ می‌دهد، معمولا باید قبل از شروع جلسات اتفاق می‌افتاد و درمان این امکان را فراهم کرده است. به عبارت دیگر، این‌ها تغییرات مطلوب شما هستند که قبل از درمان از انجام آنها هراس داشتید و به کمک درمان می‌توانید آنها را محقق کنید. رواندرمانی به شما کمک می‌کند این تغییرات ضروری را با دردسر و آسیب کمتری انجام دهید.</p>
<h2>&#8221; اگر بیش از حد تغییر کنم، چی؟&#8221;</h2>
<p>ممکن است بعد از چند جلسه درون‌نگری در جلسات رواندرمانی، به این نتیجه برسید که در زندگیتان ارتباطات نامناسبی دارید یا فکر کنید که مسیر کاری درستی را انتخاب نکرده‌اید؛ این که شما ناگهان به این نتیجه برسید، تقصیر رواندرمانی است؟ نه! (با عرض شرمندگی)</p>
<p>رواندرمانی باعث می‌شود مشکلاتی را که قبلا نمی‌دید، حالا ببینید، ولی رواندرمانی مشکل جدید ایجاد نمی‌کند. اگر شما به این نتیجه برسید که در روابط عاطفی و شغلی در جایگاه مناسبی نیستید، باید به خودتان تبریک بگویید. این یعنی یک منبع رنج غیرضروری دفن‌شده را کشف کرده‌اید. با کشف ریشه‌ی رنج، به زندگی شادمان و اصیل نزدیک‌تر می‌شوید.</p>
<p>نکتۀ جالب این است که گاهی می‌فهمید مساله‌ای که از آن همیشه فرار می‌کردید هیچ مشکلی ندارد و به راحتی با کمک تراپی می‌توانید آن واقعیت را در آغوش بکشید. روانشناس لزلی سوکول، نویسنده کتاب&#8221;با اعتماد به نفس فکر کنید،  با اعتماد به نفس باشید&#8221;، معتقد است بسیاری از مراجعان در موقعیت کاملا مناسبی قرار گرفته‌اند و بی‌دلیل غرق نگرانی هستند. این نگرانی‌ها و خلق تنگ، شما را از لحظۀ حال خارج می‌کند و اجازۀ لذت بردن از داشته‌ها را از شما می‌گیرد. معمولا با کنار گذاشتن این درگیری ذهنی بیش از حد و غیرضروری، در موقعیت مناسب قرار می‌گیرید.</p>
<h2><strong>&#8221; </strong><strong>چه نوع درمانی برای من مناسب است؟ &#8220;</strong></h2>
<p>درمان‌های رایج شامل رفتاری- شناختی، روان‌پویشی (روانکاوی)، خانواده‌درمانی و گروه‌درمانی است.</p>
<p>چه دنبال یک راه‌حل ساده برای درمان یک عادت بد، اضطراب زیاد یا فوبیا باشید، چه دنبال مسائل مهم‌تری مانند &#8220;هدف زندگی من چیست؟&#8221; یا &#8220;چرا در ارتباط رمانتیک یک اشتباه را دائم تکرار می‌کنم&#8221; بگردید، نوع خاصی از درمان برای شما وجود دارد.</p>
<p>&nbsp;</p>

		<div class="box info  aligncenter" style="width:100%">
			<div class="box-inner-block">
				<span class="fa tie-shortcode-boxicon"></span><a href="http://behdashtravan.com/%D9%81%D8%B1%D9%82-%D8%B1%D9%88%D8%A7%D9%86%DA%A9%D8%A7%D9%88-%D8%B1%D9%88%D8%A7%D9%86%D8%B4%D9%86%D8%A7%D8%B3-%D9%88-%D8%B1%D9%88%D8%A7%D9%86%D9%BE%D8%B2%D8%B4%DA%A9/" target="_blank" rel="noopener noreferrer">برای آشنایی با تفاوت انواع خدمات بهداشت روان می‌توانید این مقاله را مطالعه کنید</a>.<br />

			</div>
		</div>
	
<h2><strong>با این اوصاف، پس قراره درمان من رو خوشحال‌تر کنه؟</strong></h2>
<p>احتمالا خیلی زیاد بله،  اما هدف نهایی درمان این نیست. تراپی قرار نیست تمام اندوه، عصبانیت، کلافگی و هیجان‌های منفی (حسادت، شرم، شک و غیره) را ریشه‌کن کند و البته باعث خوشحالیست که این کار را نمی‌کند! چون این هیجانات آزاردهنده سرنخ‌های خوبی برای شناخت درون ماست، البته اگر خوب به آنها گوش بدهیم.</p>
<p>اینجا دقیقا جایی است که رواندرمانی به کار می‌آید. رواندرمانی به شما کمک می‌کند یاد بگیرید که با این احساسات روبرو شوید، آنها را بپذیرید و اجازه ندهید که شما را فلج کنند. همۀ این فرآیند با زحمت پرورش خودآگاهی رخ می‌دهد، اما نتیجۀ این تلاشها چه خواهد بود؟</p>
<p>شما قادر خواهید بود تصمیم‌های منطقی‌تری برای خود بگیرید. این موضوع علاوه بر این که تأثیر مثبت دائمی دارد، همیشه زندگی شما را به سمت مطمئنی هدایت خواهد کرد.</p>
<h2><strong>رواندرمانی چقدر طول خواهد کشید و من از کجا بفهمم چه زمانی کار من تمام شده است؟</strong></h2>
<p>تا وقتی که بخواهید. (یا تا جایی که توان مالی دارید.) دکتر سوکول توضیح می‌دهد که در طول چند هفته اول درمان، شما و درمانگرتان اهدافی را برای درمان مشخص می‌کنید. هر وقت احساس کردید که به اهدافتان رسیدید، سوال بالا جواب داده شده است. شما همچنین می‌توانید از درمانگر خود بخواهید درباره روند جلسات برای شما توضیح دهد.</p>
<h2><strong>&#8220;هزینه‌های رواندرمانی خیلی زیاده&#8221;</strong></h2>
<p>به طور کلی دو چیز فرد را به اتاق درمانگر می‌آورد، یکی اختلالات روانی رنج‌آور و دیگری میل به رشد و بهتر کردن شرایط مالی، شخصیتی و عاطفی. در مورد اول رجوع نکردن به روانشناس، عواقب شدید و غیرقابل جبرانی   برای فرد در پی دارد. در مورد دوم مساله تا حد زیادی به اولویت‌بندی شخص برمی‌گردد. در مورد این که هزینه‌های درمان شاید کمی زیاد به نظر برسند شکی نیست اما بسیاری از افرادی که دلیل مراجعه نکردن به روانشناس را هزینه آن می‌دانند، با یک حساب سرانگشتی در مورد هزینه‌های روزانه، می‌توانند ببینند که چه مسائلی را به رشد دائمی خودشان ترجیح می‌دهند.</p>
<p>در مواردی درآمد فرد در کشور ما در بهترین حالت فقط کفاف نیازهای اولیه او را می‌دهد. در این شرایط گزینه‌های  که در دست خواهد داشت، شرکت در دوره‌های آموزشی، دانلود ویدئوهای آموزشی، مطالعه کتاب‌های خودآموز و مشاوره‌های بهزیستی خواهند بود اما در بیشتر مواقع مشکل این است که ما یاد نگرفته‌ایم برای رشد خود هزینه کنیم و آن را هزینه‌ای بیهوده می‌دانیم.</p>
<h2>خلاصه</h2>
<p>درمان فقط برای لحظاتی نیست ما با تراژدی‌های سخت زندگی مواجه شده‌ایم. رواندرمانی می‌تواند علاوه بر این، به جهت‌دهی دوباره خواسته‌ها و نیازهای حقیقی شما کمک می‌کند و هنر همدلی با خود و دیگران را وجود شما پرورش می‌دهد و در نهایت باعث می‌شود شما احساسات خود را بهتر درک کنید و به آنها احترام بیشتری می‌گذارید و با  آنها ارتباط سازنده‌تری برقرار ‌کنید. نکته جالب اینجاست که وقتی شما موانع کمتری داشته باشید دستیابی به اهداف مذکور برای شما راحت‌تر می‌شود.</p>
<p>پس حتی اگر در زندگی کپک شما خروس می‌خواند، باز هم بد نیست که رواندرمانی را امتحان کنید. شاید خود آینده‌تان، بعد از درمان از شما تشکر کند.</p>
<p><strong>منبع</strong> : <a href="https://greatist.com/grow/surprising-benefits-therapy" target="_blank" rel="noopener noreferrer">وبسایت گریتیست</a></p>
<p><strong>مترجم و نویسنده متن:</strong> <a href="http://behdashtravan.com/author/admin/" target="_blank" rel="noopener noreferrer">دکتر بهروز هاشمی</a></p>

		<div class="box success  aligncenter">
			<div class="box-inner-block">
				<span class="fa tie-shortcode-boxicon"></span>برای تعیین وقت مشاوره و رواندرمانی روی لینک زیر کلیک کنید.</p>
<a href="http://behdashtravan.com/%d9%85%d8%b1%da%a9%d8%b2-%d9%85%d8%b4%d8%a7%d9%88%d8%b1%d9%87-%d9%88-%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%e2%80%8c%d8%af%d8%b1%d9%85%d8%a7%d9%86%db%8c-%d8%b4%da%a9%d9%88%d9%81%d8%a7%db%8c%db%8c/" target="_blank" class="shortc-button medium green "><span class="fa " aria-hidden="true"></span> تعیین وقت روانکاوی</a>
			</div>
		</div>
	
<p>The post <a href="https://behdashtravan.com/%d8%b6%d8%b1%d9%88%d8%b1%d8%aa-%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%d8%af%d8%b1%d9%85%d8%a7%d9%86%db%8c-%d9%88-%d9%85%d8%b4%d8%a7%d9%88%d8%b1%d9%87-%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%d8%b4%d9%86%d8%a7%d8%b3%db%8c/">چرا همه، حتی انسان‌های شاد نیاز به رواندرمانی و مشاوره روانشناسی دارند؟</a> appeared first on <a href="https://behdashtravan.com">مجله تخصصی روانشناسی بهداشت روان</a>.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://behdashtravan.com/%d8%b6%d8%b1%d9%88%d8%b1%d8%aa-%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%d8%af%d8%b1%d9%85%d8%a7%d9%86%db%8c-%d9%88-%d9%85%d8%b4%d8%a7%d9%88%d8%b1%d9%87-%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%d8%b4%d9%86%d8%a7%d8%b3%db%8c/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>4</slash:comments>
		
		
			</item>
	</channel>
</rss>
