<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	>

<channel>
	<title>مقالات روانشناسی فیزیولوژی | مجله تخصصی روانشناسی بهداشت روان</title>
	<atom:link href="https://behdashtravan.com/tag/%D8%B1%D9%88%D8%A7%D9%86%D8%B4%D9%86%D8%A7%D8%B3%DB%8C-%D9%81%DB%8C%D8%B2%DB%8C%D9%88%D9%84%D9%88%DA%98%DB%8C/feed/" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>https://behdashtravan.com/tag/روانشناسی-فیزیولوژی/</link>
	<description></description>
	<lastBuildDate>Sat, 23 Mar 2019 15:42:56 +0000</lastBuildDate>
	<language>fa-IR</language>
	<sy:updatePeriod>
	hourly	</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>
	1	</sy:updateFrequency>
	<generator>https://wordpress.org/?v=6.6.2</generator>

<image>
	<url>https://behdashtravan.com/wp-content/uploads/2017/09/cropped-logo-32x32.png</url>
	<title>مقالات روانشناسی فیزیولوژی | مجله تخصصی روانشناسی بهداشت روان</title>
	<link>https://behdashtravan.com/tag/روانشناسی-فیزیولوژی/</link>
	<width>32</width>
	<height>32</height>
</image> 
	<item>
		<title>مسئله‌ی ذهن و مغز</title>
		<link>https://behdashtravan.com/%d9%85%d8%b3%d8%a6%d9%84%d9%87-%d8%b0%d9%87%d9%86-%d9%88-%d9%85%d8%ba%d8%b2/</link>
					<comments>https://behdashtravan.com/%d9%85%d8%b3%d8%a6%d9%84%d9%87-%d8%b0%d9%87%d9%86-%d9%88-%d9%85%d8%ba%d8%b2/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[بهروز هاشمی]]></dc:creator>
		<pubDate>Tue, 30 Apr 2019 10:30:52 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[روانشناسی شخصیت]]></category>
		<category><![CDATA[مکاتب روانشناسی]]></category>
		<category><![CDATA[بدن و ذهن]]></category>
		<category><![CDATA[بهداشت روان]]></category>
		<category><![CDATA[جسم و روح]]></category>
		<category><![CDATA[ذهن و مغز]]></category>
		<category><![CDATA[روانشناسی فیزیولوژی]]></category>
		<category><![CDATA[فیزیولوی]]></category>
		<category><![CDATA[نوروسایکولوژی]]></category>
		<category><![CDATA[هشیاری]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://behdashtravan.com/?p=4803</guid>

					<description><![CDATA[<p>مسئله ذهن و مغز درباره‌ی توجیه بدنی اعمال و تجربیات خودتان چه نظری دارید؟ فرض کنید که بگویید: «من به خاطر اینکه مردی را با تفنگ دیدم ترسیدم، و یک دانشمند علوم اعصاب بگوید: «شما به این دلیل ترسیدید که فعالیت الکتروشیمیایی در بادامه مرکزی مغز شما افزایش یافت». آیا یکی از توجیهات درست و &#8230;</p>
<p>The post <a href="https://behdashtravan.com/%d9%85%d8%b3%d8%a6%d9%84%d9%87-%d8%b0%d9%87%d9%86-%d9%88-%d9%85%d8%ba%d8%b2/">مسئله‌ی ذهن و مغز</a> appeared first on <a href="https://behdashtravan.com">مجله تخصصی روانشناسی بهداشت روان</a>.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>مسئله ذهن و مغز</h2>
<p>درباره‌ی توجیه بدنی اعمال و تجربیات خودتان چه نظری دارید؟ فرض کنید که بگویید: «من به خاطر اینکه مردی را با تفنگ دیدم ترسیدم، و یک دانشمند علوم اعصاب بگوید: «شما به این دلیل ترسیدید که فعالیت الکتروشیمیایی در بادامه مرکزی مغز شما افزایش یافت». آیا یکی از توجیهات درست و دیگری غلط است؟ یا اگر هر دو درست هستند، چه ارتباطی بین آنها وجود دارد؟</p>
<p>توجیهات زیستی رفتار مسئله‌ی ذهن و بدن یا ذهن و مغز را مطرح می‌کنند: بین ذهن و رفتار چه ارتباطی وجود دارد؟ بدون تردید دیدگاه شایع در بین افرادی که دانشمند نیستند دوگانه‌نگری است که اعلام می‌دارد ذهن و بدن دو نوع ماده هستند &#8211; ماده‌ی ذهنی و ماده‌ی جسمی &#8211; که به‌طور مستقل وجود دارند. رنه دکارت فیلسوف فرانسوی مدافع دوگانه‌نگری بود ولی از این موضوع ناراحت‌کننده آگاه بود که چگونه ذهنی که از ماده ساخته نشده می‌تواند بر مغز مادی تأثیر بگذارد. او اعلام کرد که ذهن و مغز در نقطه‌ای تعامل می‌کنند، که وی آن را غده‌ی صنوبری دانست. غده‌ی صنوبری ساختار کوچک تکی است که می‌توان آن را در مغز یافت (شکل ۵ ـ۱).</p>
<p>گرچه ما افتخار اولین دفاع آشکار از دوگانه‌نگری را به <a href="http://behdashtravan.com/%d8%ac%d9%85%d9%84%d8%a7%d8%aa-%d8%b1%d9%86%d9%87-%d8%af%da%a9%d8%a7%d8%b1%d8%aa/" target="_blank" rel="noopener">دکارت</a> می‌دهیم ولی او اصلاً مبتکر آن نبود. به نظر می‌رسد که تجربه ذهنی به قدری با عامل مادی مغز تفاوت دارد که اغلب افراد متفاوت بودن ذهن و مغز را مسلم می‌دانند. بااین‌حال، تقریباً تمام فلاسفه و دانشمندان علوم اعصاب فعلی دوگانه‌نگری را رد می‌کنند. مخالفت قاطع این است که دوگانه‌نگری با مشاهده مستند در فیزیک که به قانون بقای ماده و انرژی معروف است مغایرت دارد: تا جایی که می‌توانیم بگوییم کل مقدار ماده و انرژی در جهان ثابت است. ماده می‌تواند به انرژی و انرژی به ماده تبدیل شود ولی به نظر نمی‌رسد که هیچ یک ناپدید شده و به نیستی تبدیل شود. چون هر حرکت ماده به انرژی نیاز دارد، ذهن که از ماده یا انرژی تشکیل نشده است به نظر نمی‌رسد که بتواند باعث شود که چیزی، حتی حرکت عضله اتفاق بیفتد.</p>
<p>گزینه‌ای که برای دوگانه‌نگری وجود دارد وحدت‌گرایی است، یعنی اعتقاد به اینکه دنیا فقط از یک نوع ماده تشکیل شده است.</p>
<h2>انواع وحدت‌گرایی</h2>
<p>امکان انواع وحدت‌گرایی وجود دارد که در طبقات زیر دسته‌بندی می‌شوند:</p>
<ul>
<li>ماتریالیسم (ماده‌گرایی): دیدگاهی که اعلام می‌دارد هر چیزی که وجود دارد مادی است. طبق یکی از مدل‌های این دیدگاه که «ماتریالیسم حذفی» نامیده می‌شود، رویدادهای ذهنی اصلاً وجود ندارند و روان‌شناسی عامیانه مبتنی بر ذهن و فعالیت ذهنی اصولاً اشتباه است. بااین‌حال، اغلب ما به‌سختی می‌توانیم باور کنیم که ذهن ما پرداخته‌ی قدرت تخیل ماست. مدل موجه‌تر این است که سرانجام راهی پیدا خواهیم کرد تا تمام تجربیات روان‌شناختی را در قالب شرایط صرفاً مادی توجیه کنیم.</li>
<li>ذهن‌گرایی: دیدگاهی که اعلام می‌دارد فقط ذهن واقعاً وجود دارد و اینکه دنیای مادی وجود ندارد مگر اینکه ذهن‌هایی از آن آگاه باشند. آزمودن این دیدگاه کار آسانی نیست ـ سعی کنید  آن را امتحان کنید! ـ اما شماری از فلاسفه یا دانشمندان آن را جدی می‌گیرند.</li>
<li>موضع همسانی: دیدگاهی که اعلام می‌دارد فرایندهای ذهنی انواع خاصی از فرایندهای مغزی هستند ولی به صورت متفاوتی توصیف شده‌اند. به‌عبارت‌دیگر، دنیا فقط یک نوع ماده دارد ولی جنبه‌های مادی و ذهنی را شامل می‌شود. از راه قیاس، امکان دارد یک نفر مونالیزا را نقاشی خارق‌العاده زنی با لبخند ظریف توصیف کند یا اینکه یک نفر رنگ‌های دقیق و درخشندگی هر نقطه در این نقاشی را فهرست کند. با اینکه این دو توصیف به نظر بسیار متفاوت می‌رسند، ولی به شیء واحدی اشاره دارند. طبق موضع همسانی، هر تجربه‌ی ذهنی فعالیت مغز است، هرچند که توصیف افکار با توصیف فعالیت مغز بسیار متفاوت به نظر برسند. برای مثال، وقتی کسی شما را تهدید می‌کند و می‌ترسید، این ترس همان الگوی خاص فعالیت در مغز شماست.</li>
</ul>
<p>توجه کنید که تعریف موضع همسانی چگونه بیان شده است. این موضع نمی‌گوید که ذهن همان مغز است. ذهن فعالیت مغز است. به همین صورت، آتش واقعاً «چیزی» نیست. آتش اتفاقی است که برای چیزی روی می‌دهد. همین‌طور، فعالیت ذهنی اتفاقی است که برای مغز روی می‌دهد.</p>
<p>آیا می‌توانیم مطمئن باشیم که وحدت‌گرایی درست است؟ نه. ولی ما آن را به عنوان معقول‌ترین فرضیه قبول می‌کنیم. یعنی، ما در مورد فرض وحدت‌گرایی تحقیق می‌کنیم تا ببینیم چقدر می‌توانیم پیش برویم. در سرتاسر این کتاب خواهید دید که تجربیات و فعالیت مغزی جدانشدنی به نظر می‌رسند. تحریک هر ناحیه مغز تجربه‌ای را تحریک می‌کند و هر تجربه‌ای فعالیت مغز را تحریک می‌نماید.</p>
<p>حتی اگر موضع وحدت‌نگر را قبول کنیم، کاری بیشتر از بازگویی مسئله‌ی ذهن ـ مغز انجام نداده‌ایم. این سؤال باقی می‌ماند: چرا هشیاری به فعالیت مغز تعلق دارد؟ آیا هشیاری مهم است یا اینکه مثل صداهای یک دستگاه، تصادفی است؟ چه نوع فعالیت مغزی هشیاری را به وجود می‌آورد؟ چگونه هشیاری را به وجود می‌آورد؟ و اصلاً هشیاری چیست؟ (شاید متوجه فقدان تعریف شده باشید. تعریف قاطع و روشنی از هشیاری وجود ندارد. همین موضوع در مورد اصطلاحات دیگری که به‌راحتی به‌کار می‌بریم صدق می‌کند. به رالی مثال، می‌دانید که منظور از زمان چیست، ولی آیا می‌توانید آن را تعریف کنید؟)</p>
<h2>کارکرد هشیاری</h2>
<p>کارکرد هشیاری (اگر اصلاً وجود داشته باشد) اصلاً واضح و آشکار نیست. شماری از روان‌شناسان معتقدند که خیلی از حیوانات نیز از هشیاری برخوردارند زیرا رفتار آنها به قدری پیچیده و انطباقی است که نمی‌توانیم آن را بدون فرض کردن هشیاری توجیه کنیم (به عنوان نمونه، گریفین، ۲۰۰۱). دیگران معتقدند که حتی اگر حیوانات هشیار باشند، هشیاری آنها چیزی را توجیه نمی‌کند. امکان دارد هشیاری مفهوم علمی مفیدی نباشد (وین،۲۰۰۴). در واقع، چون نمی‌توانیم هشیاری را مشاهده کنیم، هیچ یک با اطمینان نمی‌دانیم که حتی دیگران هشیار هستند.</p>
<p>طبق موضعی که به خود انگاری معروف است، فقط من وجود دارم، یا فقط من هشیارم. سایر افراد یا مثل آدم‌های ماشینی یا مانند شخصیت‌های موجود در رؤیا هستند. (خودانگاران سازمان‌هایی را تشکیل نمی‌دهند زیرا هر یک متقاعد شده‌اند که تمام خودانگاران دیگر غلط هستند!). با اینکه افراد معدودی خودانگاری را جدی می‌گیرند، ولی به سختی می‌توان شواهدی را تصور کرد که آن را رد کنند. مشکل آگاه شدن از اینکه آیا افراد دیگر (یا حیوانات) تجربیات هشیار دارند به مسئله ذهن‌های دیگر معروف است.</p>
<p>چرا اغلب ما خودانگار نیستیم؟ یعنی، چرا معتقدید که دیگران ذهن دارند؟ ما به وسیله قیاس استدلال می‌کنیم: «دیگران خیلی شبیه من به نظر می‌رسند و عمل می‌کنند، پس آنها احتمالاً تجربیات درونی شبیه من دارند». تا کجا می‌توانیم این قیاس را گسترش دهیم؟ شامپانزه‌ها تا اندازه‌ای مانند انسان‌ها به نظر می‌رسند و عمل می‌کنند. اغلب ما، اما نه همه، مایلیم فرض کنیم که شامپانزه‌ها هشیار هستند. اگر شامپانزه‌ها هشیار هستند، درباره‌ی سگ‌ها، موش‌ها، ماهی‌ها، حشرات، درختان، صخره‌ها چه می‌توانیم بگوییم؟ مسئله مشابهی در رابطه با رشد انسان مطرح می‌باشد: انسان در چه مقطعی بین تخمک بارور و اوایل کودکی هشیار می‌شود؟ انسان در چه لحظه‌ای از مردن، سرانجام هشیاری خود را از دست می‌دهد؟ و چگونه می‌توانیم از این مسائل آگاه شویم؟</p>
<p>فکر کردن درباره‌ی این مسائل باعث می‌شود که اغلب افراد نتیجه بگیرند که هشیار نمی‌تواند مسئله آری یا نه باشد. ما می‌توانیم موجود ذاتی را که هشیاری دارند از آنهایی که ندارند جدا کنیم. هشیاری باید به تدریج تکامل یافته باشد و درون فرد نیز احتمالاً به تدریج شکل می‌گیرد (ادلمن، ۲۰۰۱).</p>
<p>درباره‌ی کامپیوترها و ربات‌ها چه می‌توان گفت؟ هر سال آن‌ها پیشرفته‌تر و پیچیده‌تر می‌شوند. اگر کسی روباتی را بسازد که بتواند راه برود، صحبت کند، هوشمندانه گفتگو کند، به جوک‌ها بخندد، و کارهای دیگر انجام دهد چه پیش می‌آید؟ چه موقعی می‌توانیم بگوییم که این روبات هشیار است؟</p>
<p>احتمالاً پاسخ شما این است که «هیچ‌وقت. روبات صرفاً یک دستگاه است و برای کارهایی که انجام می‌دهد برنامه‌ریزی شده است». بسیار خوب، اما مغز انسان نیز دستگاه است. (دستگاه هر چیزی است که یک نوع انرژی را به شکل دیگری تبدیل کند). و ما نیز توسط ژن‌ها و تجربیات گذشته خود برنامه‌ریزی شده‌ایم. (ما خودمان را به شکل دیگری تبدیل کند). اگر هشیاری خاصیت ترکیب کربن داشته باشد، احتمالاً هیچ روباتی هرگز نمی‌تواند هشیار باشد.</p>
<h2>منبع</h2>
<p><strong>کتاب:</strong><a href="https://www.adinehbook.com/gp/product/9648345315" target="_blank" rel="nofollow noopener"> روان شناسی فیزیولوژیک</a><br />
<strong>نویسنده:</strong> جیمز کالات<br />
<strong>مترجم:</strong> یحیی سیدمحمدی</p>
<p>The post <a href="https://behdashtravan.com/%d9%85%d8%b3%d8%a6%d9%84%d9%87-%d8%b0%d9%87%d9%86-%d9%88-%d9%85%d8%ba%d8%b2/">مسئله‌ی ذهن و مغز</a> appeared first on <a href="https://behdashtravan.com">مجله تخصصی روانشناسی بهداشت روان</a>.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://behdashtravan.com/%d9%85%d8%b3%d8%a6%d9%84%d9%87-%d8%b0%d9%87%d9%86-%d9%88-%d9%85%d8%ba%d8%b2/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>تأثیر استرس بر مغز و فراموشی</title>
		<link>https://behdashtravan.com/%d8%aa%d8%a3%d8%ab%db%8c%d8%b1-%d8%a7%d8%b3%d8%aa%d8%b1%d8%b3-%d8%a8%d8%b1-%d9%85%d8%ba%d8%b2-%d9%88-%d9%81%d8%b1%d8%a7%d9%85%d9%88%d8%b4%db%8c/</link>
					<comments>https://behdashtravan.com/%d8%aa%d8%a3%d8%ab%db%8c%d8%b1-%d8%a7%d8%b3%d8%aa%d8%b1%d8%b3-%d8%a8%d8%b1-%d9%85%d8%ba%d8%b2-%d9%88-%d9%81%d8%b1%d8%a7%d9%85%d9%88%d8%b4%db%8c/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[بهروز هاشمی]]></dc:creator>
		<pubDate>Thu, 25 Apr 2019 10:30:38 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[بهداشت روان]]></category>
		<category><![CDATA[سبک زندگی]]></category>
		<category><![CDATA[آلزایمر]]></category>
		<category><![CDATA[روانشناسی فیزیولوژی]]></category>
		<category><![CDATA[زوال عقل]]></category>
		<category><![CDATA[عصب شناسی]]></category>
		<category><![CDATA[فراموشی]]></category>
		<category><![CDATA[فیزیولوژی]]></category>
		<category><![CDATA[کورتیزول]]></category>
		<category><![CDATA[مغز]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://behdashtravan.com/?p=6651</guid>

					<description><![CDATA[<p>تأثیر استرس بر مغز و فراموشی طبق مقاله منتشرشده عصب‌شناسی، اگر شما با استرس بالا زندگی کنید قبل از اینکه به ۵۰ سال برسید دچار فراموشی می‌شوید و مغزتان آسیب می‌بیند. در این مقاله تأثیر استرس بر مغز و فراموشی بررسی شده است. طبق مطالعه انجام شده درصد بالا کرتیزول که یک هورمون استرس است، &#8230;</p>
<p>The post <a href="https://behdashtravan.com/%d8%aa%d8%a3%d8%ab%db%8c%d8%b1-%d8%a7%d8%b3%d8%aa%d8%b1%d8%b3-%d8%a8%d8%b1-%d9%85%d8%ba%d8%b2-%d9%88-%d9%81%d8%b1%d8%a7%d9%85%d9%88%d8%b4%db%8c/">تأثیر استرس بر مغز و فراموشی</a> appeared first on <a href="https://behdashtravan.com">مجله تخصصی روانشناسی بهداشت روان</a>.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>تأثیر استرس بر مغز و فراموشی</h2>
<p>طبق مقاله منتشرشده عصب‌شناسی، اگر شما با استرس بالا زندگی کنید قبل از اینکه به ۵۰ سال برسید دچار فراموشی می‌شوید و مغزتان آسیب می‌بیند. در این مقاله تأثیر استرس بر مغز و فراموشی بررسی شده است.</p>
<p>طبق مطالعه انجام شده درصد بالا کرتیزول که یک هورمون <a href="http://behdashtravan.com/%d8%a7%d8%b6%d8%b7%d8%b1%d8%a7%d8%a8-%d8%a7%d8%b2-%d9%86%da%af%d8%a7%d9%87-%d9%81%d8%b1%d9%88%db%8c%d8%af/" target="_blank" rel="noopener noreferrer">استرس</a> است، سبب کاهش فعالیت مغز و سایز مغز می‌شود.</p>
<p>با توجه به نتایج تیم تحقیقاتی کاهش فعالیت مغز و عملکرد آن در افراد جوان دیده شد.</p>
<p>کرتیزول یکی از مهم‌ترین هورمون‌های استرس است که تأثیر بسزایی در بدن ایفا می‌کند.</p>
<p>وقتی غده آدرنالین ترشح می‌شود، کورتیزول (هورمون استرس) بیشتری در بدن تولید می‌شود.</p>
<p>این هورمون سبب می‌شود که عملکرد بدن به شدت دچار اختلال شود.</p>
<p>استرس سبب نگرانی، بی‌خوابی، سردرد، بیماری‌های قلبی، مشکلات تمرکز می‌شود.</p>
<p>مغز به شدت آسیب‌پذیر است و استرس سبب تخریب آن می‌شود و جوانان باید با داشتن سبک زندگی سالم از استرس دور باشند.</p>
<p><strong>مقاله</strong>: تأثیر استرس بر مغز و فراموشی<br />
<strong>منبع</strong> :<a href="https://edition.cnn.com/" target="_blank" rel="noopener noreferrer"> خبرگزاری CNN</a><br />
<strong>مترجم</strong>: <a href="http://t.me/a.hosseini" target="_blank" rel="noopener noreferrer">امیرحسین حسینی پور</a></p>
<p>&nbsp;</p>
<h2>پی‌نوشت</h2>
<h2>کورتیزول چیست؟</h2>
<p><b>کورتیزول</b> (به انگلیسی: <span lang="en">Cortisol</span>) معروف‌ترین <a title="گلوکوکورتیکوئید" href="https://fa.wikipedia.org/wiki/%DA%AF%D9%84%D9%88%DA%A9%D9%88%DA%A9%D9%88%D8%B1%D8%AA%DB%8C%DA%A9%D9%88%D8%A6%DB%8C%D8%AF">گلوکوکورتیکوئید</a> بدن است که از <a title="غده فوق کلیوی" href="https://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%BA%D8%AF%D9%87_%D9%81%D9%88%D9%82_%DA%A9%D9%84%DB%8C%D9%88%DB%8C">غده فوق کلیوی</a> ترشح می‌شود.</p>
<p>کورتیکواستروئیدها به <a title="استروئید" href="https://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%B1%D9%88%D8%A6%DB%8C%D8%AF">استروئیدهایی</a> گفته می‌شود که در بخش قشری غده فوق کلیوی ساخته می‌شوند. استروئیدها ترکیبات چربی با چهار حلقه کربنی هستند. کورتیکواستروئیدها به دو گروه عمده <a title="مینرالوکورتیکوئید" href="https://fa.wikipedia.org/wiki/%D9%85%DB%8C%D9%86%D8%B1%D8%A7%D9%84%D9%88%DA%A9%D9%88%D8%B1%D8%AA%DB%8C%DA%A9%D9%88%D8%A6%DB%8C%D8%AF">مینرالوکورتیکوئیدها</a> (mineralocorticoids) مانند <a title="آلدوسترون" href="https://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%A2%D9%84%D8%AF%D9%88%D8%B3%D8%AA%D8%B1%D9%88%D9%86">آلدوسترون</a> و گلوکوکورتیکوئیدها (glucocorticoids) مانند کورتیزول (۲۱ کربنه) تقسیم‌بندی می‌شوند.</p>
<p>گلوکوکورتیکوئیدها مانند کورتیزول نقش‌های مختلفی از جمله کاهش التهاب، تخفیف واکنش‌های ایمنی، تأثیر بر متابولیسم و افزایش قند خون در بدن دارند</p>
<h2><span id="مکانیسم_اثر" class="mw-headline">مکانیسم اثر</span></h2>
<p>جایگزینی <a title="کورتیکواستروئید" href="https://fa.wikipedia.org/wiki/%DA%A9%D9%88%D8%B1%D8%AA%DB%8C%DA%A9%D9%88%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%B1%D9%88%D8%A6%DB%8C%D8%AF">کورتیکواستروئیدها</a>، کورتیکواستروئیدها از عرض غشای سلولی عبور کرده و با گیرنده‌های اختصاصی<a title="سیتوپلاسم" href="https://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%B3%DB%8C%D8%AA%D9%88%D9%BE%D9%84%D8%A7%D8%B3%D9%85">سیتوپلاسمی</a> کمپلکس شده، وارد هسته سلول می‌شوند و به DNA (کروماتین) متصل و موجب تحریک روند رونویسی mRNA و به دنبال آن ساخت پروتئین‌های مختلف آنزیم‌های خاصی را تحریک می‌کندنشان داده شده است که وجود سطح بالا و طولانی‌مدت کورتیزول در جریان خون (آن‌چنان که در استرس مزمن پیش می‌آید) دارای تأثیرات منفی است، مانند: &#8211; اختلال در عملکرد شناختی &#8211; اختلال در عملکرد غده تیروئید &#8211; عدم تعادل میزان قند خون &#8211; کاهش تراکم استخوان &#8211; کاهش بافت عضلات &#8211; افزایش فشار خون &#8211; تضعیف سیستم دفاعی و واکنش‌های تحریکی بدن &#8211; افزایش چربی‌های شکمی که نسبت به تراکم چربی در سایر قسمت‌های بدن، بیشتر مشکل‌زاست. برخی از مشکلات سلامتی مربوط به افزایش چربی‌های شکمی عبارت‌اند از حملات قلبی، ایجاد سطح بالای کلسترول بد (LDL) و سطح پایین کلسترول خوب (HDL) که خود به مشکلات سلامتی دیگری می‌انجامد.</p>
<p>The post <a href="https://behdashtravan.com/%d8%aa%d8%a3%d8%ab%db%8c%d8%b1-%d8%a7%d8%b3%d8%aa%d8%b1%d8%b3-%d8%a8%d8%b1-%d9%85%d8%ba%d8%b2-%d9%88-%d9%81%d8%b1%d8%a7%d9%85%d9%88%d8%b4%db%8c/">تأثیر استرس بر مغز و فراموشی</a> appeared first on <a href="https://behdashtravan.com">مجله تخصصی روانشناسی بهداشت روان</a>.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://behdashtravan.com/%d8%aa%d8%a3%d8%ab%db%8c%d8%b1-%d8%a7%d8%b3%d8%aa%d8%b1%d8%b3-%d8%a8%d8%b1-%d9%85%d8%ba%d8%b2-%d9%88-%d9%81%d8%b1%d8%a7%d9%85%d9%88%d8%b4%db%8c/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>نوروسایکولوژی</title>
		<link>https://behdashtravan.com/%d9%86%d9%88%d8%b1%d9%88%d8%b3%d8%a7%db%8c%da%a9%d9%88%d9%84%d9%88%da%98%db%8c/</link>
					<comments>https://behdashtravan.com/%d9%86%d9%88%d8%b1%d9%88%d8%b3%d8%a7%db%8c%da%a9%d9%88%d9%84%d9%88%da%98%db%8c/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[بهروز هاشمی]]></dc:creator>
		<pubDate>Tue, 29 May 2018 10:30:58 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[رفتارگرایی و شناختی]]></category>
		<category><![CDATA[روانشناسی شخصیت]]></category>
		<category><![CDATA[مکاتب روانشناسی]]></category>
		<category><![CDATA[روانشناسی عصبنگر]]></category>
		<category><![CDATA[روانشناسی فیزیولوژی]]></category>
		<category><![CDATA[فیزیولوژی]]></category>
		<category><![CDATA[مغز و رفتار]]></category>
		<category><![CDATA[نوروسایکولوژی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://behdashtravan.com/?p=3277</guid>

					<description><![CDATA[<p>نورو به معنای عصب و سایکولوژی به معنای روانشناسی است؛ بنابراین ترکیب نوروسایکولوژی را می‌توان به‌صورت عصب‌روانشناسی ترجمه کرد. در برخی متون به آن روانشناسی عصب‌نگر نیز گفته شده است. از ترکیب دو کلمه نورو و سایکولوژی می‌توان حدس زد که رشته نوروسایکولوژی تمرکز عمده‌اش بر مغز و رفتار است. ازاین‌رو نوروسایکولوژی را می‌توان به‌عنوان &#8230;</p>
<p>The post <a href="https://behdashtravan.com/%d9%86%d9%88%d8%b1%d9%88%d8%b3%d8%a7%db%8c%da%a9%d9%88%d9%84%d9%88%da%98%db%8c/">نوروسایکولوژی</a> appeared first on <a href="https://behdashtravan.com">مجله تخصصی روانشناسی بهداشت روان</a>.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>نورو به معنای عصب و سایکولوژی به معنای روانشناسی است؛ بنابراین ترکیب نوروسایکولوژی را می‌توان به‌صورت عصب‌روانشناسی ترجمه کرد. در برخی متون به آن روانشناسی عصب‌نگر نیز گفته شده است. از ترکیب دو کلمه نورو و سایکولوژی می‌توان حدس زد که رشته نوروسایکولوژی تمرکز عمده‌اش بر مغز و رفتار است. ازاین‌رو نوروسایکولوژی را می‌توان به‌عنوان مطالعه رابطه مغز و رفتار تعریف کرد. درواقع هدف نوروسایکولوژی فهم ارتباط و تأثیر مغز بر روی رفتار است. اگرچه انسان همیشه به رابطه مغز و رفتار علاقه داشته است اما علم نوروسایکولوژی علم نسبتاً جدید و جوانی است. رویکردهای قدیمی در نوروسایکولوژی بررسی رابطه بین آسیب موضعی یک منطقه‌ی مغز و نقایص روان‌شناختی بود اما امروزه، نوروسایکولوژی در حال تغییر چارچوب‌های روش‌شناختی و نظری است به‌منظور فهمیدن نحوه کار مغز و روان است.</p>
<p>نوروسایکولوژی یکی از تخصص‌های روانشناسی است که رابطه بین مغز و رفتار را مطالعه می‌کند. نوروسایکولوژی، رشته‌ی گسترده‌ای است با زیرشاخه‌های مختلف که عبارت‌اند از:</p>
<p>نوروسایکولوژی آزمایشی (مطالعه روابط بین مغز و رفتار در غیر انسان‌ها)، نوروسایکولوژی شناختی (مطالعه شناخت (تفکر) بهنجار در انسان‌ها)، نوروسایکولوژی رفتاری (ترکیبی از نظریه‌های <a href="http://behdashtravan.com/%d8%aa%d8%a7%d8%b1%db%8c%d8%ae%da%86%d9%87-%d8%b1%d9%81%d8%aa%d8%a7%d8%b1%da%af%d8%b1%d8%a7%db%8c%db%8c-%d9%82%d8%b3%d9%85%d8%aa-%d8%a7%d9%88%d9%84/" target="_blank" rel="noopener">رفتاری</a> و اصول نوروسایکولوژیکال)، و نوروسایکولوژی بالینی (مطالعه روابط بین مغز و رفتار در انسان‌ها). زمانی که یک پزشک درخواست تست‌های نوروسایکولوژی می‌دهد معمولاً یک نوروسایکولوژیست بالینی این ارزیابی را انجام می‌دهد.</p>
<p>در اکثر موارد، نوروسایکولوژیست‌های بالینی، هم در روانشناسی بالینی و هم در نوروسایکولوژی آموزش دیده‌اند. نقش اصلی نوروسایکولوژیست بالینی ارزیابی عملکرد شناختی در افرادی است که صدمه مغزی دیده‌اند یا به آن مشکوک هستند. عملکردهای شناختی آن‌هایی هستند که فرد برای پردازش محرک‌های دریافتی بیرونی و درونی استفاده می‌کند. درواقع آن‌ها رفتارهای آشکار را ارزیابی می‌کنند و معتقدند که این رفتارها اطلاعاتی درباره عملکرد یکپارچه سیستم عصبی مرکزی فراهم می‌کنند.</p>
<p>در اکثر اختلال‌های روان‌شناختی آسیب موضعی مغز به‌ندرت مشاهده می‌شود. ازاین‌رو چالش اصلی این حوزه فهم رفتار نابهنجار در قالب ناکارآمدی پردازش اطلاعات است. به نظر می‌رسد فرآیند ناکارآمد پردازش اطلاعات نسبت به آسیب‌های مغزی موضعی ارتباط بیشتری با رفتارهای نابهنجار دارد. به‌صورت تاریخی، نقش نوروسایکولوژیست‌ها تلاش برای تشخیص افتراقی بین روان‌پریشی‌های ارگانیک (عضوی) و کارکردی بوده است.</p>
<h2>تاریخچه نوروسایکولوژی</h2>
<p>تحول و شکل‌گیری این حوزه با کارهای گال، بروکا، جیمز، واتسن، لشلی، گلدشتاین، هالستید و لوریا شناخته می‌شود. تئوری‌های اولیه درباره رابطه مغز و رفتار توسط گال ارائه شده است. او یک فرنولوژیست بود. بر اساس نظریه فرنولوژی گال، مناطق مغزی معینی که در فرورفتگی‌ها و برجستگی‌های جمجمه قابل مشاهده است با رفتارهای خاصی ارتباط دارند. با پیشرفت مکان‌یابی عملکرد، پل بروکا، فهم ما از زبان، به‌ویژه عملکردهای زبان بیانی را افزایش داد.</p>
<p><a href="https://fa.wikipedia.org/wiki/%D9%88%DB%8C%D9%84%DB%8C%D8%A7%D9%85_%D8%AC%DB%8C%D9%85%D8%B2" target="_blank" rel="noopener">جیمز</a> و واتسن با در نظر گرفتن اصول روانشناسی به‌طورکلی، و اصول نوروسایکولوژی به‌طور اختصاصی، زمینه‌ساز احساس نیاز به داده‌های تجربه در حمایت از نظریه‌های عملکرد شناختی شدند. همچنین آن‌ها مطرح کردند که برای انجام مطالعات روانشناسی نیازمند روش‌های علمی هستیم. کارهای لشلی و گلدشتاین منجر به فهم بهتر از رابطه مکان‌یابی مغز و رفتار در افراد بهنجار (از نظر نورولوژیکی) و افرادی که آسیب نورولوژیکی داشتند شد. هالستید و ریتان، از طریق روش‌های مختلف به‌طور آشکاری اثبات کردند که ارزیابی رفتارهای آشکار می‌تواند در جهت استفاده برای شناسایی دقیق آسیب‌های مغزی به کار روند.</p>
<figure id="attachment_3278" aria-describedby="caption-attachment-3278" style="width: 785px" class="wp-caption aligncenter"><img fetchpriority="high" decoding="async" class="wp-image-3278 size-full" src="http://behdashtravan.com/wp-content/uploads/2018/02/Neuropsychology-f1.jpg" alt="نوروسایکولوژی Neuropsychology" width="785" height="661" srcset="https://behdashtravan.com/wp-content/uploads/2018/02/Neuropsychology-f1.jpg 785w, https://behdashtravan.com/wp-content/uploads/2018/02/Neuropsychology-f1-300x253.jpg 300w, https://behdashtravan.com/wp-content/uploads/2018/02/Neuropsychology-f1-768x647.jpg 768w" sizes="(max-width: 785px) 100vw, 785px" /><figcaption id="caption-attachment-3278" class="wp-caption-text">فرنولوژی یا جمجمه شناسی با کارهای گال شروع شد.</figcaption></figure>
<p>باوجوداینکه پیشرفت فعلی در زمینه رابطه ساختارهای نوروآناتومیکی و رفتار نظریه فرنولوژی را رد کرده است اما کشف لایه‌های نوروآناتومیکی عملکرد شناختی به‌عنوان هدف اصلی نوروسایکولوژی باقی مانده است. این فرضیه مطرح است که عملکرد شناختی هم به مکان مغزی خاص آن عملکرد و هم به روابط بین نواحی چندگانه مغز بستگی دارد.</p>
<p>در طول دهه گذشته، رشته عصب‌روانشناسی سبب‌ساز پیشرفت‌های قابل‌ملاحظه‌ای در مطالعه اختلال‌های روان‌شناختی است تا حدی که در حال حاضر نوروسایکولوژی به یک رشته ضروری برای مطالعه اختلال‌های روان‌شناختی تبدیل شده است. این پیشرفت از طریق کمی‌سازی دقیق و پایا از مؤلفه‌های عملکرد شناختی و رفتار در رابطه با وضعیت روانی بهنجار و نابهنجار، و توسعه مدل‌های نوروسایکولوژی از اختلال‌های روانی است.</p>
<p>تعیین روابط بین شناخت- مغز موضوع ساده‌ای در آسیب‌شناسی روانی نیست. بسیاری از مطالعات نوروسایکولوژی در مورد اختلال‌های روان‌شناختی روی بیمارانی انجام شده است که داروهای روانی مصرف می‌کنند و این داروها ممکن است اثرات عمیقی بر اندازه‌گیری عملکرد شناختی داشته باشند. بسیاری از اختلال‌های روان‌شناختی شامل تغییرات خلقی است و بنابراین خلق و انگیزه می‌تواند روی عملکرد افراد در تست‌های نوروسایکولوژیک تأثیر داشته باشند. در سال‌های اخیر توجه بیشتری به اکتشاف سندرم‌ها و نشانه‌های خاص شده است نه خود بیماری. به‌عنوان‌مثال بیشتر از اینکه تلاش شود تا اسکیزوفرنی (به‌عنوان یک بیماری) تبیین شود، تلاش‌ها در جهت تبیین نوروسایکولوژیکی ویژگی‌های خاص آن مانند هذیان‌های پارانوئیدی بوده است.</p>
<h2>سنجش نوروسایکولوژیک</h2>
<p>عصب‌روانشناسی بالینی نقش مهمی در ارزیابی آسیب‌شناختی در کارهای بالینی دارد. ایجاد مقیاس‌های نوروسایکولوژیکی اجازه می‌دهد که ارزیابی پایا و معتبری از کارآمدی درمان داشته باشیم. نقش نوروسایکولوژی بالینی روشن ساختن اثرات آسیب مغزی بر رفتار است. برای رسیدن به هدف نوروسایکولوژیست‌های بالینی عملکرد شناختی بیمار را از طریق تست‌های رفتاری می‌سنجند. دو رویکرد اصلی در سنجش نوروسایکولوژیک، رویکردهای کمی و کیفی است. در رویکرد کمی از مقیاس‌های استانداردی برای سنجش عملکرد شناختی افراد در مقایسه با آنچه از لحاظ آماری بهنجار است استفاده می‌شود. در رویکرد کیفی اما یک تحلیل عمیق توسط مقیاس‌های استاندارد انجام می‌شود تا نشانه‌های شاخص بیماری پیدا شوند. اگرچه این دو رویکرد مستقل از هم رشد کرده‌اند اما در حال حاضر روش‌های موجود از جنبه‌هایی از هر دو رویکرد استفاده می‌کنند.</p>
<p>نوروسایکولوژیست‌ها در حال حاضر نه‌تنها از این دو رویکرد استفاده می‌کنند بلکه از روش‌های چندبعدی دیگری استفاده می‌کنند. به‌عنوان‌مثال برای سنجش حافظه کلامی، ممکن است از بیماران بخواهند که فهرستی از لغات را حفظ کنند. باوجوداین، این رویکرد خیلی ساده است زیرا حافظه کلامی فقط در حفظ کردن واژه‌ها خلاصه نمی‌شود و پیچیده‌تر است؛ بنابراین، ارزیابی کامل حافظه کلامی شامل به خاطر سپردن فهرستی از واژه‌ها، واژه‌های دوتایی، جمله‌ها، داستان‌های کوتاه، یادآوری فوری، یادآوری با تأخیر، و شناسایی پارادایم‌هاست. این‌گونه ارزیابی به‌اندازه‌ی کافی داده‌های خوبی برای تحلیل کامل نقایص خاص در توانایی‌های شناختی فراهم می‌کند و زمینه تشخیص فرآیندهای مشترک و افتراق ظریف‌تر بین توانایی‌ها و آسیب‌ها را فراهم می‌کند.</p>
<h2>منبع</h2>
<p><a href="http://ravanhami.com/%D9%86%D9%88%D8%B1%D9%88%D8%B3%D8%A7%DB%8C%DA%A9%D9%88%D9%84%D9%88%DA%98%DB%8C/" target="_blank" rel="nofollow noopener">روان‌حامی</a></p>
<p><a href="https://www.sciencedirect.com/topics/neuroscience/neuropsychology" target="_blank" rel="noopener">Neuropsychology</a></p>
<p>The post <a href="https://behdashtravan.com/%d9%86%d9%88%d8%b1%d9%88%d8%b3%d8%a7%db%8c%da%a9%d9%88%d9%84%d9%88%da%98%db%8c/">نوروسایکولوژی</a> appeared first on <a href="https://behdashtravan.com">مجله تخصصی روانشناسی بهداشت روان</a>.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://behdashtravan.com/%d9%86%d9%88%d8%b1%d9%88%d8%b3%d8%a7%db%8c%da%a9%d9%88%d9%84%d9%88%da%98%db%8c/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
	</channel>
</rss>
