<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	>

<channel>
	<title>مقالات رواندرمانی | مجله تخصصی روانشناسی بهداشت روان</title>
	<atom:link href="https://behdashtravan.com/tag/%D8%B1%D9%88%D8%A7%D9%86%D8%AF%D8%B1%D9%85%D8%A7%D9%86%DB%8C/feed/" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>https://behdashtravan.com/tag/رواندرمانی/</link>
	<description></description>
	<lastBuildDate>Sun, 24 May 2020 14:48:20 +0000</lastBuildDate>
	<language>fa-IR</language>
	<sy:updatePeriod>
	hourly	</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>
	1	</sy:updateFrequency>
	<generator>https://wordpress.org/?v=6.8.2</generator>

<image>
	<url>https://behdashtravan.com/wp-content/uploads/2017/09/cropped-logo-32x32.png</url>
	<title>مقالات رواندرمانی | مجله تخصصی روانشناسی بهداشت روان</title>
	<link>https://behdashtravan.com/tag/رواندرمانی/</link>
	<width>32</width>
	<height>32</height>
</image> 
	<item>
		<title>طرح‌واره درمانی</title>
		<link>https://behdashtravan.com/%d8%b7%d8%b1%d8%ad%e2%80%8c%d9%88%d8%a7%d8%b1%d9%87-%d8%af%d8%b1%d9%85%d8%a7%d9%86%db%8c/</link>
					<comments>https://behdashtravan.com/%d8%b7%d8%b1%d8%ad%e2%80%8c%d9%88%d8%a7%d8%b1%d9%87-%d8%af%d8%b1%d9%85%d8%a7%d9%86%db%8c/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[بهروز هاشمی]]></dc:creator>
		<pubDate>Sat, 28 Aug 2021 10:30:22 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[ارتقاء سلامت روان]]></category>
		<category><![CDATA[بهداشت روان]]></category>
		<category><![CDATA[رفتارگرایی و شناختی]]></category>
		<category><![CDATA[مکاتب روانشناسی]]></category>
		<category><![CDATA[رفتاری شناختی]]></category>
		<category><![CDATA[رواندرمانی]]></category>
		<category><![CDATA[طرحواره]]></category>
		<category><![CDATA[طرحواره درمانی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://behdashtravan.com/?p=5139</guid>

					<description><![CDATA[<p>طرحواره درمانی بر اساس متون رشد شناختی و طرح‌واره درمانی ، طرح‌واره قالبی است که بر اساس واقعیت یا تجربه شکل می‌گیرد تا به افراد کمک کند تجربه را تبیین نمایند. در بافت روانشناسی و روان‌درمانی( طرح‌واره درمانی ) طرح‌واره به‌طورکلی، عنوان هر اصل سازمان بخش کلی در نظر گرفته می‌شود که برای درک تجارب &#8230;</p>
<p>The post <a href="https://behdashtravan.com/%d8%b7%d8%b1%d8%ad%e2%80%8c%d9%88%d8%a7%d8%b1%d9%87-%d8%af%d8%b1%d9%85%d8%a7%d9%86%db%8c/">طرح‌واره درمانی</a> appeared first on <a href="https://behdashtravan.com">مجله تخصصی روانشناسی بهداشت روان</a>.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>طرحواره درمانی</h2>
<p>بر اساس متون رشد شناختی و طرح‌واره درمانی ، طرح‌واره قالبی است که بر اساس واقعیت یا تجربه شکل می‌گیرد تا به افراد کمک کند تجربه را تبیین نمایند. در بافت روانشناسی و روان‌درمانی( طرح‌واره درمانی ) طرح‌واره به‌طورکلی، عنوان هر اصل سازمان بخش کلی در نظر گرفته می‌شود که برای درک تجارب زندگی ضروری است (کلوسکو، ویشار و یانگ، ۲۰۰۳).</p>
<h2>جفری یانگ</h2>
<p>یانگ ا(۱۹۹۴) (ایجاد کننده طرح‌واره درمانی)طرح‌واره را تله‌های زندگی نامیده است، از نظر یانگ تله زندگی، الگویی است که از دوران کودکی آغاز می‌شود و در سراسر زندگی ما ادامه می‌یابد. طرح‌واره‌ها با آنچه خانواده‌ها یا افراد دیگر با ما انجام داده‌اند، آغاز می‌شود. تله‌های زندگی شیوه احساس، فکر و عمل و شیوه پیوند با دیگران را تعیین می‌کنند. آنان احساسات نیرومندی نظیر خشم، اندوه و اضطراب را در افراد برمی‌انگیزند. از نظر یانگ اصطلاح علمی «تله زندگی» طرح‌واره است.</p>
<p>مفهوم طرح‌واره‌ها از نظر <a href="https://en.wikipedia.org/wiki/Jeffrey_Young" target="_blank" rel="noopener noreferrer">یانگ</a>، باورهای عمیق و مستحکمی در مورد خود و جهان هستند که در اوایل زندگی آنها را آموخته‌ایم. طرح‌واره‌ها در احساسی که ما از خودمان داریم، نقش محوری دارند. ما به این طرح‌واره‌ها پیوند داریم حتی زمانی که آنها به ما آسیب وارد می‌کنند. این باورها به ما قابلیت پیش‌بینی و قطعیت می‌دهد و آشنا و آرام‌بخش هستند. ما نمی‌توانیم به‌راحتی آنها را رها کنیم، چرا که آنها دانش ما در مورد خود و جهان هستند، اینکه ما کی هستیم و جهان چگونه است. به همین علت روانشناسان شناختی معتقدند که طرح‌واره‌ها به‌سختی تغییر می‌کند.</p>
<p>الگوی وسیع و نافذ که شامل خاطرات، هیجانات، شناخت‌واره‌ها، و حسیات بدنی است که مرتبط با فرد و روابط وی با دیگران بوده و از دوران کودکی و نوجوانی وی شکل گرفته و در تمام طول زندگی فرد گسترش یافته است. طرح‌واره‌های غیرانطباقی اولیه، طرح‌واره‌هایی هستند که به میزان زیادی ناکارآمد می‌باشند. به عبارتی دیگر، الگوهای هیجانی و شناختی که در اوایل زندگی فرد شکل می‌گیرند و در سراسر طول زندگی تکرار می‌گردند (یانگ، کلوسکو و ویشار، ۲۰۰۳).</p>
<h2>طرح‌واره ها و شناخت</h2>
<p>طرح‌واره بالاترین سطح تعمیم‌یافته شناخت است، که به تغییر مقاوم است، و تأثیر عمیق و قدرتمندی در شناخت‌واره‌ها و هیجان‌های فردی دارد. افکار خود آیند منفی و مفروضه‌های بنیادین بینابینی به‌طور شدیدی تحت تأثیر طرحواره‌ها قرار می‌گیرند، و این تأثیر به‌خصوص زمانی قدرتمند است که طرحواره‌ها فعال شوند (ریزو و همکاران، ۲۰۰۷).</p>
<p>همپوشانی و ارتباط متقابل بین طرح‌واره درمانی (که برای مسائل و مشکلات پایدار کاربرد پیدا می‌کند، مانند اختلالات شخصیت) و سایر درمان‌های <a href="http://behdashtravan.com/%d9%85%da%a9%d8%aa%d8%a8-%d8%b4%d9%86%d8%a7%d8%ae%d8%aa%db%8c/" target="_blank" rel="noopener noreferrer">شناختی</a>&#8211;<a href="http://behdashtravan.com/%d8%aa%d8%a7%d8%b1%db%8c%d8%ae%da%86%d9%87-%d8%b1%d9%81%d8%aa%d8%a7%d8%b1%da%af%d8%b1%d8%a7%db%8c%db%8c-%d9%82%d8%b3%d9%85%d8%aa-%d8%a7%d9%88%d9%84/" target="_blank" rel="noopener noreferrer">رفتاری</a> که بر اساس گزارش مطالعات صورت گرفته استوار است (که بیشتر علائم و اختلالات محور یک را شامل می‌شود). {رافائلی و همکاران ۲۰۱۱, ترجمه خوانساری و همکاران ۱۳۹۱}</p>
<p>در طرح‌واره درمانی سبک‌های کنار آمدن و طرحواره های خود درمانگر  می‌توانند با سبک‌های کنار آمدن و طرح‌واره‌ها و حالت‌ها و نیازهای بیمار با هم تداخل ایجاد کنند. یکی از ویژگی‌هایی که طرح‌واره درمانی را از سایر رویکردهایی که به درمان اختلالات شخصیت و مشکلات ارتباطی پایدار می‌پردازند، متمایز می‌کند روش انسان‌گرایانه و شفقتی است که در طرح‌واره درمانی ، نسبت به بیماران بکار می‌بندد (رافائلی و همکاران ۲۰۱۱, ترجمه خوانساری و همکاران ۱۳۹۱).</p>
<h2>طرح‌واره‌های غیر انطباقی اولیه در طرح‌واره درمانی</h2>
<p>به‌منظور یک <strong>تعریف جامع</strong> از این طرح‌واره‌ها، وی تأکید کرد که طرح‌واره‌های غیر انطباقی اولیه:</p>
<ol>
<li>یک الگو یا تم گسترده و نافذ است؛</li>
<li>متشکل از خاطرات، هیجانات، شناخت‌واره‌ها و حس‌های بدنی هستند؛</li>
<li>در ارتباط با فرد و روابط بین فردی او با دیگران است؛</li>
<li>در طی دوران کودکی و نوجوانی شکل می‌گیرد؛</li>
<li>در طول زندگی فرد گسترش می‌یابد؛</li>
<li>به‌طور قابل‌ملاحظه‌ای ناکارآمد است.</li>
</ol>
<h6>طرح‌واره‌های غیرانطباقی اولیه در طرح‌واره درمانی <strong>ویژگی‌های خاصی</strong> دارند.</h6>
<p>این طرح‌واره‌ها به‌عنوان:</p>
<ol>
<li>واقعیت‌های پذیرفته‌شده، در مورد خود یا محیط تجربه می‌شوند.</li>
<li>خود- تخریب‌کننده و مقاوم به تغییر هستند.</li>
<li>مختل و ناکارآمد هستند.</li>
<li>اغلب توسط برخی تغییرات در محیط از جمله فقدان یا از دست دادن شغل، فعال می‌شوند.</li>
<li>هنگامی‌که فعال می‌شوند با سطوح بالای هیجان درهم‌آمیخته هستند.</li>
<li>معمولاً ناشی از تعامل سرشت کودک با تجارب مختلف دوره تحولی با اعضاء یا مراقبین در خانواده هستند (بارلو، ۲۰۰۲).</li>
</ol>
<h2>منشأ طرح‌واره‌ها از دیدگاه طرح‌واره درمانی</h2>
<h3>نیازهای هیجانی بنیادین</h3>
<p>۵ نیاز هیجانی بنیادین در انسان وجود دارد که باید ارضاء شوند، و عدم ارضاء و ناکامی در برآورده شدن این نیازها در فرد، موجب شکل‌گیری طرح‌واره‌های مختل می‌شوند. این نیازها عبارت‌اند از:</p>
<ul>
<li>دل‌بستگی‌های ایمن به دیگران (شامل: امنیت، ثبات، پرورش و تربیت، پذیرش).</li>
<li>استقلال، کارآمدی و تجربه ذهنی هویت.</li>
<li>بیان آزادانه نیازها و هیجان‌های پذیرفتنی.</li>
<li>خودانگیختگی.</li>
<li>محدودیت‌های واقع‌گرایانه و خود- بازداری (خود – کنترلی).</li>
</ul>
<h3>تجربه‌های اولیه زندگی</h3>
<p>چهار نوع تجربه اولیه زندگی موجب به وجود آمدن طرح‌واره‌های غیر انطباقی اولیه می‌شوند که عبارت‌اند از:</p>
<ul>
<li>ناکام شدن دردناک نیازها؛</li>
<li>مورد ضربه (تروما) واقع‌شدن یا قربانی شدن؛</li>
<li>ارضای بیش‌ازحد برخی از نیازها؛</li>
<li>درونی سازی انتخابی یا همانندسازی با افراد مهم (یانگ، کلوسکو و ویشار، ۲۰۰۳).</li>
</ul>
<h3>سرشت هیجانی</h3>
<p>طیق طرح‌واره درمانی هر کودکی سرشت هیجانی خاص خود را دارد و والدین به‌زودی این مسئله را درمی‌یابند. تحقیقات بسیاری وجود دارد که تائید کننده عوامل بیولوژیک زیر بنایی شخصیت هستند. سرشت هیجانی با رویدادهای دردناک کودک در شکل‌گیری طرح‌واره‌ها با یکدیگر در تعامل هستند. سرشت هیجانی مختلف به‌طور انتخابی کودک را در معرض شرایط مختلف زندگی قرار می‌دهند و این خود موجب شکل‌گیری طرح‌واره‌های مختلف در هر فرد می‌شوند. برخی از حیطه‌های سرشت هیجانی که به نظر می‌رسد ذاتی هستند و نسبت به روان‌درمانی( طرح‌واره درمانی ) نسبتاً مقاوم هستند، عبارت‌اند از:</p>
<p><span style="font-size: 16px;"><strong>بدون واکنش ↔ بی‌ثبات</strong></span></p>
<p><span style="font-size: 16px;"><strong>خوش‌بین ↔ منفی نگر</strong></span></p>
<p><span style="font-size: 16px;"><strong>آرام ↔ مضطرب</strong></span></p>
<p><span style="font-size: 16px;"><strong>حواس‌پرت ↔ وسواسی</strong></span></p>
<p><span style="font-size: 16px;"><strong>پرخاشگر ↔ منفعل</strong></span></p>
<p><span style="font-size: 16px;"><strong>خوشحال ↔ تحریک‌پذیر</strong></span></p>
<p><span style="font-size: 16px;"><strong>اجتماعی ↔ خجالتی</strong></span></p>
<p>سرشت‌های هیجانی مختلف به‌طور انتخابی کودک را در معرض شرایط متفاوت زندگی قرار می‌دهند. به‌طور مثال، یک کودک پرخاشگر بیشتر احتمال دارد که مورد آزار جسمی قرار گیرد. به‌علاوه، سرشت‌های مختلف موجب می‌شود که کودکان در مقابل شرایط زندگی یکسان، به‌طور متفاوتی آسیب‌پذیر گردند. به‌عبارت‌دیگر، یک رفتار والدینی، ممکن است موجب دو واکنش مختلف در دو کودک گردد. محیط اولیه ناخوشایند یا بیش‌ازحد ارضاء کننده، می‌تواند موجب مشکلات قابل‌ملاحظه‌ای در سرشت هیجانی کودک گردد. به‌علاوه، سرشت هیجانی شکل دار می‌تواند یک محیط طبیعی را مختل سازد و موجب بروز آسیب روانی در غیاب تاریخچه‌ی واضحی از اختلال در فرد گردد (یانگ، کلوسکو و ویشار، ۲۰۰۳).</p>
<h1>حیطه‌های طرح‌واره‌های غیر انطباقی اولیه طرح‌واره درمانی</h1>
<p>یانگ ۱۸ طرح‌واره را در قالب پنج حیطه اصلی طبقه‌بندی کرده است و آنها را به‌عنوان حیطه‌های طرح‌واره معرفی می‌کند.</p>
<h3>حیطه یک: انفصال و طرد</h3>
<p>بیمارانی که در این حیطه قرار می‌گیرند قادر نیستند دل‌بستگی‌های ارضاکننده و ایمن با دیگران شکل بدهند. خانواده‌های این افراد که ریشه‌ی شکل‌گیری این حیطه در کودکی هستند، معمولاً ناپایدار، آزاردهنده، سرد، طرد کننده و منزوی از دنیای اطراف خود می‌باشند. در این افراد نیازهای بنیادین امنیت، آرامش خاطر، پذیرش، حمایت، ثبات، همدلی و راهنمایی به سبک قابل پیش‌بینی برآورده نشده است.</p>
<p>طرح‌واره‌هایی که در این حیطه قرار می‌گیرند، عبارت‌اند از:</p>
<h3><strong>ترک شدن – بی‌ثباتی</strong></h3>
<p>درک ناپایداری و غیرواقعی بودن حمایت و ارتباطات فرد با دیگران در این نوع طرح‌واره می‌گنجد. بیماران دارای این نوع طرح‌واره بر این باورند که افراد مهم در زندگی آنها ارتباطات خود را با آنها ادامه نمی‌دهند و انتظار ترک شدن از جانب دیگران را دارند. این بیماران معتقدند که افراد مهم زندگی‌شان قادر نخواهند بود که به حمایت هیجانی و ارتباط قوی و مستمر با آنها ادامه دهند، چون باور دارند که این افراد، بی‌ثبات و غیرقابل‌پیش‌بینی هستند و آنها را به خاطر فرد دیگری طرد خواهند کرد.</p>
<h3><strong>محرومیت هیجانی</strong></h3>
<p>افراد دارای این طرح‌واره انتظار دارند که نیازهای هیجانی طبیعی آنها توسط افراد مهم زندگی‌شان، به‌طور کافی برآورده نخواهد شد. سه شکل محرومیت هیجانی وجود دارد: الف) محرومیت از مراقبت: فقدان توجه، عاطفه، گرمی یا محبت ب) محرومیت از همدلی: فقدان درک، خود افشاگری، تبادل دو طرفه احساسات، شنونده؛ ج) محرومیت از حمایت: فقدان هدایت و راهنمایی دیگران</p>
<h3><strong>بی‌اعتمادی – آزار دیدن</strong></h3>
<p>این طرح‌واره عبارت است از اینکه دیگران آزاردهنده، صدمه رساننده، متقلب، دروغ‌گو، بی‌صداقت هستند. این بیماران معتقدند که اگر دیگران فرصت پیدا کنند، حتماً آنها را استثمار خواهند کرد.</p>
<h3><strong>نقص داشتن- شرم</strong></h3>
<p>افراد دارای این طرح‌واره معتقدند که افرادی حقیر، پست، بی‌ارزش و بد هستند و دیگران آنها را دوست ندارند. به همین دلیل در درون خود احساس پرخاشگری و بی‌ارزشی دارند و احساساتی همچون دوست‌نداشتنی بودن را تجربه می‌کنند. این بیماران ممکن است نسبت به سرزنش، و مقایسه‌شدن با دیگران به‌طور افراطی حساس باشند، و از بودن با دیگران احساس عدم امنیت داشته باشند و درعین‌حال، در حضور دیگران احساس شرم و خجالت کنند.</p>
<h3><strong>انزوای اجتماعی – بیگانگی</strong></h3>
<p>در این طرح‌واره، فرد این تجربه ذهنی را دارد که به‌نوعی از دیگران متفاوت است و متعلق به گروه یا دسته‌ای نیست و با دیگران فرق دارد. حس ازخودبیگانگی در این افراد دیده می‌شود.</p>
<h3>حیطه دو: خودگردانی و عملکرد مختل</h3>
<p>خودمختاری، و توانایی مجزا ساختن فرد از خانواده و عملکرد مستقل مناسب متناسب با سن است افراد داری این حیطه از طرح‌واره در مجزا کردن خود از خانواده و نمادهای والدینی و عملکرد مستقل مشکل دارند. به عبارت دیگر، در طول دوره کودکی خانواده‌ی این افراد در کارهای کودک بسیار دخالت می‌کردند و به‌طور افراطی، حمایت کننده بودند. این بیماران در شکل دادن یک هویت مستقل دچار اشکال هستند.</p>
<h3><strong>وابستگی – بی‌کفایتی</strong></h3>
<p>افراد دارای این طرح‌واره، در پذیرفتن مسئولیت‌های روزانه بدون کمک دیگران احساس ناتوانی می‌کنند. این طرح‌واره اغلب به‌عنوان احساس درماندگی یا منفعل بودن خود را نشان می‌دهد.</p>
<h3><strong>آسیب‌پذیری در برابر صدمه یا بیماری</strong></h3>
<p>محتوای این طرح‌واره حاوی ترس اغراق‌آمیز و فاجعه‌آمیز کردن هر نوع ضربه، و ناتوانی در کنار آمدن با صدمه یا بیماری است، سه قسمت است: ۱-فاجعه‌آمیزی کردن طبی ۲-فاجعه‌آمیز کردن هیجانی<br />
۳-فاجعه‌آمیز کردن</p>
<h3><strong>به‌هم‌ریختگی– خود تحول نیافته</strong></h3>
<p>این طرح‌واره، غالب اوقات شامل درگیر شدن هیجانی افراطی و نزدیکی بیش‌ازحد فرد با دیگران است این بیماران باور دارند که فردیت به‌هم‌ریخته‌ای دارند و در نتیجه، بدون حمایت مستمر دیگران قادر نخواهند بود که عملکرد مناسبی داشته باشند و به زندگی خود ادامه دهند. همچنین، احساس هم‌جوشی مستمر با دیگران و هویت فردی بی‌کفایت از دیگر مشکلاتی است که این افراد دارند. در نتیجه، احساس پوچی مزمن، بی‌هدفی و پوچ‌گرایی می‌کنند.</p>
<h3><strong>شکست</strong></h3>
<p>در این طرح‌واره، باور بر این است که فرد به‌طور غیرقابل اجتنابی در زمینه‌های مختلف شکست خواهد خورد، و نمی‌تواند به سبک با کفایتی به حد همتایان خود برسد.</p>
<h3>حیطه سه: حد و مرزهای مختل</h3>
<p>نقص در حدومرزهای درونی، بی‌مسئولیتی در قبال دیگران و یا فقدان هدف‌گزینی طولانی‌مدت از مشخصه‌های این حیطه است. این مشکلات منجر به عدم رعایت حقوق دیگران، عدم همکاری با دیگران، احترام به‌کارهای غیرقانونی و عدم برنامه‌ریزی شخصی واقع‌گرایانه می‌شود. خانواده‌های این افراد، اغلب خانواده‌های بسیار دخالت کننده، سهل گیر و القای حس برتر بودن در فرد می‌باشند. در برخی موارد، کودک ممکن است به دلیل عدم رعایت قانون مورد تنبیه قرار نگیرد و یا مراقبت، راهنمایی و هدایت کافی را دریافت نکند. طرح‌واره‌های این حیطه عبارت‌اند از:</p>
<h3><strong>محق بودن – بزرگ‌منشی</strong></h3>
<p>در این طرح‌واره، فرد معتقد است که از دیگران بالاتر و ارجح‌تر است و بنابراین، مستحق دریافت حقوق ویژه است. احترام به قانون و حقوق دیگران در این افراد مشاهده نمی‌شود. معمولاً، این بیماران هر کاری را در هر زمانی که دوست داشته باشند، بدون در نظر گرفتن واقعیت‌های موجود و ضرر به دیگران، انجام می‌دهند و به‌منظور کسب قدرت یا کنترل، تأکید اغراق‌آمیزی بر برتر بودن خود دارند. سعی بسیاری می‌کنند که بر دیگران غالب شوند، نقطه‌نظرهای خود را بر دیگران تحمیل می‌کنند و رفتارهای دیگران را در جهتی که تمایل داشته باشند، هدایت می‌کنند؛ بدون اینکه با آنها همدلی داشته باشند و یا احساسات آنها را در نظر بگیرند.</p>
<h3><strong>خودکنترلی بی‌کفایت – خود قانون‌مندی ناکارآمد</strong></h3>
<p>افراد دارای این طرح‌واره نمی‌توانند به‌طور کارآمدی خود را کنترل کنند، تحمل ناکامی در کسب اهداف فردی در آنها بسیار ناکارآمد و مختل است و در صورت ناکامی، به‌صورت بسیار افراطی هیجان‌های خود را بیان می‌کنند و تکانشی رفتار می‌کنند</p>
<h3>حیطه چهار: هدایت شدن توسط دیگران</h3>
<p>بیمارانی که در این حیطه قرار می‌گیرند تأکید زیادی بر ارضای نیازهای دیگران در مقایسه با نیازهای خودشان دارند و این کار را برای کسب تائید، حفظ ارتباط عاطفی و اجتناب از تنبیه انجام می‌دهند. خانواده‌ای که این بیماران در آن رشد یافته‌اند، خانواده‌هایی بودند که پذیرش شرطی را برای کودکان فراهم کرده بودند. به این معنا که کودک باید جنبه‌های مهمی از خودش را سرکوب کند تا بتواند عشق، توجه و تائید کسب کند. در چنین محیطی، نیازها و خواسته‌های گروه به نیازها و احساس‌های کودک ارجح‌اند.</p>
<h3><strong>فدا کردن</strong></h3>
<p>در این طرح‌واره، فرد خود را در کنترل اغراق‌آمیز از جانب دیگران احساس می‌کند که به دو شکل ظاهر می‌شود:</p>
<ol>
<li>فدا کردن نیازها؛</li>
<li>فدا کردن هیجان‌ها.</li>
</ol>
<p>این بیماران بر این باورند که آرزوها، نقطه نظرات و احساس‌های آنها بی‌ارزش هستند یا برای دیگران مهم نیستند. این افراد به‌طور مکرر شاکی هستند و نسبت به عدم ارضای نیازهای خود بسیار حساس هستند. معمولاً این وضعیت منجر به خشم، که خود را با علائم غیر انطباقی مثل رفتارهای پرخاشگر- منفعل یا برون‌ریزی نشان می‌دهد، می‌گردد.</p>
<h3><strong>خود قربانی کردن</strong></h3>
<p>در این طرح‌واره، فرد به‌طور داوطلبانه به دنبال ارضای نیازهای دیگران است، حتی اگر نیازهای خودش برآورده نشود. دلایل عمده این افراد عبارت‌اند از پیشگیری از ایجاد هر نوع ناراحتی و درد در دیگران، اجتناب از احساس گناه ناشی از خودخواه بودن، و تداوم ارتباط با دیگران و اغلب منجر به یک حساسیت حاد به درد در دیگران می‌گردد.</p>
<h3><strong>تائید جویی – جلب‌توجه</strong></h3>
<p>افراد دارای این طرح‌واره، تأکید افراطی بر کسب تائید، بازشناسی یا توجه از جانب دیگران دارند، تا به این وسیله بتوانند یک تجربه ذهنی ایمن از خود به دست آورند. تجربه ذهنی فرد از اعتماد به نفس خودش، به طور بنیادین به واکنش‌های دیگران بستگی دارد. گاهی اوقات این طرح واره در این بیماران، موجب تأکید اغراق‌آمیز به ظاهر، توجه و احترام می‌شود.</p>
<h3>حیطه پنج: گوش‌به‌زنگی بیش‌ازحد و بازداری</h3>
<p>در این حیطه، تأکید افراطی بر سرکوبی احساس‌های خودانگیخته، تکانه‌ها و انتخاب‌ها و پیروی از قوانین غیرقابل انعطاف و تدوین شده است، حتی اگر به قیمت از دست دادن شادی، بیان خود، آرامش، روابط بین فردی نزدیک و سلامتی باشد. خانواده‌ای که این افراد در آن پرورش یافته‌اند معمولاً تنبیه‌کننده و تقاضاکننده، کمال‌گرا، پیرو قوانین، سرکوب‌کننده هیجان‌ها و اجتناب از خطا، شادی و آرامش بوده است.</p>
<h3><strong>منفی گرایی – بدبینی</strong></h3>
<p>در این طرح‌واره، تمرکز مستمر و نافذی بر جنبه‌های منفی زندگی، از جمله مرگ، فقدان، گناه، تعارض، خیانت و غیره وجود دارد و درعین‌حال، جنبه‌های مثبت زندگی کوچک شمرده می‌شوند یا نادیده گرفته می‌شود. معمولاً شامل یک ترس غیرطبیعی از خطا کردن است، که ممکن است به مشکلاتی مثل مشکلات مالی و فقدان منجر شود. چون این افراد نتایج منفی را به‌طور اغراق‌آمیزی ادراک می‌کنند، لذا به‌طور مکرر دچار نگرانی مزمن، گوش‌به‌زنگی و بلا تصمیمی هستند.</p>
<h3><strong>بازداری هیجانی</strong></h3>
<p>در این طرح‌واره، فرد احساسات، ارتباطات و رفتارهای خودانگیخته خود را محدود می‌سازد. معمولاً از عدم تائید توسط دیگران، احساس شرم یا از دست دادن کنترل اجتناب می‌کند. شایع‌ترین جنبه‌های این بازداری شامل موارد زیر است:</p>
<ol>
<li>بازداری از خشم؛</li>
<li>بازداری از تکانه‌های مثبت؛</li>
<li>مشکل در بیان آسیب‌پذیری یا ارتباط آزادانه با احساس‌ها، نیازها و غیره؛</li>
<li>تأکید افراطی بر سرکوبی هیجان‌ها.</li>
</ol>
<h3><strong>معیارهای ناعادلانه/عیب‌جویی افراطی</strong></h3>
<p>باور زیر بنایی در این طرح‌واره این است که فرد باید تمامی تلاش خود را انجام دهد تا بتواند به استانداردهای درونی شده بسیار سخت مورد رفتار و عملکرد را، به منظور اجتناب از سرزنش، برسد. این افراد، غالب اوقات احساس در فشار بودن دارند و اختلال واضحی در کسب لذت، آرامش، اعتمادبه‌نفس و رضایت در روابط بین فردی دارند. این طرح‌واره خود را به‌صورت کمال‌گرایی، قوانین غیرقابل انعطاف و اشتغال ذهنی با زمان و کارآمدی، نشان می‌دهند.</p>
<h3><strong>تنبیه</strong></h3>
<p>در این طرح‌واره اعتقاد بر این است که فرد هنگامی‌که خطایی مرتکب شده، باید شدیداً تنبیه شود و در قبال افرادی که استانداردها را رعایت نمی‌کنند، شدیداً پرخاشگر، بی‌تحمل، تنبیه‌کننده و خشمگین است. معمولاً، این طرح‌واره خود را به‌صورت دشواری در بخشیدن خود یا دیگران در هنگام ارتکاب خطا نشان می‌دهد.</p>
<h2>منبع</h2>
<p><a href="http://dousti.net/Persian/?p=537" target="_blank" rel="nofollow noopener noreferrer">دوستی</a></p>
<p>The post <a href="https://behdashtravan.com/%d8%b7%d8%b1%d8%ad%e2%80%8c%d9%88%d8%a7%d8%b1%d9%87-%d8%af%d8%b1%d9%85%d8%a7%d9%86%db%8c/">طرح‌واره درمانی</a> appeared first on <a href="https://behdashtravan.com">مجله تخصصی روانشناسی بهداشت روان</a>.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://behdashtravan.com/%d8%b7%d8%b1%d8%ad%e2%80%8c%d9%88%d8%a7%d8%b1%d9%87-%d8%af%d8%b1%d9%85%d8%a7%d9%86%db%8c/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>تکنیک‌های شناسایی افکار در درمان شناختی رفتاری</title>
		<link>https://behdashtravan.com/%d8%aa%da%a9%d9%86%db%8c%da%a9%e2%80%8c%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%b4%d9%86%d8%a7%d8%b3%d8%a7%db%8c%db%8c-%d8%a7%d9%81%da%a9%d8%a7%d8%b1-%d8%af%d8%b1-%d8%af%d8%b1%d9%85%d8%a7%d9%86-%d8%b4%d9%86%d8%a7%d8%ae/</link>
					<comments>https://behdashtravan.com/%d8%aa%da%a9%d9%86%db%8c%da%a9%e2%80%8c%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%b4%d9%86%d8%a7%d8%b3%d8%a7%db%8c%db%8c-%d8%a7%d9%81%da%a9%d8%a7%d8%b1-%d8%af%d8%b1-%d8%af%d8%b1%d9%85%d8%a7%d9%86-%d8%b4%d9%86%d8%a7%d8%ae/#comments</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[بهروز هاشمی]]></dc:creator>
		<pubDate>Thu, 13 Aug 2020 10:30:20 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[ارتقاء سلامت روان]]></category>
		<category><![CDATA[رفتارگرایی و شناختی]]></category>
		<category><![CDATA[مکاتب روانشناسی]]></category>
		<category><![CDATA[احساس]]></category>
		<category><![CDATA[افکار]]></category>
		<category><![CDATA[تکنیک]]></category>
		<category><![CDATA[تکنیک شناسایی افکار]]></category>
		<category><![CDATA[درمان رفتاری شناختی]]></category>
		<category><![CDATA[رفتاری شناختی]]></category>
		<category><![CDATA[رواندرمانی]]></category>
		<category><![CDATA[سی بی تی]]></category>
		<category><![CDATA[شناخت درمانی رفتاری]]></category>
		<category><![CDATA[فکر]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://behdashtravan.com/?p=5129</guid>

					<description><![CDATA[<p>چگونه افکار، احساس‌ها را به وجود می‌آورند؟ فرض اساسی بنیادین شناخت درمانی این است که تفسیر فرد از یک رویداد، شیوه رفتار و نوع احساس وی را تعیین می‌کند. نکته اساسی: افکار و احساس‌ها پدیده‌های متمایزی هستند. افکار هر فرد احساس‌ها و رفتارهای وی را به جود می‌آورند. نمونه کاربرگ درمانگر برای اجرای تکنیک من &#8230;</p>
<p>The post <a href="https://behdashtravan.com/%d8%aa%da%a9%d9%86%db%8c%da%a9%e2%80%8c%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%b4%d9%86%d8%a7%d8%b3%d8%a7%db%8c%db%8c-%d8%a7%d9%81%da%a9%d8%a7%d8%b1-%d8%af%d8%b1-%d8%af%d8%b1%d9%85%d8%a7%d9%86-%d8%b4%d9%86%d8%a7%d8%ae/">تکنیک‌های شناسایی افکار در درمان شناختی رفتاری</a> appeared first on <a href="https://behdashtravan.com">مجله تخصصی روانشناسی بهداشت روان</a>.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>چگونه افکار، احساس‌ها را به وجود می‌آورند؟</h2>
<p>فرض اساسی بنیادین شناخت درمانی این است که تفسیر فرد از یک رویداد، شیوه رفتار و نوع احساس وی را تعیین می‌کند. نکته اساسی:</p>
<ol>
<li>افکار و احساس‌ها پدیده‌های متمایزی هستند.</li>
<li>افکار هر فرد احساس‌ها و رفتارهای وی را به جود می‌آورند.</li>
</ol>
<h3>نمونه کاربرگ درمانگر برای اجرای تکنیک</h3>
<p>من فکر می‌کنم………… بنابراین احساس می‌کنم………..</p>
<p>چقدر احساس غمگینی می‌کنید تا چه اندازه به این فکر معتقدید؟ شدت احساس‌هایتان را از ۰% تا ۱۰۰% درجه‌بندی کنید، به این صورت که ۰% یعنی به‌هیچ‌وجه این احساس‌ها را نداشتن، ۱۰۰% یعنی این احساس‌ها را به شدیدترین حالت ممکن داشتن”. درجه‌بندی باور و افکارتان هم همین‌طور است: ۰% یعنی به آن فکر به‌هیچ‌وجه معتقد نیستید، ۱۰۰% یعنی به‌طور کامل به آن فکر معتقدید.</p>
<h2>تکنیک پیکان رو به پایین</h2>
<p>اگر با او حرف بزنم از من خوشش نمی‌آید. اگر از من خوشش نیاید حتماً من خسته‌کننده هستم. هیچ‌کس هرگز از من خوشش نمی‌آید. برای همیشه تنها خواهم ماند. اگر تنها باشم هرگز خوشحال نخواهم بود.</p>
<h2>مدل مفهوم‌پردازی مورد شش مرحله‌ای</h2>
<ol>
<li>فهرست مشکلات.</li>
<li>مکانیزم زیربنایی مطرح‌شده.</li>
<li>چگونه مکانیزم مطرح‌شده مشکلات فهرست شده را ایجاد می‌کنند.</li>
<li>تسریع‌کننده‌های مشکل فعلی.</li>
<li>موانع پیش‌بینی‌شده برای درمان بر اساس فرمول‌بندی.</li>
<li>ریشه‌یابی مکانیزم در زندگی روزمره مراجع.</li>
</ol>
<h2>چگونه مکانیزم مطرح‌شده مشکلات فهرست شده را ایجاد می‌کنند؟</h2>
<p><strong>باور هسته‌ای:</strong> من ناتوانم. باور واسطه‌ای: آگه چیزی را به‌طور کامل نمی‌فهمم پس خنگم. افکار اتوماتیک: خواندن این کتاب خیلی سخته، هیچ‌وقت اونو یاد نمی‌گیرم.</p>
<p><strong>هیجان‌ها:</strong> غمگینی. رفتارها: کتاب را می‌بینند. پاسخ‌های فیزیولوژیکی: احساس سنگینی یا خفگی. رویدادها یا موقعیت‌های راه‌انداز: خواندن کتاب</p>
<h2>تجارب اولیه کودکی (شکل‌گیری عوامل مستعد کننده و آسیب‌پذیری روان‌شناختی)</h2>
<ul>
<li>شکل‌گیری باورهای هسته‌ای/ طرح‌واره‌ها</li>
<li>باورهای واسطه ای-قواعد رفتاری/راهبردهای کنار آمدن</li>
<li>افکار خودکار منفی درباره خود، دنیا و دیگران</li>
<li>رویدادهای راه‌انداز یا ماشه چکان</li>
<li>فعال کردن علائم افسردگی</li>
<li>انگیزشی- تفکر منفی-روانشناختی-رفتاری-هیجانی و عاطفی</li>
</ul>
<h2>تکنیک‌های رفتاری دیگر</h2>
<ul>
<li>بازنگری فعالیت</li>
<li>برنامه‌ریزی فعالیت</li>
<li>تعیین تکالیف گام‌به‌گام</li>
<li>تسلط و لذت</li>
<li>حل مسئله</li>
</ul>
<h2>شناسایی افکار منفی خودآیند</h2>
<p>قبل از تعریف و بیان ویژگی‌های فکر منفی خودآیند، بهتر است که درمانگر فکر منفی خودآیند را در یک مثال به وی نشان دهد: یک مثال از مراجع بگیرد. از وی بخواهد که موقعیت را شرح دهد. هیجان همراه با آن موقعیت را شرح دهد. بگوید در آن زمان، چه به ذهنش خطور کرده است. سپس درمانگر با استفاده از گفته‌های مراجع، فکر منفی خودآیند را برای وی تعریف کند و ویژگی‌های این افکار را بگوید.</p>
<h2>ویژگی‌های افکار ناخودآیند</h2>
<ul>
<li>همه افراد این افکار را دارند.</li>
<li>به‌ندرت از آنها آگاهیم ولی با اندک آموزشی می‌توانیم از آنها آگاه شویم.</li>
<li>تحت‌فشار، شدت می‌یابند. و منفی هستند.</li>
<li>ناگهان به ذهن آمده و خودآیند و اتوماتیک هستند. یک‌باره برانگیخته می‌شوند. سریع و کوتاه هستند. وقتی‌که مضطربیم، صحیح به نظر می‌رسند.</li>
<li>به باورهای زیربنایی ربط دارند و شخصی هستند. ناراحتی ایجاد می‌کنند. مراجع، بیشتر از هیجان همراه آنها خبر دارد تا خود آنها.</li>
<li>هیجان تولیدشده رابطه منفی با فکر زیربنای آن هیجان دارد.</li>
<li>می‌تواند کلامی، تصویر ذهنی یا هر دو باشند.</li>
<li>بر اساس اعتبار و کاربرد آنها می‌توان آنها را ارزیابی کرد.</li>
</ul>
<h2>دو جنبه اساسی افکار منفی خودآیند</h2>
<p><strong>محتوا:</strong> آنچه ما فکر می‌کنیم. مثلث شناختی، خطاهای شناختی، ناامیدی و درماندگی در شناسایی افکار منفی خودآیند مفید هستند.</p>
<p><strong>فرایند:</strong> چگونه فکر می‌کنیم. اشکالاتی در یادآوری و فراخوانی اطلاعات، آمادگی بیشتر مراجع برای دسترسی به خاطرات منفی گذشته در مقایسه با خاطرات مثبت یا خنثی، ناتوانی در به یاد آوردن جزئیات یک خاطره خاص و در نظر گرفتن کلیت یک رویداد و ضعف در حل مسئله، نگرش سیاه‌وسفید در پردازش اطلاعات و گرایش به نشخوار فکری.</p>
<h2>خطاهای شناختی</h2>
<h3><strong>ذهن‌خوانی</strong></h3>
<p>شما فرض را بر این می‌گذارید که میدانید آدم‌ها به چه فکر می‌کنند بی‌آنکه شواهد کافی در مورد افکارشان داشته باشید. به‌طور مثال، “او فکر می‌کند من یک بازنده‌ام”.</p>
<h3><strong>پیشگویی</strong></h3>
<p>آینده را پیش‌بینی می‌کنید. پیش‌بینی می‌کنید که اوضاع بدتر خواهد شد یا خطری درپیش است. به‌طور مثال “در امتحان قبول نخواهم شد” یا “این شغل را به دست نخواهم آورد”.</p>
<h3><strong>فاجعه سازی</strong></h3>
<p>شما بر این باورید که آنچه اتفاق افتاده است یا اتفاق خواهد افتاد آن‌چنان دردناک و غیرقابل‌تحمل خواهد بود که شما نمی‌توانید آن را تحمل کنید. به‌طور مثال: “اگر در امتحان رد شوم، وحشتناک است”.</p>
<h3><strong>برچسب زدن</strong></h3>
<p>یک ویژگی منفی خیلی کلی را به خود و دیگران نسبت می‌دهید. به‌طور مثال: “من دوست‌داشتنی نیستم” یا “او بی‌لیاقت است”.</p>
<h3><strong>به‌حساب نیاوردن جنبه‌های مثبت</strong></h3>
<p>مدعی هستید که دستاوردهای مثبت شما یا دیگران ناچیز و جزئی هستند. به‌طور مثال: “محبت وظیفه زن خانه است، وقتی به من توجه می‌کند کار خاصی نکرده است”، “این موفقیت‌ها که مهم نیستند، خیلی آسان به‌دست آمدند”.</p>
<h3><strong>فیلتر منفی</strong></h3>
<p>به‌طور تقریبی فکر بر جنبه‌های منفی متمرکز می‌شوید و به‌ندرت به جنبه‌های مثبت توجه می‌کنید. به‌طور مثال: “اگر نگاهی بیندازید متوجه می‌شوید چه تعداد آدم‌هایی هستند که مرا دوست ندارند”.</p>
<h3><strong>تعمیم افراطی</strong></h3>
<p>فقط براساس یک رویداد خاص، یک الگوی کلی و فراگیر منفی را استنباط می‌کنید. به‌طور مثال: “این اتفاق همیشه برای من پیش می‌آید، انگار من خیلی جاها شکست می‌خورم”.</p>
<h3><strong>تفکر دو قطبی</strong></h3>
<p>آدم‌ها یا اتفاق‌ها را به‌صورت همه‌یاهیچ می‌بیند. به‌طور مثال: “همه مرا کنار گذاشته ا ند” یا وقت تلف کردن بود.</p>
<h3><strong>باید اندیشی</strong></h3>
<p>رویدادها را بر مبنای اینکه چطور باید می‌بودند تفسیر می‌کنید و نه بر مبنای اینکه در اصل چطور هستند. به‌طور مثال “باید خوب عمل کنم، و اگر خوب عمل نکنم یعنی شکست خورده‌ام”.</p>
<h3><strong>شخصی‌سازی</strong></h3>
<p>به خاطر اتفاقات ناخوشایند منفی، تقصیر زیادی را به‌صورت غیرمنصفانه به خود نسبت می‌دهید و به این موضوع توجه نمی‌کنید که دیگران باعث اتفاقات خاص می‌شوند به‌طور مثال “ازدواجم به بن‌بست رسید، چون من شکست خوردم”.</p>
<h3><strong>مقصر دانستن/ سرزنشگری</strong></h3>
<p>فرد دیگری را منبع اصلی احساسات منفی‌تان میدانید و مسئولیت تغییر خودتان را نمی‌پذیرید. به‌طور مثال “تقصیر اوست که من الآن این‌گونه احساس می‌کنم” یا “تمام مشکلات من تقصیر والدینم است”.</p>
<h3><strong>مقایسه‌های ناعادلانه</strong></h3>
<p>اتفاق‌ها را بر اساس استانداردهایی تفسیر می‌کنید که واقع‌بینانه نیستند. به‌این‌ترتیب که به افرادی توجه می‌کنید که بهتر از شما عمل می‌کنند و درنتیجه خودتان را در مقایسه با دیگران حقیر و پست می‌بینید. به‌طور مثال: “او در مقایسه با من موفق‌تر است” یا “دیگران بهتر از من امتحان دادند”.</p>
<h3><strong>همیشه پشیمان بودن</strong></h3>
<p>به‌جای توجه به اینکه من الآن چه‌کارهایی را می‌توانم بهتر انجام بدهم، به این موضوع تمرکز دارم که چگونه می‌توانستم بهتر از اینها عمل کنم. به‌طور مثال: “اگر تلاش کرده بودم، می‌توانستم شغل بهتری داشته باشم” یا “نباید این حرف را می‌زدم”.</p>
<h3><strong>چه می‌شود اگر؟/ نکند که؟</strong></h3>
<p>یک سلسله سؤالات می‌پرسید که همه به این صورت هستند که “چه می‌شود اگر “، اتفاق خاصی بیافتد؟ و البته شما هرگز از پاسخی که به خود می‌دهید راضی نیستید. به‌طور مثال: “درست، ولی اگر مضطرب شوم چه؟” یا “اگر نتوانم درست نفس بکشم، چه؟”</p>
<h2>نادیده انگاری شواهد متناقض</h2>
<p><strong>برخورد قضاوتی</strong>، خودتان، دیگران و اتفاق‌ها را به‌جای اینکه فقط توصیف کنید، بپذیرید یا درک کنید، به‌صورت سیاه‌وسفید ارزیابی می‌کنید. (خوب و بد یا برتر و حقیر). خودتان و دیگران را بر مبنای معیارهای دلبخواه و سلیقه‌ای قضاوت می‌کنید و به این نتیجه می‌رسید که خودتان یا دیگران کوتاهی کرده‌اید. به قضاوت دیگران یا به قضاوت سخت‌گیرانه از خودتان درباره خویش بها می‌دهید. به‌طور مثال “در دانشگاه خوب درس نخواندم” یا “اگر تنیس کار کنم، خوب از آب درنمی‌آید” یا “ببین او چقدر موفق است، درحالی‌که من موفق نیستم”.</p>
<p><strong>بزرگ نمایی-کوچک نمایی</strong>، بزرگ جلوه دادن اهمیت رخدادهای منفی و یا در نظر نگرفتن اهمیت رخدادهای مثبت.</p>
<h2>روش‌های تشخیص افکار منفی خودآیند در جلسه درمان:</h2>
<ul>
<li>تغییر خلق مراجع در جلسه درمان.</li>
<li>نشانه‌های کلامی و غیرکلامی در طول درمان.</li>
<li>تعریف خاطره یک ناراحتی و تغییر خلق.</li>
<li>یک موقعیت فرضی.</li>
<li>ایفای نقش.</li>
<li>از مراجع بخواهیم که خودش حدس بزند.</li>
<li>احتمالات مختلف را خودمان مطرح می‌کنیم.</li>
<li>درباره تصاویر ذهنی مراجع از وی سؤال می‌کنیم.</li>
<li>درباره معنی موقعیت برای مراجع از او می‌پرسیم.</li>
<li>درمانگر از مراجع می‌خواهد تا برخی از موقعیت‌ها یا وقایع دشوار و ویژه اخیر را به یاد بیاورد.</li>
<li>درست مخالف فکر را به‌عنوان یک فرضیه به مراجع عرضه می‌کنیم.</li>
</ul>
<h2>پرسش‌هایی جهت شناسایی افکار منفی خودآیند</h2>
<ul>
<li>پیش از اینکه احساس غم، اضطراب یا گناه بکنید چه فکری در ذهن شما وجود داشت؟</li>
<li>شما از اتفاق افتادن چه چیزی می‌ترسید؟</li>
<li>تفکر دیگران در مورد شما به چه معناست؟</li>
<li>اگر چنین چیزی برای دیگران رخ دهد چه معنایی دارد؟</li>
<li>حدس می‌زنی در آن موقعیت درباره چه فکر می‌کردید؟</li>
<li>به نظر خودت درباره چی فکر می‌کردید؟</li>
<li>فکر می‌کنی احتمالاً درباره………… یا ………… درمانگر چند احتمال مطرح می‌کند، فکر می‌کردید؟</li>
<li>آیا تصویر ذهنی خاصی داشتید یا چیزی به خاطرت آمد که انجام داده بودید؟</li>
<li>معنی آن موقعیت برای شما چه بود؟</li>
<li>در مجموع از این موقعیت چه برداشتی دارید؟</li>
<li>آیا فکر می‌کردید ……….. درمانگر فکری درست مخالف آنچه را که انتظار می‌رود، می‌گوید.</li>
</ul>
<h2>تکلیف روزانه</h2>
<p><a href="http://behdashtravan.com/wp-content/uploads/2018/07/CBT-1.jpg"><img loading="lazy" decoding="async" class="wp-image-5134 aligncenter" src="http://behdashtravan.com/wp-content/uploads/2018/07/CBT-1-300x138.jpg" alt="CBT: تکنیک‌های شناسایی افکار" width="600" height="276" srcset="https://behdashtravan.com/wp-content/uploads/2018/07/CBT-1-300x138.jpg 300w, https://behdashtravan.com/wp-content/uploads/2018/07/CBT-1-768x353.jpg 768w, https://behdashtravan.com/wp-content/uploads/2018/07/CBT-1.jpg 770w" sizes="auto, (max-width: 600px) 100vw, 600px" /></a></p>
<h2>زیر سؤال بردن افکار خودآیند</h2>
<ul>
<li>چه شواهدی وجود دارد؟</li>
<li>شواهد موافق؟</li>
<li>شواهد مخالف؟</li>
<li>آیا توضیح جایگزینی وجود دارد؟</li>
<li>بدترین حالتی که می‌تواند رخ دهد چیست؟ آیا می‌توانم آن را تحمل کنم؟</li>
<li>بهترین حالتی که می‌تواند رخ دهد چیست؟</li>
<li>واقع‌بینانه‌ترین پیامد کدام است؟</li>
<li>تأثیر باور من به این فکر خودآیند چیست؟</li>
<li>تغییر طرز فکر من چه تأثیری می‌تواند داشته باشد؟</li>
<li>چه‌کاری باید دراین‌باره انجام دهم؟</li>
<li>اگر دوستی در موقعیت مشابه بود به او چه می‌گفتم؟</li>
</ul>
<h2>پرسش سقراطی</h2>
<p>به نظر برخی پرسش سقراطی جایگاه نخست را در فهرست تغییر افکار دارد. سبک سقراطی از بیمار سؤال‌هایی به عمل می‌آید که کنجکاوی و علاقه بیمار برانگیخته شود. در این سبک درمانگر سعی می‌کند که بیمار در فرآیند یادگیری شرکت کند. شکل تخصصی پرسشگری سقراطی کشف راه بری شده است. در این روش درمانگر تعدادی سؤال رهنمونی مطرح می‌کند تا بدین‌وسیله الگوهای ناکارآمد فکری یا رفتاری آشکار شوند.</p>
<h2>مزایای پرسش سقراطی</h2>
<ul>
<li>بهبود رابطه درمانی</li>
<li>برانگیختن حس کنجکاوی و بررسی</li>
<li>ارتقای درک شناخت‌واره‌ها و رفتارهای مهم و بالا بردن میزان مشارکت فعالانه بیمار در درمان</li>
</ul>
<h2>تکنیک‌ها</h2>
<h2>ثبت و یادداشت تغییر افکار</h2>
<p>خودپایی عنصر کلیدی درمان <a href="http://behdashtravan.com/%d9%85%da%a9%d8%aa%d8%a8-%d8%b4%d9%86%d8%a7%d8%ae%d8%aa%db%8c/" target="_blank" rel="noopener noreferrer">شناختی</a> <a href="http://behdashtravan.com/%d8%aa%d8%a7%d8%b1%db%8c%d8%ae%da%86%d9%87-%d8%b1%d9%81%d8%aa%d8%a7%d8%b1%da%af%d8%b1%d8%a7%db%8c%db%8c-%d9%82%d8%b3%d9%85%d8%aa-%d8%a7%d9%88%d9%84/" target="_blank" rel="noopener noreferrer">رفتاری</a> به‌طور کامل در برگه‌های ۵ ستونی ثبت افکار و سار روش‌های ثبت افکار که به‌منظور کمک به تغییر افکار خودآیند در بیمار طراحی شده‌اند تحقق می‌باید. در این روش از بیماران خواسته می‌شود: افکار خودآیند خود را تشخیص دهند. متوجه نتایج مثبت تلاش برای تغییر افکار خودآیند باشند. ستون چهارم پاسخ منطقی محور اصلی ثبت تغییر افکار را تشکیل می‌دهد. از این ستون برای یادداشت کردن شق‌های منطقی در برابر افکار خودآیند ناسازگار و درجه‌بندی میزان اعتقاد به این شق‌ها استفاده می‌شود.</p>
<h2>تکنیک بررسی شواهد</h2>
<p><a href="http://behdashtravan.com/wp-content/uploads/2018/07/CBT-2.jpg"><img loading="lazy" decoding="async" class="wp-image-5135 aligncenter" src="http://behdashtravan.com/wp-content/uploads/2018/07/CBT-2-300x126.jpg" alt="CBT: تکنیک‌های شناسایی افکار" width="600" height="252" srcset="https://behdashtravan.com/wp-content/uploads/2018/07/CBT-2-300x126.jpg 300w, https://behdashtravan.com/wp-content/uploads/2018/07/CBT-2.jpg 720w" sizes="auto, (max-width: 600px) 100vw, 600px" /></a></p>
<h2>تغییر اسناد</h2>
<ul>
<li>بیرونی در برابر درونی</li>
<li>عمومی در برابر اختصاصی</li>
<li>ثابت در برابر متغیر</li>
</ul>
<p>از روش‌های مختلف می‌توان در ایجاد اسنادهای سالم‌تر در مورد رویدادهای مهم زندگی بیماران استفاده کرد. از پرسش سقراطی، ثبت افکار و یا بررسی شواهد می‌توان استفاده کرد. ابتدا مفهوم تغییر اسناد را به‌طور خلاصه به بیمار توضیح می‌دهیم و بعد خطوطی روی کاغذ می‌کشیم و ابعاد اسناد را نشان می‌دهیم و آنگاه سؤال‌هایی می‌کنیم که بیمار را در جهت کاوش بیشتر و احتمالاً تغییر سبک اسنادی خود سوق دهد.</p>
<p>یکی از این روش‌ها استفاده از <strong>دایره پای</strong> است.</p>
<h2>شناخت ورزی</h2>
<p>شناخت ورزی به معنای تجسم کردن تصویر کارهای آینده و یا مشکلاتی که ممکن است بر سر راه قرار بگیرند است. درباره موقعیت پیش از آنکه با آن روبه‌رو شوید فکر کنید. افکار خودآیند و رفتارهای احتمالی را تشخیص دهید. افکار خودآیند را با استفاده از روش ثبت و تغییر رفتار و یا سایر مداخله‌های درمان شناختی رفتاری تغییر دهید. شیوه‌های سازگارتر فکری و رفتاری احتمالی را تشخیص دهید. راهبرد جدیدی را به‌کار بگیرد.</p>
<h2>کارت‌های مقابله</h2>
<p>روی این کارت‌ها دستورالعمل‌هایی که بیماران باید موقع مقابله با مسائل و موقعیت‌های مهم به‌کار بگیرند نوشته می‌شود.</p>
<h2>شناسایی و تغییر باورهای هسته‌ای</h2>
<p><a href="http://behdashtravan.com/wp-content/uploads/2018/07/CBT-3.jpg"><img loading="lazy" decoding="async" class="wp-image-5133 aligncenter" src="http://behdashtravan.com/wp-content/uploads/2018/07/CBT-3-300x149.jpg" alt="CBT: تکنیک‌های شناسایی افکار" width="600" height="297" srcset="https://behdashtravan.com/wp-content/uploads/2018/07/CBT-3-300x149.jpg 300w, https://behdashtravan.com/wp-content/uploads/2018/07/CBT-3-768x381.jpg 768w, https://behdashtravan.com/wp-content/uploads/2018/07/CBT-3.jpg 956w" sizes="auto, (max-width: 600px) 100vw, 600px" /></a></p>
<p><strong>باورهای هسته‌ای یا بنیادین</strong>، مرکزی‌ترین ایده‌های فرد درباره خویش، گاهی به این باورها طرح‌واره نیز گفته می‌شود. <a href="https://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%A2%D8%B1%D9%88%D9%86_%D8%AA%D9%85%DA%A9%DB%8C%D9%86_%D8%A8%DA%A9" target="_blank" rel="noopener noreferrer">بک</a> معتقد است طرح‌واره‌ها ساختارهای شناختی درون مغز هستند و محتوای خاص هر ساختار باور بنیادین نامیده می‌شود. بک در نوشته‌های اول خود باورهای بنیادین را به دو دسته تقسیم کرده است: باورهایی که محوریت آنها درماندگی و بی‌یاوری است. باورهایی که با دوست‌داشتنی نبودن در ارتباط هستند. این باورها در کودکی و هنگامی‌که کودک با اطرافیان نزدیک و مهمش تعامل می‌کند و نیز در رویارویی با یک سلسله موقعیت‌ها ایجاد می‌گردند.</p>
<p><strong>باورهای بنیادین منفی</strong> تنها تحت فشارهای روانی به سطح می‌آیند و خود را نشان می‌دهند. برخلاف افکار خودآیند باورهای بنیادین که بیمار آنها را درباره خودش صحیح می‌داند جزییات روشنی نداشته و تنها زمانی جزییات و ریزه‌کاری‌های باورهای بنیادین روش می‌شود که درمانگر پوسته بیرونی را کنار برند. درمانگر این کار را با پرسش مکرر از بیمار درباره معنای افکار بیمار به شیوه‌ای که قبلاً در تمرین پیکان رو به پایین ذکر گردید انجام می‌دهد. باورهای بنیادین منفی معمولاً فراگیر، بیش‌ازحد تعمیم‌یافته و مطلق هستند. زمانی که یک بارو بنیادین فعال شده است بیمار نمی‌تواند به سهولت داده‌هایی را که از آن باور حمایت نمی‌کنند پردازش کند. اما وی اغلب در تشخیص اطلاعات مغایر با باور بنیادین شکست‌خورده و یا اطلاعات مغایر را تحریف می‌کند.</p>
<p><strong>پیمان دوستی</strong><br />
<strong>۲۵ اردیبهشت ۹۴</strong></p>
<h2>منبع</h2>
<p><a href="http://dousti.net/Persian/?p=510" target="_blank" rel="nofollow noopener noreferrer">دوستی</a></p>
<p>The post <a href="https://behdashtravan.com/%d8%aa%da%a9%d9%86%db%8c%da%a9%e2%80%8c%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%b4%d9%86%d8%a7%d8%b3%d8%a7%db%8c%db%8c-%d8%a7%d9%81%da%a9%d8%a7%d8%b1-%d8%af%d8%b1-%d8%af%d8%b1%d9%85%d8%a7%d9%86-%d8%b4%d9%86%d8%a7%d8%ae/">تکنیک‌های شناسایی افکار در درمان شناختی رفتاری</a> appeared first on <a href="https://behdashtravan.com">مجله تخصصی روانشناسی بهداشت روان</a>.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://behdashtravan.com/%d8%aa%da%a9%d9%86%db%8c%da%a9%e2%80%8c%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%b4%d9%86%d8%a7%d8%b3%d8%a7%db%8c%db%8c-%d8%a7%d9%81%da%a9%d8%a7%d8%b1-%d8%af%d8%b1-%d8%af%d8%b1%d9%85%d8%a7%d9%86-%d8%b4%d9%86%d8%a7%d8%ae/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>1</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>ملانی کلاین و تحلیل کودکان</title>
		<link>https://behdashtravan.com/%d9%85%d9%84%d8%a7%d9%86%db%8c-%da%a9%d9%84%d8%a7%db%8c%d9%86-%d9%88-%d8%aa%d8%ad%d9%84%db%8c%d9%84-%da%a9%d9%88%d8%af%da%a9%d8%a7%d9%86/</link>
					<comments>https://behdashtravan.com/%d9%85%d9%84%d8%a7%d9%86%db%8c-%da%a9%d9%84%d8%a7%db%8c%d9%86-%d9%88-%d8%aa%d8%ad%d9%84%db%8c%d9%84-%da%a9%d9%88%d8%af%da%a9%d8%a7%d9%86/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[بهروز هاشمی]]></dc:creator>
		<pubDate>Thu, 07 May 2020 10:30:03 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[روان پویشی و روانکاوی]]></category>
		<category><![CDATA[مکاتب روانشناسی]]></category>
		<category><![CDATA[بهداشت روان]]></category>
		<category><![CDATA[پستان خوب و پستان بد]]></category>
		<category><![CDATA[رواندرمانی]]></category>
		<category><![CDATA[رواندرمانی کودک]]></category>
		<category><![CDATA[فروید]]></category>
		<category><![CDATA[ملانی کلاین]]></category>
		<category><![CDATA[نظریه ملانی کلاین]]></category>
		<category><![CDATA[وضع افسرده ساز]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://behdashtravan.com/?p=6129</guid>

					<description><![CDATA[<p>ملانی کلاین ملانی کلاین روان‌درمانگری وینی بود که در سن ۳۲ سالگی با نظریات فروید آشنا شد. از آن زمان به بعد او تمام زندگی خود را وقف غنی‌سازی و پایه‌گذاری تفاوت‌های جزئی بین نظریات فروید و یافته‌های خود کرد. ملانی کلاین در سال ۱۸۸۲ در کنار پدری که او را از آرزوی پزشک شدن &#8230;</p>
<p>The post <a href="https://behdashtravan.com/%d9%85%d9%84%d8%a7%d9%86%db%8c-%da%a9%d9%84%d8%a7%db%8c%d9%86-%d9%88-%d8%aa%d8%ad%d9%84%db%8c%d9%84-%da%a9%d9%88%d8%af%da%a9%d8%a7%d9%86/">ملانی کلاین و تحلیل کودکان</a> appeared first on <a href="https://behdashtravan.com">مجله تخصصی روانشناسی بهداشت روان</a>.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>ملانی کلاین</h2>
<p><a href="https://fa.wikipedia.org/wiki/%D9%85%D9%84%D8%A7%D9%86%DB%8C_%DA%A9%D9%84%D8%A7%DB%8C%D9%86" target="_blank" rel="noopener noreferrer">ملانی کلاین</a> روان‌درمانگری وینی بود که در سن ۳۲ سالگی با <a href="http://behdashtravan.com/%d8%aa%d8%a7%d8%b1%db%8c%d8%ae%da%86%d9%87-%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%da%a9%d8%a7%d9%88%db%8c-%d9%82%d8%b3%d9%85%d8%aa-%d8%a7%d9%88%d9%84/" target="_blank" rel="noopener noreferrer">نظریات فروید</a> آشنا شد. از آن زمان به بعد او تمام زندگی خود را وقف غنی‌سازی و پایه‌گذاری تفاوت‌های جزئی بین <a href="http://behdashtravan.com/%d9%81%d8%b1%d9%82-%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%da%a9%d8%a7%d9%88-%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%d8%b4%d9%86%d8%a7%d8%b3-%d9%88-%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%d9%be%d8%b2%d8%b4%da%a9/" target="_blank" rel="noopener noreferrer">نظریات فروید</a> و یافته‌های خود کرد.</p>
<p>ملانی کلاین در سال ۱۸۸۲ در کنار پدری که او را از آرزوی پزشک شدن دور نگه می‌داشت، به دنیا آمد و به اصرار خانواده با مردی خشن وارد ازدواجی بدون عشق شد که با او هیچ تفاهمی نداشت. او کسل، ناامید در مسائل زناشویی و از نظر روانی ناخشنود بود. روان‌درمانی او را نجات داد. او همسرش را ترک کرد، هر آنچه که در این زمینه وجود داشت را مطالعه و در سخنرانی‌های گوناگون شرکت کرد و در نهایت مقاله‌های متعددی را به چاپ رساند.</p>
<p>او در قسمتی که بسیاری از روانشناسان و تحلیلگران دیگر به آن انتقاد داشتند، خود را جدا ساخت: تحلیل کودکان.</p>
<h2>تحلیل کودکان از نگاه فروید</h2>
<p><a href="http://behdashtravan.com/%d8%b2%d9%86%d8%af%da%af%db%8c%d9%86%d8%a7%d9%85%d9%87-%d9%81%d8%b1%d9%88%db%8c%d8%af-%d9%82%d8%b3%d9%85%d8%aa-%d8%a7%d9%88%d9%84/" target="_blank" rel="noopener noreferrer">فروید</a> هرگز باور نداشت که کودکان می‌توانند مورد تحلیل کامل قرار بگیرند چرا که ذهن آنها هنوز آن‌چنان شکل نگرفته تا بتوان در مورد ناخودآگاه به بینشی اصیل دست یافت. اما ملانی کلاین معتقد بود که روان‌درمانگر می‌تواند در مورد دنیای درونی کودکان از طریق شیوه بازی کردن آنها با اسباب‌بازی‌هایشان به بینش مناسبی برسد. بنابراین او اتاق مشاوره‌اش را با وسایلی مانند اسب‌ها، قطار و مجسمه‌های کوچک تزئین کرد و خود را به عنوان روان‌درمانگر کودکان معرفی کرده، ابتدا در برلین (۱۹۲۶) و بعد در انگلستان، کشوری که تا آخر عمر در آنجا زندگی کرد.</p>
<p>در کار با کودکان، ملانی کلاین به دنبال این بود تا ببیند چگونه انسان از انگیز های لذت طلبی ابتدایی خود در دوران شیرخوارگی به انطباق با پیچیدگی‌های زندگی آینده رشد پیدا می‌کند؛ به طور اختصاصی به دنبال این بود تا بفهمد در این راه چه مشکلاتی ممکن است به وجود بیاید، که سبب افزایش سازگاری روان‌رنجورانه در بزرگ‌سالی می‌شود.</p>
<h2>کتاب روان تحلیلگری کودکان</h2>
<p>در کتابی که در سال ۱۹۳۲ با عنوان “روان تحلیلگری کودکان” به چاپ رساند، او موقعیت دشوار یک شیرخوار را توضیح می‌دهد. ضعیف، کاملاً نیازمند به بزرگ‌سال با عدم توانایی در درک دنیای اطراف. کلاین توضیح می‌دهد، که او با توجه به واقعیتی متفاوت و دیدی مختص خود، نمی‌تواند درک کند که افراد اطراف او در واقع انسان هستند. در هفته‌های اولیه، حتی مادر نیز برای کودک به عنوان “مادر” شناخته نمی‌شود، مادر تنها به عنوان منبعی برای تغذیه او در نظر گرفته می‌شود که برای مدتی هست و در زمان‌هایی نیز وجود ندارد.</p>
<p>در ارتباط با این مادر، تمامی تجربیات کودک مربوط می‌شود به زمان‌هایی که یا به شدت زجرآور است (زمان‌هایی که از تغذیه محروم است) و یا به شدت خوشحال‌کننده است (زمان‌هایی که تغذیه می‌شود). زمانی که شیردهی مادر به کودک اتفاق می‌افتد، نوعی رضایت و آرامش در او ایجاد می‌شود که سلامت او را به دنبال داشته و حسی از قدردانی و محبت را در او ایجاد می‌کند (حسی که در بزرگ‌سالی زمانی که عشق به وجود می‌آید، دوباره احساس می‌شود). اما زمانی که کودک تغذیه نمی‌شود، به هر دلیلی، احساس گرسنگی شدید، خشم، ترس و کینه‌ورزی در او به وجود می‌آید. کلاین فکر می‌کرد که این مسئله سبب می‌شود کودک شیرخوار مکانیزم دفاعی ابتدایی را به کار گیرد، در غیر این صورت تبدیل به اضطرابی غیرقابل‌تحمل می‌شود.</p>
<h2>پستان خوب و پستان بد</h2>
<p>او مادر را به دو پستان متفاوت تقسیم می‌کند: پستان خوب و پستان بد. پستان بد مشتاقانه موردتنفر واقع می‌شود، طفل دوست دارد این شیء که سبب محرومیت سنگ‌دلانه شده را گاز بگیرد، زخمی کند و یا از بین ببرد. اما پستان خوب کاملاً محترم بوده و خوش‌آیند است.</p>
<p>با گذر زمان، در طی رشد سالم طفل، این جدایی بهبود می‌یابد. کودک کم‌کم متوجه می‌شود که در حقیقت پستانی کاملاً خوب یا کاملاً بد وجود ندارد. هر دو آنها در واقع متعلق به یک مادر هستند. شخصی که مخلوطی پیچیده از خوبی و بدی است، منبعی از لذت و محرومیت، شادی و رنج. کودک، آنچه را که ایده اصلی روان تحلیلگری کلاینی می‌باشد، را می‌یابد، مفهوم دوسوگرایی (Ambivalent). برای اینکه بتوان نسبت به فردی احساس دوسوگرایی داشت، (با توجه به نظریات کلاین)، رشد روانی باید اتفاق افتاده باشد و به عنوان اولین نشانه از بلوغ واقعی در نظر گرفته می‌شود. اما این امر اجتناب‌ناپذیر و یا مسلم نیست. تنها به آرامی کودک سالم می‌تواند تفاوت بین نیت و اثر را بفهمد، بین آنچه که مادر برای او می‌خواسته و آنچه که کودک در بین دستان او احساس می‌کرده است.</p>
<h2>وضع افسرده ساز</h2>
<p>این واکنش‌های پیچیده روانشناسی مرحله‌ای را در نظریه کلاین ایجاد می‌کند که او آن را وضع افسرده ساز می‌نامد. لحظه‌ای سوداوی، زمانی که کودک در حال رشد ایده اینکه جهان اطراف در واقع پیچیده‌تر و کمتر از نظر اخلاقی شسته‌رفته است نسبت به زمانی که او قبلاً تصور می‌کرد. مادر (یا سایرین) نمی‌توانند همواره در مورد هر شکست مورد اتهام قرار بگیرند، یا همیشه همه چیز کاملاً پاک یا کاملاً شیطانی نیست، اشیاء پیچیده هستند و مخلوطی از خوبی‌ها و بدی‌ها هستند. پذیرش این مسئله بسیار دشوار است، همان‌طور که کلاین توضیح می‌دهد، نگاهی جدی در چهره هر کودکی می‌تواند نشان از تخیلات روزانه او در این مورد باشد. این موجودات کوچک در این مواقع بسیار هوشمند و جدی به نظر می‌آیند؛ آنها در درون ابهامات اخلاقی در دنیای واقعی بزرگ‌سالان را درک می‌کنند.</p>
<p>متأسفانه، با تحلیل کلاین، هر فردی وارد وضع افسرده ساز نمی‌شود. بسیاری از آنها در مرحله جداسازی اولیه باقی‌مانده که او آن را موقعیت پارانوئید-اسکیزوئید می‌نامد. در طی بسیاری از سال‌ها، این افراد بدشانس در تحمل هرگونه تعارضی خود را ناتوان می‌بینند. تمایل دارند احساس معصومیت خود را حفظ کنند؛ یا دوست دارند یا متنفرند. یا به دنبال مقصرند یا در جستجوی ایده آل‌های خود. در روابط خود، دوست دارند که عاشق باشند، اما زمانی که معشوق آنها، به هر دلیلی، آنها را ناامید می‌کند، ناگهان به شخصیتی تبدیل می‌شوند که دیگر هیچ احساسی به طرف مقابل ندارند. این‌گونه افراد معمولاً از عشقی به عشقی دیگر، به دنبال رضایت کامل می‌گردند، که معمولاً اکثر این روابط به علت اشتباهی از جانب طرف مقابل، به اتمام می‌رسد.</p>
<h2>ارزش نظریه ملانی کلاین</h2>
<p>نیازی نیست حقیقت لفظی تمامی صحبت‌های تئوری کلاین را باور داشته باشیم تا بفهمیم که آنها برای درک آنچه که به عنوان بزرگ‌سال شایسته در نظر داریم، بسیار ارزشمند هستند. انگیزه ما برای تبدیل دیگران به آنچه که می‌توانند برای ما انجام دهند (ما را تغذیه کنند، تولید پول کنند، ما را شاد کنند)، به جای آنکه آنها را همان‌گونه که هستند و برای ما وجود دارند در نظر بگیریم (موجوداتی چندوجهی) می‌تواند در زندگی روزانه بسیاری از ما مشاهده شود.</p>
<p>با کمک تئوری ملانی کلاین، یاد می‌گیریم که ذات متعارض پیچیده تمامی روابط به مسئله بزرگ‌سالی مرتبط است (تکلیفی که هیچ‌گاه به اتمام نمی‌رسد) و ما را نه همیشه افسرده اما تا حدودی ناراحت می‌کند.</p>
<div id="15452578286919659"><script type="text/JavaScript" src="https://www.aparat.com/embed/1Hzjg?data[rnddiv]=15452578286919659&#038;data[responsive]=yes"></script></div>
<div></div>
<div id="15452578362304019"><script type="text/JavaScript" src="https://www.aparat.com/embed/MVAJO?data[rnddiv]=15452578362304019&#038;data[responsive]=yes"></script></div>
<div></div>
<div id="15452578448715243"><script type="text/JavaScript" src="https://www.aparat.com/embed/2hwX8?data[rnddiv]=15452578448715243&#038;data[responsive]=yes"></script></div>
<h2>منبع</h2>
<p><a href="http://psychnews.ir/1152/%D9%85%D9%84%D8%A7%D9%86%DB%8C-%DA%A9%D9%84%D8%A7%DB%8C%D9%86-%D8%B1%D9%88%D8%A7%D9%86-%D8%AF%D8%B1%D9%85%D8%A7%D9%86%DB%8C-%DA%A9%D9%88%D8%AF%DA%A9%D8%A7%D9%86.html" target="_blank" rel="nofollow noopener noreferrer">سایک نیوز</a></p>
<p>The post <a href="https://behdashtravan.com/%d9%85%d9%84%d8%a7%d9%86%db%8c-%da%a9%d9%84%d8%a7%db%8c%d9%86-%d9%88-%d8%aa%d8%ad%d9%84%db%8c%d9%84-%da%a9%d9%88%d8%af%da%a9%d8%a7%d9%86/">ملانی کلاین و تحلیل کودکان</a> appeared first on <a href="https://behdashtravan.com">مجله تخصصی روانشناسی بهداشت روان</a>.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://behdashtravan.com/%d9%85%d9%84%d8%a7%d9%86%db%8c-%da%a9%d9%84%d8%a7%db%8c%d9%86-%d9%88-%d8%aa%d8%ad%d9%84%db%8c%d9%84-%da%a9%d9%88%d8%af%da%a9%d8%a7%d9%86/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>خلاصه و معرفی کتاب انسان در جستجوی معنی</title>
		<link>https://behdashtravan.com/%d8%ae%d9%84%d8%a7%d8%b5%d9%87-%d9%88-%d9%85%d8%b9%d8%b1%d9%81%db%8c-%da%a9%d8%aa%d8%a7%d8%a8-%d8%a7%d9%86%d8%b3%d8%a7%d9%86-%d8%af%d8%b1-%d8%ac%d8%b3%d8%aa%d8%ac%d9%88%db%8c-%d9%85%d8%b9%d9%86%db%8c/</link>
					<comments>https://behdashtravan.com/%d8%ae%d9%84%d8%a7%d8%b5%d9%87-%d9%88-%d9%85%d8%b9%d8%b1%d9%81%db%8c-%da%a9%d8%aa%d8%a7%d8%a8-%d8%a7%d9%86%d8%b3%d8%a7%d9%86-%d8%af%d8%b1-%d8%ac%d8%b3%d8%aa%d8%ac%d9%88%db%8c-%d9%85%d8%b9%d9%86%db%8c/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[بهروز هاشمی]]></dc:creator>
		<pubDate>Fri, 25 Oct 2019 08:30:37 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[سرگذشت]]></category>
		<category><![CDATA[معرفی کتاب]]></category>
		<category><![CDATA[وجودی یا اگزیستانسیالیسم]]></category>
		<category><![CDATA[آدلر]]></category>
		<category><![CDATA[اردوگاه کار اجباری نازی]]></category>
		<category><![CDATA[انسان در جستجوی معنا]]></category>
		<category><![CDATA[رواندرمانی]]></category>
		<category><![CDATA[فروید]]></category>
		<category><![CDATA[لوگوتراپی]]></category>
		<category><![CDATA[لوگودراما]]></category>
		<category><![CDATA[معنادرمانی]]></category>
		<category><![CDATA[ویکتور فرانکل]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://behdashtravan.com/?p=7063</guid>

					<description><![CDATA[<p>مقدمه‌ای کوتاه بر انسان در جستجوی معنی ویکتور فرانکل در بخش ابتدایی کتاب انسان در جستجوی معنی ، به تجربه‌های تکان‌دهنده‌اش در اردوگاه‌های کار اجباری می‌پردازد. استدلال اصلی فرانکل در این کتاب به جمله نیچه بر می‌گردد: کسی که چرایی زندگی را یافته است، با هر چگونگی آن خواهد ساخت. فرانکل با روایتی جذاب به &#8230;</p>
<p>The post <a href="https://behdashtravan.com/%d8%ae%d9%84%d8%a7%d8%b5%d9%87-%d9%88-%d9%85%d8%b9%d8%b1%d9%81%db%8c-%da%a9%d8%aa%d8%a7%d8%a8-%d8%a7%d9%86%d8%b3%d8%a7%d9%86-%d8%af%d8%b1-%d8%ac%d8%b3%d8%aa%d8%ac%d9%88%db%8c-%d9%85%d8%b9%d9%86%db%8c/">خلاصه و معرفی کتاب انسان در جستجوی معنی</a> appeared first on <a href="https://behdashtravan.com">مجله تخصصی روانشناسی بهداشت روان</a>.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>مقدمه‌ای کوتاه بر انسان در جستجوی معنی</h2>
<p><a href="http://behdashtravan.com/%d8%b2%d9%86%d8%af%da%af%db%8c%d9%86%d8%a7%d9%85%d9%87-%d9%88%db%8c%da%a9%d8%aa%d9%88%d8%b1-%d9%81%d8%b1%d8%a7%d9%86%da%a9%d9%84/" target="_blank" rel="noopener noreferrer">ویکتور فرانکل</a> در بخش ابتدایی کتاب انسان در جستجوی معنی ، به تجربه‌های تکان‌دهنده‌اش در <a href="https://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%A7%D8%B1%D8%AF%D9%88%DA%AF%D8%A7%D9%87%E2%80%8C%D9%87%D8%A7%DB%8C_%DA%A9%D8%A7%D8%B1_%D8%A7%D8%AC%D8%A8%D8%A7%D8%B1%DB%8C_%D8%A2%D9%84%D9%85%D8%A7%D9%86_%D9%86%D8%A7%D8%B2%DB%8C" target="_blank" rel="noopener noreferrer">اردوگاه‌های کار اجباری</a> می‌پردازد. استدلال اصلی فرانکل در این کتاب به جمله نیچه بر می‌گردد: <em>کسی که چرایی زندگی را یافته است، با هر چگونگی آن خواهد ساخت</em>. فرانکل با روایتی جذاب به ما نشان می‌دهد که چطور حتی در سخت‌ترین شرایط ممکن، یک فرد خودش انتخاب می‌کند که شرافت انسانی‌اش را حفظ کند یا آن را رها کند.</p>
<h2>بخش اول انسان در جستجوی معنی</h2>
<h3>تجاربی از اردوگاه کار اجباری</h3>
<p>فرانکل شرایط اردوگاه را تقریبا غیر قابل تحمل توصیف می‌کند: غذای محدود، لباس نامناسب، کار و فشار روانی بیش از حد. به نظر من هدف اصلی فرانکل در این کتاب این است که نشان دهد چه چیزی باعث زنده ماندن برخی از افراد در اردوگاه‌ها می‌شود. اگر چیزی باعث می‌شود رنج و مسئولیت اردوگاه را تاب آوریم، حتما به تحمل رنج زندگی کمک خواهد کرد.</p>
<h3>سه مرحله سازگاری با فضای اردوگاه</h3>
<h4>مرحله نخست</h4>
<p>از نظر فرانکل هر زندانی سه مرحله را از سر می‌گذارند. مرحله نخست ضربه روحی است. در مرحله اول به این می‌پردازد که چطور هر فرد با شرایط مهلک خود را تطبیق می‌دهد. یکی از فشارهای روانی شدید بر زندانیان، ترس از کشته شدن در هر لحظه‌ای است. اگر کسی نتواند شرایط را تحمل کند و نتواند به کار ادامه دهد، می‌میرد.</p>
<h4>مرحله دوم</h4>
<p>مرحله دوم بی‌حسی است. کسانی که به این مرحله رسیدند، دیگر با دیدن تنبیه دیگری روی خود را بر نمی‌گرداندند و بدون بر انگیخته شدن عاطفه‌ای این صحنه را نگاه می‌کردند. فرانکل معتقد است چیزی که بیشتر از همه به زندانی آسیب می‌زند شکنجه جسمی نیست، بلکه شکنجه عاطفی ناشی از بی‌عدالتی و بی‌منطقی، روح و روان زندانی را نابود می‌کرد. مکانیسم بی حسی مهم‌ترین دفاع برای حفظ جان بود. یک دفاع دیگر واپس‌روی است: بازگشت به یک نوع زندگی ذهنی ابتدایی. زندانی آرزوهایش را در خواب می‌دید.</p>
<h3>علت بقای افراد</h3>
<p>فرانکل معتقد است کسانی که از لحاظ درونی و معنوی غنی‌تر بودند، راحت‌تر با شرایط اردوگاه کنار می‌امدند و بقا زیاد تحت تاثیر قدرت فیزیکی نبوده است. حال باید دید معمولا زندانیان از چه چیزی در آن شرایط معنا بیرون می‌کشیدند.</p>
<h3>معانی موجود در اردوگاه</h3>
<h4>عشق</h4>
<p>فرانکل با این فکر که اگر شرایط سخت اردوگاه را تحمل کند، نهایتا نزد همسر خود بر می‌گردد، می‌توانست از زهر اردوگاه کم کند. &#8220;رهایی بشر از راه عشق و در عشق است.&#8221; &#8221; عشق همان اندازه نیرومند است که مرگ&#8221;</p>
<h4>رسالت فردی</h4>
<p>فرانکل می‌خواهد با زنده بودنش اتفاقات داخل اردوگاه را از لحاظ روانشناسی بررسی کند و در آینده اثری در این باب خلق کند. او برای این منظور باید زنده بماند.</p>
<h4>زیبایی طبیعت</h4>
<p>فرانکل تعریف می‌کند که وقتی با قطار در حال جابجایی بودند، چطور مناظر طبیعی یا غروب خورشید زندانیان را محسور خود می‌کرد، چیزی که ما در زندگی ر.زمره به طور روزانه از دست می‌دهیم!</p>
<h4>هنر</h4>
<p>آیا در اردوگاه کار اجباری هنر وجود دارد؟ در کمال تعجب، جواب مثبت است. زندانیان شب‌ها دور هم جمع می‌شدند و برنامه اجرا می‌کردند. این برنامه‌ها شامل فکاهی، ترانه، شعر و کنایه‌های در مورد اردوگاه می‌شدند.</p>
<h4>شوخ‌طبعی</h4>
<p>به قول نیچه &#8221; من و فقط من تنها میدانم که ؛ چرا انسان و فقط انسان تنها می خندد . او آنچنان ژرف &#8230; نداشته است . خندان ترین موجود ؛ محزونترین موجود است &#8221; . رنج زندان زندانیان را شوخ‌طبع کرده بود. شوخی در اینجا به کمک حفظ جان آمده بود. در این قسمت فرانکل به برخی از طنزهایی اشاره می‌کند که در ان محیط خلق شد. این قسمت خواندنش خالی از لطف نیست. فرانکل شوخ‌طبعی را ابزار شگفت‌انگیزی برای تحمل رنج می‌داند.</p>
<h4>خوشی‌های جزیی</h4>
<p>این خوشی‌ها معمولا شامل رهایی از رنج می‌شد. به عبارتی تنها خوشی‌های زندان تقویت منفی بودند و به ندرت تقویت مثبتی رخ می‌داد</p>
<h4>کمک به دیگران</h4>
<p>چیز دیگری که به فرانکل کمک می‌کند تا زنده بماند پذیرش مسئولیت برای کمک به هم‌نوعانش برای درمان بیماری‌های فیزیکی آنها از جمله تیفوس بود. فرانکل این را فداکاری نمی‌دانست. به قول او این یک حساب دو دوتا چهار تا بود.</p>
<h4>فداکاری</h4>
<p>از نظر فرانکل فداکاری همیشه معنا دار است</p>
<h3>تغییر ماهیت برخی از زندانی‌ها</h3>
<p>چیزی که ذهن نویسنده را درگیر می‌کند تغییر ماهیت زندانی‌ها بعد از گذشت زمان است. عده‌ای از اسرا موسوم به کاپو، با نیروهای اس.اس همکاری می‌کنند و عده‌ای هم اصالت و انسانیت خود را حفظ می‌کند. در تجزیه و تحلیل نهایی فرانکل به این نتیجه می‌رسد که تغییر ماهیت هر کس حتی در این شرایط سخت، تصمیم فردی است و زندانیان خودشان هستند که انتخاب می‌کنند چطور موجودی باشند. به قول داستایوفسکی، من تنها از یک چیز می‌ترسم و آن این که شایستگی رنج‌هایم را نداشته باشم. این قدرت درونی نشان از یک آزادی معنوی و عظمت بکر در انسان دارد. فرانکل این مسائل را کاملا این دنیایی می‌داند.</p>
<p>هر کس در اردوگاه نمی‌توانست به این غنای درونی برسد، دچار سقوط می‌شد. در نهایت فرانکل نتیجه می‌گیرد آنچه اهمیت دارد این است که زندگی از ما چه می‌خواهد نه این که ما از زندگی چه می‌خواهیم. زندگی نهایتا به معنای مسئول بودن برای یافتن پاسخ راستین به رنج و انجام وظایف است.</p>
<h4>مرحله سوم</h4>
<p>مرحله نهایی برای هر زندانی آژادی اوست. فرانکل توضیح می‌دهد که آزاد شدن این افراد و رهایی ناگهانی چقدر برای هر فرد دشوار می‌توان باشد. برای افرادی که بر می‌گردند و اعضای خانواده را کشته شده می‌یابند، رهایی درد زیادی دارد.</p>
<h2>تحلیل زندانبان‌ها</h2>
<p>فرانکل زندانبان‌ها را به چند تقسیم می‌کند.<br />
• سادیست و آزارگر<br />
• عده‌ای که به خاطر کار طولانی در اردوگاه بی‌حس شده بودند.<br />
• کسانی که دلشان برای زندانیان می‌سوخت</p>
<p>فرانکل معتقد است در میان هر گروهی مهر انسانی به چشم می‌خورد، حتی کسانی که ما به راحتی مورد ملامت قرار می‌دهیم. دسته بندی فرشته و اهریمن برای انسان‌ها کاری برای ما از پیش نمی‌برد. همه انسان‌ها در طیفی بین انسان کامل و ناقص قرار دارند. این که فرانکل با وجود چنین رنج‌هایی می‌تواند انصاف را در مورد آزارگران خود رعایت کند، جای شگفتی دارد.</p>
<p>فارغ از ارزش روانشناختی انسان در جستجوی معنی، این کتاب پر از حکمت انسانی است. بعد از مطالعه کتاب می‌فهمیم که چطور رنج انسان را فرزانه و خردمند می‌کند. فرانکل با خدمتی که رواندرمانی کرد، نشان داد که واقعا شایستگی رنج‌هایش را داشته است. او در کتاب انسان در جستجوی معنی پا را از اصل لذت <a href="http://behdashtravan.com/%d8%b2%d9%86%d8%af%da%af%db%8c%d9%86%d8%a7%d9%85%d9%87-%d9%81%d8%b1%d9%88%db%8c%d8%af-%d9%82%d8%b3%d9%85%d8%aa-%d8%a7%d9%88%d9%84/" target="_blank" rel="noopener noreferrer">فروید</a> و قدرت‌طلبی <a href="http://behdashtravan.com/%d8%b2%d9%86%d8%af%da%af%db%8c%d9%86%d8%a7%d9%85%d9%87-%d8%a2%d8%af%d9%84%d8%b1/" target="_blank" rel="noopener noreferrer">آدلر</a> فراتر می‌گذارد، و انسان را موجودی مختار و معناجو معرفی می‌کند. به نظر من فرانکل بیش از این که یک اثر روانشناختی خلق کند، یک اثر ادبی انسانی فاخر خلق کرده است.</p>
<h2>بخش دوم انسان در جستجوی معنی</h2>
<h3>برخی مفاهیم اصلی لوگوتراپی در کتاب انسان در جستجوی معنی</h3>
<p><a href="http://behdashtravan.com/%d8%ac%d9%85%d9%84%d8%a7%d8%aa-%d9%88%db%8c%da%a9%d8%aa%d9%88%d8%b1-%d9%81%d8%b1%d8%a7%d9%86%da%a9%d9%84/">فرانکل</a> نشان می‌دهد که لوگوتراپی به دنبال کاهش رنج بشر نیست، بلکه خواستار این است که رنج انسان را معنادار کند و ندای وظیفه و مسئولیت فردی را در او بیدار کند. از این رو ممکن است حتی رنج و ظرفیت رنج انسان را در این رویکرد بالا ببریم.<br />
این مفاهیم نشان می‌دهد که لوگوتراپی همان‍قدر که یک رویکرد وجودگرایانه است، یک رویکرد انسانگرایانه نیز هست. پر بیراه نیست که این دو رویکرد را مانند دوبرادر می‌دانند.</p>
<h3>معناجویی</h3>
<p>معناجویی نیرویی اصیل در بشر است و چیزی فراتر از والایش غریزی. او در این فصل از سارتر کمی فاصله خود را حفظ می‌کند. سارتر معتقد است که انسان سازنده معنی وجود خود و فرانکل بر این باور است که ما تنها کاشف و جستجوکننده‌ی آن هستیم. از نظر فرانکل اخلاقی بودن انسان چیزی نیست که به انسان تحمیل گردد بلگه انتخاب هر فرد است.</p>
<h3>نوروزهای نئوژنیک و اندیشه‌زاد</h3>
<p>فرانکل این نوع نوروزها را ناشی از تضاد بین ارزش‍‌ها می‌داند، نه تعارض فرویدی. لوگوتراپی خود را به تنهایی محدود به آشکارسازی محتوای ناخودآگاه نمی‌کند، بلکه تمرکز آن روی معناجویی است.</p>
<h3>پویایی اندیشه‌ای</h3>
<p>دکتر فرانکل در این قسمت اصل تعادل‌جویی (Homeostasis) فروید و زیست‌شناسی را زیر سوال می‌برد و آن را خطرناک می‌داند. هدف انسان رهایی از تنش نیست، بلکه انسان به دنبال رسیدن به هدف درگیر آن تنش است.</p>
<h3>خلا وجودی</h3>
<p>با کاهش اثر دین و سنت انسان مسئول‌تر و تنهاتر شده است. فرانکل با پیروی از شوپنهاور بیان می‌کند که انسان بین دو قطب اضطراب و ملال در نوسان است. چالش بزرگ نسل ما خلا وجودی است. فرانکل معتقد است کارکرد روانرنجوری‌ها برای ما این است که این خلا را پر می‌کند. این موضوع که چطور روانرنجوری‌ها خلا معنا را پر کرده است در جلسات درمان دیده می‌شود. به مجرد این که نشانه‌های فرد کاهش می‌یابد تازه دغدغه‌های اصیل وجود او سر بر می‌آورند.</p>
<h3>معنای زندگی</h3>
<p>معنای زندگی تعریف مشخص ندارد، و همیشه در حال تغییر است. هیچ معنای انتزاعی وجود ندارد و ما مسئولیت داریم که روز به روز به دنبال رسالت خود باشیم. پس پرسش از معنای زندگی را باید به خود مراجع برگرداند.</p>
<h3>جوهر وجود</h3>
<p>وظیفه لوگوتراپی این است که فرد را از مسئولیت وجودی خود آگاه سازد. کار آن نه تدریس و نه نصیحت است. کار لوگوتراپیست شبیه نقاش نیست یعنی نمی‌خواهد دنیا را آنگونه که می‌بیند تصویر کند بلکه کار او شبیه چشم پزشک است که می‌خواهد وسعت دید ما را افزایش دهد. فرانکل همچنین معتقد است که معنا را باید در جهان بیرون باید جست، نه در درون. در اینجا می‌بینیم که به اصل درون‌نگری روانکاوی حمله می‌کند.<br />
او خودشکوفایی را نیز هدف غایی نمی‌داند، بلکه خودشکوفایی را محصول از خود فراروندگی فرد می‌داند. از خود فرا رفتن چیزی شبیه به مفهوم خود به عنوان بافتار اکت می‌باشد، انسان چیزی است بیش از تفکر، احساسات و عواطف. انسان مانند ظرفی است برای تمام اینها. انسان به روان خود محدود نمی‌شود</p>
<h3>قصد مفرط و قصد متضاد</h3>
<p>هر وقت کسی بیش از حد تلاش می‌کند به چیزی مانند لذت برسد بیشتر از آن دور می‌شود. به عبارتی لذت باید محصول باشد نه هدف. اگر لذت تبدیل به هدف شود تبدیل به چیزی مبتذل می‌شود. درمان این نوع مشکل با قصد متضاد انجام می‌شود. به طور مثال از کسی که اختلال خواب دارد و تلاش زیادی می‌کند که حتما بخوابد، می‌خواهیم که سعی کند نخوابد. کسی که می‌ترسد در جمع احمق به نظر نرسد، تلاش می‌کند عمدا احمق به نظر برسد. در این مواقع متوجه می‌شود که مشکلش کامل حل می‌شود.</p>
<h4>معرفی کتاب انسان در جستجوی معنی</h4>
<p><strong>نویسنده</strong> ویکتور فرانکل</p>
<p><strong>نویسنده متن</strong> بهروز هاشمی</p>
<p>The post <a href="https://behdashtravan.com/%d8%ae%d9%84%d8%a7%d8%b5%d9%87-%d9%88-%d9%85%d8%b9%d8%b1%d9%81%db%8c-%da%a9%d8%aa%d8%a7%d8%a8-%d8%a7%d9%86%d8%b3%d8%a7%d9%86-%d8%af%d8%b1-%d8%ac%d8%b3%d8%aa%d8%ac%d9%88%db%8c-%d9%85%d8%b9%d9%86%db%8c/">خلاصه و معرفی کتاب انسان در جستجوی معنی</a> appeared first on <a href="https://behdashtravan.com">مجله تخصصی روانشناسی بهداشت روان</a>.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://behdashtravan.com/%d8%ae%d9%84%d8%a7%d8%b5%d9%87-%d9%88-%d9%85%d8%b9%d8%b1%d9%81%db%8c-%da%a9%d8%aa%d8%a7%d8%a8-%d8%a7%d9%86%d8%b3%d8%a7%d9%86-%d8%af%d8%b1-%d8%ac%d8%b3%d8%aa%d8%ac%d9%88%db%8c-%d9%85%d8%b9%d9%86%db%8c/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>دلبستگی واکنشی چه نوع اختلالی است؟</title>
		<link>https://behdashtravan.com/%d8%af%d9%84%d8%a8%d8%b3%d8%aa%da%af%db%8c-%d9%88%d8%a7%da%a9%d9%86%d8%b4%db%8c-%da%86%d9%87-%d9%86%d9%88%d8%b9-%d8%a7%d8%ae%d8%aa%d9%84%d8%a7%d9%84%db%8c-%d8%a7%d8%b3%d8%aa%d8%9f/</link>
					<comments>https://behdashtravan.com/%d8%af%d9%84%d8%a8%d8%b3%d8%aa%da%af%db%8c-%d9%88%d8%a7%da%a9%d9%86%d8%b4%db%8c-%da%86%d9%87-%d9%86%d9%88%d8%b9-%d8%a7%d8%ae%d8%aa%d9%84%d8%a7%d9%84%db%8c-%d8%a7%d8%b3%d8%aa%d8%9f/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[بهروز هاشمی]]></dc:creator>
		<pubDate>Sun, 28 Jul 2019 10:30:56 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[آسیب شناسی]]></category>
		<category><![CDATA[اختلالات روانی]]></category>
		<category><![CDATA[اختلال]]></category>
		<category><![CDATA[اختلال روانی]]></category>
		<category><![CDATA[بهداشت روان]]></category>
		<category><![CDATA[درمان]]></category>
		<category><![CDATA[رواندرمانی]]></category>
		<category><![CDATA[فرزندپروری]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://behdashtravan.com/?p=5067</guid>

					<description><![CDATA[<p>دلبستگی واکنشی، اختلال روانی کودکان است که نه تنها از نظر روانی بلکه از نظر جسمانی هم روی کودک تأثیرات بدی بر جای می‌گذارد. کودک به‌طور طبیعی و غریزی به والدین و کسانی که از او مراقبت می‌کنند دلبستگی دارد. این دلبستگی درواقع با هدف رفع نیازهای نخستین کودک (خوراک، مراقبت و مهربانی) در او &#8230;</p>
<p>The post <a href="https://behdashtravan.com/%d8%af%d9%84%d8%a8%d8%b3%d8%aa%da%af%db%8c-%d9%88%d8%a7%da%a9%d9%86%d8%b4%db%8c-%da%86%d9%87-%d9%86%d9%88%d8%b9-%d8%a7%d8%ae%d8%aa%d9%84%d8%a7%d9%84%db%8c-%d8%a7%d8%b3%d8%aa%d8%9f/">دلبستگی واکنشی چه نوع اختلالی است؟</a> appeared first on <a href="https://behdashtravan.com">مجله تخصصی روانشناسی بهداشت روان</a>.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>دلبستگی واکنشی، <a href="http://behdashtravan.com/%d8%a7%d8%ae%d8%aa%d9%84%d8%a7%d9%84-%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%db%8c-%da%86%db%8c%d8%b3%d8%aa%d8%9f/" target="_blank" rel="noopener">اختلال روانی</a> کودکان است که نه تنها از نظر روانی بلکه از نظر جسمانی هم روی کودک تأثیرات بدی بر جای می‌گذارد. کودک به‌طور طبیعی و غریزی به والدین و کسانی که از او مراقبت می‌کنند دلبستگی دارد. این دلبستگی درواقع با هدف رفع نیازهای نخستین کودک (خوراک، مراقبت و مهربانی) در او شکل می‌گیرد. کودکی را فرض کنید که ارتباط احساسی و عاطفی بسیار ضعیفی با پدر و مادرش برقرار می‌کند و نسبت به مراقبانش احساس خودداری دارد؛ کم‌تر پیش می‌آید که این کودک در هنگام ناراحتی و گریه به والدینش نزدیک شود و اگر او را بغل کنند واکنش مثبتی نشان نمی‌دهد. این‌ها ساده‌ترین نشانه‌های اختلال دلبستگی واکنشی است.</p>
<h2>اختلال دلبستگی واکنشی یا Reactive Attachment Disorder</h2>
<p>اختلال دلبستگی واکنشی یا Reactive Attachment Disorder که به‌صورت چکیده با نام RAD هم شناخته می‌شود یکی از زیرشاخه‌های اختلالات مرتبط با تروما و استرس است. این اختلال روانی، در کودکان بروز پیدا می‌کند و تنها از نظر روانی کودک را آزار نمی‌دهد این اختلال می‌تواند زمینه‌ساز بروز مشکلات جسمانی مانند سوءتغذیه، بیماری‌های جسمانی و … شود.</p>
<p>اختلال دلبستگی واکنشی هنگامی در کودک بروز پیدا می‌کند که به نیازهای عاطفی و جسمانی کودک اهمیت داده نشود. نوزاد انسان توانایی رفع نیازهای خود را ندارد نوزادان به مراقبانشان نیازمندند تا بتوانند نیازهای نخستین مانند غذا و سرپناه را برایشان فراهم کنند. آن‌ها برای رفع نیازهایشان ناچار به این هستند که از والدین و مراقبانشان کمک بخواهند و بر همین پایه است که کنش و روابط میان‌فردی با والدین شکل می‌گیرد. کودکان با Attach کردن خود به والدین نیازهای خود را برطرف می‌کنند. هنگامی‌که در موقعیتی آسیب‌زا (گرسنگی، ترس، احساس عدم امنیت و…) باشند تلاش می‌کنند خود را به والدین نزدیک کنند این رفتار را رفتار دلبستگی (Attachment Behavior) می‌نامیم. اگر کودک به دلایلی که گفته می‌شود نتواند خود را به والدین نزدیک کند دچار اختلال دلبستگی واکنشی می‌شود.</p>
<h2>دلیل بروز اختلال دلبستگی واکنشی چیست؟</h2>
<p>زنجیره‌ای از رفتارهای نادرست والدین و کسانی که نقش نگه‌داری از کودک را بر دوش دارند زمینه‌ساز بروز اختلال دلبستگی واکنشی در کودک می‌شود. روشن است که این اختلال روانی هنگامی بروز پیدا می‌کند که به دلیل عدم توجه به نیازهای عاطفی و جسمانی کودک، شکافی میان والدین و کودک پدید می‌آید. این شکاف عاطفی سرانجام اختلال دلبستگی واکنشی را به همراه خواهد داشت.</p>
<p>غفلت و چشم‌پوشی از نیازها و عواطف کودک، مهم‌ترین عاملی است که در بروز اختلال دلبستگی واکنشی نقش دارد. گاهی این اختلال به این دلیل پدید می‌آید که والدین برای فرزندپروری تجربه ندارند و نمی‌دانند در برابر رفتارها و خواسته‌های کودک چه واکنشی باید نشان داد. بیماری‌ها و اختلالات روانی که والدین به آن دچار هستند نیز می‌تواند به اختلال دلبستگی واکنشی بیانجامد. والدینی که دچار افسردگی، استرس، اضطراب و … هستند در روابط فردی، خانوادگی و اجتماعی دچار مشکل می‌شوند این مشکلات در روابط والدین و کودک نیز اثر منفی می‌گذارد و به این اختلال روانی می‌انجامد.</p>
<h2>نشانه‌ها و معیارهای DSM 5 برای اختلال دلبستگی واکنشی یا RAD</h2>
<p>در کتاب <a href="http://behdashtravan.com/dsm-%da%86%db%8c%d8%b3%d8%aa%d8%9f/" target="_blank" rel="noopener">DSM</a> 5 معیارها و نشانه‌های گوناگونی برای شناسایی اختلال دلبستگی واکنشی یاد شده است. به یاد بسپارید تشخیص اختلال روانی از سوی روان‌شناس انجام می‌شود. پس اگر احساس می‌کنید که کودکتان چنین نشانه‌هایی دارد به روان‌شناس کودک مراجعه کنید تا مطمئن شوید کودکتان دچار اختلال دلبستگی واکنشی هست یا نه.</p>
<p><strong>A:</strong> مجموعه‌ای یک‌نواخت (پیاپی در موقعیت‌های گوناگون) از رفتارهای مرتبط با پرهیز، خودداری و گوشه‌گیری کودک نسبت به والدین و مراقبان بزرگ‌سال که با هر دو مورد زیر نشان داده می‌شود:</p>
<ol>
<li>کم‌تر پیش می‌آید کودک در هنگام ناراحتی و پریشانی از دیگران دلگرمی و حمایت عاطفی بخواهد یا این کار را در پایین‌ترین سطح ممکن انجام می‌دهد.</li>
<li>هنگامی‌که کودک ناراحت و پریشان است و دیگران برای آرام کردن او تلاش می‌کنند، کم‌تر پیش می‌آید که واکنش مثبت نشان دهد یا این کار را در پایین‌ترین سطح ممکن انجام می‌دهد.</li>
</ol>
<p><strong>B:</strong> کودک از نظر هیجانی و اجتماعی به‌طور پیاپی ناراحت و پریشان است و این موضوع را حداقل در ۲ مورد از سه مورد زیر نشان می‌دهد:</p>
<ol>
<li>واکنش هیجانی و اجتماعی کودک نسبت به دیگران در کم‌ترین سطح است.</li>
<li>هیجان مثبت و عاطفه‌ی مثبت (خنده‌رویی، سرحالی، خوش‌اخلاقی و…) او محدود است.</li>
<li>هنگامی‌که کودک در یک موقعیت عادی با والدین یا مراقبانش به‌طور عادی، ساده و بدون هیچ تهدیدی در حال برقراری ارتباط است، بدون هیچ دلیلی هر چند وقت یک بار زودرنج می‌شود می‌ترسد خشمگین می‌شود یا ناراحت می‌شود.</li>
</ol>
<p><strong>C:</strong> مراقبت ناسالم یا بیماری‌زا (پاتوژنیک) که حداقل با یکی از موارد زیر نشان داده می‌شود:</p>
<ol>
<li>والدین و مراقبان بزرگ‌سال کودک به‌طور پیاپی نسبت به نیازهای کودک به دلگرمی، تسکین، محبت و… غفلت، نادیده گرفتن و چشم‌پوشی (غفلت، غفلت اجتماعی) دارند.</li>
<li>مراقبان کودک پیاپی عوض شوند و مراقبان تازه‌ای جایگزین شوند. کودک نیاز به دلبستگی ثابت و استوار دارد و جایگزین شدن مراقبان تازه به‌طور پیاپی، از پدید آمدن دلبستگی پایدار و استوار جلوگیری می‌کند. برای نمونه مادر از کودک مراقبت نمی‌کند و پرستار ثابتی از کودک نگه‌داری نمی‌کند و پیاپی پرستار تازه‌ای جایگزین پرستار پیشین می‌شود.</li>
<li>کودک در جاهایی غیرعادی مانند مراکزی که شمار کودکان نسبت به مراقبان بسیار بیش‌تر است پرورش می‌یابد و به همین خاطر فرصتی پیدا نمی‌کند تا به مراقبی که خودش برمی‌گزیند دل‌بسته شود.</li>
</ol>
<p><strong>D:</strong> ممکن است که مراقبت پاتوژنیک که در معیار C گفته شد، مسئول رفتار مختل در معیار A باشد. برای نمونه ناراحتی و اختلال در معیار A پس از مراقبت و نگه‌داری ناسالم یا پاتوژنیک در معیار C آغاز شده باشد.</p>
<p><strong>E:</strong> سمپتوم‌های کودک با معیارهای اختلال اتیسم مطابقت ندارد و با این اختلال، بهتر توجیه نشود.</p>
<p><strong>F:</strong> این اختلال پیش از ۵ سالگی مشهود است.</p>
<p><strong>G:</strong> کودک حداقل ۹ ماهه است (سن رشدی کودک حداقل ۹ ماه است).</p>
<h2>اسپسیفایر</h2>
<p>همیشگی: اختلال بیش از ۱۲ ماه حضور داشته باشد.</p>
<h2>اسپسیفایر شدت</h2>
<p>اگر کودک همه‌ی سمپتوم‌ها را نشان دهد می‌توان سطح اختلال دلبستگی واکنشی را با کلمه‌ی شدید مشخص کرد.</p>
<h2>درمان اختلال دلبستگی واکنشی</h2>
<p>اختلال دلبستگی واکنشی اختلالی است که در کودکان بروز پیدا می‌کند اما درمان آن بیش‌تر بستگی به والدین و مراقبان کودک دارد. این اختلال نیاز به دارودرمانی ندارد و اگر بخواهیم دارویی برای درمان این اختلال تجویز کنیم باید والدین کودک آن را بخورند نه کودک! چون غفلت از عواطف و هیجانات و نیازهای جسمانی کودک زمینه‌ساز این موضوع شده است و ممکن است غفلت والدین از کودک در نتیجه‌ی یک اختلال روانی باشد که آن‌ها دچارش هستند.</p>
<p>برای درمان اختلال دلبستگی واکنشی ۴ راهکار بنیادین را باید به انجام برسانیم.</p>
<h3>۱- حمایت روانی اجتماعی (Psycho-social) از خانواده</h3>
<p>برخی از خانواده‌ها به خاطر شرایط بد اقتصادی – اجتماعی توانایی مراقبت درست از کودک را ندارند در چنین شرایطی حمایت مادی از خانواده‌ها عاملی مؤثر است و شرایط کودک را بهبود خواهد بخشید در این زمینه نقش مددکاران اجتماعی و نهادهای دولتی اهمیت ویژه‌ای دارد.</p>
<h3>۲- روان‌درمانی</h3>
<p>همان‌گونه که گفته شد ممکن است که غفلت و عدم توجه والدین به کودک به خاطر اختلال روانی باشد. والدینی که دچار افسردگی، استرس، اضطراب و … هستند نمی‌توانند به خوبی به فرزندشان توجه کنند درنتیجه زمینه برای بروز اختلال دلبستگی واکنشی در کودک فراهم می‌شود. روان‌درمانی والدین و مراقبان کودک در این مورد بسیار مهم است.</p>
<h3>۳- آموزش فرزندپروری</h3>
<p>برخی از والدین آشنایی درستی با نیازهای کودک و شیوه‌ی فرزندپروری ندارند. آگاه ساختن و آموزش والدین می‌تواند از بروز اختلال دلبستگی واکنشی جلوگیری کند و اگر کودک دچار این اختلال باشد می‌تواند به درمانش بیانجامد.</p>
<h3>۴- نظارت بر امنیت و شرایط کودک در خانواده</h3>
<p>این مورد کم‌تر از دیگر موارد موردتوجه قرار گرفته اما بسیار مهم است. دولت، سازمان‌های حمایت از کودکان و حتی بستگان و آشنایان کودک باید به شرایط کودک در خانواده توجه داشته باشند اگر به نیازهای کودک توجه نمی‌شود و خانواده توانایی برخورد درست با کودک را ندارد باید وارد عمل شد. نخست باید ۳ راهکار گفته شده را در مورد آن‌ها به انجام رساند و اگر خانواده همکاری لازم را نداشته باشد ناچاریم که کودک از خانواده جدا شود. اما بردن کودک به پرورشگاه کاری منطقی و درست نیست چون به تشدید این اختلال در کودک می‌انجامد. بهتر است والدینی مناسب برای کودک برگزیده شود و به آن‌ها سپرده شوند.</p>
<p>اگر احساس می‌کنید کودکتان دچار اختلال دلبستگی واکنشی است حتماً با یک روان‌شناس کودک در این زمینه گفت‌وگو کنید و از او کمک بخواهید. مهارت فرزندپروری را از کسانی که در این زمینه تجربه دارند یا کلاس‌های آموزش فرزندپروری بیاموزید و با کودکتان ارتباط مؤثر و صمیمانه‌ی پایدار برقرار کنید. ممکن است دچار یک اختلال روانی مانند استرس، افسردگی یا اضطراب باشید پس اگر نشانه‌های اختلال روانی دارید به روان‌شناس مراجعه کنید. امیدواریم همواره کانون مهر خانواده‌تان گرم و کودکانی سرخوش و خندان داشته باشید.</p>
<p>نظرات خود را برای<a href="http://behdashtravan.com" target="_blank" rel="noopener"> بهداشت روان</a> ارسال کنید.</p>
<h2>منبع</h2>
<p><a href="http://mrpsychologist.com/reactive-attachment-disorder/" target="_blank" rel="nofollow noopener">آقای روان‌شناس</a></p>
<p>The post <a href="https://behdashtravan.com/%d8%af%d9%84%d8%a8%d8%b3%d8%aa%da%af%db%8c-%d9%88%d8%a7%da%a9%d9%86%d8%b4%db%8c-%da%86%d9%87-%d9%86%d9%88%d8%b9-%d8%a7%d8%ae%d8%aa%d9%84%d8%a7%d9%84%db%8c-%d8%a7%d8%b3%d8%aa%d8%9f/">دلبستگی واکنشی چه نوع اختلالی است؟</a> appeared first on <a href="https://behdashtravan.com">مجله تخصصی روانشناسی بهداشت روان</a>.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://behdashtravan.com/%d8%af%d9%84%d8%a8%d8%b3%d8%aa%da%af%db%8c-%d9%88%d8%a7%da%a9%d9%86%d8%b4%db%8c-%da%86%d9%87-%d9%86%d9%88%d8%b9-%d8%a7%d8%ae%d8%aa%d9%84%d8%a7%d9%84%db%8c-%d8%a7%d8%b3%d8%aa%d8%9f/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>اختلال استرس پس از سانحه یا PTSD</title>
		<link>https://behdashtravan.com/%d8%a7%d8%ae%d8%aa%d9%84%d8%a7%d9%84-%d8%a7%d8%b3%d8%aa%d8%b1%d8%b3-%d9%be%d8%b3-%d8%a7%d8%b2-%d8%b3%d8%a7%d9%86%d8%ad%d9%87-%db%8c%d8%a7-ptsd/</link>
					<comments>https://behdashtravan.com/%d8%a7%d8%ae%d8%aa%d9%84%d8%a7%d9%84-%d8%a7%d8%b3%d8%aa%d8%b1%d8%b3-%d9%be%d8%b3-%d8%a7%d8%b2-%d8%b3%d8%a7%d9%86%d8%ad%d9%87-%db%8c%d8%a7-ptsd/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[بهروز هاشمی]]></dc:creator>
		<pubDate>Sun, 30 Jun 2019 10:30:23 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[آسیب شناسی]]></category>
		<category><![CDATA[اختلالات روانی]]></category>
		<category><![CDATA[بهداشت روان]]></category>
		<category><![CDATA[اختلال]]></category>
		<category><![CDATA[اختلال PTSD]]></category>
		<category><![CDATA[اختلال استرس پس از سانحه]]></category>
		<category><![CDATA[درمان]]></category>
		<category><![CDATA[دی اس ام]]></category>
		<category><![CDATA[رواندرمانی]]></category>
		<category><![CDATA[ملاک تشخیصی]]></category>
		<category><![CDATA[ملاک‌های اختلال روانی]]></category>
		<category><![CDATA[موجی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://behdashtravan.com/?p=5148</guid>

					<description><![CDATA[<p>اختلال استرس پس از سانحه PTSD یکی از اختلالات روانی است که مردم به اندازه‌ی اختلال افسردگی و اضطراب با آن آشنایی ندارند. اختلال استرس پس از تروما (اختلال استرس پس از سانحه) برای نخستین بار در DSM III نگاشته شد. پیش از آن‌که در DSM، اختلال PTSD آورده شود با نام‌هایی مانند نوروز جنگ &#8230;</p>
<p>The post <a href="https://behdashtravan.com/%d8%a7%d8%ae%d8%aa%d9%84%d8%a7%d9%84-%d8%a7%d8%b3%d8%aa%d8%b1%d8%b3-%d9%be%d8%b3-%d8%a7%d8%b2-%d8%b3%d8%a7%d9%86%d8%ad%d9%87-%db%8c%d8%a7-ptsd/">اختلال استرس پس از سانحه یا PTSD</a> appeared first on <a href="https://behdashtravan.com">مجله تخصصی روانشناسی بهداشت روان</a>.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>اختلال استرس پس از سانحه PTSD یکی از اختلالات روانی است که مردم به اندازه‌ی اختلال <a href="http://behdashtravan.com/%d8%a7%d8%ae%d8%aa%d9%84%d8%a7%d9%84%e2%80%8c%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%a7%d9%81%d8%b3%d8%b1%d8%af%da%af%db%8c/" target="_blank" rel="noopener">افسردگی</a> و <a href="http://behdashtravan.com/%d8%a7%d8%b6%d8%b7%d8%b1%d8%a7%d8%a8-%d8%a7%d8%b2-%d9%86%da%af%d8%a7%d9%87-%d9%81%d8%b1%d9%88%db%8c%d8%af/" target="_blank" rel="noopener">اضطراب</a> با آن آشنایی ندارند. اختلال استرس پس از تروما (اختلال استرس پس از سانحه) برای نخستین بار در DSM III نگاشته شد. پیش از آن‌که در DSM، اختلال PTSD آورده شود با نام‌هایی مانند نوروز جنگ یا موج انفجار شناخته می‌شد. دلیل این نام‌ها این بود که این اختلال روانی بیش‌تر در سربازانی دیده می‌شد که در میدان‌های جنگ بودند.</p>
<p>شاید با اصطلاح<strong> موجی شدن</strong> آشنا باشید. موجی شدن سربازان در جنگ به معنای بروز اختلال استرس پس از سانحه PTSD در فرد است. اختلال PTSD تنها به جنگ محدود نمی‌شود و می‌تواند پس از حادثه‌های تلخ و ناگوار دیگری هم آغاز شود. اختلال استرس پس از سانحه یا PTSD یکی از زیرگروه‌های اختلالات مرتبط با تروما و استرس است. در این نوشته شما را با این اختلال روان‌شناختی آشنا خواهم کرد.</p>
<h2>اختلال استرس پس از سانحه یا PTSD</h2>
<p>اختلال استرس پس از سانحه PTSD (Post-Traumatic Stress Disorder) اختلال روانی است که پس از یک رویداد ناگوار و آسیب‌زا مانند تجاوز جنسی، جنگ، تصادف رانندگی و دیگر عواملی که جان فرد را تهدید می‌کند بروز پیدا می‌کند. رویداد تروماتیک، رویدادی است که فرد را با تهدید شدن به مرگ، احتمال مرگ واقعی، جراحت جسمانی جدی و یا خشونت و تجاوز جنسی روبه‌رو می‌کند. ترس و فشار روانی که پس از برخورد با این رویدادها در فرد پدید می‌آید بیش‌ازاندازه است و فرد توانایی کنترل شرایط را از دست می‌دهد.</p>
<p>انسان در زندگی روزمره با رویدادهای ناگوار گوناگونی روبه‌رو می‌شود اما هر رویدادی را نمی‌تواند تروماتیک دانست. برای نمونه ورشکستگی، مشکلات زناشویی و طلاق، مرگ عزیزان و … جز رویدادهای زمینه‌ساز PTSD نیستند. پس هر رویداد ناگواری زمینه‌ساز PTSD نمی‌شود. آمارها نشان می‌دهد احتمال خودکشی در کسانی که دچار اختلال استرس پس از سانحه یا PTSD هستند بیش از دیگران است پس این اختلال روانی باید جدی گرفته شود. اختلال PTSD در کودکان نیز می‌تواند بروز کند و نباید از درمان آن چشم‌پوشی کرد چون اگر این اختلال درمان نشود زمینه‌ساز مشکلات بزرگ‌تری در بزرگ‌سالی خواهد شد.</p>
<h2>نشانه‌ها و معیارهای DSM 5 برای اختلال استرس پس از سانحه PTSD</h2>
<p>نشانه‌ها و معیارهایی که می‌خوانید برای بزرگ‌سالان، نوجوانان و کودکان بزرگ‌تر از ۶ سال است و در کتاب DSM 5 نوشته شده است.</p>
<p><strong>A:</strong> قرار گرفتن در معرض مرگ یا تهدید شدن به مرگ، جراحت شدید یا تجاوز جنسی به یکی از شیوه‌های زیر:</p>
<ol>
<li>فرد رویداد یا رویدادهای تروماتیک را به طور مستقیم تجربه می‌کند.</li>
<li>فرد رویداد یا رویدادهای تروماتیک که برای دیگران پیش آمده را به طور مستقیم مشاهده کند.</li>
<li>فرد از رویداد یا رویدادهای تروماتیک که برای یکی از اعضای خانواده یا دوستان نزدیکش پیش آمده آگاه شود. در صورت وقوع مرگ یا تهدید شدن به مرگ، برای یکی از اعضای خانواده یا دوستان، این رویدادها باید فاجعه‌آمیز، خشونت‌بار یا تصادفی باشند.</li>
<li>فرد بارها یا به شدت در معرض جزئیات ناراحت‌کننده‌ی رویدادهای تروماتیک قرار می‌گیرد. برای نمونه نخستین کسانی که به محل حادثه می‌روند تا جنازه‌ها و بقایای انسانی را جمع‌آوری کنند. یا افسران پلیس که پیاپی بدرفتاری با کودکان یا کودک‌آزاری را مشاهده می‌کنند و از آن آگاه می‌شوند.</li>
</ol>
<p><strong>نکته:</strong> قرار گرفتن در معرض جزئیات ناراحت‌کننده‌ی رویدادهای تروماتیک، درصورتی‌که از طریق رسانه‌های اجتماعی، اینترنت، تلویزیون کلیپ‌های ویدیویی یا تصاویر باشد. جزء معیارهای شماره‌ی ۴ نیست. مگر این‌که با شغل و کار فرد در ارتباط باشد. برای نمونه فرد به خاطر شغلش ناچار باشد اخبار رویداد تروماتیک را در روزنامه‌ها بخواند یا کلیپ‌هایش را در اینترنت یا تلویزیون نگاه کند.</p>
<p><strong>B:</strong> حضور یک یا چند نشانه از نشانه‌های زیر در رابطه با نفوذ یا ورود افکار مزاحم و ناخواسته مربوط به رویدادهای تروماتیک که پس از رخ دادن آن‌ها آغاز شده‌اند.</p>
<ol>
<li>خاطرات تکراری، مزاحم و ناخواسته از رویداد یا رویدادهای تروماتیک به طور ناخواسته یا به خاطر برخی محرک‌ها به یاد فرد می‌آیند. کودکان بزرگ‌تر از ۶ سال ممکن است به پیاپی به بازی‌هایی بپردازند که در آن‌ها، موضوعات یا جنبه‌هایی از رویداد تروماتیک به نمایش در می‌آیند.</li>
<li>کابوس‌های تکراری و آزاردهنده که در آن‌ها، محتوا یا احساسات موجود در رؤیا با رویدادهای تروماتیک در ارتباط هستند.</li>
<li>واکنش‌های گسستگی مانند فلش‌بک که در آن‌ها فرد طوری احساس یا عمل می‌کند که انگار رویدادهای تروماتیک دوباره در حال رخ دادن هستند. این گونه واکنش‌ها ممکن است روی یک پیوستار قرار گیرند که در شدیدترین حالت آن ممکن است که فرد آگاهی خود را درباره‌ی پیرامونش به طور کامل از دست بدهد.<br />
<strong>توجه:</strong> ممکن است کودکان در بازی‌های خود، رویدادهای تروماتیک را بازسازی کنند.</li>
<li>هنگامی که فرد در معرض محرک‌های درونی یا بیرونی قرار می‌گیرد به فشار روانی شدید یا درازمدت دچار می‌شود. این محرک‌های بیرونی و درونی به طور مستقیم یا غیرمستقیم به یکی از جنبه‌های رویدادهای تروماتیک شبیه هستند.</li>
<li>فرد همیشه به محرک‌هایی که او را به یاد رویدادهای تروماتیک می‌اندازند واکنش‌های شدید فیزیولوژیکی نشان می‌دهد.</li>
</ol>
<p><strong>C:</strong> فرد همیشه از محرک‌هایی که با رویدادهای تروماتیک تداعی شده‌اند خودداری می‌کند. این خودداری کردن پس از رخ دادن رویداد تروماتیک آغاز شده‌اند. این موضوع را یک یا هر دو مورد زیر نشان می‌دهند:</p>
<ol>
<li>فرد از خاطرات، افکار یا احساساتی که به‌طور مستقیم یا غیرمستقیم با رویدادهای تروماتیک در ارتباط هستند اجتناب می‌کند یا تلاش می‌کند اجتناب کند. این اجتناب از محرک‌های درونی است.</li>
<li>فرد از برخی محرک‌های یادآور بیرونی (مانند برخی افراد، مکان‌ها، گفت‌وگوها، کارها، چیزها و موقعیت‌ها) که باعث می‌شوند خاطرات، افکار یا احساسات ناراحت‌کننده درباره‌ی رویدادهای تروماتیک، یا در ارتباط نزدیک با آن‌ها زنده شوند اجتناب می‌کند. یا تلاش می‌کند اجتناب کند.</li>
</ol>
<p><strong>D:</strong> در شناخت‌ها (فعالیت‌های فکری و ذهنی) و در مود یا خلق فرد، تغییراتی منفی و مرتبط با رویدادهای تروماتیک ایجاد می‌شود که بعد از وقوع رویدادهای تروماتیک آغاز می‌شوند. یا اگر پیش‌تر آغاز شده‌اند شدیدتر و بدتر می‌شوند. این موضوع را دو یا چند مورد از موارد زیر نشان می‌دهند:</p>
<ol>
<li>ناتوانی در به یاد آوردن یکی از جنبه‌های مهم رویدادهای تروماتیک (معمولاً در اثر فراموشی گسسته نه در اثر آسیب مغزی، الکل یا مواد مخدر).</li>
<li>فرد در مورد خودش، دیگران، یا دنیا باورها یا انتظارات منفی، همیشگی و اغراق‌آمیز دارد. (مانند: من آدم بدی هستم. به هیچ‌کس نمی‌توان اعتماد کرد. جهان جای خطرناکی است). این موضوع می‌تواند به شیوه‌ی دیگری نیز خودش را نشان دهد. برای نمونه: من روحیه‌ام را برای همیشه از دست دادم. یا، کل سیستم عصبی من برای همیشه دچار مشکل شده است.</li>
<li>فرد افکار منفی همیشگی، درباره‌ی دلیل یا پیامدهای رویداد تروماتیک دارد که باعث می‌شوند فرد خودش را دیگران را مقصر بداند.</li>
<li>فرد همیشه در حالت هیجانی منفی قرار دارد برای نمونه ترس، وحشت، خشم، احساس عذاب وجدان، گناه، و ….</li>
<li>از علاقه‌ی فرد به کارهای مهم زندگی یا میزان مشارکتش در آن‌ها به شدت کاسته شده است.</li>
<li>احساس می‌کند نمی‌خواهد با دیگران ارتباط داشته باشد یا با آن‌ها غریبه شده است.</li>
<li>فرد به طور دائم نمی‌تواند هیجان‌های مثبت را تجربه کند. برای نمونه نمی‌تواند شادی را تجربه کند. از زندگی خود رضایت ندارد. یا نمی‌تواند کسی را عاشقانه دوست داشته باشد.</li>
</ol>
<p><strong>E:</strong> در برانگیختگی و شیوه‌ی واکنش فرد تغییراتی پدید آمده که با رویدادهای تروماتیک مرتبط است. این تغییرات پس از رخ دادن یک رویداد تروماتیک آغاز یا بدتر شده‌اند. این موضوع را دو یا چند مورد از گزینه‌های زیر نشان می‌دهند:</p>
<ol>
<li>زودرنج است و ناگهان بدون هیچ تحریک یا با کوچک‌ترین تحریکی از خشم منفجر می‌شود. این زودرنجی یا انفجار خشم، بیش‌تر به صورت پرخاشگری زبانی یا فیزیکی در برابر دیگران یا اشیا نشان داده می‌شود.</li>
<li>بی‌احتیاط است کارهای خطرناک می‌کند یا رفتارهای خودتخریبی نشان می‌دهد.</li>
<li>همیشه گوش‌به‌زنگ است و بیش‌ازاندازه به پیرامونش توجه می‌کند.</li>
<li>واکنش‌های «از جاپریدگی» فرد بیش‌ازاندازه زیاد و افراطی است.</li>
<li>نمی‌تواند به‌سادگی تمرکز حواس داشته باشد.</li>
<li>دچار اختلال خواب است. نمی‌تواند به‌سادگی به خواب برود. بدخواب می‌شود یا در خواب بی‌تاب و بی‌قرار است.</li>
</ol>
<p><strong>F:</strong> مدت ناراحتی‌های معیارهای B, C, D, E بیش از یک ماه است.</p>
<p><strong>G:</strong> این ناراحتی‌ها به رنج شخصی یا نابسامانی شدید در عملکرد شغلی، اجتماعی، خانوادگی و سایر جنبه‌های مهم زندگی بینجامند.</p>
<p><strong>H:</strong> این اختلال با بیماری جسمانی یا مصرف مستقیم ماده (مانند دارو، مواد مخدر یا الکل) قابل توجیه نباشد. پس اگر چنین مواردی دلیل بهتری برای این حالت باشد نمی‌توانیم فرد را دچار PTSD بنامیم.</p>
<h2>اسپسیفایر</h2>
<p><strong>به همراه سمپتوم‌های گسستگی:</strong> سمپوتوم‌های فرد معیارهای لازم برای اختلال PTSD را دارند. هم‌چنین در واکنش به استرس‌زاها فرد سمپوتوم‌های همیشگی یکی از این دو را نشان می‌دهند.</p>
<ol>
<li><strong>دیپرسونالیزیشن:</strong> فرد احساس می‌کند که از خودش جدا شده انگار فرد دیگری است که از بیرون به بدنش یا به فرآیندهای روانی و افکارش نگاه می‌کند. برای نمونه احساس می‌کند در خواب و رواست. احساس می‌کند که شخصیتش، خودش یا بدنش وجود ندارند و غیرواقعی هستند. یا احساس می‌کند که زمان به‌کندی می‌گذرد.</li>
<li><strong>دیریالیزیشن:</strong> فرد احساس می‌کند که محیط پیرامونش غیرواقعی است. برای نمونه محیط پیرامونش را به‌صورت جهانی غیرواقعی، رؤیایی، مخدوش و تحریف‌شده تجربه می‌کند. احساس می‌کند که انسان‌های پیرامونش مقوایی هستند.</li>
</ol>
<p><strong>توجه:</strong> برای به کار بردن این اسپسیفایر، سمپتوم‌های گسستگی نباید به دلیل تأثیرات فیزیولوژیک و تحت تأثیر مصرف ماده (مانند مواد مخدر، الکل، دارو) یا به دلیل عارضه‌ی پزشکی مانند تشنج‌های جزئی و پیچیده باشند.</p>
<p><strong>به همراه ظهور دیرهنگام:</strong> هنگامی‌که معیارهای کامل تا حداقل ۶ ماه بعد از رویداد مورد نظر وجود ندارند. هر چند آغاز و بروز برخی از سمپتوم‌های ممکن است بلافاصله باشد.</p>
<h2>روان‌درمانی اختلال استرس پس از حادثه PTSD</h2>
<p>روان‌درمانی اختلال استرس پس از سانحه یا PTSD به روش‌های گوناگونی انجام می‌شود که بستگی به رویکرد روان‌شناس دارد. یکی از بهترین روش‌ها برای درمان PTSD، روش درمان شناختی-رفتاری یا CBT است. درمان PTSD ممکن است ماه‌ها به طول بیانجامد بهبود فرد به این بستگی دارد که تا چه اندازه با روان‌شناس همکاری کند. یکی دیگر از روش‌های درمانی PTSD، حساسیت‌زدایی با حرکات چشم و پردازش دوباره یا EMDR است. EMDR تکنیکی است که از حرکت‌های چشم برای کمک به مغز به منظور پردازش تداعی‌ها و منطقی‌سازی رویدادهای تروماتیک بهره می‌گیرد. این روش درمانی نیز یکی از روش‌هایی است که در درمان PTSD بسیار اثرگذار بوده است.</p>
<h2>دارو درمانی اختلال استرس پس از سانحه یا PTSD</h2>
<p>دارو درمانی می‌تواند به بهبود اختلال PTSD کمک کند اما باعث درمان کامل این اختلال روانی نمی‌شود. داروهای ضدافسردگی SSRI در بهبود PTSD اثرگذار هستند.</p>
<p>سوالات خود را برای <a href="http://behdashtravan.com" target="_blank" rel="noopener">بهداشت روان</a> ارسال کنید.</p>
<h1>منبع</h1>
<p><a href="http://mrpsychologist.com/ptsd/" target="_blank" rel="nofollow noopener">آقای روان‌شناس</a></p>
<p>The post <a href="https://behdashtravan.com/%d8%a7%d8%ae%d8%aa%d9%84%d8%a7%d9%84-%d8%a7%d8%b3%d8%aa%d8%b1%d8%b3-%d9%be%d8%b3-%d8%a7%d8%b2-%d8%b3%d8%a7%d9%86%d8%ad%d9%87-%db%8c%d8%a7-ptsd/">اختلال استرس پس از سانحه یا PTSD</a> appeared first on <a href="https://behdashtravan.com">مجله تخصصی روانشناسی بهداشت روان</a>.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://behdashtravan.com/%d8%a7%d8%ae%d8%aa%d9%84%d8%a7%d9%84-%d8%a7%d8%b3%d8%aa%d8%b1%d8%b3-%d9%be%d8%b3-%d8%a7%d8%b2-%d8%b3%d8%a7%d9%86%d8%ad%d9%87-%db%8c%d8%a7-ptsd/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>با هزینه‌های سنگین رواندرمانی و مشاوره روانشناسی چه کار کنیم؟</title>
		<link>https://behdashtravan.com/%d9%87%d8%b2%db%8c%d9%86%d9%87%e2%80%8c%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%b3%d9%86%da%af%db%8c%d9%86-%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%d8%af%d8%b1%d9%85%d8%a7%d9%86%db%8c-%d9%88-%d9%85%d8%b4%d8%a7%d9%88%d8%b1%d9%87-%d8%b1/</link>
					<comments>https://behdashtravan.com/%d9%87%d8%b2%db%8c%d9%86%d9%87%e2%80%8c%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%b3%d9%86%da%af%db%8c%d9%86-%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%d8%af%d8%b1%d9%85%d8%a7%d9%86%db%8c-%d9%88-%d9%85%d8%b4%d8%a7%d9%88%d8%b1%d9%87-%d8%b1/#comments</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[بهروز هاشمی]]></dc:creator>
		<pubDate>Wed, 12 Jun 2019 12:41:09 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[آسیب شناسی]]></category>
		<category><![CDATA[رواندرمانی]]></category>
		<category><![CDATA[خدمات روانشناختی]]></category>
		<category><![CDATA[دکتر روانکاو]]></category>
		<category><![CDATA[رشد فردی]]></category>
		<category><![CDATA[روانشناس]]></category>
		<category><![CDATA[روانشناسی]]></category>
		<category><![CDATA[روانکاو]]></category>
		<category><![CDATA[قیمت روانشناس]]></category>
		<category><![CDATA[مشاوره]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://behdashtravan.com/?p=6877</guid>

					<description><![CDATA[<p>وقتی با مردم و اطرافیانم صحبت می‌کنم، معمولا از هزینه‌های سنگین رواندرمانی و مشاوره روانشناسی گلایه می‌کنند.آنها معمولا می‌گویند مراجعه به روانشناس به حدی گران است، که آنها کلا از ان صرف نظر می‌کنند. با توجه به شرایط موجود صحبت آنها کاملا قابل درک است . در این نوشته اصلا سعی ندارم نشان دهم که &#8230;</p>
<p>The post <a href="https://behdashtravan.com/%d9%87%d8%b2%db%8c%d9%86%d9%87%e2%80%8c%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%b3%d9%86%da%af%db%8c%d9%86-%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%d8%af%d8%b1%d9%85%d8%a7%d9%86%db%8c-%d9%88-%d9%85%d8%b4%d8%a7%d9%88%d8%b1%d9%87-%d8%b1/">با هزینه‌های سنگین رواندرمانی و مشاوره روانشناسی چه کار کنیم؟</a> appeared first on <a href="https://behdashtravan.com">مجله تخصصی روانشناسی بهداشت روان</a>.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>وقتی با مردم و اطرافیانم صحبت می‌کنم، معمولا از هزینه‌های سنگین رواندرمانی و مشاوره روانشناسی گلایه می‌کنند.آنها معمولا می‌گویند مراجعه به روانشناس به حدی گران است، که آنها کلا از ان صرف نظر می‌کنند. با توجه به شرایط موجود صحبت آنها کاملا قابل درک است . در این نوشته اصلا سعی ندارم نشان دهم که هزینه‌های رواندرمانی و مشاوره روانشناسی سنگین نیست، بلکه تلاشم بر این است که چیزهایی را که شاید قبل از شروع درمان شفاف نیست، توضیح دهم. این توضیحات از سه منبع الهام گرفته شده‌اند: ۱٫ تجربیات شخصی من در فرایند یادگیری رواندرمانی و گذراندن درمان‌های مختلف با استادها و رواندرمانگران خودم. ۲٫ کار با مراجعین   ۳٫ مطالعات و استفاده از تجارب دیگران</p>
<p>&nbsp;</p>
<p>معمولا وقتی از قیمت‌های بالای روانشناس حرف می‌زنیم نکاتی وجود دارد که آن را نمی‌بینیم(چون خودمان اثر آن را تجربه نکردیم). به همین منظور در زیر به شرح ۷ نکته مهم در مورد هزینه‌های سنگین رواندرمانی و مشاوره روانشناسی می‌پردازیم</p>
<h2><span style="color: #000000;">هفت نکته مهم درمورد هزینه‌های سنگین رواندرمانی و مشاوره روانشناسی</span></h2>
<p>&nbsp;</p>
<h3><strong>رواندرمانی یک سرمایه‌گذاری فوق‌العاده است</strong></h3>
<p><strong><br />
</strong>همه ما به واسطه محیط رشدی و تجربیات قدیمی دچار <a href="http://behdashtravan.com/%d8%a7%d8%b6%d8%b7%d8%b1%d8%a7%d8%a8-%d8%a7%d8%b2-%d9%86%da%af%d8%a7%d9%87-%d9%81%d8%b1%d9%88%db%8c%d8%af/" target="_blank" rel="noopener noreferrer">روانرنجوری</a> و موانع ذهنی زیادی می‌شویم. <a href="http://behdashtravan.com/%d8%b2%d9%86%d8%af%da%af%db%8c%d9%86%d8%a7%d9%85%d9%87-%d9%81%d8%b1%d9%88%db%8c%d8%af-%d9%82%d8%b3%d9%85%d8%aa-%d8%a7%d9%88%d9%84/" target="_blank" rel="noopener noreferrer">فروید</a> معتقد است که هر قدر هم سبک فرزندپروری ما کامل اجرا شود باز ایجاد این روانرنجوری‌ها اجتناب‌ناپذیر است. از آنجا که از نظر فروید واقعیت هیچ‌گاه صددرصد ارضا کننده نیست و کودک عمیقا بی‌دفاع است، کودک دست به ابزاری روانشناختی می‌زند که از این واقعیت به نوعی اجتناب کند و آن را نپذیرد. این ابزار که در کودکی برای ما گاهی مفید بودند و در بزرگسالی مانع تجارب رشدی و مهم می‌شوند، <a href="http://behdashtravan.com/%d9%85%da%a9%d8%a7%d9%86%db%8c%d8%b2%d9%85-%d8%af%d9%81%d8%a7%d8%b9%db%8c/" target="_blank" rel="noopener noreferrer">مکانیزم دفاعی</a> نامیده می‌شوند. این مکانیزم‌های قدیمی و ناهشیار، معمولا کار ما را در زندگی سخت‌تر می‌کنند.</p>
<p>اجازه بدهید با یک مثال ادامه دهم، کودکی که دائما تحت فشار انتقاد والدین خود بوده همیشه احساس می‌کند که نقصی در وجودش نهفته است. او با این احساس نقص و حقارت بزرگ می‌شود. در بزرگسالی هر کس به او انتقاد ساده یا مخالفتی بکند، به شدت اشفته و عصبانی می‌شود و سعی می‌کند با مقابله به مثل به این احساس حقارت پاسخ دهد (به نحوی دیگر نمی‌خواهد در شرایط انتقاد، نقص و حقارت باشد ولی ناخودآگاه به آن دامن می‌زند). به واسطه این رفتار انتقام‌جویانه، بعد از مدتی از سر کار اخراج می‌شود، مسیر رویاهایش مخدوش می‌شود و روابط عاطفی‌اش به شدت اسیب می‌بینند. حالا او بیشتر احساس نقص می‌کند.</p>
<p>حالا با در نظر گرفتن مثال بالا، می‌بینم اگر فرد مذکور انعطاف بیشتری در برابر احساس نقص و حقارت داشت، شاید اوضاع مالی بهتری داشت، روابط سازنده‌تری داشت و استعدادهایش را بهتر شکوفا می‌کرد و دیگر احساس نقص نمی‌کرد. حضور چنین فردی در رواندرمانی و اصلاح اشتباهاتی که در طول رشد برای او شکل گرفته، جنبه سرمایه گذاری فوق‌العاده‌ای دارد. او با پرداخت هزینه‌ای موقت ابزار دائمی بدست می‌آورد که یک عمر از ان استفاده می‌کند.</p>
<p>بگذارید با چند مثال عددی ملموس ادامه دهم. روزی که خودم قصد کردم درمان بلندمدتی را شروع کنم، هزینه‌های درمان با توجه به درآمدم در آن دوران، خیلی سنگین و تقریبا غیر ممکن به نظر می‌رسیدند. به هر زحمتی بود، این هزینه را جور کردم و در کمال تعجب در کمتر از ۶ ماه درآمد من تقریبا دو برابر شد. درمان باعث شده بود تمام موانع و ترس‌های بی‌موردی را که باعث شده بود درآمد کمی داشته باشم، کنار بگذارم. در آخر نه تنها هزینه‌های جلسات را به سادگی می‌پرداختم، مشکلات مالی دیگرم هم بر طرف شد.</p>
<p>مراجع دیگری داشتم که پتانسیل بالایی برای درآمدزایی داشت اما با درآمد کمی زندگی می‌کرد و سعی می‌کرد تا حد امکان از محیط‌های اجتماعی غنی و رشد دهنده فاصله بگیرد. علاوه بر این وظایف اساسی‌اش در دانشگاه به شدت مختل شده بودند و اضافه وزن داشت. در کمتر از نه ماه درآمد او سه برابر شد(که البته از قبل پتانسیل ان را داشت ولی استفاده نمی‌کرد و ما فقط ان را فعال کردیم)، دانشگاهش روی غلتک افتاد و شروع به کاهش وزن کرد.</p>
<p>روانشناسان معتقدند که یک درمان باید همه جانبه باشد. به چنین درمانی BIO-PSYCHO-SOCIAL (زیستی-اجتماعی و روانی) می‌گویند. اگر فقط به موانع ذهنی و روانی بپردازیم یا برای مشکلات فقط دارو تجویز کنیم و فکری به حال مشکلات اجتماعی فرد نکنیم، درمان ناقص می‌ماند. درمانگر باید به خوبی جای زخم مراجع را بشناسد و با کمک مراجع آن را برطرف کند. مسلما یکی از مشکلات اساسی ما مشکلات اجتماعی و درآمد است. درمان کمک می‌کند پتانسیل‌های خود را برای درامدزایی و رشئ بشناسیم و آنها را به خوبی شکوفا کنیم. البته همیشه قرار نیست درآمد زیاد شود، گاهی مشکل مراجع اصلا درامد نیست.</p>
<h3><strong>ما فکر می‌کنیم خودمان از پس مشکلات روانی خود بر می‌آییم</strong></h3>
<p>مسلما فرد با توجه به تیپ شخصیتی‌اش ممکن است تا حدی در حل مشکلات روانی کودکی‌اش موفق باشد اما در اغلب اوقات هر قدر هم که فرد مطالعه زیادی کند و از شرایطش اگاه شود درمان رخ نمی‌دهد. بسیاری از بزرگان و نوابغ تاریخ از پس چنین مشکلاتی به تنهایی بر نیامدند. کتاب <a href="http://behdashtravan.com/%d9%81%d9%84%d8%b3%d9%81%d9%87-%d9%86%db%8c%da%86%d9%87-%d8%a7%d8%b2-%d9%86%da%af%d8%a7%d9%87-%d8%ac%d8%b0%d8%a7%d8%a8-%d9%85%d8%b5%d8%b7%d9%81%db%8c-%d9%85%d9%84%da%a9%db%8c%d8%a7%d9%86/" target="_blank" rel="noopener noreferrer">وقتی نیچه گریست</a> سعی می‌کند چنین موضوعی را توضیح دهد.</p>
<p>برای ما انسان‌ها که در رابطه آسیب دیده‌ایم، شفا فقط در رابطه و دوستی اتفاق می‌افتد. درمانگر تبدیل به شنونده و مراقبی می‌شود که هیچ‌وقت نداشتیم. پس وقتی فکر کنیم همه‌توانیم و خودمان بلدیم خودمان را درمان کنیم، قطعا چرا باید پول اضافه به درمانگر بدهیم؟ این خودسوپرمن انگاری یا همه‌توانی یکی از همان مکانیزم‌هایی است که مانع دیدن واقعیت و موفقیت ما در زندگی می‌شود.</p>
<h3><strong>رواندرمانگران پولکی و سودجو هستند </strong></h3>
<p>این جمله را زیاد می‌شنوم. مسلما ما روانشناس‌ها در ایجاد چنین نظری نقش داشته‌ایم. امیدوارم بتوانیم با عملکرد مناسب این ذهنیت را تغییر دهیم. در کتاب هنر درمان، <a href="http://behdashtravan.com/%da%a9%d8%aa%d8%a7%d8%a8%e2%80%8c%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%a7%d8%b1%d9%88%db%8c%d9%86-%db%8c%d8%a7%d9%84%d9%88%d9%85/" target="_blank" rel="noopener noreferrer">یالوم</a> در دو فصل مزایا و معایب شغل رواندرمانی را نوشته است. در آن به خوبی نشان می‌دهد که اگر به دنبال ثروت‌اندوزی هستید، روانشناس شدن یک اشتباه بزرگ است. رواندرمانگران باید بخش زیادی از درامد خود را هزینه بازسازی روانی خود کنند. به این هزینه‌ها هزینه‌های جاری، هزینه دفتر مناسب، دوره‌های مدرن درمانی و تحت درمان قرار گرفتن مداوم را هم اضافه کنید.</p>
<p>بگذریم. در نهایت در نظر داشته باشید که حتی درمانگران سودجو هم الزاما بی‌کفایت نیستند، آنها هم شاید بتوانند گره از کار شما باز کنند.</p>
<h3><strong>نکته ای که در نظر نمی‌گیرید این است که درمانگران ممکن است مشکل مالی شما را در نظر بگیرند و به شرایط شما کمک کنند</strong></h3>
<p>مسلما هیچ درمانگری دوست ندارد با خدماتی که ارائه می‌شود مانند کالایی برخورد شود که بر سر آن چانه می‌زنند، اما معمولا اگر درمانگری مطمئن باشد که مراجع واقعا توان پرداخت ندارد، ممکن است در پرداخت هزینه‌ها کمک کند. ممکن است بخشی از هزینه را کم کند، یا به بعد موکول کند و یا قسط بندی کند. از انجا که تیپ شخصیتی روانشناس به تیپ‌های امدادگر نزدیک است، برای این که مشکل خود را بیان کنید، درنگ نکنید، <strong>ممکن است پاسخ مطلوبی بگیرید.</strong></p>
<p>این نوع کمک‌رسانی برای من همیشه خوشایند بوده است. در این فرایند کسی که پول زیادی ندارد از موهبت درمان برخوردار می‌شود و با قوی شدن در فرایند درمان، درآمد بهتری خواهد داشت و هزینه‌های معوقه را پرداخت می‌کند. فکر نمی‌کنم چنین موضوعی برای درمانگری ناخوشایند باشد. این معامله کاملا برد-برد است.</p>
<h3><strong>ما اهمیت سلامت یا بهداشت روان را نمی‌دانیم</strong></h3>
<p>ما معمولا به راحتی حاضریم برای جسم خود و درمان آن هزینه کنیم، چون آن را اجتناب‌ناپذیر قلمداد می‌کنیم. از آنجا که فکر می‌کنیم خودمان به تنهایی می‌توانیم از پس مشکلات روانی برآییم یا بر این باوریم خودش خودبه‌خود درست می‌شود، هزینه برای<a href="http://behdashtravan.com" target="_blank" rel="noopener noreferrer"> بهداشت روان</a> را در اولویت پایین‌تری قرار می‌دهیم.</p>
<h3><strong>اهمیت ندادن به رشد فردی</strong></h3>
<p>ما معمولا فقط برای رهایی از درد و رنج ناشی از یک اختلال به درمانگر رجوع می‌کنیم. اگر تحت فشار روانی نباشیم، نیازی به بهتر شدن شرایط نمی‌بینیم. <strong>یکی از دشواری‌های رشد کردن این است که ما قبل از شروع آن، نمی‌دانیم چه چیزی بدست خواهیم آورد.</strong> این موضوع گاهی باعث می‌شود مزایای رشد را نبینیم. به طور مثال یکی از مراجعین، با گذر مدتی از درمانش، بعد از این که سالها موفق به رانندگی نشده بود، توانست رانندگی کند. رانندگی هیچوقت موضوع بحث جلسات نبود، اما چون برخی مسائل مانند ضعف عزت نفس، احساس بی‌کفایتی و اضطراب در مراجع از ریشه حل شده بود، توانست به سادگی رانندگی کند. مغز ما برای چیزی که نتیجه آن را نداند ، معمولا تمرکز کافی (هزینه، وقت و انرژی روانی) نمی‌گذارد. از این رو چون مزایا و محصولات فرعی آن از قبل کاملا مشخص نیست، انگیزه ما برای شروع آن کم می‌شود و حس می‌کنیم سرمایه‌گذاری صحیحی نیست.</p>
<h3><strong>درمان موثر اثری دائمی خواهد داشت</strong></h3>
<p><strong><br />
.</strong> اگر یک بار مساله‌ای از ریشه درست شود، ان مساله برای همیشه درون وجود ما حل خواهد شد و در آینده مشکلات کمتری ایجاد خواهد کرد. شاید ما برای مدتی برای اصلاح مسیر زندگی‌مان که چند دهه به طول انجامیده، زیر بار فشار رویم اما برای همیشه از مهارت‌های روانشناختی آن استفاده می‌کنیم.</p>
<p>&nbsp;</p>
<h3>جمع‌بندی</h3>
<p>من کییفیت زندگی خودم را تا حد زیادی مدیون رواندرمانی‌های مناسبی می‌دانم که پشت سر گذاشتم. همچنین تاثیر مثبت زیادی را روی مراجعان دیدم. یکی از اهداف نوشتن این مطلب این بود که تجربه خودم را بتوانم با دیگران به اشتراک بگذارم.</p>
<p>برای این که بتوانید با روند و شیوه تاثیر گذاری رواندرمانی آشنا شوید بد نیست ویدئوی زیر را ببینید</p>
<a href="http://behdashtravan.com/%D9%87%D8%B2%DB%8C%D9%86%D9%87%E2%80%8C%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%B3%D9%86%DA%AF%DB%8C%D9%86-%D8%B1%D9%88%D8%A7%D9%86%D8%AF%D8%B1%D9%85%D8%A7%D9%86%DB%8C-%D9%88-%D9%85%D8%B4%D8%A7%D9%88%D8%B1%D9%87-%D8%B1/" target="_blank" class="shortc-button medium green "><span class="fa " aria-hidden="true"></span> رواندرمانی چطوراثر می‌کند</a>
<p><strong>نام مقاله</strong>: با هزینه‌های سنگین رواندرمانی و مشاوره روانشناسی چه کار کنیم؟<br />
<strong>&#8220;نویسنده</strong>: &#8220;<a href="http://ravandarmani.org" target="_blank" rel="noopener noreferrer">بهروز هاشمی</p>
<p></a><br />

		<div class="box info  aligncenter" style="width:100%">
			<div class="box-inner-block">
				<span class="fa tie-shortcode-boxicon"></span><a href="http://behdashtravan.com/%D8%AA%D8%A7%D8%AB%DB%8C%D8%B1-%D8%B1%D9%88%D8%A7%D9%86%DA%A9%D8%A7%D9%88%DB%8C-%D8%A8%D9%84%D9%86%D8%AF%D9%85%D8%AF%D8%AA-%D9%88-%D9%86%D8%AA%DB%8C%D8%AC%D9%87-%D8%A2%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%D8%B2%D9%86/" target="_blank" rel="noopener noreferrer">برای اطلاعات بیشتر در مورد مزایای رواندرمانی کلیک کنید</a>.<br />

			</div>
		</div>
	
<a href="http://behdashtravan.com/%d9%85%d8%b1%da%a9%d8%b2-%d9%85%d8%b4%d8%a7%d9%88%d8%b1%d9%87-%d9%88-%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%e2%80%8c%d8%af%d8%b1%d9%85%d8%a7%d9%86%db%8c-%d8%b4%da%a9%d9%88%d9%81%d8%a7%db%8c%db%8c/" target="_blank" class="shortc-button medium green "><span class="fa " aria-hidden="true"></span> برای تعیین وقت مشاوره و رواندرمانی روی لینک زیر کلیک کنید</a>
<p>The post <a href="https://behdashtravan.com/%d9%87%d8%b2%db%8c%d9%86%d9%87%e2%80%8c%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%b3%d9%86%da%af%db%8c%d9%86-%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%d8%af%d8%b1%d9%85%d8%a7%d9%86%db%8c-%d9%88-%d9%85%d8%b4%d8%a7%d9%88%d8%b1%d9%87-%d8%b1/">با هزینه‌های سنگین رواندرمانی و مشاوره روانشناسی چه کار کنیم؟</a> appeared first on <a href="https://behdashtravan.com">مجله تخصصی روانشناسی بهداشت روان</a>.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://behdashtravan.com/%d9%87%d8%b2%db%8c%d9%86%d9%87%e2%80%8c%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%b3%d9%86%da%af%db%8c%d9%86-%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%d8%af%d8%b1%d9%85%d8%a7%d9%86%db%8c-%d9%88-%d9%85%d8%b4%d8%a7%d9%88%d8%b1%d9%87-%d8%b1/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>2</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>ویژگی‌های روانشناس و رواندرمانگر خوب</title>
		<link>https://behdashtravan.com/%d9%88%db%8c%da%98%da%af%db%8c%e2%80%8c%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%d8%b4%d9%86%d8%a7%d8%b3-%d9%88-%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%d8%af%d8%b1%d9%85%d8%a7%d9%86%da%af%d8%b1-%d8%ae%d9%88%d8%a8/</link>
					<comments>https://behdashtravan.com/%d9%88%db%8c%da%98%da%af%db%8c%e2%80%8c%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%d8%b4%d9%86%d8%a7%d8%b3-%d9%88-%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%d8%af%d8%b1%d9%85%d8%a7%d9%86%da%af%d8%b1-%d8%ae%d9%88%d8%a8/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[بهروز هاشمی]]></dc:creator>
		<pubDate>Mon, 20 May 2019 14:54:21 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[آسیب شناسی]]></category>
		<category><![CDATA[رواندرمانی]]></category>
		<category><![CDATA[دکتر روانکاو]]></category>
		<category><![CDATA[روانشناس]]></category>
		<category><![CDATA[روانشناسی]]></category>
		<category><![CDATA[روانکاو]]></category>
		<category><![CDATA[روانکاوی]]></category>
		<category><![CDATA[مشاور]]></category>
		<category><![CDATA[مشاوره]]></category>
		<category><![CDATA[مشاوره روانشناختی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://behdashtravan.com/?p=6841</guid>

					<description><![CDATA[<p>یک روانشناس و رواندرمانگر خوب را چطور پیدا کنیم شاید شما هم به دنبال یک درمانگر یا مشاور می‌گردید تا بتوانید برخی از مشکلات فردی و عاطفی خود را حل کنید. اولین سوالی که در این موارد با آن مواجه می‌شوید این است که باید دنبال چه ویژگی‌هایی در یک روانشناس بگردیم؟ اگر جلسات را &#8230;</p>
<p>The post <a href="https://behdashtravan.com/%d9%88%db%8c%da%98%da%af%db%8c%e2%80%8c%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%d8%b4%d9%86%d8%a7%d8%b3-%d9%88-%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%d8%af%d8%b1%d9%85%d8%a7%d9%86%da%af%d8%b1-%d8%ae%d9%88%d8%a8/">ویژگی‌های روانشناس و رواندرمانگر خوب</a> appeared first on <a href="https://behdashtravan.com">مجله تخصصی روانشناسی بهداشت روان</a>.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>یک روانشناس و رواندرمانگر خوب را چطور پیدا کنیم</h2>
<p>شاید شما هم به دنبال یک درمانگر یا مشاور می‌گردید تا بتوانید برخی از مشکلات فردی و عاطفی خود را حل کنید. اولین سوالی که در این موارد با آن مواجه می‌شوید این است که باید دنبال چه ویژگی‌هایی در یک روانشناس بگردیم؟ اگر جلسات را با یک رواندرمانگر شروع کردم، از کجا بفهمم انتخاب خوبی را انتخاب کرده‌ایم؟ در این مقاله سعی کردم ویژگی‌های یک روانشناس و رواندرمانگر خوب را برای شما بازگو کنم. برای مطالعه نتایج یک درمان مناسب <a href="http://behdashtravan.com/%d8%aa%d8%a7%d8%ab%db%8c%d8%b1-%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%da%a9%d8%a7%d9%88%db%8c-%d8%a8%d9%84%d9%86%d8%af%d9%85%d8%af%d8%aa-%d9%88-%d9%86%d8%aa%db%8c%d8%ac%d9%87-%d8%a2%d9%86-%d8%af%d8%b1-%d8%b2%d9%86/" target="_blank" rel="noopener noreferrer">این مقاله</a> را بخوانید.</p>
<p>&nbsp;</p>
<h2><strong>ویژگی‌های روانشناس و رواندرمانگر خوب:</strong></h2>
<p>&nbsp;</p>
<h3> قدرت همدلی بالا</h3>
<p>روانشناس باید بتواند از نقطه نظر مراجع به مسائل نگاه کند و احساس، افکار و عقاید او را درک کند. روانشناس برای تسهیل فرآیند درمان باید بتواند وارد دنیای فرد شود و همچنین بتواند این همدلی را ابراز کند.  رواندرمانگر باید بتواند با طیف وسیعی از انسان‌ها ارتباط برقرار کند و آنها را درک کند</p>
<h3>پذیرش بالا و توجه بی قید و شرط</h3>
<p>مراجع برای این که بتواند به راحتی مشکلات خود را بازگو کند، نیاز به یک محیط امن دارد. معمولا مراجعین نیاز دارند در مورد عمیق‌ترین احساسات و دردناک‌ترین خاطرات و مشکلاتشان حرف بزنند.<br />
رواندرمانگر لازم است نسبت به عواطف مراجع پذیرش بالایی نشان دهد و او را سرزنش یا قضاوت نکند. مراجع باید احساس کند با وجود تمام ضعف‌هایش پذیرفتنی است. البته این به آن معنی نیست که درمانگر نباید هیچ حد و مرزی برای فرایند درمان ایجاد کند.<br />
به قول کارل یونگ، &#8221; ما در رابطه آسیب می‌بینیم و در رابطه باید شفا پیدا کنیم&#8221;. این جمله اهمیت یک رابطه سازنده در فرایند درمان را به خوبی نشان می‌دهد.</p>
<h3>مهارت حل مساله</h3>
<p>هر چند که درمانگر خود نباید مسائل مراجع را به شخصه حل کند و مسئولیت آنها را بپذیرد، اما باید بتواند در حل مشکلات به خوبی ذهن مراجع را باز کند.در نتیجه لازم است که قدرت خوبی در حل اینمسائل داشته باشد</p>
<h3>انعطاف‌پذیری</h3>
<p>یکی از ویژگی‌های روانشناس و رواندرمانگر خوب داشتن انعطاف در درمان است. برخی از افراد به نوع خاصی از درمان ها یا تکنیک‌های روانشناختی خوب پاسخ نمی‌دهند، درمانگر نباید در روش و رفتار خود متعصب باشد. معروف است که می‌گویند مراجع روش درمان را با خود به جلسه درمان می‌آورد.</p>
<h3> خودآگاهی</h3>
<p>رواندرمانگر خوب نسبت به عواطف، مشکلات و روانرنجوری‌های خود آگاه و مسلط است. تا حد امکان درمانگر و روانشناس خوب باید با مشکلات خود کنار آمده باشد تا در فرایند درمان اختلال ایجاد نشود. برای این موضوع لازم است که درمانگر خودش پیش از درمان، تحت درمان قرار گرفته باشد.</p>
<h3> ایجاد اتحاد درمانی مناسب</h3>
<p>یکی دیگر از ویژگی‌های روانشناس و رواندرمانگر یا مشاور خوب توان ایجاد یک ارتباط سازنده محکم با مراجع برای کمک به پیشبرد اهداف درمانی است. روانشناس باید بتواند با ایجاد اعتماد و گرمی در جلسه، مراجع را نسبت به درمان ترغیب کند.</p>
<h3> توانایی توضیح و مواجهه دادن</h3>
<p>یکی از مهم‌ترین ویژگی‌های روانشناس این است که بتواند به خوبی احساسات، افکار و باورهای ناکارامد را توضیح دهد و مراجع را با عواقب آنها مواجه کند. مواجه شدن مراجع با واقعیت، افکار و باورهایش از مهمترین بخش‌های درمان است. این موضوع باید صریح و همدلانه صورت پذیرد.</p>
<h3>نوع‌دوست و یاری‌رسان</h3>
<p>روانشناس باید از کمک به دیگران، مخصوصا در جلسات درمانی لذت ببرد. مراجع نباید این حس را پیدا کند که عواطف و احساسات و سرنوشتش برای درمانگر اهمیت خاصی ندارد.</p>
<h3> حساسیت به فرهنگ مراجع</h3>
<p>رواندرمانگر باید در فرآیند درمان بافت فرهنگی مراجع را در نظر بگیرد. بسیاری از مسائل که در یک فرهنگ ناهنجاری محسوب می‌شود در فرهنگ دیگر چنین نیست. به طور مثال در فرهنگ غربی این که جوان ۲۷ ساله با خانواده‌اش زندگی کند، این احتمال را که شخصیتی وابسته باشد بالا می‌برد اما در فرهنگ ایران الزاما به این شکل نیست.</p>
<p>&nbsp;</p>
<p><strong>نویسنده</strong>: <a href="http://RAVANDARMANI.ORG" target="_blank" rel="noopener noreferrer">بهروز هاشمی</a></p>
<a href="http://behdashtravan.com/%d9%85%d8%b1%da%a9%d8%b2-%d9%85%d8%b4%d8%a7%d9%88%d8%b1%d9%87-%d9%88-%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%e2%80%8c%d8%af%d8%b1%d9%85%d8%a7%d9%86%db%8c-%d8%b4%da%a9%d9%88%d9%81%d8%a7%db%8c%db%8c/" target="_blank" class="shortc-button medium green "><span class="fa " aria-hidden="true"></span> تعیین وقت روانکاوی</a>
<p>&nbsp;</p>
<p>The post <a href="https://behdashtravan.com/%d9%88%db%8c%da%98%da%af%db%8c%e2%80%8c%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%d8%b4%d9%86%d8%a7%d8%b3-%d9%88-%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%d8%af%d8%b1%d9%85%d8%a7%d9%86%da%af%d8%b1-%d8%ae%d9%88%d8%a8/">ویژگی‌های روانشناس و رواندرمانگر خوب</a> appeared first on <a href="https://behdashtravan.com">مجله تخصصی روانشناسی بهداشت روان</a>.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://behdashtravan.com/%d9%88%db%8c%da%98%da%af%db%8c%e2%80%8c%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%d8%b4%d9%86%d8%a7%d8%b3-%d9%88-%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%d8%af%d8%b1%d9%85%d8%a7%d9%86%da%af%d8%b1-%d8%ae%d9%88%d8%a8/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>رواندرمانی و روانکاوی چطور اثر می‌گذارند  (ویدئو)</title>
		<link>https://behdashtravan.com/%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%d8%af%d8%b1%d9%85%d8%a7%d9%86%db%8c-%d9%88-%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%da%a9%d8%a7%d9%88%db%8c-%da%86%d8%b7%d9%88%d8%b1-%d8%a7%d8%ab%d8%b1-%d9%85%db%8c%e2%80%8c%da%af%d8%b0%d8%a7/</link>
					<comments>https://behdashtravan.com/%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%d8%af%d8%b1%d9%85%d8%a7%d9%86%db%8c-%d9%88-%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%da%a9%d8%a7%d9%88%db%8c-%da%86%d8%b7%d9%88%d8%b1-%d8%a7%d8%ab%d8%b1-%d9%85%db%8c%e2%80%8c%da%af%d8%b0%d8%a7/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[بهروز هاشمی]]></dc:creator>
		<pubDate>Tue, 14 May 2019 12:08:32 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[آسیب شناسی]]></category>
		<category><![CDATA[ارتقاء سلامت روان]]></category>
		<category><![CDATA[رواندرمانی]]></category>
		<category><![CDATA[رواندرمانی بلندمدت]]></category>
		<category><![CDATA[روانشناس]]></category>
		<category><![CDATA[روانشناسی]]></category>
		<category><![CDATA[روانکاوی]]></category>
		<category><![CDATA[مشاوره]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://behdashtravan.com/?p=6824</guid>

					<description><![CDATA[<p>رواندرمانی و روانکاوی چطور اثر می‌گذارد و باعث درمان اختلالات رواندرمانی می‌شود؟ (ویدئو) &#160; &#160; به خاطر دارم وقتی سن کمتری داشتم و به تازگی به رشته روانشناسی علاقه‌مند شده بودم و قصد ورود به آن را داشتم، یکی از اقوام که از من با تجربه‌تر بود به من گفت &#8221; این روانشناس‌ها نیستند که &#8230;</p>
<p>The post <a href="https://behdashtravan.com/%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%d8%af%d8%b1%d9%85%d8%a7%d9%86%db%8c-%d9%88-%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%da%a9%d8%a7%d9%88%db%8c-%da%86%d8%b7%d9%88%d8%b1-%d8%a7%d8%ab%d8%b1-%d9%85%db%8c%e2%80%8c%da%af%d8%b0%d8%a7/">رواندرمانی و روانکاوی چطور اثر می‌گذارند  (ویدئو)</a> appeared first on <a href="https://behdashtravan.com">مجله تخصصی روانشناسی بهداشت روان</a>.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>رواندرمانی و روانکاوی چطور اثر می‌گذارد و باعث درمان اختلالات رواندرمانی می‌شود؟ (ویدئو)</h2>
<p>&nbsp;</p>
<div id="67216907599"><script type="text/JavaScript"src="https://www.aparat.com/embed/oDBUs?data[rnddiv]=67216907599&#038;data[responsive]=yes"></script></div>
<p>&nbsp;</p>
<p>به خاطر دارم وقتی سن کمتری داشتم و به تازگی به رشته روانشناسی علاقه‌مند شده بودم و قصد ورود به آن را داشتم، یکی از اقوام که از من با تجربه‌تر بود به من گفت &#8221; این روانشناس‌ها نیستند که درمان می‌کنند، آنها فقط حرف می‌زنند و درمان واقعی را روانپزشک‌ها انجام می‌دهند&#8221;. استدلال او این بود تنها با داروست که درمان ممکن می‌شود. در آن زمان پاسخ قانع‌کننده‌ای برای او نداشتم. بعد از گذشت چند سال و کسب تجربه در حوزه رواندرمانی و <a href="http://behdashtravan.com/%d8%aa%d8%a7%d8%ab%db%8c%d8%b1-%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%da%a9%d8%a7%d9%88%db%8c-%d8%a8%d9%84%d9%86%d8%af%d9%85%d8%af%d8%aa-%d9%88-%d9%86%d8%aa%db%8c%d8%ac%d9%87-%d8%a2%d9%86-%d8%af%d8%b1-%d8%b2%d9%86/" target="_blank" rel="noopener noreferrer">روانکاوی</a> ، متوجه شدم که این اشتباه، یک اشتباه رایج است. عده زیادی رواندرمانی و مشاوره روانشناسی را در بهترین حالت یک مشاوره ساده برای حل مساله و در بدترین حالت یک تخلیه هیجانی بیهوده می‌دانند.</p>
<p>برای پاسخ به این سوال تصمیم گرفتیم که ویدئوی بالا را در اختیار مخاطبین قرار دهیم. در این ویدئو به خوبی توضیح داده می‌شود که اگر کسی در دوران مدرن دچار ناراحتی روانی شد، چه گزینه‌هایی پیش رو دارد. این گزینه‌ها شامل خدمات روانپزشکی، درمان رفتاری شناختی و رواندرمانی می‌باشند. البته لازم به ذکر است که در این ویدئو انواع درمان‌های کوتاه مدت را زیر شاخه درمان رفتاری شناختی یا CBT  معرفی می‌کند و همچنین درمان‌های بلندمدت‌تر زیر شاخه رواندرمانی (درمانی شبیه به روانکاوی) معرفی می‌کند. هر چند این دسته‌بندی دقیقی نیست، اما برای مخاطب به خوبی گزینه‌ها را شرح می‌دهد.</p>
<h2><strong> انواع خدمات روانشناختی که در این ویدئو با آنها آشنا می‌شوید</strong></h2>
<p><strong>روانپزشکی</strong> با کمک دارو به کنترل اختلالات روانی می‌پردازد. در ویدئو با مزایا و معایب این نوع درمان بررسی شده است.</p>
<p><strong>درمان رفتاری شناختی یا </strong><strong>CBT</strong> درمان کوتاه‌مد ت و زودبازدهی است که طی آن مراجع یاد می‌گیرد با افکار و عقاید آسیب‌زای خود چالش کند و بر آنها فائق آید.</p>
<p><strong>رواندرمانی </strong>به ریشه مشکلات می‌پردازد و به نوعی شخصیت را بازآفرینی می‌کند. مزایا و معایب و نحوه اثر این درمان در ویدئو شرح داده شده است.</p>
<p>&nbsp;</p>
<p>مهم‌ترین سوالی که در این ویدئو به ان پرداخته شده است این است که چطور درمان‌های روانشناختی بدون نیاز به دارو به بهبود وضعیت فرد منجر می‌شود.</p>
<p>&nbsp;</p>
<h2><strong>سوالات اساسی که در این ویدئو به آن پاسخ داده می‌شود؟</strong></h2>
<ul>
<li>برای درمان اختلالات روانی و مشکلات روحی باید چه کار کنیم و چه گزینه‌هایی وجود دارد؟</li>
<li>مزایا و معایب هر کدام از این درمان‌ها چیست؟</li>
<li>درمان‌های مختلف روانشناختی چطور عمل می کنند و باعث درمان می‌شوند؟</li>
</ul>
<p><strong>نویسنده و مترجم ویدئو</strong>: بهروز هاشمی</p>
<a href="http://behdashtravan.com/%d9%85%d8%b1%da%a9%d8%b2-%d9%85%d8%b4%d8%a7%d9%88%d8%b1%d9%87-%d9%88-%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%e2%80%8c%d8%af%d8%b1%d9%85%d8%a7%d9%86%db%8c-%d8%b4%da%a9%d9%88%d9%81%d8%a7%db%8c%db%8c/" target="_blank" class="shortc-button medium green "><span class="fa " aria-hidden="true"></span> تعیین وقت روانکاوی</a>
<p>&nbsp;</p>
<p><a href="https://www.youtube.com/watch?v=HIfYWK5r4wM&amp;feature=youtu.be" target="_blank" rel="noopener noreferrer">لینک ویدئو در یوتوب</a></p>
<p>The post <a href="https://behdashtravan.com/%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%d8%af%d8%b1%d9%85%d8%a7%d9%86%db%8c-%d9%88-%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%da%a9%d8%a7%d9%88%db%8c-%da%86%d8%b7%d9%88%d8%b1-%d8%a7%d8%ab%d8%b1-%d9%85%db%8c%e2%80%8c%da%af%d8%b0%d8%a7/">رواندرمانی و روانکاوی چطور اثر می‌گذارند  (ویدئو)</a> appeared first on <a href="https://behdashtravan.com">مجله تخصصی روانشناسی بهداشت روان</a>.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://behdashtravan.com/%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%d8%af%d8%b1%d9%85%d8%a7%d9%86%db%8c-%d9%88-%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%da%a9%d8%a7%d9%88%db%8c-%da%86%d8%b7%d9%88%d8%b1-%d8%a7%d8%ab%d8%b1-%d9%85%db%8c%e2%80%8c%da%af%d8%b0%d8%a7/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>سوالات متداول و حقایقی در مورد رواندرمانی و مشاوره روانشناسی</title>
		<link>https://behdashtravan.com/%d8%b3%d9%88%d8%a7%d9%84%d8%a7%d8%aa-%d9%85%d8%aa%d8%af%d8%a7%d9%88%d9%84-%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%d8%af%d8%b1%d9%85%d8%a7%d9%86%db%8c-%d9%88-%d9%85%d8%b4%d8%a7%d9%88%d8%b1%d9%87-%d8%b1%d9%88%d8%a7/</link>
					<comments>https://behdashtravan.com/%d8%b3%d9%88%d8%a7%d9%84%d8%a7%d8%aa-%d9%85%d8%aa%d8%af%d8%a7%d9%88%d9%84-%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%d8%af%d8%b1%d9%85%d8%a7%d9%86%db%8c-%d9%88-%d9%85%d8%b4%d8%a7%d9%88%d8%b1%d9%87-%d8%b1%d9%88%d8%a7/#comments</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[بهروز هاشمی]]></dc:creator>
		<pubDate>Mon, 29 Apr 2019 12:02:52 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[آسیب شناسی]]></category>
		<category><![CDATA[ارتقاء سلامت روان]]></category>
		<category><![CDATA[بهداشت روان]]></category>
		<category><![CDATA[رواندرمانی]]></category>
		<category><![CDATA[درمان اختلالات روانی]]></category>
		<category><![CDATA[روانشناس]]></category>
		<category><![CDATA[روانشناسی]]></category>
		<category><![CDATA[روانکاو]]></category>
		<category><![CDATA[روانکاوی]]></category>
		<category><![CDATA[سوالات متداول]]></category>
		<category><![CDATA[مشاوره]]></category>
		<category><![CDATA[مشاوره روانشناختی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://behdashtravan.com/?p=6748</guid>

					<description><![CDATA[<p>معمولا تصمیم گرفتن برای مراجعه به روانشناس برای رواندرمانی و مشاوره روانشناسی جز تصمیمات خاص زندگیست که چالش ذهنی زیادی برای ما ایجاد می‌کند. سوالات زیادی ذهن ما را قبل از حضور در جلسه درگیر می‌کند که برخی از انها را در اینجا بررسی می‌کنیم. از کجا بفهمم وقتش رسیده که باید با یک روانشناس &#8230;</p>
<p>The post <a href="https://behdashtravan.com/%d8%b3%d9%88%d8%a7%d9%84%d8%a7%d8%aa-%d9%85%d8%aa%d8%af%d8%a7%d9%88%d9%84-%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%d8%af%d8%b1%d9%85%d8%a7%d9%86%db%8c-%d9%88-%d9%85%d8%b4%d8%a7%d9%88%d8%b1%d9%87-%d8%b1%d9%88%d8%a7/">سوالات متداول و حقایقی در مورد رواندرمانی و مشاوره روانشناسی</a> appeared first on <a href="https://behdashtravan.com">مجله تخصصی روانشناسی بهداشت روان</a>.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>معمولا تصمیم گرفتن برای مراجعه به روانشناس برای رواندرمانی و مشاوره روانشناسی جز تصمیمات خاص زندگیست که چالش ذهنی زیادی برای ما ایجاد می‌کند. سوالات زیادی ذهن ما را قبل از حضور در جلسه درگیر می‌کند که برخی از انها را در اینجا بررسی می‌کنیم.</p>
<h2><strong>از کجا بفهمم وقتش رسیده که باید با یک روانشناس یا رواندرمانگر صحبت کنم؟</strong></h2>
<p>همین که دارید این مقاله را مطالعه می‌کنید نشان می‌دهد احتمالا زمان مراجعه به روانشناس نزدیک شده است. به سه سوال فکر کنید. آیا توانایی دوست داشتن و دوست داشته شدن را به شیوه‌ی مطلوبتان دارید؟ آیا توانایی هدف‌گذاری، برنامه‌ریزی و پیگیری آرزوها و اهداف زندگیتان را دارید؟ ایا ارزش خود را می‌دانید؟ بیشتر مشکلاتی که مردم به جلسه درمان می‌آورد به یکی یا چند تا از سوالات بالا برمی‌گردد. اگر به یکی از سوالات بالا پاسختان نه باشد، احتمالا در زندگی خود با چالش مواجه هستید و می‌توانید از مزایای تراپی یا درمان روانشناختی بهره ببرید.</p>
<p>در ادامه سوالاتی را بررسی می‌کنیم که نیاز به رواندرمانی و مشاوره روانشناسی را در شما شفاف می‌کند. آیا مشکل، شرایط و احساس پایداری وجود دارد که شما را برای مدتیست که آزار می‌دهد؟ آیا چیزی در شما و زندگیتان هست که بخواهید آن را تغییر دهید؟ آیا از گفتگوی تکراری با خودتان یا دیگران در مورد موضوعی، بدون هیچ اثر مثبتی، خسته شده‌اید؟ آیا از احساسات خود به  تنگ امده‌اید؟ آیا با وجود تلاش برای نادیده گرفتن، صدایی درون شما به دنبال کمک گرفتن حرفه‌ای از متخصص است؟ اگر پاسخ سوالات بالا را آری می‌دهید، باید بدانید که وقت رواندرمانی و مشاوره روانشناسی فرا رسیده است.</p>
<h2><strong>” </strong><strong>نمی‌شه جای رواندرمانی با دوستم حرف بزنم؟</strong><strong> “</strong></h2>
<p>اگر دوستان یا خانواده‌ی دلسوزی دارید از گفتن احساسات درونی خود به آنها دریغ نکنید، اما بحث رفتن پیش یک متخصص کاملا متفاوت است و دلایل خوبی هم برای آن وجود دارد. آیا دوستان یا خانواده شما تمام تمرکز و توجه بی‌دریغ خود را به شما اختصاص می‌دهند؟ آیا می‌توانند کاملا بی‌طرفانه به مشکل شما توجه کنند؟ نه احتمالا. معمولا حتی بهترین دوستان و خانواده‌ها هم نمی‌توانند احساسات شخصی خود را درگیر مشکل ما نکنند.</p>
<h2><strong>مزایای رواندرمانی و مشاوره روانشناسی چیست؟</strong></h2>
<p>فواید رواندرمانی و مشاوره روانشناسی در پژوهش‌های بیشماری نشان داده شده و به اثبات رسیده است.در گزارش مفصلی که مارتین سلیگمن از مراجعان تهیه کرد، تاثیرگذاری رواندرمانی شفاف شده است. برای مطالعه این گزارش روی این <a href="https://www.ncbi.nlm.nih.gov/pubmed/8561380" target="_blank" rel="noopener noreferrer">لینک</a> کلیک کنید.</p>
<p>در اینجا خلاصه‌ی آن را مطالعه می‌کنید.</p>
<ul>
<li>رواندرمانی در ۹۲ درصد مراجعان تاثیر مثبت ایجاد کرد.</li>
<li>افراد هرچه بیشتر در رواندرمانی و مشاوره روانشناسی ماندند نتیجه بهتری گرفتند.</li>
<li>افراد فعال در رواندرمانی از افراد منفعل نتیجه بهتری گرفتند. افرادی که با گشودگی، پرسش و پیگیری در فرآیند درمان درگیر بودند بهره بیشتری بردند.</li>
<li>برای اغلب شرایط روانشناختی، افرادی که فقط در رواندرمانی حضور داشتند در مقایسه با افرادی که علاوه بر رواندرمانی دارو هم گرفتند، نتیجه مشابهی گرفتند.</li>
</ul>
<p>&nbsp;</p>

		<div class="box info  aligncenter" style="width:100%">
			<div class="box-inner-block">
				<span class="fa tie-shortcode-boxicon"></span><a href="http://behdashtravan.com/%D9%81%D8%B1%D9%82-%D8%B1%D9%88%D8%A7%D9%86%DA%A9%D8%A7%D9%88-%D8%B1%D9%88%D8%A7%D9%86%D8%B4%D9%86%D8%A7%D8%B3-%D9%88-%D8%B1%D9%88%D8%A7%D9%86%D9%BE%D8%B2%D8%B4%DA%A9/" target="_blank" rel="noopener noreferrer">برای آشنایی با تفاوت انواع خدمات بهداشت روان می‌توانید این مقاله را مطالعه کنید</a>.<br />

			</div>
		</div>
	
<p>&nbsp;</p>
<h2><strong>رواندرمانی و مشاوره روانشناسی چطور اثر می‌گذارد؟</strong></h2>
<p>رواندرمانگر با ایجاد امنیت و از بین بردن درماندگی، فضایی درست می‌کند تا مراجع بتواند خودش باشد و یاد بگیرد استعدادهای خودش را شکوفا کند. اثربخشی رواندرمانی و مشاوره روانشناسی به این صورت است.</p>
<p>وقتی اتفاق بدی می‌افتد و ما احساس می‌کنیم قدرت کنترل محیط یا آینده را نداریم، دست به دامن استراتژی‌هایی می‌شویم تا از خودمان محافظت کنیم. به این استراتژی‌ها <a href="http://behdashtravan.com/%d9%85%da%a9%d8%a7%d9%86%db%8c%d8%b2%d9%85-%d8%af%d9%81%d8%a7%d8%b9%db%8c/" target="_blank" rel="noopener noreferrer">دفاع یا مکانیزم دفاعی</a> می‌گویند. دفاع‌ها الزاما چیز بدی نیستند، ما بدون آنها ممکن است کارایی خود را از دست بدهیم.</p>
<p><a href="http://behdashtravan.com/%d9%85%da%a9%d8%a7%d9%86%db%8c%d8%b2%d9%85-%d8%af%d9%81%d8%a7%d8%b9%db%8c/" target="_blank" rel="noopener noreferrer">بهتر است قبل از مطالعه ادامه مقاله با مفهوم مکانیزم‌های دفاعی آشنا شوید.</a></p>
<p>اما مشکلی که دفاع‌ها دارند این است که آنها ممکن است کیفیت زندگی شما را کم کنند، مثلا ممکن توانایی عشق‌ورزی و دریافت عشق، پیگیری اهداف و احساس <a href="http://behdashtravan.com/%d8%b9%d8%b2%d8%aa%e2%80%8c%d9%86%d9%81%d8%b3-%da%86%db%8c%d8%b3%d8%aa%d8%9f/" target="_blank" rel="noopener noreferrer">خودارزشمندی</a> را در ما کاهش دهند. وقتی این اتفاق بیافتد وظیفه رواندرمانگر این است که به شما در مواجهه با این دفاع‌ها کمک کند. بسیاری از این دفاع‌ها خارج از اگاهی شما رخ می‌دهند و در دورانی که در گذشته آسیب‌پذیر بودید،  و شکل گرفته‌اند. وجود آنها دیگر ضرورتی ندارد و جلوی تجربه‌ی زندگی مطلوبتان را می‌گیرد. رواندرمانگر با ملایمت، همدلی و جدیت این دفاع‌ها را حل می‌کند تا شما با طبیعت واقعی خود را بشناسید و آن را ابراز کنید.</p>
<p>رواندرمانگر به شما کمک می‌کند تا در عمیق‌ترین حد ممکن با خودتان ارتباط برقرار کنید. همچنین رواندرمانگر کمک می‌کند تا مراجع در فضایی ایمن با او، صادقانه و عمیق ارتباط برقرار کند تا امنیت لازم برای شفا یافتن را تجربه کند. ابزار این شفا یافتن، همان نداشتن قضاوت و همدلی درمانگر است. همینطور که مراجع و رواندرمانگر پیش می‌روند، تجارب مفید و سازنده در دسترس مراجع قرار می‌گیرد. ارتباط شما با خودتان، زندگی و دیگران شروع به عمق پیدا کردن و گسترش می‌کند. ترس جای خود را به آزادی، گشودگی و کنجکاوی می‌دهد. پرخاش کنار می‌رود، پذیرش پیدا می‌شود. اندوه آسان می‌شود و تاب‌آوری، عشق و خودشکوفایی پرورانده می‌شود.</p>
<h2><strong>چطور بفهمم که درمانگر مناسب برای من کیست؟</strong></h2>
<p>برای این که واقعا یک رواندرمانگر را بشناسید، نیاز است که یک بار با او رو در رو دیدار داشته باشید. در دیدار اول باید این سوالات را در نظر داشته باشید.</p>
<ul>
<li>شما برای صحبت با روانشناس چقدر احساس راحتی می‌کنید؟</li>
<li>آیا قابل اعتماد به نظر می‌رسد؟</li>
<li>آیا واقعا به حرف من گوش می‌دهد؟</li>
<li>آیا می‌داند دارد چه کار می‌کند؟</li>
<li>آیا با اعتماد به نفس و کفایتمند به نظر می‌رسد؟</li>
<li>آیا توانایی مدیریت جلسه را دارد؟</li>
<li>از همه مهم‌تر آیا از او خوشم می‌آید؟</li>
</ul>
<h2><strong>چقدر طول می‌کشد </strong><strong>تا رواندرمانی (تراپی) تمام شود؟</strong></h2>
<p>اگر می‌شد به این سوال جواب دقیقی داد خیلی خوب می‌شد. متاسفانه این کار شدنی نیست. مثل این است که بپرسیم به طور کلی طناب‌ها چند متر هستند؟ مسلما این بستگی به این داره که طناب مورد نظر ما چند متر باشد! در مورد طناب‌ها به طور کلی نمی‌توان حرف زد.</p>
<p>فاکتورهای زیادی را باید در نظر گرفت. برای مثال، این که زندگی شما قبل از حضور در جلسه چطور بوده است؟ الان چی باعث شده که به روانشناسی و مشاوره رو بیاورید؟ این مشکل شما چه مدت است که  درگیرتان کرده است؟ تا کنون چطور با مسائل کنار امده‌اید؟ آیا نوع کنار آمدن شما باعث از بین رفتن احساسات عمیق‌تر سرزندگی و خوشبختی نشده است؟ امیدها و اهداف شما برای درمان چیست؟ از کجا باید بفهمیم که به آرزوهایمان رسیده‌ایم.</p>
<p>ِسوالات از این دست زیاد است. برخی از این سوالات را نمی‌توان در جا پاسخ داد، آنها معمولا در خلال درمان مبتنی بر اکتشاف و درک پاسخ داده می‌شوند.</p>
<p><strong>با این نکات شما بیشترین بهره را از درمان و مشاوره خواهید برد:</strong></p>
<p>۱٫به هزینه رواندرمانی به عنوان سرمایه‌گذاری برای آینده نگاه کنید.مزایایی که تجربه می‌کنید، هزینه‌ها را توجیه می‌کند.</p>
<ol start="2">
<li>با تمام ظرفیت و فعالانه در جلسات حضور یابید. درمان ممکن است زمان ببرد، هم از شما و هم از رواندرمانگر.</li>
</ol>
<h2><strong>برای جلسه اول رواندرمانی و مشاوره روانشناسی باید چه کار کنم؟</strong></h2>
<p>سعی کنید تا بیشترین حد ممکن خودتان باشید. در جلسه اول رواندرمانگر یا تراپیست مایل است بداند چه چیزی شما را برای اولین به سمت درمان آورده است، هر چه این اطلاعات دقیق‌تر باشد برای شما بهتر است. وظیفه رواندرمانگر در قبال صداقت شما توجه کامل و بی قید و شرط است.</p>
<p>در جلسه اول احتمالا این سوالات در ذهن شما خواهد بود:</p>
<ul>
<li>در یک اطاق بودن با آن روانشناس چه احساسی دارد؟</li>
<li>آیا از او خوشم می‌آید؟</li>
<li>آیا با اون احساس امنیت می‌کنم؟</li>
<li>آیا او می‌تواند به من کمک کند؟</li>
<li>آیا می‌توان در برابر او گارد خود را پائین بیاورم؟</li>
</ul>
<p>&nbsp;</p>
<p>در انتهای جلسه اول، هر کدام شناختی از دیگری خواهند داشت و در مورد احتمال ادامه همکاری با هم حرف خواهند زد. پژوهش‌های زیادی نشان داده‌اند که موفقیت رواندرمانی بیشتر به کیفیت ارتباط مراجع/درمانگر بستگی دارد تا جهت‌گیری نظری درمانگر. اگر با شخصیت روانشناس ارتباط برقرار نمی‌کنید شما به خودتان این را بدهکار هستید که باز هم به دنبال روانشناس دیگر بگردید. اگر به هر دلیلی رواندرمانگر بفهمد که برای مراجع مناسب نیست، روانشناس باید مراجع را به روانشناس دیگری ارجاع دهد. اگر مراجع/درمانگر تصمیم بگیرند که با هم کار کنند، برنامه جلسه آینده را می‌ریزند.</p>
<p>&nbsp;</p>
<h2><strong> چرا انقدر هزینه‌های رواندرمانی و مشاوره روانشناسی زیاد است؟در این وضعیت اقتصادی با یه هزینه اضافه چه کار کنم؟</strong></h2>
<p>رواندرمانی معمولا مانند سرمایه‌گذاری ارزشمند برای آینده عمل می‌کند. افرادی که در رواندرمانی شرکت می‌کنند به مرور در زندگی افراد قوی‌تری می‌شوند و از موقعیت‌های استرس‌اوری که برای رشد و موفقیت ضروری هستند، اجتناب نمی‌کنند. این موضوع باعث می‌شود، احساس ارزشمندی بیشتری کنند، با شرایط دشوار بهتر مواجه شوند و از لحاظ اجتماعی موفق‌تر عمل کنند و در کمال تعجب بعد از مدتی درآمد بیشتری کسب کنند. موانع ذهنی ما در بسیاری موارد علت درامد پایین ماست. تصور کنید فردی به خاطر نداشتن پختگی هیجانی با رئیسی بداخلاق کنار نیاید و شغل خود را عوض کند، یا کسی که به خاطر ترس از سخنرانی در جمع تحصیلات تکمیلی را دنبال نکند، تاجری که ریسک‌های منطقی را نمی‌پذیرد و به حداقل درامد راضی است (از این مثال‌ها زیاد است) . خلاصه این که رواندرمانی خوب به مرور گشودگی به تجارب پرریسک را بالا برده و به موفقیت در کار، ارتباط و اجتماع منجر می‌شود</p>
<p>.به طور کلی دو چیز فرد را به اتاق درمانگر می‌آورد، یکی اختلالات روانی رنج‌آور و دیگری میل به رشد و بهتر کردن شرایط شخصیتی، عاطفی و مالی. در مورد اول رجوع نکردن به روانشناس، عواقب شدید و غیرقابل جبرانی برای فرد در پی دارد. در مورد دوم مساله تا حد زیادی به اولویت‌بندی شخص برمی‌گردد. در مورد این که هزینه‌های درمان شاید کمی زیاد به نظر برسند شکی نیست اما بسیاری از افرادی که دلیل مراجعه نکردن به روانشناس را هزینه آن می‌دانند، با یک حساب سرانگشتی در مورد هزینه‌های روزانه، می‌توانند ببینند که چه مسائلی را به رشد دائمی خودشان ترجیح می‌دهند.</p>
<p>در مواردی درآمد فرد در کشور ما در بهترین حالت فقط کفاف نیازهای اولیه او را می‌دهد. در این شرایط گزینه‌هایی که در دست خواهد داشت، شرکت در دوره‌های آموزشی، دانلود ویدئوهای آموزشی، مطالعه کتاب‌های خودآموز و مشاوره‌های بهزیستی خواهند بود اما در بیشتر مواقع مشکل این است که ما یاد نگرفته‌ایم برای رشد خود هزینه کنیم و آن را هزینه‌ای بیهوده می‌دانیم.</p>

		<div class="box info  aligncenter" style="width:100%">
			<div class="box-inner-block">
				<span class="fa tie-shortcode-boxicon"></span><a href="http://behdashtravan.com/%D8%AA%D8%A7%D8%AB%DB%8C%D8%B1-%D8%B1%D9%88%D8%A7%D9%86%DA%A9%D8%A7%D9%88%DB%8C-%D8%A8%D9%84%D9%86%D8%AF%D9%85%D8%AF%D8%AA-%D9%88-%D9%86%D8%AA%DB%8C%D8%AC%D9%87-%D8%A2%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%D8%B2%D9%86/" target="_blank" rel="noopener noreferrer">برای اطلاعات بیشتر در مورد مزایای رواندرمانی کلیک کنید</a>.<br />

			</div>
		</div>
	
<h2><strong>فرق بین رواندرمانی و مشاوره روانشناختی چیست؟</strong></h2>
<p>در بسیاری اوقات این دو کلمه به جای یکدیگر استفاده می‌شود. به طور کلی تاثیر مشاوره و رواندرمانی هر دو باید خود را در سبک زندگی نشان دهد. به عبارتی روانشناس خوب کسی است که سبک زندگی مراجع را تغییر دهد. با این توضیح رواندرمانگر به تغییر سبک زندگی و مشاور به اصلاح سبک زندگی می‌پردازد.</p>
<h2><strong>حریم خصوصی  برای من اهمیت زیادی دارد. آیا اطلاعات من کاملا محافظت شده است؟</strong></h2>
<p>بله، طبق قانون و اخلاق رواندرمانی، رواندرمانگر موظف است که از اطلاعات شما محافظت کند.</p>
<h2><strong>آیا روانشناس (رواندرمانگر یا مشاور) می‌تواند دارو تجویز کند؟</strong></h2>
<p>نه اما بعد از بررسی و ارزیابی موقعیت شما اگر نیازی به دارو باشد شما به روانپزشک معتبری ارجاع داده می‌شوید. اگر بین روانپزشک و روانشناس همکاری اتفاق بیافتد نتایج خیلی عالی می‌شوند.</p>
<p>&nbsp;</p>
<h4><span id="i"><strong>آیا مراجع و درمانگر می توانند خارج از محیط درمان در ارتباط باشند؟</strong></span></h4>
<p>پاسخ این سوال، خیر است! درمان خیابانی یک طرفه است. درمانگر در خصوص مراجع اطلاعات زیادی دارد، ولیکن مراجع هیچ اطلاعاتی در مورد درمانگر ندارد. به این دلیل، درمانگر تاثیر و یا قدرت و نفوذ بالایی بر مراجع دارد که می تواند به سوء استفاده و فریب منجر شود.</p>
<p>البته این به این معنا نیست که خارج از محیط درمان نمی توان با درمانگر تماسی داشت. این مورد به خصوص در شهر های کوچک بسیار اتفاق می افتد، زیرا تعاملات اجتماعی اجتناب ناپذیرهستند و افراد به دلایل مختلف با هم در ارتباطند. با این حال، و به طور کلی، توصیه نمی شود جلسات درمانی با آشنا و یا کسی که تعاملات دیگری همچون تجارت، دوستی، و علاقه دارید، داشته باشید.</p>
<h4><span id="i-2"><strong>آیا در درمان تماس جسمانی نیز وجود دارد؟</strong></span></h4>
<p>“لمس کردن” معنای متفاوتی دارد. برخی درمانگران به پشت مراجع ضربه آهسته ایی می زنند و یا او را در آغوش می گیرند تا حمایت و راحتی را به او نشان دهند. با این حال، “لمس کردن” احساسی بسیار قدرتمند است که نباید جنبه جنسی پیدا کند. <strong>بوسیدن، لمس بیش از حد، فعالیت جنسی جایی در درمان ندارند!!!!! </strong>البته اکثر درمانگران پایبند اخلاقیات هستند، اما سوء استفاده نیز گاهی دیده می شود. در صورت دیدن هر نوع رفتار نامناسب از سوی درمانگر باید سریع با مسولین مربوطه تماس و اطلاع رسانی انجام گیرد.</p>
<h4><span id="i-3"><strong>آیا قرار گذاشتن و آشنایی بیشتر درمانگر و مراجع صحیح است؟</strong></span></h4>
<p>آشنایی و یا هرگونه تماس جنسی بین درمانگر و مراجع بی مورد و نامناسب است.</p>
<h4><span id="i-4"><strong>آیا با تغییر و مراجعه به درمانگر دیگر، درمانگر قبلی حق عصبانیت دارد؟</strong></span></h4>
<div class="bs-irp right bs-irp-thumbnail-1-full"></div>
<div>
<p>پاسخ به این سوال “خیر” است! درمانگر باید حرفه ایی عمل کند و حتی با نظر او درمانگر جدید معرفی و انتخاب شود. چنانچه درمانگری از این عمل شما عصبانی و ناراحت شد، می توانید به درست بودن تصمیمتان در انتخاب درمانگر جدید اطمینان کنید.</p>
<h4><span id="i-5"><strong>کدام درمان بهتر است: روان درمانی و یا درمان دارویی؟</strong></span></h4>
<p>هر دو درمان در درمان بیماریهای روانی موثر هستند. نوع درمان به ماهیت مشکل بستگی دارد. به طور کلی درمان دارویی برای شرایطی که مولفه های قوی بیولوژیکی دارد همچون افسردگی ماژور، اسکیزوفرنی، اختلال دوقطبی و اختلال پانیک تجویز می شود.</p>
<p>در بیماریهای شدیدتر ترکیب این دو درمان توصیه می شود. درمان دارویی علایم را از بین می برد و روان درمانی فرد را قادر می سازد تا موقعیت خود را درک کرده و آن را کنترل کند. این درمان ترکیبی سریع تر بوده و برای مدت طولانی تری نیز دوام می آورد.</p>
<h4><span id="i-6"><strong>آیا جنسیت درمانگر- مرد یا زن بودن- در انتخاب تاثیر دارد؟</strong></span></h4>
<p>جنسیت درمانگر بر پروسه درمان تاثیری ندارد، بلکه گرمی و همدلی اوست که باعث موفقیت درمان می شود. با این حال ماهیت مشکل و شخصیت مراجع بر این انتخاب موثر است. برای مثال، خانمی که پدرش از او سوء استفاده جنسی کرده است، با یک درمانگر زن ارتباط راحت تری برقرار می کند.</p>
</div>
<p><strong>نویسنده، مترجم و گردآورنده:</strong> <a href="http://behdashtravan.com/%d8%ac%d9%85%d9%84%d8%a7%d8%aa-%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%d8%b4%d9%86%d8%a7%d8%b3%db%8c-%d8%af%da%a9%d8%aa%d8%b1-%d8%a8%d9%87%d8%b1%d9%88%d8%b2-%d9%87%d8%a7%d8%b4%d9%85%db%8c/" target="_blank" rel="noopener noreferrer">بهروز هاشمی</a></p>
<h2>منابع:</h2>
<p><a href="http://therapistsantarosa.COM" target="_blank" rel="noopener noreferrer">therapistsantarosa</a></p>
<p><a href="https://gyrusclinic.com/%D8%B3%D9%88%D8%A7%D9%84%D8%A7%D8%AA-%D8%B1%D8%A7%DB%8C%D8%AC-%D8%AF%D8%B1-%D9%85%D9%88%D8%B1%D8%AF-%D8%B1%D9%88%D8%A7%D9%86-%D8%AF%D8%B1%D9%85%D8%A7%D9%86%DB%8C/" target="_blank" rel="noopener noreferrer">کلینیک جایروس</a></p>
<p>&nbsp;</p>
<div>
<a href="http://behdashtravan.com/%d9%85%d8%b1%da%a9%d8%b2-%d9%85%d8%b4%d8%a7%d9%88%d8%b1%d9%87-%d9%88-%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%e2%80%8c%d8%af%d8%b1%d9%85%d8%a7%d9%86%db%8c-%d8%b4%da%a9%d9%88%d9%81%d8%a7%db%8c%db%8c/" target="_blank" class="shortc-button medium green "><span class="fa " aria-hidden="true"></span> برای تعیین وقت مشاوره و رواندرمانی روی لینک زیر کلیک کنید</a>
</div>
<p>The post <a href="https://behdashtravan.com/%d8%b3%d9%88%d8%a7%d9%84%d8%a7%d8%aa-%d9%85%d8%aa%d8%af%d8%a7%d9%88%d9%84-%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%d8%af%d8%b1%d9%85%d8%a7%d9%86%db%8c-%d9%88-%d9%85%d8%b4%d8%a7%d9%88%d8%b1%d9%87-%d8%b1%d9%88%d8%a7/">سوالات متداول و حقایقی در مورد رواندرمانی و مشاوره روانشناسی</a> appeared first on <a href="https://behdashtravan.com">مجله تخصصی روانشناسی بهداشت روان</a>.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://behdashtravan.com/%d8%b3%d9%88%d8%a7%d9%84%d8%a7%d8%aa-%d9%85%d8%aa%d8%af%d8%a7%d9%88%d9%84-%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%d8%af%d8%b1%d9%85%d8%a7%d9%86%db%8c-%d9%88-%d9%85%d8%b4%d8%a7%d9%88%d8%b1%d9%87-%d8%b1%d9%88%d8%a7/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>1</slash:comments>
		
		
			</item>
	</channel>
</rss>
