<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	>

<channel>
	<title>مقالات رفتاری شناختی | مجله تخصصی روانشناسی بهداشت روان</title>
	<atom:link href="https://behdashtravan.com/tag/%D8%B1%D9%81%D8%AA%D8%A7%D8%B1%DB%8C-%D8%B4%D9%86%D8%A7%D8%AE%D8%AA%DB%8C/feed/" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>https://behdashtravan.com/tag/رفتاری-شناختی/</link>
	<description></description>
	<lastBuildDate>Sun, 24 May 2020 14:48:20 +0000</lastBuildDate>
	<language>fa-IR</language>
	<sy:updatePeriod>
	hourly	</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>
	1	</sy:updateFrequency>
	<generator>https://wordpress.org/?v=6.8.2</generator>

<image>
	<url>https://behdashtravan.com/wp-content/uploads/2017/09/cropped-logo-32x32.png</url>
	<title>مقالات رفتاری شناختی | مجله تخصصی روانشناسی بهداشت روان</title>
	<link>https://behdashtravan.com/tag/رفتاری-شناختی/</link>
	<width>32</width>
	<height>32</height>
</image> 
	<item>
		<title>طرح‌واره درمانی</title>
		<link>https://behdashtravan.com/%d8%b7%d8%b1%d8%ad%e2%80%8c%d9%88%d8%a7%d8%b1%d9%87-%d8%af%d8%b1%d9%85%d8%a7%d9%86%db%8c/</link>
					<comments>https://behdashtravan.com/%d8%b7%d8%b1%d8%ad%e2%80%8c%d9%88%d8%a7%d8%b1%d9%87-%d8%af%d8%b1%d9%85%d8%a7%d9%86%db%8c/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[بهروز هاشمی]]></dc:creator>
		<pubDate>Sat, 28 Aug 2021 10:30:22 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[ارتقاء سلامت روان]]></category>
		<category><![CDATA[بهداشت روان]]></category>
		<category><![CDATA[رفتارگرایی و شناختی]]></category>
		<category><![CDATA[مکاتب روانشناسی]]></category>
		<category><![CDATA[رفتاری شناختی]]></category>
		<category><![CDATA[رواندرمانی]]></category>
		<category><![CDATA[طرحواره]]></category>
		<category><![CDATA[طرحواره درمانی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://behdashtravan.com/?p=5139</guid>

					<description><![CDATA[<p>طرحواره درمانی بر اساس متون رشد شناختی و طرح‌واره درمانی ، طرح‌واره قالبی است که بر اساس واقعیت یا تجربه شکل می‌گیرد تا به افراد کمک کند تجربه را تبیین نمایند. در بافت روانشناسی و روان‌درمانی( طرح‌واره درمانی ) طرح‌واره به‌طورکلی، عنوان هر اصل سازمان بخش کلی در نظر گرفته می‌شود که برای درک تجارب &#8230;</p>
<p>The post <a href="https://behdashtravan.com/%d8%b7%d8%b1%d8%ad%e2%80%8c%d9%88%d8%a7%d8%b1%d9%87-%d8%af%d8%b1%d9%85%d8%a7%d9%86%db%8c/">طرح‌واره درمانی</a> appeared first on <a href="https://behdashtravan.com">مجله تخصصی روانشناسی بهداشت روان</a>.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>طرحواره درمانی</h2>
<p>بر اساس متون رشد شناختی و طرح‌واره درمانی ، طرح‌واره قالبی است که بر اساس واقعیت یا تجربه شکل می‌گیرد تا به افراد کمک کند تجربه را تبیین نمایند. در بافت روانشناسی و روان‌درمانی( طرح‌واره درمانی ) طرح‌واره به‌طورکلی، عنوان هر اصل سازمان بخش کلی در نظر گرفته می‌شود که برای درک تجارب زندگی ضروری است (کلوسکو، ویشار و یانگ، ۲۰۰۳).</p>
<h2>جفری یانگ</h2>
<p>یانگ ا(۱۹۹۴) (ایجاد کننده طرح‌واره درمانی)طرح‌واره را تله‌های زندگی نامیده است، از نظر یانگ تله زندگی، الگویی است که از دوران کودکی آغاز می‌شود و در سراسر زندگی ما ادامه می‌یابد. طرح‌واره‌ها با آنچه خانواده‌ها یا افراد دیگر با ما انجام داده‌اند، آغاز می‌شود. تله‌های زندگی شیوه احساس، فکر و عمل و شیوه پیوند با دیگران را تعیین می‌کنند. آنان احساسات نیرومندی نظیر خشم، اندوه و اضطراب را در افراد برمی‌انگیزند. از نظر یانگ اصطلاح علمی «تله زندگی» طرح‌واره است.</p>
<p>مفهوم طرح‌واره‌ها از نظر <a href="https://en.wikipedia.org/wiki/Jeffrey_Young" target="_blank" rel="noopener noreferrer">یانگ</a>، باورهای عمیق و مستحکمی در مورد خود و جهان هستند که در اوایل زندگی آنها را آموخته‌ایم. طرح‌واره‌ها در احساسی که ما از خودمان داریم، نقش محوری دارند. ما به این طرح‌واره‌ها پیوند داریم حتی زمانی که آنها به ما آسیب وارد می‌کنند. این باورها به ما قابلیت پیش‌بینی و قطعیت می‌دهد و آشنا و آرام‌بخش هستند. ما نمی‌توانیم به‌راحتی آنها را رها کنیم، چرا که آنها دانش ما در مورد خود و جهان هستند، اینکه ما کی هستیم و جهان چگونه است. به همین علت روانشناسان شناختی معتقدند که طرح‌واره‌ها به‌سختی تغییر می‌کند.</p>
<p>الگوی وسیع و نافذ که شامل خاطرات، هیجانات، شناخت‌واره‌ها، و حسیات بدنی است که مرتبط با فرد و روابط وی با دیگران بوده و از دوران کودکی و نوجوانی وی شکل گرفته و در تمام طول زندگی فرد گسترش یافته است. طرح‌واره‌های غیرانطباقی اولیه، طرح‌واره‌هایی هستند که به میزان زیادی ناکارآمد می‌باشند. به عبارتی دیگر، الگوهای هیجانی و شناختی که در اوایل زندگی فرد شکل می‌گیرند و در سراسر طول زندگی تکرار می‌گردند (یانگ، کلوسکو و ویشار، ۲۰۰۳).</p>
<h2>طرح‌واره ها و شناخت</h2>
<p>طرح‌واره بالاترین سطح تعمیم‌یافته شناخت است، که به تغییر مقاوم است، و تأثیر عمیق و قدرتمندی در شناخت‌واره‌ها و هیجان‌های فردی دارد. افکار خود آیند منفی و مفروضه‌های بنیادین بینابینی به‌طور شدیدی تحت تأثیر طرحواره‌ها قرار می‌گیرند، و این تأثیر به‌خصوص زمانی قدرتمند است که طرحواره‌ها فعال شوند (ریزو و همکاران، ۲۰۰۷).</p>
<p>همپوشانی و ارتباط متقابل بین طرح‌واره درمانی (که برای مسائل و مشکلات پایدار کاربرد پیدا می‌کند، مانند اختلالات شخصیت) و سایر درمان‌های <a href="http://behdashtravan.com/%d9%85%da%a9%d8%aa%d8%a8-%d8%b4%d9%86%d8%a7%d8%ae%d8%aa%db%8c/" target="_blank" rel="noopener noreferrer">شناختی</a>&#8211;<a href="http://behdashtravan.com/%d8%aa%d8%a7%d8%b1%db%8c%d8%ae%da%86%d9%87-%d8%b1%d9%81%d8%aa%d8%a7%d8%b1%da%af%d8%b1%d8%a7%db%8c%db%8c-%d9%82%d8%b3%d9%85%d8%aa-%d8%a7%d9%88%d9%84/" target="_blank" rel="noopener noreferrer">رفتاری</a> که بر اساس گزارش مطالعات صورت گرفته استوار است (که بیشتر علائم و اختلالات محور یک را شامل می‌شود). {رافائلی و همکاران ۲۰۱۱, ترجمه خوانساری و همکاران ۱۳۹۱}</p>
<p>در طرح‌واره درمانی سبک‌های کنار آمدن و طرحواره های خود درمانگر  می‌توانند با سبک‌های کنار آمدن و طرح‌واره‌ها و حالت‌ها و نیازهای بیمار با هم تداخل ایجاد کنند. یکی از ویژگی‌هایی که طرح‌واره درمانی را از سایر رویکردهایی که به درمان اختلالات شخصیت و مشکلات ارتباطی پایدار می‌پردازند، متمایز می‌کند روش انسان‌گرایانه و شفقتی است که در طرح‌واره درمانی ، نسبت به بیماران بکار می‌بندد (رافائلی و همکاران ۲۰۱۱, ترجمه خوانساری و همکاران ۱۳۹۱).</p>
<h2>طرح‌واره‌های غیر انطباقی اولیه در طرح‌واره درمانی</h2>
<p>به‌منظور یک <strong>تعریف جامع</strong> از این طرح‌واره‌ها، وی تأکید کرد که طرح‌واره‌های غیر انطباقی اولیه:</p>
<ol>
<li>یک الگو یا تم گسترده و نافذ است؛</li>
<li>متشکل از خاطرات، هیجانات، شناخت‌واره‌ها و حس‌های بدنی هستند؛</li>
<li>در ارتباط با فرد و روابط بین فردی او با دیگران است؛</li>
<li>در طی دوران کودکی و نوجوانی شکل می‌گیرد؛</li>
<li>در طول زندگی فرد گسترش می‌یابد؛</li>
<li>به‌طور قابل‌ملاحظه‌ای ناکارآمد است.</li>
</ol>
<h6>طرح‌واره‌های غیرانطباقی اولیه در طرح‌واره درمانی <strong>ویژگی‌های خاصی</strong> دارند.</h6>
<p>این طرح‌واره‌ها به‌عنوان:</p>
<ol>
<li>واقعیت‌های پذیرفته‌شده، در مورد خود یا محیط تجربه می‌شوند.</li>
<li>خود- تخریب‌کننده و مقاوم به تغییر هستند.</li>
<li>مختل و ناکارآمد هستند.</li>
<li>اغلب توسط برخی تغییرات در محیط از جمله فقدان یا از دست دادن شغل، فعال می‌شوند.</li>
<li>هنگامی‌که فعال می‌شوند با سطوح بالای هیجان درهم‌آمیخته هستند.</li>
<li>معمولاً ناشی از تعامل سرشت کودک با تجارب مختلف دوره تحولی با اعضاء یا مراقبین در خانواده هستند (بارلو، ۲۰۰۲).</li>
</ol>
<h2>منشأ طرح‌واره‌ها از دیدگاه طرح‌واره درمانی</h2>
<h3>نیازهای هیجانی بنیادین</h3>
<p>۵ نیاز هیجانی بنیادین در انسان وجود دارد که باید ارضاء شوند، و عدم ارضاء و ناکامی در برآورده شدن این نیازها در فرد، موجب شکل‌گیری طرح‌واره‌های مختل می‌شوند. این نیازها عبارت‌اند از:</p>
<ul>
<li>دل‌بستگی‌های ایمن به دیگران (شامل: امنیت، ثبات، پرورش و تربیت، پذیرش).</li>
<li>استقلال، کارآمدی و تجربه ذهنی هویت.</li>
<li>بیان آزادانه نیازها و هیجان‌های پذیرفتنی.</li>
<li>خودانگیختگی.</li>
<li>محدودیت‌های واقع‌گرایانه و خود- بازداری (خود – کنترلی).</li>
</ul>
<h3>تجربه‌های اولیه زندگی</h3>
<p>چهار نوع تجربه اولیه زندگی موجب به وجود آمدن طرح‌واره‌های غیر انطباقی اولیه می‌شوند که عبارت‌اند از:</p>
<ul>
<li>ناکام شدن دردناک نیازها؛</li>
<li>مورد ضربه (تروما) واقع‌شدن یا قربانی شدن؛</li>
<li>ارضای بیش‌ازحد برخی از نیازها؛</li>
<li>درونی سازی انتخابی یا همانندسازی با افراد مهم (یانگ، کلوسکو و ویشار، ۲۰۰۳).</li>
</ul>
<h3>سرشت هیجانی</h3>
<p>طیق طرح‌واره درمانی هر کودکی سرشت هیجانی خاص خود را دارد و والدین به‌زودی این مسئله را درمی‌یابند. تحقیقات بسیاری وجود دارد که تائید کننده عوامل بیولوژیک زیر بنایی شخصیت هستند. سرشت هیجانی با رویدادهای دردناک کودک در شکل‌گیری طرح‌واره‌ها با یکدیگر در تعامل هستند. سرشت هیجانی مختلف به‌طور انتخابی کودک را در معرض شرایط مختلف زندگی قرار می‌دهند و این خود موجب شکل‌گیری طرح‌واره‌های مختلف در هر فرد می‌شوند. برخی از حیطه‌های سرشت هیجانی که به نظر می‌رسد ذاتی هستند و نسبت به روان‌درمانی( طرح‌واره درمانی ) نسبتاً مقاوم هستند، عبارت‌اند از:</p>
<p><span style="font-size: 16px;"><strong>بدون واکنش ↔ بی‌ثبات</strong></span></p>
<p><span style="font-size: 16px;"><strong>خوش‌بین ↔ منفی نگر</strong></span></p>
<p><span style="font-size: 16px;"><strong>آرام ↔ مضطرب</strong></span></p>
<p><span style="font-size: 16px;"><strong>حواس‌پرت ↔ وسواسی</strong></span></p>
<p><span style="font-size: 16px;"><strong>پرخاشگر ↔ منفعل</strong></span></p>
<p><span style="font-size: 16px;"><strong>خوشحال ↔ تحریک‌پذیر</strong></span></p>
<p><span style="font-size: 16px;"><strong>اجتماعی ↔ خجالتی</strong></span></p>
<p>سرشت‌های هیجانی مختلف به‌طور انتخابی کودک را در معرض شرایط متفاوت زندگی قرار می‌دهند. به‌طور مثال، یک کودک پرخاشگر بیشتر احتمال دارد که مورد آزار جسمی قرار گیرد. به‌علاوه، سرشت‌های مختلف موجب می‌شود که کودکان در مقابل شرایط زندگی یکسان، به‌طور متفاوتی آسیب‌پذیر گردند. به‌عبارت‌دیگر، یک رفتار والدینی، ممکن است موجب دو واکنش مختلف در دو کودک گردد. محیط اولیه ناخوشایند یا بیش‌ازحد ارضاء کننده، می‌تواند موجب مشکلات قابل‌ملاحظه‌ای در سرشت هیجانی کودک گردد. به‌علاوه، سرشت هیجانی شکل دار می‌تواند یک محیط طبیعی را مختل سازد و موجب بروز آسیب روانی در غیاب تاریخچه‌ی واضحی از اختلال در فرد گردد (یانگ، کلوسکو و ویشار، ۲۰۰۳).</p>
<h1>حیطه‌های طرح‌واره‌های غیر انطباقی اولیه طرح‌واره درمانی</h1>
<p>یانگ ۱۸ طرح‌واره را در قالب پنج حیطه اصلی طبقه‌بندی کرده است و آنها را به‌عنوان حیطه‌های طرح‌واره معرفی می‌کند.</p>
<h3>حیطه یک: انفصال و طرد</h3>
<p>بیمارانی که در این حیطه قرار می‌گیرند قادر نیستند دل‌بستگی‌های ارضاکننده و ایمن با دیگران شکل بدهند. خانواده‌های این افراد که ریشه‌ی شکل‌گیری این حیطه در کودکی هستند، معمولاً ناپایدار، آزاردهنده، سرد، طرد کننده و منزوی از دنیای اطراف خود می‌باشند. در این افراد نیازهای بنیادین امنیت، آرامش خاطر، پذیرش، حمایت، ثبات، همدلی و راهنمایی به سبک قابل پیش‌بینی برآورده نشده است.</p>
<p>طرح‌واره‌هایی که در این حیطه قرار می‌گیرند، عبارت‌اند از:</p>
<h3><strong>ترک شدن – بی‌ثباتی</strong></h3>
<p>درک ناپایداری و غیرواقعی بودن حمایت و ارتباطات فرد با دیگران در این نوع طرح‌واره می‌گنجد. بیماران دارای این نوع طرح‌واره بر این باورند که افراد مهم در زندگی آنها ارتباطات خود را با آنها ادامه نمی‌دهند و انتظار ترک شدن از جانب دیگران را دارند. این بیماران معتقدند که افراد مهم زندگی‌شان قادر نخواهند بود که به حمایت هیجانی و ارتباط قوی و مستمر با آنها ادامه دهند، چون باور دارند که این افراد، بی‌ثبات و غیرقابل‌پیش‌بینی هستند و آنها را به خاطر فرد دیگری طرد خواهند کرد.</p>
<h3><strong>محرومیت هیجانی</strong></h3>
<p>افراد دارای این طرح‌واره انتظار دارند که نیازهای هیجانی طبیعی آنها توسط افراد مهم زندگی‌شان، به‌طور کافی برآورده نخواهد شد. سه شکل محرومیت هیجانی وجود دارد: الف) محرومیت از مراقبت: فقدان توجه، عاطفه، گرمی یا محبت ب) محرومیت از همدلی: فقدان درک، خود افشاگری، تبادل دو طرفه احساسات، شنونده؛ ج) محرومیت از حمایت: فقدان هدایت و راهنمایی دیگران</p>
<h3><strong>بی‌اعتمادی – آزار دیدن</strong></h3>
<p>این طرح‌واره عبارت است از اینکه دیگران آزاردهنده، صدمه رساننده، متقلب، دروغ‌گو، بی‌صداقت هستند. این بیماران معتقدند که اگر دیگران فرصت پیدا کنند، حتماً آنها را استثمار خواهند کرد.</p>
<h3><strong>نقص داشتن- شرم</strong></h3>
<p>افراد دارای این طرح‌واره معتقدند که افرادی حقیر، پست، بی‌ارزش و بد هستند و دیگران آنها را دوست ندارند. به همین دلیل در درون خود احساس پرخاشگری و بی‌ارزشی دارند و احساساتی همچون دوست‌نداشتنی بودن را تجربه می‌کنند. این بیماران ممکن است نسبت به سرزنش، و مقایسه‌شدن با دیگران به‌طور افراطی حساس باشند، و از بودن با دیگران احساس عدم امنیت داشته باشند و درعین‌حال، در حضور دیگران احساس شرم و خجالت کنند.</p>
<h3><strong>انزوای اجتماعی – بیگانگی</strong></h3>
<p>در این طرح‌واره، فرد این تجربه ذهنی را دارد که به‌نوعی از دیگران متفاوت است و متعلق به گروه یا دسته‌ای نیست و با دیگران فرق دارد. حس ازخودبیگانگی در این افراد دیده می‌شود.</p>
<h3>حیطه دو: خودگردانی و عملکرد مختل</h3>
<p>خودمختاری، و توانایی مجزا ساختن فرد از خانواده و عملکرد مستقل مناسب متناسب با سن است افراد داری این حیطه از طرح‌واره در مجزا کردن خود از خانواده و نمادهای والدینی و عملکرد مستقل مشکل دارند. به عبارت دیگر، در طول دوره کودکی خانواده‌ی این افراد در کارهای کودک بسیار دخالت می‌کردند و به‌طور افراطی، حمایت کننده بودند. این بیماران در شکل دادن یک هویت مستقل دچار اشکال هستند.</p>
<h3><strong>وابستگی – بی‌کفایتی</strong></h3>
<p>افراد دارای این طرح‌واره، در پذیرفتن مسئولیت‌های روزانه بدون کمک دیگران احساس ناتوانی می‌کنند. این طرح‌واره اغلب به‌عنوان احساس درماندگی یا منفعل بودن خود را نشان می‌دهد.</p>
<h3><strong>آسیب‌پذیری در برابر صدمه یا بیماری</strong></h3>
<p>محتوای این طرح‌واره حاوی ترس اغراق‌آمیز و فاجعه‌آمیز کردن هر نوع ضربه، و ناتوانی در کنار آمدن با صدمه یا بیماری است، سه قسمت است: ۱-فاجعه‌آمیزی کردن طبی ۲-فاجعه‌آمیز کردن هیجانی<br />
۳-فاجعه‌آمیز کردن</p>
<h3><strong>به‌هم‌ریختگی– خود تحول نیافته</strong></h3>
<p>این طرح‌واره، غالب اوقات شامل درگیر شدن هیجانی افراطی و نزدیکی بیش‌ازحد فرد با دیگران است این بیماران باور دارند که فردیت به‌هم‌ریخته‌ای دارند و در نتیجه، بدون حمایت مستمر دیگران قادر نخواهند بود که عملکرد مناسبی داشته باشند و به زندگی خود ادامه دهند. همچنین، احساس هم‌جوشی مستمر با دیگران و هویت فردی بی‌کفایت از دیگر مشکلاتی است که این افراد دارند. در نتیجه، احساس پوچی مزمن، بی‌هدفی و پوچ‌گرایی می‌کنند.</p>
<h3><strong>شکست</strong></h3>
<p>در این طرح‌واره، باور بر این است که فرد به‌طور غیرقابل اجتنابی در زمینه‌های مختلف شکست خواهد خورد، و نمی‌تواند به سبک با کفایتی به حد همتایان خود برسد.</p>
<h3>حیطه سه: حد و مرزهای مختل</h3>
<p>نقص در حدومرزهای درونی، بی‌مسئولیتی در قبال دیگران و یا فقدان هدف‌گزینی طولانی‌مدت از مشخصه‌های این حیطه است. این مشکلات منجر به عدم رعایت حقوق دیگران، عدم همکاری با دیگران، احترام به‌کارهای غیرقانونی و عدم برنامه‌ریزی شخصی واقع‌گرایانه می‌شود. خانواده‌های این افراد، اغلب خانواده‌های بسیار دخالت کننده، سهل گیر و القای حس برتر بودن در فرد می‌باشند. در برخی موارد، کودک ممکن است به دلیل عدم رعایت قانون مورد تنبیه قرار نگیرد و یا مراقبت، راهنمایی و هدایت کافی را دریافت نکند. طرح‌واره‌های این حیطه عبارت‌اند از:</p>
<h3><strong>محق بودن – بزرگ‌منشی</strong></h3>
<p>در این طرح‌واره، فرد معتقد است که از دیگران بالاتر و ارجح‌تر است و بنابراین، مستحق دریافت حقوق ویژه است. احترام به قانون و حقوق دیگران در این افراد مشاهده نمی‌شود. معمولاً، این بیماران هر کاری را در هر زمانی که دوست داشته باشند، بدون در نظر گرفتن واقعیت‌های موجود و ضرر به دیگران، انجام می‌دهند و به‌منظور کسب قدرت یا کنترل، تأکید اغراق‌آمیزی بر برتر بودن خود دارند. سعی بسیاری می‌کنند که بر دیگران غالب شوند، نقطه‌نظرهای خود را بر دیگران تحمیل می‌کنند و رفتارهای دیگران را در جهتی که تمایل داشته باشند، هدایت می‌کنند؛ بدون اینکه با آنها همدلی داشته باشند و یا احساسات آنها را در نظر بگیرند.</p>
<h3><strong>خودکنترلی بی‌کفایت – خود قانون‌مندی ناکارآمد</strong></h3>
<p>افراد دارای این طرح‌واره نمی‌توانند به‌طور کارآمدی خود را کنترل کنند، تحمل ناکامی در کسب اهداف فردی در آنها بسیار ناکارآمد و مختل است و در صورت ناکامی، به‌صورت بسیار افراطی هیجان‌های خود را بیان می‌کنند و تکانشی رفتار می‌کنند</p>
<h3>حیطه چهار: هدایت شدن توسط دیگران</h3>
<p>بیمارانی که در این حیطه قرار می‌گیرند تأکید زیادی بر ارضای نیازهای دیگران در مقایسه با نیازهای خودشان دارند و این کار را برای کسب تائید، حفظ ارتباط عاطفی و اجتناب از تنبیه انجام می‌دهند. خانواده‌ای که این بیماران در آن رشد یافته‌اند، خانواده‌هایی بودند که پذیرش شرطی را برای کودکان فراهم کرده بودند. به این معنا که کودک باید جنبه‌های مهمی از خودش را سرکوب کند تا بتواند عشق، توجه و تائید کسب کند. در چنین محیطی، نیازها و خواسته‌های گروه به نیازها و احساس‌های کودک ارجح‌اند.</p>
<h3><strong>فدا کردن</strong></h3>
<p>در این طرح‌واره، فرد خود را در کنترل اغراق‌آمیز از جانب دیگران احساس می‌کند که به دو شکل ظاهر می‌شود:</p>
<ol>
<li>فدا کردن نیازها؛</li>
<li>فدا کردن هیجان‌ها.</li>
</ol>
<p>این بیماران بر این باورند که آرزوها، نقطه نظرات و احساس‌های آنها بی‌ارزش هستند یا برای دیگران مهم نیستند. این افراد به‌طور مکرر شاکی هستند و نسبت به عدم ارضای نیازهای خود بسیار حساس هستند. معمولاً این وضعیت منجر به خشم، که خود را با علائم غیر انطباقی مثل رفتارهای پرخاشگر- منفعل یا برون‌ریزی نشان می‌دهد، می‌گردد.</p>
<h3><strong>خود قربانی کردن</strong></h3>
<p>در این طرح‌واره، فرد به‌طور داوطلبانه به دنبال ارضای نیازهای دیگران است، حتی اگر نیازهای خودش برآورده نشود. دلایل عمده این افراد عبارت‌اند از پیشگیری از ایجاد هر نوع ناراحتی و درد در دیگران، اجتناب از احساس گناه ناشی از خودخواه بودن، و تداوم ارتباط با دیگران و اغلب منجر به یک حساسیت حاد به درد در دیگران می‌گردد.</p>
<h3><strong>تائید جویی – جلب‌توجه</strong></h3>
<p>افراد دارای این طرح‌واره، تأکید افراطی بر کسب تائید، بازشناسی یا توجه از جانب دیگران دارند، تا به این وسیله بتوانند یک تجربه ذهنی ایمن از خود به دست آورند. تجربه ذهنی فرد از اعتماد به نفس خودش، به طور بنیادین به واکنش‌های دیگران بستگی دارد. گاهی اوقات این طرح واره در این بیماران، موجب تأکید اغراق‌آمیز به ظاهر، توجه و احترام می‌شود.</p>
<h3>حیطه پنج: گوش‌به‌زنگی بیش‌ازحد و بازداری</h3>
<p>در این حیطه، تأکید افراطی بر سرکوبی احساس‌های خودانگیخته، تکانه‌ها و انتخاب‌ها و پیروی از قوانین غیرقابل انعطاف و تدوین شده است، حتی اگر به قیمت از دست دادن شادی، بیان خود، آرامش، روابط بین فردی نزدیک و سلامتی باشد. خانواده‌ای که این افراد در آن پرورش یافته‌اند معمولاً تنبیه‌کننده و تقاضاکننده، کمال‌گرا، پیرو قوانین، سرکوب‌کننده هیجان‌ها و اجتناب از خطا، شادی و آرامش بوده است.</p>
<h3><strong>منفی گرایی – بدبینی</strong></h3>
<p>در این طرح‌واره، تمرکز مستمر و نافذی بر جنبه‌های منفی زندگی، از جمله مرگ، فقدان، گناه، تعارض، خیانت و غیره وجود دارد و درعین‌حال، جنبه‌های مثبت زندگی کوچک شمرده می‌شوند یا نادیده گرفته می‌شود. معمولاً شامل یک ترس غیرطبیعی از خطا کردن است، که ممکن است به مشکلاتی مثل مشکلات مالی و فقدان منجر شود. چون این افراد نتایج منفی را به‌طور اغراق‌آمیزی ادراک می‌کنند، لذا به‌طور مکرر دچار نگرانی مزمن، گوش‌به‌زنگی و بلا تصمیمی هستند.</p>
<h3><strong>بازداری هیجانی</strong></h3>
<p>در این طرح‌واره، فرد احساسات، ارتباطات و رفتارهای خودانگیخته خود را محدود می‌سازد. معمولاً از عدم تائید توسط دیگران، احساس شرم یا از دست دادن کنترل اجتناب می‌کند. شایع‌ترین جنبه‌های این بازداری شامل موارد زیر است:</p>
<ol>
<li>بازداری از خشم؛</li>
<li>بازداری از تکانه‌های مثبت؛</li>
<li>مشکل در بیان آسیب‌پذیری یا ارتباط آزادانه با احساس‌ها، نیازها و غیره؛</li>
<li>تأکید افراطی بر سرکوبی هیجان‌ها.</li>
</ol>
<h3><strong>معیارهای ناعادلانه/عیب‌جویی افراطی</strong></h3>
<p>باور زیر بنایی در این طرح‌واره این است که فرد باید تمامی تلاش خود را انجام دهد تا بتواند به استانداردهای درونی شده بسیار سخت مورد رفتار و عملکرد را، به منظور اجتناب از سرزنش، برسد. این افراد، غالب اوقات احساس در فشار بودن دارند و اختلال واضحی در کسب لذت، آرامش، اعتمادبه‌نفس و رضایت در روابط بین فردی دارند. این طرح‌واره خود را به‌صورت کمال‌گرایی، قوانین غیرقابل انعطاف و اشتغال ذهنی با زمان و کارآمدی، نشان می‌دهند.</p>
<h3><strong>تنبیه</strong></h3>
<p>در این طرح‌واره اعتقاد بر این است که فرد هنگامی‌که خطایی مرتکب شده، باید شدیداً تنبیه شود و در قبال افرادی که استانداردها را رعایت نمی‌کنند، شدیداً پرخاشگر، بی‌تحمل، تنبیه‌کننده و خشمگین است. معمولاً، این طرح‌واره خود را به‌صورت دشواری در بخشیدن خود یا دیگران در هنگام ارتکاب خطا نشان می‌دهد.</p>
<h2>منبع</h2>
<p><a href="http://dousti.net/Persian/?p=537" target="_blank" rel="nofollow noopener noreferrer">دوستی</a></p>
<p>The post <a href="https://behdashtravan.com/%d8%b7%d8%b1%d8%ad%e2%80%8c%d9%88%d8%a7%d8%b1%d9%87-%d8%af%d8%b1%d9%85%d8%a7%d9%86%db%8c/">طرح‌واره درمانی</a> appeared first on <a href="https://behdashtravan.com">مجله تخصصی روانشناسی بهداشت روان</a>.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://behdashtravan.com/%d8%b7%d8%b1%d8%ad%e2%80%8c%d9%88%d8%a7%d8%b1%d9%87-%d8%af%d8%b1%d9%85%d8%a7%d9%86%db%8c/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>تکنیک‌های شناسایی افکار در درمان شناختی رفتاری</title>
		<link>https://behdashtravan.com/%d8%aa%da%a9%d9%86%db%8c%da%a9%e2%80%8c%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%b4%d9%86%d8%a7%d8%b3%d8%a7%db%8c%db%8c-%d8%a7%d9%81%da%a9%d8%a7%d8%b1-%d8%af%d8%b1-%d8%af%d8%b1%d9%85%d8%a7%d9%86-%d8%b4%d9%86%d8%a7%d8%ae/</link>
					<comments>https://behdashtravan.com/%d8%aa%da%a9%d9%86%db%8c%da%a9%e2%80%8c%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%b4%d9%86%d8%a7%d8%b3%d8%a7%db%8c%db%8c-%d8%a7%d9%81%da%a9%d8%a7%d8%b1-%d8%af%d8%b1-%d8%af%d8%b1%d9%85%d8%a7%d9%86-%d8%b4%d9%86%d8%a7%d8%ae/#comments</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[بهروز هاشمی]]></dc:creator>
		<pubDate>Thu, 13 Aug 2020 10:30:20 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[ارتقاء سلامت روان]]></category>
		<category><![CDATA[رفتارگرایی و شناختی]]></category>
		<category><![CDATA[مکاتب روانشناسی]]></category>
		<category><![CDATA[احساس]]></category>
		<category><![CDATA[افکار]]></category>
		<category><![CDATA[تکنیک]]></category>
		<category><![CDATA[تکنیک شناسایی افکار]]></category>
		<category><![CDATA[درمان رفتاری شناختی]]></category>
		<category><![CDATA[رفتاری شناختی]]></category>
		<category><![CDATA[رواندرمانی]]></category>
		<category><![CDATA[سی بی تی]]></category>
		<category><![CDATA[شناخت درمانی رفتاری]]></category>
		<category><![CDATA[فکر]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://behdashtravan.com/?p=5129</guid>

					<description><![CDATA[<p>چگونه افکار، احساس‌ها را به وجود می‌آورند؟ فرض اساسی بنیادین شناخت درمانی این است که تفسیر فرد از یک رویداد، شیوه رفتار و نوع احساس وی را تعیین می‌کند. نکته اساسی: افکار و احساس‌ها پدیده‌های متمایزی هستند. افکار هر فرد احساس‌ها و رفتارهای وی را به جود می‌آورند. نمونه کاربرگ درمانگر برای اجرای تکنیک من &#8230;</p>
<p>The post <a href="https://behdashtravan.com/%d8%aa%da%a9%d9%86%db%8c%da%a9%e2%80%8c%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%b4%d9%86%d8%a7%d8%b3%d8%a7%db%8c%db%8c-%d8%a7%d9%81%da%a9%d8%a7%d8%b1-%d8%af%d8%b1-%d8%af%d8%b1%d9%85%d8%a7%d9%86-%d8%b4%d9%86%d8%a7%d8%ae/">تکنیک‌های شناسایی افکار در درمان شناختی رفتاری</a> appeared first on <a href="https://behdashtravan.com">مجله تخصصی روانشناسی بهداشت روان</a>.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>چگونه افکار، احساس‌ها را به وجود می‌آورند؟</h2>
<p>فرض اساسی بنیادین شناخت درمانی این است که تفسیر فرد از یک رویداد، شیوه رفتار و نوع احساس وی را تعیین می‌کند. نکته اساسی:</p>
<ol>
<li>افکار و احساس‌ها پدیده‌های متمایزی هستند.</li>
<li>افکار هر فرد احساس‌ها و رفتارهای وی را به جود می‌آورند.</li>
</ol>
<h3>نمونه کاربرگ درمانگر برای اجرای تکنیک</h3>
<p>من فکر می‌کنم………… بنابراین احساس می‌کنم………..</p>
<p>چقدر احساس غمگینی می‌کنید تا چه اندازه به این فکر معتقدید؟ شدت احساس‌هایتان را از ۰% تا ۱۰۰% درجه‌بندی کنید، به این صورت که ۰% یعنی به‌هیچ‌وجه این احساس‌ها را نداشتن، ۱۰۰% یعنی این احساس‌ها را به شدیدترین حالت ممکن داشتن”. درجه‌بندی باور و افکارتان هم همین‌طور است: ۰% یعنی به آن فکر به‌هیچ‌وجه معتقد نیستید، ۱۰۰% یعنی به‌طور کامل به آن فکر معتقدید.</p>
<h2>تکنیک پیکان رو به پایین</h2>
<p>اگر با او حرف بزنم از من خوشش نمی‌آید. اگر از من خوشش نیاید حتماً من خسته‌کننده هستم. هیچ‌کس هرگز از من خوشش نمی‌آید. برای همیشه تنها خواهم ماند. اگر تنها باشم هرگز خوشحال نخواهم بود.</p>
<h2>مدل مفهوم‌پردازی مورد شش مرحله‌ای</h2>
<ol>
<li>فهرست مشکلات.</li>
<li>مکانیزم زیربنایی مطرح‌شده.</li>
<li>چگونه مکانیزم مطرح‌شده مشکلات فهرست شده را ایجاد می‌کنند.</li>
<li>تسریع‌کننده‌های مشکل فعلی.</li>
<li>موانع پیش‌بینی‌شده برای درمان بر اساس فرمول‌بندی.</li>
<li>ریشه‌یابی مکانیزم در زندگی روزمره مراجع.</li>
</ol>
<h2>چگونه مکانیزم مطرح‌شده مشکلات فهرست شده را ایجاد می‌کنند؟</h2>
<p><strong>باور هسته‌ای:</strong> من ناتوانم. باور واسطه‌ای: آگه چیزی را به‌طور کامل نمی‌فهمم پس خنگم. افکار اتوماتیک: خواندن این کتاب خیلی سخته، هیچ‌وقت اونو یاد نمی‌گیرم.</p>
<p><strong>هیجان‌ها:</strong> غمگینی. رفتارها: کتاب را می‌بینند. پاسخ‌های فیزیولوژیکی: احساس سنگینی یا خفگی. رویدادها یا موقعیت‌های راه‌انداز: خواندن کتاب</p>
<h2>تجارب اولیه کودکی (شکل‌گیری عوامل مستعد کننده و آسیب‌پذیری روان‌شناختی)</h2>
<ul>
<li>شکل‌گیری باورهای هسته‌ای/ طرح‌واره‌ها</li>
<li>باورهای واسطه ای-قواعد رفتاری/راهبردهای کنار آمدن</li>
<li>افکار خودکار منفی درباره خود، دنیا و دیگران</li>
<li>رویدادهای راه‌انداز یا ماشه چکان</li>
<li>فعال کردن علائم افسردگی</li>
<li>انگیزشی- تفکر منفی-روانشناختی-رفتاری-هیجانی و عاطفی</li>
</ul>
<h2>تکنیک‌های رفتاری دیگر</h2>
<ul>
<li>بازنگری فعالیت</li>
<li>برنامه‌ریزی فعالیت</li>
<li>تعیین تکالیف گام‌به‌گام</li>
<li>تسلط و لذت</li>
<li>حل مسئله</li>
</ul>
<h2>شناسایی افکار منفی خودآیند</h2>
<p>قبل از تعریف و بیان ویژگی‌های فکر منفی خودآیند، بهتر است که درمانگر فکر منفی خودآیند را در یک مثال به وی نشان دهد: یک مثال از مراجع بگیرد. از وی بخواهد که موقعیت را شرح دهد. هیجان همراه با آن موقعیت را شرح دهد. بگوید در آن زمان، چه به ذهنش خطور کرده است. سپس درمانگر با استفاده از گفته‌های مراجع، فکر منفی خودآیند را برای وی تعریف کند و ویژگی‌های این افکار را بگوید.</p>
<h2>ویژگی‌های افکار ناخودآیند</h2>
<ul>
<li>همه افراد این افکار را دارند.</li>
<li>به‌ندرت از آنها آگاهیم ولی با اندک آموزشی می‌توانیم از آنها آگاه شویم.</li>
<li>تحت‌فشار، شدت می‌یابند. و منفی هستند.</li>
<li>ناگهان به ذهن آمده و خودآیند و اتوماتیک هستند. یک‌باره برانگیخته می‌شوند. سریع و کوتاه هستند. وقتی‌که مضطربیم، صحیح به نظر می‌رسند.</li>
<li>به باورهای زیربنایی ربط دارند و شخصی هستند. ناراحتی ایجاد می‌کنند. مراجع، بیشتر از هیجان همراه آنها خبر دارد تا خود آنها.</li>
<li>هیجان تولیدشده رابطه منفی با فکر زیربنای آن هیجان دارد.</li>
<li>می‌تواند کلامی، تصویر ذهنی یا هر دو باشند.</li>
<li>بر اساس اعتبار و کاربرد آنها می‌توان آنها را ارزیابی کرد.</li>
</ul>
<h2>دو جنبه اساسی افکار منفی خودآیند</h2>
<p><strong>محتوا:</strong> آنچه ما فکر می‌کنیم. مثلث شناختی، خطاهای شناختی، ناامیدی و درماندگی در شناسایی افکار منفی خودآیند مفید هستند.</p>
<p><strong>فرایند:</strong> چگونه فکر می‌کنیم. اشکالاتی در یادآوری و فراخوانی اطلاعات، آمادگی بیشتر مراجع برای دسترسی به خاطرات منفی گذشته در مقایسه با خاطرات مثبت یا خنثی، ناتوانی در به یاد آوردن جزئیات یک خاطره خاص و در نظر گرفتن کلیت یک رویداد و ضعف در حل مسئله، نگرش سیاه‌وسفید در پردازش اطلاعات و گرایش به نشخوار فکری.</p>
<h2>خطاهای شناختی</h2>
<h3><strong>ذهن‌خوانی</strong></h3>
<p>شما فرض را بر این می‌گذارید که میدانید آدم‌ها به چه فکر می‌کنند بی‌آنکه شواهد کافی در مورد افکارشان داشته باشید. به‌طور مثال، “او فکر می‌کند من یک بازنده‌ام”.</p>
<h3><strong>پیشگویی</strong></h3>
<p>آینده را پیش‌بینی می‌کنید. پیش‌بینی می‌کنید که اوضاع بدتر خواهد شد یا خطری درپیش است. به‌طور مثال “در امتحان قبول نخواهم شد” یا “این شغل را به دست نخواهم آورد”.</p>
<h3><strong>فاجعه سازی</strong></h3>
<p>شما بر این باورید که آنچه اتفاق افتاده است یا اتفاق خواهد افتاد آن‌چنان دردناک و غیرقابل‌تحمل خواهد بود که شما نمی‌توانید آن را تحمل کنید. به‌طور مثال: “اگر در امتحان رد شوم، وحشتناک است”.</p>
<h3><strong>برچسب زدن</strong></h3>
<p>یک ویژگی منفی خیلی کلی را به خود و دیگران نسبت می‌دهید. به‌طور مثال: “من دوست‌داشتنی نیستم” یا “او بی‌لیاقت است”.</p>
<h3><strong>به‌حساب نیاوردن جنبه‌های مثبت</strong></h3>
<p>مدعی هستید که دستاوردهای مثبت شما یا دیگران ناچیز و جزئی هستند. به‌طور مثال: “محبت وظیفه زن خانه است، وقتی به من توجه می‌کند کار خاصی نکرده است”، “این موفقیت‌ها که مهم نیستند، خیلی آسان به‌دست آمدند”.</p>
<h3><strong>فیلتر منفی</strong></h3>
<p>به‌طور تقریبی فکر بر جنبه‌های منفی متمرکز می‌شوید و به‌ندرت به جنبه‌های مثبت توجه می‌کنید. به‌طور مثال: “اگر نگاهی بیندازید متوجه می‌شوید چه تعداد آدم‌هایی هستند که مرا دوست ندارند”.</p>
<h3><strong>تعمیم افراطی</strong></h3>
<p>فقط براساس یک رویداد خاص، یک الگوی کلی و فراگیر منفی را استنباط می‌کنید. به‌طور مثال: “این اتفاق همیشه برای من پیش می‌آید، انگار من خیلی جاها شکست می‌خورم”.</p>
<h3><strong>تفکر دو قطبی</strong></h3>
<p>آدم‌ها یا اتفاق‌ها را به‌صورت همه‌یاهیچ می‌بیند. به‌طور مثال: “همه مرا کنار گذاشته ا ند” یا وقت تلف کردن بود.</p>
<h3><strong>باید اندیشی</strong></h3>
<p>رویدادها را بر مبنای اینکه چطور باید می‌بودند تفسیر می‌کنید و نه بر مبنای اینکه در اصل چطور هستند. به‌طور مثال “باید خوب عمل کنم، و اگر خوب عمل نکنم یعنی شکست خورده‌ام”.</p>
<h3><strong>شخصی‌سازی</strong></h3>
<p>به خاطر اتفاقات ناخوشایند منفی، تقصیر زیادی را به‌صورت غیرمنصفانه به خود نسبت می‌دهید و به این موضوع توجه نمی‌کنید که دیگران باعث اتفاقات خاص می‌شوند به‌طور مثال “ازدواجم به بن‌بست رسید، چون من شکست خوردم”.</p>
<h3><strong>مقصر دانستن/ سرزنشگری</strong></h3>
<p>فرد دیگری را منبع اصلی احساسات منفی‌تان میدانید و مسئولیت تغییر خودتان را نمی‌پذیرید. به‌طور مثال “تقصیر اوست که من الآن این‌گونه احساس می‌کنم” یا “تمام مشکلات من تقصیر والدینم است”.</p>
<h3><strong>مقایسه‌های ناعادلانه</strong></h3>
<p>اتفاق‌ها را بر اساس استانداردهایی تفسیر می‌کنید که واقع‌بینانه نیستند. به‌این‌ترتیب که به افرادی توجه می‌کنید که بهتر از شما عمل می‌کنند و درنتیجه خودتان را در مقایسه با دیگران حقیر و پست می‌بینید. به‌طور مثال: “او در مقایسه با من موفق‌تر است” یا “دیگران بهتر از من امتحان دادند”.</p>
<h3><strong>همیشه پشیمان بودن</strong></h3>
<p>به‌جای توجه به اینکه من الآن چه‌کارهایی را می‌توانم بهتر انجام بدهم، به این موضوع تمرکز دارم که چگونه می‌توانستم بهتر از اینها عمل کنم. به‌طور مثال: “اگر تلاش کرده بودم، می‌توانستم شغل بهتری داشته باشم” یا “نباید این حرف را می‌زدم”.</p>
<h3><strong>چه می‌شود اگر؟/ نکند که؟</strong></h3>
<p>یک سلسله سؤالات می‌پرسید که همه به این صورت هستند که “چه می‌شود اگر “، اتفاق خاصی بیافتد؟ و البته شما هرگز از پاسخی که به خود می‌دهید راضی نیستید. به‌طور مثال: “درست، ولی اگر مضطرب شوم چه؟” یا “اگر نتوانم درست نفس بکشم، چه؟”</p>
<h2>نادیده انگاری شواهد متناقض</h2>
<p><strong>برخورد قضاوتی</strong>، خودتان، دیگران و اتفاق‌ها را به‌جای اینکه فقط توصیف کنید، بپذیرید یا درک کنید، به‌صورت سیاه‌وسفید ارزیابی می‌کنید. (خوب و بد یا برتر و حقیر). خودتان و دیگران را بر مبنای معیارهای دلبخواه و سلیقه‌ای قضاوت می‌کنید و به این نتیجه می‌رسید که خودتان یا دیگران کوتاهی کرده‌اید. به قضاوت دیگران یا به قضاوت سخت‌گیرانه از خودتان درباره خویش بها می‌دهید. به‌طور مثال “در دانشگاه خوب درس نخواندم” یا “اگر تنیس کار کنم، خوب از آب درنمی‌آید” یا “ببین او چقدر موفق است، درحالی‌که من موفق نیستم”.</p>
<p><strong>بزرگ نمایی-کوچک نمایی</strong>، بزرگ جلوه دادن اهمیت رخدادهای منفی و یا در نظر نگرفتن اهمیت رخدادهای مثبت.</p>
<h2>روش‌های تشخیص افکار منفی خودآیند در جلسه درمان:</h2>
<ul>
<li>تغییر خلق مراجع در جلسه درمان.</li>
<li>نشانه‌های کلامی و غیرکلامی در طول درمان.</li>
<li>تعریف خاطره یک ناراحتی و تغییر خلق.</li>
<li>یک موقعیت فرضی.</li>
<li>ایفای نقش.</li>
<li>از مراجع بخواهیم که خودش حدس بزند.</li>
<li>احتمالات مختلف را خودمان مطرح می‌کنیم.</li>
<li>درباره تصاویر ذهنی مراجع از وی سؤال می‌کنیم.</li>
<li>درباره معنی موقعیت برای مراجع از او می‌پرسیم.</li>
<li>درمانگر از مراجع می‌خواهد تا برخی از موقعیت‌ها یا وقایع دشوار و ویژه اخیر را به یاد بیاورد.</li>
<li>درست مخالف فکر را به‌عنوان یک فرضیه به مراجع عرضه می‌کنیم.</li>
</ul>
<h2>پرسش‌هایی جهت شناسایی افکار منفی خودآیند</h2>
<ul>
<li>پیش از اینکه احساس غم، اضطراب یا گناه بکنید چه فکری در ذهن شما وجود داشت؟</li>
<li>شما از اتفاق افتادن چه چیزی می‌ترسید؟</li>
<li>تفکر دیگران در مورد شما به چه معناست؟</li>
<li>اگر چنین چیزی برای دیگران رخ دهد چه معنایی دارد؟</li>
<li>حدس می‌زنی در آن موقعیت درباره چه فکر می‌کردید؟</li>
<li>به نظر خودت درباره چی فکر می‌کردید؟</li>
<li>فکر می‌کنی احتمالاً درباره………… یا ………… درمانگر چند احتمال مطرح می‌کند، فکر می‌کردید؟</li>
<li>آیا تصویر ذهنی خاصی داشتید یا چیزی به خاطرت آمد که انجام داده بودید؟</li>
<li>معنی آن موقعیت برای شما چه بود؟</li>
<li>در مجموع از این موقعیت چه برداشتی دارید؟</li>
<li>آیا فکر می‌کردید ……….. درمانگر فکری درست مخالف آنچه را که انتظار می‌رود، می‌گوید.</li>
</ul>
<h2>تکلیف روزانه</h2>
<p><a href="http://behdashtravan.com/wp-content/uploads/2018/07/CBT-1.jpg"><img loading="lazy" decoding="async" class="wp-image-5134 aligncenter" src="http://behdashtravan.com/wp-content/uploads/2018/07/CBT-1-300x138.jpg" alt="CBT: تکنیک‌های شناسایی افکار" width="600" height="276" srcset="https://behdashtravan.com/wp-content/uploads/2018/07/CBT-1-300x138.jpg 300w, https://behdashtravan.com/wp-content/uploads/2018/07/CBT-1-768x353.jpg 768w, https://behdashtravan.com/wp-content/uploads/2018/07/CBT-1.jpg 770w" sizes="auto, (max-width: 600px) 100vw, 600px" /></a></p>
<h2>زیر سؤال بردن افکار خودآیند</h2>
<ul>
<li>چه شواهدی وجود دارد؟</li>
<li>شواهد موافق؟</li>
<li>شواهد مخالف؟</li>
<li>آیا توضیح جایگزینی وجود دارد؟</li>
<li>بدترین حالتی که می‌تواند رخ دهد چیست؟ آیا می‌توانم آن را تحمل کنم؟</li>
<li>بهترین حالتی که می‌تواند رخ دهد چیست؟</li>
<li>واقع‌بینانه‌ترین پیامد کدام است؟</li>
<li>تأثیر باور من به این فکر خودآیند چیست؟</li>
<li>تغییر طرز فکر من چه تأثیری می‌تواند داشته باشد؟</li>
<li>چه‌کاری باید دراین‌باره انجام دهم؟</li>
<li>اگر دوستی در موقعیت مشابه بود به او چه می‌گفتم؟</li>
</ul>
<h2>پرسش سقراطی</h2>
<p>به نظر برخی پرسش سقراطی جایگاه نخست را در فهرست تغییر افکار دارد. سبک سقراطی از بیمار سؤال‌هایی به عمل می‌آید که کنجکاوی و علاقه بیمار برانگیخته شود. در این سبک درمانگر سعی می‌کند که بیمار در فرآیند یادگیری شرکت کند. شکل تخصصی پرسشگری سقراطی کشف راه بری شده است. در این روش درمانگر تعدادی سؤال رهنمونی مطرح می‌کند تا بدین‌وسیله الگوهای ناکارآمد فکری یا رفتاری آشکار شوند.</p>
<h2>مزایای پرسش سقراطی</h2>
<ul>
<li>بهبود رابطه درمانی</li>
<li>برانگیختن حس کنجکاوی و بررسی</li>
<li>ارتقای درک شناخت‌واره‌ها و رفتارهای مهم و بالا بردن میزان مشارکت فعالانه بیمار در درمان</li>
</ul>
<h2>تکنیک‌ها</h2>
<h2>ثبت و یادداشت تغییر افکار</h2>
<p>خودپایی عنصر کلیدی درمان <a href="http://behdashtravan.com/%d9%85%da%a9%d8%aa%d8%a8-%d8%b4%d9%86%d8%a7%d8%ae%d8%aa%db%8c/" target="_blank" rel="noopener noreferrer">شناختی</a> <a href="http://behdashtravan.com/%d8%aa%d8%a7%d8%b1%db%8c%d8%ae%da%86%d9%87-%d8%b1%d9%81%d8%aa%d8%a7%d8%b1%da%af%d8%b1%d8%a7%db%8c%db%8c-%d9%82%d8%b3%d9%85%d8%aa-%d8%a7%d9%88%d9%84/" target="_blank" rel="noopener noreferrer">رفتاری</a> به‌طور کامل در برگه‌های ۵ ستونی ثبت افکار و سار روش‌های ثبت افکار که به‌منظور کمک به تغییر افکار خودآیند در بیمار طراحی شده‌اند تحقق می‌باید. در این روش از بیماران خواسته می‌شود: افکار خودآیند خود را تشخیص دهند. متوجه نتایج مثبت تلاش برای تغییر افکار خودآیند باشند. ستون چهارم پاسخ منطقی محور اصلی ثبت تغییر افکار را تشکیل می‌دهد. از این ستون برای یادداشت کردن شق‌های منطقی در برابر افکار خودآیند ناسازگار و درجه‌بندی میزان اعتقاد به این شق‌ها استفاده می‌شود.</p>
<h2>تکنیک بررسی شواهد</h2>
<p><a href="http://behdashtravan.com/wp-content/uploads/2018/07/CBT-2.jpg"><img loading="lazy" decoding="async" class="wp-image-5135 aligncenter" src="http://behdashtravan.com/wp-content/uploads/2018/07/CBT-2-300x126.jpg" alt="CBT: تکنیک‌های شناسایی افکار" width="600" height="252" srcset="https://behdashtravan.com/wp-content/uploads/2018/07/CBT-2-300x126.jpg 300w, https://behdashtravan.com/wp-content/uploads/2018/07/CBT-2.jpg 720w" sizes="auto, (max-width: 600px) 100vw, 600px" /></a></p>
<h2>تغییر اسناد</h2>
<ul>
<li>بیرونی در برابر درونی</li>
<li>عمومی در برابر اختصاصی</li>
<li>ثابت در برابر متغیر</li>
</ul>
<p>از روش‌های مختلف می‌توان در ایجاد اسنادهای سالم‌تر در مورد رویدادهای مهم زندگی بیماران استفاده کرد. از پرسش سقراطی، ثبت افکار و یا بررسی شواهد می‌توان استفاده کرد. ابتدا مفهوم تغییر اسناد را به‌طور خلاصه به بیمار توضیح می‌دهیم و بعد خطوطی روی کاغذ می‌کشیم و ابعاد اسناد را نشان می‌دهیم و آنگاه سؤال‌هایی می‌کنیم که بیمار را در جهت کاوش بیشتر و احتمالاً تغییر سبک اسنادی خود سوق دهد.</p>
<p>یکی از این روش‌ها استفاده از <strong>دایره پای</strong> است.</p>
<h2>شناخت ورزی</h2>
<p>شناخت ورزی به معنای تجسم کردن تصویر کارهای آینده و یا مشکلاتی که ممکن است بر سر راه قرار بگیرند است. درباره موقعیت پیش از آنکه با آن روبه‌رو شوید فکر کنید. افکار خودآیند و رفتارهای احتمالی را تشخیص دهید. افکار خودآیند را با استفاده از روش ثبت و تغییر رفتار و یا سایر مداخله‌های درمان شناختی رفتاری تغییر دهید. شیوه‌های سازگارتر فکری و رفتاری احتمالی را تشخیص دهید. راهبرد جدیدی را به‌کار بگیرد.</p>
<h2>کارت‌های مقابله</h2>
<p>روی این کارت‌ها دستورالعمل‌هایی که بیماران باید موقع مقابله با مسائل و موقعیت‌های مهم به‌کار بگیرند نوشته می‌شود.</p>
<h2>شناسایی و تغییر باورهای هسته‌ای</h2>
<p><a href="http://behdashtravan.com/wp-content/uploads/2018/07/CBT-3.jpg"><img loading="lazy" decoding="async" class="wp-image-5133 aligncenter" src="http://behdashtravan.com/wp-content/uploads/2018/07/CBT-3-300x149.jpg" alt="CBT: تکنیک‌های شناسایی افکار" width="600" height="297" srcset="https://behdashtravan.com/wp-content/uploads/2018/07/CBT-3-300x149.jpg 300w, https://behdashtravan.com/wp-content/uploads/2018/07/CBT-3-768x381.jpg 768w, https://behdashtravan.com/wp-content/uploads/2018/07/CBT-3.jpg 956w" sizes="auto, (max-width: 600px) 100vw, 600px" /></a></p>
<p><strong>باورهای هسته‌ای یا بنیادین</strong>، مرکزی‌ترین ایده‌های فرد درباره خویش، گاهی به این باورها طرح‌واره نیز گفته می‌شود. <a href="https://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%A2%D8%B1%D9%88%D9%86_%D8%AA%D9%85%DA%A9%DB%8C%D9%86_%D8%A8%DA%A9" target="_blank" rel="noopener noreferrer">بک</a> معتقد است طرح‌واره‌ها ساختارهای شناختی درون مغز هستند و محتوای خاص هر ساختار باور بنیادین نامیده می‌شود. بک در نوشته‌های اول خود باورهای بنیادین را به دو دسته تقسیم کرده است: باورهایی که محوریت آنها درماندگی و بی‌یاوری است. باورهایی که با دوست‌داشتنی نبودن در ارتباط هستند. این باورها در کودکی و هنگامی‌که کودک با اطرافیان نزدیک و مهمش تعامل می‌کند و نیز در رویارویی با یک سلسله موقعیت‌ها ایجاد می‌گردند.</p>
<p><strong>باورهای بنیادین منفی</strong> تنها تحت فشارهای روانی به سطح می‌آیند و خود را نشان می‌دهند. برخلاف افکار خودآیند باورهای بنیادین که بیمار آنها را درباره خودش صحیح می‌داند جزییات روشنی نداشته و تنها زمانی جزییات و ریزه‌کاری‌های باورهای بنیادین روش می‌شود که درمانگر پوسته بیرونی را کنار برند. درمانگر این کار را با پرسش مکرر از بیمار درباره معنای افکار بیمار به شیوه‌ای که قبلاً در تمرین پیکان رو به پایین ذکر گردید انجام می‌دهد. باورهای بنیادین منفی معمولاً فراگیر، بیش‌ازحد تعمیم‌یافته و مطلق هستند. زمانی که یک بارو بنیادین فعال شده است بیمار نمی‌تواند به سهولت داده‌هایی را که از آن باور حمایت نمی‌کنند پردازش کند. اما وی اغلب در تشخیص اطلاعات مغایر با باور بنیادین شکست‌خورده و یا اطلاعات مغایر را تحریف می‌کند.</p>
<p><strong>پیمان دوستی</strong><br />
<strong>۲۵ اردیبهشت ۹۴</strong></p>
<h2>منبع</h2>
<p><a href="http://dousti.net/Persian/?p=510" target="_blank" rel="nofollow noopener noreferrer">دوستی</a></p>
<p>The post <a href="https://behdashtravan.com/%d8%aa%da%a9%d9%86%db%8c%da%a9%e2%80%8c%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%b4%d9%86%d8%a7%d8%b3%d8%a7%db%8c%db%8c-%d8%a7%d9%81%da%a9%d8%a7%d8%b1-%d8%af%d8%b1-%d8%af%d8%b1%d9%85%d8%a7%d9%86-%d8%b4%d9%86%d8%a7%d8%ae/">تکنیک‌های شناسایی افکار در درمان شناختی رفتاری</a> appeared first on <a href="https://behdashtravan.com">مجله تخصصی روانشناسی بهداشت روان</a>.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://behdashtravan.com/%d8%aa%da%a9%d9%86%db%8c%da%a9%e2%80%8c%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%b4%d9%86%d8%a7%d8%b3%d8%a7%db%8c%db%8c-%d8%a7%d9%81%da%a9%d8%a7%d8%b1-%d8%af%d8%b1-%d8%af%d8%b1%d9%85%d8%a7%d9%86-%d8%b4%d9%86%d8%a7%d8%ae/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>1</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>روانشناسی شناختی و ریشه‌های آن در فلسفه</title>
		<link>https://behdashtravan.com/%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%d8%b4%d9%86%d8%a7%d8%b3%db%8c-%d8%b4%d9%86%d8%a7%d8%ae%d8%aa%db%8c-%da%86%db%8c%d8%b3%d8%aa%d8%9f/</link>
					<comments>https://behdashtravan.com/%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%d8%b4%d9%86%d8%a7%d8%b3%db%8c-%d8%b4%d9%86%d8%a7%d8%ae%d8%aa%db%8c-%da%86%db%8c%d8%b3%d8%aa%d8%9f/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[بهروز هاشمی]]></dc:creator>
		<pubDate>Tue, 30 Jan 2018 11:30:14 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[رفتارگرایی و شناختی]]></category>
		<category><![CDATA[مکاتب روانشناسی]]></category>
		<category><![CDATA[استعاره کامپیوتر]]></category>
		<category><![CDATA[اسکینر]]></category>
		<category><![CDATA[افلاطون]]></category>
		<category><![CDATA[انقلاب شناختی]]></category>
		<category><![CDATA[پاولف]]></category>
		<category><![CDATA[حافظه]]></category>
		<category><![CDATA[دکارت]]></category>
		<category><![CDATA[دنیل دنت]]></category>
		<category><![CDATA[ذهن]]></category>
		<category><![CDATA[رفتارگرا]]></category>
		<category><![CDATA[رفتاری]]></category>
		<category><![CDATA[رفتاری شناختی]]></category>
		<category><![CDATA[روانشناسی شناختی]]></category>
		<category><![CDATA[شناخت درمانی]]></category>
		<category><![CDATA[شناختی]]></category>
		<category><![CDATA[مکتب شناختی]]></category>
		<category><![CDATA[نوام چامسکی]]></category>
		<category><![CDATA[ویلهلم وونت]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://behdashtravan.com/?p=2823</guid>

					<description><![CDATA[<p>روانشناسی شناختی چیست؟ اگرچه روانشناسی شناختی یا Cognitive Psychology اصطلاح نسبتاً جدیدی است و صرفاً چند دهه از عمر آن می‌گذرد، اما موضوعات موردبحث و دغدغه‌های آن، چند هزار سال است که ذهن انسان را به خود مشغول کرده است. روانشناسی شناختی مهم‌ترین ویژگی انسان را در دریافت اطلاعات از محیط و پردازش اطلاعات در &#8230;</p>
<p>The post <a href="https://behdashtravan.com/%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%d8%b4%d9%86%d8%a7%d8%b3%db%8c-%d8%b4%d9%86%d8%a7%d8%ae%d8%aa%db%8c-%da%86%db%8c%d8%b3%d8%aa%d8%9f/">روانشناسی شناختی و ریشه‌های آن در فلسفه</a> appeared first on <a href="https://behdashtravan.com">مجله تخصصی روانشناسی بهداشت روان</a>.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>روانشناسی شناختی چیست؟</h2>
<p>اگرچه <a href="http://behdashtravan.com/%d9%85%da%a9%d8%aa%d8%a8-%d8%b4%d9%86%d8%a7%d8%ae%d8%aa%db%8c/" target="_blank" rel="noopener">روانشناسی شناختی</a> یا Cognitive Psychology اصطلاح نسبتاً جدیدی است و صرفاً چند دهه از عمر آن می‌گذرد، اما موضوعات موردبحث و دغدغه‌های آن، چند هزار سال است که ذهن انسان را به خود مشغول کرده است.</p>
<p>روانشناسی شناختی مهم‌ترین ویژگی انسان را در دریافت اطلاعات از محیط و پردازش اطلاعات در درون خود می‌داند و به این سؤال مهم می‌پردازد که آنچه ما ذهن می‌نامیم، چیست و چگونه کار می‌کند؟</p>
<h2>تاریخچه روانشناسی شناختی</h2>
<p>قاعدتاً تاریخ فلسفه با <a href="https://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%A7%D9%81%D9%84%D8%A7%D8%B7%D9%88%D9%86" target="_blank" rel="noopener">افلاطون</a> شروع نمی‌شود و قبل از او هم انسان درگیر پرسش‌های فلسفی بوده است.</p>
<p>اما بر اساس آنچه در تاریخ مکتوب برایمان مانده، افلاطون یکی از نخستین کسانی است که می‌توان گفت به زبان امروزی، به موضوع روانشناسی شناختی توجه داشته است.</p>
<h2>افلاطون و چالش حافظه</h2>
<p><a href="https://en.wikipedia.org/wiki/Plato" target="_blank" rel="noopener">افلاطون</a> این سؤال را از خود می‌پرسید که حافظه چگونه کار می‌کند؟</p>
<p>پاسخی که پیشنهاد می‌کرد این بود که چیزی شبیه موم در وجود ما هست که با هر اتفاق و رویدادی، خراشی روی آن ایجاد می‌شود.</p>
<p>وقتی او با تفاوت حافظه انسان‌ها مواجه می‌شد می‌گفت که احتمالاً کیفیت آن موم و سختی آن بین ما انسان‌ها تفاوت دارد.</p>
<p>اگر چه این دیدگاه بسیار ساده و ابتدایی به نظر می‌رسد، اما یک ویژگی بسیار مهم دارد که با نگاه امروز انسان به مغز و حافظه شبیه است.</p>
<p>او بین ساختار و محتوا در حافظه تمایز قائل نمی‌شود. همان‌طور که امروز هم می‌دانیم حافظه، توسط اتصالات نورونی شکل می‌گیرد و در واقع، ساختار مغز و محتوای آن یک چیز هستند.</p>
<p>در فرهنگ خودمان هم در این زمینه، کسانی مثل ابن‌سینا به مدل تفکر افلاطونی بسیار نزدیک هستند.</p>
<h2>دکارت و ذهن</h2>
<p>اگر چه توجه به مغز و ذهن و ذهنیت، در تمام قرن‌های اخیر وجود داشته است، اما بعد از افلاطون باید <a href="https://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%B1%D9%86%D9%87_%D8%AF%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D8%AA" target="_blank" rel="noopener">دکارت</a> را به عنوان نقطه‌ی مهمی در تاریخ ذهن و ذهن شناسی موردتوجه قرار داد.</p>
<p><a href="https://en.wikipedia.org/wiki/Ren%C3%A9_Descartes" target="_blank" rel="noopener">دکارت</a> بر خلاف افلاطون بر این باور بود که باید بین مغز و ذهن تمایزی قائل شد. او نور و گرما را به عنوان مثال مطرح می‌کرد. می‌گفت نور، ما را گرم می‌کند. اما گرما هویتی مستقل است. بنابراین، نگاه افلاطونی که ظرف و مظروف را یکی در نظر می‌گیرد، ممکن است درست نباشد.</p>
<h2>از دکارت تا قرن بیستم</h2>
<p>تقریباً از زمان دکارت به بعد، هر فیلسوف یا دانشمند بزرگی که در تاریخ علم و فلسفه می‌شناسیم، اشاره یا اشاره‌هایی به مغز و ذهن و کارکرد آن داشته است.</p>
<p>مثلاً می‌بینیم جان <a href="https://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%AC%D8%A7%D9%86_%D9%84%D8%A7%DA%A9" target="_blank" rel="noopener">لاک</a>، این فرض را مطرح می‌کند که مغز انسان همه چیز را در قالب تصویر ذخیره می‌کند.</p>
<p>بعد از او، منتقدان دیگری را می‌بینیم که می‌گویند چنین فرضی نادرست یا لااقل ناقص است. چون مفاهیم انتزاعی مانند عدالت یا حقیقت در قالب هیچ تصویری قابل ذخیره نیستند.</p>
<p>در قرن نوزدهم و اوایل قرن بیستم، مطالعات در مورد مغز و حافظه و سیستم شناختی، کمی علمی‌تر و جدی‌تر شد.</p>
<p><a href="https://fa.wikipedia.org/wiki/%D9%88%DB%8C%D9%84%D9%87%D9%84%D9%85_%D9%88%D9%88%D9%86%D8%AA" target="_blank" rel="noopener">ویلهلم وونت</a> (<a href="https://en.wikipedia.org/wiki/Wilhelm_Wundt" target="_blank" rel="noopener">Wilhelm Wundt</a>) یکی از معروف‌ترین محققان این دوره است که می‌کوشید به جای بحث‌های فلسفی، با علم و تحقیق به این حوزه بپردازد. اما روش مورد استفاده‌اش درون‌نگری بود. یعنی از انسان‌ها می‌خواست با خود فکر کنند و ببینند که چگونه فکر می‌کنند؟</p>
<p><img loading="lazy" decoding="async" class="aligncenter wp-image-2824 size-full" src="http://behdashtravan.com/wp-content/uploads/2018/01/introspection.jpg" alt="" width="612" height="819" srcset="https://behdashtravan.com/wp-content/uploads/2018/01/introspection.jpg 612w, https://behdashtravan.com/wp-content/uploads/2018/01/introspection-224x300.jpg 224w" sizes="auto, (max-width: 612px) 100vw, 612px" /></p>
<p>به نظر می‌آید همه چیز خوب است و اگر افراد بسیاری جواب مشابهی بدهند، محققان می‌توانند در مورد حافظه بصری به نتایجی برسند.</p>
<p>اما فرض کنید تعدادی پیدا می‌شوند و می‌گویند: نه. مستقیم در ذهن ما ثبت شده بود که گوش گربه مثلثی است و ما هیچ تصویری را به ذهن نیاوردیم و مستقیم جواب دادیم.</p>
<p>به همین سادگی، کل تحقیق زیر سؤال می‌رود. چون هیچ روشی نداریم که بدانیم تا چه حد درست می‌گوییم.</p>
<p>وقتی در مطالعه و تحقیق، به انسان‌ها بگویید که به درون خود مراجعه کنند و نظر بدهند، هرگز نمی‌توانید از صحت حرفی که می‌زنند مطمئن شوید.</p>
<h2>ظهور رفتارگراها</h2>
<p>اگر محدودیت‌های مطالعه روی مغز و ذهن را در نظر بگیرید و به ضعف روش درون‌نگری که مورد اشاره قرار گرفت توجه کنید، می‌توانید تصور کنید که ظهور روانشناسی <a href="http://behdashtravan.com/%d8%aa%d8%a7%d8%b1%db%8c%d8%ae%da%86%d9%87-%d8%b1%d9%81%d8%aa%d8%a7%d8%b1%da%af%d8%b1%d8%a7%db%8c%db%8c-%d9%82%d8%b3%d9%85%d8%aa-%d8%a7%d9%88%d9%84/" target="_blank" rel="noopener">رفتارگرا</a> و کسانی مانند پاولوف و <a href="http://behdashtravan.com/%d8%b3%d8%b1%da%af%d8%b0%d8%b4%d8%aa-%d8%a7%d8%b3%da%a9%db%8c%d9%86%d8%b1/" target="_blank" rel="noopener">اسکینر</a>، چگونه روانشناسی <a href="http://behdashtravan.com/%d9%85%da%a9%d8%aa%d8%a8-%d8%b4%d9%86%d8%a7%d8%ae%d8%aa%db%8c/" target="_blank" rel="noopener">شناختی</a> را تا حد زیادی به سکوت و خفقان فرو برد.</p>
<p>روانشناسان رفتارگرا رفتارهای قابل‌مشاهده را بررسی می‌کردند. محرک‌ها هم قابل اندازه‌گیری بودند. بحث‌هایی مثل شرطی‌سازی با دقتی در حد دقت مهندسی قابل‌اندازه‌گیری بود.</p>
<p>دیگر در این میان کسی به خیال‌پردازی‌ها و نظریه‌سازی‌های روانشناسان شناختی توجه نمی‌کرد و رویکرد شناختی چندان مورد رغبت و استقبال محیط‌های دانشگاهی نبود.</p>
<h2>منظور از انقلاب شناختی یا Cognitive Revolution چیست؟</h2>
<p>هم‌زمان با ظهور کامپیوتر و رشد تدریجی فناوری اطلاعات، دوباره روانشناسی شناختی قدرت گرفت.</p>
<p>این بار، همه احساس می‌کردند که کامپیوترها تا حد زیادی به ذهن انسان شبیه هستند و در خیلی از موارد، می‌توانند جایگزین مغز انسان باشند.</p>
<p>دیگر حرف روانشناسان رفتاری که می‌گفتند انسان یا حیوان را جعبه‌ی سیاه در نظر بگیرید و فقط به محرک و پاسخ فکر کنید، خریدار نداشت.</p>
<p>حالا سؤال این بود که داخل مغز چه می‌گذرد؟ مغز چگونه مطالب را به خاطر می‌سپارد؟ چگونه انتخاب می‌کند؟ چگونه یاد می‌گیرد؟</p>
<p>این سؤال‌ها هم می‌توانست به رشد صنعت کامپیوتر کمک کند و هم احساس می‌شد که کامپیوترها می‌توانند به ما ایده بدهند که داخل مغز چه می‌گذرد.</p>
<p>ضمناً به خاطر داشته باشید که رشد تکنولوژی در مهندسی پزشکی و به وجود آمدن ابزارهایی برای اندازه‌گیری فعالیت مغز (از جمله دستگاه <a href="https://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%A7%D9%81%E2%80%8C%D8%A7%D9%85%E2%80%8C%D8%A2%D8%B1%D8%A2%DB%8C" target="_blank" rel="noopener">fMRI</a>) به‌تدریج از سیاه بودن این جعبه‌ی سیاه کاست و مغز را به جعبه‌ای خاکستری برای ما تبدیل کرد.</p>
<p>جعبه‌ای که می‌شد بیش از گذشته از درون آن مطلع شد.</p>
<p>بدین ترتیب، روانشناسی شناختی چنان اوج گرفت که در تاریخ رویکردهای روانشناسی از آن به‌عنوان انقلاب شناختی یاد می‌کنند.</p>
<h2>سؤال‌های کلیدی در رویکرد شناختی چیست؟</h2>
<p>بعدازاین مقدمات، می‌توانیم به این سؤال بپردازیم که چه حوزه‌هایی در روانشناسی شناختی موردتوجه قرار می‌گیرند و امروزه، پاسخ چه سؤال‌هایی را باید به کمک علم روانشناسی شناختی جستجو کرد؟</p>
<p>موارد زیر از جمله موضوعات موردبحث در روانشناسی شناختی هستند:</p>
<p>ادراک در ذهن ما چگونه اتفاق می‌افتد؟ ما چطور اطلاعات جهان اطراف را دریافت و پردازش می‌کنیم؟</p>
<p>حافظه چیست؟ حافظه انسان چگونه کار می‌کند؟ چه می‌شود که برخی از ما حافظه قوی‌تر یا ضعیف‌تر از دیگران داریم؟</p>
<p>وقتی می‌گوییم مغز روی یک موضوع تمرکز می‌کند یا میزان توجه من کم یا زیاد است، واقعاً چه اتفاقی در مغز می‌افتد؟ روانشناسی می‌تواند چه کمک‌هایی در زمینه مدیریت توجه ارائه دهد؟</p>
<p>تصمیم‌گیری و انتخاب چگونه انجام می‌شود؟ طی چه فرایندی مغز ما به نتیجه می‌رسد که یک گزینه را انتخاب کند و سایر گزینه‌ها را کنار بگذارد؟</p>
<p>فرایند حل مسئله چیست؟ چه می‌شود که مهارت حل مسئله در برخی از ما قوی و در برخی دیگر ضعیف است؟ آیا واقعاً حل مسئله از جنس مهارت است؟ آیا می‌توانیم بگوییم انسان، در تشخیص و حل مسئله، از سایر موجودات زنده توانمندتر است؟</p>
<p>شبیه‌سازی ذهنی چیست و چگونه اتفاق می‌افتد؟ ما می‌دانیم که می‌توانیم خودمان را داخل خانه‌ای که نخریده‌ایم تصور کنیم و بر این اساس، در مورد ارزش اقتصادی یک خانه تصمیم بگیریم. این کار چگونه در مغز روی می‌دهد؟ چنین قابلیتی چه فرصت‌ها و تهدیدهایی برای ما ایجاد می‌کند؟</p>
<p>این سیستم شناختی، چه خطاهایی دارد؟ خطاهای شناختی مغز ما چیست؟</p>
<h2>رویکرد شناختی در آموزش و یادگیری چیست؟</h2>
<p><img loading="lazy" decoding="async" class="size-full wp-image-2825 aligncenter" src="http://behdashtravan.com/wp-content/uploads/2018/01/cognitive_psychology_mtm.jpg" alt="" width="612" height="407" srcset="https://behdashtravan.com/wp-content/uploads/2018/01/cognitive_psychology_mtm.jpg 612w, https://behdashtravan.com/wp-content/uploads/2018/01/cognitive_psychology_mtm-300x200.jpg 300w" sizes="auto, (max-width: 612px) 100vw, 612px" /></p>
<p>قطعاً می‌تواند حدس بزنید که این نگاه به آموزش که در آن تشویق و تنبیه و چوب معلم نقش مهمی ایفا می‌کند، نگاه اسکینری یا نگاه روانشناسی رفتارگرا است.</p>
<p>نگاهی که به درون انسان کاری ندارد و معتقد است که یادگیری، آموزش و تربیت، با پاداش یا تنبیه و شرطی‌سازی شکل می‌گیرد.</p>
<p>اما رویکرد روانشناسی شناختی به آموزش بسیار متفاوت است.</p>
<h2>رویکرد روانشناسی شناختی به آموزش</h2>
<p>روانشناسی شناختی، مغز انسان را یک ماشین بسیار پیچیده‌ی یادگیری با فرایندهای متعدد و درهم‌تنیده می‌داند.</p>
<p>این علم می‌کوشد این سیستم پیچیده غیرقابل درک را به بخش‌های مختلف تقسیم کرده و عملکرد هر بخش را موردتوجه قرار دهد.</p>
<p>وقتی در علم روانشناسی شناختی از دانش‌آموز و دانشجو و کلاس درس یا یادگیری در محیط حرف می‌زنیم، به نکاتی ازاین‌دست توجه می‌شود:</p>
<p>چه می‌توان کرد که حافظه دانشجو و دانش‌آموز، موضوعات را بهتر به خاطر بسپارد؟</p>
<p>فکر کردن درست را چگونه می‌توان به انسان‌ها آموخت؟ به شکلی که سوگیری‌های آنها به حداقل ممکن کاهش یابد؟</p>
<p>انسان‌ها چگونه می‌توانند آنچه را آموخته‌اند در سطحی مجردتر به خاطر بسپارند و سپس با استفاده از آنالوژی دوباره آنها را در فضاهای کاربردی دیگر مورد استفاده قرار دهند؟</p>
<p>مغز چگونه محفوظات خود را به دانش تبدیل می‌کند و با ترکیب دانسته‌ها، دانش‌های جدید، مفروضات جدید و نظریه‌های جدید می‌سازد؟</p>
<h2>رشته روانشناسی شناختی در دانشگاه‌ها</h2>
<p>امروز، رشته روانشناسی شناختی به حدی گسترده شده که در بسیاری از دانشگاه‌ها و مؤسسات آموزشی جهان، در مقطع کارشناسی ارشد به عنوان یک رشته مستقل موردتوجه قرار می‌گیرد.</p>
<p>خوشبختانه در کشور ما هم، می‌توان روانشناسی شناختی و علوم شناختی را به عنوان یک رشته یا گرایش در مقطع کارشناسی ارشد انتخاب کرد.</p>
<p>در مقطع کارشناسی ارشد این رشته، در کنار درس روانشناسی شناختی، مباحث دیگری مانند زبان‌شناسی، مدل‌سازی شناختی، آمار و تحلیل داده‌ها، فلسفه ذهن، روش تحقیق و طراحی آزمایش در علوم شناختی و مبانی نورولوژی (عصب‌شناسی) تدریس می‌شوند.</p>
<p>در دانشنامه ویکی‌پدیا می‌توانید <a href="https://en.wikipedia.org/wiki/List_of_institutions_granting_degrees_in_cognitive_science" target="_blank" rel="nofollow noopener">فهرست نسبتاً جامعی از مراکز آموزش عالی جهان که به تدریس و پژوهش در این زمینه اشتغال دارند</a> را بیابید.</p>
<h2>کتاب‌های روانشناسی شناختی</h2>
<p>کتاب‌های بسیار زیادی در حوزه روانشناسی شناختی منتشرشده‌اند.</p>
<p>در صدر آنها می‌توان به کتاب‌های استیون پینکر و دنیل کانمن اشاره کرد (ما از استیون پینکر کتاب فرشتگان نیکوتر سرشت ما و از دنیل کانمن کتاب تفکر، سریع و کند را در متمم معرفی کرده‌ایم).</p>
<p>اگر چه تعداد دانشمندان بزرگ این حوزه کم نیست و مثلاً منصفانه نیست اگر <a href="https://fa.wikipedia.org/wiki/%D9%86%D9%88%D8%A2%D9%85_%DA%86%D8%A7%D9%85%D8%B3%DA%A9%DB%8C" target="_blank" rel="noopener">نوام چامسکی</a> و <a href="https://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%AF%D9%86%DB%8C%D9%84_%D8%AF%D9%86%D8%AA" target="_blank" rel="noopener">دنیل دنت</a> و اولریک نایسر را فراموش کنیم.</p>
<p>خصوصاً اینکه اولریک نایسر در سال ۱۹۶۷ مقاله‌ای تحت عنوان Cognitive Psychology منتشر کرد و این اصطلاح که ما امروز به کار می‌بریم، انتخاب و ابداع اوست.</p>
<p>اما اگر علاقه‌مند باشید که برخی از کتاب‌های مرجع دانشگاهی را در این زمینه بشناسید می‌توان به موارد زیر اشاره کرد. حتماً توجه دارید که کتاب‌های مرجع دانشگاهی که برای آموزش به کار گرفته می‌شوند، الزاماً عمیق‌ترین کتاب‌ها نیستند. بلکه کتاب‌هایی هستند که همه‌ی موضوعات را تا حدی پوشش داده‌اند:</p>
<ul>
<li><a href="https://www.amazon.com/Cognitive-Psychology-Robert-J-Sternberg/dp/1133313914" target="_blank" rel="noopener">Cognitive Psychology (Robert Sternberg)</a></li>
<li><a href="https://www.amazon.com/Fundamentals-Cognitive-Psychology-Ronald-Kellogg/dp/1483347583" target="_blank" rel="noopener">Fundamentals of Cognitive Psychology (Kellog)</a></li>
<li><a href="https://www.amazon.com/Cognitive-Psychology-Students-Michael-Eysenck/dp/1848724160" target="_blank" rel="noopener">Cognitive Psychology (Eysenck)</a></li>
</ul>
<h2>منبع</h2>
<p><a href="https://motamem.org/%D8%B1%D9%88%D8%A7%D9%86%D8%B4%D9%86%D8%A7%D8%B3%DB%8C-%D8%B4%D9%86%D8%A7%D8%AE%D8%AA%DB%8C-%DA%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA/" target="_blank" rel="nofollow noopener">متمم</a></p>
<p>The post <a href="https://behdashtravan.com/%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%d8%b4%d9%86%d8%a7%d8%b3%db%8c-%d8%b4%d9%86%d8%a7%d8%ae%d8%aa%db%8c-%da%86%db%8c%d8%b3%d8%aa%d8%9f/">روانشناسی شناختی و ریشه‌های آن در فلسفه</a> appeared first on <a href="https://behdashtravan.com">مجله تخصصی روانشناسی بهداشت روان</a>.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://behdashtravan.com/%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%d8%b4%d9%86%d8%a7%d8%b3%db%8c-%d8%b4%d9%86%d8%a7%d8%ae%d8%aa%db%8c-%da%86%db%8c%d8%b3%d8%aa%d8%9f/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
	</channel>
</rss>
