<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	>

<channel>
	<title>مقالات بدبینی | مجله تخصصی روانشناسی بهداشت روان</title>
	<atom:link href="https://behdashtravan.com/tag/%D8%A8%D8%AF%D8%A8%DB%8C%D9%86%DB%8C/feed/" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>https://behdashtravan.com/tag/بدبینی/</link>
	<description></description>
	<lastBuildDate>Thu, 15 Apr 2021 23:47:15 +0000</lastBuildDate>
	<language>fa-IR</language>
	<sy:updatePeriod>
	hourly	</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>
	1	</sy:updateFrequency>
	<generator>https://wordpress.org/?v=6.8.2</generator>

<image>
	<url>https://behdashtravan.com/wp-content/uploads/2017/09/cropped-logo-32x32.png</url>
	<title>مقالات بدبینی | مجله تخصصی روانشناسی بهداشت روان</title>
	<link>https://behdashtravan.com/tag/بدبینی/</link>
	<width>32</width>
	<height>32</height>
</image> 
	<item>
		<title>معرفی و خلاصه کتاب خوشبینی آموخته شده</title>
		<link>https://behdashtravan.com/%d9%85%d8%b9%d8%b1%d9%81%db%8c-%d9%88-%d8%ae%d9%84%d8%a7%d8%b5%d9%87-%da%a9%d8%aa%d8%a7%d8%a8-%d8%ae%d9%88%d8%b4%d8%a8%db%8c%d9%86%db%8c-%d8%a2%d9%85%d9%88%d8%ae%d8%aa%d9%87-%d8%b4%d8%af%d9%87/</link>
					<comments>https://behdashtravan.com/%d9%85%d8%b9%d8%b1%d9%81%db%8c-%d9%88-%d8%ae%d9%84%d8%a7%d8%b5%d9%87-%da%a9%d8%aa%d8%a7%d8%a8-%d8%ae%d9%88%d8%b4%d8%a8%db%8c%d9%86%db%8c-%d8%a2%d9%85%d9%88%d8%ae%d8%aa%d9%87-%d8%b4%d8%af%d9%87/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[بهروز هاشمی]]></dc:creator>
		<pubDate>Mon, 19 Apr 2021 12:30:26 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[انسانگرایی و روانشناسی مثبت]]></category>
		<category><![CDATA[دسته‌بندی نشده]]></category>
		<category><![CDATA[معرفی کتاب]]></category>
		<category><![CDATA[مکاتب روانشناسی]]></category>
		<category><![CDATA[امید]]></category>
		<category><![CDATA[بدبینی]]></category>
		<category><![CDATA[خوشبینی]]></category>
		<category><![CDATA[درمانگی آموخته شده]]></category>
		<category><![CDATA[روانشناسی مثبت]]></category>
		<category><![CDATA[سبک تبیین]]></category>
		<category><![CDATA[سلیگمن]]></category>
		<category><![CDATA[مارتین سلیگمن]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://behdashtravan.com/?p=7076</guid>

					<description><![CDATA[<p>معرفی و خلاصه کتاب خوشبینی آموخته شده مارتین سلیگمن که یکی شاید بزرگترین روانشناس زنده‌ی دنیا باشد، در کتاب خوشبینی آموخته شده با ظرافت خاصی مساله خوشبینی را می‌شکافد. نکته مهم این است که خوشبینی در نگاه سلیگمن با مثبت‌اندیشی مرسوم کتاب‌های زرد اختلاف زیادی دارد. او معتقد است افراد بدبین دقیق‌تر و حتی واقع‌بین‌تر &#8230;</p>
<p>The post <a href="https://behdashtravan.com/%d9%85%d8%b9%d8%b1%d9%81%db%8c-%d9%88-%d8%ae%d9%84%d8%a7%d8%b5%d9%87-%da%a9%d8%aa%d8%a7%d8%a8-%d8%ae%d9%88%d8%b4%d8%a8%db%8c%d9%86%db%8c-%d8%a2%d9%85%d9%88%d8%ae%d8%aa%d9%87-%d8%b4%d8%af%d9%87/">معرفی و خلاصه کتاب خوشبینی آموخته شده</a> appeared first on <a href="https://behdashtravan.com">مجله تخصصی روانشناسی بهداشت روان</a>.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h1>معرفی و خلاصه کتاب خوشبینی آموخته شده</h1>
<p><a href="http://behdashtravan.com/%d8%ac%d9%85%d9%84%d8%a7%d8%aa-%d9%85%d8%a7%d8%b1%d8%aa%db%8c%d9%86-%d8%b3%d9%84%db%8c%da%af%d9%85%d9%86/" target="_blank" rel="noopener noreferrer">مارتین سلیگمن</a> که یکی شاید بزرگترین روانشناس زنده‌ی دنیا باشد، در کتاب خوشبینی آموخته شده با ظرافت خاصی مساله خوشبینی را می‌شکافد. نکته مهم این است که خوشبینی در نگاه سلیگمن با مثبت‌اندیشی مرسوم کتاب‌های زرد اختلاف زیادی دارد. او معتقد است افراد بدبین دقیق‌تر و حتی واقع‌بین‌تر هستند، با این وجود آنها بیشتر در خطر ابتلا به افسردگی هستند، شانس موفقیت کمتری دارند، میانگین عمر کمتری دارند و در برابر سرطان مقاومت کمتری نشان می‌دهند. بله! خوشبین و بدبین بودن یک فرد، تا سطح سلولی زندگی او را تحت‌الشعاع قرار می‌دهد.</p>
<p>این کتاب برای عموم نوشته شده است ولی پر است از نتایج پژوهش‌های فوق‌العاده جذاب علمی که نشان می‌دهند چطور سلیگمن، روانشناسی را از چنگال رفتارگرایی زمان خود خارج کرد و درنهایت چگونه روانشناسی مثبت متولد شد. در این کتاب شما یاد می‌گیرید جهان‌بینی خوش‌بینانه چه قواعدی دارد، میزان خوشبینی خود را اندازه می‌گیرید و یاد می‌گیرید چطور بدبینی خود را تغییر دهید.</p>
<h2><strong>آزمایش درماندگی آموخته شده روی سگ‌ها</strong></h2>
<p>پس از این که مارتین سلیگمن شک‌های خود را در مورد پژوهش روی حیوانات برطرف می‌کند، آزمایش جالبی را طراحی می‌کند که پایه‌های رفتارگرایی را تکان داد. به تعدادی سگ در یک قفس از طریق کف قفس، شوک الکتریکی وارد می‌شد. هر سگ با اولین شوک به بیرون قفس می‌پرید. به دسته دوم سگ‌ها شوک وارد می‌شد و در قفس بسته می‌شد و راهی برای فرار آنها گذاشته نمی‌شد. بعد از چند شوک سگ‌ها دیگر تلاش نمی‌کردند، فقط صبر می‌کردند تا شوک تمام شود. به عبارت دیگر آنها درماندگی را یاد می‌گیرند: هر قدر هم دست و پا بزنم، موفق نمی‌شوم. حال وقتی در قفس هم برداشته شود، باز هم پاسخ سگ به شوک انفعال و بی‌حرکتی است. سگ‌های درمانده شده به هیچ وجه تکان نمی‌خوردند، حتی وقتی در قفس باز می‌شد.</p>
<p>این آزمایش به شدت خشم <a href="https://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%B1%D9%81%D8%AA%D8%A7%D8%B1%DA%AF%D8%B1%D8%A7%DB%8C%DB%8C" target="_blank" rel="noopener noreferrer">رفتارگرایان</a> را برانگیخت. سلیگمن و همکارانش به خوبی از پس منتقدین بر می‌آیند و تنها در برابر یک سوال خود را عاجز می‌دیدند: چرا با وجود این که سگ‌های زیادی درمانده می‌شوند، چیزی حدود یک سوم آنها در برابر درماندگی مقاومت می‌کنند؟ برای این سوال سلیگمن سبک تبیین را مطرح می‌کند.</p>
<h2><strong>سبک تبیین</strong></h2>
<p>اتفاقات مثبت و منفی برای همه افراد چه خوشبین و چه بدبین، به یک میزان رخ می‌دهد اما افراد خوشبین این اتفاقات را راحت‌تر رد می‌کنند و کمتر دچار درماندگی می‌شوند. سبک تبیین به نوعی جهان‌بینی ما را نشان می‌دهد، این که چطور دنیا و اتفاقات را تفسیر می‌کنیم. ما به سه روش یک اتفاق را ارزیابی می‌کنیم.</p>
<h3><strong>شخصی‌سازی: درونی در برابر بیرونی</strong></h3>
<p>در نوع اول ما به تعیین عاملیت اتفاق می‌پردازیم و بررسی می‌کنیم چه کسی باعث یک اتفاق بوده است. اگر اتفاق را به شخص خودمان نسبت بدهیم، آن را اصطلاحا درونی می‌کنیم و اگر آن را بیرون از خودمان نسبت دهیم، اصطالاحا ان را بیرونی دانسته‌ایم. به طور مثال وقتی نمره کمی در امتحان می‌گیریم، اگر علت آن را ضعف خودمان یا تلاش کم خود بدانیم، سبک تبیین ما درونی است و اگر علت نمره کم را سوالات سخت یا بدشانسی بدانیم، آن را بیرونی دانسته‌ایم.</p>
<h3><strong>پایداری: موقت در برابر دائمی</strong></h3>
<p>نوع دوم به این بر می‌گردد که ما چقدر اتفاقات را گذرا یا پایدار می‌دانیم. در مثال قبلی فرد ممکن است نمره کم خود را یک چیز دائمی بداند و بگوید:&#8221; من همیشه بی استعداد هستم و نمره کمی می‌گیرم&#8221; یا شاید آن را موقت ارزیابی کند و بگوید &#8221; این بار به قدر کافی تلاش نکردم، دفعه بعد اگر بخوانم نمره بهتری می‌گیرم&#8221;.</p>
<h3><strong>فراگیری : اختصاصی در برابر فراگیر</strong></h3>
<p>در این روش، ما اتفاق را از نظر فراگیری بررسی می‌کنیم. در مثال قبلی ممکن است بگوییم من در کلا دانش‌اموز خوبی نیستم (فراگیر) یا بگوییم من فقط در آن درس ضعیف عمل می‌کنم (اختصاصی)</p>
<h2><strong>سبک تبیین خوشبینانه در برابر بدبینانه</strong></h2>
<p>وقتی اتفاق بدی می‌افتد، افراد خوشبین معمولا آن را <strong>بیرونی، موقت و اختصاصی</strong> برداشت می‌کنند و افراد <strong>بدبین درونی، دائم و فراگیر</strong> می‌دانند. همین اتفاق در مورد اتفاقات مثبت برعکس رخ می‌دهد. در ادامه با مثال توضیح می‌دهیم. فرض کنید دچار تصادف رانندگی می‌شوید. اگر خوشبین باشید چنین تفسیر می‌کنید: زمین لغزنده بود و ترمز راننده مقابل به شدت محکم بود و من کاری از دستم بر نمی‌آمد (بیرونی)  دفعه بعد که زمین خشک باشد، دیگر دچار چنین اتفاقی نمی‌شوم (موقت) و من فقط در روزهای بارانی دچار سانحه می‌شوم (اختصاصی. حال اگر فردی بدبین دچار سانحه شود: من بی‌عرضه بازی در آوردم و دیر ترمز کردم (درونی) و هیچوقت راننده خوبی نبودم و نخواهم بود. دربیشتر موارد زندگی‌ام هم من چنین مشکلاتی دارم (دایم و فراگیر). برای اتفاقات مثبت دقیقا همین سناریو بر عکس می‌شود و افراد خوشبین آن را درونی، دایم و فراگیر برداشت می‌کنند.</p>
<h2><strong>از بدبینی به خوشبینی: چطور خوشبین‌تر باشیم</strong></h2>
<p>خبر خوب سلیگمن و روانشناسی جدید این است که اگر بتوانید افکار خود را تغییر دهید، زندگی خود را تغییر می‌دهید. سلیگمن به شما در این کتاب یاد می‌دهد چطور با تکنیک‌های رفتاری و شناختی بر بدبینی خود فائق آیید. این تغییر را می‌توانید برای خود، سازمان خود و کودک خود به کار گیرید.</p>
<p>با کمک گرفتن از روش ABC می‌توان افکار بدبینانه خود را شناسایی کنیم. سه نوع می‌توان این افکار را تغییر داد:</p>
<p><strong>رفتاری</strong>: مثلا وقتی فکر بدبینانه‌ای می‌آید آن را یادداشت کنیم تا بعدا به ان رسیدگی کنیم یا محکم به دیوار بکوبید و به خودتان بگویید بس کن. این روش‌ها موقتی هستند ولی سبک تبیین شما را به شکلی دیم عوض نمی‌کنند.</p>
<p><strong>جداسازی</strong>: باید یادتان باشد که این افکار بدبینانه صرفا یک فکر هستند، نه وحی منزل. اگر فکری به شما می‌گوید شما بی‌عرضه هستید، معنی آن این نیست که واقعا این گونه است.</p>
<p><strong>شناختی</strong>: در این روش، که پایدارترین روش هم هست، این است که با افکار بدبینانه چالش می‌کنیم:</p>
<ul>
<li>چه دلایلی برای این فکر وجود دارد؟</li>
<li>آیا تفسیر دیگری هم وجود دارد؟</li>
<li>حال فرض کنیم این فکر درست است آیا واقعا فاجعه‌ای رخ می‌دهد(فاجعه‌زدایی)</li>
<li>سودمندی این فکر چیست؟ اگر نمی‌توانیم برای غلط بودن فکری دلیل بیاوریم، باید ببینیم این فکر چه سودی برای ما دارد. مثلا ممکن است واقعا جهان جای ناعادلانه‌ای باشد، اما فکر کردن به آن چه سودی دارد؟</li>
</ul>
<h2><strong>خوشبینی، افسردگی و مساله مسئولیت</strong></h2>
<p>سلیگمن دو نظریه افسردگی را مطرح می‌کند:</p>
<ul>
<li>در نظریه <a href="http://behdashtravan.com/%d9%81%d8%b1%d9%82-%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%da%a9%d8%a7%d9%88-%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%d8%b4%d9%86%d8%a7%d8%b3-%d9%88-%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%d9%be%d8%b2%d8%b4%da%a9/" target="_blank" rel="noopener noreferrer">روانکاوی</a> افسردگی خشمی است که پیکانش به جای بیرون درون را نشانه رفته است. &#8221; پدر بی‌انصاف است و من را تنبیه می‌کند، اما پدر عزیزتر از آن است که او را بی‌انصاف بدانیم، پس حتما من مشکلی دارم که پدر چنین رفتاری می‌کند&#8221;</li>
<li>در نظریه زیستی باور بر این است وقتی شیمی مغز بر هم می‌خورد، افسردگی رخ می‌دهد.</li>
</ul>
<p>سلیگمن هرچند نظریه دوم را موجه‌تر می‌داند، هر دوی آنها را در بسیاری از موارد ناکارآ تلقی می‌کند و معتقد است افسردگی اصلا چیز پیچیده‌ای نیست و با تغییر سبک تبیین تا حد زیادی افسردگی درمان می‌شود.</p>
<p>در نهایت سلیگمن ابراز نگرانی می‌کند بیرونی کردن بیش از حد مسایل توسط خوشبین ممکن است منجر به این شود که مسئولیت از سر افراد باز شود که اصلا مطلوب نیست، اما می‌دانیم افراد افسرده بیش از حد مسئولیت می‌پذیرند و باید کمی از بار آنها کاهش داده شود و بعدا متذکر می‌شود که اهمیت شخصی‌سازی در برابر پایداری و فراگیری به مراتب کمتر است.</p>
<h2><strong>جمع‌بندی کتاب خوشبینی آموخته شده</strong></h2>
<p>این کتاب هم یک کتاب محبوب خودآموز است و هم یک کتاب علمی. اگر کسی آن را خوب بخواند و به کار ببندد، می‌تواند زندگی خودش را عوض کند. همچنین به اندازه یک کتاب علمی پر است از نکات علمی و دقیق. پژوهش‌هایی که سلیگمن برای ما تعریف می‌کند جذابیت زیادی دارد و مطلب را برای ما شفاف می‌کند. او تمام معایب و مزایای بدبینی و خوش‌بینی را برای ما بر می‌شمرد و از ما می‌خواهد بتوانیم از هر دو مهارت فکری به موقع استفاده کنیم.</p>
<p><strong>کتاب</strong> خوشبینی آموخته شده</p>
<p><strong>نویسنده کتاب</strong>: مارتین سلیگمن</p>
<p><strong>نویسنده متن</strong>: بهروز هاشمی</p>
<p>The post <a href="https://behdashtravan.com/%d9%85%d8%b9%d8%b1%d9%81%db%8c-%d9%88-%d8%ae%d9%84%d8%a7%d8%b5%d9%87-%da%a9%d8%aa%d8%a7%d8%a8-%d8%ae%d9%88%d8%b4%d8%a8%db%8c%d9%86%db%8c-%d8%a2%d9%85%d9%88%d8%ae%d8%aa%d9%87-%d8%b4%d8%af%d9%87/">معرفی و خلاصه کتاب خوشبینی آموخته شده</a> appeared first on <a href="https://behdashtravan.com">مجله تخصصی روانشناسی بهداشت روان</a>.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://behdashtravan.com/%d9%85%d8%b9%d8%b1%d9%81%db%8c-%d9%88-%d8%ae%d9%84%d8%a7%d8%b5%d9%87-%da%a9%d8%aa%d8%a7%d8%a8-%d8%ae%d9%88%d8%b4%d8%a8%db%8c%d9%86%db%8c-%d8%a2%d9%85%d9%88%d8%ae%d8%aa%d9%87-%d8%b4%d8%af%d9%87/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>موانع شادی &#8211; قسمت سوم</title>
		<link>https://behdashtravan.com/%d9%85%d9%88%d8%a7%d9%86%d8%b9-%d8%b4%d8%a7%d8%af%db%8c/</link>
					<comments>https://behdashtravan.com/%d9%85%d9%88%d8%a7%d9%86%d8%b9-%d8%b4%d8%a7%d8%af%db%8c/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[بهروز هاشمی]]></dc:creator>
		<pubDate>Thu, 10 May 2018 10:30:28 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[ارتقاء سلامت روان]]></category>
		<category><![CDATA[انسانگرایی و روانشناسی مثبت]]></category>
		<category><![CDATA[بهداشت روان]]></category>
		<category><![CDATA[سبک زندگی]]></category>
		<category><![CDATA[مکاتب روانشناسی]]></category>
		<category><![CDATA[بدبینی]]></category>
		<category><![CDATA[خوشحالی]]></category>
		<category><![CDATA[خوگیری]]></category>
		<category><![CDATA[روانشناسی تکاملی]]></category>
		<category><![CDATA[روانشناسی فرگشتی]]></category>
		<category><![CDATA[روانشناسی مثبت‌نگر]]></category>
		<category><![CDATA[سازگاری]]></category>
		<category><![CDATA[سلیگمن]]></category>
		<category><![CDATA[شادمانی]]></category>
		<category><![CDATA[شادی]]></category>
		<category><![CDATA[کمالگرایی]]></category>
		<category><![CDATA[هیجان پریشان ساز]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://behdashtravan.com/?p=2586</guid>

					<description><![CDATA[<p>رابطه هیجان‌های سازگارانه ولی پریشان‌ساز با شادی ما به‌عنوان گونه‌ای از موجودات زنده به نحوی تکامل یافته‌ایم که برای داشتن برخی هیجان‌های پریشان‌سازمثل اضطراب، افسردگی، حسادت و خشم در برخی شرایط طراحی شده‌ایم، زیرا این واکنش‌ها برای پیشینیان ما سازشی بوده‌اند (باس، ۲۰۰۰). گذشتگان ما هنگام رویارویی با برخی خطرها یا تهدیدها (مثل مارها یا &#8230;</p>
<p>The post <a href="https://behdashtravan.com/%d9%85%d9%88%d8%a7%d9%86%d8%b9-%d8%b4%d8%a7%d8%af%db%8c/">موانع شادی &#8211; قسمت سوم</a> appeared first on <a href="https://behdashtravan.com">مجله تخصصی روانشناسی بهداشت روان</a>.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[
		<div class="box note  aligncenter">
			<div class="box-inner-block">
				<span class="fa tie-shortcode-boxicon"></span>این مقاله، قسمت سوم از مقاله &#8220;موانع شادی از نگاه روانشناسی مثبت&#8221; است. برای مطالعه قسمت اول به لینک زیر مراجعه نمایید.<br />
<a href="http://behdashtravan.com/%d9%85%d9%88%d8%a7%d9%86%d8%b9-%d8%b4%d8%a7%d8%af%d9%85%d8%a7%d9%86%db%8c-%d9%82%d8%b3%d9%85%d8%aa-%d8%a7%d9%88%d9%84/">موانع شادمانی از نگاه روانشناسی مثبت &#8211; قسمت اول</a>
			</div>
		</div>
	

		<div class="box note  aligncenter">
			<div class="box-inner-block">
				<span class="fa tie-shortcode-boxicon"></span>این مقاله، قسمت سوم از مقاله &#8220;موانع شادی از نگاه روانشناسی مثبت&#8221; است. برای مطالعه قسمت دوم به لینک زیر مراجعه نمایید.<br />
<a href="http://behdashtravan.com/%d9%85%d9%88%d8%a7%d9%86%d8%b9-%d8%b4%d8%a7%d8%af%d9%85%d8%a7%d9%86%db%8c-%db%8c%d8%a7-%d8%ae%d9%88%d8%b4%d8%ad%d8%a7%d9%84%db%8c-%d8%a7%d8%b2-%d9%86%da%af%d8%a7%d9%87-%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%d8%b4/" target="_blank" rel="noopener">موانع شادمانی از نگاه روانشناسی مثبت &#8211; قسمت دوم</a>
			</div>
		</div>
	
<h2>رابطه هیجان‌های سازگارانه ولی پریشان‌ساز با شادی</h2>
<p>ما به‌عنوان گونه‌ای از موجودات زنده به نحوی تکامل یافته‌ایم که برای داشتن برخی هیجان‌های پریشان‌سازمثل اضطراب، افسردگی، حسادت و خشم در برخی شرایط طراحی شده‌ایم، زیرا این واکنش‌ها برای پیشینیان ما سازشی بوده‌اند (باس، ۲۰۰۰). گذشتگان ما هنگام رویارویی با برخی خطرها یا تهدیدها (مثل مارها یا جدا شدن از پدر یا مادر) دچار اضطراب می‌شدند. این امر آنان را برمی‌انگیخت تا از تهدید دوری جویند و زنده بمانند. آنان به هنگامی‌که جایگاه قدرت خود در سلسله‌مراتب اجتماعی یا روابط نزدیک را از دست می‌دادند دچار افسردگی می‌شدند. این امر دیگران را در گروه برمی‌انگیخت که با آنان چالش نداشته باشند و یا به آن‌ها حمله نکنند و لذا زنده می‌ماندند. آنان، همانند ما، وقتی با بی‌وفایی همسر روبه‌رو می‌شدند حسادت را تجربه می‌کردند. این امر آنان را برمی‌انگیخت که هوشیار باشند و از همسر خود حمایت کنند تا این‌که فرزندانشان بتوانند زنده بمانند. آن‌ها هنگامی‌که برای دستیابی به هدف ارزشمندی مثل غذا یا امور جنسی به مانع بر می‌خوردند خشمگین می‌شدند. این آنان را برمی‌انگیخت که مانع را از سر راه خود بردارند و لذا زنده می‌ماندند. ما این میراث هیجان پریشان‌ساز را از پیشینیانمان به ارث برده‌ایم، زیرا برای آنان جنبه‌ی سازشی داشت. به‌این‌ترتیب، همه‌ی ما این پیش‌آمادگی را داریم که در رویارویی با تهدید، احساس اضطراب؛ به دنبال از دست دادن، احساس افسردگی و در واکنش به بی‌وفایی احتمالی، احساس حسادت و در پاسخ به مانع، احساس خشم کنیم. این میراث هیجانی پریشان‌ساز مانع شادی است. پیشرفت‌های حاصل در روان‌درمانی، به‌ویژه درمان‌های شناختی- رفتاری شیوه‌های درمانی نظام‌دار برای اداره هیجان‌های پریشان‌ساز از طریق ایجاد تغییر در نحوه‌ی تفکر، اقدام و اداره‌ی روابط، راه‌هایی را پیشنهاد می‌کنند (کار، ۲۰۰۰؛ ناتان و گرمن، ۲۰۰۲).</p>
<p>برای افسردگی، از شرایط پریشان‌ساز اجتناب کنید. اگر مقدور نبود، توجه خود را به جنبه‌های ناپریشان ساز موقعیت متمرکز کنید. اگر این هم میسر نبود از کسانی‌که موجب ناراحتی شما می‌شوند به‌طور جدی بخواهید به‌نحوی رفتار کنند که فشار روانی کمتری را موجب شوند. اگر احساس می‌کنید که دارید افسرده می‌شوید، تفکر <a href="http://behdashtravan.com/%d8%a7%d8%ae%d8%aa%d9%84%d8%a7%d9%84-%d8%b4%d8%ae%d8%b5%db%8c%d8%aa-%d9%be%d8%a7%d8%b1%d8%a7%d9%86%d9%88%d8%a6%db%8c%d8%af/" target="_blank" rel="noopener">بدبینانه </a>و <a href="http://behdashtravan.com/%d8%a7%d8%ae%d8%aa%d9%84%d8%a7%d9%84-%d8%b4%d8%ae%d8%b5%db%8c%d8%aa-%d9%88%d8%b3%d9%88%d8%a7%d8%b3%db%8c-%d8%ac%d8%a8%d8%b1%db%8c/" target="_blank" rel="noopener">کمال‌گرایانه </a>را به چالش طلبید و به سراغ شواهدی بروید که به شیوه‌ای خوش‌بینانه به هر موقعیت معنا می‌بخشد. سطح فعالیت خود را با پرداختن به ورزش منظم بالا ببرید و رویدادهایی را برنامه‌ریزی کنید که برایتان برانگیزنده و خوشایند هستند. به‌طور منظم با دوستان نزدیک و اعضای خانواده که می‌توانید برای دریافت حمایت اجتماعی روی آن‌ها حساب کنید، ملاقات داشته باشید.</p>
<p>برای اضطراب، با تفکر تهدیدمدار مبارزه کنید و به جستجوی شواهدی بپردازید که از راه‌های کم تهدید موقعیت‌های پریشان‌ساز را تفسیر می‌کنند. با وارد شدن فعالانه در موقعیت‌هایی که شما را می‌ترسانند و ماندن در آن‌جا برای مدت‌زمانی که اضطرابتان برطرف شود، شجاع بودن را تمرین کنید. زمانی‌که به این چالش‌ها دست می‌زنید از دوستان نزدیک و اعضای خانواده بخواهید از شما پشتیبانی کنند و موفقیت شما را جشن بگیرند. با تمرین مهارت‌های کنار آمدن مانند تجربه‌های آرمیدگی، گوش دادن به موسیقی آرام‌بخش و مانند آن، برای این چالش‌ها آماده شوید.</p>
<p>برای خشم، از موقعیت‌های خشم‌برانگیز دوری‌کنید. اگر مقدور نشد، به جنبه‌های ناپریشان‌ساز موقعیت تمرکز کنید. اگر این حمایت هم میسر نشد قرص و محکم از کسانی‌که با ناراحتی باعث ناراحتی شما می‌شوند بخواهید به شیوه‌ی ملایم‌تر رفتار کنند. اگر احساس کردید که دارید خشمگین می‌شوید، خودتان را از موقعیت کنار بکشید و اجازه بدهید سطح انگیختگی فیزیولوژیکی شما کاهش یابد تا بتوانید مؤثرتر فکر کنید. زیرا وقتی‌که بر اثر خشم، ترس یا هیجان از لحاظ فیزیولوژیکی بسیار برانگیخته‌ایم نمی‌توانیم به نحو مؤثر بیندیشیم. سپس سعی کنید نقطه‌نظر شخص دیگر را بشنوید، بفهمید و با او هم‌دلی کنید. این امر ممکن است به شما امکان دهد دریابید که در اصل موردی برای خشمگین شدن وجود ندارد، یا اگر هم وجود دارد، بهتر می‌توانید راه‌های سازنده‌تری را برای فرونشاندن خشم پیدا کنید.</p>
<h2>منبع:</h2>
<p><strong>کتاب: </strong><a href="https://books.google.com/books/about/Positive_Psychology.html?id=NKyln31mJ3sC" target="_blank" rel="noopener">روان شناسی مثبت: علم شادمانی و نیرومندی های انسان</a><br />
<strong>نویسنده:</strong><a href="https://www.goodreads.com/author/show/14396640.Alan_Carr_Dr" target="_blank" rel="noopener"> آلن کار</a><br />
<strong>مترجم:</strong>حسن پاشاشریفی، جعفر نجفی زند ، باقر ثنائی<strong> </strong></p>

		<div class="box note  aligncenter">
			<div class="box-inner-block">
				<span class="fa tie-shortcode-boxicon"></span>مارتین سلیگمن بنیانگذار روانشناسی محسوب می‌شود. بخشی از سخنان جالب او را در این <a href="http://behdashtravan.com/%d8%ac%d9%85%d9%84%d8%a7%d8%aa-%d9%85%d8%a7%d8%b1%d8%aa%db%8c%d9%86-%d8%b3%d9%84%db%8c%da%af%d9%85%d9%86/" target="_blank" rel="noopener">لینک </a>بخوانید.
			</div>
		</div>
	
<p>The post <a href="https://behdashtravan.com/%d9%85%d9%88%d8%a7%d9%86%d8%b9-%d8%b4%d8%a7%d8%af%db%8c/">موانع شادی &#8211; قسمت سوم</a> appeared first on <a href="https://behdashtravan.com">مجله تخصصی روانشناسی بهداشت روان</a>.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://behdashtravan.com/%d9%85%d9%88%d8%a7%d9%86%d8%b9-%d8%b4%d8%a7%d8%af%db%8c/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>شخصیت از دیدگاه‌های مختلف</title>
		<link>https://behdashtravan.com/%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%d8%b4%d9%86%d8%a7%d8%b3%db%8c-%d8%b4%d8%ae%d8%b5%db%8c%d8%aa/</link>
					<comments>https://behdashtravan.com/%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%d8%b4%d9%86%d8%a7%d8%b3%db%8c-%d8%b4%d8%ae%d8%b5%db%8c%d8%aa/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[بهروز هاشمی]]></dc:creator>
		<pubDate>Thu, 23 Nov 2017 11:30:10 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[بهداشت روان]]></category>
		<category><![CDATA[روانشناسی شخصیت]]></category>
		<category><![CDATA[اختبار]]></category>
		<category><![CDATA[اختیار]]></category>
		<category><![CDATA[بدبینی]]></category>
		<category><![CDATA[بی همتایی]]></category>
		<category><![CDATA[تجارب شخصی]]></category>
		<category><![CDATA[تعادل جویی]]></category>
		<category><![CDATA[جبر]]></category>
		<category><![CDATA[خوش بینی]]></category>
		<category><![CDATA[رشد]]></category>
		<category><![CDATA[شخصیت]]></category>
		<category><![CDATA[فرهنگ]]></category>
		<category><![CDATA[محیط]]></category>
		<category><![CDATA[نقاب]]></category>
		<category><![CDATA[وراثت]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://behdashtravan.com/?p=2245</guid>

					<description><![CDATA[<p>روانشناسی شخصیت تعاریف مختلفی از شخصیت ارائه‌شده است که هر یک بر وجهی از شخصیت تأکید کرده‌اند. شخصیت را «الگوهای رفتار و شیوه‌های تفکر که نحوه سازگاری شخص را با محیط تعیین می‌کند» تعریف کرده است درحالی‌که برخی دیگر «شخصیت» را به‌ویژگی‌های «پایدار فرد» نسبت داده و آن را به‌صورت «مجموعه ویژگی‌هایی که باثبات و &#8230;</p>
<p>The post <a href="https://behdashtravan.com/%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%d8%b4%d9%86%d8%a7%d8%b3%db%8c-%d8%b4%d8%ae%d8%b5%db%8c%d8%aa/">شخصیت از دیدگاه‌های مختلف</a> appeared first on <a href="https://behdashtravan.com">مجله تخصصی روانشناسی بهداشت روان</a>.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>روانشناسی شخصیت</h2>
<p>تعاریف مختلفی از شخصیت ارائه‌شده است که هر یک بر وجهی از شخصیت تأکید کرده‌اند. <a data-toggle="tooltip" data-placement="top" class="post-tooltip tooltip-top" title="Ernest Hilgard">هیلگارد</a> شخصیت را «الگوهای رفتار و شیوه‌های تفکر که نحوه سازگاری شخص را با محیط تعیین می‌کند» تعریف کرده است درحالی‌که برخی دیگر «شخصیت» را به‌ویژگی‌های «پایدار فرد» نسبت داده و آن را به‌صورت «مجموعه ویژگی‌هایی که باثبات و پایداری داشتن مشخص هستند و باعث پیش‌بینی رفتار فرد می‌شوند» تعریف می‌کنند.</p>
<a data-toggle="tooltip" data-placement="top" class="post-tooltip tooltip-top" title="Personality">شخصیت</a> از ریشه لاتین &#8220;Persona&#8221; که به معنی «نقاب و ماسک» است گرفته‌شده است و اشاره به ماسک و نقابی دارد که بازیگران یونان و روم قدیم بر چهره می‌گذاشتند و این تعبیر تلویحاً به این موضوع اشاره دارد که «شخصیت هر فرد ماسکی است که او بر چهره خود می‌زند تا وجه تمایز (تفاوت) او از دیگران باشد».</p>
<p>شخصیت به همه خصلت‌ها و ویژگی‌هایی اطلاق می‌شود که معرف رفتار یک شخص است، ازجمله می‌توان این خصلت‌ها را شامل اندیشه، احساسات، ادراک شخص از خود، وجهه نظرها، طرز فکر و بسیاری عادات دانست. اصطلاح ویژگی شخصیتی به جنبه خاصی از کل شخصیت آدمی اطلاق می‌شود.</p>
<h2>نگاه اجمالی</h2>
<p>«شخصیت» یک «مفهوم انتزاعی» است، یعنی چیزی مثل انرژی در فیزیک است که قابل‌مشاهده نیست، بلکه آن از طریق ترکیب <a data-toggle="tooltip" data-placement="top" class="post-tooltip tooltip-top" title="Behavior">رفتار</a>، <a data-toggle="tooltip" data-placement="top" class="post-tooltip tooltip-top" title="Thoughts">افکار</a>، <a data-toggle="tooltip" data-placement="top" class="post-tooltip tooltip-top" title="Motivation">انگیزش</a>، <a data-toggle="tooltip" data-placement="top" class="post-tooltip tooltip-top" title="Emotion">هیجان</a> و … استنباط می‌شود. شخصیت باعث <a data-toggle="tooltip" data-placement="top" class="post-tooltip tooltip-top" title="Difference">تفاوت</a> کل افراد (انسان‌ها) از همدیگر می‌شود. اما این تفاوت‌ها فقط در بعضی «ویژگی‌ها و خصوصیات» است. به‌عبارت‌دیگر افراد در خیلی از ویژگی‌های شخصیتی به همدیگر شباهت دارند بنابراین شخصیت را می‌توان ازاین‌جهت که «چگونه مردم باهم متفاوت هستند؟» و از جهت این‌که «در چه چیزی به همدیگر شباهت دارند؟» موردمطالعه قرار داد.</p>
<p>از طرف دیگر «شخصیت» یک موضوع پیچیده است ولی از زمان‌های قدیم برای شناخت آن کوشش‌های فراوانی شده است که برخی از آنها «غیرعملی»، بعضی دیگر «خرافاتی» و تعداد کمی «علمی و معتبر» هستند. این تنوع در دیدگاه‌ها به تفاوت در «تعریف و نگرش از انسان و ماهیت او» مربوط می‌شود. هر جامعه برای آنکه بتواند در قالب فرهنگ معینی زندگی کرده، ارتباط متقابل و موفقیت‌آمیزی داشته باشد، گونه‌های شخصیتی خاصی را که با فرهنگش هماهنگی داشته باشد، پرورش می‌دهد. درحالی‌که برخی تجربه‌ها بین همه فرهنگ‌ها مشترک است، بعید نیست که تجربیات خاص یک فرهنگ در دسترس فرهنگ دیگر نباشد.</p>
<h2>شخصیت از دیدگاه مردم</h2>
<p>واژه «شخصیت» در زبان روزمره مردم معانی گوناگونی دارد. یکی از معانی آن مربوط به هر نوع «صفت اخلاقی یا برجسته» است که سبب تمایز و برتری فردی نسبت به افراد دیگر می‌شود مثلاً وقتی گفته می‌شود «او باشخصیت است» یعنی «او» فردی با ویژگی‌هایی است که می‌تواند افراد دیگر را با «کارایی و جاذبه اجتماعی خود» تحت تأثیر قرار دهد. در درس‌هایی که با عنوان «پرورش شخصیت» تبلیغ و دایر می‌شود، سعی بر این است که به افراد مهارت‌های اجتماعی بخصوصی یاد داده، وضع ظاهر و شیوه سخن گفتن را بهبود بخشند تا آنها واکنش مطبوعی در دیگران ایجاد کنند. همچنین در برابر این کلمه، کلمه «بی‌شخصیت» قرار دارد که به معنی داشتن «ویژگی‌های منفی» است که البته این هم دیگران را تحت تأثیر قرار می‌دهد، اما در جهت منفی.</p>
<p>در اجتماع گاهی به‌جای این کلمات از مترادف آنها «شخصیت خوب یا بد» صحبت می‌شود که هر یک ویژگی‌هایی را می‌رسانند و گاهی از کلمه شخصیت به‌منظور توصیف بارزترین ویژگی افراد استفاده می‌شود مثلاً وقتی گفته می‌شود «او پرخاشگر است» یعنی ویژگی و خصوصیت غالب «او» پرخاشگری است. در کنار این موضوعات گاهی کلمه شخصیت جهت «احترام» به چهره‌های مشهور و صاحب صلاحیت «علمی، اخلاقی یا سیاسی» بکار می‌رود نظیر «شخصیت سیاسی، شخصیت مذهبی و شخصیت هنری و …».</p>
<h2>شخصیت از دیدگاه روانشناسی</h2>
<p>دیدگاه روانشناسی در مورد «شخصیت» چیزی متفاوت از دیدگاه‌های «مردم و جامعه» است. در روانشناسی افراد به گروه‌های «باشخصیت و بی‌شخصیت» یا «شخصیت خوب و شخصیت بد» تقسیم نمی‌شوند؛ بلکه ازنظر این علم همه افراد دارای «شخصیت» هستند که باید به‌صورت «علمی» موردمطالعه قرار گیرد این دیدگاه به «شخصیت و انسان» باعث پیدایش نظریه‌های متعددی ازجمله: «<a data-toggle="tooltip" data-placement="top" class="post-tooltip tooltip-top" title="Classical Psychoanaly Theory">نظریه <a href="http://behdashtravan.com/%d8%aa%d8%a7%d8%b1%db%8c%d8%ae%da%86%d9%87-%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%da%a9%d8%a7%d9%88%db%8c-%d9%82%d8%b3%d9%85%d8%aa-%d8%a7%d9%88%d9%84/" target="_blank" rel="noopener">روانکاوی</a> کلاسیک</a>، <a data-toggle="tooltip" data-placement="top" class="post-tooltip tooltip-top" title="Neopsychoanalytic Theory">نظریه روانکاوی نوین</a>، <a data-toggle="tooltip" data-placement="top" class="post-tooltip tooltip-top" title="Humanistis Theory">نظریه انسان‌گرایی</a>، <a data-toggle="tooltip" data-placement="top" class="post-tooltip tooltip-top" title="Cognitive Theory">نظریه شناختی</a>، <a data-toggle="tooltip" data-placement="top" class="post-tooltip tooltip-top" title="Social-learning Theory">نظریه یادگیری اجتماعی</a> و …» در حوزه مطالعه این گرایش از علم روانشناسی شده است.</p>
<h2>ماهیت شخصیت و انسان</h2>
<p>یکی از جنبه‌های بااهمیت در «روانشناسی شخصیت» که در «نظریه‌های شخصیت» منعکس‌شده است برداشت یا تصوری است که از ماهیت «انسان و شخصیت او» ارائه‌شده است (یا می‌شود). این سؤال‌ها با ویژگی اصلی انسان ارتباط دارند و همه مردم (شاعر، هنرمند، فیلسوف، تاجر، فروشنده و …) همواره به نحوی به این سؤال‌ها پاسخ می‌دهند؛ به‌طوری که می‌توانیم بازتاب همه‌جانبه آنها را در «کتاب‌ها، تابلوهای نقاشی، و در رفتار و گفتارشان» ببینیم و روانشناسی شخصیت و نظریه‌پردازان این حوزه نیز از آن مستثنا نیستند. این موضوعات را می‌توان در جدول زیر خلاصه کرد.</p>
<table>
<tbody>
<tr>
<td style="text-align: center;" colspan="2"><strong> عنوان جدول</strong></td>
</tr>
<tr>
<td><strong>اراده آزاد یا جبرگرایی؟</strong></td>
<td>آیا انسان آگاهانه اعمال خود را جهت می‌دهد یا به‌وسیله نیروهای دیگری کنترل می‌شود؟</td>
</tr>
<tr>
<td><strong>وراثت یا محیط؟</strong></td>
<td>آیا انسان بیشتر تحت تأثیر وراثت است یا تحت تأثیر محیط؟</td>
</tr>
<tr>
<td><strong>گذشته یا حال؟</strong></td>
<td>آیا شخصیت انسان وقایع و اتفاقات اوایل زندگی شکل می‌گیرد یا اینکه تحت تأثیر تجربه‌های دوران بزرگ‌سالی قرار دارد؟</td>
</tr>
<tr>
<td><strong>بی‌همتایی یا جهان‌شمولی؟</strong></td>
<td>آیا شخصیت هر انسان بی‌همتاست یا اینکه شخصیت دارای الگوهای کلی خاصی است که با شخصیت بسیاری از افراد انطباق دارد؟</td>
</tr>
<tr>
<td><strong>تعادل جویی یا رشد؟</strong></td>
<td>آیا انسان فقط برای حفظ تعادل و توازن رفتاری را انجام می‌دهد یا او به خاطر میل به رشد و تکامل رفتار را انجام می‌دهد؟</td>
</tr>
<tr>
<td><strong>خوش‌بینی یا بدبینی؟</strong></td>
<td>آیا انسان اساساً موجودی خوب است یا بد؟</td>
</tr>
</tbody>
</table>
<h2>نقش وراثت زیستی در رشد شخصیت</h2>
<p>وراثت به‌منزله مواد خام شخصیت است. این مواد به اشکال مختلف شکل می‌پذیرند. بعضی از همانندی‌های موجود در شخصیت و فرهنگ انسان ناشی از وراثت است، مثلاً هر گروه انسانی، مجموعه نیازها و قابلیت‌های زیستی مشترک و یکسانی به ارث می‌برد. این نیازها، شامل اکسیژن، غذا، آب، استراحت، فعالیت، خواب، پرهیز از شرایط هولناک و اجتناب از درد و نظایر آن است.</p>
<h2>اهمیت محیط طبیعی در رشد شخصیت</h2>
<p>محیط طبیعی نیز بر شخصیت تأثیر می‌گذارد، زیرا افراد تا حد وسیعی سطح کارایی خود را که برای حفظ حیاتش ضروری است، از محیط می‌گیرد. واقعیت امر این است که در هر محیط طبیعی، انواع مختلف شخصیت و فرهنگ، و در محیط‌های طبیعی کاملاً متفاوت، فرهنگ‌های مشابهی ملاحظه می‌شوند.</p>
<h2>رابطه فرهنگ و شخصیت</h2>
<p>بعضی از تجربه‌های فرهنگی بین همه افراد انسانی مشترک است. از تجربه‌های اجتماعی مشترک بین اعضای یک جامعه معین، یک صورت‌بندی ویژه شخصیتی پدید می‌آید که شاخص و معرف شخصیت بیشتر اعضای آن جامعه است و اصطلاحاً <a data-toggle="tooltip" data-placement="top" class="post-tooltip tooltip-top" title="Modal Personality">شخصیت نمایی </a> یا <a data-toggle="tooltip" data-placement="top" class="post-tooltip tooltip-top" title="Basic Personality">شخصیت اساسی</a> یا <a data-toggle="tooltip" data-placement="top" class="post-tooltip tooltip-top" title="Social Character">رفتار اجتماعی (خوی اجتماعی)</a> خوانده می‌شود. این مفاهیم به‌ویژگی‌های فرهنگی مشترکی که همه اعضای یک جامعه در آنها سهیم‌اند، اشاره می‌کنند.</p>
<h2>نقش تجربه گروهی در رشد شخصیت افراد</h2>
<p>کودک نوزاد به‌صورت یک ارگانیسم به دنیا می‌آید. با اخذ و کسب مجموعه‌ای از نگرش‌ها و ارزش‌ها، تمایلات و بیزاری‌ها، هدف‌ها و مقاصد، و یک مفهوم عمیق و ناپایدار از اینکه چه نوع شخصی است، به‌تدریج یک موجود انسانی بزرگسال مبدل می‌شود. همه این ویژگی‌ها را از طریق فراگرد اجتماعی شدن به‌دست می‌آورد. این فراگرد، یادگیری او را از حالت حیوانی به شخصیت انسانی تغییر می‌دهد. به عبارت دقیق‌تر، هر فرد از طریق فراگرد اجتماعی شدن، هنجارهای گروه‌های خود را می‌آموزد تا اینکه یک خود مشخص که او را بی‌همتا می‌سازد، پدید می‌آید. شاید بتوان گفت که تشکل تصور خود، مهم‌ترین فراگرد در رشد شخصیت به شمار می‌رود.</p>
<h2>اهمیت تجارب شخصی در رشد شخصیت</h2>
<p>چرا کودکانی که در یک خانواده پرورش می‌یابند، حتی اگر تجربه‌های یکسانی هم داشته باشند، با یکدیگر متفاوت‌اند؟ نکته مهم این است که آنان تجربه‌های یکسانی نداشته، بلکه در معرض تجربه‌های اجتماعی از برخی جهات مشابه و از برخی جهات نامشابه قرارگرفته‌اند. تجربه هرکس بی‌همتاست. بدین معنا که هیچ‌کس دیگر به‌طور کامل، نظیر آن تجربه را ندارد. یادداشت دقیق تجربه‌های روزانه کودکان یک خانواده می‌تواند گوناگونی تجربه‌های آنان را به خوبی آشکار سازد. هر کودک اولاً، وراثت زیستی بی‌همتایی دارد که کسی دیگر عیناً نظیر آن را ندارد، ثانیاً، از مجموعه بی‌همتای تجربه‌های زندگی برخوردار است که باز، کسی دیگر، عیناً از آن برخوردار نیست.</p>
<h2>منبع</h2>
<p><a href="http://daneshnameh.roshd.ir/mavara/mavara-index.php?page=%D8%B1%D9%88%D8%A7%D9%86%D8%B4%D9%86%D8%A7%D8%B3%DB%8C+%D8%B4%D8%AE%D8%B5%DB%8C%D8%AA&amp;SSOReturnPage=Check&amp;Rand=0" target="_blank" rel="nofollow noopener">دانشنامه رشد</a></p>
<p>The post <a href="https://behdashtravan.com/%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%d8%b4%d9%86%d8%a7%d8%b3%db%8c-%d8%b4%d8%ae%d8%b5%db%8c%d8%aa/">شخصیت از دیدگاه‌های مختلف</a> appeared first on <a href="https://behdashtravan.com">مجله تخصصی روانشناسی بهداشت روان</a>.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://behdashtravan.com/%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%d8%b4%d9%86%d8%a7%d8%b3%db%8c-%d8%b4%d8%ae%d8%b5%db%8c%d8%aa/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
	</channel>
</rss>
