<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	>

<channel>
	<title>مقالات انتقال | مجله تخصصی روانشناسی بهداشت روان</title>
	<atom:link href="https://behdashtravan.com/tag/%D8%A7%D9%86%D8%AA%D9%82%D8%A7%D9%84/feed/" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>https://behdashtravan.com/tag/انتقال/</link>
	<description></description>
	<lastBuildDate>Thu, 22 Aug 2019 21:17:58 +0000</lastBuildDate>
	<language>fa-IR</language>
	<sy:updatePeriod>
	hourly	</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>
	1	</sy:updateFrequency>
	<generator>https://wordpress.org/?v=6.8.2</generator>

<image>
	<url>https://behdashtravan.com/wp-content/uploads/2017/09/cropped-logo-32x32.png</url>
	<title>مقالات انتقال | مجله تخصصی روانشناسی بهداشت روان</title>
	<link>https://behdashtravan.com/tag/انتقال/</link>
	<width>32</width>
	<height>32</height>
</image> 
	<item>
		<title>اتاق روانکاوی و اتفاقاتی که در آن می‌افتد</title>
		<link>https://behdashtravan.com/%d8%a7%d8%aa%d8%a7%d9%82-%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%da%a9%d8%a7%d9%88%db%8c-%d9%88-%d8%a7%d8%aa%d9%81%d8%a7%d9%82%d8%a7%d8%aa%db%8c-%da%a9%d9%87-%d8%af%d8%b1-%d8%a2%d9%86-%d9%85%db%8c%e2%80%8c%d8%a7/</link>
					<comments>https://behdashtravan.com/%d8%a7%d8%aa%d8%a7%d9%82-%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%da%a9%d8%a7%d9%88%db%8c-%d9%88-%d8%a7%d8%aa%d9%81%d8%a7%d9%82%d8%a7%d8%aa%db%8c-%da%a9%d9%87-%d8%af%d8%b1-%d8%a2%d9%86-%d9%85%db%8c%e2%80%8c%d8%a7/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[بهروز هاشمی]]></dc:creator>
		<pubDate>Thu, 07 Nov 2019 11:30:58 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[روان پویشی و روانکاوی]]></category>
		<category><![CDATA[مکاتب روانشناسی]]></category>
		<category><![CDATA[آنالیزان]]></category>
		<category><![CDATA[ابزار روانکاوی]]></category>
		<category><![CDATA[انتقال]]></category>
		<category><![CDATA[انتقال در روانکاوی]]></category>
		<category><![CDATA[تحلیل رؤیا]]></category>
		<category><![CDATA[تداعی آزاد]]></category>
		<category><![CDATA[ترنسفرنس]]></category>
		<category><![CDATA[رابطه‌ی درمانی]]></category>
		<category><![CDATA[روان‌درمانی تحلیلی]]></category>
		<category><![CDATA[روانکاوی]]></category>
		<category><![CDATA[کانترترنسفرنس]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://behdashtravan.com/?p=5815</guid>

					<description><![CDATA[<p>روانکاوی، از ابتدای پیدایش تاکنون، همیشه دچار چالش‌هایی بوده است. یکی از این چالش‌ها همین «ابهام» است که در اتاق روانکاوی دقیقاً چه می‌گذرد؟ پاسخ دادن به این سؤال، به‌واقع دشوار است. برای پاسخ به آن بایستی تمام کانسِپت‌های روانکاوی را ردیف کنیم، آموزش دهیم و پس‌ازآن کم‌کم به این بپردازیم که این مفاهیم در &#8230;</p>
<p>The post <a href="https://behdashtravan.com/%d8%a7%d8%aa%d8%a7%d9%82-%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%da%a9%d8%a7%d9%88%db%8c-%d9%88-%d8%a7%d8%aa%d9%81%d8%a7%d9%82%d8%a7%d8%aa%db%8c-%da%a9%d9%87-%d8%af%d8%b1-%d8%a2%d9%86-%d9%85%db%8c%e2%80%8c%d8%a7/">اتاق روانکاوی و اتفاقاتی که در آن می‌افتد</a> appeared first on <a href="https://behdashtravan.com">مجله تخصصی روانشناسی بهداشت روان</a>.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p><a href="http://behdashtravan.com/%d9%81%d8%b1%d9%82-%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%da%a9%d8%a7%d9%88-%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%d8%b4%d9%86%d8%a7%d8%b3-%d9%88-%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%d9%be%d8%b2%d8%b4%da%a9/" target="_blank" rel="noopener noreferrer">روانکاوی</a>، از ابتدای پیدایش تاکنون، همیشه دچار چالش‌هایی بوده است. یکی از این چالش‌ها همین «ابهام» است که در اتاق روانکاوی دقیقاً چه می‌گذرد؟ پاسخ دادن به این سؤال، به‌واقع دشوار است. برای پاسخ به آن بایستی تمام کانسِپت‌های <a href="http://behdashtravan.com/%d8%aa%d8%a7%d8%b1%db%8c%d8%ae%da%86%d9%87-%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%da%a9%d8%a7%d9%88%db%8c-%d9%82%d8%b3%d9%85%d8%aa-%d8%a7%d9%88%d9%84/" target="_blank" rel="noopener noreferrer">روانکاوی</a> را ردیف کنیم، آموزش دهیم و پس‌ازآن کم‌کم به این بپردازیم که این مفاهیم در اتاق درمان خود را به چه شکل نشان می‌دهند و در نهایت پاسخ دهیم که چه فرایندی در اتاق روانکاوی در جریان است. ولی نه این نوشتار ظرفیت این را دارد و نه امکان‌پذیر است، بنابراین من تلاش کرده‌ام که خیلی خلاصه، به مواردی که اصولاً در کتاب‌ها به آن اشاره نمی‌شود و یا اشاره‌ی مستقیمی نمی‌شود بپردازم تا بلکه بتوانم کمی از این ابهام بکاهم.</p>
<p>قبل از آن، دو پیش‌فرض را امیدوارم شما در نظر داشته باشید، یک اینکه هرجا در این نوشتار از عنوان «روانکاو» استفاده می‌کنم، منظورم کسی است که آموزش‌های اصولی روانکاوی را در یک موسسه یا زیر نظر یک روانکاو حاذق دیده است، خودش درمان شده، و از راهنمایی‌های یک سوپروایزر بهره‌مند می‌شود. و هر جا از کلمه «آنالیزان»(کسی که مورد تحلیل و آنالیز قرار می‌گیرد) استفاده می‌کنم، منظورم کسی است که به روانکاو مراجعه کرده تا «روانکاوی» شود. در ادبیات روانشناسی به آن‌ها «مراجع» می‌گویند، ولی بنا به دلایلی که در ظرفیت این مقاله نمی‌گنجد، در روانکاوی به آن‌ها «آنالیزان» یا «آنالیزند» می‌گویند. حالا اجازه دهید بپردازیم به سؤال اصلی مقاله، در اتاق روانکاوی چه می‌گذرد؟</p>
<h2>شکل و شمایل اتاق روانکاوی</h2>
<p>در ابتدا بایستی بدانیم که اساساً اتاق روانکاوی چه شکل و شمایلی دارد. اتاق روانکاوی شکل نسبتاً مشخصی دارد. در بیشتر اوقات یک «کاناپه» در آن وجود دارد و صندلی راحتی درمانگر. استفاده از کاناپه رویکرد به رویکرد تفاوت دارد. برای مثال در<a href="https://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%B1%D9%88%D8%A7%D9%86%E2%80%8C%DA%A9%D8%A7%D9%88%DB%8C" target="_blank" rel="noopener noreferrer"> مدل‌های کلاسیک روانکاوی</a> استفاده از کاناپه بسیار رایج است. در این مدل آنالیزان روی کاناپه دراز می‌کشد و روانکاو پشتِ سر او، طوری که در دیدرس آنالیزان قرار نگیرد می‌نشیند. در رویکردهای دیگر، استفاده از کاناپه کمی متفاوت است. برای مثال در رویکردهای «ارتباطی» بسته به حال و هوای آنالیزان و درصورتی‌که به تسهیل فرایند روانکاوی کمک کند، از کاناپه استفاده می‌شود. در حالت عادی، روانکاو و آنالیزان به‌صورت «۹۰ درجه‌ای» می‌نشینند، به‌طوری‌که روبروی آنالیزان خالی است (تا به تداعی‌ها کمک کند) و در یک سمت که در دیدرس است، روانکاو می‌نشیند.</p>
<h3>ظاهر اتاق روانکاوی</h3>
<p>در شکل و شمایل و استفاده از وسایل و دکوراسیون اتاق هم بین رویکردها تفاوت وجود دارد. برای مثال روانکاوان کلاسیک تا جای ممکن سعی می‌کنند که دکوراسیون اتاق کمترین تداخل را در تداعی‌های آنالیزان داشته باشد، درحالی‌که در رویکردهای معاصر این سخت‌گیری‌ها نیست و روانکاو اتاق را در درجه‌ی اول جوری می‌چیند که خودش در آن راحت باشد، به‌واسطه‌ی اینکه اتاقِ کار اوست و بیشتر وقت خود را در آن می‌گذراند.</p>
<p>بنابراین با حفظ برخی قواعد (همان قاعده‌ی چیدمان کاناپه و صندلی درمانگر)، اتاق روانکاوی بسته به علاقه‌مندی روانکاو چیده می‌شود، بعضی‌ها دوست دارند اتاق‌شان خلوت باشد و اکتفا می‌کنند به کاناپه آنالیزان و صندلی راحتی خودشان، ولی برخی دیگر دوست دارند اتاق‌شان شلوغ باشد، از کتابخانه و گلدان و تابلوهای مختلف گرفته تا حتی حیوان خانگی روانکاو هم که می‌تواند در اتاق حضور داشته باشد (البته این مورد آخر در کشور ما رایج نیست، اصولاً در هیچ‌یک از کشورها رایج نیست، ولی اصلاً غیرطبیعی نیست که درمانگری بخواهد مثلاً سگ خانگی‌اش را همراه خود در اتاق درمان داشته باشد). گفتم که روانکاوی معاصر این سخت‌گیری‌ها را ندارد.</p>
<h2>چارچوب‌های درمانی</h2>
<p>چارچوب درمانی، یکی از ویژگی‌های منحصربه‌فرد روانکاوی است. در روانکاوی، چارچوب از اهمیت فوق‌العاده‌ای برخوردار است و اساساً روانکاوی بدون این چارچوب‌ها بی‌معنی است. زمان، پول، روابط خارج از اتاق و غیبت‌های آنالیزان از مهم‌ترین آنهاست. برای مثال روانکاوان در مورد پول به‌طور مشخص در همان جلسه اول با آنالیزان حرف می‌زنند و برای پرداخت آن چارچوب تعیین می‌کنند. برای مثال ممکن است درمانگری از آنالیزان بخواهد که پرداخت هزینه‌های جلسات را پس از هر جلسه و حتماً به‌صورت «نقدی» پرداخت کند، برخی دیگر ممکن است سهل‌گیرتر باشند و از آنالیزان بخواهند که هر طور که راحت است پرداخت کند، چه به صورت نقدی، چه استفاده از پوز یا کارت به کارت.</p>
<h3>تأخیر در پرداخت‌ها</h3>
<p>ولی چیزی که مهم است، اگر آنالیزان در پرداخت‌ها تأخیر کند یا نامنظم شود، قطعاً در جلسات به آن پرداخته می‌شود، ممکن است که اصولاً آنالیزان با پول مسئله داشته باشد. به‌ویژه در فرهنگ ما، بسیاری از آدم‌ها با پول مسئله دارند، حتی درمانگران هم ممکن است با پول مسئله داشته باشند که عموماً توصیه می‌شود که درمانگر در تحلیل شخصی خودش و با سوپروایزرش دراین‌باره حرف بزند و آن را حل‌وفصل کند. یا در مورد زمان، چارچوب کاملاً مشخصی وجود دارد. زمان جلسات روانکاوی عموماً ۵۰ دقیقه است و سرِ تایم آغاز می‌شود و سرِ تایم هم تمام می‌شود. اگر آنالیزان دیر برسد، زمان خودش را از دست داده است، حتی اگر آنالیزان آن‌قدر دیر رسیده که کلاً ۵ دقیقه مانده به پایان زمان، درست سرِ زمان جلسه تمام می‌شود. عموماً قوانینی هم در مورد کنسل کردن یک جلسه وجود دارد.</p>
<p>برای مثال همان جلسه اول در مورد اینکه تا چه زمانی آنالیزان باید اعلام کنسلی کند صحبت می‌شود (عموماً ۴۸ ساعت قبل) و اگر آنالیزان دیرتر اطلاع دهد (برای مثال همان روز جلسه)، بایستی هزینه‌ی جلسه را پرداخت کند. چارچوب در روانکاوی اهمیت بالایی دارد. چراکه چارچوب در آدم‌ها احساس امنیت ایجاد می‌کند.</p>
<h2>تعداد جلسات در هفته</h2>
<p>تعداد جلسات روانکاوی در هفته نیز متفاوت است. برای مثال روانکاوی در معنای کلاسیک آن، به مدلی گفته می‌شود که در آن آنالیزان حداقل ۴ جلسه (و بیشتر) در هفته در دفتر روانکاو حاضر می‌شود و تحلیل انجام می‌گیرد. این در حالی است که در مدل‌های معاصر (که بیشتر با عنوان روان‌درمانی تحلیلی شناخته می‌شود) حداقل یک جلسه (و بیشتر) در هفته تحلیل انجام می‌گیرد. منتها بسته به وضعیت آنالیزان این جلسات می‌توانند بیشتر یا کمتر شود (کمتر از یک جلسه در هفته تقریباً امکان‌پذیر نیست و از مدل تحلیلی خارج می‌شود).</p>
<h2>رابطه‌ی درمانی</h2>
<p>در واقع برخی رویکردهای روانکاوی از جمله رویکردهای «روابط اُبژه» و «ارتباطی» معتقدند که «رابطه» تمام آن چیزی است که روان را ساخته است و اگر قرار است تغییری در الگوی زیست یک نفر حاصل شود، این تغییر از فیلتر رابطه باید رد شود. بنابراین رابطه‌ی درمانی و مدل «بودن» روانکاو در جلسه، مهم‌ترین عامل پیشرفت یک درمان است. رابطه‌ی درمانی به این معنی نیست که مثلاً روانکاو و آنالیزان با هم بنشینند چایی بخورند و در مورد نامرادی‌های روزگار حرف بزنند! نه، رابطه‌ی درمانی کمک می‌کند که اصطلاحاً «ظرفیت بازی» در جلسات به جریان بیافتد، یعنی آنالیزان احساس راحتی کند و با فراق بال بیشتری محتوای ناخودآگاهش را واکاوی کند.</p>
<h2>درمانگر خنثی یا افشاگر؟</h2>
<p>در مدل‌های کلاسیک روانکاوی درمانگر تا جای ممکن خنثی است، یعنی اصولاً تلاش می‌کند که آنالیزان کمترین اطلاعات را از او داشته باشد تا بتواند به‌راحتی روی او فرافکنی کند. آنها معتقدند که اگر درمانگر خنثی باشد، آنالیزان می‌تواند هر چیزی را روی او فرافکنی کند و بنابراین فرایند روانکاوی تسهیل می‌شود. ولی در مدل‌های دیگر مثل رویکرد «ارتباطی» درمانگر لزوماً خنثی نیست، برای مثال ممکن است حتی به برخی پرسش‌های آنالیزان در مورد زندگی شخصی‌اش هم پاسخ دهد. البته باز هم قضاوت بالینی درمانگر در این مورد خیلی اهمیت دارد. اصولاً قبل از اینکه درمانگر به پرسش‌های این‌چنینی پاسخ گوید، به این فکر می‌کند که جواب دادن او چه کمکی به تسهیل درمان می‌کند، اگر حس کند که کمکی نمی‌کند، احتمالاً پاسخ ندهد و به این بپردازد که چطور شده آنالیزان این سؤال را پرسیده است.</p>
<h2>ابزارهای اتاق روانکاوی</h2>
<p>روانکاوها در اتاق درمان، ابزارهای مختلفی برای تحلیل دارند که از جمله می‌توان به این موارد اشاره کرد:</p>
<h3>تداعی آزاد</h3>
<p>این مفهوم میراث زیگموند فروید است. فروید در ابتدا بر اساس آموزه‌هایی که از شارکو دیده بود و با همکاری‌ای که با «بروئر» داشت (که منجر به انتشار کتابی با عنوان «مطالعاتی در باب هیستریا» شد)، ابتدا از هیپنوتیزم برای دسترسی به محتوای ناخودآگاه استفاده می‌کرد. ولی بعدها این شیوه را کنار گذاشت. چنانکه خود او نیز اشاره کرده، او در هیپنوتیزم کردن، به مانند همکارش بروئر و استادش شارکو متبحر نبوده است و همین موجب شد که او شیوه‌ی دیگری برای دستیابی به محتوای ناخودآگاه پیدا کند که آن «تداعی آزاد» بود.</p>
<p>در تداعی آزاد از آنالیزان خواسته می‌شود که هر چه به ذهنش می‌رسد بی‌آنکه تلاشی برای سانسور آن کند یا بی‌آنکه تلاش کند آن را اجتماعی و مؤدبانه کند، به زبان آورد. سیالیت ذهن موجب می‌شود که بازیابی خاطره‌ها و محتوای ناآگاه تسهیل شود. در این بین ممکن است او دچار «لغزش‌های کلامی» شود، لغزش‌هایی که فروید معتقد بود بی‌دلیل نیستند. برای مثال وقتی آنالیزان در معرفی فردی که نامش «مجید زرین‌کوب» است، او را «مجید مِسکوب» معرفی می‌کند، این از احساس او نسبت به فرد موردنظر حکایت دارد که شأن او را با کاهش دادن «زر» به «مِس» کاهش داده است.</p>
<h3>تحلیل رؤیا</h3>
<p>این مورد نیز از زمان زیگموند فروید به جا مانده است. چیزی که در تحلیل رؤیا اهمیت دارد این است که تحلیل رؤیا در روانکاوی لزوماً تحلیل «نمادین» نیست. تحلیل نمادین خواب، همان تفسیر سنتی خواب است که در آن هر چیزی نماد یک فرایند است، برای مثال «دریا» در خواب نماد آرامش، یا «خون» نماد تنش. تحلیل رؤیا در روانکاوی کاملاً وابسته به تداعی‌های خودِ آنالیزان در مورد متریال‌های خواب است. برای مثال «دریا» برای کسی که همسرش در دریا غرق شده یک معنا دارد، در کسی که خانه‌اش لب دریا بوده یک معنا، و برای کسی که تابه‌حال دریا ندیده معنای دیگری دارد. بنابراین تماماً وابسته به تداعی‌های خود آنالیزان درباره‌ی متریال‌هاست.</p>
<h3>تحلیل ترنسفرنس و کانترترنسفرنس</h3>
<p>ترنسفرنس به وضعیتی می‌گویند که آنالیزان نسبت به روانکاو احساس‌هایی پیدا می‌کند که لزوماً مربوط به روانکاو نیست. برای مثال وقتی آنالیزان از این شاکی است که درمانگرش به او توجه نمی‌کند و توانمندی‌هایش را نمی‌بیند، لزوماً به این معنی نیست که درمانگر واقعاً همین‌طور است (هرچند این مورد را درمانگر حتماً بررسی می‌کند)، بلکه ممکن است درمانگر در جایگاه یکی از آدم‌های مهم اولیه‌ی زندگی آنالیزان قرار گرفته باشد، برای مثال آنالیزان پدری داشته که حس می‌کرده هیچ‌وقت او را نمی‌بیند و توانمندی‌هایش را موردتوجه قرار نمی‌دهد.</p>
<p>کانترترنسفرنس به وضعیتی می‌گویند که درمانگر دچار یک‌سری احساس‌ها نسبت به آنالیزان می‌شود که لزوماً مربوط به آنالیزان نیست و ممکن است مسائل شخصیِ خودِ درمانگر باشد. درحالی‌که روانکاوی کلاسیک درمانگران را بر حذر می‌دارد از کانترترنسفرنس و رویکرد قهری به آن دارد، روانکاوی معاصر، این مورد را هم در ارتباط با آنالیزان در نظر می‌گیرد و آن را تحلیل می‌کند (این زمانی معنا پیدا می‌کند که روانکاو خود درمان شده باشد و با مسائل شخصی‌اش آشنا باشد).</p>
<h3>تفسیر</h3>
<p>این مورد یکی از شناخته‌شده‌ترین ابزارهای روانکاوی است. در تفسیر، روانکاو محتوای اتفاقی که در اینجا و اکنون افتاده، به اتفاقی که در تاریخچه‌ی زندگی آنالیزان افتاده مرتبط می‌کند تا آنالیزان با ریشه‌ی رفتارها و احساس‌های خود در حال حاضر آشنا شود.</p>
<p>درباره نتایج و <a href="http://behdashtravan.com/%d8%aa%d8%a7%d8%ab%db%8c%d8%b1-%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%da%a9%d8%a7%d9%88%db%8c-%d8%a8%d9%84%d9%86%d8%af%d9%85%d8%af%d8%aa-%d9%88-%d9%86%d8%aa%db%8c%d8%ac%d9%87-%d8%a2%d9%86-%d8%af%d8%b1-%d8%b2%d9%86/" target="_blank" rel="noopener noreferrer">تاثیر روانکاوی</a> بیشتر بخوانید.</p>
<h2>منبع</h2>
<p><strong>نویسنده:</strong> مهدی <a href="http://minakhany.com/%D8%AF%D8%B1-%D8%A7%D8%AA%D8%A7%D9%82-%D8%B1%D9%88%D8%A7%D9%86%DA%A9%D8%A7%D9%88%DB%8C-%DA%86%D9%87-%D9%85%DB%8C%E2%80%8C%DA%AF%D8%B0%D8%B1%D8%AF%D8%9F/" target="_blank" rel="nofollow noopener noreferrer">میناخانی</a></p>
<p>The post <a href="https://behdashtravan.com/%d8%a7%d8%aa%d8%a7%d9%82-%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%da%a9%d8%a7%d9%88%db%8c-%d9%88-%d8%a7%d8%aa%d9%81%d8%a7%d9%82%d8%a7%d8%aa%db%8c-%da%a9%d9%87-%d8%af%d8%b1-%d8%a2%d9%86-%d9%85%db%8c%e2%80%8c%d8%a7/">اتاق روانکاوی و اتفاقاتی که در آن می‌افتد</a> appeared first on <a href="https://behdashtravan.com">مجله تخصصی روانشناسی بهداشت روان</a>.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://behdashtravan.com/%d8%a7%d8%aa%d8%a7%d9%82-%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%da%a9%d8%a7%d9%88%db%8c-%d9%88-%d8%a7%d8%aa%d9%81%d8%a7%d9%82%d8%a7%d8%aa%db%8c-%da%a9%d9%87-%d8%af%d8%b1-%d8%a2%d9%86-%d9%85%db%8c%e2%80%8c%d8%a7/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>انتقال یا تِرَنسفِرِنس چیست</title>
		<link>https://behdashtravan.com/%d8%a7%d9%86%d8%aa%d9%82%d8%a7%d9%84-%db%8c%d8%a7-%d8%aa%d9%90%d8%b1%d9%8e%d9%86%d8%b3%d9%81%d9%90%d8%b1%d9%90%d9%86%d8%b3-%da%86%db%8c%d8%b3%d8%aa/</link>
					<comments>https://behdashtravan.com/%d8%a7%d9%86%d8%aa%d9%82%d8%a7%d9%84-%db%8c%d8%a7-%d8%aa%d9%90%d8%b1%d9%8e%d9%86%d8%b3%d9%81%d9%90%d8%b1%d9%90%d9%86%d8%b3-%da%86%db%8c%d8%b3%d8%aa/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[بهروز هاشمی]]></dc:creator>
		<pubDate>Tue, 22 May 2018 10:30:09 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[اختلالات روانی]]></category>
		<category><![CDATA[ارتقاء سلامت روان]]></category>
		<category><![CDATA[بهداشت روان]]></category>
		<category><![CDATA[روان پویشی و روانکاوی]]></category>
		<category><![CDATA[مکاتب روانشناسی]]></category>
		<category><![CDATA[اصول روانکاوی بالینی]]></category>
		<category><![CDATA[انتقال]]></category>
		<category><![CDATA[انتقال در روانکاوی]]></category>
		<category><![CDATA[ترانسفرنس در روانکاوی]]></category>
		<category><![CDATA[ترنسفرنس]]></category>
		<category><![CDATA[ترنسفرنس در روانکاوی]]></category>
		<category><![CDATA[رابطه درمانی]]></category>
		<category><![CDATA[روان تحلیل گری]]></category>
		<category><![CDATA[روانکاو]]></category>
		<category><![CDATA[روانکاوی کلاسیک]]></category>
		<category><![CDATA[فروید]]></category>
		<category><![CDATA[هورنای]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://behdashtravan.com/?p=2957</guid>

					<description><![CDATA[<p>انتقال یا ترنسفرنس در روانکاوی چیست؟ گاهی مراجع نسبت به رواندرمانگر احساساتی از قبیل عشق، خشم، وابستگی و غیره اتفاق می‌افتد. این در رابطه درمانی پدیده شایعی است و گاهی برخی روانشناسان آن را ضروری می‌دانند. گاهی همین اتفاق دقیقا برای روانشناس می‌افتد. در مقاله زیر در اینباره بیشتر بخوانید: مفهوم انتقال در روانکاوی اگر &#8230;</p>
<p>The post <a href="https://behdashtravan.com/%d8%a7%d9%86%d8%aa%d9%82%d8%a7%d9%84-%db%8c%d8%a7-%d8%aa%d9%90%d8%b1%d9%8e%d9%86%d8%b3%d9%81%d9%90%d8%b1%d9%90%d9%86%d8%b3-%da%86%db%8c%d8%b3%d8%aa/">انتقال یا تِرَنسفِرِنس چیست</a> appeared first on <a href="https://behdashtravan.com">مجله تخصصی روانشناسی بهداشت روان</a>.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>انتقال یا ترنسفرنس در روانکاوی چیست؟ گاهی مراجع نسبت به رواندرمانگر احساساتی از قبیل عشق، خشم، وابستگی و غیره اتفاق می‌افتد. این در رابطه درمانی پدیده شایعی است و گاهی برخی روانشناسان آن را ضروری می‌دانند. گاهی همین اتفاق دقیقا برای روانشناس می‌افتد. در مقاله زیر در اینباره بیشتر بخوانید:</p>
<h6>مفهوم انتقال در روانکاوی</h6>
<p>اگر از من بپرسید کدام‌یک از یافته‌های <a href="http://behdashtravan.com/%d8%b2%d9%86%d8%af%da%af%db%8c%d9%86%d8%a7%d9%85%d9%87-%d9%81%d8%b1%d9%88%db%8c%d8%af-%d9%82%d8%b3%d9%85%d8%aa-%d8%a7%d9%88%d9%84/" target="_blank" rel="noopener">فروید</a> را مهم‌تر و باارزش‌تر می‌دانید، پاسخ می‌دهم: یافته‌ای که در درمان واکنش‌های عاطفی بیمار نسبت به روانکاو در <a href="http://behdashtravan.com/%d8%aa%d8%a7%d8%b1%db%8c%d8%ae%da%86%d9%87-%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%da%a9%d8%a7%d9%88%db%8c-%d9%82%d8%b3%d9%85%d8%aa-%d8%a7%d9%88%d9%84/" target="_blank" rel="noopener">روان‌کاوی</a> مورداستفاده قرار می‌گیرد. فروید به‌جای اینکه وابستگی بیمار را وسیله‌ی درمان قرار دهد یا از واکنش‌های معکوس آزرده شود، از پاسخ‌های عاطفی، در امر درمان بهره می‌جست.</p>
<p>فروید پی برده بود که هنگام روانکاوی، بیمار نه تنها درباره وضع حاضر و ناراحتی‌های گذشته صحبت می‌کند بلکه واکنش‌های عاطفی نیز به روان‌کاو ابراز می‌دارد. ممکن است بیماری اصلاً علت مراجعه به روانکاو را فراموش کند و چیز مهمی جز محبت و ستایش روانکاو از وی دستگیرش نشود؛ شاید بترسد که مبادا رابطه‌اش با روانکاو به خطر بیفتد.</p>
<p>فروید بر این باور است که واکنش‌های عاطفی نامعقول، نشانگر تجدید حیات دوران کودکی است که اکنون به روانکاو منتقل‌شده است، یعنی احساس‌های عشقی، مبارزه، عدم اعتماد، حسادت و غیره به روان‌کاو منتقل گردیده است. بنابراین، نخستین مورد شایان توجه برای روان‌کاو این است که بداند بیمار حین روان‌کاوی چه نقشی را به او نسبت می‌دهد: پدر، مادر، خواهر یا برادر.</p>
<p><strong>مثال:</strong> فرض کنید بیماری عاشق روانکاو شده است، به حدی که فقط برای یک ساعت جلسه‌ی روانکاوی زنده است. از کمترین ابراز دوستی روانکاو دل‌شاد است و با کوچک‌ترین بی‌اعتنایی او افسرده و غمگین. نسبت به دیگر بیماران و یا خویشان روانکاو رشک می‌برد. ممکن است در بیداری یا خواب میل جنسی نسبت به او پیدا کند.<br />
اگر روانکاو از تعبیرهای فروید پیروی کند، بر مبنای تداعی‌هایی که درباره مادر به عمل می‌آید، نظر خواهد داد که بیمار به مادرش عشق می‌ورزیده و این همان عشقی است که دوباره فعال شده است.</p>
<p>به نظر من یک عامل دیگر هم در انتقال وجود دارد و آن گرایش‌های مازوخیستی بیمار است. در ذهن بیمار، به علل مختلف، نیاز به محبت به‌صورت عشق و فداکاری بروز می‌کند. هر زمان که اضطراب برانگیخته شود (خواه یا ناخواه در هر جلسه روانکاوی موفق آمیز پیش می‌آید) نیاز بیمار به وابستگی به روانکاو افزایش می‌یابد. بنابراین هرگاه که بیمار وابستگی بیشتر از معمول به روانکاو نشان دهد، روانکاو باید آن احساس را به اضطراب یا ناایمنی نسبت دهد. چون اضطراب علت اصلی <a href="http://behdashtravan.com/%d8%a7%d8%ae%d8%aa%d9%84%d8%a7%d9%84-%d8%b4%d8%ae%d8%b5%db%8c%d8%aa-%d9%88%d8%a7%d8%a8%d8%b3%d8%aa%d9%87/" target="_blank" rel="noopener">وابستگی</a> بیمار به روانکاو است، این‌گونه تعبیر خطر وابستگی را بی‌اثر می‌کند.</p>
<p>به نظر فروید چون <a href="http://behdashtravan.com/%d9%81%d8%b1%d9%82-%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%da%a9%d8%a7%d9%88-%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%d8%b4%d9%86%d8%a7%d8%b3-%d9%88-%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%d9%be%d8%b2%d8%b4%da%a9/" target="_blank" rel="noopener">روانکاو</a> نقش همان شخص مهم دوران کودکی را دارد، بنابراین باید در حد امکان شخصیت خودش را کنار بگذارد و به‌اصطلاح فروید یک «آیینه» باشد. روانکاو نباید مشکل خود را بر بیمار تحمیل کند، همچنین نباید با بیمار رابطه عاطفی برقرار کند، زیرا چنین رابطه‌ای دید روشن او را به مسائل بیمار تیره می‌کند.</p>
<p>بااین‌حال چنین قصدی برای روانکاو خطراتی در بر دارد؛ ممکن است بیمار سبب اغفال روانکاو شود و سبب شود که <a href="http://behdashtravan.com/%d8%aa%d8%a7%d8%ab%db%8c%d8%b1-%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%da%a9%d8%a7%d9%88%db%8c-%d8%a8%d9%84%d9%86%d8%af%d9%85%d8%af%d8%aa-%d9%88-%d9%86%d8%aa%db%8c%d8%ac%d9%87-%d8%a2%d9%86-%d8%af%d8%b1-%d8%b2%d9%86/" target="_blank" rel="noopener">روانکاو</a> برخی واکنش‌های موجود به بیمار را انکار کند. درصورتی‌که روانکاو باید از واکنش‌های شخصی خود به بیمار آگاه باشد.<br />
بهتر است که روانکاو به خود بپذیراند که چنان واکنش‌هایی دارد و آنها را به دو طریق به‌کار ببندد:</p>
<ol>
<li>اینکه از خود بپرسد که آیا واکنش‌هایی که احساس می‌کند همان‌هایی هستند که بیمار می‌خواهد اعمال شوند.</li>
<li>از آنها برای درک بهتر خود استفاده کند.</li>
</ol>
<p>به نظر کارن <a href="http://behdashtravan.com/%d8%b2%d9%86%d8%af%da%af%db%8c%d9%86%d8%a7%d9%85%d9%87-%da%a9%d8%a7%d8%b1%d9%86-%d9%87%d9%88%d8%b1%d9%86%d8%a7%db%8c/" target="_blank" rel="noopener">هورنای</a>: «روان‌نژندی مظهر آشفتگی‌های روابط انسانی است، رابطه‌ی روان‌کاوی یکی از آن روابط بوده و مانند آن آشفتگی‌هایی دارد. روانکاوی بررسی دقیق‌تر آن آشفتگی‌ها را از هر موقعیت دیگر بهتر میسر می‌سازد. اگر مفهوم انتقال از تکرار اجباری جدا شود نتایج مورد توقع از آن به‌دست خواهد آمد.»</p>
<h2>منبع</h2>
<p><a href="http://darya6600.blogfa.com/post-70.aspx" target="_blank" rel="nofollow noopener">رازها و نیازها</a></p>
<p>راه‌هایی نو در روانکاوی (کارن هورنای)<br />
اصول روانکاوی بالینی (زیگموند فروید)<br />
روانکاوی کلاسیک (زیگموند فروید)</p>
<p>The post <a href="https://behdashtravan.com/%d8%a7%d9%86%d8%aa%d9%82%d8%a7%d9%84-%db%8c%d8%a7-%d8%aa%d9%90%d8%b1%d9%8e%d9%86%d8%b3%d9%81%d9%90%d8%b1%d9%90%d9%86%d8%b3-%da%86%db%8c%d8%b3%d8%aa/">انتقال یا تِرَنسفِرِنس چیست</a> appeared first on <a href="https://behdashtravan.com">مجله تخصصی روانشناسی بهداشت روان</a>.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://behdashtravan.com/%d8%a7%d9%86%d8%aa%d9%82%d8%a7%d9%84-%db%8c%d8%a7-%d8%aa%d9%90%d8%b1%d9%8e%d9%86%d8%b3%d9%81%d9%90%d8%b1%d9%90%d9%86%d8%b3-%da%86%db%8c%d8%b3%d8%aa/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>تاریخ روانکاوی &#8211; قسمت دوم</title>
		<link>https://behdashtravan.com/%d8%aa%d8%a7%d8%b1%db%8c%d8%ae%da%86%d9%87-%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%da%a9%d8%a7%d9%88%db%8c-%d9%82%d8%b3%d9%85%d8%aa-%d8%af%d9%88%d9%85/</link>
					<comments>https://behdashtravan.com/%d8%aa%d8%a7%d8%b1%db%8c%d8%ae%da%86%d9%87-%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%da%a9%d8%a7%d9%88%db%8c-%d9%82%d8%b3%d9%85%d8%aa-%d8%af%d9%88%d9%85/#comments</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[بهروز هاشمی]]></dc:creator>
		<pubDate>Thu, 22 Feb 2018 11:30:35 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[روان پویشی و روانکاوی]]></category>
		<category><![CDATA[مکاتب روانشناسی]]></category>
		<category><![CDATA[آنا اُ]]></category>
		<category><![CDATA[ارنست جونز]]></category>
		<category><![CDATA[انتقال]]></category>
		<category><![CDATA[بروئر]]></category>
		<category><![CDATA[تاریخچه روانکاوی]]></category>
		<category><![CDATA[تحلیل رویا]]></category>
		<category><![CDATA[تعبیر رویا]]></category>
		<category><![CDATA[تیچنر]]></category>
		<category><![CDATA[جفری ماسون]]></category>
		<category><![CDATA[داروین]]></category>
		<category><![CDATA[درون نگری]]></category>
		<category><![CDATA[روان تحلیلگری]]></category>
		<category><![CDATA[روان تحلیلی]]></category>
		<category><![CDATA[روانکاوی]]></category>
		<category><![CDATA[زیگموند فروید]]></category>
		<category><![CDATA[فروید]]></category>
		<category><![CDATA[کارل گوستاو یونگ]]></category>
		<category><![CDATA[مورد آنا اُ]]></category>
		<category><![CDATA[نهاد من فرامن]]></category>
		<category><![CDATA[یونگ]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://behdashtravan.com/?p=2598</guid>

					<description><![CDATA[<p>مناقشه اغوای دوران کودکی فروید در اواسط دهه‌ی ۱۸۹۰ بیش از هر زمان دیگر اعتقاد پیدا کرد که میل جنسی در روان‌رنجوری (نوروز) نقش تعیین‌کننده‌ای دارد. او ملاحظه کرد که بیشتر بیمارانش از تجارب جنسی آسیب‌زای دوره‌ی کودکی خود گزارش می‌دهند که غالباً افراد خانواده خودشان در آن‌ها نقش داشته‌اند. به این باور رسید که &#8230;</p>
<p>The post <a href="https://behdashtravan.com/%d8%aa%d8%a7%d8%b1%db%8c%d8%ae%da%86%d9%87-%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%da%a9%d8%a7%d9%88%db%8c-%d9%82%d8%b3%d9%85%d8%aa-%d8%af%d9%88%d9%85/">تاریخ روانکاوی &#8211; قسمت دوم</a> appeared first on <a href="https://behdashtravan.com">مجله تخصصی روانشناسی بهداشت روان</a>.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>مناقشه اغوای دوران کودکی</h2>
<p><a href="http://behdashtravan.com/%d8%b2%d9%86%d8%af%da%af%db%8c%d9%86%d8%a7%d9%85%d9%87-%d9%81%d8%b1%d9%88%db%8c%d8%af-%d9%82%d8%b3%d9%85%d8%aa-%d8%a7%d9%88%d9%84/" target="_blank" rel="noopener noreferrer">فروید </a>در اواسط دهه‌ی ۱۸۹۰ بیش از هر زمان دیگر اعتقاد پیدا کرد که میل جنسی در روان‌رنجوری (نوروز) نقش تعیین‌کننده‌ای دارد. او ملاحظه کرد که بیشتر بیمارانش از تجارب جنسی آسیب‌زای دوره‌ی کودکی خود گزارش می‌دهند که غالباً افراد خانواده خودشان در آن‌ها نقش داشته‌اند. به این باور رسید که اگر کسی از زندگی جنسی بهنجار برخوردار باشد ممکن نیست به روان‌رنجوری مبتلا شود.</p>
<p>فروید در مقاله‌ای که در ۱۸۹۰ به انجمن روان‌پزشکان و متخصصان اعصاب در وین ارائه کرد گزارش داد که بیمارانش از تجاربی پرده برداشته‌اند که به اغوای دوره‌ی کودکی شباهت دارند، که اغواکننده یکی از بستگان مسن‌تر و در اغلب موارد پدر بوده است. فروید معتقد بود که این اغواهای آسیب‌زا، رفتار نوروتیک دوره‌ی بزرگ‌سالی را موجب می‌شوند.</p>
<p>او هم‌چنین گزارش داد هنگامی‌که بیمارانش جزئیات تجربه‌ی اغوا را توصیف می‌کردند مردد بودند و وضعیت به‌نحوی غیرواقعی به‌نظر می‌رسید. بیماران رویدادها را با مکث بازگو می‌کردند که گمان می‌رود کاملاً به خاطر نمی‌آیند، گویی هرگز اتفاق نیفتاده‌اند.</p>
<p>این مقاله تردیدآمیز تلقی شد و رئیس انجمن، کرافت ابینگ چنین اظهارنظر کرد که «به داستان جن و پری که به شیوه‌ی علمی بیان‌شده باشد شباهت دارد»(نقل از <a href="https://en.wikipedia.org/wiki/Ernest_Jones" target="_blank" rel="noopener noreferrer">جونز</a>، ۱۹۵۳، ص. ۲۶۳). فروید پاسخ داد که همه‌ی منتقدانش افرادی نادان هستند و همگی به جهنم بروند.</p>
<p>تقریباً یک‌سال پس از ارائه این مقاله، فروید دیدگاهش را تغییر داد و ادعا کرد که در بیشتر موار، تجارب اغوای دوران کودکی که بیمارانش توصیف کرده بودند غیرواقعی بوده و در عمل هرگز اتفاق نیفتاده بودند. این کشف نقطه‌ی عطف دیگری در تاریخ روانکاوی به‌شمار می‌رود. در ابتدا آگاهی از این‌که بیمارانش خیال‌پردازی‌های خود را گزارش می‌دادند برای فروید ضربه‌ای محسوب می‌شد، زیرا نظریه‌ی روان‌رنجوری او بر واقعیت آسیب‌های جنسی کودکی که رفتار غیرمعقول در بزرگ‌سالی را موجب می‌شد استوار بود.</p>
<p>اما، فروید با تعمق در این مورد چنین نتیجه گرفت که خیال‌پردازی‌های بیمارانش برایشان کاملاً واقعیت داشت. هم‌چنین، ازآنجاکه خیال‌پردازی‌های آنان به امور جنسی متمرکز بود، مسئله‌ی جنسی به‌عنوان منشأ مشکلاتشان همچنان باقی ماند. بدین ترتیب، نظر بنیادی فروید درباره‌ی مسئله‌ی جنسی به‌عنوان عامل سببی روان‌رنجوری دست‌نخورده حفظ شد.</p>
<p>نزدیک به یک قرن بعد، یعنی در ۱۹۸۴ وقتی‌که <a href="https://en.wikipedia.org/wiki/Jeffrey_Moussaieff_Masson" target="_blank" rel="noopener noreferrer">جفری ماسون</a>، روانکاوی که برای مدتی کوتاه سرپرست آرشیو فروید شده بود، او را متهم کرد که درباره‌ی واقعیت تجارب جنسی کودکی دروغ گفته است مشاجرات آغاز شد. ماسون ادعا کرد که سوءاستفاده‌های جنسی گزارش‌شده توسط بیماران فروید، در بیشتر موارد، واقعاً رخ‌داده بودند و فروید بر آن‌ها برچسب «خیال‌پردازی» زده است تا نظام او موردپسند همکاران و عامه‌ی مردم باشد ( ماسون، ۱۹۸۴).</p>
<p>بیشتر دانشمندان مشهور ادعاهای ماسون را تکذیب و استدلال کردند که او در دفاع از ادعای خود شواهد قانع‌کننده‌ای ارائه نداده است (مالکولم، ۱۹۸۴، کرول، ۱۹۸۶ و گی، ۱۹۸۸). این مناقشه در روزنامه‌ها و مجله‌های سرتاسر کشور {آمریکا} انعکاس پیدا کرد. در مصاحبه‌ای که در واشنگتن‌پست انتشار یافت، پژوهش‌گران مکتب فروید، پال‌روزن و پیتر گی طرح ماسون را به</p>
<h2>خودکاری و تعبیر رؤیاها</h2>
<p>قضاوت نهایی درباره‌ی نظریه اغوا هرچه باشد، پیداست فروید، که نقش میل جنسی را در زندگی هیجانی ما با این شدت مورد تأکید قرار داد، شخصاً نسبت به امور جنسی نگرش منفی داشت و خودش مشکلات جنسی را تجربه می‌کرد. او به‌طور مستمر درباره‌ی خطر فعالیت جنسی، حتی برای کسانی که روان‌رنجور نبودند مطلب نوشت و اظهار می‌داشت که ما باید بکوشیم تا خود را از این «نیاز معمول حیوانی» بالاتر بکشیم. او نوشت، عمل جنسی انسان را پست می‌کند، روان و بدن هر دو را آلوده می‌سازد.</p>
<blockquote class="alignleft quote-light "><p>مهم‌ترین بیمار برای من شخص خودم بود. <cite>زیگموند فروید</cite></p></blockquote>
<p>در ۱۸۹۷، که ۴۱ ساله بود، گزارش داد که فعالیت‌های جنسی را شخصاً کنار گذاشته است و به دوستی نوشت «شوق جنسی برای شخصی مانند من دیگر بی‌فایده است»(فروید، ۱۹۵۴، ص. ۲۲۷). فروید گاه‌وبیگاه دچار ناتوانی جنسی می‌شد و گاهی به سبب بیزاری از روش‌های پیشگیری از آبستنی معمول در آن زمان تا مدتی از عمل جنسی خودداری می‌کرد (گی، ۱۹۸۸).</p>
<p>فروید در همان وقت که تصمیم گرفت فعالیت جنسی را کنار بگذارد، کار تاریخی خودکاوی یا تحلیل شخصی را آغاز کرد. او شماری از مشکلات روان‌رنجوری را به‌مدت چند سال تجربه کرده بود و وضعیت شخص خود را به‌عنوان نوروز اضطرابی تشخیص داد که آن را به انباشته شدن تنش جنسی نسبت داد. او از سردردهای میگرنی، مشکلات مجاری ادرار و انقباض روده گزارش می‌داد و درباره‌ی مرگ، مسافرت، فضاهای باز و بیماری قلبی احساس نگرانی می‌کرد. این زمان شدیدترین دوره‌ی آشفتگی فروید محسوب می‌شد و درعین‌حال یکی از خلاق‌ترین مراحل زندگی او بود. درواقع، بیشتر نظریه روان‌رنجوری او از مشکلات روان‌رنجوری خودش و روشی که برای تحلیل آن‌ها به کاربرد نشأت گرفت. او در این مورد نوشت «<strong>مهم‌ترین بیمار برای من شخص خودم بود</strong>»(نقل از گاردنر، ۱۹۹۳، ص.۷۱). او خودکاوی را به‌عنوان وسیله‌ای برای درک بهتر خویش و بیمارانش در پیش گرفت و روشی را که به کاربرد تحلیل رؤیا نام داشت.</p>
<p>فروید ضمن پژوهش‌هایش کشف کرده بود که رؤیاهای بیمار ممکن است یک منبع غنی از امور هیجانی مهم باشند. رؤیاها اغلب حاوی سرنخ‌های باارزشی در مورد علل زمینه‌ساز اختلال بودند. به‌سبب اعتقادش به اثبات‌گرایی که هر چیزی علتی دارد، فکر می‌کرد که رویدادهای موجود در رؤیا نمی‌توانند به‌کلی بی‌معنا باشند، آن‌ها باید نتیجه‌ی چیزی در ناهشیاری شخص باشند.</p>
<p>فروید چون می‌دانست که نمی‌تواند خودش را با روش تداعی آزاد روانکاوی کنند (به‌سبب دشواری ایفای نقش بیمار و درمانگر به‌طور هم‌زمان)، تصمیم گرفت رؤیاهایش را موردبررسی قرار دهد. هر صبح به‌محض بیدار شدن، محتوای رؤیاهای شب قبلش را یادداشت می‌کرد و سپس این مواد را در معرض تداعی آزاد قرار می‌داد.</p>
<p>خودکاوی او تقریباً دو سال به طول انجامید و سرانجام در <strong>کتاب تعبیر رؤیاها</strong> انتشار یافت (۱۹۰۰). کتابی که امروزه اثر عمده‌ی وی تلقی می‌شود. در این کتاب برای نخستین بار عقده‌ی ادیپ را که عمدتاً از تجارب دوره‌ی کودکی خودش گرفته بود، به‌اختصار مطرح کرد. این کتاب مورد تحسین همگان قرار نگرفت، اما اظهارنظرهای جالب زیادی درباره‌ی آن نوشته شد. از مجله‌های تخصصی گرفته تا مجله‌ها و روزنامه‌های همگانی وین، برلین و دیگر شهرهای عمده‌ی اروپا همه بر آن نقدهایی نوشتند. در زوریخ مرد جوانی به نام<a href="http://behdashtravan.com/%d8%b2%d9%86%d8%af%da%af%db%8c%e2%80%8c%d9%86%d8%a7%d9%85%d9%87-%da%a9%d8%a7%d8%b1%d9%84-%da%af%d9%88%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d9%88-%db%8c%d9%88%d9%86%da%af/" target="_blank" rel="noopener noreferrer"> کارل یونگ</a> این کتاب را خواند و به‌سرعت هوادار روانکاوی نوین شد.</p>
<p>سرانجام تعبیر رؤیاها به‌اندازه‌ای موفقیت پیدا کرد که در زمان حیات فروید هشت بار تجدید چاپ شد. او تحلیل رؤیا را به‌عنوان یک روش استاندارد برای روانکاوی انتخاب کرد و در بقیه‌ی عمر خود همه‌روزه نیم ساعت آخر روز را به خودکاوی اختصاص داد.</p>
<h2>روانکاوی به‌عنوان روشی برای درمان</h2>
<p>فروید کشف کرد که روش تداعی آزاد همیشه به‌طور آزاد پیش نمی‌رود. دیر یا زود بیمارانش در نقل داستان‌هایشان به نقطه‌ای می‌رسیدند که نمی‌توانستند یا مایل نبودند آن را ادامه دهند. او معتقد بود این مقاومت‌ها نشان‌گر آن هستند که بیماران به خاطرات و اندیشه‌هایی رسیده‌اند که یادآوری آن‌ها بیش‌ازاندازه وحشتناک، شرم‌آور یا نفرت‌انگیز است. فروید فکر می‌کرد که مقاومت نوعی محافظت در برابر درد هیجانی است و حضور درد خود نشانه‌ی آن است که روانکاوی به منبع مشکل نزدیک می‌شود و <a href="http://behdashtravan.com/%d9%81%d8%b1%d9%82-%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%da%a9%d8%a7%d9%88-%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%d8%b4%d9%86%d8%a7%d8%b3-%d9%88-%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%d9%be%d8%b2%d8%b4%da%a9/" target="_blank" rel="noopener noreferrer">روانکاو</a> باید به پیگیری در آن زمینه ادامه دهد.</p>
<p>کشف مقاومت توسط فروید، به تدوین یک اصل روانی بنیادی، یعنی <a href="http://behdashtravan.com/%d9%85%da%a9%d8%a7%d9%86%db%8c%d8%b2%d9%85-%d8%af%d9%81%d8%a7%d8%b9%db%8c-%d8%b3%d8%b1%da%a9%d9%88%d8%a8%db%8c-%db%8c%d8%a7-%d9%88%d8%a7%d9%be%d8%b3%e2%80%8c%d8%b1%d8%a7%d9%86%db%8c/" target="_blank" rel="noopener noreferrer">سرکوبی </a>منتهی شد که او آن را به‌عنوان فرآیندی توصیف کرد که بر اساس آن اندیشه‌ها، خاطره‌ها و امیال نامطبوع از هشیاری رانده می‌شوند و فقط می‌توانند در ناهشیاری عمل کنند. فروید سرکوبی را تنها عامل ممکن برای تبیین رویداد مقاومت می‌دانست. اندیشه‌ها یا تکانه‌های نامطبوع از هشیاری رانده‌شده و از ورود آن‌ها به هشیاری به‌شدت جلوگیری می‌شود. درمانگر باید به بیماران کمک کند که این ماده سرکوب‌شده را به هشیاری خود بازگردانند تا بتوانند با آن برخورد نمایند و یاد بگیرند که با آن زندگی کنند.</p>
<p>فروید دریافت که درمان مؤثر بیماران روان‌رنجور به برقراری رابطه‌ی شخصی و صمیمانه‌ی بین بیمار و درمانگر وابسته است. پیش‌ازاین یادآور شدیم انتقالی که <strong><a href="https://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%A2%D9%86%D8%A7_%D8%A7%D9%88" target="_blank" rel="noopener noreferrer">آنا اُ</a>.</strong> نسبت به <a href="https://fa.wikipedia.org/wiki/%DB%8C%D9%88%D8%B2%D9%81_%D8%A8%D8%B1%D9%88%DB%8C%D8%B1" target="_blank" rel="noopener noreferrer">بروئر </a>پیدا کرد چگونه او را ناراحت کرد و ناگزیرش ساخت که درمان را قطع کند. به نظر فروید <a href="https://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%A7%D9%86%D8%AA%D9%82%D8%A7%D9%84_(%D8%B1%D9%88%D8%A7%D9%86%E2%80%8C%D8%B4%D9%86%D8%A7%D8%B3%DB%8C)" target="_blank" rel="noopener noreferrer"><strong>انتقال</strong> </a>بخش ضروری فرایند درمان است. یکی از هدف‌های روش درمانی او این بود که بیمار را از وابستگی کودکی رها سازد و به او کمک کند که در زندگی بیشتر نقش بزرگ‌سالی را بر عهده بگیرد.</p>
<p>یکی دیگر از روش‌های درمانی مهم در روانکاوی فروید <strong>تحلیل رؤیا</strong>ست. او معتقد بود که رؤیاها نشان‌گر ارضای امیال و آرزوهای سرکوب‌شده در لباس مبدل هستند و رؤیا در اصل وسیله‌ای برای ارضای آرزوهای ناکام شده است. رؤیاها دارای محتوای آشکار و نهفته هستند. محتوای آشکار رؤیا عملاً همان داستانی است که از رویدادهای رؤیا به یاد می‌آید. اما اهمیت واقعی رؤیا در محتوای نهفته‌ی آن است که معنای پنهان یا رمزی آن به شمار می‌آید.</p>
<p>فروید عقیده داشت هنگامی‌که بیماران رؤیاهایشان را توصیف می‌کنند، امیال منع‌شده‌ی آنان (محتوای نهفته‌ی رؤیا) فقط به‌صورت رمزی یا سمبولیک جلوه‌گر می‌شوند. گرچه بیشتر رمزهایی که در رؤیاها ظاهر می‌شوند تنها با تجارب صاحب رؤیا تناسب یا رابطه دارند، بعضی دیگر بین همه‌ی ما مشترک‌اند (به جدول ۱-۱۳ نگاه کنید). به نظر فروید برخلاف جهانی بودن این رمزهای همگانی، تفسیر رؤیاهای بیمار مستلزم آگاهی از تعارض‌های خاص بیمار است.</p>
<p>به نظر فروید همه‌ی رؤیاها معلول تعارض‌های هیجانی نیستند. بعضی از رؤیاها از محرک‌های ساده مانند درجه‌ی دمای اتاق، تماس بدنی با هم‌بستر شخص و یا پرخوری پیش از خوابیدن ناشی می‌شوند. بنابراین همه رؤیاها مواد رمزی یا محتوای نهفته ندارند.</p>
<h2>روابط بین روانکاوی و روان‌شناسی</h2>
<p><a href="http://behdashtravan.com/%d8%aa%d8%a7%d8%ab%db%8c%d8%b1-%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%da%a9%d8%a7%d9%88%db%8c-%d8%a8%d9%84%d9%86%d8%af%d9%85%d8%af%d8%aa-%d9%88-%d9%86%d8%aa%db%8c%d8%ac%d9%87-%d8%a2%d9%86-%d8%af%d8%b1-%d8%b2%d9%86/" target="_blank" rel="noopener noreferrer">روانکاوی</a> در خارج‌ازمسیر اصلی روان‌شناسی دانشگاهی به وجود آمد و سال‌ها در همان مسیر باقی ماند. «روان‌شناسی دانشگاهی عمدتاً درها را به روی آیین روانکاوی بست. در ۱۹۲۴ یک سرمقاله‌ی بدون امضا در مجله‌ی روان‌شناسی نابهنجار برای سیل بی‌پایان نوشته‌های روان‌شناسان اروپایی درباره‌ی ذهن ناهشیار اظهار تأسف کرد»(فولر، ۱۹۸۶، ص.۱۲۳). در این سرمقاله آن نوشته‌ها بی‌ارزش قلمداد شدند. به دنبال این اظهارنظر شدید، معدودی از مقاله‌های مربوط به روانکاوی برای چاپ در مجله‌های تخصصی پذیرفته شدند، ممنوعیتی که دست‌کم تا ۲۰ سال ادامه داشت.</p>
<p>بسیاری از روانشناسان دانشگاهی روانکاوی را به‌شدت موردانتقاد قراردادند. در ۱۹۱۶ کریستاین لد فرانکلین نوشت که روانکاوی محصول «ذهن رشد نایافته&#8230; آلمانی» است و این قضاوت را زمانی مطرح کرد که آلمان به خاطر پرخاشگری‌اش در جنگ جهانی اول مورد سوءظن جهانیان بود. رابرت وودورث، در دانشگاه کلمبیا، روانکاوی را یک «مذهب مرموز» خواند که «حتی افرادی را که به‌طور آشکار از عقل سالم برخوردارند» در جهت نتیجه‌گیری‌های مهمل سوق می‌دهد. جان بی. واتسون بعضی از عقاید فروید را «جادوگری» نامید (نقل از هورنستین، ۱۹۹۲، صص.۲۵۶- ۲۵۵).</p>
<p>برخلاف این‌ها و دیگر حمله‌های شدید که از سوی رهبران روان‌شناسی بر روانکاوی وارد می‌شد و بی‌اعتنایی‌های بی‌صدا نسبت به آن به‌عنوان یک نظریه عاری از خرد، در نخستین سال‌های دهه‌ی ۱۹۲۰ برخی از اندیشه‌های فروید به‌تدریج در کتاب‌های درسی روان‌شناسی آمریکایی راه یافتند.<a href="http://behdashtravan.com/%d9%85%da%a9%d8%a7%d9%86%db%8c%d8%b2%d9%85-%d8%af%d9%81%d8%a7%d8%b9%db%8c/" target="_blank" rel="noopener noreferrer"> مکانیزم‌های دفاعی</a> همراه با ناهشیاری و محتوای آشکار و نهفته‌ی رؤیاها به‌گونه‌ی جدی‌تری موردبحث قرار گرفتن (پاپلستون و مک فرسون، ۱۹۹۴). باوجوداین، <a href="http://behdashtravan.com/%d8%aa%d8%a7%d8%b1%db%8c%d8%ae%da%86%d9%87-%d8%b1%d9%81%d8%aa%d8%a7%d8%b1%da%af%d8%b1%d8%a7%db%8c%db%8c-%d9%82%d8%b3%d9%85%d8%aa-%d8%a7%d9%88%d9%84/" target="_blank" rel="noopener noreferrer">رفتارگرایی </a>همچنان به‌صورت مکتب فکری مسلط در روان‌شناسی باقی ماند و روی‌هم‌رفته روانکاری عموماً مورد چشم‌پوشی قرار گرفت.</p>
<p>اما در سال‌های دهه‌ی ۱۹۳۰ و ۱۹۴۰، روانکاوی بین عامه‌ی مردم شهرت یافته بود. ترکیب امیال جنسی، خشونت و انگیزه‌های پنهان و وعده‌ای که برای درمان انواع مشکلات هیجانی داده می‌شد. چنان جاذبه‌ای پیدا کرد که تقریباً مقاومت‌ناپذیر بود. روان‌شناسی با نیروی خروشان استقرار می‌یافت زیرا مردم روان‌شناسی را از روانکاوی تمیز نمی‌دادند و هر دو زمینه را یکی می‌پنداشتند. روانشناسان این پیشنهاد را که غریزه‌ی جنسی و رؤیاها و رفتارهای نوروتیک تنها موضوع‌های موردمطالعه‌ی روان‌شناسی هستند دوست نداشتند. «در سال‌های دهه‌ی ۱۹۳۰ برای روانشناسان روشن‌شده بود که روانکاری یک شور زودگذر نیست بلکه رقیبی جدی است که پایه‌های روان‌شناسی علمی را، دست‌کم در اذهان عمومی، تهدید می‌کند»(موراوسکی و هورنستین، ۱۹۹۱،‌ ص. ۱۱۴).</p>
<p>برای مقابله با این تهدید، روان‌شناسان تصمیم گرفتند که روش علمی را به‌کار بندند و روانکاوی را آزمون کنند و مشروعیت علمی آن را تعیین نمایند. آنان به انجام «صدها مطالعه پرداختند که خلاقیت آن‌ها فقط با بی‌نتیجه بودن یافته‌هایشان هم‌خوانی داشت»(هورنستین، ۱۹۹۲، ص.۲۵۸). این انبوه پژوهش‌ها، هرچند بسیاری از آن‌ها ممکن است به‌خوبی درک نشده باشند، برتری اساسی روان‌شناسی آزمایشی را نسبت به روانکاوی -دست‌کم از دیدگاه روانشناسان آزمایشی- مورد تأیید قرار داد. آن‌ها جایگاه خود را به‌عنوان «داوران حقیقت روان‌شناسی» بازیافتند ( موراوسکی و هورنستین، ۱۹۹۱، ص. ۱۱۴). علاوه‌براین، پژوهش نشان داد که روان‌شناسی دانشگاهی نیز می‌تواند علاقه‌ی عامه‌ی مردم را به خود جلب کند، زیرا آن هم همان چیزی را مطالعه می‌کند که موردمطالعه روانکاوی بوده است.</p>
<p>سال‌های دهه‌ی ۱۹۵۰ و ۱۹۶۰ شاهد ترجمه‌ی اصطلاح‌های روانکاوی به زبان رفتاری توسط روانشناسان رفتارگرا بود. هنگامی‌که واتسون در تعریف هیجان گفت هیجان چیزی جز مجموعه‌ای از عادت‌ها نیست و روان‌رنجوری را به‌صورت نتایج شرطی شدن معیوب توصیف کرد، این روند را زودتر آغاز نمود. <a href="http://behdashtravan.com/%d8%b3%d8%b1%da%af%d8%b0%d8%b4%d8%aa-%d8%a7%d8%b3%da%a9%db%8c%d9%86%d8%b1/" target="_blank" rel="noopener noreferrer">اسکینر </a>مکانیسم‌های دفاعی فرویدی را به زبان شرطی‌سازی کنشگر مطرح کرد.</p>
<p>سرانجام روان‌شناسی بسیاری از مفاهیم فروید را جذب کرد و آن‌ها را به‌عنوان بخشی از مسیر اصلی مطالعه‌ی خود قرار داد. نقش ناهشیاری، اهمیت تجربه کودکی و عمل مکانیسم‌های دفاعی از معدود نمونه‌های اندیشه‌های روانکاوی است که به‌طور گسترده موردپذیرش قرارگرفته است و دیگر خطر چشم‌پوشی آن‌ها را تهدید نمی‌کند.</p>
<h2>منبع</h2>
<p><strong>کتاب:</strong> <a href="https://www.worldofbooks.com/history-of-modern-psychology-by-duane-p-schultz-gor008306824.html?keyword=&amp;gclid=EAIaIQobChMIoO6kgMCL2AIVxEAbCh2WZwN1EAYYASABEgLkvvD_BwE" target="_blank" rel="noopener noreferrer">تاریخ روانشناسی نوین</a><br />
<strong>نویسنده:</strong> سیدنی آلن شولتز، دوان پی شولتز<br />
<strong>مترجم:</strong> پاشا شریفی، علی اکبر سیف، خدیجه علی آبادی</p>
<p>The post <a href="https://behdashtravan.com/%d8%aa%d8%a7%d8%b1%db%8c%d8%ae%da%86%d9%87-%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%da%a9%d8%a7%d9%88%db%8c-%d9%82%d8%b3%d9%85%d8%aa-%d8%af%d9%88%d9%85/">تاریخ روانکاوی &#8211; قسمت دوم</a> appeared first on <a href="https://behdashtravan.com">مجله تخصصی روانشناسی بهداشت روان</a>.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://behdashtravan.com/%d8%aa%d8%a7%d8%b1%db%8c%d8%ae%da%86%d9%87-%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%da%a9%d8%a7%d9%88%db%8c-%d9%82%d8%b3%d9%85%d8%aa-%d8%af%d9%88%d9%85/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>1</slash:comments>
		
		
			</item>
	</channel>
</rss>
