<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	>

<channel>
	<title>مقالات معرفی کتاب | مجله تخصصی روانشناسی بهداشت روان</title>
	<atom:link href="https://behdashtravan.com/category/%D9%85%D8%AA%D9%81%DA%A9%D8%B1%D8%A7%D9%86-%D8%A8%D8%B2%D8%B1%DA%AF/%D9%85%D8%B9%D8%B1%D9%81%DB%8C-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8/feed/" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>https://behdashtravan.com/category/متفکران-بزرگ/معرفی-کتاب/</link>
	<description></description>
	<lastBuildDate>Sat, 05 Oct 2024 09:28:07 +0000</lastBuildDate>
	<language>fa-IR</language>
	<sy:updatePeriod>
	hourly	</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>
	1	</sy:updateFrequency>
	<generator>https://wordpress.org/?v=6.8.2</generator>

<image>
	<url>https://behdashtravan.com/wp-content/uploads/2017/09/cropped-logo-32x32.png</url>
	<title>مقالات معرفی کتاب | مجله تخصصی روانشناسی بهداشت روان</title>
	<link>https://behdashtravan.com/category/متفکران-بزرگ/معرفی-کتاب/</link>
	<width>32</width>
	<height>32</height>
</image> 
	<item>
		<title>معرفی کتاب دروغ‌هایی که به خود می‌گوییم</title>
		<link>https://behdashtravan.com/%d9%85%d8%b9%d8%b1%d9%81%db%8c-%d8%af%d8%b1%d9%88%d8%ba%d9%87%d8%a7%db%8c%db%8c-%da%a9%d9%87-%d8%a8%d9%87-%d8%ae%d9%88%d8%af-%d9%85%db%8c%da%af%d9%88%db%8c%db%8c%d9%85/</link>
					<comments>https://behdashtravan.com/%d9%85%d8%b9%d8%b1%d9%81%db%8c-%d8%af%d8%b1%d9%88%d8%ba%d9%87%d8%a7%db%8c%db%8c-%da%a9%d9%87-%d8%a8%d9%87-%d8%ae%d9%88%d8%af-%d9%85%db%8c%da%af%d9%88%db%8c%db%8c%d9%85/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[بهروز هاشمی]]></dc:creator>
		<pubDate>Sat, 05 Oct 2024 09:18:16 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[دسته‌بندی نشده]]></category>
		<category><![CDATA[روان پویشی و روانکاوی]]></category>
		<category><![CDATA[معرفی کتاب]]></category>
		<category><![CDATA[مکاتب روانشناسی]]></category>
		<category><![CDATA[جان فردریکسون]]></category>
		<category><![CDATA[درمان پویشی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://behdashtravan.com/?p=7410</guid>

					<description><![CDATA[<p>&#160; &#8220;براستی چیست، این که در ما می‌خواهد سر به سوی حقیقت داشته باشیم؟&#8221; نیچه، فراسوی نیک و بد. معرفی کتاب دروغ‌هایی که به خود می‌گوییم نوشتۀ جان فردریکسون فراسوی نیک و بد اثر جذاب نیچه، با پرسشی تکان‌دهنده آغاز می‌شود: از کجا معلوم که ما انسان‌ها بیشتر طالب دروغ، ابهام، توهم و نادانی نباشیم؟ &#8230;</p>
<p>The post <a href="https://behdashtravan.com/%d9%85%d8%b9%d8%b1%d9%81%db%8c-%d8%af%d8%b1%d9%88%d8%ba%d9%87%d8%a7%db%8c%db%8c-%da%a9%d9%87-%d8%a8%d9%87-%d8%ae%d9%88%d8%af-%d9%85%db%8c%da%af%d9%88%db%8c%db%8c%d9%85/">معرفی کتاب دروغ‌هایی که به خود می‌گوییم</a> appeared first on <a href="https://behdashtravan.com">مجله تخصصی روانشناسی بهداشت روان</a>.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>&nbsp;</p>
<blockquote><p>&#8220;براستی چیست، این که در ما می‌خواهد سر به سوی حقیقت داشته باشیم؟&#8221;</p>
<p>نیچه، فراسوی نیک و بد.</p></blockquote>
<h2>معرفی کتاب دروغ‌هایی که به خود می‌گوییم نوشتۀ جان فردریکسون</h2>
<p>فراسوی نیک و بد اثر جذاب نیچه، با پرسشی تکان‌دهنده آغاز می‌شود: از کجا معلوم که ما انسان‌ها بیشتر طالب دروغ، ابهام، توهم و نادانی نباشیم؟ از کجا می‌دانیم که خواستِ حقیقت، یک ارزش است؟ نیچه فلاسفۀ قبل از خود را متهم به این می‌کند با پیش‌داوری و تعصب، در به در به دنبال حقیقت گشته‌اند، بدون این که ارزشمندی این کوشش را بررسی کنند. اگر حقیقت ما تضعبف کند چه؟ هنگام مطالعۀ کتاب &#8220;دروغ‌هایی که به خود می‌گوییم&#8221; جان فردریکسون، نمی‌توانستم به این فکر نکنم که این کتاب، خواسته یا ناخواسته پاسخی روانکاوانه به سوال نیچه است؛ هر چند پاسخ نیچه و فردریکسون چه به لحاظ ساختاری و چه به لحاظ محتوایی زمین تا آسمان فرق دارند.</p>
<p>به این جملات لحظه‌ای فکر کنید: &#8220;حالا وقت هست&#8221;، &#8220;بعدا درستش می‌کنم&#8221;، &#8220;همسرم این دفعه دیگه رفتار با من رفتارش درست خواهد داشت&#8221;، &#8220;حالا کو تا مرگ؟&#8221;، &#8220;من از پسش بر نمی‌ ‎آم&#8221;، این آدم با دیگران فرق داره&#8221;، بالاخره زوج محبوبم رو پیدا می‌کنم؛ کسی که من رو خوشبخت خواهد کرد&#8221;، &#8220;اگر موقعیتم رو تغییر بدم دیگه رنج نمی‌کشم&#8221;، دو پیک یا دو پُک کسی رو نمی‌کشه&#8221;. اینها جملاتی هستند که همۀ ما به صورت روزمره به خود می‌گوییم، باعث تسکین موقت ما شده ولی در نهایت باعث رنج ما می‌شوند. شاید اثر فاخر فردریکسون، چنان چه از نامش پیداست، حول همین موضوع می‌گردد: چطور ما برای اجتناب از رنج روان‌شناختی، با دروغ‌هایی، خودمان را مریض می‌کنیم و این مریضی‌ها را تداوم می‌بخشیم.</p>
<p>از نگاه من، این اثر شاید دلربا‌ترین نگاه را به روان‌درمانی دارد و از خواندن تک تک جملاتش لذت بردم. هر چند مطالب پیچیده و دشواری را به زبان ساده بیان می‌کند، اما زمین گذاشتن آن کتاب در مواقعی برای من دشوار بوداین اثر. برای من نکتۀ جالبی داشت؛ اگر به صورت تصادفی دست روی یکی از جملات آن می‌گذاشتم، به احتمال زیاد با یک جملۀ قصار روبرو می‌شدم. در این اثر اصلا خبری از سطحی‌نگری و مطالب آبکی کتاب‌های جدید درمان‌های فست فودی (حل اختلال خواب در ۳ روز!!!!) نیست. این کتاب پر است از استعاره، حکمت‌ و داستان‌های روان‌درمانگرانه، مثال و استدلال گیرا. این کتاب نه فقط در مورد روان‌درمانی، بلکه در مورد زندگی است.</p>
<h2><strong>ارتباط محتوای کتاب و </strong><strong>REBT</strong></h2>
<p>هر چند این اثر و فلسفۀ درمان آلبرت الیس (REBT) خاستگاه نظری کاملا مجزایی دارند، اما هنگام مطالعۀ این کتاب از میزان تطبیق‌پذیری این دو رویکرد شگفت زده می‌شدم. مطالعۀ این اثر به  یک رفتاردرمانگر‌عقلانی‌هیجانی مانند من، کمک می‌کند نگاه تازه‌ای به مفاهیم اصلی رویکرد خود داشته باشم. چطور توقعات ما در واقع آرزوهای مبتنی بر انکاری هستند که به کمک آن، به خود دروغ می‌گوییم؟ چطور با دروغهایمان، این توقعات و بایدهای جزمی را حفظ می‌کنیم؟ چرا فکر می‌کنیم چیزی غیرقابل تحمل و افتضاح است؛ آیا واقعا چنین است؟ ما چطور با عدم پذیرش و یا پذیرش مشروط خودمان و زندگی در مسیر خودتخریب‌گری گام بر می‌داریم؟ و چگونه خود را با این دروغ‌ها به ورطۀ طلاق درونی می‌کشانیم. این کتاب به درمانگرانی REBT کمک می‌کند انگیزه‌های پنهان پشت باورهای نامعقول را شناسایی کند.  در و در واقع، دروغ‌ها همان نجواهای نامعقولی هستند که ما در ذهن خود جاری می‌کنیم بدون این که ریشه‌ای در واقعیت داشته باشند و برای ما سودی داشته باشند.</p>
<p>برای مطالعۀ قسمت دوم وارد شوید</p>
<p>نویسندۀ مقاله: دکتر<a href="https://behdashtravan.com/%d8%af%da%a9%d8%aa%d8%b1-%d8%a8%d9%87%d8%b1%d9%88%d8%b2-%d9%87%d8%a7%d8%b4%d9%85%db%8c-%d9%85%d8%b4%d8%a7%d9%88%d8%b1%d9%87-%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%d8%af%d8%b1%d9%85%d8%a7%d9%86%db%8c/"> بهروز هاشمی</a></p>
<p>کتاب دروغ‌هایی که به خود می‌گوییم</p>
<p>نوشتۀ <a href="https://ravancall.com/%D8%AC%D8%A7%D9%86-%D9%81%D8%B1%D8%AF%D8%B1%DB%8C%DA%A9%D8%B3%D9%88%D9%86-%DA%A9%DB%8C%D8%B3%D8%AA-%D8%9F/" target="_blank" rel="noopener">جان فردریکسون</a></p>
<p>The post <a href="https://behdashtravan.com/%d9%85%d8%b9%d8%b1%d9%81%db%8c-%d8%af%d8%b1%d9%88%d8%ba%d9%87%d8%a7%db%8c%db%8c-%da%a9%d9%87-%d8%a8%d9%87-%d8%ae%d9%88%d8%af-%d9%85%db%8c%da%af%d9%88%db%8c%db%8c%d9%85/">معرفی کتاب دروغ‌هایی که به خود می‌گوییم</a> appeared first on <a href="https://behdashtravan.com">مجله تخصصی روانشناسی بهداشت روان</a>.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://behdashtravan.com/%d9%85%d8%b9%d8%b1%d9%81%db%8c-%d8%af%d8%b1%d9%88%d8%ba%d9%87%d8%a7%db%8c%db%8c-%da%a9%d9%87-%d8%a8%d9%87-%d8%ae%d9%88%d8%af-%d9%85%db%8c%da%af%d9%88%db%8c%db%8c%d9%85/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>کتاب غلبه بر قماربازی بیمارگون</title>
		<link>https://behdashtravan.com/%da%a9%d8%aa%d8%a7%d8%a8-%d8%ba%d9%84%d8%a8%d9%87-%d8%a8%d8%b1-%d9%82%d9%85%d8%a7%d8%b1%d8%a8%d8%a7%d8%b2%db%8c-%d8%a8%db%8c%d9%85%d8%a7%d8%b1%da%af%d9%88%d9%86/</link>
					<comments>https://behdashtravan.com/%da%a9%d8%aa%d8%a7%d8%a8-%d8%ba%d9%84%d8%a8%d9%87-%d8%a8%d8%b1-%d9%82%d9%85%d8%a7%d8%b1%d8%a8%d8%a7%d8%b2%db%8c-%d8%a8%db%8c%d9%85%d8%a7%d8%b1%da%af%d9%88%d9%86/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[بهروز هاشمی]]></dc:creator>
		<pubDate>Fri, 03 May 2024 13:51:44 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[اختلالات روانی]]></category>
		<category><![CDATA[رفتارگرایی و شناختی]]></category>
		<category><![CDATA[سبک زندگی]]></category>
		<category><![CDATA[معرفی کتاب]]></category>
		<category><![CDATA[اختلال قمار]]></category>
		<category><![CDATA[درمان اختلالات اعتیادی]]></category>
		<category><![CDATA[درمان قماربازی بیمارگون]]></category>
		<category><![CDATA[کتاب برای درمان قمار]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://behdashtravan.com/?p=7382</guid>

					<description><![CDATA[<p> دربارۀ کتاب غلبه بر قماربازی بیمارگون (راهنمای درمانگران) قماربازی بیمارگون مانند دیگر اختلال‌های اعتیادی، اثری به شدت منفی بر زندگی خانوادگی، اجتماعی و حرفه‌ای فرد دارد. با وجود این، در داخل کشور، منابع کافی برای درمان این اختلال وجود ندارد و اغلب درمانگران از مداخلات اعتیادی و وسواسی برای درمان آن استفاده می‌کنند. کتاب غلبه بر &#8230;</p>
<p>The post <a href="https://behdashtravan.com/%da%a9%d8%aa%d8%a7%d8%a8-%d8%ba%d9%84%d8%a8%d9%87-%d8%a8%d8%b1-%d9%82%d9%85%d8%a7%d8%b1%d8%a8%d8%a7%d8%b2%db%8c-%d8%a8%db%8c%d9%85%d8%a7%d8%b1%da%af%d9%88%d9%86/">کتاب غلبه بر قماربازی بیمارگون</a> appeared first on <a href="https://behdashtravan.com">مجله تخصصی روانشناسی بهداشت روان</a>.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2 style="text-align: right;"> دربارۀ کتاب غلبه بر قماربازی بیمارگون (راهنمای درمانگران)</h2>
<h2 style="text-align: right;"></h2>
<p style="text-align: right;">قماربازی بیمارگون مانند دیگر اختلال‌های اعتیادی، اثری به شدت منفی بر زندگی خانوادگی، اجتماعی و حرفه‌ای فرد دارد. با وجود این، در داخل کشور، منابع کافی برای درمان این اختلال وجود ندارد و اغلب درمانگران از مداخلات اعتیادی و وسواسی برای درمان آن استفاده می‌کنند. کتاب غلبه بر قماربازی بیمارگون حاوی انواع اطلاعات لازم برای درمان موفق قماربازی است و مداخله استفاده شده در آن از حمایت تجربی بسیار قدرتمندی برخوردار است. این کتاب از چشم‌انداز رفتاری‌شناختی و با دستورالعمل‌های ساختاریافته، به مهار فوری قمار کمک می‌کند.</p>
<p style="text-align: right;">همچنین، به درمانگران آموزش می‌دهد چطور باورهای اشتباه قماربازان را درباره قمار زیر سوال ببرند و این مراجعان را از موقعیت‌های پرخطر دور نگه دارند. اثر فعلی شامل دو جلد است؛ &#8220;راهنمای درمانگر&#8221; و &#8220;کتاب کار&#8221; برای مراجعان. با وجود کارآیی مناسب رفتاردرمانی‌شناختی، این رویکرد برای درمان کامل و پیشگیری از عود قماربازی بیمارگون، کافی نیست. از طرفی، در قیاس با رویکرد،‌ رفتاردرمانی عقلانی هیجانی (REBT) عمق و ماندگاری بیشتری دارد. در سه پیوست انتهای کتاب، از منظر رفتاردرمانی عقلانی هیجانی (REBT) نیز به اختلالات اعتیادی و به‌طورخاص قماربازی پرداخته شده است.</p>
<h2 style="text-align: right;"> مقدمۀ دکتر بهروز هاشمی مترجم</h2>
<p style="text-align: right;">تصور کنید از خواب بیدار می‌شوید و متوجه می‌شوید، آب منزل شما را فراگرفته است. اولین کاری که می‌کنید چیست؟ سعی می‌کنید منزل را ترک کنید؟ سعی می‌کنید آب را قطع کنید؟ به علت خراب شدن لوله‌ها فکر می‌کنید؟ مسلما این که چرا لوله‌ها دچار مشکل شده‌اند مهم است، اما گام اول این است که جلوی خیس شدن بیشتر خانه را بگیریم. وقتی خانه خشک شد، حال وقت آن فرا می‌رسد که به شکل جدی به دنبال منشا مشکل بگردیم. مثال خانۀ آب گرفته به خوبی تفاوت‌ رفتاردرمانی‌شناختی (CBT) و درمان‌های عمیق‌تر مانند رفتاردرمانی‌عقلانی‌هیجانی (REBT) را نشان می‌دهد. فنون رفتاردرمانی‌شناختی برای اختلال‌های اعتیادی می‌توانند گام اول در متوقف کردن آنها باشند، اما برای سبب‌شناسی و پیشگیری از عود شاید کافی نباشند.</p>
<p style="text-align: right;">همچنین برای حفظ دست‌آوردهای درمانی نیاز داریم بفهمیم چه فلسفه‌ها و باورهای نامعقول عمیقی، مراجع را به سمت رفتار اعتیادی سوق می‌دهد و با چه نگرشی، مراجع اعتیاد را حفظ می‌کند. با توجه به این مطلب در بخش ابتدایی این اثر،  از کتابی با رویکرد رفتاردرمانی‌شناختی استفاده شده است و در ضمیمه‌ها از آثاری برآمده از رفتاردرمانی‌عقلانی‌هیجانی استفاده‌‎ کرده‌ایم.</p>
<p style="text-align: right;">قماربازان وقتی به درمان می‌آیند (یا آورده می‌شوند) شرایط بحرانی‌ای را تجربه می‌کنند، به لحاظ شغلی، رابطه‌ای، اجتماعی و قانونی ممکن است در خطر جدی باشند. برای همین در گام اول نیاز به یک اقدام فوری برای تغییر داریم. به این منظور برای درمان قمار در گام نخست، از کتاب غلبه بر قماربازی بیمارگون استفاده کردیم. این کتاب شامل دو جلدِبرای  درمانگر و مراجع است. در کتاب اول، علاوه بر اثر اصلی، سه پیوست وجود دارد. همانطور که پیشتر گفتیم فنون و شگردهای این کتاب برای کاهش فوری رفتار قمار موثر است، اما برای حفظ و نگه‌داری دست‌آوردهای درمانی نگاه عمیقی به درمانگر نمی‌دهد؛ از این رو ضروری بود که در پیوست‌های بعدی آثار بیشتری معرفی شوند.</p>
<p style="text-align: right;">این کتاب شامل ۴ بخش است: اثر اصلی و سه پیوست. برای این که بتوانیم نگاهی عمیق‌تر به قمار داشته باشیم، در پیوست اول مقالۀ «الگوهای اعتیادی: دیدگاه عقلانی هیجانی» ترجمه شد. در کتاب اول، نویسنده، لادوسر تمرکز اصلی خود را روی اتفاق فعال‌کنندۀ استنباطی (تحت عنوان موقعیت‌های پرخطر) گذاشته است. هر چند رویکرد رفتاردرمانی‌عقلانی‌هیجانی اول به سراغ جهان‌بینی‌ها و باورهای نامعقول می‌رود و در مرحلۀ بعد استنباط‌ها را هدف قرار می‌دهد؛ اما به نظر می‌رسد با توجه به آسیب‎های اعتیادی مانند قمار، ضروری است که برای این دسته از اختلالات در ابتدا روی اتفاق فعال‌کنندۀ استنباطی یا همان موقعیت‌های پرخطر (اصطلاح مورد استفادۀ لادوسر) تمرکز شود.</p>
<p style="text-align: right;">برای این منظور کتاب اول (غلبه بر قماربازی بیمارگون: راهنمای درمانگر) گزینۀ مناسبی است. اما برای بازشناسی شناخت‌های زیربنایی قمار و تداوم‌بخشِ آن ما به اثر دوم در پیوست اول نیاز پیدا می‌کنیم. پژوهش‌های معتبری از گفتۀ ما مبنی بر عمیق‌تر بودن رفتاردرمانی‌عقلانی‌هیجانی و .مقاوم‌تر بودن آن در برابر عود، حمایت می‌کنند (دیوید و همکاران، ۲۰۱۸؛ زنتاخوتایی، ۲۰۰۸)هستند و باید در اختیار مراجع قرار بگیرد.</p>
<p style="text-align: right;"><img decoding="async" class="emoji" role="img" draggable="false" src="https://s.w.org/images/core/emoji/15.0.3/svg/1f4d5.svg" alt="📕" /><img decoding="async" class="emoji" role="img" draggable="false" src="https://s.w.org/images/core/emoji/15.0.3/svg/1f4d7.svg" alt="📗" /><img decoding="async" class="emoji" role="img" draggable="false" src="https://s.w.org/images/core/emoji/15.0.3/svg/1f4d8.svg" alt="📘" /> غلبه بر قماربازی بیمارگون (راهنمای درمانگران)</p>
<p style="text-align: right;"><img decoding="async" class="emoji" role="img" draggable="false" src="https://s.w.org/images/core/emoji/15.0.3/svg/1f4d5.svg" alt="📕" /> نویسنده: <a href="https://www.gamblingstudies.org/professor-robert-ladouceur" target="_blank" rel="noopener">رابرت لادوسر</a>، استلا لاچنس<br />
<img decoding="async" class="emoji" role="img" draggable="false" src="https://s.w.org/images/core/emoji/15.0.3/svg/1f4d9.svg" alt="📙" /> ترجمه<a href="https://behdashtravan.com/%d8%af%da%a9%d8%aa%d8%b1-%d8%a8%d9%87%d8%b1%d9%88%d8%b2-%d9%87%d8%a7%d8%b4%d9%85%db%8c-%d8%aa%d9%86%da%a9%d8%a7%d8%a8%d9%86%db%8c-%d9%85%d8%b4%d8%a7%d9%88%d8%b1-%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%d8%b4%d9%86/"> بهروز هاشمی</a></p>
<p style="text-align: right;"><img decoding="async" class="emoji" role="img" draggable="false" src="https://s.w.org/images/core/emoji/15.0.3/svg/1f5a8.svg" alt="🖨" /> <a href="https://raftarinstitute.com/product/%D8%BA%D9%84%D8%A8%D9%87-%D8%A8%D8%B1-%D9%82%D9%85%D8%A7%D8%B1%D8%A8%D8%A7%D8%B2%DB%8C-%D8%A8%DB%8C%D9%85%D8%A7%D8%B1%DA%AF%D9%88%D9%86/" target="_blank" rel="noopener">انتشارات روان‌شناسی و هنر</a></p>
<p>The post <a href="https://behdashtravan.com/%da%a9%d8%aa%d8%a7%d8%a8-%d8%ba%d9%84%d8%a8%d9%87-%d8%a8%d8%b1-%d9%82%d9%85%d8%a7%d8%b1%d8%a8%d8%a7%d8%b2%db%8c-%d8%a8%db%8c%d9%85%d8%a7%d8%b1%da%af%d9%88%d9%86/">کتاب غلبه بر قماربازی بیمارگون</a> appeared first on <a href="https://behdashtravan.com">مجله تخصصی روانشناسی بهداشت روان</a>.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://behdashtravan.com/%da%a9%d8%aa%d8%a7%d8%a8-%d8%ba%d9%84%d8%a8%d9%87-%d8%a8%d8%b1-%d9%82%d9%85%d8%a7%d8%b1%d8%a8%d8%a7%d8%b2%db%8c-%d8%a8%db%8c%d9%85%d8%a7%d8%b1%da%af%d9%88%d9%86/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>رمان بیگانه آلبر کامو؛ یک نگاه مختصر</title>
		<link>https://behdashtravan.com/%d8%b1%d9%85%d8%a7%d9%86-%d8%a8%db%8c%da%af%d8%a7%d9%86%d9%87-%d8%a2%d9%84%d8%a8%d8%b1-%da%a9%d8%a7%d9%85%d9%88/</link>
					<comments>https://behdashtravan.com/%d8%b1%d9%85%d8%a7%d9%86-%d8%a8%db%8c%da%af%d8%a7%d9%86%d9%87-%d8%a2%d9%84%d8%a8%d8%b1-%da%a9%d8%a7%d9%85%d9%88/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[بهروز هاشمی]]></dc:creator>
		<pubDate>Thu, 15 Feb 2024 08:01:31 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[دسته‌بندی نشده]]></category>
		<category><![CDATA[متفکران بزرگ]]></category>
		<category><![CDATA[معرفی کتاب]]></category>
		<category><![CDATA[وجودی یا اگزیستانسیالیسم]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://behdashtravan.com/?p=7345</guid>

					<description><![CDATA[<p>رمان بیگانه آلبر کامو رمان بیگانه آلبر کامو واقعا عجیب و غریب و جذاب است، شاید جذاب‌ترین بخش داستان برای من شخصیت اصلی داستان باشد. شخخصیت مورسو، قهرمان کامو واقعا با عنوان کتاب همخوانی دارد، واقعا یک بیگانه است. اگر بخواهم مشخصۀ اصلی او را در یک جمله بیان کنم، او کسی است که هیچ &#8230;</p>
<p>The post <a href="https://behdashtravan.com/%d8%b1%d9%85%d8%a7%d9%86-%d8%a8%db%8c%da%af%d8%a7%d9%86%d9%87-%d8%a2%d9%84%d8%a8%d8%b1-%da%a9%d8%a7%d9%85%d9%88/">رمان بیگانه آلبر کامو؛ یک نگاه مختصر</a> appeared first on <a href="https://behdashtravan.com">مجله تخصصی روانشناسی بهداشت روان</a>.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>رمان بیگانه آلبر کامو</h2>
<p>رمان بیگانه <a href="https://taaghche.com/author/%D8%A2%D9%84%D8%A8%D8%B1-%DA%A9%D8%A7%D9%85%D9%88" target="_blank" rel="noopener">آلبر کامو</a> واقعا عجیب و غریب و جذاب است، شاید جذاب‌ترین بخش داستان برای من شخصیت اصلی داستان باشد. شخخصیت مورسو، قهرمان کامو واقعا با عنوان کتاب همخوانی دارد، واقعا یک بیگانه است. اگر بخواهم مشخصۀ اصلی او را در یک جمله بیان کنم، او کسی است که هیچ چیز برایش فرقی نمی‌کند، حداقل خیلی فرقی نمی‌کند. کار بهتر، ازدواج مناسب و رفتن به مراسم خاکسپاری مادر یا ماندن در زندان، برای او فرق چندانی نمی‌کند. او ممکن است به خاطر اندکی ناملایمت یک نفر را بکشد ولی فردی هم نیست که از لذت‌های کوچک زندگی صرف نظر کند. واقعا چطور می‌توان او را قضاوت کرد؟</p>
<p>واقعا نظام‌ها و نظریه‌های شخصیتی متعارف روانشناسی نمی‌توانند از او تصویر درستی ارائه دهند؛ آیا او یک فرد جامعه‌ستیز است؟ یک فرد آشفته؟ یک آدم با مسئولیت‌پذیری ضعیف؟ حتی صددرصد مشخص نیست او برونگراست یا درونگرا. اگر به خاطر سکوت همیشگی‌اش در این حد رونگراست، چرا انقدر راحت به هر مجلسی رفت و آمد می‌کند؟ شاید او انسان ضعیفی است که طاقت کوچکترین ناملایمتی را ندارد و با کمی آزار آفتاب جنایت می‌کند؛ اگر ضعیف است چطور دشواری‌های زندگی را راحت می‌پذیرد و چنین تهوری بالا دارد؟ هر چه هست کامو پا را فراتر از نظریه‌های موجود روانشناسی گذاشته است. او شاید تمام این صفات باشد و هیچ یک نباشد.</p>
<p>شما در حین خواندن رمان بیگانه هر لحظه منتظر هستید تا این گیچی و تعجب تمام شود و بالاخره درجایی کامو داستان را کمی برای شما معقول کند، و به سوالات شما جواب منطقی دهد، اما به قول سارتر زهی خیال باطل.</p>
<p><a href="https://behdashtravan.com/%d9%86%d8%b8%d8%b1%db%8c%d9%87-%d8%b4%d8%ae%d8%b5%db%8c%d8%aa-%d8%a2%d9%84%d8%a8%d8%b1%d8%aa-%d8%a7%d9%84%db%8c%d8%b3/">آلبرت الیس</a>، روانشناس بزرگ، انسان سالم و معقول را فردی می‌دید که با خود می‌گوید، &#8220;من می‌خواهم دنیا چنان باشد&#8221; و نزد خود به خوبی می‌داند که اجباری برای ارضای خواستۀ او وجود ندارد. اما روان‌رنجور و آشفته کسی است که می‌گوید &#8220;دنیا باید همانی باشد که من می‌خواهم و اگر چنین نباشد این هستی، مزخرف‌ترین و افتضاح‌ترین هستی ممکن است&#8221;. با این دید، در نگاه اول، قهرمان رمان بیگانه، فردی معقول به نظر می‌آید. او ظاهرا هیچ توقع و اجباری را به خود تحمیل نمی‌کند و نسبت به وقایع پذیرشی رادیکال دارد و چیز زیادی او را آزار نمی‌دهد. با خود می‌گویید، خوب شد، یافتم، او را حال می‌توانم درک کنم، او انسانی معقول است.<br />
اما  وقتی داستان فقط کمی پیش می‌رود باز هم کامو آب سردی بر سر شما می‌ریزد. درست که مورسو،  قهرمان کامو، به ظاهر  توقعات جزمی ندارد و خود را چندان آزار نمی‌دهد و ظاهرا انسان نامعقولی نیست، اما زود متوجه می‌شوید او حتی معقول هم نیست. او اصلا خواسته‌ی جدی‌ای ندارد. اینجاست که متوجه می‌شوید مورسو حتی باور خاصی ندارد، چه رسد معقول یا نامعقول.</p>
<p>قهرمان کامو می‌تواند ظاهر دلربایی داشته باشد. با خود بگویید کاش من هم مانند او بی هیچ ترجیحی زندگی کنم. چقدر اضطراب، احساس گناه و خشم و افسردگیم کم می‌شد. اما واقعیت این است که این صرفا یک داستان است، شخصیتی مانند مورسو نه مطلوب است نه امکان‌پذیر! امکان‌پذیر نیست؛ چون جوهرۀ انسان هیجان و احساس اوست و احساس بدون داشتن میل و ترجیحات محکم، چندان میسر نیست، تصور کنید دانشمندی حقیقت برایش مهم نباشد، یا آزادی‌خواهی آزادی برایش مهم نباشد. مطلوب نیست؛ چون انسانی که برایش چیز زیادی فرق نکند، ممکن است برای یک لحظه تفریح، جهانی را به آتش بکشد.</p>
<p>اما این مطلب اخیر هم کمکی به درک قهرمان کامو نمی‌کند&#8230;. زیبایی شخصیت داستان <a href="https://behdashtravan.com/%d8%ac%d9%85%d9%84%d8%a7%d8%aa-%d8%a2%d9%84%d8%a8%d8%b1-%da%a9%d8%a7%d9%85%d9%88/" target="_blank" rel="noopener">کامو</a> این است که چندان قابل فهم نیست، برای همین بیگانه است.</p>
<h2></h2>
<h2>چند جمله و نقل قول از از رمان بیگانه آلر کامو</h2>
<blockquote>
<p style="text-align: right;">فکری نیست که بالاخره انسان به آن عادت نکند</p>
</blockquote>
<p>&nbsp;</p>
<blockquote>
<p style="text-align: right;">مادرم اغلب می‌گفت که هیچوقت کسی بدبخت تمام عیار نیست</p>
</blockquote>
<p>&nbsp;</p>
<blockquote>
<p style="text-align: right;">انسان همیشه درباره آنچه نمی‌ناسد غلو می‌کند</p>
</blockquote>
<p>&nbsp;</p>
<blockquote>
<p style="text-align: right;">همیشه روزهائی وجود دارد که انسان در آن کسانی را که دوست می‌داشته است، بیگانه می‌یابد</p>
</blockquote>
<p><strong>نویسنده</strong>: <a href="https://behdashtravan.com/%d8%af%da%a9%d8%aa%d8%b1-%d8%a8%d9%87%d8%b1%d9%88%d8%b2-%d9%87%d8%a7%d8%b4%d9%85%db%8c-%d8%aa%d9%86%da%a9%d8%a7%d8%a8%d9%86%db%8c-%d9%85%d8%b4%d8%a7%d9%88%d8%b1-%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%d8%b4%d9%86/" target="_blank" rel="noopener">بهروز هاشمی</a></p>
<p>The post <a href="https://behdashtravan.com/%d8%b1%d9%85%d8%a7%d9%86-%d8%a8%db%8c%da%af%d8%a7%d9%86%d9%87-%d8%a2%d9%84%d8%a8%d8%b1-%da%a9%d8%a7%d9%85%d9%88/">رمان بیگانه آلبر کامو؛ یک نگاه مختصر</a> appeared first on <a href="https://behdashtravan.com">مجله تخصصی روانشناسی بهداشت روان</a>.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://behdashtravan.com/%d8%b1%d9%85%d8%a7%d9%86-%d8%a8%db%8c%da%af%d8%a7%d9%86%d9%87-%d8%a2%d9%84%d8%a8%d8%b1-%da%a9%d8%a7%d9%85%d9%88/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>معرفی کتاب رفتاردرمانی عقلانی‌هیجانی برای متخصصان</title>
		<link>https://behdashtravan.com/%da%a9%d8%aa%d8%a7%d8%a8-%d8%b1%d9%81%d8%aa%d8%a7%d8%b1%d8%af%d8%b1%d9%85%d8%a7%d9%86%db%8c-%d8%b9%d9%82%d9%84%d8%a7%d9%86%db%8c%d9%87%db%8c%d8%ac%d8%a7%d9%86%db%8c-%d8%a8%d8%b1%d8%a7%db%8c/</link>
					<comments>https://behdashtravan.com/%da%a9%d8%aa%d8%a7%d8%a8-%d8%b1%d9%81%d8%aa%d8%a7%d8%b1%d8%af%d8%b1%d9%85%d8%a7%d9%86%db%8c-%d8%b9%d9%82%d9%84%d8%a7%d9%86%db%8c%d9%87%db%8c%d8%ac%d8%a7%d9%86%db%8c-%d8%a8%d8%b1%d8%a7%db%8c/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[بهروز هاشمی]]></dc:creator>
		<pubDate>Mon, 18 Dec 2023 08:37:39 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[رفتارگرایی و شناختی]]></category>
		<category><![CDATA[معرفی کتاب]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://behdashtravan.com/?p=7330</guid>

					<description><![CDATA[<p>مقدمۀ کتاب رفتاردرمانی عقلانی‌هیجانی برای متخصصان مقدمۀ آلبرت الیس وقتی برای اولین بار راهنمای کاربردی درمان عقلانی-هیجانی ( کتاب رفتاردرمانی عقلانی‌هیجانی برای متخصصان ) در سال ۱۹۸۰ منتشر شد، راهنمایی پیش‌تاز برای کاربران RET، به خصوص کارآموزان بود. در آن زمان، کتاب رفتاردرمانی عقلانی‌هیجانی برای متخصصان به زیبایی هزاران دانشجو را با RET آشنا کرد &#8230;</p>
<p>The post <a href="https://behdashtravan.com/%da%a9%d8%aa%d8%a7%d8%a8-%d8%b1%d9%81%d8%aa%d8%a7%d8%b1%d8%af%d8%b1%d9%85%d8%a7%d9%86%db%8c-%d8%b9%d9%82%d9%84%d8%a7%d9%86%db%8c%d9%87%db%8c%d8%ac%d8%a7%d9%86%db%8c-%d8%a8%d8%b1%d8%a7%db%8c/">معرفی کتاب رفتاردرمانی عقلانی‌هیجانی برای متخصصان</a> appeared first on <a href="https://behdashtravan.com">مجله تخصصی روانشناسی بهداشت روان</a>.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2 style="text-align: right;">مقدمۀ کتاب رفتاردرمانی عقلانی‌هیجانی برای متخصصان</h2>
<h3 style="text-align: right;">مقدمۀ آلبرت الیس</h3>
<p style="text-align: right;">وقتی برای اولین بار راهنمای کاربردی درمان عقلانی-هیجانی ( کتاب رفتاردرمانی عقلانی‌هیجانی برای متخصصان ) در سال ۱۹۸۰ منتشر شد، راهنمایی پیش‌تاز برای کاربران RET، به خصوص کارآموزان بود. در آن زمان، کتاب رفتاردرمانی عقلانی‌هیجانی برای متخصصان به زیبایی هزاران دانشجو را با RET آشنا کرد و به عنوان یک منبع محوری برای برنامه‌ی اصلی اعطای گواهی و برنامه‌های آموزشی پیشرفته‌ترِ موسسه برای درمان عقلانی هیجانی در امریکا، کانادا، مکزیک و چندین کشور دیگر در اروپا، خاورمیانه، آسیا و استرالیا ایفای نقش کرد. وقتی برای جمعیت زیادی در این برنامه‌ها سخنرانی می‌کردم و یا بر آنها نظارت می‌کردم، شاهد بودم که شرکت‌کنندگان تازه‌کار در درمان، تنها با مطالعه‌ی مصّرانه و پیروی از فرمول‌بندی‌های شفاف و بی‌بدیل چاپ اول این کتاب فوق‌العاده ( کتاب رفتاردرمانی عقلانی‌هیجانی برای متخصصان ) ، درمان‌های بسیار خوبی را اجرا می‌کردند و من مکررا از این موضوع به شگفت می‌آمدم.<br />
چاپ دوم کتاب رفتاردرمانی عقلانی‌هیجانی برای متخصصان شامل تمام مزایای نسخه‌ی ۱۹۸۰ می‌شود و نظریه و کاربرد RET را تقریبا به روز می‌کند. وقتی این شکل از درمان را در سال ۱۹۵۵ خلق کردم، عمیقا بر روی مولفه‌های فلسفی و شناختی آن تاکید داشتم، دلیل این موضوع این بود که متاسفانه درمان‌های دهه‌ی ۵۰، به خصوص روانکاوی و درمان فرد‌مدار، جنبه‌‌ای از درمان را نادیده گرفته بودند: کمک به مراجع برای این که آشفتگی هیجانی کمتری داشته باشد. حتی با این وجود، درمان عقلانی هیجانی اولیه نیز بسیار هیجانی و رفتاری بود، چون سال‌ها قبل از این که کار خود را به عنوان یک روانشناس بالینی در سال ۱۹۴۲ شروع کنم، برای غلبه بر کمرویی اجتماعی و ترس شدید خودم از سخنرانی در عموم، از حساسیت‌زدایی (که آن را از جان بی.واتسون به عاریت گرفتم) و تکالیف شرم‌ستیزی (که بخش زیادی از آن را خودم ساختم) استفاده کرده بودم. همچنین از سال‌های ۱۹۴۳ تا ۱۹۴۷ یک درمانگر جنسی رهنمودی-فعال بودم. متاسفانه در این زمان، خودم را با آموزش دیدن در روانکاوی از مسیر منحرف کردم (تا ۱۹۵۳). بنابراین بعد از این که از تحلیل سرخورده شدم، در سال ۱۹۵۵، RET را ساختم و به روش‌های فعال-رهنمودی برگشتم و در استفاده‌ی اولیه‌ام از RET، چند تکنیک هیجانی و رفتاری را با هم ترکیب کردم. خیلی زود متوجه شدم که ترکیب روش‌های فکری، احساسی و رفتاری بهتر از تاکید یک‌طرفه بر بازسازی شناختی عمل می‌کنند.<br />
همانطور که نظریه به عمل منجر می‌شود، اغلب معکوس این اتفاق نیز رخ می‌دهد. هر چه RET را در دهه‌ی ۵۰ (مطابق با روشی که آرنولد لازاروس به زیبایی نام &#8220;درمان چندوجهی &#8221; را بر آن نهاد)، بیشتر به کار گرفتم، به ایجاد نظریه‌ی هیجانی-‌تحریکی حال حاضر نزدیک‌تر شدم. می‌دیدم که مراجعانم چیزی را با خود حمل می‌کنند که من نام باور غیرعقلانی را بر آن نهادم (الیس، ۱۹۵۸، ۱۹۶۲) و در نتیجه‌ی این باورها، خود را به لحاظ هیجانی و رفتاری آشفته می‌کردند. همچنین کشف کردم که طرح‌واره‌ یا فلسفه‌های هسته‌ای آنها، مانند یهوه مبتنی بر بایدها و فرامین مطلق بود؛ به نحوی که معمولا این بایدها را با قدرت و استحکام حفظ می‌کردند و به شکلی قانع‌کننده آنها را احساس می‌کردند و آن را در پاسخ‌های روان‌تنی خود بروز می‌دادند؛ آنها آشکارا خود را عادت داده بودند که بر اساس اعتقادات ناکارآمد خود عمل کنند و به شکلی کل‌نگرانه، (هشیارانه و ناهشیارانه) توقعات، فرامین، الزامات و پافشاری‌های خود را تقریبا با هرچیزی که فکر، احساس و عمل می‌کردند، یک‌پارچه کرده بودند.<br />
همچنین در اوایل دهه‌ی ۶۰ متوجه شدم که کودکان، نوجوانان و بزرگ‌سالان حجم زیادی از اهداف، تمایلات، و ارزش‌هایشان را از والدین و فرهنگشان یاد می‌گیرند؛ به این خاطر که آنها زودباور، آموزش‌پذیر و تاثیرپذیر هستند. در نتیجه، چنان‌چه سمپسون (۱۹۸۹) و دیگر روانشناسان اجتماعی اذعان دارند، شخصیت معمولی مردم، با اجتماعی بودن آنها ذاتا گره خورده است. آنها متعقابا هم افرادی منحصر به فرد و هم مخلوقاتی به شدت اجتماعی هستند. به هر حال، همانطور که کلی (۱۹۵۵) نیم قرن پیش فهمید و همان‌طور که متفکرین اجتماعی متعددی اخیرا پی برده‌اند (ماهونی، ۱۹۹۱)، انسان‌ها فعالانه ایده‌ها و رفتارهای خود را می‌سازند و بازسازی می‌کنند و صرفا کورکورانه آنها را از خانواده‌ها و اجتماعشان نمی‌پذیرند.<br />
هر چند RET به اشتباه توسط گویدانو (۱۹۸۸) و ماهونی (۱۹۹۱) متهم به احساس‌گرایی و عقل‌گرایی شده است، در واقع سازه‌نگرتر از تمام درمان‌های شناختی و غیرشناختی دیگر است. به من اجازه دهید برخی از نظریه‌‎ها (نه همه‌ی انها) و کاربردهای سازه‌نگرانه‌ی این درمان را به اختصار توضیح دهم.<br />
۱٫ RET بر این باور است که تمام انسان‌ها استعدادی قوی و ذاتی برای یادگیریِ به کار بستن معیارهای خانوادگی و فرهنگی دارند و تمایل دارند بایدهایی سفت و سخت و توقعاتی درباره‌ی ترجیحاتشان خلق کنند. بنابراین، آنها متعصبانه خود را قانع می‌کنند، &#8220;چون من شدیدا از موفقیت و تایید خوشم می‌آید، من مطلقا باید آنها را همیشه و تقریبا تحت هر شرایطی، داشته باشم (الیس و هارپر، ۱۹۷۵).<br />
۲٫ بایدها و توقعاتِ خود‌آشفته‌سازِ پایه‌ای مردم، صرفا به شکلی مصنوعی یا آگاهانه پابرجانمانده‌اند، بلکه اغلبا خاموش، ضمنی و ناهشیار هستند و با قدرت زیادی به ساختارهای ذهنی و بدنی عمیق‌ آنها چسبیده‌اند.<br />
۳٫ همانطور که بالبی (۱۹۸۰) نشان داد، کودکان به شکلی افراطی به والدین و افراد مهم زندگی خود دلبسته‌اند؛ اما آنها اغلبا همچنین &#8220;ضرورت&#8221; شدیدی برای دوست داشته شدن ایجاد می‌کنند و وقتی ترجیحاتِ عاطفیِ آنها، کامل ارضا نمی‌شود، خود را به شدت آشفته می‌کنند (آشفته نمی‌شوند).<br />
۴٫ RET بر این باور است که کودکان (و بزرگسالان) به شکلی گسترده یاد می‌گیرند که رفتارهای خود را با &#8220;خوب&#8221; و &#8220;بد&#8221; ارزیابی کنند، اما آنها اساسا خویشتن، وجود یا شخصیت خود را خلق می‌کنند (به جای این که صرفا یاد بگیرند ارزیابی کنند). اگر آنها خوب عمل کنند، طبیعتا تمایل دارند پرستیده شوند واگر بد عمل کنند، به سادگی تمایل دارند خود را شیطان بدانند و کل خویشتن خود و نه صرفا رفتار خود را لعنت کنند.<br />
۵٫ نظریه‌ی RET چنین ادعا می‌کند که اغلب انسان‌ها، فارغ از نوع پرورش آنها، به نوعی دو شکل از تمایلات خلاقِ مخالف هم دارند: ۱) خود را لعنت کنند یا از خود و دیگری خدایی بسازند (چنانچه در بالا گفتیم) و در نتیجه خود را آشفته کنند ۲) خود را تغییر دهند و شکوفا کنند، و در نتیجه خود را سالم و کمتر آشفته نمایند. RET سعی می‌کند به مردم آموزش دهد که چطور از ظرفیت خودشکوفایی خود برای کاهش تمایلات خودآشفته‌ساز استفاده کنند و در نتیجه زندگی لذت‌بخش‌تری بسازند.<br />
۶٫ RET با سفت و سخت بودن، باید اندیشی ، جانب‌گیری و سکون مخالف است و قویا با گشودگی، جایگزین‌جویی، بی‌تعصبی و انعطاف‌پذیری موافق است. RET یک چشم‌انداز علمی و غیرمتعصانه دارد و مبنای نظری آن، این است که وقتی مردم به شکلی نسبتا مستمر چنین فلسفه‌ای را به کار برند، نسبت به زمانی که با اعتقاد راسخ غیرعلمی برخورد می‌کنند، به شکل قابل ملاحظه‌ای کمتر آشفته می‌شوند.<br />
۷٫ RET تلاش می‌کند مردم به چیزی تحت عنوان &#8220;تغییر عمیق فلسفی یا نگرشی&#8221; دست یابند و مثل آنچه دیگر درمان‌های رفتاری شناختی تاکید دارند، صرفا محدود به اصلاح اسنادها و استنباط‌های غیرواقع‌بینانه نمی‌شود.<br />
۸٫ ماهونی (۱۹۹۱) بیان می‌کند که سازه‌نگرهای شناختی ادعا می‌کنند که عمل، احساس و دانستن، تجارب جدانشدنی انطباق و رشد هستند. RET با این گفته موافق است. به هر حال همان‌طور که در مقاله‌ی اولم در مورد RET که در گردهم‌آیی انجمان روانشناسی آمریکا در شیکاگو در سال ۱۹۵۶ آن را ارائه کردم، اشاره داشتم، و همان‌طور که در استدلال و هیجان در رواندرمانی (الیس، ۱۹۶۲، ص ۳۸) دوباره آن را بازگو کردم، &#8220;بنیان نظری RET بر این فرض استوار است که تفکر و هیجانِ انسان، دو فرایند مجزا نیستند، بلکه آنها به شکلی معنا دار در برخی از جنبه‌ها هم‌پوشی دارند، و برای تمام اهداف عملی، آنها اساسا یک چیز هستند. مانند دو فرایند پایه‌ای حیات، یعنی حواس پنج‌گانه و حرکت، آنها به شکلی یک‌پارچه با هم در ارتباط هستند و هیچ‌گاه از هم به طور کامل جدا نیستند.&#8221;<br />
۹٫ گویدانو و ماهونی همسو با فروید (۱۹۶۵) و راجرز (۱۹۵۱)، بر روی اهمیت ارتباط درمانی برای تغییر شخصیتی تاکید می‌ورزند. اما، همانطور که کتاب رفتاردرمانی عقلانی‌هیجانی برای متخصصان  نوشته‌ی والن، دی‌جوزپه و درایدن، با شفایفیت نشان می‌دهد، RET روی همکاریِ بین درمانگر و مراجع تاکید می‌کند؛ به خصوص که بهتر است درمانگران همیشه به مراجعان پذیرش نامشروط دهند، نه این که صرفا این موضوع را بیان کنند، بلکه بهتر است به مراجعان نشان دهند که توسط درمانگر پذیرفته شده هستند، چه عملکرد خوبی داشته باشند، چه نداشته باشند، چه مهربان و دوست‌داشتنی باشند، چه نباشند. اما علاوه بر نشان دادن و الگوسازی کردن پذیرش نامشروط، کاربران RET به مراجعان آموزش می‌دهند که نه تنها خود را صرفا به خاطر پذیرش درمانگر به لحاظ فلسفی بپذیرند، بلکه این کار را مستقل از پذیرش درمانگر نیز انجام دهند (الیس، a1973، a1977، ۱۹۸۸، الیس و هارپر، ۱۹۷۵). این رویکرد دومنظوره به شکلی منحصربه‌فرد بر توانایی مردم برای انتخاب و ساخت خودپذیری تاکید دارد و در نتیجه از هر رویکرد شناختی‌-رفتاری و غیرشناختیِ دیگر، سازه‌نگرتر است.</p>
<p style="text-align: right;">بنابراین RET به شکلی غیرمعمول سازه‌نگر و یک‌پارچه‌نگر است (الیس، c1987). نکته‌ای که من درباره‌ی چاپ اصلاح‌شده‌ی حاضرِ راهنمای کاربردی درمان عقلانی-هیجانی بسیار می‌پسندم این است که پا را فراتر از چاپ اول می‌گذارد و برجنبه‌های یک‌پارچه‌نگر، سازه‌نگر، هیجانی و رفتاری تاکید می‌کند. بحث کتاب رفتاردرمانی عقلانی‌هیجانی برای متخصصان در مورد زیر سوال بردن باورهای غیرعقلانی در RET، به قدری خوب است که می‌توان آن را به راحتی یک شاهکار به حساب آورد. اما همچنین این کتاب نشان می‌دهد که درمانگر عقلانی هیجانیِ &#8220;کامل&#8221;، استنباط‌ها، اسنادها و فلسفه‌های هسته‌ای ناکارآمد مراجع را فعالانه، مشارکتی، دقیق، هیجانی، فکری و رفتاری زیر سوال می‌برد. RET ممتاز و به خصوصی که در این کتاب نشان داده شده است، طعم خاص خود را دارد و به شکلی چشم‌گیر با بک (۱۹۷۶)، مالتزبی (۱۹۷۵)، میشن‌بام (۱۹۸۵)، و دیگر رفتارگراهای شناختی تفاوت دارد. به طور کلی و به هر حال، RET بدون شک با دیگر درمان‌های شناختی بزرگ هم‌پوشی دارد و از بسیاری از روش‌های آنها استفاده می‌کند و آنها را به کار می‌گیرد.<br />
RET همچنین مولفه‌های انسانی و وجودیِ قابل توجهی دارد (الیس، b1990، c1991) و احتمالا از هر مکتب شناختی رفتاری معروف دیگری جنبه‌ی هیجانی قوی‌تری دارد. تاکیدات کل‌نگرانه، یک‌پارچه‌نگرانه و هیجانی آن به وضوح در این کتاب ارائه شده است، و هر کس که بخواهد طعم و محتوای درمان عقلانی هیجانی را در دهه‌ی ۹۰ بچشد می‌تواند آن را در این اثر به زیبایی پیدا کند.<br />
موسسه‌ی درمان عقلانی هیجانی شهر نیویورک<br />
دکتر آلبرت الیس، رییس موسسه</p>
<h3 style="text-align: right;">پیشگفتار</h3>
<p style="text-align: right;">سی سال از چاپ اول راهنمای کاربردی درمان عقلانی-هیجانی و بیست سال از چاپ دوم آن می‌گذرد. بعد از گذشت این سال‌ها، غایت این کتاب ثابت مانده است. هدف ما این است که منبعی فراهم کنیم که به درمانگران جدیدِ مدلِ REBT، آموزش دهیم که چطور نظریه‌ی ظریف آلبرت الیس را در عمل اجرا کنند. هدف این کتاب کاربران جدید REBT است. به هر حال از آنجا که REBT یک درمان شناختی یادگیری گسترده است، ما فرض می‌کنیم که مخاطب ما تا حدی در مورد اصول روان‌شناختی، آسیب‌شناسی روانی، اصلاح رفتار و رفتاردرمانی، مهارت‌های عمومی مصاحبه‌ در مشاوره‌ و مهارت‌های شکل دادن اتحاد درمانی دانش دارد. بدون این بنیان، درمانگر جدید REBT با این خطر مواجه می‌شود که جلسات را به شکلی مکانیکی اجرا کند. ما همچنین پیش‌بینی کردیم که خوانندگان این کتاب دیگر کتب پایه در مورد نظریه‌ی REBT را مطالعه‌ کرده‌اند: کتاب‌هایی نظیر استدلال و هیجان در روان‌درمانی (الیس، ۱۹۹۴)؛ غلبه بر مقاومت (الیس، ۲۰۰۲)؛ رفتاردرمانی عقلانی هیجانی برای مراجعان دشوار (الیس، ۲۰۰۲)؛ تمرین رفتاردرمانی عقلانی هیجانی (الیس و درایدن، ۱۹۹۷)؛ یا رفتاردرمانی عقلانی هیجانی: راهنمای درمانگر (الیس و مک‌لارن، ۲۰۰۵).<br />
فهم اصول پایه‌ای REBT دشوار نیست. قالب آن ساده است و مفاهیمی که توسط دکتر الیس توضیح داده شده‌اند، جذاب هستند (برای مثال، &#8220;بایداندیشی به خودآزاری منجر می‌شود&#8221;). بعد از مطالعه‌ی راهنمای جدید زندگی عقلانی (الیس و هارپر، ۱۹۷۵)، فرد می‌تواند سخنرانی‌های جذاب درباره‌ی این موضوع داشته باشد. در واقع، بسیاری از مراجعان می‌توانند چنین سخن‌رانی‌هایی کنند، هر چند شاید نتوانند اصول را مداوم برای مشکلات خود به کار ببندند. هدایت موفقیت‌آمیز مراجع در راستای به کار بستن REBT برای کمک به حل مشکلات او، دشوارتر است. در طول سالیانی که ما درمانگرانی را تربیت کردیم، متوجه شدیم که بسیاری از درمانگران ادعا می‌کنند که در REBT ماهر شده‌اند. به هر حال، گوش دادن به جلسات ضبط‌شده‌ی آنها نشان داد که آنها نظریه را می‌دانند اما نمی‌توانند آن را به کار ببرند.<br />
در آماده‌سازی چاپ اول این کتاب، ما جلسات نظارت را در موسسه‌ی آلبرت الیس ضبط کردیم، توصیه‌های ارائه شده را استخراج کردیم و آنها را دسته‌بندی کردیم، که این دسته‌بندی، ساختار کتاب حاضر را تشکیل داد. در به روز رسانی کتاب، ما همین ساختار را حفظ کردیم و توصیه‌هایی را که در طول سالیانِ گسترشِ نظریه‌، به دانشجویان ارائه کردیم، به کتاب اضافه کردیم و دانش ما افزایش پیدا کرد (امیدواریم که اینطور باشد).<br />
بعد از چاپ دوم، آلبرت الیس فوت کرد و دیگر جهان مدافع پرانرژی، متعهد و خستگی ناپذیر تفکر عقلانی برای کمک به روبرو شدن با تمایل انسان به آشفتگی هیجانی را در اختیار ندارد. او نظریه‌پرداز، درمانگر و معلمی فوق‌العاده با استعداد بود. ما این الزام را احساس می‌کنیم که سهم خود در ارائه‌ی مجدد و توسعه‌ی کار او را به وسیله‌ی آموزش درمانگران سراسر جهان برای به کار بستن ایده‌های نظری و حکمت بالینی او، اجرا کنیم. ما امیدواریم این اثر چنین اهدافی را محقق کند و بخشی از میراث این متفکر و شفادهنده‌ی بزرگ را در دسترس قرار دهد.<br />
همچنین از زمان چاپ دوم، چند تغییر در REBT رخ داد و ما تلاش کردیم آنها را در این چاپ منعکس کنیم. یک) الیس نام درمان عقلانی هیجانی را به رفتاردرمانی عقلانی هیجانی تغییر داد تا استفاده از مداخلات رفتاری و تکالیف خانگی را که همیشه بخشی از درمان بود، انعکاس دهد. ما تلاش کردیم تاکید کنیم که تغییر شناختی و فلسفی ابزاری است که به کمک آن، REBT تلاش می‌کند به مراجع کمک نماید، اما تمرین ایده‌های جدید و به کاربستن تغییر رفتاری از مهم‌ترین جنبه‌های REBT یا هر درمان دیگری است.<br />
علاوه بر این، وقتی اولین چاپ کتاب منتشر شد، نظریه ۱۳ باور غیرعقلانی مجزا را شناسایی کرد که هر کدام به شکلی مستقل روی آشفتگی هیجانی تاثیر می‌گذاشتند. برخی از باورهای غیرعقلانی ارزیابی در نظر گرفته می‌شدند. انحراف‌ها از واقعیت، باور غیرعقلانی محسوب نمی‌شدند و این انحراف‌ها از باورهای غیرعقلانی ارزیابی‌کننده برای تغییر، کم اهمیت‌تر بودند. مرز بین باورهای غیرعقلانی و انحراف‌های شناختی از واقعیت، چندان شفاف نبود. در دومین چاپ این کتاب، معرفی اغلب باورهای غیرعقلانی به عنوان باورهای ارزیابی‌کننده، همچنان ادامه داشت. الیس نظریه‌اش را در استدلال و هیجان در روان‌درمانی (۱۹۹۴) تغییر داد. او توقع (بایدها، اجبارها و الزام‌ها) را محور آشفتگی هیجانی قرار داد و فرض کرد که دیگر باورهای غیرعقلانی و انحرافات شناختی، به وسیله‌ی توقع از واقعیت تولید می‌شوند. از آن زمان به بعد، بسیاری از خوانندگان چاپ دوم، از اختلاف بین بحث‌های الیس در کتاب‌های جدیدتر و روشی که کتاب حاضر باورهای غیرعقلانی را مدیریت می‌کند، ممکن بود گیج شوند. در این چاپ، ما به شکلی یک‌پارچه، نسخه‌ی مدرن‌تر نظریه‌ی الیس را ارائه کردیم. هرچند پژوهش در نظریه وقفه ایجاد کرد، ما درمانگران را تشویق کردیم که در سطح توقع، ارزیابی و مداخله کنند و تاثیر دیگر باورهای غیرعقلانی را ارزیابی کنند و در زمان مناسب انها را هدف قرار دهند.<br />
در طول سال‌ها، درمانگران متعددی در REBT تربیت شدند. چه در دوره‌های مختصر و چه در دوره‌های اصلی فشرده‌ای که توسط موسسه‌ی آلبرت الیس و مراکز تربیت درمانگرِ وابسته به آن، ارائه می‌شوند، وقتی شرکت‌کنندگان به کمک نظارت و جلسات ضبط شده تمرین می‌کنند، رشد چشم‌گیری در رفتار درمانگر ظاهر می‌شود. در نظارت، شخص یک روایت کلامی قدرتمند از REBT می‌شنود. ناظر به دانشجویش (که شاید بعدا ناظر شود) گنجینه‌ای از نکات مفید برای انجام REBT را ارائه می‌دهد. همانطور که در روایت‌های کلامی همیشه مرسوم است، منبع اصلی یک نکته، ممکن است گم شود اما جریان اطلاعات مفید ادامه می‌یابد. عمده‌ی حکمت بالینی و توصیه‌های چاپ حاضر، از میراث برجامانده از درمانگران برجسته‌ای به دست آمده که در موسسه آلبرت الیس کار می‌کردند یا بخشی از جامعه‌ی REBT بودند. ما آرزومندیم که دِین خود را به افرادی که به این میراث، مطالبی اضافه کردند، ادا کنیم. این افراد شامل مدیران یا اعضای برجسته‌ی موسسه، مانند بیل کناس، اد گارسیا، جان گیس، ژانت وولفی، ریچارد وسلر، دام ماتیا، مایکل برودر، کاترین مک‌لارن، آن ورنون و جیک مک‌ماهون هستند. همچنین این فهرست شامل پژوهشگران برجسته‌ای نیز می‌شود که دانش ما از REBT را رشد داده‌اند، افرادی مانند اِمِت ولتن (مرحوم)، مایکل برنارد، دنیل دیوید، آئورا زنتاگوتای، هاوارد کاسینوف، مایکل نینان، میچلور بیشاپ، دان بیل، لن رورِر (مرحوم) و مارک تِرجِسِن . همچنین ناظران برجسته‌ای، هم در نیویورک و هم در موسسات وابسته‌ی بین‌المللی، وجود دارند که باید به این لیست افزوده شوند: پل هاک، رابرت مور، ویرجینیا واترز، روز اولیور (مرحوم)، جان ویتریتو، مانیکا اوکِلی، روث مالکینسون، ژولیو اوبست کامرینی، تئو ایژزرمنز (مرحوم)، دیدیه پلیوکس، چزاره دی‌سیلوستری (مرحوم)، استفان پالمر، چریزولا کستاگیانیس، استیو میلسون، هنک راب، مایک ابرامز، ای.جی احمد و منابع معتبر دیگر.<br />
در زمان انتشار چاپ اول، حوزه‌ی درمان رفتاری_شناختی (CBT) از گروه‌های کوچک مطرودی پدید آمد و به گرایش نظریِ بزرگی در رشته تبدیل شد. این موفقیت هم مزایا داشت و هم معایب. بسیاری از درمانگر ادعا می‌کنند که CBT کار می‌کنند اما نمی‌توانند بگویند که در درمانشان، کدام فکر را هدف می‌گیرند. به علاوه، برخی از درمانگران، به سادگی افکار منفی منحرف، اسنادها، مشتق‌های غیرعقلانی و باورهای غیرعقلانیِ مبتنی بر توقع را با هم اشتباه می‌گیرند و نمی‌توانند بین این مفاهیم تمیز قائل شوند. افکار درباره‌ی وجود اتفاقات منفی، فکر هستند. به هر حال، در الگوی ABC الیس، این افکار بخشی از اتفاق فعالساز هستند و بخشی از باور یا باورهای غیرعقلانی نیستند. برای حل این مشکل، ما الگوی ABC بسط‌یافته‌ای معرفی کردیم تا تفاوت افکاری که در REBT بخشی از اتفاق فعالساز هستند و باورهای غیرعقلانی، شفاف شود. ما همچنین تلاش کردیم تا ویژگی‌های متمایز REBT را شناسایی کنیم و مشخص کنیم چطور REBT با CBT عمومی تفاوت دارد و همچنین نشان می‌دهیم که درمانگران چه زمانی می‌توانند مداخلات CBT دیگر را با ویژگی‌های منحصر به فرد REBT، یک‌پارچه کنند.<br />
در دهه‌ی گذشته، پزوهش‌های زیادی بر روی ویژگی‌های مشترک و ویژه‌ی REBT انجام شده است. در مورد نقش اتحاد درمانی و چگونگی اثر رابطه‌ی مراجع-درمانگر، بر نتایج روان‌درمانی، اکنون اطلاعات بیشتری در اختیار است. ما پوشش خود از این نواحی مطالعاتی را شرح داده و توضیح می‌دهیم که چطور درمانگر REBT می‌تواند با روشی رهنمودی-فعال رفتار کند و همچنان اتحاد خوبی را حفظ کند و به مراجعش پذیرش نامشروط نشان دهد.<br />
REBT در طول دو دهه‌ی اخیر، بسیار گسترش یافته است و برنامه‌هایی آموزشی آن در تمام قاره‌ها و بسیاری از کشورها وجود دارند. هر چهار نفرِ ما (نویسندگان)، در کشورهای متعددی دوره‌های آموزشی REBT ارائه کرده‌ایم، و هر سال برنامه‌های آموزشی در موسسه‌ی آلبرت الیس نیویورک، نیمی از شرکت‌کنندگان خود را از خارج آمریکا جذب می‌کند. REBT بیشتر به یک درمان جهانی تبدیل شده است. ما از به کارگیری REBT در فرهنگ‌های مختلف بسیار آموخته‌ایم. متوجه شدیم که مردم در سراسر جهان از این کتاب برای پیش بردن درمان در فرهنگ خود استفاده می‌کنند. جهان به دهکده‌ای تبدیل شده است و ما تلاش کردیم یک آگاهی چندفرهنگی را با این متن ترکیب کنیم. ما آگانه (به طور عمدی) از مطالعات موردی‌ای که ناظران در سراسر جهان، آنها را با ما به اشتراک گذاشتند، استفاده کردیم. امید است که این هدف را محقق کرده باشیم.<br />
چاپ دوم شامل فصل‌هایی در مورد آموزش دیدن و پیشنهاد فهرستی از کتب خودیار می‌شد. رشد اینترنت و توسعه‌ی REBT، وجود این فصل‌ها را نامربوط و بی‌فایده کرده است. خواننده می‌تواند به وبسایت موسسه‌ی آلبرت الیس برود و جدیدترین اطلاعات در مورد این موضوعات را به دست آورد (www.albertellis.org) .</p>
<p>&nbsp;</p>
<h2 style="text-align: right;"><a href="https://raftarinstitute.com/product/rebtbook/" target="_blank" rel="noopener">خرید کتاب رفتاردرمانی عقلانی‌هیجانی برای متخصصان</a></h2>
<p style="text-align: right;"><strong>نویسندگان</strong>: <a href="https://www.google.com/url?sa=t&amp;rct=j&amp;q=&amp;esrc=s&amp;source=web&amp;cd=&amp;cad=rja&amp;uact=8&amp;ved=2ahUKEwjLgKKXx5iDAxVJDewKHR8yArwQFnoECC4QAQ&amp;url=https%3A%2F%2Fwww.stjohns.edu%2Facademics%2Ffaculty%2Fraymond-digiuseppe&amp;usg=AOvVaw3mcaBkLEbU1BogvDBvmTMa&amp;opi=89978449" target="_blank" rel="noopener">ریموند ای. دی‌جوزپه</a>، <a href="https://www.google.com/url?sa=t&amp;rct=j&amp;q=&amp;esrc=s&amp;source=web&amp;cd=&amp;cad=rja&amp;uact=8&amp;ved=2ahUKEwi26anFx5iDAxVE0gIHHdxkCUgQFnoECBYQAQ&amp;url=https%3A%2F%2Falbertellis.org%2F2011%2F11%2Fkristene-doyle-phd%2F&amp;usg=AOvVaw2KLGkFvCTAbZeJMDtSatgX&amp;opi=89978449" target="_blank" rel="noopener">کریستین ای. دویل</a>، <a href="https://www.google.com/url?sa=t&amp;rct=j&amp;q=&amp;esrc=s&amp;source=web&amp;cd=&amp;cad=rja&amp;uact=8&amp;ved=2ahUKEwjKptnVx5iDAxXSIMUKHS4OBwMQFnoECC8QAQ&amp;url=https%3A%2F%2Fwww.windydryden.com%2F&amp;usg=AOvVaw1bQTuemcmrOQnGpZIVwqsZ&amp;opi=89978449" target="_blank" rel="noopener">ویندی درایدن</a>، وُتِر بَکس</p>
<p style="text-align: right;"><strong>مترجمین</strong>: <a href="http://raftarinstitute.com" target="_blank" rel="noopener">دکتر هومن نامور</a>، <a href="https://behdashtravan.com/%d8%af%da%a9%d8%aa%d8%b1-%d8%a8%d9%87%d8%b1%d9%88%d8%b2-%d9%87%d8%a7%d8%b4%d9%85%db%8c-%d8%aa%d9%86%da%a9%d8%a7%d8%a8%d9%86%db%8c-%d9%85%d8%b4%d8%a7%d9%88%d8%b1-%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%d8%b4%d9%86/" target="_blank" rel="noopener">دکتر بهروز هاشمی</a></p>
<p>The post <a href="https://behdashtravan.com/%da%a9%d8%aa%d8%a7%d8%a8-%d8%b1%d9%81%d8%aa%d8%a7%d8%b1%d8%af%d8%b1%d9%85%d8%a7%d9%86%db%8c-%d8%b9%d9%82%d9%84%d8%a7%d9%86%db%8c%d9%87%db%8c%d8%ac%d8%a7%d9%86%db%8c-%d8%a8%d8%b1%d8%a7%db%8c/">معرفی کتاب رفتاردرمانی عقلانی‌هیجانی برای متخصصان</a> appeared first on <a href="https://behdashtravan.com">مجله تخصصی روانشناسی بهداشت روان</a>.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://behdashtravan.com/%da%a9%d8%aa%d8%a7%d8%a8-%d8%b1%d9%81%d8%aa%d8%a7%d8%b1%d8%af%d8%b1%d9%85%d8%a7%d9%86%db%8c-%d8%b9%d9%82%d9%84%d8%a7%d9%86%db%8c%d9%87%db%8c%d8%ac%d8%a7%d9%86%db%8c-%d8%a8%d8%b1%d8%a7%db%8c/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>اتحاد کاری در رفتاردرمانی‌عقلانی‌هیجانی</title>
		<link>https://behdashtravan.com/%d8%a7%d8%aa%d8%ad%d8%a7%d8%af-%da%a9%d8%a7%d8%b1%db%8c-%d8%af%d8%b1-%d8%b1%d9%81%d8%aa%d8%a7%d8%b1%d8%af%d8%b1%d9%85%d8%a7%d9%86%db%8c%e2%80%8c%d8%b9%d9%82%d9%84%d8%a7%d9%86%db%8c%e2%80%8c%d9%87/</link>
					<comments>https://behdashtravan.com/%d8%a7%d8%aa%d8%ad%d8%a7%d8%af-%da%a9%d8%a7%d8%b1%db%8c-%d8%af%d8%b1-%d8%b1%d9%81%d8%aa%d8%a7%d8%b1%d8%af%d8%b1%d9%85%d8%a7%d9%86%db%8c%e2%80%8c%d8%b9%d9%82%d9%84%d8%a7%d9%86%db%8c%e2%80%8c%d9%87/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[بهروز هاشمی]]></dc:creator>
		<pubDate>Fri, 19 May 2023 13:11:25 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[رفتارگرایی و شناختی]]></category>
		<category><![CDATA[رواندرمانی]]></category>
		<category><![CDATA[معرفی کتاب]]></category>
		<category><![CDATA[آلبرت الیس]]></category>
		<category><![CDATA[اتحاد کاری در رفتاردرمانی‌عقلانی‌هیجانی]]></category>
		<category><![CDATA[اتحاد کاری در رفتاردرمانی‌منطقی‌هیجانی]]></category>
		<category><![CDATA[دکتر سید بهروز هاشمی تنکابنی]]></category>
		<category><![CDATA[دکتر هومن نامور]]></category>
		<category><![CDATA[ویندی درایدن]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://behdashtravan.com/?p=7271</guid>

					<description><![CDATA[<p>کتاب اتحاد کاری در رفتاردرمانی‌عقلانی‌هیجانی اثری جالب برای درمانگران است.  در این کتاب ویندی درایدن به خوبی چارچوبی برای ارتباط برقرار کردن با مراجع مهیا کرده است. درایدن با وام گرفتن از درمانگران بزرگی از رویکرد رفتاردرنمانی عقلانی هیجانی و رویکردهای دیگر، مانند کارل راجرز، به خوبی توانسته از پس این امر مهم بر آید. &#8230;</p>
<p>The post <a href="https://behdashtravan.com/%d8%a7%d8%aa%d8%ad%d8%a7%d8%af-%da%a9%d8%a7%d8%b1%db%8c-%d8%af%d8%b1-%d8%b1%d9%81%d8%aa%d8%a7%d8%b1%d8%af%d8%b1%d9%85%d8%a7%d9%86%db%8c%e2%80%8c%d8%b9%d9%82%d9%84%d8%a7%d9%86%db%8c%e2%80%8c%d9%87/">اتحاد کاری در رفتاردرمانی‌عقلانی‌هیجانی</a> appeared first on <a href="https://behdashtravan.com">مجله تخصصی روانشناسی بهداشت روان</a>.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>کتاب اتحاد کاری در رفتاردرمانی‌عقلانی‌هیجانی اثری جالب برای درمانگران است.  در این کتاب ویندی درایدن به خوبی چارچوبی برای ارتباط برقرار کردن با مراجع مهیا کرده است.</p>
<p>درایدن با وام گرفتن از درمانگران بزرگی از رویکرد رفتاردرنمانی عقلانی هیجانی و رویکردهای دیگر، مانند کارل راجرز، به خوبی توانسته از پس این امر مهم بر آید. این کتاب با ترجمۀ دکتر سید بهروز هاشمی تنکابنی و مقدمۀ دکتر هومن نامور در انتشارات روانشناسی و هنر منتشر شده است.</p>
<p>کتاب اتحاد کاری در <a href="https://behdashtravan.com/%d9%86%d8%b8%d8%b1%db%8c%d9%87-%d8%b4%d8%ae%d8%b5%db%8c%d8%aa-%d8%a2%d9%84%d8%a8%d8%b1%d8%aa-%d8%a7%d9%84%db%8c%d8%b3/" target="_blank" rel="noopener noreferrer">رفتار درمانی عقلانی هیجانی</a> REBT، اصول و کاربردهای رفتار درمانی عقلانی را از چشم انداز نظریه اتحاد کاری کاوش می کند.</p>
<p>ویندی درایدن در این کتاب به دنبال این است که یک افسانه را از اعتبار ساقط کند؛ این افسانه که(( رفتار درمانی عقلانی هیجانی رابطه درمانی را نادیده می گیرد)).به این منظور،او نظریه اتحاد کاری را به حوزه های خاصی تقسیم می کندتا بر ظرفیت‌های این نظریه در این شکل از دزمان رفتاری عقلانی هیجانی تاکید کند. او خواننده را با ABC های REBT و کاربرد های آن آشنا می کند و بعد از آن، مفهوم اتحاد کاری را که بنیان و اساس این کتاب است، تشریح می کند.</p>
<p>در مراحل بعدی ویندی درایدن نشان می دهد درمانگری که به تمام چهار مولفه اتحاد توجه می کند، چطور می تواند کاربرد های</p>
<p>رفتار درمانی عقلانی هیجانی را ارتقا بخشد.این چهار مولفه از این قرار هستند؛ارتباط دیدگاه ها اهداف و تکالیف.</p>
<p>مخاطب این کتاب، کارآموزان و رفتار درمانگران عقلانی هیجانی هیجانی با تجربه هستند.</p>
<p><a href="https://raftarinstitute.com/product/8483/" target="_blank" rel="noopener noreferrer">لینک خرید آنلاین کتاب اتحاد کاری در رفتاردرمانی‌عقلانی‌هیجانی </a></p>
<p>&nbsp;</p>
<h2><strong>دربارۀ نویسنده:</strong></h2>
<p><span style="font-size: 12px;"> ویندی درایدن یکی از پیشروان و مربیان برجسته در انگلستان در سنت روانشناختی رفتار درمانی است. او بیشتر به خاطر کار خود در درمان شناختی رفتار عقلانی و عاطفی (RECBT) ، یک رویکرد پیشرو در CBT شناخته شده است. وی از سال ۱۹۷۵ در زمینه مشاوره و رواندرمانی فعالیت کرده و از نخستین افرادی در انگلیس بود که در درمان شناختی رفتاری آموزش دیده و با دکترهایی مانند آلبرت الیس  هارون تی. بک و آرنولد لازاروس همکاری داشته است. وی تاکنون بیش از ۲۰۰ کتاب منتشر کرده است و در سراسر جهان، در مناطق مختلف مانند انگلیس، ایالات متحده، آفریقای جنوبی، ترکیه و اسرائیل، متخصصین درمانی را آموزش داده است. او استاد مطالعات روان درمانی در دانشگاه گلداسمیت لندن است.</span></p>
<h2>دربارۀ مترجم:</h2>
<p><a href="https://behdashtravan.com/%d8%af%da%a9%d8%aa%d8%b1-%d8%a8%d9%87%d8%b1%d9%88%d8%b2-%d9%87%d8%a7%d8%b4%d9%85%db%8c-%d8%aa%d9%86%da%a9%d8%a7%d8%a8%d9%86%db%8c-%d9%85%d8%b4%d8%a7%d9%88%d8%b1-%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%d8%b4%d9%86/" target="_blank" rel="noopener">دکتر سید بهروز هاشمی تنکابنی</a> درمانگر و مترجم آثار روانشناسی و مدیر کانال روانشناسی و فلسفه و سایت بهداشت روان است. او آثاری مانند اتحاد کاری در رفتاردرمانی‌عقلانی‌هیجانی، راهنمای متخصصان رفتاردرمانی‌عقلانی‌هیجانی، رفتاردرمانی‌عقلانی‌هیجانی پیشرفته، غلبه بر قماربازی بیمارگون و روانشناسی اجتماعی سلامت را ترجمه کرده یا در دست چاپ دارد. برای تعیین نوبت‌دهی اینترنتی می‌توانید وارد <a href="https://pezeshkekhoob.com/doctor/57725-behrooz-hashemi" target="_blank" rel="noopener">صفحه پزشک خوب</a> ایشان شوید.</p>
<p>&nbsp;</p>
<p><strong>نام کتاب</strong>: اتحاد کاری در رفتاردرمانی‌عقلانی‌هیجانی<br />
<strong>نویسنده</strong>: ویندی درایدن<br />
<strong>ترجمه</strong>: <a href="https://behdashtravan.com/%d8%af%da%a9%d8%aa%d8%b1-%d8%a8%d9%87%d8%b1%d9%88%d8%b2-%d9%87%d8%a7%d8%b4%d9%85%db%8c-%d8%aa%d9%86%da%a9%d8%a7%d8%a8%d9%86%db%8c-%d9%85%d8%b4%d8%a7%d9%88%d8%b1-%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%d8%b4%d9%86/" target="_blank" rel="noopener">دکتر سید بهروز هاشمی تنکابنی</a><br />
<strong>مقدمه</strong>: <a href="https://raftarinstitute.com/" target="_blank" rel="noopener">دکتر هومن نامور</a></p>
<p>The post <a href="https://behdashtravan.com/%d8%a7%d8%aa%d8%ad%d8%a7%d8%af-%da%a9%d8%a7%d8%b1%db%8c-%d8%af%d8%b1-%d8%b1%d9%81%d8%aa%d8%a7%d8%b1%d8%af%d8%b1%d9%85%d8%a7%d9%86%db%8c%e2%80%8c%d8%b9%d9%82%d9%84%d8%a7%d9%86%db%8c%e2%80%8c%d9%87/">اتحاد کاری در رفتاردرمانی‌عقلانی‌هیجانی</a> appeared first on <a href="https://behdashtravan.com">مجله تخصصی روانشناسی بهداشت روان</a>.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://behdashtravan.com/%d8%a7%d8%aa%d8%ad%d8%a7%d8%af-%da%a9%d8%a7%d8%b1%db%8c-%d8%af%d8%b1-%d8%b1%d9%81%d8%aa%d8%a7%d8%b1%d8%af%d8%b1%d9%85%d8%a7%d9%86%db%8c%e2%80%8c%d8%b9%d9%82%d9%84%d8%a7%d9%86%db%8c%e2%80%8c%d9%87/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>معرفی کتاب ایجاد روابط صمیمانه به قلم اصغر کریمی</title>
		<link>https://behdashtravan.com/%d9%85%d8%b9%d8%b1%d9%81%db%8c-%da%a9%d8%aa%d8%a7%d8%a8-%d8%a7%db%8c%d8%ac%d8%a7%d8%af-%d8%b1%d9%88%d8%a7%d8%a8%d8%b7-%d8%b5%d9%85%db%8c%d9%85%d8%a7%d9%86%d9%87-%d8%a8%d9%87-%d9%82%d9%84%d9%85-%d8%a7/</link>
					<comments>https://behdashtravan.com/%d9%85%d8%b9%d8%b1%d9%81%db%8c-%da%a9%d8%aa%d8%a7%d8%a8-%d8%a7%db%8c%d8%ac%d8%a7%d8%af-%d8%b1%d9%88%d8%a7%d8%a8%d8%b7-%d8%b5%d9%85%db%8c%d9%85%d8%a7%d9%86%d9%87-%d8%a8%d9%87-%d9%82%d9%84%d9%85-%d8%a7/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[بهروز هاشمی]]></dc:creator>
		<pubDate>Sun, 01 May 2022 08:41:31 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[سبک زندگی]]></category>
		<category><![CDATA[معرفی کتاب]]></category>
		<category><![CDATA[هوش هیجانی (روابط میانفردی)]]></category>
		<category><![CDATA[آلبرت الیس]]></category>
		<category><![CDATA[اصغر کریمی]]></category>
		<category><![CDATA[روابط صمیمانه]]></category>
		<category><![CDATA[زوج درمانی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://behdashtravan.com/?p=7212</guid>

					<description><![CDATA[<p>اصغر کریمی در این نوشته، ۸ اصل را معرفی خواهد کردکه این اصول پایه و اساس سلامت روان و داشتن یک رابطه مناسب و صمیمانه می باشد. اصل هشتم که &#8220;مثلث پذیرش فعال نامشروط&#8221; نام گرفته است، پایه و اساس هفت اصل دیگر می باشد. با به کار بردن این اصول و به ویژه اصل &#8230;</p>
<p>The post <a href="https://behdashtravan.com/%d9%85%d8%b9%d8%b1%d9%81%db%8c-%da%a9%d8%aa%d8%a7%d8%a8-%d8%a7%db%8c%d8%ac%d8%a7%d8%af-%d8%b1%d9%88%d8%a7%d8%a8%d8%b7-%d8%b5%d9%85%db%8c%d9%85%d8%a7%d9%86%d9%87-%d8%a8%d9%87-%d9%82%d9%84%d9%85-%d8%a7/">معرفی کتاب ایجاد روابط صمیمانه به قلم اصغر کریمی</a> appeared first on <a href="https://behdashtravan.com">مجله تخصصی روانشناسی بهداشت روان</a>.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p style="text-align: right;">اصغر کریمی در این نوشته، ۸ اصل را معرفی خواهد کردکه این اصول پایه و اساس سلامت روان و داشتن یک رابطه مناسب و صمیمانه می باشد. اصل هشتم که &#8220;مثلث پذیرش فعال نامشروط&#8221; نام گرفته است، پایه و اساس هفت اصل دیگر می باشد. با به کار بردن این اصول و به ویژه اصل هشتم، به بهبود روابط و نیز سلامت خود دست خواهید یافت و با این اصول می توانید به صورت شادمانه زندگی کنید.</p>
<h2 style="text-align: right;"><strong>۸ اصل ایجاد و بهبود روابط صمیمانه</strong></h2>
<p style="text-align: right;">دنیای امروز می تواند بسیار متغیر و غیرقابل پیش بینی باشد، نه تنها در سطح جهانی (رویدادهای جهانی، اقتصاد، مسائل اجتماعی )، بلکه در زندگی روزمره هم اینگونه است. در زندگی شخصی ما، هم پدر و هم مادر در اغلب خانواده‌ها کار می‌کنند، خانواده‌های بسیاری از هم می پاشند و خانواده‌های جدیدی تشکیل می دهند، ده ها کار وجود دارد که باید در مدتی بسیار کوتاه انجام شود و مقتضیات ازدواج و فرزند پروری می تواند گیج کننده باشد و معمولا افراد مجرد به همان اندازه با فشارهای مربوط به برقراری تعادل بین کار، دوستان، روابط خصوصی، فعالیت‌های اجتماعی و وظایف روبرو هستند.</p>
<p style="text-align: right;">تعجبی ندارد که در این زمانه ایجاد و حفظ روابط صمیمانه بسیار سخت باشد. لذا سعی بر آن است که در این نوشته ۸ اصل برای ایجاد و حفظ روابط صمیمانه مطرح شود.</p>
<h2 style="text-align: right;">اصل ۱ برای ایجاد روابط صمیمانه) &#8211; پذیرفتن طرف مقابل &#8221; همانگونه که هست&#8221; :</h2>
<p style="text-align: right;">وقتی طرف مقابل شما خطای مرتکب شد یا حرف اشتباهی زد، سعی کنید از ملامت و سرزنش اجتناب کنید و به دنبال اصلاح طرف مقابل نباشید، تاثیر گذار باشید ولی خواهان این نباشید که او حتما باید تغییر کند. این آزادی را به او بدهید که روی شما تاثیر بگذارد. سعی کنید مسئولیت احساسات خود را بر عهده بگیرید چون احساسات توسط خود ما ایجاد می‌شود.</p>
<h2 style="text-align: right;">اصل ۲ برای ایجاد روابط صمیمانه) &#8211; قدردانی مداوم :</h2>
<p style="text-align: right;">از انتقاد مداوم پرهیز کنید. از توهین و تحقیر اصلا استفاده نکنید. در عوض، از طرف مقابل خود حتی برای کارهای کوچک هم قدردانی و تشکر کنید، چیزهایی که واقعا در او با ارزش هستند را پیدا کنید، کشف کنید و حتی بیافرینید و آنها را بگوئید و قدردانی کنید. از انتقاد و توهین و تحقیر که نابود کننده روابط هست، عاقلانه است که پرهیز کنید.</p>
<h2 style="text-align: right;">اصل ۳) &#8211; ایجاد رابطه صمیمانه:</h2>
<p style="text-align: right;">در مورد اعتقادات، ملاک ها و معیاری که مخالف  دیدگاه شما است صادق و روراست باشید، حتی اگر با نظر  طرف مقابل خود موافق نیستید به نظرش احترام بگذارید. اشتباه خود را بپذیرید. هر دو صادقانه و سنجید رفتار کنید.</p>
<h2 style="text-align: right;">اصل ۴ ) &#8211; کشف کردن و سهیم شدن در تفاوتها :</h2>
<p style="text-align: right;"> مخالفت ها را با طرف مقابل پیدا کنید تا به مرحله‌ای از تصمیم‌گیری برسید که قسمت های از دو دیدگاه را بپذیرید. با آن که مخالفت خود را بیان می کنید، برای موافقت کردن هم آماده باشید ولی اگر واقعا موافق نیستید وانمود نکنید که موافق هستید.</p>
<h2 style="text-align: right;">اصل ۵) &#8211; حمایت از اهداف، آرزو ها و خواسته های طرف مقابل خود :</h2>
<p style="text-align: right;">همان طور که اهداف و آرزو های خود را دنبال می کنید، از آرزو ها و اهداف طرف مقابل خود نیز صادقانه  حمایت کنید حتی اگر با اهداف و آرزوهایش موافق نباشید. لذا به صورت کاملا عاقلانه و صادقانه از خواسته ها، اهداف و انتظارات و آرزوهای طرف مقابل خود حمایت کنید.</p>
<h2 style="text-align: right;">اصل  ۶) &#8211; به طرف مقابل خود حق بدهید که اشتباه کند!</h2>
<p style="text-align: right;">هر دو این را در نظر داشته باشید که انسان ممکن الخطا است. این حق شما است اشتباه کنید چون انسان هستید! و می توانید از اشتباه و خطاهای خود درس عبرت بگیرید، اما این حق را منحصر به خودتان نکنید، چون طرف مقابل شما هم به عنوان یک انسان ممکن است خطا کند پس عاقلانه این است که به او هم حق اشتباه کردن بدهید.</p>
<h2 style="text-align: right;">اصل ۷) &#8211; بررسی دوباره خواسته ها بعنوان هدف آنی:</h2>
<p style="text-align: right;">این رهنمودی است که به کمک آن می توانید به طور شایسته‌ای با شش رهنمود دیگر کار کنید. خواسته های خود را به عنوان اهدافی که ممکن است بعدها به آنها برسید، مورد بازبینی قرار دهید، وقتی به آن چه که آرزو دارید،  یا می خواهید، نمی رسید، به خودتان یاد اوری کنید که شما نباید حالا یا هیچ وقت به هر چه که می خواهید برسید. لذا ممکن است بعضی وقت ها با وجود تلاش زیاد خود شکست بخورید، در این شرایط خود را سرزنش نکنید.</p>
<p style="text-align: right;">توجه : ۷ رهنمود را به عنوان تعهد یک جانبه تمرین کنید، حتی اگر طرف شما این ۷ رهنمود را رعایت نکند. این ۷ رهنمود را به طور مداوم انجام دهید و در مورد نتیجه گرفتن صبور باشید.</p>
<p style="text-align: right;">در ادامه در مورد اصل۸ توضیح داده خواهد شد که تحت عنوان پذیرش فعال نامشروط نام گذاری شده است:</p>
<h2 style="text-align: right;">مثلث پذیرش فعال نامشروطِ خود، دیگری و زندگی:</h2>
<p style="text-align: right;">منظور از پذیرش فعال این است که هر چیزی را که می توانید تغییر دهید، را تغییر دهید و هر چیزی را که نمی توانید تغییر دهید را بپذیرید و .تفاوت این دو را بدانید و منظور از نامشروط این است که فرد بتواند خود، دیگران و دنیا و زندگی را همانطوری که هست بپذیرد</p>
<table class=" alignright">
<tbody>
<tr>
<td width="120">
<table width="100%">
<tbody>
<tr>
<td></td>
</tr>
</tbody>
</table>
</td>
</tr>
</tbody>
</table>
<h2 style="text-align: right;"> پذیرش نامشروط خود:</h2>
<p style="text-align: right;">پذیرش نامشروط ( خود ، دیگری و زندگی ) پایه و اساس سلامت روان می باشد و برای داشتن احساس خوشبختی در زندگی ضروری می باشد، ولی متاسفانه افراد اکثرا خودشان را به صورت مشروط می پذیرند، پذیرش مشروط خود به این معنی است که شخص خود را تحت شرایط خاص می پذیرد مثلا فرد خودش را زمانی می پذیرد که عملکرد خوبی داشته باشد یا دیگران تاییدش کنند و هنگامی که نتواند عملکرد خوبی داشته باشد یا تایید دیگران را به دست بیاورد دچار مشکل روانشناختی می شود مثلا ممکن است افسرده و&#8230; بشود.</p>
<h2 style="text-align: right;">پذیرش نامشروط دیگران:</h2>
<p style="text-align: right;">دیگران را همان طور که هست بپذیرید همیشه این جمله را سرلوحله قرار دهید : &#8221; گناهکار را بپذیر ولی گناهش را نه &#8220;. وقتی طرف مقابل شما خطای مرتکب شد او را به عنوان جایزالخطا بپذیرید و افراد را بخاطر ضعف های که دارد سزنش نکنید چون با این کار به خود آسیب می زنید. مثلا می گوید که فلانی آدم بسیار بدی است چون فلان کار را انجام داد پس اگر من هم مثل فلانی رفتار کنم آدم بسیار بدی هستم.</p>
<h2 style="text-align: right;">پذیرش نامشروط زندگی و دنیا :</h2>
<p style="text-align: right;">بسیاری از افراد باورشان این است که دنیا و زندگی حتما باید مطابق میل من باشد وگرنه نمی توانم زندگی خوشی داشته باشم. اگر شرایط مطابق میل من نباشد این دنیا ارزش زندگی کردن ندارد. برای ایجاد پذیرش نامشروط دنیا و زندگی این سوال را از خودتان بپرسید که کجای دنیا نوشته شده است که زندگی و دنیا حتما باید مطابق من باشد؟ چه تضمینی وجود دارد که شرایط همیشه طبق میل من باشد؟ چه دلیلی وجود دارد که من حتماً باید به خواسته های خود برسم؟</p>
<p style="text-align: right;">از آنجایی که این اصول (نه تکنیک) توانسته اند روی هزارن فرد و روابطشان در کل دنیا تاثیر مثبت بگذارد لذا با اطمینان بیشتری می توان این اصول را مورد امتحان قرار داد.</p>
<p style="text-align: right;"><strong>نویسنده مقاله</strong>: <a href="https://behdashtravan.com/%d8%a7%d8%b5%d8%ba%d8%b1-%da%a9%d8%b1%db%8c%d9%85%db%8c-%d8%aa%d8%b9%db%8c%db%8c%d9%86-%d9%88%d9%82%d8%aa-%d9%85%d8%b4%d8%a7%d9%88%d8%b1%d9%87-%d9%88-%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%d8%af%d8%b1%d9%85%d8%a7/" target="_blank" rel="noopener noreferrer"><strong>اصغر کریمی مشاور و روان­درمانگر</strong></a></p>
<p style="text-align: right;"><strong>کتاب</strong> <a href="https://www.amazon.com/Making-Intimate-Connections-Relationships-Communication/dp/1886230331" target="_blank" rel="noopener noreferrer">ایجاد رابطه‌ای صمیمانه</a>؛ هفت رهنمود برای خلق روابطی عادی و گفتگویی بهتر</p>
<p style="text-align: right;"><strong>نویسنده</strong>: <a href="https://behdashtravan.com/%d8%ac%d9%85%d9%84%d8%a7%d8%aa-%d8%a2%d9%84%d8%a8%d8%b1%d8%aa-%d8%a7%d9%84%db%8c%d8%b3/" target="_blank" rel="noopener noreferrer">آلبرت الیس</a> و تد کرافورت</p>
<p style="text-align: right;">.جهت تعیین وقت مشاوره با اصغر کریمی وارد <a href="https://behdashtravan.com/%d8%a7%d8%b5%d8%ba%d8%b1-%da%a9%d8%b1%db%8c%d9%85%db%8c-%d8%aa%d8%b9%db%8c%db%8c%d9%86-%d9%88%d9%82%d8%aa-%d9%85%d8%b4%d8%a7%d9%88%d8%b1%d9%87-%d9%88-%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%d8%af%d8%b1%d9%85%d8%a7/">لینک</a> شوید</p>
<p>The post <a href="https://behdashtravan.com/%d9%85%d8%b9%d8%b1%d9%81%db%8c-%da%a9%d8%aa%d8%a7%d8%a8-%d8%a7%db%8c%d8%ac%d8%a7%d8%af-%d8%b1%d9%88%d8%a7%d8%a8%d8%b7-%d8%b5%d9%85%db%8c%d9%85%d8%a7%d9%86%d9%87-%d8%a8%d9%87-%d9%82%d9%84%d9%85-%d8%a7/">معرفی کتاب ایجاد روابط صمیمانه به قلم اصغر کریمی</a> appeared first on <a href="https://behdashtravan.com">مجله تخصصی روانشناسی بهداشت روان</a>.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://behdashtravan.com/%d9%85%d8%b9%d8%b1%d9%81%db%8c-%da%a9%d8%aa%d8%a7%d8%a8-%d8%a7%db%8c%d8%ac%d8%a7%d8%af-%d8%b1%d9%88%d8%a7%d8%a8%d8%b7-%d8%b5%d9%85%db%8c%d9%85%d8%a7%d9%86%d9%87-%d8%a8%d9%87-%d9%82%d9%84%d9%85-%d8%a7/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>بررسی و خلاصه کتاب تئوری انتخاب ویلیام گلسر</title>
		<link>https://behdashtravan.com/%d8%a8%d8%b1%d8%b1%d8%b3%db%8c-%d9%88-%d8%ae%d9%84%d8%a7%d8%b5%d9%87-%da%a9%d8%aa%d8%a7%d8%a8-%d8%aa%d8%a6%d9%88%d8%b1%db%8c-%d8%a7%d9%86%d8%aa%d8%ae%d8%a7%d8%a8-%d9%88%db%8c%d9%84%db%8c%d8%a7%d9%85/</link>
					<comments>https://behdashtravan.com/%d8%a8%d8%b1%d8%b1%d8%b3%db%8c-%d9%88-%d8%ae%d9%84%d8%a7%d8%b5%d9%87-%da%a9%d8%aa%d8%a7%d8%a8-%d8%aa%d8%a6%d9%88%d8%b1%db%8c-%d8%a7%d9%86%d8%aa%d8%ae%d8%a7%d8%a8-%d9%88%db%8c%d9%84%db%8c%d8%a7%d9%85/#comments</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[بهروز هاشمی]]></dc:creator>
		<pubDate>Tue, 11 May 2021 11:33:21 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[متفکران بزرگ]]></category>
		<category><![CDATA[معرفی کتاب]]></category>
		<category><![CDATA[هوش هیجانی (روابط میانفردی)]]></category>
		<category><![CDATA[اضطراب]]></category>
		<category><![CDATA[افسردگی]]></category>
		<category><![CDATA[بررسی کتاب]]></category>
		<category><![CDATA[تئوری انتخاب]]></category>
		<category><![CDATA[دایره حل اختلاف]]></category>
		<category><![CDATA[رفتار کلی]]></category>
		<category><![CDATA[روانشناسی کنترل بیرونی]]></category>
		<category><![CDATA[نظریه انتخاب]]></category>
		<category><![CDATA[نقد تئوری انتخاب]]></category>
		<category><![CDATA[نیازهای بنیادین]]></category>
		<category><![CDATA[ولیام گلسر]]></category>
		<category><![CDATA[ویلیام گلاسر]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://behdashtravan.com/?p=7175</guid>

					<description><![CDATA[<p>مقدمه کتاب تئوری انتخاب تئوری انتخاب: امکان ندارد درگیر روابط انسانی باشید و کتاب تئوری انتخاب ویلیام گلسر برای شما مفید نباشد. شما در هر شغل و جایگاهی، برای زندگی شادتر می‌توانید از کتاب تئوری انتخاب بهره ببرید. این کتاب انواع روابط را بررسی می‌کند: رابطۀ عاطفی، والد-فرزندی، معلم-شاگردی و کارفرما و کارمند. یکی از &#8230;</p>
<p>The post <a href="https://behdashtravan.com/%d8%a8%d8%b1%d8%b1%d8%b3%db%8c-%d9%88-%d8%ae%d9%84%d8%a7%d8%b5%d9%87-%da%a9%d8%aa%d8%a7%d8%a8-%d8%aa%d8%a6%d9%88%d8%b1%db%8c-%d8%a7%d9%86%d8%aa%d8%ae%d8%a7%d8%a8-%d9%88%db%8c%d9%84%db%8c%d8%a7%d9%85/">بررسی و خلاصه کتاب تئوری انتخاب ویلیام گلسر</a> appeared first on <a href="https://behdashtravan.com">مجله تخصصی روانشناسی بهداشت روان</a>.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h1><strong>مقدمه کتاب تئوری انتخاب</strong></h1>
<p><strong>تئوری انتخاب</strong>: امکان ندارد درگیر روابط انسانی باشید و کتاب <strong>تئوری انتخاب</strong> <a href="https://fa.wikipedia.org/wiki/%D9%88%DB%8C%D9%84%DB%8C%D8%A7%D9%85_%DA%AF%D9%84%D8%B3%D8%B1" target="_blank" rel="noopener noreferrer">ویلیام گلسر</a> برای شما مفید نباشد. شما در هر شغل و جایگاهی، برای زندگی شادتر می‌توانید از کتاب تئوری انتخاب بهره ببرید. این کتاب انواع روابط را بررسی می‌کند: رابطۀ عاطفی، والد-فرزندی، معلم-شاگردی و کارفرما و کارمند. یکی از اصلی‌ترین ایده‌های نظریه انتخاب این است که روابط ناخوشنود، علت اصلی رنج بشر است. مطالب این کتاب می‌تواند کمک شایانی به حل اختلافات شما با اطرافیانتان بشود. این کتاب به تنهایی یک روش فوق‌العاده برای درمان زوجین است. اگر بتوانم فقط یک کتاب به مراجعین خود توصیه کنم، قطعا یکی از مهم‌ترین انتخاب‌های من همین اثر است.</p>
<p>گلاسر با دست گذاشتن روی ضعف‌های روانشناسی حاکم، نیاز به یک روانشناسی دموکراتیک، انسانی و پیوندجو و خوشبین را ضروری قلمداد می‌کند. از نگاه او برخی از انواع روانشناسی بیشتر به روابط آسیب زده‌اند تا آنها را احیا کنند. او به رفتارگرایی به خاطر تمرکز زیادش روی تغییر رفتار با کمک پاداش و تنبیه انتقاد زیادی وارد می‌کند و از روانکاوی به این خاطر که فرد را به این نتیجه می‌رساند که قربانی گذشته خود است، اعتراض می‌کند. او تئوری انتخاب را بهترین جایگزین می‌داند.</p>
<h2><strong>فصل اول: نیاز ما به روانشناسی جدید</strong></h2>
<p>این فصل شروع کوبنده‌ای دارد و پشت خواننده را در همین ابتدای کار می‌لرزاند. ادعای ترسناک <a href="http://behdashtravan.com/%d8%ac%d9%85%d9%84%d8%a7%d8%aa-%d9%88%db%8c%d9%84%db%8c%d8%a7%d9%85-%da%af%d9%84%d8%a7%d8%b3%d8%b1/" target="_blank" rel="noopener noreferrer">گلسر</a> این است<strong>:  ما خودمان تمام بدبختی‌ و فلاکت خود را انتخاب می‌کنیم</strong>. دیگران نه می‌توانند ما را بدبخت کنند و نه خوشبخت. تمام آنچه می‌توانیم به دیگران بدهیم و از آنها بگیریم، اطلاعات است. آموزه‌ی اصلی <strong>تئوری انتخاب</strong> این است که ما بیش از حد تصورمان بر زندگی‌مان کنترل داریم. بر خلاف نظر روانشناسان سنتی ما به ندرت قربانی گذشته، ژن‌ها و محیط هستیم.</p>
<p>تمام افراد رنجور مشکل واحدی دارند: نمی‌توانند با کسانی که دوستشان دارند به تفاهم برسند و به خوبی کنار بیایند. گلسر از هرینگتون (که هر دو روانپزشک هستند) نقل می‌کند که اگر تمام متخصصان رشته‌ی ما ناگهان محو شوند، دنیا متوجه غیبت آنها نمی‌شود. منظور او تحقیر روانپزشکی نیست، بلکه معتقد است روانپزشکی برای بهبود روابط که مهم‌ترین رکن سلامتی روان است کاری نکرده است.</p>
<h3>روانشناسی کنترل بیرونی</h3>
<p>ما برای بهبود روابط، نیاز به یک روانشناسی جدید در برابر روانشناسی سنتی داریم. <strong>روانشناسی کنترل بیرونی</strong> اصطلاحی است که گلسر از آن به عنوان عامل فلاکت بسیاری از ما یاد می‌کند‍. اجتماع، خانواده و حکومت متفق‌القول معتقدند صلاح ما را بهتر از خودمان می‌دانند. این افراد نه تنها می‌دانند چه چیزی برای خودشان درست است، بلکه متاسفانه آنها دقیقا می‌دانند چه چیزی برای ما هم خوب است. فرضیه اساسی روانشناسی کنترل بیرونی این است: افراد خاطاکار را تنبیه کنید تا رفتار درست را انجام دهند و سپس آنها را تشویق کنید. سلطه‌ی رفتارگرایی بر روانشناسی قدیم از این دست است. روانکاوی نیز به این خاطر که مردم را قربانی طبیعت و خاطرات کودکی می‌داند به همین روانشناسی است. روانشناسی کنترل‌گر، اجبارکننده و زورگرا خود موجب ناخرسندی اصلی بشر است.</p>
<p>حال چرا این نوع روانشناسی انقدر طرفدار دارد؟ افراد صاحب قدرت که تعیین‌کننده‌ی درست و غلط هستند (دولت، معلم، والد، مدیر و رهبر مذهبی) عاشق این نوع روانشناسی هستند و ضعفا نیز با تن دادن به کنترل احساس امنیت می‌کنند، هرچند کاذب. وقتی افراد خلاف میل ما رفتار می‌کنند، ساده‌ترین و دم دستی‌ترین راهکار، زور و اجبار است. ضعفا زیر بار روانشناسی کنترل بیرونی می‌روند تا شاید روزی خودشان آن را برای دیگران به کار برند. در این نگاه، سلطه‌گر و سلطه‌پذیر هر دو قربانی این روانشناسی هستند و هر ناخوشنودند.</p>
<h3>تئوری انتخاب</h3>
<p>دکتر گلسر <strong>تئوری انتخاب</strong> را به عنوان راهکار و نقطه‌ی مقابل روانشناسی کنترل بیرونی ارائه می‌دهد. تئوری انتخاب یک <strong>روانشناسی کنترل درونی</strong> است و توضیح می‌دهد که ما چرا و چگونه دست به انتخاب‌هایی می‌زنیم که مسیر زندگی ما را تعیین می‌کند. تئوری انتخاب از تمام <strong>ابزارهای روانشناسی کنترل بیرونی</strong> مانند سرزنش، تنبیه، پاداش، غرغر، قهر، برچسب زدن، دستکاری، تحریک احساسات، ریاست، شکایت، مقایسه و اذیت و آزار و غیره رویگردان است. طبق این نگاه ما هیچکس را نمی‌توانیم تغییر دهیم جز خودمان. روابط وقتی بهتر می‌شوند که دست از کنترل دیگری برداریم و روی خودمان متمرکز شویم.</p>
<p>ریشه‌ی رنج بشر را که دنبال کنیم به واژه‌ی تحمیل می‌رسیم: ۱) اجبار من به تو ۲) اجبار تو به من ۳) اجبار متقابل من و تو به هم ۴) اجبار من به خودم. تا زمانی که اعتقاد داریم که اجبار و زور جواب می‌دهد، ناخوشنودی ادامه دارد. ذات بشر از تحمیل متنفر است و در برابر آن حالت دفاعی دارد. اگر هم در برابر فشار تسلیم شود، همواره خشمی را با خود حمل می‌کند. بسیاری از ما معتقدیم مالک خانواده‌ی خود هستیم. مالکیت نیز از مفروضه‌های اساسی روانشناسی کنترل بیرونی است.</p>
<p>به زور متوسل شدن اساسا بیهوده است. لازم است ابزار زور را با با رفتارهای مهرورزی مانند، حمایت، گوش دادن، مذاکره، دلگرمی، عشق، دوستی، پذیرش، گشاده‌رویی و احترام، جایگزین کنیم. با این توضیح، می‌بینیم که جهان ما بیشتر گرایش به تخریب روابط دارد تا ساختن آنها. برای همین نیاز به یک روانشناسی جدید داریم.</p>
<h2><strong>فصل دوم: نیازهای بنیادین و احساسات</strong></h2>
<p>ما ۵ نیاز اساسی داریم، که عدم شناخت آنها ریشه‌ی بسیاری از ناخوشنودی‌های ما در روابط است. اگر این نیازها را در خود و همسرمان کشف کنیم،  با کمک تئوری انتخاب و بدون بهره‌گیری از روانشناسی کنترل بیرونی، می‌توانیم بر سر نیازهای ارضا نشده‌ی خود مذاکره کنیم. این نیازها ریشه در ژن‌های ما دارند و هیچ‌کس نباید به خاطر شدت و ضعف این نیازها در وجودش سرزنش و تحقیر شود. در قسمت دایره‌ی حل اختلاف به روش حل اختلاف شدت نیازها در زوجین پرداخته می‌شود. این قسمت مفیدترین بخش برای حل مسائل زناشویی است.</p>
<h3><strong>پنج نیاز اساسی</strong></h3>
<h4><strong> ۱) بقا و امنیت:  </strong></h4>
<p>فرض کنید همسر شما بیش از اندازه به بهداشت اهمیت می‌دهد، یا به راحتی پول خرج نمی‌کند و یا از تجربه‌های جدید مانند سفر و کار جدید استقبال نمی‌کند. شاید اولین چیزی که روانشناسی کنترل بیرونی از ما می‌خواهد، این است که او را به کمک برچسب‌هایی نظیر وسواسی، خسیس و ترسو اصلاح کنیم. در تئوری انتخاب این افراد نیاز بالایی به امنیت دارند و کسی نباید به این خاطر آنها را سرزنش کند. همینطور برعکس این قضیه نیز صادق است. کسی به خاطر ولخرجی، شلختگی و ریسک‌پذیری زیاد نباید سرزنش شود. او تنها شدت این نیازش پایین است. یکی از مشکلات اساسی در روابط، اختلاف شدت نیاز به بقا است. استفاده از روانشناسی کنترل بیرونی برای تغییر دیگری معمولا بر مشکل می‌افزاید. هر گاه بر سر نحوه‌ی خرج پول با همسرتان درگیر هستید، پای نیاز به بقا در میان است. به جای دعوا با هم گفتگو و مذاکره کنید.</p>
<p><strong>روش سنجش شدت این نیاز</strong>: اگر نسبت به افراد اطرافتان کمتر اهل خطر هستید، نیاز به بقا در شما زیاد است.</p>
<h4><strong> ۲) عشق و احساس تعلق:</strong></h4>
<p>گلایه بسیاری از زوج‌ها این است: تو مرا به قدر کافی دوست نداری. وقتی نیاز به عشق در دو طرف همسان نباشد، معمولا یک طرف شروع به تغییر دیگری می‌کند. یا یک نفر متهم به حساسیت می‌شود و این که هیچ‌گاه راضی نمی‌شود و یا دیگری متهم به این می‌شود که به اندازه کافی دهنده ئ مهربان  نیست. ناکام شدن این نیاز از بقیه نیازها دردناک‌تر است و خشم بیشتری را بر انگیخته می‌کند. ما معمولا در هنگام خشم بیشتر از روانشناسی کنترل بیرونی استفاده می‌کنیم. برای همین دست به دامن زور می‌شویم. هر چند عشق ورزیدن به کسی که می‌خواهد شما را کنترل کند و تغییر دهد یا عشق ورزیدن به کسی که می‌خواهید او را تغییر دهید، اگر غیرممکن نباشد بسیار دشوار است.</p>
<p>مشکل بسیاری از روابط  شبیه این است که کسی را کتک بزنیم که چرا ما را نوازش نمی‌کند یا کسی بزنیم که چرا از ما طلب عشق کرده است. نیاز به عشق و تعلق اگر در هر دو فرد متناسب باشد، احتمالا رابطه‌ای بلندمدت خواهند داشت.</p>
<p>وقتی به عشق فکر می‌کنیم بیشتر مایلیم گیرنده باشیم تا دهنده. اما عشق و دوستی خیابانی دوطرفه‌اند. <strong>آموختن دریافت مودبانه و بزرگوارانه عشق، کمک بزرگی برای هر نوع رابطه است.</strong></p>
<p><strong>روش سنجش شدت این نیاز: </strong>در مقایسه با اطرافیان خود، چقدر نیاز دارید عشق را نثار کنید (میزان دریافت ملاک نیست).</p>
<h4><strong> ۳) قدرت و پیشرفت: </strong></h4>
<p>در گونه‌های دیگر قدرت ابزاری است برای بقا، ولی ما تنها گونه‌ی قدرت‌مدار هستیم. گلسر همچون نیچه بر این باور است انگیزه‌ی بسیاری از رفتارهای ما قدرت است. معلم از تدریس خوب و پزشک از درمان درست، احساس قدرت می‌کند.  قدرت معمولا عشق را خراب می‌کند. عشق بر مبنای توافق است در حالی که قدرت چنین نیست. بسیاری از زوج‌های میان‌سال سال‌ها بر سر این که در رابطه رئیس چه کسی است، جنگیده‌اند.</p>
<p>هر چند در کتاب به آن اشاره‌ای نمی‌شود، اما نحوه‌ی توزیع قدرت در خانواده‌ی ریشه، روی نیاز به قدرت اثر زیادی دارد. مثلا اگر در خانواده‌ی ریشه قدرت دست مادر باشد، در مورد این که چه کسی حرف آخر را بزند کمتر چالش درست می‌شود. ولی اگر در خانواده شوهر پدر قدرت داشته و در خانواده زن، مادر، چالش بر سر قدرت بسیار زیاد است. با اگاهی از نیاز به قدرت و به کمک دایره‌ی حل اختلاف که با آن آشنا خواهیم شد، می‌توان بر سر نحوه‌ی توزیع قدرت به توافق رسید.</p>
<p><strong>روش سنجش شدت این نیاز: </strong>باید از خود بپرسید، آیا می‌خواهم همیشه حرف خود را به کرسی بنشانم؟ حرف آخر را خودم بزنم؟ مالک دیگران باشم؟</p>
<h4><strong> ۴) آزادی: </strong></h4>
<p>هدف نیاز به آزادی ایجاد توازن و تعادل بین نیاز تو به تلاش برای مجبور ساختن من به زندگی طبق میل تو و نیاز من به رهایی از این اجبار است. رابطه در ذات خود محدودیت دارد. برای همین نیاز به آزادی بالا می‌تواند در رابطه مشکل ایجاد کند. کسی که خواهان آزادی مطلق است، در رابطه شکست می‌خورد.</p>
<p><strong>روش سنجش شدت این نیاز:</strong> اگر پیروی از مقررات برای شما سخت است، اگر نمی‌توانید خود را با دیگران تطبیق دهید یا با گروهی برای مدت طولانی بمانید نیاز شما به آزادی بالاست.</p>
<h4><strong> ۵) تفریح:</strong></h4>
<p>تفریح پاداش ژنتیکی یادگیری است.</p>
<p><strong>روش سنجش شدت این نیاز: </strong>اگر از آموختن لذت می‌برید، به هنگام یادگیری زیاد می‌خندید، نیاز به تفریح در شما زیاد است.</p>
<h2><strong>فصل ۳: دنیای مطلوب شما</strong></h2>
<p>دنیای مطلوب شامل سه مولفه است و دنیای مطلوب بهترین راه ارضای نیازهای انسان را به ما نشان می‌دهد. این سه مولفه شامل <strong>افرادی</strong> است که می‌خواهیم با آنها باشیم، <strong>چیزهایی</strong> که می‌خواهیم داشته باشیم و تجربه کنیم و <strong>ایده‌هایی</strong> که بر رفتار ما حاکم‌اند. اگر اتفاقات و رفتار ما در راستای دنیای مطلوب ما باشد ما خرسندیم. ما معمولا واقعیت را متناسب با دنیای مطلوبمان و نیازهایمان تفسیر می‌کنیم. هر چه بیشتر از کنترل بیرونی استفاده کنیم بیشتر از دنیای مطلوب اطرافیانمان دور می‌مانیم.</p>
<h2><strong>فصل ۴ تئوری انتخاب: رفتار کلی</strong></h2>
<p>آنچه از تولد تا مرگ از ما سر می‌زند رفتار است. در تئوری انتخاب ما مسئول رفتارمان هستیم. در این نظریه ما نمی‌گوئیم افسرده شدیم، بلکه به جای آن از <strong>افسرده کردن</strong> استفاده می‌کنیم. هیچ اسمی وجود ندارد، بلکه هر آنچه هست فعل است. من افسرده نمی‌شوم، بلکه افسردگی می‌کنم. اضطراب جای خود را به مضطرب کردن خود می‌دهد و الی آخر. معمولا مردم در پیدا کردن نقش خود در روابط ناسالم و حال بد خود عاجزند. اگر با تئوری انتخاب آشنا باشند، دست از سرزنش دیگری برمی‌دارند و روی نقش خود در حال بد تمرکز می‌کنند.</p>
<p>افسردگی مانند همه‌ی رفتارهای ما یک انتخاب است. هر چند انتخابی مستقیم نیست. اگر رفتار کلی را بشناسید، این موضوع را کاملا درک خواهید کرد. هر رفتار شامل ۴ مولفه است: فعالیت، فکر، احساس و فیزیولوژی (حالت بدنی). اگر سرم را به دیوار بکوبم، منطقا باید بگویم که من درد در سرم را انتخاب کردم. افسرده یا مضطرب بودن یک عمل منفعلانه است که بر شما عارض می‌شود و شما قربانی می‌شوید. این صفات باعث می‌شود حس کنیم نمی‌توانیم کاری کنیم.  اما دنیای تئوری انتخاب بسیار جدی و مسئولانه است.  افسردگی کردن نیز یک انتخاب است. هر چند این موضوع سخت است اما باعث ایجاد خوشبینی است.</p>
<h3><strong> چرا ما باید افسردگی، اضطراب و هراس را انتخاب کنیم؟ </strong></h3>
<p>سه دلیل عمده وجود دارد. ما به این سه دلیل دست به این انتخاب‌های مخرب می‌زنیم.</p>
<h4> <strong>۱) مهار خشم:</strong></h4>
<p>وقتی کنترلی در زندگی نداریم، به صورت خودکار یاد عصبانی کردن خود می‌افتیم. وقتی ناکام می‌شویم عصبانیت اولین انتخاب ماست، ولی خیلی زود در ابتدای زندگی می‌فهمیم از این طریق به جایی نمی‌رسیم و والدین ما علاقه‌ای به عصبانیت ما ندارند. اما وقتی افسردگی می‌کنیم توجه دیگران جلب می‌شود. از طرفی  اگر مردم افسردگی نمی‌کردند احتمالا خشم زیادی فوران می‌شد. افسردگی کردن روشی برای کنترل خشونت است. این روش تا حدی شبیه <a href="http://behdashtravan.com/%d9%85%da%a9%d8%a7%d9%86%db%8c%d8%b2%d9%85-%d8%af%d9%81%d8%a7%d8%b9%db%8c/" target="_blank" rel="noopener noreferrer">ساز و کار دفاعی</a> درون‌فکنی یا برگرداندن پیکان خشم به سمت درون است.</p>
<h4><strong>۲) کمکم کن:</strong></h4>
<p>افسردگی کردن نوعی درخواست کمک بدون التماس است. این یک پیام کنترل‌کننده‌ی قوی است.</p>
<h4><strong>۳) اجتناب:</strong></h4>
<p>افسردگی کردن به ما فرصت می‌دهد از کاری که دوست نداریم یا می‌ترسیم دوری کنیم.</p>
<p>از این رو گلسر این ادعای بزرگ را می‌کند که افسردگی کردن، <strong>معلول</strong> عدم تعادل شیمی مغز نیست. کسانی که افسردگی می‌کنند بیمار نیستند و شیمی مغز آنها نقصی ندارد. در واقع شیمی مغز افسرده معلول انتخاب‌های فرد است نه بر عکس. گلسر داروهای ضدافسردگی را مانند تریاک می‌داند. او معتقد است انچه ما را نجات می‌دهد روابط انسانی است نه دارو. رواندرمانی خوب نیاز به مصرف دارو را از بین می‌برد.</p>
<p>&nbsp;</p>
<h2><strong>فصل ۵: همخوانی در شخصیت و قدرت نیازها</strong></h2>
<p>در این فصل به این سوال جواب داده می‌شود که همسر ایده‌آل شما کیست و اگر با همسری غیر از ایده‌آل ازدواج کردید چه باید کنید؟ از نگاه گلسر هر چه نیم‍‌رخ شدت نیازهای فصل ۲، در دو فرد همخوان‌تر باشد، ازدواج بهتری خواهید داشت. اگر بین شدت نیازها اختلاف زیاد باشد، ممکن تعارض در آن رابطه زیاد باشد. حال اگر با همسر خود هم‌خوانی کمی داریم، آیا دیگر شانس وجود ندارد؟ با تئوری انتخاب همیشه امید هست. اگر به جای جنگ و دعوا از روش‌های حل اختلاف استفاده کنیم، قطعا امید هست.</p>
<p>بهترین ازدواج ازدواجی است که نیاز به بقای طرفین متوسط، نیاز به عشق و تعلق زیاد، نیاز به قدرت و آزادی کم و نیاز به تفریح زیاد باشد. حال اگر نیم‌رخ نیازهای ما اختلاف دارد باید چه کار کنیم؟ راهکار اساسی نظریه‌ی انتخاب دایره حل اختلاف است.</p>
<h3><strong>دایره حل اختلاف</strong></h3>
<p>این دایره برای توافق بر سر نیازهاست. این دایره سه محور دارد: زن، شوهر و خود ازدواج.</p>
<h3><strong>پیش‌شرط‌های ورود به دایره حل اختلاف</strong></h3>
<ol>
<li>خود ازدواج بر نیازهای فردی ما اولویت دارد. کسی که وارد دایره می‌شود، نجات رابطه را بر نیازهای خودش مقدم می‌داند. اگر این پیش فرض را ندارید مشاوره زوجی به دردتان نمی‌خورد.</li>
<li>هر دو طرف با نیازها و نظریه انتخاب آشنایی دارند. هیچ اجبار و تحمیلی نباید وجود داشته باشد. زورگویی با ذات دایره در تضاد است. به عبارت بهتر، ما فقط بر رفتار خود کنترل داریم. اگر این را بپذیریم درباره‌ی هر مساله‌ای می‌توانیم مذاکره و توافق کنیم. در دایره فقط گفتگو و توافق وجود دارد.</li>
<li>اساس بر مذاکره برد برد است. مذاکره، توافق و همکاری کلمات کلیدی دایره هستند.</li>
</ol>
<h3>مذاکره بر سر ارضای نیازهای اساسی در دایره‌ حل اختلاف</h3>
<h4>مذاکره درمورد نیاز به بقا</h4>
<p>مثلا اگر در مورد نحوه‌ی خرج کردن پول اختلاف داریم، یعنی نیاز به بقا هم‌خوان نیست. هیچ کس باج نمی‌دهد و باج نمی‌گیرد. با هر دو طرف باید با رضایت خاطر باید مذاکره کنند. نهایتا باید به یک راهکار مشترک برای خرج خانه برسیم.</p>
<h4>مذاکره درمورد نیاز به عشق و تعلق</h4>
<p>معیار اساسی درباره‌ی توافق بر سر نیاز به عشق، این است که یک فرد چقدر حاضر است عشق بدهد، نه بگیرد. چون ما همه خواهان دریافت هستیم. ما فارغ از شدت نیاز به عشق باید بیاموزیم که نمی‌توانیم بیشتر از آنچه در ژن‌های ما نوشته شده به دیگران عشق بدهیم و نمی‌توانیم بیش از انچه همسرمان حاضر است عشق بدهد، عشق بگیریم. پس به جای تمرکز روی نیازهای خود باید از خود بپرسیم برای کمک به رابطه چه کارهایی می‌توانم بکنم؟ما فقط روی رفتار خودمان خودمان (این که چقدر دهنده باشیم) کنترل داریم، نه این که دیگری چقدر ارضا کننده است.</p>
<h4>مذاکره درمورد نیاز به قدرت</h4>
<p>در مورد نیاز به قدرت مساله همخوانی نیست. نیاز با قدرت با ذات حضور در دایره که بر اساس مذاکره است، تعارض دارد. بهتر است این نیاز در جایی غیر از ارتباط ارضا شود. حوزه‌های شغلی و رسالتی بهترین جای ارضای نیاز به قدرت است. زن و شوهرهایی که نیاز به قدرت در هر دوی انها کم است معمولا با هم توافق دارند. اگر نیاز به قدرت در زوج زیاد باشد تمایل به از هم پاشاندن دایره وجود دارد. اگر هیچ یک از طرفین نخواهند قدرت را واگذار کنند، مذاکره امکان‌پذیر نیست. یک راهکار مفید بخش بخش کردن قدرت است. هر کس قسمتی از قدرت را دست بگیرد.</p>
<h4>مذاکره درمورد نیاز به آزادی</h4>
<p>در توافق بر سر نیاز به آزادی، طرفی که نیاز به آزادی بالاتری دارد باید بگوید حاضر به چه توافق‌هایی است. اگر نیاز به آزادی در هر دو بالا باشد شانس بقای ازدواج کمتر است. اگر آنها آزادی‌های دلخواه دیگری را بپذیرند، ازدواج تداوم خواهد یافت. آزادی مطلق در هیچ ازدواجی به سرانجام درستی نمی‌رسد. ازدواج موقعیتی نیست که در آن نیاز به آزادی مطلق وجود داشته باشد.</p>
<h4>مذاکره درمورد تفریح</h4>
<p>معمولا اختلاف در نیاز به تفریح اگر در دیگر نیازها همخوانی وجود داشته باشد، مشکلی در ازدواج ایجاد نمی‌کند. اگر نیاز به تفریح فقط در یکی بالا باشد، می‌تواند بدون آسیب به ازدواج تفریح کند.</p>
<p>&nbsp;</p>
<h3><strong>با چه شخصیت‌هایی اصلا ازدواج نکنیم؟</strong></h3>
<p>دکتر گلسر معتقد است با دو تیپ ضداجتماعی و بیکاره اصلا نباید ازدواج کرد. اگر چنین کردید و حالا متوجه شدید، مطمئن باشید وضعیت شما بدتر خواهد شد.</p>
<p>شخصیت ضداجتماعی فقط قدرت و آزادی خودش برایش مهم است و نیازهای دیگران برایش اصلا مهم نیستند. خصوصیت برجسته‌ی آنها این است که نیاز به عشق و تعلق در آنها تقریبا صفر است. در فریبکاری سرآمد است و فکر می‌کند از همه برتر است. هرگز نمی‌توان بر او تکیه کرد.</p>
<p>شخصیت بیکاره بسیار عجیب است. او به آسانی ارتباط برقرار می‌کند اما اگر با او ازدواج کنید بعدا بسیار آزرده خواهید شد. این افراد به طور مستقیم شما را آزار نمی‌دهد، او با کارهایی که نمی‌کند شما را آزار می‌دهد. این افراد نیاز به قدرت بالا و نیاز به بقای پایینی دارند. اما چون شور زندگی در انها کم است، نمی‌توانند نیاز به قدرت خود را ارضا کنند. او از رویاهای زیادی حرف می‌زنند ولی در عمل هیچ هستند. این افراد کودکانی هستند که هرگز بزرگ نمی‌شوند. این افراد نیاز به عشق دارند و اگر از آنها کار سختی نخواهید مشکلی در برقراری ارتباط ندارند.</p>
<h2><strong>فصل ۶: تعارض و واقعیت‌درمانی</strong></h2>
<p>وقتی همزمان دو تصویر متضاد در دنیای مطلوب شما قرار دارد، دچار تعارض هستید. هر چه در جهت یکی حرکت کنید، در دیگری بیشتر ناکام می‌شوید. اگر ارضای هر دو را بخواهید، هیچ راه فراری از این تعارض وجود ندارد. دکتر گلسر به داستان تعارض آمیز یکی از مراجعانش می‌پردازد و در آن به رفع تعارض عشق و وفاداری مانند آناکارنینا می‌پردازد.</p>
<h2><strong>فصل ۷: خلاقیت</strong></h2>
<p>در مغز ما یک سیستم خلاق وجود دارد که بر تمام رفتار کلی ما اثر می‌گذارد. وقتی احساس ناکامی و تنهایی شدید می‌کنیم، سیستم خلاق در ما احساسات جدیدی تولید می‌کند. اختلالات روانی و بیماری‌های روانی از جمله‌ی این خلاقیت‌های مغز هستند. افسردگی کردن، مضطرب کردن خود، ایجاد سردرد و کمردرد از این نوع خلاقیت‌ها هستند.</p>
<h3><strong>بیماری‌های روان‌تنی نیمه‌ی تاریک خلاقیت</strong></h3>
<p>در ادامه دکتر گلسر توضیح می‌دهد که هر بیماری روانی چطور یک بعد خلاقانه دارد و این که فرد چطور دست به این انتخاب‌های فلج‌کننده می‌زنند.</p>
<h4><strong>بیماری‌های سیستم ایمنی</strong></h4>
<p>پزشکان معتقدند روماتیسم و سیستم ایمنی، وقتی اتفاق می‌افتند که سیستم ایمنی به خود بدن حمله می‌کند. سیستم خلاق سعی می‌کند با این کار از صدمه فرضی پیشگیری کند. هر بیماری با این وضعیت، باید سعی کند بر زندگی خود کنترل موثری داشته باشد. بهتر است اگر دچار چنین خلاقیت‌هایی شده‌اید بر بهبود روابط ناکام‌کننده‌ی خود تمرکز کنید. این بیماری‌ها وقتی پیش می‌آید که  فرد حس می‌کند کنترل موثری بر زندگی خودش ندارد.</p>
<h4><strong>افسردگی</strong></h4>
<p>افسردگی چه خلاقیتی به همراه دارد؟ افسردگی با درون‌فکنی خشم آن از فوران آن جلوگیری می‌کند، پیام کمک به دیگران می‌فرستد و باعث می‌شود به سراغ کارهایی که خطر شکست دارند نرویم.</p>
<h4><strong>سایکوز</strong></h4>
<p>افراد با انتخاب سایکوز به دنبال مراقبت دیگران هستند.</p>
<h4><strong>دوقطبی</strong></h4>
<p>افراد دو قطبی سعی می‌کنند به هر ترتیبی با این واقعیت که رابطه‌ی بلندمدت او که عمری بر سر آن وقت گذاشته است، کار نمی‌کند.</p>
<h4><strong>روانرنجوری‌ها</strong></h4>
<p>خلاقیت‌های دیگر روانرنجوری‌ها هستند. اینها مانند سایکوزها واقعیت را انکار نمی‌کنند اما با کنار امدن با واقعیت مشکل دارند. مثل دیگر اختلالات پای یک رابطه‌ی ناخوشایند در میان است.</p>
<h4><strong>فوبی‌سازی</strong></h4>
<p>در فوبی سازی فرد ممکن است برای فرار از یک تمایل به یک عشق ممنوعه از خانه بیرون نرود. به نوعی در فوبی‌سازی ما با این روش از روابط ناخوشنود خود فاصله می‌گیریم. در فوبی ترس جای خشم را می‌گیرد و به خاطر فوبیا می‌تواند درخواست کمک کند و مثلا در خانه احساس امنیت می‌کند.</p>
<h4><strong>وحشت‌سازی</strong></h4>
<p>خلاقیت بعدی سیستم مغز ما وحشت‌سازی است. در وحشت‌سازی ما سعی می‌کنیم از هر گونه فکر ناخوشایند در مورد رابطه‌ای ناخوشایند، با وحشت فرار کنیم.</p>
<p>راهکار چیست؟ تکنیک نیت متناقض. یعنی فکر کردن به چیزی که از فکر کردن به آن گریزان هستیم.</p>
<h4><strong>انتخاب وسواس</strong></h4>
<p>انتخاب وسواس می‌تواند به این سبب باشد که افکار مربوط به روابط ناخوشایند و دردناک را سرکوب می‌کند. معمولا احساس گناه نقش پررنگی در انتخاب وسواس شستن دست دارد.</p>
<h4><strong>اختلال استرس پس از سانحه</strong></h4>
<p>اختلال استرس پس از سانحه به نوعی ناتوان‌سازی خود است. در این حالت فرد قربانی سیستم بیرونی است.</p>
<p>هرچند این که ما خودمان اختلال‌هایمان را انتخاب می‌کنیم از نگاه گلسر واقعیت است، اما او بیان آن را به مراجعین نوعی بی‌شفقتی می‌داند. در عوض سعی می‌کند به انها کمک کند که انتخاب‌های بهتری از افسردگی کرد و غیره داشته باشند. این که افراد را عاجز و ناامید بدانیم نیز نوعی بی‌شفقتی است. این واقعیت که مشکلات روانشناختی یک انتخاب است خود یک آگاهی آزادی‌بخش و درمان‌کننده است.</p>
<p>در بخش‌های بعدی کتاب نظریه انتخاب در عمل بررسی می‌شود که ما از آن عبور می‌کنیم.</p>
<h2><strong>جمع‌بندی</strong></h2>
<p>اگر بخواهیم کل کتاب را در یک کلمه خلاصه کنیم، به کلمه‌ی تحمیل برسیم. از آنجایی که این کلمه بار منفی دارد، روی کلمه مثبتِ آن، یعنی انتخاب تمرکز شده است. این که ما خودمان عمده‌ی رنج‌هامان را انتخاب می‌کنیم، در نگاه اول ترسناک است. شاید اعتراض کنید که افراد با افسردگی‌های بسیار شدید و اختلالات سایکوز، چطور ممکن است خودشان انتخاب‌گر باشند؟ گلسر در این کتاب سعی می‌کند به این نقد پاسخ دهد. پاسخ‌ها تا حد زیادی قانع‌کننده‌اند ولی شاید شما را قانع نکند. حال این ادعا تاچه میزان صحت دارد؟ نمی‌دانم. اما باور دارم که باور به تئوری انتخاب زندگی شما را انقلابی می‌کند.  هر چه قدرت شخصیت بالاتر باشد، توان بیشتری برای هضم تئوری انتخاب دارد.</p>
<p>تئوری انتخاب تنها نتیجه‌ی ابتکار شخص گلسر نیست.  ایده‌های تئوری انتخاب را می‌توان در آثار فلاسفه‌ای مانند اسپینوزا، نیچه و کیرکگور و سارتر دید. در دنیای روانشناسی، یالوم و الیس هم نظرات مشابهی با گلسر داشته‌اند. یالوم تئوری انتخاب را با عنوان مفهوم مسئولیت‌ وجودی و الیس با عنوان توقع توضیح می‌دهند. قبل از آشنایی با این نظریات، بر این باور بودم پذیرش مسئولیت وجودی یا همان زندگی بر اساس تئوری انتخاب، محصول یک درمان موفق است. اگر شخصی قوی شود، یا به عبارتی درمان شود، می‌تواند بپذیرد که او مسئول انتخاب‌هایش است. بعدها متوجه شدم این توضیح کامل نیست. تئوری انتخاب فقط محصول نیست، بلکه خودش نیز یک فرایند درمان‌بخش است.</p>
<p>&nbsp;</p>
<p><em>بهترین سال‌های زندگی شما، زمانی است که مشکلاتتان را از آن خود می دانید</em><em>.</em><em> زمانی که دیگر مادر، اقتصاد و دولت را مقصر مشکلاتتان نمی‌دانید. متوجه می‌شوید که سرنوشت را خودتان کنترل می‌کنید</em><em>.</em><em><br />
</em><em>آلبرت الیس</em></p>
<h2>خلاصه کتاب تئوری انتخاب</h2>
<p>&nbsp;</p>
<p><strong>نویسنده</strong>: ویلیام گلسر<br />
<strong> مترجم</strong>: علی صاحبی<br />
<strong>نویسنده متن</strong>: <a href="http://behdashtravan.com/%d8%aa%d9%85%d8%a7%d8%b3-%d8%a8%d8%a7-%d9%85%d8%a7/" target="_blank" rel="noopener noreferrer">بهروز هاشمی</a></p>
<p>The post <a href="https://behdashtravan.com/%d8%a8%d8%b1%d8%b1%d8%b3%db%8c-%d9%88-%d8%ae%d9%84%d8%a7%d8%b5%d9%87-%da%a9%d8%aa%d8%a7%d8%a8-%d8%aa%d8%a6%d9%88%d8%b1%db%8c-%d8%a7%d9%86%d8%aa%d8%ae%d8%a7%d8%a8-%d9%88%db%8c%d9%84%db%8c%d8%a7%d9%85/">بررسی و خلاصه کتاب تئوری انتخاب ویلیام گلسر</a> appeared first on <a href="https://behdashtravan.com">مجله تخصصی روانشناسی بهداشت روان</a>.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://behdashtravan.com/%d8%a8%d8%b1%d8%b1%d8%b3%db%8c-%d9%88-%d8%ae%d9%84%d8%a7%d8%b5%d9%87-%da%a9%d8%aa%d8%a7%d8%a8-%d8%aa%d8%a6%d9%88%d8%b1%db%8c-%d8%a7%d9%86%d8%aa%d8%ae%d8%a7%d8%a8-%d9%88%db%8c%d9%84%db%8c%d8%a7%d9%85/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>2</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>معرفی و خلاصه کتاب خوشبینی آموخته شده</title>
		<link>https://behdashtravan.com/%d9%85%d8%b9%d8%b1%d9%81%db%8c-%d9%88-%d8%ae%d9%84%d8%a7%d8%b5%d9%87-%da%a9%d8%aa%d8%a7%d8%a8-%d8%ae%d9%88%d8%b4%d8%a8%db%8c%d9%86%db%8c-%d8%a2%d9%85%d9%88%d8%ae%d8%aa%d9%87-%d8%b4%d8%af%d9%87/</link>
					<comments>https://behdashtravan.com/%d9%85%d8%b9%d8%b1%d9%81%db%8c-%d9%88-%d8%ae%d9%84%d8%a7%d8%b5%d9%87-%da%a9%d8%aa%d8%a7%d8%a8-%d8%ae%d9%88%d8%b4%d8%a8%db%8c%d9%86%db%8c-%d8%a2%d9%85%d9%88%d8%ae%d8%aa%d9%87-%d8%b4%d8%af%d9%87/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[بهروز هاشمی]]></dc:creator>
		<pubDate>Mon, 19 Apr 2021 12:30:26 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[انسانگرایی و روانشناسی مثبت]]></category>
		<category><![CDATA[دسته‌بندی نشده]]></category>
		<category><![CDATA[معرفی کتاب]]></category>
		<category><![CDATA[مکاتب روانشناسی]]></category>
		<category><![CDATA[امید]]></category>
		<category><![CDATA[بدبینی]]></category>
		<category><![CDATA[خوشبینی]]></category>
		<category><![CDATA[درمانگی آموخته شده]]></category>
		<category><![CDATA[روانشناسی مثبت]]></category>
		<category><![CDATA[سبک تبیین]]></category>
		<category><![CDATA[سلیگمن]]></category>
		<category><![CDATA[مارتین سلیگمن]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://behdashtravan.com/?p=7076</guid>

					<description><![CDATA[<p>معرفی و خلاصه کتاب خوشبینی آموخته شده مارتین سلیگمن که یکی شاید بزرگترین روانشناس زنده‌ی دنیا باشد، در کتاب خوشبینی آموخته شده با ظرافت خاصی مساله خوشبینی را می‌شکافد. نکته مهم این است که خوشبینی در نگاه سلیگمن با مثبت‌اندیشی مرسوم کتاب‌های زرد اختلاف زیادی دارد. او معتقد است افراد بدبین دقیق‌تر و حتی واقع‌بین‌تر &#8230;</p>
<p>The post <a href="https://behdashtravan.com/%d9%85%d8%b9%d8%b1%d9%81%db%8c-%d9%88-%d8%ae%d9%84%d8%a7%d8%b5%d9%87-%da%a9%d8%aa%d8%a7%d8%a8-%d8%ae%d9%88%d8%b4%d8%a8%db%8c%d9%86%db%8c-%d8%a2%d9%85%d9%88%d8%ae%d8%aa%d9%87-%d8%b4%d8%af%d9%87/">معرفی و خلاصه کتاب خوشبینی آموخته شده</a> appeared first on <a href="https://behdashtravan.com">مجله تخصصی روانشناسی بهداشت روان</a>.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h1>معرفی و خلاصه کتاب خوشبینی آموخته شده</h1>
<p><a href="http://behdashtravan.com/%d8%ac%d9%85%d9%84%d8%a7%d8%aa-%d9%85%d8%a7%d8%b1%d8%aa%db%8c%d9%86-%d8%b3%d9%84%db%8c%da%af%d9%85%d9%86/" target="_blank" rel="noopener noreferrer">مارتین سلیگمن</a> که یکی شاید بزرگترین روانشناس زنده‌ی دنیا باشد، در کتاب خوشبینی آموخته شده با ظرافت خاصی مساله خوشبینی را می‌شکافد. نکته مهم این است که خوشبینی در نگاه سلیگمن با مثبت‌اندیشی مرسوم کتاب‌های زرد اختلاف زیادی دارد. او معتقد است افراد بدبین دقیق‌تر و حتی واقع‌بین‌تر هستند، با این وجود آنها بیشتر در خطر ابتلا به افسردگی هستند، شانس موفقیت کمتری دارند، میانگین عمر کمتری دارند و در برابر سرطان مقاومت کمتری نشان می‌دهند. بله! خوشبین و بدبین بودن یک فرد، تا سطح سلولی زندگی او را تحت‌الشعاع قرار می‌دهد.</p>
<p>این کتاب برای عموم نوشته شده است ولی پر است از نتایج پژوهش‌های فوق‌العاده جذاب علمی که نشان می‌دهند چطور سلیگمن، روانشناسی را از چنگال رفتارگرایی زمان خود خارج کرد و درنهایت چگونه روانشناسی مثبت متولد شد. در این کتاب شما یاد می‌گیرید جهان‌بینی خوش‌بینانه چه قواعدی دارد، میزان خوشبینی خود را اندازه می‌گیرید و یاد می‌گیرید چطور بدبینی خود را تغییر دهید.</p>
<h2><strong>آزمایش درماندگی آموخته شده روی سگ‌ها</strong></h2>
<p>پس از این که مارتین سلیگمن شک‌های خود را در مورد پژوهش روی حیوانات برطرف می‌کند، آزمایش جالبی را طراحی می‌کند که پایه‌های رفتارگرایی را تکان داد. به تعدادی سگ در یک قفس از طریق کف قفس، شوک الکتریکی وارد می‌شد. هر سگ با اولین شوک به بیرون قفس می‌پرید. به دسته دوم سگ‌ها شوک وارد می‌شد و در قفس بسته می‌شد و راهی برای فرار آنها گذاشته نمی‌شد. بعد از چند شوک سگ‌ها دیگر تلاش نمی‌کردند، فقط صبر می‌کردند تا شوک تمام شود. به عبارت دیگر آنها درماندگی را یاد می‌گیرند: هر قدر هم دست و پا بزنم، موفق نمی‌شوم. حال وقتی در قفس هم برداشته شود، باز هم پاسخ سگ به شوک انفعال و بی‌حرکتی است. سگ‌های درمانده شده به هیچ وجه تکان نمی‌خوردند، حتی وقتی در قفس باز می‌شد.</p>
<p>این آزمایش به شدت خشم <a href="https://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%B1%D9%81%D8%AA%D8%A7%D8%B1%DA%AF%D8%B1%D8%A7%DB%8C%DB%8C" target="_blank" rel="noopener noreferrer">رفتارگرایان</a> را برانگیخت. سلیگمن و همکارانش به خوبی از پس منتقدین بر می‌آیند و تنها در برابر یک سوال خود را عاجز می‌دیدند: چرا با وجود این که سگ‌های زیادی درمانده می‌شوند، چیزی حدود یک سوم آنها در برابر درماندگی مقاومت می‌کنند؟ برای این سوال سلیگمن سبک تبیین را مطرح می‌کند.</p>
<h2><strong>سبک تبیین</strong></h2>
<p>اتفاقات مثبت و منفی برای همه افراد چه خوشبین و چه بدبین، به یک میزان رخ می‌دهد اما افراد خوشبین این اتفاقات را راحت‌تر رد می‌کنند و کمتر دچار درماندگی می‌شوند. سبک تبیین به نوعی جهان‌بینی ما را نشان می‌دهد، این که چطور دنیا و اتفاقات را تفسیر می‌کنیم. ما به سه روش یک اتفاق را ارزیابی می‌کنیم.</p>
<h3><strong>شخصی‌سازی: درونی در برابر بیرونی</strong></h3>
<p>در نوع اول ما به تعیین عاملیت اتفاق می‌پردازیم و بررسی می‌کنیم چه کسی باعث یک اتفاق بوده است. اگر اتفاق را به شخص خودمان نسبت بدهیم، آن را اصطلاحا درونی می‌کنیم و اگر آن را بیرون از خودمان نسبت دهیم، اصطالاحا ان را بیرونی دانسته‌ایم. به طور مثال وقتی نمره کمی در امتحان می‌گیریم، اگر علت آن را ضعف خودمان یا تلاش کم خود بدانیم، سبک تبیین ما درونی است و اگر علت نمره کم را سوالات سخت یا بدشانسی بدانیم، آن را بیرونی دانسته‌ایم.</p>
<h3><strong>پایداری: موقت در برابر دائمی</strong></h3>
<p>نوع دوم به این بر می‌گردد که ما چقدر اتفاقات را گذرا یا پایدار می‌دانیم. در مثال قبلی فرد ممکن است نمره کم خود را یک چیز دائمی بداند و بگوید:&#8221; من همیشه بی استعداد هستم و نمره کمی می‌گیرم&#8221; یا شاید آن را موقت ارزیابی کند و بگوید &#8221; این بار به قدر کافی تلاش نکردم، دفعه بعد اگر بخوانم نمره بهتری می‌گیرم&#8221;.</p>
<h3><strong>فراگیری : اختصاصی در برابر فراگیر</strong></h3>
<p>در این روش، ما اتفاق را از نظر فراگیری بررسی می‌کنیم. در مثال قبلی ممکن است بگوییم من در کلا دانش‌اموز خوبی نیستم (فراگیر) یا بگوییم من فقط در آن درس ضعیف عمل می‌کنم (اختصاصی)</p>
<h2><strong>سبک تبیین خوشبینانه در برابر بدبینانه</strong></h2>
<p>وقتی اتفاق بدی می‌افتد، افراد خوشبین معمولا آن را <strong>بیرونی، موقت و اختصاصی</strong> برداشت می‌کنند و افراد <strong>بدبین درونی، دائم و فراگیر</strong> می‌دانند. همین اتفاق در مورد اتفاقات مثبت برعکس رخ می‌دهد. در ادامه با مثال توضیح می‌دهیم. فرض کنید دچار تصادف رانندگی می‌شوید. اگر خوشبین باشید چنین تفسیر می‌کنید: زمین لغزنده بود و ترمز راننده مقابل به شدت محکم بود و من کاری از دستم بر نمی‌آمد (بیرونی)  دفعه بعد که زمین خشک باشد، دیگر دچار چنین اتفاقی نمی‌شوم (موقت) و من فقط در روزهای بارانی دچار سانحه می‌شوم (اختصاصی. حال اگر فردی بدبین دچار سانحه شود: من بی‌عرضه بازی در آوردم و دیر ترمز کردم (درونی) و هیچوقت راننده خوبی نبودم و نخواهم بود. دربیشتر موارد زندگی‌ام هم من چنین مشکلاتی دارم (دایم و فراگیر). برای اتفاقات مثبت دقیقا همین سناریو بر عکس می‌شود و افراد خوشبین آن را درونی، دایم و فراگیر برداشت می‌کنند.</p>
<h2><strong>از بدبینی به خوشبینی: چطور خوشبین‌تر باشیم</strong></h2>
<p>خبر خوب سلیگمن و روانشناسی جدید این است که اگر بتوانید افکار خود را تغییر دهید، زندگی خود را تغییر می‌دهید. سلیگمن به شما در این کتاب یاد می‌دهد چطور با تکنیک‌های رفتاری و شناختی بر بدبینی خود فائق آیید. این تغییر را می‌توانید برای خود، سازمان خود و کودک خود به کار گیرید.</p>
<p>با کمک گرفتن از روش ABC می‌توان افکار بدبینانه خود را شناسایی کنیم. سه نوع می‌توان این افکار را تغییر داد:</p>
<p><strong>رفتاری</strong>: مثلا وقتی فکر بدبینانه‌ای می‌آید آن را یادداشت کنیم تا بعدا به ان رسیدگی کنیم یا محکم به دیوار بکوبید و به خودتان بگویید بس کن. این روش‌ها موقتی هستند ولی سبک تبیین شما را به شکلی دیم عوض نمی‌کنند.</p>
<p><strong>جداسازی</strong>: باید یادتان باشد که این افکار بدبینانه صرفا یک فکر هستند، نه وحی منزل. اگر فکری به شما می‌گوید شما بی‌عرضه هستید، معنی آن این نیست که واقعا این گونه است.</p>
<p><strong>شناختی</strong>: در این روش، که پایدارترین روش هم هست، این است که با افکار بدبینانه چالش می‌کنیم:</p>
<ul>
<li>چه دلایلی برای این فکر وجود دارد؟</li>
<li>آیا تفسیر دیگری هم وجود دارد؟</li>
<li>حال فرض کنیم این فکر درست است آیا واقعا فاجعه‌ای رخ می‌دهد(فاجعه‌زدایی)</li>
<li>سودمندی این فکر چیست؟ اگر نمی‌توانیم برای غلط بودن فکری دلیل بیاوریم، باید ببینیم این فکر چه سودی برای ما دارد. مثلا ممکن است واقعا جهان جای ناعادلانه‌ای باشد، اما فکر کردن به آن چه سودی دارد؟</li>
</ul>
<h2><strong>خوشبینی، افسردگی و مساله مسئولیت</strong></h2>
<p>سلیگمن دو نظریه افسردگی را مطرح می‌کند:</p>
<ul>
<li>در نظریه <a href="http://behdashtravan.com/%d9%81%d8%b1%d9%82-%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%da%a9%d8%a7%d9%88-%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%d8%b4%d9%86%d8%a7%d8%b3-%d9%88-%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%d9%be%d8%b2%d8%b4%da%a9/" target="_blank" rel="noopener noreferrer">روانکاوی</a> افسردگی خشمی است که پیکانش به جای بیرون درون را نشانه رفته است. &#8221; پدر بی‌انصاف است و من را تنبیه می‌کند، اما پدر عزیزتر از آن است که او را بی‌انصاف بدانیم، پس حتما من مشکلی دارم که پدر چنین رفتاری می‌کند&#8221;</li>
<li>در نظریه زیستی باور بر این است وقتی شیمی مغز بر هم می‌خورد، افسردگی رخ می‌دهد.</li>
</ul>
<p>سلیگمن هرچند نظریه دوم را موجه‌تر می‌داند، هر دوی آنها را در بسیاری از موارد ناکارآ تلقی می‌کند و معتقد است افسردگی اصلا چیز پیچیده‌ای نیست و با تغییر سبک تبیین تا حد زیادی افسردگی درمان می‌شود.</p>
<p>در نهایت سلیگمن ابراز نگرانی می‌کند بیرونی کردن بیش از حد مسایل توسط خوشبین ممکن است منجر به این شود که مسئولیت از سر افراد باز شود که اصلا مطلوب نیست، اما می‌دانیم افراد افسرده بیش از حد مسئولیت می‌پذیرند و باید کمی از بار آنها کاهش داده شود و بعدا متذکر می‌شود که اهمیت شخصی‌سازی در برابر پایداری و فراگیری به مراتب کمتر است.</p>
<h2><strong>جمع‌بندی کتاب خوشبینی آموخته شده</strong></h2>
<p>این کتاب هم یک کتاب محبوب خودآموز است و هم یک کتاب علمی. اگر کسی آن را خوب بخواند و به کار ببندد، می‌تواند زندگی خودش را عوض کند. همچنین به اندازه یک کتاب علمی پر است از نکات علمی و دقیق. پژوهش‌هایی که سلیگمن برای ما تعریف می‌کند جذابیت زیادی دارد و مطلب را برای ما شفاف می‌کند. او تمام معایب و مزایای بدبینی و خوش‌بینی را برای ما بر می‌شمرد و از ما می‌خواهد بتوانیم از هر دو مهارت فکری به موقع استفاده کنیم.</p>
<p><strong>کتاب</strong> خوشبینی آموخته شده</p>
<p><strong>نویسنده کتاب</strong>: مارتین سلیگمن</p>
<p><strong>نویسنده متن</strong>: بهروز هاشمی</p>
<p>The post <a href="https://behdashtravan.com/%d9%85%d8%b9%d8%b1%d9%81%db%8c-%d9%88-%d8%ae%d9%84%d8%a7%d8%b5%d9%87-%da%a9%d8%aa%d8%a7%d8%a8-%d8%ae%d9%88%d8%b4%d8%a8%db%8c%d9%86%db%8c-%d8%a2%d9%85%d9%88%d8%ae%d8%aa%d9%87-%d8%b4%d8%af%d9%87/">معرفی و خلاصه کتاب خوشبینی آموخته شده</a> appeared first on <a href="https://behdashtravan.com">مجله تخصصی روانشناسی بهداشت روان</a>.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://behdashtravan.com/%d9%85%d8%b9%d8%b1%d9%81%db%8c-%d9%88-%d8%ae%d9%84%d8%a7%d8%b5%d9%87-%da%a9%d8%aa%d8%a7%d8%a8-%d8%ae%d9%88%d8%b4%d8%a8%db%8c%d9%86%db%8c-%d8%a2%d9%85%d9%88%d8%ae%d8%aa%d9%87-%d8%b4%d8%af%d9%87/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>جهان همچون تصور از نگاه شوپنهاور</title>
		<link>https://behdashtravan.com/%d8%ac%d9%87%d8%a7%d9%86-%d9%87%d9%85%da%86%d9%88%d9%86-%d8%aa%d8%b5%d9%88%d8%b1-%d8%a7%d8%b2-%d9%86%da%af%d8%a7%d9%87-%d8%b4%d9%88%d9%be%d9%86%d9%87%d8%a7%d9%88%d8%b1/</link>
					<comments>https://behdashtravan.com/%d8%ac%d9%87%d8%a7%d9%86-%d9%87%d9%85%da%86%d9%88%d9%86-%d8%aa%d8%b5%d9%88%d8%b1-%d8%a7%d8%b2-%d9%86%da%af%d8%a7%d9%87-%d8%b4%d9%88%d9%be%d9%86%d9%87%d8%a7%d9%88%d8%b1/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[بهروز هاشمی]]></dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Oct 2020 11:30:54 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[سرگذشت]]></category>
		<category><![CDATA[متفکران بزرگ]]></category>
		<category><![CDATA[معرفی کتاب]]></category>
		<category><![CDATA[آرتور شوپنهاور]]></category>
		<category><![CDATA[اسپینوزا]]></category>
		<category><![CDATA[تاریخ فلسفه]]></category>
		<category><![CDATA[جهان همچون اراده و تصور]]></category>
		<category><![CDATA[فلسفه]]></category>
		<category><![CDATA[فیخته]]></category>
		<category><![CDATA[کانت]]></category>
		<category><![CDATA[هگل]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://behdashtravan.com/?p=6633</guid>

					<description><![CDATA[<p>جهان همچون تصور از نگاه شوپنهاور در این قسمت به مفهوم جهان همچون تصور می‌پردازیم. کسی که کتاب «جهان همچون اراده و تصور» را باز می‌کند، از سبک آن به شگفت می‌افتد، زیرا در آن، اصطلاحات مغلق کانت و ابهام و غموض هگل و روش هندسی اسپینوزا دیده نمی‌شود؛ همه چیز روشن و صریح و &#8230;</p>
<p>The post <a href="https://behdashtravan.com/%d8%ac%d9%87%d8%a7%d9%86-%d9%87%d9%85%da%86%d9%88%d9%86-%d8%aa%d8%b5%d9%88%d8%b1-%d8%a7%d8%b2-%d9%86%da%af%d8%a7%d9%87-%d8%b4%d9%88%d9%be%d9%86%d9%87%d8%a7%d9%88%d8%b1/">جهان همچون تصور از نگاه شوپنهاور</a> appeared first on <a href="https://behdashtravan.com">مجله تخصصی روانشناسی بهداشت روان</a>.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>جهان همچون تصور از نگاه شوپنهاور</h2>
<p>در این قسمت به مفهوم جهان همچون تصور می‌پردازیم. کسی که کتاب «جهان همچون اراده و تصور» را باز می‌کند، از سبک آن به شگفت می‌افتد، زیرا در آن، اصطلاحات مغلق کانت و ابهام و غموض هگل و روش هندسی اسپینوزا دیده نمی‌شود؛ همه چیز روشن و صریح و از روی قاعده است؛ و تمام مطالب دور این محور می‌چرخد که جهان نخست اراده است و بعد تنازع و بعد بدبختی و ادبار.‌ چه صداقت بی‌پرده و متانت روح‌بخش و استقامت آشتی‌ناپذیری؛ جایی که اسلاف او مطالب مجرد نامفهوم بدون کوچک‌ترین اشاره‌ای به عالم خارج ابراز می‌داشتند، شوپنهاور برعکس همچون تاجرزاده‌ای با مواد و امثله و موارد استعمال سر و کار دارد و حتی گاهی بذله‌گویی نیز می‌کند.‌</p>
<p>توضیحات: بهتر آن است که یکی از شوخی‌های او را در پاورقی نقل کنیم.‌ «اونتزلمان یکی از بازیگران تئاتر بود و همیشه از خود سخنانی در موقع بازی به مکالمات نمایشنامه اضافه می‌کرد.‌ در تئاتر برلین وی را از این بدیهه‌گویی و ارتجال منع کردند.‌ روزی می‌بایست درصحنه تئاتر ظاهر شود.‌ همین که سواره وارد صحنه شد، اسب حرکات و صداهای ناشایستی کرد که حضار را به خنده انداخت.‌ اونتزلمان اسب را به شدت سرزنش کرده گفت مگر نمی‌دانی که بدیهه‌گویی در صحنه تئاتر قدغن است.‌» جلد ۲، صفحه ۲۷۳.‌</p>
<p>بعد از کانت بذله‌گویی در فلسفه بدعت عجیبی محسوب می‌شد.‌</p>
<h2>چرا کتاب جهان همچون اراده و تصور مورد توجه واقع نشد</h2>
<p>ولی چرا کتاب مورد توجه واقع نشد؟ یک علت آن این است که وی به کسانی حمله کرد که ممکن بود مایه شهرت او شون، یعنی به استادان دانشگاه.‌ هگل در ۱۸۱۸ دیکتاتور فلسفه در آلمان بود؛ با این همه شوپنهاور در حمله به او تردیدی به خویش راه نداد.‌ در دیباچه چاپ دوم چنین می‌نویسد:<br />
«هیچ زمانی برای فلسفه ناسازگارتر از آن نیست که آن را برای اغراض سیاسی به کار برند و وسیله امرار معیشت سازند.‌ دیگر چیزی با این قول مشهور مخالفت نمی‌کند که اول زندگی و بعد فلسفه.‌ این آقایان می‌خواهند زندگی کنند آن هم از راه فلسفه، و حتی می‌خواهند زن و فرزندانشان نیز از این راه نان بخورند.‌ نغمه‌ی «من برای کسی آواز می‌خوانم که نان مرا بدهد ،به همه جا حکومت می‌کند.‌ قدماء می‌گفتند که تحصیل پول از راه فلسفه کار سوفسطائیان است.‌.‌.‌ آنچه با پول به دست می‌آید چیز مبتذلی بیش نیست.‌ ممکن نیست که در عصری که بیست سال تمام هگل (این کالیبان صحنه معنویات &#8211; Caliban یکی از قهرمانان نمایشنامه «طوفان» شکسپیر است که گویا غول یا جنی بود و مجبور بود همیشه از آریل اطاعت کند در حالی که همواره بر ضد او بود.‌) را مانند بزرگترین فلاسفه تقدیر و ستایش می‌کنند، برای او ارزشی واقعی که محسود دیگرانش سازد قائل شوند.‌.‌.‌ بلکه برعکس، حقیقت همواره در میان عده قلیل پیدا می‌شود و باید با آرامی ‌و فروتنی منتظر بود تا این عده معدود که از حقیقت لذت می‌برند، پیدا شوند.‌ زندگی کوتاه است ولی حقیقت دورتر می‌رود و بیشتر عمر می‌کند؛ بگذار تا حقیقت را بگوییم.‌»</p>
<p>کلمات آخرى اصیل و شریف است ولی گفته روباهی را به خاطر می‌آورد که چون دستش به انگور نرسید آن را ترش و نارس دانست؛ هیچ‌کس مانند شوپنهاور شیفته تحسین و ستایش مردم نبود.‌ اگر درباره هگل سکوت می‌نمود سخنانش شریف‌تر و نجیب‌تر جلوه می‌کرد.‌ «درباره زندگان چیزی جز نکویی نگوییم.‌» حال ببینیم که چگونه با فروتنی منتظر بود تا حق او را بشناسند.‌ «در فاصله میان کانت و من، در فلسفه پیشرفت مهمی‌حاصل نشده است.‌ »، «مدت‌ها بود که در فلسفه به جستجوی این حقیقتی که من ابراز کرده‌ام (یعنی جهان همچون اراده) بوده‌اند و کسانی که با تاریخ آشنا هستند، کشف آن را مانند کیمیا و حجرالفلاسفه ناممکن می‌دانستند.‌ » من قصد داشتم که فکر واحدی اظهار کنم ولی پس از سعی مداوم موفق نشدم که آن را در کمتر از یک کتاب بیان کنم.‌.‌.‌ این کتاب را دو دفعه مطالعه کن و دفعه اول با شکیبایی بیشتری بخوان.‌»</p>
<p>این بود تواضع او! «تواضع چیزی جز فروتنی ریاکارانه نیست و معنی آن این است که شخصی در جهانی پر از حسودان و رشک‌آوران، در برابر کسانی که فاقد استعداد و لیاقت هستند از شایستگی‌ها و برتری‌های خود عذر بخواهد.‌» ، «شکی نیست که اگر تواضع فضیلت باشد، به حالت دیوانگان و ابلهان مفید خواهد بود؛ زیرا هر کسی باید چنان قدر خود را پایین بیاورد که گویی یکی از ابلهان است.‌»</p>
<h2><strong>جهان تصور من است</strong></h2>
<p>در جمله اول کتاب شوپنهاور چیزى از فروتنی و تواضع دیده نمی‌شود.‌ آغاز کتاب چنین است: «<strong>جهان تصور من است</strong>.‌» هنگامی‌که فیخته چنین جمله‌ای ادا کرد، آلمانی‌های متظاهر به فلسفه از یکدیگر پرسیدند: « زن او در این باره چه خواهد گفت؟» ولی شوپنهاور زن نداشت.‌ منظور او کاملاً ساده بود و می‌خواست در آغاز این عقیده کانت را تایید کند که عالم خارج فقط از راه حواس و تصورات بر ما معلوم است.‌ پس از آن تشریحی از مسلک اصالت تصور است که روشن و کافی است، ولی اصالت آن از قسمتهای دیگر کتاب کمتر است و اگر در آخر کتاب جا داده می‌شد بهتر بود.‌ یک نسل تمام از شوپنهاور بی‌خبر بودند برای آنکه قدم اول را بد برداشته بود و فکر خود را پشت دیوار دویست صفحه مطالب درجه دوم مربوط به اصالت تصور نهان داشته بود.‌ (بهتر آن است که به جای مراجعه به کتب دیگر به کتاب‌های خود شوپنهاور مراجعه کرد.‌ نام کتاب بزرگ سه جلدی او (به جز قسمت اول هر جلد) سهل و آسان است و تمام مقالات او با ارزش و لذت‌بخش است.‌ کتاب زندگی شوپنهاور تالیف والاس برای ترجمه حال او کافی است.‌ در این رساله افکار شوپنهاور خلاصه و فشرده شده است، یعنی افکار شوپنهاور از نو در قالب جملات دیگر ریخته نشده است بلکه قسمت‌های برجسته کتاب انتخاب شده و با هم تطبیق گشته است و بدین ترتیب عقاید فیلسوف در گفتار روشن درخشان او نمودار شده است.‌ خوانندگان از مطالعه شوپنهاور از راه اقوال و جملات خود او که در عین حال مختصر و خلاصه است، استفاده خواهند برد.‌)<br />
قسمت زنده و اساسی بخش اول مر بوط به حمله به ماتریالیسم است.‌ چگونه می‌توان ذهن و قوه مدرکه را مادی دانست در صورتیک ه ماده را فقط از راه ذهن و قوه‌ی مدرکه درک می‌کنیم؟</p>
<p>«اگر صریحاً تا آخرین نقطه به دنبال ماتریالیسم برویم، پس از صعود به قله آخر مورد خنده و ریشخند خدایان اولمپیاد قرار خواهیم گرفت.‌ پس از رنج بسیار یک مرتبه از خواب بیدار خواهیم شد و خواهیم دید که نتیجه‌ای که از این کوشش به دست آورده‌ایم یعنی «معرفت و علم» شرط قبلی و اساسی نقطه مبداء ما بوده است.‌ ما ماده را فقط از راه ذهن یعنی عامل درک‌کننده ماده درک کنیم، حس باصره آن را می‌بیند و سامعه آن را می‌شنود و الامسه آن را لمس می‌کند و قوه مدرکه از آن آگاه می‌شود.‌ بنابراین دچار یک مصادره به مطلوب گیج‌کننده‌ای می‌شویم و ناگهان در می‌یابیم که نقطه آخر همان نقطه مبداء است و در دایره‌ای دور خود می‌گردیم.‌</p>
<p>ماتریالیست مانند بارون مونشهاوزن است که وقتی با اسبش توی آب افتاده بود و دست و پا می‌زد؛ برای رهایی اسبش را با دو پای خویش به هوا بلند کرد و در حالی که خود به دم او آویزان بود در هوا با اسب بلند می‌شد.‌ مادی‌گری خام هم اکنون در نیمه قرن نوزدهم به همان جهل نخستین خود باقی است و با سرگشتگی منکر نیروی حیاتی است و می‌خواهد بیش از همه حوادث و ظواهر حیات را با قوای شیمیایی و فیزیکی تفسیر کند و این قوا را نیز دوباره مولود آثار مکانیکی ماده می‌داند ولی من نمی‌توانم باور کنم که حتی ساده‌ترین ترکیب شیمیایی را بتوان با مکانیک تفسیر نمود؛ تا چه رسد به خواص نور و حرارت و الکتریک.‌ برای این امور باید یک اصل محرک جستجو کرد.‌</p>
<p>برای حل معمای ماوراء طبیعت و کشف سر و جوهر حقیقت نباید نخست از ماده شروع کرد و بعد به آزمایش اندیشه پرداخت: ما باید از چیزی شروع کنیم که آن را مستقیماً و حضوراً درک می‌کنیم یعنی از نفس خودمان.‌ «ما هیچ‌وقت از درون به ماهیت حقیقی اشیاء نمی‌رسیم، هر چه بیشتر بجوییم به چیزی نمی‌رسیم مگر الفاظ و خیالات.‌ ما همچون کسی هستیم که دور قصری می‌گردد تا مدخل آن را پیدا کند و چون از پیدا کردن عاجز می‌گردد شروع به ترسیم نمای خارجی آن می‌کند تا مدخل آن را کشف کند.‌»</p>
<p>بگذار تا از درون شروع کنیم.‌ اگر توانستیم طبیعت نهایی ذهن خود را کشف کنیم، شاید کلید جهان خارج را نیز از این راه بدست آوریم.‌</p>
<h2>منبع</h2>
<p><strong>مقاله</strong>: جهان همچون تصور <a href="http://behdashtravan.com/%d8%ac%d9%85%d9%84%d8%a7%d8%aa-%d8%a2%d8%b1%d8%aa%d9%88%d8%b1-%d8%b4%d9%88%d9%be%d9%86%d9%87%d8%a7%d9%88%d8%b1/" target="_blank" rel="noopener noreferrer">شوپنهاور<br />
</a><strong>کتاب:</strong> <a href="https://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%AA%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D8%AE_%D9%81%D9%84%D8%B3%D9%81%D9%87_(%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8)" target="_blank" rel="noopener noreferrer">تاریخ فلسفه</a><br />
<strong>نویسنده:</strong> <a href="https://en.wikipedia.org/wiki/Will_Durant" target="_blank" rel="noopener noreferrer">ویل دورانت</a><br />
<strong>مترجم:</strong> <a href="https://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%B9%D8%A8%D8%A7%D8%B3_%D8%B2%D8%B1%DB%8C%D8%A7%D8%A8_%D8%AE%D9%88%DB%8C%DB%8C" target="_blank" rel="noopener noreferrer">عباس زریاب خویی</a></p>
<p>The post <a href="https://behdashtravan.com/%d8%ac%d9%87%d8%a7%d9%86-%d9%87%d9%85%da%86%d9%88%d9%86-%d8%aa%d8%b5%d9%88%d8%b1-%d8%a7%d8%b2-%d9%86%da%af%d8%a7%d9%87-%d8%b4%d9%88%d9%be%d9%86%d9%87%d8%a7%d9%88%d8%b1/">جهان همچون تصور از نگاه شوپنهاور</a> appeared first on <a href="https://behdashtravan.com">مجله تخصصی روانشناسی بهداشت روان</a>.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://behdashtravan.com/%d8%ac%d9%87%d8%a7%d9%86-%d9%87%d9%85%da%86%d9%88%d9%86-%d8%aa%d8%b5%d9%88%d8%b1-%d8%a7%d8%b2-%d9%86%da%af%d8%a7%d9%87-%d8%b4%d9%88%d9%be%d9%86%d9%87%d8%a7%d9%88%d8%b1/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>زندگینامه آرتور شوپنهاور</title>
		<link>https://behdashtravan.com/%d8%b2%d9%86%d8%af%da%af%db%8c%d9%86%d8%a7%d9%85%d9%87-%d8%a2%d8%b1%d8%aa%d9%88%d8%b1-%d8%b4%d9%88%d9%be%d9%86%d9%87%d8%a7%d9%88%d8%b1/</link>
					<comments>https://behdashtravan.com/%d8%b2%d9%86%d8%af%da%af%db%8c%d9%86%d8%a7%d9%85%d9%87-%d8%a2%d8%b1%d8%aa%d9%88%d8%b1-%d8%b4%d9%88%d9%be%d9%86%d9%87%d8%a7%d9%88%d8%b1/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[بهروز هاشمی]]></dc:creator>
		<pubDate>Thu, 20 Aug 2020 10:30:57 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[سرگذشت]]></category>
		<category><![CDATA[متفکران بزرگ]]></category>
		<category><![CDATA[معرفی کتاب]]></category>
		<category><![CDATA[آرتور شوپنهاور]]></category>
		<category><![CDATA[بیوگرافی]]></category>
		<category><![CDATA[زندگینامه]]></category>
		<category><![CDATA[شرح حال]]></category>
		<category><![CDATA[فلسفه]]></category>
		<category><![CDATA[هگل]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://behdashtravan.com/?p=6629</guid>

					<description><![CDATA[<p>زندگینامه آرتور شوپنهاور در قسمت دوم بعد از مطالعه شرایط اجتماعی شوپنهاور به زندگینامه آرتور شوپنهاور می‌پردازیم. شوپنهاور در ۲۲ فوریه ۱۷۸۸ در دانتزیک متولد شد.‌ پدر او بازرگانی بود که به علت مهارت و مزاج گرم و طبع مستقل و عشق به آزادی معروف بود.‌ هنگامی که آرتور پنج ساله بود پدرش از دانتزیک &#8230;</p>
<p>The post <a href="https://behdashtravan.com/%d8%b2%d9%86%d8%af%da%af%db%8c%d9%86%d8%a7%d9%85%d9%87-%d8%a2%d8%b1%d8%aa%d9%88%d8%b1-%d8%b4%d9%88%d9%be%d9%86%d9%87%d8%a7%d9%88%d8%b1/">زندگینامه آرتور شوپنهاور</a> appeared first on <a href="https://behdashtravan.com">مجله تخصصی روانشناسی بهداشت روان</a>.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>زندگینامه آرتور شوپنهاور</h2>
<p>در قسمت دوم بعد از مطالعه شرایط اجتماعی شوپنهاور به زندگینامه آرتور شوپنهاور می‌پردازیم.</p>
<p>شوپنهاور در ۲۲ فوریه ۱۷۸۸ در دانتزیک متولد شد.‌ پدر او بازرگانی بود که به علت مهارت و مزاج گرم و طبع مستقل و عشق به آزادی معروف بود.‌ هنگامی که آرتور پنج ساله بود پدرش از دانتزیک به هامبورگ مهاجرت کرد زیرا دانتزیک به جهت افتادن به دست پروس در سال ۱۷۹۳ استقلال خود را از دست داده بود.‌ بدین ترتیب شوپنهاور جوان میان تجارت و داد و ستد بزرگ شد و با آنکه این کار را با همه تشویق و تحریک پدر ترک گفت، اثرات آن در وی باقی ماند که عبارت بود از رفتاری نسبتاً خشن و ذهنی واقع‌بین و معرفتی به احوال دنیا و مردم، همین امر وی را در نقطه مقابل فیلسوفان رسمی ‌آکادمیک که مورد نفرت او بودند قرار داد.‌ او ظاهراً در ۱۸۰۵ خودکشی کرد و مادر پدرش در حال جنون مرد.‌</p>
<h2>رابطه شوپنهاور با مادرش</h2>
<p>شوپنهاور می‌گوید: «طبیعت و نهاد و یا اراده از پدر به ارث می‌رسد و هوش از مادر.‌» مادر او باهوش بود و یکی از معروف‌ترین قصه‌نویسان روزگار خود گردید ولی دارای نماد و سجایای دیگر نیز بود.‌ این زن از معاشرت با شوهر عامی ‌خود چندان خوش‌دل نبود و پس از مرگ او آزادانه به عشق‌ورزی برخاست و به ویمار که در آن هنگام مناسب‌ترین موضع این طرز زندگی بود، رهسپار شد.‌ آرتور شوپنهاور هم‌چون هاملت بر ضد ازدواج مجدد مادرش قیام کرد.‌ این نزاع با مادر موجب گردید که وی فلسفه خود را با عقایدی نیمه حقیقی درباره زنان چاشنی دهد.‌ یکی از نامه های مادرش وضع روابط آنها را روشن می‌سازد: «تو ستوه‌آور و ملال‌انگیز هستی و زندگی با تو خیلی سخت است؛ خودخواهی تو تمام صفات نیک تو را تحت‌الشعاع قرار داده است و تمام این صفات بی‌فایده است زیرا تو نمی‌توانی از عیب‌جویی دیگران خودداری کنی.‌» به همین جهت از هم جدا شدند و شوپنهاور گاهی مانند دیگر مهمانان خانه مادرش می‌رفت؛ روابط آن دو خیلی رسمی ‌و مودبانه گردید و آن نزاع و کدورتی که گاهی میان افراد خانواده دیده می‌شود میان آن دو وجود نداشت.‌ گوته خانم شوپنهاور را دوست می‌داشت زیرا این زن کریستیان محبوب گوته را با خود پیش او می‌برد.‌ رابطه مادر و فرزند را گوته تیره‌تر کرد زیرا به مادر خبر داد که فرزندش مردی سخت مشهور خواهد شد؛ مادر هرگز نشنیده بود که دو نابغه از یک خانواده می‌تواند به وجود بیاید.‌ بالاخره روزی نزاع به اوج خود رسید و مادر رقیب و فرزند خود را از پله‌ها پایین انداخت و فرزند به مادرش گفت که آیندگان مادر را فقط از راه فرزند خواهند شناخت.‌ پس از آن شوپنهاور به زودی ویمار را ترک گفت و با آن که مادر بیست و چهار سال دیگر زندگی کرد، دیگر ملاقاتی میان آن دو دست نداد.‌ گویا بابرون نیز در در ۱۷۸۸ که هنوز زنده بود با مادر خود چنین معامله‌ای کرد.‌ تقریباً این اوضاع و احوال بود که این اشخاص را به بدبینی محکوم کرد.‌ مردی که محبت مادری را نچشیده بلکه کین و عداوت او را دیده باشد، دلیلی ندارد که شیفته مردم جهان شود.‌ در این میان شوپنهاور دبیرستان و دانشگاه را تمام کرد و بیشتر از آنچه در برنامه دروس بود، کسب معلومات نمود.‌ مدتی معاشرت با مردم و عشق‌بازی گذرانید و نتایج آن در طبع و فلسفه او آشکار گردید.‌ ملول و دریده و ظنین بار آمد؛ دچار وسوسه ترس و خیالات بد گردید، پیپ خود را در قفل و کلید نهان می‌کرد و هرگز نگذاشت تیغ سلمانی به گردنش برسد؛ همیشه زیر بالش خود طپانچه‌ای پر می‌گذاشت، شاید برای آن که کار دزدان را آسان‌تر سازد.‌ از سر و صدا بیزار بود و در این باره می‌نویسد: «مدتی است معتقد شده است که قدرت تحملی که شخصی از سر و صدا دارد با استعداد ذهنی او نسبت معکوس دارد و از این راه می‌توان به درجه هوش و استعداد او پی برد.‌.‌.‌ سر و صدا برای مردم هوشمند رنج و عذاب است.‌.‌.‌ نیروی فراوانی که از تصادم و چکش زدن و سقوط اشیاء حاصل می‌شود، هر روز طی زندگانی من مرا رنج و عذاب داده است.‌»</p>
<p>او از این که قدر و اهمیتش شناخته نشده است، سخت مکدر بود و این حس در او به درجه بیماری رسیده بود، و چون شهرت و موفقیتی نیافته بود، به خود مشغول بود و خود را می‌خورد.‌</p>
<h2>انزوای شدید شوپنهاور</h2>
<p>مادر و زن و خانواده و وطن نداشت، «مطلقاً تنها بود و کمترین دوستی نداشت و فاصله میان یک و هیچ ،لایتناهی است.‌» او بیشتر از گوته به شور و حرارت وطن‌پرستی عمر خود بی‌اعتناء بود.‌ در سال ۱۸۱۳ تحت تاثیر فیخته، در او هیجانی برای قیام برای ضد ناپلئون پدید آمد و خواست داوطلبانه به جنگ رود و به دست اسلحه نیز خرید.‌ ولی به زودی حزم و دوراندیشی او مانع گردید و پیش خود چنین استدلال کرد که: «ناپلئون آن خودخواهی و شهوت زندگی را که همه مردم فانی ضعیف حس می‌کنند، بعد کمال و بدون قید و حد داراست؛ منتهی در مردم دیگر به شکل دیگری در می‌آید.‌» به جای آن که به جنگ رود به ده رفت و مشغول تدوین رساله اجتهادیه خود در فلسفه گردید.‌ این رساله به نام «چهار اصل دلیل کافی» (۱۸۱۲) و پس از اتمام آن شوپنهاور تمام وقت و هم خود را صرف تدوین شاهکار خود به نام جهان همچون اراده و تصور نمود و پس از اتمام، نسخه خطی آن را برای طبع فرستاد؛ به عقیده او این کتاب دیگ جوش پر از افکار و عقاید کهن نیست، بلکه یک بنای عالی است که از فکری بدیع و نو ترکیب شده است و «روشن و قابل فهم و متین است و خالی از لطف و زیبایی نیست»، «کتابی است که بعد از این منبع صد کتاب دیگر خواهد بود.‌»</p>
<h2>چهار اصل دلیل کافی</h2>
<p>توضیحات: شوپنهاور مانند یک تاجر بدون دلیل کافی همیشه اصرار می‌کند که پیش از خواندن کتاب جهان همچون اراده و تصور این کتاب را بخوانند در غیر این صورت کتاب جهان همچون اراده قابل فهم نخواهد بود.‌ خوانندگان فقط می‌توانند به دانستن این نکته قناعت کنند که چهار اصل دلیل کافی عبارت است از قانون علت و معلول که به چهار صورت در آمده است: ۱- در منطق به شکل حصول نتیجه از مقدمات قیاس، ۲- در فیزیک به شکل تتابع معلول و علت؛ ۳-ریاضیات به شکل قوام بنا از قوانین ریاضی و مکانیک، ۴- در اخلاق به شکل حصول رفتار از نهاد و طبیعت</p>
<p>این بیانات متضمن خودخواهی و غرور گستاخانه‌ای است ولی کاملاً صحیح است.‌ چند سال بعد شوپنهاور معتقد شد که تمام مسائل فلسفی را حل کرده است تا آنجا که خواست بر نگین انگشتری خود تصویر اسفنکس را در حالی که خود را به گرداب می‌اندازد نقش کند؛ زیرا اسفنکس گفته بود که اگر کسی مسائل و معماهای او را حل کند، خود را به گرداب خواهد افکند.‌</p>
<h2>بی‌توجهی مردم به  آثار شوپنهاور</h2>
<p>با این همه، کتاب دقت مردم را جلب نکرد؛ مردم به اندازه کافی بدبخت بودند و دیگر نمی‌خواستند کتابی درباره بدبختی و ادبار خویش بخوانند.‌ شانزده سال پس از انتشار کتاب، به شوپنهاور خبر رسید که قسمت اعظم نسخ چاپی کتاب را به جای کاغذ باطله فروخته‌اند.‌ در مقاله «شهرت» و «عقل معاش» دو نکته از لیشتن‌برگ نقل می‌کند که مسلماً اشاره‌ای است به شاهکار خویش: «اینگونه کتاب‌ها همچون آئینه‌اند؛ اگر خری به آئینه نگاه کرد نباید انتظار داشت که صورت فرشته در آن ظاهر شود» و «اگر کتابی به کله‌ای خورد و از یکی صدایی برخاست که دلیل تو خالی بودن آن شد، نباید گفت که همیشه این صدا از کتاب برخاسته است.‌» شوپنهاور به سخنان خود چنین ادامه می‌دهد و صدای او همچون کسانی است که نفسشان صدمه وارد شده است: «هر قدر شخصی متعلق به آیندگان خود و به عبارت دیگر متعلق به تمام بشریت باشد، همان اندازه در نظر معاصرین خود بیگانه است، زیرا کتاب او مربوط به معاصرین نیست و اگر باشد از آن جهت است که جزیی از بشریت را تشکیل می‌دهند و به همین جهت معاصران رنگ و خصوصیات محلی خود را در آن نخواهند یافت.‌» و بعد مانند آن روباهی که در داستا‌ن‌ها نقل می‌کنند با فصاحت تمام می‌گوید اگر مستمعین یک نوازنده‌ای تقریباً کر باشند، آیا او از کف زدن و تحسین آنان خوشحال خواهد شد؟» و اگر یکی دو نفر که کر نیستید، فقط محض نهان داشتن نقص دیگران بیشتر کف بزنند، باز خوشحالی ادامه خواهد داشت؟ و اگر بداند که این دو نفر همیشه پول می‌گیرند تا برای بدترین نوازندگان کف بزنند چه خواهد گفت؟» در بعضی اشخاص خودستایی به منزله جبران نقص شهرت است و در برخی دیگر به منزله همکاری صمیمانه با وضع فعلی او.‌</p>
<p>شوپنهاور تمام عقاید و آراء خود را در این کتاب گنجانید؛ تا آنجا که کتاب‌های بعدی او فقط در این کتاب محسوب می‌شوند؛ او شارح و مفسر تورات و «مراتی» خود گردید.‌ در ۱۸۳۶ رساله‌ای به نام «اراده در طبیعت» منتشر کرد که تا حدی در کتاب جهان همچون اراده و تصور که در ۱۸۴۴ با اضافات منتشر شد، گنجانیده شده بود.‌ در ۱۸۴۱ کتابی به نام در مساله اساسی اخلاقی تألیف کرد و در سال ۱۸۵۱ کتابی به نام مقدمات و ملحقات و یا Purerga et Parliapomena نوشت که می‌توان آن را به «پیش‌غذاها و دسرها» نیز ترجمه کرد، این کتاب به انگلیسی به نام «مقالات» یا «رسالات» (Essays) ترجمه شده است و خواندنی‌ترین آثار اوست و شوپنهاور برای حق تألیف آن فقط ده جلد از نسخ چاپی آن دریافت کرد.‌ با چنین وضعی خوش‌بین بودن مشکل است.‌</p>
<h2>ماجرای تدریس شوپنهاور و رقابت با هگل</h2>
<p>پس از آنکه ویمار را ترک گفت، در عزلت و تحقیق روزگار می‌گذشت و فقط به حادثه این یکنواختی را بهم زد.‌ او آرزو داشت که فلسفه خود را در یکی از دانشگاه‌های بزرگ آلمان تدریس کند و این فرصت در ۱۸۲۲ پیش آمد و وی را به عنوان دانشیاری دانشگاه برلن دعوت کردند.‌ وی عمداً همان ساعاتی را که هگل در آن درس می‌گفت برای تدریس انتخاب کرد و معتقد بود که دانشجویان به او و هگل مثل آیندگان نگاه خواهند کرد، ولی دانشجویان اینقدر پیش‌بین نبودند و شوپنهاور مجبور شد که در اتاق خالی تدریس کند؛ بدین جهت استعفاء داد و برای انتقام هجونامه‌های تلخی بر ضد هگل نوشت.‌ این هجونامه‌ها چاپ‌های بعدی شاهکار او را لکه‌دار کرده است.‌ در ۱۸۳۱ مرض وبا به شهر برلین سرایت کرد و هگل و شوپنهاور هر دو فرار کردند ولی هگل زود برگشت و گرفتار مرض گردید و پس از چند روز وفات یافت.‌ شوپنهاور تا فرانکفورت نایستاد و در آنجا بقیه عمر هفتاد و دو ساله خود را به سر برد.‌</p>
<p>مانند یک بدبین حساس از دامی‌که خوش‌بینان آن گرفتار می‌شوند پرهیز کرد: یعنی نخواست از راه قلم زندگی کند منافعی از تجارت‌خانه پدرش به او ارث رسیده بود و از عایدات آن زندگی نسبتاً راحتی برای خود درست کرده بود.‌ پول خود را چنان با عقل و تدبیر به کار میبرد که از فلاسفه دیده نشده بود.‌ یکی از شرکت‌هایی که وی در آن سهیم بود ورشکست شد و طلبکاران دیگر به صدی هفتاد راضی شدند ولی شوپنهاور راضی نشد و برای تحصیل تمام طلب خود مبارزه کرد و پیروز گردید.‌ در اتاق در یک خانه پانسیون اجاره کرده بود و سی سال آخر زندگی خود را در آنجا گذرانید؛ رفیق او منحصر به یک سگ بود.‌ او این سگ را آتما می‌نامید (روح عالم به عقیده برهمنان) ولی لودگان شهر او را شوپنهاور جوان می‌نامیدند.‌ معمولاً در مهمان‌خانه انگلیس‌ها غذا می‌خورد.‌ هر وقت می‌خواست در این مهمان‌خانه غذا بخورد یک سکه طلا روی میز می‌گذاشت و پس از غذا دوباره آن را بر می‌داشت، پیشخدمت فضولی علت این کار دائمی ‌را از او پرسید و او در پاسخ گفت که نذر کرده است هر وقت انگلیس‌ها در این مهمان‌خانه به جز زن و سگ و اسب از چیزهای دیگر سخن گفتند، این پول را به صندوق خیریه بپردازد.‌</p>
<p>دانشگاه‌ها از او و آثارش بی‌خبر بودند؛ گویا هر پیشرفت مهم فلسفی می‌بایست خارج از محوطه دانشگاه صورت گیرد.‌ نیچه می‌گوید: «هیچ چیز علمای آلمان را مانند عدم شباهتی که میان شوپنهاور و آنان بود، رنج نداد.‌» ولی او صبر آموخته بود و می‌دانست که بالاخره دیر هم باشد، شهرت و شناسایی روزی به سراغ او خواهند آمد و بالاخره شهرت به آرامی‌ رسید.‌ مردم طبقه متوسط از وکلاء و اطباء و تجار او را فیلسوفی یافتند که با اصطلاحات پر سر و صدای مظنونات ماوراء‌طبیعی سر و کار ندارد؛ بلکه نظر قابل فهمی ‌درباره حادثات و زندگی روزانه دارد.‌ اروپایی که از اسلام و کوشش‌های ۱۸۴۸ سرخورده بود، از این فلسفه که انعکاس نومیدی ۱۸۱۵ بود استقبال کرد.‌ حمله علم به الهیات، نفرت سوسیالیسم از فقر و جنگ و اجبار حیاتی نزاع برای زندگی همه عواملی بودند که به اشتهار شوپنهاور کمک کردند.‌</p>
<p>برای لذت بردن از این وجهه و اشتهار هنوز پیر نشده بود.‌ با حرص و ولع تمام مقالاتی را که درباره او می‌نوشتند مطالعه می‌کرد؛ از دوستان خود درخواست کرده بود که هر چه درباره او چاپ می‌شود برایش بفرستند و او پول پست را خواهد پرداخت.‌ در ۱۸۵۴ واگنر نسخه‌ای از Der Ring der Nibelugen به همراه تقدیری از فلسفه موسیقی شوپنهاور برای او فرستاد.‌ بدین ترتیب این بدبین بزرگ در سنین پیری تقریباً خوش‌بین گردیده؛ بعد از غذا به گرمی تمام فلوت می‌نواخت و از روزگار سپاس‌گزار بود که او را از آتش جوانی نجات داده است.‌</p>
<p>مردم از همه جهان برای زیارت او می‌آمدند و در ۱۸۵۸ روز هفتادمین سال تولد وی از تمام نواحی اروپا سیل تبریک و تهنیت به سوی او روان گردید.‌</p>
<p>ولی این چندان زود نبود و فقط دو سال دیگر زندگی کرد.‌ در ۲۱ سپتامبر ۱۸۶۰ تنها به خوردن صبحانه مشغول شد و ظاهراً سالم به نظر می‌رسید، ساعتی بعد زنی که مهمان‌دار و پرستار وی بود، او را پشت میز غذاخوری مرده یافت.‌</p>
<p>&nbsp;</p>
<h2>منبع</h2>
<p><strong>مقاله</strong>: بیوگرافی یا زندگینامه آرتور <a href="http://behdashtravan.com/%d8%ac%d9%85%d9%84%d8%a7%d8%aa-%d8%a2%d8%b1%d8%aa%d9%88%d8%b1-%d8%b4%d9%88%d9%be%d9%86%d9%87%d8%a7%d9%88%d8%b1/" target="_blank" rel="noopener noreferrer">شوپنهاور<br />
</a><strong>کتاب:</strong> <a href="https://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%AA%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D8%AE_%D9%81%D9%84%D8%B3%D9%81%D9%87_(%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8)" target="_blank" rel="noopener noreferrer">تاریخ فلسفه</a><br />
<strong>نویسنده:</strong> <a href="https://en.wikipedia.org/wiki/Will_Durant" target="_blank" rel="noopener noreferrer">ویل دورانت</a><br />
<strong>مترجم:</strong> <a href="https://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%B9%D8%A8%D8%A7%D8%B3_%D8%B2%D8%B1%DB%8C%D8%A7%D8%A8_%D8%AE%D9%88%DB%8C%DB%8C" target="_blank" rel="noopener noreferrer">عباس زریاب خویی</a></p>
<p>The post <a href="https://behdashtravan.com/%d8%b2%d9%86%d8%af%da%af%db%8c%d9%86%d8%a7%d9%85%d9%87-%d8%a2%d8%b1%d8%aa%d9%88%d8%b1-%d8%b4%d9%88%d9%be%d9%86%d9%87%d8%a7%d9%88%d8%b1/">زندگینامه آرتور شوپنهاور</a> appeared first on <a href="https://behdashtravan.com">مجله تخصصی روانشناسی بهداشت روان</a>.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://behdashtravan.com/%d8%b2%d9%86%d8%af%da%af%db%8c%d9%86%d8%a7%d9%85%d9%87-%d8%a2%d8%b1%d8%aa%d9%88%d8%b1-%d8%b4%d9%88%d9%be%d9%86%d9%87%d8%a7%d9%88%d8%b1/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
	</channel>
</rss>
