<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	>

<channel>
	<title>مقالات روانشناسی شخصیت | مجله تخصصی روانشناسی بهداشت روان</title>
	<atom:link href="https://behdashtravan.com/category/%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85%D8%AA-%D8%B1%D9%88%D8%A7%D9%86/%D8%B1%D9%88%D8%A7%D9%86%D8%B4%D9%86%D8%A7%D8%B3%DB%8C-%D8%B4%D8%AE%D8%B5%DB%8C%D8%AA/feed/" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>https://behdashtravan.com/category/سلامت-روان/روانشناسی-شخصیت/</link>
	<description></description>
	<lastBuildDate>Tue, 09 Aug 2022 21:49:24 +0000</lastBuildDate>
	<language>fa-IR</language>
	<sy:updatePeriod>
	hourly	</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>
	1	</sy:updateFrequency>
	<generator>https://wordpress.org/?v=6.6.2</generator>

<image>
	<url>https://behdashtravan.com/wp-content/uploads/2017/09/cropped-logo-32x32.png</url>
	<title>مقالات روانشناسی شخصیت | مجله تخصصی روانشناسی بهداشت روان</title>
	<link>https://behdashtravan.com/category/سلامت-روان/روانشناسی-شخصیت/</link>
	<width>32</width>
	<height>32</height>
</image> 
	<item>
		<title>شخصیت متعادل و تعادل درونی _ فرشته احمدی</title>
		<link>https://behdashtravan.com/%d8%b4%d8%ae%d8%b5%db%8c%d8%aa-%d9%85%d8%aa%d8%b9%d8%a7%d8%af%d9%84-_-%d9%81%d8%b1%d8%b4%d8%aa%d9%87-%d8%a7%d8%ad%d9%85%d8%af%db%8c/</link>
					<comments>https://behdashtravan.com/%d8%b4%d8%ae%d8%b5%db%8c%d8%aa-%d9%85%d8%aa%d8%b9%d8%a7%d8%af%d9%84-_-%d9%81%d8%b1%d8%b4%d8%aa%d9%87-%d8%a7%d8%ad%d9%85%d8%af%db%8c/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[بهروز هاشمی]]></dc:creator>
		<pubDate>Tue, 09 Aug 2022 21:48:31 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[ارتقاء سلامت روان]]></category>
		<category><![CDATA[بهداشت روان]]></category>
		<category><![CDATA[روانشناسی شخصیت]]></category>
		<category><![CDATA[تعادل درونی]]></category>
		<category><![CDATA[شخصیت متعادل]]></category>
		<category><![CDATA[فرشته احمدی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">https://behdashtravan.com/?p=7264</guid>

					<description><![CDATA[<p>شخصیت متعادل شخصیت متعادل: تعادل درونی یکی از عوامل رشد شخصیت انسان است. قوای درونی انسان شامل قوه ی عقلیه ،غضبیه ،شهویه و وهمیه است که تعادل میان این قوا  موجب رشد و کمال انسان و افراط و تفریط در هر یک از اینها ریشه بسیاری از رذائل اخلاقی و ناملایمتی ها است که درک &#8230;</p>
<p>The post <a href="https://behdashtravan.com/%d8%b4%d8%ae%d8%b5%db%8c%d8%aa-%d9%85%d8%aa%d8%b9%d8%a7%d8%af%d9%84-_-%d9%81%d8%b1%d8%b4%d8%aa%d9%87-%d8%a7%d8%ad%d9%85%d8%af%db%8c/">شخصیت متعادل و تعادل درونی _ فرشته احمدی</a> appeared first on <a href="https://behdashtravan.com">مجله تخصصی روانشناسی بهداشت روان</a>.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h1><strong>شخصیت متعادل</strong></h1>
<p><strong>شخصیت متعادل</strong>: تعادل درونی یکی از عوامل رشد شخصیت انسان است. قوای درونی انسان شامل قوه ی عقلیه ،غضبیه ،شهویه و وهمیه است که تعادل میان این قوا  موجب رشد و کمال انسان و افراط و تفریط در هر یک از اینها ریشه بسیاری از رذائل اخلاقی و ناملایمتی ها است که درک آن بحث اخلاقی بسیار مفصلی است.</p>
<h1><strong>انسان کاریکاتوری</strong></h1>
<p>عدم تعادل در انسان را به کاریکاتوری تشبیه کرده اند که فقط یک بُعد از ابعاد وجودی خود را رشد داده است .<br />
در حرکت تک بعدی انسان با رشد یک زمینه وجودی  از توجه به سایر نیاز های درونی غافل بوده و به مرور باعث آسیب به فرد میگردد.<br />
امروزه روزمرگی هایی که انسان را درگیر کرده به حدی است که افراد کمتر متوجه تک بعدی رفتار کردن خود بوده و تبعا عدم تعادل درونی آسیبهایی را در پی داشته که بعضا جبران ناپذیر است.</p>
<h1><strong>نمونه هایی از عدم تعادل در انسان</strong></h1>
<p>افراط و توجه بیش از حد به یکی از امیال درونی و بی توجهی نسبت به امیال دیگر میتواند زمینه عدم تعادل در فرد را ایجاد کند. امیال درونی مانند:علم دوستی ، میل به مال و مقام ،شهرت،شهوت، مدح وستایش، پرستش و عبادت &#8230;از مواردی است که در صورت عدم تعادل و افراطی عمل کردن میتواند آسیب زا بوده و حرکت متعادل انسان را مختل کند.<br />
از دیگر مصادیق این عدم تعادل تک بُعدی رفتار کردن در دین گرایان است که از موارد آسیب شناسی دینی است.</p>
<h1><strong>کمال گرایی زمینه ای برای رفتار افراطی</strong></h1>
<p>یکی از زمینه های تک بُعدی رفتار کردن در افراد میل به<a href="https://behdashtravan.com/%d8%a7%d8%ae%d8%aa%d9%84%d8%a7%d9%84-%d8%b4%d8%ae%d8%b5%db%8c%d8%aa-%d9%88%d8%b3%d9%88%d8%a7%d8%b3%db%8c-%d8%ac%d8%a8%d8%b1%db%8c/" target="_blank" rel="noopener noreferrer"> کمال گرایی</a> است. این میل درونی اگر در جهت مرضی پیشروی کند گاهاً فرد را دچار افراط در یکی از ابعاد شخصیت میکند.</p>
<h1><strong>راهکارهای مبارزه با تک بُعدی گرایی</strong></h1>
<p>۱. خود آگاهی و توجه بیشتر در افکار و عمل<br />
۲.مشورت و کمک گرفتن از دیگران در جهت شناخت بُعد افراطی خود<br />
۳.مبارزه با کمالگرایی مرضی<br />
۴. مراقبه و تمرکز درونی با خلوت کردن سر خود از مشغله های روزمره و ایجاد آرامش درون</p>
<ol start="5">
<li>کمک گرفتن از مشاور و روانشناس</li>
</ol>
<p>&nbsp;</p>
<p><strong>فرشته احمدی</strong>، نویسنده و محقق</p>
<p><a href="http://avayedarun.blogfa.com" target="_blank" rel="noopener noreferrer">وبلاگ آوای درون</a></p>
<p>&nbsp;</p>
<p>The post <a href="https://behdashtravan.com/%d8%b4%d8%ae%d8%b5%db%8c%d8%aa-%d9%85%d8%aa%d8%b9%d8%a7%d8%af%d9%84-_-%d9%81%d8%b1%d8%b4%d8%aa%d9%87-%d8%a7%d8%ad%d9%85%d8%af%db%8c/">شخصیت متعادل و تعادل درونی _ فرشته احمدی</a> appeared first on <a href="https://behdashtravan.com">مجله تخصصی روانشناسی بهداشت روان</a>.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://behdashtravan.com/%d8%b4%d8%ae%d8%b5%db%8c%d8%aa-%d9%85%d8%aa%d8%b9%d8%a7%d8%af%d9%84-_-%d9%81%d8%b1%d8%b4%d8%aa%d9%87-%d8%a7%d8%ad%d9%85%d8%af%db%8c/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>نقاط قوت و ضعف شخصیت تانوس در فیلم انتقام‌جویان</title>
		<link>https://behdashtravan.com/%d9%86%d9%82%d8%a7%d8%b7-%d9%82%d9%88%d8%aa-%d9%88-%d8%b6%d8%b9%d9%81-%d8%b4%d8%ae%d8%b5%db%8c%d8%aa-%d8%aa%d8%a7%d9%86%d9%88%d8%b3-%d8%af%d8%b1-%d9%81%db%8c%d9%84%d9%85-%d8%a7%d9%86%d8%aa%d9%82%d8%a7/</link>
					<comments>https://behdashtravan.com/%d9%86%d9%82%d8%a7%d8%b7-%d9%82%d9%88%d8%aa-%d9%88-%d8%b6%d8%b9%d9%81-%d8%b4%d8%ae%d8%b5%db%8c%d8%aa-%d8%aa%d8%a7%d9%86%d9%88%d8%b3-%d8%af%d8%b1-%d9%81%db%8c%d9%84%d9%85-%d8%a7%d9%86%d8%aa%d9%82%d8%a7/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[بهروز هاشمی]]></dc:creator>
		<pubDate>Thu, 15 Apr 2021 17:49:53 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[روانشناسی شخصیت]]></category>
		<category><![CDATA[سبک زندگی]]></category>
		<category><![CDATA[تانوس]]></category>
		<category><![CDATA[تحلیل روانشناختی]]></category>
		<category><![CDATA[تحلیل شخصیت]]></category>
		<category><![CDATA[معرفی فیلم]]></category>
		<category><![CDATA[نقد فیلم]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://behdashtravan.com/?p=7145</guid>

					<description><![CDATA[<p>تانوس من شناخت خاصی از شخصیت‌ تانوس در کامیک بوک (کتب مصور) ندارم. تمام شناخت من از تانوس به دو فیلم انتقام‌جویان: نبرد ابدیت و پایان بازی (avengers: infinity war and endgame) بر می‌گردد. وقتی برای سرگرمی در تعطیلات به دیدن این دو فیلم پرداختم، راستش انتظار آشنایی با چنین شخصیت جالبی نداشتم. تانوس ابرقهرمان &#8230;</p>
<p>The post <a href="https://behdashtravan.com/%d9%86%d9%82%d8%a7%d8%b7-%d9%82%d9%88%d8%aa-%d9%88-%d8%b6%d8%b9%d9%81-%d8%b4%d8%ae%d8%b5%db%8c%d8%aa-%d8%aa%d8%a7%d9%86%d9%88%d8%b3-%d8%af%d8%b1-%d9%81%db%8c%d9%84%d9%85-%d8%a7%d9%86%d8%aa%d9%82%d8%a7/">نقاط قوت و ضعف شخصیت تانوس در فیلم انتقام‌جویان</a> appeared first on <a href="https://behdashtravan.com">مجله تخصصی روانشناسی بهداشت روان</a>.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h1>تانوس</h1>
<p>من شناخت خاصی از شخصیت‌ تانوس در کامیک بوک (کتب مصور) ندارم. تمام شناخت من از تانوس به دو فیلم انتقام‌جویان: نبرد ابدیت و پایان بازی (<a href="https://www.imdb.com/title/tt4154756/" target="_blank" rel="noopener noreferrer">avengers: infinity war</a> and <a href="https://www.imdb.com/title/tt4154796/" target="_blank" rel="noopener noreferrer">endgame</a>) بر می‌گردد. وقتی برای سرگرمی در تعطیلات به دیدن این دو فیلم پرداختم، راستش انتظار آشنایی با چنین شخصیت جالبی نداشتم. تانوس ابرقهرمان شروری است که بر خلاف قهرمان‌های اینگونه فیلم‌ها، شخصیتی چندبعدی، خاکستری و چند لایه دارد. بر خلاف قهرمان‌هایی مانند کاپتان آمریکا که فقط اهداف مثبت و یا اولتران که ظاهرا فقط اهداف منفی را دنبال می‌کند، تانوس اصلا شخصیت سیاه یا سفیدی نیست و به این سادگی نمی‌توان آن را شناخت. این موضوع باعث می‌شود مخاطب بتواند به تانوس احساس نزدیکی کند و اهداف عجیب و غریب او برایش تا حدی قابل قبول جلوه کند</p>
<p>این نوشته به هیچ وجه به معنی تایید آنچه تانوس در فیلم انجام می‌دهد، نیست. چیزی که بیشتر از همه نظر را به خود جلب می‌کند شخصیت واقعی تانوس است. به نظر من شخصیت‌هایی که صرفا با دوگانه‌ی خوب و بد یا خیر و شر قابل توصیف نباشند، شخصیت‌های جالب توجه‌تری هستند. در ادامه به بخشی از نقاوت قوت و ضعف تانوس از لحاظ روانشناختی می‌پردازیم.</p>
<p>&nbsp;</p>
<h1>نقاط قوت شخصیت تانوس از لحاظ روانشناختی</h1>
<p>&nbsp;</p>
<h3>انگیزه‌های درونی</h3>
<p>معمولا انسان‌های قدرتمند برای اعمال خودشان انگیزه‌های درونی اصیلی دارند. تانوس در فیلم انتقام‌جویان نبرد ابدیت، بدون این که به دنبال تایید یا پاداش بیرونی برای اعمالش باشد، اهدافش را دنبال می‌کند. تانوس هیچ نیازی ندارد که افرادی او را دوست داشته باشند و اگر کسی با او مخالفتی کند، این را شخصی برداشت نمی‌کند.</p>
<h3><strong>صداقت و اصالت</strong></h3>
<p>تانوس هیچ‌گاه برای پیش بردن اهدافش از دروغ و نیرنگ استفاده نمی‌کند. او دنبال میانبر نیست و هر کاری را از راهش و از سر قدرت انجام می‌دهد. او از یکپارچگی خاصی دارد و جرات این را دارد که خودش باشد</p>
<h3><strong>همدلی</strong></h3>
<p>هر چند اعمال تانوس بسیار بی رحمانه و خشونت آمیز است، به نظر می‌رسد این خشونت‌ها برای او شخصی نیستند و برای لذت این کار را نمی‌کند. او دشمنی دشمنانش را علیه خود نمی‌بیند و با وجود این که آنها با او مخالفت می‌کنند، از آنها خشمگین نمی‌شود و برای دشمنان خود احترام قائل می‌شود. او  به خوبی درک می‌کند که دشمنان او چرا با او می‌جنگند و از این بابت از آنها متنفر نیست.</p>
<p>&nbsp;</p>
<h3><strong>دوری از عصبانیت</strong></h3>
<p>&nbsp;</p>
<p>معمولا پرخاشگری و عصبانیت از ضعف شخصیت می‌اید. انسان‌های ضعیف‌تر وقتی اقدامی بر خلاف میلشان رخ می‌دهد، این ناکامی را علیه خود می‌بینند و ممکن است دست به رفتارهای تکانشی و پرخاشگرانه بزنند. این موضوع درمورد تانوس صادق نیست. اعمال تانوس بی‌رحمانه است اما به نظر می‌رسد این بی‌رحمی از سر عصبانیت نیست (هر چند به نظر می‌رسد، این موضوع در عالم واقع غیر ممکن است. معمولا اغلب خشونت‌ها به بستری از ضعف بر می‌گردند). تانوس وقتی که دچار مشکل و مانع می‌شود نشانه‌های عصبیت بروز نمی‌دهد</p>
<p>شاید در ابتدای فیلم بر این باور باشیم که تانوس در پی قدرت و خشونت‌ورزی  باشد و دلایلی که می‌آورد صرفا برای توجیه خشونت است، اما شواهدی وجود دارد که این مساله را رد می‌کند. وقتی تانوس به قدرت بی‌نهایت می‌رسد از ان استفاده‌ی خاصی نمی‌کند و عزلت‌گزینی را در سیاره‌ای مطرود انتخاب می‌کند. در فیلم هیچ‌گاه از کشتن افراد لذت نمی‌برد و جاهایی که امکان کشتن افراد را دارد، علاقه‌ای به آن نشان نمی‌دهد و فقط به دنبال اهداف شخصی خودش هست. به نظر می‌رسد عقاید تانوس منبع واقعی معنای او هستند، نه صرفا یک توجیه.</p>
<h3><strong>عدم نیاز به تایید</strong></h3>
<p>بر خلاف رهبران دیکتاتور، تانوس از مخالفت دیگران به هم نمی‌‍خورد.</p>
<h3><strong>از خود فرا رفتن</strong></h3>
<p>افراد قدرتمند معمولا اهدافی دارند که به واسطه آن از خودشان به عنوان یک فرد فراتر می‌روند. تانوس برای رفتارهای خود معنایی دارد. هیچ‌کدام از رفتارها را صرفا برای انگیزه‌های فردی خود انجام نمی‌دهد.</p>
<h3><strong>وظیفه‌شناسی بالا</strong></h3>
<p>شاید خنده‌دار به نظر برسد که قاتل نیمی از موجودات زنده کیهان، صفت وظیفه‌شناسی بالایی داشته باشد. تانوس اغلب ویژگی‌های یک فرد وظیفه‌شناس را دارد. مسئولیت‌پذیر، تاب‌اور و سرسخت است.</p>
<h3><strong>تحمل ناکامی بالا در برخی موارد</strong></h3>
<p>افراد قدرت‌مند ابایی از این که اوضاع بر وفق مرادشان پیش نرود، ندارند. تانوس از پیش آمدن مشکل آشفته نمی‌شود. به نظر می‌رسد او بیشتر مشکل را آشفته می‌کند.</p>
<h3><strong>تحمل احساسات دوگانه</strong><strong> AMBIVALENCE</strong></h3>
<p>هر چه ظرفیت هیجانی یک فرد بالا رود، همزمان می‌تواند هیجانات متعارض بیشتری را بپذیرد. شاید انتخاب ما هیچ‌وقت این نباشد ولی تانوس علی‌رغم سرسختی‌اش همچنان می‌تواند کسی را دوست داشته باشد. عشق تانوس به دختر خوانده‌اش واقعی است. این که این فرد در عین خشونت بالا می‌تواند همچنان عشق بورزد و مهربان باشد، نشانه‌ای از چند بعدی بودن اوست. هر چند سخت اما او توانست این عشق را فدای چیز بزرگتری کند.</p>
<p>&nbsp;</p>
<h3><strong>تجربه‌گرایی و گشودگی به تجربه</strong></h3>
<p>تانوس به راحتی از ناحیه امن خود بیرون می‌اید و دست به تجربه می‌زند و ترسی از اشتباه و شکست ندارد.</p>
<p>&nbsp;</p>
<h1><strong>نقاط ضعف تانوس</strong></h1>
<p>&nbsp;</p>
<h3><strong>خودبزرگبینی</strong></h3>
<p>خودبزرگبینی معمولا از یک بستر ضعف شخصیتی نشات می‌گیرد. معمولا نداشتن درک درست از جایگاه خود، ما را وادار به شکست می‌کند. خودبزرگ‌بینی تانوس کجاست؟ شاید فکر کنید، تانوس قدرتی را که ادعا می‌کرد داشت. در اینجا بحث صرفا ارزیابی از قدرت شخصی نیست. تانوس فکر می‌کند، حق این را دارد که به جای دیگران تصمیم بگیرد و صلاح دیگران را بر خلاف میلشان، به آنها تحمیل کند. این موضوع نشان می‌دهد تانوس جایگاهی معادل خدا برای خود در نظر دارد. افراد توانمند به ندرت از زور برای پیشبرد اهدافشان استفاده می‌کنند. استفاده از زور نشانه‌ای از بی‌حوصلگی است.</p>
<h3><strong>جهان‌بینی خودشیفته (نارسیسیستیک)</strong></h3>
<p>معمولا شخصیت‌های قدرتمند به خوبی می‌دانند که دنیا به ما عدالتی بدهکار نیست. هیچ بایدی برای این که جهان مطابق میل ما رفتار کند، وجود ندارد. در مقابل، نگاه خودشیفته، بر این باور است که دنیا باید بر وفق مراد من باشد. افراد قدرتمندتر روند طبیعت را می‌پذیرند و در برابر آن مقاومت خاصی نشان نمی‌دهند و سعی می‌کنند خود را با آن تطابق دهند. در برابر آنها، افراد خودشیفته سعی می‌کنند در برابر واقعیات زندگی مقاومت کنند.</p>
<p>انسان‌های معمولی با اضطراب، افسردگی و عصبانیت در برابر روند معمول زندگی مقاومت کنند و به نوعی آن را کنترل کنند، اما تانوس در این فیلم واقعا به جنگ با طبیعت می‌رود. هر چه شخصیت‌های ضعیف بیشتر تعصبِ <em>&#8220;دنیا باید به کام من باشد</em>&#8221; را با خود حمل می‌کنند و ناخوشایندی‌ها را از خود دفع می‌کنند، افراد قوی‌تر ناکامی‌های زندگی و واقعیت‌های ناخوشایند آن را تحمل می‌کنند. به نظر می‌رسد تانوس به خاطر میزان کنترلگری بالایش (عدم پذیرش آنچه قابل تغییر نیست) چندان قوی عمل نمی‌کند.</p>
<h3><strong>ضعف رواداری (</strong><strong>Tolerance</strong><strong>)</strong></h3>
<p>رواداری یعنی پذیرفتن این واقعیت که همیشه تنها بخشی از واقعیت نزد من است. بخش دیگرش نزد دشمن (مخالف) من است. هر جا در تاریخ جنگ خونینی رخ داده ضعف رواداری مشهود است. افراد قدرتمند از این که به دانسته‎‌های خود شک کنند، ابایی ندارند. به قول برتراند <a href="http://behdashtravan.com/%d8%ac%d9%85%d9%84%d8%a7%d8%aa-%d8%a8%d8%b1%d8%aa%d8%b1%d8%a7%d9%86%d8%af-%d8%b1%d8%a7%d8%b3%d9%84/" target="_blank" rel="noopener noreferrer">راسل</a>، &#8220;حاضر نیستم برای عقایدم بمیرم، چون ممکن است آنها غلط باشند.&#8221; تانوس به قدری به عقاید خود برای نجات دنیا مطمئن است، که حتی لحظه‌ای به آنها شک نمی‌کند.</p>
<h3><strong>تحمل ابهام پایین</strong></h3>
<p>این که ما نمی‌دانیم آینده چه خواهد شد، اضطراب وجودی زیادی را برای ما به همراه دارد. شخصیت‌های ضعیفتر از این اضطراب فراری هستند و همه‌‍ی تلاششان را می‌کنند تا به قطعیتی خیالی دست پیدا کنند. در برابر آنها، روان‌های سالم‌تر بالهوسی هستی را به خوبی می‌پذیرند و شجاعت روبرو شدن با آن را ندارند.</p>
<h3><strong>کینه‌توزی</strong></h3>
<p>در قسمتی از فیلم دوم (انتقام جویان: پایان بازی یا avengers: endgame)  تانوس توضیح می‌دهد که از مقاومت بیش از حد انسان‌ها آزرده شده و از کشتن انها لذت خواهد برد و برای او قضیه کاملا شخصی شده است.</p>
<p>&nbsp;</p>
<p><strong>نویسنده</strong>: بهروز هاشمی</p>
<p>The post <a href="https://behdashtravan.com/%d9%86%d9%82%d8%a7%d8%b7-%d9%82%d9%88%d8%aa-%d9%88-%d8%b6%d8%b9%d9%81-%d8%b4%d8%ae%d8%b5%db%8c%d8%aa-%d8%aa%d8%a7%d9%86%d9%88%d8%b3-%d8%af%d8%b1-%d9%81%db%8c%d9%84%d9%85-%d8%a7%d9%86%d8%aa%d9%82%d8%a7/">نقاط قوت و ضعف شخصیت تانوس در فیلم انتقام‌جویان</a> appeared first on <a href="https://behdashtravan.com">مجله تخصصی روانشناسی بهداشت روان</a>.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://behdashtravan.com/%d9%86%d9%82%d8%a7%d8%b7-%d9%82%d9%88%d8%aa-%d9%88-%d8%b6%d8%b9%d9%81-%d8%b4%d8%ae%d8%b5%db%8c%d8%aa-%d8%aa%d8%a7%d9%86%d9%88%d8%b3-%d8%af%d8%b1-%d9%81%db%8c%d9%84%d9%85-%d8%a7%d9%86%d8%aa%d9%82%d8%a7/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>نظریه اریک فرام و تضادهای وجود</title>
		<link>https://behdashtravan.com/%d9%86%d8%b8%d8%b1%db%8c%d9%87-%d8%a7%d8%b1%db%8c%da%a9-%d9%81%d8%b1%d8%a7%d9%85-%d9%88-%d8%aa%d8%b6%d8%a7%d8%af%d9%87%d8%a7%db%8c-%d9%88%d8%ac%d9%88%d8%af/</link>
					<comments>https://behdashtravan.com/%d9%86%d8%b8%d8%b1%db%8c%d9%87-%d8%a7%d8%b1%db%8c%da%a9-%d9%81%d8%b1%d8%a7%d9%85-%d9%88-%d8%aa%d8%b6%d8%a7%d8%af%d9%87%d8%a7%db%8c-%d9%88%d8%ac%d9%88%d8%af/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[بهروز هاشمی]]></dc:creator>
		<pubDate>Thu, 31 Dec 2020 11:30:46 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[روان پویشی و روانکاوی]]></category>
		<category><![CDATA[روانشناسی شخصیت]]></category>
		<category><![CDATA[سرگذشت]]></category>
		<category><![CDATA[متفکران بزرگ]]></category>
		<category><![CDATA[مکاتب روانشناسی]]></category>
		<category><![CDATA[اریش فرام]]></category>
		<category><![CDATA[اریک فروم]]></category>
		<category><![CDATA[روانکاوی]]></category>
		<category><![CDATA[نظریه اریک فرام]]></category>
		<category><![CDATA[نظریه روانشناسی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://behdashtravan.com/?p=6104</guid>

					<description><![CDATA[<p>شرح‌حال و زندگینامه اریک فرام اریک فرام یا فروم(Erich Fromm) به سال ۱۹۰۰ در شهر فرانکفورت آلمان چشم به این جهان گشوده است. وی پس از تحصیلات مقدماتی در دانشگاه‌های فرانکفورت و هایدلبرگ و مونیخ به تحصیل روان‌شناسی و جامعه‌شناسی پرداخت و دانشنامه‌ی دکتری را در سال ۱۹۲۲ از دانشگاه هایدلبرگ به‌دست آورد و پس‌ازآن &#8230;</p>
<p>The post <a href="https://behdashtravan.com/%d9%86%d8%b8%d8%b1%db%8c%d9%87-%d8%a7%d8%b1%db%8c%da%a9-%d9%81%d8%b1%d8%a7%d9%85-%d9%88-%d8%aa%d8%b6%d8%a7%d8%af%d9%87%d8%a7%db%8c-%d9%88%d8%ac%d9%88%d8%af/">نظریه اریک فرام و تضادهای وجود</a> appeared first on <a href="https://behdashtravan.com">مجله تخصصی روانشناسی بهداشت روان</a>.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>شرح‌حال و زندگینامه اریک فرام</h2>
<p><a href="http://behdashtravan.com/%d8%b2%d9%86%d8%af%da%af%db%8c-%d8%a7%d8%b1%db%8c%da%a9-%d9%81%d8%b1%d9%88%d9%85/" target="_blank" rel="noopener noreferrer">اریک فرام</a> یا فروم(Erich Fromm) به سال ۱۹۰۰ در شهر فرانکفورت آلمان چشم به این جهان گشوده است. وی پس از تحصیلات مقدماتی در دانشگاه‌های فرانکفورت و هایدلبرگ و مونیخ به تحصیل روان‌شناسی و جامعه‌شناسی پرداخت و دانشنامه‌ی دکتری را در سال ۱۹۲۲ از دانشگاه هایدلبرگ به‌دست آورد و پس‌ازآن مدتی در دانشگاه مونیخ و در مؤسسه‌ی روان‌کاوی شهر برلین تحصیلات و مطالعات خود را دنبال کرد و در ۱۹۳۳ میلادی به آمریکا رفت و در آنجا نخست در مؤسسه‌ی روان‌کاوی شیکاگو و بعد در چند دانشگاه و مؤسسه‌ی عالی فرهنگی دیگر به تدریس و ایراد سخنرانی پرداخت و چندی ریاست مؤسسه‌ی روان‌کاوی مکزیک را در مکزیکوسیتی پایتخت آن کشور عهده‌دار شد و درعین‌حال به عضویت فرهنگستان علوم نیویورک و انجمن <a href="http://behdashtravan.com/%d9%81%d8%b1%d9%82-%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%da%a9%d8%a7%d9%88-%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%d8%b4%d9%86%d8%a7%d8%b3-%d9%88-%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%d9%be%d8%b2%d8%b4%da%a9/" target="_blank" rel="noopener noreferrer">روان‌کاوی</a> واشینگتن و فرهنگستان پزشکی مکزیک درآمد. فرام آثار قلمی فراوانی دارد که فهرست پاره‌ای از آنها داده خواهد شد.</p>
<h2>نظریه اریک فرام</h2>
<h2>تنهایی-آزادی</h2>
<p>یکی از نخستین نکاتی که در مطالعه‌ی نظریه <a href="https://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D8%B4_%D9%81%D8%B1%D9%88%D9%85" target="_blank" rel="noopener noreferrer">اریک فرام</a> به چشم می‌خورد این است که می‌گوید: انسان خود را تنها احساس می‌کند و این احساس ناشی از این است که او برای کسب آزادی از طبیعت دوری جسته و با سایر آدمیان قطع رابطه و از آنها کناره‌گیری کرده است. باری او از قید دیگران آزاد شده ولی حس می‌کند که تنها و بی‌پشت‌وپناه است. نخستین عمل او برای آزاد شدن از همان دوران خردسالی، یعنی از هنگامی‌که خود را از زیر فرمان و حمایت مادر خلاص می‌کند، آغاز می‌شود.<br />
آن پس همچنان به کوشش خود برای کسب آزادی ادامه می‌دهد؛ و عجب اینکه هر قدر آزادتر می‌شود خود را تنهاتر می‌یابد. این آزادی که برای او یک وضع منفی به وجود آورده است باعث ناراحتی او است. پس او به وسایلی، که ذکر خواهد شد، می‌کوشد از آزادی فرار کند (رجوع کنید به کتاب فرام به نام «فرار از آزادی» Escape from Freedom چاپ نیویورک ۱۹۴۱٫).</p>
<h2>انسان، حیوان ناطق</h2>
<p>نکته‌ی مهم دیگر در نظریه اریک فرام فرام توجه مخصوص او به جنبه‌های دوگانه‌ی زیستی و اجتماعی آدمی است، یا، به‌عبارت‌دیگر، به فرق انسان و حیوان است. او می‌گوید آدمی احاطه شده است از مقداری امور متضاد. اساسی‌ترین این تضادها این است که آدمی هم جزء طبیعت است هم جدا از طبیعت. هم حیوان است، هم انسان. حیوان است زیرا دارای نیازهای فیزیولوژیک است و ناگزیر از برآوردن آنهاست. اما انسان است زیرا از چندین جهت با حیوان فرق دارد. یک فرق او با حیوان در این است که کاملاً اسیر و بنده‌ی غرایز خود نیست و در برآورد نیازهای حیاتی (فیزیولوژیک) خود مانند حیوان عمل نمی‌کند؛ مثلاً غذای خود را خام نمی‌خورد بلکه آن را قبلاً می‌پزد، و بر همین قیاس. در این زمینه اجتماع، چنانکه خواهیم دید، نقش مؤثری ایفا می‌کند. فرق دیگر اینکه به وجود خویشتن آگاهی دارد و صاحب قوه‌ی ادراک است، یعنی باهوش و باخرد است. دیگر اینکه برخلاف سایر حیوانات از سرنوشت نهائی و تخلف‌ناپذیر خود غافل نیست، یعنی می‌داند که سرانجام قالب تهی می‌کند و می‌میرد. با توجه به این جنبه‌های این حیوان دو پا بوده است که قدما او را «حیوان ناطق» تعریف کرده‌اند.</p>
<h2>نیازهای پنج‌گانه</h2>
<p>فرق دیگری که انسان با حیوان دارد نیازهایی است که اختصاصی او هستند. ازاین‌رو شناخت او بدون آشنایی با نیازهای او میسر نخواهد بود. این نیازها را فرام پنج گونه می‌داند، بدین قرار: نیاز به تعالی (Transcendenee) نیاز به وابستگی (Relatedness)، نیاز به همانندی (Identity)، نیاز به رجوع به اصل (Rootedness)، نیاز به وسایل راه‌یابی (Frame of Orientation).</p>
<h3>۱. نیاز به تعالی</h3>
<p>آدمی احتیاج دارد به اینکه از طبیعت حیوانی دوری جوید و بالاتر رود؛ طبعاً مایل است چیز بیاموزد، به سازندگی و خلاقیت بپردازد. هرگاه که این نیاز طبیعی به مانع برخورد کند آدمی خرابکار و ویران‌کننده می‌گردد. فرام معتقد است که مهر و کین، پاسخ‌های آدمی به نیازمندی او به اعتلا، یعنی به دوری جستن از طبیعت حیوانی هستند.</p>
<h3>۲. نیاز به پیوند و بستگی</h3>
<p>حیوانات را طبیعت به وسایلی مجهز کرده است که بتوانند به کمک آنها به زندگی طبیعی خود ادامه دهند. آدمی که از طبیعت دوری جسته و آن وسایل را ندارد، یا اگر وقتی داشته است از دست داده است، نیازمند است به اینکه بجای آنها پیوندها و بستگی‌هایی به وجود بیاورد. دل‌پذیرترین این بستگی‌ها، نزدیکی و محبت نسبت به دیگران و یگانه شدن با آنان است، و این امر مستلزم مراقبت و مسئولیت و احترام و حسن تفاهم است.</p>
<h3>۳. نیاز به همانندی</h3>
<p>هر فرد آدمی مایل است به اینکه هویت خاصی داشته باشد؛ ازاین‌رو می‌کوشد که خویشتن را دریابد و بشناسد. درعین‌حال می‌خواهد فردی باشد «ممتاز»، و برای رسیدن به این مقام خود را به شخص یا گروهی از اشخاص نسبتاً مبرز و ممتاز می‌بندد، یا به اصطلاح، خویشتن را با آنها همانند می‌سازد تا به‌واسطه‌ی امتیاز و تشخصی که آن فرد یا آن گروه‌ها دارند تا حدی صاحب تشخص و امتیاز گردد.</p>
<h3>۴. نیاز رجوع به اصل</h3>
<p>آدمی که زاده‌ی طبیعت است مایل است به طبیعت بازگردد، جزئی از جهان و متعلق به آن باشد، یا یک زندگی طبیعی دور از علائم رمزی ساختگی داشته باشد، از نفس کار لذت ببرد نه اینکه کار را فقط برای به دست آوردن پول بخواهد، قلباً به همنوعان نزدیک باشد و آنها را دوست بدارد.</p>
<h3>۵. نیاز به وسایل راه‌یابی</h3>
<p>آدمی نیازمند به وسایل ادراکی نسبتاً ثابتی است که احساس و ادراک عالم را برای او میسر سازند، خواه آن وسایل عقلانی یا غیرعقلانی باشند، یا آمیخته‌ای از آن هردو باشند، ولی به‌هرحال بتوانند او را در زندگی قادر به جهت‌یابی کنند و راه و رسم زندگی خوب و مناسب را به او بنمایند.</p>
<h2>نقش اجتماع در تشکیل شخصیت</h2>
<p>نیازهای اختصاصی انسان که شرحش گذشت توسط اجتماع به وجود نیامده‌اند، بلکه در ضمن تحول و تکامل تاریخ زندگی بشر پدیدار گشته‌اند. اما چگونگی بروز و ظهور آنها و چگونگی برآوردن آنها کاملاً ناشی از اجتماع است. هر اجتماعی مطابق مؤسسات و عوامل ویژه‌ی خود شکل خاصی به آنها می‌دهد.</p>
<p>فرام، مانند یونگ، تاریخ طولانی بشر را چون آزمایشگاهی آموزنده مورداستفاده قرار می‌دهد، و برخلاف فروید، شخصیت‌ها را سازنده‌ی اجتماع نمی‌داند، بلکه به اعتقاد او این اجتماع است که شخصیت‌ها را می‌سازد. به‌عبارت‌دیگر اختلاف شخصیت‌ها ناشی از اختلاف اجتماعات بشری است. همه‌ی آدمیان نیازمند به رفع گرسنگی، به رفع تشنگی، به استراحت و خواب، به تفریح و بازی … هستند ولی در جامعه‌های مختلف این نیازها به وجوه مختلف برآورده می‌شوند. همچنین است مقابله با نیازهای دیگر آدمی. مثلاً در یک جامعه‌ی سرمایه‌داری نیاز به همانندی یا ممکن است بدین طریق ارضاء شود که عضو آن جامعه به اندوختن ثروت و مال بپردازد تا بدین‌وسیله خود را ممتاز سازد، یا اینکه به عضویت شرکت بزرگی درآید تا وابستگی به آن شرکت سبب امتیاز او گردد؛ و بر همین قیاس…</p>
<p>فرام خاطرنشان می‌کند که آدمی از ترکیب مزاج و منش درست شده است. مزاج مایه‌ای است آلی، سرشتی و اصلی که انسان با آن به دنیا می‌آید. اما منش معمولاً دو جزء دارد، یکی فردی و دیگر اجتماعی. منش فردی در درجه‌ی اول ناشی از ساخت زیستی و فطری است به‌اضافه‌ی صورتی که در خردسالی ممکن است در خانواده گرفته یا نگرفته باشد. اما جزء اجتماعی منش را اجتماع صورت می‌بخشد، و ازاین‌رو فرد شریک اجتماع است. نوع عمل اشخاص را همیشه احکام ارزشی، یعنی اصول و موازین اخلاقی که زاده‌ی اجتماع هستند، تعیین می‌کنند. بنابراین زیباترین و زشت‌ترین اعمال آدمی ناشی از دستگاه زیستی، یعنی از طبیعت اولیه‌ی او نیستند، بلکه این نیروها و عوامل محیط خارج هستند که آنها را به وجود می‌آورند. حاصل اینکه، به اعتقاد فرام، رشد شخصیت آدمی از هنگام زادن تا دوران سالمندی و پیری نمودار اجمالی مراحلی است که بشر از روز ظهور خود تا امروز در این کره‌ی خاکی پیموده است.</p>
<p>باری آدمی در سازش با اجتماع خواهی‌نخواهی میان نیازهای فطری خود و مقتضیات اجتماع وجه جمعی پیدا می‌کند. پایه‌ی تربیت کودکان بر همین اصل استوار است. در خانواده و در آموزشگاه‌ها شخصیت کودک را مطابق نیازهای اجتماع و خواست‌ها و توقع‌هایی که بعدها از او خواهد داشت پرورش می‌دهند. بنابراین خانواده نخستین عامل اجتماعی مؤثر در تشکیل شخصیت است. فرام به تأثیر شگرف این عامل توجه خاص مبذول می‌دارد.</p>
<h2>تضادهای وجود</h2>
<p>فرام آدمی را احاطه شده از امور متضاد می‌بیند و در کتاب «فرار از آزادی» در این باب به تفصیل بحث می‌کند. یکی از امور متضاد که از اختیار آدمی بیرون است زندگی و مرگ است. سایر تضادها مخلوق خود او هستند. و ازاین‌رو قابل‌حل شدن می‌باشند. یکی از آن جمله این است که آدمی جزء طبیعت و از آن اوست، ولی، چنانکه قبلاً اشاره شد، خود را از آن دور می‌کند و برتر از آن نگاه می‌دارد و می‌خواهد آزاد باشد؛ درعین‌حال می‌خواهد امنیت هم داشته باشد. دیگر اینکه صلح و صفا را دوست می‌دارد ولی به جنگ و جدال می‌پردازد. دیگر اینکه در بعضی اجتماعات بشری فراوانی و رفاه وجود دارد ولی بر اثر نابرابری تقسیم ثروت گروهی از مردمان ندار و مستمند هستند. دیگر اینکه آدمی دوست دارد باور کند که رفتارش عاقلانه است، ولی ضمناً نابخردانه عمل می‌کند و بنده‌ی خواهش‌های دل می‌شود. دیگر اینکه می‌خواهد تنها و آزاد و بی‌قیدوبند باشد، ولی تمایل اجتماعی دارد و می‌خواهد مانند افراد دیگر باشد، و همچنین…</p>
<h3>مکانیسم فرار از تضادها</h3>
<p>فرام برای رهایی از تضادها چهار طریق در نظر می‌آورد:</p>
<ul>
<li><strong>دگرآزاری،</strong></li>
<li><strong>آزار دوستی،</strong></li>
<li><strong>خرابکاری،</strong></li>
<li><strong>تسلیم و رضا.</strong></li>
</ul>
<p><strong>الف)</strong> دگرآزاری را شخص نسبت به زیردستان و به کسانی که از قبل او زندگی می‌کنند روا و معمول می‌دارد.</p>
<p><strong>ب)</strong> آزاردوستی ویژه‌ی کسی است که شخصیت خود را نادیده می‌گیرد، یا خود را به شخصیت یا گروه نیرومندی می‌بندد و در آن مستغرق می‌شود تا بدین طریق خود را از تنهائی برهاند هرچند آن شخصیت یا آن گروه فاسد و فاجر باشد و در این جریان او آزار و صدمه ببیند.</p>
<p><strong>ج)</strong> خرابکاری مخصوص شخصیتی است که احساس ضعف و ناتوانی می‌کند و برای جبران این نقص به قدرت‌نمائی و تبه‌کاری و از میان برداشتن نیروی خارجی می‌پردازد. نوجوان بزهکار که نفهمیده به خرابکاری دست می‌زنند این نوع مکانیسم فرار را به کار می‌برد.</p>
<p><strong>د)</strong> تسلیم و رضا در صورتی است که شخص خودبه‌خود، کورکورانه همه‌ی تضادهای زندگی و دشواری‌ها را بدون مقاومت پذیرا شود و با آنها همگام گردد و از واقعیت زندگی و توانائی خویشتن بی‌خبر باشد.</p>
<h2>راه‌حل واقعی تضادها و دشواری‌ها</h2>
<p>فرام، برخلاف فروید، نسبت به آینده‌ی بشر خوش‌بین است و این خوش‌بینی بر پایه‌های محکم استوار است. از جمله‌ی این پایه‌ها یکی اینکه تضادها و دشواری‌هایی که آدمی با آنها درگیر است چون همگی، به استثنای زندگی و مرگ، ساخته‌وپرداخته‌ی خود او هستند پس خود او توانائی حل آنها را دارد، به خصوص که نظری به تاریخ طولانی زندگی بشر معلوم می‌دارد که طبیعت جریان مستمری داشته و پیوسته با فعالیت آفریننده همراه بوده است. انسان در طی ده‌ها هزار سال از حالت حیوانی محض به تدریج دوری جسته و به مقام امروزی رسیده است و این خود دلیلی است بر اینکه باز می‌تواند به پیش برود و تضادهای خود را حل کند. البته چون این تضادها و دشواری‌ها در طی مدتی بس مدید ریشه دوانده و برقرار شده‌اند، مدتی مدید هم وقت لازم خواهد بود تا ریشه‌کن شوند.</p>
<p>اما توفیق در این راه علاوه بر زمان، شرایط دیگری هم دارد که از مهم‌ترین آنها یکی در دست افراد آدمیان است و دیگری مربوط به نظام اجتماعی است، یعنی در دست حکومت‌هاست.</p>
<p><strong>الف)</strong> آنچه مربوط به آدمی است عبارت است به خصوص از دوباره نزدیک شدن او به طبیعت و داشتن ایمان و آرمان‌هایی که برتر از اغراض و هدف‌های خودخواهانه و مخصوصاً بر پایه‌ی محبت و عشق استوار بوده باشند. فرام معتقد است که آدمی زندگی آشفته‌ی خود را با توانائی که به دوست داشتن و مهر ورزیدن دارد می‌تواند سروسامان بخشد. تمام بشریت تشنه‌ی محبت و عشق است؛ اما مورد محبت بودن مهم‌تر از مهر ورزیدن نیست. نیازمندی به مهر ورزیدن و مورد مهر بودن متقابل (دو جانبه) هستند و در محبت یا عشق چهار جزء یا عنصر اصلی وجود دارند که عبارت‌اند از مراقبت، مسئولیت، احترام و معرفت. این چهار عنصر با هم همبستگی دارند و هیچ‌یک از آنها از هیچ‌یک دیگر مهم‌تر نیست.</p>
<p>فرام در کتاب پرمایه‌ی خود به نام «هنر دوست داشتن» (The Arl of Loving) درباره عشق به تفصیل بحث کرده است. او محبت یا عشق را پنج نوع می‌داند. بدین قرار:</p>
<ol>
<li>محبت برادرانه که از هر عشقی اساسی‌تر، نیرومندتر و عمیق‌تر است.</li>
<li>محبت مادرانه که نسبت به درماندگان و نیازمندانی که آرزوی بهبود وضع خود را دارند، اعمال می‌شود.</li>
<li>محبت جنسی، یا عشق به معنی محدود کلمه، که معمولاً با آمیزش جنسی همراه است. فرام تردید دارد به اینکه این نوع عشق یا شهوت جنسی با عشق واقعی ارتباطی داشته باشد. زیرا عشق حقیقی ارتباط و نزدیکی قلبی است نه رفع حاجت زیستی و لذت جنسی.</li>
<li>خود دوستی که با خودپرستی فرق دارد و منافی با دیگر دوستی نیست، بلکه لازمه‌ی آن است: تا کسی خود را دوست ندارد نمی‌تواند دیگران را دوست بدارد.</li>
<li>عشق به حق یا به پروردگار عالم که دارای عالی‌ترین ارزش و دوست‌داشتنی‌ترین چیزهاست و به‌طور کامل مستلزم مراقبت و مسؤولیت و احترام، و به خصوص، معرفت است. این عشق برای زندگی ضروری است. زیرا آدمی باید کمالی را در نظر بگیرد و آرزوی وصول به آن را در سر بپروراند تا به پیشرفت و حل مشکلات خود نائل آید.</li>
</ol>
<p>حاصل اینکه، به اعتقاد فرام، از میان همه‌ی توانائی‌های بالقوه و نهفته‌ی آدمی و جنبه‌های انگیزشی و تحرکی رفتار او، عشق به احتمال قوی فعال‌ترین آنها بوده و همیشه خواهد بود. باری بدون عشق آدمی نمی‌تواند زندگی رضایت بخشی داشته باشد.</p>
<p><strong>ب)</strong> اما آنچه مربوط به نظام اجتماع است، حکومت‌ها آن را در دست دارند. فرام هیچ یک از نظام‌های اجتماعی موجود را- از حکومت سرمایه‌داری تا حکومت اشتراکی- قادر به حل تضادها و دشواری‌ها نمی‌داند و آنها را مورد انتقاد قرار می‌دهد، و معتقد است که می‌تواند یک نظام اجتماعی به وجود آورد که توانائی حل مشکل بشر را داشته باشد. او چنین نظام اجتماعی را به نام «سوسیالیسم اشتراکی انسانی (Humanistic Communitarian Socialism)» می‌خواند و مقصودش از این سوسیالیسم یک نظام تام جهانی است که بر اصول انسانی استوار باشد و نفع عموم را در نظر بگیرد؛ نظامی که در آن روابط سرشار از مهر و محبت و تعاون و برادری بین افراد آدمی برقرار و حکم‌فرما باشد؛ اجتماعی که به اعضای خود این امکان را بدهد که نیازهای خودشان، به خصوص نیاز به اعتلا و سازندگی و ابتکار را برآورند؛ اجتماعی که در آن هر کس احساس کند که شخصیتی دارد و راه خوشبختی خود را می‌شناسد و حاجتی ندارد به اینکه واقعیت را دگرگونه کند؛ اجتماعی که محصول کار بر اصول و به ترتیب سوسیالیستی به دست آید و بدین طریق بهترین وضع زندگی بشر تأمین گردد.</p>
<p>حاصل اینکه فرام هم مانند آدلر و سایر دانشمندان خوش‌بین ایجاد مدینه‌ی فاضله را امکان‌پذیر می‌داند. از نظریه <a href="http://behdashtravan.com/%d8%ac%d9%85%d9%84%d8%a7%d8%aa-%d9%85%d8%ad%d9%85%d9%88%d8%af-%d8%af%d9%88%d9%84%d8%aa%e2%80%8c%d8%a2%d8%a8%d8%a7%d8%af%db%8c/" target="_blank" rel="noopener noreferrer">اریک فرام</a> این نتیجه‌ی کلی به دست می‌آید که او، برخلاف <a href="http://behdashtravan.com/%d9%86%d8%b8%d8%b1%db%8c%d9%87-%d8%b4%d8%ae%d8%b5%db%8c%d8%aa-%d9%81%d8%b1%d9%88%db%8c%d8%af/" target="_blank" rel="noopener noreferrer">فروید</a>، اولاً از اهمیت عامل اجتماع و تأثیر آن در تشکیل و تحول شخصیت غفلت ندارد و ثانیاً نسبت به سرنوشت آدمی خوش‌بین است و او را به رفع نیازمندی‌های مادی و حیوانی خود قانع نمی‌داند، بلکه معتقد است که او آرمان‌هایی دارد و آنها را دنبال می‌کند و به سوی کمال و سعادتمندی پیش می‌رود و سرانجام موفق خواهد شد و شاهد مقصود را در آغوش خواهد گرفت.</p>
<h2>منبع</h2>
<p>سیاسی، علی‌اکبر؛ (۱۳۹۰)، نظریه‌های شخصیت یا مکاتب روانشناسی، تهران: مؤسسه انتشارات دانشگاه تهران، چاپ چهاردهم</p>
<p><a href="http://psysh.ir/%D9%86%D8%B8%D8%B1%D9%8A%D9%87-%D9%8A-%D9%86%D9%8A%D8%A7%D8%B2%D9%85%D9%86%D8%AF%D9%8A-%D9%88-%D8%A2%D8%B1%D9%85%D8%A7%D9%86%D9%8A-%D8%A7%D8%B1%D9%8A%DA%A9-%D9%81%D8%B1%D8%A7%D9%85/" target="_blank" rel="nofollow noopener noreferrer">psysh.ir</a></p>
<p>The post <a href="https://behdashtravan.com/%d9%86%d8%b8%d8%b1%db%8c%d9%87-%d8%a7%d8%b1%db%8c%da%a9-%d9%81%d8%b1%d8%a7%d9%85-%d9%88-%d8%aa%d8%b6%d8%a7%d8%af%d9%87%d8%a7%db%8c-%d9%88%d8%ac%d9%88%d8%af/">نظریه اریک فرام و تضادهای وجود</a> appeared first on <a href="https://behdashtravan.com">مجله تخصصی روانشناسی بهداشت روان</a>.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://behdashtravan.com/%d9%86%d8%b8%d8%b1%db%8c%d9%87-%d8%a7%d8%b1%db%8c%da%a9-%d9%81%d8%b1%d8%a7%d9%85-%d9%88-%d8%aa%d8%b6%d8%a7%d8%af%d9%87%d8%a7%db%8c-%d9%88%d8%ac%d9%88%d8%af/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>روانشناسی زمان: مفهوم زمان در روان انسان</title>
		<link>https://behdashtravan.com/%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%d8%b4%d9%86%d8%a7%d8%b3%db%8c-%d8%b2%d9%85%d8%a7%d9%86-%d9%85%d9%81%d9%87%d9%88%d9%85-%d8%b2%d9%85%d8%a7%d9%86-%d8%af%d8%b1-%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86-%d8%a7%d9%86%d8%b3%d8%a7/</link>
					<comments>https://behdashtravan.com/%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%d8%b4%d9%86%d8%a7%d8%b3%db%8c-%d8%b2%d9%85%d8%a7%d9%86-%d9%85%d9%81%d9%87%d9%88%d9%85-%d8%b2%d9%85%d8%a7%d9%86-%d8%af%d8%b1-%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86-%d8%a7%d9%86%d8%b3%d8%a7/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[بهروز هاشمی]]></dc:creator>
		<pubDate>Thu, 03 Dec 2020 11:30:25 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[بهداشت روان]]></category>
		<category><![CDATA[روانشناسی شخصیت]]></category>
		<category><![CDATA[آینده]]></category>
		<category><![CDATA[روانشناسی زمان]]></category>
		<category><![CDATA[زمان]]></category>
		<category><![CDATA[زمان حال]]></category>
		<category><![CDATA[گذشته]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://behdashtravan.com/?p=6021</guid>

					<description><![CDATA[<p>روانشناسی زمان روانشناسی زمان : در تئوری می‌دانیم که زمین می‌چرخد، اما در عمل این را نمی‌بینیم و آسوده زندگی‌مان را می‌کنیم، چون زمینی که رویش گام می‌زنیم، نمی‌جنبد. زمان زندگی نیز چنین است. درک درست ما از روانشناسی زمان ، می‌تواند زندگی ما را تا حد بسیار زیادی تغییر دهد. شاید بتوان درک انسان &#8230;</p>
<p>The post <a href="https://behdashtravan.com/%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%d8%b4%d9%86%d8%a7%d8%b3%db%8c-%d8%b2%d9%85%d8%a7%d9%86-%d9%85%d9%81%d9%87%d9%88%d9%85-%d8%b2%d9%85%d8%a7%d9%86-%d8%af%d8%b1-%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86-%d8%a7%d9%86%d8%b3%d8%a7/">روانشناسی زمان: مفهوم زمان در روان انسان</a> appeared first on <a href="https://behdashtravan.com">مجله تخصصی روانشناسی بهداشت روان</a>.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h1>روانشناسی زمان</h1>
<p><strong>روانشناسی زمان</strong> : در تئوری می‌دانیم که زمین می‌چرخد، اما در عمل این را نمی‌بینیم و آسوده زندگی‌مان را می‌کنیم، چون زمینی که رویش گام می‌زنیم، نمی‌جنبد. زمان زندگی نیز چنین است.</p>
<p>درک درست ما از <a href="http://behdashtravan.com/%d9%85%d8%b9%d8%b1%d9%81%db%8c-%d8%b1%d8%b4%d8%aa%d9%87-%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%d8%b4%d9%86%d8%a7%d8%b3%db%8c-%d9%88-%d8%a8%d8%a7%d8%b2%d8%a7%d8%b1-%da%a9%d8%a7%d8%b1-%d8%a2%d9%86/" target="_blank" rel="noopener noreferrer">روانشناسی</a> زمان ، می‌تواند زندگی ما را تا حد بسیار زیادی تغییر دهد. شاید بتوان درک انسان را از مفهوم زمان با درک یک ماهی از آب مقایسه کرد. همچنان که یک ماهی آن‌قدرها به وجود آب اهمیت نمی‌دهد، انسان‌ها نیز در زمان غوطه‌ور هستند.</p>
<p>هم آب برای ماهی و هم زمان برای انسان، به عنوان عنصری بسیار تأثیرگذار در روند زندگی‌شان است؛ اما آن‌قدر که باید به آن‌ها اهمیت داده نمی‌شود. به‌بیان‌دیگر، نحوه نگرش ما به زمان، تعیین‌کننده‌ی بخش مهمی از کیفیت زندگی ماست، اما به ندرت به آن توجه می‌کنیم. این موضوع یکی از پارادوکس‌های زمان است.</p>
<h2>تقسیم‌بندی چهارگانه از زمان</h2>
<ol>
<li>گذشته (past)</li>
<li>حال (Present)</li>
<li>آینده (future)</li>
<li>آینده متعالی (Transcendental Future)</li>
</ol>
<h3>گذشته</h3>
<p>زیمباردو معتقد است که انسان‌ها می‌توانند با نگاه به موقعیت پیشین خود، برآورد بهتری از وضعیت امروز خود داشته باشند. او اعتقاد دارد که آنچه که ما امروز فکر و احساس می‌کنیم، ارتباط مستقیمی به این مسئله دارد که در مورد گذشته‌مان چگونه می‌اندیشیم.</p>
<p>از این نظر، افراد معمولاً دو گروه می‌شوند:<br />
۱٫ کسانی که نسبت به گذشته خود احساس غم و حسرت دارند (Past-Negative).<br />
۲٫ کسانی که برخورد فعال را برای ساختن آینده بهتر نسبت به گذشته انتخاب می‌کنند (Past-Positive).</p>
<h3>حال</h3>
<h3>دو رویکرد انسان در روانشناسی زمان:</h3>
<ol>
<li>نگاه Present-Fatalist: نگاه اول به روانشناسی زمان به گونه ای است که بیشتر زمان حال را از جنس سرنوشت می‌داند. این‌گونه افراد بیشتر نسبت به وقایع لحظه‌ای واکنش نشان می‌دهند و در پی گذران امور روزمره خود هستند.</li>
<li>نگاه Present-Hedonistic: گروهی هستند که با زمان حال لذت‌طلبانه و سرخوشانه برخورد می‌کنند. این‌ها بیشتر افرادی هستند که در انتخاب‌هایشان مهم‌ترین مؤلفه‌ای که در نظر می‌گیرند، میزان لذت و هیجانی است که نصیبشان می‌شود. این افراد تمام تلاششان را می‌کنند که از افراد کسل‌کننده دوری کنند، مبادا در اثر معاشرت با آن‌ها ذره‌ای از حس خوب و شادی و خوشحالی‌شان کم شود.</li>
</ol>
<p>این افراد یک نقطه‌ضعف هم دارند و آن این است که چون همیشه دوست دارند بیشترین میزان لذت و رضایت را داشته باشند، خودکنترلی کمتری از خود نشان می‌دهند.</p>
<h3>آینده</h3>
<p>زیمباردو معتقد است آدم‌هایی که در حال زندگی می‌کنند، نهایتاً از رفع نیازهای فیزیکی و جسمی‌شان فراتر نمی‌روند، اما کسانی که تمایلشان به زمان آینده است، در رؤیاهای ذهنی خود زندگی می‌کنند. آن‌ها به تصویرسازی از آنچه که تمایل دارند می‌پردازند و همین آرزویی که برای به‌دست آوردن موفقیت‌های بزرگ دارند، آن‌ها را ناگزیر به سخت‌کوشی و تلاش می‌کند.</p>
<h3>آینده متعالی</h3>
<p>نگاه زیمباردو به آینده، یک بخش بسیار بلندمدت نسبت به آینده معمولی هم دارد که از آن به عنوان آینده متعالی اسم می‌برد. او مثال جنگ علیه ترور را می‌زند و معتقد است تنها با جنگیدن و نابود کردن آن‌ها نمی‌توان بر آن‌ها پیروز شد، بلکه اتفاقاً با سرمایه‌گذاری بلندمدت برای رشد و پرورش آن‌ها، باید از بروز پدیده ترور جلوگیری کرد و بر آن غلبه یافت.</p>
<blockquote class="aligncenter quote-light "><p>برای ساختن وضعیتی بهتر، انسان‌ها نیاز دارند تا نگاه منفی به گذشته را با نگاه مثبت و فعال، و نگاه روزمره به زمان حال را با نگاهی رضایت‌محور جایگزین کنند.</p></blockquote>
<h2>زمان و سلامتی</h2>
<p>هیجانات با زمان حال سروکار دارد و تفکر با آینده. برخی از هیجانات ما از قبیل ترس و اضطراب، تمرکز ما را نسبت به زمان حال چند برابر می‌کند. درحالی‌که به عنوان مثال افرادی که دچار افسردگی هستند، مدام در گذشته سیر می‌کنند و تصورشان این است که با مرور مداوم گذشته می‌توانند دردشان را التیام بدهند.</p>
<p>اما این تمرکز وسواس‌گونه بر گذشته تنها ما را از فکر کردن به آینده باز می‌دارد.</p>
<h2>زمان و پول</h2>
<p>بسته به اینکه به کدام زمان گرایش بیشتری داشته باشیم، رفتار ما با پول‌هایی که به‌دست می‌آوریم تفاوت دارد. می‌توان گفت افراد گذشته گرا تمایل به حفظ و ذخیره پول دارند. افرادی که به زمان حال با رویکرد روزمرگی گرایش دارند به پول به عنوان موضوعی بی‌اهمیت نگاه می‌کنند. و کسانی که رویکرد لذت محور دارند از پول برای ایجاد تفریح و سرخوشی هر چه بیشتر استفاده می‌کنند.</p>
<p>در کنار همه این‌ها، افرادی که به آینده توجه دارند آن‌هایی هستند که نسبت به پول، نگاه بلندمدت‌تری دارند. به همین جهت بیشتر این افراد، کسانی هستند که بخشی از درآمد خود را یا می‌بخشند یا برای پروژه‌هایی که در آینده به بار می‌نشیند صرف می‌کنند.</p>
<p>البته باید گفت که برخی شرایط محیطی نیز بر رویکرد انسان در این خصوص تأثیر دارد. افراد جوان، آینده‌نگرتر هستند. هر چقدر انسان‌ها احساس کنند آینده محدودتر است، نگاهشان بیشتر به زمان حال گرایش پیدا می‌کند. شاید به همین خاطر باشد که افراد مسن یا کسانی که به پایان عمرشان نزدیک هستند، تلاش می‌کنند تا بیشترین استفاده را از زمان خود ببرند و کارهایی را انجام دهند که در لحظه بیشترین احساس خوب را نصیبشان می‌کند.</p>
<h2>زمان و عشق</h2>
<p>زیمباردو معتقد است که تجربه انسان‌ها از عشق و شادی در کنار هم، ارتباط مستقیمی با درک آن‌ها از زمان دارد. زوج‌هایی که درکشان از زمان با هم تفاوت دارد بیشتر در معرض سوءتفاهم یا مشکلات ارتباطی هستند. فرض کنیم که یک زن و شوهر باهم مشغول دعوا هستند، هر یک از آن‌ها می‌تواند با توجه به نگرشش نسبت به زمان، نوع رفتارش را تعیین کند.</p>
<p>زیمباردو زمان حال را به پلی تشبیه می‌کند که می‌تواند هم زمان گذرگاهی به سوی آینده یا گذشته باشد.</p>
<h2>زمان، سیاست و کسب‌وکار</h2>
<p>یکی از ویژگی‌های رهبران بزرگ چه در حوزه سیاست، چه در حوزه کسب‌وکار، داشتن قدرت تغییر نگاهشان نسبت به زمان است. آن‌ها قادرند در لحظه بر زمان حال تمرکز کامل کرده و مخاطب خود را تحت تأثیر قرار دهند. سپس از این انرژی ایجاد شده در دیگران، در خدمت اهداف آینده‌ای که از پیش ترسیم کرده‌اند استفاده کنند.</p>
<p>افراد آینده‌نگر در این حوزه‌ها از دو نظر موفق هستند:</p>
<ol>
<li>نوع تفکر آن‌ها، به آنان آموخته است تا نگاه علت و معلولی به پدیده‌ها داشته باشند، توانایی آن‌ها را در استفاده از شانس‌های غیرمنتظره بسیار بیشتر کرده است.</li>
<li>در مواجهه با شرایط خاص و غیرقابل‌پیش‌بینی، چون از قبل دارای برنامه و هدف بودند، در دام نمی‌افتند و فعالانه برخورد می‌کنند.</li>
</ol>
<h2>منبع</h2>
<p><a href="http://www.thetimeparadox.com/book-praise/" target="_blank" rel="noopener noreferrer">پارادوکس زمان</a> / فیلیپ زیمباردو، جان بوید/ شاهرخ شاه‌پرویزی، طلوع ملاباشی/ نشر مولوی</p>
<p>روانشناسی زمان</p>
<p><a href="https://public-psychology.ir/1397/08/time-paradox/" target="_blank" rel="nofollow noopener noreferrer">دانشنامه روانشناسی مردمی</a></p>
<p>The post <a href="https://behdashtravan.com/%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%d8%b4%d9%86%d8%a7%d8%b3%db%8c-%d8%b2%d9%85%d8%a7%d9%86-%d9%85%d9%81%d9%87%d9%88%d9%85-%d8%b2%d9%85%d8%a7%d9%86-%d8%af%d8%b1-%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86-%d8%a7%d9%86%d8%b3%d8%a7/">روانشناسی زمان: مفهوم زمان در روان انسان</a> appeared first on <a href="https://behdashtravan.com">مجله تخصصی روانشناسی بهداشت روان</a>.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://behdashtravan.com/%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%d8%b4%d9%86%d8%a7%d8%b3%db%8c-%d8%b2%d9%85%d8%a7%d9%86-%d9%85%d9%81%d9%87%d9%88%d9%85-%d8%b2%d9%85%d8%a7%d9%86-%d8%af%d8%b1-%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86-%d8%a7%d9%86%d8%b3%d8%a7/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>اجزای مغز و رابطه آن با رفتار</title>
		<link>https://behdashtravan.com/%d9%85%d8%ba%d8%b2-%d8%9b-%d8%a7%d8%ac%d8%b2%d8%a7%db%8c-%d8%a2%d9%86-%d9%88-%d8%b1%d8%a7%d8%a8%d8%b7%d9%87-%d8%a2%d9%86-%d8%a8%d8%a7-%d8%b1%d9%81%d8%aa%d8%a7%d8%b1/</link>
					<comments>https://behdashtravan.com/%d9%85%d8%ba%d8%b2-%d8%9b-%d8%a7%d8%ac%d8%b2%d8%a7%db%8c-%d8%a2%d9%86-%d9%88-%d8%b1%d8%a7%d8%a8%d8%b7%d9%87-%d8%a2%d9%86-%d8%a8%d8%a7-%d8%b1%d9%81%d8%aa%d8%a7%d8%b1/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[بهروز هاشمی]]></dc:creator>
		<pubDate>Thu, 26 Mar 2020 10:30:29 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[بهداشت روان]]></category>
		<category><![CDATA[روانشناسی شخصیت]]></category>
		<category><![CDATA[روانشناسی فیزیولوژیک]]></category>
		<category><![CDATA[فیزیولوژی]]></category>
		<category><![CDATA[مغر و رفتار]]></category>
		<category><![CDATA[مغز]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://behdashtravan.com/?p=5144</guid>

					<description><![CDATA[<p>اجزای مغز اجزای مغز به سه قسمت تقسیم می‌شوند: مغز پسین، مغز میانی و مغز پیشین متأسفانه هنوز همه پژوهشگران مغز از واژه‌های مترادف استفاده می‌کنند و کاربرد واژه‌های یونانی را ترجیح می‌دهند، برای نمونه: رومبانسفال (مغز پسین) مزانسفال (مغز میانی) پروزانسفال (مغز پیشین) مغز پسین، پشتی‌ترین و انتهایی‌ترین بخش مغز که شامل: بصل‌النخاع، پل &#8230;</p>
<p>The post <a href="https://behdashtravan.com/%d9%85%d8%ba%d8%b2-%d8%9b-%d8%a7%d8%ac%d8%b2%d8%a7%db%8c-%d8%a2%d9%86-%d9%88-%d8%b1%d8%a7%d8%a8%d8%b7%d9%87-%d8%a2%d9%86-%d8%a8%d8%a7-%d8%b1%d9%81%d8%aa%d8%a7%d8%b1/">اجزای مغز و رابطه آن با رفتار</a> appeared first on <a href="https://behdashtravan.com">مجله تخصصی روانشناسی بهداشت روان</a>.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>اجزای مغز</h2>
<p>اجزای مغز به سه قسمت تقسیم می‌شوند: مغز پسین، مغز میانی و مغز پیشین</p>
<p>متأسفانه هنوز همه پژوهشگران مغز از واژه‌های مترادف استفاده می‌کنند و کاربرد واژه‌های یونانی را ترجیح می‌دهند، برای نمونه:</p>
<ul>
<li><strong>رومبانسفال (مغز پسین)</strong></li>
<li><strong>مزانسفال (مغز میانی)</strong></li>
<li><strong>پروزانسفال (مغز پیشین)</strong></li>
</ul>
<p><strong>مغز پسین</strong>، پشتی‌ترین و انتهایی‌ترین بخش مغز که شامل: بصل‌النخاع، پل مغزی، مخچه است، مغز پسین نامیده می‌شود. <strong>مغز میانی</strong>، شامل بام مغز، کلاهک، برجستگی فوقانی، برجستگی تحتانی و جسم سیاه است. <strong>مغز پیشین</strong> شامل تالاموس، هیپوتالاموس، قشر مخ، هیپوکامپ و گره‌های پایه است.</p>
<table width="0">
<tbody>
<tr>
<td width="310">مغز</td>
<td width="310">Brain</td>
</tr>
<tr>
<td width="310">مغز پسین</td>
<td width="310">Hind brain</td>
</tr>
<tr>
<td width="310">مغز میانی</td>
<td width="310">Mind brain</td>
</tr>
<tr>
<td width="310">مغز پیشین</td>
<td width="310">Fore brain</td>
</tr>
<tr>
<td width="310">ساقه مغز</td>
<td width="310">Brain stem</td>
</tr>
<tr>
<td width="310">بصل‌النخاع</td>
<td width="310">Medulla</td>
</tr>
<tr>
<td width="310">پل مغز</td>
<td width="310">Pons</td>
</tr>
<tr>
<td width="310">دستگاه شبکه‌ای</td>
<td width="310">Reticular formation</td>
</tr>
<tr>
<td width="310">دستگاه رافه</td>
<td width="310">Raphe system</td>
</tr>
<tr>
<td width="310">مخچه</td>
<td width="310">Cerebllum</td>
</tr>
<tr>
<td width="310">برجستگی فوقانی</td>
<td width="310">Superior colliculus</td>
</tr>
<tr>
<td width="310">برجستگی تحتانی</td>
<td width="310">Inferior colliculus</td>
</tr>
<tr>
<td width="310">بام مغز</td>
<td width="310">Tectum</td>
</tr>
<tr>
<td width="310">کلاهک مغز</td>
<td width="310">Tegmentum</td>
</tr>
<tr>
<td width="310">جسم سیاه</td>
<td width="310">Substancial nigra</td>
</tr>
<tr>
<td width="310">تالاموس</td>
<td width="310">Thalamus</td>
</tr>
<tr>
<td width="310">گره‌های پایه</td>
<td width="310">Basal ganglia</td>
</tr>
<tr>
<td width="310">دستگاه لیمبیک</td>
<td width="310">Limbic system</td>
</tr>
<tr>
<td width="310">پیاز بویایی</td>
<td width="310">Olfactory bulb</td>
</tr>
<tr>
<td width="310">هیپوتالاموس</td>
<td width="310">Hypothalamus</td>
</tr>
<tr>
<td width="310">هیپوکامپ</td>
<td width="310">Hippocampus</td>
</tr>
<tr>
<td width="310">آمیگوالا</td>
<td width="310">Amygdale</td>
</tr>
<tr>
<td width="310">شکنج کمربندی</td>
<td width="310">Cingulate gyrus</td>
</tr>
</tbody>
</table>
<h2>مغز پسین</h2>
<p><strong>بصل‌النخاع</strong> بخشی از نخاع است که در محل ورود به جمجمه کمی قطور می‌شود و با همکاری اعصاب جمجمه‌ای بر پیام‌های حسی سر، حرکت ماهیچه‌های سر و برون دادهای پاراسمپاتیکی نظارت دارد. بصل‌النخاع برخی از بازتاب‌های حیاتی از جمله: تنفس، ضربان قلب، استفراغ، ترشح بزاق، سرفه و عطسه را کنترل می‌کند. آسیب به بصل‌النخاع مرگ‌آور است. مصرف زیاد مواد افیونی به دلیل آسیب رساندن به بصل‌النخاع، منجر به مرگ خواهد شد.</p>
<p><strong>اعصاب جمجمه‌ای.</strong> همان‌طور که قسمت‌های پایین بدن از طریق اعصاب حرکتی و حسی با نخاع در ارتباط هستند، گیرنده ماهیچه‌ای سر و اندام‌های درونی بدن با ۱۲ جفت عصب جمجمه‌ای، یکی از چپ و یکی از راست به مغز متصل هستند. هر عصب جمجمه‌ای از یک هسته مرکزی سرچشمه می‌گیرد. که خاستگاه آن دسته‌ای از نورون‌هایی است که داخل CNS (دستگاه عصبی مرکزی که مغز و نخاع را شامل می‌شود) قرار دارند. هسته‌ها اطلاعات حسی دریافتی را یکپارچه می‌کنند و بر پیام‌های حرکتی ارسالی نظارت دارند. هسته‌های اعصاب شماره ۵ تا ۱۲ جمجمه‌ای در بصل‌النخاع و پل مغزی قرار دارند. هسته‌های اعصاب شماره ۱ تا ۴ در مغز میانی و مغز پیشین قرار دارند.</p>
<table width="0">
<tbody>
<tr>
<td width="71"><strong>شماره</strong></td>
<td width="127"><strong>نام عصب</strong></td>
<td width="422"><strong>کارکرد اصلی</strong></td>
</tr>
<tr>
<td width="71">۱</td>
<td width="127">بویایی</td>
<td width="422">بوییدن</td>
</tr>
<tr>
<td width="71">۲</td>
<td width="127">بینایی</td>
<td width="422">دیدن</td>
</tr>
<tr>
<td width="71">۳</td>
<td width="127">محرک حرکت چشم</td>
<td width="422">نظارت بر حرکات چشم ، انقباض مردمک</td>
</tr>
<tr>
<td width="71">۴</td>
<td width="127">اشتیاقی (قرقره ای)</td>
<td width="422">نظارت بر حرکات چشم</td>
</tr>
<tr>
<td width="71">۵</td>
<td width="127">سه قلو</td>
<td width="422">حس‌های پوستی صورت ، نظارت بر ماهیچه‌های آرواره برای جویدن و بلعیدن</td>
</tr>
<tr>
<td width="71">۶</td>
<td width="127">محرک خارجی چشم</td>
<td width="422">نظارت بر حرکات چشم</td>
</tr>
<tr>
<td width="71">۷</td>
<td width="127">صورتی (چهره ای)</td>
<td width="422">چشایی در ۳/۲ زبان، نظارت بر چهره، گریه کردن، ترشح بزاق و بازشدگی عروق خونی سر</td>
</tr>
<tr>
<td width="71">۸</td>
<td width="127">شنوایی</td>
<td width="422">شنیدن، تعادل</td>
</tr>
<tr>
<td width="71">۹</td>
<td width="127">زبانی – حلقی</td>
<td width="422">چشایی در ۳/۱ جلوی زبان، نظارت بر جویدن، ترشح بزاق، حرکات گلو (هنگام صحبت کردن)</td>
</tr>
<tr>
<td width="71">۱۰</td>
<td width="127">واگ</td>
<td width="422">حس‌های مربوط به گردن و قفسه سینه ، نظارت بر گلو، مری، حنجره، اعصاب پاراسمپاتیک معده، روده‌ها و سایر اندام‌ها</td>
</tr>
<tr>
<td width="71">۱۱</td>
<td width="127">شوکی</td>
<td width="422">نظارت بر حرکات گردن و شانه</td>
</tr>
<tr>
<td width="71">۱۲</td>
<td width="127">زیرزبانی</td>
<td width="422">کنترل ماهیچه‌های زبان</td>
</tr>
</tbody>
</table>
<p><strong>پل مغزی</strong> در جلوی بصل‌النخاع قرار دارد و مانند بصل‌النخاع هسته‌های تعدادی از اعصاب جمجمه‌ای را در برمی‌گیرند. در پل مغز رشته‌های اصلی اعصاب نخاعی به‌صورت ضربدری درمی‌آیند، به‌طوری‌که نیمکره راست مغز با ماهیچه‌های سمت چپ بدن و نیمکره چپ مغز با ماهیچه‌های سمت راست بدن ارتباط پیدا می‌کند. بصل‌النخاع و پل مغزی، دستگاه شبکه‌ای و دستگاه رافه را نیز در برمی‌گیرند.</p>
<p><strong>دستگاه شبکه‌ای reticular formation</strong> به دو بخش بالارو و پایین‌رو تقسیم می‌شود. بخش پایین‌رو: یکی از چندین منطقه مغزی است که بخش‌های حرکتی نخاع را کنترل می‌کند. بخش بالارو: برون دادهایی را به بیشتر مناطق قشر مخ ارسال می‌کند، به‌ویژه مناطقی که برانگیختگی و توجه را افزایش می‌دهند.</p>
<p><strong>دستگاه رافه raphe system</strong> با ارسال آکسون‌هایی به مغز پیشین، آمادگی مغز را برای پاسخ دادن به محرک‌ها افزایش یا کاهش می‌دهد.</p>
<p><strong>مخچه cerebellum</strong> با شیارهایی عمیق و فراوان از ساختارهای نسبتاً بزرگ مغز پسین است. تا مدت‌ها به اشتباه پژوهشگران مخچه را مرکز کنترل حرکات فرض می‌کردند، یا آن را مرکز تعادل و هماهنگی می‌دانستند. این درست است که در صورت آسیب دیدن مخچه، فرد تعادل خود را از دست می‌دهد، اما عملکرد مخچه چیزی فراتر از تعادل و هماهنگی حرکتی است.</p>
<p>کسانی که مخچه آنها آسیب می‌بیند، تغییر توجهشان از محرک‌های دیداری به شنیداری و بالعکس با مشکل مواجه می‌شود، مشکل دیگر این افراد درک زمان است، یعنی در مورد گذشت زمان قضاوت درستی ندارند.</p>
<h2>مغز میانی</h2>
<p>در وسط مغز قرار دارد. در پستانداران بالغ مغز پیشین آن را احاطه کرده است. اما در پرندگان و ماهی‌ها ساختاری برجسته است. بالاترین قسمت مغز میانی بام مغز tectum نام دارد. در دو سوی بام مغز دو برآمدگی به چشم می‌خورد، به نام‌های برجستگی فوقانی و برجستگی تحتانی که در پردازش اطلاعات نقش دارند. در زیر بام مغز، کلاهک مغز tegmentum قرار دارد (بام مغز کلاهک را می‌پوشاند و کلاهک نیز بسیاری از ساختارهای مغز میانی را). کلاهک مغز، هسته‌های اعصاب سوم و چهارم جمجمه‌ای، بخشی از دستگاه شبکه‌ای، راه‌های عصبی بین نخاع و مغز پیشین را نیز دربر می‌گیرد، قسمت دیگری از مغز میانی، جسم سیاه Substancial nigra است که در بیماران مبتلا به پارکینسون این بخش تحلیل می‌رود.</p>
<h2>مغز پیشین</h2>
<p>برجسته‌ترین بخش مغز در پستانداران، مغز پیشین است. بخش خارجی آن قشر مخ نام دارد و همراه با سایر ساختارهای زیر قشر مخ، مغز پیشین را می‌سازند. تالاموس که شاهراه ورود اطلاعات به قشر مخ است گره‌های پایه نقش مهمی در حرکت ایفا می‌کنند، و مجموعه چند ساختار به‌هم‌پیوسته در اطراف ساقه مغز که دستگاه لیمبیک نام دارد، ساختارهای زیر قشری تشکیل‌دهنده مغز پیشین هستند. دستگاه لیمبیک نقش ویژه‌ای در رفتارهای انگیزشی و هیجانی دارد. مانند: خوردن، آشامیدن، رفتار جنسی، اضطراب و پرخاشگری. پیاز بویایی، هیپوتالاموس، هیپوکامپ، آمیگولا و شکنج کمربندی قشر مخ، بخش‌های تشکیل‌دهنده <strong>دستگاه لیمبیک</strong> هستند.</p>
<p><strong>تالاموس</strong> مثل دو توپ به هم چسبیده، در مغز پیشین قرار دارد. بیشتر اطلاعات حسی ابتدا به تالاموس می‌روند و بعد از پردازش اولیه قشر مخ ارسال می‌شوند. بسیاری از هسته‌های تالاموس، درون دادهای اولیه خود را پس از دریافت از یکی از دستگاه‌های حسی مانند بینایی، به مناطق مربوط قشر مخ ارسال می‌کنند، از این مناطق اطلاعاتی به عنوان بازخورد به هسته‌های تالاموس فرستاده می‌شود. این بازخوردها اطلاعات ارسال شده به قشر مخ و گره‌های پایه را اصلاح می‌کنند.</p>
<p>به‌عنوان‌مثال: محرک‌های دیداری و شنیداری هسته‌ای را در تالاموس، که فوراً اطلاعات را به قشر مخ می‌رساند، تحریک می‌کنند، درصورتی‌که این محرک‌ها قبلاً با تقویت‌کننده‌هایی پیوند خورده باشند، قشر مخ پیام‌های تشدید فعالیت را به تالاموس ارسال می‌کند. در غیر این صورت بازخوردهای قشر مخ موجب کاهش فعالیت تالاموس می‌شوند.</p>
<p><strong>هیپوتالاموس</strong> ساختار کوچکی است که نزدیک پایه مغز و درست در جلوی تالاموس قرار دارد. هیپوتالاموس پیوندهای گسترده‌ای با بخش‌های مغز پیشین و مغز میانی دارد. هیپوتالاموس بر رفتارهای هیجانی و انگیزشی و چرخه خواب‌وبیداری نظارت دارد. آسیب به هسته‌های هیپوتالاموس منجر به ناهنجاری‌هایی در رفتار انگیزشی می‌شود. رفتارهای تجربی مانند: خوردن آشامیدن، تنظیم درجه حرارت بدن، رفتار جنسی، پرخاشگری و میزان فعالیت بدن.</p>
<p><strong>غده هیپوفیز</strong> غده‌ای درون‌ریز است (تولیدکننده هورمون) که از طریق رگ‌های خونی، رشته‌های عصبی و بافت پیوندی به هیپوتالاموس چسبیده است. هیپوفیز در پاسخ به پیام‌های هیپوتالاموس، هورمون مناسب ساخته و آنها را به جریان خون می‌ریزد و درجریان خون نیز آنها را به اندام‌های مورد نظر هدایت می‌کند.</p>
<p><strong>گره‌های پایه</strong> مجموعه‌ای از ساختارهای زیر قشری‌اند، که در مجاورت تالاموس قرار دارند و به سه بخش اصلی تقسیم می‌شوند: هسته دم‌دار، هسته عدسی و گلوبوس پالیدوس. زیرمجموعه‌های زیادی گره‌های پایه را می‌سازند، که هرکدام با مناطق خاصی از مغز به تبادل اطلاعات می‌پردازند. ارتباط این مجموعه‌ها با مناطق پیشانی بیشتر است، زیرا مناطق پیشانی مسئول برنامه‌ریزی پیامدهای رفتار، جنبه خاصی از حافظه و تجلی هیجانی است. بیماری پارکینسون و کره هانتیگتون ناشی از آسیب‌دیدگی و تخریب گره‌های پایه هستند، که اختلال حرکتی همراه با افسردگی، کاهش حافظه و استدلال و اختلال در توجه از بارزترین نشانه‌های آنهاست.</p>
<p><strong>مغز پیشین</strong> پایه چندین ساختار در سطح پشتی مغز پیشین وجود داد که هسته پایه یکی از آنهاست. این هسته درون دادهایی را از هیپوتالاموس و گره‌های پایه دریافت می‌کند، همچنین آکسونهایی را که استیل کویین ترشح می‌کند، به مناطق گسترده‌ای از قشر مخ می‌فرستد.</p>
<p>این هسته بین برانگیختگی هیجانی هیپوتالاموس و پردازش اطلاعات در قشر مخ نقش رابط را بازی می‌کند. عامل کلیدی برای برانگیختگی، بیداری و توجه به حساب می‌آید. بیماران مبتلا به پارکینسون و آلزایمر به دلیل غیرفعال شدن یا آسیب‌دیدگی هسته پایه در فرآیندهای فکری و توجه دچار نقص می‌شوند.</p>
<p><strong>هیپوکامپ</strong> ساختاری است بزرگ بین تالاموس و قشر مخ، تقریباً در سمت پشتی مغز پیشین، هیپوکامپ با اندوزش برخی رویدادها، نقش ویژه‌ای در حافظه ایفا می‌کند. افرادی که هیپوکامپ آنها آسیب دیده در اندوزش خاطرات جدید با مشکل مواجه می‌شوند، اما خاطرات مربوط به پیش از آسیب‌دیدگی خود را به خوبی به یاد می‌آورند. سیبی دیدگی خود را به خوبی به یاد می‌آورند.</p>
<table width="0">
<tbody>
<tr>
<td width="310">غده هیپوفیز</td>
<td width="310">Pituitary gland</td>
</tr>
<tr>
<td width="310">هسته پایه</td>
<td width="310">Nucleus basalis</td>
</tr>
<tr>
<td width="310">هسته دم‌دار</td>
<td width="310">Caudate nucleus</td>
</tr>
<tr>
<td width="310">هسته عدسی</td>
<td width="310">Putamen</td>
</tr>
<tr>
<td width="310">گلوبوس پالیدوس</td>
<td width="310">Globus pallidus</td>
</tr>
<tr>
<td width="310">کره هانتینگتون</td>
<td width="310">Huntington s disease</td>
</tr>
</tbody>
</table>
<p><strong>نظرات خود را برای <a href="http://behdashtravan.com" target="_blank" rel="noopener noreferrer">بهداشت روان</a> ارسال کنید<br />
پیمان دوستی</strong><strong>۲۵<br />
</strong><strong> اردیبهشت ۹۴</strong></p>
<h2>منبع</h2>
<p><a href="http://dousti.net/Persian/?p=527" target="_blank" rel="nofollow noopener noreferrer">دوستی</a></p>
<p>The post <a href="https://behdashtravan.com/%d9%85%d8%ba%d8%b2-%d8%9b-%d8%a7%d8%ac%d8%b2%d8%a7%db%8c-%d8%a2%d9%86-%d9%88-%d8%b1%d8%a7%d8%a8%d8%b7%d9%87-%d8%a2%d9%86-%d8%a8%d8%a7-%d8%b1%d9%81%d8%aa%d8%a7%d8%b1/">اجزای مغز و رابطه آن با رفتار</a> appeared first on <a href="https://behdashtravan.com">مجله تخصصی روانشناسی بهداشت روان</a>.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://behdashtravan.com/%d9%85%d8%ba%d8%b2-%d8%9b-%d8%a7%d8%ac%d8%b2%d8%a7%db%8c-%d8%a2%d9%86-%d9%88-%d8%b1%d8%a7%d8%a8%d8%b7%d9%87-%d8%a2%d9%86-%d8%a8%d8%a7-%d8%b1%d9%81%d8%aa%d8%a7%d8%b1/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>نظریه یادگیری تولمن</title>
		<link>https://behdashtravan.com/%d9%86%d8%b8%d8%b1%db%8c%d9%87-%db%8c%d8%a7%d8%af%da%af%db%8c%d8%b1%db%8c-%d8%aa%d9%88%d9%84%d9%85%d9%86/</link>
					<comments>https://behdashtravan.com/%d9%86%d8%b8%d8%b1%db%8c%d9%87-%db%8c%d8%a7%d8%af%da%af%db%8c%d8%b1%db%8c-%d8%aa%d9%88%d9%84%d9%85%d9%86/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[بهروز هاشمی]]></dc:creator>
		<pubDate>Thu, 27 Feb 2020 11:30:10 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[رفتارگرایی و شناختی]]></category>
		<category><![CDATA[روانشناسی شخصیت]]></category>
		<category><![CDATA[مکاتب روانشناسی]]></category>
		<category><![CDATA[تولمن]]></category>
		<category><![CDATA[نظریه یادگیری تولمن]]></category>
		<category><![CDATA[یادگیری]]></category>
		<category><![CDATA[یادگیری انتظاری تولمن]]></category>
		<category><![CDATA[یادگیری نهانی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://behdashtravan.com/?p=5054</guid>

					<description><![CDATA[<p>نظریه یادگیری تولمن نظریه یادگیری تولمن رفتار را از لحاظ مولکولی، یعنی برحسب جزئیات فیزیکی و فیزیولوژیکی آن توصیف نمی‌کند، بلکه به خصوصیات و چگونگی کلی آن می‌پردازد. تولمن آموخته‌های حیوان را وسیله‌ای برای رسیدن به هدف مشخصی، مبتنی بر آزمایش و خطا تلقی می‌کند. حیوان برای نیل به هدف به اکتشاف موقعیت محیطی می‌پردازد. قسمت &#8230;</p>
<p>The post <a href="https://behdashtravan.com/%d9%86%d8%b8%d8%b1%db%8c%d9%87-%db%8c%d8%a7%d8%af%da%af%db%8c%d8%b1%db%8c-%d8%aa%d9%88%d9%84%d9%85%d9%86/">نظریه یادگیری تولمن</a> appeared first on <a href="https://behdashtravan.com">مجله تخصصی روانشناسی بهداشت روان</a>.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>نظریه یادگیری تولمن</h2>
<p>نظریه یادگیری <a href="https://en.wikipedia.org/wiki/Edward_C._Tolman" target="_blank" rel="noopener noreferrer">تولمن</a> <a href="http://behdashtravan.com/%d8%aa%d8%a7%d8%b1%db%8c%d8%ae%da%86%d9%87-%d8%b1%d9%81%d8%aa%d8%a7%d8%b1%da%af%d8%b1%d8%a7%db%8c%db%8c-%d9%82%d8%b3%d9%85%d8%aa-%d8%a7%d9%88%d9%84/" target="_blank" rel="noopener noreferrer">رفتار</a> را از لحاظ مولکولی، یعنی برحسب جزئیات فیزیکی و فیزیولوژیکی آن توصیف نمی‌کند، بلکه به خصوصیات و چگونگی کلی آن می‌پردازد. تولمن آموخته‌های حیوان را وسیله‌ای برای رسیدن به هدف مشخصی، مبتنی بر آزمایش و خطا تلقی می‌کند. حیوان برای نیل به هدف به اکتشاف موقعیت محیطی می‌پردازد. قسمت اعظم رفتار بر اساس تجربه‌های قبلی رخ می‌دهد. در این حالت حیوان در جست‌وجوی هدفی است که در رفتار او تأثیر فراوان دارد. تولمن این پدیده را انتظار هدف می‌نامد.</p>
<p>عواملی را که میان محرک و پاسخ قرار می‌گیرند تا رفتار خاصی را به وجود آورند متغیرهای مداخله‌گر می‌نامند. تولمن پیوند میان محرک‌ها را در ایجاد یادگیری عادت اساس کار خود قرار می‌دهد.</p>
<p>هر وقت پس از نشانه‌ای (<a href="http://behdashtravan.com/%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%d8%b4%d9%86%d8%a7%d8%b3%db%8c-%d8%b1%d9%81%d8%aa%d8%a7%d8%b1%db%8c/" target="_blank" rel="noopener noreferrer">محرک شرطی</a>) امر اعتباری (محرک اصلی یا <a href="http://behdashtravan.com/%d8%b2%d9%86%d8%af%da%af%db%8c%d9%86%d8%a7%d9%85%d9%87-%d8%ac%d8%a7%d9%86-%d8%a8%db%8c-%d9%88%d8%a7%d8%aa%d8%b3%d9%88%d9%86/" target="_blank" rel="noopener noreferrer">غیرشرطی</a>) ظاهر شود یادگیرنده میان این محرک‌ها ارتباط برقرار می‌کند و یادگیری ایجاد می‌شود.</p>
<h2>یادگیری نهانی</h2>
<p>هرکسی، بی‌آنکه تظاهر به دانستن کند، می‌تواند معلوماتی داشته باشد و در موقع مقتضی معلومات خود را نشان دهد. پس دانایی و توانایی به‌صورت پنهانی نیز وجود دارد.</p>
<h2>مسائل یادگیری</h2>
<ol>
<li><strong>استعداد:</strong> در این زمینه توجه بیشتر به درجه‌بندی آن‌گونه مطالبی معطوف است که مستلزم کمترین یا بیشترین میزان هوشی برای یادگیری است.</li>
<li><strong>تمرین:</strong> تمرین سبب استحکام انتظار در رابطه می‌شود اما تمرین را نمی‌توان علت اصلی برای پاسخ درست دانست.</li>
<li><strong>ادراک:</strong> در نظریه یادگیری تولمن به یادگیری و تفکر خلاق توجه خاص می‌شود. در یادگیری مؤثر بینش نقش مهمی را به عهده دارد.</li>
<li><strong>انتقال:</strong> مقصود از انتقال این است که جاندار آنچه در موقعیت خاصی آموخته است بتواند در موقعیت دیگری به کار برد.</li>
</ol>
<p>نظریه یادگیری تولمن بر اساس اصل وابستگی محرک محرک S-S امکان یادگیری را بدون توجه به پاداش مطرح می‌کند. برای اینکه شاگردان چیزی بیاموزند لازم نیست به آنها پاداش بدهیم، بلکه تنها کافی است پس‌ازآنکه نشانه‌ای پدیدار شد امری بامعنا و قابل‌توجه رخ دهد.</p>
<p>نظریه یادگیری تولمن با نظریه یادگیری جان دیویی و ثرندایک که اصالت عمل را مهم می‌شمارند تناقض دارد.</p>
<p><strong>پیمان دوستی</strong><br />
<strong>۱۷ شهریور ۱۳۹۴</strong></p>
<h2>منبع</h2>
<p><a href="http://dousti.net/Persian/?p=814" target="_blank" rel="nofollow noopener noreferrer">دوستی</a></p>
<p>The post <a href="https://behdashtravan.com/%d9%86%d8%b8%d8%b1%db%8c%d9%87-%db%8c%d8%a7%d8%af%da%af%db%8c%d8%b1%db%8c-%d8%aa%d9%88%d9%84%d9%85%d9%86/">نظریه یادگیری تولمن</a> appeared first on <a href="https://behdashtravan.com">مجله تخصصی روانشناسی بهداشت روان</a>.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://behdashtravan.com/%d9%86%d8%b8%d8%b1%db%8c%d9%87-%db%8c%d8%a7%d8%af%da%af%db%8c%d8%b1%db%8c-%d8%aa%d9%88%d9%84%d9%85%d9%86/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>نوع‌دوستی و رفتار جامعه‌پسند</title>
		<link>https://behdashtravan.com/%d8%b1%d9%81%d8%aa%d8%a7%d8%b1-%d9%85%d8%a8%d8%aa%d9%86%db%8c-%d8%a8%d8%b1-%d9%86%d9%88%d8%b9%e2%80%8c%d8%af%d9%88%d8%b3%d8%aa%db%8c/</link>
					<comments>https://behdashtravan.com/%d8%b1%d9%81%d8%aa%d8%a7%d8%b1-%d9%85%d8%a8%d8%aa%d9%86%db%8c-%d8%a8%d8%b1-%d9%86%d9%88%d8%b9%e2%80%8c%d8%af%d9%88%d8%b3%d8%aa%db%8c/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[بهروز هاشمی]]></dc:creator>
		<pubDate>Thu, 30 Jan 2020 11:30:27 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[بهداشت روان]]></category>
		<category><![CDATA[خودشکوفایی و عزت نفس]]></category>
		<category><![CDATA[روانشناسی شخصیت]]></category>
		<category><![CDATA[سبک زندگی]]></category>
		<category><![CDATA[رفتار جامعه‌پسند]]></category>
		<category><![CDATA[ریاکاری اخلاقی]]></category>
		<category><![CDATA[کمال اخلاقی]]></category>
		<category><![CDATA[کمک به دیگران]]></category>
		<category><![CDATA[نوع دوستی]]></category>
		<category><![CDATA[هم حسی]]></category>
		<category><![CDATA[همدلی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://behdashtravan.com/?p=5141</guid>

					<description><![CDATA[<p>نوع‌دوستی یا رفتار جامعه پسند یعنی هر رفتاری که به دیگران سود برساند. این اصطلاح درباره اعمالی به‌کار می‌رود که هیچ سود مستقیمی به فرد نمی‌رساند و حتی ممکن است حاوی خطراتی نیز باشد. نوع‌دوستی مشخصاً به معنی ملاحظات غیر خودخواهانه در جهت رفاه دیگران است. پاسخ دادن به یک موقعیت اضطراری: آیا ناظران کمک &#8230;</p>
<p>The post <a href="https://behdashtravan.com/%d8%b1%d9%81%d8%aa%d8%a7%d8%b1-%d9%85%d8%a8%d8%aa%d9%86%db%8c-%d8%a8%d8%b1-%d9%86%d9%88%d8%b9%e2%80%8c%d8%af%d9%88%d8%b3%d8%aa%db%8c/">نوع‌دوستی و رفتار جامعه‌پسند</a> appeared first on <a href="https://behdashtravan.com">مجله تخصصی روانشناسی بهداشت روان</a>.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>نوع‌دوستی یا رفتار جامعه پسند یعنی هر رفتاری که به دیگران سود برساند. این اصطلاح درباره اعمالی به‌کار می‌رود که هیچ سود مستقیمی به فرد نمی‌رساند و حتی ممکن است حاوی خطراتی نیز باشد. نوع‌دوستی مشخصاً به معنی ملاحظات غیر خودخواهانه در جهت رفاه دیگران است.</p>
<h2>پاسخ دادن به یک موقعیت اضطراری: آیا ناظران کمک خواهند کرد؟</h2>
<h2>وقتی یک غریبه دچار گرفتاری است: قهرمان گری یا بی‌احساسی؟</h2>
<p>قهرمان گری به کارهایی اطلاق می‌شود که شامل خطرجویی جسورانه برای دستیابی به یک هدف ارزشمند است. بکر و ایگلی (۲۰۰۴) کسی را قهرمان می‌دانند که به استقبال خطر به شیوه‌های کم‌خطرتر و بارزتر می‌رود، از قبیل اهدای کلیه، پیوستن به سپاه صلح یا داوطلب پزشکان بدون مرز شدن.</p>
<p>برخی موارد افراد به موقعیت‌های اضطراری به‌صورت خودخواهانه، بی‌توجهی و بی‌احساسی پاسخ می‌دهند.</p>
<h2>پنج گام کمک کردن یا کمک نکردن</h2>
<p><strong>گام اول،</strong> توجه کردن یا عدم توجه به اینکه اتفاقی غیرعادی در حال رخ دادن است.</p>
<p><strong>گام دوم،</strong> درست تفسیر کردن یک رویداد به‌عنوان موقعیت اضطراری. در گام دوم ممکن است غفلت جمعی اتفاق بیافتد، یعنی چون هیچ‌یک از ناظران از آنچه در حال رخ دادن است مطمئن نیست، هر کدام به دیگری متکی است و ممکن است هیچ‌کس کمک نکند. تا اندازه‌ای به خاطر پخش مسئولیت، هرچه تعداد ناظران یک موقعیت اضطراری بیشتر باشد، احتمال کمک‌رسانی کمتر می‌شود یا به تأخیر می‌افتد (اثر ناظر).</p>
<p><strong>گام سوم،</strong> تصمیم به اینکه کمک رساندن وظیفه و مسئولیت شماست.</p>
<p><strong>گام چهارم،</strong> تصمیم به اینکه شما دارای دانش یا مهارت‌های لازم برای اقدام هستید.</p>
<p><strong>گام پنجم،</strong> تصمیم‌گیری نهایی برای دادن کمک. مردم در این مرحله متوسل به نوعی جبر شناختی می‌شوند، یعنی جنبه‌های مثبت و منفی کمک کردن را سبک و سنگین می‌کنند.</p>
<h2>عوامل بیرونی و درونی مؤثر بر نوع‌دوستی</h2>
<h2>عوامل موقعیتی که کمک کردن را افزایش یا بازداری می‌کنند</h2>
<p>خصوصیات قربانی از ویژگی‌های مهمی است که احتمال کمک را افزایش می‌دهد.</p>
<ol>
<li>میزان جذابیت قربانی،</li>
<li>جزئیات موقعیت که آیا خود او مسئول مشکل بوده است یا خیر،</li>
<li>قرار گرفتن در معرض الگوهای جامعه پسند،</li>
<li>کمک‌رسانی به کسانی که دوستشان دارید،</li>
<li>حالت هیجانی شخص، و</li>
<li>کمک به کسانی که از ما تقلید می‌کنند، از عوامل موقعیتی‌ای هستند که کمک کردن را افزایش یا بازداری می‌کنند.</li>
</ol>
<p>تقلید کردن یعنی تمایل خودکار به تقلید رفتار کسانی که با آنها تعامل داریم. انسان‌ها از لهجه، آهنگ صدا، و نحوه بیان کسانی که در اطرافشان هستند تقلید می‌کنند. تقلید موجب افزایش دوست داشتن و هم‌حسی می‌شود و در نتیجه نقش کلیدی در تعامل‌های اجتماعی بازی می‌کند. همچنین احتمال کمک کردن به اعضای خانواده یا کسانی که ارزش‌های مشابه با ارزش‌های ما دارند بیشتر از دیگران است.</p>
<h2>هیجان‌ها و نوع‌دوستی</h2>
<p>حالت هیجانی شخص هم به وسیله عوامل درونی و هم بیرونی تعیین می‌شود و آنها اغلب به دو مقوله مثبت و منفی تقسیم می‌شوند.</p>
<p>در برخی موارد افراد وقتی هیجان مثبت دارند، بیشتر تمایل دارند که به دیگران کمک کنند، اما تحت شرایطی معین، خلق خوش ممکن است احتمال دادن پاسخ جامعه پسند را کاهش دهد. ناظری که در یک حالت خلقی بسیار مثبت قرار دارد و با یک موقعیت اضطراری مبهم روبرو می‌شود، ممکن است موقعیت را غیر اضطراری تعبیر کند.</p>
<p>در برخی موارد وقتی افراد دارای هیجان منفی هستند، کمتر تمایل دارند به دیگران کمک کنند، اما در بعضی شرایط این حالت مانند خلق مثبت تغییر می‌کند. برای مثال اگر کمک کردن خلق بهتری در شما ایجاد کند، ممکن است دست به رفتار جامعه پسند بزنید. یک هیجان منفی اگر خیلی شدید نباشد، بیشتر اوقات اثر مثبتی بر رفتار جامعه پسند دارد.</p>
<h2>هم‌حسی و دیگر گرایش‌های شخصیتی مربوط به نوع‌دوستی</h2>
<p>گرایش‌های شخصیتی مبتنی بر ساختار ژنتیکی، یادگیری، یا هردوی آنها هستند که در طول زمان پایدار می‌باشند.</p>
<h2>هم‌حسی: یک الزام اساسی</h2>
<p>هم‌حسی شامل پاسخ‌های عاطفی و شناختی به حالت‌های هیجانی شخصی دیگر، مانند همدردی، تمایل به حل مسئله و اتخاذ چشم‌انداز شخص دیگر است. یک فرد هم حس، آنچه فرد دیگر حس می‌کند را حس می‌کند و می‌فهمد چرا آن شخص چنین احساسی دارد.</p>
<p>روان شناسان تکاملی معتقدند دلسوزی، مؤلفه عاطفه هم‌حسی است، یعنی نه فقط درد دیگران را حس کردن، بلکه توجه نشان دادن و تلاش کردن برای انجام کاری که درد را تسکین دهد.</p>
<p>مؤلفه شناختی هم ظاهراً به‌صورت اتخاذ چشم‌انداز شخص دیگر است، یعنی توانایی قرار دادن خود به‌جای شخصی دیگر. سه نوع اتخاذ چشم‌انداز وجود دارد.</p>
<ol>
<li>چشم‌انداز خودت را جای او بگذار، یعنی می‌توانید تصور کنید که فرد دیگر یک رویداد را چگونه درک می‌کند و در نتیجه باید چه نوع احساسی داشته باشد.</li>
<li>چشم‌انداز فکرش را بکن، یعنی مجسم کنید اگر شما در آن موقعیت قرار می‌گرفتید چه احساسی داشتید.</li>
<li>چشم‌انداز هم‌حسی با کسی در یک داستان، یعنی همانندسازی با شخصیت‌های خیالی.</li>
</ol>
<h2>هم‌حسی چگونه ایجاد می‌شود؟</h2>
<p>جانت استریر معتقد است ما با قابلیت زیستی هم‌حسی به دنیا می‌آییم، اما تجربه‌های خاص ما تعیین می‌کند که آیا این توان بالقوه آشکار شود یا خیر. داشتن یک سبک دل‌بستگی ایمن، پاسخ ناشی از هم‌حسی به نیازهای دیگران را آسان می‌کند.</p>
<h2>متغیرهای شخصیتی دیگر که به نوع‌دوستی مربوط هستند</h2>
<p>رفتار جامعه پسند به ویژگی‌های دیگری چون احساس خوشبختی، انگیزش پیشرفت، اجتماعی بودن و یک حالت خلقی که به طور مداوم مثبت باشد، ربط دارند و در بین کسانی که پیوسته پرخاشگر هستند، ماکیاولی‌ها و افراد بی‌اعتماد، کمیاب است.</p>
<p><strong>عوامل گرایشی</strong> به رفتار جامعه پسند و نوع‌دوست شامل،</p>
<ol>
<li>هم‌حسی،</li>
<li>باور به یک جهان عادل،</li>
<li>مسئولیت اجتماعی،</li>
<li>مکان کنترل درونی که رفتار ما به نتیجه کارمان مربوط است، و</li>
<li>خودمحوری کم</li>
</ol>
<p>است.</p>
<h2>تعهد درازمدت به نوع‌دوستی و اثرات مورد کمک واقع‌شدن</h2>
<p>یک نوع متفاوت از رفتار نوع‌دوستانه، داوطلب شدن برای انجام کاری به یک علت ارزشمند و برای زمانی طولانی است. پنج گامی که برای پاسخ به یک موقعیت اضطراری باید برداشته شوند، در مورد داوطلب شدن هم صدق می‌کند.</p>
<p>تصمیم به داوطلب شدن می‌تواند مبتنی بر ارزش‌های شخصی، نیاز به درک بیشتر درباره مشکل، تمایل به بهسازی و تقویت خود، و یا کاهش دادن احساسات منفی از قبیل احساس گناه یا فرار از مشکلات شخصی باشد. به‌عبارت‌دیگر داوطلبان ممکن است به دلایل کاملاً متفاوتی با یکدیگر همکاری کنند.</p>
<p>یک راه برای ایجاد داوطلب، دستور دادن برای داوطلب شدن است که مورد انتقاد قرار می‌گیرد. یک ویژگی متفاوت داوطلب شدن توسط مک آدامز و همکاران (۱۹۹۷) نسل گرایی معرفی شده است. آنها نسل گرایی را علاقه یک بزرگ‌سال و تعهد او نسبت به رفاه نسل‌های بعدی تعریف کرده‌اند. کسانی که از لحاظ نسل گرایی بالا باشند این علاقه و تعهد را به‌صورت فرزند دار شدن، درس دادن به جوانان و یا دست زدن به اعمالی که اثرات مثبتی فراتر از دوران حیات آنها خواهد داشت، نشان می‌دهند.</p>
<h2>نفع شخصی، کمال اخلاقی و ریاکاری اخلاقی</h2>
<h2>انگیزش و اخلاق</h2>
<p>به استون و تامسون (۲۰۰۱) معتقدند که وقتی شخصی با یک معمای اخلاقی از قبیل اینکه آیا به کسی کمک کند یا نه، روبرو می‌شود، سه انگیزه اصلی وجود دارد.</p>
<ol>
<li>نفع شخصی، بدان معنی است که بیشتر رفتارهای ما مبتنی بر جستجوی هر چیزی است که بیشتری رضایت خاطر را برای ما به ارمغان آورد و ما را از تنبیه شدن برکنار دارد و اهمیتی برای پرسش‌های درست و غلط قائل نیست.</li>
<li>کمال اخلاقی، از پرسش‌های درست و غلط و منصفانه و غیرمنصفانه سرچشمه می‌گیرد و مقداری از نفع شخصی خود را در راه انجام عمل درست قربانی می‌کنند.</li>
<li>ریاکاری اخلاقی، یعنی افراد به‌وسیله نفع شخصی هدایت می‌شوند، اما درعین‌حال مراقب ظواهر بیرونی رفتار خود هم هستند.</li>
</ol>
<p>علی‌رغم تصویری که دلمان می‌خواهد از خودمان داشته باشیم، حتی در یک موقعیت ساده به نظر می‌رسد که نفع شخصی و ریاکاری اخلاقی ما بر کمال اخلاقی ما غلبه دارند.</p>
<h2>دریافت کمک چه احساسی دارد</h2>
<p>مورد کمک واقع‌شدن می‌تواند ناخوشایند باشد. نیازمند کمک بودن یادآور مشکل فرد است و دریافت‌کننده کمک شاهد این است که کس دیگری از او خوشبخت‌تر است و عزت‌نفس او آسیب می‌بیند.</p>
<p>وقتی کمک ناخوشایند باشد، ممکن است خودیاری را برانگیزد. هیچ‌کس دوست ندارد درمانده یا بی‌کفایت به نظر بیاید و خودیاری می‌تواند احساس وابستگی و اتکا را کاهش دهد.</p>
<h2>انگیزه اساسی برای دست زدن به نوع‌دوستی</h2>
<p><strong>هم حسی-نوع دوستی:</strong> کمک کردن به دیگران احساس خوشایندی دارد. سیالدینی معتقد است، هم‌حسی زمانی به رفتار نوع‌دوستانه می‌انجامد که فرد با قربانی همانندسازی کند و در واقع با کمک کردن به قربانی به خودش کمک می‌کند.</p>
<p><strong>تسکین حالت منفی:</strong> کمک کردن باعث می‌شود کمتر احساس بدی کنید. تحقیقات نشان می‌دهند که ناراحت بودن منجر به رفتار جامعه پسند می‌شوند.</p>
<p><strong>لذت هم‌حسی:</strong> کمک کردن به‌عنوان نوعی موفقیت. کمک کردن می‌تواند منجر به‌نوعی پاداش در این جهان و آمرزش در جهان دیگر باشد.</p>
<p><strong>جبر ژنتیکی:</strong> کمک کردن به‌عنوان یک پاسخ انطباقی. به‌طورکلی، بهترین فردی را که می‌توان نجات داد خویشاوندی است که هنوز آن‌قدر جوان است که می‌تواند تولیدمثل کند.</p>
<p>سوالات ود را برای متخصصین سایت <a href="http://behdashtravan.com" target="_blank" rel="noopener noreferrer">بهداشت روان</a> ارسال کنید</p>
<p><strong>پیمان دوستی</strong><br />
<strong>بهار ۱۳۹۷</strong></p>
<h2>منبع</h2>
<p><a href="http://dousti.net/Persian/?p=1400" target="_blank" rel="nofollow noopener noreferrer">دوستی</a></p>
<p>برگرفته از کتاب روان‌شناسی اجتماعی دکتر بارون و همکاران، ترجمه دکتر کریمی</p>
<p>The post <a href="https://behdashtravan.com/%d8%b1%d9%81%d8%aa%d8%a7%d8%b1-%d9%85%d8%a8%d8%aa%d9%86%db%8c-%d8%a8%d8%b1-%d9%86%d9%88%d8%b9%e2%80%8c%d8%af%d9%88%d8%b3%d8%aa%db%8c/">نوع‌دوستی و رفتار جامعه‌پسند</a> appeared first on <a href="https://behdashtravan.com">مجله تخصصی روانشناسی بهداشت روان</a>.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://behdashtravan.com/%d8%b1%d9%81%d8%aa%d8%a7%d8%b1-%d9%85%d8%a8%d8%aa%d9%86%db%8c-%d8%a8%d8%b1-%d9%86%d9%88%d8%b9%e2%80%8c%d8%af%d9%88%d8%b3%d8%aa%db%8c/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>روانشناسی فیزیولژیکی چه سوالاتی را پاسخ می‌دهد؟</title>
		<link>https://behdashtravan.com/%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%d8%b4%d9%86%d8%a7%d8%b3%db%8c-%d9%81%db%8c%d8%b2%db%8c%d9%88%d9%84%da%98%db%8c%da%a9%db%8c-%da%86%d9%87-%d8%b3%d9%88%d8%a7%d9%84%d8%a7%d8%aa%db%8c-%d8%b1%d8%a7-%d9%be%d8%a7/</link>
					<comments>https://behdashtravan.com/%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%d8%b4%d9%86%d8%a7%d8%b3%db%8c-%d9%81%db%8c%d8%b2%db%8c%d9%88%d9%84%da%98%db%8c%da%a9%db%8c-%da%86%d9%87-%d8%b3%d9%88%d8%a7%d9%84%d8%a7%d8%aa%db%8c-%d8%b1%d8%a7-%d9%be%d8%a7/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[بهروز هاشمی]]></dc:creator>
		<pubDate>Thu, 20 Jun 2019 10:30:40 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[بهداشت روان]]></category>
		<category><![CDATA[روانشناسی شخصیت]]></category>
		<category><![CDATA[مکاتب روانشناسی]]></category>
		<category><![CDATA[روانشناسی عصب نگر]]></category>
		<category><![CDATA[روانشناسی فیزیولژیکی]]></category>
		<category><![CDATA[عصب شناسی]]></category>
		<category><![CDATA[فیزولوژی]]></category>
		<category><![CDATA[مغز و رفتار]]></category>
		<category><![CDATA[نوروسایکولوژی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://behdashtravan.com/?p=5436</guid>

					<description><![CDATA[<p>رابطه‌ی ذهن  و مغز در روانشناسی فیزیولژیکی روانشناسی فیزیولژیکی بررسی مکانیزم‌های فیزیولوژیکی، تکاملی، و رشدی رفتار و تجربه است. این تقریباً با اصطلاحات biopsychology، psychobiology،physiological psychology و  behavioral neuroscience مترادف است. اصطلاح روانشناسی فیزیولژیکی تأکید دارد که هدف، ربط دادن زیست‌شناسی به مسائل روان‌شناختی( توجیه زیستی رفتار ) است. علم اعصاب قطعاً خیلی از مسائل مربوط به رفتار را &#8230;</p>
<p>The post <a href="https://behdashtravan.com/%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%d8%b4%d9%86%d8%a7%d8%b3%db%8c-%d9%81%db%8c%d8%b2%db%8c%d9%88%d9%84%da%98%db%8c%da%a9%db%8c-%da%86%d9%87-%d8%b3%d9%88%d8%a7%d9%84%d8%a7%d8%aa%db%8c-%d8%b1%d8%a7-%d9%be%d8%a7/">روانشناسی فیزیولژیکی چه سوالاتی را پاسخ می‌دهد؟</a> appeared first on <a href="https://behdashtravan.com">مجله تخصصی روانشناسی بهداشت روان</a>.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>رابطه‌ی ذهن  و مغز در روانشناسی فیزیولژیکی</h2>
<p>روانشناسی فیزیولژیکی بررسی مکانیزم‌های فیزیولوژیکی، تکاملی، و رشدی رفتار و تجربه است. این تقریباً با اصطلاحات biopsychology، psychobiology،physiological psychology و  behavioral neuroscience مترادف است. اصطلاح روانشناسی فیزیولژیکی تأکید دارد که هدف، ربط دادن زیست‌شناسی به مسائل روان‌شناختی( توجیه زیستی رفتار ) است. علم اعصاب قطعاً خیلی از مسائل مربوط به رفتار را در بر دارد ولی این رشته جزئیات بیشتری را درباره‌ی آناتومی و شیمی شامل می‌شود.</p>
<p>بخش عمده‌ی روان‌شناختی فیزیولوژیکی به بررسی عملکرد مغز اختصاص یافته است. شکل زیر تصویری از مغز انسان را از بالا (که اناتومیست‌ها آن را دیدِ پشتی می‌نامند) و از پایین (دیدِ قدامی یا پیشین) نشان می‌دهد. اسامی موجود در این شکل به چند ناحیه مهم اشاره دارند که وقتی در این کتاب جلوتر بروید بیشتر با آنها آشنا خواهید شد. بررسی نواحی مغز، قسمت‌های مجزایی را آشکار می‌سازد. در سطح میکروسکوپی، دو نوع سلول را می‌یابیم: نورون‌ها (شکل زیر) و گلیا. نورون‌ها که پیام‌ها را به یکدیگر و به عضلات و غدد منتقل می‌کنند، از لحاظ اندازه، و وظیفه بسیار تفاوت دارند. گلیا، که معمولاً از نورون‌ها کوچک‌تر هستند، وظایف متعددی دارند ولی اطلاعات را به فواصل طولانی انتقال نمی‌دهند. فعالیت نورون‌ها و گلیا رفتارها و تجربیات عظیمی را به بار می‌آورند.</p>
<p><img decoding="async" class="wp-image-5434 aligncenter" title="روانشناسی فیزیولژیکی" src="http://behdashtravan.com/wp-content/uploads/2018/08/Untitled.png" alt="" width="640" height="268" srcset="https://behdashtravan.com/wp-content/uploads/2018/08/Untitled.png 861w, https://behdashtravan.com/wp-content/uploads/2018/08/Untitled-300x126.png 300w, https://behdashtravan.com/wp-content/uploads/2018/08/Untitled-768x322.png 768w" sizes="(max-width: 640px) 100vw, 640px" /></p>
<h2>سوالات روانشناسی فیزیولژیکی</h2>
<p>در روانشناسی فیزیولژیکی چنین سوالاتی مطرح است. فیزیولوژیکی چنین سوالاتی مطرح است: با توجه به وجود این دنیا که از ماده و انرژی تشکیل شده، چرا هشیاری وجود دارد؟ آیا هشیاری عملکرد ضروری مغز است یا اینکه تصادفی است؟ مغز است یا اینکه تصادفی است؟ مغز چگونه و چرا هشیاری را به وجود می‌آورد؟</p>
<p>پژوهشگران روانشناسی فیزیولژیکی همچنین سؤال‌هایی اختصاصی‌تر نظیر اینها را می‌پرسند: چه ژن‌هایی، رشد پیش از تولدی، یا عوامل دیگری برخی افراد را برای اختلال‌های روان‌شناختی آماده می‌سازند؟ آیا بعد از صدمه مغزی امیدی به بهبودی می‌رود؟ و چه چیزی انسان‌ها را قادر می‌سازد تا زبان را به این راحتی یاد بگیرند؟</p>
<p>سوالات خود را برای<a href="http://BEHDASHTRAVAN.COM" target="_blank" rel="noopener"> بهداشت روان</a> اسال کنید.</p>
<h2>منبع</h2>
<p><strong>کتاب:</strong><a href="https://www.adinehbook.com/gp/product/9648345315" target="_blank" rel="noopener"> روان شناسی فیزیولوژیک</a><br />
<strong>نویسنده:</strong> جیمز کالات<br />
<strong>مترجم:</strong> یحیی سیدمحمدی</p>
<p>The post <a href="https://behdashtravan.com/%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%d8%b4%d9%86%d8%a7%d8%b3%db%8c-%d9%81%db%8c%d8%b2%db%8c%d9%88%d9%84%da%98%db%8c%da%a9%db%8c-%da%86%d9%87-%d8%b3%d9%88%d8%a7%d9%84%d8%a7%d8%aa%db%8c-%d8%b1%d8%a7-%d9%be%d8%a7/">روانشناسی فیزیولژیکی چه سوالاتی را پاسخ می‌دهد؟</a> appeared first on <a href="https://behdashtravan.com">مجله تخصصی روانشناسی بهداشت روان</a>.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://behdashtravan.com/%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%d8%b4%d9%86%d8%a7%d8%b3%db%8c-%d9%81%db%8c%d8%b2%db%8c%d9%88%d9%84%da%98%db%8c%da%a9%db%8c-%da%86%d9%87-%d8%b3%d9%88%d8%a7%d9%84%d8%a7%d8%aa%db%8c-%d8%b1%d8%a7-%d9%be%d8%a7/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>حالت خواب و صفات شخصیتی</title>
		<link>https://behdashtravan.com/%d8%ad%d8%a7%d9%84%d8%aa-%d8%ae%d9%88%d8%a7%d8%a8-%d9%88-%d8%b5%d9%81%d8%a7%d8%aa-%d8%b4%d8%ae%d8%b5%db%8c%d8%aa%db%8c/</link>
					<comments>https://behdashtravan.com/%d8%ad%d8%a7%d9%84%d8%aa-%d8%ae%d9%88%d8%a7%d8%a8-%d9%88-%d8%b5%d9%81%d8%a7%d8%aa-%d8%b4%d8%ae%d8%b5%db%8c%d8%aa%db%8c/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[بهروز هاشمی]]></dc:creator>
		<pubDate>Tue, 04 Jun 2019 10:30:50 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[بهداشت روان]]></category>
		<category><![CDATA[روانشناسی شخصیت]]></category>
		<category><![CDATA[حالت خواب]]></category>
		<category><![CDATA[حالت خوابیدن]]></category>
		<category><![CDATA[خواب]]></category>
		<category><![CDATA[شخصیت]]></category>
		<category><![CDATA[صفات شخصیتی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://behdashtravan.com/?p=5058</guid>

					<description><![CDATA[<p>حالت خواب در مورد صفات شخصی شما چه می‌گوید؟ در این مقاله انواع حالت خواب را معرفی می‌کنیم و ویژگی شخصیتی متناظر آن را به شما معرفی می‌کنیم. آیا این ویژگی‌ها برای شما هم کاربرد دارد؟ انواع حالت خواب Foetus کسانی که در این موقعیت هستند دارای ظاهری سخت اما قلب حساسی دارند. آنها ممکن &#8230;</p>
<p>The post <a href="https://behdashtravan.com/%d8%ad%d8%a7%d9%84%d8%aa-%d8%ae%d9%88%d8%a7%d8%a8-%d9%88-%d8%b5%d9%81%d8%a7%d8%aa-%d8%b4%d8%ae%d8%b5%db%8c%d8%aa%db%8c/">حالت خواب و صفات شخصیتی</a> appeared first on <a href="https://behdashtravan.com">مجله تخصصی روانشناسی بهداشت روان</a>.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>حالت خواب در مورد صفات شخصی شما چه می‌گوید؟ در این مقاله انواع حالت خواب را معرفی می‌کنیم و ویژگی شخصیتی متناظر آن را به شما معرفی می‌کنیم. آیا این ویژگی‌ها برای شما هم کاربرد دارد؟</p>
<h3><a href="http://behdashtravan.com/wp-content/uploads/2018/07/sleep-types_large.gif"><img loading="lazy" decoding="async" class="aligncenter wp-image-5059 size-full" title="روانشناسی حالت خواب" src="http://behdashtravan.com/wp-content/uploads/2018/07/sleep-types_large.gif" alt="روانشناسی حالت خواب" width="413" height="164" /></a></h3>
<h2>انواع حالت خواب</h2>
<h3>Foetus</h3>
<p>کسانی که در این موقعیت هستند دارای ظاهری سخت اما قلب حساسی دارند. آنها ممکن است در اولین ملاقات خجالتی به نظر آیند، اما به‌زودی عادی می‌شوند. این رایج‌ترین موقعیت خواب است. بیش از دو برابر زنان نسبت به مردان در این موقعیت می‌خوابند.</p>
<h3>Log</h3>
<p>کسانی که در این حالت می‌خوابند سخت‌گیر نیستند، و مردم اجتماعی هستند که دوست دارند بخشی از جامعه باشند. به غریبه‌ها اعتماد می‌کنند و ممکن است ساده‌لوح باشند.</p>
<h3>Yearner</h3>
<p>این افراد طبیعی هستند اما می‌توانند مشکوک و بدبین باشند. آنها به‌آرامی تصمیم می‌گیرند. اما زمانی که تصمیم بگیرند بعید است که آن را تغییر دهند.</p>
<h3>Soldier</h3>
<p>به‌طورکلی آرام و کم‌حرف هستند. آنها سروصدا را دوست ندارند.</p>
<h3>Freefall</h3>
<p>اغلب مردم اجتماعی و عجول، بی‌پروا، رک‌وپوست‌کنده، نقد، و یا موقعیت‌های افراطی را دوست ندارند.</p>
<h3>Starfish</h3>
<p>این افراد دوستان خوبی هستند زیرا آنها همیشه آماده گوش دادن به دیگران می‌باشند، و زمانی که کمک احتیاج داشته باشی به تو کمک می‌کنند. آنها به‌طورکلی دوست ندارند مرکز توجه باشند.</p>
<h2>منبع</h2>
<p><a href="http://dousti.net/Persian/?p=43" target="_blank" rel="nofollow noopener">دوستی</a><br />
<strong>مترجم:</strong> پیمان دوستی<br />
<a href="https://www.sleepjunkie.org/what-does-your-sleep-position-mean/" target="_blank" rel="noopener">اسلیپ جانکی</a></p>
<p>The post <a href="https://behdashtravan.com/%d8%ad%d8%a7%d9%84%d8%aa-%d8%ae%d9%88%d8%a7%d8%a8-%d9%88-%d8%b5%d9%81%d8%a7%d8%aa-%d8%b4%d8%ae%d8%b5%db%8c%d8%aa%db%8c/">حالت خواب و صفات شخصیتی</a> appeared first on <a href="https://behdashtravan.com">مجله تخصصی روانشناسی بهداشت روان</a>.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://behdashtravan.com/%d8%ad%d8%a7%d9%84%d8%aa-%d8%ae%d9%88%d8%a7%d8%a8-%d9%88-%d8%b5%d9%81%d8%a7%d8%aa-%d8%b4%d8%ae%d8%b5%db%8c%d8%aa%db%8c/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>مسئله‌ی ذهن و مغز</title>
		<link>https://behdashtravan.com/%d9%85%d8%b3%d8%a6%d9%84%d9%87-%d8%b0%d9%87%d9%86-%d9%88-%d9%85%d8%ba%d8%b2/</link>
					<comments>https://behdashtravan.com/%d9%85%d8%b3%d8%a6%d9%84%d9%87-%d8%b0%d9%87%d9%86-%d9%88-%d9%85%d8%ba%d8%b2/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[بهروز هاشمی]]></dc:creator>
		<pubDate>Tue, 30 Apr 2019 10:30:52 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[روانشناسی شخصیت]]></category>
		<category><![CDATA[مکاتب روانشناسی]]></category>
		<category><![CDATA[بدن و ذهن]]></category>
		<category><![CDATA[بهداشت روان]]></category>
		<category><![CDATA[جسم و روح]]></category>
		<category><![CDATA[ذهن و مغز]]></category>
		<category><![CDATA[روانشناسی فیزیولوژی]]></category>
		<category><![CDATA[فیزیولوی]]></category>
		<category><![CDATA[نوروسایکولوژی]]></category>
		<category><![CDATA[هشیاری]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://behdashtravan.com/?p=4803</guid>

					<description><![CDATA[<p>مسئله ذهن و مغز درباره‌ی توجیه بدنی اعمال و تجربیات خودتان چه نظری دارید؟ فرض کنید که بگویید: «من به خاطر اینکه مردی را با تفنگ دیدم ترسیدم، و یک دانشمند علوم اعصاب بگوید: «شما به این دلیل ترسیدید که فعالیت الکتروشیمیایی در بادامه مرکزی مغز شما افزایش یافت». آیا یکی از توجیهات درست و &#8230;</p>
<p>The post <a href="https://behdashtravan.com/%d9%85%d8%b3%d8%a6%d9%84%d9%87-%d8%b0%d9%87%d9%86-%d9%88-%d9%85%d8%ba%d8%b2/">مسئله‌ی ذهن و مغز</a> appeared first on <a href="https://behdashtravan.com">مجله تخصصی روانشناسی بهداشت روان</a>.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>مسئله ذهن و مغز</h2>
<p>درباره‌ی توجیه بدنی اعمال و تجربیات خودتان چه نظری دارید؟ فرض کنید که بگویید: «من به خاطر اینکه مردی را با تفنگ دیدم ترسیدم، و یک دانشمند علوم اعصاب بگوید: «شما به این دلیل ترسیدید که فعالیت الکتروشیمیایی در بادامه مرکزی مغز شما افزایش یافت». آیا یکی از توجیهات درست و دیگری غلط است؟ یا اگر هر دو درست هستند، چه ارتباطی بین آنها وجود دارد؟</p>
<p>توجیهات زیستی رفتار مسئله‌ی ذهن و بدن یا ذهن و مغز را مطرح می‌کنند: بین ذهن و رفتار چه ارتباطی وجود دارد؟ بدون تردید دیدگاه شایع در بین افرادی که دانشمند نیستند دوگانه‌نگری است که اعلام می‌دارد ذهن و بدن دو نوع ماده هستند &#8211; ماده‌ی ذهنی و ماده‌ی جسمی &#8211; که به‌طور مستقل وجود دارند. رنه دکارت فیلسوف فرانسوی مدافع دوگانه‌نگری بود ولی از این موضوع ناراحت‌کننده آگاه بود که چگونه ذهنی که از ماده ساخته نشده می‌تواند بر مغز مادی تأثیر بگذارد. او اعلام کرد که ذهن و مغز در نقطه‌ای تعامل می‌کنند، که وی آن را غده‌ی صنوبری دانست. غده‌ی صنوبری ساختار کوچک تکی است که می‌توان آن را در مغز یافت (شکل ۵ ـ۱).</p>
<p>گرچه ما افتخار اولین دفاع آشکار از دوگانه‌نگری را به <a href="http://behdashtravan.com/%d8%ac%d9%85%d9%84%d8%a7%d8%aa-%d8%b1%d9%86%d9%87-%d8%af%da%a9%d8%a7%d8%b1%d8%aa/" target="_blank" rel="noopener">دکارت</a> می‌دهیم ولی او اصلاً مبتکر آن نبود. به نظر می‌رسد که تجربه ذهنی به قدری با عامل مادی مغز تفاوت دارد که اغلب افراد متفاوت بودن ذهن و مغز را مسلم می‌دانند. بااین‌حال، تقریباً تمام فلاسفه و دانشمندان علوم اعصاب فعلی دوگانه‌نگری را رد می‌کنند. مخالفت قاطع این است که دوگانه‌نگری با مشاهده مستند در فیزیک که به قانون بقای ماده و انرژی معروف است مغایرت دارد: تا جایی که می‌توانیم بگوییم کل مقدار ماده و انرژی در جهان ثابت است. ماده می‌تواند به انرژی و انرژی به ماده تبدیل شود ولی به نظر نمی‌رسد که هیچ یک ناپدید شده و به نیستی تبدیل شود. چون هر حرکت ماده به انرژی نیاز دارد، ذهن که از ماده یا انرژی تشکیل نشده است به نظر نمی‌رسد که بتواند باعث شود که چیزی، حتی حرکت عضله اتفاق بیفتد.</p>
<p>گزینه‌ای که برای دوگانه‌نگری وجود دارد وحدت‌گرایی است، یعنی اعتقاد به اینکه دنیا فقط از یک نوع ماده تشکیل شده است.</p>
<h2>انواع وحدت‌گرایی</h2>
<p>امکان انواع وحدت‌گرایی وجود دارد که در طبقات زیر دسته‌بندی می‌شوند:</p>
<ul>
<li>ماتریالیسم (ماده‌گرایی): دیدگاهی که اعلام می‌دارد هر چیزی که وجود دارد مادی است. طبق یکی از مدل‌های این دیدگاه که «ماتریالیسم حذفی» نامیده می‌شود، رویدادهای ذهنی اصلاً وجود ندارند و روان‌شناسی عامیانه مبتنی بر ذهن و فعالیت ذهنی اصولاً اشتباه است. بااین‌حال، اغلب ما به‌سختی می‌توانیم باور کنیم که ذهن ما پرداخته‌ی قدرت تخیل ماست. مدل موجه‌تر این است که سرانجام راهی پیدا خواهیم کرد تا تمام تجربیات روان‌شناختی را در قالب شرایط صرفاً مادی توجیه کنیم.</li>
<li>ذهن‌گرایی: دیدگاهی که اعلام می‌دارد فقط ذهن واقعاً وجود دارد و اینکه دنیای مادی وجود ندارد مگر اینکه ذهن‌هایی از آن آگاه باشند. آزمودن این دیدگاه کار آسانی نیست ـ سعی کنید  آن را امتحان کنید! ـ اما شماری از فلاسفه یا دانشمندان آن را جدی می‌گیرند.</li>
<li>موضع همسانی: دیدگاهی که اعلام می‌دارد فرایندهای ذهنی انواع خاصی از فرایندهای مغزی هستند ولی به صورت متفاوتی توصیف شده‌اند. به‌عبارت‌دیگر، دنیا فقط یک نوع ماده دارد ولی جنبه‌های مادی و ذهنی را شامل می‌شود. از راه قیاس، امکان دارد یک نفر مونالیزا را نقاشی خارق‌العاده زنی با لبخند ظریف توصیف کند یا اینکه یک نفر رنگ‌های دقیق و درخشندگی هر نقطه در این نقاشی را فهرست کند. با اینکه این دو توصیف به نظر بسیار متفاوت می‌رسند، ولی به شیء واحدی اشاره دارند. طبق موضع همسانی، هر تجربه‌ی ذهنی فعالیت مغز است، هرچند که توصیف افکار با توصیف فعالیت مغز بسیار متفاوت به نظر برسند. برای مثال، وقتی کسی شما را تهدید می‌کند و می‌ترسید، این ترس همان الگوی خاص فعالیت در مغز شماست.</li>
</ul>
<p>توجه کنید که تعریف موضع همسانی چگونه بیان شده است. این موضع نمی‌گوید که ذهن همان مغز است. ذهن فعالیت مغز است. به همین صورت، آتش واقعاً «چیزی» نیست. آتش اتفاقی است که برای چیزی روی می‌دهد. همین‌طور، فعالیت ذهنی اتفاقی است که برای مغز روی می‌دهد.</p>
<p>آیا می‌توانیم مطمئن باشیم که وحدت‌گرایی درست است؟ نه. ولی ما آن را به عنوان معقول‌ترین فرضیه قبول می‌کنیم. یعنی، ما در مورد فرض وحدت‌گرایی تحقیق می‌کنیم تا ببینیم چقدر می‌توانیم پیش برویم. در سرتاسر این کتاب خواهید دید که تجربیات و فعالیت مغزی جدانشدنی به نظر می‌رسند. تحریک هر ناحیه مغز تجربه‌ای را تحریک می‌کند و هر تجربه‌ای فعالیت مغز را تحریک می‌نماید.</p>
<p>حتی اگر موضع وحدت‌نگر را قبول کنیم، کاری بیشتر از بازگویی مسئله‌ی ذهن ـ مغز انجام نداده‌ایم. این سؤال باقی می‌ماند: چرا هشیاری به فعالیت مغز تعلق دارد؟ آیا هشیاری مهم است یا اینکه مثل صداهای یک دستگاه، تصادفی است؟ چه نوع فعالیت مغزی هشیاری را به وجود می‌آورد؟ چگونه هشیاری را به وجود می‌آورد؟ و اصلاً هشیاری چیست؟ (شاید متوجه فقدان تعریف شده باشید. تعریف قاطع و روشنی از هشیاری وجود ندارد. همین موضوع در مورد اصطلاحات دیگری که به‌راحتی به‌کار می‌بریم صدق می‌کند. به رالی مثال، می‌دانید که منظور از زمان چیست، ولی آیا می‌توانید آن را تعریف کنید؟)</p>
<h2>کارکرد هشیاری</h2>
<p>کارکرد هشیاری (اگر اصلاً وجود داشته باشد) اصلاً واضح و آشکار نیست. شماری از روان‌شناسان معتقدند که خیلی از حیوانات نیز از هشیاری برخوردارند زیرا رفتار آنها به قدری پیچیده و انطباقی است که نمی‌توانیم آن را بدون فرض کردن هشیاری توجیه کنیم (به عنوان نمونه، گریفین، ۲۰۰۱). دیگران معتقدند که حتی اگر حیوانات هشیار باشند، هشیاری آنها چیزی را توجیه نمی‌کند. امکان دارد هشیاری مفهوم علمی مفیدی نباشد (وین،۲۰۰۴). در واقع، چون نمی‌توانیم هشیاری را مشاهده کنیم، هیچ یک با اطمینان نمی‌دانیم که حتی دیگران هشیار هستند.</p>
<p>طبق موضعی که به خود انگاری معروف است، فقط من وجود دارم، یا فقط من هشیارم. سایر افراد یا مثل آدم‌های ماشینی یا مانند شخصیت‌های موجود در رؤیا هستند. (خودانگاران سازمان‌هایی را تشکیل نمی‌دهند زیرا هر یک متقاعد شده‌اند که تمام خودانگاران دیگر غلط هستند!). با اینکه افراد معدودی خودانگاری را جدی می‌گیرند، ولی به سختی می‌توان شواهدی را تصور کرد که آن را رد کنند. مشکل آگاه شدن از اینکه آیا افراد دیگر (یا حیوانات) تجربیات هشیار دارند به مسئله ذهن‌های دیگر معروف است.</p>
<p>چرا اغلب ما خودانگار نیستیم؟ یعنی، چرا معتقدید که دیگران ذهن دارند؟ ما به وسیله قیاس استدلال می‌کنیم: «دیگران خیلی شبیه من به نظر می‌رسند و عمل می‌کنند، پس آنها احتمالاً تجربیات درونی شبیه من دارند». تا کجا می‌توانیم این قیاس را گسترش دهیم؟ شامپانزه‌ها تا اندازه‌ای مانند انسان‌ها به نظر می‌رسند و عمل می‌کنند. اغلب ما، اما نه همه، مایلیم فرض کنیم که شامپانزه‌ها هشیار هستند. اگر شامپانزه‌ها هشیار هستند، درباره‌ی سگ‌ها، موش‌ها، ماهی‌ها، حشرات، درختان، صخره‌ها چه می‌توانیم بگوییم؟ مسئله مشابهی در رابطه با رشد انسان مطرح می‌باشد: انسان در چه مقطعی بین تخمک بارور و اوایل کودکی هشیار می‌شود؟ انسان در چه لحظه‌ای از مردن، سرانجام هشیاری خود را از دست می‌دهد؟ و چگونه می‌توانیم از این مسائل آگاه شویم؟</p>
<p>فکر کردن درباره‌ی این مسائل باعث می‌شود که اغلب افراد نتیجه بگیرند که هشیار نمی‌تواند مسئله آری یا نه باشد. ما می‌توانیم موجود ذاتی را که هشیاری دارند از آنهایی که ندارند جدا کنیم. هشیاری باید به تدریج تکامل یافته باشد و درون فرد نیز احتمالاً به تدریج شکل می‌گیرد (ادلمن، ۲۰۰۱).</p>
<p>درباره‌ی کامپیوترها و ربات‌ها چه می‌توان گفت؟ هر سال آن‌ها پیشرفته‌تر و پیچیده‌تر می‌شوند. اگر کسی روباتی را بسازد که بتواند راه برود، صحبت کند، هوشمندانه گفتگو کند، به جوک‌ها بخندد، و کارهای دیگر انجام دهد چه پیش می‌آید؟ چه موقعی می‌توانیم بگوییم که این روبات هشیار است؟</p>
<p>احتمالاً پاسخ شما این است که «هیچ‌وقت. روبات صرفاً یک دستگاه است و برای کارهایی که انجام می‌دهد برنامه‌ریزی شده است». بسیار خوب، اما مغز انسان نیز دستگاه است. (دستگاه هر چیزی است که یک نوع انرژی را به شکل دیگری تبدیل کند). و ما نیز توسط ژن‌ها و تجربیات گذشته خود برنامه‌ریزی شده‌ایم. (ما خودمان را به شکل دیگری تبدیل کند). اگر هشیاری خاصیت ترکیب کربن داشته باشد، احتمالاً هیچ روباتی هرگز نمی‌تواند هشیار باشد.</p>
<h2>منبع</h2>
<p><strong>کتاب:</strong><a href="https://www.adinehbook.com/gp/product/9648345315" target="_blank" rel="nofollow noopener"> روان شناسی فیزیولوژیک</a><br />
<strong>نویسنده:</strong> جیمز کالات<br />
<strong>مترجم:</strong> یحیی سیدمحمدی</p>
<p>The post <a href="https://behdashtravan.com/%d9%85%d8%b3%d8%a6%d9%84%d9%87-%d8%b0%d9%87%d9%86-%d9%88-%d9%85%d8%ba%d8%b2/">مسئله‌ی ذهن و مغز</a> appeared first on <a href="https://behdashtravan.com">مجله تخصصی روانشناسی بهداشت روان</a>.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://behdashtravan.com/%d9%85%d8%b3%d8%a6%d9%84%d9%87-%d8%b0%d9%87%d9%86-%d9%88-%d9%85%d8%ba%d8%b2/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
	</channel>
</rss>
