<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	>

<channel>
	<title>مقالات گوردون آلپورت | مجله تخصصی روانشناسی بهداشت روان</title>
	<atom:link href="https://behdashtravan.com/tag/%DA%AF%D9%88%D8%B1%D8%AF%D9%88%D9%86-%D8%A2%D9%84%D9%BE%D9%88%D8%B1%D8%AA/feed/" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>https://behdashtravan.com/tag/گوردون-آلپورت/</link>
	<description></description>
	<lastBuildDate>Thu, 29 Nov 2018 21:12:45 +0000</lastBuildDate>
	<language>fa-IR</language>
	<sy:updatePeriod>
	hourly	</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>
	1	</sy:updateFrequency>
	<generator>https://wordpress.org/?v=6.8.2</generator>

<image>
	<url>https://behdashtravan.com/wp-content/uploads/2017/09/cropped-logo-32x32.png</url>
	<title>مقالات گوردون آلپورت | مجله تخصصی روانشناسی بهداشت روان</title>
	<link>https://behdashtravan.com/tag/گوردون-آلپورت/</link>
	<width>32</width>
	<height>32</height>
</image> 
	<item>
		<title>زندگینامه گوردون آلپورت</title>
		<link>https://behdashtravan.com/%d8%b2%d9%86%d8%af%da%af%db%8c%d9%86%d8%a7%d9%85%d9%87-%da%af%d9%88%d8%b1%d8%af%d9%88%d9%86-%d8%a2%d9%84%d9%be%d9%88%d8%b1%d8%aa/</link>
					<comments>https://behdashtravan.com/%d8%b2%d9%86%d8%af%da%af%db%8c%d9%86%d8%a7%d9%85%d9%87-%da%af%d9%88%d8%b1%d8%af%d9%88%d9%86-%d8%a2%d9%84%d9%be%d9%88%d8%b1%d8%aa/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[بهروز هاشمی]]></dc:creator>
		<pubDate>Thu, 31 May 2018 10:30:33 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[انسانگرایی و روانشناسی مثبت]]></category>
		<category><![CDATA[روانشناسی شخصیت]]></category>
		<category><![CDATA[سرگذشت]]></category>
		<category><![CDATA[متفکران بزرگ]]></category>
		<category><![CDATA[مکاتب روانشناسی]]></category>
		<category><![CDATA[آلپورت]]></category>
		<category><![CDATA[آلپورت و فروید]]></category>
		<category><![CDATA[دیدار آلپورت و فروید]]></category>
		<category><![CDATA[دیدار جالب آلپورت و فروید]]></category>
		<category><![CDATA[روانشناسی صفت]]></category>
		<category><![CDATA[فروید]]></category>
		<category><![CDATA[فلوید آلپورت]]></category>
		<category><![CDATA[گوردون آلپورت]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://behdashtravan.com/?p=2521</guid>

					<description><![CDATA[<p>گوردن آلپورت در طول بیش از چهل سالگی زندگی حرفه‌ای خود، شخصیت را به موضوعی ازلحاظ علمی قابل‌احترام، تبدیل کرد. روانکاوی و نظریه‌های شخصیت ناشی از آن، بخشی از جریان اصلی روان‌شناسی علمی محسوب نمی‌شدند. تا دهه‌ی ۱۹۳۰، بررسی منظم و رسمی شخصیت در روان‌شناسی، صورت نگرفته بود. آلپورت در سال ۱۹۳۷ کتاب شخصیت: تعبیری &#8230;</p>
<p>The post <a href="https://behdashtravan.com/%d8%b2%d9%86%d8%af%da%af%db%8c%d9%86%d8%a7%d9%85%d9%87-%da%af%d9%88%d8%b1%d8%af%d9%88%d9%86-%d8%a2%d9%84%d9%be%d9%88%d8%b1%d8%aa/">زندگینامه گوردون آلپورت</a> appeared first on <a href="https://behdashtravan.com">مجله تخصصی روانشناسی بهداشت روان</a>.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>گوردن آلپورت در طول بیش از چهل سالگی زندگی حرفه‌ای خود، شخصیت را به موضوعی ازلحاظ علمی قابل‌احترام، تبدیل کرد. <a href="http://behdashtravan.com/%d8%aa%d8%a7%d8%b1%db%8c%d8%ae%da%86%d9%87-%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%da%a9%d8%a7%d9%88%db%8c-%d9%82%d8%b3%d9%85%d8%aa-%d8%a7%d9%88%d9%84/" target="_blank" rel="noopener">روانکاوی</a> و نظریه‌های شخصیت ناشی از آن، بخشی از جریان اصلی روان‌شناسی علمی محسوب نمی‌شدند. تا دهه‌ی ۱۹۳۰، بررسی منظم و رسمی <a href="http://behdashtravan.com/%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%d8%b4%d9%86%d8%a7%d8%b3%db%8c-%d8%b4%d8%ae%d8%b5%db%8c%d8%aa/" target="_blank" rel="noopener">شخصیت </a>در روان‌شناسی، صورت نگرفته بود.</p>
<p>آلپورت در سال ۱۹۳۷ کتاب شخصیت: تعبیری روان‌شناختی را منتشر کرد. این کتاب فوراً محبوبیت یافت و در مطالعه‌ی شخصیت، اثری کلاسیک شده است. بنابراین، آلپورت دو هدف داشت: او شخصیت را به جریان اصلی وارد کرد و نظریه‌ی شخصیتی را ساخت که صفات در آن نقش برجسته‌ای دارند.</p>
<p>آلپورت در چند نکته، <a href="http://behdashtravan.com/%d8%aa%d8%a7%d8%ab%db%8c%d8%b1-%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%da%a9%d8%a7%d9%88%db%8c-%d8%a8%d9%84%d9%86%d8%af%d9%85%d8%af%d8%aa-%d9%88-%d9%86%d8%aa%db%8c%d8%ac%d9%87-%d8%a2%d9%86-%d8%af%d8%b1-%d8%b2%d9%86/" target="_blank" rel="noopener">روانکاوی</a> <a href="http://behdashtravan.com/%d8%b2%d9%86%d8%af%da%af%db%8c%d9%86%d8%a7%d9%85%d9%87-%d9%81%d8%b1%d9%88%db%8c%d8%af-%d9%82%d8%b3%d9%85%d8%aa-%d8%a7%d9%88%d9%84/" target="_blank" rel="noopener">فروید </a>را به چالش کشید. اول این‌که، آلپورت قبول نداشت که نیروهای ناهشیار بر شخصیت بزرگ‌سالان بهنجار و پخته حاکم هستند. او معتقد بود که افراد سالم به‌صورت منطقی و آگاهانه عمل کرده و از نیروهایی که آن‌ها را برانگیخته می‌کنند، آگاه‌اند و بر آن‌ها کنترل دارند. به عقیده‌ی آلپورت، ناهشیار فقط برای رفتار <a href="http://behdashtravan.com/%d8%a7%d8%b6%d8%b7%d8%b1%d8%a7%d8%a8-%d8%a7%d8%b2-%d9%86%da%af%d8%a7%d9%87-%d9%81%d8%b1%d9%88%db%8c%d8%af/" target="_blank" rel="noopener">روان‌رنجور </a>یا آشفته، اهمیت دارد.</p>
<p>دوم این‌که، در رابطه با جبرگرایی تاریخی- اهمیت گذشته در تعیین زمان حال- آلپورت گفت آن‌گونه که فروید منتقد بود، ما زندانیان تعارض‌های کودکی و تجربیات گذشته نیستیم، بلکه بیشتر به‌وسیله‌ی زمان حال و نظری که درباره‌ی آینده داریم، هدایت می‌شویم. آلپورت نوشت که افراد «مشغول هدایت کردن زندگی خود به سمت آینده هستند، در حالی‌که روان‌شناسی، عمدتاً مشغول ردیابی آن‌ها در گذشته است»(آلپورت، ۱۹۵۵، ص ۵۱).</p>
<p>سوم این‌که، آلپورت با گردآوری اطلاعات از شخصیت‌های نابهنجار، مخالف بود. درحالی‌که فروید بین شخصیت بهنجار و نابهنجار پیوستار می‌دید، آلپورت بین آن‌ها تفاوت آشکار می‌دید. ازنظر آلپورت، شخصیت نابهنجار در سطح بچه‌گانه عمل می‌کند. تنها روش مناسب برای بررسی شخصیت، گردآوری اطلاعات از بزرگ‌سالان سالم است. جمعیت‌های دیگر- مانند روان‌رنجورها، کودکان و حیوانات- را نباید با بزرگ‌سالان سالم مقایسه کرد. بین کودک و بزرگ‌سال، بهنجار و نابهنجار، یا حیوان و انسان، شباهت کارکردی در شخصیت وجود ندارد.</p>
<p>ویژگی برجسته‌ی دیگر نظریه‌ی آلپورت، تأکید او بر بی‌همتا بودن شخصیت است که صفات هر فرد آن را توصیف می‌کند. آلپورت با تأکید علمی سنتی بر تشکیل ساختارها یا قوانین کلی که به‌صورت همگانی به‌کاربرده شوند مخالف بود. او معتقد بود که شخصیت عمومی یا همگانی نیست، بلکه در هر فردی اختصاصی است.</p>
<h1>زندگی آلپورت (۱۹۶۷-۱۸۹۷)</h1>
<h2>انزوا و هویت</h2>
<p>آلپورت در شهر مونتِزوما، ایالت ایندیانا به دنیا آمد و فرزند آخر از چهار پسر خانواده بود. مادر او معلم و پدرش فروشنده‌ای بود که تصمیم گرفت دکتر شود. وضعیت مالی آن‌ها به‌قدری خراب بود که وقتی پدر آلپورت در بالتیمور به دانشکده‌ی پزشکی می‌رفت، برای تأمین خانواده‌اش، از کانادا دارو به آمریکا قاچاق می‌کرد و می‌فروخت. وقتی‌که مأموران به خانه‌ی او مراجعه کردند، او از روی حصارهای پشت خانه بیرون پرید و گریخت. او خانواده‌ی خود را به ایندیانا برد و در آنجا طبابت را آغاز کرد. آلپورت معتقد بود که به دنیا آمدن او، اولین زایمانی بود که پدرش انجام داد.</p>
<p>عقاید مذهبی مادر آلپورت بر خانواده حاکم بود. سیگار کشیدن، شراب‌خواری، رقصیدن مجاز نبودند و اعضای خانواده حق نداشتند لباس‌های به رنگ روشن و متمایز بپوشند یا از هرگونه جواهرات استفاده کنند. آلپورت نوشت که مادرش «در ارتباط با درک درست و غلط، خیلی جدی و در عقاید اخلاقی خود بسیار قاطع بود»(نقل‌شده در نیکولسون، ۲۰۰۳، ص ۱۷).</p>
<p>آلپورت که برأی هم‌بازی بودن با برادران بزرگ‌ترش بسیار کوچک بود، از بچه‌های خارج از خانواده نیز منزوی بود. او به یاد می‌آورد که من «فعالیت‌هایی را برای خودم ترتیب دادم، زیرا هرگز با جمع کلی پسرها تناسب نداشتم»(آلپورت، ۱۹۶۷، ص ۴). او بعدها نوشت: «من در زمین‌بازی رنج می‌کشیدم. هیچ‌وقت با برادرانم توافق نداشتم. آن‌ها مرا دوست نداشتند و مهربان نبودند و من نمی‌توانستم با آن‌ها رقابت کنم. آن‌ها ازنظر تیپ قدری مردانه‌تر از من بودند»(نقل‌شده در نیکولسون، ۲۰۰۳، ص ۲۵). او خود را به‌صورت فردی توصیف کرد که درزمینه‌ی گفتار، اما نه در ورزش‌ها یا بازی‌ها مهارت داشت و سخت تلاش می‌کرد تا موردتوجه دوستان معدودی که داشت، قرار گیرد.</p>
<p>در نظریه‌ی شخصیت آلپورت، یکی از قضایای مهم این است که بزرگ‌سالانی که ازلحاظ روانشناختی سالم هستند تحت تأثیر رویدادهای کودکی قرار ندارند. شاید آلپورت به خاطر همین عقیده، اطلاعات کمی را درباره‌ی سال‌های کودکی خود آشکار نموده است. بااین‌حال، آنچه او نقل کرد، شباهت بین تجربیات اولیه‌ی خودش و نظریه‌ای را که بعدها به وجود آورد، نشان می‌دهد.</p>
<p>آلپورت در اثر شرایط طرد و انزوای کودکی خویش، احساس‌های حقارتی را پرورش داد که سعی کرد با ممتاز شدن، آن‌ها را جبران کند. او درباره‌ی جستجوی هویت نوشت، که از احساس‌های حقارت وی در ارتباط با برادرانش و سایر کودکان ناشی می‌شد. وقتی آلپورت بزرگ‌تر شد، با برادر بزرگ‌ترش به نام <a href="https://en.wikipedia.org/wiki/Floyd_Henry_Allport" target="_blank" rel="noopener">فلوید </a>که احتمالاً به موفقیت‌های او حسادت می‌کرد، همانندسازی کرد.</p>
<p>احساس حقارت گوردون آلپورت نسبت به فلوید تا بزرگ‌سالی ادامه یافت و سعی کرد با موفقیت‌های او هم‌چشمی کند. او نیز مانند فلوید وارد دانشگاه هاروارد شد و دکترای خود را در روان‌شناسی گرفت. فلوید روان‌شناسی اجتماعی مشهوری شد و حتی زمانی‌که گوردون در این رشته مشهور شده بود، این احساس که تحت‌الشعاع برادرش قرار دارد ادامه یافت.</p>
<p>سعی در رقابت کردن با فلوید احتمالاً احساس هویت گوردون را تهدید کرده است. گوردون آلپورت با تأکیدکردن بر فردیت خویش و عنوان کردن این نکته در نظریه‌ی شخصیت خود که انگیزه‌ها و تمایلات بزرگ‌سالی او از احساس‌های کودکی وی مستقل هستند، شاید قصد داشته است تا همانندسازی با فلوید را رد کند. او بعدها این عقیده را به‌صورت مفهوم خودمختاری کارکردی بیان کرد.</p>
<h2>سال‌های کالج</h2>
<p>گرچه آلپورت هنگام فارغ‌التحصیلی از دبیرستان بین صد دانش‌آموز، مقام دوم را کسب کرد، نمی‌دانست بعداً چه‌کاری انجام دهد. او در پایان تابستان ۱۹۱۵ تقاضای تحصیل در هاروارد را کرد و پذیرفته شد. او نوشت: «زندگی من یک شبه زیرورو شد». سال‌های کالج برای آلپورت پرماجرا بودند، اما نمرات پایین در اولین امتحانات، او را تکان داد، بنابراین، تلاش‌های خود را دو برابر کرد و آن سال را با نمرات A به اتمام رساند. علاقه‌ی آلپورت به اخلاق اجتماعی و خدمات اجتماعی که آن‌ها را از والدین خود کسب کرده بود، در هاروارد تقویت شد.</p>
<p>او برای همکاری در کلوب پسران، گروهی از کارگران کارخانه و هیئت نمایندگی دانشجویان خارجی، داوطلب شد. او هم‌چنین در مقام مأمور ناظر (در آزادی مشروط) کارکرد. او این فعالیت‌ها را رضایت‌بخش یافت، زیرا واقعاً دوست داشت به مردم کمک کند. «این در من احساس شایستگی ایجاد کرد و به من کمک کرد تا احساس حقارت کلی خودم را جبران کنم». او معتقد بود که این نوع خدمت، جستجوی وی را برای هویت منعکس می‌کردکرد (آلپورت، ۱۹۶۷، ص ۷-۵).</p>
<p>آلپورت چند درس در روان‌شناسی گرفت، ولی در آن زمان قصد نداشت این رشته را دنبال کند. او در سال ۱۹۱۹ مدرک کارشناسی خود را گرفت، همان روزی که فلوید مدرک دکترای خود را دریافت کرد. گوردون بعد از فارغ‌التحصیلی، یک سال را در کالج رابرت واقع در شهر استانبول ترکیه گذراند و بعداً هزینه تحصیلی را که دانشگاه هاروارد برای تحصیل در دوره‌ی کارشناسی‌ارشد و دکترای روان‌شناسی پیشنهاد کرده بود، پذیرفت. زندگی‌نامه‌نویس او نوشت: «برای آلپورت فکر روان‌شناس شدن و احتمالاً بیشتر شبیه برادر موفقش شدن، جالب بود»(نیکولسون، ۲۰۰۳، ص ۶۷).</p>
<h2>آلپورت فروید را ملاقات می‌کند</h2>
<blockquote class="alignleft quote-light "><p>تنها رویارویی من با فروید تکان‌دهنده بود. <cite>گوردون آلپورت</cite></p></blockquote>
<p>گوردون آلپورت در سفر برگشت به ایالات‌متحده، در وین توقف کرد تا یکی از برادران خود را ببیند. او در آنجا نامه‌ای برای زیگموند فروید نوشت و از او برای دیدن این مرد بزرگ دعوت به عمل آمد. وقتی آلپورت وارد دفتر فروید شد، دریافت که فروید صبورانه منتظر است و توقع دارد که این آمریکایی جوان، هدف خود را از دیدار وی توضیح دهد. این لحظه‌ی ناخوشایند سکوت به درازا کشید تا این‌که آلپورت واقعه‌ای را که هنگام حرکت به سمت دفتر فروید در تراموا مشاهده کرده بود، تعریف کرد. او گفت پسربچه‌ای را دیده که ترس آشکاری از کثیفی داشت. از دید این بچه، همه‌چیز کثیف به نظر می‌رسید. او حتی صندلی خود را عوض کرد و به مادرش گفت اجازه ندهد مرد کثیفی کنار او بنشیند.</p>
<p>فروید این مرد موقر و آراسته را که سرووضع مرتبی داشت وارسی کرد و پرسید «آیا آن پسربچه شما نبودید؟». فروید با پرسیدن این سؤال، عقیده‌ی خود را درباره‌ی این‌که داستان آلپورت درواقع ترس‌ها و تعارض‌های ناهشیار خودش را افشا می‌کرد، ابراز نمود. به نظر فروید چنین رسید که آلپورت آدم «تمیز، <a href="http://behdashtravan.com/%d9%88%d8%b3%d9%88%d8%a7%d8%b3-%d9%81%da%a9%d8%b1%db%8c-%d8%b9%d9%85%d9%84%db%8c/" target="_blank" rel="noopener">وسواسی</a>، منظم و وقت‌شناسی است که از چند ویژگی که او با<a href="http://behdashtravan.com/%d8%a7%d8%ae%d8%aa%d9%84%d8%a7%d9%84-%d8%b4%d8%ae%d8%b5%db%8c%d8%aa-%d9%88%d8%b3%d9%88%d8%a7%d8%b3%db%8c-%d8%ac%d8%a8%d8%b1%db%8c/" target="_blank" rel="noopener">شخصیت وسواسی</a> مرتبط می‌دانست برخوردار است»(پروین، ۱۹۸۴، ص ۲۶۷). روان‌شناس دیگری [هنوی موری] بعدها اظهار داشت که «فروید مستقیم بر سر آلپورت، درست به دماغ او کوبید»(نقل‌شده در آندرسون، ۱۹۹۰، ص ۳۲۶).</p>
<p>آلپورت از این سؤال فروید یکه خورد. او در باقی عمر خود انکار کرد که آن پسربچه‌ی بسیار تمیز و موقر در آن ماجرا، خود او بوده است، ولی این رویداد تأثیر عمیقی بر او گذاشت. چند سال بعد نوشت: «<strong>تنها رویارویی من با فروید تکان‌دهنده بود</strong>»(آلپورت، ۱۹۶۷، ص ۲۲). او تصور کرد که <a href="http://behdashtravan.com/%d9%81%d8%b1%d9%82-%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%da%a9%d8%a7%d9%88-%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%d8%b4%d9%86%d8%a7%d8%b3-%d9%88-%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%d9%be%d8%b2%d8%b4%da%a9/" target="_blank" rel="noopener">روانکاوی</a>، ناهشیار را خیلی عمیق کاوش می‌کند، همان کاری که فروید سعی کرد با او انجام دهد. آلپورت به این نتیجه رسید که روان‌شناسی باید به انگیزه‌های هشیار یا دیدنی بیشتر توجه کند. این مسیری بود که او برای بررسی شخصیت انتخاب کرد.</p>
<h2>بررسی صفات</h2>
<p>آلپورت در سال ۱۹۲۲ دکترای خود را بعد از دو سال تحصیل در دوره‌ی کارشناسی ارشد، در هاروارد به انجام رساند. رساله‌ی او با عنوان «بررسی تجربی صفات شخصیت» از یک عمر کار او خبر داد و اولین پژوهشی بود که در ایالات‌متحده در مورد صفات شخصیت اجراشده بود. گوردون آلپورت پس از دریافت کمک‌هزینه‌ی سفر، به مدت دو سال با روان‌شناسان سرشناس در آلمان و انگلستان به تحقیق پرداخت. او در مقام مربی به هاروارد برگشت و درسی را درباره‌ی جنبه‌های روان‌شناختی و اجتماعی شخصیت ارائه داد که احتمالاً اولین درس رسمی درباره‌ی این موضوع در کالج آمریکا بود. او تقریباً به مدت ۴۰ سال در هاروارد خدمت کرد، پژوهش‌هایی را درباره‌ی شخصیت و روان‌شناسی اجتماعی انجام داد و به چند نسل از دانشجویان تدریس کرد.</p>
<p>گوردون آلپورت جوایز متعددی دریافت کرد که مدال طلای بنیاد روان‌شناسی آمریکا، جایزه خدمات برجسته‌ی علمی انجمن روان‌شناسی آمریکا و ریاست انجمن روان‌شناسی آمریکا و انجمن بررسی روان‌شناختی مسائل اجتماعی از آن جمله هستند.</p>
<h2>منبع:</h2>
<p><strong>کتاب: </strong><a href="https://books.google.com/books/about/Theories_of_Personality.html?id=oStTCwAAQBAJ&amp;printsec=frontcover&amp;source=kp_read_button#v=onepage&amp;q&amp;f=false" target="_blank" rel="noopener">نظریه‌های شخصیت</a><br />
<strong>نویسنده:</strong> دوان.پی.شولتز / سیدنی.الن.شولتز<br />
<strong>مترجم:</strong> یحیی سیدمحمدی</p>
<p>The post <a href="https://behdashtravan.com/%d8%b2%d9%86%d8%af%da%af%db%8c%d9%86%d8%a7%d9%85%d9%87-%da%af%d9%88%d8%b1%d8%af%d9%88%d9%86-%d8%a2%d9%84%d9%be%d9%88%d8%b1%d8%aa/">زندگینامه گوردون آلپورت</a> appeared first on <a href="https://behdashtravan.com">مجله تخصصی روانشناسی بهداشت روان</a>.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://behdashtravan.com/%d8%b2%d9%86%d8%af%da%af%db%8c%d9%86%d8%a7%d9%85%d9%87-%da%af%d9%88%d8%b1%d8%af%d9%88%d9%86-%d8%a2%d9%84%d9%be%d9%88%d8%b1%d8%aa/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>زندگینامه ریموند کتل</title>
		<link>https://behdashtravan.com/%d8%b2%d9%86%d8%af%da%af%db%8c%d9%86%d8%a7%d9%85%d9%87-%d8%b1%db%8c%d9%85%d9%88%d9%86%d8%af-%da%a9%d8%aa%d9%84/</link>
					<comments>https://behdashtravan.com/%d8%b2%d9%86%d8%af%da%af%db%8c%d9%86%d8%a7%d9%85%d9%87-%d8%b1%db%8c%d9%85%d9%88%d9%86%d8%af-%da%a9%d8%aa%d9%84/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[بهروز هاشمی]]></dc:creator>
		<pubDate>Thu, 22 Mar 2018 10:30:26 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[روانشناسی شخصیت]]></category>
		<category><![CDATA[سرگذشت]]></category>
		<category><![CDATA[متفکران بزرگ]]></category>
		<category><![CDATA[ادوارد ثرندایک]]></category>
		<category><![CDATA[تحلیل عاملی]]></category>
		<category><![CDATA[روانشناسی صفت]]></category>
		<category><![CDATA[رویکرد صفات]]></category>
		<category><![CDATA[رویکرد صفت]]></category>
		<category><![CDATA[ریموند کتل]]></category>
		<category><![CDATA[شخصیت]]></category>
		<category><![CDATA[کتل]]></category>
		<category><![CDATA[گوردون آلپورت]]></category>
		<category><![CDATA[ویلیام شلدون]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://behdashtravan.com/?p=2531</guid>

					<description><![CDATA[<p>هدف ریموند کتل از بررسی شخصیت این بود که پیش‌بینی کند فرد چه‌کاری انجام خواهد داد یا چگونه در پاسخ به موقعیت محرک معینی رفتار خواهد کرد. کتل به تغییر دادن رفتار از ناخوشایند خوشایند یا از نابهنجار به بهنجار که رویکرد برخی از نظریه‌پردازان دیگر بود، اشاره‌ای نکرد. این نظریه‌پردازان که بیشتر گرایش بالینی &#8230;</p>
<p>The post <a href="https://behdashtravan.com/%d8%b2%d9%86%d8%af%da%af%db%8c%d9%86%d8%a7%d9%85%d9%87-%d8%b1%db%8c%d9%85%d9%88%d9%86%d8%af-%da%a9%d8%aa%d9%84/">زندگینامه ریموند کتل</a> appeared first on <a href="https://behdashtravan.com">مجله تخصصی روانشناسی بهداشت روان</a>.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>هدف ریموند کتل از بررسی شخصیت این بود که پیش‌بینی کند فرد چه‌کاری انجام خواهد داد یا چگونه در پاسخ به موقعیت محرک معینی رفتار خواهد کرد. کتل به تغییر دادن رفتار از ناخوشایند خوشایند یا از نابهنجار به بهنجار که رویکرد برخی از نظریه‌پردازان دیگر بود، اشاره‌ای نکرد. این نظریه‌پردازان که بیشتر گرایش بالینی داشتند، نظریه‌ی خود را بر موردپژوهی بیمارانی استوار کردند که چون ناخشنود یا از لحاظ هیجانی آشفته بودند و می‌خواستند تغییر کنند جویای خدمات روان‌شناس بودند. در مقابل، آزمودنی‌های کتل، افراد بهنجار بودند. هدف او بررسی‌کردن شخصیت آن‌ها نه درمان کردن آن بود. او معتقد بود که سعی در تغییر دادن شخصیت قبل از آگاه شدن کامل از این‌که چه چیزی باید تغییر کند، غیرممکن یا حداقل نابخردانه است.</p>
<p>بنابراین <a href="http://behdashtravan.com/%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%d8%b4%d9%86%d8%a7%d8%b3%db%8c-%d8%b4%d8%ae%d8%b5%db%8c%d8%aa/" target="_blank" rel="noopener">نظریه‌ی شخصیت </a>کتل از موقعیت بالینی سرچشمه نگرفت. رویکرد او کاملاً علمی است و بر مشاهدات رفتار و انبوه داده‌ها استوار است. در پژوهش کتل، به‌دست آوردن افزون بر ۵۰ ارزیابی از یک آزمودنی، غیرعادی نبود. «نظریه‌ی شخصیت او از لحاظ جامع بودن و پیروی از شواهد به‌دست‌آمده از پژوهش تجربی، رقیب نداشت»(هورن، ۲۰۰۱، ص.۷۲).</p>
<p>شاخص رویکرد کتل، روش کار او با داده‌ها بود. او داده‌های خود را در معرض روش آماری به نام تحلیل عاملی قرار می‌داد که عبارت است از ارزیابی رابطه‌ی بین هر جفت ارزیابی صورت گرفته از یک گروه آزمودنی برای مشخص کردن عوامل مشترک، برای مثال، نمرات به‌دست‌آمده از دو آزمون روان‌شناختی مختلف یا دو خرده‌مقیاس همان آزمون برای معلوم کردن <a href="https://fa.wikipedia.org/wiki/%D9%87%D9%85%D8%A8%D8%B3%D8%AA%DA%AF%DB%8C" target="_blank" rel="noopener">همبستگی </a>آن‌ها تحلیل می‌شدند. اگر این دو ارزیابی، همبستگی بالایی را نشان می‌دادند، کتل نتیجه می‌گرفت که آن‌ها جنبه‌های مشابه یا مرتبط شخصیت را ارزیابی می‌کنند. برای مثال اگر خرده‌مقیاس‌های مستعد بودن برای احساس گناه و درون‌نگری یک آزمون شخصیت، ضریب همبستگی بالایی را به بارآورند، می‌توانیم نتیجه بگیریم که هر دو خرده‌مقیاس، اطلاعاتی را درباره‌ی عامل یکسان شخصیت در اختیار می‌گذارند. بنابراین، دو مجموعه داده درباره‌ی یک نفر، ترکیب می‌شوند تا بُعد یا عامل واحدی را تشکیل دهند که اطلاعات به‌دست‌آمده از هر دو مجموعه داده‌ها را توصیف می‌کند.</p>
<p>کتل این عوامل را <a href="http://rasekhoon.net/article/show/858428/%D8%B5%D9%81%D8%AA-%D8%A7%D8%B2-%D8%AF%DB%8C%D8%AF%DA%AF%D8%A7%D9%87-%D8%B1%D9%88%D8%A7%D9%86-%D8%B4%D9%86%D8%A7%D8%B3%DB%8C/" target="_blank" rel="noopener">صفات </a>نامید و آن‌ها را به‌صورت عناصر ذهنی شخصیت تعریف کرد. فقط درصورتی‌که صفات شخصیت کسی را بشناسیم می‌توانیم پیش‌بینی کنیم که او در موقعیت خاصی چگونه رفتار خواهد کرد. بنابراین، برای شناختن کامل یک نفر باید بتوانیم کل الگوی صفاتی که آن فرد را توصیف می‌کنند، به‌صورت دقیق شرح دهیم.</p>
<h2>زندگینامه ریموند کتل (۱۹۹۸- ۱۹۰۵)</h2>
<p>کتل در شهر استافوردشایر کشور انگلستان به دنیا آمد و دوران کودکی خوشنودی داشت. والدین او درباره‌ی معیارهای عملکرد که از فرزندان خود انتظار داشتند سخت‌گیر بودند، اما در مورد این‌که چگونه وقت خود را بگذرانند آسان‌گیر بودند. کتل و برادران و دوستانش بیشتر اوقات را خارج از خانه در قایق‌رانی، شنا، کاوش کردن غارها و جنگ‌های ساختگی می‌گذراندند. زمانی‌که کتل ۹ ساله بود انگلستان وارد جنگ جهانی اول شد. عمارتی اعیانی نزدیک خانه‌ی آن‌ها به بیمارستان تبدیل شد و او به یاد می‌آورد که شاهد قطارهایی پر از سربازان زخمی بود که از میدان نبرد فرانسه برمی‌گشتند. او نوشت که این تجربه، وی را به‌صورتی‌که برای یک پسربچه غیرعادی است، جدی کرد و از «کوتاه بودن عمر و نیاز تحقق بخشیدن به آرزوها تا حدی‌که فرد بتواند»، آگاه ساخت. شاید احساس تعهد شدید او به کار، از همین تجربیات ناشی شده باشد. او هم‌چنین احساس رقابت شدیدی با برادر بزرگ‌ترش می‌کرد و درباره‌ی مشکلات حفظ کردن آزادی رشد خود درحالی‌که با برادری مواجه بود که نمی‌توانست بر او «چیره شود» و مطالبی نوشته است (۱۹۷۴، ص ۶۳-۶۲).</p>
<p>کتل در ۱۶ سالگی برای تحصیل در رشته‌ی فیزیک و شیمی، وارد دانشگاه لندن شد و سه سال بعد با درجه‌ی ممتاز فارغ‌التحصیل شد. در مدتی که در لندن بود علاقه‌ی او به مشکلات اجتماعی عمیق شد، ولی به این نتیجه رسید که تحصیل در علوم طبیعی، او را برای پرداختن به این‌گونه مشکلات، مجهز نمی‌کند. او به این نتیجه رسید که بهترین راه‌حل این است که درزمینه‌ی بررسی ذهن انسان تسلط یابد. این تصمیمی جسورانه در سال ۱۹۲۴ بود، زیرا رشته‌ی روان‌شناسی در انگلستان فرصت‌های حرفه‌ای ناچیزی را فراهم می‌کرد و فقط شش کرسی استادی در این رشته وجود داشت. روان‌شناسی رشته‌ای برای آدم‌های غیرعادی محسوب می‌شد. کتل برخلاف توصیه‌ی دوستان، تحصیلات عالی در دانشگاه لندن را آغاز کرد و با روان‌شناس- آماردان مشهور چارلز اسپیرمن که روش تحلیل عاملی را به‌وجود آورده بود، کار کرد.</p>
<p>کتل در سال ۱۹۲۹ دکترای خود را گرفت و فهمید که دوستانش درست می‌گفتند: مشاغل معدودی برای روان‌شناسان وجود داشت. او در دانشگاه اِکستِر تدریس کرد، کتابی را درباره نواحی روستایی انگلستان نوشت و کلینیکی را در شهر لیسِستر برای مدارس دایر کرد و درعین‌حال، تمایلات پژوهشی خود را دنبال نمود. درحالی‌که اسپیرمن از تحلیل عاملی برای ارزیابی توانایی‌های ذهنی استفاده کرده بود، کتل تصمیم گرفت این روش را در مورد ساختار شخصیت اجرا کند.</p>
<p>در طول این مدت، کتل به اختلال گوارشی مزمنی مبتلا شد که درنتیجه‌ی کار زیاد، رژیم غذایی نامناسب و سکونت در آپارتمانی سرد ایجادشده بود. همسر کتل به علت این‌که آینده‌ی مالی او بد بود و کاملاً در کار خودش غرق‌شده بود، وی را ترک کرد. بااین‌حال کتل معتقد بود که از این دوران مشقت‌بار منافعی به‌دست آورده است. این تجربه، او را وادار ساخت به‌جای موضوعات نظری یا آزمایشی که می‌توانست آن‌ها را در شرایط امن‌تر و راحت‌تری انجام دهد، روی مشکلات عملی تمرکز کند. «آن سال‌ها مرا مانند سنجابی که از زمستان طولانی خبر دارد، محتاط و بی‌اعتماد کرد و ریاضت‌کشی و ناشکیبایی درباره‌ی حرف نامربوط را تا حد سنگ‌دلی در من پرورش داد»(کتل، ۱۹۷۴، ص ۹۰).</p>
<p>کتل هشت سال بعد از این‌که دکترای خود را گرفته بود بالاخره کار تمام‌وقتی را در رشته موردعلاقه‌ی خود به‌دست آورد. روان‌شناس مشهور آمریکا <a href="https://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%A7%D8%AF%D9%88%D8%A7%D8%B1%D8%AF_%D8%AB%D9%88%D8%B1%D9%86%D8%AF%D8%A7%DB%8C%DA%A9" target="_blank" rel="noopener">ادوارد ثرندایک</a> از کتل دعوت کرد یک‌سال را در آزمایشگاه ثرندایک واقع در دانشگاه کلمبیا، نیویورک بگذراند. سال بعد، کتل مقام استادی را در دانشگاه کلارک واقع در شهر وُرسستر ایالات ماساچوست پذیرفت و در سال ۱۹۴۱ به دانشگاه هاروارد رفت، جایی‌که به گفته‌ی او «نیروی خلاقیت» شکوفا شد (کتل، ۱۹۷۴، ص ۷۱). ازجمله همکاران او، گوردون آلپورت و <a href="https://en.wikipedia.org/wiki/William_Herbert_Sheldon" target="_blank" rel="noopener">ویلیام شلدون</a> بودند که شلدون مشغول ساختن نظریه‌ی خود درباره‌ی شخصیت و تیپ بدن بود. کتل با یک ریاضی‌دان که در تمایلات پژوهشی او سهیم بود ازدواج کرد و در ۴۰ سالگی در دانشگاه ایلی‌نیوز با مقام استاد پژوهش مشغول به کار شد. او افزون بر ۵۰۰ مقاله و ۴۳ کتاب منتشر کرد، دستاوردی ماندگار که احساس تعهد و پشتکار اورا می‌رساند.</p>
<p>در طول بیست سال بعد زندگی من مانند یک دینام فعال بود- آرام ولی قدرتمند. عموماً آخرین کسی بودم که نیمه‌شب از پارکینگ خارج می‌شدم. یک روز وارد آزمایشگاه شدم و در کمال تعجب هیچ‌کس را در آنجا نیافتم. وقتی تلفن کردم، به من گفتند که «ما مشغول صرف شام روز شکرگزاری هستیم». همه‌ی روزها برای من یکسان بودند (کتل، ۱۹۹۳، ص ۱۰۵).</p>
<p>گتل در ۷۰ سالگی به اعضای هیئت‌علمی دانشگاه هاوایی پیوست و هرروز در اقیانوس شنا کرد. گفته می‌شد که او «در مقام استادیار سخت تلاش می‌کرد تا بلکه استخدام رسمی شود، ولی مطمئن نبود که درخواست وی پذیرفته شود»(جانسون، ۱۹۸۰، ص ۳۰۰). او در ۹۲ سالگی در هونولولو درگذشت. کتل در سال ۱۹۹۷ از انجمن روان‌شناسی آمریکا جایزه‌ی مدال طلا را دریافت کرد.</p>
<h2>منبع</h2>
<p>کتاب:<a href="https://books.google.com/books/about/Theories_of_Personality.html?id=oStTCwAAQBAJ&amp;printsec=frontcover&amp;source=kp_read_button#v=onepage&amp;q&amp;f=false" target="_blank" rel="noopener"> نظریه‌های شخصیت</a><br />
<strong>نویسنده:</strong> دوان.پی.شولتز / سیدنی.الن.شولتز<br />
<strong>مترجم:</strong> یحیی سیدمحمدی</p>
<p>&nbsp;</p>
<p>The post <a href="https://behdashtravan.com/%d8%b2%d9%86%d8%af%da%af%db%8c%d9%86%d8%a7%d9%85%d9%87-%d8%b1%db%8c%d9%85%d9%88%d9%86%d8%af-%da%a9%d8%aa%d9%84/">زندگینامه ریموند کتل</a> appeared first on <a href="https://behdashtravan.com">مجله تخصصی روانشناسی بهداشت روان</a>.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://behdashtravan.com/%d8%b2%d9%86%d8%af%da%af%db%8c%d9%86%d8%a7%d9%85%d9%87-%d8%b1%db%8c%d9%85%d9%88%d9%86%d8%af-%da%a9%d8%aa%d9%84/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
	</channel>
</rss>
