<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	>

<channel>
	<title>مقالات ویلیام جیمز | مجله تخصصی روانشناسی بهداشت روان</title>
	<atom:link href="https://behdashtravan.com/tag/%D9%88%DB%8C%D9%84%DB%8C%D8%A7%D9%85-%D8%AC%DB%8C%D9%85%D8%B2/feed/" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>https://behdashtravan.com/tag/ویلیام-جیمز/</link>
	<description></description>
	<lastBuildDate>Thu, 03 Jun 2021 08:17:26 +0000</lastBuildDate>
	<language>fa-IR</language>
	<sy:updatePeriod>
	hourly	</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>
	1	</sy:updateFrequency>
	<generator>https://wordpress.org/?v=6.8.2</generator>

<image>
	<url>https://behdashtravan.com/wp-content/uploads/2017/09/cropped-logo-32x32.png</url>
	<title>مقالات ویلیام جیمز | مجله تخصصی روانشناسی بهداشت روان</title>
	<link>https://behdashtravan.com/tag/ویلیام-جیمز/</link>
	<width>32</width>
	<height>32</height>
</image> 
	<item>
		<title>درباره فلسفه ویلیام جیمز فیلسوف آمریکایی</title>
		<link>https://behdashtravan.com/%d8%af%d8%b1%d8%a8%d8%a7%d8%b1%d9%87-%d9%81%d9%84%d8%b3%d9%81%d9%87-%d9%88%db%8c%d9%84%db%8c%d8%a7%d9%85-%d8%ac%db%8c%d9%85%d8%b2-%d9%81%db%8c%d9%84%d8%b3%d9%88%d9%81-%d8%a2%d9%85%d8%b1%db%8c%da%a9/</link>
					<comments>https://behdashtravan.com/%d8%af%d8%b1%d8%a8%d8%a7%d8%b1%d9%87-%d9%81%d9%84%d8%b3%d9%81%d9%87-%d9%88%db%8c%d9%84%db%8c%d8%a7%d9%85-%d8%ac%db%8c%d9%85%d8%b2-%d9%81%db%8c%d9%84%d8%b3%d9%88%d9%81-%d8%a2%d9%85%d8%b1%db%8c%da%a9/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[بهروز هاشمی]]></dc:creator>
		<pubDate>Thu, 27 May 2021 10:30:33 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[سرگذشت]]></category>
		<category><![CDATA[متفکران بزرگ]]></category>
		<category><![CDATA[پراگماتیسم]]></category>
		<category><![CDATA[فلسفه]]></category>
		<category><![CDATA[فلسفه آمریکایی]]></category>
		<category><![CDATA[ویلیام جیمز]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://behdashtravan.com/?p=6560</guid>

					<description><![CDATA[<p>درباره فلسفه ویلیام جیمز خوانندگان برای پیدا کردن مواد کهنه و نو فلسفه ویلیام جیمز نیازی به راهنمایی ندارند این فلسفه جزئی از جنگ جدید میان علم و دین است ؛ و مانند مساعی کانت و برگسون کوشش دیگری است برای نجات از دست ماتریالیسم و تصور ماشینی جهان. ریشه‌های پراگماتیسم را در «عقل عملی &#8230;</p>
<p>The post <a href="https://behdashtravan.com/%d8%af%d8%b1%d8%a8%d8%a7%d8%b1%d9%87-%d9%81%d9%84%d8%b3%d9%81%d9%87-%d9%88%db%8c%d9%84%db%8c%d8%a7%d9%85-%d8%ac%db%8c%d9%85%d8%b2-%d9%81%db%8c%d9%84%d8%b3%d9%88%d9%81-%d8%a2%d9%85%d8%b1%db%8c%da%a9/">درباره فلسفه ویلیام جیمز فیلسوف آمریکایی</a> appeared first on <a href="https://behdashtravan.com">مجله تخصصی روانشناسی بهداشت روان</a>.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>درباره فلسفه ویلیام جیمز</h2>
<p>خوانندگان برای پیدا کردن مواد کهنه و نو فلسفه ویلیام جیمز نیازی به راهنمایی ندارند این فلسفه جزئی از جنگ جدید میان علم و دین است ؛ و مانند مساعی <a href="http://behdashtravan.com/%d8%ac%d9%85%d9%84%d8%a7%d8%aa-%d8%a7%db%8c%d9%85%d8%a7%d9%86%d9%88%d8%a6%d9%84-%da%a9%d8%a7%d9%86%d8%aa/" target="_blank" rel="noopener noreferrer">کانت</a> و برگسون کوشش دیگری است برای نجات از دست ماتریالیسم و تصور ماشینی جهان. ریشه‌های پراگماتیسم را در «عقل عملی کانت»، و ستایش اراده <a href="http://behdashtravan.com/%d8%ac%d9%85%d9%84%d8%a7%d8%aa-%d8%a2%d8%b1%d8%aa%d9%88%d8%b1-%d8%b4%d9%88%d9%be%d9%86%d9%87%d8%a7%d9%88%d8%b1/" target="_blank" rel="noopener noreferrer">شوپنهاور</a> و عقیده به بقای صلح داروین (یعنی بقای عقاید اصلح و احق نیز) و عقاید پیروان اصالت نفع که هر خیر و نیکی را به مقیاس منافع می‌سنجند و سنن استقرائی و تجربی فلسفه انگلیسی و بالاخره نفود محیط آمریکا می‌توان یافت.<br />
محققاً چنان که همه در می‌یابند، اگر ماده فلسفه ویلیام جیمز آمریکایی نباشد روش و اسلوب آن مخصوصاً بدون چون و چرا آمریکایی است. سبک نگارش و فکر و  فلسفه ویلیام جیمز سرشار از عشق آمریکایی به کسب و کوشش است و در نتیجه همین عشق یک حرکت صعودی به خود می‌گیرد. هنکر آن را «فلسفه برای عموم» می‌نامد و در حقیقت چیزی از ذوق مردم بازاری در آن موجود است: جیمز از خدا مانند متاعی سخن می‌گوید که می‌توان آن را به وسیله اعلان‌های خوش‌بینی‌آور به خریداران مادی مسلک فروخت و ایمان و دین را به ما چنان توصیه می‌کند که کسی سرمایه را به مدتی طویل و منافعی کثیر به کار اندازد و در آن جز سود هیچ‌گونه زیانی عاید نشود. فلسفه او عکس‌العمل آمریکای جوان است در برابر علم و فلسفه ما بعد الطبیعه اروپایی.</p>
<p>این محک نو حقیقت در حقیقت چیز تازه‌ای نیست و فیلسوف محترم با کمال تواضع آن را «نام نویی بر طریقه‌ای کهن» می‌خواند. اگر مقصود از این محک نو این است که حقیقت آن چیزی است که از تجربه و آزمایش سالم بیرون آید، جواب آن است که البته همین‌طور است. اگر مقصود از آن این است که محک حقیقت سود شخصی است، جواب آن است که البته چنین نیست؛ نفع شخصی فقط نفع شخصی است، فقط نفع دائمی‌ عمومی‌ موجد حقیقت است. اگر بعضی از پیروان پراگماتیسم بگویند که عقیده‌ای در زمانی صحیح بوده است برای آنکه در آن زمان نافع بوده است (گرچه اکنون نفعی ندارد) یک مطلب بی‌معنی را با اسلوب عالمانه بیان کرده اند: آن عقیده اشتباه نافع و سودمندی بوده است ولی حقیقت نداشته است. پراگماتیسم وقتی صحیح است که مطلبی پیش پا افتاده باشد.</p>
<p>معذلک، مقصود جیمز آن بوده است که آینه فلسفه را از گردوغبار جلا دهد؛ او می‌خواست روش کهن انگلیسی را در باره نظریه و ایدئولوژی به راهی نو بیندازد. آنجا که می‌خواست وجهه فلسفه را به سوی امور ضروری و عینی برگردانده در راه بیکن قدم می‌زد. جیمز را باید به خاطر این رآلیسم نو و این تأکید روش تجربی به خاطر داشت نه برای نظریه او درباره حقیقت و واقع، شاید او را بیش‌تر مانند یک روانشناس تقدیر و تعظیم کنند نه مانند یک فیلسوف. او می‌دانست که راه حل جدیدی برای مسائل کهن پیدا نکرده است و به صراحت معترف بود که فقط حدس و ایمان دیگری عرضه داشته است. پس از مرگش بر روی میز او نامه‌ای یافتند که در آن آخرین و شاید برجسته‌ترین جملات او نوشته شده بود: «نتیجه و پایانی وجود ندارد. چه نتیجه‌ای است که می‌توانیم از آن نتیجه بگیریم؟ نه میت‌وان از آینده سخنی گفت و نه پندی هست که بتوان آن را کار بست. خداحافظ.»</p>
<h2>منبع</h2>
<p><strong>کتاب:</strong> <a href="https://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%AA%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D8%AE_%D9%81%D9%84%D8%B3%D9%81%D9%87_(%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8)" target="_blank" rel="noopener noreferrer">تاریخ فلسفه</a><br />
<strong>نویسنده:</strong> <a href="https://en.wikipedia.org/wiki/Will_Durant" target="_blank" rel="noopener noreferrer">ویل دورانت</a><br />
<strong>مترجم:</strong> <a href="https://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%B9%D8%A8%D8%A7%D8%B3_%D8%B2%D8%B1%DB%8C%D8%A7%D8%A8_%D8%AE%D9%88%DB%8C%DB%8C" target="_blank" rel="noopener noreferrer">عباس زریاب خویی</a></p>
<p>The post <a href="https://behdashtravan.com/%d8%af%d8%b1%d8%a8%d8%a7%d8%b1%d9%87-%d9%81%d9%84%d8%b3%d9%81%d9%87-%d9%88%db%8c%d9%84%db%8c%d8%a7%d9%85-%d8%ac%db%8c%d9%85%d8%b2-%d9%81%db%8c%d9%84%d8%b3%d9%88%d9%81-%d8%a2%d9%85%d8%b1%db%8c%da%a9/">درباره فلسفه ویلیام جیمز فیلسوف آمریکایی</a> appeared first on <a href="https://behdashtravan.com">مجله تخصصی روانشناسی بهداشت روان</a>.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://behdashtravan.com/%d8%af%d8%b1%d8%a8%d8%a7%d8%b1%d9%87-%d9%81%d9%84%d8%b3%d9%81%d9%87-%d9%88%db%8c%d9%84%db%8c%d8%a7%d9%85-%d8%ac%db%8c%d9%85%d8%b2-%d9%81%db%8c%d9%84%d8%b3%d9%88%d9%81-%d8%a2%d9%85%d8%b1%db%8c%da%a9/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>شخصیت ویلیام جیمز فیلسوف و روانشناس آمریکایی</title>
		<link>https://behdashtravan.com/%d8%b4%d8%ae%d8%b5%db%8c%d8%aa-%d9%88%db%8c%d9%84%db%8c%d8%a7%d9%85-%d8%ac%db%8c%d9%85%d8%b2-%d9%81%db%8c%d9%84%d8%b3%d9%88%d9%81-%d9%88-%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%d8%b4%d9%86%d8%a7%d8%b3-%d8%a2%d9%85/</link>
					<comments>https://behdashtravan.com/%d8%b4%d8%ae%d8%b5%db%8c%d8%aa-%d9%88%db%8c%d9%84%db%8c%d8%a7%d9%85-%d8%ac%db%8c%d9%85%d8%b2-%d9%81%db%8c%d9%84%d8%b3%d9%88%d9%81-%d9%88-%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%d8%b4%d9%86%d8%a7%d8%b3-%d8%a2%d9%85/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[بهروز هاشمی]]></dc:creator>
		<pubDate>Mon, 05 Apr 2021 10:30:22 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[سرگذشت]]></category>
		<category><![CDATA[متفکران بزرگ]]></category>
		<category><![CDATA[روانشناسی]]></category>
		<category><![CDATA[فلسفه]]></category>
		<category><![CDATA[هنری جیمز]]></category>
		<category><![CDATA[ویلیام جیمز]]></category>
		<category><![CDATA[ویلیام جیمس]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://behdashtravan.com/?p=5380</guid>

					<description><![CDATA[<p>شخصیت ویلیام جیمز در فلسفه و شخصیت ویلیام جیمز آهنگ و بیان و شیوه گفتار همه آمریکایی است. او اصطلاحات خاصی از قبیل «ارزش نقدی» و «ثمره و نتایج» و «منافع» را چنان به وفور و شدت به کار می‌برد که گویی می‌خواهد تمام افکار و اندیشه‌های خود را در خور فهم کسبه و بازاریان سازد. &#8230;</p>
<p>The post <a href="https://behdashtravan.com/%d8%b4%d8%ae%d8%b5%db%8c%d8%aa-%d9%88%db%8c%d9%84%db%8c%d8%a7%d9%85-%d8%ac%db%8c%d9%85%d8%b2-%d9%81%db%8c%d9%84%d8%b3%d9%88%d9%81-%d9%88-%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%d8%b4%d9%86%d8%a7%d8%b3-%d8%a2%d9%85/">شخصیت ویلیام جیمز فیلسوف و روانشناس آمریکایی</a> appeared first on <a href="https://behdashtravan.com">مجله تخصصی روانشناسی بهداشت روان</a>.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>شخصیت ویلیام جیمز</h2>
<p>در فلسفه و شخصیت <a href="http://behdashtravan.com/%d8%ac%d9%85%d9%84%d8%a7%d8%aa-%d9%88%db%8c%d9%84%db%8c%d8%a7%d9%85-%d8%ac%db%8c%d9%85%d8%b2/" target="_blank" rel="noopener noreferrer">ویلیام جیمز</a> آهنگ و بیان و شیوه گفتار همه آمریکایی است. او اصطلاحات خاصی از قبیل «ارزش نقدی» و «ثمره و نتایج» و «منافع» را چنان به وفور و شدت به کار می‌برد که گویی می‌خواهد تمام افکار و اندیشه‌های خود را در خور فهم کسبه و بازاریان سازد. او مانند سانتیانا و هنری جیمز با محافظه‌کاری اشرافی سخن نمی‌گوید بلکه با اصطلاحات عامیانه خالص و قدرت و استقامت حرف می‌زند چنان که فلسفه پراگماتیستم و «بقای انرژی» او همگام طبیعت عامل و فعال روزولت می‌باشد. در عین حال برای مردم عادی آن اعتماد محبوب و مطلوبی را که به اصول خداشناسی کهن دارند و در روح آمریکایی به موازات ذهن واقع‌بین و سوداگر و اقتصادی‌شان قرار دارد، القاء می‌کند و این کار را با چنان شجاعت مصرانه‌ای انجام می‌دهد که بیابانی بی‌آب و گیاه را به بهشت موعود بدل می‌سازد.</p>
<p>ویلیام جیمز در ۱۸۴۲ در نیویورک سیتی متولد شد. پدر او عارفی بود از پیروان سودن بورگ که نکته‌سنجی و بذله‌گویی‌اش به عرفان او صدمه‌ای نزده بود؛ پسر نیز هر سه صفت را دارا بود. پس از آنکه چند صباحی در مدارس خصوصی آمریکا به تحصیل پرداخت با برادرش هنری که یک‌ سال کوچ‌کتر از او بود برای تحصیل در یک مدرسه خصوصی فرانسه فرستاده شد. در آنجا با شارکو و دیگر علمای طب روحانی به کار مشغول شدند و هر دو رغبتی به روانشناسی پیدا کردند. یکی از آنها، بنا به یک قول مشهور قدیم، داستان را مانند روانشناسی و دیگری روانشناسی را به شکل داستان نوشت. هنری بیشتر عمر خود را در خارج گذراند و آخر کار به تابعیت انگلستان درآمد. او در اثر تماس دائمی ‌با تمدن اروپایی به مرحله‌ای از کمال و پختگی فکری رسید که برادرش ویلیام فاقد آن بود، ولی ویلیام پس از آنکه به آمریکا برگشت تحت تاثیر ملتی جوان و پرنشاط و امید قرار گرفت و چنان روح زمان و مکان خود را پذیرفت که با بال و پر عصر خویش به دوره اوج و شهرت رسیده، شهرتی که هیچ فیلسوف آمریکایی تا آن وقت به دست نیاورده بود.</p>
<p>در سال ۱۸۷۰ از دانشگاه هاروارد به اخذ درجه دکترا در طب نائل شد و از ۱۸۷۲ تا هنگام مرگش به سال ۱۹۱۰ در همان دانشگاه نخست بته دریس تشریح و فیزلوژی و بعد روانشناسی و آخر کار به تعلیم فلسفه پرداخت. بزرگ‌ترین اثر او تقریباً نخستین اثر اوست و عنوانش Principles of Psychology «اصول روانشناسی» است و به سال ۱۸۹۰ منتشر شد؛ این کتاب مخلوط دلپذیری است از فلسفه ماوراء‌الطبیعه و تشریح و تحلیل، زیرا روانشناسی او زاده‌ی فلسفه ماوراء الطبیعه است. با این همه، کتاب آموزنده‌ترین و سهل‌الفهم‌ترین خلاصه‌ای است که در این موضوع نوشته شده است. ظرافت و لطفی که هنری در جملات خود به کار برده است ویلیام را در بیان عمیق‌ترین درون‌بینی که روانشناسی از عهد صراحت و روشنی خیره‌کننده دیوید هیوم تا کنون شناخته است، کمک کرد.</p>
<p>این عشق به تحلیل روشنگر ویلیام جیمز را از روانشناسی به فلسفه رهنمایی کرد و سرانجام به خود فلسفه ماوراء الطبیعی برگشت. با همه تمایلات واقع‌بینی و اثباتی خود استدلال می‌کرد که فلسفه ماوراء‌الطبیعی فقط کوششی است برای تفکر صریح و روشن درباره اشیاء و فلسفه را با همان روش روشن و ساده خود چنین تعریف کرد: «تفکر درباره اشیاء به قابل‌فهم‌ترین وجوه ممکنه» بدین‌ترتیب پس از سال ۱۹۰۰، آثار او تقریباً همه در زمینه فلسفه بود. از کتاب «اراده ایمان» (۱۸۹۷) شروع کرد؛ بعد پس از انتشار شاهکاری درباره تأویلات روانشناسی به نام «طرق آزمایش روحانی» (۱۹۰۲) ، به انتشار کتب مشهور خود به نام «پراگماتیسم» (۱۹۰۷)، «عالم متکثر» (۱۹۰۹)، «معنی حقیقت» (۱۹۰۹) پرداخت. بعد مجله مهمی ‌درباره فلسفه تجربی اساسی (۱۹۱۲) منتشر ساخت. ما باید از همین کتاب اخیر شروع کنیم زیرا در این کتاب است که او به صراحت و وضوح تمام مبانی فلسفی خود را بیان داشته است. (کسی که فقط برای خواندن یک کتاب از ویلیام جیمز وقت دارد باید «پراگماتیسم» را مطالعه کند. این کتاب در مقایسه با فلسفه‌های دیگر سرچشمه صراحت و روشنی است. اگر وقت بیشتری داشته باشد می‌تواند از صفحات درخشان روانشناسی(نه مختصر آن) سود فراوان ببرد. هنری جیمز شرح حال خود را در دو جلد نوشته است که در آن مطالب لذت‌بخشی درباره ویلیام می‌توان یافت. فلورنی عقاید او را در یک جلد خوب عرضه داشته است و کتاب آنتی پراگماتیسم شینتز انتقاد محکمی ‌است.)</p>
<h2>منبع</h2>
<p><strong>کتاب:</strong> <a href="https://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%AA%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D8%AE_%D9%81%D9%84%D8%B3%D9%81%D9%87_(%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8)" target="_blank" rel="noopener noreferrer">تاریخ فلسفه</a><br />
<strong>نویسنده:</strong> <a href="https://en.wikipedia.org/wiki/Will_Durant" target="_blank" rel="noopener noreferrer">ویل دورانت</a><br />
<strong>مترجم:</strong> <a href="https://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%B9%D8%A8%D8%A7%D8%B3_%D8%B2%D8%B1%DB%8C%D8%A7%D8%A8_%D8%AE%D9%88%DB%8C%DB%8C" target="_blank" rel="noopener noreferrer">عباس زریاب خویی</a></p>
<p>The post <a href="https://behdashtravan.com/%d8%b4%d8%ae%d8%b5%db%8c%d8%aa-%d9%88%db%8c%d9%84%db%8c%d8%a7%d9%85-%d8%ac%db%8c%d9%85%d8%b2-%d9%81%db%8c%d9%84%d8%b3%d9%88%d9%81-%d9%88-%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%d8%b4%d9%86%d8%a7%d8%b3-%d8%a2%d9%85/">شخصیت ویلیام جیمز فیلسوف و روانشناس آمریکایی</a> appeared first on <a href="https://behdashtravan.com">مجله تخصصی روانشناسی بهداشت روان</a>.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://behdashtravan.com/%d8%b4%d8%ae%d8%b5%db%8c%d8%aa-%d9%88%db%8c%d9%84%db%8c%d8%a7%d9%85-%d8%ac%db%8c%d9%85%d8%b2-%d9%81%db%8c%d9%84%d8%b3%d9%88%d9%81-%d9%88-%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%d8%b4%d9%86%d8%a7%d8%b3-%d8%a2%d9%85/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>کنش‌گرایی یا کارکردگرایی</title>
		<link>https://behdashtravan.com/%da%a9%d9%86%d8%b4%e2%80%8c%da%af%d8%b1%d8%a7%db%8c%db%8c-%db%8c%d8%a7-%da%a9%d8%a7%d8%b1%da%a9%d8%b1%d8%af%da%af%d8%b1%d8%a7%db%8c%db%8c/</link>
					<comments>https://behdashtravan.com/%da%a9%d9%86%d8%b4%e2%80%8c%da%af%d8%b1%d8%a7%db%8c%db%8c-%db%8c%d8%a7-%da%a9%d8%a7%d8%b1%da%a9%d8%b1%d8%af%da%af%d8%b1%d8%a7%db%8c%db%8c/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[بهروز هاشمی]]></dc:creator>
		<pubDate>Sun, 03 Mar 2019 11:30:30 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[رفتارگرایی و شناختی]]></category>
		<category><![CDATA[مکاتب روانشناسی]]></category>
		<category><![CDATA[درون‌نگری]]></category>
		<category><![CDATA[روانشناسی حیوانی]]></category>
		<category><![CDATA[کارکردگرایی]]></category>
		<category><![CDATA[کارکردهای ذهنی]]></category>
		<category><![CDATA[کنش‌گرایی]]></category>
		<category><![CDATA[گالتون]]></category>
		<category><![CDATA[مکتب کنش‌گرایی]]></category>
		<category><![CDATA[ویلیام جیمز]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://behdashtravan.com/?p=2999</guid>

					<description><![CDATA[<p>، یکی از مکاتب روان‌شناسی است که به کارکرد ذهن یا استفاده از آن توسط موجود زنده در سازگاری با محیط خود سروکار دارد. مکتب کنش‌گرایی، در پایان قرن نوزدهم توسط «جان دیویی» و «جیمز آر.آنجل» پدید آمد و در دهه اول قرن بیستم در آمریکا حامیان بسیاری پیدا کرد. [۱] این جنبش علمی که &#8230;</p>
<p>The post <a href="https://behdashtravan.com/%da%a9%d9%86%d8%b4%e2%80%8c%da%af%d8%b1%d8%a7%db%8c%db%8c-%db%8c%d8%a7-%da%a9%d8%a7%d8%b1%da%a9%d8%b1%d8%af%da%af%d8%b1%d8%a7%db%8c%db%8c/">کنش‌گرایی یا کارکردگرایی</a> appeared first on <a href="https://behdashtravan.com">مجله تخصصی روانشناسی بهداشت روان</a>.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<a data-toggle="tooltip" data-placement="top" class="post-tooltip tooltip-top" title="Functionalism ">کنش‌گرایی</a>، یکی از مکاتب روان‌شناسی است که به کارکرد ذهن یا استفاده از آن توسط موجود زنده در سازگاری با محیط خود سروکار دارد. مکتب کنش‌گرایی، در پایان قرن نوزدهم توسط «جان دیویی» و «جیمز آر.آنجل» پدید آمد و در دهه اول قرن بیستم در آمریکا حامیان بسیاری پیدا کرد. [۱]
<p>این جنبش علمی که تأثیر یافته از مطالعات <a href="http://behdashtravan.com/%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%d8%b4%d9%86%d8%a7%d8%b3%db%8c-%d8%aa%da%a9%d8%a7%d9%85%d9%84%db%8c-%da%86%db%8c%d8%b3%d8%aa/" target="_blank" rel="noopener">داروین</a> و گالتون بود، به‌جای ساختار یا محتوای فرآیندهای هشیار، بر چگونگی عمل این فرآیندها تأکید داشت. [۲]
<p>نظریه‌های تکامل و بقای اصلح (Survival of the fittest) داروین که بر کارکرد ساختارهای زیستی برتر در سازگاری ارگانیزم‌ها با محیطشان تأکید داشت، سبب شد تعدادی از روان‌شناسان آمریکایی به بررسی «کارکرد فرآیندهای ذهنی» در سازگاری فرد با محیط بپردازند.</p>
<h2>مبانی علمی مکتب کنش‌گرایی</h2>
<h2>تحقیقات و آثار چارلز داروین</h2>
<p>انتشار کتاب «اصل انواع» در ۱۸۵۹ به‌عنوان مهم‌ترین کتاب در تاریخ تمدن غرب، تأثیر زیادی در مجامع روشنفکری روان‌شناسی داشت. درواقع، باید روان‌شناسی امروز آمریکا را مدیون نظریه تکامل دانست. به نظر داروین، نتیجه انتخاب طبیعی (Natural Selection) در طبیعت، بقاء موجوداتی است که بهترین سازگاری و انطباق را با محیط‌زیست خود دارند.</p>
<p>او به وجود تنازع دائمی برای بقاء در طبیعت اعتقاد داشت و می‌گفت: موجوداتی که باقی می‌مانند سازگاری موفقیت‌آمیزی با مشکلات محیط برقرار می‌سازند. هم‌چنین داروین بحث اهمیت تفاوت‌های فردی، واقعیت تغییر اعضاء، تنازع بقاء، تظاهر هیجانات در انسان و حیوان را در آثار خود مطرح کرد که بی‌تأثیر بر مکتب کنش‌گرایی نبود. [۳]
<p>نظریه تکامل، تأثیرات عمیقی بر روان‌شناسی ویلیام جیمز و کنش‌گرایان بعدی داشت. جیمز فکر می‌کرد که ذهن و بدن روی یکدیگر اثر می‌گذارند و یکی از امتیازهای بزرگ انسان‌ها این است که، ذهن بسیار پیشرفته آن‌ها می‌تواند به بقای هدفشان کمک کند.</p>
<h2>گالتون Galton</h2>
<p>او یکی از پرنفوذترین چهره‌های روان‌شناسی بود که تأثیر بسزایی در این مکتب گذاشت. مطالعات او پیرامون وراثت، خصوصیت‌های ذهنی، تفاوت‌های فردی، نبوغ ارثی و اصلاح نسل در ادامه مطالعات پسرعمویش داروین بود. از این گذشته، او اولین کسی بود که آزمون‌ها و اندازه‌گیری‌های روان‌شناختی را ابداع و علم آمار را وارد روان‌شناسی کرد. [۴]
<h2>روان‌شناسی حیوانی</h2>
<p>نظریه تکامل، انگیزه‌ای برای مطالعه در زمینه روان‌شناسی حیوانی شد. پیش از آن برای مطالعه ذهن حیوان دلیلی در دست نبود، زیرا حیوانات به‌عنوان موجوداتی خودکار و بدون روح که هیچ شباهتی با انسان ندارند، تلقی می‌شدند.</p>
<p>اما انتشار کتاب اصل انواع، به پیوستگی ذهن انسان و حیوان ‌پرداخت و دفاعیات داروین از نظریه خویش در کتاب «تظاهر هیجانات در انسان و حیوان»، این باور موجود را تغییر داد. هم‌چنین بعد از او دانشمندان دیگری همچون رومانس(Romances) و مورگان(Morgan)، به مطالعه در زمینه روان‌شناسی تطبیقی و آزمایشات حیوانی دست زدند و تلاش بسیاری در جهت توجیه رفتارهای انسانی و حیوانی انجام دادند.</p>
<h2>شکوفایی کنش‌گرایی در آمریکا</h2>
<p>از جمله پیشگامان کنش‌گرایی می‌توان به «<a href="http://behdashtravan.com/%d8%ac%d9%85%d9%84%d8%a7%d8%aa-%d9%88%db%8c%d9%84%db%8c%d8%a7%d9%85-%d8%ac%db%8c%d9%85%d8%b2/" target="_blank" rel="noopener">ویلیام جیمز</a>» که از نیروهای فعال در شکل‌گیری این مکتب بود اشاره کرد.</p>
<p>جیمز می‌گفت: روان‌شناسی، علم مطالعه هشیاری است. ولی معتقد نبود که می‌توان هشیاری را به عناصر مجزا تقسیم کرد. او تصور می‌کرد که فعالیت‌های ذهنی، یک واحد تجربی را تشکیل می‌دهند و درحالی‌که به هم مربوط هستند، مرتباً تغییر می‌کنند. به‌طوری‌که در جویبار هوشیاری، یک فکر دیگر جاری می‌شود. هم‌چنین دیدگاه او یعنی مطالعه انسان از جهت همسازی وی با محیط، بعدها پایه تفکر کنش‌گرایی در آمریکا شد. [۵]
<h2>استانلی هال G.s Hal</h2>
<p>چهره پراهمیت دیگر در روان‌شناسی معاصر آمریکا، استانلی هال بود که کمک‌ها و فعالیت‌های او بی‌تأثیر بر کنش‌گرایی نبود. تحقیقات او بیشتر تحت تأثیر این اعتقاد بود که رشد عادی ذهن، شامل رشته‌ای از مراحل تکاملی است. هم‌چنین وی مطالعاتی در مورد روان‌شناسی تربیتی، کودک و تجارب نوجوانی انجام داد. تحقیقات او در مورد کودک، شوری عظیم برپا کرد به‌طوری‌که به «نهضت مطالعه کودک» منجر شد. [۶]
<h2>تأسیس مکتب کنش‌گرایی</h2>
<p>مکتب کنش‌گرایی، بیشتر به عمل و فرآیندهای پدیدهٔ آگاهی علاقه‌مند بود تا به ساخت آن. به‌علاوه، مرکز این علاقه، تبیین فایده یا هدف فرایندهای روانی برای موجود زنده، در تلاش مداوم برای تطبیق با محیط بود.</p>
<p>در سال ۱۸۹۴ جان دیویی (John Dewey) و جیمز آنجل (James Angell) در دانشگاه تازه تأسیس شیکاگو شروع به کار کردند و تأثیر مضاعف این دو شخصیت به مقیاس گسترده‌ای موجب گردید تا دانشگاه مذکور رهبری جریان کنش‌گرایی را به خود اختصاص دهد.</p>
<p>جان دیویی، شدیداً تحت تأثیر نظریه تکامل قرار داشت و فلسفه‌اش بر مفهوم تغییر اجتماعی مبتنی بود. مقاله کوتاه او به نام «مفهوم قوس بازتاب در روان‌شناسی» اولین کوششی بود که کنش‌گرایی را در مسیر خود راه انداخت. [۷]
<p>بعد از او هم آنجل به این دانشگاه رفت و به تقویت جریان کنش‌گرایی پرداخت و به مقام ریاست انجمن روان‌شناسی آمریکا رسید. او شانزده سال رییس دانشگاه بود و ریاست دانشگاه بعد از وی به شاگرد سابقش «هاروی آ.کار» منتقل شد.</p>
<p>هاروی، بیشتر به روان‌شناسی تطبیقی پرداخت و نظریاتش عمدتاً در کتاب درسی او به نام روان‌شناسیشناسی (۱۹۲۵) منتشر گردید. هم‌چنین وی ضرورت در نظر گرفتن عوامل انگیزشی در فرمول S-R را هم یادآور شد.</p>
<p>بعد از دانشگاه شیکاگو، نوبت به دانشگاه کلمبیا رسید که سهم عمده‌ای را در معرفی کنش‌گرایی توسط «ثورندایک» و «وود ورث» ایفا کرد. نخستین اظهارنظر ورث در سال ۱۹۱۸ در کتاب «روان‌شناسی پویا» بود که پیشنهاددهنده افزودن مسئله «انگیزه» بر قلمرو روان‌شناسی بود. هم‌چنین وی تأکید بیشتری بر عوامل فیزیولوژیک ویژه در رفتار داشت و به‌این‌ترتیب ادامه آموزش‌های جیمز و دیویی را دنبال کرد.</p>
<p>البته نباید تحقیقات و مطالعات ثورندایک را هم فراموش کرد. چون اثرات بسیار عمیقی بر روان‌شناسی آمریکا و به ویژه یادگیری گذاشت و به جرات می‌توان گفت نظریه‌های مربوط به تقویت و پاداش که به وسیله اسکینر، هال و اسپنس عنوان شده، عمیقاً از کارهای ثورندایک متأثر شده است.</p>
<p>علاوه بر این، تأثیر او بر رفتارگرایی به خاطر عنوان کردن پیوندهای بین محرک ـ پاسخ به حدی زیاد است که می‌توان او را به همان اندازه که کنش‌گراست، رفتارگرا نیز دانست. [۸]
<h2>موضوع مکتب کنش‌گرایی</h2>
<p>موضوع اصلی روان‌شناسی کنش‌گرا عبارت بود از عملکردها، اعمال یا کنش‌های ذهنی و اهداف آن‌ها. به نظر ایشان، وظیفه روان‌شناسی این نبود که ساختارهای ذهن را مطالعه کند، بلکه می‌بایست کنش‌های ذهنی را بشناسد. «چیستی» آگاهی موردتوجه نبود بلکه «چرایی» آن مورد تأکید قرار داشت.</p>
<p>پیشگامان این مکتب، همچون آنجل، روان‌شناسی را علم آگاهی یا علم حقایق آگاهی به حساب می‌آوردند. هاروی، نیز آن را «مطالعه فعالیت ذهنی» تلقی می‌کرد. به عقیده او فعالیت ذهنی به «اکتساب، اثبات، حفظ، سازمان‌بندی و ارزیابی تجارب و استفادهٔ بعدی آن‌ها در راهنمایی رفتار» توجه دارد. [۹]
<p>هم‌چنین به عقیده ویلیام جیمز، هدف روان‌شناسی کشف عناصر تجربه نیست بلکه بر عکس، مطالعه افراد زنده‌ای است که با محیطشان انطباق پیدا می‌کنند. وی می‌گوید: نقش هشیاری این است که ما را به آن اهدافی که برای ادامه حیات ضروری هستند هدایت می‌کند و بدون آن تکامل انسان نمی‌تواند رخ بدهد.</p>
<h2>روش مطالعه کنش‌گرایی</h2>
<p>روش مطالعه این مکتب، درون‌نگری بود و با این‌که کنش‌گرایی اساساً به‌عنوان اعتراض به ساخت‌گرایی به وجود آمد، درون‌نگری را پذیرفت، اما مشاهده را به آن اضافه کرد. به گفته جیمز «مشاهده درون‌نگرانه چیزی است که ما مجبوریم همیشه به آن متکی باشیم &#8230; نگاه کردن به درون ذهنمان و گزارش آنچه که در آنجا کشف می‌کنیم همه موافق‌اند که ما در آنجا حالت‌های هشیاری را کشف می‌کنیم».</p>
<p>هم‌چنین اغلب پژوهش‌های دانشگاه شیکاگو از نوع آزمایشی بودند و از عینیتی برخوردار بودند که ساخت‌گرایی فاقد آن بود.</p>
<p>البته می‌توان این را هم گفت که کنش‌گرایی، به روش خاصی پای‌بند نبود و بهترین روش مطالعه، به مسئله‌ای که موردبررسی قرار می‌گرفت بستگی داشت. [۱۰]
<h2>خدمات کنش‌گرایی</h2>
<p>کنش‌گرایی، به‌عنوان یک نگرش یا دیدگاه کلی، به‌قدری موفقیت‌آمیز بود که جزء خطوط برجسته و اصلی روان‌شناسی در آمد. مخالفت جدی این مکتب با ساختارگرایی از ارزش والایی برای رشد روان‌شناسی در ایالات‌متحده برخوردار بود و از آثار این مخالفت می‌توان به تغییر کانون توجه در روان‌شناسی از ساخت‌گرایی به کنش‌گرایی؛ هم‌چنین اهمیت دادن به پژوهش در مورد رفتار حیوان و مطالعه کودکان؛ کاربردی کردن روان‌شناسی و مطرح کردن روان‌شناسی به‌عنوان علمی تجربی نام برد.</p>
<p>اما سرانجام این مکتب به سبب اعتمادی که به روش درون‌نگری نشان داد، موردانتقاد <a href="http://behdashtravan.com/%d8%aa%d8%a7%d8%b1%db%8c%d8%ae%da%86%d9%87-%d8%b1%d9%81%d8%aa%d8%a7%d8%b1%da%af%d8%b1%d8%a7%db%8c%db%8c-%d9%82%d8%b3%d9%85%d8%aa-%d8%a7%d9%88%d9%84/" target="_blank" rel="noopener">رفتارگرایان</a> قرار گرفت و در برابر رونق مکتب جدید رفتارگرایی نتوانست هویت خویش را برای مدتی طولانی حفظ کند و از صحنه نظام‌های رسمی روان‌شناسی محو شد. [۱۱]
<h2>منبع</h2>
<p><a href="http://pajoohe.ir/%DA%A9%D9%86%D8%B4-%DA%AF%D8%B1%D8%A7%DB%8C%DB%8C%DA%A9%D8%A7%D8%B1%DA%A9%D8%B1%D8%AF%DA%AF%D8%B1%D8%A7%DB%8C%DB%8C-Functionalism__a-32532.aspx" target="_blank" rel="nofollow noopener">پژوهه</a><br />
<strong>نویسنده :</strong> مهدی مطهری<br />
[۱] میزیاک، هنریک؛ تاریخچه و مکاتب روان شناسی، احمد رضوانی، تهران، نشر آستان قدس، ۱۳۷۶، چاپ دوم، ص ۴۸۷٫<br />
[۲] شولتز، دوان پی؛ تاریخ روان‌شناسی نوین، علی‌اکبر سیف، تهران، نشر دوران، ۱۳۸۷، جلد اول، ص ۱۹۴٫<br />
[۳] جمعی از مولفان؛ مکتب‌های روان‌شناسی و نقد آن، دفتر همکاری حوزه و دانشگاه، تهران، سمت، ۱۳۶۹، ج اول، ص ۲۰۰٫<br />
[۴] لاندین، رابرت؛ نظریه‌ها و نظام‌های روان‌شناسی، یحیی سید محمدی، تهران، نشر ویرایش، ۱۳۷۸، ج اول، ص ۱۰۷٫<br />
[۵] کرینتس و همکاران؛ روان‌شناسی عمومی، میردریکوندی و همکاران، قم، نشر موسسۀ امام خمینی(ره)، ۱۳۵۸، ص ۳۲<br />
[۶] مکتب‌های روان‌شناسی و نقد آن، ص ۲۱۲٫<br />
[۷] نظریه و نظام‌های روان‌شناسی، ص ۱۱۰٫<br />
[۸] کریمی، یوسف؛ تاریخچه و مکاتب روان‌‌شناسی، تهران، نشر پیام نور، ۱۳۸۵، چاپ هفتم، ص ۱۷۴<br />
[۹] تاریخچه و مکاتب روان‌شناسی، ص ۴۹۱٫<br />
[۱۰] تاریخ روان‌شناسی نوین، ص ۲۰۶٫<br />
[۱۱] مکتب‌های روان‌شناسی و نقد آن، ص ۲۳۳٫</p>
<p>The post <a href="https://behdashtravan.com/%da%a9%d9%86%d8%b4%e2%80%8c%da%af%d8%b1%d8%a7%db%8c%db%8c-%db%8c%d8%a7-%da%a9%d8%a7%d8%b1%da%a9%d8%b1%d8%af%da%af%d8%b1%d8%a7%db%8c%db%8c/">کنش‌گرایی یا کارکردگرایی</a> appeared first on <a href="https://behdashtravan.com">مجله تخصصی روانشناسی بهداشت روان</a>.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://behdashtravan.com/%da%a9%d9%86%d8%b4%e2%80%8c%da%af%d8%b1%d8%a7%db%8c%db%8c-%db%8c%d8%a7-%da%a9%d8%a7%d8%b1%da%a9%d8%b1%d8%af%da%af%d8%b1%d8%a7%db%8c%db%8c/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>جملات ویلیام جیمز</title>
		<link>https://behdashtravan.com/%d8%ac%d9%85%d9%84%d8%a7%d8%aa-%d9%88%db%8c%d9%84%db%8c%d8%a7%d9%85-%d8%ac%db%8c%d9%85%d8%b2/</link>
					<comments>https://behdashtravan.com/%d8%ac%d9%85%d9%84%d8%a7%d8%aa-%d9%88%db%8c%d9%84%db%8c%d8%a7%d9%85-%d8%ac%db%8c%d9%85%d8%b2/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[بهروز هاشمی]]></dc:creator>
		<pubDate>Thu, 27 Dec 2018 11:30:39 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[نقل قول]]></category>
		<category><![CDATA[جملات بزرگان]]></category>
		<category><![CDATA[جملات روانشناسی]]></category>
		<category><![CDATA[جملات فلسفی]]></category>
		<category><![CDATA[سخن بزرگان]]></category>
		<category><![CDATA[گزین گویه]]></category>
		<category><![CDATA[ویلیام جیمز]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://behdashtravan.com/?p=1460</guid>

					<description><![CDATA[<p>The post <a href="https://behdashtravan.com/%d8%ac%d9%85%d9%84%d8%a7%d8%aa-%d9%88%db%8c%d9%84%db%8c%d8%a7%d9%85-%d8%ac%db%8c%d9%85%d8%b2/">جملات ویلیام جیمز</a> appeared first on <a href="https://behdashtravan.com">مجله تخصصی روانشناسی بهداشت روان</a>.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<figure id="attachment_5578" aria-describedby="caption-attachment-5578" style="width: 300px" class="wp-caption alignnone"><a href="http://behdashtravan.com/wp-content/uploads/2018/11/ویلیام-جیمز-4.jpg"><img fetchpriority="high" decoding="async" src="http://behdashtravan.com/wp-content/uploads/2018/11/ویلیام-جیمز-4-300x300.jpg" alt="ویلیام جیمز William James" width="300" height="300" class="size-medium wp-image-5578" srcset="https://behdashtravan.com/wp-content/uploads/2018/11/ویلیام-جیمز-4-300x300.jpg 300w, https://behdashtravan.com/wp-content/uploads/2018/11/ویلیام-جیمز-4-150x150.jpg 150w, https://behdashtravan.com/wp-content/uploads/2018/11/ویلیام-جیمز-4-768x768.jpg 768w, https://behdashtravan.com/wp-content/uploads/2018/11/ویلیام-جیمز-4.jpg 800w" sizes="(max-width: 300px) 100vw, 300px" /></a><figcaption id="caption-attachment-5578" class="wp-caption-text">تنها برای یک چیز می‌توان بر فیلسوف تکیه کرد و آن هم مخالفت با نظر دیگر فلاسفه است.<br />ویلیام جیمز</figcaption></figure>
<p>The post <a href="https://behdashtravan.com/%d8%ac%d9%85%d9%84%d8%a7%d8%aa-%d9%88%db%8c%d9%84%db%8c%d8%a7%d9%85-%d8%ac%db%8c%d9%85%d8%b2/">جملات ویلیام جیمز</a> appeared first on <a href="https://behdashtravan.com">مجله تخصصی روانشناسی بهداشت روان</a>.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://behdashtravan.com/%d8%ac%d9%85%d9%84%d8%a7%d8%aa-%d9%88%db%8c%d9%84%db%8c%d8%a7%d9%85-%d8%ac%db%8c%d9%85%d8%b2/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
	</channel>
</rss>
