<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	>

<channel>
	<title>مقالات هنر شفاف اندیشیدن | مجله تخصصی روانشناسی بهداشت روان</title>
	<atom:link href="https://behdashtravan.com/tag/%D9%87%D9%86%D8%B1-%D8%B4%D9%81%D8%A7%D9%81-%D8%A7%D9%86%D8%AF%DB%8C%D8%B4%DB%8C%D8%AF%D9%86/feed/" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>https://behdashtravan.com/tag/هنر-شفاف-اندیشیدن/</link>
	<description></description>
	<lastBuildDate>Sun, 19 Aug 2018 05:35:29 +0000</lastBuildDate>
	<language>fa-IR</language>
	<sy:updatePeriod>
	hourly	</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>
	1	</sy:updateFrequency>
	<generator>https://wordpress.org/?v=6.6.2</generator>

<image>
	<url>https://behdashtravan.com/wp-content/uploads/2017/09/cropped-logo-32x32.png</url>
	<title>مقالات هنر شفاف اندیشیدن | مجله تخصصی روانشناسی بهداشت روان</title>
	<link>https://behdashtravan.com/tag/هنر-شفاف-اندیشیدن/</link>
	<width>32</width>
	<height>32</height>
</image> 
	<item>
		<title>خطای بقا و خوشبینی ساده‌انگارانه</title>
		<link>https://behdashtravan.com/%d8%ae%d8%b7%d8%a7%db%8c-%d8%a8%d9%82%d8%a7-%d9%88-%d8%ae%d9%88%d8%b4%d8%a8%db%8c%d9%86%db%8c-%d8%b3%d8%a7%d8%af%d9%87%e2%80%8c%d8%a7%d9%86%da%af%d8%a7%d8%b1%d8%a7%d9%86%d9%87/</link>
					<comments>https://behdashtravan.com/%d8%ae%d8%b7%d8%a7%db%8c-%d8%a8%d9%82%d8%a7-%d9%88-%d8%ae%d9%88%d8%b4%d8%a8%db%8c%d9%86%db%8c-%d8%b3%d8%a7%d8%af%d9%87%e2%80%8c%d8%a7%d9%86%da%af%d8%a7%d8%b1%d8%a7%d9%86%d9%87/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[بهروز هاشمی]]></dc:creator>
		<pubDate>Thu, 04 Oct 2018 11:30:14 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[آسیب شناسی]]></category>
		<category><![CDATA[خودشکوفایی و عزت نفس]]></category>
		<category><![CDATA[رفتارگرایی و شناختی]]></category>
		<category><![CDATA[مکانیزم‌های دفاعی و خطاهای شناختی]]></category>
		<category><![CDATA[خطای بقا]]></category>
		<category><![CDATA[خطای شناختی]]></category>
		<category><![CDATA[خوشبینی احمقانه]]></category>
		<category><![CDATA[خوشبینی ساده‌انگارانه]]></category>
		<category><![CDATA[رولف دوبلی]]></category>
		<category><![CDATA[هنر شفاف اندیشیدن]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://behdashtravan.com/?p=3286</guid>

					<description><![CDATA[<p>خطاهای شناختی اشتباهات فکری و ذهنی ما هستند. معمولاً الگویی از این طرز فکر، در کودکی ما شکل می‌گیرد و گاهی در طول زندگی ادامه می‌یابند. به عبارتی شرایط سخت، این خطاها را ایجاد و فعال می‌کند و این خطاها شرایط سخت را بدتر می‌کنند و احساس ناخوشایندی در ما ایجاد کرده و سازگاری ما &#8230;</p>
<p>The post <a href="https://behdashtravan.com/%d8%ae%d8%b7%d8%a7%db%8c-%d8%a8%d9%82%d8%a7-%d9%88-%d8%ae%d9%88%d8%b4%d8%a8%db%8c%d9%86%db%8c-%d8%b3%d8%a7%d8%af%d9%87%e2%80%8c%d8%a7%d9%86%da%af%d8%a7%d8%b1%d8%a7%d9%86%d9%87/">خطای بقا و خوشبینی ساده‌انگارانه</a> appeared first on <a href="https://behdashtravan.com">مجله تخصصی روانشناسی بهداشت روان</a>.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>خطاهای شناختی اشتباهات فکری و ذهنی ما هستند. معمولاً الگویی از این طرز فکر، در کودکی ما شکل می‌گیرد و گاهی در طول زندگی ادامه می‌یابند. به عبارتی شرایط سخت، این خطاها را ایجاد و فعال می‌کند و این خطاها شرایط سخت را بدتر می‌کنند و احساس ناخوشایندی در ما ایجاد کرده و سازگاری ما را با محیط تنزل می‌دهند. در زیر با یک نوع خطای شناختی آشنا می‌شوید.</p>
<h2>خطای بقا و خوشبینی ساده‌انگارانه</h2>
<p>ریک به هر کجا می‌نگرد ستارگان راک را می‌بیند. صفحه تلویزیون، روی جلد مجلات، در برنامه‌های کنسرت و در سایت‌های هواداران آنلاین، آن‌ها همه جا ظاهر می‌شوند. نمی‌توان آهنگ‌هایشان را در بازار، رادیو یا سالن‌های بدن‌سازی نشنید. خیلی پر شمارند و موفق. ریک که از داستان‌های قهرمانان پرشمار گیتاریست هیجان‌زده شده بود یک گروه موسیقی را انداخت. آیا موفق خواهد شد؟ احتمالش فقط کمی بیشتر از صفر است. او هم به احتمال زیاد مثل بقیه، کارش به قبرستان موسیقیدانان ناکام خواهد کشید. این گورستان، ده هزار برابر صحنه اجرای زنده، در خود موسیقیدان جای داده، اما جز سوپراستارهای شکست‌خورده، هیچ خبرنگاری به این افراد ناکام علاقه نشان نمی‌دهد. برای همین این گورستان از بیرون، نامرئی به نظر می‌رسد.</p>
<p>در زندگی روزمره، چون موفقیت بیش از ناکامی به چشم می‌آید، دائما شانس موفقیت خود را بیش‌ازاندازه تخمین می‌زنی. تو هم (مثل ریک)، به عنوان کسی که هنوز وارد ماجرا نشده، تسلیم یک توهم هستی و نمی‌دانی شانس موفقیت چقدر پایین است. ریک، مثل خیلی‌های دیگر، قربانی خطای بقا است.</p>
<p>پشت سر هر نویسنده موفق می‌توانی صد نویسنده‌ی دیگر را پیدا کنی که کتاب‌هایشان هرگز به فروش نمی‌رسد. پشت سر آن‌ها هم صد نویسنده دیگر هست که ناشری پیدا نکرده‌اند. پشت سر آن‌ها هم باز صد نفر دیگر که دست‌نوشته‌های ناتمامشان روی طاقچه خاک می‌خورد و پشت سر آن‌ها هم باز صد نفر دیگر هست که رؤیای این را دارند که روزی کتابی بنویسند. با این حال، فقط از نویسندگان موفق می‌شنوی (که امروزه خیلی از آن‌ها خودشان کتابشان را چاپ می‌کنند) و نمی‌توانی تشخیص بدهی احتمال موفقیت ادبی چه قدر کم است. در مورد عکاسان، مؤسسان شرکت، هنرمندان، ورزشکاران، معماران، برندگان جایزه نوبل، مجری‌های تلویزیونی و ملکه‌های زیبایی نیز داستان همین‌گونه است. رسانه‌ها علاقه‌ای به نبش قبر در قبرستان افراد ناموفق ندارند و این اصلاً کار آن‌ها نیست. برای اجتناب از خطای بقا، باید این نبش قبر را خودت انجام بدهی.</p>
<p>زمانی که پول و ریسک در میان باشد، با خطای بقا مواجه می‌شوی: فرض کن دوستت شرکت جدیدی راه می‌اندازد. تو هم جزء سرمایه‌گذاران احتمالی هستی و فکر می‌کنی فرصت خوبی نصیبت شده: شرکتی که اگر خوش شانس باشی، می‌تواند گوگل بعدی باشد. اما واقعیت چیست؟ محتمل‌ترین سناریو نرسیدن این شرکت حتی به خط شروع است. دومین نتیجه محتمل هم ورشکستگی ظرف سه سال است. از بین شرکت‌هایی که در سه سال اول وام می‌آورند، بیشترشان هرگز بیش از ده کارمند نداشته‌اند. پس این یعنی هیچ وقت نباید پولی را که با زحمت به دست آورده‌ای به خطر بیندازی؟ نه لزوماً. اما باید متوجه باشی خطای بقا در کار است و مثل خورده شیشه بر سر راه موفقیت قرار دارد.</p>
<p>مثلاً متوسط شاخص صنعتی داوجونز را در نظر بگیرید. از شرکت‌های تشکیل شده که از مشکلات جان سالم به دربرده‌اند. شرکت‌های کوچک و شرکت‌های شکست خورده وارد بازار بورس نمی‌شوند. بااین‌حال، این شاخص نمایانگر معاملات تجاری است. شاخص بورس نشان‌دهنده‌ی وضعیت اقتصادی یک کشور نیست، همین‌طور که رسانه‌ها لزوماً از تمام موسیقیدان‌ها گزارش تهیه نمی‌کنند. تعداد زیاد کتاب و مربیان موفق هم باید تو را بدبین کند: افراد ناموفق درباره ناکامی‌های خود نه کتاب می‌نویسند نه سخنرانی می‌کنند.</p>
<p>خطای بقا به خصوص وقتی عضوی از تیم &#8220;برنده&#8221; باشی می‌تواند بسیار مخرب باشد. حتی اگر موفقیت تو ناشی از تصادف محض باشد، شباهت‌های با سایر تیم‌های برنده پیدا می‌کنی که وسوسه می‌شوی از این‌ها به عنوان &#8220;عوامل موفقیت&#8221; یاد کنی. اما اگر به گورستان افراد ناموفق سر بزنی، ساکنان آن‌ها هم خیلی از خصوصیانی را داشته‌اند که علل موفقیت تو هستند.</p>
<p>اگر چند دانشمند یک پدیده خاص را بررسی کنند، برخی از این بررسی‌ها به صورت تصادفی نتایجی را ارائه می‌دهند که از نظر آماری معنا دارند، مثلاً رابطه بین مصرف نوشیدنی قرمز و امید به زندگی بالا. ناگهان توجه زیادی به چنین مطالعاتی (که غلط‌اند) می‌شود و این پژوهش‌ها محبوب می شوند و در نتیجه، تو با گزارش‌هایی که نتایجی به ظاهر خسته‌کننده اما صحیح دارند مواجه نخواهی شد.</p>
<p>خطای بقا یعنی افراد دائماً احتمال موفقیت خود را زیاد از حد تخمین بزنند. با سر زدن به قبرستان پژوهش‌ها، سرمایه‌گذاری‌ها و شغل‌هایی که در زمانی بسیار امیدوارکننده به نظر می‌رسید، در برابر این خطا موضع بگیر. قدم زدن در این قبرستان، ناخوشایند ولی برای شفاف شدن ذهنت لازم است.</p>
<h2>منبع</h2>
<p>کتاب <a href="https://en.wikipedia.org/wiki/The_Art_of_Thinking_Clearly" target="_blank" rel="noopener">هنر شفاف اندیشیدن</a></p>
<p>The post <a href="https://behdashtravan.com/%d8%ae%d8%b7%d8%a7%db%8c-%d8%a8%d9%82%d8%a7-%d9%88-%d8%ae%d9%88%d8%b4%d8%a8%db%8c%d9%86%db%8c-%d8%b3%d8%a7%d8%af%d9%87%e2%80%8c%d8%a7%d9%86%da%af%d8%a7%d8%b1%d8%a7%d9%86%d9%87/">خطای بقا و خوشبینی ساده‌انگارانه</a> appeared first on <a href="https://behdashtravan.com">مجله تخصصی روانشناسی بهداشت روان</a>.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://behdashtravan.com/%d8%ae%d8%b7%d8%a7%db%8c-%d8%a8%d9%82%d8%a7-%d9%88-%d8%ae%d9%88%d8%b4%d8%a8%db%8c%d9%86%db%8c-%d8%b3%d8%a7%d8%af%d9%87%e2%80%8c%d8%a7%d9%86%da%af%d8%a7%d8%b1%d8%a7%d9%86%d9%87/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>خطای شناختی گزینش</title>
		<link>https://behdashtravan.com/%d8%ae%d8%b7%d8%a7%db%8c-%d8%b4%d9%86%d8%a7%d8%ae%d8%aa%db%8c-%da%af%d8%b2%db%8c%d9%86%d8%b4/</link>
					<comments>https://behdashtravan.com/%d8%ae%d8%b7%d8%a7%db%8c-%d8%b4%d9%86%d8%a7%d8%ae%d8%aa%db%8c-%da%af%d8%b2%db%8c%d9%86%d8%b4/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[بهروز هاشمی]]></dc:creator>
		<pubDate>Thu, 27 Sep 2018 11:30:13 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[آسیب شناسی]]></category>
		<category><![CDATA[رفتارگرایی و شناختی]]></category>
		<category><![CDATA[سبک زندگی]]></category>
		<category><![CDATA[مکانیزم‌های دفاعی و خطاهای شناختی]]></category>
		<category><![CDATA[خطای شناختی]]></category>
		<category><![CDATA[خطای شناختی گزینش]]></category>
		<category><![CDATA[روبف دوبلی]]></category>
		<category><![CDATA[هنر شفاف اندیشیدن]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://behdashtravan.com/?p=3302</guid>

					<description><![CDATA[<p>خطاهای شناختی اشتباهات فکری و ذهنی ما هستند. معمولاً الگویی از این طرز فکر، در کودکی ما شکل می‌گیرد و گاهی در طول زندگی ادامه می‌یابند. به عبارتی شرایط سخت، این خطاها را ایجاد و فعال می‌کند و این خطاها شرایط سخت را بدتر می‌کنند و احساس ناخوشایندی در ما ایجاد کرده و سازگاری ما &#8230;</p>
<p>The post <a href="https://behdashtravan.com/%d8%ae%d8%b7%d8%a7%db%8c-%d8%b4%d9%86%d8%a7%d8%ae%d8%aa%db%8c-%da%af%d8%b2%db%8c%d9%86%d8%b4/">خطای شناختی گزینش</a> appeared first on <a href="https://behdashtravan.com">مجله تخصصی روانشناسی بهداشت روان</a>.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>خطاهای شناختی اشتباهات فکری و ذهنی ما هستند. معمولاً الگویی از این طرز فکر، در کودکی ما شکل می‌گیرد و گاهی در طول زندگی ادامه می‌یابند. به عبارتی شرایط سخت، این خطاها را ایجاد و فعال می‌کند و این خطاها شرایط سخت را بدتر می‌کنند و احساس ناخوشایندی در ما ایجاد کرده و سازگاری ما را با محیط تنزل می‌دهند. در زیر با یک نوع خطای شناختی آشنا می‌شوید.</p>
<h2>خطای شناختی گزینش</h2>
<p>هتل‌ها در وب‌سایت‌شان جذاب‌ترین‌اند. آن‌ها هر عکس را با وسواس خاصی انتخاب  می‌کنند و فقط تصاویر زیبا و باشکوه برگزیده می‌شود. زوایای نه چندان زیبا، لوله‌هایی که آب از آن‌ها چکه می‌کند و تالارهای صبحانه‌ی غیرجذاب همگی پنهان می‌شود. البته تو می‌دانی چنین چیزی حقیقت دارد. وقتی برای اولین‌بار با لابی قراضه‌ی هتل مواجه می‌شوی، خیلی ساده با بی‌اعتنایی شانه‌هایت را بالا می‌اندازی و به سمت میز پذیرش  می‌روی.</p>
<p>کاری که هتل کرده گزینش نام دارد. انتخاب و نمایش جذاب‌ترین خصوصیت‌ها و پنهان کردن بقیه. درست مثل نمونه‌ی هتل، تو با همین انتظارات خفیف به سراغ سایر مسائل می‌روی؛ بروشورهای مربوط به ماشین‌ها، بنگاه‌های معاملاتی و مؤسسه‌های حقوقی. می‌دانی کارشان چگونه است و فریب‌شان را نمی‌خوری.</p>
<p>اما تو نگرش متفاوتی در قبال گزارش‌های سالانه‌ی شرکت‌ها، مؤسسه‌ها و سازمان‌های دولتی داری. تو اشتباه می‌کنی. آن‌ها هم گزینش می‌کنند. اگر اهداف‌شان محقق شود، در مورد آن‌ها صحبت می‌کنند و اگر عملکردشان متزلزل باشد، اشاره‌ای به آن‌ها نمی‌شود.</p>
<p>تصور کن رییس یک بخش هستی. هیئت‌مدیره تو را برای تشریح وضعیت تیمت دعوت می‌کند. چطور با این مسئله برخورد می‌کنی؟ بیشتر اسلایدهای پاورپوینت را به ارائه‌ی موفقیت‌ها و چند تا را هم به معرفی چالش‌ها اختصاص می‌دهی و سایر دستاوردهای تحقق‌نیافته را خیلی راحت فراموش می‌کنی.</p>
<p>حکایت‌ها خصوصاً نوع پیچیده‌ای از خطای شناختی گزینش هستند. تصور کن تو مدیر شرکتی هستی که نوعی دستگاه فنی تولید می‌کند. یک مقاله۹ فاش کرده بخش عظیمی از مشتریان نمی‌توانند دستگاه تو را راه بیندازند. دستگاه برای آن‌ها خیلی پیچیده است. مدیر بخش منابع انسانی نظر بی‌اهمیتش را می‌دهد و اعلام می‌کند «پدرخانم من دیروز این دستگاه را برداشت و بی‌درنگ فهمید چطور کار می‌کند.» تو برای این گزینش به‌خصوص چه قدر اهمیت قائلی؟ درست است: نزدیک به صفر. رد کردن یک حکایت سخت است، چون داستانی کوتاه است و ما می‌دانیم ذهن‌مان تا چه حد برابر آن‌ها آسیب‌پذیر است. برای جلوگیری از این مسئله، مدیران زیرک در طول زندگیِ کاری به خودشان می‌آموزند که در برابر چنین داستان‌هایی فوق-العاده حساس باشند و به‌محض آن‌که مطرح می‌شود، آن‌ها را رد کنند.</p>
<p>هرچه حوزه بالاتر و برگزیده‌تر باشد، به گزینش علاقه‌مندتر می‌شویم. در کتاب نشکن، نسیم طالب توضیح می‌دهد چطور تمام حوزه‌های تحقیق، از فلسفه و داروسازی تا اقتصاد، در مورد نتایج خود لاف می‌زنند؛ «محیط آکادمیک هم مثل محیط سیاسی همیشه آمادگی این را دارد که از کارهایی که برای ما کرده سخن بگوید، نه کارهایی که انجام نداده و با این می‌خواهد نشان بدهد متدهایش تا چه حد با اهمیت‌اند.» یک گزینش خالص. اما احترام ما برای محیط آکادمیک آن‌قدر زیاد است که به این مسئله پی نمی‌بریم.</p>
<p>یا حرفه‌ی پزشکی را در نظر بگیر. توصیه به سیگار نکشیدن بزرگ‌ترین دستاورد پزشکی در شصت سال گذشته بوده است و بالاتر از تمام تحقیقات و پیشرفت‌های پزشکی در شصت سال گذشته قرار دارد. دروین برچ، فیزیک‌دان، این را در کتابش، مصرف دارو، تأیید کرده‌است. چند عامل گزینش‌شده مثل آنتی‌بیوتیک‌ها، توجه مارا به خود معطوف می‌کندد و بنابراین این محققان دارویی هستند که مشهور می‌شوند، نه فعالان مخالف سیگار.</p>
<p>بخش‌های اجرایی در شرکت‌های بزرگ مثل هتل‌داران از خودشان تعریف می‌کنند. آن‌ها در نمایش دادن همه‌ی کارهایی که انجام داده‌اند ایستادند، ولی هیچ‌گاه در مورد کارهایی که برای شرکت‌شان نکرده‌اند حرفی نمی‌زنند. تو چه می‌کنی؟ اگر روی صندلی ریاست هیئت‌مدیره چنین سازمانی نشسته‌ای، درباره‌ی «موارد گزینش نشده»، پروژه‌های شکست‌خورده و اهداف محقق نشده بپرس.</p>
<p>این‌ها خیلی بیشتر از موفقیت‌ها برای تو آموزنده خواهند بود. واقعاً شگفت‌آور است که این سؤال‌ها چقدر به‌ندرت مطرح می‌شود. دوم: به جای استخدام طایفه‌ای از حساب‌رسان مالی برای محاسبه‌ی دقیق هزینه‌ها، مدام اهداف را کنترل کن. به‌مرور با رسیدن به این نکته شگفت‌زده می‌شوی که چطور اهداف اولیه کم‌رنگ شده. این اهداف، آرام و پنهانی، با اهدافی که خودمان تعیین کرده‌ایم و همیشه قابل دست‌یابی‌اند، جایگزین می‌شود. اگر با چنین اهدافی مواجه شدی، زنگ خطر باید به صدا در بیاید. این معاد است با این‌که تیری را پرتاب کنی و بعدازآن دایره‌ی هدف را دور جایی که تیر فرود آمده بکشی.</p>
<h2>منبع</h2>
<p>کتاب <a href="https://en.wikipedia.org/wiki/The_Art_of_Thinking_Clearly" target="_blank" rel="noopener">هنر شفاف اندیشیدن</a></p>
<p>The post <a href="https://behdashtravan.com/%d8%ae%d8%b7%d8%a7%db%8c-%d8%b4%d9%86%d8%a7%d8%ae%d8%aa%db%8c-%da%af%d8%b2%db%8c%d9%86%d8%b4/">خطای شناختی گزینش</a> appeared first on <a href="https://behdashtravan.com">مجله تخصصی روانشناسی بهداشت روان</a>.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://behdashtravan.com/%d8%ae%d8%b7%d8%a7%db%8c-%d8%b4%d9%86%d8%a7%d8%ae%d8%aa%db%8c-%da%af%d8%b2%db%8c%d9%86%d8%b4/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>خطای شناختی اثر خصوصیت مثبت</title>
		<link>https://behdashtravan.com/%d8%ae%d8%b7%d8%a7%db%8c-%d8%b4%d9%86%d8%a7%d8%ae%d8%aa%db%8c-%d8%a7%d8%ab%d8%b1-%d8%ae%d8%b5%d9%88%d8%b5%db%8c%d8%aa-%d9%85%d8%ab%d8%a8%d8%aa/</link>
					<comments>https://behdashtravan.com/%d8%ae%d8%b7%d8%a7%db%8c-%d8%b4%d9%86%d8%a7%d8%ae%d8%aa%db%8c-%d8%a7%d8%ab%d8%b1-%d8%ae%d8%b5%d9%88%d8%b5%db%8c%d8%aa-%d9%85%d8%ab%d8%a8%d8%aa/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[بهروز هاشمی]]></dc:creator>
		<pubDate>Thu, 20 Sep 2018 10:30:13 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[آسیب شناسی]]></category>
		<category><![CDATA[ارتقاء سلامت روان]]></category>
		<category><![CDATA[رفتارگرایی و شناختی]]></category>
		<category><![CDATA[سبک زندگی]]></category>
		<category><![CDATA[مکانیزم‌های دفاعی و خطاهای شناختی]]></category>
		<category><![CDATA[خطای شناختی]]></category>
		<category><![CDATA[خطای شناختی اثر خصوصیت مثبت]]></category>
		<category><![CDATA[رولف دوبلی]]></category>
		<category><![CDATA[هنر شفاف اندیشیدن]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://behdashtravan.com/?p=3300</guid>

					<description><![CDATA[<p>خطاهای شناختی اشتباهات فکری و ذهنی ما هستند. معمولاً الگویی از این طرز فکر، در کودکی ما شکل می‌گیرد و گاهی در طول زندگی ادامه می‌یابند. به عبارتی شرایط سخت، این خطاها را ایجاد و فعال می‌کند و این خطاها شرایط سخت را بدتر می‌کنند و احساس ناخوشایندی در ما ایجاد کرده و سازگاری ما &#8230;</p>
<p>The post <a href="https://behdashtravan.com/%d8%ae%d8%b7%d8%a7%db%8c-%d8%b4%d9%86%d8%a7%d8%ae%d8%aa%db%8c-%d8%a7%d8%ab%d8%b1-%d8%ae%d8%b5%d9%88%d8%b5%db%8c%d8%aa-%d9%85%d8%ab%d8%a8%d8%aa/">خطای شناختی اثر خصوصیت مثبت</a> appeared first on <a href="https://behdashtravan.com">مجله تخصصی روانشناسی بهداشت روان</a>.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>خطاهای شناختی اشتباهات فکری و ذهنی ما هستند. معمولاً الگویی از این طرز فکر، در کودکی ما شکل می‌گیرد و گاهی در طول زندگی ادامه می‌یابند. به عبارتی شرایط سخت، این خطاها را ایجاد و فعال می‌کند و این خطاها شرایط سخت را بدتر می‌کنند و احساس ناخوشایندی در ما ایجاد کرده و سازگاری ما را با محیط تنزل می‌دهند. در زیر با یک نوع خطای شناختی آشنا می‌شوید.</p>
<h2>خطای شناختی اثر خصوصیت مثبت</h2>
<p>دو سری عدد داریم سری الف، شامل ۷۲۴، ۹۴۷، ۴۲۱، ۸۴۳، ۳۹۴، ۴۱۱، ۰۵۴ و ۶۴۶ است. این اعداد چه اشتراکی دارند؟ تا زمانی که جوابی پیدا نکردی، ادامه‌ی متن را نخوان. از آنچه فکر می‌کردی آسان‌تر است. عدد ۴ در هر یک از آن‌ها وجود دارد. حالا سری ب را امتحان کن ۳۴۹، ۸۵۱، ۲۷۴، ۹۰۵، ۷۷۲، ۰۳۲، ۸۵۴ و ۱۱۳ چه چیزی این اعداد را با هم مرتبط می‌کند؟ تا وقتی این ارتباط را کشف نکردی، بقیه‌ی متن را نخوان. سری ب سخت‌تر است، نه؟ جواب: هیچ‌کدام از عدد ۶ استفاده نکرده-اند. از این چه چیزی یاد می‌گیری؟ تشخیص «نبودن» به‌مراتب دشوارتر از تشخیص «بودن» است. به‌عبارت‌دیگر، ما تأکید بیشتری بر آنچه هست می‌کنیم تا آنچه وجود ندارد.</p>
<p>هفته‌ی پیش، وقتی قدم می‌زدم، به ذهنم رسید چیزی آزارم نمی‌دهد. فکر نامنتظره‌ای بود. با وجود اینکه به ندرت درد را تجربه می‌کنم ولی وقتی‌که به سراغم می‌آید حضورش به شدت ملموس است. با اینکه در نبود درد به ندرت متوجهش می-شوم. این حقیقت ساده و آشکار شگفت‌زده‌ام کرد. یک لحظه به وجد آمدم تا اینکه این کشف کوچک دوباره از ذهنم پرید.</p>
<p>یک ارکستر، سمفونی نهم بتهوون را اجرا می‌کرد. توفانی از شور و اشتیاق سالن کنسرت را فرا گرفت. حین اجرای قسمت با کلام در قطعه‌ی چهارم، اشک شوق در</p>
<p>جای‌جای سالن قابل‌دیدن بود. با خودم فکر کردم چه‌قدر خوش‌شانس‌ایم که این سمفونی وجود دارد. اما آیا واقعاً درست است؟ بدون این سمفونی کمتر خوشحال بودیم؟ احتمالاً نه. اگر این سمفونی هرگز ساخته نمی‌شد، هیچ‌کس جای خالی‌اش را حس نمی‌کرد. رهبر ارکستر هم درخواست‌های همراه با عصبانیتی مثل این را دریافت نمی‌کرد «لطفاً به سرعت این سمفونی را بنویس و اجرا کن.» به‌طور خلاصه، اهمیت چیزی که وجود دارد به‌مراتب بیشتر از چیزی است که وجود ندارد. علم این را خطای شناختی اثر خصوصیت مثبت نام‌گذاری می‌کند. کمپین‌های پیشگیری به خوبی از این اثر استفاده می‌کنند. جمله‌ی «سیگار کشیدن باعث سرطان ریه می‌شود.» به مراتب تأثیر بیشتری دارد تا «سیگار نکشیدن به زندگی بدون سرطان ریه منجر می-شود.» بازرسان و افراد حرفه‌ای دیگر که از چک‌لیست‌ها استفاده می‌کنند به خطای شناختی اثر خصوصیت مثبت متمایل‌اند.</p>
<p>اظهارنامه‌های مالیاتی فوق‌العاده، بلافاصله آشکار می‌شوند، چون آن‌ها در چک‌لیست این افراد برجسته شده‌اند. اما آنچه به چشم نمی‌آید، کلاه‌برداری‌های هنرمندانه است، مثل اتفاقات شرکت اِنرون یا نقشه‌ی پونزی برنی مادوف. پروژه‌هایهای «تاجران کلاه‌بردار» مثل نیک لیسون و ژروم کرویل که به خاطر آن‌ها مؤسسات برینگزو سوسیه ژنرال قربانی شدند هم غایب‌اند و به چشم نمی‌آیند. هوسرانی‌های مالی این‌چنینی در هیچ فهرستی وجود ندارد. لازم هم نیست که این کارها غیرقانونی باشد. یک مؤسسه‌ی اعتباری حواسش به ریسک اعتبار ناشی از کاهش درآمد گیرنده‌ی وام هست، چرا که چنین چیزی در سیاهه‌هایش ثبت می‌شود. اما به‌عنوان‌مثال، وقتی ارزش یک ملت به خاطر احداث مرکز سوزاندن زباله در حوالی‌اش پایین می‌آید، آن را نادیده می‌گیرند.</p>
<p>تصور کن محصولی بحث‌برانگیز تولید می‌کنی مثل سُس سالادی که حاوی درجه‌ی بالایی از کلسترول است. چه می‌کنی؟ روی برچسب، بیست نوع ویتامین مختلفی را که در سُس سالاد وجود دارد تبلیغ و درجه کلسترول را حذف می‌کنی. مشتریان متوجه نبودش نمی‌شوند و خصوصیت‌های مثبت حاضر باعث ایجاد احساس امنیت و آگاهی در آن‌ها می‌شود.</p>
<p>در محیط آکادمیک، مدام به اثر خصوصیت مثبت برمی‌خوریم. تأیید کنندگان فرضیه‌ها به انتشارات راه پیدا می‌کنند و در موارد استثنایی به چنین مواردی جوایز <a href="https://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%AC%D8%A7%DB%8C%D8%B2%D9%87_%D9%86%D9%88%D8%A8%D9%84" target="_blank" rel="noopener">نوبل</a> هم تعلق می‌گیرد. از طرف دیگر، اثری با مضمون رد فلان فرضیه به‌مراتب سخت‌تر در جایی به چاپ می‌رسد و تا آنجا که من می‌دانم هیچ‌گاه جایزه‌ی نوبل به چنین موردی تعلق نگرفته است. بااین‌حال، چنین رد کردنی به لحاظ علمی به‌اندازه‌ی تأیید ارزش دارد. پیامد دیگر این است که ما به مشورت‌های مثبت (کار الف را بکن) اقبال به مراتب بیشتری نشان می‌دهیم تا به پیشنهادهای منفی (کار ب را فراموش کن)، صرف‌نظر از این‌که دومی چه-قدر می‌تواند مفیدتر باشد.</p>
<p>در نتیجه، ما در درک اتفاقاتی که نیفتاده‌اند مشکل داریم. ما در برابر آنچه وجود ندارد نابیناییم. وقتی جنگی وجود دارد، متوجه آن هستیم. اما در دوران صلح برای نبود جنگ ارزش قائل نمی‌شویم. اگر سالم باشیم، به‌ندرت راجع به بیمار بودن فکر می‌کنیم. یا اگر در شهر کانکون از هواپیما پیاده شویم، برای فکر کردن به این‌که در پرواز حادثه‌ای رخ نداده وقتی صرف نمی-کنیم. اگر بیشتر به فقدان‌ها فکر کنیم، ممکن است واقعاً خوشحال‌تر باشیم. اما این یک کار ذهنی دشوار است. بزرگ سؤال فلسفی این است که چرا یک چیز وجود دارد و «هیچ‌چیز» وجود ندارد. انتظار پاسخ سریع نداشته باش. به‌عبارت‌دیگر، خود همین سؤال ابزار مفیدی به دست می‌دهد برای مبارزه با خطای شناختی اثر خصوصیت مثبت.</p>
<h2>منبع</h2>
<p>کتاب <a href="https://en.wikipedia.org/wiki/The_Art_of_Thinking_Clearly" target="_blank" rel="noopener">هنر شفاف اندیشیدن</a></p>
<p>The post <a href="https://behdashtravan.com/%d8%ae%d8%b7%d8%a7%db%8c-%d8%b4%d9%86%d8%a7%d8%ae%d8%aa%db%8c-%d8%a7%d8%ab%d8%b1-%d8%ae%d8%b5%d9%88%d8%b5%db%8c%d8%aa-%d9%85%d8%ab%d8%a8%d8%aa/">خطای شناختی اثر خصوصیت مثبت</a> appeared first on <a href="https://behdashtravan.com">مجله تخصصی روانشناسی بهداشت روان</a>.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://behdashtravan.com/%d8%ae%d8%b7%d8%a7%db%8c-%d8%b4%d9%86%d8%a7%d8%ae%d8%aa%db%8c-%d8%a7%d8%ab%d8%b1-%d8%ae%d8%b5%d9%88%d8%b5%db%8c%d8%aa-%d9%85%d8%ab%d8%a8%d8%aa/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>خطای شناختی تغییر شکل حرفه‌ای</title>
		<link>https://behdashtravan.com/%d8%ae%d8%b7%d8%a7%db%8c-%d8%b4%d9%86%d8%a7%d8%ae%d8%aa%db%8c-%d8%aa%d8%ba%db%8c%db%8c%d8%b1-%d8%b4%da%a9%d9%84-%d8%ad%d8%b1%d9%81%d9%87%e2%80%8c%d8%a7%db%8c/</link>
					<comments>https://behdashtravan.com/%d8%ae%d8%b7%d8%a7%db%8c-%d8%b4%d9%86%d8%a7%d8%ae%d8%aa%db%8c-%d8%aa%d8%ba%db%8c%db%8c%d8%b1-%d8%b4%da%a9%d9%84-%d8%ad%d8%b1%d9%81%d9%87%e2%80%8c%d8%a7%db%8c/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[بهروز هاشمی]]></dc:creator>
		<pubDate>Thu, 13 Sep 2018 10:30:15 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[آسیب شناسی]]></category>
		<category><![CDATA[ارتقاء سلامت روان]]></category>
		<category><![CDATA[رفتارگرایی و شناختی]]></category>
		<category><![CDATA[سبک زندگی]]></category>
		<category><![CDATA[مکانیزم‌های دفاعی و خطاهای شناختی]]></category>
		<category><![CDATA[خطای شناختی]]></category>
		<category><![CDATA[خطای شناختی تغییر شکل حرفه‌ای]]></category>
		<category><![CDATA[رولف دوبلی]]></category>
		<category><![CDATA[هنر شفاف اندیشیدن]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://behdashtravan.com/?p=3298</guid>

					<description><![CDATA[<p>خطاهای شناختی اشتباهات فکری و ذهنی ما هستند. معمولاً الگویی از این طرز فکر، در کودکی ما شکل می‌گیرد و گاهی در طول زندگی ادامه می‌یابند. به عبارتی شرایط سخت، این خطاها را ایجاد و فعال می‌کند و این خطاها شرایط سخت را بدتر می‌کنند و احساس ناخوشایندی در ما ایجاد کرده و سازگاری ما &#8230;</p>
<p>The post <a href="https://behdashtravan.com/%d8%ae%d8%b7%d8%a7%db%8c-%d8%b4%d9%86%d8%a7%d8%ae%d8%aa%db%8c-%d8%aa%d8%ba%db%8c%db%8c%d8%b1-%d8%b4%da%a9%d9%84-%d8%ad%d8%b1%d9%81%d9%87%e2%80%8c%d8%a7%db%8c/">خطای شناختی تغییر شکل حرفه‌ای</a> appeared first on <a href="https://behdashtravan.com">مجله تخصصی روانشناسی بهداشت روان</a>.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>خطاهای شناختی اشتباهات فکری و ذهنی ما هستند. معمولاً الگویی از این طرز فکر، در کودکی ما شکل می‌گیرد و گاهی در طول زندگی ادامه می‌یابند. به عبارتی شرایط سخت، این خطاها را ایجاد و فعال می‌کند و این خطاها شرایط سخت را بدتر می‌کنند و احساس ناخوشایندی در ما ایجاد کرده و سازگاری ما را با محیط تنزل می‌دهند. در زیر با یک نوع خطای شناختی آشنا می‌شوید.</p>
<h2>خطای شناختی تغییر شکل حرفه‌ای</h2>
<p>مردی وام می‌گیرد، شرکتی تأسیس می‌کند و کمی بعدازآن ورشکست می‌شود. گرفتار افسردگی می‌شود و خودکشی می‌کند.</p>
<p>نظرت راجع به این داستان چیست؟ به عنوان یک تحلیل‌گر اقتصادی، می‌خواهی بدانی چرا ایده‌ی تجاری او موفق نبود؛ آیا او مرد ضعیفی بود؟ آیا استراتژی غلط بود، بازار خیلی کوچک بود یا رقابت خیلی بزرگ؟ به عنوان بازاریاب، تصور می‌کنی کمپین‌ها ضعیف سازمان‌دهی شده بودند یا اینکه او  در رسیدن به مخاطب هدف خود ناکام مانده بود. اگر تو کارشناس اقتصادی باشی، وام گرفتن را به عنوان ابزاری مناسب زیر سؤال می‌بری. در مقام خبرنگار محلی، به پتانسیل داستان پی می-بری: چه قدر تحت فشار بود که خودش را کشت!</p>
<p>در مقام نویسنده، به این فکر می‌کنی که این داستان چطور می‌توانست به یک تراژدی یونانی مبدل شود. در مقام بانکدار، باور داری در بخش وام خطایی صورت گرفته. در مقام جامعه-شناس شکست سرمایه‌داری را سرزنش می‌کنی. در مقام محافظه‌کار دینی، این اتفاق را مجازات الهی می‌بینی. در مقام روان-پزشک، پایین بودن سطح سروتونین را تشخیص می‌دهی. کدام دیدگاه «درست» است؟</p>
<p>هیچکدام. «اگر تنها ابزار تو چکش باشد، همه‌ی مشکلات تو میخ خواهد بود.» این را مارک تواین گفته. نقل‌قولی که خطای شناختی تغییر شکل حرفه  ای را خلاصه می‌کند. چارلی مانگر، شریک تجاری <a href="https://fa.wikipedia.org/wiki/%D9%88%D8%A7%D8%B1%D9%86_%D8%A8%D8%A7%D9%81%D8%AA" target="_blank" rel="noopener">وارن‌بافت</a>، این اثر را بعد از تواین، مردی با تمایل به چکش زدن نامید؛ «اما این روشی کاملاً فاجعه‌آمیز برای فکر کردن و روش کاملاً فاجعه‌آمیزی برای کار کردن در دنیاست. پس تو باید مدل‌های چندگانه‌ای داشته باشی و مدل‌ها باید از رشته‌های چندگانه‌ای ناشی شده باشند، چون تمام حکمت دنیا فقط در یک بخش کوچک آکادمیک پیدا نمی‌شود.»</p>
<p>این جا چند مثال از خطای شناختی تغییر شکل حرفه‌ای می‌آورم: جراحان، حتی اگر بشود بیماران را به شیوه‌ی مسالمت‌آمیزتری مداوا کرد، می‌خواهند تقریباً همه‌ی مشکلات را با چاقوی جراحی حل کنند. ارتشی‌ها اول به راه‌حل‌های نظامی فکر می‌کنند. مهندسان ساختارگرا هستند. کارشناسانِ روند در هر چیزی روندی می‌بینند (ضمناً این یکی از احمقانه‌ترین راه‌های نگاه به جهان است). به‌طور خلاصه، اگر از کسی راجع به چیستی یک مشکل خاص بپرسی، معمولاً آن را به حوزه‌ی مهارت خود مرتبط می‌کند.</p>
<p>پس این‌کار چه ایرادی دارد؟ خوب است اگر خیاط به آنچه می‌داند پای‌بند بماند. تغییر شکل حرفه‌ای زمانی خطرناک می-شود که مردم فرایندهای تخصصی خود را در حوزه‌هایی به‌کار ببرند که به آن‌ها تعلق ندارند. بی‌شک با برخی از این موارد مواجه شده‌ای؛ معلمانی که به دوستان‌شان مثل دانش‌آموزان پرخاشگری می‌کنند. مادرهای تازه‌کاری که با همسران‌شان مثل بچه‌ها برخورد می‌کنند. یا صفحات همیشه حاضر اکسل را در نظر بگیر که در هر کامپیوتری وجود دارند، حتی وقتی واقعاً لازم نیست از آن‌ها استفاده می‌کنیم. مثل وقتی‌که می‌خواهیم برآورد مالی ده ساله‌ای را برای شروع تجارتی انجام بدهیم یا وقتی گزینه‌های بالقوه را از سایت‌های دوست‌یابی پیدا کرده‌ایم و می‌خواهیم آن‌ها را با هم مقایسه می‌کنیم. صفحات اکسل ممکن است واقعاً یکی از خطرناک‌ترین اختراعات دوران اخیر باشند.</p>
<p>مرد با چکش حتی در حوزه‌ی اختیارات خودش هم مایل است بیش‌ازحد از چکش استفاده کند. منتقدان ادبی یاد می‌گیرند ارجاعات، نمادها و پیام‌های پنهان نویسندگان را کشف کنند. در مقام رمان‌نویس، متوجه شدم منتقدان ادبی، وقتی هیچ‌چیزی دیگری نیست، به چنین ابزاری متوسل می‌شوند. این با رفتار خبرنگاران اقتصادی یک میلیون کیلومتر فاصله ندارد. آن‌ها پیش‌پاافتاده‌ترین اشاره‌های مدیران بانک مرکزی را پاک می‌کنند و هرطورشده با تجزیه‌وتحلیل حرف‌های آن‌ها نکاتی را مبنی بر تغییر سیاست مالی کشف می‌کنند.</p>
<p>در نتیجه، اگر مشکل خود را پیش کارشناس می‌بری، انتظار راه‌حلی بهینه و جامع نداشته باش. منتظر رویکردی باش که جعبه‌ابزار آن کارشناس جور دربیاید. کامپیوتر مرکزی نیست. بیشتر شبیه یک چاقوی همه‌کاره است که توانایی‌های مشخصی دارد. متأسفانه این «چاقوهای جیبی» ما کامل نیستند.</p>
<p>با تجارب زندگی و مهارت‌های حرفه‌ای خود تا همین حالا صاحب چند تیغه شده‌ایم. اما برای تجهیز بهتر خودمان باید تلاش کنیم تا دو سه‌ابزار دیگر به خزانه‌مان اضافه کنیم (مدل‌های ذهنی که از حوزه‌های مهارت ما بسیار دورند). به‌عنوان‌مثال، در چند سال گذشته، من دنیا را از دریچه‌ی زیست‌شناسی نگاه می‌کنم و درک تازه‌ای از سیستم‌های پیچیده پیدا کردم. کمبودهای خودت را پیدا کن و برای متعادل کردن آن‌ها روش‌ها و دانش‌های مناسبی بیاب. تقریباً یک سال طول می‌کشد تا به مهم‌ترین ایده‌های یک حوزه‌ی جدید مسلط شوی و این کار ارزشش را دارد؛ چاقوی جیبی تو بزرگ‌تر و همه فن حریف‌تر و تفکراتت هم زیرکانه‌تر خواهد شد.</p>
<p>&nbsp;</p>
<h2>منبع</h2>
<p>کتاب <a href="https://en.wikipedia.org/wiki/The_Art_of_Thinking_Clearly" target="_blank" rel="noopener">هنر شفاف اندیشیدن</a></p>
<p>The post <a href="https://behdashtravan.com/%d8%ae%d8%b7%d8%a7%db%8c-%d8%b4%d9%86%d8%a7%d8%ae%d8%aa%db%8c-%d8%aa%d8%ba%db%8c%db%8c%d8%b1-%d8%b4%da%a9%d9%84-%d8%ad%d8%b1%d9%81%d9%87%e2%80%8c%d8%a7%db%8c/">خطای شناختی تغییر شکل حرفه‌ای</a> appeared first on <a href="https://behdashtravan.com">مجله تخصصی روانشناسی بهداشت روان</a>.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://behdashtravan.com/%d8%ae%d8%b7%d8%a7%db%8c-%d8%b4%d9%86%d8%a7%d8%ae%d8%aa%db%8c-%d8%aa%d8%ba%db%8c%db%8c%d8%b1-%d8%b4%da%a9%d9%84-%d8%ad%d8%b1%d9%81%d9%87%e2%80%8c%d8%a7%db%8c/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>خطای شناختی برنامه‌ریزی</title>
		<link>https://behdashtravan.com/%d8%ae%d8%b7%d8%a7%db%8c-%d8%b4%d9%86%d8%a7%d8%ae%d8%aa%db%8c-%d8%a8%d8%b1%d9%86%d8%a7%d9%85%d9%87%e2%80%8c%d8%b1%db%8c%d8%b2%db%8c/</link>
					<comments>https://behdashtravan.com/%d8%ae%d8%b7%d8%a7%db%8c-%d8%b4%d9%86%d8%a7%d8%ae%d8%aa%db%8c-%d8%a8%d8%b1%d9%86%d8%a7%d9%85%d9%87%e2%80%8c%d8%b1%db%8c%d8%b2%db%8c/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[بهروز هاشمی]]></dc:creator>
		<pubDate>Thu, 06 Sep 2018 10:30:21 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[آسیب شناسی]]></category>
		<category><![CDATA[ارتقاء سلامت روان]]></category>
		<category><![CDATA[رفتارگرایی و شناختی]]></category>
		<category><![CDATA[سبک زندگی]]></category>
		<category><![CDATA[مکانیزم‌های دفاعی و خطاهای شناختی]]></category>
		<category><![CDATA[خطای شناختی]]></category>
		<category><![CDATA[خطای شناختی برنامه‌ریزی]]></category>
		<category><![CDATA[رولف دوبلی]]></category>
		<category><![CDATA[هنر شفاف اندیشیدن]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://behdashtravan.com/?p=3296</guid>

					<description><![CDATA[<p>خطاهای شناختی اشتباهات فکری و ذهنی ما هستند. معمولاً الگویی از این طرز فکر، در کودکی ما شکل می‌گیرد و گاهی در طول زندگی ادامه می‌یابند. به عبارتی شرایط سخت، این خطاها را ایجاد و فعال می‌کند و این خطاها شرایط سخت را بدتر می‌کنند و احساس ناخوشایندی در ما ایجاد کرده و سازگاری ما &#8230;</p>
<p>The post <a href="https://behdashtravan.com/%d8%ae%d8%b7%d8%a7%db%8c-%d8%b4%d9%86%d8%a7%d8%ae%d8%aa%db%8c-%d8%a8%d8%b1%d9%86%d8%a7%d9%85%d9%87%e2%80%8c%d8%b1%db%8c%d8%b2%db%8c/">خطای شناختی برنامه‌ریزی</a> appeared first on <a href="https://behdashtravan.com">مجله تخصصی روانشناسی بهداشت روان</a>.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>خطاهای شناختی اشتباهات فکری و ذهنی ما هستند. معمولاً الگویی از این طرز فکر، در کودکی ما شکل می‌گیرد و گاهی در طول زندگی ادامه می‌یابند. به عبارتی شرایط سخت، این خطاها را ایجاد و فعال می‌کند و این خطاها شرایط سخت را بدتر می‌کنند و احساس ناخوشایندی در ما ایجاد کرده و سازگاری ما را با محیط تنزل می‌دهند. در زیر با یک نوع خطای شناختی آشنا می‌شوید.</p>
<h2>خطای شناختی برنامه‌ریزی</h2>
<p>هر روز صبح، فهرستی از کارهایی که باید انجام بدهی تهیه می‌کنی. هر چند وقت یک‌بار می‌توانی تا پایان روز همه‌ی کارها را بکنی؟ همیشه؟ یک‌روزدرمیان؟ شاید هفته‌ای یک‌بار. اگر تو هم مثل بقیه‌ی مردم باشی، این اتفاق نادر ماهی یک‌بار برایت رخ می‌دهد. به‌عبارت‌دیگر، دائماً زیاد از حد مسئولیت می‌پذیری. علاوه‌برآن برنامه‌هایت به طرز نامعقولی بلند پروازانه‌اند. اگر برنامه‌نویس تازه‌کاری بودی، این قابل بخشش بود. اما اگر چند دهه نباشد، سال‌هاست فهرست کارهایی را که باید انجام بدهی تهیه می‌کنی. بنابراین، توانایی‌ات را کاملاً می‌شناسی و بعید است هر روز آن‌ها را زیادی تخمین بزنی. این نکته مسخره و شوخی نیست: در سایر زمینه‌ها، از تجربه استفاده می‌کنی.</p>
<p>بنابراین، چرا وقتی به برنامه‌ریزی می‌رسیم، هیچ منحنی یادگیری‌ای وجود ندارد؟ حتی وقتی می‌دانی اغلب تلاش‌های قبلی‌ات فقط خوش‌بینانه بوده و با علم به جدی بودن موضوع، «امروز» هم بازهمان حجم کار یا بیشترش را کاملاً انجام‌پذیر می‌دانی. دایل کانمن این موضوع را خطای شناختی برنامه‌ریزی می‌نامد.</p>
<p>دانشجویان معمولاً در ترم‌های آخر باید پایان‌نامه‌شان را بنویسند. راجر بوئلر، روان‌شناس کانادایی، و تیم تحقیقاتی‌اش از دانشجویان سال آخر خواستند دو تاریخ برای تحویل پایان‌نامه‌شان مشخص کنند؛ اولی آخرین مهلت ‌«واقع‌بینانه» و دومی تاریخ «بدترین حالت ممکن» بود. نتیجه؟ فقط سی درصد دانشجویان پایان‌نامه را در آخرین مهلت «واقعی» ارائه دادند. به طور متوسط، دانشجویان پنجاه درصد بیشتر از آنچه برنامه‌ریزی کرده بودند به زمان احتیاج داشتند و هفت روز کامل بیشتر از تاریخ «بدترین حالت ممکن».</p>
<p>خطای شناختی برنامه‌ریزی  بیشتر رمانی آشکار می‌شود که مردم در مسائل کاری، علمی و سیاسی به صورت گروهی کار می‌کنند. گروه‌ها طول زمان کار و منافع را زیاد و هزینه‌ها و ریسک‌ها را کمتر از اندازه تخمین می‌زنند. طراحی ساختمان اپرای حلزونی-شکل سیدنی سال ۱۹۵۷ آغاز شد و قرار بود سال ۱۹۶۳ با هفت میلیون دلار به اتمام برسد. در نهایت، این پروژه در سال ۱۹۷۳، بعد از فرازونشیب‌های فراوان، با رقم ۱۰۲ میلیون دلار افتتاح شد، چهارده برابر تخمین اولیه!</p>
<p>پس چرا ما ذاتاً برنامه‌ریز نیستیم؟ دلیل اول تفکرات رویاپردازانه‌مان است. دوست داریم موفق باشیم و هر مسئولیتی را که به عهده می‌گیریم انجام بدهیم. دوم اینکه بیش‌ازحد بر پروژه تمرکز می‌کنیم و تأثیر مسائل بیرونی را در نظر نمی‌گیریم. بیشتر اوقات اتفاقات غیرقابل پیش‌بینی، برنامه‌ریزی‌های مارا خراب می‌کند: مثلاً دخترت استخوان ماهی را قورت می‌دهد. باتری ماشینت از کار می‌افتد، پیشنهاد خرید برای خانه‌ات روی میزت قرار می‌گیرد و مجبور می‌شوی سریعاً آن را بررسی کنی. برنامه‌ریزی‌ات کاملاً به هم می‌ریزد. اگر حتی دقیق‌تر برنامه‌ریزی می‌کردی، مشکل برطرف می‌شد؟ خیر، آماده‌سازی قدم‌به‌قدم خطای شناختی برنامه‌ریزی را تشدید می‌کند. باعث می‌شود متمرکزتر شوی و در نتیجه از پیش‌بینی اتفاقات غیرمترقبه غافل بمانی.</p>
<p>خب، چه باید کنی؟ تمرکزت را از مسائل داخلی، مثل پروژه‌ی خودت، به عوامل خارجی، مثل پروژه‌های مشابه، معطوف کن. به نرخ پایه توجه و از تجربیات گذشته استفاده کن. اگر مشابه کار تو سه ماه طول کشیده و پنج میلیون دلار هزینه به همراه داشته، احتمالاً برای تو هم این‌چنین خواهد بود. مهم نیست چه قدر دقیق برنامه‌ریزی کرده باشی. مهم‌تر از همه، اینکه قبل از اتخاذ هر تصمیمی، یک جلسه پری مورتم برای خودتان برگزار کنید. <a href="https://en.wikipedia.org/wiki/Gary_A._Klein" target="_blank" rel="noopener">گری کلاین</a> روان‌شناس آمریکایی، پیشنهاد می‌دهد این نطق کوتاه برای گروه ایراد شود: «تصور کنید یک‌سال از امروز گذشته. طبق برنامه پیش رفته‌ایم. نتیجه فاجعه بوده. ظرف پنج تا ده دقیقه درباره‌ی این فاجعه بنویسید.» این نوشته‌ها به شما نشان می‌دهند اوضاع چگونه ممکن است منحرف شود.</p>
<h2>منبع</h2>
<p>کتاب <a href="https://en.wikipedia.org/wiki/The_Art_of_Thinking_Clearly" target="_blank" rel="noopener">هنر شفاف اندیشیدن</a></p>
<p>The post <a href="https://behdashtravan.com/%d8%ae%d8%b7%d8%a7%db%8c-%d8%b4%d9%86%d8%a7%d8%ae%d8%aa%db%8c-%d8%a8%d8%b1%d9%86%d8%a7%d9%85%d9%87%e2%80%8c%d8%b1%db%8c%d8%b2%db%8c/">خطای شناختی برنامه‌ریزی</a> appeared first on <a href="https://behdashtravan.com">مجله تخصصی روانشناسی بهداشت روان</a>.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://behdashtravan.com/%d8%ae%d8%b7%d8%a7%db%8c-%d8%b4%d9%86%d8%a7%d8%ae%d8%aa%db%8c-%d8%a8%d8%b1%d9%86%d8%a7%d9%85%d9%87%e2%80%8c%d8%b1%db%8c%d8%b2%db%8c/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>خطای شناختی علت واحد</title>
		<link>https://behdashtravan.com/%d8%ae%d8%b7%d8%a7%db%8c-%d8%b4%d9%86%d8%a7%d8%ae%d8%aa%db%8c-%d8%b9%d9%84%d8%aa-%d9%88%d8%a7%d8%ad%d8%af/</link>
					<comments>https://behdashtravan.com/%d8%ae%d8%b7%d8%a7%db%8c-%d8%b4%d9%86%d8%a7%d8%ae%d8%aa%db%8c-%d8%b9%d9%84%d8%aa-%d9%88%d8%a7%d8%ad%d8%af/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[بهروز هاشمی]]></dc:creator>
		<pubDate>Thu, 30 Aug 2018 10:30:46 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[آسیب شناسی]]></category>
		<category><![CDATA[ارتقاء سلامت روان]]></category>
		<category><![CDATA[رفتارگرایی و شناختی]]></category>
		<category><![CDATA[سبک زندگی]]></category>
		<category><![CDATA[مکانیزم‌های دفاعی و خطاهای شناختی]]></category>
		<category><![CDATA[اراده آزاد]]></category>
		<category><![CDATA[جبر و اختیار]]></category>
		<category><![CDATA[خطای شناختی]]></category>
		<category><![CDATA[خطای شناختی علت واحد]]></category>
		<category><![CDATA[رولف دوبلی]]></category>
		<category><![CDATA[هنر شفاف اندیشیدن]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://behdashtravan.com/?p=3304</guid>

					<description><![CDATA[<p>خطاهای شناختی اشتباهات فکری و ذهنی ما هستند. معمولاً الگویی از این طرز فکر، در کودکی ما شکل می‌گیرد و گاهی در طول زندگی ادامه می‌یابند. به عبارتی شرایط سخت، این خطاها را ایجاد و فعال می‌کند و این خطاها شرایط سخت را بدتر می‌کنند و احساس ناخوشایندی در ما ایجاد کرده و سازگاری ما &#8230;</p>
<p>The post <a href="https://behdashtravan.com/%d8%ae%d8%b7%d8%a7%db%8c-%d8%b4%d9%86%d8%a7%d8%ae%d8%aa%db%8c-%d8%b9%d9%84%d8%aa-%d9%88%d8%a7%d8%ad%d8%af/">خطای شناختی علت واحد</a> appeared first on <a href="https://behdashtravan.com">مجله تخصصی روانشناسی بهداشت روان</a>.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>خطاهای شناختی اشتباهات فکری و ذهنی ما هستند. معمولاً الگویی از این طرز فکر، در کودکی ما شکل می‌گیرد و گاهی در طول زندگی ادامه می‌یابند. به عبارتی شرایط سخت، این خطاها را ایجاد و فعال می‌کند و این خطاها شرایط سخت را بدتر می‌کنند و احساس ناخوشایندی در ما ایجاد کرده و سازگاری ما را با محیط تنزل می‌دهند. در زیر با یک نوع خطای شناختی آشنا می‌شوید.</p>
<h2>خطای شناختی علت واحد</h2>
<p><a href="https://en.wikipedia.org/wiki/Chris_Matthews" target="_blank" rel="noopener">کریس متیوز</a> یکی از خبرنگاران برتر شبکه‌ی <a href="https://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%A7%D9%85%E2%80%8C%D8%A7%D8%B3%E2%80%8C%D8%A7%D9%86%E2%80%8C%D8%A8%DB%8C%E2%80%8C%D8%B3%DB%8C" target="_blank" rel="noopener">ام‌اس‌ان‌بی‌سی</a> است. در برنامه‌ی خبری او، افرادی موسوم به کارشناسان سیاسی یکی از دیگری می‌آیند و با آن‌ها مصاحبه می‌شود. هیچ‌وقت نفهمیدم کارشناس سیاسی چیست یا اصلاً چرا چنین شغلی ارزشمند است. سال ۲۰۰۳ حمله‌ی امریکا به عراق، سر زبان‌ها افتاده بود. سؤال‌های کریس متیوز مهم‌تر از جواب‌های کارشناسان بود «عامل محرک پشت جنگ چیست؟»«می‌خواهم بدانم آیا یازدهم سپتامبر دلیل جنگ است، چون بسیاری از مردم بر این باورند که این یک تسویه‌حساب است؟»«فکر می‌کنید سلاح‌های کشتارجمعی دلیل این جنگ‌اند؟»«چرا به عراق حمله کردیم؟» دلیل واقعی نه صحبت‌های رایج است و نه چیزهایی نظیر این‌ها.</p>
<p>من دیگر نمی‌توانم در برابر چنین سؤالاتی تاب بیاورم. تمامشان از خطاهای شناختی حکایت می‌کنند، خطاهایی که به شکل عجیبی برای یک عبارت معادل روزمره ندارد. فعلاً همین عبارت عجیب «خطای شناختی علت واحد» کار ما را پیش می‌برد.</p>
<p>پنج سال بعد، سال ۲۰۰۸، ترس بر بازارهای مالی حاکم شد. بانک‌ها ورشکست شدند و به کمک دلارهای مالیاتی اوضاع‌شان بهتر شد. سرمایه‌گذاران، سیاستمداران و خبرنگاران با خشم، ریشه‌ی بحران را گمانه‌زنی می‌کردند؛ سیاست‌های مالی آزاد گرینسپَن؟ حماقت سرمایه‌گذاران آژانس‌های تعیین اعتبار غیرقاطع؟ ممیزان فاسد؟ مدل‌های ریسک نامناسب؟ طمع خالص؟ نه فقط یکی، بلکه همه‌ی این موارد جزء علت‌ها هستند.</p>
<p>هر فرد منطقی‌ای می‌داند هیچ عامل واحدی مسبب وقایعی نظیر یک تابستان خوشایند در هند، طلاق یک دوست، جنگ جهانی اول، سرطان، تیراندازی در یک مدرسه، موفقیت جهانی یک شرکت و اختراع نوشتن نیست. به‌عبارت‌دیگر، صدها، هزارها یا تعداد بی‌شماری از عوامل، در کنار هم جمع می‌شوند. بااین‌حال، ما مدام تلاش می‌کنیم فقط یک عامل را سرزنش کنیم.</p>
<p>«وقتی سیبی می‌رسد و می‌افتد، چه چیزی باعث افتادن آن می‌شود؟ به این خاطر که زمین جذبش می‌کند، به این دلیل که ساقه پژمرده شده، به این خاطر که خورشید آن را خشک کرده، سنگین‌تر شده، باد آن را تکان داده یا به خاطر پسری که پایین درخت می‌خواهد آن را بخورد؟ یک واحد عامل علت آن نیست.» <a href="https://fa.wikipedia.org/wiki/%D9%84%D8%A6%D9%88_%D8%AA%D9%88%D9%84%D8%B3%D8%AA%D9%88%DB%8C" target="_blank" rel="noopener">تولستوی</a> در این بخش از کتاب <a href="https://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%AC%D9%86%DA%AF_%D9%88_%D8%B5%D9%84%D8%AD" target="_blank" rel="noopener">جنگ‌وصلح</a> درست به هدف می‌زند.</p>
<p>تصور کن مدیر تولید یک برند شناخته‌شده‌ی کرن‌فلکس برای صبحانه هستی. به‌تازگی محصولی کم‌شکر و طبیعی معرفی کرده‌ای. بعد از یک ماه، متأسفانه معلوم می‌شود محصول جدید شکست خورده. برای پیدا کردن علت چگونه عمل می‌کنی؟ اول، باید بدانی <strong>هیچ‌گاه فقط یک علت وجود ندارد</strong>. یک برگه کاغذ به رادار و به‌طور خلاصه تمام دلایل احتمالی را روی آن بنویس. برای دلایلِ پشت این دلایل هم همین فرایند را انجام بده. بعد از مدتی، با شبکه‌ای از فاکتورهای تأثیرگذار احتمالی مواجه خواهی‌شد. دوم، آن‌هایی را که می‌توانی تغییر بدهی مشخص کن و بقیه را که نمی‌توانی (مثل «ذات انسان») پاک کن. سوم، با تغییر دادن فاکتورهای مشخص‌شده در بازارهای مختلف، آزمایش‌های تجربی را اجرا کن. چنین کاری به زمان و پول نیاز دارد، اما این تنها راه فرار از باتلاق فرضیات سطحی است.</p>
<p>خطای شناختی علت واحد به همان اندازه که قدیمی است خطرناک هم هست. ما عادت کرده‌ایم که به مردم به چشم «تعیین-کنندگان سرنوشت خودشان» نگاه کنیم. <a href="https://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%A7%D8%B1%D8%B3%D8%B7%D9%88" target="_blank" rel="noopener">ارسطو</a> ۲۵۰۰ سال پیش چنین چیزی را گفته بود. امروزه، می‌دانیم چنین حرفی غلط است. تصور وجود اختیار موضوعی موردبحث است. اعمال ما از برهم‌کنش هزاران عامل، از استعداد ذاتی گرفته تا تربیت و از تحصیلات تا تمرکز هورمون‌ها، بین تک‌تک سلول‌های مغز ناشی می‌شود. ما هنوز شدیداً به تصویر کهنه‌ی خودمختاری پای‌بندیم. این نه تنها غلط است، بلکه به لحاظ اخلاقی نیز جای تردید دارد. تا زمانی که به دلایل واحد باور داشته باشیم، همیشه قادر خواهیم بود.</p>
<p>پیروزی و شکست‌ها را به افراد نسبت بدهیم و آن‌ها را «<a href="http://behdashtravan.com/%d9%85%d8%b3%d8%a6%d9%88%d9%84%db%8c%d8%aa-%d9%88%d8%ac%d9%88%d8%af%db%8c/" target="_blank" rel="noopener">مسئول</a>» خطاب کنیم. این جست‌وجوی احمقانه به دنبال سپر بلا دست‌به‌دست و به زور منتقل می‌شود، بازی‌ای که هزاران سال است مردم سرگرمش هستند. و هنوز خطای شناختی علت واحد آن‌قدر محبوب است که تریسی چپمن توانست موفقیت جهانی خود را بر اساس آن به دست بیاورد. یک دلیل به من بده نام آهنگی است که باعث موفقیت او شد. اما یک لحظه صبر کن؛ چند دلیل دیگر هم وجود نداشت؟</p>
<h2>منبع</h2>
<p>کتاب <a href="https://en.wikipedia.org/wiki/The_Art_of_Thinking_Clearly" target="_blank" rel="noopener">هنر شفاف اندیشیدن</a></p>
<p>The post <a href="https://behdashtravan.com/%d8%ae%d8%b7%d8%a7%db%8c-%d8%b4%d9%86%d8%a7%d8%ae%d8%aa%db%8c-%d8%b9%d9%84%d8%aa-%d9%88%d8%a7%d8%ad%d8%af/">خطای شناختی علت واحد</a> appeared first on <a href="https://behdashtravan.com">مجله تخصصی روانشناسی بهداشت روان</a>.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://behdashtravan.com/%d8%ae%d8%b7%d8%a7%db%8c-%d8%b4%d9%86%d8%a7%d8%ae%d8%aa%db%8c-%d8%b9%d9%84%d8%aa-%d9%88%d8%a7%d8%ad%d8%af/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>خطای شناختی تمایل به درمان</title>
		<link>https://behdashtravan.com/%d8%ae%d8%b7%d8%a7%db%8c-%d8%b4%d9%86%d8%a7%d8%ae%d8%aa%db%8c-%d8%aa%d9%85%d8%a7%db%8c%d9%84-%d8%a8%d9%87-%d8%af%d8%b1%d9%85%d8%a7%d9%86/</link>
					<comments>https://behdashtravan.com/%d8%ae%d8%b7%d8%a7%db%8c-%d8%b4%d9%86%d8%a7%d8%ae%d8%aa%db%8c-%d8%aa%d9%85%d8%a7%db%8c%d9%84-%d8%a8%d9%87-%d8%af%d8%b1%d9%85%d8%a7%d9%86/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[بهروز هاشمی]]></dc:creator>
		<pubDate>Thu, 23 Aug 2018 10:30:19 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[آسیب شناسی]]></category>
		<category><![CDATA[ارتقاء سلامت روان]]></category>
		<category><![CDATA[رفتارگرایی و شناختی]]></category>
		<category><![CDATA[سبک زندگی]]></category>
		<category><![CDATA[مکانیزم‌های دفاعی و خطاهای شناختی]]></category>
		<category><![CDATA[تمایل به درمان]]></category>
		<category><![CDATA[خطای شناختی]]></category>
		<category><![CDATA[خطای شناختی تمایل به درمان]]></category>
		<category><![CDATA[هنر شفاف اندیشیدن]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://behdashtravan.com/?p=3306</guid>

					<description><![CDATA[<p>خطاهای شناختی اشتباهات فکری و ذهنی ما هستند. معمولاً الگویی از این طرز فکر، در کودکی ما شکل می‌گیرد و گاهی در طول زندگی ادامه می‌یابند. به عبارتی شرایط سخت، این خطاها را ایجاد و فعال می‌کند و این خطاها شرایط سخت را بدتر می‌کنند و احساس ناخوشایندی در ما ایجاد کرده و سازگاری ما &#8230;</p>
<p>The post <a href="https://behdashtravan.com/%d8%ae%d8%b7%d8%a7%db%8c-%d8%b4%d9%86%d8%a7%d8%ae%d8%aa%db%8c-%d8%aa%d9%85%d8%a7%db%8c%d9%84-%d8%a8%d9%87-%d8%af%d8%b1%d9%85%d8%a7%d9%86/">خطای شناختی تمایل به درمان</a> appeared first on <a href="https://behdashtravan.com">مجله تخصصی روانشناسی بهداشت روان</a>.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>خطاهای شناختی اشتباهات فکری و ذهنی ما هستند. معمولاً الگویی از این طرز فکر، در کودکی ما شکل می‌گیرد و گاهی در طول زندگی ادامه می‌یابند. به عبارتی شرایط سخت، این خطاها را ایجاد و فعال می‌کند و این خطاها شرایط سخت را بدتر می‌کنند و احساس ناخوشایندی در ما ایجاد کرده و سازگاری ما را با محیط تنزل می‌دهند. در زیر با یک نوع خطای شناختی آشنا می‌شوید.</p>
<h2>خطای شناختی تمایل به درمان</h2>
<p>باور کردنش سخت است، اما دیوانه‌های سرعت نسبت به آن‌ها که رانندگان محتاط نامیده می‌شوند با احتیاط بیشتری رانندگی می‌کنند، چرا؟ خب، این مثال را ببین: فاصله‌ی میامی تا وست پالم بیچ حدود ۱۲۰ کیلومتر است. رانندگانی را که این مسافت را در یک ساعت یا کمتر طی می‌کنند در گروه «رانندگان بی‌ملاحظه» قرار می‌دهیم، چون با میانگین سرعت ۱۲۰ کیلومتر بر ساعت یا بیشتر رانندگی می‌کنند. بقیه را در گروه رانندگان محتاط می‌گذاریم. کدام گروه سوانح کمتری را تجربه می‌کند؟ بی‌تردید، رانندگان بی‌ملاحظه. همگی این سفر را در کمتر از یک ساعت انجام می‌دهند و نمی‌توانند در هیچ سانحه‌ای دخیل باشند. این مسئله به‌طور خودکار تمام رانندگانی را که دچار سانحه می‌شوند در گروه رانندگان محتاط قرار می‌دهد. مثال ذکرشده یک خطای فریب‌آمیز را تشریح می‌کند که خطای شناختی تمایل به درمان نام دارد و متأسفانه هیچ معادل جذاب‌تری برای آن وجود ندارد.</p>
<p>ممکن است برای تو شبیه خطای بقا  باشد، اما با آن تفاوت دارد. در گرایش به بقا، فقط نجات‌یافتگان را می‌بینی، نه پروژه‌های شکست‌خورده یا ماشین‌هایی که دچار سانحه شده‌اند. در خطای شناختی تمایل به درمان، پروژه‌های شکست‌خورده و ماشین‌های سانحه دیده خیلی روشن، اما در گروه اشتباه دیده می‌شوند.</p>
<p>به تازگی یک بانکدار، پژوهش جالبی را با این نتایج نشانم داد: شرکت‌هایی که در ترازنامه‌ی خود بدهکارند به شکل چشمگیری سوددهی بیشتری نسبت به شرکت‌های بدون بدهی (فقط دارایی خالص) دارند. بانکدار با حرارت زیادی تأکید می‌کرد که هر شرکتی باید مطابق میلش وام بگیرد و البته بانک او بهترین محل برای انجام این کار است. من این پروژه را با دقت بیشتری بررسی کردم. چطور چنین چیزی ممکن است؟ واقعاً از هزار شرکتی که تصادفی انتخاب شده بودند، آن‌ها که بیشتر قرض گرفته بودند بازگشت سرمایه‌ی بیشتری داشتند؛ نه فقط درزمینه‌ی دارایی خالص، بلکه در مورد سرمایه‌ی کل. از هر نظر موفق‌تر از شرکت‌های مستقل مالی بودند.</p>
<p>ناگهان متوجه قضیه‌ای شدم: شرکت‌های غیر سودده نمی‌توانند وام شرکتی بگیرند و بنابراین، بخشی از گروه «دارایی خالص» را تشکیل می‌دهند. شرکت‌هایی که در این مجموعه هستند پول نقد پنهان بیشتری دارند، مدت بیشتری سرگردان‌اند و بدون توجه به اینکه تا چه حد وضعشان خراب است به عنوان بخشی از این پژوهش باقی می‌مانند. از طرف دیگر، شرکت‌هایی که زیاد وام گرفته‌اند سریع ورشکسته می‌شوند. چون وقتی نتوانند قسط وام‌ها را بپردازند، بانک صاحب‌شان می‌شود و آن‌ها را می‌فروشد. بنابراین، این شرکت‌ها از نمونه‌ی مورد پژوهش محو می‌شوند. آن‌هایی که در «گروه بدلکاران» باقی می‌مانند بدون توجه به اینکه در ترازنامه‌ی خود چقدر بدهی دارند، وضعشان نسبتاً خوب است.</p>
<p>اگر داری به این فکر می‌کنی که «خب، فهمیدم چی شد»، مراقب باش. تشخیص خطای شناختی تمایل به درمان آسان نیست. یک داستان ساختگی از حوزه‌ی پزشکی: یک شرکت دارویی برای مبارزه با بیماری قلبی داروی جدیدی تولید کرده. پژوهشی «ثابت» کرده این دارو نرخ مرگ را به شکل قابل‌ملاحظه‌ای کم می‌کند. داده‌ها خود گویا هستند: نرخ مرگ بین بیمارانی که دارو را به صورت منظم استفاده کرده‌اند، تا پنج سال آینده پانزده درصد است. این نرخ برای آن دسته از بیمارانی که از قرض شبه دارو استفاده کرده‌اند هم تقریباً همین قدر است که نشان می‌دهد قرص‌ها مؤثر نیستند. اما مسئله‌ی حیاتی این است که نرخ مرگ برای بیمارانی که دارو را در فواصل زمانی نامنظم استفاده کرده‌اند سی در صد است، دو برابر بیشتر! فاصله‌ی زیادی بین مصرف منظم و نامنظم وجود دارد. پس، قرص جدید یک موفقیت کامل است. واقعاً این‌طور است؟</p>
<p>گیر کار این‌جاست: احتمالاً قرص عامل تعیین‌کننده نیست، بلکه رفتار بیمار است که نقش تعیین‌کننده‌ای دارد. شاید بیماران به خاطر عوارض جانبی، مصرف منظم قرص را ادامه نداده‌اند و وارد گروه «مصرف نامنظم» شده‌اند. شاید آن‌قدر حال‌شان بد شده که دیگر امکان مصرف دارو وجود نداشته است. علت، هر کدام از این دو که باشد، در نهایت فقط بیماران نسبتاً سالم در گروه «منظم» باقی می‌مانند که چنین چیزی دارو را بیشتر از آنچه هست مؤثر نشان می دهد و بیماران واقعاً مریضی که حتماً به همین دلیل نمی‌توانند به صورت منظم دارو را مصرف کنند در نهایت گروه «مصرف‌کنندگان نامنظم» را پُر می‌کنند.</p>
<p>در تحقیقات معتبر، محققان پزشکی داده‌های مربوط به تمام بیمارانی را که در ابتدا مایل به درمان بودند ارزیابی می‌کنند (عنوان هم از همین‌جا می‌آید)؛ این‌که آن‌ها در آزمایش شرکت کنند یا از آن خارج شوند اهمیتی ندارد. متأسفانه تحقیقات زیادی این قاعده را زیر پا می‌گذارد. مشخص نیست که این رفتار عمدی است یا اتفاقی. بنابراین مراقب باش: همیشه بررسی کن که مبادا موارد مورد آزمایش، از رانندگان دچار سانحه و شرکت‌های ورشکسته تا بیماران به شدت مریض، به هر دلیلی از نمونه حذف شده باشد. اگر حذف شده بودند، تحقیق را به همان‌جایی که به آن تعلق دارد بفرست: سطل آشغال.</p>
<h2>منبع</h2>
<p>کتاب <a href="https://en.wikipedia.org/wiki/The_Art_of_Thinking_Clearly" target="_blank" rel="noopener">هنر شفاف اندیشیدن</a></p>
<p>The post <a href="https://behdashtravan.com/%d8%ae%d8%b7%d8%a7%db%8c-%d8%b4%d9%86%d8%a7%d8%ae%d8%aa%db%8c-%d8%aa%d9%85%d8%a7%db%8c%d9%84-%d8%a8%d9%87-%d8%af%d8%b1%d9%85%d8%a7%d9%86/">خطای شناختی تمایل به درمان</a> appeared first on <a href="https://behdashtravan.com">مجله تخصصی روانشناسی بهداشت روان</a>.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://behdashtravan.com/%d8%ae%d8%b7%d8%a7%db%8c-%d8%b4%d9%86%d8%a7%d8%ae%d8%aa%db%8c-%d8%aa%d9%85%d8%a7%db%8c%d9%84-%d8%a8%d9%87-%d8%af%d8%b1%d9%85%d8%a7%d9%86/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>خطای شناختی توهم اخبار</title>
		<link>https://behdashtravan.com/%d8%ae%d8%b7%d8%a7%db%8c-%d8%b4%d9%86%d8%a7%d8%ae%d8%aa%db%8c-%d8%aa%d9%88%d9%87%d9%85-%d8%a7%d8%ae%d8%a8%d8%a7%d8%b1/</link>
					<comments>https://behdashtravan.com/%d8%ae%d8%b7%d8%a7%db%8c-%d8%b4%d9%86%d8%a7%d8%ae%d8%aa%db%8c-%d8%aa%d9%88%d9%87%d9%85-%d8%a7%d8%ae%d8%a8%d8%a7%d8%b1/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[بهروز هاشمی]]></dc:creator>
		<pubDate>Thu, 16 Aug 2018 10:30:35 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[آسیب شناسی]]></category>
		<category><![CDATA[رفتارگرایی و شناختی]]></category>
		<category><![CDATA[سبک زندگی]]></category>
		<category><![CDATA[مکانیزم‌های دفاعی و خطاهای شناختی]]></category>
		<category><![CDATA[اخبار]]></category>
		<category><![CDATA[توهم اخبار]]></category>
		<category><![CDATA[خطای شناختی]]></category>
		<category><![CDATA[خطای شناختی توهم اخبار]]></category>
		<category><![CDATA[هنر شفاف اندیشیدن]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://behdashtravan.com/?p=3308</guid>

					<description><![CDATA[<p>خطاهای شناختی اشتباهات فکری و ذهنی ما هستند. معمولاً الگویی از این طرز فکر، در کودکی ما شکل می‌گیرد و گاهی در طول زندگی ادامه می‌یابند. به عبارتی شرایط سخت، این خطاها را ایجاد و فعال می‌کند و این خطاها شرایط سخت را بدتر می‌کنند و احساس ناخوشایندی در ما ایجاد کرده و سازگاری ما &#8230;</p>
<p>The post <a href="https://behdashtravan.com/%d8%ae%d8%b7%d8%a7%db%8c-%d8%b4%d9%86%d8%a7%d8%ae%d8%aa%db%8c-%d8%aa%d9%88%d9%87%d9%85-%d8%a7%d8%ae%d8%a8%d8%a7%d8%b1/">خطای شناختی توهم اخبار</a> appeared first on <a href="https://behdashtravan.com">مجله تخصصی روانشناسی بهداشت روان</a>.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>خطاهای شناختی اشتباهات فکری و ذهنی ما هستند. معمولاً الگویی از این طرز فکر، در کودکی ما شکل می‌گیرد و گاهی در طول زندگی ادامه می‌یابند. به عبارتی شرایط سخت، این خطاها را ایجاد و فعال می‌کند و این خطاها شرایط سخت را بدتر می‌کنند و احساس ناخوشایندی در ما ایجاد کرده و سازگاری ما را با محیط تنزل می‌دهند. در زیر با یک نوع خطای شناختی آشنا می‌شوید.</p>
<h2>خطای شناختی توهم اخبار</h2>
<p>زلزله در سوماترا، سانحه‌ی هوایی در روسیه، مردی که سی سال دخترش را در زیرزمین زندانی کرد، جدایی هایدی کلام از سیل، حقوق‌های بالا در امریکا، حمله در پاکستان، استعفای رییس‌جمهور مالی، رکورد جدید جهانی در پرتاب وزنه.</p>
<p><strong>آیا واقعاً نیازی هست همه‌ی این چیزها را بدانی؟</strong></p>
<p>ما به طرز اعجاب‌آوری بمباران اطلاعاتی می‌شویم، اما به طرز اعجاب‌آوری کم می‌دانیم. چرا؟ چون دو قرن پیش، قالب مسمومی از اطلاعات را تحت عنوان «اخبار» خلق کردیم. اخبار برای ذهن به مثابه قند است برای بدن: اشتهاآور، آسان هضم و در راز مدت بسیار مخرب.</p>
<p>سه سال قبل، تجربه‌ای را شروع کردم. ممنوعیت خواندن و شنیدن اخبار. حق اشتراک تمام روزنامه‌ها و مجلاتم را لغو کردم. از شر تلویزیون و رادیو خلاص شدم. نرم‌افزار اخبار را از روی آیفونم حذف کردم. دست به هیچ روزنامه‌ای نمی‌زدم و وقتی در هواپیما کسی به هم پیشنهاد خواندن مطلبی را می‌داد عمداً به سمت دیگری نگاه می‌کردم. چند هفته‌ی اول سخت بود، خیلی سخت. مدام می‌ترسیدم چیزی را از دست بدهم. اما بعد از مدتی جهان‌بینی تازه‌ای داشتم.</p>
<p>نتیجه‌اش بعد از سه سال: افکار صریح‌تر، دید ارزشمندتر، تصمیمات بهتر و زمان بیشتر. و بهترین نکته؟ هیچ‌چیز مهمی را از دست ندادم. شبکه‌ی اجتماعی من فیسبوک نبود، که شبکه‌ای در جهان واقعی و متشکل از خویشاوندان و آشنایان است و به عنوان فیلتر خبری برایم کار می‌کند و مرا در چرخه نگه می‌دارد.</p>
<p>دلایل زیادی برای دوری از اخبار وجود دارد. اینجا به سه مورد عمده‌اش اشاره می‌کنیم. اول این‌که مغز ما به عنوان اطلاعات واکنش‌های نامتناسبی نشان می‌دهد. اخبار جنجال‌برانگیز، غافلگیرکننده، مردم محور، پُرسروصدا و پر جزئیاتی که مدام در حال تغییر است. همگی ما را تحریک می‌کند، درحالی‌که اطلاعات خشک، پیچیده و فراوری نشده برایمان آرامش-بخش‌اند. تولیدکنندگان خبر از این موضوع به نفع خودشان بهره‌برداری می‌کنند.</p>
<p>داستان‌های هیجان‌انگیز، تصاویر پرزرق‌وبرق و حقایق جنجالی نوجه‌مان را جلب می‌کند. یک لحظه شیوه‌ی کسب‌وکار آن‌ها را به خاطر بیاور، آگهی‌دهندگان، فضا می-خرند و بنابراین بودجه‌ی اخبار را به شرطی تأمین می‌کنند که تبلیغات‌شان دیده شود. نتیجه: هر نکته‌ی ظریف، پیچیده، انتزاعی و عمیقی باید همواره حذف شود، به‌رغم این‌که چنین داستان‌هایی بیشتر به زندگی و درک ما از جهان مربوط است. در نتیجه این میزان مصرف اخبار، <a href="http://behdashtravan.com/%d9%85%da%a9%d8%aa%d8%a8-%d8%b4%d9%86%d8%a7%d8%ae%d8%aa%db%8c/" target="_blank" rel="noopener">نقشه‌ی ذهنی</a> اشتباهی از ریسک‌ها و تهدیدهایی است که در عمل همیشه همراه‌مان است.</p>
<p>دوم این‌که اخبار نامربوط‌اند. در دوازده‌ماه گذشته، احتمالاً حدود ده هزار خبر کوتاه به تو رسیده، شاید روزی سی خبر. با خودت صادق باش. یکی از آن‌ها را نام ببر، فقط یکی که بهت کمک کرده تصمیم بهتری بگیری‌ــ برای زندگی یا کار یا شغلت‌ــ و مقایسه‌اش کن با شرایطی که این خبر را نمی‌دانستی. از میان کسانی که ازشان پرسیدم، هیچ‌کس نتوانست به بیش از دو خبر مفید اشاره کند، آن هم از بین ده هزار خبر. نتیجه‌ای ناراحت‌کننده. سازمان‌های خبری تأکید می‌کنند اطلاعاتشان به شما مزیت رقابتی می‌دهد. خیلی‌ها در این مسیر شکست خورده‌اند. در دنیای واقعی، میزان مصرف خبر نمایانگر وضعیت نامطلوب رقابتی است. اگر اخبار واقعاً به پیشرفت مردم کمک می‌کرد، خبرنگاران باید در رأس هرم در-آمدی قرار می‌گرفتند، درحالی‌که آن‌ها چنین وضعیتی ندارند.</p>
<p>سوم این‌که خواندن اخبار وقت تلف کردن است. یک آدم معمولی نصف روز در هفته را صرف خواندن مطالب مربوط به روابط عاشقانه می‌کند. از منظر جهانی، این ضرری عظیم به لحاظ بهره‌وری است. حملات <a href="https://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%AD%D9%85%D9%84%D8%A7%D8%AA_%D9%86%D9%88%D8%A7%D9%85%D8%A8%D8%B1_%DB%B2%DB%B0%DB%B0%DB%B8_%D8%AF%D8%B1_%D8%A8%D9%85%D8%A8%D8%A6%DB%8C" target="_blank" rel="noopener">تروریستی سال ۲۰۰۸ بمبئی</a> را در نظر بگیر. تروریست‌ها برای عطش مطرح‌شدن اسم‌شان دویست نفر را کشتند. فرض کنید یک میلیارد نفر یک ساعت از وقت‌شان را برای دنبال کردن عواقب این حادثه صرف کرده باشند. آن‌ها اخبار را لحظه‌به‌لحظه دنبال می‌کردند. و به پرحرفی‌های بی‌معنای چند «کارشناس» و «مفسر» گوش می‌کردند. این «حدس» کاملاً واقع‌گرایانه است، چون هند به تنهایی بیش از یک میلیارد نفر جمعیت دارد.</p>
<p>بنابراین، حاصل محاسبات محافظه‌کارانه ما: یک میلیارد نفر ضرب در یک ساعتی که حواس‌شان پرت بوده مساوی می‌شود با یک میلیارد ساعت توقف کار. با تبدیل ساده‌ی این ارقام، متوجه می‌شویم توجه به این خبر جان دو هزار نفر را گرفته، ده برابر بیشتر از آن حمله: نگاهی طعنه‌آمیز اما کاملاً دقیق.</p>
<p>پیش‌بینی می‌کنم توجه نکردن به اخبار به‌اندازه‌ی کنار گذاشتن هر یک از نودوهشت خطای گفته‌شده در صفحات این کتاب به نفعت خواهد بود. این عادت را کاملاً کنار بگذار. به جای آن، مقالات و کتاب‌های مطرح را بخوان. بله، هیچ‌چیزی رقیب کتاب در شناخت جهان نمی‌شود.</p>
<h2>منبع</h2>
<p>کتاب <a href="https://en.wikipedia.org/wiki/The_Art_of_Thinking_Clearly" target="_blank" rel="noopener">هنر شفاف اندیشیدن</a></p>
<p>The post <a href="https://behdashtravan.com/%d8%ae%d8%b7%d8%a7%db%8c-%d8%b4%d9%86%d8%a7%d8%ae%d8%aa%db%8c-%d8%aa%d9%88%d9%87%d9%85-%d8%a7%d8%ae%d8%a8%d8%a7%d8%b1/">خطای شناختی توهم اخبار</a> appeared first on <a href="https://behdashtravan.com">مجله تخصصی روانشناسی بهداشت روان</a>.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://behdashtravan.com/%d8%ae%d8%b7%d8%a7%db%8c-%d8%b4%d9%86%d8%a7%d8%ae%d8%aa%db%8c-%d8%aa%d9%88%d9%87%d9%85-%d8%a7%d8%ae%d8%a8%d8%a7%d8%b1/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>خطای شناختی مهارت</title>
		<link>https://behdashtravan.com/%d8%ae%d8%b7%d8%a7%db%8c-%d8%b4%d9%86%d8%a7%d8%ae%d8%aa%db%8c-%d9%85%d9%87%d8%a7%d8%b1%d8%aa/</link>
					<comments>https://behdashtravan.com/%d8%ae%d8%b7%d8%a7%db%8c-%d8%b4%d9%86%d8%a7%d8%ae%d8%aa%db%8c-%d9%85%d9%87%d8%a7%d8%b1%d8%aa/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[بهروز هاشمی]]></dc:creator>
		<pubDate>Thu, 09 Aug 2018 10:30:03 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[آسیب شناسی]]></category>
		<category><![CDATA[ارتقاء سلامت روان]]></category>
		<category><![CDATA[خودشکوفایی و عزت نفس]]></category>
		<category><![CDATA[رفتارگرایی و شناختی]]></category>
		<category><![CDATA[سبک زندگی]]></category>
		<category><![CDATA[مکانیزم‌های دفاعی و خطاهای شناختی]]></category>
		<category><![CDATA[خطای شناختی]]></category>
		<category><![CDATA[خطای شناختی مهارت]]></category>
		<category><![CDATA[خطای مهارت]]></category>
		<category><![CDATA[هنر شفاف اندیشیدن]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://behdashtravan.com/?p=3315</guid>

					<description><![CDATA[<p>خطاهای شناختی اشتباهات فکری و ذهنی ما هستند. معمولاً الگویی از این طرز فکر، در کودکی ما شکل می‌گیرد و گاهی در طول زندگی ادامه می‌یابند. به عبارتی شرایط سخت، این خطاها را ایجاد و فعال می‌کند و این خطاها شرایط سخت را بدتر می‌کنند و احساس ناخوشایندی در ما ایجاد کرده و سازگاری ما &#8230;</p>
<p>The post <a href="https://behdashtravan.com/%d8%ae%d8%b7%d8%a7%db%8c-%d8%b4%d9%86%d8%a7%d8%ae%d8%aa%db%8c-%d9%85%d9%87%d8%a7%d8%b1%d8%aa/">خطای شناختی مهارت</a> appeared first on <a href="https://behdashtravan.com">مجله تخصصی روانشناسی بهداشت روان</a>.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>خطاهای شناختی اشتباهات فکری و ذهنی ما هستند. معمولاً الگویی از این طرز فکر، در کودکی ما شکل می‌گیرد و گاهی در طول زندگی ادامه می‌یابند. به عبارتی شرایط سخت، این خطاها را ایجاد و فعال می‌کند و این خطاها شرایط سخت را بدتر می‌کنند و احساس ناخوشایندی در ما ایجاد کرده و سازگاری ما را با محیط تنزل می‌دهند. در زیر با یک نوع خطای شناختی آشنا می‌شوید.</p>
<h2>خطای شناختی مهارت</h2>
<p>چرا کارآفرینان زنجیره‌ای، یعنی اهالی کسب‌وکاری که شرکت‌های موفق را یکی پس از دیگری تأسیس می‌کنند، این‌قدر کم‌اند؟ البته که <a href="https://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%A7%D8%B3%D8%AA%DB%8C%D9%88_%D8%AC%D8%A7%D8%A8%D8%B2" target="_blank" rel="noopener">استیو جابز</a> و <a href="https://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%B1%DB%8C%DA%86%D8%A7%D8%B1%D8%AF_%D8%A8%D8%B1%D8%A7%D9%86%D8%B3%D9%88%D9%86" target="_blank" rel="noopener">ریچارد برنسون</a> را داریم، اما آن‌ها اقلیت کوچکی را نمایندگی می‌کنند. کارآفرینان زنجیره‌ای کمتر از یک درصد کسانی را که شرکتی را پایه‌گذاری می‌کنند تشکیل می‌دهند. آیا همه‌ی آنها مثل پل آلن، یکی از مؤسسان مایکروسافت، بعد از اولین موفقیت بازنشسته می‌شوند و سراغ کشتی‌های خصوصی‌شان می‌روند؟ بی‌شک نه.</p>
<p>تاجران واقعی انرژی‌شان خیلی بیش از این است که آخرسر در ساحل ساعت‌ها روی صندلی خود دراز بکشند. آیا چنین چیزی به این خاطر است که آن‌ها نمی‌توانند کار را رها کنند و می‌خواهند تا شصت‌وپنج‌سالگی از شرکت‌هایشان مراقبت کنند؟ نه. بیشتر مؤسسان سهام خود را در طول ده سال اول می‌فروشند. درواقع، تو گمان می‌کنی این بنیان‌گذاران با استعداد، شبکه‌ی ارتباطی خوب و اعتبار معقولی دارند و کاملاً برای تأسیس چندین شرکت دیگر آماده‌اند. پس چرا آن‌ها دست از کار می‌کشند؟ آن‌ها متوقف نشده‌اند؛ بلکه نتوانستند به موفقیت‌های خود ادامه بدهند.</p>
<p><strong>تنها یک جواب منطقی وجود دارد: شانس نقشی بزرگ‌تر از مهارت دارد. هیچ تاجری مایل به شنیدن این جمله نیست</strong>. وقتی اولین بار راجع به خطای شناختی مهارت شنیدم، واکنشم این بود «چی؟ موفقیت من اتفاقی بوده؟» در ابتدا کمی توهین‌آمیز به نظر می‌رسد، مخصوصاً اگر برای رسیدن به آنجا سخت تلاش کرده باشی.</p>
<p>بیا عاقلانه به موفقیت تجاری فکر کنیم. چه قدر از آن به خاطر شانس است و چه قدر محصول تلاش زیاد و استعداد ذاتی؟ سوءبرداشت از این سؤال ساده است. البته چیزهایی که بدون استعداد و تلاش زیاد به‌دست می‌آیند، بسیار اندک‌اند. متأسفانه نه مهارت‌ها و نه رنج و آزار معیارهای کلیدی برای موفقیت نیستند. لازم‌اند، اما کافی نیستند. این را از کجا بدانیم؟ آزمایش ساده‌ای وجود دارد: وقتی یک نفر در درازمدت موفق است و علاوه بر آن، وقتی نسبت به افراد با صلاحیت کمتر در درازمدت موفق‌تر است، فقط و فقط دلیلش را باید در عنصری به نام استعداد جست‌وجو کرد. اما در مورد بنیان‌گذاران شرکت‌ها چنین چیزی صادق نیست، وگرنه اکثر کارآفرینان بعد از اولین دستاورد به تأسیس دومین، سومین و چهارمین شرکت هم ادامه می‌دادند.</p>
<p>در مورد مدیران شرکت‌ها چه طور؟ آن‌ها چه‌قدر در موفقیت شرکت اهمیت دارند؟ محققان مجموعه‌ای از خصوصیاتی را که به نظر می‌رسد با یک «مدیرعامل قوی» ارتباط دارد مشخص کردند؛ فرایندهای مدیریتی، موفقیت استراتژیک در گذشته و &#8230; آن‌ها سپس از یک طرف ارتباط بین این رفتارها و از طرف دیگر افزایش ارزش شرکت را در طول دوران مدیریت این مدیران عامل بررسی کردند.</p>
<p>نتیجه: اگر به صورت تصادفی دو شرکت را مقایسه کنی، در شصت درصد موارد مدیرعامل قوی‌تر، شرکت قوی‌تر را رهبری می‌کند. در چهل درصد موارد، مدیرعامل ضعیف‌تر در رأس شرکت قوی‌تر است. این فقط ده درصد بیشتر از حالتی است که اصلاً هیچ ارتباطی وجود نداشته باشد. کانمن می‌گوید «<strong>سخت است تصور کنی مردم با اشتیاق کتاب‌هایی را می‌خرند که به دست پیشتازان تجاری، که فقط کمی از میانگین بهترند، نوشته‌شده‌اند</strong>.» حتی <a href="https://fa.wikipedia.org/wiki/%D9%88%D8%A7%D8%B1%D9%86_%D8%A8%D8%A7%D9%81%D8%AA" target="_blank" rel="noopener">وارن بافت</a> هم بت‌سازی از مدیران عامل را تأیید نمی‌کند؛ «یک پیشینه‌ی مدیریتی خوب بیشتر تابعی است از این‌که در تجارت سوار چه قایقی شده‌ای، نه این‌که چه‌قدر خوب پارو می‌زنی.»</p>
<p>در برخی حوزه‌های به‌خصوص، مهارت هیچ نقشی ندارد. کانمن در کتاب تفکر سریع و آرام، بازدیدش از یک شرکت مدیریت سرمایه را توصیف می‌کند. یک برگه به او می‌دهند که عملکرد هر یک از مشاوران سرمایه‌گذاری در هشت سال اخیر روی آن نشان داده شده. و به هر کدام یک رتبه داده‌اند؛ شماره‌ی ۱، ۲ و ۳ و همین‌طور به ترتیب نزولی. برای هر سال، چنین روندی وجود داشت. کانمن خیلی سریع ارتباط بین رتبه‌ها را در سال‌های مختلف محاسبه کرد. به‌طور خاص، او ارتباط بین رتبه‌های سال ۱ و ۲، سال ۱ و ۳، سال ۱ و ۴ و همین‌طور تا سال ۷ و ۸ را محاسبه کرد.</p>
<p>نتیجه: کاملاً تصادفی. بعضی وقت‌ها مشاور کاملاً بالا بود و بعضی‌اوقات کاملاً پایین. اگر مشاوری سال خوبی داشت، نه به اتکا سال‌های قبل بود و نه در سال‌های بعد تداوم پیدا می‌کرد. همبستگی صفر بود و باوجوداین، مشاوران به خاطر عملکرد خود پاداش می‌گرفتند. به‌عبارت‌دیگر، شرکت داشت به‌جای مهارت به شانس جایزه می‌داد.</p>
<p>در نتیجه، برخی مردم بر اساس توانایی‌هایشان امرارمعاش می‌کنند، مثل خلبان‌ها، لوله‌کش‌ها و وکلا. در سایر بخش‌ها، مهارت لازم است، اما حیاتی نیست، مثل کارآفرینان و مدیران. در نهایت، شانس عامل سرنوشت سازی در برخی حوزه‌هاست، مثل بازارهای مالی. اینجاست که خطای شناختی مهارت شایع می‌شود. پس به لوله‌کش‌ها احترام بگذار و زیر لب به دلقک‌های موفق مالی بخند.</p>
<h2>منبع</h2>
<p>کتاب <a href="https://en.wikipedia.org/wiki/The_Art_of_Thinking_Clearly" target="_blank" rel="noopener">هنر شفاف اندیشیدن</a></p>
<p>The post <a href="https://behdashtravan.com/%d8%ae%d8%b7%d8%a7%db%8c-%d8%b4%d9%86%d8%a7%d8%ae%d8%aa%db%8c-%d9%85%d9%87%d8%a7%d8%b1%d8%aa/">خطای شناختی مهارت</a> appeared first on <a href="https://behdashtravan.com">مجله تخصصی روانشناسی بهداشت روان</a>.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://behdashtravan.com/%d8%ae%d8%b7%d8%a7%db%8c-%d8%b4%d9%86%d8%a7%d8%ae%d8%aa%db%8c-%d9%85%d9%87%d8%a7%d8%b1%d8%aa/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
	</channel>
</rss>
