<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	>

<channel>
	<title>مقالات هال | مجله تخصصی روانشناسی بهداشت روان</title>
	<atom:link href="https://behdashtravan.com/tag/%D9%87%D8%A7%D9%84/feed/" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>https://behdashtravan.com/tag/هال/</link>
	<description></description>
	<lastBuildDate>Thu, 23 Aug 2018 16:55:05 +0000</lastBuildDate>
	<language>fa-IR</language>
	<sy:updatePeriod>
	hourly	</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>
	1	</sy:updateFrequency>
	<generator>https://wordpress.org/?v=6.8.2</generator>

<image>
	<url>https://behdashtravan.com/wp-content/uploads/2017/09/cropped-logo-32x32.png</url>
	<title>مقالات هال | مجله تخصصی روانشناسی بهداشت روان</title>
	<link>https://behdashtravan.com/tag/هال/</link>
	<width>32</width>
	<height>32</height>
</image> 
	<item>
		<title>کلارک هال و نظریه یادگیری جامع او</title>
		<link>https://behdashtravan.com/%da%a9%d9%84%d8%a7%d8%b1%da%a9-%d9%87%d8%a7%d9%84-%d9%88-%d9%86%d8%b8%d8%b1%db%8c%d9%87-%db%8c%d8%a7%d8%af%da%af%db%8c%d8%b1%db%8c-%d8%ac%d8%a7%d9%85%d8%b9-%d8%a7%d9%88/</link>
					<comments>https://behdashtravan.com/%da%a9%d9%84%d8%a7%d8%b1%da%a9-%d9%87%d8%a7%d9%84-%d9%88-%d9%86%d8%b8%d8%b1%db%8c%d9%87-%db%8c%d8%a7%d8%af%da%af%db%8c%d8%b1%db%8c-%d8%ac%d8%a7%d9%85%d8%b9-%d8%a7%d9%88/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[بهروز هاشمی]]></dc:creator>
		<pubDate>Sun, 24 Mar 2019 10:30:33 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[انسانگرایی و روانشناسی مثبت]]></category>
		<category><![CDATA[رفتارگرایی و شناختی]]></category>
		<category><![CDATA[متفکران بزرگ]]></category>
		<category><![CDATA[اسکینر]]></category>
		<category><![CDATA[انگیزش تشویقی]]></category>
		<category><![CDATA[پویایی شدت محرک]]></category>
		<category><![CDATA[توان واکنش مؤثر]]></category>
		<category><![CDATA[خستگی]]></category>
		<category><![CDATA[رفتارگرایی]]></category>
		<category><![CDATA[کاهش سائق]]></category>
		<category><![CDATA[کاهش محرک سائق]]></category>
		<category><![CDATA[کلارک لئونارد هال]]></category>
		<category><![CDATA[کلارک هال]]></category>
		<category><![CDATA[نظریه یادگیری]]></category>
		<category><![CDATA[هال]]></category>
		<category><![CDATA[یادگیری]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://behdashtravan.com/?p=5096</guid>

					<description><![CDATA[<p>زندگی حرفه‌ای کلارک هال را می‌توان به سه بخش جداگانه تقسیم کرد. یکی از علاقه‌های مهم و اولیه او سنجش استعدادها بود. دومین علاقه مهم هال هیپنوتیسم بود و سومین علاقه‌اش که منجر به شهرت فراوانش شد، مطالعه فرایند یادگیری بود. کلارک هال مانند اکثر نظریه‌پردازان یادگیری کارکردگرا، به مقدار زیاد متأثر از نوشته‌های داروین &#8230;</p>
<p>The post <a href="https://behdashtravan.com/%da%a9%d9%84%d8%a7%d8%b1%da%a9-%d9%87%d8%a7%d9%84-%d9%88-%d9%86%d8%b8%d8%b1%db%8c%d9%87-%db%8c%d8%a7%d8%af%da%af%db%8c%d8%b1%db%8c-%d8%ac%d8%a7%d9%85%d8%b9-%d8%a7%d9%88/">کلارک هال و نظریه یادگیری جامع او</a> appeared first on <a href="https://behdashtravan.com">مجله تخصصی روانشناسی بهداشت روان</a>.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>زندگی حرفه‌ای کلارک هال را می‌توان به سه بخش جداگانه تقسیم کرد. یکی از علاقه‌های مهم و اولیه او سنجش استعدادها بود. دومین علاقه مهم هال هیپنوتیسم بود و سومین علاقه‌اش که منجر به شهرت فراوانش شد، مطالعه فرایند یادگیری بود. کلارک هال مانند اکثر نظریه‌پردازان یادگیری کارکردگرا، به مقدار زیاد متأثر از نوشته‌های داروین بود. هال به ایجاد نظریه‌ای که تبیین کند چگونه نیازهای جسمی، محیط، و رفتار برای افزایش احتمال بقای ارگانیسم باهم به کنش متقابل می‌پردازند علاقه‌مند بود. رویکرد هال به نظریه‌سازی فرضی-قیاسی یا منطقی-قیاسی نامیده شده است.</p>
<h2>مفاهیم نظری عمده</h2>
<p>نظریه کلارک هال، مانند هندسه اقلیدسی، دارای یک ساختار منطقی از اصول موضوع و قضایاست. اصول موضوع بیانات کلی درباره رفتار هستند که نمی‌توان مستقیماً آنا را وارسی نمود، اما قضایایی که به‌طور منطقی از اصول موضوع ناشی می‌شوند قابل آزمون کردن هستند. ما شانزده اصل موضوع مهم هال را آن‌گونه که در سال ۱۹۴۳ ارائه شدند مورد بحث قرار می‌دهیم.</p>
<h3>اصل موضوع ۱: حس کردن محیط بیرونی و رد محرک</h3>
<p>تحریک بیرونی، یک تکانه عصبی آوران (حسی) را راه‌اندازی می‌کند که پس از قطع تحریک محیطی تا لحظاتی ادامه می‌یابد. هال وجود یک رد محرک را فرض کرد که به مدت چند ثانیه پس از قطع رویداد محرک ادامه می‌یابد. این تکانه عصبی با یک پاسخ تداعی می‌شود.</p>
<p>هال فرمول سنتی S-R را به S-s-R تبدیل کرد.s رد محرک است. برای کلارک هال تداعی موردنظر، بین s و R صورت می‌گیرد. رد محرک سرانجام منجر به یک واکنش عصبی وابران (حرکتی) r می‌شود که به پاسخ آشکار می‌انجامد. بنابراین، ما با فرمول S-s-r-R سروکار پیدا می‌کنیم، که در آن S تحریک بیرونی، s رد محرک، r شلیک نورون‌های حرکتی، و R پاسخ آشکار است.</p>
<h3>اصل موضوع ۲: کنش متقابل تکانه‌های حسی</h3>
<p>تعامل بین تکانه‌های عصبی، پیچیدگی تحریک و لذا دشواری پیش‌بینی رفتار را نشان می‌دهد. رفتار به‌ندرت حاصل تنها یک محرک است، بلکه تابع محرک‌های زیادی است.</p>
<h3>اصل موضوع ۳: رفتار نا آموخته</h3>
<p>هال باور داشت که ارگانیسم با سلسله مراتبی از پاسخ‌ها و رفتار نا آموخته متولد می‌شود که هنگام ایجاد یک نیاز فعال می‌گردند. برای مثال اگر یکشی وارد چشم شود، پلک‌های چشم به‌سرعت به هم می‌خورند و آب چشم به مقدار زیادی ترشح می‌نماید.</p>
<h3>اصل موضوع ۴: مجاورت و کاهش سائق به‌عنوان شرایط لازم برای یادگیری</h3>
<p>اگر محرکی به پاسخی منتهی شود، و اگر پاسخ ارضای یک نیاز زیست‌شناختی را نتیجه بدهد، آنگاه تداعی بین محرک و پاسخ نیرومند می‌گردد. اصل موضوع ۴ همچنین تقویت‌کننده ثانوی را به‌عنوان محرکی که به‌طور نزدیک و پایدار با کاهش نیاز همراه بوده است تعریف می‌کند.</p>
<p>نیرومندی عادت (SHR) یکی از مهم‌ترین مفاهیم نظریه کلارک هال است، و همان‌طور که در بالا گفته شد، به نیرومندی تداعی بین محرک و پاسخ اشاره می‌کند.</p>
<h3>اصل موضوع ۵: تعمیم محرک</h3>
<p>هال می‌گوید توانایی یک محرک در فراخوانی یک پاسخ شرطی به‌وسیله شباهت آن با محرک به‌کاررفته در جریان شرطی شدن تعیین می‌گردد. بنابراین، نیرومندی عادت (SHR) از یک محرک به محرک دیگر تعمیم می‌یابد و این میزان تعمیم به شباهت بین دو محرک وابسته است.</p>
<h3>اصل موضوع ۶: محرک‌های وابسته به سائق</h3>
<p>کمبودهای زیست‌شناختی در ارگانیسم تولید حالت سائق D می‌کنند، و هر سائق دارای محرک‌های خاص وابسته به آن است.</p>
<h3>اصل موضوع ۷: توان واکنش به‌عنوان تابعی از سائق و نیرومندی عادت</h3>
<p>احتمال انجام یک پاسخ آموخته‌شده در هر زمان معین را توان واکنش (SER) می‌نامند. توان واکنش تابعی است از نیرومندی عادت (SHR) و سائق (D).</p>
<p>توان واکنش = SER = SHR*D</p>
<h3>اصل موضوع ۸: پاسخ دادن منجر به خستگی‌ای می‌شود که برخلاف پاسخ شرطی عمل می‌کند</h3>
<p>بازداری واکنشی (IR) بر اثر خستگی حاصل از فعالیت ماهیچه‌ای به وجود می‌آید و به مقدار کار موردنیاز در انجام تکلیف وابسته است. معلوم گشته است که وقتی تمرین‌های یادگیری از هم فاصله داشته باشند (تمرین فاصله‌دار) از زمانی که تمرین‌ها نزدیک به هم انجام می‌گیرند (تمرین بی‌وقفه) عملکرد بهتر است.</p>
<h3>اصل موضوع ۹: پاسخ یاد گرفته‌شده‌ی پاسخ ندادن</h3>
<p>خستگی که به‌صورت یک حالت سائق درمی‌آید به این منجر می‌شود که پاسخ ندادن تقویت‌کننده خواهد بود. پاسخ یاد گرفته‌شده پاسخ ندادن بازداری شرطی (SIR) نام دارد. هم IR و هم SIR علیه فراخوانی پاسخ یاد گرفته‌شده عمل می‌کنند و بنابراین از مقدار توان واکنش (SER) کسر می‌شوند و توان واکنش مؤثر SR) باقی می‌ماند.</p>
<p>(SR) توان واکنش مؤثر = SHR * D – (IR + SIR)</p>
<h3>اصل موضوع ۱۰: عواملی که پاسخ یاد گرفته‌شده را بازداری می‌کنند از لحظه‌ای به لحظه دیگر تغییر می‌یابند</h3>
<p>یک توان بازدارنده وجود دارد که از لحظه‌ای به لحظه دیگر تغییر می‌کند و علیه فراخوانی یک پاسخ آموخته‌شده عمل می‌نماید. این توان بازدارنده اثر نوسان (SOR) نام دارد. اثر نوسان (SOR) را باید از توان واکنش مؤثر SR) کسر کرد و توان واکنش مؤثر لحظه‌ای (SR) را نتیجه می‌دهد.</p>
<p>(SR) توان واکنش مؤثر لحظه‌ای = [SHR * D – (IR + SIR)] – SOR</p>
<h3>اصل موضوع ۱۱: توان واکنش مؤثر لحظه‌ای باید از مقدار معینی فراتر برود تا یک پاسخ یاد گرفته‌شده بتواند ظاهر گردد</h3>
<p>مقداری که (SR) باید از آن فراتر برود تا یک پاسخ شرطی بتواند ظاهر گردد آستانه واکنش (SLR) نام دارد. بنابراین یک پاسخ یاد گرفته‌شده تنها زمانی انجام خواهد شد که (SR) از (SLR) بزرگ‌تر باشد.</p>
<h3>اصل موضوع ۱۲: احتمال انجام یک پاسخ یاد گرفته‌شده تابع ترکیبی از توان واکنش مؤثر SR)، اثر نوسان (SOR) و آستانه واکنش (SLR) است</h3>
<h3>اصل موضوع ۱۳: هرچقدر مقدار توان واکنش مؤثر لحظه‌ای (SR) بزرگ‌تر باشد، دوره نهفتگی بین S و R کوتاه‌تر است</h3>
<p>نهفتگی (StR) به فاصله زمانی بین لحظه ارائه محرک به ارگانیسم و زمان دادن پاسخ یاد گرفته‌شده از سوی ارگانیسم گفته می‌شود.</p>
<h3>اصل موضوع ۱۴: مقدار توان واکنش مؤثر تعیین‌کننده مقاومت در برابر خاموشی است</h3>
<p>مقدار توان واکنش مؤثر لحظه‌ای (SR) در پایان دوره آموزش تعیین می‌کند که چند پاسخ بدون تقویت لازم است تا خاموشی رخ دهد.</p>
<h3>اصل موضوع ۱۵: دامنه یا مقدار یک پاسخ شرطی به‌طور مستقیم با توان واکنش مؤثر تغییر می‌کند</h3>
<h3>اصل موضوع ۱۶: وقتی‌که احتمال وقوع دو یا چند پاسخ ناهمساز در یک موقعیت وجود داشته باشد، پاسخی که بیشترین توان واکنش مؤثر لحظه‌ای (SR) را دارد به وقوع خواهد پیوست</h3>
<h2>تفاوت‌های عمده بین نظریه‌های ۱۹۴۳ و ۱۹۵۲ کلارک هال</h2>
<h3>انگیزش تشویقی (K)</h3>
<p>هال در نظریه ۱۹۴۳ خود مقدار تقویت را یک متغیر یادگیری می‌دانست: هراندازه مقدار تقویت بیشتر باشد، به همان نسبت مقدار کاهش سائق هم بیشتر است، بنابراین افزایش در نیرومندی عادت (SHR) نیز بیشتر خواهد بود.</p>
<p>یافته‌های پژوهشی، کلارک هال را به این نتیجه‌گیری هدایت کرد که ارگانیسم برای مقادیر زیاد و کم مشوق‌ها یکسان یاد می‌گیرد، اما با تغییر مقدار مشوق (K) عملکرد آنها تغییر می‌کند. تغییر سریع عملکرد به دنبال تغییر در مقدار تقویت اثر کرسپی نامیده می‌شود.</p>
<h3>پویایی شدت محرک</h3>
<p>پویایی شدت محرک (V) یک متغیر رابط یا میانین است که با تغییر یافتن شدت محرک بیرونی (S) تغییر می‌یابد. پویایی شدت محرک نشان می‌دهد که هرچه شدت یک محرک بیشتر باشد، احتمال اینکه یک پاسخ یاد گرفته شده انجام شود بیشتر است. فرمول کلارک هال برای توان واکنش مؤثر لحظه‌ای به‌صورت زیر تغییر می‌کند.</p>
<p>(SR) توان واکنش مؤثر لحظه‌ای = [SHR * D * V * K – (IR + SIR)] – SOR</p>
<h3>تغییر از کاهش سائق به کاهش محرک سائق</h3>
<p>ابتدا نظریه هالیم نظریه کاهش سائق یادگیری بود، اما بعداً آن را به یک نظریه یادگیری کاهش محرک سائق تغییر داد. یک دلیل برای این تغییر درک این مطلب بود که اگر به یک حیوان تشنه آب به‌عنوان تقویت‌کننده برای انجام عملی داده شود، مقدار قابل‌ملاحظه‌ای وقت لازم است تا سائق تشنگی با آب برطرف شود، زیرا آب باید از دهان، گلو و معده بگذرد تا اینکه سرانجام وارد خون شود.</p>
<p>تأثیر جذب آب باید آخر سر به مغز برسد تا اینکه سائق تشنگی کاهش یابد. هال نتیجه گرفت که فاصله بین زمان ارائه تقویت و کاهش سائق بسیار زیادتر از آن است که بتواند توجیه کند که یادگیری چگونه اتفاق می‌افتد. آنچه برای تبیین یادگیری لازم است چیزی است که بلافاصله پس از ارائه تقویت‌کننده رخ می‌دهد، آن چیزی که کاهش محرک سائق (SD) است. محرک‌های سائق برای تشنگی خشکی دهان و لب‌ها هستند.</p>
<p>دلیل دوم به‌وسیله شفیلد و روبی (۱۹۵۰) فراهم آمد. آنان دریافتند که موش‌های گرسنه با ساخارین که یک ماده فاقد ارزش غذایی است و نمی‌تواند سائق را کاهش دهد تقویت می‌شوند.</p>
<h3>خرده پاسخ انتظاری هدف</h3>
<p>وقتی یک محرک خنثی مرتباً با تقویت‌کننده نخستین همراه می‌شود، آن محرک خاصیت تقویتی پیدا می‌کند؛ یعنی به‌صورت تقویت‌کننده ثانوی در می‌آید. مفهوم تقویت ثانوی برای درک عملیات خرده پاسخ انتظاری هدف (rG) که خود یکی از مهم‌ترین مفاهیم اساسی نظریه هال است ضرورت دارد.</p>
<p>تمام محرک‌های موجود که دقیقاً پیش از دریافت تقویت‌کننده نخستین (غذا) تجربه می‌شوند از طریق شرطی شدن کلاسیک به‌صورت تقویت‌کننده‌های ثانوی در می‌آیند. علاوه بر این، به پیروی از اصول شرطی شدن کلاسیک، یک پاسخ شرطی ایجاد خواهد شد که بسیار شبیه به پاسخ غیرشرطی است.</p>
<p>پاسخ غیرشرطی عبارت است از ترشح بزاق، جویدن و لیس زدن که در نتیجه ارائه غذا به حیوان گرسنه در او ایجاد می‌شود. همچنین پاسخ شرطی یعنی ترشح بزاق، جویدن یا لیس زدن به‌وسیله محرک‌های گوناگون جعبه هدف، هنگامی‌که حیوان به غذا نزدیک می‌شود، در او ایجاد خواهد شد. پاسخ شرطی داده شده به محرک‌هایی که پیش از بلعیدن غذا تجربه می‌شوند، همان چیزی است که خرده پاسخ انتظاری هدف (rG) نام گرفته است. این فرایند سبب می‌شود که محرک‌های پیش از محرک‌های جعبه هدف خاصیت تقویت‌کنندگی پیدا کنند و همچنین محرک‌های پیش از آنها نیز از خاصیت تقویت‌کنندگی برخوردار گردند و الی‌آخر.</p>
<p>این فرایند به‌تدریج به‌طور معکوس عمل می‌کند تا آنجا که حتی محرک‌های موجود در جعبه آغاز نیز خاصیت تقویت‌کنندگی می‌یابند. زمانی که این محرک‌های قبلاً خنثی به‌صورت تقویت‌کننده‌های ثانوی در می‌آیند، دو نقش بسیار عمده ایفا می‌کنند:</p>
<ol>
<li>پاسخ‌های آشکاری که ارگانیسم را در تماس با آنها قرار می‌دهد تقویت می‌کنند و</li>
<li>خرده پاسخ‌های انتظاری هدف (rG) را فرا می‌خوانند.</li>
</ol>
<p>اکنون‌که حیوان جعبه آغاز را ترک می‌کند، پاسخ‌هایی که حیوان را در مجاورت نزدیک با محرک‌های تقویت‌کننده قرار می‌دهند، تکرار می‌شوند درحالی‌که پاسخ‌های دیگر خاموش می‌گردند. در این حالت، حیوان می‌آموزد که چرخش درست را در ماز انجام دهد. بنابراین چنین تصور می‌شود که یادگیری ماز هم مستلزم شرطی شدن کلاسیک و هم شرطی شدن وسیله‌ای است. شرطی شدن کلاسیک تقویت‌کننده‌های ثانوی و (rG) تولید می‌کند؛ شرطی شدن وسیله‌ای پاسخ‌های حرکتی مناسب که حیوان را در مجاورت با تقویت‌کننده‌های نخستین و ثانوی قرار می‌دهند تولید می‌کند. اما هال برای (rG) در یادگیری پاسخ‌های زنجیره‌ای نقش برجسته‌ای قائل است.</p>
<p>به دو ویژگی اشاره می‌کنیم. نخست اینکه (rG) همیشه باید بخشی از پاسخ هدف (RG) باشد. اگر پاسخ هدف خوردن است، آنگاه (rG) شامل حرکات کوچک جویدن و احتمالاً ترشح بزاق است. دوم اینکه (rG) موجب تحریک می‌شود. پاسخ آشکار سبب فعال شدن گیرنده‌های جنبشی در ماهیچه‌ها، زردپی‌ها و مفاصل می‌شود و این همان چیزی است که گاتری آن را محرک‌های تولیدشده به‌وسیله حرکت می‌نامد. فعال شدن گیرنده‌های جنبشی موجب محرک‌های عضلانی می‌شود. (rG) دارای تحریکات مخصوص به خود است. تحریک عضلانی حاصل از (rG) را با (SG) نشان می‌دهند. نمی‌توان (rG) و (SG) را از هم جدا کرد زیرا هر زمان که (rG) رخ بدهد (SG) نیز رخ خواهد داد. شاید مهم‌ترین جنبه (rG) این باشد که (SG) تولید می‌کند.</p>
<p>ترک کردن جعبه حیوان را به تقویت‌کننده‌های ثانوی نزدیک می‌کند. در این موقعیت، یک تقویت‌کننده ثانوی سه عمل انجام می‌دهد:</p>
<ol>
<li>پاسخی را که حیوان تازه انجام داده است تقویت می‌کند،</li>
<li>به‌عنوان یک برای پاسخ آشکار بعدی عمل می‌کند و</li>
<li>یک (rG) را فرامی‌خواند.</li>
</ol>
<p>وقتی‌که (rG) فراخوانده شد، به‌طور خودکار یک (SG) را تولید می‌کند. نقش عمده (SG) ایجاد پاسخ آشکار بعدی است. بنابراین هم تقویت‌کننده‌های ثانوی که بیرونی هستند و هم (SG) ها که درونی هستند می‌توانند پاسخ آشکار را تولید کنند. پاسخی که حیوان را به‌سرعت در معرض تقویت‌کننده ثانوی بعدی قرار می‌دهد و سرانجام با (SG) تداعی خواهد شد.</p>
<p>هال واقعاً دو تبیین برای زنجیره سازی داشت که آنها را همزمان مورداستفاده قرار می‌داد. یکی از این دو تبیین که بر محرک‌های بیرونی تأکید دارد بسیار شبیه به تبیین <a href="http://behdashtravan.com/%d8%b3%d8%b1%da%af%d8%b0%d8%b4%d8%aa-%d8%a7%d8%b3%da%a9%db%8c%d9%86%d8%b1/" target="_blank" rel="noopener">اسکینر</a> از زنجیره سازی است. تبیین دیگر که بر رویدادهای درونی تأکید دارد بسیار شبیه به تبیین گاتری از زنجیره سازی است. بنابراین هال اندیشه‌های اسکینر و گاتری را باهم ترکیب کرد و گفت که رفتار زنجیره‌ای تابعی از نشانه‌های درونی یا بیرونی و به‌احتمال‌زیاد هر دو نشانه‌هاست.</p>
<p>مکانیسم (SG- rG) از این لحاظ دارای اهمیت است که به چیزهای دیگری مربوط می‌شود. برای نمونه مکانیسم (SG- rG) را می‌توان عنصر «ذهنی» زنجیره سازی دانست. به‌طورکلی مفهوم (SG- rG) یک وسیله عینی برای مطالعه فرایندهای ذهنی فراهم می‌آورد.</p>
<p>هال به پیروی از سنت واتسون، پاولف و گاتری نتیجه می‌گیرد که تفکر از انعکاس درونی لحظه‌به‌لحظه امور که به‌طور آشکار به وقوع می‌پیوندند تشکیل می‌یابد. «اندیشه» خوردن، چیزی بیش از یک (SG) تولیدشده به‌وسیله (rG) نیست.</p>
<h3>سلسله‌مراتب عادت‌های هم‌خانواده</h3>
<p>فرضیه شیب هدف به درنگ تقویت (J) مربوط می‌شود و چنین معنی می‌دهد: «هرقدر تقویت یک حلقه درون یک زنجیره رفتاری دیرتر صورت پذیرد، توان واکنش آن حلقه موردنظر به ردهای محرکی حاضر در آن زمان ضعیف‌تر خواهد بود».</p>
<p>هال درباره یک حلقه واحد در یک زنجیره رفتاری سخن می‌گوید، اما همین مطلب را به‌تمامی حلقه‌های رفتاری زنجیره می‌توان تعمیم داد. چه منظور ما یک پاسخ واحد باشد چه یک رشته پاسخ، درنگ تقویت بر توان واکنش اثر منفی خواهد داشت. هم پاسخ‌های انفرادی هم زنجیره‌های پاسخ که به‌سرعت تقویت می‌شوند دارای ارزش SER بیشتری هستند و از پاسخ‌ها یا زنجیره‌های رفتاری که با تأخیر بیشتری تقویت می‌شوند احتمال وقوع بیشتری دارند.</p>
<p>سلسله‌مراتب عادت‌های هم‌خانواده به این واقعیت اشاره می‌کند که در هر موقعیت یادگیری، تعداد زیادی پاسخ ممکن وجود دارند و پاسخی که بیشترین احتمال را دارد، پاسخی است که سریع‌تر به تقویت می‌رسد و کمترین کوشش را می‌طلبد. اگر آن راه خاص بسته شود، حیوان کوتاه‌ترین بعدی را برمی‌گزیند و اگر آن هم بسته شود به‌سوی راه کوتاه سوم خواهد رفت و الی‌آخر.</p>
<p>بین سلسله‌مراتب عادت‌های هم‌خانواده و اینکه چگونه خرده پاسخ انتظاری هدف (rG) و محرکی که تولید می‌کند (SG) در زنجیره سازی عمل می‌نمایند، رابطه نزدیکی وجود دارد. هرچه درنگ تقویت (J) بیشتر باشد، مقدار SER کمتر است. بنابراین، برای هر (SG) یک سلسله‌مراتب از پاسخ‌های ممکن وجود دارد و لذا راه‌های زیادی در یک ماز موجودند.</p>
<h2>خلاصه نظام نهایی هال</h2>
<p>سه نوع متغیر در نظریه هال وجود دارند:</p>
<ul>
<li><strong>متغیرهای مستقل؛</strong> اینها رویدادهای محرک هستند که به‌طور نظام‌دار به‌وسیله آزمایشگر دست‌کاری می‌شوند.</li>
<li><strong>متغیرهای رابط؛</strong> اینها فرایندهایی هستند که فکر می‌شود در درون ارگانیسم رخ می‌دهند، اما مستقیماً قابل‌مشاهده نیستند. هال از همه متغیرهای رابط نظام خود تعریف عملیاتی به‌دست داده است.</li>
<li><strong>متغیرهای وابسته؛</strong> اینها جنبه‌هایی از رفتارند که به‌وسیله آزمایشگر اندازه‌گیری می‌شوند تا معلوم شود که متغیرهای مستقل مؤثر بوده‌اند یا نه.</li>
</ul>
<h2>هال و آموزش‌وپرورش</h2>
<p>هال با ثراندایک توافق نظر دارد، اما یادگیری برای هال باید شامل کاهش سائق باشد. برخی از پیروان هال بر اضطراب به‌عنوان سائقی در یادگیری انسان تأکید ورزیده‌اند. در نتیجه ایجاد قدری اضطراب در یادگیرندگان و کاهش یافتن آن پس از کسب موفقیت یک شرط لازم برای یادگیری کلاس درس است. یادگیرندگانی که دارای اضطراب متوسط یا ملایم هستند از شرایط بهتری برای یادگیری و از شرایط سهل‌تری برای آموزش گرفتن برخوردارند.</p>
<p>میلارد و دلارد (۱۹۴۱) کاربرد نظریه هال را در آموزش به نحو زیر خلاصه کرده‌اند:</p>
<ul>
<li><strong>سائق:</strong> یادگیرنده باید چیزی را بخواهد.</li>
<li><strong>اشاره:</strong> یادگیرنده باید به چیزی توجه کند.</li>
<li><strong>پاسخ:</strong> یادگیرنده باید کاری را انجام دهد.</li>
<li><strong>تقویت:</strong> پاسخ یادگیرنده باید سبب شود که او چیزی را که می‌خواهد به‌دست آورد.</li>
</ul>
<p>برداشت اسپنس از نظریه هال این است که دانش آموزان آنچه را که انجام می‌دهند یاد می‌گیرند. برای اسپنس، مشوق‌ها مهم‌اند چون‌که مشوق‌ها یادگیرندگان را وامی‌دارند تا آنچه را که یاد گرفته‌اند به عمل درآورند. با ربط دادن مشوق‌ها (تقویت‌کننده‌ها) به عمل، به‌جای یادگیری، موضع اسپنس به موضع تولمن و بندورا شبیه شده است.</p>
<h2>ارزش‌یابی از نظریه هال</h2>
<h3>خدمت‌ها</h3>
<p>مارکس و کرونان هیلیکس (۱۹۸۷) درباره هال چنین نظر داده‌اند: «مهم‌ترین خدمت کلارک هال به روان‌شناسی این بود که امکان رسیدن به هدف نهایی یادگیری یعنی یک نظریه رفتاری کاملاً علمی نظام‌دار را نشان داد».</p>
<p>نظریه هال تعداد زیادی پدیده <a href="http://behdashtravan.com/%d8%aa%d8%a7%d8%b1%db%8c%d8%ae%da%86%d9%87-%d8%b1%d9%81%d8%aa%d8%a7%d8%b1%da%af%d8%b1%d8%a7%db%8c%db%8c-%d9%82%d8%b3%d9%85%d8%aa-%d8%a7%d9%88%d9%84/" target="_blank" rel="noopener">رفتاری</a> و <a href="http://behdashtravan.com/%d9%85%da%a9%d8%aa%d8%a8-%d8%b4%d9%86%d8%a7%d8%ae%d8%aa%db%8c/" target="_blank" rel="noopener">شناختی</a> را موردبحث قرار داده است. دامنه این نظریه، همراه با تعریف دقیق متغیرها، بررسی‌های دقیق تجربی را برانگیخت. وی همچنین کوشید تا اساس رفتار انطباقی را در یک معنی وسیع وصف نماید و به این منظور پاره‌ای فرایندهای شناختی و نیز تفاوت‌های بین عملکرد انواع و اعضای انواع را موردمطالعه قرار داد. او سعی کرد تا در کارهای خود کاملاً عملی و منطبق با اصول ریاضی عمل کند به‌گونه‌ای که فرض‌ها و پیش‌بینی‌های او روشن باشند و بتوان آنها را با نظریه‌های رقیب مقایسه کرد.</p>
<p>هال اولین نظریه‌ای است که با معیار پوپر منطبق است. اصرار کلارک هال بر تعریف دقیق مفاهیم و بیان دقیق بیانات ریاضی که مفاهیم او را به رفتار ربط می‌دهند جهت‌های مشخصی برای آزمودن نظریه فراهم می‌آورد. از نظر کلارک هال تقویت یعنی کاهش سائق یا کاهش محرک‌های سائق که از شرایط حاصل از نیاز جسمی ناشی می‌شود. فرضیه کاهش سائق نخستین کوششی بود که از تعاریف غیردقیق خشنودکننده/تقویت‌کننده- یعنی وجوه مشخص نظریه‌های ثرندایک و اسکینر فاصله گرفت. همچنین هال نخستین کسی بود که درباره تأثیر مشترک یادگیری و سائق بر رفتار و نیز درباره تأثیر خستگی (از راه بازداری واکنشی و بازداری شرطی) پیش‌بینی‌های دقیقی به عمل آورد.</p>
<h3>انتقاد</h3>
<p>این نظریه از این بابت که در تبیین رفتارهای خارج از آزمایشگاه ارزش چندانی ندارد موردانتقاد قرارگرفته است. هیل (۱۹۹۰) در بررسی خود از آخرین نظریه هال (۱۹۵۲) گفته است: «به فرض که بخواهید تعیین کنید چند کوشش متوالی تقویت نشده لازم است تا خاموشی کامل رخ دهد، یک راه این است که اصل موضوع ۱۴ را مورداستفاده قرار دهید. طبق این اصل موضوع، توان برانگیختگی مستقیماً متناسب است با تعداد کوشش‌های تقویت نشده تا رسیدن به خاموشی. راه دوم استفاده از اصل موضوع ۹ است که طبق آن باید مقدار بازداری واکنشی و بازداری شرطی را جمع کرد و حاصل را از توان برانگیختگی کسر نمود. راه سوم این است که طبق اصل موضوع ۷ توجه داشت که وقتی مقدار پاداش صفر است، مقدار K نیز صفر است که صرف‌نظر از مقدار سایر متغیرهای رابط، توان برانگیختگی نیز صفر می‌شود. معلوم می‌شود که این سه راه، صرف‌نظر از اینکه جواب‌های درست بدهند یا نه، به نتایج متضادی می‌انجامند. زمانی که یک نظریه پیش‌بینی‌های نادرستی به‌دست می‌دهد باید مورد تجدیدنظر قرار گیرد. زمانی که یک نظریه همسانی درونی ندارد به‌گونه‌ای که درباره یک موضوع پیش‌بینی‌های متضادی انجام می‌دهد، ارزش آن به‌عنوان یک نظریه دقیق شدیداً مورد سؤال قرار می‌گیرد».</p>
<p>کاچ (۱۹۵۴) گفته است که کلارک هال نظریه خود را به‌اندازه کافی اصلاح نکرد و بسیاری از نکات متناقض آن را نادیده گرفت. منتقدان معاصر نیز همین مضمون را تکرار می‌کنند. یکی از پیشنهادهای جالب این است که کلارک هال نظریه‌سازی را به‌صورت معکوس انجام داد.</p>
<p>شپارد (۱۹۹۲) دراین‌باره نوشته است: «هال و اسپنس به‌عوض اینکه از اصول اولیه نظم‌بندی‌های قابل آزمون تجربی استخراج کنند، نمودار متغیرهای وابسته قابل آزمون تجربی را در ارتباط با متغیرهای مستقل دستکاری‌شده رسم می‌کردند، به دنبال یک تابع ریاضی که متناسب با داده‌های رسم شده باشد می‌گشتند، و سپس تابع انتخابی را به‌عنوان یک “اصل موضوع” نظریه خود مطرح می‌ساختند.</p>
<p>با همه این کوتاهی‌ها، نظریه کلارک هال یکی از اکتشافی‌ترین نظریه‌ها در تاریخ روان‌شناسی بوده است. پس از مرگ هال، اسپنس بود که نظریه هال را گسترش داد و اصلاح کرد. پیرو مهم دیگر هال نیل ای. میلر است که نظریه کلارک هال را به زمینه‌های شخصیت، تعارض، رفتار اجتماعی و روان‌درمانی گسترش داد.</p>
<p>پیرو دیگر هال، رابرت آر. سیرز است که تعدادی از اصطلاحات <a href="http://behdashtravan.com/%d8%b2%d9%86%d8%af%da%af%db%8c%d9%86%d8%a7%d9%85%d9%87-%d9%81%d8%b1%d9%88%db%8c%d8%af-%d9%82%d8%b3%d9%85%d8%aa-%d8%a7%d9%88%d9%84/" target="_blank" rel="noopener">فرویدی</a> را به مفاهیم نظریه کلارک هال ترجمه کرد و به میزان وسیعی در زمینه روان‌شناسی آزمایشی کودک پیشرفت نمود. روان شناسان دیگر پیرو کلارک هال ا. هوبارت ماورر است که در ضمن مطالعه زمینه‌هایی چون پویایی شخصیت و ویژگی‌های خاص یادگیری در ارتباط با ترس و اضطراب، بسیاری از اندیشه‌های کلارک هال را مورداستفاده قرار داد.</p>
<p><strong>پیمان دوستی</strong><br />
<strong>۲۷ مرداد ۱۳۹۴</strong></p>
<h2>منبع</h2>
<p>کتاب نظریه‌های یادگیری هرگنهان</p>
<p><a href="http://dousti.net/Persian/?p=772" target="_blank" rel="nofollow noopener">دوستی</a></p>
<p>The post <a href="https://behdashtravan.com/%da%a9%d9%84%d8%a7%d8%b1%da%a9-%d9%87%d8%a7%d9%84-%d9%88-%d9%86%d8%b8%d8%b1%db%8c%d9%87-%db%8c%d8%a7%d8%af%da%af%db%8c%d8%b1%db%8c-%d8%ac%d8%a7%d9%85%d8%b9-%d8%a7%d9%88/">کلارک هال و نظریه یادگیری جامع او</a> appeared first on <a href="https://behdashtravan.com">مجله تخصصی روانشناسی بهداشت روان</a>.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://behdashtravan.com/%da%a9%d9%84%d8%a7%d8%b1%da%a9-%d9%87%d8%a7%d9%84-%d9%88-%d9%86%d8%b8%d8%b1%db%8c%d9%87-%db%8c%d8%a7%d8%af%da%af%db%8c%d8%b1%db%8c-%d8%ac%d8%a7%d9%85%d8%b9-%d8%a7%d9%88/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>تاریخچه رفتارگرایی: قسمت دوم</title>
		<link>https://behdashtravan.com/%d8%aa%d8%a7%d8%b1%db%8c%d8%ae%da%86%d9%87-%d8%b1%d9%81%d8%aa%d8%a7%d8%b1%da%af%d8%b1%d8%a7%db%8c%db%8c-%d9%82%d8%b3%d9%85%d8%aa-%d8%af%d9%88%d9%85/</link>
					<comments>https://behdashtravan.com/%d8%aa%d8%a7%d8%b1%db%8c%d8%ae%da%86%d9%87-%d8%b1%d9%81%d8%aa%d8%a7%d8%b1%da%af%d8%b1%d8%a7%db%8c%db%8c-%d9%82%d8%b3%d9%85%d8%aa-%d8%af%d9%88%d9%85/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[بهروز هاشمی]]></dc:creator>
		<pubDate>Wed, 08 Nov 2017 11:30:18 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[رفتارگرایی و شناختی]]></category>
		<category><![CDATA[مکاتب روانشناسی]]></category>
		<category><![CDATA[ااسکینر]]></category>
		<category><![CDATA[تولمن]]></category>
		<category><![CDATA[رفتار]]></category>
		<category><![CDATA[رفتارگرایی]]></category>
		<category><![CDATA[روانشناسی تطبیقی]]></category>
		<category><![CDATA[روانشناسی حیوانی]]></category>
		<category><![CDATA[ساختگرایی]]></category>
		<category><![CDATA[فون آستن]]></category>
		<category><![CDATA[کارکردگرایی]]></category>
		<category><![CDATA[هال]]></category>
		<category><![CDATA[هانس زیرک]]></category>
		<category><![CDATA[واتسون]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://behdashtravan.com/?p=2183</guid>

					<description><![CDATA[<p>نو رفتارگرایی انقلاب موردنظر واتسون آن‌گونه که او انتظار داشت یک‌شبه روان‌شناسی را دگرگون نکرد. دگرگونی وقت گرفت. اما تا سال ۱۹۲۴ بیش از یک دهه‌ بعد از این‌که واتسون رفتارگرایی را مستقر کرد. حتی بزرگ‌ترین مخالف او، یعنی ای.بی.تیچنر، اعتراف کرد که رفتارگرایی ملت را در کام خود فرو برده است. در ۱۹۳۰ واتسون &#8230;</p>
<p>The post <a href="https://behdashtravan.com/%d8%aa%d8%a7%d8%b1%db%8c%d8%ae%da%86%d9%87-%d8%b1%d9%81%d8%aa%d8%a7%d8%b1%da%af%d8%b1%d8%a7%db%8c%db%8c-%d9%82%d8%b3%d9%85%d8%aa-%d8%af%d9%88%d9%85/">تاریخچه رفتارگرایی: قسمت دوم</a> appeared first on <a href="https://behdashtravan.com">مجله تخصصی روانشناسی بهداشت روان</a>.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>نو رفتارگرایی</h2>
<p>انقلاب موردنظر واتسون آن‌گونه که او انتظار داشت یک‌شبه روان‌شناسی را دگرگون نکرد. دگرگونی وقت گرفت. اما تا سال ۱۹۲۴ بیش از یک دهه‌ بعد از این‌که واتسون رفتارگرایی را مستقر کرد. حتی بزرگ‌ترین مخالف او، یعنی ای.بی.تیچنر، اعتراف کرد که رفتارگرایی ملت را در کام خود فرو برده است. در ۱۹۳۰ واتسون می‌توانست با توجیهی قابل‌ملاحظه ادعا کند که پیروزی او کامل شده است. اگرچه انواع دیگری از رفتارگرایی پیشنهاد شده بود-مثل رفتارگرایی هولت و لشلی- اما همه‌ی نهضت واتسون را به سمت تصریح روان‌شناسی به‌عنوان یک علم طبیعی کاملاً عینی تقویت می‌کردند. بنابراین، تا ۱۹۳۰ روان‌شناسی رفتاری تمام رویکردهای قبلی به این حوزه را ریشه‌کن کرده بود.</p>
<p>اولین مرحله از تکامل رفتارگرایی، البته رفتارگرایی واتسونی، از ۱۹۱۳ تا ۱۹۳۰ طول کشید. مرحله دوم، یعنی نورفتارگرایی را می‌توان از ۱۹۳۰ تا حدود ۱۹۶۰ دانست و شامل کارهای ادوارد تولمن، ادوین گاتری، کلارک هال و بی. اف. اسکینر است. این نورفتارگرایان در مورد نظام‌هایی که برای تبیین داده‌هایشان طراحی کرده بودند بر چندین نکته توافق داشتند: ۱. هسته‌ی اصلی روان‌شناسی مطالعه‌ی یادگیری است؛ ۲. اغلب رفتارها را بدون توجه به میزان پیچیدگی‌شان می‌توان برحسب قوانین شرطی‌سازی تبیین کرد؛ ۳. روان‌شناسی باید عمل‌گرایی را بپذیرد. سومین مرحله از تکامل رفتارگرایی، نورفتارگرایی جدید یا رفتارگرایی اجتماعی است که از ۱۹۶۰ شروع و با بازگشت فرآیندهای شناختی مشخص می‌شود(سگال و لچمن، ۱۹۷۲).</p>
<h2>عمل‌گرایی</h2>
<p>عمل‌گرایی یک نگرش یا اصل کلی است که هدف آن عینی‌تر و دقیق‌تر کردن زبان و اصطلاحات علمی و نجات دادن علم از شر مسائلی است که عملاً قابل‌مشاهده یا به‌طور فیزیکی قابل نشان‌دادن نیستند (آنچه شبه مسئله خوانده می‌شود). به‌طور خلاصه عمل‌گرایی می‌گوید اعتبار یک یافته‌ی علمی یا سازه‌ی نظری معین به اعتبار اعمالی که برای رسیدن به آن یافته به‌کاررفته‌اند وابسته است.</p>
<p>دیدگاه عمل‌گرایانه به‌وسیله‌ی فیزیکدان دانشگاه هاروارد، پرسی دبلیو. بریدگمن در کتابش به نام منطق فیزیک نوین (۱۹۲۷) موردحمایت قرار گرفت و توجه بسیاری از روان‌شناسان را به خود جلب کرد. بریدگمن پیشنهاد کرد که مفاهیم فیزیکی با اصطلاحاتی دقیق و محکم تعریف شوند و تمام مفاهیمی که فاقد مدلول فیزیکی هستند به دور ریخته شوند. او نوشت:</p>
<p>می‌توانیم با اشاره به مفهوم طول آن‌را نشان دهیم. مقصود ما از طول یک شیء چیست؟ ظاهراً اگر بتوانیم بگوییم که طول هر شیء چقدر است چیز دیگری نیاز ندارد. برای یافتن طول یک شیء ما مجبوریم عملیات فیزیکی معینی را انجام دهیم. بنابراین، مفهوم طول هنگامی ثابت است که عملیاتی که به‌وسیله‌ی آن‌ها طول اندازه گرفته می‌شود ثابت باشند. یعنی مفهوم طول دربرگیرنده‌ی مجموعه‌ای از عملیات است و چیزی بیش از آن نیست؛ مفهوم مترادف با مجموعه‌ای از عملیات مربوط به آن است (بریدگمن، ۱۹۲۷، ص.۵).</p>
<p>بنابراین، یک مفهوم فیزیکی برابر با مجموعه‌ای از عملیات یا روش‌هاست که به‌وسیله‌ی آن‌ها مفهوم تعیین می‌شود. بسیاری از روان‌شناسان به‌سرعت این اصل را قابل‌استفاده در روان‌شناسی یافتند و اشتیاق داشتند تا آن را به‌کار برند.</p>
<p>نظر بریدگمن نسبت به شبه مسئله‌ها، یعنی سؤال‌هایی که با هیچ آزمون عینی شناخته‌شده‌ای قابل پاسخ دادن نیستند، مخصوصاً برای رفتارگرایان جالب بود. طبق این نظر، اندیشه‌ها یا قضایایی که قابل‌آزمایش نیستند، مثل وجود و ماهیت روح، برای علم بی‌معناست. روح چیست؟ آیا می‌توان آن را در آزمایشگاه مشاهده کرد؟ آیا برای تعیین تأثیراتش بر رفتار می‌توان آن را تحت شرایط کنترل‌شده اندازه‌گیری و دست‌کاری کرد؟ اگر نتوان این کارها را انجام داد پس برای علم بی‌فایده، بی‌معنا و بی‌ربط است.</p>
<p>از گفته‌های بالا این‌گونه نتیجه می‌شود که مفهوم یک تجربه هشیار فردی یا خصوصی برای روان‌شناسی یک شبه‌مسئله است. نه وجود هشیاری و ویژگی‌های آن را می‌توان از طریق روش‌های علمی تعیین و بررسی کرد. بنابراین، طبق دیدگاه عمل‌گرایی، هشیاری در روان‌شناسی علمی جایی ندارد.</p>
<p>می‌توان استدلال کرد که عمل‌گرایی کمی بیش از بیان رسمی اصولی است که از قبل توسط روان‌شناسان مورداستفاده بوده است، یعنی آنجا که معانی کلمات و مفاهیم برحسب مدلول‌های فیزیکی آن‌ها تعریف شدند. در عمل‌گرایی چیزی که نتوان آن را در کارهای تجربه‌گرایان انگلیسی یافت وجود ندارد. ما روند طولانی حرکت روان‌شناسی آمریکا به‌سوی عینی‌گرایی فزاینده‌ی روش‌ها و موضوع را دیدیم. بنابراین، می‌توان گفت که عمل‌گرایی، به‌عنوان نگرش و چهارچوبی که در آن تحقیق انجام شود و نظریه‌ها تدوین گردند، به‌وسیله‌ی بسیاری از روان‌شناسان آمریکایی قبل از انتشار کتاب ۱۹۲۷ بریدگمن پذیرفته‌شده بود.</p>
<p>اما از زمان وونت فیزیک- هالت سرمشق بودن آن- برای روان‌شناسی جدیدتر علم قابل‌احترامی بود و هنگامی‌که فیزیکدان‌ها عمل‌گرایی را به‌عنوان یک آیین رسمی پذیرفتند روان‌شناسان مجبور بودند آن‌ها را دنبال کنند. در واقع روان‌شناسان بیش از فیزیکدانان عمل‌گرایی را به‌کار بستند.</p>
<p>عمل‌گرایی در روان‌شناسی شناخت عمومی کسب نکرد. اختلاف‌نظر در مورد سودمندی یا بیهودگی نسبی محدود کردن موضوع روان‌شناسی به آنچه که مدلول تجربی دارد ادامه یافت. همچنین «کاهش دادن مفاهیم به عملیات آن‌ها موضوعی خسته‌کننده است. هنگامی‌که نیاز خاصی وجود ندارد هیچ‌کس نمی‌خواهد با آن کاری داشته باشد» (بورینگ، ۱۹۵۰، ص.۶۵۸). خود بریدگمن در مورداستفاده‌ای که روان‌شناسی از مفهوم او می‌کرد شک داشت. حدود ۲۷ سال بعد از پیشنهاد عمل‌گرایی، نوشت، «احساس می‌کنم فرانک اشتاینی خلق کرده‌ام که مسلماً از من دور شده است. من از کلمه‌ی عمل‌گرایی بیم دارم&#8230; چیزی که من در نظر داشته‌ام ساده‌تر از آن است که به‌وسیله‌ی نامی آن‌قدر پرمدعا تا این اندازه بزرگ جلوه داده شود»(بریدگمن، ۱۹۵۴، ص. ۲۲۴).</p>
<p>به نظر می‌رسد این موردی دیگر است از این‌که پیروان متعصب‌تر از رهبرانشان می‌شوند. باوجوداین، نکته‌ی مهم درباره‌ی عمل‌گرایی آن است که نسل نورفتارگرایانی که در اواخر دهه‌ی ۱۹۲۰ و سال‌های ۱۹۳۰ پا گرفتند در رویکرد خود نسبت به روان‌شناسی عمل‌گرایی را به‌کار بستند.</p>
<h2>رفتارگرایی اسکینر</h2>
<p>از چندین جنبه موضع اسکینر رفتارگرایی واتسون را دوباره زنده کرده است. یک روانشناس نوشت که «روح واتسون فناناپذیر است و از میان نوشته‌های بی. اف. اسکینر پاک و پالایش‌یافته نفس می‌کشد»(مک لئود، ۱۹۵۹، ص. ۳۴).</p>
<p>اگرچه هال نیز یک رفتارگرای دقیق بود، اما بین دیدگاه اسکینر و هال تفاوت وجود دارد. درحالی‌که هال بر اهمیت نظریه تأکید می‌کند، اسکین طرفدار یک نظام تجربی است که هیچ صورت‌بندی نظری که بتوان در چهارچوب آن پژوهش انجام داد ندارد.</p>
<p>اسکینر رویکرد خود را چنین خلاصه کرده است «من هرگز از طریق ساختن یک فرضیه به حل مسئله نپرداخته‌ام. من هرگز قضایا را قیاس نکرده یا آن‌ها را مورد بررسی آزمایشی قرار نداده‌ام. تا آنجا که می‌توانم به یاد آورم هیچ مدل رفتاری را- مسلماً نه فیزیولوژیکی نه ذهن‌گرایانه و حتی نه مفهومی- از پیش در نظر نگرفته‌ام» (اسکینر، ۱۹۵۶، ص.۲۲۷).</p>
<p>رفتارگرایی اسکینری به مطالعه‌ی پاسخ‌ها می‌پردازد. او با توصیف رفتار سروکار دارد نه با تبیین آن. پژوهش او فقط رفتار قابل‌مشاهده را بررسی می‌کرد و اعتقاد داشت که وظیفه‌ی بررسی علمی اثبات روابط تابعی بین شرایط محرک کنترل‌شده توسط آزمایشگر و پاسخ نهایی جاندار است.</p>
<p>در کتاب علم و رفتار انسان (۱۹۵۳) اسکینر درباره‌ی پیکره‌های مکانیکی موجود در باغ‌های سلطنتی قرن هفدهم و تصور مکانیکی که آن‌ها از انسان ارائه می‌دادند توضیح داده است. تحت عنوان «انسان، یک ماشین» او توصیف کرد چگونه اندیشه‌های او با تصور مکانیکی قدیمی، هم‌ساز است. اسکینر نوشت انسان یک ماشین است و مانند هر ماشین دیگر، در پاسخ به نیروهای خارجی (محرک‌ها) که بر او تأثیر می‌گذارند، به‌صورتی قانون‌مند و قابل پیش‌بینی رفتار می‌کند.</p>
<p>اسکینر با نظریه‌پردازی یا گمانه‌زنی در مورد آنچه که ممکن است در درون جاندار بگذرد کاری ندارد. برنامه‌ی او هیچ‌گونه پیش‌فرضی درباره‌ی ماهیت‌های درونی را شامل نمی‌شود، چه این‌ها به‌صورت متغیرهای رابط توصیف‌شده باشند چه به‌صورت فرایندهای زیست‌شناختی. آنچه ممکن است بین محرک و پاسخ رخ دهد برای یک رفتارگرای پیرو اسکینر داده‌های عینی به‌دست نمی‌دهد. رفتارگرایی توصیفی محض اسکینری بر اساس دلایل موجه، رویکرد «جاندار تهی» نامیده شده است. ارگانیسم‌های انسانی به‌وسیله‌ی نیروهایی موجود در محیط -دنیای بیرون- و نه نیروهای موجود در درونشان وادار به عمل می‌شوند.</p>
<p>ذکر این نکته مهم است که اسکینر کاملاً مخالف نظریه‌پردازی نبود. هشدار او برای نظریه‌پردازی ناپخته در غیاب داده‌های کافی حمایت‌کننده است. در مصاحبه‌ای در ۱۹۶۸، گفت که در انتظار «نظریه‌ای کلی در مورد رفتار انسان هستم که تعداد زیادی واقعیت را جمع کند و به طریقی کلی آن را بیان دارد. من برای پیشبرد چنین نظریه‌ای بسیار کوشا هستم»(نقل در ایوانز، ۱۹۶۸، ص. ۸۸).</p>
<p>برخلاف بسیاری از روان‌شناسان معاصر، اسکینر به استفاده از تعداد زیادی آزمودنی و مقایسه آماری بین میانگین پاسخ‌های گروه‌ها اعتقاد نداشت. در عوض، او به بررسی کامل و جامع یک آزمودنی تأکید می‌کرد:</p>
<p>در برخورد با یک فرد مشخص، پیش‌بینی آنچه که فرد متوسط انجام می‌دهد اغلب کم‌ارزش یا بی‌ارزش است. یک علم در برخورد با فرد تا آنجا که قوانین آن به افراد اشاره می‌کنند مفید است. یک علم رفتار که فقط با رفتار گروه‌ها سروکار دارد احتمالاً به فهم ما از موارد به‌خصوص کمک نمی‌کند (اسکینر ۱۹۵۳، ص.۱۹).</p>
<p>اسکینر اصرار می‌کرد که نتایج قابل تکرار و دارای اعتبار واقعی را می‌توان بدون استفاده از تحلیل‌های آماری، به‌دست آورد، به‌شرط آن‌که داده‌های کافی از یک آزمودنی تحت شرایط آزمایشی کاملاً کنترل‌شده، گردآوری‌شده باشد. او استدلال می‌کرد که استفاده از گروه بزرگی از آزمودنی‌ها، آزمایشگر را مجبور می‌کند تا به رفتار متوسط توجه کند. درنتیجه رفتار خاص فرد و تفاوت‌های فردی در رفتار از بین می‌روند.</p>
<p>در ۱۹۵۸ رفتارگراهای پیرو اسکینر بیشتر به دلیل شرایط غیر مکتوب مجله‌های علمی آن زمان که گروه‌های آزمودنی و تحلیل آماری را ضروری می‌دانست نشریه‌ی خود به نام مجله‌ی تحلیل آزمایشی رفتار را پایه‌گذاری کردند. اکنون این مجله در بین مجلات روان‌شناسی که به کاربردهای روان‌شناسی مربوط می‌شوند ازنظر تیراژ دومین مجله است (لاتال، ۱۹۹۲). برای خدمت به ارائه‌ی پژوهش در مورد تغییر رفتار، یکی دیگر از شاخه‌های کاربردی روان‌شناسی رفتاری اسکینری مجله دیگری به نام مجله‌ی تحلیل کاربردی رفتار، ارائه داد.</p>
<p>&nbsp;</p>
<h2>منبع:</h2>
<p><strong>کتاب:</strong> تاریخ روانشناسی نوین<br />
<strong>نویسنده:</strong> سیدنی آلن شولتز، دوان پی شولتز<br />
<strong>مترجم:</strong> پاشا شریفی، علی اکبر سیف، خدیجه علی آبادی<br />
&nbsp;</p>
<p>The post <a href="https://behdashtravan.com/%d8%aa%d8%a7%d8%b1%db%8c%d8%ae%da%86%d9%87-%d8%b1%d9%81%d8%aa%d8%a7%d8%b1%da%af%d8%b1%d8%a7%db%8c%db%8c-%d9%82%d8%b3%d9%85%d8%aa-%d8%af%d9%88%d9%85/">تاریخچه رفتارگرایی: قسمت دوم</a> appeared first on <a href="https://behdashtravan.com">مجله تخصصی روانشناسی بهداشت روان</a>.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://behdashtravan.com/%d8%aa%d8%a7%d8%b1%db%8c%d8%ae%da%86%d9%87-%d8%b1%d9%81%d8%aa%d8%a7%d8%b1%da%af%d8%b1%d8%a7%db%8c%db%8c-%d9%82%d8%b3%d9%85%d8%aa-%d8%af%d9%88%d9%85/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>تاریخچه رفتارگرایی: قسمت اول</title>
		<link>https://behdashtravan.com/%d8%aa%d8%a7%d8%b1%db%8c%d8%ae%da%86%d9%87-%d8%b1%d9%81%d8%aa%d8%a7%d8%b1%da%af%d8%b1%d8%a7%db%8c%db%8c-%d9%82%d8%b3%d9%85%d8%aa-%d8%a7%d9%88%d9%84/</link>
					<comments>https://behdashtravan.com/%d8%aa%d8%a7%d8%b1%db%8c%d8%ae%da%86%d9%87-%d8%b1%d9%81%d8%aa%d8%a7%d8%b1%da%af%d8%b1%d8%a7%db%8c%db%8c-%d9%82%d8%b3%d9%85%d8%aa-%d8%a7%d9%88%d9%84/#comments</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[بهروز هاشمی]]></dc:creator>
		<pubDate>Mon, 06 Nov 2017 11:30:59 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[رفتارگرایی و شناختی]]></category>
		<category><![CDATA[مکاتب روانشناسی]]></category>
		<category><![CDATA[اسکینر]]></category>
		<category><![CDATA[تولمن]]></category>
		<category><![CDATA[رفتار]]></category>
		<category><![CDATA[رفتارگرایی]]></category>
		<category><![CDATA[روانشناسی تطبیقی]]></category>
		<category><![CDATA[روانشناسی حیوانی]]></category>
		<category><![CDATA[ساختگرایی]]></category>
		<category><![CDATA[فون آستن]]></category>
		<category><![CDATA[کارکردگرایی]]></category>
		<category><![CDATA[هال]]></category>
		<category><![CDATA[هانس زیرک]]></category>
		<category><![CDATA[واتسون]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://behdashtravan.com/?p=2165</guid>

					<description><![CDATA[<p>علم رفتار با فرارسیدن دهه‌ی دوم قرن بیستم، یعنی کمتر از چهل سال پس از آن‌که وونت روان‌شناسی را به‌طور رسمی بنا نهاد، این علم با تجدیدنظرهای جدیدی روبرو شد. در آن زمان، دیگر همه‌ی روان‌شناسان در مورد ارزش درون‌نگری، وجود عناصر ذهن یا ضرورت پای‌بندی روان‌شناسی به تحقیق ناب توافق نداشتند. کارکردگرایان قوانین روان‌شناسی &#8230;</p>
<p>The post <a href="https://behdashtravan.com/%d8%aa%d8%a7%d8%b1%db%8c%d8%ae%da%86%d9%87-%d8%b1%d9%81%d8%aa%d8%a7%d8%b1%da%af%d8%b1%d8%a7%db%8c%db%8c-%d9%82%d8%b3%d9%85%d8%aa-%d8%a7%d9%88%d9%84/">تاریخچه رفتارگرایی: قسمت اول</a> appeared first on <a href="https://behdashtravan.com">مجله تخصصی روانشناسی بهداشت روان</a>.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>علم رفتار</h2>
<p>با فرارسیدن دهه‌ی دوم قرن بیستم، یعنی کمتر از چهل سال پس از آن‌که وونت روان‌شناسی را به‌طور رسمی بنا نهاد، این علم با تجدیدنظرهای جدیدی روبرو شد. در آن زمان، دیگر همه‌ی روان‌شناسان در مورد ارزش درون‌نگری، وجود عناصر ذهن یا ضرورت پای‌بندی روان‌شناسی به تحقیق ناب توافق نداشتند. کارکردگرایان قوانین روان‌شناسی را بازنویسی می‌کردند و درباره‌ی آن آزمایش‌هایی انجام می‌دادند و یافته‌ها را در زمینه‌هایی به‌کار می‌گرفتند که در لایپزیک یا کٌرنل قابل‌قبول نبودند.</p>
<p>حرکت از روان‌شناسی ساخت‌گرایی به کارکردگرایی بیشتر تکاملی بود تا انقلابی. کارکردگرایان نمی‌خواستند آنچه را که وونت و تیچنرا ایجاد کرده بودند نابود سازند، بلکه برعکس در جهت اصلاح آن قدم برمی‌داشتند. درنتیجه، با افزودن جزئی در اینجا و تغییر دادن چیزی در جای دیگر، در طی چند سال یک روان‌شناسی تازه ظاهر گردید. این جریان بیش از آن‌که حمله‌ای تعمدی از بیرون باشد نوعی اصلاح از درون بود. رهبران جنبش کارکردگرایی حتی نیاز به منسجم کردن و رسمیت بخشیدن به موضع خود به‌عنوان یک مکتب را احساس نمی‌کردند. با همه‌ی احوال، همان‌طور که آنان در نظر داشتند، این اقدام نه قطع پیوند با گذشته بلکه ایجاد بنایی نو بر روی گذشته بود. بنابراین،‌ تغییر از ساخت‌گرایی به‌کارکردگرایی درزمانی که رخ می‌داد چندان محسوس نبود.</p>
<p>موقعیت روان‌شناسی در ایالات‌متحده در دهه‌ی دوم قرن بیستم چنین بود: کارکردگرایی در جهت بالندگی سیر می‌کرد و ساخت‌گرایی هنوز از جایگاه نیرومند ولی نه منحصربه‌فرد برخوردار بود.</p>
<p>در ۱۹۱۳ انقلابی علیه هردوی این مواضع صورت گرفت. این واقعاً یک انقلاب، جدایی آشکار و نبردی تمام‌عیار علیه نظام موجود بود، به این نیت که هر دو دیدگاه را در هم کوبد. هدف پرچم‌دار این جنبش نه اصلاح گذشته و نه سازش با آن، بلکه یک دگرگونی کامل بود.</p>
<p>این جنبش تازه رفتارگرایی نام گرفت و رهبر آن یک روانشناس سی‌وپنج ساله به نام جان بی. واتسون بود. درست ده سال پیش‌تر واتسون درجه‌ی دکترای خود را زیر نظر آنجل از دانشگاه شیکاگو دریافت کرده بود. در آن زمان -۱۹۰۳- شیکاگو مرکز روان‌شناسی کارکردگرایی، یعنی یکی از دو جنبشی که واتسون برای درهم کوبیدن آن برخاسته بود به‌حساب می‌آمد.</p>
<p>اصول اساسی رفتارگرایی واتسون ساده، صریح و متهورانه بود. او یک روان‌شناسی عینی را خواستار شد که تنها با اعمال رفتاری قابل‌مشاهده و قابل توصیف به‌طور عینی و برحسب واژه‌هایی مانند محرک و پاسخ سروکار داشته باشد. علاوه‌براین، روان‌شناسی واتسون همه‌ی مفاهیم و اصطلاحات ذهن‌گرایانه را کنار می‌گذاشت. واژه‌هایی مانند تصویر ذهنی، ذهن و هشیاری که از فلسفه‌ی ذهن‌گرایانه به‌جای مانده بودند در علم رفتار بی‌معنی تلقی شدند.</p>
<p>واتسون به‌ویژه برای کنار گذاشتن مفهوم هشیاری پافشاری می‌کرد. او می‌گفت که هشیاری «هرگز مشاهده، لمس، بوییده، چشیده و یا حرکت داده نشده است. هشیاری یک فرض صرف است که مثل مفهوم قدیمی روح اثبات ناشدنی است» (واتسون و مک دوگال، ۱۹۲۹، ص ۱۴). بنابراین، فن درون‌نگری هم که وجود فرآیند هشیاری را مفروض می‌دانست بی‌ربط بود.</p>
<p>این اندیشه‌های اساسی جنبش رفتارگرایانه در اصل از آن واتسون نبودند، بلکه طی چندین سال در روان‌شناسی و زیست‌شناسی تحول یافتند. واتسون نیز همانند تمام بنیان‌گذاران، اندیشه‌ها و طرح‌واره‌هایی را که اندیشمندان پیشین پذیرفته بودند سازمان داد و آن‌ها را به پیش برد. ما در اینجا نیروهای عمده‌ای را که واتسون به شیوه‌ی مؤثر در هم آمیخت تا نظام جدید روان‌شناسی خود را بنا نهد بررسی می‌کنیم:</p>
<ol>
<li>سنت فلسفی عینیت‌گرایی و ماشین‌گرایی،</li>
<li>روان‌شناسی حیوانی و</li>
<li>روان‌شناسی کارکردی.</li>
</ol>
<p>اصرار واتسون بر لزوم عینیت در روان‌شناسی در سال ۱۹۱۳ امر غیرمعقول نبود. این اندیشه تاریخچه‌ای طولانی داشت و شاید سرآغاز آن به تلاش‌های دکارت برگردد. تبیین‌های ماشین‌گرایانه‌ی دکارت از کار بدن از اولین گام‌هایی محسوب می‌شود که در جهت عینیت بیشتر در تبیین امور برداشته شد. چهره مهم‌تر در تاریخ عینیت‌گرایی آگوست کُنت است (۱۸۵۷- ۱۷۹۸). بنیان‌گذار جنبشی بود که اثبات‌گرایی خوانده می‌شد و بر دانش مثبت، یعنی واقعیت‌ها که درستی یا حقیقت آن‌ها قابل‌بحث می‌باشد تأکید داشت. طبق نظر کنت، تنها دانش معتبر دانشی است که ماهیت اجتماعی دارد و به‌صورت عینی قابل‌مشاهده است. این معیارها، درون‌نگری را که بر هشیاری خصوصی (فردی) مبتنی است و به‌صورت عینی مشاهده‌پذیر نیست، مطرود می‌شمارد.</p>
<p>در نخستین سال‌های قرن بیستم، اثبات‌گرایی بخشی از روح زمان علم بود. واتسون به‌ندرت درباره‌ی اثبات‌گرایی بحث می‌کرد و در آن زمان بیشتر روان شناسان آمریکایی نیز چنین بودند، اما آنان «مانند اثبات‌گرایان عمل می‌کردند، حتی اگر این برچسب را برای عمل خود نمی‌پذیرفتند» (b۱۹۸۵، ص. ۱۴۹). بدین‌سان، زمانی که واتسون رفتارگرایی را آغاز کرد، و نفوذهای عینیت‌گرایی، ماشین‌گرایی و ماده‌گرایی قوی بودند. تأثیر آن‌ها به‌اندازه‌ای فراگیر بود که ناگریز به نوع جدیدی از روان‌شناسی یعنی روان‌شناسی بدون هشیاری یا بدون ذهن و روح، منجر شد –گونه‌ای از روان‌شناسی که تنها بر امور قابل‌دیدن، شنیدن و لمس کردن معطوف بود. نتیجه‌ی گریزناپذیر، ظهور علم رفتار بود که به انسان به‌عنوان یک ماشین نگاه می‌کرد.</p>
<h2>تأثیر روان‌شناسی حیوانی و رفتارگرایی</h2>
<p>واتسون رابطه‌ی بین روان‌شناسی حیوانی و رفتارگرایی را به‌وضوح چنین بیان می‌کند: «رفتارگرایی نتیجه‌ی مستقیم مطالعات روان‌شناسی حیوانی در طی اولین دهه‌ی قرن بیستم است» (واتسون، ۱۹۲۹، ص. ۳۲۷). بنابراین، می‌توان گفت که مهم‌ترین سلَف برنامه‌ی واتسون روان‌شناسی حیوانی بود که از نظریه‌ی تکامل نشأت می‌گرفت. این نظریه به تلاش‌هایی در جهت نشان دادن وجود ذهن در موجودات زنده‌ی پست‌تر و پیوستگی بین ذهن حیوان و انسان منتهی شد.</p>
<p>ما کار دو تن از پیشگامان روان‌شناسی حیوانی، یعنی جرج جان رومانس و کانوی للوید مورگان را در این سایت موردبحث قراردادیم. با قانون ایجاز مورگان و اتکا بیشتر به فنون آزمایشی به‌جای فنون واقعه‌نگاری، رشته‌ی جدید روان‌شناسی حیوانی روزبه‌روز کمتر می‌شد. با این هال، هشیاری جاندار هنوز هم موردتوجه بود. بدین ترتیب، باوجود عینی‌تر شدن روش، موضوع هنوز عینی نبود.</p>
<p>روان‌شناس فرانسوی، آلفرد بینه، کتاب زندگی روانی جانداران کوچک (میکروارگانیسم‌ها) را در ۱۸۸۹ منتشر کرد. او در این کتاب اعلام داشت که تک‌یاختگان از توانایی درک کردن و تمیز دادن اشیاء برخوردارند و می‌توانند از خود رفتارهای هدفمند بروز دهند. در ۱۹۰۸ فرانسیس داروین (پسر چارلز داروین) از نقش هشیاری در گیاهان بحث کرد. تعجبی ندارد که در سال‌های اولیه‌ی روان‌شناسی حیوانی در ایالات‌متحده تداوم علاقه به فرایندهای هشیاری حیوانی استمرار یافت. نفوذ رومانس و مورگان بر این زمینه تا مدتی دوام یافت.</p>
<h2>اسب زیرک، هانس زیرک</h2>
<p>در اوایل سال‌های دهه‌ی ۱۹۰۰ کمتر فرد باسوادی در دنیای غرب پیدا می‌شد که درباره‌ی هانس، این اسب اعجوبه و مطمئناً باهوش‌ترین مخلوق چهاردست و پایی که تا آن زمان می‌زیست، مطلبی نخوانده باشد. این اسب که در برلینِ آلمان می‌زیست در سراسر اروپا و آمریکا مشهور بود. درباره‌ی او آوازها سروده می‌شد، کتاب‌ها و مقاله‌ها در مجلات به تحریر درمی‌آمد، فروشندگان کالاها برای فروش محصولاتشان در برنامه‌های تبلیغاتی خود از نام این اسب استفاده می‌کردند. هانس یک احساس بود.</p>
<p>این است قادر بود جمع و تفریق انجام دهد، از کسر و اعشاری استفاده کند، بخواند، هجی کند، وقت را بگوید، رنگ‌ها را تمیز دهد، اشیاء را شناسایی کند و در رابطه با حافظه‌ی خارق‌العاده خود نمایش‌ها بدهد. هانس به پرسش‌هایی که از او می‌شد با کوبیدن سم خود به زمین دفعات معین و یا با اشاره‌ی سر به‌سوی شی‌ءِ درست، پاسخ می‌داد.</p>
<p>از اسب پرسیده می‌شد، «چند تن از مردان حاضر کلاه حصیری به سر دارند؟»</p>
<p>هانس زیرک با کوبیدن پای راست خود بر زمین پاسخ می‌داد و دقت می‌کرد که تعداد خانم‌هایی را که کلاه حصیری بر سر دارند به‌حساب نیاورد.</p>
<p>«آن خانم چه در دست دارد؟»</p>
<p>اسب با حرکت سم اعلام می‌کرد”Schirm”، یعنی چتر آفتابی و هر حرف را از طریق یک جدول مخصوص نشان می‌داد. او عصا و چتر آفتابی و همچنین کلاه پشمی و حصیری را بدون اشکال از هم تشخیص می‌داد.</p>
<p>مهم‌تر آن‌که، هانس می‌توانست بیندیشد. وقتی‌که سؤالی کاملاً بدیع، مانند این‌که یک دایره چند گوشه دارد، از او پرسیده می‌شد، سرش را به این‌سو آن‌سو تکان می‌داد، یعنی که هیچ. (فرنالد، ۱۹۸۴، ص.۱۹).</p>
<p>تعجبی ندارد که مردم مات و مبهوت می‌شدند. تعجبی ندارد که صاحب هانس، ویلهلم فون‌آستن، معلم بازنشسته‌ی ریاضیات از کارهایی که هانس انجام می‌داد خرسند بود. او چندین سال کوشیده بود تا آنچه را که مبانی هوش انسان تلقی می‌کرد به هانس یاد بدهد. انگیزه‌ی او برای این تلاش پرمشقت صرفاً جنبه علمی آن بود. هدف او این بود ثابت کند که داروین در این گفته که انسان‌ها و حیوان‌ها از توانایی‌ها و فرایندهای ذهنی یکسانی برخوردارند محقق بوده است. فون آستن باور داشت که تنها دلیل برای این‌که اسب‌ها با سایر حیوانات به‌ظاهر کم‌هوش‌تر از آنچه واقعاً هستند می‌نمایند، این است که به آن‌ها آموزش کافی داده نمی‌شود. او باور داشت که با آموزش و تمرین درست، اسب او توانسته بود نشان دهد که موجود باهوشی است.</p>
<p>باید متذکر شویم که عملکردها یا نمایش‌های هانس برای فون آستن نفع مالی نداشت. او برای نمایش‌هایی که اغلب در حیاط خانه‌ی خود برگزار می‌کرد، ورودی‌های دریافت نمی‌کرد و از شهرت حاصل از کارش سودی نمی‌برد.</p>
<p>یک کمیته‌ی دولتی برای پژوهش درباره‌ی پدیده‌ی هانس زیرک تشکیل شد تا مشخص کند آیا حیله و حقه‌ای در کار است یا نه. این کمیته از یک مدیر سیرک، یک دام‌پزشک، چند مربی اسب، یک نجیب‌زاده، رئیس باغ‌وحش برلین و کارل استامپِ روان‌شناس از دانشگاه برلین تشکیل‌شده بود.</p>
<p>در سپتامبر ۱۹۰۴، پس از یک بررسی طولانی، این کمیته نتیجه گرفت که هانس از صاحب خود هیچ‌گونه علائم یا برگه‌های عمدی دریافت نمی‌کند. هیچ نوع حقه و حیله‌ای در کار نیست. اما استامپ کاملاً راضی نبود. او دراین‌باره که این اسب چگونه می‌تواند به این‌همه پرسش‌های جورواجور جواب درست بدهد کنجکاو بود و مسئله را به یکی از دانشجویان دوره‌ی دکتری‌اش، اسکار فانگست، محول کرد و او نیز با این تکلیف با شیوه‌ی دقیق یک روان‌شناس آزمایشی برخورد نمود.</p>
<p>یکی از اولین آزمایش‌های فانگست ترتیب نمایشی بود که در آن هانس توانست حتی بدون حضور آستن به پرسش‌ها درست پاسخ دهد. فانگست دو گروه پرسش‌گر تشکیل داد، یک گروه متشکل از اشخاصی که پاسخ پرسش‌هایی را که از هانس می‌پرسیدند می‌دانستند و گروه دوم کسانی بودند که پاسخ‌ها را نمی‌دانستند. این امر به یافته‌ی حساسی منجر شد: هانس فقط زمانی می‌توانست به پرسش‌ها پاسخ درست بدهد که پرسش‌گران خود پاسخ‌های درست را می‌دانستند. به‌طور مسلم، هانس از کسی که از او سؤال می‌کرد، حتی وقتی هم که آن شخص یک غریبه بود، اطلاعاتی دریافت می‌داشت.</p>
<p>پس از انجام یک رشته آزمایش‌های کاملاً کنترل‌شده، فانگست به این نتیجه رسید که هانس ناخواسته شرطی شده بود که هرگاه می‌دید فون‌آستن سرش را کمی به پایین حرکت می‌دهد شروع به ضربه زدن با سم بکند. وقتی‌که ضربه‌ها به تعداد درست زده می‌شد فون‌آستن سرش را کمی به بالا حرکت می‌داد و اسب ضربه زدن را متوقف می‌کرد. فانگست نشان داد که عملاً هر شخصی، حتی کسانی که قبلاً هرگز با اسب سروکار نداشته‌اند، هنگام صحبت با اسب همان حرکت سر را که به‌سختی قابل‌مشاهده است انجام می‌دهند.</p>
<p>به‌این‌ترتیب، نشان داده شد که هانس خزانه‌ی اطلاعاتی ندارد. او صرفاً شرطی شده بود که هرگاه پرسش‌گر او حرکت خاصی انجام می‌داد، ضربه زدن با سم و یا گرداندن سر خود به‌سوی یک شیء را شروع کند. علاوه‌براین، این اسب شرطی شده بود که در واکنش نسبت به نوع دیگری از حرکت، ضربه زدن را متوقف سازد. در جریان آموزش، فون‌آستن با دادن هویج یا حبه‌ی قند، پاسخ‌های درست اسب را تقویت کرده بود. با ادامه‌ی آموزش، فون‌آستن دیگر هانس را برای هر پاسخ درست تقویت نمی‌کرد، بلکه در عوض بر اساس تقویت سهمی یا ناپیاپی به او پاداش می‌داد. بعدها بی. اف. اسکینر کارایی تقویت سهمی را در فرآیند شرطی‌سازی نشان داد.</p>
<p>مورد هانس زیرک، ارزش -در واقع لزوم- اتخاذ یک رویکرد آزمایشی به مطالعه‌ی رفتار حیوانی را نشان می‌دهد. مورد فوق باعث شد که روان‌شناسان نسبت به ادعاهای مربوط به وجود هوش سطح بالا در حیوانات تردید کنند. با این‌هال، مسلم شد که حیوانات استعداد یادگیری دارند و می‌توان آن‌ها را در جهت تغییر رفتارشان شرطی کرد. بنابراین، به نظر می‌رسید که مطالعه‌ی آزمایشی یادگیری حیوانات، از تفحص مداوم درباره‌ی این‌که چه چیزی احتمالاً در ذهن آن‌ها می‌گذرد یا سطح هوش انتسابی‌شان چه مقدار است، بسیار سودمندتر است. گزارش فانگست درباره‌ی آزمایش‌هایش با هانس زیرک، در مجله‌ی آمریکایی توسط جان بی. واتسون مورد بازنگری واقع شد و این امر بر تمایل فزاینده‌ی واتسون که فقط باید به رفتار پرداخت نه هشیاری تأثیر گذاشت (واتسون، ۱۹۰۸).</p>
<p>&nbsp;</p>
<h2>منبع:</h2>
<p><strong>کتاب:</strong> تاریخ روانشناسی نوین<br />
<strong>نویسنده:</strong> سیدنی آلن شولتز، دوان پی شولتز<br />
<strong>مترجم:</strong> پاشا شریفی، علی اکبر سیف، خدیجه علی آبادی</p>
<p>The post <a href="https://behdashtravan.com/%d8%aa%d8%a7%d8%b1%db%8c%d8%ae%da%86%d9%87-%d8%b1%d9%81%d8%aa%d8%a7%d8%b1%da%af%d8%b1%d8%a7%db%8c%db%8c-%d9%82%d8%b3%d9%85%d8%aa-%d8%a7%d9%88%d9%84/">تاریخچه رفتارگرایی: قسمت اول</a> appeared first on <a href="https://behdashtravan.com">مجله تخصصی روانشناسی بهداشت روان</a>.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://behdashtravan.com/%d8%aa%d8%a7%d8%b1%db%8c%d8%ae%da%86%d9%87-%d8%b1%d9%81%d8%aa%d8%a7%d8%b1%da%af%d8%b1%d8%a7%db%8c%db%8c-%d9%82%d8%b3%d9%85%d8%aa-%d8%a7%d9%88%d9%84/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>1</slash:comments>
		
		
			</item>
	</channel>
</rss>
