<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	>

<channel>
	<title>مقالات ناهشیار | مجله تخصصی روانشناسی بهداشت روان</title>
	<atom:link href="https://behdashtravan.com/tag/%D9%86%D8%A7%D9%87%D8%B4%DB%8C%D8%A7%D8%B1/feed/" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>https://behdashtravan.com/tag/ناهشیار/</link>
	<description></description>
	<lastBuildDate>Fri, 27 Jul 2018 12:58:01 +0000</lastBuildDate>
	<language>fa-IR</language>
	<sy:updatePeriod>
	hourly	</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>
	1	</sy:updateFrequency>
	<generator>https://wordpress.org/?v=6.8.2</generator>

<image>
	<url>https://behdashtravan.com/wp-content/uploads/2017/09/cropped-logo-32x32.png</url>
	<title>مقالات ناهشیار | مجله تخصصی روانشناسی بهداشت روان</title>
	<link>https://behdashtravan.com/tag/ناهشیار/</link>
	<width>32</width>
	<height>32</height>
</image> 
	<item>
		<title>ضمیر ناخودآگاه</title>
		<link>https://behdashtravan.com/%d8%b6%d9%85%db%8c%d8%b1-%d9%86%d8%a7%d8%ae%d9%88%d8%af%d8%a2%da%af%d8%a7%d9%87/</link>
					<comments>https://behdashtravan.com/%d8%b6%d9%85%db%8c%d8%b1-%d9%86%d8%a7%d8%ae%d9%88%d8%af%d8%a2%da%af%d8%a7%d9%87/#comments</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[بهروز هاشمی]]></dc:creator>
		<pubDate>Sun, 07 Apr 2019 10:30:19 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[روان پویشی و روانکاوی]]></category>
		<category><![CDATA[روانشناسی شخصیت]]></category>
		<category><![CDATA[مکاتب روانشناسی]]></category>
		<category><![CDATA[بهداشت روان]]></category>
		<category><![CDATA[ضمیر خودآکاه]]></category>
		<category><![CDATA[ضمیر ناخودآگاه]]></category>
		<category><![CDATA[ناهشار فردی]]></category>
		<category><![CDATA[ناهشیار]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://behdashtravan.com/?p=4834</guid>

					<description><![CDATA[<p>سوالات زیر را درباره‌ی ضمیر ناخودآگاه در نظر بگیرید ضمیر خودآگاه و ناخودآگاه چیست؟ ویژگی‌های آنها کدم‌اند؟ چگونه هردوی آنها را در مسیر موفقیت مورد استفاده قرار دهم؟ آیا تاکنون، تقسیم‌بندی‌های Conscious و Unconscious را شنیده‌اید (به ترتیب یعنی ضمیر خودآگاه و ناخودآگاه)؟ آیا درباره آنها اطلاعات دارید؟ آیا تفاوت‌های آنها را میدانید؟ اطلاع در &#8230;</p>
<p>The post <a href="https://behdashtravan.com/%d8%b6%d9%85%db%8c%d8%b1-%d9%86%d8%a7%d8%ae%d9%88%d8%af%d8%a2%da%af%d8%a7%d9%87/">ضمیر ناخودآگاه</a> appeared first on <a href="https://behdashtravan.com">مجله تخصصی روانشناسی بهداشت روان</a>.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>سوالات زیر را درباره‌ی ضمیر ناخودآگاه در نظر بگیرید</h2>
<ul>
<li>ضمیر خودآگاه و ناخودآگاه چیست؟</li>
<li>ویژگی‌های آنها کدم‌اند؟</li>
<li>چگونه هردوی آنها را در مسیر موفقیت مورد استفاده قرار دهم؟</li>
<li>آیا تاکنون، تقسیم‌بندی‌های Conscious و Unconscious را شنیده‌اید (به ترتیب یعنی ضمیر خودآگاه و ناخودآگاه)؟</li>
<li>آیا درباره آنها اطلاعات دارید؟</li>
<li>آیا تفاوت‌های آنها را میدانید؟</li>
</ul>
<p>اطلاع در مورد ساختار مغز، یکی از دانش‌های بنیادی است که باید داشته باشید و در این مقاله به بررسی این دو بخش از مغز و معرفی آن خواهم پرداخت. شما باید بدانید که باورها، احساسات و یا عادات در کدام بخش از ذهن قرار دارد و چگونه می‌توان آنها را تغییر داد. همچنین باید بدانید که مفهوم این دو بخش چیست و به چه صورت عمل می‌کنند.</p>
<h2>ساختار مغز</h2>
<p>مغز به دو قسمت ضمیر خودآگاه یا همان Conscious و همچنین ضمیر ناخودآگاه یا Unconscious تقسیم می‌گردد. بخش خودآگاه، همان بخشی است که اگر بگویم حاصل‌ضرب ۹ در ۴ چه می‌شود محاسبات ریاضی و منطقی) به سرعت پاسخ را برای شما فراهم خواهد کرد. این بخش کنترل همه اعمالی را که آگاهانه انجام می‌دهید برعهده دارد. مثلاً وقتی تصمیم می‌گیرید که پای خود را حرکت دهید، بخش خودآگاه این کار را انجام داده است زیرا حین انجام آن صد در صد آگاه و بیدار و در حقیقت هوشیار بوده‌اید.</p>
<p>ضمیر خودآگاه به‌عنوان نگهبان مغز نیز شناخته می‌شود. اگر کسی سعی کند که شما را با باور جدیدی آشنا کند که با باورهای قبلی تعارض دارد، این بخش با آن مخالفت خواهد کرد. مثال دیگر اینکه اگر کسی سعی کند شما را نقد یا نکوهش کند نیز این بخش، آن را فیلتر خواهد کرد و در برابر آن جبهه خواهد گرفت.</p>
<h2>ضمیر ناخودآگاه چیست؟</h2>
<p>بخشی از ذهن که مسئولیت همه کارهای بدون فکر و آگاهی شما را دارد، ناخودآگاه نامیده می‌شود. به‌عنوان مثال، همین اکنون که این متن را می‌خوانید قلب شما، کنترل دمای بدن شما، تنفس شما و هزاران بخش دیگر، به‌صورت اتوماتیک انجام می‌گردد و شما هیچ فکری درباره آنها نمی‌کنید. اما به‌محض اینکه این موارد را خواندید، تنفس شما به‌صورت خودآگاه شده است و به‌صورت ارادی تنفس می‌کنید. همچنین، پس از اندکی، مجدداً ضمیر ناخودآگاه کنترل تنفس شما را به عهده خواهد گرفت. (مقاله مقایسه خودآگاه و ناخودآگاه)</p>
<p>بخش ناخودآگاه، کنترل‌کننده احساسات نیز هست. اگر بعضی اوقات بدون اینکه بدانید چرا، حس بدی دارید، این کار را ضمیر ناخودآگاهتان انجام داده است. ضمیر ناخودآگاه خاطرات و باورهای شما را نیز در خود ذخیره می‌کند.</p>
<p>راه صحیح برای تغییر یک باور این است که اول ضمیر خودآگاه را، که مانند نگهبان مغز می‌ماند، به‌صورت منطقی یا با تکنیک‌هایی مانند هیپنوتیزم قانع کنید که باور جدید را قبول کند. با این کار، باور مربوطه به ضمیر ناخودآگاه وارد شده و می‌تواند مورد قبول واقع گردد.</p>
<p>به‌عنوان یک تمرین، از شما می‌خواهیم در جایی ساکت به‌صورت ریلکس نشسته و به‌صورت ارادی و با آگاهی تنفس کنید. توجه کنید که چگونه بخش خودآگاه، کنترل تنفس شما را به عهده گرفته است. اما پس از اندکی، کم‌کم با توجه نکردن به تنفس، نفس کشیدن شما به امری غیر ارادی تبدیل شده و ضمیر ناخودآگاه همانند یک سیستم کنترل پرواز اتوماتیک، شما را کنترل می‌کند!</p>
<p>برای اینکه در مسیر موفقیت، پیشرفت کنید، باید به خوبی بدانید که این دو بخش از ذهن، چگونه کار می‌کنند. اگر با طرز کار آنها آشنا باشید، می‌توانید از قدرت هردوی آنها در مسیر موفقیت بهره ببرید!</p>
<p>یکی از مثال‌هایی که چگونه می‌توانید از شناخت این دو بخش در زندگی خود بهره ببرید، کنترل احساسات است. از آنجایی که احساسات توسط بخش ناخودآگاه مغز شروع و کنترل می‌شوند، غیرممکن است که بتوانید آنها را متوقف کنید. اما دانستن اینکه، ضمیر خودآگاه است که فکرها را (که دلیل اصلی آغاز احساسات هستند) در ذهن شما پدید می‌آورد، باعث می‌شود که شما با کنترل و تحت نظر داشتن فکرها و تفسیرهای درونی‌تان، بتوانید احساسات را کنترل کنید. (مقاله اختصاصی مربوط به تغییر عادات و برنامه‌ریزی ضمیر ناخودآگاه)</p>
<p>ضمیر ناخودآگاه را به‌عنوان فضای عملکرد و ذخیره همه‌چیزهایی که در حال حاضر آگاهی شما روی آنها نیست، تصور کنید (مثلاً همین اکنون در حال تنفس کردن به شکل ناخودآگاه بودید). ضمیر ناخودآگاه، همه تجارب زندگی شما، خاطرات، باورها، مهارت‌ها و چیزهایی که دیده‌اید را در بر دارد. همچنین کنترل بسیاری از عملکردهای ناخودآگاه بدن شما مانند تنفس، ضربان قلب، هضم، کنترل دما و غیره که از محدوده آگاهی شما خارج است نیز به ضمیر ناخودآگاه شما باز می‌گردد. (کامل‌ترین مقاله اختصاصی برای برنامه‌ریزی ضمیر ناخودآگاه توسط خود هیپنوتیزم)</p>
<h2>مثالی برای درک و تجربه ضمیر ناخودآگاه</h2>
<p>فردی می‌خواهد یاد بگیرد که چگونه می‌تواند رانندگی کند. در شروع، او نمی‌تواند حین رانندگی با شخص دیگری حرف بزند زیرا باید تمرکز خود را روی حرکت‌های مختلفی که حین رانندگی وجود دارد، معطوف کند. علت این امر این است که این فرد در حال استفاده از ضمیر خودآگاه خود برای رانندگی است و هنوز عملیات رانندگی برای این شخص، تبدیل به یک فرآیند ناخودآگاه نشده است.</p>
<p>چند هفته بعد، رانندگی برای این فرد فرآیندی بسیار عادی شده و فرد بدون اینکه به آن فکر کند، شروع به رانندگی می‌کند. همچنین ممکن است این فرد حین رانندگی کارهایی مانند صحبت کردن با تلفن، صحبت کردن با دوستان و یا حتی پیامک دادن را نیز انجام دهد! این مسئله به این علت رخ داده است که رانندگی کردن، به ضمیر ناخودآگاه فرد منتقل شده است و بنابراین ضمیر خودآگاه او، آزاد شده و می‌تواند به فعالیت‌های همزمان دیگری بپردازد.</p>
<p>ضمیر ناخودآگاه مسئول کنترل احساساتی که آن را تجربه می‌کنید نیز هست. مثلاً اگر یک سخنرانی داشته باشید، استرس نگرانی و ترس به وجود آمده، تماماً توسط ضمیر ناخودآگاه شماست.</p>
<p>از طرفی دیگر، ضمیر خودآگاه پاسخگوی مواردی چون محاسبات، منطق، و همه عملیاتی است که وقتی هوشیار هستید انجام می‌دهید. ضمیر ناخودآگاه مواردی مانند ضربان قلب و تنفس را کنترل می‌کند.</p>
<p>مثال خوب دیگر که می‌تواند نحوه عملکرد ضمیر ناخودآگاه را شرح دهد، این است که قبل از اینکه بگویم کنترل تنفس با ضمیر ناخودآگاه است، شما از آن آگاه نبودید اما پس از اشاره کردن به آن، کنترل تنفس شما به ضمیر خودآگاهتان منتقل شد و توانستید آن را حس کنید. جالب‌تر اینکه پس از مدتی، مجدداً تنفس به امری ناخودآگاه تبدیل شده و از آن، آگاه نخواهید بود. (مقاله اختصاصی کامل‌ترین مرجع شیوه‌های تنفسی مرتاض‌های هندی)</p>
<p>حال از شما می‌خواهم برای یک دقیقه تنفس خود را کنترل کنید. در این حالت ضمیر خودآگاه کنترل کننده تنفس شماست اما وقتی تمرکز خود روی عملیات تنفس را از یاد می‌برید، مجدداً ضمیر ناخودآگاه کنترل آن را به عهده خواهد گرفت.</p>
<h2>چگونه ضمیر ناخودآگاه خود را برنامه‌ریزی کنید؟</h2>
<p>زمانی که اطلاعات درباره رانندگی کردن شما در ضمیر ناخودآگاه نصب می‌شود، دقیقاً به شکل یک برنامه درون آن ثبت می‌گردد. ذهن خود را مانند یک کامپیوتر تصور کنید و بدین ترتیب اطلاعات ثبت شده درون آن، مانند یک نرم‌افزار خواهند بود که می‌توانند به‌صورت اتوماتیک هر موقع که لازم است اجرا شوند.</p>
<p>برای بسیاری از فعالیت‌های دیگر و احساسات، چنین وضعیتی وجود دارد. اگر کسی شما را اذیت کند، برنامه‌ی نصب‌شده خشم و عصبانی شدن به‌عنوان نتیجه‌ی آن اجرا خواهد شد و نتیجه رفتاری خواهد بود که ممکن است بعدها از انجام آن افسوس بخورید.</p>
<p>با برنامه‌ریزی ضمیر ناخودآگاه خود با برنامه‌های جدید و کارآمد، می‌توانید بسیاری از مشکلات فعلی موجود در شخصیت خود را اصلاح کنید. فقط مطمئن شوید که ضمیر ناخودآگاه (یا بهتر بگوییم سیستم هدایت خودکار وجود شما!) دارای برنامه‌هایی است که آن را قادر کند زندگی شما را بدون هیچ مشکلی کنترل کند. (کامل‌ترین مقاله اختصاصی برای برنامه‌ریزی ضمیر ناخودآگاه توسط خود هیپنوتیزم)</p>
<p>برنامه‌ریزی ضمیر ناخودآگاه شما می‌تواند توسط هیپنوتیزم انجام شود. ضمیر ناخودآگاه با استفاده از تکرار کردن یاد می‌گیرد و منطق در آن اثری ندارد! به همین علت است که شما می‌توانید یک نفر را با تکرار مداوم یک جمله قانع کنید.</p>
<h2>قوانین ضمیر ناخودآگاه</h2>
<p>به منظور اینکه بتوانید از قدرت ضمیر ناخودآگاه خود به خوبی استفاده کنید، باید اول بدانید که ضمیر ناخودآگاه توسط چه قوانینی مدیریت می‌شود.</p>
<p>یادگیری این قوانین، به شما اجازه خواهد داد که بهترین استفاده ممکن از ضمیر ناخودآگاه خود را با کمترین تلاش داشته باشید. در مقاله‌های متنوعی به بررسی این قوانین خواهم پرداخت.</p>
<p>نظرات خود را با کاربران <a href="http://behdashtravan.com" target="_blank" rel="noopener">بهداشت روان</a> در میان بگذارید.</p>
<h2>منبع</h2>
<p>قدرت نامحدود <a href="https://unlimitedpower.ir/?p=203" target="_blank" rel="nofollow noopener">۱</a> و <a href="https://unlimitedpower.ir/?p=775" target="_blank" rel="nofollow noopener">۲</a></p>
<p>The post <a href="https://behdashtravan.com/%d8%b6%d9%85%db%8c%d8%b1-%d9%86%d8%a7%d8%ae%d9%88%d8%af%d8%a2%da%af%d8%a7%d9%87/">ضمیر ناخودآگاه</a> appeared first on <a href="https://behdashtravan.com">مجله تخصصی روانشناسی بهداشت روان</a>.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://behdashtravan.com/%d8%b6%d9%85%db%8c%d8%b1-%d9%86%d8%a7%d8%ae%d9%88%d8%af%d8%a2%da%af%d8%a7%d9%87/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>1</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>آسیب‌شناسی روانی فروید</title>
		<link>https://behdashtravan.com/%d8%a2%d8%b3%db%8c%d8%a8%e2%80%8c%d8%b4%d9%86%d8%a7%d8%b3%db%8c-%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%db%8c-%d9%81%d8%b1%d9%88%db%8c%d8%af/</link>
					<comments>https://behdashtravan.com/%d8%a2%d8%b3%db%8c%d8%a8%e2%80%8c%d8%b4%d9%86%d8%a7%d8%b3%db%8c-%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%db%8c-%d9%81%d8%b1%d9%88%db%8c%d8%af/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[بهروز هاشمی]]></dc:creator>
		<pubDate>Fri, 22 Dec 2017 11:30:15 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[آسیب شناسی]]></category>
		<category><![CDATA[اختلالات روانی]]></category>
		<category><![CDATA[ارتقاء سلامت روان]]></category>
		<category><![CDATA[روان پویشی و روانکاوی]]></category>
		<category><![CDATA[آسیب شناسی فروید]]></category>
		<category><![CDATA[آسیب شناسی فرویدی]]></category>
		<category><![CDATA[اضطراب]]></category>
		<category><![CDATA[اضطراب اختگی]]></category>
		<category><![CDATA[تثبیت]]></category>
		<category><![CDATA[تعارض]]></category>
		<category><![CDATA[چرا دچار اختلالات روانی می‌شویم؟]]></category>
		<category><![CDATA[روان تحلیلگری]]></category>
		<category><![CDATA[روان تحلیلی]]></category>
		<category><![CDATA[روانکاوی]]></category>
		<category><![CDATA[فرآیند ثانویه]]></category>
		<category><![CDATA[فرآیند نخستین]]></category>
		<category><![CDATA[فروید]]></category>
		<category><![CDATA[ناهشیار]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://behdashtravan.com/?p=2398</guid>

					<description><![CDATA[<p>از آنجا که تمام شخصیت‌ها به علت تعارض‌ها و تثبیت‌های اجتناب‌ناپذیر در مراحل پیش‌تناسلی تااندازه‌ای ناپخته هستند، پس همگی نسبت به اختلال‌های روانی آسیب‌پذیریم. اگر تعارض‌ها و تثبیت‌های ما در اوایل زندگی روی‌داده باشند بیشتر آسیب‌پذیریم، زیرا برای حل‌وفصل کردن اضطراب به دفاع‌های ناپخته‌تری وابسته هستیم. به‌علاوه، هرچه تعارض‌های پیش‌تناسلی ما شدیدتر باشند، بیشتر آسیب‌پذیر &#8230;</p>
<p>The post <a href="https://behdashtravan.com/%d8%a2%d8%b3%db%8c%d8%a8%e2%80%8c%d8%b4%d9%86%d8%a7%d8%b3%db%8c-%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%db%8c-%d9%81%d8%b1%d9%88%db%8c%d8%af/">آسیب‌شناسی روانی فروید</a> appeared first on <a href="https://behdashtravan.com">مجله تخصصی روانشناسی بهداشت روان</a>.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>از آنجا که تمام شخصیت‌ها به علت <a href="http://behdashtravan.com/%d8%b3%d8%a7%d8%ae%d8%aa%d8%a7%d8%b1-%d8%b4%d8%ae%d8%b5%db%8c%d8%aa-%d8%a7%d8%b2-%d9%86%da%af%d8%a7%d9%87-%d9%81%d8%b1%d9%88%db%8c%d8%af/" target="_blank" rel="noopener">تعارض‌ها </a>و تثبیت‌های اجتناب‌ناپذیر در مراحل پیش‌تناسلی تااندازه‌ای ناپخته هستند، پس همگی نسبت به اختلال‌های روانی آسیب‌پذیریم. اگر تعارض‌ها و تثبیت‌های ما در اوایل زندگی روی‌داده باشند بیشتر آسیب‌پذیریم، زیرا برای حل‌وفصل کردن اضطراب به دفاع‌های ناپخته‌تری وابسته هستیم. به‌علاوه، هرچه تعارض‌های پیش‌تناسلی ما شدیدتر باشند، بیشتر آسیب‌پذیر هستیم، زیرا بیشتر انرژی ما صرف دفاع کردن از خود علیه تکانه‌های پیش‌تناسلی شده و برای کنار آمدن با استرس‌های بزرگ‌سالی انرژی کمتری وجود دارد. همان‌گونه که قبلاً اشاره شد، شخصیت‌های <a href="http://behdashtravan.com/%d9%85%d8%b1%d8%a7%d8%ad%d9%84-%d8%b1%d8%b4%d8%af-%d9%81%d8%b1%d9%88%db%8c%d8%af/" target="_blank" rel="noopener">دهانی-مقعدی، آلتی</a> یا آمیخته که خوب از خود دفاع کرده‌اند، تا زمانی‌که در شرایط محیطی قرار نگرفته باشند که باعث وقوع استرس شده و به تشدید <a href="http://behdashtravan.com/%d9%85%da%a9%d8%a7%d9%86%db%8c%d8%b2%d9%85-%d8%af%d9%81%d8%a7%d8%b9%db%8c/" target="_blank" rel="noopener">مکانیزم‌های دفاعی</a> و تشکیل نشانه بیماری منجر می‌شوند، هرگز در هم نمی‌شکنند.</p>
<p>رویدادهای تسریع‌کننده- مانند مرگ فردی عزیز، پیشنهاد رابطه‌ای نامشروع، یا بیماری- تکانه‌ای را تحریک می‌کنند که افراد در تمام زندگی خود آن را کنترل کرده‌اند. آن‌ها طوری به این رویداد جاری در سطح ناهشیار واکنش نشان می‌دهند که گویی تکرار تجربه کودکی، نظیر طرد شدن از جانب والد یا میل و آمیزش جنسی نهی شده است. واکنش‌های کودکی آن‌ها باعث می‌شود که از این موضوع وحشت کنند که مبادا کنترل خود را از دست بدهند و تنبیهی مانند جدایی یا اختگی، که در تمام عمر از آن وحشت داشتند، روی دهد. این افراد به این دلیل نیز وحشت‌زده هستند که احساس می‌کنند شخصیت آن‌ها به فروپاشی تهدید شده است. ترکیب‌بندی شخصیت آن‌ها همیشه از تعادل شکننده‌ی صفات و دفاع‌هایی برخوردار بوده است که تکانه‌ها را در سطح امنی نگه‌داشته‌اند. آن‌ها مانند کودکان می‌ترسند که شخصیت بزرگ‌سال آن‌ها متلاشی‌شده و کاملاً تحت سلطه‌ی غرایز بچه‌گانه قرار بگیرد. این افراد در سطح ناهشیار دوباره دچار همان تعارض‌های بچه‌گانه‌ای می‌شوند که یک زمانی موجب رشد شخصیت آن‌ها بوده و اکنون آن‌ها را به فروپاشی شخصیت تهدید می‌کنند.</p>
<p>کسی که با چنین تهدیدهای روبرو شده، بسیار انگیزه دارد که برای جلوگیری از وارد شدن تکانه‌ها به هشیاری هر مقدار انرژی لازم باشد، مصرف کند. این ممکن است دفاع‌های قبلی را به‌قدری تشدید کند که بیمارگون شوند. برای مثال، خانم متأهلی که رابطه نامشروعی به او پیشنهادشده و میل شدیدی به آمیزش جنسی نهی شده دارد، شاید این امیال را با شدت بیشتری سرکوب کند. طولی نمی‌کشد که کاملاً خسته شده و امکان دارد که نشانه‌های دیگر خستگی روانی را نشان دهد، اما حتی اگر به این رابطه تمایل داشته باشد، انرژی لازم را برای انجام آن ندارد. درحالی‌که او مرتباً از خستگی شکایت می‌کند، برای او بهتر است که خسته باشد تا این‌که در وحشت ابراز کردن امیال بچه‌گانه‌اش به سر برد. خانمی که در مورد امیال جنسی نهی شده تثبیت و تعارض‌های شدیدی نداشته است، شاید صرفاً پیشنهاد را نپذیرد یا اگر فکر کند که به خطرش می‌ارزد، آن را قبول کند.</p>
<p>هنگامی‌که کسی به رویدادهای زندگی واکنش‌های این‌چنین شدیدی نشان می‌دهد که نشانه‌ها ایجاد می‌شوند، برای طرفداران <a href="http://behdashtravan.com/%d8%b2%d9%86%d8%af%da%af%db%8c%d9%86%d8%a7%d9%85%d9%87-%d9%81%d8%b1%d9%88%db%8c%d8%af-%d9%82%d8%b3%d9%85%d8%aa-%d8%a7%d9%88%d9%84/" target="_blank" rel="noopener">فروید </a>بدیهی است که این نشانه‌ها علیه تکانه‌های غیرقابل‌قبول و اضطراب‌های بچه‌گانه دفاع می‌کنند. در خیلی از موارد نشانه‌ها وظیفه‌ی ابراز غیرمستقیم میل غیرقابل‌قبول فرد را نیز بر عهده‌دارند. برای مثال، نشانه‌های سردرد، سرگیجه و خطاهای پزشکی کارن، توجه او را از بروز خشم نسبت به پرستاران بخش ۳ جنوبی و اضطراب همراه با آن، منحرف کردند. در ضمن، خطاهای پزشکی او درواقع جلوه‌ای از امیال خصمانه‌ی وی بودند، بدون این‌که اصلاً آگاه باشد که عصبانی است. هنگامی‌که نشانه‌ها وظیفه دفاع‌هایی را علیه تکانه‌های غیرقابل‌قبول داشته و هم جلوه‌های غیرمستقیم این امیال باشند، در این صورت نشانه‌ها دو برابر تغییر مقاوم هستند. منافع دیگر حاصل از نشانه‌ها، مانند توجه خاص افراد عزیز یا دکترها، منافع ثانوی هستند و نشانه‌ها را در برابر تغییر مقاوم‌تر می‌سازند.</p>
<p>اما چرا کسی مانند کارن از همان ابتدا به رویدادی مانند گمارده شدن در بخش ۳ جنوبی واکنش افراطی نشان می‌دهد؟ چرا او به بخش ۳ جنوبی فعلی طوری واکنش نشان داد که انگار دوباره ۱۲ ساله است؟ چرا بخش ۳ جنوبی قدیمی را از بخش ۳ جنوبی فعلی به‌طور منطقی متمایز نکرد؟ از قرار معلوم کارن می‌دانست که به بخش ۳ جنوبی طوری واکنش نشان می‌دهد که انگار ۱۲ ساله است. اگر پاسخ او به بخش ۳ جنوبی عمدتاً در سطح هشیار بود، در این‌صورت واقعاً می‌توانست براساس فرایند تفکر ثانوی هشیار، این تمایز منطقی را ایجاد کند. اما پاسخ‌های ناهشیاری مانند پاسخ کارن، از تفکر طبق فرایند نخستین تبعیت می‌کنند، که غیرمنطقی است. تفکر منطقی از استدلال کردن بر اساس فاعل‌های جملات تبعیت می‌کند، مانند این جملات: (۱) تمام انسان‌ها فانی هستند؛(۲)  سقراط انسان بود بنابراین،(۳) سقراط فانی بود. استدلال کردن در فرایند نخستین از گزاره‌های اظهارات پیروی می‌کنند. به‌طوری‌که ما فکر می‌کنیم: (۱) مریم عذرا باکره بود؛ (۲) من با کره‌‌ام؛ بنابراین، (۳) من مریم عذرا هستم یا در مورد کارن: (۱) بخشی که آن‌ها گذاشتند پدر من بمیرد بخش ۳ جنوبی بود؛ (۲) بخشی که اکنون در آن کار می‌کنم بخش ۳ جنوبی است؛ بنابراین، (۳) این بخش جایی است که آن‌ها گذاشتند که پدر من بمیرد.</p>
<p>هنگامی‌که افرادی مانند کارن در سطح ناهشیار پاسخ می‌دهند، به‌طور منظم از هیچ فرایند منطقی پیروی نمی‌کنند، بلکه واکنش فرآیند نخستین آن‌ها به‌طور خودکار غیرمنطقی است. پاسخ‌دهی در فرایند نخستین، بی‌زمان نیز هست، به‌طوری‌که بین گذشته، حال و آینده تمایزی وجود ندارد. بنابراین در سطح ناهشیار، پاسخ کارن، بخش ۳ جنوبی ده سال قبل را از بخش ۳ جنوبی فعلی متمایز نمی‌کند. در سطح ناهشیار، همه‌چیز هم‌اکنون است و بنابراین همان تکانه‌ها و اضطراب‌هایی که ده سال قبل وجود داشتند، فراخوانده می‌شوند.</p>
<p>خصوصیت دیگر تفکر طبق فرایند نخستین جابه‌جایی است، به‌طوری‌که انرژی افکاری که بسیار شارژ شده است به افکار خنثی جابه‌جا می‌شود. در این مورد، کارن خشم شدیدی را که نسبت به پدرش به خاطر ترک کردن او احساس می‌کرد، به برداشت خود از افراد خنثایی که مسئول بخش ۳ جنوبی بودند جابه‌جا کرد. تفکر طبق فرایند نخستین نمادی نیز هست، که به معنی جزء به‌جای کل است، یعنی هر جزء یک رویداد بیان‌گر کل آن رویداد است؛ بنابراین، نام بخش ۳ جنوبی نمادی برای احساس‌هایی می‌شود که در اثر مرگ پدر کارن برانگیخته شدند. سرانجام این‌که، تجربه کردن در سطح فرآیند نخستین، محتوای آشکار و نهفته را شامل می‌شود: محتوایی که هشیار یا آشکار است، فقط بخش کوچکی از معنی نهفته‌ی رویدادهاست. بنابراین کارن در ابتدا فقط از رویداد آشکار ناراحت بودن در بخش جدید خودآگاه بود؛ او حتی از اهمیت نام بخش ۳ جنوبی آگاه نبود تا این‌که در روان‌درمانی برملا شد.</p>
<p>با این آگاهی از پاسخ‌دهی در سطح فرآیند نخستین، بهتر می‌توانیم بفهمیم که چرا پاسخ ناهشیار کارن به قرار داشتن در بخش ۳ جنوبی فعلی غیرمنطقی به نظر می‌رسید. در ضمن می‌توانیم بفهمیم که چرا او به‌صورتی واکنش نشان داد که بیشتر درخور یک بچه عصبانی بود و چرا انرژی و معنی پاسخ او بیشتر از آن بود که از یک محرک نسبتاً خنثی مانند نام بخش ۳ جنوبی می‌توان انتظار داشت.</p>
<p>اگر ما معنی نهفته‌ی این رویداد کارن را عمیق‌تر از این بررسی می‌کردیم، احتمالاً متوجه می‌شدیم که تجربه او در ۱۲ سالگی، فقدان پدر او را (از طریق طلاق) هنگامی‌که پنج ساله بود منعکس می‌کرد. خشمی که تهدید می‌کرد بر سر سرپرستاران بخش ۳ جنوبی خالی شود شاید تااندازه‌ای از خشم اولیه او نسبت به مادرش جابه‌جاشده بود که کارن تصور می‌کرد باعث ترک کردن پدرش در زمانی شده که شدیداً به او نیاز داشت. در ضمن، بودن در بخش ۳ جنوبی ممکن است تهدید کرده باشد که احساس‌های میل جنسی به پدرش همراه با خصومت ناشی از ترک کردن وی در زمانی‌که خیلی به او نیاز داشت وارد آگاهی شوند. حتی خیال‌پردازی درباره‌ی این‌که کارن آرزوی مرگ پدرش را داشته است می‌توانست به برداشت او از خودش به‌عنوان دختر بامحبتی که اگر ۱۰ سال قبل پرستار بود می‌توانست او را از مرگ نجات دهد آسیب برساند. بنابراین نشانه‌های کارن دفاع‌هایی بودند به برای محافظت از برداشت او از خودش، محافظت از خودش در برابر ابراز کردن تکانه‌های خطرناک و محافظت از خودش در برابر اضطراب و گناهی که امکان داشت این تکانه‌ها آن را فراخوانی کنند.</p>
<p>اگر روان‌درمانی بر سطح ناهشیار متمرکز باشد و چنانچه فرد از اهمیت روان‌شناختی رویدادهای تسریع‌کننده، تکانه‌هایی که فراخوانده می‌شوند، اضطراب‌هایی که فرد را به وحشت‌زدگی تهدید می‌کنند و ماهیت دفاعی ولی ارضاکننده نشانه‌ها آگاه نباشد، در این صورت چگونه می‌توان به افراد کمک کرد تا بر اختلال‌های خود غلبه کنند؟</p>
<h2>نظریه فرایندهای درمان</h2>
<p>ازنظر فروید، فقط یک فرآیند می‌تواند در هشیار کردن ناهشیار موفق شود. قبل از این‌که بتوانیم به‌صورت معقول به رویدادهای محیطی پاسخ دهیم، ابتدا باید از نحوه‌ای پاسخ‌های بیمارگون ما به آن محیط از ناهشیار ناشی می‌شوند، یعنی از معنی فرایند نخستینی که به رویدادهای محیطی نسبت می‌دهیم آگاه باشیم، برای برطرف کردن نشانه‌ها، باید از مقاومتی که در برابر بروز نشانه‌ها به خرج می‌دهیم، آگاه باشیم. زیرا آن‌ها هم علیه تکانه‌های غیرقابل‌قبول دفاع کرده و هم این‌که تااندازه‌ای آن‌ها را تخلیه می‌کنند. باید به‌تدریج تشخیص دهیم که تکانه‌های ما آن‌گونه که در کودکی تصور می‌کردیم خطرناک نیستند و این‌که می‌توانیم برای تحت کنترل نگه‌داشتن تکانه‌ها، تا اندازه به‌وسیله‌ی ابراز کردن غرایز خود به‌صورت پخته‌تر، از دفاع‌های سازنده‌تری استفاده کنیم. سرانجام این‌که، برای پیشگیری از برگشت‌های آینده، باید از فرآیندهای هشیار خود جهت آزاد کردن تثبیت‌های پیش‌تناسلی خویش استفاده کنیم تا بتوانیم به رشد خود ادامه داده و به سطوح عملکرد پخته و تناسلی برسیم. این‌گونه بالا بردن اساسی آگاهی، به تلاش قابل‌ملاحظه بیمار و روان‌کاو نیاز دارد.</p>
<h2>منبع</h2>
<p><strong>کتاب:</strong> <a href="https://books.google.com/books/about/Systems_of_Psychotherapy.html?id=h3NHAAAAMAAJ&amp;hl=en" target="_blank" rel="noopener">نظام های روان درمانی</a><br />
<strong>نویسنده:</strong> جان نورکراس، جیمز پروچاسکا<br />
<strong>مترجم:</strong> یحیی سیدمحمدی</p>
<p>The post <a href="https://behdashtravan.com/%d8%a2%d8%b3%db%8c%d8%a8%e2%80%8c%d8%b4%d9%86%d8%a7%d8%b3%db%8c-%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%db%8c-%d9%81%d8%b1%d9%88%db%8c%d8%af/">آسیب‌شناسی روانی فروید</a> appeared first on <a href="https://behdashtravan.com">مجله تخصصی روانشناسی بهداشت روان</a>.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://behdashtravan.com/%d8%a2%d8%b3%db%8c%d8%a8%e2%80%8c%d8%b4%d9%86%d8%a7%d8%b3%db%8c-%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%db%8c-%d9%81%d8%b1%d9%88%db%8c%d8%af/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>سطوح شخصیت یونگ</title>
		<link>https://behdashtravan.com/%d8%b3%d8%b7%d9%88%d8%ad-%d8%b4%d8%ae%d8%b5%db%8c%d8%aa-%db%8c%d9%88%d9%86%da%af/</link>
					<comments>https://behdashtravan.com/%d8%b3%d8%b7%d9%88%d8%ad-%d8%b4%d8%ae%d8%b5%db%8c%d8%aa-%db%8c%d9%88%d9%86%da%af/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[بهروز هاشمی]]></dc:creator>
		<pubDate>Sun, 24 Sep 2017 16:04:26 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[بهداشت روان]]></category>
		<category><![CDATA[روان پویشی و روانکاوی]]></category>
		<category><![CDATA[روانشناسی شخصیت]]></category>
		<category><![CDATA[مکاتب روانشناسی]]></category>
		<category><![CDATA[آرکیتایپ]]></category>
		<category><![CDATA[خودآگاه]]></category>
		<category><![CDATA[روانشناسی تحلیلی]]></category>
		<category><![CDATA[شخصیت]]></category>
		<category><![CDATA[صور ازلی]]></category>
		<category><![CDATA[صورت ازلی]]></category>
		<category><![CDATA[کهن الگو]]></category>
		<category><![CDATA[نئوفرویدی]]></category>
		<category><![CDATA[ناخودآگاه]]></category>
		<category><![CDATA[ناهشیار]]></category>
		<category><![CDATA[هشیار]]></category>
		<category><![CDATA[یونگ]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://behdashtravan.com/?p=1446</guid>

					<description><![CDATA[<p>جان لاک با استعاره معروف ، دنیای فلسفه را تکان داد. او معتقد بود تمام محتوای فکر، احساسات و هیجانات ما از تجربه بعد از تولد به‌دست می‌آید. در مقابل فلاسفه‌ای مانند کانت، شوپنهاور و نیچه این نظر لاک را عین ساده‌لوحی می‌دانستند و معتقد بودند انسان با پیش‌فرض‌های ژنتیکی و پتانسیل‌های مشخصی پا به &#8230;</p>
<p>The post <a href="https://behdashtravan.com/%d8%b3%d8%b7%d9%88%d8%ad-%d8%b4%d8%ae%d8%b5%db%8c%d8%aa-%db%8c%d9%88%d9%86%da%af/">سطوح شخصیت یونگ</a> appeared first on <a href="https://behdashtravan.com">مجله تخصصی روانشناسی بهداشت روان</a>.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>جان لاک با استعاره معروف <a data-toggle="tooltip" data-placement="top" class="post-tooltip tooltip-top" title="جان لاک معتقد بود که خاستگاه تمام معرفت بشری ریشه در تجربه دارد و هر انسان در هنگام تولد مانند لوح سفیدی به دنیا می‌آید و تجربه و معرفت حسی به مرور آن را شکل می‌دهد">لوح سفید</a>، دنیای فلسفه را تکان داد. او معتقد بود تمام محتوای فکر، احساسات و هیجانات ما از تجربه بعد از تولد به‌دست می‌آید. در مقابل فلاسفه‌ای مانند کانت، شوپنهاور و نیچه این نظر لاک را عین ساده‌لوحی می‌دانستند و معتقد بودند انسان با پیش‌فرض‌های ژنتیکی و پتانسیل‌های مشخصی پا به عرصه هستی می‌گذارند. شخصی که در روانشناسی نظر دسته‌ی دوم را بسط داد کسی نبود جز کارل گوستاو <a href="http://behdashtravan.com/%d8%b2%d9%86%d8%af%da%af%db%8c%e2%80%8c%d9%86%d8%a7%d9%85%d9%87-%da%a9%d8%a7%d8%b1%d9%84-%da%af%d9%88%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d9%88-%db%8c%d9%88%d9%86%da%af/">یونگ</a>. او که نگاهش شرقی بود جایگاه ویژه‌ای برای شهود قائل شد و با بسط مفاهیمی تحت عنوان کهن‌الگو یا صور مثالی، نظریه ای جذاب و دلنشین برای شخصیت ترتیب داد.</p>
<p>یونگ معتقد بود انسان محدود به تجربیات فردی‌اش نیست و برخی تجارب به شکل کهن‌الگو نسل به نسل منتقل شده‌اند و از اجدمان به ما رسیده اند. شواهد او مبتنی بر شواهد بالینی (مثلاً خواب‌های مشترک مردم در نقاط مختلف جهان) و شواهد باستان‌شناسی بود. برای مثال در سرتاسر دنیا خواب‌های مشترکی دیده می‌شوند در حالی که این افراد هیچ زمینه‌ی تجربی مشترکی ندارند، یا مثلاً تجاربی مانند عبور از رودخانه پر از تمساح، مار، پیر فرزانه، منجی، وحدت و غیره بااینکه شاید برای ما اتفاق نیفتاده‌ باشند، اما با گوشت و پوستمان چنان عجین شده اند که حس می‌کنیم آنها را خودمان جایی تجربه کرده‌ایم. یونگ سعی کرد با گسترده‌کردن شخصیت بتواند توضیحی برای این مسائل پیدا کند و انسان را محدود به تجارب شخصی‌اش نمی‌دانست. برخی معتقدند این سطوح شخصیت یونگ واقع‌بینانه نیست اما به هر حال بسیار معنادار و دل‌نشین مطرح شده‌اند. در ادامه قصد داریم با سطوح شخصیتی از نگاه یونگ بیشتر آشنا شویم. متون پیش رو از کتاب روانشناسی رشد کرین انتخاب شده است.</p>
<h1>کهن‌الگوهای یونگ و ساختار شخصیت از نگاه او</h1>
<h2>من(ایگو)</h2>
<p>من تقریباً همان مفهوم خودآگاه است. من شامل آگاهی از دنیای بیرونی، همچنین آگاهی ما از وجود خودمان است.</p>
<p><img loading="lazy" decoding="async" class="aligncenter wp-image-1565 size-full" src="http://behdashtravan.com/wp-content/uploads/2017/09/Persona.jpg" alt="Persona jung" width="1000" height="614" srcset="https://behdashtravan.com/wp-content/uploads/2017/09/Persona.jpg 1000w, https://behdashtravan.com/wp-content/uploads/2017/09/Persona-300x184.jpg 300w, https://behdashtravan.com/wp-content/uploads/2017/09/Persona-768x472.jpg 768w" sizes="auto, (max-width: 1000px) 100vw, 1000px" /></p>
<h2>پرسونا(نقاب)</h2>
<p>پرسونا نقاب من (ایگو) است، همان تصویری است که شخص به دنیای بیرونی ارائه می‌دهد. پرسونای ما با نقش‌هایی که بر عهده می‌گیریم تغییر می‌یابد. فرد در محیط کار خویش یک تصویر از خود ارائه می‌دهد و در خانه در برابر کودکان خویش، تصویر دیگری را به نمایش می‌گذارد. بعضی افراد پرسونای خویش را بدون در نظر گرفتن بخش‌های عمیق شخصیت خود، شکل می‌دهند، تا جایی که خود یا دیگر افراد، حس می‌کنند که در زیر این نمای ظاهری، مایه‌ی اندکی وجود دارد و بقیه‌ی شخصیت مخفی است. اما حقیقت این است که ما به این بخش از شخصیت نیاز داریم تا بتوانیم به‌گونه‌ای مؤثر با دیگران کنار بیاییم. برای مثال، اغلب اوقات اگر بخواهیم دیگران به حرف ما گوش دهند، باید باحالتی مصمم و قاطع با آنها روبرو شویم. پرسونا تا جایی رشد می‌کند که شخصیت در حال تعادل باشد، اما به‌شرطی که بخش‌های دیگر شخصیت، کنار زده نشوند.</p>
<p><img loading="lazy" decoding="async" class="aligncenter wp-image-1564 size-full" src="http://behdashtravan.com/wp-content/uploads/2017/09/Shadow.jpg" alt="Shadow jung" width="1000" height="614" srcset="https://behdashtravan.com/wp-content/uploads/2017/09/Shadow.jpg 1000w, https://behdashtravan.com/wp-content/uploads/2017/09/Shadow-300x184.jpg 300w, https://behdashtravan.com/wp-content/uploads/2017/09/Shadow-768x472.jpg 768w" sizes="auto, (max-width: 1000px) 100vw, 1000px" /></p>
<h2>سایه</h2>
<p>سایه شامل خصایص و احساساتی است که ما نمی‌توانیم آنها را برای خودمان بپذیریم. سایه متضاد ایگو و خودپنداره ماست. سایه، آقای هاید، یعنی چهره پنهانی دکتر جکیل است. در رؤیاها، سایه، به‌صورت افرادی هم‌جنس برون‌فکنی می‌شوند. مثلاً هنگامی‌که رؤیایی در مورد افراد بد، و دیگرآزار می‌بینیم، که جنسیت آنها با ما مشابه است. در زندگی روزمره، سایه اغلب هنگامی خود را به نمایش می‌گذارد که ما با موقعیتت های زشت و ناجوری روبرو شده‌ایم و مثلاً به‌طور ناگهانی و به نحو خصمانه‌ای می‌گوییم: ((اصلاً شبیه من به نظر نمی‌رسد)) ما همچنین برون‌فکنی‌های سایه‌ی خودمان را در مواقعی می‌بینیم که (از چیزی که نمی‌توانیم در مردم ببینیم، شکایت داریم) زیرا چنین اظهارات تندی، نشانگر ان است که ما درواقع داریم در وجود خودمان، برعلیه آگاهی از این کیفیت، دفاع می‌کنیم.</p>
<p>در اغلب موارد، سایه به‌طور گسترده‌ای منفی است، زیر با خودپنداره ی مثبت ما در تضاد است. بااین‌حال، مادامی‌که آگاهی ما از خودپنداره، شامل عناصری منفی است، سایه‌ی ناخوداگاه، مثبت خواهد بود. زن جوانی که خود را زشت در نظر می‌گیرد، ممکن است رؤیایی درباره یک زن زیبا ببیند. او این زن را به شکل فرد غریبه‌ای می‌بیند، اما درواقع این زن ممکن است جلوه‌ای از آرزوی زیبا بودن خودش باشد. خواه سایه منفی باشد و خواه مثبت، مسئله مهم، دسترسی داشتن به آن است. در هر فرد، آگاهی یافتن از ماهیت سایه، اولین قدم به‌طرف خودآگاهی و انسجام شخصیت است.</p>
<p><img loading="lazy" decoding="async" class="aligncenter wp-image-1566 size-full" src="http://behdashtravan.com/wp-content/uploads/2017/09/Anima-and-Animus.jpg" alt="Anima-and-Animus jung" width="1000" height="614" srcset="https://behdashtravan.com/wp-content/uploads/2017/09/Anima-and-Animus.jpg 1000w, https://behdashtravan.com/wp-content/uploads/2017/09/Anima-and-Animus-300x184.jpg 300w, https://behdashtravan.com/wp-content/uploads/2017/09/Anima-and-Animus-768x472.jpg 768w" sizes="auto, (max-width: 1000px) 100vw, 1000px" /></p>
<h2>آنیما و آنیموس</h2>
<p>تائوئیست‌های چینی از یین و یانگ، یعنی جنبه‌های، زنانه و مردانه شخصیت ما صحبت کرده‌اند. به نظر یونگ جنبه زنانگی شامل ظرفیت‌هایی برای پرورش فرزند، احساس، هنر و یگانگی با طبیعت، و جنبه مردانگی شامل تفکر منطقی، ابراز دلیرانه و غلبه بر طبیعت است. همه‌ی ما ازنظر زیست‌شناختی، دوجنسیتی هستیم و همه ما زمینه‌های دوجنسیتی را در اشخاص تشخیص می‌دهیم، بنابراین تمامی انسان‌ها هم خصایص مردانه دارند و هم زنانه. ولی ما انسان‌ها همچنین، ازلحاظ ژنتیک دارای تفاوت‌های جنسیتی هستیم که فشارهای اجتماعی شدن آن را تشدید و برجسته می‌کند و زنان را تحت‌فشار قرار می‌دهد تا جنبه زنانگی، و مردان را تحت‌فشار قرار می‌دهد تا جنبه مردانگی خویش را بیشتر مورد تأکید قرار دهند. نتیجه آن می‌شود که جنبه‌ی دیگر سرکوب و ضعیف می‌شود. مردان گرایش پیدا می‌کنند تا به‌طور یک‌طرفه مستقل، پرخاشگر و عقلانی بشوند. آنها ظرفیت‌های خویش را برای پرستاری و بچه‌داری و وابستگی به دیگران مورد غفلت قرار می‌دهند. زنان جنبه‌های پرورش فرزند و احساسات را در خود رشد می‌دهند و از ظرفیت‌های خویش برای تفکر منطقی و ابراز وجود غفلت می‌کنند. باوجوداین جنبه‌های مورد غفلت قرارگرفته ناپدید نمی‌شوند بلکه فعال باقی می‌مانند و در ناخودآگاه ما ظاهر می‌شوند. در مردان جنبه زنانگی در رؤیاها و خیال‌پردازی‌ها به‌عنوان (زن درونی یا آنیما) ظاهر می‌شوند (مرد درونی زنان آنیموس خوانده می‌شود.)</p>
<h2>ناخودآگاه شخصی</h2>
<p>یونگ معتقد بود که ناخودآگاه شامل دو لایه است. اولین لایه شامل ناخودآگاه شخصی است که دربرگیرنده تمایلات و احساساتی است که ما طی دوره زندگی‌مان آنها را واپس زده‌ایم. بیشتر بخش‌های سایه در ناخودآگاه شخصی قرار دارد. مثلاً ممکن است دربرگیرنده احساسات لطیف یک مرد نسبت به پدرش باشد که او نیاز دارد تا به‌عنوان یک کودک آنها را واپس زند. آنیما و آنیموس نیز همچنین تا حدودی اما نه تماماً در این بخش ناخودآگاه یافت می‌شوند. یک زن ممکن است تجربه‌های خود با پدرش را به‌عنوان تجربه‌هایی وسوسه‌انگیز واپس زند، تجربه‌هایی که پس‌ازآن، بر آنیموس او تأثیر می‌گذارد و در ناخودآگاه شخصی او باقی می‌ماند.</p>
<h2>ناخودآگاه جمعی</h2>
<p>ناخودآگاه شخصی هر کس منحصربه‌فرد است. هر شخص افکار و احساسات متفاوتی را در زندگی خویش واپس می‌زند. بااین‌حال یونگ معتقد بود در عمیق‌ترین لایه روان، یک ناخودآگاه جمعی وجود دارد که به ارث برده می‌شود و تمامی نوع بشر در آن شریک هستند. ناخودآگاه جمعی از انرژی ذاتی فرد تغذیه می‌شود و به تمایلاتی که کهن‌الگوها (آرکی‌تایپ) نامیده می‌شوند نیرو می‌بخشد و آنها را سازمان می‌دهد. ما هرگز در مورد کهن‌الگوها به‌طور مستقیم چیزی نمی‌دانیم. بلکه می‌توانیم از طریق تصاویر کهن‌الگویی که در افسانه‌ها، هنر، رؤیاها و تمایلات و خیال‌پردازی‌های افراد در سرتاسر جهان یافت می‌شود در مورد آنها چیزهایی بیاموزیم. افراد از طریق این تصاویر سعی می‌کنند تا عمیق‌ترین تمایلات و آرزوهای ناخودآگاه درونی خویش را ابراز کنند. کهن‌الگوها شامل تصاویری از مادر زمین، پیرزن خردمند، پیرمرد خردمند، حیوانات، تولد دوباره، مرگ، شیطان، جادوگر و خداوند هستند.</p>
<p>این کهن‌الگوها همچنین بر ماهیت و رشد سایر بخش‌های شخصیت اثر می‌گذارند. برای مثال آنیموس یک زن نه تنها از تجربه‌های او با پدرش و مردان دیگر بلکه از انرژی‌های پرخاشگرانه ناخودآگاه جنس مذکر که ممکن است در رؤیاهای او به‌صورت یک حیوان وحشی جلوه‌گر شده باشد ناشی می‌شود.</p>
<h2>خویشتن</h2>
<p>مهم‌ترین کهن‌الگو همان خویشتن ماست، تلاش ناخودآگاه ما برای وحدت، کمال و معنایابی. خویشتن نیرویی درونی برای تعادل بخشیدن و آشتی دادن جنبه‌های متضاد شخصیت ماست. در سراسر جهان خویشتن در تصاویر ماندلاها، یعنی اشکالی که در آنها تمامی جنبه‌ها حول یک مرکز کاملاً تعادل یافته قرار دارند، نمایش داده‌شده است. خویشتن، همچنین از طریق جستجوی ما برای یافتن خداوند، یعنی سمبل کمال و معنای غایی تجلی می‌یابد.</p>
<h2>درون‌گرایی و برون‌گرایی</h2>
<p>اگرچه خویشتن هدف غایی زندگی است اما هیچ‌کس به‌طور کامل به آن دست نمی‌یابد. همه ما به شیوه‌های یک‌جانبه رشد می‌کنیم. برای مثال اکثر ما توجه به خودآگاهی و غفلت از حیات ناخودآگاه را در خویش رشد می‌دهیم. زنان جنبه مردانگی خودشان را و مردان جنبه زنانگی خودشان را مورد غفلت قرار می‌دهند. یونگ مفاهیم دیگری را هم مطرح کرد تا تمایلات متضاد ما را توصیف کتد. و خاطرنشان سازد که ما اغلب اوقات تنها یک جنبه از آن مفهوم را در خود رشد می‌دهیم و جنبه دیگر آن را نادیده می‌گیریم. یکی از این مفاهیم قطبی شده درونی‌گرایی / برون‌گرایی است. برونگرا بی‌پرواست و مستقیماً دست به عمل می‌زند. درون‌گرا مردد است و در مورد آنچه ممکن است اتفاق بیافتد فکر می‌کند. در یک مهمانی زن جوان برون‌گرا بلافاصله به دیگران نزدیک می‌شود و با آنها شروع به گفتگو می‌کند. اما یک زن درون‌گرا دودل است و به حالات درونی خویش، ترس‌ها، امیدها و احساساتش فکر می‌کند. برون‌گرا به سمت بیرون، یعنی جهان گرایش دارد و درون‌گرا در دنیای درونی خویش احساس امنیت بیشتری می‌کند و از فعالیت‌هایی مانند مطالعه و هنر بیشتر لذت می‌برد. همه ما هر دو تمایل را داریم اما یکی از آنها را در خود رشد می‌دهیم و مورد دیگر را کنار می‌گذاریم و کمتر رشد می‌دهیم و آن را به ناخودآگاه می‌رانیم.</p>
<h2>منبع:</h2>
<p>کتاب: نظریه‌های رشد (مفاهیم و کاربردها)<br />
مولف: ویلیام کرین<br />
مترجمین: غلامرضا خوی‌نژاد، علیرضا رجایی</p>
<p>The post <a href="https://behdashtravan.com/%d8%b3%d8%b7%d9%88%d8%ad-%d8%b4%d8%ae%d8%b5%db%8c%d8%aa-%db%8c%d9%88%d9%86%da%af/">سطوح شخصیت یونگ</a> appeared first on <a href="https://behdashtravan.com">مجله تخصصی روانشناسی بهداشت روان</a>.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://behdashtravan.com/%d8%b3%d8%b7%d9%88%d8%ad-%d8%b4%d8%ae%d8%b5%db%8c%d8%aa-%db%8c%d9%88%d9%86%da%af/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
	</channel>
</rss>
