<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	>

<channel>
	<title>مقالات فیزیولوژی | مجله تخصصی روانشناسی بهداشت روان</title>
	<atom:link href="https://behdashtravan.com/tag/%D9%81%DB%8C%D8%B2%DB%8C%D9%88%D9%84%D9%88%DA%98%DB%8C/feed/" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>https://behdashtravan.com/tag/فیزیولوژی/</link>
	<description></description>
	<lastBuildDate>Fri, 23 Aug 2019 11:28:57 +0000</lastBuildDate>
	<language>fa-IR</language>
	<sy:updatePeriod>
	hourly	</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>
	1	</sy:updateFrequency>
	<generator>https://wordpress.org/?v=6.8.2</generator>

<image>
	<url>https://behdashtravan.com/wp-content/uploads/2017/09/cropped-logo-32x32.png</url>
	<title>مقالات فیزیولوژی | مجله تخصصی روانشناسی بهداشت روان</title>
	<link>https://behdashtravan.com/tag/فیزیولوژی/</link>
	<width>32</width>
	<height>32</height>
</image> 
	<item>
		<title>اجزای مغز و رابطه آن با رفتار</title>
		<link>https://behdashtravan.com/%d9%85%d8%ba%d8%b2-%d8%9b-%d8%a7%d8%ac%d8%b2%d8%a7%db%8c-%d8%a2%d9%86-%d9%88-%d8%b1%d8%a7%d8%a8%d8%b7%d9%87-%d8%a2%d9%86-%d8%a8%d8%a7-%d8%b1%d9%81%d8%aa%d8%a7%d8%b1/</link>
					<comments>https://behdashtravan.com/%d9%85%d8%ba%d8%b2-%d8%9b-%d8%a7%d8%ac%d8%b2%d8%a7%db%8c-%d8%a2%d9%86-%d9%88-%d8%b1%d8%a7%d8%a8%d8%b7%d9%87-%d8%a2%d9%86-%d8%a8%d8%a7-%d8%b1%d9%81%d8%aa%d8%a7%d8%b1/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[بهروز هاشمی]]></dc:creator>
		<pubDate>Thu, 26 Mar 2020 10:30:29 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[بهداشت روان]]></category>
		<category><![CDATA[روانشناسی شخصیت]]></category>
		<category><![CDATA[روانشناسی فیزیولوژیک]]></category>
		<category><![CDATA[فیزیولوژی]]></category>
		<category><![CDATA[مغر و رفتار]]></category>
		<category><![CDATA[مغز]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://behdashtravan.com/?p=5144</guid>

					<description><![CDATA[<p>اجزای مغز اجزای مغز به سه قسمت تقسیم می‌شوند: مغز پسین، مغز میانی و مغز پیشین متأسفانه هنوز همه پژوهشگران مغز از واژه‌های مترادف استفاده می‌کنند و کاربرد واژه‌های یونانی را ترجیح می‌دهند، برای نمونه: رومبانسفال (مغز پسین) مزانسفال (مغز میانی) پروزانسفال (مغز پیشین) مغز پسین، پشتی‌ترین و انتهایی‌ترین بخش مغز که شامل: بصل‌النخاع، پل &#8230;</p>
<p>The post <a href="https://behdashtravan.com/%d9%85%d8%ba%d8%b2-%d8%9b-%d8%a7%d8%ac%d8%b2%d8%a7%db%8c-%d8%a2%d9%86-%d9%88-%d8%b1%d8%a7%d8%a8%d8%b7%d9%87-%d8%a2%d9%86-%d8%a8%d8%a7-%d8%b1%d9%81%d8%aa%d8%a7%d8%b1/">اجزای مغز و رابطه آن با رفتار</a> appeared first on <a href="https://behdashtravan.com">مجله تخصصی روانشناسی بهداشت روان</a>.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>اجزای مغز</h2>
<p>اجزای مغز به سه قسمت تقسیم می‌شوند: مغز پسین، مغز میانی و مغز پیشین</p>
<p>متأسفانه هنوز همه پژوهشگران مغز از واژه‌های مترادف استفاده می‌کنند و کاربرد واژه‌های یونانی را ترجیح می‌دهند، برای نمونه:</p>
<ul>
<li><strong>رومبانسفال (مغز پسین)</strong></li>
<li><strong>مزانسفال (مغز میانی)</strong></li>
<li><strong>پروزانسفال (مغز پیشین)</strong></li>
</ul>
<p><strong>مغز پسین</strong>، پشتی‌ترین و انتهایی‌ترین بخش مغز که شامل: بصل‌النخاع، پل مغزی، مخچه است، مغز پسین نامیده می‌شود. <strong>مغز میانی</strong>، شامل بام مغز، کلاهک، برجستگی فوقانی، برجستگی تحتانی و جسم سیاه است. <strong>مغز پیشین</strong> شامل تالاموس، هیپوتالاموس، قشر مخ، هیپوکامپ و گره‌های پایه است.</p>
<table width="0">
<tbody>
<tr>
<td width="310">مغز</td>
<td width="310">Brain</td>
</tr>
<tr>
<td width="310">مغز پسین</td>
<td width="310">Hind brain</td>
</tr>
<tr>
<td width="310">مغز میانی</td>
<td width="310">Mind brain</td>
</tr>
<tr>
<td width="310">مغز پیشین</td>
<td width="310">Fore brain</td>
</tr>
<tr>
<td width="310">ساقه مغز</td>
<td width="310">Brain stem</td>
</tr>
<tr>
<td width="310">بصل‌النخاع</td>
<td width="310">Medulla</td>
</tr>
<tr>
<td width="310">پل مغز</td>
<td width="310">Pons</td>
</tr>
<tr>
<td width="310">دستگاه شبکه‌ای</td>
<td width="310">Reticular formation</td>
</tr>
<tr>
<td width="310">دستگاه رافه</td>
<td width="310">Raphe system</td>
</tr>
<tr>
<td width="310">مخچه</td>
<td width="310">Cerebllum</td>
</tr>
<tr>
<td width="310">برجستگی فوقانی</td>
<td width="310">Superior colliculus</td>
</tr>
<tr>
<td width="310">برجستگی تحتانی</td>
<td width="310">Inferior colliculus</td>
</tr>
<tr>
<td width="310">بام مغز</td>
<td width="310">Tectum</td>
</tr>
<tr>
<td width="310">کلاهک مغز</td>
<td width="310">Tegmentum</td>
</tr>
<tr>
<td width="310">جسم سیاه</td>
<td width="310">Substancial nigra</td>
</tr>
<tr>
<td width="310">تالاموس</td>
<td width="310">Thalamus</td>
</tr>
<tr>
<td width="310">گره‌های پایه</td>
<td width="310">Basal ganglia</td>
</tr>
<tr>
<td width="310">دستگاه لیمبیک</td>
<td width="310">Limbic system</td>
</tr>
<tr>
<td width="310">پیاز بویایی</td>
<td width="310">Olfactory bulb</td>
</tr>
<tr>
<td width="310">هیپوتالاموس</td>
<td width="310">Hypothalamus</td>
</tr>
<tr>
<td width="310">هیپوکامپ</td>
<td width="310">Hippocampus</td>
</tr>
<tr>
<td width="310">آمیگوالا</td>
<td width="310">Amygdale</td>
</tr>
<tr>
<td width="310">شکنج کمربندی</td>
<td width="310">Cingulate gyrus</td>
</tr>
</tbody>
</table>
<h2>مغز پسین</h2>
<p><strong>بصل‌النخاع</strong> بخشی از نخاع است که در محل ورود به جمجمه کمی قطور می‌شود و با همکاری اعصاب جمجمه‌ای بر پیام‌های حسی سر، حرکت ماهیچه‌های سر و برون دادهای پاراسمپاتیکی نظارت دارد. بصل‌النخاع برخی از بازتاب‌های حیاتی از جمله: تنفس، ضربان قلب، استفراغ، ترشح بزاق، سرفه و عطسه را کنترل می‌کند. آسیب به بصل‌النخاع مرگ‌آور است. مصرف زیاد مواد افیونی به دلیل آسیب رساندن به بصل‌النخاع، منجر به مرگ خواهد شد.</p>
<p><strong>اعصاب جمجمه‌ای.</strong> همان‌طور که قسمت‌های پایین بدن از طریق اعصاب حرکتی و حسی با نخاع در ارتباط هستند، گیرنده ماهیچه‌ای سر و اندام‌های درونی بدن با ۱۲ جفت عصب جمجمه‌ای، یکی از چپ و یکی از راست به مغز متصل هستند. هر عصب جمجمه‌ای از یک هسته مرکزی سرچشمه می‌گیرد. که خاستگاه آن دسته‌ای از نورون‌هایی است که داخل CNS (دستگاه عصبی مرکزی که مغز و نخاع را شامل می‌شود) قرار دارند. هسته‌ها اطلاعات حسی دریافتی را یکپارچه می‌کنند و بر پیام‌های حرکتی ارسالی نظارت دارند. هسته‌های اعصاب شماره ۵ تا ۱۲ جمجمه‌ای در بصل‌النخاع و پل مغزی قرار دارند. هسته‌های اعصاب شماره ۱ تا ۴ در مغز میانی و مغز پیشین قرار دارند.</p>
<table width="0">
<tbody>
<tr>
<td width="71"><strong>شماره</strong></td>
<td width="127"><strong>نام عصب</strong></td>
<td width="422"><strong>کارکرد اصلی</strong></td>
</tr>
<tr>
<td width="71">۱</td>
<td width="127">بویایی</td>
<td width="422">بوییدن</td>
</tr>
<tr>
<td width="71">۲</td>
<td width="127">بینایی</td>
<td width="422">دیدن</td>
</tr>
<tr>
<td width="71">۳</td>
<td width="127">محرک حرکت چشم</td>
<td width="422">نظارت بر حرکات چشم ، انقباض مردمک</td>
</tr>
<tr>
<td width="71">۴</td>
<td width="127">اشتیاقی (قرقره ای)</td>
<td width="422">نظارت بر حرکات چشم</td>
</tr>
<tr>
<td width="71">۵</td>
<td width="127">سه قلو</td>
<td width="422">حس‌های پوستی صورت ، نظارت بر ماهیچه‌های آرواره برای جویدن و بلعیدن</td>
</tr>
<tr>
<td width="71">۶</td>
<td width="127">محرک خارجی چشم</td>
<td width="422">نظارت بر حرکات چشم</td>
</tr>
<tr>
<td width="71">۷</td>
<td width="127">صورتی (چهره ای)</td>
<td width="422">چشایی در ۳/۲ زبان، نظارت بر چهره، گریه کردن، ترشح بزاق و بازشدگی عروق خونی سر</td>
</tr>
<tr>
<td width="71">۸</td>
<td width="127">شنوایی</td>
<td width="422">شنیدن، تعادل</td>
</tr>
<tr>
<td width="71">۹</td>
<td width="127">زبانی – حلقی</td>
<td width="422">چشایی در ۳/۱ جلوی زبان، نظارت بر جویدن، ترشح بزاق، حرکات گلو (هنگام صحبت کردن)</td>
</tr>
<tr>
<td width="71">۱۰</td>
<td width="127">واگ</td>
<td width="422">حس‌های مربوط به گردن و قفسه سینه ، نظارت بر گلو، مری، حنجره، اعصاب پاراسمپاتیک معده، روده‌ها و سایر اندام‌ها</td>
</tr>
<tr>
<td width="71">۱۱</td>
<td width="127">شوکی</td>
<td width="422">نظارت بر حرکات گردن و شانه</td>
</tr>
<tr>
<td width="71">۱۲</td>
<td width="127">زیرزبانی</td>
<td width="422">کنترل ماهیچه‌های زبان</td>
</tr>
</tbody>
</table>
<p><strong>پل مغزی</strong> در جلوی بصل‌النخاع قرار دارد و مانند بصل‌النخاع هسته‌های تعدادی از اعصاب جمجمه‌ای را در برمی‌گیرند. در پل مغز رشته‌های اصلی اعصاب نخاعی به‌صورت ضربدری درمی‌آیند، به‌طوری‌که نیمکره راست مغز با ماهیچه‌های سمت چپ بدن و نیمکره چپ مغز با ماهیچه‌های سمت راست بدن ارتباط پیدا می‌کند. بصل‌النخاع و پل مغزی، دستگاه شبکه‌ای و دستگاه رافه را نیز در برمی‌گیرند.</p>
<p><strong>دستگاه شبکه‌ای reticular formation</strong> به دو بخش بالارو و پایین‌رو تقسیم می‌شود. بخش پایین‌رو: یکی از چندین منطقه مغزی است که بخش‌های حرکتی نخاع را کنترل می‌کند. بخش بالارو: برون دادهایی را به بیشتر مناطق قشر مخ ارسال می‌کند، به‌ویژه مناطقی که برانگیختگی و توجه را افزایش می‌دهند.</p>
<p><strong>دستگاه رافه raphe system</strong> با ارسال آکسون‌هایی به مغز پیشین، آمادگی مغز را برای پاسخ دادن به محرک‌ها افزایش یا کاهش می‌دهد.</p>
<p><strong>مخچه cerebellum</strong> با شیارهایی عمیق و فراوان از ساختارهای نسبتاً بزرگ مغز پسین است. تا مدت‌ها به اشتباه پژوهشگران مخچه را مرکز کنترل حرکات فرض می‌کردند، یا آن را مرکز تعادل و هماهنگی می‌دانستند. این درست است که در صورت آسیب دیدن مخچه، فرد تعادل خود را از دست می‌دهد، اما عملکرد مخچه چیزی فراتر از تعادل و هماهنگی حرکتی است.</p>
<p>کسانی که مخچه آنها آسیب می‌بیند، تغییر توجهشان از محرک‌های دیداری به شنیداری و بالعکس با مشکل مواجه می‌شود، مشکل دیگر این افراد درک زمان است، یعنی در مورد گذشت زمان قضاوت درستی ندارند.</p>
<h2>مغز میانی</h2>
<p>در وسط مغز قرار دارد. در پستانداران بالغ مغز پیشین آن را احاطه کرده است. اما در پرندگان و ماهی‌ها ساختاری برجسته است. بالاترین قسمت مغز میانی بام مغز tectum نام دارد. در دو سوی بام مغز دو برآمدگی به چشم می‌خورد، به نام‌های برجستگی فوقانی و برجستگی تحتانی که در پردازش اطلاعات نقش دارند. در زیر بام مغز، کلاهک مغز tegmentum قرار دارد (بام مغز کلاهک را می‌پوشاند و کلاهک نیز بسیاری از ساختارهای مغز میانی را). کلاهک مغز، هسته‌های اعصاب سوم و چهارم جمجمه‌ای، بخشی از دستگاه شبکه‌ای، راه‌های عصبی بین نخاع و مغز پیشین را نیز دربر می‌گیرد، قسمت دیگری از مغز میانی، جسم سیاه Substancial nigra است که در بیماران مبتلا به پارکینسون این بخش تحلیل می‌رود.</p>
<h2>مغز پیشین</h2>
<p>برجسته‌ترین بخش مغز در پستانداران، مغز پیشین است. بخش خارجی آن قشر مخ نام دارد و همراه با سایر ساختارهای زیر قشر مخ، مغز پیشین را می‌سازند. تالاموس که شاهراه ورود اطلاعات به قشر مخ است گره‌های پایه نقش مهمی در حرکت ایفا می‌کنند، و مجموعه چند ساختار به‌هم‌پیوسته در اطراف ساقه مغز که دستگاه لیمبیک نام دارد، ساختارهای زیر قشری تشکیل‌دهنده مغز پیشین هستند. دستگاه لیمبیک نقش ویژه‌ای در رفتارهای انگیزشی و هیجانی دارد. مانند: خوردن، آشامیدن، رفتار جنسی، اضطراب و پرخاشگری. پیاز بویایی، هیپوتالاموس، هیپوکامپ، آمیگولا و شکنج کمربندی قشر مخ، بخش‌های تشکیل‌دهنده <strong>دستگاه لیمبیک</strong> هستند.</p>
<p><strong>تالاموس</strong> مثل دو توپ به هم چسبیده، در مغز پیشین قرار دارد. بیشتر اطلاعات حسی ابتدا به تالاموس می‌روند و بعد از پردازش اولیه قشر مخ ارسال می‌شوند. بسیاری از هسته‌های تالاموس، درون دادهای اولیه خود را پس از دریافت از یکی از دستگاه‌های حسی مانند بینایی، به مناطق مربوط قشر مخ ارسال می‌کنند، از این مناطق اطلاعاتی به عنوان بازخورد به هسته‌های تالاموس فرستاده می‌شود. این بازخوردها اطلاعات ارسال شده به قشر مخ و گره‌های پایه را اصلاح می‌کنند.</p>
<p>به‌عنوان‌مثال: محرک‌های دیداری و شنیداری هسته‌ای را در تالاموس، که فوراً اطلاعات را به قشر مخ می‌رساند، تحریک می‌کنند، درصورتی‌که این محرک‌ها قبلاً با تقویت‌کننده‌هایی پیوند خورده باشند، قشر مخ پیام‌های تشدید فعالیت را به تالاموس ارسال می‌کند. در غیر این صورت بازخوردهای قشر مخ موجب کاهش فعالیت تالاموس می‌شوند.</p>
<p><strong>هیپوتالاموس</strong> ساختار کوچکی است که نزدیک پایه مغز و درست در جلوی تالاموس قرار دارد. هیپوتالاموس پیوندهای گسترده‌ای با بخش‌های مغز پیشین و مغز میانی دارد. هیپوتالاموس بر رفتارهای هیجانی و انگیزشی و چرخه خواب‌وبیداری نظارت دارد. آسیب به هسته‌های هیپوتالاموس منجر به ناهنجاری‌هایی در رفتار انگیزشی می‌شود. رفتارهای تجربی مانند: خوردن آشامیدن، تنظیم درجه حرارت بدن، رفتار جنسی، پرخاشگری و میزان فعالیت بدن.</p>
<p><strong>غده هیپوفیز</strong> غده‌ای درون‌ریز است (تولیدکننده هورمون) که از طریق رگ‌های خونی، رشته‌های عصبی و بافت پیوندی به هیپوتالاموس چسبیده است. هیپوفیز در پاسخ به پیام‌های هیپوتالاموس، هورمون مناسب ساخته و آنها را به جریان خون می‌ریزد و درجریان خون نیز آنها را به اندام‌های مورد نظر هدایت می‌کند.</p>
<p><strong>گره‌های پایه</strong> مجموعه‌ای از ساختارهای زیر قشری‌اند، که در مجاورت تالاموس قرار دارند و به سه بخش اصلی تقسیم می‌شوند: هسته دم‌دار، هسته عدسی و گلوبوس پالیدوس. زیرمجموعه‌های زیادی گره‌های پایه را می‌سازند، که هرکدام با مناطق خاصی از مغز به تبادل اطلاعات می‌پردازند. ارتباط این مجموعه‌ها با مناطق پیشانی بیشتر است، زیرا مناطق پیشانی مسئول برنامه‌ریزی پیامدهای رفتار، جنبه خاصی از حافظه و تجلی هیجانی است. بیماری پارکینسون و کره هانتیگتون ناشی از آسیب‌دیدگی و تخریب گره‌های پایه هستند، که اختلال حرکتی همراه با افسردگی، کاهش حافظه و استدلال و اختلال در توجه از بارزترین نشانه‌های آنهاست.</p>
<p><strong>مغز پیشین</strong> پایه چندین ساختار در سطح پشتی مغز پیشین وجود داد که هسته پایه یکی از آنهاست. این هسته درون دادهایی را از هیپوتالاموس و گره‌های پایه دریافت می‌کند، همچنین آکسونهایی را که استیل کویین ترشح می‌کند، به مناطق گسترده‌ای از قشر مخ می‌فرستد.</p>
<p>این هسته بین برانگیختگی هیجانی هیپوتالاموس و پردازش اطلاعات در قشر مخ نقش رابط را بازی می‌کند. عامل کلیدی برای برانگیختگی، بیداری و توجه به حساب می‌آید. بیماران مبتلا به پارکینسون و آلزایمر به دلیل غیرفعال شدن یا آسیب‌دیدگی هسته پایه در فرآیندهای فکری و توجه دچار نقص می‌شوند.</p>
<p><strong>هیپوکامپ</strong> ساختاری است بزرگ بین تالاموس و قشر مخ، تقریباً در سمت پشتی مغز پیشین، هیپوکامپ با اندوزش برخی رویدادها، نقش ویژه‌ای در حافظه ایفا می‌کند. افرادی که هیپوکامپ آنها آسیب دیده در اندوزش خاطرات جدید با مشکل مواجه می‌شوند، اما خاطرات مربوط به پیش از آسیب‌دیدگی خود را به خوبی به یاد می‌آورند. سیبی دیدگی خود را به خوبی به یاد می‌آورند.</p>
<table width="0">
<tbody>
<tr>
<td width="310">غده هیپوفیز</td>
<td width="310">Pituitary gland</td>
</tr>
<tr>
<td width="310">هسته پایه</td>
<td width="310">Nucleus basalis</td>
</tr>
<tr>
<td width="310">هسته دم‌دار</td>
<td width="310">Caudate nucleus</td>
</tr>
<tr>
<td width="310">هسته عدسی</td>
<td width="310">Putamen</td>
</tr>
<tr>
<td width="310">گلوبوس پالیدوس</td>
<td width="310">Globus pallidus</td>
</tr>
<tr>
<td width="310">کره هانتینگتون</td>
<td width="310">Huntington s disease</td>
</tr>
</tbody>
</table>
<p><strong>نظرات خود را برای <a href="http://behdashtravan.com" target="_blank" rel="noopener noreferrer">بهداشت روان</a> ارسال کنید<br />
پیمان دوستی</strong><strong>۲۵<br />
</strong><strong> اردیبهشت ۹۴</strong></p>
<h2>منبع</h2>
<p><a href="http://dousti.net/Persian/?p=527" target="_blank" rel="nofollow noopener noreferrer">دوستی</a></p>
<p>The post <a href="https://behdashtravan.com/%d9%85%d8%ba%d8%b2-%d8%9b-%d8%a7%d8%ac%d8%b2%d8%a7%db%8c-%d8%a2%d9%86-%d9%88-%d8%b1%d8%a7%d8%a8%d8%b7%d9%87-%d8%a2%d9%86-%d8%a8%d8%a7-%d8%b1%d9%81%d8%aa%d8%a7%d8%b1/">اجزای مغز و رابطه آن با رفتار</a> appeared first on <a href="https://behdashtravan.com">مجله تخصصی روانشناسی بهداشت روان</a>.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://behdashtravan.com/%d9%85%d8%ba%d8%b2-%d8%9b-%d8%a7%d8%ac%d8%b2%d8%a7%db%8c-%d8%a2%d9%86-%d9%88-%d8%b1%d8%a7%d8%a8%d8%b7%d9%87-%d8%a2%d9%86-%d8%a8%d8%a7-%d8%b1%d9%81%d8%aa%d8%a7%d8%b1/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>توجیه زیستی رفتار و توجیه کارکردی آن</title>
		<link>https://behdashtravan.com/%d8%aa%d9%88%d8%ac%db%8c%d9%87-%d8%b2%db%8c%d8%b3%d8%aa%db%8c-%d8%b1%d9%81%d8%aa%d8%a7%d8%b1-%d9%88-%d8%aa%d9%88%d8%ac%db%8c%d9%87-%da%a9%d8%a7%d8%b1%da%a9%d8%b1%d8%af%db%8c-%d8%a2%d9%86/</link>
					<comments>https://behdashtravan.com/%d8%aa%d9%88%d8%ac%db%8c%d9%87-%d8%b2%db%8c%d8%b3%d8%aa%db%8c-%d8%b1%d9%81%d8%aa%d8%a7%d8%b1-%d9%88-%d8%aa%d9%88%d8%ac%db%8c%d9%87-%da%a9%d8%a7%d8%b1%da%a9%d8%b1%d8%af%db%8c-%d8%a2%d9%86/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[بهروز هاشمی]]></dc:creator>
		<pubDate>Thu, 06 Jun 2019 10:30:41 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[مکاتب روانشناسی]]></category>
		<category><![CDATA[آناتومی]]></category>
		<category><![CDATA[توجیه زیستی رفتار]]></category>
		<category><![CDATA[توجیه کارکردی]]></category>
		<category><![CDATA[تین برگن]]></category>
		<category><![CDATA[جیمز کالات]]></category>
		<category><![CDATA[روانشناسی فیزیولوژیک]]></category>
		<category><![CDATA[فیزیولوژی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://behdashtravan.com/?p=4804</guid>

					<description><![CDATA[<p>توجیه زیستی رفتار توجیه زیستی رفتار :توجیهات عقل سلیم رفتار به هدف‌های عمدی مانند «او به این دلیل این کار را انجام داد که سعی داشت&#8230;»، «او این کار را انجام داد زیرا که می‌خواست&#8230;» اشاره دارند. ولی غالباً دلیلی برای فرض کردن هیچ قصدی نداریم. پرنده ۴ ماهه‌ای که برای اولین بار به جنوب مهاجرت می‌کند احتمالاً &#8230;</p>
<p>The post <a href="https://behdashtravan.com/%d8%aa%d9%88%d8%ac%db%8c%d9%87-%d8%b2%db%8c%d8%b3%d8%aa%db%8c-%d8%b1%d9%81%d8%aa%d8%a7%d8%b1-%d9%88-%d8%aa%d9%88%d8%ac%db%8c%d9%87-%da%a9%d8%a7%d8%b1%da%a9%d8%b1%d8%af%db%8c-%d8%a2%d9%86/">توجیه زیستی رفتار و توجیه کارکردی آن</a> appeared first on <a href="https://behdashtravan.com">مجله تخصصی روانشناسی بهداشت روان</a>.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>توجیه زیستی رفتار</h2>
<p><strong>توجیه زیستی رفتار</strong> :توجیهات عقل سلیم رفتار به هدف‌های عمدی مانند «او به این دلیل این کار را انجام داد که سعی داشت&#8230;»، «او این کار را انجام داد زیرا که می‌خواست&#8230;» اشاره دارند. ولی غالباً دلیلی برای فرض کردن هیچ قصدی نداریم. پرنده ۴ ماهه‌ای که برای اولین بار به جنوب مهاجرت می‌کند احتمالاً نمی‌داند که چرا این کار را می‌کند؛ در بهار آینده که او تخم می‌گذارد، روی آن می‌نشیند، و از آن در برابر حیوانات شکارگر محافظت می‌کند، بازهم احتمالاً نمی‌داند که چرا این کار را انجام می‌دهد. حتی انسان‌ها هم همیشه از دلایل رفتارهای خودآگاه نیستند. (خمیازه کردن و خندیدن دو مورد از آنها هستند. شما آنها را انجام می‌دهید ولی نمی‌توانید توضیح دهید که آنها چه فایده‌ای دارند؟).</p>
<h2>توجیهات عقل سلیم</h2>
<p>برخلاف توجیهات عقل سلیم، توجیه زیستی رفتار در چهار طبقه جای می‌گیرند: فیزیولوژیکی، پدیدآیی فردی، <a href="http://behdashtravan.com/%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%d8%b4%d9%86%d8%a7%d8%b3%db%8c-%d8%aa%da%a9%d8%a7%d9%85%d9%84%db%8c-%da%86%db%8c%d8%b3%d8%aa/" target="_blank" rel="noopener">تکاملی</a>، و کارکردی (تین برگن، ۱۹۵۱). توجیه فیزیولوژیکی، رفتار را به فعالیت مغز و اندام‌های دیگر ربط می‌دهند. این توجیه به سیستم بدن می‌پردازد ـ برای مثال، واکنش‌های شیمیایی که هورمون‌ها را قادر می‌سازند تا بر فعالیت مغز و نحوه‌ای که فعالیت مغز در نهایت انقباض‌های عضلانی را کنترل می-کند، تأثیر بگذارند.</p>
<p>اصطلاح پدیدآیی فردی از ریشه یونانی به معنی «بودن» و «منشأ» به دست می‌آید. بنابراین توجیه پدیدآیی فردی شکل‌گیری یک ساختار یا رفتار را شرح می‌دهد. این رشته، تأثیرات ژن‌ها، مواد غذایی، تجربیات، و تعامل‌های آنها را در شکل‌دهی رفتار ردیابی می‌کند. برای مثال، توانایی جلوگیری از تکانه‌ها که به تدریج از کودکی تا سال‌های نوجوانی رشد می‌کند، بیانگر رسش قطعه‌های پیشانی مغز است.</p>
<p>توجیه تکاملی، تاریخچه‌ی تکاملی یک ساختار یا رفتار را بازسازی می‌کند. برای مثال، افرادی که می‌ترسند، گاهی موی بدنشان، مخصوصاً در بازوها و شانه‌ها راست یا سیخ می‌شود. راست شدن مو برای انسان‌ها بی‌فایده است زیرا موهای شانه و بازوی ما خیلی کوتاه هستند. اما در اغلب پستانداران دیگر، راست شدن مو حیوان بیمناک را بزرگ‌تر و هولناک‌تر نشان می‌دهد (شکل زیر). بنابراین، توجیه تکاملی راست شدن مو در انسان این است که این رفتار در نیاکان دور ما تکامل یافته و ما آن را به ارث برده‌ایم.</p>
<figure id="attachment_5433" aria-describedby="caption-attachment-5433" style="width: 509px" class="wp-caption aligncenter"><img fetchpriority="high" decoding="async" class="wp-image-5433 size-full" title="توجیه زیستی رفتار" src="http://behdashtravan.com/wp-content/uploads/2018/08/Untitled11.png" alt="" width="509" height="329" srcset="https://behdashtravan.com/wp-content/uploads/2018/08/Untitled11.png 509w, https://behdashtravan.com/wp-content/uploads/2018/08/Untitled11-300x194.png 300w" sizes="(max-width: 509px) 100vw, 509px" /><figcaption id="caption-attachment-5433" class="wp-caption-text">گربه بیمناکی که موی بدنش راست شده است.</figcaption></figure>
<h2>توجیه کارکردی</h2>
<p>توجیه کارکردی شرح می‌دهد که چرا یک ساختار یا رفتار به صورتی که هست تکامل یافته است و راه حل مناسبی برای توجیه زیستی رفتار است. در جمعیتی کوچک و منزوی، یک ژن می‌تواند به‌طور تصادفی از طریق فرایندی به نام نزول ژنتیکی پخش شود. (برای مثال، مرد سلطه‌جویی که چندین فرزند دارد تمام ژن‌های خود، از جمله ژن‌های خنثی و زیان بار را پخش می‌کند). بااین‌حال، هرچه جمعیت بزرگ‌تر باشد، نزول ژنتیکی قدرت کمتری دارد. بنابراین، ژنی که در یک جمعیت بزرگ شایع می‌شود احتمالاً امتیازاتی داشته است ـ حداقل در گذشته، اما نه لزوماً در محیط امروزی. توجیه کارکردی این امتیاز را مشخص می‌کند. برای مثال، خیلی از گونه‌ها ظاهری دارند که با پیشینه آنها مطابقت دارد . توجیه کارکردی این است که ظاهر استتار شده حیوان را برای حیوانات شکارگر ناپیدا می‌کند. برخی گونه‌ها از رفتارشان به عنوان بخشی از استتار استفاده می‌کنند.</p>
<p>توجیهات کارکردی برای توجیه زیستی رفتار انسان اغلب بحث‌انگیز است زیرا بسیاری از رفتارهایی که ادعا شده بخشی از میراث تکاملی ما هستند می‌توانند آموخته شده باشند. در ضمن، ما درباره‌ی زندگی انسان‌های اولیه اطلاعات کمی داریم.</p>
<h2>منبع</h2>
<p><strong>کتاب:</strong><a href="https://www.adinehbook.com/gp/product/9648345315" target="_blank" rel="nofollow noopener"> روان‌شناسی فیزیولوژیک</a><br />
<strong>نویسنده:</strong> جیمز کالات<br />
<strong>مترجم:</strong> یحیی سیدمحمدی</p>
<p>The post <a href="https://behdashtravan.com/%d8%aa%d9%88%d8%ac%db%8c%d9%87-%d8%b2%db%8c%d8%b3%d8%aa%db%8c-%d8%b1%d9%81%d8%aa%d8%a7%d8%b1-%d9%88-%d8%aa%d9%88%d8%ac%db%8c%d9%87-%da%a9%d8%a7%d8%b1%da%a9%d8%b1%d8%af%db%8c-%d8%a2%d9%86/">توجیه زیستی رفتار و توجیه کارکردی آن</a> appeared first on <a href="https://behdashtravan.com">مجله تخصصی روانشناسی بهداشت روان</a>.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://behdashtravan.com/%d8%aa%d9%88%d8%ac%db%8c%d9%87-%d8%b2%db%8c%d8%b3%d8%aa%db%8c-%d8%b1%d9%81%d8%aa%d8%a7%d8%b1-%d9%88-%d8%aa%d9%88%d8%ac%db%8c%d9%87-%da%a9%d8%a7%d8%b1%da%a9%d8%b1%d8%af%db%8c-%d8%a2%d9%86/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>تأثیر استرس بر مغز و فراموشی</title>
		<link>https://behdashtravan.com/%d8%aa%d8%a3%d8%ab%db%8c%d8%b1-%d8%a7%d8%b3%d8%aa%d8%b1%d8%b3-%d8%a8%d8%b1-%d9%85%d8%ba%d8%b2-%d9%88-%d9%81%d8%b1%d8%a7%d9%85%d9%88%d8%b4%db%8c/</link>
					<comments>https://behdashtravan.com/%d8%aa%d8%a3%d8%ab%db%8c%d8%b1-%d8%a7%d8%b3%d8%aa%d8%b1%d8%b3-%d8%a8%d8%b1-%d9%85%d8%ba%d8%b2-%d9%88-%d9%81%d8%b1%d8%a7%d9%85%d9%88%d8%b4%db%8c/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[بهروز هاشمی]]></dc:creator>
		<pubDate>Thu, 25 Apr 2019 10:30:38 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[بهداشت روان]]></category>
		<category><![CDATA[سبک زندگی]]></category>
		<category><![CDATA[آلزایمر]]></category>
		<category><![CDATA[روانشناسی فیزیولوژی]]></category>
		<category><![CDATA[زوال عقل]]></category>
		<category><![CDATA[عصب شناسی]]></category>
		<category><![CDATA[فراموشی]]></category>
		<category><![CDATA[فیزیولوژی]]></category>
		<category><![CDATA[کورتیزول]]></category>
		<category><![CDATA[مغز]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://behdashtravan.com/?p=6651</guid>

					<description><![CDATA[<p>تأثیر استرس بر مغز و فراموشی طبق مقاله منتشرشده عصب‌شناسی، اگر شما با استرس بالا زندگی کنید قبل از اینکه به ۵۰ سال برسید دچار فراموشی می‌شوید و مغزتان آسیب می‌بیند. در این مقاله تأثیر استرس بر مغز و فراموشی بررسی شده است. طبق مطالعه انجام شده درصد بالا کرتیزول که یک هورمون استرس است، &#8230;</p>
<p>The post <a href="https://behdashtravan.com/%d8%aa%d8%a3%d8%ab%db%8c%d8%b1-%d8%a7%d8%b3%d8%aa%d8%b1%d8%b3-%d8%a8%d8%b1-%d9%85%d8%ba%d8%b2-%d9%88-%d9%81%d8%b1%d8%a7%d9%85%d9%88%d8%b4%db%8c/">تأثیر استرس بر مغز و فراموشی</a> appeared first on <a href="https://behdashtravan.com">مجله تخصصی روانشناسی بهداشت روان</a>.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>تأثیر استرس بر مغز و فراموشی</h2>
<p>طبق مقاله منتشرشده عصب‌شناسی، اگر شما با استرس بالا زندگی کنید قبل از اینکه به ۵۰ سال برسید دچار فراموشی می‌شوید و مغزتان آسیب می‌بیند. در این مقاله تأثیر استرس بر مغز و فراموشی بررسی شده است.</p>
<p>طبق مطالعه انجام شده درصد بالا کرتیزول که یک هورمون <a href="http://behdashtravan.com/%d8%a7%d8%b6%d8%b7%d8%b1%d8%a7%d8%a8-%d8%a7%d8%b2-%d9%86%da%af%d8%a7%d9%87-%d9%81%d8%b1%d9%88%db%8c%d8%af/" target="_blank" rel="noopener noreferrer">استرس</a> است، سبب کاهش فعالیت مغز و سایز مغز می‌شود.</p>
<p>با توجه به نتایج تیم تحقیقاتی کاهش فعالیت مغز و عملکرد آن در افراد جوان دیده شد.</p>
<p>کرتیزول یکی از مهم‌ترین هورمون‌های استرس است که تأثیر بسزایی در بدن ایفا می‌کند.</p>
<p>وقتی غده آدرنالین ترشح می‌شود، کورتیزول (هورمون استرس) بیشتری در بدن تولید می‌شود.</p>
<p>این هورمون سبب می‌شود که عملکرد بدن به شدت دچار اختلال شود.</p>
<p>استرس سبب نگرانی، بی‌خوابی، سردرد، بیماری‌های قلبی، مشکلات تمرکز می‌شود.</p>
<p>مغز به شدت آسیب‌پذیر است و استرس سبب تخریب آن می‌شود و جوانان باید با داشتن سبک زندگی سالم از استرس دور باشند.</p>
<p><strong>مقاله</strong>: تأثیر استرس بر مغز و فراموشی<br />
<strong>منبع</strong> :<a href="https://edition.cnn.com/" target="_blank" rel="noopener noreferrer"> خبرگزاری CNN</a><br />
<strong>مترجم</strong>: <a href="http://t.me/a.hosseini" target="_blank" rel="noopener noreferrer">امیرحسین حسینی پور</a></p>
<p>&nbsp;</p>
<h2>پی‌نوشت</h2>
<h2>کورتیزول چیست؟</h2>
<p><b>کورتیزول</b> (به انگلیسی: <span lang="en">Cortisol</span>) معروف‌ترین <a title="گلوکوکورتیکوئید" href="https://fa.wikipedia.org/wiki/%DA%AF%D9%84%D9%88%DA%A9%D9%88%DA%A9%D9%88%D8%B1%D8%AA%DB%8C%DA%A9%D9%88%D8%A6%DB%8C%D8%AF">گلوکوکورتیکوئید</a> بدن است که از <a title="غده فوق کلیوی" href="https://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%BA%D8%AF%D9%87_%D9%81%D9%88%D9%82_%DA%A9%D9%84%DB%8C%D9%88%DB%8C">غده فوق کلیوی</a> ترشح می‌شود.</p>
<p>کورتیکواستروئیدها به <a title="استروئید" href="https://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%B1%D9%88%D8%A6%DB%8C%D8%AF">استروئیدهایی</a> گفته می‌شود که در بخش قشری غده فوق کلیوی ساخته می‌شوند. استروئیدها ترکیبات چربی با چهار حلقه کربنی هستند. کورتیکواستروئیدها به دو گروه عمده <a title="مینرالوکورتیکوئید" href="https://fa.wikipedia.org/wiki/%D9%85%DB%8C%D9%86%D8%B1%D8%A7%D9%84%D9%88%DA%A9%D9%88%D8%B1%D8%AA%DB%8C%DA%A9%D9%88%D8%A6%DB%8C%D8%AF">مینرالوکورتیکوئیدها</a> (mineralocorticoids) مانند <a title="آلدوسترون" href="https://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%A2%D9%84%D8%AF%D9%88%D8%B3%D8%AA%D8%B1%D9%88%D9%86">آلدوسترون</a> و گلوکوکورتیکوئیدها (glucocorticoids) مانند کورتیزول (۲۱ کربنه) تقسیم‌بندی می‌شوند.</p>
<p>گلوکوکورتیکوئیدها مانند کورتیزول نقش‌های مختلفی از جمله کاهش التهاب، تخفیف واکنش‌های ایمنی، تأثیر بر متابولیسم و افزایش قند خون در بدن دارند</p>
<h2><span id="مکانیسم_اثر" class="mw-headline">مکانیسم اثر</span></h2>
<p>جایگزینی <a title="کورتیکواستروئید" href="https://fa.wikipedia.org/wiki/%DA%A9%D9%88%D8%B1%D8%AA%DB%8C%DA%A9%D9%88%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%B1%D9%88%D8%A6%DB%8C%D8%AF">کورتیکواستروئیدها</a>، کورتیکواستروئیدها از عرض غشای سلولی عبور کرده و با گیرنده‌های اختصاصی<a title="سیتوپلاسم" href="https://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%B3%DB%8C%D8%AA%D9%88%D9%BE%D9%84%D8%A7%D8%B3%D9%85">سیتوپلاسمی</a> کمپلکس شده، وارد هسته سلول می‌شوند و به DNA (کروماتین) متصل و موجب تحریک روند رونویسی mRNA و به دنبال آن ساخت پروتئین‌های مختلف آنزیم‌های خاصی را تحریک می‌کندنشان داده شده است که وجود سطح بالا و طولانی‌مدت کورتیزول در جریان خون (آن‌چنان که در استرس مزمن پیش می‌آید) دارای تأثیرات منفی است، مانند: &#8211; اختلال در عملکرد شناختی &#8211; اختلال در عملکرد غده تیروئید &#8211; عدم تعادل میزان قند خون &#8211; کاهش تراکم استخوان &#8211; کاهش بافت عضلات &#8211; افزایش فشار خون &#8211; تضعیف سیستم دفاعی و واکنش‌های تحریکی بدن &#8211; افزایش چربی‌های شکمی که نسبت به تراکم چربی در سایر قسمت‌های بدن، بیشتر مشکل‌زاست. برخی از مشکلات سلامتی مربوط به افزایش چربی‌های شکمی عبارت‌اند از حملات قلبی، ایجاد سطح بالای کلسترول بد (LDL) و سطح پایین کلسترول خوب (HDL) که خود به مشکلات سلامتی دیگری می‌انجامد.</p>
<p>The post <a href="https://behdashtravan.com/%d8%aa%d8%a3%d8%ab%db%8c%d8%b1-%d8%a7%d8%b3%d8%aa%d8%b1%d8%b3-%d8%a8%d8%b1-%d9%85%d8%ba%d8%b2-%d9%88-%d9%81%d8%b1%d8%a7%d9%85%d9%88%d8%b4%db%8c/">تأثیر استرس بر مغز و فراموشی</a> appeared first on <a href="https://behdashtravan.com">مجله تخصصی روانشناسی بهداشت روان</a>.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://behdashtravan.com/%d8%aa%d8%a3%d8%ab%db%8c%d8%b1-%d8%a7%d8%b3%d8%aa%d8%b1%d8%b3-%d8%a8%d8%b1-%d9%85%d8%ba%d8%b2-%d9%88-%d9%81%d8%b1%d8%a7%d9%85%d9%88%d8%b4%db%8c/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>تأثیر شبکه‌های مجازی بر مغز</title>
		<link>https://behdashtravan.com/%d8%aa%d8%a3%d8%ab%db%8c%d8%b1-%d8%b4%d8%a8%da%a9%d9%87%e2%80%8c%d9%87%d8%a7%db%8c-%d9%85%d8%ac%d8%a7%d8%b2%db%8c-%d8%a8%d8%b1-%d9%85%d8%ba%d8%b2/</link>
					<comments>https://behdashtravan.com/%d8%aa%d8%a3%d8%ab%db%8c%d8%b1-%d8%b4%d8%a8%da%a9%d9%87%e2%80%8c%d9%87%d8%a7%db%8c-%d9%85%d8%ac%d8%a7%d8%b2%db%8c-%d8%a8%d8%b1-%d9%85%d8%ba%d8%b2/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[بهروز هاشمی]]></dc:creator>
		<pubDate>Thu, 28 Mar 2019 10:30:34 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[بهداشت روان]]></category>
		<category><![CDATA[سبک زندگی]]></category>
		<category><![CDATA[روانشناسی فیزیولوژیک]]></category>
		<category><![CDATA[سیستم پاداش مغز]]></category>
		<category><![CDATA[شبکه‌های اجتماعی]]></category>
		<category><![CDATA[فیزیولوژی]]></category>
		<category><![CDATA[مغز]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://behdashtravan.com/?p=6648</guid>

					<description><![CDATA[<p>تأثیر شبکه‌های مجازی بر مغز در مطالعه اخیر، محققان مرکز مطالعات مغز دانشگاه یو سی آل ای با استفاده از یک اسکنر به عکس‌برداری از مغزهای ۳۲ نوجوانی که از شبکه‌های مجازی استفاده می‌کردند، پرداختند تا به این ترتیب تأثیر شبکه‌های مجازی بر مغز را مطالعه کنند. تیم تحقیقاتی متوجه شد که نوجوانانی که از &#8230;</p>
<p>The post <a href="https://behdashtravan.com/%d8%aa%d8%a3%d8%ab%db%8c%d8%b1-%d8%b4%d8%a8%da%a9%d9%87%e2%80%8c%d9%87%d8%a7%db%8c-%d9%85%d8%ac%d8%a7%d8%b2%db%8c-%d8%a8%d8%b1-%d9%85%d8%ba%d8%b2/">تأثیر شبکه‌های مجازی بر مغز</a> appeared first on <a href="https://behdashtravan.com">مجله تخصصی روانشناسی بهداشت روان</a>.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>تأثیر شبکه‌های مجازی بر مغز</h2>
<p>در مطالعه اخیر، محققان مرکز مطالعات مغز دانشگاه یو سی آل ای با استفاده از یک اسکنر به عکس‌برداری از مغزهای ۳۲ نوجوانی که از شبکه‌های مجازی استفاده می‌کردند، پرداختند تا به این ترتیب تأثیر شبکه‌های مجازی بر مغز را مطالعه کنند.</p>
<p>تیم تحقیقاتی متوجه شد که نوجوانانی که از این نوع برنامه‌ها (شبکه‌های مجازی) استفاده کرده‌اند، قسمت‌های مشخص مغزشان به ویژه مرکز پاداش مغز توسط تعداد «لایک»ها فعال شده است.</p>
<p>تیم تحقیقاتی دریافتند هنگامی‌که نوجوانان متوجه می‌شوند که عکس‌هایشان تعداد لایک‌های بیشتری دریافت کرده است، فعالیت عمیقی در قسمت پاداش مغزشان به نحو قابل توجهی دیده می‌شود.</p>
<p>همچنین بیش از ۱۴۰ عکس به نوجوانان نشان داده شده که بر این باور بودند که تعداد لایک‌های دریافتی (درباره عکس‌ها) از دوستانشان است اما در حقیقت این کار به گروه تحقیقاتی واگذار شده بود.</p>
<p>در آخر اسکنرها نشان دادند که (ان ای سی) یکی از قسمت‌های پاداش مغز به طور مشخصی فعال شد وقتی‌که نوجوانان تعداد فراوانی لایک از عکس‌هایشان مشاهده کردند که سبب ترغیب آن‌ها برای استفاده بیشتر از شبکه‌های مجازی می‌شود.</p>
<p>نظرات خود را با مخاطبان <a href="http://behdashtravan.com" target="_blank" rel="noopener noreferrer">بهداشت روان</a> در میان بگذارید و سؤالات خود را از متخصصین ما بپرسید.</p>
<h2><strong>منبع</strong></h2>
<p>نام مقاله: تأثیر شبکه‌های مجازی بر مغز</p>
<p><strong>منبع</strong> : خبرگزاری <a href="https://edition.cnn.com/" target="_blank" rel="noopener noreferrer">CNN</a><br />
<strong>مترجم</strong> : <a href="http://t.me/a.hosseini" target="_blank" rel="noopener noreferrer">امیرحسین حسینی‌پور</a></p>
<p>&nbsp;</p>
<h2>پی‌نوشت</h2>
<h2><strong>سیستم پاداش مغز چیست؟</strong></h2>
<p>در دهه ۱۹۵۰ جیمز اولدز (James Olds) و پیتر میلنر (Peter Milner) طی آزمایشی الکترودهایی را در مغز چند موش جایگذاری کردند. همچنین در قفس موش‌ها اهرمی قرار داده شد و درصورتی‌که موش‌ها اهرم را فشار می‌دادند، از طریق الکترودها تحریکی الکتریکی دریافت می‌کردند. اولدز و میلنر با تغییر دادن مکان الکترود در سر موش‌ها، به این نتیجه رسیدند که هنگامی‌که الکترود را در مکان‌های مشخصی از مغز موش‌ها قرار می‌دهند، موش‌ها تمایل دارند تا به دفعات بسیار اهرم را فشار دهند. یکی از مهم‌ترین این مکان‌های مغزی، ناحیه‌ی سپتال بود که در زیر جسم پینه‌ای قرار دارد. به عنوان مثال هنگامی‌که الکترود بر روی سپتال قرار گرفت یکی از موش‌ها در مدت ۱۲ ساعت ۷۵۰۰ بار اهرم را فشار داد تا ناحیه‌ی سپتال خود را تحریک کند.</p>
<p>اهمیت تحقیق اولدز و میلنر از آن جهت بود که به نظر می‌رسد آن‌ها موفق به یافتن ساختارهای مغزی دخیل در تجربه لذت و پاداش شده‌اند، چرا که اگر موش‌ها بارها و بارها اهرم را فشار می‌دهند تا این مناطق را تحریک کنند، احتمالاً از این تجربه لذت می‌برند.</p>
<p>منبع: http://consonant.blog.ir</p>
<p>The post <a href="https://behdashtravan.com/%d8%aa%d8%a3%d8%ab%db%8c%d8%b1-%d8%b4%d8%a8%da%a9%d9%87%e2%80%8c%d9%87%d8%a7%db%8c-%d9%85%d8%ac%d8%a7%d8%b2%db%8c-%d8%a8%d8%b1-%d9%85%d8%ba%d8%b2/">تأثیر شبکه‌های مجازی بر مغز</a> appeared first on <a href="https://behdashtravan.com">مجله تخصصی روانشناسی بهداشت روان</a>.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://behdashtravan.com/%d8%aa%d8%a3%d8%ab%db%8c%d8%b1-%d8%b4%d8%a8%da%a9%d9%87%e2%80%8c%d9%87%d8%a7%db%8c-%d9%85%d8%ac%d8%a7%d8%b2%db%8c-%d8%a8%d8%b1-%d9%85%d8%ba%d8%b2/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>نوروسایکولوژی</title>
		<link>https://behdashtravan.com/%d9%86%d9%88%d8%b1%d9%88%d8%b3%d8%a7%db%8c%da%a9%d9%88%d9%84%d9%88%da%98%db%8c/</link>
					<comments>https://behdashtravan.com/%d9%86%d9%88%d8%b1%d9%88%d8%b3%d8%a7%db%8c%da%a9%d9%88%d9%84%d9%88%da%98%db%8c/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[بهروز هاشمی]]></dc:creator>
		<pubDate>Tue, 29 May 2018 10:30:58 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[رفتارگرایی و شناختی]]></category>
		<category><![CDATA[روانشناسی شخصیت]]></category>
		<category><![CDATA[مکاتب روانشناسی]]></category>
		<category><![CDATA[روانشناسی عصبنگر]]></category>
		<category><![CDATA[روانشناسی فیزیولوژی]]></category>
		<category><![CDATA[فیزیولوژی]]></category>
		<category><![CDATA[مغز و رفتار]]></category>
		<category><![CDATA[نوروسایکولوژی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://behdashtravan.com/?p=3277</guid>

					<description><![CDATA[<p>نورو به معنای عصب و سایکولوژی به معنای روانشناسی است؛ بنابراین ترکیب نوروسایکولوژی را می‌توان به‌صورت عصب‌روانشناسی ترجمه کرد. در برخی متون به آن روانشناسی عصب‌نگر نیز گفته شده است. از ترکیب دو کلمه نورو و سایکولوژی می‌توان حدس زد که رشته نوروسایکولوژی تمرکز عمده‌اش بر مغز و رفتار است. ازاین‌رو نوروسایکولوژی را می‌توان به‌عنوان &#8230;</p>
<p>The post <a href="https://behdashtravan.com/%d9%86%d9%88%d8%b1%d9%88%d8%b3%d8%a7%db%8c%da%a9%d9%88%d9%84%d9%88%da%98%db%8c/">نوروسایکولوژی</a> appeared first on <a href="https://behdashtravan.com">مجله تخصصی روانشناسی بهداشت روان</a>.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>نورو به معنای عصب و سایکولوژی به معنای روانشناسی است؛ بنابراین ترکیب نوروسایکولوژی را می‌توان به‌صورت عصب‌روانشناسی ترجمه کرد. در برخی متون به آن روانشناسی عصب‌نگر نیز گفته شده است. از ترکیب دو کلمه نورو و سایکولوژی می‌توان حدس زد که رشته نوروسایکولوژی تمرکز عمده‌اش بر مغز و رفتار است. ازاین‌رو نوروسایکولوژی را می‌توان به‌عنوان مطالعه رابطه مغز و رفتار تعریف کرد. درواقع هدف نوروسایکولوژی فهم ارتباط و تأثیر مغز بر روی رفتار است. اگرچه انسان همیشه به رابطه مغز و رفتار علاقه داشته است اما علم نوروسایکولوژی علم نسبتاً جدید و جوانی است. رویکردهای قدیمی در نوروسایکولوژی بررسی رابطه بین آسیب موضعی یک منطقه‌ی مغز و نقایص روان‌شناختی بود اما امروزه، نوروسایکولوژی در حال تغییر چارچوب‌های روش‌شناختی و نظری است به‌منظور فهمیدن نحوه کار مغز و روان است.</p>
<p>نوروسایکولوژی یکی از تخصص‌های روانشناسی است که رابطه بین مغز و رفتار را مطالعه می‌کند. نوروسایکولوژی، رشته‌ی گسترده‌ای است با زیرشاخه‌های مختلف که عبارت‌اند از:</p>
<p>نوروسایکولوژی آزمایشی (مطالعه روابط بین مغز و رفتار در غیر انسان‌ها)، نوروسایکولوژی شناختی (مطالعه شناخت (تفکر) بهنجار در انسان‌ها)، نوروسایکولوژی رفتاری (ترکیبی از نظریه‌های <a href="http://behdashtravan.com/%d8%aa%d8%a7%d8%b1%db%8c%d8%ae%da%86%d9%87-%d8%b1%d9%81%d8%aa%d8%a7%d8%b1%da%af%d8%b1%d8%a7%db%8c%db%8c-%d9%82%d8%b3%d9%85%d8%aa-%d8%a7%d9%88%d9%84/" target="_blank" rel="noopener">رفتاری</a> و اصول نوروسایکولوژیکال)، و نوروسایکولوژی بالینی (مطالعه روابط بین مغز و رفتار در انسان‌ها). زمانی که یک پزشک درخواست تست‌های نوروسایکولوژی می‌دهد معمولاً یک نوروسایکولوژیست بالینی این ارزیابی را انجام می‌دهد.</p>
<p>در اکثر موارد، نوروسایکولوژیست‌های بالینی، هم در روانشناسی بالینی و هم در نوروسایکولوژی آموزش دیده‌اند. نقش اصلی نوروسایکولوژیست بالینی ارزیابی عملکرد شناختی در افرادی است که صدمه مغزی دیده‌اند یا به آن مشکوک هستند. عملکردهای شناختی آن‌هایی هستند که فرد برای پردازش محرک‌های دریافتی بیرونی و درونی استفاده می‌کند. درواقع آن‌ها رفتارهای آشکار را ارزیابی می‌کنند و معتقدند که این رفتارها اطلاعاتی درباره عملکرد یکپارچه سیستم عصبی مرکزی فراهم می‌کنند.</p>
<p>در اکثر اختلال‌های روان‌شناختی آسیب موضعی مغز به‌ندرت مشاهده می‌شود. ازاین‌رو چالش اصلی این حوزه فهم رفتار نابهنجار در قالب ناکارآمدی پردازش اطلاعات است. به نظر می‌رسد فرآیند ناکارآمد پردازش اطلاعات نسبت به آسیب‌های مغزی موضعی ارتباط بیشتری با رفتارهای نابهنجار دارد. به‌صورت تاریخی، نقش نوروسایکولوژیست‌ها تلاش برای تشخیص افتراقی بین روان‌پریشی‌های ارگانیک (عضوی) و کارکردی بوده است.</p>
<h2>تاریخچه نوروسایکولوژی</h2>
<p>تحول و شکل‌گیری این حوزه با کارهای گال، بروکا، جیمز، واتسن، لشلی، گلدشتاین، هالستید و لوریا شناخته می‌شود. تئوری‌های اولیه درباره رابطه مغز و رفتار توسط گال ارائه شده است. او یک فرنولوژیست بود. بر اساس نظریه فرنولوژی گال، مناطق مغزی معینی که در فرورفتگی‌ها و برجستگی‌های جمجمه قابل مشاهده است با رفتارهای خاصی ارتباط دارند. با پیشرفت مکان‌یابی عملکرد، پل بروکا، فهم ما از زبان، به‌ویژه عملکردهای زبان بیانی را افزایش داد.</p>
<p><a href="https://fa.wikipedia.org/wiki/%D9%88%DB%8C%D9%84%DB%8C%D8%A7%D9%85_%D8%AC%DB%8C%D9%85%D8%B2" target="_blank" rel="noopener">جیمز</a> و واتسن با در نظر گرفتن اصول روانشناسی به‌طورکلی، و اصول نوروسایکولوژی به‌طور اختصاصی، زمینه‌ساز احساس نیاز به داده‌های تجربه در حمایت از نظریه‌های عملکرد شناختی شدند. همچنین آن‌ها مطرح کردند که برای انجام مطالعات روانشناسی نیازمند روش‌های علمی هستیم. کارهای لشلی و گلدشتاین منجر به فهم بهتر از رابطه مکان‌یابی مغز و رفتار در افراد بهنجار (از نظر نورولوژیکی) و افرادی که آسیب نورولوژیکی داشتند شد. هالستید و ریتان، از طریق روش‌های مختلف به‌طور آشکاری اثبات کردند که ارزیابی رفتارهای آشکار می‌تواند در جهت استفاده برای شناسایی دقیق آسیب‌های مغزی به کار روند.</p>
<figure id="attachment_3278" aria-describedby="caption-attachment-3278" style="width: 785px" class="wp-caption aligncenter"><img decoding="async" class="wp-image-3278 size-full" src="http://behdashtravan.com/wp-content/uploads/2018/02/Neuropsychology-f1.jpg" alt="نوروسایکولوژی Neuropsychology" width="785" height="661" srcset="https://behdashtravan.com/wp-content/uploads/2018/02/Neuropsychology-f1.jpg 785w, https://behdashtravan.com/wp-content/uploads/2018/02/Neuropsychology-f1-300x253.jpg 300w, https://behdashtravan.com/wp-content/uploads/2018/02/Neuropsychology-f1-768x647.jpg 768w" sizes="(max-width: 785px) 100vw, 785px" /><figcaption id="caption-attachment-3278" class="wp-caption-text">فرنولوژی یا جمجمه شناسی با کارهای گال شروع شد.</figcaption></figure>
<p>باوجوداینکه پیشرفت فعلی در زمینه رابطه ساختارهای نوروآناتومیکی و رفتار نظریه فرنولوژی را رد کرده است اما کشف لایه‌های نوروآناتومیکی عملکرد شناختی به‌عنوان هدف اصلی نوروسایکولوژی باقی مانده است. این فرضیه مطرح است که عملکرد شناختی هم به مکان مغزی خاص آن عملکرد و هم به روابط بین نواحی چندگانه مغز بستگی دارد.</p>
<p>در طول دهه گذشته، رشته عصب‌روانشناسی سبب‌ساز پیشرفت‌های قابل‌ملاحظه‌ای در مطالعه اختلال‌های روان‌شناختی است تا حدی که در حال حاضر نوروسایکولوژی به یک رشته ضروری برای مطالعه اختلال‌های روان‌شناختی تبدیل شده است. این پیشرفت از طریق کمی‌سازی دقیق و پایا از مؤلفه‌های عملکرد شناختی و رفتار در رابطه با وضعیت روانی بهنجار و نابهنجار، و توسعه مدل‌های نوروسایکولوژی از اختلال‌های روانی است.</p>
<p>تعیین روابط بین شناخت- مغز موضوع ساده‌ای در آسیب‌شناسی روانی نیست. بسیاری از مطالعات نوروسایکولوژی در مورد اختلال‌های روان‌شناختی روی بیمارانی انجام شده است که داروهای روانی مصرف می‌کنند و این داروها ممکن است اثرات عمیقی بر اندازه‌گیری عملکرد شناختی داشته باشند. بسیاری از اختلال‌های روان‌شناختی شامل تغییرات خلقی است و بنابراین خلق و انگیزه می‌تواند روی عملکرد افراد در تست‌های نوروسایکولوژیک تأثیر داشته باشند. در سال‌های اخیر توجه بیشتری به اکتشاف سندرم‌ها و نشانه‌های خاص شده است نه خود بیماری. به‌عنوان‌مثال بیشتر از اینکه تلاش شود تا اسکیزوفرنی (به‌عنوان یک بیماری) تبیین شود، تلاش‌ها در جهت تبیین نوروسایکولوژیکی ویژگی‌های خاص آن مانند هذیان‌های پارانوئیدی بوده است.</p>
<h2>سنجش نوروسایکولوژیک</h2>
<p>عصب‌روانشناسی بالینی نقش مهمی در ارزیابی آسیب‌شناختی در کارهای بالینی دارد. ایجاد مقیاس‌های نوروسایکولوژیکی اجازه می‌دهد که ارزیابی پایا و معتبری از کارآمدی درمان داشته باشیم. نقش نوروسایکولوژی بالینی روشن ساختن اثرات آسیب مغزی بر رفتار است. برای رسیدن به هدف نوروسایکولوژیست‌های بالینی عملکرد شناختی بیمار را از طریق تست‌های رفتاری می‌سنجند. دو رویکرد اصلی در سنجش نوروسایکولوژیک، رویکردهای کمی و کیفی است. در رویکرد کمی از مقیاس‌های استانداردی برای سنجش عملکرد شناختی افراد در مقایسه با آنچه از لحاظ آماری بهنجار است استفاده می‌شود. در رویکرد کیفی اما یک تحلیل عمیق توسط مقیاس‌های استاندارد انجام می‌شود تا نشانه‌های شاخص بیماری پیدا شوند. اگرچه این دو رویکرد مستقل از هم رشد کرده‌اند اما در حال حاضر روش‌های موجود از جنبه‌هایی از هر دو رویکرد استفاده می‌کنند.</p>
<p>نوروسایکولوژیست‌ها در حال حاضر نه‌تنها از این دو رویکرد استفاده می‌کنند بلکه از روش‌های چندبعدی دیگری استفاده می‌کنند. به‌عنوان‌مثال برای سنجش حافظه کلامی، ممکن است از بیماران بخواهند که فهرستی از لغات را حفظ کنند. باوجوداین، این رویکرد خیلی ساده است زیرا حافظه کلامی فقط در حفظ کردن واژه‌ها خلاصه نمی‌شود و پیچیده‌تر است؛ بنابراین، ارزیابی کامل حافظه کلامی شامل به خاطر سپردن فهرستی از واژه‌ها، واژه‌های دوتایی، جمله‌ها، داستان‌های کوتاه، یادآوری فوری، یادآوری با تأخیر، و شناسایی پارادایم‌هاست. این‌گونه ارزیابی به‌اندازه‌ی کافی داده‌های خوبی برای تحلیل کامل نقایص خاص در توانایی‌های شناختی فراهم می‌کند و زمینه تشخیص فرآیندهای مشترک و افتراق ظریف‌تر بین توانایی‌ها و آسیب‌ها را فراهم می‌کند.</p>
<h2>منبع</h2>
<p><a href="http://ravanhami.com/%D9%86%D9%88%D8%B1%D9%88%D8%B3%D8%A7%DB%8C%DA%A9%D9%88%D9%84%D9%88%DA%98%DB%8C/" target="_blank" rel="nofollow noopener">روان‌حامی</a></p>
<p><a href="https://www.sciencedirect.com/topics/neuroscience/neuropsychology" target="_blank" rel="noopener">Neuropsychology</a></p>
<p>The post <a href="https://behdashtravan.com/%d9%86%d9%88%d8%b1%d9%88%d8%b3%d8%a7%db%8c%da%a9%d9%88%d9%84%d9%88%da%98%db%8c/">نوروسایکولوژی</a> appeared first on <a href="https://behdashtravan.com">مجله تخصصی روانشناسی بهداشت روان</a>.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://behdashtravan.com/%d9%86%d9%88%d8%b1%d9%88%d8%b3%d8%a7%db%8c%da%a9%d9%88%d9%84%d9%88%da%98%db%8c/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>تاثیر درآمد خانواده بر مغز فرزندان</title>
		<link>https://behdashtravan.com/%d8%aa%d8%a7%d8%ab%db%8c%d8%b1-%d8%af%d8%b1%d8%a2%d9%85%d8%af-%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%88%d8%a7%d8%af%d9%87-%d8%a8%d8%b1-%d9%85%d8%ba%d8%b2-%d9%81%d8%b1%d8%b2%d9%86%d8%af%d8%a7%d9%86/</link>
					<comments>https://behdashtravan.com/%d8%aa%d8%a7%d8%ab%db%8c%d8%b1-%d8%af%d8%b1%d8%a2%d9%85%d8%af-%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%88%d8%a7%d8%af%d9%87-%d8%a8%d8%b1-%d9%85%d8%ba%d8%b2-%d9%81%d8%b1%d8%b2%d9%86%d8%af%d8%a7%d9%86/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[بهروز هاشمی]]></dc:creator>
		<pubDate>Sun, 29 Apr 2018 10:30:23 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[ارتقاء سلامت روان]]></category>
		<category><![CDATA[بهداشت روان]]></category>
		<category><![CDATA[سبک زندگی]]></category>
		<category><![CDATA[فرزندپروری و رشد]]></category>
		<category><![CDATA[تاثیر درآمد بر فرزند]]></category>
		<category><![CDATA[درآمد و سلامت روان]]></category>
		<category><![CDATA[رفتار و مغز]]></category>
		<category><![CDATA[فیزیولوژی]]></category>
		<category><![CDATA[نوروسایکولوژی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://behdashtravan.com/?p=3150</guid>

					<description><![CDATA[<p>نتایج یک پژوهش جدید که با بررسی اسکن‌های MRI انجام‌شده نشان می‌دهد که ساختار مغز کودکان و نوجوانان خانواده‌های دارای درآمد کمتر با هم سن و سالان آنها که خانواده ثروتمندتری دارند، متفاوت است. دانشمندان در گزارشی که در مجله علمی “نیچر نوروساینس” منتشر کرده‌اند، وجود ارتباط مابین بزرگ شدن در یک خانواده کم‌درآمد و &#8230;</p>
<p>The post <a href="https://behdashtravan.com/%d8%aa%d8%a7%d8%ab%db%8c%d8%b1-%d8%af%d8%b1%d8%a2%d9%85%d8%af-%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%88%d8%a7%d8%af%d9%87-%d8%a8%d8%b1-%d9%85%d8%ba%d8%b2-%d9%81%d8%b1%d8%b2%d9%86%d8%af%d8%a7%d9%86/">تاثیر درآمد خانواده بر مغز فرزندان</a> appeared first on <a href="https://behdashtravan.com">مجله تخصصی روانشناسی بهداشت روان</a>.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>نتایج یک پژوهش جدید که با بررسی اسکن‌های <a href="https://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%A7%D9%85%E2%80%8C%D8%A2%D8%B1%D8%A2%DB%8C" target="_blank" rel="noopener">MRI</a> انجام‌شده نشان می‌دهد که ساختار مغز کودکان و نوجوانان خانواده‌های دارای درآمد کمتر با هم سن و سالان آنها که خانواده ثروتمندتری دارند، متفاوت است.</p>
<p>دانشمندان در گزارشی که در مجله علمی “نیچر نوروساینس” منتشر کرده‌اند، وجود ارتباط مابین بزرگ شدن در یک خانواده کم‌درآمد و داشتن نواحی قشری کوچک‌تر در مناطق مغز که با مهارت‌هایی که برای موفقیت آکادمیک مرتبط است، را تأیید کرده‌اند.</p>
<p>بنا بر نتایج این پژوهش، این ارتباط مستقل از نژاد و قومیت کودک است. به‌علاوه آنها دریافته‌اند حتی اندک افزایش درآمد در میان خانواده‌های فقیر به‌طور نسبی موجب افزایش نواحی قشری مغز و بنابراین پتانسیل یادگیری می‌گردد.</p>
<p>الیزابت سوئل، نویسنده اصلی این مقاله و متخصص بیمارستان اطفال لس‌آنجلس گفته است: «ما واقعاً نمی‌دانیم پول چگونه موجب تفاوت در اندازه مغز می‌شود اما گمان می‌کنیم که این اتفاق به دلیل تمامی منابعی باشد که در دسترس مردم دارای درآمد بالاتر همچون تغذیه خوب، بهداشت و <a href="http://behdashtravan.com/%d8%b3%d9%84%d8%a7%d9%85%d8%aa%db%8c-%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86/" target="_blank" rel="noopener">سلامت</a>، مدرسه بهتر و غیره قرار دارد.»</p>
<p>در این پژوهش ۱۱۰۰ کودک و نوجوان ۳ تا ۲۰ ساله موردبررسی قرار گرفتند.</p>
<p>این پژوهشگران دریافتند که با افزایش سطح درآمد خانواده، ناحیه قشری مغز که مربوط به پشتیبانی زبان، خواندن، مهارت‌های سه بعدی و نقش‌های اجرایی است وسیع‌تر می‌گردد. اینها فرآیندهای ذهنی هستند که تمرکز، یادآوری و عملکرد چندوظیفه‌ای را موجب می‌شوند.</p>
<p>به‌علاوه این پژوهش نشان می‌دهد که میزان تحصیلات پدر و مادر بر کلیت نواحی قشری مغز کودک تأثیرگذار است به‌طوری‌که هر چه میزان تحصیلات والدین بیشتر باشد، نواحی قشری مغز کودک در طی رشد او بزرگ‌تر می‌شود.</p>
<p>البته در این پژوهش تأکید شده است که وضعیت اجتماعی اقتصادی یک کودک ضرورتاً رشد مغزی و شناختی کودک در همه موارد را دیکته نمی‌کند. به‌علاوه درآمد خانواده دلیلی بر تفاوت‌های مغزی نیست. این پژوهشگران قویاً بر این باورند که وجود تفاوت‌های مغزی نشان‌دهنده وجود تفاوت‌های تجربی است.</p>
<p>سوالات خود را در بخش کامنت مجله <a href="http://behdashtravan.com">بهداشت روان</a> مطرح کنید تا متخصص روانشناس به شما پاسخ دهد.</p>
<h2>منبع</h2>
<p><a href="http://www.neurosafari.com/%D8%AF%D8%B1%D8%A2%D9%85%D8%AF-%D8%AE%D8%A7%D9%86%D9%88%D8%A7%D8%AF%D9%87-%D9%85%DB%8C-%D8%AA%D9%88%D8%A7%D9%86%D8%AF-%D8%A8%D8%B1-%D8%B3%D8%A7%D8%AE%D8%AA%D8%A7%D8%B1-%D9%85%D8%BA%D8%B2-%DA%A9%D9%88/" target="_blank" rel="nofollow noopener">نوروسافاری</a></p>
<p><strong>منبع مقاله انگلیسی این تحقیق:</strong></p>
<p style="text-align: left;"><a href="https://www.nature.com/articles/nn.3983" target="_blank" rel="noopener">Family income, parental education and brain structure in children and adolescents, Nature Neuroscience, 30 March 2015.</a></p>
<p>The post <a href="https://behdashtravan.com/%d8%aa%d8%a7%d8%ab%db%8c%d8%b1-%d8%af%d8%b1%d8%a2%d9%85%d8%af-%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%88%d8%a7%d8%af%d9%87-%d8%a8%d8%b1-%d9%85%d8%ba%d8%b2-%d9%81%d8%b1%d8%b2%d9%86%d8%af%d8%a7%d9%86/">تاثیر درآمد خانواده بر مغز فرزندان</a> appeared first on <a href="https://behdashtravan.com">مجله تخصصی روانشناسی بهداشت روان</a>.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://behdashtravan.com/%d8%aa%d8%a7%d8%ab%db%8c%d8%b1-%d8%af%d8%b1%d8%a2%d9%85%d8%af-%d8%ae%d8%a7%d9%86%d9%88%d8%a7%d8%af%d9%87-%d8%a8%d8%b1-%d9%85%d8%ba%d8%b2-%d9%81%d8%b1%d8%b2%d9%86%d8%af%d8%a7%d9%86/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
	</channel>
</rss>
