<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	>

<channel>
	<title>مقالات شارکو | مجله تخصصی روانشناسی بهداشت روان</title>
	<atom:link href="https://behdashtravan.com/tag/%D8%B4%D8%A7%D8%B1%DA%A9%D9%88/feed/" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>https://behdashtravan.com/tag/شارکو/</link>
	<description></description>
	<lastBuildDate>Thu, 28 Feb 2019 13:20:59 +0000</lastBuildDate>
	<language>fa-IR</language>
	<sy:updatePeriod>
	hourly	</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>
	1	</sy:updateFrequency>
	<generator>https://wordpress.org/?v=6.6.2</generator>

<image>
	<url>https://behdashtravan.com/wp-content/uploads/2017/09/cropped-logo-32x32.png</url>
	<title>مقالات شارکو | مجله تخصصی روانشناسی بهداشت روان</title>
	<link>https://behdashtravan.com/tag/شارکو/</link>
	<width>32</width>
	<height>32</height>
</image> 
	<item>
		<title>تاریخچه روانکاوی &#8211; قسمت اول</title>
		<link>https://behdashtravan.com/%d8%aa%d8%a7%d8%b1%db%8c%d8%ae%da%86%d9%87-%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%da%a9%d8%a7%d9%88%db%8c-%d9%82%d8%b3%d9%85%d8%aa-%d8%a7%d9%88%d9%84/</link>
					<comments>https://behdashtravan.com/%d8%aa%d8%a7%d8%b1%db%8c%d8%ae%da%86%d9%87-%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%da%a9%d8%a7%d9%88%db%8c-%d9%82%d8%b3%d9%85%d8%aa-%d8%a7%d9%88%d9%84/#comments</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[بهروز هاشمی]]></dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Feb 2018 11:30:34 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[روان پویشی و روانکاوی]]></category>
		<category><![CDATA[متفکران بزرگ]]></category>
		<category><![CDATA[مکاتب روانشناسی]]></category>
		<category><![CDATA[بروئر]]></category>
		<category><![CDATA[تاریخچه روانکاوی]]></category>
		<category><![CDATA[تیچنر]]></category>
		<category><![CDATA[داروین]]></category>
		<category><![CDATA[روان تحلیلگری]]></category>
		<category><![CDATA[روان تحلیلی]]></category>
		<category><![CDATA[روانکاوی]]></category>
		<category><![CDATA[زیگموند فروید]]></category>
		<category><![CDATA[شارکو]]></category>
		<category><![CDATA[فروید]]></category>
		<category><![CDATA[نهاد من فرامن]]></category>
		<category><![CDATA[وونت]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://behdashtravan.com/?p=2544</guid>

					<description><![CDATA[<p>جایگاه روان‌کاوی در تاریخ روان‌شناسی اصطلاح روانکاوی یا تحلیل‌گری روانی و نام زیگموند فروید در سرتاسر دنیای نوین برای بیشتر مردم آشناست. گرچه سایر چهره‌های پیشرو در تاریخ روان‌شناسی، مانند فخنر، وونت و تیچنر، خارج از روان‌شناسی حرفه‌ای کمتر شناخته‌شده‌اند، فروید در میان عامه‌ی مردم از شهرت فوق‌العاده‌ای برخوردار است. بیش از چهل سال پس &#8230;</p>
<p>The post <a href="https://behdashtravan.com/%d8%aa%d8%a7%d8%b1%db%8c%d8%ae%da%86%d9%87-%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%da%a9%d8%a7%d9%88%db%8c-%d9%82%d8%b3%d9%85%d8%aa-%d8%a7%d9%88%d9%84/">تاریخچه روانکاوی &#8211; قسمت اول</a> appeared first on <a href="https://behdashtravan.com">مجله تخصصی روانشناسی بهداشت روان</a>.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>جایگاه روان‌کاوی در تاریخ روان‌شناسی</h2>
<p>اصطلاح <a href="http://behdashtravan.com/%d9%81%d8%b1%d9%82-%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%da%a9%d8%a7%d9%88-%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%d8%b4%d9%86%d8%a7%d8%b3-%d9%88-%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%d9%be%d8%b2%d8%b4%da%a9/" target="_blank" rel="noopener noreferrer">روانکاوی</a> یا تحلیل‌گری روانی و نام <a href="http://behdashtravan.com/%d8%b2%d9%86%d8%af%da%af%db%8c%d9%86%d8%a7%d9%85%d9%87-%d9%81%d8%b1%d9%88%db%8c%d8%af-%d9%82%d8%b3%d9%85%d8%aa-%d8%a7%d9%88%d9%84/" target="_blank" rel="noopener noreferrer">زیگموند فروید</a> در سرتاسر دنیای نوین برای بیشتر مردم آشناست. گرچه سایر چهره‌های پیشرو در تاریخ روان‌شناسی، مانند <a href="https://ar.wikipedia.org/wiki/%D8%AC%D9%88%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%81_%D9%81%D8%AE%D9%86%D8%B1" target="_blank" rel="noopener noreferrer">فخنر</a>، <a href="https://fa.wikipedia.org/wiki/%D9%88%DB%8C%D9%84%D9%87%D9%84%D9%85_%D9%88%D9%88%D9%86%D8%AA" target="_blank" rel="noopener noreferrer">وونت </a>و <a href="https://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%A7%D8%AF%D9%88%D8%A7%D8%B1%D8%AF_%D8%A8%D8%B1%D8%AF%D9%81%D9%88%D8%B1%D8%AF_%D8%AA%DB%8C%DA%86%D9%86%D8%B1" target="_blank" rel="noopener noreferrer">تیچنر</a>، خارج از روان‌شناسی حرفه‌ای کمتر شناخته‌شده‌اند، فروید در میان عامه‌ی مردم از شهرت فوق‌العاده‌ای برخوردار است. بیش از چهل سال پس از مرگ فروید مجله نیوزویک نوشت که «بدون او تفکر قرن بیستم به‌دشواری قابل‌تصور است»(۳۰ نوامبر ۱۹۸۱). او یکی از معدود افرادی است که در تغییر شیوه‌ی تفکر ما درباره‌ی خودمان نقش اساسی داشته است.</p>
<p>فروید اظهار داشت که در سرتاسر تاریخ، سه ضربه‌ای (شوک) عمده به من جمعی انسان واردشده است (فروید، ۱۹۱۷). اولین ضربه توسط <a href="https://fa.wikipedia.org/wiki/%D9%86%DB%8C%DA%A9%D9%84%D8%A7%D8%B3_%DA%A9%D9%88%D9%BE%D8%B1%D9%86%DB%8C%DA%A9" target="_blank" rel="noopener noreferrer">کوپرنیک </a>(۱۵۴۳- ۱۴۷۳)، ستاره‌شناس هلندی وارد شد که نشان داد زمین مرکز جهان نیست بلکه صرفاً یکی از بسیار سیاره‌هایی است که به دور خورشید می‌چرخد. دومین کشف توسط <a href="https://fa.wikipedia.org/wiki/%DA%86%D8%A7%D8%B1%D9%84%D8%B2_%D8%AF%D8%A7%D8%B1%D9%88%DB%8C%D9%86" target="_blank" rel="noopener noreferrer">چارلز داروین</a> در قرن نوزدهم عنوان شد که نشان داد انسان موجودی یگانه و از انواع جداگانه‌ای که در عالم خلقت جایگاه والایی داشته باشد نیست، بلکه صرفاً شکل بالاتری از انواع حیوانات است که از تکامل اشکال پایین‌تر حیات حاصل‌شده است.</p>
<p>زیگموند فروید با این ادعا که ما فرمانروایان منطقی زندگی خود نیستیم بلکه در کنترل نیروهای ناهشیار قرار داریم که از آن‌ها ناآگاهیم، سومین ضربه را وارد کرد. بدین «کوپرنیک بشریت را از مرکز جهان خارج کرده بود، داروین او را وادار کرده بود که خویشاوندی خود با حیوانات را بپذیرد {و} فروید نشان داد که منطق و تعقل ارباب خانه خودش نیست»(گی، ۱۹۸۸، ص. ۵۸۶).</p>
<p><a href="http://behdashtravan.com/%d8%aa%d8%a7%d8%ab%db%8c%d8%b1-%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%da%a9%d8%a7%d9%88%db%8c-%d8%a8%d9%84%d9%86%d8%af%d9%85%d8%af%d8%aa-%d9%88-%d9%86%d8%aa%db%8c%d8%ac%d9%87-%d8%a2%d9%86-%d8%af%d8%b1-%d8%b2%d9%86/" target="_blank" rel="noopener noreferrer">روانکاوی</a> با سایر مکاتب روان‌شناسی هم‌زمان است. وضعیت را در سال ۱۸۹۵ در نظر بگیرید، سالی که فروید نخستین کتاب را انتشار داد و آغاز رسمی جنبش نوین خود را مشخص کرد. وونت در آن زمان ۶۳ سال داشت. تیچنر که تازه ۲۸ ساله شده بود فقط دو سال پیش از آن به دانشگاه کرنل رفته بود و تدوین نظام <a href="https://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%B3%D8%A7%D8%AE%D8%AA%D8%A7%D8%B1%DA%AF%D8%B1%D8%A7%DB%8C%DB%8C" target="_blank" rel="noopener noreferrer">ساخت‌گرایی‌اش </a>را به‌تازگی آغاز می‌کرد. روح ساخت‌گرایی در ایالات‌متحده آمریکا در حال رشد بود. روان‌شناسی <a href="http://behdashtravan.com/%d8%aa%d8%a7%d8%b1%db%8c%d8%ae%da%86%d9%87-%d8%b1%d9%81%d8%aa%d8%a7%d8%b1%da%af%d8%b1%d8%a7%db%8c%db%8c-%d9%82%d8%b3%d9%85%d8%aa-%d8%a7%d9%88%d9%84/" target="_blank" rel="noopener noreferrer">رفتارگرایی </a>و روان‌شناسی <a href="https://fa.wikipedia.org/wiki/%DA%AF%D8%B4%D8%AA%D8%A7%D9%84%D8%AA" target="_blank" rel="noopener noreferrer">گشتالت </a>هیچ‌کدام شروع نشده بود. <a href="https://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%AC%D8%A7%D9%86_%D8%A8%DB%8C._%D9%88%D8%A7%D8%AA%D8%B3%D9%88%D9%86" target="_blank" rel="noopener noreferrer">واتسون </a>در آن هنگام ۱۷ سال و ورتایمر ۱۵ سال داشتند.</p>
<p>باوجوداین تا هنگام مرگ فروید در سال ۱۹۳۹، چشم‌انداز کلی روان‌شناسی تغییریافته بود. روان‌شناسی وونت، ساخت‌گرایی و <a href="https://en.wikipedia.org/wiki/Functional_psychology" target="_blank" rel="noopener noreferrer">کارکردگرایی </a>به‌صورت تاریخ درآمده بودند. روان‌شناسی گشتالت از آلمان به‌سوی ایالات‌متحده ریشه می‌دوانید و رفتارگرایی شکل مسلط روان‌شناسی آمریکایی شده بود.</p>
<p>مکاتب فکری که تاکنون موردبحث قرار داده‌ایم، برخلاف عدم توافق بنیادی میان آن‌ها، میراث علمی دانشگاهی مشترک داشتند و شکل و الهام‌های خود را عمدتاً مدیون وونت بودند. مفاهیم و روش‌های آن‌ها در آزمایشگاه‌ها، کتابخانه‌ها و سالن‌های سخنرانی پالایش‌یافته و مطالب موردعلاقه آن‌ها موضوع‌هایی مانند ادراک، احساس و یادگیری بودند. آن‌ها تلاش می‌کردند علم محض باقی بمانند. برعکس، روانکاوی نه محصول پژوهش‌های دانشگاهی بود نه محصول علم محض، بلکه از درون روان‌پزشکی برخاست که تلاش می‌کرد کسانی را که جامعه برچسب «بیماران روانی» به آنان می‌زد درمان کند. بدین‌سان، روانکاوی یک مکتب فکری روان‌شناسی که به‌طور مستقیم با سایر مکاتب قابل قیاس باشد، نبود و هنوز هم نیست.</p>
<p>روانکاوی ازنظر هدف، موضوع مطالعه و روش، از همان ابتدا از خط فکری روان‌شناسی دور شد. موضوع موردمطالعه آن رفتار نابهنجار است که تااندازه‌ای از سوی مکاتب مورد غفلت قرارگرفته بود و روش اولیه‌ی آن، به‌جای آزمایش کنترل‌شده‌ی آزمایشگاهی، مشاهده‌ی بالینی است. هم‌چنین، روانکاوی با ناهشیاری سروکار دارد، موضوعی که از سوی سایر مکاتب فکری در روان‌شناسی اساساً نادیده گرفته‌شده بود.</p>
<p>وونت و تیچنر به یک دلیل ناهشیاری را در نظام خود نپذیرفتند: درون‌نگری ناهشیاری ناممکن است. چون ناهشیاری را نمی‌توان درون‌نگری کرد، لذا نمی‌توان آن را به عناصر اولیه‌اش کاهش داد. کارکردگرایان نیز که هشیاری را از حوزه‌ی مطالعه خود کنار گذاشته بودند، کاربردی برای ناهشیاری نداشتند. در کتاب درسی مفصل آنجل که در ۱۹۰۴ منتشر شد، تنها دو صفحه‌ی آخر کتاب به ناهشیاری اختصاص داده‌شده بود. بدیهی است، در نظام رفتارگرایی واتسون نیز هشیاری جایی نداشت، تا چه رسد به این‌که ناهشیاری در آن راه یابد. او ناهشیاری را چیزی تلقی می‌کرد که شخص آن را هنوز به زبان نیاورده است، اما در نظام خود نقشی برای آن قائل نبود.</p>
<p>برخلاف این تفاوت‌ها، روانکاوی ویژگی‌های زمینه‌ای مشترکی با کارکردگرایی و رفتارگرایی دارد. همه‌ی آن‌ها از روح ماشین‌گرایی، از کارهای فخنر در پسیکوفیزیک و از افکار انقلابی داروین تأثیر پذیرفتند.</p>
<h2>اندیشه‌های درباره آسیب‌شناسی روانی</h2>
<p>قبلاً دیدیم که یک نهضت یا جنبش تازه به چیزی نیاز دارد تا علیه آن طغیان کند، چیزی که از آن دوری جوید تا از آن راه نیرویی برای حرکت به‌دست آورد. ازآنجاکه روانکاوی از درون روان‌شناسی دانشگاهی وونت و یا هیچ‌یک از سایر مکاتب فکری روان‌شناسی تحول نیافت. برای کشف آنچه که فروید با آن مخالفت کرد، باید تفکر رایج درزمینه‌ی کار او را موردتوجه قرار دهیم: درک و درمان اختلال‌های روانی.</p>
<p>تاریخ درمان بیماران روانی به‌خودی‌خود هم سرگرم‌کننده و هم تأثرانگیز است. شناخت بیماری روانی به ۲۱۰۰ سال قبل از میلاد برمی‌گردد (به رمز، تونین و روث ۱۹۹۱). بابلی‌ها عقیده داشتند که علت بیماری روانی تسخیر روح بیمار توسط شیاطین است، وضعیتی که آن را با ترکیبی از جادو و دعا به‌گونه‌ای ترحم‌آمیز درمان می‌کردند.</p>
<p>در فرهنگ‌های قدیم عبری، بیماری روانی به‌عنوان تنبیه در برابر گناه تلقی می‌شد و آنان نیز برای درمان آن به جادو و دعا متوسل می‌شدند. فیلسوفان یونانی- به‌ویژه سقراط، افلاطون و ارسطو می‌گفتند که بیماری روانی از فرآیندهای تفکر مختل ناشی می‌شود. آن‌ها نیروی شفابخش و تلقین‌کننده‌ی کلمات را تجویز می‌کردند.</p>
<p>وقتی‌که مسیحیت در قرن چهارم استقرار یافت، بار دیگر بیماری روانی به ارواح پلید و شیطانی نسبت داده شد. روش درمانی که حاکمیت کلیسا آن را به‌اجبار اعمال می‌کرد شامل سرزنش، شکنجه و اجرای احکام وحشیانه در مورد این بیماران بود. تفتیش عقاید نفرت‌انگیز که از آغاز قرن پانزدهم توسط کلیسا اعمال می‌شد و به‌مدت ۳۰۰ سال ادامه داشت به جستجوی افراد مرتد و دستگیری جن‌زدگان می‌پرداخت و نشانه‌های اختلال‌های روانی را که تصور می‌رفت تنبیه تنها راه درمان آن‌هاست به‌تفصیل توصیف می‌کرد.</p>
<p>تا قرن هجدهم، بیماری روانی یک رفتار غیرمنطقی تلقی می‌شد. از آن هنگام اشخاص مبتلا به بیماری روانی را محکوم‌به مرگ نمی‌کردند، بلکه آنان را در مؤسسه‌هایی که شبیه به زندان بودند زندانی می‌کردند. هیچ‌گونه روش درمانی درباره‌ی آنان به‌کار بسته نمی‌شد. این بیماران را به زنجیر می‌بستند و گاهی مانند حیوانات باغ‌وحش آنان را در معرض تماشای مردم قرار می‌دادند.</p>
<h2>امیال جنسی و تداعی آزاد اندیشه</h2>
<p>در ۱۸۸۵ یک بورس پژوهشی به فروید امکان داد تا چهار ماه و نیم در فرانسه زیر نظر شارکو به مطالعه بپردازد. او استفاده <a href="https://fr.wikipedia.org/wiki/Jean-Martin_Charcot" target="_blank" rel="noopener noreferrer">شارکو </a>از هیپنوتیسم را در درمان بیماران <a href="https://fa.wikipedia.org/wiki/%D9%87%DB%8C%D8%B3%D8%AA%D8%B1%DB%8C" target="_blank" rel="noopener noreferrer">هیستریکی </a>مشاهده کرده و به‌تدریج چهره پدرش را در این مرد یافت و حتی فکر می‌کرد اگر بتواند با دختر شارکو ازدواج کند چقدر این وصلت در موقعیت شغلی وی اثر خواهد گذاشت. او در نامه‌ای به مارتا نوشت که این زن جوان در اندیشه‌ی وی تا چه اندازه جذاب می‌نمود(گل‌فاند، ۱۹۹۲).</p>
<p>شارکو هم‌چنین نقش امیال جنسی را در رفتار هیستریکی به فروید گوشزد کرد. شبی در یک مهمانی فروید ادعای شارکو را دایر بر اینکه مشکلات یکی از بیمارانش اساسی جنسی دارد شنید. « در این‌گونه موارد همیشه اندام تناسلی مطرح است- همیشه، همیشه، همیشه» (فروید، ۱۹۱۴، ص.۱۴)</p>
<p>فروید یک سال پس از بازگشت از پاریس، بار دیگر به یاد اساس جنسی احتمالی اختلال هیجانی افتاد. یکی از همکاران فروید از او درخواست کرد تا مورد زنی را که از حمله‌های <a href="http://behdashtravan.com/%d8%a7%d8%b6%d8%b7%d8%b1%d8%a7%d8%a8-%d8%a7%d8%b2-%d9%86%da%af%d8%a7%d9%87-%d9%81%d8%b1%d9%88%db%8c%d8%af/" target="_blank" rel="noopener noreferrer">اضطراب </a>شدید رنج می‌برد و تنها هنگامی آرامش می‌یافت که می‌دانست پزشکش در هرلحظه کجاست، بررسی کند. پزشک مذکور به فروید گفت که اضطراب این زن از ناتوانی جنسی شوهرش ناشی شده است، این زن پس از ۱۸ سال ازدواج هنوز باکره بود. دکتر به فروید گفت «ما با نسخه‌ی منحصربه‌فرد این نوع بیماری آشنایی کافی داریم، اما نمی‌توانیم آن را تجویز کنیم»(فروید، ۱۹۱۴).</p>
<p>فروید برای درمان بیماران خود روش‌های هیپنوتیسم و تخلیه هیجانی <a href="https://fa.wikipedia.org/wiki/%DB%8C%D9%88%D8%B2%D9%81_%D8%A8%D8%B1%D9%88%DB%8C%D8%B1" target="_blank" rel="noopener noreferrer">بروئر </a>را به‌کار بسته بود، اما رضایت او از هیپنوتیسم به‌تدریج کاهش یافت. گرچه به‌ظاهر نشانه‌های بیماری را با موفقیت از بین می‌برد، چنین به‌نظر می‌رسید که نمی‌توانست بیماری را کاملاً درمان کند. بسیاری از بیماران با مجموعه‌ای از نشانه‌های جدید بازمی‌گشتند. به‌علاوه فروید یافت که هیپنوتیسم کردن بعضی از بیماران نوروتیک و یا بردن آن‌ها به خواب هیپنوتیسمی عمیق امکان‌پذیر نبود. او به‌زودی هیپنوتیسم را کنار گذاشت، اما تخلیه هیجانی را به‌عنوان یک روش درمانی حفظ کرد و از آن روش تداعی آزاد را به‌وجود آورد. (چنانکه در فصل اول یادآور شدیم فروید آن را به زبان آلمانی تجاوز و تهاجم آزاد می‌نامید، در تداعی آزاد.)</p>
<p>درروش<a href="https://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%AA%D8%AF%D8%A7%D8%B9%DB%8C_%D8%A2%D8%B2%D8%A7%D8%AF" target="_blank" rel="noopener noreferrer"> تداعی آزاد</a>، بیمار روی کاناپه‌ای دراز می‌کشد و تشویق می‌شود که آزادانه و خودانگیخته صحبت کند، هر اندیشه‌ای را که به ذهنش می‌رسد هرقدر هم که بی‌اهمیت، شرم‌آور یا احمقانه به‌نظر آید، به‌طور کامل ابراز کند. هدف روش روانکاوی فروید این بود که خاطره‌ها و افکار سرکوب‌شده‌ی بیمار، که فرضاً منشأ رفتار نابهنجار او محسوب می‌شدند به هشیاری راه یابند.</p>
<p>به عقیده‌ی فروید، در مورد مطالبی که به هنگام تداعی آزاد آشکار می‌شود هیچ‌چیز تصادفی وجود ندارد و بیمار آن‌ها را آگاهانه سانسور نمی‌کند. تجاربی که هنگام تداعی آزاد از طرف بیمار فاش می‌شود، از پیش تعیین‌شده هستند؛ یعنی به سبب ماهیت تعارضی‌شان سر زده و با فشار به هشیاری را می‌یابند. آن‌ها به سطح هشیاری بیمار هجوم می‌آوردند، به‌گونه‌ای که او مجبور می‌شود آن‌ها را برای درمانگر بیان کند.</p>
<p>فروید از طریق روش تداعی آزاد کشف کرد که خاطرات بیمارانش همواره به تجارب کودکی آن‌ها برمی‌گشت و بسیاری از این خاطرات <a href="http://behdashtravan.com/%d9%85%da%a9%d8%a7%d9%86%db%8c%d8%b2%d9%85-%d8%af%d9%81%d8%a7%d8%b9%db%8c-%d8%b3%d8%b1%da%a9%d9%88%d8%a8%db%8c-%db%8c%d8%a7-%d9%88%d8%a7%d9%be%d8%b3%e2%80%8c%d8%b1%d8%a7%d9%86%db%8c/" target="_blank" rel="noopener noreferrer">سرکوب‌ </a>شده به مسائل جنسی مربوط بودند. فروید که از پیش نسبت به نقش احتمالی عوامل میل جنسی در سبب‌شناسی بیماری مراجعانش آگاه شده بود و مطمئناً از ادبیات معاصر درباره‌ی آسیب‌شناسی جنسی اطلاعات داشت، به رویدادهای مربوط به عوامل جنسی داستان‌های بیمارانش بیشتر دقت می‌کرد.</p>
<p>(روزنزویگ، ۱۹۹۲). چند مقاله‌ی مشترک و چند شرح‌حال موردی، ازجمله شرح‌حال آنا. اُ محتوای این کتاب را تشکیل می‌دادند. گرچه این کتاب با برخی انتقادهای منفی روبه‌رو شد. در مجله‌های علمی و ادبی سرتاسر اروپا اظهارنظرهای مثبتی نیز درباره‌ی آن به عمل آمد و خدمت باارزشی در این زمینه به شمار می‌رفت. این آغازی برای شهرت قطعی، هرچند نسبتاً کم، برای فروید که در جستجویش بود، محسوب می‌شد.</p>
<p>بروئر نسبت به انتشار این کتاب تردید داشت. آنان درباره‌ی عقیده فروید دایر بر اینکه تنها علت روان‌رنجوری (نوروز) همانا مسائل جنسی است با یکدیگر بحث کرده بودند. بروئر می‌پذیرفت که مسئله جنسی ممکن است در روان‌رنجوری مهم باشد، اما عقیده نداشت که تنها علت آن است. او می‌گفت فروید برای دفاع از نتیجه‌گیری خود شواهد کافی در دست ندارد. اما تصمیم فروید درباره‌ی انتشار این کتاب موجب تیرگی روابط بین آن‌ها شد.</p>
<p>فروید معتقد بود حق با اوست و نیازی نیست که برای حمایت از دیدگاهش داده‌های بیشتری جمع‌آوری کند. شاید فروید مایل نبود منتظر بماند تا دیدگاهش را بیشتر مستند کند، زیرا امکان داشت که این تأخیر به شخص دیگری فرصت بدهد تا این فکر را منتشر سازد و ادعای حق‌تقدم کند. جاه‌طلبی فروید برای موفقیت و شهرت ممکن است در سرعت بخشیدن به نشر عقیده‌ای که بر شواهد علمی ناکافی استوار بود بر دوراندیشی علمی پیشی گرفته باشد.</p>
<p>نگرش جزمی فروید نسبت به‌کارش بروئر را آزرده‌خاطر ساخت و در طی چند سال رابطه‌ی آن‌ها به‌کلی قطع شد. فروید از مردی که آن‌همه به وی خدمت کرده بود دلگیر شد، چنان‌که گفته بود دیدار صرف بروئر در او این میل را به وجود می‌آورد تا به کشور دیگری مهاجرت کند! باوجوداین، فروید امتیاز پیشگامی درمان بیماری هیستری را برای بروئر محفوظ داشت. وقتی‌که بروئر در سال ۱۹۲۵ درگذشت خشم فروید نسبت به وی فروکش کرده بود؛ بنابراین، به مناسبت درگذشت بروئر یک آگهی پراحساس نوشت و از فضیلت او به‌عنوان استادش ستایش کرد. او هم‌چنین نامه‌ی تسلیت‌آمیزی برای پسر بروئر فرستاد و در آن نوشت «پدر مرحومت در به‌وجودآوردن علم جدید ما نقشی ارزنده ایفا کرد»(نقل از هیرش مولر، ۱۹۸۹، ص. ۳۲۱).</p>
<h2>منبع</h2>
<p><strong>کتاب:</strong> <a href="https://www.worldofbooks.com/history-of-modern-psychology-by-duane-p-schultz-gor008306824.html?keyword=&amp;gclid=EAIaIQobChMIoO6kgMCL2AIVxEAbCh2WZwN1EAYYASABEgLkvvD_BwE" target="_blank" rel="noopener noreferrer">تاریخ روانشناسی نوین</a><br />
<strong>نویسنده:</strong> سیدنی آلن شولتز، دوان پی شولتز<br />
<strong>مترجم:</strong> پاشا شریفی، علی اکبر سیف، خدیجه علی آبادی</p>
<p>The post <a href="https://behdashtravan.com/%d8%aa%d8%a7%d8%b1%db%8c%d8%ae%da%86%d9%87-%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%da%a9%d8%a7%d9%88%db%8c-%d9%82%d8%b3%d9%85%d8%aa-%d8%a7%d9%88%d9%84/">تاریخچه روانکاوی &#8211; قسمت اول</a> appeared first on <a href="https://behdashtravan.com">مجله تخصصی روانشناسی بهداشت روان</a>.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://behdashtravan.com/%d8%aa%d8%a7%d8%b1%db%8c%d8%ae%da%86%d9%87-%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%da%a9%d8%a7%d9%88%db%8c-%d9%82%d8%b3%d9%85%d8%aa-%d8%a7%d9%88%d9%84/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>6</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>بیوگرافی فروید: قسمت دوم</title>
		<link>https://behdashtravan.com/%d8%b2%d9%86%d8%af%da%af%db%8c%d9%86%d8%a7%d9%85%d9%87-%d9%81%d8%b1%d9%88%db%8c%d8%af-%d9%82%d8%b3%d9%85%d8%aa-%d8%af%d9%88%d9%85/</link>
					<comments>https://behdashtravan.com/%d8%b2%d9%86%d8%af%da%af%db%8c%d9%86%d8%a7%d9%85%d9%87-%d9%81%d8%b1%d9%88%db%8c%d8%af-%d9%82%d8%b3%d9%85%d8%aa-%d8%af%d9%88%d9%85/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[بهروز هاشمی]]></dc:creator>
		<pubDate>Sun, 26 Nov 2017 11:30:22 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[روان پویشی و روانکاوی]]></category>
		<category><![CDATA[سرگذشت]]></category>
		<category><![CDATA[متفکران بزرگ]]></category>
		<category><![CDATA[مکاتب روانشناسی]]></category>
		<category><![CDATA[بیوگرافی فروید]]></category>
		<category><![CDATA[روان‌رنجوری]]></category>
		<category><![CDATA[زندگی جنسی فروید]]></category>
		<category><![CDATA[زندگینامه فروید]]></category>
		<category><![CDATA[زیگموند فروید]]></category>
		<category><![CDATA[شارکو]]></category>
		<category><![CDATA[فروید]]></category>
		<category><![CDATA[مبنای جنسی روانرنجوری]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://behdashtravan.com/?p=2344</guid>

					<description><![CDATA[<p>یکی از استادان، فروید را از دنبال کردن شغل موردنظرش در پژوهش علمی مأیوس کرد و خاطرنشان ساخت که سال‌ها طول می‌کشد تا او به مقام استادی برسد و خود را ازلحاظ مالی در نظام دانشگاهی تأمین کند. چون فروید درآمد مستقلی نداشت، معتقد بود تنها انتخاب او شروع کردن کار آزاد است. نیروی محرک &#8230;</p>
<p>The post <a href="https://behdashtravan.com/%d8%b2%d9%86%d8%af%da%af%db%8c%d9%86%d8%a7%d9%85%d9%87-%d9%81%d8%b1%d9%88%db%8c%d8%af-%d9%82%d8%b3%d9%85%d8%aa-%d8%af%d9%88%d9%85/">بیوگرافی فروید: قسمت دوم</a> appeared first on <a href="https://behdashtravan.com">مجله تخصصی روانشناسی بهداشت روان</a>.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[
		<div class="box note  aligncenter">
			<div class="box-inner-block">
				<span class="fa tie-shortcode-boxicon"></span>این مقاله، قسمت دوم از مقاله “زندگینامه فروید” است. برای مطالعه قسمت قبل به لینک زیر مراجعه نمایید.</p>
<p><a href="http://behdashtravan.com/%d8%b2%d9%86%d8%af%da%af%db%8c%d9%86%d8%a7%d9%85%d9%87-%d9%81%d8%b1%d9%88%db%8c%d8%af-%d9%82%d8%b3%d9%85%d8%aa-%d8%a7%d9%88%d9%84/" target="_blank" rel="noopener">زندگینامه فروید – قسمت اول</a>
			</div>
		</div>
	
<p>یکی از استادان، فروید را از دنبال کردن شغل موردنظرش در پژوهش علمی مأیوس کرد و خاطرنشان ساخت که سال‌ها طول می‌کشد تا او به مقام استادی برسد و خود را ازلحاظ مالی در نظام دانشگاهی تأمین کند. چون فروید درآمد مستقلی نداشت، معتقد بود تنها انتخاب او شروع کردن کار آزاد است. نیروی محرک دیگر، نامزدی او با مارتا برنایس بود که به مدت چهار سال قبل از این‌که آن‌ها بتوانند از عهده‌ی ازدواج برآیند، ادامه داشت. فروید در سال ۱۸۸۱ طبابت را با عنوان متخصص اعصاب بالینی شروع کرد و کاوش شخصیت افراد مبتلا به اختلال‌های هیجانی را آغاز نمود.</p>
<p>او به مدت چند ماه در پاریس با ژان مارتین شارکو روان‌پزشکِ پیشگام استفاده از هیپنوتیزم را مطالعه کرد. شارکو فروید را از مبنای جنسی احتمالی روان‌رنجوری نیز آگاه کرد. فروید تصادفاً شنید که شارکو می‌گوید مشکل بیمار خاصی، علت جنسی دارد. شارکو گفت: «در چنین موردی، همیشه مسئله‌ی اندام‌های تناسلی درگیر است، همیشه، همیشه، همیشه»(نقل‌شده از شارکو در فروید، ۱۹۱۴، ص ۱۴). فروید متوجه شد که وقتی شارکو درباره‌ی این موضوع صحبت می‌کرد «دست‌ها را روی سینه در هم قفل می‌کرد و چند بار بالا و پایین می‌پرید… برای لحظه‌ای از شگفتی تقریباً فلج شده بودم»(نقل‌شده از فروید در پروچینک، ۲۰۰۶، ص ۱۳۵).</p>
<p>وقتی فروید به وین برگشت، دوباره احتمال علت جنسی مشکلات هیجانی را به او یادآور شدند. یکی از همکاران، اضطراب بیمار زنی را شرح داد که درمانگرش معتقد بود از ناتوانی جنسی شوهرش ناشی شده است. شوهر این خانم ظرف ۱۸ سال زندگی زناشویی، هرگز روابط جنسی با او نداشته بود. همکار فروید گفت: «تنها تجویز برای چنین عارضه‌ای همان است که برای ما آشناست، ولی نمی‌توانیم آن را توصیه کنیم و آنPenis normalis dosim repetatur! است»(نقل‌شده شده در فروید، ۱۹۹۴، ص ۱۴). درنتیجه‌ی این وقایع و تعارض‌های جنسی خودِ فروید، می‌توان گفت که او قطعاً احتمال مبنای جنسی اختلال هیجانی را پذیرفته بود.</p>
<h2>سوءاستفاده‌ی جنسی کودکی: واقعیت یا خیال؟</h2>
<p>فروید در سال ۱۸۹۶، بعد از چند سال کار بالینی، متقاعد شده بود که تعارض‌های جنسی، علت اصلی تمام روان‌رتجوری‌هاست. او ادعا کرد که اکثر بیماران زن او از تجربیات جنسی آسیب‌زا در دوران کودکی خود خبر داده بودند. این رویدادها به اغفال شباهت داشتند که اغفال‌کننده، خویشاوند مرد مسن‌تر، معمولاً پدر بود. این روزها ما این‌گونه تجربیات را سوءاستفاده از کودک می‌نامیم و اغلب تجاوز جنسی یا زنا با محارم را شامل می‌شوند. فروید معتقد بود که همین آسیب‌های جنسی اولیه، رفتار روان‌رنجور در بزرگ‌سالی را ایجاد می‌کنند.</p>
<p>تقریباً یک سال بعدازاینکه فروید این نظریه را منتشر کرد، نظر خود را تغییر داد. او به این نتیجه رسید که در اغلب موارد، سوءاستفاده جنسی کودکی که بیمارانش ذکر کرده بودند، هرگز واقعاً اتفاق نیفتاده بودند. فروید ادعا کرد که آن‌ها خیال‌پردازی‌های خود را برای او نقل کرده بودند. در آغاز، این ضربه‌ی تکان‌دهنده‌ای بود، زیرا به نظر می‌رسید که اساس نظریه‌ی روان‌رنجوری او متزلزل شده است. چگونه آسیب‌های جنسی کودکی می‌توانند علت رفتار روان‌رنجور باشند درصورتی‌که هرگز اتفاق نیفتاده بودند.</p>
<p>فروید پس از تأمل، نتیجه گرفت خیال‌پردازی‌هایی که بیمارانش شرح داده بودند، برای آن‌ها کاملاً واقعی بودند. آن‌ها معتقد بودند رویدادهای جنسی تکان‌دهنده، واقعاً اتفاق افتاده بودند و ازآنجایی‌که این خیال‌پردازی‌ها هنوز بر مسائل جنسی تمرکز داشتند، مسائل جنسی به‌عنوان علت روان‌رنجوری‌های بزرگ‌سالی به قوت خود باقی ماند. فروید در سال ۱۸۹۸ نوشت: «بی‌واسطه‌ترین و برای مقاصد عملی، مهم‌ترین علت‌های بیماری روان‌رنجوری را می‌توان در عواملی یافت که از زندگی جنسی ناشی می‌شوند»(نقل‌شده در برگر، ۲۰۰۰، ص ۱۱۷).</p>
<p>در سال ۱۹۸۴، تقریباً یک قرن بعد، یک <a href="http://behdashtravan.com/%d8%aa%d8%a7%d8%b1%db%8c%d8%ae%da%86%d9%87-%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%da%a9%d8%a7%d9%88%db%8c-%d9%82%d8%b3%d9%85%d8%aa-%d8%a7%d9%88%d9%84/" target="_blank" rel="noopener">روانکاو</a> که برای مدت کوتاهی سرپرست بایگانی فروید بود، اظهار داشت که فروید دروغ گفته و بیماران او واقعاً در کودکی قربانی سوءاستفاده‌ی جنسی بودند. جفری ماسون ادعا کرد که فروید این تجربیات را خیال‌پردازی نامید تا عقاید خود را برای عموم خوشایند و پذیرفتنی کند. در غیر این‌صورت، چه کسی باور می‌کرد که خیلی از پدرها و عموها از دختربچه‌ها سوءاستفاده‌ی جنسی می‌کردند؟ به‌عبارت‌دیگر، ماسون گفت برای این‌که فروید نظریه‌ی روان‌رنجوری خود را پذیرفتنی‌تر کند، روی واقعیت سرپوش نهاد(ماسون، ۱۹۸۴).</p>
<p>این اتهامات عمومیت بین‌المللی یافتند و اغلب شاگردان فروید بر این اساس که ماسون شواهد قانع‌کننده‌ی ناچیزی ارائه داده است، آن‌ها را مردود شمردند (به گی، ۱۹۸۸؛ کرول، ۱۹۸۶؛ مالکولم، ۱۹۸۴ مراجعه کنید). اشاره به این نکته اهمیت دارد که فروید هرگز ادعا نکرد تمام سوءاستفاده‌های جنسی کودکی که بیمارانش نقل کرده بودند، خیال‌پردازی بودند؛ آنچه او قبول نداشت این بود که گزارش‌های بیمارانش همیشه صحت داشتند. فروید نوشت: «به‌سختی می‌توان پذیرفت که اعمال منحرف علیه کودکان تا این اندازه عمومیت داشتند» (فروید، ۱۹۵۴، ۲۱۶- ۲۱۵).</p>
<p>این‌روزها می‌دانیم که سوءاستفاده‌ی جنسی از کودک خیلی شایع‌تر از آن است که زمانی تصور می‌شد و همین باعث شده که پژوهشگران امروزی بگویند که برداشت اولیه‌ی فروید از تجربیات اغفال، ممکن است درست بوده باشد. ما نمی‌دانیم که آیا فروید آن‌گونه که ماسون ادعا کرد، عمداً بر واقعیت سرپوش گذاشت یا واقعاً معتقد بود بیمارانش خیال‌پردازی خود را نقل می‌کردند. شاید درست باشد که بگوییم «بیماران فروید بیشتر از آنچه او آمادگی باور کردن داشت، واقعیت را درباره‌ی تجربیات کودکی خود نقل کرده بودند»(کروسدان، ۱۹۸۸، ص ۴۱).</p>
<p>ده سال بعد از این‌که فروید نظر خود را تغییر داد و اعلام کرد که سناریوهای اغفال کودکی خیال‌پردازی بودند، در نامه‌ای به یک دوست اعتراف کرد که این‌گونه تجربیات آسیب‌زا اغلب واقعی بودند. او چند سال بعد به دوست دیگری گفت «من خودم چند مورد زنا با محارم واقعی (از نوع بسیار شدید آن) را روانکاوی و درمان کرده‌ام»(نقل‌شده از کار، ۲۰۱۰، ص ۴).</p>
<p>یکی از شاگردان فروید در دهه‌ی ۱۹۳۰ به این نتیجه رسید که سوءاستفاده‌ی جنسی از کودک بیشتر ازآنچه فروید مایل بود به‌صورت علنی تصدیق کند، اتفاق افتاده بود و فروید سعی کرد از انتشار عقاید او جلوگیری کند. همچنین گفته‌شده که فروید موضع خود را درباره‌ی نظریه‌ی اغفال به این دلیل تغییر داد که نتیجه گرفت اگر سوءاستفاده‌ی جنسی این‌قدر گسترده بوده، در این صورت خیلی از پدران (ازجمله شاید پدر خود او) مشکوک به اعمال منحرف فرزندانشان محسوب خواهند شد (کرول، ۱۹۸۶).</p>
<h2>زندگی جنسی فروید</h2>
<p>این نوعی تناقض است که فروید بر اهمیت میل جنسی در زندگی هیجانی تأکید کرد، درحالی‌که خودش تعارض‌های جنسی متعددی را متحمل شد. او «در طول سال‌های اولیه‌ی خود، با اعضای جنس مخالف هیچ تماسی نداشت. او به‌طورقطع خجالتی بود و از زنان می‌ترسید و وقتی در ۳۰ سالگی ازدواج کرد، عزب بود»(برگر، ۲۰۰۹، ص ۱۱). نگرش او نسبت به مسائل جنسی منفی بود. او درباره‌ی مخاطرات جنسی نوشت، حتی در مورد کسانی که روان‌رنجور نبودند و افراد را ترغیب کرد ازآنچه وی نیاز حیوانی به امور جنسی نامید، فراتر روند. او نوشت که عمل جنسی خفت‌بار است، زیرا ذهن و بدن را آلوده می‌کند. او ظاهراً زندگی جنسی خود را در ۴۱ سالگی ترک کرد و برای یکی از دوستانش نوشت: «برانگیختگی جنسی برای فردی مانند من، دیگر مفید نیست»(فروید، ۱۹۵۴، ص ۲۲۷). او در طول زندگی زناشویی خود گاهی دچار ناتوانی جنسی می‌شد و ترجیح می‌داد از آمیزش جنسی پرهیز کند، زیرا از کاندوم و جماع منقطع که روش‌های کنترل موالید رایج در آن زمان بودند، متنفر بود.</p>
<p>فروید همسرش مارتا را به خاطر خاتمه‌ی زندگی جنسی خود سرزنش کرد و به مدت چند سال رؤیاهایی داشت که رنجش او از همسرش را به خاطر وادار کردن وی به ترک آموزش جنسی، دربر داشتند. «او به این دلیل احساس رنجش می‌کرد که همسرش به‌راحتی حامله می‌شد و در مدت حاملگی اغلب بیمار می‌شد و از انجام دادن هرگونه فعالیت جنسی به‌جز [اعمال زادوولد] خودداری می‌کرد (المز، ۱۹۹۴، ص ۴۵). بنابراین امکان دارد دوره‌های ناتوانی جنسی فروید با ترس او از این‌که مارتا دوباره حامله شود نیز ارتباط داشته باشد.</p>
<p>ناکامی‌ها و تعارض‌های شخصی فروید در رابطه با مسائل جنسی، به شکل روان‌رنجوری‌ها ظاهر شدند؛ به همان صورتی‌که باور داشت مشکلات جنسی بر بیمارانش تأثیر گذاشته بودند. فروید در ۴۰ تا ۵۰ سالگی، دچار دوره‌ی روان‌رنجوری شدیدی شد که آن را به این صورت توصیف کرد: «حالت‌های عجیب‌وغریب ذهن که برای هشیاری واضح نیستند- افکار تیره و تردیدهای پوشیده، همراه با پرتو نور ضعیفی این‌جا و آن‌جا… هنوز نمی‌دانم چه بر سرم آمده است»(فروید، ۱۹۵۴، ص ۲۱۲-۲۱۰). او به انواع نشانه‌های بیماری جسمانی نیز مبتلا بود، که سردردهای میگرنی، مشکلات ادرار و اسپاسم روده‌ی بزرگ از آن جمله بودند. او نگران مردن بود، نگران قلبش بود و مسافرت و فضاهای باز او را مضطرب می‌کردند.</p>
<p>فروید بیماری خود را روان‌رنجوری اضطرابی و نوراستنی (بیماری عصبی که با ضعف، نگرانی و اختلال گوارش و گردش خون مشخص می‌شود) تشخیص داد و علت هر دو اختلال را با تراکم تنش جنسی مرتبط دانست. او در نوشته‌های خود اعلام کرد که نوراستنی در مردان از استمناء ناشی می‌شود و روان‌رنجوری اضطرابی از روش‌های آمیزش جنسی غیرعادی مانند جماع منقطع و پرهیز سرچشمه می‌گیرد. او با برچسب زدن به نشانه‌های بیماری خود به این شکل، «زندگی شخصی‌اش عمیقاً در این نظریه خاص دخالت داشته است، زیرا با کمک آن سعی کرد مشکلات خودش را تعبیر و حل کند… بنابراین، نظریه‌ی روان‌رنجوری واقعی فروید، نظریه‌ی نشانه‌های روان‌رنجوری خودش است»(کرول، ۱۹۸۶، ص ۱۴-۲۰).</p>
<p>باوجود تعارض‌های شخصی فروید درباره‌ی مسائل جنسی (یا شاید به علت آن‌ها) او مجذوب زنان زیبا بود. یک دوست خاطرنشان ساخت که «در بین دانشجویان [فروید] شمار زیادی زنان جذاب وجود داشتند که چندان تصادفی به نظر نمی‌رسید»(روزن، ۱۹۹۳، ص ۱۳۸).</p>
<p>فروید به مدت سه سال از طریق بررسی رؤیاهایش، خود را روانکاوی کرد. در همین زمان بود که خلاق‌ترین کار خود را در ساختن نظریه شخصیتش انجام داد. او از طریق کاویدن رؤیاهایش، برای اولین بار فهمید که چقدر نسبت به پدرش احساس خصومت می‌کرد. او تمایلات جنسی کودکی خود به مادرش را به یاد آورد و خواب دید که به دختر بزرگش میل جنسی دارد. بنابراین، او بیشتر نظریه‌ی خود را بر اساس تعارض‌های روان رنجور و تجربیات کودکی خودش، به‌صورتی که از طریق تعبیر رؤیاهایش از صافی رد شدند، تدوین کرد. او هوشمندانه اظهار داشت که «مهم‌ترین بیمار برای من، خودم بود»(نقل‌شده از فروید در گی، ۱۹۸۸، ص ۹۶).</p>

		<div class="box note  alignright" style="width:100%">
			<div class="box-inner-block">
				<span class="fa tie-shortcode-boxicon"></span><a href="http://behdashtravan.com/%d8%b2%d9%86%d8%af%da%af%db%8c%d9%86%d8%a7%d9%85%d9%87-%d9%81%d8%b1%d9%88%db%8c%d8%af-%d9%82%d8%b3%d9%85%d8%aa-%d8%b3%d9%88%d9%85/" target="_blank" rel="noopener">زندگینامه فروید &#8211; قسمت سوم</a>
			</div>
		</div>
	
<h2>منبع:</h2>
<p><a href="https://books.google.com/books/about/Theories_of_Personality.html?id=oStTCwAAQBAJ&amp;printsec=frontcover&amp;source=kp_read_button#v=onepage&amp;q&amp;f=false" target="_blank" rel="noopener"><strong>کتاب:</strong> نظریه‌های شخصیت</a><br />
<strong>نویسنده:</strong> دوان.پی.شولتز / سیدنی.الن.شولتز<br />
<strong>مترجم:</strong> یحیی سیدمحمدی</p>
<p>The post <a href="https://behdashtravan.com/%d8%b2%d9%86%d8%af%da%af%db%8c%d9%86%d8%a7%d9%85%d9%87-%d9%81%d8%b1%d9%88%db%8c%d8%af-%d9%82%d8%b3%d9%85%d8%aa-%d8%af%d9%88%d9%85/">بیوگرافی فروید: قسمت دوم</a> appeared first on <a href="https://behdashtravan.com">مجله تخصصی روانشناسی بهداشت روان</a>.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://behdashtravan.com/%d8%b2%d9%86%d8%af%da%af%db%8c%d9%86%d8%a7%d9%85%d9%87-%d9%81%d8%b1%d9%88%db%8c%d8%af-%d9%82%d8%b3%d9%85%d8%aa-%d8%af%d9%88%d9%85/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
	</channel>
</rss>
