<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	>

<channel>
	<title>مقالات رولو می | مجله تخصصی روانشناسی بهداشت روان</title>
	<atom:link href="https://behdashtravan.com/tag/%D8%B1%D9%88%D9%84%D9%88-%D9%85%DB%8C/feed/" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>https://behdashtravan.com/tag/رولو-می/</link>
	<description></description>
	<lastBuildDate>Mon, 19 Aug 2019 06:43:16 +0000</lastBuildDate>
	<language>fa-IR</language>
	<sy:updatePeriod>
	hourly	</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>
	1	</sy:updateFrequency>
	<generator>https://wordpress.org/?v=6.8.2</generator>

<image>
	<url>https://behdashtravan.com/wp-content/uploads/2017/09/cropped-logo-32x32.png</url>
	<title>مقالات رولو می | مجله تخصصی روانشناسی بهداشت روان</title>
	<link>https://behdashtravan.com/tag/رولو-می/</link>
	<width>32</width>
	<height>32</height>
</image> 
	<item>
		<title>خلاصه و معرفی کتاب من چگونه اروین یالوم شدم</title>
		<link>https://behdashtravan.com/%d8%ae%d9%84%d8%a7%d8%b5%d9%87-%d9%88-%d9%85%d8%b9%d8%b1%d9%81%db%8c-%da%a9%d8%aa%d8%a7%d8%a8-%d9%85%d9%86-%da%86%da%af%d9%88%d9%86%d9%87-%d8%a7%d8%b1%d9%88%db%8c%d9%86-%db%8c%d8%a7%d9%84%d9%88%d9%85/</link>
					<comments>https://behdashtravan.com/%d8%ae%d9%84%d8%a7%d8%b5%d9%87-%d9%88-%d9%85%d8%b9%d8%b1%d9%81%db%8c-%da%a9%d8%aa%d8%a7%d8%a8-%d9%85%d9%86-%da%86%da%af%d9%88%d9%86%d9%87-%d8%a7%d8%b1%d9%88%db%8c%d9%86-%db%8c%d8%a7%d9%84%d9%88%d9%85/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[بهروز هاشمی]]></dc:creator>
		<pubDate>Mon, 19 Aug 2019 06:38:32 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[سرگذشت]]></category>
		<category><![CDATA[متفکران بزرگ]]></category>
		<category><![CDATA[معرفی کتاب]]></category>
		<category><![CDATA[وجودی یا اگزیستانسیالیسم]]></category>
		<category><![CDATA[اروین یالوم]]></category>
		<category><![CDATA[اعظم خرام]]></category>
		<category><![CDATA[خلاصه کتاب]]></category>
		<category><![CDATA[درمان شوپنهاور]]></category>
		<category><![CDATA[دژخیم عشق]]></category>
		<category><![CDATA[رولو می]]></category>
		<category><![CDATA[شوپنهاور]]></category>
		<category><![CDATA[فروید]]></category>
		<category><![CDATA[مامان و معنای زندگی]]></category>
		<category><![CDATA[من چگونه اروین یالوم شدم]]></category>
		<category><![CDATA[هنر درمان]]></category>
		<category><![CDATA[وقتی نیچه گریست]]></category>
		<category><![CDATA[ویکتور فرانکل]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://behdashtravan.com/?p=6932</guid>

					<description><![CDATA[<p>خلاصه و معرفی کتاب من چگونه اروین یالوم شدم درباره‌ی اروین یالوم  نام اروین یالوم همیشه برای من، به همراه کلمه اصالت تداعی می‌شود. مردی فرزانه که همیشه ما را به این تشویق می‌کند که خودمان باشیم و از این که به خود واقعیمان تبدیل شویم، ابایی نداشته باشیم. او شاید مستقل‌ترین روانشناس زنده دنیا &#8230;</p>
<p>The post <a href="https://behdashtravan.com/%d8%ae%d9%84%d8%a7%d8%b5%d9%87-%d9%88-%d9%85%d8%b9%d8%b1%d9%81%db%8c-%da%a9%d8%aa%d8%a7%d8%a8-%d9%85%d9%86-%da%86%da%af%d9%88%d9%86%d9%87-%d8%a7%d8%b1%d9%88%db%8c%d9%86-%db%8c%d8%a7%d9%84%d9%88%d9%85/">خلاصه و معرفی کتاب من چگونه اروین یالوم شدم</a> appeared first on <a href="https://behdashtravan.com">مجله تخصصی روانشناسی بهداشت روان</a>.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h1>خلاصه و معرفی کتاب من چگونه اروین یالوم شدم</h1>
<h2><strong>درباره‌ی اروین یالوم </strong></h2>
<p>نام <a href="http://behdashtravan.com/%da%a9%d8%aa%d8%a7%d8%a8%e2%80%8c%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%a7%d8%b1%d9%88%db%8c%d9%86-%db%8c%d8%a7%d9%84%d9%88%d9%85/" target="_blank" rel="noopener noreferrer">اروین یالوم</a> همیشه برای من، به همراه کلمه اصالت تداعی می‌شود. مردی فرزانه که همیشه ما را به این تشویق می‌کند که خودمان باشیم و از این که به خود واقعیمان تبدیل شویم، ابایی نداشته باشیم. او شاید مستقل‌ترین روانشناس زنده دنیا باشد؛ به راحتی به روانپزشکی و درمان‌های رفتاری شناختی (به عنوان درمان‌های غالب) می‌تازد و با وجود انتقادات، از فرویدی تجلیل می‌کند که بسیاری از روانشناسان جدید سعی در طرد او دارند. او همخوانی و اصالت را در کتاب &#8220;من چگونه اروین یالوم شدم&#8221; به اوج خود رسانده و با قلمی گیرا و خودافشایی ستودنی، از تاریک‌ترین بخش‌های وجود خود از نوجوانی تا کهن‌سالی سخن گفته است و خودش را به زیبایی تحلیل کرده است. این نوشته می‌تواند علاوه بر خلاصه کتاب، یک زندگینامه مفصل از اروین یالوم بزرگ باشد.</p>
<h2><strong>دوران نوجوانی در کتاب من چگونه اروین یالوم شدم</strong></h2>
<p>یالوم درقسمت‌های ابتدایی به شرح دوران نوجوانی‌اش می‌پردازد. از پدر متینش می‌گوید. او پدرش را فردی آرام، فاصله‌گیر و پرتلاش معرفی می‌کند و از این که تلاش کافی برای ورود به دنیای پدر نکرده احساس حسرت خود را بیان می‌کند. در قسمت‌های بعدی از مسائل حل نشده‌ی خود با مادرش می‌گوید و کمی از او بدگویی می‌کند. در یکی از خاطرات دردناکش مطرح می‌کند که یک بار که پدرش دچار حمله قلبی شده بود و مادرش او را مقصر این اتفاق می‌دانست و به اروین جوان می‌گفت، &#8220;تو پدرت را کشتی&#8221; . در نهایت با امدن پزشکی به نام دکتر منچستر آرامش به خانه باز می‌گرد. یالوم دکتر منچستر را اولین جرقه‌ای معرفی می‌کند که او را به سمت روانپزشکی و درمانگری سوق داد.</p>
<p>این واقعه باعث شد یالوم از مادر خود فاصله بگیرد و همیشه رابطه‌اش با مادرش شکرآب شود. هر چند در اواخر کتاب &#8220;من چگونه اروین یالوم شدم&#8221; با این وجود در اواخر کتاب مادرش را می‌ستاید و از بدگویی‌هایی که در مورد مادرش کرده ابراز ناراحتی می‌کند. این که یالوم می‌تواند در جایگاه یک روانشناس به راحتی در مورد روانجوری‌هایش حرف بزند و از مشکلات روانی خود به عنوان درمانگر حرف بزند، بدون شک می ‌تواند آموزنده‌ترین نکته این کتاب برای خواننده و روانشناسان جوان باشد.</p>
<p>یالوم از حس بی‌ریشگی در اوایل زندگی خود می‌گوید. او یهودی سفید پوستی از خانواده‌ای مهاجر بود که در محله مسیحی سیاه‌پوست زندگی می‌کردند. او با مذهب خانوادگی خود سر لج داشت و به سختی به دنبال راهنما و تکیه‌گاه می‌گشت. یالوم هیچوقت خود را به عنوان پسری زیبا و جذاب نمی‌شناخت و مطرح می‌کند که چطور از علاقه‌اش به مطالعه برای جلب محبت دوستان خواهر بزرگترش استفاده می‌کرد. او تصور می‌کند که یالوم جوان نزد یالوم پیر برای مشاوره و درمان می‌رود. دیالوگ‌های خیالی دو طرف جذابیت خاصی دارد.</p>
<h2>رابطه با مریلین کونیک</h2>
<p>او در ۱۶ سالگی علی رغم بی علاقگی‌اش به مهمانی، به علت این که کار بهتری نداشت، به اصرار دوستش به یک مهمانی می‌رود و برای اولین بار با مریلین کونیک ملاقات می‌کند و همانجا می‌دانست که &#8220;کار تمام است&#8221;. یالوم همیشه از دوستش بابت این اصرار متشکر بود. بعد از چند قرار با پسرعمویش سی دلار شرط می‌بندد که با مریلین ازدواج خواهد کرد. این رابطه اولین، آخرین و همیشگی‌ترین رابطه اروین بود. او مریلین را الگویی از مهربانی، بخشش و تعهد به زندگی معرفی می‌کند که به افکار و بلندپروازی‌هایش پر و بال داد.</p>
<p>یالوم در برخی موارد با جزئیات ریزی درباره سفرهایش و خاطراتش با مریلین صحبت می‌کند که از نظر من کسل کننده بود و تا حدی بی ربط به نظرم آمد. اما این که چطور با هم یک رابطه پایدار را با هم خلق می‌کنند از نکات مثبت کتاب بود. به نظرم بخشهایی از زندگی خصوصی یالوم برای مخاطبان جذابیتی ندارد. گاهی چند پاراگراف به توصیف شهری می‌پرداخت که در آن گشته بود.</p>
<h2>دوران جوانی و کالج</h2>
<p>یالوم از دوران دانشجویی خود در رشته پزشکی خاطرات پرفشاری نثل می‌کند. از طرفی فشار درسها را نابودکننده توصیف می‌کند و بیان می‌کند که برایش برقراری تعادل بین درس و رابطه‌اش با مریلین دشوار شده بوده به حدی که تمام ناخن‌هایش را می‌جوید. او به هیچوجه نمی‌توانست در این دوران از زندگی لذت ببرئد و وسواس ‌گونه درس را دنبال می‌کند. او با این که در آینده علاقه‌اش از پزشکی به ادبیات و روانشناسی می‌رود؛ انتخاب رشته پزشکی را اشتباه نمی‌داند. او دوست داشت آنچه را که دکتر منچستر به او هدیه کرده بود، به دیگران هدیه کند.</p>
<h2>سال‌های میانی</h2>
<p>او در دوران رزیدنتی به سمت فلسفه کشیده می‌شود. چیزی که خلا آن رادر بسیاری از روانشناسان امروز می‌توان دید. ترکیب فلسفه و ادبیات (علاقه همیشگی‌‍اش) چیزی است که یالوم را از همه‌ی روانشناسان هم دوره‌اش متمایز می‌کند. مریلین یالوم را تشویق می‌کند که کتب کافکا، کامو و متعاقبا سارتر و دیگر اگزیستانسالیت‌ها را مطالعه کند. مطاله آثار رولو می بزرگ یالوم جوان را متقاعد می‌کند که به صورت جدی وقت مطالعه تاریخ فلسفه رسیده است. یالوم علاوه بر رواندرمانی اگزیستانسیال با گروه‌درمانی نیز شناخته می‌شود. قسمت‌های میانی کتاب به طور مفصل به شرح پیشرفت‌هایش و کتاب درسی‌ معتبرش در حوزه گروه‌درمانی می‌پردازد. تبلور این بخش از زندگی یالوم در کتاب درمان شوپنهاور به خوبی مشخص است.</p>
<h2>عقاید مذهبی اروین یالوم</h2>
<p>موضع او تقریبا الحادی است و خود را از لحاظ فکری شبیه ریچارد داوکینز، کریستوفر هیچنز و سم هریس می‌داند. او خود را دین باور نمی‌داند و این را خیلی بهتر از دین ستیزی می‌داند. او در قسمت‌هایی از کتاب ایده زندگی پس از مرگ را ایده‌ای آرام‌بخش می‌داند. او تاثیر دین را در زندگی همکاران روانپزشکش ناچیز می‌داند و معتقد است از این که دین ندارد هیچ گاه آسیب ندیده است.</p>
<h2>یالوم و فروید</h2>
<p>یالوم <a href="http://behdashtravan.com/%d8%b2%d9%86%d8%af%da%af%db%8c%d9%86%d8%a7%d9%85%d9%87-%d9%81%d8%b1%d9%88%db%8c%d8%af-%d9%82%d8%b3%d9%85%d8%aa-%d8%a7%d9%88%d9%84/" target="_blank" rel="noopener noreferrer">فروید</a> را نه تنها پدر <a href="http://behdashtravan.com/%d9%81%d8%b1%d9%82-%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%da%a9%d8%a7%d9%88-%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%d8%b4%d9%86%d8%a7%d8%b3-%d9%88-%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%d9%be%d8%b2%d8%b4%da%a9/" target="_blank" rel="noopener noreferrer">روانکاوی</a>، که او را پدر رواندرمانی می‌داند، چون پیش از فروید هیچ‌گونه رواندرمانی وجود نداشته است. او انتقاداتی به فروید دارد ولی احترام زیادی برای او قائل است. &#8220;خیلی از مواقع که کار درمانی انجام می‌دهم، نظرات فروید در ذهنم ظاهر می‌شوند.&#8221; یالوم از این که اندیشه فروید از مد افتاده، متاسف است و در فصل&#8221;همه حرف‌های فروید غلط نبود&#8221; در کتاب ارزشمند <a href="https://fidibo.com/book/63168-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8-%D9%87%D9%86%D8%B1-%D8%AF%D8%B1%D9%85%D8%A7%D9%86" target="_blank" rel="noopener noreferrer">هنر درمان</a> این نظر خود را بسط می‌دهد. او دورانی را در وین شهر زیگموند فروید می‌گذارند و هنگامی که زخم مشکوکی در دهانش پیدا می‌شود فکر می‌کند که از سرطانی شبیه به سرطان فروید خواهد مرد و همین می‌شود که سیگار را ترک می‌کند.</p>
<h2>اروین یالوم و ویکتور فرانکل</h2>
<p>او در دورانی که در وین زندگی کرد، اضطراب شدیدی را تجربه می‌کند که او را بر این می‌دارد که با <a href="http://behdashtravan.com/%d8%b2%d9%86%d8%af%da%af%db%8c%d9%86%d8%a7%d9%85%d9%87-%d9%88%db%8c%da%a9%d8%aa%d9%88%d8%b1-%d9%81%d8%b1%d8%a7%d9%86%da%a9%d9%84/" target="_blank" rel="noopener noreferrer">ویکتور فرانکل</a> نویسنده کتاب <a href="http://behdashtravan.com/%d9%85%d8%b9%d9%86%d8%a7%d8%af%d8%b1%d9%85%d8%a7%d9%86%db%8c-%d9%88%db%8c%da%a9%d8%aa%d9%88%d8%b1-%d9%81%d8%b1%d8%a7%d9%86%da%a9%d9%84/" target="_blank" rel="noopener noreferrer">انسان در جستجوی معنا</a> دیدار کند که در تلاش اول موفق نمی‌شود. در آخر به سختی وقت ملاقاتی با او ترتیب می‌دهد. یالوم فرانکل را مردی قدکوتاه، جذاب، خوش رو با موهای سفید معرفی می‌کند که قدرتی سحر امیز در سخنرانی داشت. او حس می‌کند در جلسه اول فرانکل می‌خواهد او را تحت تاثیر قرار دهد. در آن جلسه فرانکل اصلا درباره علت این که یالوم چرا می‌خواست او را ببینید، سوال نمی‌کند و فقط درباره مسائل مورد علاقه‌ خودش حرف می‌زند. چیزی که از این بخش کتاب مشخص است، این است که یالوم همچنان از دست فرانکل عصبانی است.</p>
<p>فرانکل به درخواست مشاوره یالوم اهمیتی نمی‌دهد و از یالوم می‌خواهد برای دعوت او به دانشگاه استنفورد برای سخنرانی تلاش کند و همین اتفاق هم می‌افتد. یالوم دیدارش با فرانکل در استنفورد را مشکل دار و سخت توصیف می‌کند و ارائه زنده درمان بالینی او را در نوع خودش فاجعه‌ای می‌دانست. او به جای نشان دادن معنادرمانی (سبک درمان فرانکل) اجبار و تحکم را نشان می‌داد. یکی از دانشجوها در این بین با اعتراض جلسه را ترک کرد. &#8220;هیچ عذرخواهی ویکتور را آرام نمی‌کرد و معتقد بود باید واحد درسی ان دانشجوی معترض حذف شود&#8221;</p>
<p>یالوم چندین بار سعی می‌کند بازخورد مناسبی از رفتار ویکتور به او بدهد که همیشه فرانکل آن را به انتقاد مخرب تعبیر می‌کرد. او معتقد بود تمجیدها چشم فرانکل را کور کرده بود و خود فرانکل کاملا با یالوم مخالف بود. داستان یالوم و فرانکل در این کتاب جذابیتی بالایی داشت وباید در نظر داشت این تنها روایت یالوم از یک واقعه است. در اخر این بخش یالوم معترف است که به خوبی نتوانسته درد و رنج فرانکل را درک کند و سعی کرد در دیدارش با رولو می این موضوع را جبران کند. یالوم از لحاظ علمی و هنر درمانی برای فرانکل احترامی زیادی قائل بود</p>
<h2>کتاب رواندرمانی اگزیستانسیال</h2>
<p>او با مطالعه کتاب هستی رولو می و شرکت در کلاس‌های فلسفه سعی می‌کند بصیرت گذشتگان را با روانشناسی بیامیزد. او با آثار هایدگر، کیرکگور، سارتر، شوپنهاور و نیچه آشنا می‌شود و آنهایی را که کاربرد بالینی‍‌شان بیشتر بود، انتخاب می‌کند. او متوجه می‌شود اضطراب مرگ مهم‌ترین دغدغه وجودی ماست که برای همین با بیماران نزدیک به مرگ شروع برقراری جلسات گروه درمانی می‌کند. او در این قسمت مفهوم موج‌دار شدن را مطرح می‌کند که جذابیت ویژه‌ای دارد. او با الهام از یکی از بیمارانش جمله معروفش را می‌گوید: &#8220;گرچه ما مرگ ما را نابود می‌کند، ولی اندیشه مرگ ما را نجات می‌دهد&#8221;. شاید جذاب‌ترین بخش کتاب &#8221; من چگونه اروین یالوم شدم &#8221; همین قسمت کتاب باشد. در نهایت او کتاب رواندرمانی اگزیستانسیال را در چهار فصل مرگ، تنهایی، پوچی و آزادی جمع‌بندی می‌کند.</p>
<h2>روبرو شدن با رولو می در کتاب من چگونه اروین یالوم شدم</h2>
<p>یالوم جلساتی را با رولو می ترتیب می‌دهد و در آن از یک ابتکار جالب استفاده می‌کند. به علت دور بودن مسافت، در راه مطب می، به نوارهای جلسات قبلی او گوش می‌داد.یا لوم علاقه ویژه‌ای به رولو می نشان می‌دهد. می با دقت به وسواس‌های فکری یالوم درباره مرگ گوش می‌داده و با او همراهی می‌کرد. هر چند دوستی بین بیمار و درمانگر دشواری‌های خود را دارد، این دو برای همیشه دوست ماندند. یالوم علت موفقیت درمان می را این می‌دانست که رولو حضورش را به اروین تقدیم کرده بود. اتفاق عجیب این فصل کتاب این است که بزرگترین مشاجره اروین و همسرش با مصرف اکستازی به همراه رولومی به پایان می‌رسد. این اخرین تجربه یالوم از مواد مخدر بود.</p>
<p>در اواخر عمر می دچار فراموشی می‌شود و در جلسه سخنرانی یک داستان را سه بار تکرار می‌کند. این واقعه روی یالوم اثر زیادی می‌گذارد و او را غمگین می‌کند. یالوم آخرین لحظات زندگی می را به شکلی غمگین و تاثیرگذار تعریف می‌کند.</p>
<h2>آثار یالوم</h2>
<p>در ادامه کتاب من چگونه اروین یالوم شدم، او به نحوه خلق تک تک آثارش می‌پردازد. از بازخوردهایی که گرفته می‌گوید؛ دعوا در مصاحبه رادیویی، جنجال بر سر یکی از شخصیت‌های چاق داستان مامان و معنای زندگی و تمجیدهایی که در کشورهای مختلف از او صورت می‌گیرد. برای طرفداران آثار یالوم نحوه شکل گیری آثار اوجذابیت ویژه‌ای دارد. این که چطور ایده اثاری مانند وقتی نیچه گریست و درمان شوپنهاور به ذهن او رسیده است برای طرفداران او جذابیت ویژه‌ای دارد.</p>
<p>او توضیح می‌دهد که بیشترین توجه را به اثارش در یونان جذب کرده و هیچوقت علت این توجه را نفهمید. در قسمتی در مورد توجهی که از مردم ایران گرفته سخن می‌گوید.</p>
<p>‎‌او این دعوت را در کمال تاسف رد می‌کند، چون دیگر سفر نمی‌کند. شکل‌گیری یالومِ نویسنده، برای مخاطب الهام بخش خواهد بود. او در مورد نحوه ایده‌پردازی تمام اثارش صحبت می‌کند و در مورد تنها پروژه نیمه‌کاره‌اش درباره مرگ سخن می‌گوید. او قصد داشت داستان با ۱۳ فصل در ۱۳ دوره تاریخی مختلف بنویسد و مطرح کند که بزرگان تاریخ تفکر از جمله ارسطو و افلاطون و اپیکور و آگوستین درباره مرگ چه فکر می‌کردند. ناتمام ماندن این اثر برای یالوم تبدیل به حسرت بزرگی شد(همینطور برای علاقه‌مندان به یالوم)</p>
<h2>نیچه و شوپنهاور</h2>
<p>یالوم این دو را از پیشگامان رواندرمانی می‌داند و معتقد است این دو جاده را برای فروید باز کردند. او با اشاره به جملات نیچه معتقد است که اوبرای درمان کارایی زیادی دارد. همچنین مانند شخصیت فیلیپ در درمان شوپنهاور معتقد است اگر شوپنهاور نبود شاید فرویدی هم نبود و تفکر فروید را رونوشتی از فلسفه شوپنهاور دانست.</p>
<h2>یالوم و پیری</h2>
<p>یالوم ترس زیادی از زوال عقل نشان می‌دهد. او مرگ را نزدیک می‌بیند با این وجود هنوز بیمارانش را ملاقات می‌کند ولی دیگر اثری خلق نمی‌کند. قسمت پایانی کتاب برای من بسیار غم‌انگیز بود. یالوم معتقد است اگر کسی خوب زندگی کند و زندگی غنی داشته باشد راحت‌تر به استقبال مرگ می‌رود و با توجه به این که حس می‌کند تقریبا زندگی‌اش را کامل زندگی کرده ارامش خاصی دارد. او از تجربه‌اش از فیلم عشق مایکل هانکه می‌گوید که به مخاطب این هشدار را می‌دهد که یالوم مدت زیادی در میان ما نخواهد بود. از حسرتش از رابطه‌ای می‌گوید که با مادر و پدرش برقرار نکرده است ولی بیان ‌می‌کند که در کل چیزهای کمی برای تاسف خوردن دارد.</p>
<p>یالومی که همیشه به ما در موجهه با مرگ پندهای ارزشمندی می‌داد، در انتهای کتاب در مورد رفتن به سمت مرگ سخن می‌گوید. شاید تا چند وقت دیگر یالومی نباشد که در مورد داستان‌های جذاب بگوید. پایان روانشناس قصه‌گو به نظر نزدیک است.</p>
<p>یالوم، کتاب من چگونه اروین یالوم شدم، را با جمله‌ای از چنین گفت زرتشت به پایان می‌برد : اگر هدف و معنای خلقتم، رسیدن به همین زندگی‌ای است که به آن رسیده‌ام، خب پس دلم می‌خواهد یک بار دیگر زندگی کنم</p>
<h2>درباره ترجمه کتاب من چگونه اروین یالوم شدم</h2>
<p>ترجمه خانم اعظم خرام ترجمه روان و جذابی است. شاید کمتر پیش آمد مجبور شدم یک جمله را دوبار بخوانم. فارغ از بحث روانی متن در جاهایی از معادل‌های اشتباه و گاه نامناسب استفاده شده است. جا دارد در اینجا تشکر ویژه‌ای از ایشان برای زحماتشان و معرفی این کتاب به هموطنان داشته باشیم.</p>
<p><strong>نویسنده</strong>: <a href="http://behdashtravan.com/%d9%85%d8%b4%d8%a7%d9%88%d8%b1%d9%87-%d9%88-%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%e2%80%8c%d8%af%d8%b1%d9%85%d8%a7%d9%86%db%8c-%d8%a8%d8%a7-%d8%a8%d9%87%d8%b1%d9%88%d8%b2-%d9%87%d8%a7%d8%b4%d9%85%db%8c/" target="_blank" rel="noopener noreferrer">بهروز هاشمی</a></p>
<p>The post <a href="https://behdashtravan.com/%d8%ae%d9%84%d8%a7%d8%b5%d9%87-%d9%88-%d9%85%d8%b9%d8%b1%d9%81%db%8c-%da%a9%d8%aa%d8%a7%d8%a8-%d9%85%d9%86-%da%86%da%af%d9%88%d9%86%d9%87-%d8%a7%d8%b1%d9%88%db%8c%d9%86-%db%8c%d8%a7%d9%84%d9%88%d9%85/">خلاصه و معرفی کتاب من چگونه اروین یالوم شدم</a> appeared first on <a href="https://behdashtravan.com">مجله تخصصی روانشناسی بهداشت روان</a>.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://behdashtravan.com/%d8%ae%d9%84%d8%a7%d8%b5%d9%87-%d9%88-%d9%85%d8%b9%d8%b1%d9%81%db%8c-%da%a9%d8%aa%d8%a7%d8%a8-%d9%85%d9%86-%da%86%da%af%d9%88%d9%86%d9%87-%d8%a7%d8%b1%d9%88%db%8c%d9%86-%db%8c%d8%a7%d9%84%d9%88%d9%85/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>جملات رولو می</title>
		<link>https://behdashtravan.com/%d8%ac%d9%85%d9%84%d8%a7%d8%aa-%d8%b1%d9%88%d9%84%d9%88-%d9%85%db%8c/</link>
					<comments>https://behdashtravan.com/%d8%ac%d9%85%d9%84%d8%a7%d8%aa-%d8%b1%d9%88%d9%84%d9%88-%d9%85%db%8c/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[بهروز هاشمی]]></dc:creator>
		<pubDate>Mon, 11 Feb 2019 11:30:46 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[نقل قول]]></category>
		<category><![CDATA[جملات بزرگان]]></category>
		<category><![CDATA[جملات روانشناسی]]></category>
		<category><![CDATA[جملات فلسفی]]></category>
		<category><![CDATA[رولو می]]></category>
		<category><![CDATA[سخن بزرگان]]></category>
		<category><![CDATA[گزین گویه]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://behdashtravan.com/?p=1513</guid>

					<description><![CDATA[<p>The post <a href="https://behdashtravan.com/%d8%ac%d9%85%d9%84%d8%a7%d8%aa-%d8%b1%d9%88%d9%84%d9%88-%d9%85%db%8c/">جملات رولو می</a> appeared first on <a href="https://behdashtravan.com">مجله تخصصی روانشناسی بهداشت روان</a>.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<figure id="attachment_6077" aria-describedby="caption-attachment-6077" style="width: 300px" class="wp-caption alignnone"><a href="http://behdashtravan.com/wp-content/uploads/2018/12/رولو-می-8.jpg"><img fetchpriority="high" decoding="async" src="http://behdashtravan.com/wp-content/uploads/2018/12/رولو-می-8-300x300.jpg" alt="Rollo May رولو می" width="300" height="300" class="size-medium wp-image-6077" srcset="https://behdashtravan.com/wp-content/uploads/2018/12/رولو-می-8-300x300.jpg 300w, https://behdashtravan.com/wp-content/uploads/2018/12/رولو-می-8-150x150.jpg 150w, https://behdashtravan.com/wp-content/uploads/2018/12/رولو-می-8-768x768.jpg 768w, https://behdashtravan.com/wp-content/uploads/2018/12/رولو-می-8.jpg 800w" sizes="(max-width: 300px) 100vw, 300px" /></a><figcaption id="caption-attachment-6077" class="wp-caption-text">قدرت عبارت است از بالقوگی و استعداد و بالقوگی به آینده اشاره دارد؛ چیزی است که باید محقق شود. آینده زمانی است که در آن به خود قول می‌دهیم. با خود پیمان می‌بندیم و خود را متمایز می‌کنیم. گفته‌ی نیچه که «انسان تنها حیوانی است که پیمان می‌بندد» با ظرفیت ما برای فرض کردن خود در آینده مرتبط است. &#8230; نومیدی بسیاری از بیماران که به صورت افسردگی، یأس، احساس «من نمی‌توانم» و درماندگی مربوط به آن، بیان می‌شود، می‌توان از دیدگاه ناتوانی برای دیدن یا ساختن آینده هم مشاهده کرد.<br />رولو می</figcaption></figure>
<p>The post <a href="https://behdashtravan.com/%d8%ac%d9%85%d9%84%d8%a7%d8%aa-%d8%b1%d9%88%d9%84%d9%88-%d9%85%db%8c/">جملات رولو می</a> appeared first on <a href="https://behdashtravan.com">مجله تخصصی روانشناسی بهداشت روان</a>.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://behdashtravan.com/%d8%ac%d9%85%d9%84%d8%a7%d8%aa-%d8%b1%d9%88%d9%84%d9%88-%d9%85%db%8c/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>معرفی کتاب عشق و اراده</title>
		<link>https://behdashtravan.com/%d9%85%d8%b9%d8%b1%d9%81%db%8c-%da%a9%d8%aa%d8%a7%d8%a8-%d8%b9%d8%b4%d9%82-%d9%88-%d8%a7%d8%b1%d8%a7%d8%af%d9%87-%d8%b1%d9%88%d9%84%d9%88-%d9%85%db%8c/</link>
					<comments>https://behdashtravan.com/%d9%85%d8%b9%d8%b1%d9%81%db%8c-%da%a9%d8%aa%d8%a7%d8%a8-%d8%b9%d8%b4%d9%82-%d9%88-%d8%a7%d8%b1%d8%a7%d8%af%d9%87-%d8%b1%d9%88%d9%84%d9%88-%d9%85%db%8c/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[بهروز هاشمی]]></dc:creator>
		<pubDate>Tue, 08 Jan 2019 11:30:21 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[سبک زندگی]]></category>
		<category><![CDATA[متفکران بزرگ]]></category>
		<category><![CDATA[معرفی کتاب]]></category>
		<category><![CDATA[مکاتب روانشناسی]]></category>
		<category><![CDATA[وجودی یا اگزیستانسیالیسم]]></category>
		<category><![CDATA[اگزیستانسیالیسم]]></category>
		<category><![CDATA[روانشناسی وجودی]]></category>
		<category><![CDATA[رولو می]]></category>
		<category><![CDATA[سپیده حبیب]]></category>
		<category><![CDATA[عشق و اراده]]></category>
		<category><![CDATA[وجودنگری]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://behdashtravan.com/?p=4412</guid>

					<description><![CDATA[<p>کتاب عشق و اراده کتاب عشق و اراده اثر برجسته‌ی رولو می (Rollo May)، یکی از پیشگامان روان‌شناسی وجودی (اگزیستانسیال) آمریکاست. در این کتاب که به گفته رولو می محصول ۳۰ سال تأمل، تجربه و تخصص اوست، سرگذشت دو خصیصه بنیادی یعنی عشق و اراده را در جوامع انسانی از نگاه اسطوره‌ای تا مدرنیته در چشم‌اندازی &#8230;</p>
<p>The post <a href="https://behdashtravan.com/%d9%85%d8%b9%d8%b1%d9%81%db%8c-%da%a9%d8%aa%d8%a7%d8%a8-%d8%b9%d8%b4%d9%82-%d9%88-%d8%a7%d8%b1%d8%a7%d8%af%d9%87-%d8%b1%d9%88%d9%84%d9%88-%d9%85%db%8c/">معرفی کتاب عشق و اراده</a> appeared first on <a href="https://behdashtravan.com">مجله تخصصی روانشناسی بهداشت روان</a>.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>کتاب عشق و اراده</h2>
<p>کتاب عشق و اراده اثر برجسته‌ی <a href="http://behdashtravan.com/%d8%ac%d9%85%d9%84%d8%a7%d8%aa-%d8%b1%d9%88%d9%84%d9%88-%d9%85%db%8c/" target="_blank" rel="noopener">رولو می</a> (Rollo May)، یکی از پیشگامان روان‌شناسی وجودی (اگزیستانسیال) آمریکاست. در این کتاب که به گفته رولو می محصول ۳۰ سال تأمل، تجربه و تخصص اوست، سرگذشت دو خصیصه بنیادی یعنی عشق و اراده را در جوامع انسانی از نگاه اسطوره‌ای تا مدرنیته در چشم‌اندازی وجودگرایانه رمزگشایی می‌کند.</p>
<p>دیباچه زیبای کتاب در ادامه آمده است:</p>
<p>«همه آنچه هست، دل‌انگیز است. آفتاب از فراز کوه سر بر می‌آورد و سبزی شگفت‌انگیز با پرمایگی وافرش از دره ژرف سرازیر می‌شود. گویی درختان در طول شب اندکی قد کشیده‌اند و علفزار با میلیون‌ها سوسن وحشی سیاه‌چشم از هم شکفته است.</p>
<p>این رفت‌وآمد بی‌پایان، بازگشت ابدی: روییدن، جفت‌گیری، مردن و دوباره روییدن را باز حس می‌کنم. و می‌دانم آدمیزاد هم بخشی از این رفت و بازگشت ابدی است، بخشی از اندوهش و بخشی از آهنگش.</p>
<p>ولی شعور انسانِ جست‌وجوگر فرامی‌خوانَدش تا از این بازگشت ابدی برگذرَد. من نیز مانند دیگرانم جز آنکه جست‌وجویی متفاوت را برگزیده‌ام. همواره بر این اعتقاد بوده‌ام که باید در جست‌وجوی حقیقت درونی بود با این باور که میوه‌ی ارزش‌های آینده تنها زمانی قادر به رشد است که بذرش را تاریخ امروز ما افشانده باشد.</p>
<p>معتقدم به‌ویژه در این سده‌ی بیستمِ در حال گذار، زمانه‌ای که حاصل کامل شکست ارزش‌های درونی‌مان را به نظاره نشسته‌ایم، بسیار مهم است که به جست‌وجوی سرچشمه‌ی عشق و اراده برخیزیم.»</p>
<p>کتاب عشق و اراده با ترجمه دکتر سپیده حبیب توسط انتشارات نشر دانژه چاپ و عرضه شده است.</p>
<h2>پی نوشت</h2>
<p><b>رولو مِی</b> روان‌شناس آمریکایی بود که جزو نظریه پردازان اصلی در رویکرد <a href="http://behdashtravan.com/%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%e2%80%8c%d8%b4%d9%86%d8%a7%d8%b3%db%8c-%d8%a7%d9%86%d8%b3%d8%a7%d9%86%e2%80%8c%da%af%d8%b1%d8%a7/" target="_blank" rel="noopener">انسان گرا</a> و <a href="http://behdashtravan.com/%d9%86%d8%b8%d8%b1%db%8c%d9%87-%d8%b4%d8%ae%d8%b5%db%8c%d8%aa-%d8%a7%da%af%d8%b2%db%8c%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d9%86%d8%b3%db%8c%d8%a7%d9%84/" target="_blank" rel="noopener">اگزیستانسیالیست</a> به شخصیت محسوب می‌شود.</p>
<p>رولو می در ۲۱ آوریل ۱۹۰۹ در اِیدا، اوهایو متولد شد، اما بیشتر کودکی خود را در مارین سیتی در <a title="میشیگان" href="https://fa.wikipedia.org/wiki/%D9%85%DB%8C%D8%B4%DB%8C%DA%AF%D8%A7%D9%86">میشیگان</a> سپری کرد. مِی لیسانس خود در <a title="هنرهای زیبا" href="https://fa.wikipedia.org/wiki/%D9%87%D9%86%D8%B1%D9%87%D8%A7%DB%8C_%D8%B2%DB%8C%D8%A8%D8%A7">هنرهای زیبا</a> را در سال ۱۹۳۰ دریافت کرد، و بعد از آن، به عنوان یک نقاش و معلم دوره‌گرد، به دور اروپا سفر کرد. در این مدت، به یکی از کلاسهای تابستانی <a href="http://behdashtravan.com/%d8%ac%d9%85%d9%84%d8%a7%d8%aa-%d8%a2%d9%84%d9%81%d8%b1%d8%af-%d8%a2%d8%af%d9%84%d8%b1/" target="_blank" rel="noopener">آلفرد آدلر</a> رفت. او آدلر را دوست داشت اما نظریه اش را به نوعی، بیش از حد ساده انگارانه می‌دانست.</p>
<p>مِی به آمریکا برگشت تا در ۱۹۳۹ از UTS در نیویورک، مدرک الهیات بگیرد. در آنجا بود که با مکتب <a title="اگزیستانسیالیسم" href="https://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%A7%DA%AF%D8%B2%DB%8C%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86%D8%B3%DB%8C%D8%A7%D9%84%DB%8C%D8%B3%D9%85">اگزیستانسیالیسم</a> آشنا شد. اما بعداً به روان‌شناسی علاقه‌مند شد و در انستیتو WAWI به یادگیری روانکاوی مشغول شد. در آنجا بود که با فروم و سالیوان آشنا شد و تحت تأثیر آنها قرار گرفت. می مطب خصوصی خود را در ۱۹۴۶ دایر کرد، و اولین مدرک دکتری در <a title="روان‌شناسی بالینی" href="https://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%B1%D9%88%D8%A7%D9%86%E2%80%8C%D8%B4%D9%86%D8%A7%D8%B3%DB%8C_%D8%A8%D8%A7%D9%84%DB%8C%D9%86%DB%8C">روان‌شناسی بالینی</a> در تاریخ <a title="دانشگاه کلمبیا" href="https://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%AF%D8%A7%D9%86%D8%B4%DA%AF%D8%A7%D9%87_%DA%A9%D9%84%D9%85%D8%A8%DB%8C%D8%A7">دانشگاه کلمبیا</a> را دریافت کرد.</p>
<h2>منبع</h2>
<p><a href="http://www.time.ir/fa/booklist-%D9%81%D9%87%D8%B1%D8%B3%D8%AA-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%85%D8%B9%D8%B1%D9%81%DB%8C-%D8%B4%D8%AF%D9%87-%D8%AF%D8%B1-%D8%AA%D8%A7%DB%8C%D9%85" target="_blank" rel="nofollow noopener">تایم</a></p>
<p>The post <a href="https://behdashtravan.com/%d9%85%d8%b9%d8%b1%d9%81%db%8c-%da%a9%d8%aa%d8%a7%d8%a8-%d8%b9%d8%b4%d9%82-%d9%88-%d8%a7%d8%b1%d8%a7%d8%af%d9%87-%d8%b1%d9%88%d9%84%d9%88-%d9%85%db%8c/">معرفی کتاب عشق و اراده</a> appeared first on <a href="https://behdashtravan.com">مجله تخصصی روانشناسی بهداشت روان</a>.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://behdashtravan.com/%d9%85%d8%b9%d8%b1%d9%81%db%8c-%da%a9%d8%aa%d8%a7%d8%a8-%d8%b9%d8%b4%d9%82-%d9%88-%d8%a7%d8%b1%d8%a7%d8%af%d9%87-%d8%b1%d9%88%d9%84%d9%88-%d9%85%db%8c/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>روانشناسی وجودی رولو می</title>
		<link>https://behdashtravan.com/%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%d8%b4%d9%86%d8%a7%d8%b3%db%8c-%d9%88%d8%ac%d9%88%d8%af%db%8c-%d8%b1%d9%88%d9%84%d9%88-%d9%85%db%8c/</link>
					<comments>https://behdashtravan.com/%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%d8%b4%d9%86%d8%a7%d8%b3%db%8c-%d9%88%d8%ac%d9%88%d8%af%db%8c-%d8%b1%d9%88%d9%84%d9%88-%d9%85%db%8c/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[بهروز هاشمی]]></dc:creator>
		<pubDate>Sun, 06 Jan 2019 11:30:46 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[مکاتب روانشناسی]]></category>
		<category><![CDATA[وجودی یا اگزیستانسیالیسم]]></category>
		<category><![CDATA[آلفرد آدلر]]></category>
		<category><![CDATA[ادلر]]></category>
		<category><![CDATA[اریش فروم]]></category>
		<category><![CDATA[اریک فروم]]></category>
		<category><![CDATA[اگزیستانسیالیسم]]></category>
		<category><![CDATA[رواندرمانی وجودی]]></category>
		<category><![CDATA[روانشناسی رولو می]]></category>
		<category><![CDATA[روانشناسی وجودی]]></category>
		<category><![CDATA[روانشناسی وجودی رولو می]]></category>
		<category><![CDATA[رولو می]]></category>
		<category><![CDATA[زمان حال]]></category>
		<category><![CDATA[سالیوان]]></category>
		<category><![CDATA[فلسفه وجودی]]></category>
		<category><![CDATA[کیرکگور]]></category>
		<category><![CDATA[مسئولیت]]></category>
		<category><![CDATA[می]]></category>
		<category><![CDATA[نیچه]]></category>
		<category><![CDATA[وجودنگری]]></category>
		<category><![CDATA[وجودی]]></category>
		<category><![CDATA[ویکتور فرانکل]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://behdashtravan.com/?p=2953</guid>

					<description><![CDATA[<p>رویکردی نوین در روان‌شناسی است که مدتی کوتاه پس از جنگ جهانی دوم در اروپا به وجود آمد، سپس تا ایالات‌متحده گسترش یافت. ریشه‌های فلسفی این رویکرد را در اندیشه‌های فلسفی فیلسوفانی همچون سورن کی‌یر کگارد، فردریش نیچه، مارتین هایدیگر، ژان پل سارتر می‌توان جستجو کرد. از نخستین روان‌شناسان و روان‌پزشکان وجودی می‌توان به لودیک &#8230;</p>
<p>The post <a href="https://behdashtravan.com/%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%d8%b4%d9%86%d8%a7%d8%b3%db%8c-%d9%88%d8%ac%d9%88%d8%af%db%8c-%d8%b1%d9%88%d9%84%d9%88-%d9%85%db%8c/">روانشناسی وجودی رولو می</a> appeared first on <a href="https://behdashtravan.com">مجله تخصصی روانشناسی بهداشت روان</a>.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<a data-toggle="tooltip" data-placement="top" class="post-tooltip tooltip-top" title="Existential Psychology">روان‌شناسی وجودی</a> رویکردی نوین در روان‌شناسی است که مدتی کوتاه پس از جنگ جهانی دوم در اروپا به وجود آمد، سپس تا ایالات‌متحده گسترش یافت. ریشه‌های فلسفی این رویکرد را در اندیشه‌های فلسفی فیلسوفانی همچون <a href="https://www.google.bg/url?sa=t&amp;rct=j&amp;q=&amp;esrc=s&amp;source=web&amp;cd=1&amp;cad=rja&amp;uact=8&amp;ved=0ahUKEwjVr5iO4OvYAhVBaRQKHcp1DBoQFggnMAA&amp;url=https%3A%2F%2Ffa.wikipedia.org%2Fwiki%2F%25D8%25B3%25D9%2588%25D8%25B1%25D9%2586_%25DA%25A9%25DB%258C%25E2%2580%258C%25DB%258C%25D8%25B1%25DA%25A9%25DA%25AF%25D9%2588%25D8%25B1&amp;usg=AOvVaw3OlS4X9EvKPpsAOeH0KzGS" target="_blank" rel="noopener">سورن کی‌یر کگارد</a>، <a href="https://www.google.bg/url?sa=t&amp;rct=j&amp;q=&amp;esrc=s&amp;source=web&amp;cd=1&amp;cad=rja&amp;uact=8&amp;ved=0ahUKEwi8jaCZ4OvYAhWI7RQKHdzvCTgQFgglMAA&amp;url=https%3A%2F%2Ffa.wikipedia.org%2Fwiki%2F%25D9%2581%25D8%25B1%25DB%258C%25D8%25AF%25D8%25B1%25DB%258C%25D8%25B4_%25D9%2586%25DB%258C%25DA%2586%25D9%2587&amp;usg=AOvVaw2dy0yRPKxfeNS4S_n6PNgH" target="_blank" rel="noopener">فردریش نیچه</a>، <a href="http://behdashtravan.com/%d8%b2%d9%86%d8%af%da%af%db%8c%e2%80%8c%d9%86%d8%a7%d9%85%d9%87-%d9%85%d8%a7%d8%b1%d8%aa%db%8c%d9%86-%d9%87%d8%a7%db%8c%d8%af%da%af%d8%b1/" target="_blank" rel="noopener">مارتین هایدیگر</a>، <a href="http://behdashtravan.com/%d8%ac%d9%85%d9%84%d8%a7%d8%aa-%da%98%d8%a7%d9%86-%d9%be%d9%84-%d8%b3%d8%a7%d8%b1%d8%aa%d8%b1/" target="_blank" rel="noopener">ژان پل سارتر</a> می‌توان جستجو کرد. از نخستین روان‌شناسان و روان‌پزشکان وجودی می‌توان به لودیک بینز وانگر، مدارد باس،<a href="https://www.google.bg/url?sa=t&amp;rct=j&amp;q=&amp;esrc=s&amp;source=web&amp;cd=1&amp;cad=rja&amp;uact=8&amp;ved=0ahUKEwjU-cO94OvYAhUMWBQKHWQSBncQFgglMAA&amp;url=https%3A%2F%2Ffa.wikipedia.org%2Fwiki%2F%25D9%2588%25DB%258C%25DA%25A9%25D8%25AA%25D9%2588%25D8%25B1_%25D9%2581%25D8%25B1%25D8%25A7%25D9%2586%25DA%25A9%25D9%2584&amp;usg=AOvVaw15NIDw_jZ9lmkHOpb8URi-" target="_blank" rel="noopener"> ویکتور فرانکل</a> اشاره کرد. در این میان، شخصی به نام <a data-toggle="tooltip" data-placement="top" class="post-tooltip tooltip-top" title="Rollo Reese may">رولو می</a> به مدت ۴۰ سال مهم‌ترین سخنگوی روان‌شناسی وجودی در ایالات‌متحده معرفی شد.</p>
<p><a href="http://behdashtravan.com/%d8%ac%d9%85%d9%84%d8%a7%d8%aa-%d8%b1%d9%88%d9%84%d9%88-%d9%85%db%8c/" target="_blank" rel="noopener">رولو می</a> رویکردی نوین اتخاذ کرد که نه بر مبنای پژوهش علمی کنترل‌شده بلکه بر پایه تجربه بالینی قرار داشت.<br />
او بر دنیا و تجربیات زمان حال انسان‌ها تأکید می‌کرد و معتقد بود که آنها خود مسئول آنچه خواهند شد هستند. وی بیان می‌کرد که بیشتر انسان‌ها به خاطر ترس از مواجهه با سرنوشت خودشان، بیشتر آزادی خود را از دست می‌دهند. درواقع آنها با نفی آزادی خود، از <a href="http://behdashtravan.com/%d9%85%d8%b3%d8%a6%d9%88%d9%84%db%8c%d8%aa-%d9%88%d8%ac%d9%88%d8%af%db%8c/" target="_blank" rel="noopener">مسئولیت</a> انتخاب کردن و آگاهی یافتن از خود می‌گریزند که نتیجه آن احساس بیگانگی و بی‌معنایی خواهد بود. در مقابل افراد سالم با به چالش کشیدن سرنوشت خود و تشخیص اجتناب‌ناپذیر بودن مرگ، جرات زندگی کردن در زمان حال را نشان می‌دهند.</p>
<p>رولو می آوریل ۱۹۰۹ در ایالات اوهایو متولد شد. فضای آرامی در خانواده وی حاکم نبود و والدینش پس از کشمش‌های طولانی از هم جدا شدند. رولو می‌ در دوران نوجوانی به هنر و ادبیات علاقه‌مند شد و در رشته زبان و ادبیات انگلیسی تحصیل کرد. مدتی نیز به نقاشی کردن و مطالعه و هنر بومی پرداخت. در سفری طولانی در سرتاسر اروپای شرقی و جنوبی به تدریس انگلیسی و نقاشی کردن مشغول بود ولی پس از مدتی به حالتی از احساس تنهایی و بی‌معنایی دچار شد.</p>
<p>خود وی این دوران را چنین توصیف می‌کند: «سرانجام به چیزی که با حسن تعبیر، خرد شدن اعصاب نامیده می‌شد، مبتلا شدم. این بدان معنی بود که قواعد، اصول و ارزش‌هایی که در کار و زندگی‌ام داشتم، دیگر کفایت نمی‌کرد. به‌قدری خسته شده بودم که برای ادامه دادن تدریس باید به مدت ۲ هفته استراحت کامل می‌کردم تا انرژی کافی کسب کنم. من در کالج به قدر کافی روان‌شناسی یاد گرفته بودم که بدانم این نشانه‌ها به معنی آن بودند که یک چیزی در کل روش زندگی من اشکال دارد. باید هدف‌ها و مقصود تازه‌ای برای زندگی‌ام پیدا می‌کردم و نحوه وجود متعصبانه و خشکم را کنار می‌گذاشتم.»</p>
<p>آشنایی با<a href="http://behdashtravan.com/%d8%b2%d9%86%d8%af%da%af%db%8c%d9%86%d8%a7%d9%85%d9%87-%d8%a2%d8%af%d9%84%d8%b1/" target="_blank" rel="noopener"> آلفرد آدلر</a> و شرکت در سمینارهای تابستانی آدلر، امیدی دوباره به وی بخشید. به همین دلیل سال ۱۹۳۳ به ایالات‌متحده برگشت و در مدرسه الهیات نیویورک ثبت‌نام کرد تا پاسخ‌هایی برای سؤال‌هایش در رابطه با ماهیت انسان بیابد.</p>
<p>آشنایی با فیلسوف وجودی <a data-toggle="tooltip" data-placement="top" class="post-tooltip tooltip-top" title="Paull Tillich">پل تیلیش</a> که از آلمان به آمریکا پناهنده شده بود تأثیری شگرف بر اندیشه‌های فلسفی وی داشت به‌گونه‌ای که این دو بیش از ۳۰ سال به دوستی خود ادامه دادند.</p>
<p>از سوی دیگر، آشنایی با هاری استک <a href="https://www.google.bg/url?sa=t&amp;rct=j&amp;q=&amp;esrc=s&amp;source=web&amp;cd=1&amp;cad=rja&amp;uact=8&amp;ved=0ahUKEwjQu-mD4evYAhXFbxQKHTduDukQFgglMAA&amp;url=https%3A%2F%2Ffa.wikipedia.org%2Fwiki%2F%25D9%2587%25D8%25B1%25DB%258C_%25D8%25A7%25D8%25B3%25D8%25AA%25DA%25A9_%25D8%25B3%25D8%25A7%25D9%2584%25DB%258C%25D9%2588%25D8%25A7%25D9%2586&amp;usg=AOvVaw13txQQwtkzAykq0dvNqTyy" target="_blank" rel="noopener">سالیوان</a> رئیس موسسه روان‌پزشکی، روان‌کاوی و روان‌شناسی ویلیام آلانسون وایت و همچنین دوستی با <a href="http://behdashtravan.com/%d8%b2%d9%86%d8%af%da%af%db%8c-%d8%a7%d8%b1%db%8c%da%a9-%d9%81%d8%b1%d9%88%d9%85/" target="_blank" rel="noopener">اریک فروم</a> موجب شد که او در رشته روان‌شناسی ادامه تحصیل دهد و در ۴۰ سالگی دکتری خود را در روان‌شناسی بالینی از دانشگاه کلمبیا دریافت کند.</p>
<h2>ماجرای بیماری سل رولو می</h2>
<p>رولو می‌ در میانه ۳۰ تا ۴۰ سالگی عمیق‌ترین تجربه زندگی خود را که ابتلا به بیماری سل بود، از سر گذراند. در آن زمان برای بیماری سل درمانی وجود نداشت و به همین دلیل  رولو می به مدت ۳ سال در آسایشگاه مسلولین ساراناک واقع در نیویورک نگه‌داری شد؛ درحالی‌که نمی‌دانست زنده خواهد ماند یا این‌که خواهد مرد. در این زمان او به ماهیت بیماری‌اش بینش‌هایی را کسب کرد.</p>
<p>وی در آسایشگاه مسلولین بیمارانی را مشاهده می‌کرد که بیماری خود را پذیرفته و نگرشی منفعلانه داشتند که در نهایت به مرگ آنها منجر می‌شد. درعین‌حال گروه دیگری از بیماران با وضعیت بیماری خود مبارزه کرده و در نتیجه زنده می‌ماندند. فیست در کتاب نظریه‌های شخصیت در توصیف این دوران چنین می‌نویسد: بعد از این‌که رولو می یاد گرفت به بدنش گوش کند، دریافت که شفا فرآیندی فعال است نه منفعل. کسی که مریض است، خواه بیماری او جسمانی باشد یا روانی، باید در فرایند درمان شرکت‌کننده‌ای فعال باشد. رولو می ‌زمانی که از بیماری سل بهبود یافت به این واقعیت در مورد خودش پی‌برد اما بعدها توانست دریابد که بیماران روان‌درمانی او نیز باید برای بهتر شدن با اختلالاتشان مبارزه کنند.</p>
<p>از نکات جالب‌توجه در دوره بیماری می، نوشتن کتابی در مورد اضطراب بود. وی در نگارش این کتاب تحت تأثیر اندیشه‌های فروید و به‌ویژه عالم الهیات بزرگ دانمارکی، سورن کی یرکگارد بود. این کتاب بعدها تحت عنوان معنی <a href="http://behdashtravan.com/%d8%a7%d8%b6%d8%b7%d8%b1%d8%a7%d8%a8-%d8%a7%d8%b2-%d9%86%da%af%d8%a7%d9%87-%d9%81%d8%b1%d9%88%db%8c%d8%af/" target="_blank" rel="noopener">اضطراب</a> منتشر شد. سال ۱۹۵۸ رولو می به همراه ارنست آنجل و هنری النبرگر کتابی با عنوان وجود: بعد جدیدی در روان‌پزشکی و روان‌پزشکی و روان‌شناسی را منتشر کرد. محتوای این کتاب معرفی مفاهیم درمان وجودی به روان‌درمانگران آمریکا بود. اما کتاب عشق و اراده (۱۹۶۹) مشهورترین اثر رولو می به حساب می‌آید که کتاب پرفروش سال شد.</p>
<p>از مهم‌ترین رویدادهای علمی حیات می، دریافت جایزه مدال طلای بنیاد روان‌شناسی آمریکا بود که به پاس یک عمر خدمت به روان‌شناسی حرفه‌ای به وی اهدا شد. رولو می‌ در دانشگاه‌های مختلف همچون هاروارد، پرینستون، کلمبیا، نیویورک و چند دانشگاه مطرح تدریس کرده و ریاست انجمن روان‌شناسی نیویورک را برعهده داشت.</p>
<p>وی با نگارش کتاب‌ها و مقالات متعدد به‌عنوان مشهورترین نماینده جنبش وجودی آمریکا معرفی شده است. باوجوداین، رولو می همواره از هرگونه تلاش در جهت تضعیف روان‌شناسی انتقاد کرده و از تبدیل روان‌شناسی وجودی به یک روش بی‌دردسر در رسیدن به خود شکوفایی به‌شدت انتقاد می‌کرد.</p>
<h2>منبع</h2>
<p><a href="http://psychologymirloo.blogfa.com/post-78.aspx" target="_blank" rel="nofollow noopener">فلسفه و روانشناسی</a> &#8211; مهدی میرلو</p>
<p>&nbsp;</p>
<p>The post <a href="https://behdashtravan.com/%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%d8%b4%d9%86%d8%a7%d8%b3%db%8c-%d9%88%d8%ac%d9%88%d8%af%db%8c-%d8%b1%d9%88%d9%84%d9%88-%d9%85%db%8c/">روانشناسی وجودی رولو می</a> appeared first on <a href="https://behdashtravan.com">مجله تخصصی روانشناسی بهداشت روان</a>.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://behdashtravan.com/%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%d8%b4%d9%86%d8%a7%d8%b3%db%8c-%d9%88%d8%ac%d9%88%d8%af%db%8c-%d8%b1%d9%88%d9%84%d9%88-%d9%85%db%8c/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>آسیب شناسی روانی وجودی</title>
		<link>https://behdashtravan.com/%d8%a2%d8%b3%db%8c%d8%a8-%d8%b4%d9%86%d8%a7%d8%b3%db%8c-%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%db%8c-%d9%88%d8%ac%d9%88%d8%af%db%8c/</link>
					<comments>https://behdashtravan.com/%d8%a2%d8%b3%db%8c%d8%a8-%d8%b4%d9%86%d8%a7%d8%b3%db%8c-%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%db%8c-%d9%88%d8%ac%d9%88%d8%af%db%8c/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[بهروز هاشمی]]></dc:creator>
		<pubDate>Thu, 21 Dec 2017 11:30:53 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[آسیب شناسی]]></category>
		<category><![CDATA[اختلالات روانی]]></category>
		<category><![CDATA[اختلالات شخصیت]]></category>
		<category><![CDATA[سبک زندگی]]></category>
		<category><![CDATA[مکاتب روانشناسی]]></category>
		<category><![CDATA[وجودی یا اگزیستانسیالیسم]]></category>
		<category><![CDATA[آسیب شناسی اگزیستانسیال]]></category>
		<category><![CDATA[آسیب شناسی وجودی]]></category>
		<category><![CDATA[اروین یالوم]]></category>
		<category><![CDATA[اضطراب اگزیستانسیال]]></category>
		<category><![CDATA[اضطراب مرگ]]></category>
		<category><![CDATA[پوچی]]></category>
		<category><![CDATA[تنهایی]]></category>
		<category><![CDATA[چرا دچار اختلال روانی می شویم؟]]></category>
		<category><![CDATA[رولو می]]></category>
		<category><![CDATA[مسئولیت]]></category>
		<category><![CDATA[مسئولیت وجودی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://behdashtravan.com/?p=2414</guid>

					<description><![CDATA[<p>در متن زیر که از کتاب رواندرمانی پروچسکا گرفته شده است، تلاش بر این است تا از منظری متفاوت به مساله آسیب شناشسی روانی پرداخته شد. در این متن توضیح داده می‌شود چطور مسایل وجودی که همه با آن دست و پنجه نرم می‌کنیم باعث ایجاد احتلالات روانی‌می‌شود. مسایل وجودی از قبیل مرگ،تنهایی و پوچی &#8230;</p>
<p>The post <a href="https://behdashtravan.com/%d8%a2%d8%b3%db%8c%d8%a8-%d8%b4%d9%86%d8%a7%d8%b3%db%8c-%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%db%8c-%d9%88%d8%ac%d9%88%d8%af%db%8c/">آسیب شناسی روانی وجودی</a> appeared first on <a href="https://behdashtravan.com">مجله تخصصی روانشناسی بهداشت روان</a>.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>در متن زیر که از کتاب رواندرمانی پروچسکا گرفته شده است، تلاش بر این است تا از منظری متفاوت به مساله آسیب شناشسی روانی پرداخته شد. در این متن توضیح داده می‌شود چطور مسایل وجودی که همه با آن دست و پنجه نرم می‌کنیم باعث ایجاد احتلالات روانی‌می‌شود. مسایل وجودی از قبیل مرگ،تنهایی و پوچی از این قبیل مسایل هستند. در اینجا خواهیم دید چطور فاصبه گرفتن از یک زندگی اصیل به حال بد ما منجر می‌شود.</p>
<h2>آسیب شناسی وجودی</h2>
<p>دروغ گفتن اساس آسیب روانی است. دروغ گفتن تنها راهی است که می‌توانیم از نیستی فرار کنیم، تا به این طریق اجازه ندهیم که اضطراب وجودی وارد تجربه‌‌ی ما شود. وقتی‌که با نیستی روبرو می‌شویم، مانند غرق شدن آن پسر ۴ ساله، دو انتخاب داریم: مضطرب شدن یا دروغ گفتن. امکان دارد با گفتن این جمله به خودمان که «اگر از خانواده‌ی خود چشم برنداریم می‌توانیم از حوادث جلوگیری کنیم». دروغ گفتن را انتخاب کنیم. ما فرزندان و همسر خود را نزدیک خود نگه می‌داریم و تا زمانی‌که در دیدرس هستند، احساس آرامش می‌کنیم. این دروغ مؤثر واقع می‌شود. ما به این طریق از روبرو شدن با اضطراب وجودی حوادث اجتناب می‌کنیم. ولی <a href="http://behdashtravan.com/%d9%87%d8%a7%db%8c%d8%af%da%af%d8%b1-%d9%88-%d9%85%d8%b1%d8%a7%d8%aa%d8%a8-%d9%87%d8%b3%d8%aa%db%8c/" target="_blank" rel="noopener">نیستی </a>همیشه حضور دارد و تهدید می‌کند که در هشیاری ما نمایان خواهد شد. دروغ گفتن همیشه به بسته شدن قسمتی از دنیای ما منجر می‌شود؛ در این مورد باید از هر نوع افکار مربوط به مردی که درست جلوی خانواده‌ی خود لیز خورد و گردنش شکست، جلوگیری کنیم. هشیار بودن نسبت به این‌گونه رویدادها نه‌تنها موجب اضطراب وجودی می‌شود، بلکه هم‌چنین تهدید می‌کند که دروغ ما فاش شود.</p>
<p>دروغ گفتن به <a href="http://behdashtravan.com/%d8%a7%d8%b6%d8%b7%d8%b1%d8%a7%d8%a8-%d8%a7%d8%b2-%d9%86%da%af%d8%a7%d9%87-%d9%81%d8%b1%d9%88%db%8c%d8%af/" target="_blank" rel="noopener">اضطراب روان‌رنجور</a> نیز منجر می‌شود. برای مثال اگر صرفاً به این دلیل که فرزندان ما لحظه‌ای دور از دید ما هستند مضطرب شویم، درواقع دست‌خوش اضطراب وجودی شده‌ایم. اضطراب روان‌رنجور پاسخی بدلی به هستی است، درحالی‌که اضطراب وجودی، پاسخی صادقانه به نیستی است. دور شدن فرزندانمان از دیدرس ما برای بسیاری از جلوه‌های هستی آن‌ها ضروری است؛ آن‌ها برای تقویت کردن دروغ‌های ما وجود ندارند. ما برای این‌که آرامش بیشتری داشته باشیم از آن‌ها می‌خواهیم که در دیدرس ما باشد؛ آن‌ها برای این‌که کامل‌تر و آزادتر وجود داشته باشند تصمیم می‌گیرند از ما دور شوند. با این‌حال، ما دروغ‌های خود را انتخاب می‌کنیم و گرفتار پیامدهای آن می‌شویم. در این مورد پیامد این است که تا وقتی‌که در تمام اوقات از خانواده‌ی خود آگاه باشیم، در حالتی از اضطراب به سر می‌بریم. مانند مادری که او را در درمان دیدیم، شاید به‌صورت روان‌رنجور به فرزندان خود دستور دهیم همیشه در اتاق نشیمن بازی کنند. امکان دارد تصمیم بگیریم که آن‌ها را به مدرسه ببریم و برگردانیم، در زنگ تفریح و هنگام صرف ناهار به آن‌ها سر بزنیم، با این‌که مضطرب باشیم. شاید بارها به همسر خود تلفن بزنیم و وانمود کنیم که چیزی برای گفتن داریم درحالی‌که فقط می‌خواهیم مطمئن شویم که حالش خوب است. اگر سعی کنیم تلفن نزنیم، امکان دارد اضطراب خیلی شدید شود و به خودمان بگوییم که چاره‌ای نداریم- باید تلفن بزنیم.</p>
<p><img loading="lazy" decoding="async" class="alignnone wp-image-2605 size-full" src="http://behdashtravan.com/wp-content/uploads/2017/12/آسیب-شناسی-روانی-وجودی-2.jpg" alt="آسیب شناسی روانی وجودی" width="810" height="461" srcset="https://behdashtravan.com/wp-content/uploads/2017/12/آسیب-شناسی-روانی-وجودی-2.jpg 810w, https://behdashtravan.com/wp-content/uploads/2017/12/آسیب-شناسی-روانی-وجودی-2-300x171.jpg 300w, https://behdashtravan.com/wp-content/uploads/2017/12/آسیب-شناسی-روانی-وجودی-2-768x437.jpg 768w" sizes="auto, (max-width: 810px) 100vw, 810px" /></p>
<p>درصورتی‌که اضطراب روان‌رنجور به عمل کردن طبق اضطراب منجر شود، به آسیب روانی، مانند <a href="http://behdashtravan.com/%d9%88%d8%b3%d9%88%d8%a7%d8%b3-%d9%81%da%a9%d8%b1%db%8c-%d8%b9%d9%85%d9%84%db%8c/" target="_blank" rel="noopener">وسواس</a> وارسی کردن خانواده‌ی خود دچار می‌شویم. با گفتن این‌که باید خانواده‌ی خود را وارسی کنیم، درواقع به مفعولی تبدیل‌شده‌ایم که دیگر نمی‌توانیم به اعضای خانواده‌ی خود اجازه دهیم آن‌گونه که می‌خواهند باشند. نشانه‌های آسیب روانی درواقع مفعول کردن خودمان است. این می‌تواند وحشتناک باشد، درست مثل کابوسی که در آن یک نفر ما را تعقیب می‌کند و می‌خواهیم فرار کنیم، ولی صرف‌نظر از تلاشی که به‌خرج می‌دهیم، نمی‌توانیم بگریزیم. ما درنتیجه‌ی دروغ‌های خودمان به دام افتاده‌ایم.</p>
<p>آسیب روانی با تأکید زیاد بر یک سطح وجود به بهای سطوح دیگر آن نیز مشخص می‌شود. در این مورد، روی بودن -با- دیگران، یعنی خانواده‌ی خود، به قیمت بودن –در- طبیعت یا بودن –برای- خویشتن بیش‌ازحد تأکید می‌شود. ما باید –با- دیگران باشیم که دچار اضطراب روان‌رنجور شویم.</p>
<p>دروغ گفتن می‌تواند در هر سطح وجود روی دهد. برای مثال، خود بیمارانگاران، درباره‌ی ماهیت بیماری و شفا دروغ می‌گویند. آن‌ها نظریه‌ای را می‌سازند مبنی بر این‌که فقط اگر بارها و فوراً به دکتر مراجعه کنند می‌توانند از بیماری‌ها برحذر باشند. بدن آن‌ها منبع دائمی اضطراب است که آن‌ها را برای هر دردی دوان‌دوان نزد دکتر می‌فرستد. آن‌ها به‌دروغ می‌گویند: «فقط اگر به‌قدر کافی شتاب کنم، می‌توانم به طبیعت در بازی شانس آن کلک بزنم». بعد از این‌که آن‌ها خود را متقاعد می‌سازند که باید شتاب کنند، سعی در شتاب نکردن، وجود آن‌ها را غرق در اضطراب روان‌رنجور می‌کند. آن‌ها اراده‌ی خود را به دردها و دکترهای خود واگذار کرده‌اند. به‌نظر می‌رسد که آن‌ها می‌گویند: «دکتر، شما مسئولیت را به عهده بگیرید». «این مسئله، زیستن، برای من خیلی ترسناک است». دروغ گفتن –در- طبیعت به نحو چشم‌گیری آزادی آن‌ها را در بودن- با- دیگران یا بودن- برای- خودشان کاهش می‌دهد، زیرا تنها چیزی که آن‌ها می‌توانند درباره‌ی آن صحبت یا فکر کنند، حمله‌ی اخیر این یا آن بیماری است.</p>
<p>برخی افراد پارانوئید مسلک، به این نتیجه می‌رسند که طبیعت پر از نیروهای شرور است که می‌خواهند آن‌ها را نابود کنند. در إذا، آب یا هوا سمٌ است، پس هم‌واره باید مراقب باشیم. افراد دیگری که خلق‌وخوی مانیک دارند می‌توانند طبیعت را به سرشار از عشق تبدیل کنند؛ آن‌ها خود را در فضا رها کرده و به دنبال اوج لذت جهانی هستند. برخی افراد که با افسردگی مبارزه می‌کنند، نتیجه می‌گیرند که این دنیاست که از هم می‌باشد، دنیایی که خراب می‌شود. روزهای خوب قدیم برای همیشه سپری‌شده‌اند و از این‌جا به بعد فقط سراشیبی است.</p>
<p>شاید رایج‌ترین سطح دروغ گفتن، به دیگران است. ما در اوایل زندگی یاد می‌گیریم که می‌توانیم با قدری توفیق، تصویر غلطی از خود به دیگران نشان دهیم. در کودکی به‌قدر کافی باهوش هستیم که بفهمیم گزینه‌ی دروغ گفتن می‌تواند منبع عظیم قدرت باشد. این‌که چگونه با تظاهر به غمگین، عصبانی یا بی‌گناه بودن می‌توان بر دیگران بسته به نقطه‌ضعف آن‌ها تأثیر گذاشت، درسی است که بر هیچ‌کس پوشیده نیست. اما البته که هر دروغی، ترس از لو رفتن و خجالت گیر افتادن را به همراه دارد. طی چندین سال، شرم قریب‌الوقوع ایجادشده و این احساس را در ما ایجاد می‌کند که اگر افراد واقعاً بدانند که ما چه موجودی هستیم، ما را تنها خواهند گذاشت. بنابراین بیشتر وقت خود را صرف دروغ گفتن –به- دیگران کرده و به‌ندرت آزادیم تا با –دیگران- باشیم.</p>
<p>برخی افراد از توانایی خود در دروغ گفتن –به- دیگران مباهات می‌کنند. آن‌ها خود را می‌فروشند آن را شاه‌راهی به سمت موفقیت می‌خوانند. دیگران از آن‌ها می‌خواهند لبخند بزنند و آن‌ها لبخند می‌زنند؛ از آن‌ها می‌خواهند خود را ستایش کنند و آن‌ها خود را ستایش می‌کنند. این دیگران ممکن است مشتری، رئیس یا استاد باشند- مهم نیست چه کسانی هستند. این افراد ژتون‌هایی را در اختیاردارند و اگر عمل دروغ‌گو را بخرند، خوشحال می‌شود. افراد دروغ‌گو از فروختن خودشان خوشحال‌اند و فکر می‌کنند که این بهای ناچیزی برای موفقیت است. البته دروغی که در آستین‌دارند این است که بالاخره یک روزی آزاد خواهند بود تا خودشان باشند. آن‌ها به خودشان قول می‌دهند که وقتی دکترای خود را بگیرند، واقعاً برای خودشان زندگی خواهند کرد- یا شاید بهتر باشد صبر کنند تا اولین شغل، مقام استادی دائمی، آخرین ترفیع یا پست جدید را بگیرند.</p>
<p>اما ما می‌پرسیم «آیا این می‌تواند بیمارگون باشد؟». این خیلی شایع، خیلی طبیعی است. توانایی به تأخیر انداختن خوشنودی، حتی خوشنودی خودمان، جزء ضروری موفق شدن در جامعه است. توانایی ایفای نقش‌های مختلف در محیط دانشگاهی یا بهداشت روانی ضروری است. آن وجودگرایان اروپایی نخبه‌گرا، فقط تعداد معدودی آدم اصیل را سزاوار سلامتی می‌دانند. اما آنچه که آن‌ها واقعاً از ما می‌خواهند این است که آن‌قدر بیگانه نشویم که ازخودبیگانگی به لحاظ آماری را با سلامتی برابر بدانیم.</p>
<p>دروغ گفتن- به خاطر- خودمان پیچیده‌تر است. ابتدا باید آگاهانه تصمیم بگیریم دروغ بگوییم؛ بعد در یک مقطعی، معمولاً وقتی بچه هستیم، دروغ‌های خود را باور می‌کنیم. من (پروچاسکا) سال‌ها تصور می‌کردم که هرگز عصبانی نمی‌شوم. البته افسرده می‌شدم ولی هیچ‌وقت عصبانی نمی‌شدم. وقتی‌که سرانجام از افسرده شدن خسته شدم، در جریان درمان آگاه شدم که درواقع می‌توانستم عصبانی شوم. برای حفظ خودانگاره‌ی آرمانی خودم به‌عنوان شخصیتی که هرگز خونسردی خود را از دست نمی‌دهد، مجبور بودم جلوی اغلب احساساتم را بگیرم و به‌جای این‌که عصبانی شوم، خونسرد و افسرده باشم.</p>
<p>روانکاوان خواهند گفت که من عصبانیت خود را به‌صورت ناهشیار <a href="http://behdashtravan.com/%d9%85%da%a9%d8%a7%d9%86%db%8c%d8%b2%d9%85-%d8%af%d9%81%d8%a7%d8%b9%db%8c-%d8%b3%d8%b1%da%a9%d9%88%d8%a8%db%8c-%db%8c%d8%a7-%d9%88%d8%a7%d9%be%d8%b3%e2%80%8c%d8%b1%d8%a7%d9%86%db%8c/" target="_blank" rel="noopener">سرکوب </a>می‌کردم. اما وجودنگرها معتقدند که برای پنهان کردن اجزای «بد» خودمان، مانند خشم، ابتدا باید بدانیم که خشم «بد» است. سارتر (۱۹۵۶) معتقد است تنها چیزی که باید فرض کنیم، آدم آگاهی است که از خودفریبی استفاده می‌کند و تصمیم می‌گیرد کدام جنبه‌های خود را از خویش دور کند. درصورتی‌که مطابق با چنین سوءنیتی در خودمان عمل کنیم، با احساس گناه پی بردن به این‌که واقعاً کیستیم روبرو خواهیم شد؛ در نتیجه، دروغ‌گویی ما به‌صورت نشانه‌ها شدت می‌گیرد، نظیر این‌که مجبور می‌شویم برای این‌که هرگز عصبانی نشویم، افسرده شویم.</p>
<p><img loading="lazy" decoding="async" class="alignnone wp-image-2607 size-large" src="http://behdashtravan.com/wp-content/uploads/2017/12/آسیب-شناسی-روانی-وجودی-3-1024x542.jpg" alt="آسیب شناسی روانی وجودی" width="708" height="375" srcset="https://behdashtravan.com/wp-content/uploads/2017/12/آسیب-شناسی-روانی-وجودی-3-1024x542.jpg 1024w, https://behdashtravan.com/wp-content/uploads/2017/12/آسیب-شناسی-روانی-وجودی-3-300x159.jpg 300w, https://behdashtravan.com/wp-content/uploads/2017/12/آسیب-شناسی-روانی-وجودی-3-768x407.jpg 768w, https://behdashtravan.com/wp-content/uploads/2017/12/آسیب-شناسی-روانی-وجودی-3.jpg 1700w" sizes="auto, (max-width: 708px) 100vw, 708px" /></p>
<p>دروغ گفتن -به خاطر- خودمان می‌تواند در دامنه‌ی گسترده‌ای از آسیب‌ها یافت شود. خیلی از آدم‌ها متقاعد شده‌اند که اگر به‌طور جدی‌تر تلاش کنند می‌توانند به کمال برسند، یعنی، از آن‌ها انتقاد نشود و بنابراین کسی آن‌ها را طرد نکند. بنابراین آن‌ها خوره‌ی کار می‌شوند. دیگران با پشت کردن به مسائل جنسی و الگوگرفتن از مریم باکره، از خودپنداره‌ی پرهیزکار خویش محافظت می‌کنند. کسان دیگری نیز هستند که معتقدند همسری عالی بوده و بااین‌حال می‌ترسند برای زوج‌درمانی مراجعه کنند. آن‌ها همسر خود را می‌فرستند. هنگامی‌که روان درمان‌گر مشکلات آن‌ها را حل می‌کند، زندگی زناشویی آن‌ها دوباره عالی می‌شود.</p>
<p>آنچه که معتقدیم آینده‌ی ما را می‌سازد، به‌طور جدی بر نحوه‌ای که امروز عمل می‌کنیم تأثیر می‌گذارد. اگر بیش‌ازحد مفمول باشیم، امکان دارد که اصلاً توانیم تصمیم‌گیری کنیم و خود را به‌صورتی احساس کنیم که باد ما را به هر طرف که بخواهد می‌برد. امکان دارد که از طریق دروغ گفتن تماس خود را با منبع رهنمود شخصی خویش، یعنی قصدمندی خود، از دست بدهیم. قصدمندی آفریدن معنی و مبنای هویت ماست. سارتر (۱۹۶۷) چنین نوشت: «انسان چیزی نیست که به‌جز آنچه که از خودش می‌سازد. این اولین اصل وجودنگری است».</p>
<p>قصدمندی ما مستلزم موضع‌گیری در زندگی است. موضع ما تعیین می‌کند که به چه چیزی توجه کنیم- مثل زمانی‌که یک نفر به زیبایی ساحل نگاه می‌کند درحالی‌که دیگری به پتانسیل تجاری آن توجه می‌کند. مسیری که در زندگی انتخاب می‌کنیم، منبع معنی زندگی ما و منبع معنایی است که به ساحل می‌دهیم. بااین‌حال، دروغ گفتن ممکن است ما را متقاعد سازد که زندگی ما به‌وسیله‌ی آسیبی تعیین‌شده است که مانند بیماری عفونی به ما حمله می‌کند- پیشامدی که هیچ کنترلی بر آن نداریم.</p>
<h2>نظریه‌ی فرایندهای درمان</h2>
<p>چون دروغ گفتن منبع آسیب روانی است، صداقت راه‌حل برطرف کردن نشانه‌هاست. با توجه به این‌که اصالت، هدف روان‌درمانی وجودی است، بالا بردن آگاهی یکی از فرایندهای مهمی می‌شود که افراد از طریق آن به جنبه‌هایی از دنیا و خودشان پی می‌برند که با دروغ گفتن مخفی مانده‌اند. چون دروغ گفتن به مفعول کردن شخص نیز منجر می‌شود، طوری‌که توانایی انتخاب کردن ازآن‌پس تجربه نمی‌شود، درمان باید فرایندهایی را در بر داشته باشد که فرد از طریق آن‌ها بتواند بار دیگر خود را به‌صورت فایل یا عاملی تجربه کند که قادر است از طریق انتخاب کردن فعال زندگی خود را هدایت کند.</p>
<p>در درمان وجودی به فنون اهمیتی داده نمی‌شود زیرا تکنولوژی فرایند مفعول کردن است که در آن درمانگر (به‌عنوان فاعل) بهترین وسیله را برای تغییر دادن بیمار (به‌عنوان مفعول) تعیین می‌کند. گرچه بسیاری از بیماران دوست دارند درمانگرشان آن‌ها را مانند مکانیکی که اتومبیل را تعمیر می‌کند روبه‌راه کند، اما تمرکز فنی فقط باعث می‌شود که بیماران خود را به‌صورت اشیای ماشینی احساس کنند. در وجودنگری، روی ترغیب کردن درمان‌جو به برقرار کردن رابطه‌ای اصیل با درمانگر تأکید می‌شود طوری‌که به‌طور فزاینده‌ای خود را به‌صورت فاعلی احساس کند که آزاد است با درمانگر تفاوت داشته باشد، حتی تا حدی که تصمیم بگیرد چه موقعی باید درمان خاتمه یابد. با این‌که روی فن یا روش کار تأکید نمی‌شود اما خواهیم دید که وجودنگرهای کلاسیک، مانند <a href="https://en.wikipedia.org/wiki/Ludwig_Binswanger" target="_blank" rel="noopener">بینزوانگر</a>، باس و <a href="https://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%B1%D9%88%D9%84%D9%88_%D9%85%DB%8C" target="_blank" rel="noopener">می</a>، در عمل از فنون روان‌کاوی، مخصوصاً در مراحل مقدماتی درمان، کمک زیادی می‌گیرند.</p>
<h2>منبع:</h2>
<p><strong>کتاب:</strong> <a href="https://books.google.com/books/about/Systems_of_Psychotherapy.html?id=h3NHAAAAMAAJ&amp;hl=en" target="_blank" rel="noopener">نظام های روان درمانی</a><br />
<strong>نویسنده:</strong> جان نورکراس، جیمز پروچاسکا<br />
<strong>مترجم:</strong> یحیی سیدمحمدی</p>
<p>The post <a href="https://behdashtravan.com/%d8%a2%d8%b3%db%8c%d8%a8-%d8%b4%d9%86%d8%a7%d8%b3%db%8c-%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%db%8c-%d9%88%d8%ac%d9%88%d8%af%db%8c/">آسیب شناسی روانی وجودی</a> appeared first on <a href="https://behdashtravan.com">مجله تخصصی روانشناسی بهداشت روان</a>.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://behdashtravan.com/%d8%a2%d8%b3%db%8c%d8%a8-%d8%b4%d9%86%d8%a7%d8%b3%db%8c-%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%db%8c-%d9%88%d8%ac%d9%88%d8%af%db%8c/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
	</channel>
</rss>
