<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	>

<channel>
	<title>مقالات روانشناسی شخصیت | مجله تخصصی روانشناسی بهداشت روان</title>
	<atom:link href="https://behdashtravan.com/tag/%D8%B1%D9%88%D8%A7%D9%86%D8%B4%D9%86%D8%A7%D8%B3%DB%8C-%D8%B4%D8%AE%D8%B5%DB%8C%D8%AA/feed/" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>https://behdashtravan.com/tag/روانشناسی-شخصیت/</link>
	<description></description>
	<lastBuildDate>Thu, 29 Nov 2018 21:12:45 +0000</lastBuildDate>
	<language>fa-IR</language>
	<sy:updatePeriod>
	hourly	</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>
	1	</sy:updateFrequency>
	<generator>https://wordpress.org/?v=6.8.2</generator>

<image>
	<url>https://behdashtravan.com/wp-content/uploads/2017/09/cropped-logo-32x32.png</url>
	<title>مقالات روانشناسی شخصیت | مجله تخصصی روانشناسی بهداشت روان</title>
	<link>https://behdashtravan.com/tag/روانشناسی-شخصیت/</link>
	<width>32</width>
	<height>32</height>
</image> 
	<item>
		<title>روانشناسی شخصیت و بررسی ماهیت انسان</title>
		<link>https://behdashtravan.com/%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%d8%b4%d9%86%d8%a7%d8%b3%db%8c-%d8%b4%d8%ae%d8%b5%db%8c%d8%aa-%d9%88-%d8%a8%d8%b1%d8%b1%d8%b3%db%8c-%d9%85%d8%a7%d9%87%db%8c%d8%aa-%d8%a7%d9%86%d8%b3%d8%a7%d9%86/</link>
					<comments>https://behdashtravan.com/%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%d8%b4%d9%86%d8%a7%d8%b3%db%8c-%d8%b4%d8%ae%d8%b5%db%8c%d8%aa-%d9%88-%d8%a8%d8%b1%d8%b1%d8%b3%db%8c-%d9%85%d8%a7%d9%87%db%8c%d8%aa-%d8%a7%d9%86%d8%b3%d8%a7%d9%86/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[بهروز هاشمی]]></dc:creator>
		<pubDate>Thu, 17 Jan 2019 11:30:00 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[بهداشت روان]]></category>
		<category><![CDATA[روانشناسی شخصیت]]></category>
		<category><![CDATA[شخصیت]]></category>
		<category><![CDATA[صفات روانشناختی]]></category>
		<category><![CDATA[طبیعت بشر]]></category>
		<category><![CDATA[ماهیت انسان]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://behdashtravan.com/?p=5224</guid>

					<description><![CDATA[<p>ارائه‌ی یک تعریف برای پدیده‌ای به پیچیدگی شخصیت انسان دشوار است. گوردون آلپورت (۱۹۳۷) و هنری موری (۱۹۳۸) که مؤلفان اولین کتب درسی در زمینه شخصیت بودند برای ارائه چنین تعریفی سعی و تلاش زیادی به خرج دادند. مسئله این است که چطور می‌توان تعریفی عرضه کرد که آن‌قدر جامع باشد که همه‌ی جوانب ذکر &#8230;</p>
<p>The post <a href="https://behdashtravan.com/%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%d8%b4%d9%86%d8%a7%d8%b3%db%8c-%d8%b4%d8%ae%d8%b5%db%8c%d8%aa-%d9%88-%d8%a8%d8%b1%d8%b1%d8%b3%db%8c-%d9%85%d8%a7%d9%87%db%8c%d8%aa-%d8%a7%d9%86%d8%b3%d8%a7%d9%86/">روانشناسی شخصیت و بررسی ماهیت انسان</a> appeared first on <a href="https://behdashtravan.com">مجله تخصصی روانشناسی بهداشت روان</a>.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>ارائه‌ی یک تعریف برای پدیده‌ای به پیچیدگی شخصیت انسان دشوار است. <a href="http://behdashtravan.com/%d8%b2%d9%86%d8%af%da%af%db%8c%d9%86%d8%a7%d9%85%d9%87-%da%af%d9%88%d8%b1%d8%af%d9%88%d9%86-%d8%a2%d9%84%d9%be%d9%88%d8%b1%d8%aa/" target="_blank" rel="noopener">گوردون آلپورت</a> (۱۹۳۷) و <a href="http://behdashtravan.com/%d8%b2%d9%86%d8%af%da%af%db%8c-%d9%87%d9%86%d8%b1%db%8c-%d9%85%d9%88%d8%b1%db%8c/" target="_blank" rel="noopener">هنری موری</a> (۱۹۳۸) که مؤلفان اولین کتب درسی در زمینه شخصیت بودند برای ارائه چنین تعریفی سعی و تلاش زیادی به خرج دادند. مسئله این است که چطور می‌توان تعریفی عرضه کرد که آن‌قدر جامع باشد که همه‌ی جوانب ذکر شده در مقدمه‌ی این فصل از جمله ویژگی‌های درونی، تأثیرات اجتماعی، کیفیات ذهنی و بدنی، روابط با دیگران و اهداف درونی را در بر بگیرد. به دلیل این پیچیدگی‌ها در بعضی از کتاب‌های مربوط به روانشناسی شخصیت از ارائه‌ی یک تعریف رسمی به‌کلی صرف‌نظر شده است. با وجود این، تعریف زیر عناصر اصلی شخصیت را در بر می‌گیرد.</p>
<p>در روانشناسی شخصیت ، شخصیت عبارت است از مجموعه‌ای از صفات و سازوکارهای روان‌شناختی درون یک فرد که سازمان‌یافته و نسبتاً پایدارند و تعامل‌ها و سازگاری‌های او را با محیط درون‌روانی، فیزیکی، و اجتماعی‌اش تحت تأثیر قرار می‌دهند. حال بیایید عنصر این تعریف را دقیق‌تر بررسی کنیم.</p>
<h2>شخصیت مجموعه‌ای است از صفات روان‌شناختی</h2>
<p>صفات روان‌شناختی (Psychological traits) ویژگی‌هایی هستند که تفاوت‌های افراد با یکدیگر را بیان می‌کنند. وقتی می‌گوییم فلانی خجالتی است، در واقع یکی از تفاوت‌های او را با افراد معاشرتی‌تر بیان می‌کنیم. همچنین صفات نشان‌دهنده شباهت‌های افراد به یکدیگر نیز هستند. برای مثال، افراد خجالتی از این نظر به هم شباهت دارند که همگی در موقعیت‌های اجتماعی، خصوصاً در موقعیت‌هایی که توجه حضار معطوف به آن‌هاست، دستخوش اضطراب می‌شوند.</p>
<p>به‌عنوان مثالی دیگر، صفت پرحرفی را در نظر بگیرید. این ویژگی را می‌توان به شیوه‌ای معنادار در مورد افراد به کار برد و با استفاده از آن، یک تفاوت میان آن‌ها را توصیف کرد. معمولاً یک آدم پرحرف هر روز، هر هفته، و هر سال همین‌طور است. بی‌شک، حتی پرحرف‌ترین افراد هم می‌توانند لحظه‌ها، روزها یا حتی هفته‌ها ساکت باشند. اما در درازمدت، افراد واجد صفت پرحرفی معمولاً نسبت به آنهایی که کم‌حرف‌ترند بیش‌تر صحبت می‌کنند از این منظر، می‌توان گفت که صفت، گرایش‌های متوسط (Average tendecies) یک فرد را توصیف می‌کنند یعنی در مجموع، اشخاص پرحرف بیش‌تر از اشخاص کم‌حرف سر صحبت را باز می‌کنند.</p>
<h2>در پژوهش‌های حوزه  روانشناسی شخصیت چهار نوع سؤال مطرح می‌شود:</h2>
<ul>
<li>چه تعداد صفت وجود دارد؟</li>
<li>این صفات چطور سازمان می‌یابند؟</li>
<li>منشأ صفات چیست؟</li>
<li>روابط و پیامدهای صفات کدام‌اند؟</li>
</ul>
<p>یکی از ابتدایی‌ترین سؤالات در این حوزه این است که چه تعداد صفت بنیادین وجود دارد، آیا ده‌ها یا صدها صفت، یا فقط تعدادی محدود؟ دومین سؤال پژوهشی به سازماندهی یا ساختار صفات مربوط است. مثلاً، پرحرفی چه ارتباطی با صفت دیگری نظیر تکانشگری (impulsivity) و برون‌گرایی (extraversion) دارد؟ سومین سؤال پژوهشی به خاستگاه و منشأ صفات &#8211; این‌که از کجا می‌آیند و چطور شکل می‌گیرند &#8211; مربوط می‌شود. آیا وراثت در پرحرفی مؤثر است؟ کدام شیوه‌های فرزندپروری بر بروز صفاتی مثل پرحرفی تأثیر می‌گذارند؟ و اما سؤال کلیدی چهارم به همبستگی‌ها و پیامدهای صفات، در قالب تجربه، رفتار، و برون‌دادهای زندگی مربوط است. آیا افراد پرحرف دوستان زیادی دارند؟ آیا آن‌ها از شبکه اجتماعی گسترده‌تری برخوردارند که در زمان مواجهه با سختی‌ها و گرفتاری‌ها می‌توانند به آن اتکا کنند؟ آیا آن‌ها مزاحم افرادی هستند که می‌خواهند مطالعه کنند؟</p>
<h2>این سوالات چه فایده‌ای دارند؟</h2>
<p>این چهار پرسش پژوهشی، محور برنامه پژوهشی بسیاری از دانشنمندان روان‌شناسی شخصیت را تشکیل می‌دهند. صفات روان‌شناختی، دست کم به سه دلیل مفیدند. اول اینکه، کمک می‌کنند افراد را توصیف کنیم و ابعاد تفاوت‌های موجود میان آن‌ها را درک کنیم. دومین فایده صفات این است که در تبین رفتارها کمک می‌کنند. ممکن است رفتارهای افراد تا حدودی متأثر از صفات شخصیتی آنها باشد. سومین فایده صفات این است که در پیش‌بینی رفتارهای آینده یاری‌مان می‌کنند برای مثال، افراد در آینده چه مشاغلی را ترجیح می‌دهند، چه کسانی استرس را بهتر تحمل می‌کنند، و چه کسانی احتمالاً بهتر با دیگران کنار می‌آیند.</p>
<p>بنابراین، می‌توان گفت که شخصیت در توصیف، تبیین، و پیش‌بینی تفاوت‌های موجود میان افراد مفید است. همه نظریه‌های علمی خوب به پژوهشگران امکان می‌دهند که در حوزه کاری خود دست به توصیف، تبیین، و پیش‌بینی بزنند. درست همان‌طور که یک نظریه اقتصادی می‌تواند به توصیف، تبیین، و پیش‌بینی نوسانات اقتصادی کمک کند، صفات شخصیتی نیز در توصیف، تبیین، و پیش‌بینی تفاوت‌های موجود میان افراد، مفیدند.</p>
<h2><strong>منبع</strong></h2>
<p><a href="https://www.valorebooks.com/textbooks/nnn/9780073370682?msclkid=2a9a857028dc10c89399de000b6a1431" target="_blank" rel="nofollow noopener"><strong>روانشناسی شخصیت (لارسن/باس/جمهری,نجاریان,دهقانی,و&#8230;./انتشارات رشد)</strong></a></p>
<p><strong>حوزه های دانش درباره ماهیت شخصیت</strong></p>
<p>The post <a href="https://behdashtravan.com/%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%d8%b4%d9%86%d8%a7%d8%b3%db%8c-%d8%b4%d8%ae%d8%b5%db%8c%d8%aa-%d9%88-%d8%a8%d8%b1%d8%b1%d8%b3%db%8c-%d9%85%d8%a7%d9%87%db%8c%d8%aa-%d8%a7%d9%86%d8%b3%d8%a7%d9%86/">روانشناسی شخصیت و بررسی ماهیت انسان</a> appeared first on <a href="https://behdashtravan.com">مجله تخصصی روانشناسی بهداشت روان</a>.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://behdashtravan.com/%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%d8%b4%d9%86%d8%a7%d8%b3%db%8c-%d8%b4%d8%ae%d8%b5%db%8c%d8%aa-%d9%88-%d8%a8%d8%b1%d8%b1%d8%b3%db%8c-%d9%85%d8%a7%d9%87%db%8c%d8%aa-%d8%a7%d9%86%d8%b3%d8%a7%d9%86/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>زندگینامه گوردون آلپورت</title>
		<link>https://behdashtravan.com/%d8%b2%d9%86%d8%af%da%af%db%8c%d9%86%d8%a7%d9%85%d9%87-%da%af%d9%88%d8%b1%d8%af%d9%88%d9%86-%d8%a2%d9%84%d9%be%d9%88%d8%b1%d8%aa/</link>
					<comments>https://behdashtravan.com/%d8%b2%d9%86%d8%af%da%af%db%8c%d9%86%d8%a7%d9%85%d9%87-%da%af%d9%88%d8%b1%d8%af%d9%88%d9%86-%d8%a2%d9%84%d9%be%d9%88%d8%b1%d8%aa/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[بهروز هاشمی]]></dc:creator>
		<pubDate>Thu, 31 May 2018 10:30:33 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[انسانگرایی و روانشناسی مثبت]]></category>
		<category><![CDATA[روانشناسی شخصیت]]></category>
		<category><![CDATA[سرگذشت]]></category>
		<category><![CDATA[متفکران بزرگ]]></category>
		<category><![CDATA[مکاتب روانشناسی]]></category>
		<category><![CDATA[آلپورت]]></category>
		<category><![CDATA[آلپورت و فروید]]></category>
		<category><![CDATA[دیدار آلپورت و فروید]]></category>
		<category><![CDATA[دیدار جالب آلپورت و فروید]]></category>
		<category><![CDATA[روانشناسی صفت]]></category>
		<category><![CDATA[فروید]]></category>
		<category><![CDATA[فلوید آلپورت]]></category>
		<category><![CDATA[گوردون آلپورت]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://behdashtravan.com/?p=2521</guid>

					<description><![CDATA[<p>گوردن آلپورت در طول بیش از چهل سالگی زندگی حرفه‌ای خود، شخصیت را به موضوعی ازلحاظ علمی قابل‌احترام، تبدیل کرد. روانکاوی و نظریه‌های شخصیت ناشی از آن، بخشی از جریان اصلی روان‌شناسی علمی محسوب نمی‌شدند. تا دهه‌ی ۱۹۳۰، بررسی منظم و رسمی شخصیت در روان‌شناسی، صورت نگرفته بود. آلپورت در سال ۱۹۳۷ کتاب شخصیت: تعبیری &#8230;</p>
<p>The post <a href="https://behdashtravan.com/%d8%b2%d9%86%d8%af%da%af%db%8c%d9%86%d8%a7%d9%85%d9%87-%da%af%d9%88%d8%b1%d8%af%d9%88%d9%86-%d8%a2%d9%84%d9%be%d9%88%d8%b1%d8%aa/">زندگینامه گوردون آلپورت</a> appeared first on <a href="https://behdashtravan.com">مجله تخصصی روانشناسی بهداشت روان</a>.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>گوردن آلپورت در طول بیش از چهل سالگی زندگی حرفه‌ای خود، شخصیت را به موضوعی ازلحاظ علمی قابل‌احترام، تبدیل کرد. <a href="http://behdashtravan.com/%d8%aa%d8%a7%d8%b1%db%8c%d8%ae%da%86%d9%87-%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%da%a9%d8%a7%d9%88%db%8c-%d9%82%d8%b3%d9%85%d8%aa-%d8%a7%d9%88%d9%84/" target="_blank" rel="noopener">روانکاوی</a> و نظریه‌های شخصیت ناشی از آن، بخشی از جریان اصلی روان‌شناسی علمی محسوب نمی‌شدند. تا دهه‌ی ۱۹۳۰، بررسی منظم و رسمی <a href="http://behdashtravan.com/%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%d8%b4%d9%86%d8%a7%d8%b3%db%8c-%d8%b4%d8%ae%d8%b5%db%8c%d8%aa/" target="_blank" rel="noopener">شخصیت </a>در روان‌شناسی، صورت نگرفته بود.</p>
<p>آلپورت در سال ۱۹۳۷ کتاب شخصیت: تعبیری روان‌شناختی را منتشر کرد. این کتاب فوراً محبوبیت یافت و در مطالعه‌ی شخصیت، اثری کلاسیک شده است. بنابراین، آلپورت دو هدف داشت: او شخصیت را به جریان اصلی وارد کرد و نظریه‌ی شخصیتی را ساخت که صفات در آن نقش برجسته‌ای دارند.</p>
<p>آلپورت در چند نکته، <a href="http://behdashtravan.com/%d8%aa%d8%a7%d8%ab%db%8c%d8%b1-%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%da%a9%d8%a7%d9%88%db%8c-%d8%a8%d9%84%d9%86%d8%af%d9%85%d8%af%d8%aa-%d9%88-%d9%86%d8%aa%db%8c%d8%ac%d9%87-%d8%a2%d9%86-%d8%af%d8%b1-%d8%b2%d9%86/" target="_blank" rel="noopener">روانکاوی</a> <a href="http://behdashtravan.com/%d8%b2%d9%86%d8%af%da%af%db%8c%d9%86%d8%a7%d9%85%d9%87-%d9%81%d8%b1%d9%88%db%8c%d8%af-%d9%82%d8%b3%d9%85%d8%aa-%d8%a7%d9%88%d9%84/" target="_blank" rel="noopener">فروید </a>را به چالش کشید. اول این‌که، آلپورت قبول نداشت که نیروهای ناهشیار بر شخصیت بزرگ‌سالان بهنجار و پخته حاکم هستند. او معتقد بود که افراد سالم به‌صورت منطقی و آگاهانه عمل کرده و از نیروهایی که آن‌ها را برانگیخته می‌کنند، آگاه‌اند و بر آن‌ها کنترل دارند. به عقیده‌ی آلپورت، ناهشیار فقط برای رفتار <a href="http://behdashtravan.com/%d8%a7%d8%b6%d8%b7%d8%b1%d8%a7%d8%a8-%d8%a7%d8%b2-%d9%86%da%af%d8%a7%d9%87-%d9%81%d8%b1%d9%88%db%8c%d8%af/" target="_blank" rel="noopener">روان‌رنجور </a>یا آشفته، اهمیت دارد.</p>
<p>دوم این‌که، در رابطه با جبرگرایی تاریخی- اهمیت گذشته در تعیین زمان حال- آلپورت گفت آن‌گونه که فروید منتقد بود، ما زندانیان تعارض‌های کودکی و تجربیات گذشته نیستیم، بلکه بیشتر به‌وسیله‌ی زمان حال و نظری که درباره‌ی آینده داریم، هدایت می‌شویم. آلپورت نوشت که افراد «مشغول هدایت کردن زندگی خود به سمت آینده هستند، در حالی‌که روان‌شناسی، عمدتاً مشغول ردیابی آن‌ها در گذشته است»(آلپورت، ۱۹۵۵، ص ۵۱).</p>
<p>سوم این‌که، آلپورت با گردآوری اطلاعات از شخصیت‌های نابهنجار، مخالف بود. درحالی‌که فروید بین شخصیت بهنجار و نابهنجار پیوستار می‌دید، آلپورت بین آن‌ها تفاوت آشکار می‌دید. ازنظر آلپورت، شخصیت نابهنجار در سطح بچه‌گانه عمل می‌کند. تنها روش مناسب برای بررسی شخصیت، گردآوری اطلاعات از بزرگ‌سالان سالم است. جمعیت‌های دیگر- مانند روان‌رنجورها، کودکان و حیوانات- را نباید با بزرگ‌سالان سالم مقایسه کرد. بین کودک و بزرگ‌سال، بهنجار و نابهنجار، یا حیوان و انسان، شباهت کارکردی در شخصیت وجود ندارد.</p>
<p>ویژگی برجسته‌ی دیگر نظریه‌ی آلپورت، تأکید او بر بی‌همتا بودن شخصیت است که صفات هر فرد آن را توصیف می‌کند. آلپورت با تأکید علمی سنتی بر تشکیل ساختارها یا قوانین کلی که به‌صورت همگانی به‌کاربرده شوند مخالف بود. او معتقد بود که شخصیت عمومی یا همگانی نیست، بلکه در هر فردی اختصاصی است.</p>
<h1>زندگی آلپورت (۱۹۶۷-۱۸۹۷)</h1>
<h2>انزوا و هویت</h2>
<p>آلپورت در شهر مونتِزوما، ایالت ایندیانا به دنیا آمد و فرزند آخر از چهار پسر خانواده بود. مادر او معلم و پدرش فروشنده‌ای بود که تصمیم گرفت دکتر شود. وضعیت مالی آن‌ها به‌قدری خراب بود که وقتی پدر آلپورت در بالتیمور به دانشکده‌ی پزشکی می‌رفت، برای تأمین خانواده‌اش، از کانادا دارو به آمریکا قاچاق می‌کرد و می‌فروخت. وقتی‌که مأموران به خانه‌ی او مراجعه کردند، او از روی حصارهای پشت خانه بیرون پرید و گریخت. او خانواده‌ی خود را به ایندیانا برد و در آنجا طبابت را آغاز کرد. آلپورت معتقد بود که به دنیا آمدن او، اولین زایمانی بود که پدرش انجام داد.</p>
<p>عقاید مذهبی مادر آلپورت بر خانواده حاکم بود. سیگار کشیدن، شراب‌خواری، رقصیدن مجاز نبودند و اعضای خانواده حق نداشتند لباس‌های به رنگ روشن و متمایز بپوشند یا از هرگونه جواهرات استفاده کنند. آلپورت نوشت که مادرش «در ارتباط با درک درست و غلط، خیلی جدی و در عقاید اخلاقی خود بسیار قاطع بود»(نقل‌شده در نیکولسون، ۲۰۰۳، ص ۱۷).</p>
<p>آلپورت که برأی هم‌بازی بودن با برادران بزرگ‌ترش بسیار کوچک بود، از بچه‌های خارج از خانواده نیز منزوی بود. او به یاد می‌آورد که من «فعالیت‌هایی را برای خودم ترتیب دادم، زیرا هرگز با جمع کلی پسرها تناسب نداشتم»(آلپورت، ۱۹۶۷، ص ۴). او بعدها نوشت: «من در زمین‌بازی رنج می‌کشیدم. هیچ‌وقت با برادرانم توافق نداشتم. آن‌ها مرا دوست نداشتند و مهربان نبودند و من نمی‌توانستم با آن‌ها رقابت کنم. آن‌ها ازنظر تیپ قدری مردانه‌تر از من بودند»(نقل‌شده در نیکولسون، ۲۰۰۳، ص ۲۵). او خود را به‌صورت فردی توصیف کرد که درزمینه‌ی گفتار، اما نه در ورزش‌ها یا بازی‌ها مهارت داشت و سخت تلاش می‌کرد تا موردتوجه دوستان معدودی که داشت، قرار گیرد.</p>
<p>در نظریه‌ی شخصیت آلپورت، یکی از قضایای مهم این است که بزرگ‌سالانی که ازلحاظ روانشناختی سالم هستند تحت تأثیر رویدادهای کودکی قرار ندارند. شاید آلپورت به خاطر همین عقیده، اطلاعات کمی را درباره‌ی سال‌های کودکی خود آشکار نموده است. بااین‌حال، آنچه او نقل کرد، شباهت بین تجربیات اولیه‌ی خودش و نظریه‌ای را که بعدها به وجود آورد، نشان می‌دهد.</p>
<p>آلپورت در اثر شرایط طرد و انزوای کودکی خویش، احساس‌های حقارتی را پرورش داد که سعی کرد با ممتاز شدن، آن‌ها را جبران کند. او درباره‌ی جستجوی هویت نوشت، که از احساس‌های حقارت وی در ارتباط با برادرانش و سایر کودکان ناشی می‌شد. وقتی آلپورت بزرگ‌تر شد، با برادر بزرگ‌ترش به نام <a href="https://en.wikipedia.org/wiki/Floyd_Henry_Allport" target="_blank" rel="noopener">فلوید </a>که احتمالاً به موفقیت‌های او حسادت می‌کرد، همانندسازی کرد.</p>
<p>احساس حقارت گوردون آلپورت نسبت به فلوید تا بزرگ‌سالی ادامه یافت و سعی کرد با موفقیت‌های او هم‌چشمی کند. او نیز مانند فلوید وارد دانشگاه هاروارد شد و دکترای خود را در روان‌شناسی گرفت. فلوید روان‌شناسی اجتماعی مشهوری شد و حتی زمانی‌که گوردون در این رشته مشهور شده بود، این احساس که تحت‌الشعاع برادرش قرار دارد ادامه یافت.</p>
<p>سعی در رقابت کردن با فلوید احتمالاً احساس هویت گوردون را تهدید کرده است. گوردون آلپورت با تأکیدکردن بر فردیت خویش و عنوان کردن این نکته در نظریه‌ی شخصیت خود که انگیزه‌ها و تمایلات بزرگ‌سالی او از احساس‌های کودکی وی مستقل هستند، شاید قصد داشته است تا همانندسازی با فلوید را رد کند. او بعدها این عقیده را به‌صورت مفهوم خودمختاری کارکردی بیان کرد.</p>
<h2>سال‌های کالج</h2>
<p>گرچه آلپورت هنگام فارغ‌التحصیلی از دبیرستان بین صد دانش‌آموز، مقام دوم را کسب کرد، نمی‌دانست بعداً چه‌کاری انجام دهد. او در پایان تابستان ۱۹۱۵ تقاضای تحصیل در هاروارد را کرد و پذیرفته شد. او نوشت: «زندگی من یک شبه زیرورو شد». سال‌های کالج برای آلپورت پرماجرا بودند، اما نمرات پایین در اولین امتحانات، او را تکان داد، بنابراین، تلاش‌های خود را دو برابر کرد و آن سال را با نمرات A به اتمام رساند. علاقه‌ی آلپورت به اخلاق اجتماعی و خدمات اجتماعی که آن‌ها را از والدین خود کسب کرده بود، در هاروارد تقویت شد.</p>
<p>او برای همکاری در کلوب پسران، گروهی از کارگران کارخانه و هیئت نمایندگی دانشجویان خارجی، داوطلب شد. او هم‌چنین در مقام مأمور ناظر (در آزادی مشروط) کارکرد. او این فعالیت‌ها را رضایت‌بخش یافت، زیرا واقعاً دوست داشت به مردم کمک کند. «این در من احساس شایستگی ایجاد کرد و به من کمک کرد تا احساس حقارت کلی خودم را جبران کنم». او معتقد بود که این نوع خدمت، جستجوی وی را برای هویت منعکس می‌کردکرد (آلپورت، ۱۹۶۷، ص ۷-۵).</p>
<p>آلپورت چند درس در روان‌شناسی گرفت، ولی در آن زمان قصد نداشت این رشته را دنبال کند. او در سال ۱۹۱۹ مدرک کارشناسی خود را گرفت، همان روزی که فلوید مدرک دکترای خود را دریافت کرد. گوردون بعد از فارغ‌التحصیلی، یک سال را در کالج رابرت واقع در شهر استانبول ترکیه گذراند و بعداً هزینه تحصیلی را که دانشگاه هاروارد برای تحصیل در دوره‌ی کارشناسی‌ارشد و دکترای روان‌شناسی پیشنهاد کرده بود، پذیرفت. زندگی‌نامه‌نویس او نوشت: «برای آلپورت فکر روان‌شناس شدن و احتمالاً بیشتر شبیه برادر موفقش شدن، جالب بود»(نیکولسون، ۲۰۰۳، ص ۶۷).</p>
<h2>آلپورت فروید را ملاقات می‌کند</h2>
<blockquote class="alignleft quote-light "><p>تنها رویارویی من با فروید تکان‌دهنده بود. <cite>گوردون آلپورت</cite></p></blockquote>
<p>گوردون آلپورت در سفر برگشت به ایالات‌متحده، در وین توقف کرد تا یکی از برادران خود را ببیند. او در آنجا نامه‌ای برای زیگموند فروید نوشت و از او برای دیدن این مرد بزرگ دعوت به عمل آمد. وقتی آلپورت وارد دفتر فروید شد، دریافت که فروید صبورانه منتظر است و توقع دارد که این آمریکایی جوان، هدف خود را از دیدار وی توضیح دهد. این لحظه‌ی ناخوشایند سکوت به درازا کشید تا این‌که آلپورت واقعه‌ای را که هنگام حرکت به سمت دفتر فروید در تراموا مشاهده کرده بود، تعریف کرد. او گفت پسربچه‌ای را دیده که ترس آشکاری از کثیفی داشت. از دید این بچه، همه‌چیز کثیف به نظر می‌رسید. او حتی صندلی خود را عوض کرد و به مادرش گفت اجازه ندهد مرد کثیفی کنار او بنشیند.</p>
<p>فروید این مرد موقر و آراسته را که سرووضع مرتبی داشت وارسی کرد و پرسید «آیا آن پسربچه شما نبودید؟». فروید با پرسیدن این سؤال، عقیده‌ی خود را درباره‌ی این‌که داستان آلپورت درواقع ترس‌ها و تعارض‌های ناهشیار خودش را افشا می‌کرد، ابراز نمود. به نظر فروید چنین رسید که آلپورت آدم «تمیز، <a href="http://behdashtravan.com/%d9%88%d8%b3%d9%88%d8%a7%d8%b3-%d9%81%da%a9%d8%b1%db%8c-%d8%b9%d9%85%d9%84%db%8c/" target="_blank" rel="noopener">وسواسی</a>، منظم و وقت‌شناسی است که از چند ویژگی که او با<a href="http://behdashtravan.com/%d8%a7%d8%ae%d8%aa%d9%84%d8%a7%d9%84-%d8%b4%d8%ae%d8%b5%db%8c%d8%aa-%d9%88%d8%b3%d9%88%d8%a7%d8%b3%db%8c-%d8%ac%d8%a8%d8%b1%db%8c/" target="_blank" rel="noopener">شخصیت وسواسی</a> مرتبط می‌دانست برخوردار است»(پروین، ۱۹۸۴، ص ۲۶۷). روان‌شناس دیگری [هنوی موری] بعدها اظهار داشت که «فروید مستقیم بر سر آلپورت، درست به دماغ او کوبید»(نقل‌شده در آندرسون، ۱۹۹۰، ص ۳۲۶).</p>
<p>آلپورت از این سؤال فروید یکه خورد. او در باقی عمر خود انکار کرد که آن پسربچه‌ی بسیار تمیز و موقر در آن ماجرا، خود او بوده است، ولی این رویداد تأثیر عمیقی بر او گذاشت. چند سال بعد نوشت: «<strong>تنها رویارویی من با فروید تکان‌دهنده بود</strong>»(آلپورت، ۱۹۶۷، ص ۲۲). او تصور کرد که <a href="http://behdashtravan.com/%d9%81%d8%b1%d9%82-%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%da%a9%d8%a7%d9%88-%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%d8%b4%d9%86%d8%a7%d8%b3-%d9%88-%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%d9%be%d8%b2%d8%b4%da%a9/" target="_blank" rel="noopener">روانکاوی</a>، ناهشیار را خیلی عمیق کاوش می‌کند، همان کاری که فروید سعی کرد با او انجام دهد. آلپورت به این نتیجه رسید که روان‌شناسی باید به انگیزه‌های هشیار یا دیدنی بیشتر توجه کند. این مسیری بود که او برای بررسی شخصیت انتخاب کرد.</p>
<h2>بررسی صفات</h2>
<p>آلپورت در سال ۱۹۲۲ دکترای خود را بعد از دو سال تحصیل در دوره‌ی کارشناسی ارشد، در هاروارد به انجام رساند. رساله‌ی او با عنوان «بررسی تجربی صفات شخصیت» از یک عمر کار او خبر داد و اولین پژوهشی بود که در ایالات‌متحده در مورد صفات شخصیت اجراشده بود. گوردون آلپورت پس از دریافت کمک‌هزینه‌ی سفر، به مدت دو سال با روان‌شناسان سرشناس در آلمان و انگلستان به تحقیق پرداخت. او در مقام مربی به هاروارد برگشت و درسی را درباره‌ی جنبه‌های روان‌شناختی و اجتماعی شخصیت ارائه داد که احتمالاً اولین درس رسمی درباره‌ی این موضوع در کالج آمریکا بود. او تقریباً به مدت ۴۰ سال در هاروارد خدمت کرد، پژوهش‌هایی را درباره‌ی شخصیت و روان‌شناسی اجتماعی انجام داد و به چند نسل از دانشجویان تدریس کرد.</p>
<p>گوردون آلپورت جوایز متعددی دریافت کرد که مدال طلای بنیاد روان‌شناسی آمریکا، جایزه خدمات برجسته‌ی علمی انجمن روان‌شناسی آمریکا و ریاست انجمن روان‌شناسی آمریکا و انجمن بررسی روان‌شناختی مسائل اجتماعی از آن جمله هستند.</p>
<h2>منبع:</h2>
<p><strong>کتاب: </strong><a href="https://books.google.com/books/about/Theories_of_Personality.html?id=oStTCwAAQBAJ&amp;printsec=frontcover&amp;source=kp_read_button#v=onepage&amp;q&amp;f=false" target="_blank" rel="noopener">نظریه‌های شخصیت</a><br />
<strong>نویسنده:</strong> دوان.پی.شولتز / سیدنی.الن.شولتز<br />
<strong>مترجم:</strong> یحیی سیدمحمدی</p>
<p>The post <a href="https://behdashtravan.com/%d8%b2%d9%86%d8%af%da%af%db%8c%d9%86%d8%a7%d9%85%d9%87-%da%af%d9%88%d8%b1%d8%af%d9%88%d9%86-%d8%a2%d9%84%d9%be%d9%88%d8%b1%d8%aa/">زندگینامه گوردون آلپورت</a> appeared first on <a href="https://behdashtravan.com">مجله تخصصی روانشناسی بهداشت روان</a>.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://behdashtravan.com/%d8%b2%d9%86%d8%af%da%af%db%8c%d9%86%d8%a7%d9%85%d9%87-%da%af%d9%88%d8%b1%d8%af%d9%88%d9%86-%d8%a2%d9%84%d9%be%d9%88%d8%b1%d8%aa/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>شخصیت از دیدگاه‌های مختلف</title>
		<link>https://behdashtravan.com/%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%d8%b4%d9%86%d8%a7%d8%b3%db%8c-%d8%b4%d8%ae%d8%b5%db%8c%d8%aa/</link>
					<comments>https://behdashtravan.com/%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%d8%b4%d9%86%d8%a7%d8%b3%db%8c-%d8%b4%d8%ae%d8%b5%db%8c%d8%aa/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[بهروز هاشمی]]></dc:creator>
		<pubDate>Thu, 23 Nov 2017 11:30:10 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[بهداشت روان]]></category>
		<category><![CDATA[روانشناسی شخصیت]]></category>
		<category><![CDATA[اختبار]]></category>
		<category><![CDATA[اختیار]]></category>
		<category><![CDATA[بدبینی]]></category>
		<category><![CDATA[بی همتایی]]></category>
		<category><![CDATA[تجارب شخصی]]></category>
		<category><![CDATA[تعادل جویی]]></category>
		<category><![CDATA[جبر]]></category>
		<category><![CDATA[خوش بینی]]></category>
		<category><![CDATA[رشد]]></category>
		<category><![CDATA[شخصیت]]></category>
		<category><![CDATA[فرهنگ]]></category>
		<category><![CDATA[محیط]]></category>
		<category><![CDATA[نقاب]]></category>
		<category><![CDATA[وراثت]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://behdashtravan.com/?p=2245</guid>

					<description><![CDATA[<p>روانشناسی شخصیت تعاریف مختلفی از شخصیت ارائه‌شده است که هر یک بر وجهی از شخصیت تأکید کرده‌اند. شخصیت را «الگوهای رفتار و شیوه‌های تفکر که نحوه سازگاری شخص را با محیط تعیین می‌کند» تعریف کرده است درحالی‌که برخی دیگر «شخصیت» را به‌ویژگی‌های «پایدار فرد» نسبت داده و آن را به‌صورت «مجموعه ویژگی‌هایی که باثبات و &#8230;</p>
<p>The post <a href="https://behdashtravan.com/%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%d8%b4%d9%86%d8%a7%d8%b3%db%8c-%d8%b4%d8%ae%d8%b5%db%8c%d8%aa/">شخصیت از دیدگاه‌های مختلف</a> appeared first on <a href="https://behdashtravan.com">مجله تخصصی روانشناسی بهداشت روان</a>.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>روانشناسی شخصیت</h2>
<p>تعاریف مختلفی از شخصیت ارائه‌شده است که هر یک بر وجهی از شخصیت تأکید کرده‌اند. <a data-toggle="tooltip" data-placement="top" class="post-tooltip tooltip-top" title="Ernest Hilgard">هیلگارد</a> شخصیت را «الگوهای رفتار و شیوه‌های تفکر که نحوه سازگاری شخص را با محیط تعیین می‌کند» تعریف کرده است درحالی‌که برخی دیگر «شخصیت» را به‌ویژگی‌های «پایدار فرد» نسبت داده و آن را به‌صورت «مجموعه ویژگی‌هایی که باثبات و پایداری داشتن مشخص هستند و باعث پیش‌بینی رفتار فرد می‌شوند» تعریف می‌کنند.</p>
<a data-toggle="tooltip" data-placement="top" class="post-tooltip tooltip-top" title="Personality">شخصیت</a> از ریشه لاتین &#8220;Persona&#8221; که به معنی «نقاب و ماسک» است گرفته‌شده است و اشاره به ماسک و نقابی دارد که بازیگران یونان و روم قدیم بر چهره می‌گذاشتند و این تعبیر تلویحاً به این موضوع اشاره دارد که «شخصیت هر فرد ماسکی است که او بر چهره خود می‌زند تا وجه تمایز (تفاوت) او از دیگران باشد».</p>
<p>شخصیت به همه خصلت‌ها و ویژگی‌هایی اطلاق می‌شود که معرف رفتار یک شخص است، ازجمله می‌توان این خصلت‌ها را شامل اندیشه، احساسات، ادراک شخص از خود، وجهه نظرها، طرز فکر و بسیاری عادات دانست. اصطلاح ویژگی شخصیتی به جنبه خاصی از کل شخصیت آدمی اطلاق می‌شود.</p>
<h2>نگاه اجمالی</h2>
<p>«شخصیت» یک «مفهوم انتزاعی» است، یعنی چیزی مثل انرژی در فیزیک است که قابل‌مشاهده نیست، بلکه آن از طریق ترکیب <a data-toggle="tooltip" data-placement="top" class="post-tooltip tooltip-top" title="Behavior">رفتار</a>، <a data-toggle="tooltip" data-placement="top" class="post-tooltip tooltip-top" title="Thoughts">افکار</a>، <a data-toggle="tooltip" data-placement="top" class="post-tooltip tooltip-top" title="Motivation">انگیزش</a>، <a data-toggle="tooltip" data-placement="top" class="post-tooltip tooltip-top" title="Emotion">هیجان</a> و … استنباط می‌شود. شخصیت باعث <a data-toggle="tooltip" data-placement="top" class="post-tooltip tooltip-top" title="Difference">تفاوت</a> کل افراد (انسان‌ها) از همدیگر می‌شود. اما این تفاوت‌ها فقط در بعضی «ویژگی‌ها و خصوصیات» است. به‌عبارت‌دیگر افراد در خیلی از ویژگی‌های شخصیتی به همدیگر شباهت دارند بنابراین شخصیت را می‌توان ازاین‌جهت که «چگونه مردم باهم متفاوت هستند؟» و از جهت این‌که «در چه چیزی به همدیگر شباهت دارند؟» موردمطالعه قرار داد.</p>
<p>از طرف دیگر «شخصیت» یک موضوع پیچیده است ولی از زمان‌های قدیم برای شناخت آن کوشش‌های فراوانی شده است که برخی از آنها «غیرعملی»، بعضی دیگر «خرافاتی» و تعداد کمی «علمی و معتبر» هستند. این تنوع در دیدگاه‌ها به تفاوت در «تعریف و نگرش از انسان و ماهیت او» مربوط می‌شود. هر جامعه برای آنکه بتواند در قالب فرهنگ معینی زندگی کرده، ارتباط متقابل و موفقیت‌آمیزی داشته باشد، گونه‌های شخصیتی خاصی را که با فرهنگش هماهنگی داشته باشد، پرورش می‌دهد. درحالی‌که برخی تجربه‌ها بین همه فرهنگ‌ها مشترک است، بعید نیست که تجربیات خاص یک فرهنگ در دسترس فرهنگ دیگر نباشد.</p>
<h2>شخصیت از دیدگاه مردم</h2>
<p>واژه «شخصیت» در زبان روزمره مردم معانی گوناگونی دارد. یکی از معانی آن مربوط به هر نوع «صفت اخلاقی یا برجسته» است که سبب تمایز و برتری فردی نسبت به افراد دیگر می‌شود مثلاً وقتی گفته می‌شود «او باشخصیت است» یعنی «او» فردی با ویژگی‌هایی است که می‌تواند افراد دیگر را با «کارایی و جاذبه اجتماعی خود» تحت تأثیر قرار دهد. در درس‌هایی که با عنوان «پرورش شخصیت» تبلیغ و دایر می‌شود، سعی بر این است که به افراد مهارت‌های اجتماعی بخصوصی یاد داده، وضع ظاهر و شیوه سخن گفتن را بهبود بخشند تا آنها واکنش مطبوعی در دیگران ایجاد کنند. همچنین در برابر این کلمه، کلمه «بی‌شخصیت» قرار دارد که به معنی داشتن «ویژگی‌های منفی» است که البته این هم دیگران را تحت تأثیر قرار می‌دهد، اما در جهت منفی.</p>
<p>در اجتماع گاهی به‌جای این کلمات از مترادف آنها «شخصیت خوب یا بد» صحبت می‌شود که هر یک ویژگی‌هایی را می‌رسانند و گاهی از کلمه شخصیت به‌منظور توصیف بارزترین ویژگی افراد استفاده می‌شود مثلاً وقتی گفته می‌شود «او پرخاشگر است» یعنی ویژگی و خصوصیت غالب «او» پرخاشگری است. در کنار این موضوعات گاهی کلمه شخصیت جهت «احترام» به چهره‌های مشهور و صاحب صلاحیت «علمی، اخلاقی یا سیاسی» بکار می‌رود نظیر «شخصیت سیاسی، شخصیت مذهبی و شخصیت هنری و …».</p>
<h2>شخصیت از دیدگاه روانشناسی</h2>
<p>دیدگاه روانشناسی در مورد «شخصیت» چیزی متفاوت از دیدگاه‌های «مردم و جامعه» است. در روانشناسی افراد به گروه‌های «باشخصیت و بی‌شخصیت» یا «شخصیت خوب و شخصیت بد» تقسیم نمی‌شوند؛ بلکه ازنظر این علم همه افراد دارای «شخصیت» هستند که باید به‌صورت «علمی» موردمطالعه قرار گیرد این دیدگاه به «شخصیت و انسان» باعث پیدایش نظریه‌های متعددی ازجمله: «<a data-toggle="tooltip" data-placement="top" class="post-tooltip tooltip-top" title="Classical Psychoanaly Theory">نظریه <a href="http://behdashtravan.com/%d8%aa%d8%a7%d8%b1%db%8c%d8%ae%da%86%d9%87-%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%da%a9%d8%a7%d9%88%db%8c-%d9%82%d8%b3%d9%85%d8%aa-%d8%a7%d9%88%d9%84/" target="_blank" rel="noopener">روانکاوی</a> کلاسیک</a>، <a data-toggle="tooltip" data-placement="top" class="post-tooltip tooltip-top" title="Neopsychoanalytic Theory">نظریه روانکاوی نوین</a>، <a data-toggle="tooltip" data-placement="top" class="post-tooltip tooltip-top" title="Humanistis Theory">نظریه انسان‌گرایی</a>، <a data-toggle="tooltip" data-placement="top" class="post-tooltip tooltip-top" title="Cognitive Theory">نظریه شناختی</a>، <a data-toggle="tooltip" data-placement="top" class="post-tooltip tooltip-top" title="Social-learning Theory">نظریه یادگیری اجتماعی</a> و …» در حوزه مطالعه این گرایش از علم روانشناسی شده است.</p>
<h2>ماهیت شخصیت و انسان</h2>
<p>یکی از جنبه‌های بااهمیت در «روانشناسی شخصیت» که در «نظریه‌های شخصیت» منعکس‌شده است برداشت یا تصوری است که از ماهیت «انسان و شخصیت او» ارائه‌شده است (یا می‌شود). این سؤال‌ها با ویژگی اصلی انسان ارتباط دارند و همه مردم (شاعر، هنرمند، فیلسوف، تاجر، فروشنده و …) همواره به نحوی به این سؤال‌ها پاسخ می‌دهند؛ به‌طوری که می‌توانیم بازتاب همه‌جانبه آنها را در «کتاب‌ها، تابلوهای نقاشی، و در رفتار و گفتارشان» ببینیم و روانشناسی شخصیت و نظریه‌پردازان این حوزه نیز از آن مستثنا نیستند. این موضوعات را می‌توان در جدول زیر خلاصه کرد.</p>
<table>
<tbody>
<tr>
<td style="text-align: center;" colspan="2"><strong> عنوان جدول</strong></td>
</tr>
<tr>
<td><strong>اراده آزاد یا جبرگرایی؟</strong></td>
<td>آیا انسان آگاهانه اعمال خود را جهت می‌دهد یا به‌وسیله نیروهای دیگری کنترل می‌شود؟</td>
</tr>
<tr>
<td><strong>وراثت یا محیط؟</strong></td>
<td>آیا انسان بیشتر تحت تأثیر وراثت است یا تحت تأثیر محیط؟</td>
</tr>
<tr>
<td><strong>گذشته یا حال؟</strong></td>
<td>آیا شخصیت انسان وقایع و اتفاقات اوایل زندگی شکل می‌گیرد یا اینکه تحت تأثیر تجربه‌های دوران بزرگ‌سالی قرار دارد؟</td>
</tr>
<tr>
<td><strong>بی‌همتایی یا جهان‌شمولی؟</strong></td>
<td>آیا شخصیت هر انسان بی‌همتاست یا اینکه شخصیت دارای الگوهای کلی خاصی است که با شخصیت بسیاری از افراد انطباق دارد؟</td>
</tr>
<tr>
<td><strong>تعادل جویی یا رشد؟</strong></td>
<td>آیا انسان فقط برای حفظ تعادل و توازن رفتاری را انجام می‌دهد یا او به خاطر میل به رشد و تکامل رفتار را انجام می‌دهد؟</td>
</tr>
<tr>
<td><strong>خوش‌بینی یا بدبینی؟</strong></td>
<td>آیا انسان اساساً موجودی خوب است یا بد؟</td>
</tr>
</tbody>
</table>
<h2>نقش وراثت زیستی در رشد شخصیت</h2>
<p>وراثت به‌منزله مواد خام شخصیت است. این مواد به اشکال مختلف شکل می‌پذیرند. بعضی از همانندی‌های موجود در شخصیت و فرهنگ انسان ناشی از وراثت است، مثلاً هر گروه انسانی، مجموعه نیازها و قابلیت‌های زیستی مشترک و یکسانی به ارث می‌برد. این نیازها، شامل اکسیژن، غذا، آب، استراحت، فعالیت، خواب، پرهیز از شرایط هولناک و اجتناب از درد و نظایر آن است.</p>
<h2>اهمیت محیط طبیعی در رشد شخصیت</h2>
<p>محیط طبیعی نیز بر شخصیت تأثیر می‌گذارد، زیرا افراد تا حد وسیعی سطح کارایی خود را که برای حفظ حیاتش ضروری است، از محیط می‌گیرد. واقعیت امر این است که در هر محیط طبیعی، انواع مختلف شخصیت و فرهنگ، و در محیط‌های طبیعی کاملاً متفاوت، فرهنگ‌های مشابهی ملاحظه می‌شوند.</p>
<h2>رابطه فرهنگ و شخصیت</h2>
<p>بعضی از تجربه‌های فرهنگی بین همه افراد انسانی مشترک است. از تجربه‌های اجتماعی مشترک بین اعضای یک جامعه معین، یک صورت‌بندی ویژه شخصیتی پدید می‌آید که شاخص و معرف شخصیت بیشتر اعضای آن جامعه است و اصطلاحاً <a data-toggle="tooltip" data-placement="top" class="post-tooltip tooltip-top" title="Modal Personality">شخصیت نمایی </a> یا <a data-toggle="tooltip" data-placement="top" class="post-tooltip tooltip-top" title="Basic Personality">شخصیت اساسی</a> یا <a data-toggle="tooltip" data-placement="top" class="post-tooltip tooltip-top" title="Social Character">رفتار اجتماعی (خوی اجتماعی)</a> خوانده می‌شود. این مفاهیم به‌ویژگی‌های فرهنگی مشترکی که همه اعضای یک جامعه در آنها سهیم‌اند، اشاره می‌کنند.</p>
<h2>نقش تجربه گروهی در رشد شخصیت افراد</h2>
<p>کودک نوزاد به‌صورت یک ارگانیسم به دنیا می‌آید. با اخذ و کسب مجموعه‌ای از نگرش‌ها و ارزش‌ها، تمایلات و بیزاری‌ها، هدف‌ها و مقاصد، و یک مفهوم عمیق و ناپایدار از اینکه چه نوع شخصی است، به‌تدریج یک موجود انسانی بزرگسال مبدل می‌شود. همه این ویژگی‌ها را از طریق فراگرد اجتماعی شدن به‌دست می‌آورد. این فراگرد، یادگیری او را از حالت حیوانی به شخصیت انسانی تغییر می‌دهد. به عبارت دقیق‌تر، هر فرد از طریق فراگرد اجتماعی شدن، هنجارهای گروه‌های خود را می‌آموزد تا اینکه یک خود مشخص که او را بی‌همتا می‌سازد، پدید می‌آید. شاید بتوان گفت که تشکل تصور خود، مهم‌ترین فراگرد در رشد شخصیت به شمار می‌رود.</p>
<h2>اهمیت تجارب شخصی در رشد شخصیت</h2>
<p>چرا کودکانی که در یک خانواده پرورش می‌یابند، حتی اگر تجربه‌های یکسانی هم داشته باشند، با یکدیگر متفاوت‌اند؟ نکته مهم این است که آنان تجربه‌های یکسانی نداشته، بلکه در معرض تجربه‌های اجتماعی از برخی جهات مشابه و از برخی جهات نامشابه قرارگرفته‌اند. تجربه هرکس بی‌همتاست. بدین معنا که هیچ‌کس دیگر به‌طور کامل، نظیر آن تجربه را ندارد. یادداشت دقیق تجربه‌های روزانه کودکان یک خانواده می‌تواند گوناگونی تجربه‌های آنان را به خوبی آشکار سازد. هر کودک اولاً، وراثت زیستی بی‌همتایی دارد که کسی دیگر عیناً نظیر آن را ندارد، ثانیاً، از مجموعه بی‌همتای تجربه‌های زندگی برخوردار است که باز، کسی دیگر، عیناً از آن برخوردار نیست.</p>
<h2>منبع</h2>
<p><a href="http://daneshnameh.roshd.ir/mavara/mavara-index.php?page=%D8%B1%D9%88%D8%A7%D9%86%D8%B4%D9%86%D8%A7%D8%B3%DB%8C+%D8%B4%D8%AE%D8%B5%DB%8C%D8%AA&amp;SSOReturnPage=Check&amp;Rand=0" target="_blank" rel="nofollow noopener">دانشنامه رشد</a></p>
<p>The post <a href="https://behdashtravan.com/%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%d8%b4%d9%86%d8%a7%d8%b3%db%8c-%d8%b4%d8%ae%d8%b5%db%8c%d8%aa/">شخصیت از دیدگاه‌های مختلف</a> appeared first on <a href="https://behdashtravan.com">مجله تخصصی روانشناسی بهداشت روان</a>.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://behdashtravan.com/%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%d8%b4%d9%86%d8%a7%d8%b3%db%8c-%d8%b4%d8%ae%d8%b5%db%8c%d8%aa/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
	</channel>
</rss>
