<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	>

<channel>
	<title>مقالات روانشناسی تحلیلی | مجله تخصصی روانشناسی بهداشت روان</title>
	<atom:link href="https://behdashtravan.com/tag/%D8%B1%D9%88%D8%A7%D9%86%D8%B4%D9%86%D8%A7%D8%B3%DB%8C-%D8%AA%D8%AD%D9%84%DB%8C%D9%84%DB%8C/feed/" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>https://behdashtravan.com/tag/روانشناسی-تحلیلی/</link>
	<description></description>
	<lastBuildDate>Fri, 02 Feb 2018 10:22:57 +0000</lastBuildDate>
	<language>fa-IR</language>
	<sy:updatePeriod>
	hourly	</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>
	1	</sy:updateFrequency>
	<generator>https://wordpress.org/?v=6.8.2</generator>

<image>
	<url>https://behdashtravan.com/wp-content/uploads/2017/09/cropped-logo-32x32.png</url>
	<title>مقالات روانشناسی تحلیلی | مجله تخصصی روانشناسی بهداشت روان</title>
	<link>https://behdashtravan.com/tag/روانشناسی-تحلیلی/</link>
	<width>32</width>
	<height>32</height>
</image> 
	<item>
		<title>سطوح شخصیت یونگ</title>
		<link>https://behdashtravan.com/%d8%b3%d8%b7%d9%88%d8%ad-%d8%b4%d8%ae%d8%b5%db%8c%d8%aa-%db%8c%d9%88%d9%86%da%af/</link>
					<comments>https://behdashtravan.com/%d8%b3%d8%b7%d9%88%d8%ad-%d8%b4%d8%ae%d8%b5%db%8c%d8%aa-%db%8c%d9%88%d9%86%da%af/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[بهروز هاشمی]]></dc:creator>
		<pubDate>Sun, 24 Sep 2017 16:04:26 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[بهداشت روان]]></category>
		<category><![CDATA[روان پویشی و روانکاوی]]></category>
		<category><![CDATA[روانشناسی شخصیت]]></category>
		<category><![CDATA[مکاتب روانشناسی]]></category>
		<category><![CDATA[آرکیتایپ]]></category>
		<category><![CDATA[خودآگاه]]></category>
		<category><![CDATA[روانشناسی تحلیلی]]></category>
		<category><![CDATA[شخصیت]]></category>
		<category><![CDATA[صور ازلی]]></category>
		<category><![CDATA[صورت ازلی]]></category>
		<category><![CDATA[کهن الگو]]></category>
		<category><![CDATA[نئوفرویدی]]></category>
		<category><![CDATA[ناخودآگاه]]></category>
		<category><![CDATA[ناهشیار]]></category>
		<category><![CDATA[هشیار]]></category>
		<category><![CDATA[یونگ]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://behdashtravan.com/?p=1446</guid>

					<description><![CDATA[<p>جان لاک با استعاره معروف ، دنیای فلسفه را تکان داد. او معتقد بود تمام محتوای فکر، احساسات و هیجانات ما از تجربه بعد از تولد به‌دست می‌آید. در مقابل فلاسفه‌ای مانند کانت، شوپنهاور و نیچه این نظر لاک را عین ساده‌لوحی می‌دانستند و معتقد بودند انسان با پیش‌فرض‌های ژنتیکی و پتانسیل‌های مشخصی پا به &#8230;</p>
<p>The post <a href="https://behdashtravan.com/%d8%b3%d8%b7%d9%88%d8%ad-%d8%b4%d8%ae%d8%b5%db%8c%d8%aa-%db%8c%d9%88%d9%86%da%af/">سطوح شخصیت یونگ</a> appeared first on <a href="https://behdashtravan.com">مجله تخصصی روانشناسی بهداشت روان</a>.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>جان لاک با استعاره معروف <a data-toggle="tooltip" data-placement="top" class="post-tooltip tooltip-top" title="جان لاک معتقد بود که خاستگاه تمام معرفت بشری ریشه در تجربه دارد و هر انسان در هنگام تولد مانند لوح سفیدی به دنیا می‌آید و تجربه و معرفت حسی به مرور آن را شکل می‌دهد">لوح سفید</a>، دنیای فلسفه را تکان داد. او معتقد بود تمام محتوای فکر، احساسات و هیجانات ما از تجربه بعد از تولد به‌دست می‌آید. در مقابل فلاسفه‌ای مانند کانت، شوپنهاور و نیچه این نظر لاک را عین ساده‌لوحی می‌دانستند و معتقد بودند انسان با پیش‌فرض‌های ژنتیکی و پتانسیل‌های مشخصی پا به عرصه هستی می‌گذارند. شخصی که در روانشناسی نظر دسته‌ی دوم را بسط داد کسی نبود جز کارل گوستاو <a href="http://behdashtravan.com/%d8%b2%d9%86%d8%af%da%af%db%8c%e2%80%8c%d9%86%d8%a7%d9%85%d9%87-%da%a9%d8%a7%d8%b1%d9%84-%da%af%d9%88%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d9%88-%db%8c%d9%88%d9%86%da%af/">یونگ</a>. او که نگاهش شرقی بود جایگاه ویژه‌ای برای شهود قائل شد و با بسط مفاهیمی تحت عنوان کهن‌الگو یا صور مثالی، نظریه ای جذاب و دلنشین برای شخصیت ترتیب داد.</p>
<p>یونگ معتقد بود انسان محدود به تجربیات فردی‌اش نیست و برخی تجارب به شکل کهن‌الگو نسل به نسل منتقل شده‌اند و از اجدمان به ما رسیده اند. شواهد او مبتنی بر شواهد بالینی (مثلاً خواب‌های مشترک مردم در نقاط مختلف جهان) و شواهد باستان‌شناسی بود. برای مثال در سرتاسر دنیا خواب‌های مشترکی دیده می‌شوند در حالی که این افراد هیچ زمینه‌ی تجربی مشترکی ندارند، یا مثلاً تجاربی مانند عبور از رودخانه پر از تمساح، مار، پیر فرزانه، منجی، وحدت و غیره بااینکه شاید برای ما اتفاق نیفتاده‌ باشند، اما با گوشت و پوستمان چنان عجین شده اند که حس می‌کنیم آنها را خودمان جایی تجربه کرده‌ایم. یونگ سعی کرد با گسترده‌کردن شخصیت بتواند توضیحی برای این مسائل پیدا کند و انسان را محدود به تجارب شخصی‌اش نمی‌دانست. برخی معتقدند این سطوح شخصیت یونگ واقع‌بینانه نیست اما به هر حال بسیار معنادار و دل‌نشین مطرح شده‌اند. در ادامه قصد داریم با سطوح شخصیتی از نگاه یونگ بیشتر آشنا شویم. متون پیش رو از کتاب روانشناسی رشد کرین انتخاب شده است.</p>
<h1>کهن‌الگوهای یونگ و ساختار شخصیت از نگاه او</h1>
<h2>من(ایگو)</h2>
<p>من تقریباً همان مفهوم خودآگاه است. من شامل آگاهی از دنیای بیرونی، همچنین آگاهی ما از وجود خودمان است.</p>
<p><img loading="lazy" decoding="async" class="aligncenter wp-image-1565 size-full" src="http://behdashtravan.com/wp-content/uploads/2017/09/Persona.jpg" alt="Persona jung" width="1000" height="614" srcset="https://behdashtravan.com/wp-content/uploads/2017/09/Persona.jpg 1000w, https://behdashtravan.com/wp-content/uploads/2017/09/Persona-300x184.jpg 300w, https://behdashtravan.com/wp-content/uploads/2017/09/Persona-768x472.jpg 768w" sizes="auto, (max-width: 1000px) 100vw, 1000px" /></p>
<h2>پرسونا(نقاب)</h2>
<p>پرسونا نقاب من (ایگو) است، همان تصویری است که شخص به دنیای بیرونی ارائه می‌دهد. پرسونای ما با نقش‌هایی که بر عهده می‌گیریم تغییر می‌یابد. فرد در محیط کار خویش یک تصویر از خود ارائه می‌دهد و در خانه در برابر کودکان خویش، تصویر دیگری را به نمایش می‌گذارد. بعضی افراد پرسونای خویش را بدون در نظر گرفتن بخش‌های عمیق شخصیت خود، شکل می‌دهند، تا جایی که خود یا دیگر افراد، حس می‌کنند که در زیر این نمای ظاهری، مایه‌ی اندکی وجود دارد و بقیه‌ی شخصیت مخفی است. اما حقیقت این است که ما به این بخش از شخصیت نیاز داریم تا بتوانیم به‌گونه‌ای مؤثر با دیگران کنار بیاییم. برای مثال، اغلب اوقات اگر بخواهیم دیگران به حرف ما گوش دهند، باید باحالتی مصمم و قاطع با آنها روبرو شویم. پرسونا تا جایی رشد می‌کند که شخصیت در حال تعادل باشد، اما به‌شرطی که بخش‌های دیگر شخصیت، کنار زده نشوند.</p>
<p><img loading="lazy" decoding="async" class="aligncenter wp-image-1564 size-full" src="http://behdashtravan.com/wp-content/uploads/2017/09/Shadow.jpg" alt="Shadow jung" width="1000" height="614" srcset="https://behdashtravan.com/wp-content/uploads/2017/09/Shadow.jpg 1000w, https://behdashtravan.com/wp-content/uploads/2017/09/Shadow-300x184.jpg 300w, https://behdashtravan.com/wp-content/uploads/2017/09/Shadow-768x472.jpg 768w" sizes="auto, (max-width: 1000px) 100vw, 1000px" /></p>
<h2>سایه</h2>
<p>سایه شامل خصایص و احساساتی است که ما نمی‌توانیم آنها را برای خودمان بپذیریم. سایه متضاد ایگو و خودپنداره ماست. سایه، آقای هاید، یعنی چهره پنهانی دکتر جکیل است. در رؤیاها، سایه، به‌صورت افرادی هم‌جنس برون‌فکنی می‌شوند. مثلاً هنگامی‌که رؤیایی در مورد افراد بد، و دیگرآزار می‌بینیم، که جنسیت آنها با ما مشابه است. در زندگی روزمره، سایه اغلب هنگامی خود را به نمایش می‌گذارد که ما با موقعیتت های زشت و ناجوری روبرو شده‌ایم و مثلاً به‌طور ناگهانی و به نحو خصمانه‌ای می‌گوییم: ((اصلاً شبیه من به نظر نمی‌رسد)) ما همچنین برون‌فکنی‌های سایه‌ی خودمان را در مواقعی می‌بینیم که (از چیزی که نمی‌توانیم در مردم ببینیم، شکایت داریم) زیرا چنین اظهارات تندی، نشانگر ان است که ما درواقع داریم در وجود خودمان، برعلیه آگاهی از این کیفیت، دفاع می‌کنیم.</p>
<p>در اغلب موارد، سایه به‌طور گسترده‌ای منفی است، زیر با خودپنداره ی مثبت ما در تضاد است. بااین‌حال، مادامی‌که آگاهی ما از خودپنداره، شامل عناصری منفی است، سایه‌ی ناخوداگاه، مثبت خواهد بود. زن جوانی که خود را زشت در نظر می‌گیرد، ممکن است رؤیایی درباره یک زن زیبا ببیند. او این زن را به شکل فرد غریبه‌ای می‌بیند، اما درواقع این زن ممکن است جلوه‌ای از آرزوی زیبا بودن خودش باشد. خواه سایه منفی باشد و خواه مثبت، مسئله مهم، دسترسی داشتن به آن است. در هر فرد، آگاهی یافتن از ماهیت سایه، اولین قدم به‌طرف خودآگاهی و انسجام شخصیت است.</p>
<p><img loading="lazy" decoding="async" class="aligncenter wp-image-1566 size-full" src="http://behdashtravan.com/wp-content/uploads/2017/09/Anima-and-Animus.jpg" alt="Anima-and-Animus jung" width="1000" height="614" srcset="https://behdashtravan.com/wp-content/uploads/2017/09/Anima-and-Animus.jpg 1000w, https://behdashtravan.com/wp-content/uploads/2017/09/Anima-and-Animus-300x184.jpg 300w, https://behdashtravan.com/wp-content/uploads/2017/09/Anima-and-Animus-768x472.jpg 768w" sizes="auto, (max-width: 1000px) 100vw, 1000px" /></p>
<h2>آنیما و آنیموس</h2>
<p>تائوئیست‌های چینی از یین و یانگ، یعنی جنبه‌های، زنانه و مردانه شخصیت ما صحبت کرده‌اند. به نظر یونگ جنبه زنانگی شامل ظرفیت‌هایی برای پرورش فرزند، احساس، هنر و یگانگی با طبیعت، و جنبه مردانگی شامل تفکر منطقی، ابراز دلیرانه و غلبه بر طبیعت است. همه‌ی ما ازنظر زیست‌شناختی، دوجنسیتی هستیم و همه ما زمینه‌های دوجنسیتی را در اشخاص تشخیص می‌دهیم، بنابراین تمامی انسان‌ها هم خصایص مردانه دارند و هم زنانه. ولی ما انسان‌ها همچنین، ازلحاظ ژنتیک دارای تفاوت‌های جنسیتی هستیم که فشارهای اجتماعی شدن آن را تشدید و برجسته می‌کند و زنان را تحت‌فشار قرار می‌دهد تا جنبه زنانگی، و مردان را تحت‌فشار قرار می‌دهد تا جنبه مردانگی خویش را بیشتر مورد تأکید قرار دهند. نتیجه آن می‌شود که جنبه‌ی دیگر سرکوب و ضعیف می‌شود. مردان گرایش پیدا می‌کنند تا به‌طور یک‌طرفه مستقل، پرخاشگر و عقلانی بشوند. آنها ظرفیت‌های خویش را برای پرستاری و بچه‌داری و وابستگی به دیگران مورد غفلت قرار می‌دهند. زنان جنبه‌های پرورش فرزند و احساسات را در خود رشد می‌دهند و از ظرفیت‌های خویش برای تفکر منطقی و ابراز وجود غفلت می‌کنند. باوجوداین جنبه‌های مورد غفلت قرارگرفته ناپدید نمی‌شوند بلکه فعال باقی می‌مانند و در ناخودآگاه ما ظاهر می‌شوند. در مردان جنبه زنانگی در رؤیاها و خیال‌پردازی‌ها به‌عنوان (زن درونی یا آنیما) ظاهر می‌شوند (مرد درونی زنان آنیموس خوانده می‌شود.)</p>
<h2>ناخودآگاه شخصی</h2>
<p>یونگ معتقد بود که ناخودآگاه شامل دو لایه است. اولین لایه شامل ناخودآگاه شخصی است که دربرگیرنده تمایلات و احساساتی است که ما طی دوره زندگی‌مان آنها را واپس زده‌ایم. بیشتر بخش‌های سایه در ناخودآگاه شخصی قرار دارد. مثلاً ممکن است دربرگیرنده احساسات لطیف یک مرد نسبت به پدرش باشد که او نیاز دارد تا به‌عنوان یک کودک آنها را واپس زند. آنیما و آنیموس نیز همچنین تا حدودی اما نه تماماً در این بخش ناخودآگاه یافت می‌شوند. یک زن ممکن است تجربه‌های خود با پدرش را به‌عنوان تجربه‌هایی وسوسه‌انگیز واپس زند، تجربه‌هایی که پس‌ازآن، بر آنیموس او تأثیر می‌گذارد و در ناخودآگاه شخصی او باقی می‌ماند.</p>
<h2>ناخودآگاه جمعی</h2>
<p>ناخودآگاه شخصی هر کس منحصربه‌فرد است. هر شخص افکار و احساسات متفاوتی را در زندگی خویش واپس می‌زند. بااین‌حال یونگ معتقد بود در عمیق‌ترین لایه روان، یک ناخودآگاه جمعی وجود دارد که به ارث برده می‌شود و تمامی نوع بشر در آن شریک هستند. ناخودآگاه جمعی از انرژی ذاتی فرد تغذیه می‌شود و به تمایلاتی که کهن‌الگوها (آرکی‌تایپ) نامیده می‌شوند نیرو می‌بخشد و آنها را سازمان می‌دهد. ما هرگز در مورد کهن‌الگوها به‌طور مستقیم چیزی نمی‌دانیم. بلکه می‌توانیم از طریق تصاویر کهن‌الگویی که در افسانه‌ها، هنر، رؤیاها و تمایلات و خیال‌پردازی‌های افراد در سرتاسر جهان یافت می‌شود در مورد آنها چیزهایی بیاموزیم. افراد از طریق این تصاویر سعی می‌کنند تا عمیق‌ترین تمایلات و آرزوهای ناخودآگاه درونی خویش را ابراز کنند. کهن‌الگوها شامل تصاویری از مادر زمین، پیرزن خردمند، پیرمرد خردمند، حیوانات، تولد دوباره، مرگ، شیطان، جادوگر و خداوند هستند.</p>
<p>این کهن‌الگوها همچنین بر ماهیت و رشد سایر بخش‌های شخصیت اثر می‌گذارند. برای مثال آنیموس یک زن نه تنها از تجربه‌های او با پدرش و مردان دیگر بلکه از انرژی‌های پرخاشگرانه ناخودآگاه جنس مذکر که ممکن است در رؤیاهای او به‌صورت یک حیوان وحشی جلوه‌گر شده باشد ناشی می‌شود.</p>
<h2>خویشتن</h2>
<p>مهم‌ترین کهن‌الگو همان خویشتن ماست، تلاش ناخودآگاه ما برای وحدت، کمال و معنایابی. خویشتن نیرویی درونی برای تعادل بخشیدن و آشتی دادن جنبه‌های متضاد شخصیت ماست. در سراسر جهان خویشتن در تصاویر ماندلاها، یعنی اشکالی که در آنها تمامی جنبه‌ها حول یک مرکز کاملاً تعادل یافته قرار دارند، نمایش داده‌شده است. خویشتن، همچنین از طریق جستجوی ما برای یافتن خداوند، یعنی سمبل کمال و معنای غایی تجلی می‌یابد.</p>
<h2>درون‌گرایی و برون‌گرایی</h2>
<p>اگرچه خویشتن هدف غایی زندگی است اما هیچ‌کس به‌طور کامل به آن دست نمی‌یابد. همه ما به شیوه‌های یک‌جانبه رشد می‌کنیم. برای مثال اکثر ما توجه به خودآگاهی و غفلت از حیات ناخودآگاه را در خویش رشد می‌دهیم. زنان جنبه مردانگی خودشان را و مردان جنبه زنانگی خودشان را مورد غفلت قرار می‌دهند. یونگ مفاهیم دیگری را هم مطرح کرد تا تمایلات متضاد ما را توصیف کتد. و خاطرنشان سازد که ما اغلب اوقات تنها یک جنبه از آن مفهوم را در خود رشد می‌دهیم و جنبه دیگر آن را نادیده می‌گیریم. یکی از این مفاهیم قطبی شده درونی‌گرایی / برون‌گرایی است. برونگرا بی‌پرواست و مستقیماً دست به عمل می‌زند. درون‌گرا مردد است و در مورد آنچه ممکن است اتفاق بیافتد فکر می‌کند. در یک مهمانی زن جوان برون‌گرا بلافاصله به دیگران نزدیک می‌شود و با آنها شروع به گفتگو می‌کند. اما یک زن درون‌گرا دودل است و به حالات درونی خویش، ترس‌ها، امیدها و احساساتش فکر می‌کند. برون‌گرا به سمت بیرون، یعنی جهان گرایش دارد و درون‌گرا در دنیای درونی خویش احساس امنیت بیشتری می‌کند و از فعالیت‌هایی مانند مطالعه و هنر بیشتر لذت می‌برد. همه ما هر دو تمایل را داریم اما یکی از آنها را در خود رشد می‌دهیم و مورد دیگر را کنار می‌گذاریم و کمتر رشد می‌دهیم و آن را به ناخودآگاه می‌رانیم.</p>
<h2>منبع:</h2>
<p>کتاب: نظریه‌های رشد (مفاهیم و کاربردها)<br />
مولف: ویلیام کرین<br />
مترجمین: غلامرضا خوی‌نژاد، علیرضا رجایی</p>
<p>The post <a href="https://behdashtravan.com/%d8%b3%d8%b7%d9%88%d8%ad-%d8%b4%d8%ae%d8%b5%db%8c%d8%aa-%db%8c%d9%88%d9%86%da%af/">سطوح شخصیت یونگ</a> appeared first on <a href="https://behdashtravan.com">مجله تخصصی روانشناسی بهداشت روان</a>.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://behdashtravan.com/%d8%b3%d8%b7%d9%88%d8%ad-%d8%b4%d8%ae%d8%b5%db%8c%d8%aa-%db%8c%d9%88%d9%86%da%af/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>زندگی‌نامه کارل گوستاو یونگ</title>
		<link>https://behdashtravan.com/%d8%b2%d9%86%d8%af%da%af%db%8c%e2%80%8c%d9%86%d8%a7%d9%85%d9%87-%da%a9%d8%a7%d8%b1%d9%84-%da%af%d9%88%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d9%88-%db%8c%d9%88%d9%86%da%af/</link>
					<comments>https://behdashtravan.com/%d8%b2%d9%86%d8%af%da%af%db%8c%e2%80%8c%d9%86%d8%a7%d9%85%d9%87-%da%a9%d8%a7%d8%b1%d9%84-%da%af%d9%88%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d9%88-%db%8c%d9%88%d9%86%da%af/#comments</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[بهروز هاشمی]]></dc:creator>
		<pubDate>Mon, 11 Sep 2017 16:38:00 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[روان پویشی و روانکاوی]]></category>
		<category><![CDATA[سرگذشت]]></category>
		<category><![CDATA[متفکران بزرگ]]></category>
		<category><![CDATA[روان تحلیلگری]]></category>
		<category><![CDATA[روانشناسی تحلیلی]]></category>
		<category><![CDATA[روانکاوی]]></category>
		<category><![CDATA[فروید]]></category>
		<category><![CDATA[کارل گوستاو یونگ]]></category>
		<category><![CDATA[کتاب قرمز]]></category>
		<category><![CDATA[یک روش خطرناک]]></category>
		<category><![CDATA[یونگ]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://behdashtravan.com/?p=1209</guid>

					<description><![CDATA[<p>یونگ به دلیل شباهت نسبی تفکرش با شرق، در بین ایرانیان علاقه‌مندان زیادی دارد. هنوز از او به‌عنوان یکی از بزرگ‌ترین روانشناسان یاد می‌شود. یونگ بیشترین تأثیرش را در حوزه روانشناسی شخصیت گذاشت. اثر او بر روانشناسی بالینی امروزه کمرنگ یا غیرمستقیم  محسوب می شود . او در ابتدا با فروید رابطه خوبی برقرار کرد &#8230;</p>
<p>The post <a href="https://behdashtravan.com/%d8%b2%d9%86%d8%af%da%af%db%8c%e2%80%8c%d9%86%d8%a7%d9%85%d9%87-%da%a9%d8%a7%d8%b1%d9%84-%da%af%d9%88%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d9%88-%db%8c%d9%88%d9%86%da%af/">زندگی‌نامه کارل گوستاو یونگ</a> appeared first on <a href="https://behdashtravan.com">مجله تخصصی روانشناسی بهداشت روان</a>.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>یونگ به دلیل شباهت نسبی تفکرش با شرق، در بین ایرانیان علاقه‌مندان زیادی دارد. هنوز از او به‌عنوان یکی از بزرگ‌ترین روانشناسان یاد می‌شود. یونگ بیشترین تأثیرش را در حوزه روانشناسی شخصیت گذاشت. اثر او بر روانشناسی بالینی امروزه کمرنگ یا غیرمستقیم  محسوب می شود . او در ابتدا با <a href="http://behdashtravan.com/%d8%b2%d9%86%d8%af%da%af%db%8c%d9%86%d8%a7%d9%85%d9%87-%d9%81%d8%b1%d9%88%db%8c%d8%af-%d9%82%d8%b3%d9%85%d8%aa-%d8%a7%d9%88%d9%84/" target="_blank" rel="noopener">فروید </a>رابطه خوبی برقرار کرد و فروید امید زیادی به او بسته بود، بااین‌وجود، در انتها راهشان را از هم جدا کردند و یونگ باقی عمرش را به توضیح تفکرات خودش پرداخت. در ادامه با زندگی‌نامه، آثار و فراز و نشیب‌های زندگی او بیشتر آشنا خواهیم شد.<br />
او در ۲۶ ژوئیه ۱۸۷۵ م. در کسویل سوئیس متولد شد. او تنها پسر یک کشیش پروتستان انجیلی اصلاح‌طلب سوییسی بود و خانواده او غرق مذهب بود. هشت عمو و پدربزرگ مادری یونگ همگی کشیش بودند. بنا بر نظری خاندان پدری یونگ به گوته شاعر آلمانی می‌رسد، او در جایی خود را نسبتاً سوئیسی می‌داند زیرا قدمت ملیت سوئیسی خانواده‌اش به صد سال نمی‌رسد. اولین زمین‌بازی یونگ گورستان کلیسا بود.<br />
یونگ در دوازده سالگی به دلیل بیماری صرع دچار شد که به دوره‌هایی از حالت غش منجر می‌شد. به نحوی از رفتن به مدرسه شانه خالی می‌کرد، اما با اراده خود از این سرگیجه و غش‌وضعف خلاص شد. او به‌تدریج به مردی قدبلند، خوش‌صورت و ورزشکاری نیرومند تبدیل شد که این صفات همراه با قهقهه‌های شادمانه و عشق به زندگی، به او حضور فیزیکی قابل‌توجه و جذبه‌ای بسیار، به‌ویژه در ارتباط با زنان، داد.</p>
<h2>جوانی و تحصیل</h2>
<p>در جوانی مجذوب علم و فلسفه شد و دانشگاه بازل برای تحصیل در رشته پزشکی به او بورس داد. در سن بیست سالگی پدرش درگذشت و خانواده‌اش مجبور به ترک خانه کشیشان شدند و به بات‌میتگرمیل نزدیک بازل نقل‌مکان کردند.</p>
<p>یونگ به عضویت انجمن مناظرات دانشگاه در آمد. او در مباحثات و وصله‌پیله‌کردن‌های عقلانی پیشرفت فوق‌العاده‌ای داشت. یونگ در یک «تابش شهودی» پی برد آموزه‌ای که او دنبالش می‌گردد روان‌پزشکی است.</p>
<p>یونگ بیش از دو سال در جلسات احضار روح شرکت می‌کرد که این جلسات موضوع آماده‌ای برای تحقیقات او بود و موضوع پایان‌نامه دکتری یونگ در سال ۱۹۰۲ شد. در این سال نظریات روان‌پزشکی به‌دست شارکو و فروید بسط یافت. یونگ کارآموزی‌اش را در روان‌پزشکی از دسامبر ۱۹۰۰ به‌عنوان دستیار بیمارستان بورگهولتزی از درمانگاه‌های وابسته به دانشگاه زوریخ آغاز کرد. او طی مدت نه سال در بورگهولتزلی در برنامه پیشگام تجربی روانشناسی تحت سرپرستی اوژن بلویلر رییس بیمارستان فعال شد. تحقیقات بلویلر حول مسئله اسکیزوفرنی بود. بلویلر در این زمان به تحقیقات فروید درباره ضمیر ناخودآگاه و روان‌زدایی اختلالات گرایش پیداکرده بود.</p>
<p>یونگ از گالوانومتر برای اندازه‌گیری حالات روانی از راه پاسخ‌های پوستی و غده‌های عرقی استفاده نمود، دستگاهی که امروزه به آن دروغ‌یاب می‌گویند. او در آن زمان مشغول تحقیق در آزمون ربط کلمات و تأثیر آن بر بیماران روانی و تبه‌کاران بود. کوشش‌های یونگ در این زمینه باعث شهرت او به‌خصوص در آمریکا شد. او درسال ۱۹۰۵ پزشک ارشد بورگهولتزلی و مدرس دانشکده طب در دانشگاه زوریخ گردید.</p>
<p>یونگ در ۱۴ فوریه ۱۹۰۳ با اما یونگ (اما روشنباخ) (۱۹۵۵-۱۸۸۲) ازدواج کرد. «اما» از یک خانواده آلمانی-سوئیسی و زنی تحصیل‌کرده، زیبا و محبوب بود. او دختر یک کارخانه‌دار ثروتمند بود و این باعث آزادی یونگ از لحاظ مالی شد.</p>
<p>او در سال ۱۹۰۶ نسخه‌ای از نتایج کارهای خود را برای زیگموند فروید فرستاد. مکاتبه و دوستی آن دو تا سال ۱۹۱۳ ادامه یافت. اولین دیدار یونگ با فروید در وین اتفاق افتاد و آن دو ۱۳ ساعت تمام با هم حرف زدند. یونگ به‌زودی چهره‌ای درخشان در تحقیقات فروید شد. او اولین رییس انجمن بین‌المللی <a href="https://www.goodreads.com/book/show/1198678.Abnormal_Psychology" target="_blank" rel="noopener">روانکاوی</a> شد و ویراستار گزارش سالانه این انجمن که اولین نشریه روانکاوی به شمار می‌رود، بود.</p>
<p>ارتباط فروید با یونگ که زمانی او را وارث بدون معارض روانکاوی می‌دانست، در سال ۱۹۰۹ تیره شد. در آن سال فروید و یونگ برای سخنرانی راجع به روانکاوی در دانشگاه کلارگ به آمریکا سفر کردند. آنها طی سفر خواب‌های یکدیگر را تحلیل می‌کردند. اما فروید جزئیات مربوط به شرح‌حال شخصی خویش را برای تعبیر بازگو نمی‌کرد. فروید دو بار در حضور یونگ بی‌هوش شد. بار اول در صف انتظار ورود به کشتی به مقصد آمریکا بودند و بار دوم در سال ۱۹۱۲ پس از یک مباحثه طولانی راجع به اختلاف نظرهایشان پس از شرکت در کنفرانس مونیخ زمانی که مشغول صرف نهار بودند. اختلاف نظر این دو بیش‌ازپیش در سخنرانی‌های یونگ در دانشگاه فورهام نیویورک در سال ۱۹۱۲ آشکار شد. یونگ با فروید موافق بود که هیستری و وسواس فکری نشانگر جابه‌جاسازی غیرعادی شور جنسی است اما عقیده داشت که حالات روان‌پریشی چون اسکیزوفرنی نمی‌تواند با اختلالات جنسی قابل توضیح باشد. همچنین یونگ از اصل با میل به زنای با محارم مخالف بود و آن را نمادی از میل به تولد روحانی مجدد در جریان روانی تبدیل‌شدن به فردی مستقل می‌دانست.</p>
<h2>میان‌سالی و ایجاد روان‌شناسی تحلیلی</h2>
<p>در سال ۱۹۰۹ یونگ غرق در مطالعه افسانه‌ها بود که تمایل به آنها او را سرگشته و درعین‌حال سودایی کرده بود. او پس از جدایی از فروید سفر پرآسیب گذر از بحران میانسالی را آغاز کرد. او در ۳۹ سالگی به بن‌بست رسیده بود. دوستان و همکارانش رهایش کرده بودند از کتاب‌های علمی بیزار شده بود و سمت خود را در دانشگاه ازدست‌داده بود. بین سال‌های ۱۹۱۴ تا ۱۹۱۹ از جهان کناره گرفت تا ناخودآگاه خویشتن را بکاود.</p>
<p>او غرقه در اعماق تاریک وجود خویش شد. در این هنگام با شخصیت‌های کتاب مقدس و ایلیاد و اودیسه سخن گفت. اما مهم‌ترین شخصیتی که دیدار کرد فیله مون بود. آنها با هم در باغ قدم می‌زدند و بحث‌های فلسفی می‌نمودند. (از نظر روان‌پزشکی یونگ با خودش حرف می‌زد و فیله‌مون یک خیال و نشانه‌ای از جنون بود. اما در چارچوب آثار یونگ در روانشناسی تحلیلی فیله‌مون صورت مثالی روح است که برگرفته از گنجینه تصورات ناخودآگاه است.)</p>
<p>یونگ در بقیه ایام زندگی کوشید تا بینش‌های حاصل از اکتشاف ناخودآگاه خویش را بیان کند. او در سال ۱۹۱۳ روش خویش را روانشناسی تحلیلی نامید تا آن را از روانکاوی متمایز سازد و ادعا کرد که این روش شیوه‌ای است که می‌تواند تمام کوشش‌های روانشناسی همچون روانکاوی فروید و روانشناسی فردی <a href="http://behdashtravan.com/%d8%b2%d9%86%d8%af%da%af%db%8c%d9%86%d8%a7%d9%85%d9%87-%d8%a2%d8%af%d9%84%d8%b1/" target="_blank" rel="noopener">آدلر</a> را دربرگیرد. او در سال ۱۹۱۹ برای اولین بار کلمه صورت مثالی(کهن الگو) را به‌کار برد.</p>
<p>یونگ در اوایل سال ۱۹۴۴ در ۶۹ سالگی براثر سانحه‌ای زمین خورد و پایش شکست. پس‌ازآن دچار یک حمله قلبی شد و تحت تأثیر دارو و در حال مرگ به هذیان (تجربه نزدیک به مرگ) دچار شد و پدیده خروج روح از بدن را تجربه کرد. وی درباره این تجربه خود در کتاب خاطرات، رویاها، اندیشه‌ها توضیحاتی ارائه کرده است. او کره زمین را از مسافتی می‌بیند که بیست سال پس‌ازآن فضانوردان، زمین را در آن فاصله برای نخستین بار دیده و وصف کرده‌اند. زمینی محصور در نوری آبی، با توصیف قاره‌ها، اقیانوس‌ها و دریاها؛ حتی هیمالیای پوشیده از برف اما ابری و مه آلوده صحنه‌ای که به گفته خود یونگ دیدنش از آن فاصله، باشکوه‌ترین چیزی بوده که در عمرش دیده است. وی در زاویه‌ای دیگر از تجربه‌اش، معبدی سنگی را می‌بیند که پاسخ سؤالات بسیاری را در آن در دسترس خود می‌دیده است! یونگ سال‌ها پس‌ازاین تجربه (هفده سال دیگر) به حیات خود ادامه می‌دهد درحالی‌که پزشک معالج وی اندکی پس از هوشیاری‌اش، به عفونت خون مبتلا و درمی‌گذرد! پس‌ازاین بیماری بود که آثار اصلی یونگ در پی‌شناخت نوین وی از زندگی نوشته شد.</p>
<p>او اولین کسی بود که در قرن بیستم، کیمیاگری را ازلحاظ روان‌شناسی قابل‌دسترسی ساخت و نشان داد که چگونه رازهای کیمیاگری شبیه صورت‌های مثالی رؤیا هستند.</p>
<p>همسر یونگ، اما در ۲۷ نوامبر ۱۹۵۵ فوت کرد. از آن به بعد یک زن انگلیسی به نام روث بیلی تا پایان مرگ همراه و پرستار او شد.</p>
<h2>مرگ</h2>
<p>یونگ راجع به کارهایش مکاتبات بسیاری داشت و بارها در سنین کهولت از او تجلیل به عمل آمد. او در سن ۸۵ سالگی در آخرین شب حیات خویش چشمانش را گشود و جامی از بهترین شرابی که در خانه داشت نوشید. روز بعد در ۶ ژوئن ۱۹۶۱ در کمال آرامش از دنیا رفت.</p>
<h2>آثار یونگ</h2>
<p>یونگ قلمی شهودی و نمایشی دارد و <strong>عقل، اثبات‌گرایی و علیت را برای تشریح ماهیت و کنش‌های روان ناکافی می‌داند.</strong> تأثیرات وارد آمده به رشد فکری یونگ و نیز ایستار شخصی او در قبال جهان، یادآور دوران رمانتیک و واکنشی است که در این دوران در برابر خردگرایی عصر روشنگری پا گرفت. همچنین جهان‌بینی علمی او گرچه تجربی است ولی با نسبی‌گرایی علمی سده بیستم به‌ویژه با دانش فیزیک هم‌نواتر است. او هر مفهومی را در چارچوب‌های مختلف به شیوه‌های گوناگونی موردبحث قرار می‌دهد و این سبب می‌شود که در پایان مسئله حل‌نشده باقی بماند.</p>
<p>یونگ و همچنین فروید از پیشگامان عرصه‌ای کشف نشده بودند و اندیشه‌هایشان درگذر زمان دستخوش دگرگونی و تحول شده است. درنتیجه نوشته‌های آنان اغلب حاوی مفاهیمی شکل نیافته، رهاشده و حتی متناقض است به‌نحوی‌که برای تشریح اندیشه‌های این دو باید تا حدودی دقت و مراقبت به خرج داد.</p>
<p>یونگ زندگی حقیقی را گسترش آگاهی می‌داند نه جریان زندگی در خود. او می‌گوید که شخصیتی وحدت یافته به احساس و دریافت زندگی می‌رسد و انسان صرفاً پدیده‌ای با جنبه‌های گوناگون نیست.<strong> او «شدن» را همراه با رنج می‌داند</strong>. ازنظر یونگ فرصت مناسب برای توسعه شخصیت انسان کافی نیست. او رشد بشر را از منابع درونی می‌داند و کسب را که درونا فقیر است دارای رشد شخصیتی ناشی از بیرون وجودش می‌داند.</p>
<p>«انسان و سمبول هایش» یکی از معروف‌ترین کتاب‌های یونگ است که به زبان فارسی نیز ترجمه شده است. یونگ در این کتاب بر مطالعه و بررسی شخصیت انسان‌ها در غالب فرهنگ آن‌ها پرداخته است. او با موشکافی ذهن انسان و ناخودآگاه جمعی و فردی بشر و همچنین کهن‌الگوها و خاطرات و تجربیات گذشته بشر، نتایج مفیدی برای بشر و علم روانشناسی به‌دست آورده است.</p>
<p>او همچنین در آثار خود به<strong> آنیما و آنیموس</strong> اشاره می‌کند که در بخش ناهشیار ذهن افراد نقشی کلیدی ایفا می‌کنند. بر اساس گفته‌های یونگ آنیما در ضمیر ناهشیار مرد به‌صورت یکی شخصیت درونی زنانه جلوه‌گر می‌شود و آنیموس در ضمیر ناهشیار زن به‌صورت یکی شخصیت درونی مردانه پدیدار می‌شود.</p>
<h2>کتاب قرمز</h2>
<p>در سال ۱۹۱۳ و در سن ۳۸ سالگی یونگ تجربه وحشتناک “روبه‌رویی با ناخودآگاه” را داشت. او تصاویری می‌دید و صداهایی می‌شنید. او نگران بود که دجار روان‌پریشی یا اسکیزوفرنی باشد. او باور داشت که این یک تجربه ارزشمند است و بنابراین در خلوت به خود القای توهم و یا به زبان خودش خیال‌پردازی می‌کرد. او سپس این وقایع را در یک دفتر چرم قرمز ثبت کرد و به مدت شانزده سال گاه‌وبیگاه بر روی آن کار می‌کرد.</p>
<h2>یک روش خطرناک (فیلم)</h2>
<p>در سال ۲۰۱۱ در فیلمی به نام یک روش خطرناک، کارل گوستاو یونگ (مایکل فاسبندر) در حین درمان روانی دختری روان‌پریش به نام سابینا اسپیلرین (کیرا نایتلی) به نمایش درآمده که در ارتباط حرفه‌ای خود با زیگموند فروید (ویگو مورنتس) به مباحثه و تبادل افکار می‌پردازد. در این فیلم بخشی از نظریه‌های آن دو نیز در قالب گفتگوهای بین این دو دانشمند به بیننده منتقل می‌شود.</p>
<h2>منبع:</h2>
<p>برگرفته از خانه روانشناسی<br />
والتر اودانیک، ولودیمیر. یونگ و سیاست. ترجمه علیرضا طیب. نشر نی ۱۳۷۹.<br />
هاید، مگی و مگ‌گینس، مایکل. یونگ، قدم اول . ترجمه نورالدین رحمانیان. نشر و پژوهش شیرازه. ۱۳۷۹<br />
یونگ، کارل گوستاو. اسطوره‌ای نو «نشانه‌هایی در آسمان». ترجمه جلال ستاری. نشر مرکز. ۱۳۸۲. یونگ، کارل گوستاو. انسان امروزی در جستجوی روح خود. ترجمه فریدون فرامرزی و لیلا فرامرزی. انتشارات آستان قدس رضوی. ۱۳۸۱.<br />
۹۶۴-۳۳-۷۹۵-۲<br />
یونگ، کارل گوستاو. روح و زندگی. ترجمه دکتر لطیف صدقیانی. چاپ نیل. ۱۳۷۹. تهران.</p>
<p>The post <a href="https://behdashtravan.com/%d8%b2%d9%86%d8%af%da%af%db%8c%e2%80%8c%d9%86%d8%a7%d9%85%d9%87-%da%a9%d8%a7%d8%b1%d9%84-%da%af%d9%88%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d9%88-%db%8c%d9%88%d9%86%da%af/">زندگی‌نامه کارل گوستاو یونگ</a> appeared first on <a href="https://behdashtravan.com">مجله تخصصی روانشناسی بهداشت روان</a>.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://behdashtravan.com/%d8%b2%d9%86%d8%af%da%af%db%8c%e2%80%8c%d9%86%d8%a7%d9%85%d9%87-%da%a9%d8%a7%d8%b1%d9%84-%da%af%d9%88%d8%b3%d8%aa%d8%a7%d9%88-%db%8c%d9%88%d9%86%da%af/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>1</slash:comments>
		
		
			</item>
	</channel>
</rss>
