<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	>

<channel>
	<title>مقالات رشد | مجله تخصصی روانشناسی بهداشت روان</title>
	<atom:link href="https://behdashtravan.com/tag/%D8%B1%D8%B4%D8%AF/feed/" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>https://behdashtravan.com/tag/رشد/</link>
	<description></description>
	<lastBuildDate>Fri, 23 Aug 2019 12:37:29 +0000</lastBuildDate>
	<language>fa-IR</language>
	<sy:updatePeriod>
	hourly	</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>
	1	</sy:updateFrequency>
	<generator>https://wordpress.org/?v=6.8.2</generator>

<image>
	<url>https://behdashtravan.com/wp-content/uploads/2017/09/cropped-logo-32x32.png</url>
	<title>مقالات رشد | مجله تخصصی روانشناسی بهداشت روان</title>
	<link>https://behdashtravan.com/tag/رشد/</link>
	<width>32</width>
	<height>32</height>
</image> 
	<item>
		<title>اعتمادبه‌نفس از نگاه رشدی</title>
		<link>https://behdashtravan.com/%d8%a7%d8%b9%d8%aa%d9%85%d8%a7%d8%af%d8%a8%d9%87%e2%80%8c%d9%86%d9%81%d8%b3-%d8%a7%d8%b2-%d9%86%da%af%d8%a7%d9%87-%d8%b1%d8%b4%d8%af%db%8c/</link>
					<comments>https://behdashtravan.com/%d8%a7%d8%b9%d8%aa%d9%85%d8%a7%d8%af%d8%a8%d9%87%e2%80%8c%d9%86%d9%81%d8%b3-%d8%a7%d8%b2-%d9%86%da%af%d8%a7%d9%87-%d8%b1%d8%b4%d8%af%db%8c/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[بهروز هاشمی]]></dc:creator>
		<pubDate>Thu, 07 Jan 2021 11:30:43 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[بهداشت روان]]></category>
		<category><![CDATA[خودشکوفایی و عزت نفس]]></category>
		<category><![CDATA[فرزندپروری و رشد]]></category>
		<category><![CDATA[اریک اریکسون]]></category>
		<category><![CDATA[اعتماد]]></category>
		<category><![CDATA[اعتماد به نفس]]></category>
		<category><![CDATA[باورهای بنیادی]]></category>
		<category><![CDATA[دوره های رشدی]]></category>
		<category><![CDATA[رشد]]></category>
		<category><![CDATA[شایستگی]]></category>
		<category><![CDATA[کفایتمندی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://behdashtravan.com/?p=6110</guid>

					<description><![CDATA[<p>پیرمردی ۸۰ ساله را در نظر بگیرید که اعتمادبه‌نفس کافی ندارد؛ روابط اجتماعی‌اش چندان قوی نیست و نگاه بدبینانه‌ای به دنیا دارد. پیرمرد قصه ما، البته بعد از رسیدن به دوران کهن‌سالی، چنین نشده است. تا جایی که به یاد می‌آورد، عنصر اعتماد در زندگی‌اش کم‌رنگ بوده است: اعتماد به محیط، اعتماد به آدم‌ها و &#8230;</p>
<p>The post <a href="https://behdashtravan.com/%d8%a7%d8%b9%d8%aa%d9%85%d8%a7%d8%af%d8%a8%d9%87%e2%80%8c%d9%86%d9%81%d8%b3-%d8%a7%d8%b2-%d9%86%da%af%d8%a7%d9%87-%d8%b1%d8%b4%d8%af%db%8c/">اعتمادبه‌نفس از نگاه رشدی</a> appeared first on <a href="https://behdashtravan.com">مجله تخصصی روانشناسی بهداشت روان</a>.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>پیرمردی ۸۰ ساله را در نظر بگیرید که اعتمادبه‌نفس کافی ندارد؛ روابط اجتماعی‌اش چندان قوی نیست و نگاه بدبینانه‌ای به دنیا دارد.<br />
پیرمرد قصه ما، البته بعد از رسیدن به دوران کهن‌سالی، چنین نشده است. تا جایی که به یاد می‌آورد، عنصر اعتماد در زندگی‌اش کم‌رنگ بوده است: اعتماد به محیط، اعتماد به آدم‌ها و حتی اعتماد به خودش. همین موضوع اعتمادبه‌نفس از نگاه رشدی را حائز اهمیت می‌کند.</p>
<p>او ماه آینده وارد ۸۱ سالگی خواهد شد ولی احتمالاً هیچ‌گاه نخواهد فهمید که ریشه بحران اعتماد در او، به ۸۰ سال قبل برمی‌گردد، زمانی که کمتر از یک سال داشت.</p>
<h2>اعتمادبه‌نفس از نگاه رشدی</h2>
<p><a href="http://behdashtravan.com/%d8%b2%d9%86%d8%af%da%af%db%8c%d9%86%d8%a7%d9%85%d9%87-%d8%a7%d8%b1%db%8c%da%a9-%d8%a7%d8%b1%db%8c%da%a9%d8%b3%d9%88%d9%86/" target="_blank" rel="noopener noreferrer">اریک اریکسون</a>، روان‌شناس بزرگ آلمانی نظریه‌ای دارد به نام «مراحل رشد هشت‌گانه اجتماعی». او در این نظریه، زندگی انسان را به ۸ قسمت تقسیم می‌کند:</p>
<ol>
<li>از تولد تا یک سالگی</li>
<li>سال دوم و سوم زندگی</li>
<li>سال سوم تا ششم زندگی</li>
<li>سال ششم تا دوازدهم زندگی</li>
<li>سال دوازدهم تا سال بیستم زندگی</li>
<li>سال بیستم تا چهلم زندگی</li>
<li>سال چهلم تا شصت و پنجم زندگی</li>
<li>از شصت‌وپنج سالگی به بعد</li>
</ol>
<p>(سنین مطرح شده، تقریبی‌اند و این‌گونه نیست که مراحل هر سن، به طور مجزا از قبل و بعدش جدا شود. لذا می‌توان مثلاً به جای ۲۰ تا ۴۰ از دوره جوانی و بزرگ‌سالی و به جای ۴۰ تا ۶۵ از میان‌سالی استفاده کرد.)</p>
<p>در هر کدام از این مراحل، اتفاقات خاصی می‌افتد که شخصیت اجتماعی فرد را شکل می‌دهند. مثلاً در ۱۲ ماه اول زندگی، موضوع «اعتماد یا عدم اعتماد» در فرد، تعیین تکلیف می‌شود. اگر شرایط زندگی کودک در سال اول زندگی‌اش، مناسب باشد، او تا آخر عمر، فردی خواهد بود که دنیا را جایی مناسب برای زندگی و موفقیت می‌داند، می‌تواند روابط مبتنی بر اعتماد و هوشیاری با افراد برقرار کند و در نهایت، به خود اعتماد کند و همین اعتمادبه‌نفس، زیرساخت توسعه فردی او در تمام زندگی‌اش خواهد بود.</p>
<h2>اهمیت سال اول زندگی برای اعتماد‌به‌نفس</h2>
<p>از همین روست که اریکسون سال نخست زندگی را مرحله «اعتماد در برابر عدم اعتماد» می‌نامد.</p>
<p>نوزاد، از محیط امن و آرام رحم مادر وارد دنیای پرهیاهوی انسان‌ها می‌شود. بنابراین در سال نخست زندگی‌اش، در حال سنجش محیط جدید است که آیا می‌توان در این محیط به خوبی زندگی کرد؟ (درست مانند کسی که وارد شهر جدیدی شده و در اوایل کار، در حال سنجش شهر و مردمانش هست).</p>
<p>هر چیزی که آرامش و امنیت کودک را در سال اول زندگی‌اش به خطر بیندازد، یک ضربه به نرم‌افزار اعتماد او می‌زند. فریادی که بر سر او کشیده می‌شود، دعوایی که پدر و مادر در حضور او می‌کنند، گرسنگی و تشنگی کودک، دمای نامناسب اتاقی که کودک در آن زندگی می‌کند، دردهایی که کودک می‌کشد (به هر علتی مانند بیماری، سوختگی، شکستگی، عرق‌سوز شدن پا)، بی‌اعتنایی اطرافیان به کودک و &#8230; همه و همه دست به دست هم می‌دهند تا عنصر اعتماد در کودک تضعیف شود.</p>
<p>از این روست که توصیه می‌شود به ویژه در سال نخست زندگی کودک، امنیت و آرامش محیط زندگی او با وسواس ویژه‌ای تأمین شود تا کودک هیچ درد و استرسی را تجربه نکند. حتی گفته می‌شود که‌ای کاش ممکن بود واکسن هم تزریق نشود تا کودک درد آمپول را نکشد ولی چون بحث سلامت کودک به طور جدی مطرح است، تزریق واکسن را به عنوان یک استثنا برای تحمیل درد به کودک می‌پذیریم.</p>
<p>یکی از مهم‌ترین و فاجعه‌بارترین توصیه‌هایی که گاه به پدر و مادرهای جوان می‌شود، این است که کودکتان را زیاد در آغوش نگیرید چون «بغلی» می‌شود و مجبور خواهید شد مدام او را در بغل بگیرید.</p>
<p>این در حالی است که در سال اول زندگی، کودک هر چه بیشتر توسط پدر و مادرش در آغوش گرفته شود، اعتمادبه‌نفس او بیشتر تقویت می‌شود. کودک در ارزیابی محیط جدید زندگی‌اش، هر اندازه احساس کند به اطرافیانش نزدیک است و حمایت و تأیید آنها را دارد، آرامش و اعتماد غنی‌تری به دست خواهد آورد. حتی مشاوران خبره به پدر و مادرها توصیه می‌کنند که تا حد امکان، حائل لباس را نیز بین خود و نوزاد حذف کنند و تماس پوست به پوست با او برقرار کنند.</p>
<p>بنابراین کودک زیر یک سال را اصطلاحاً خیلی تحویل بگیرید، مدام او را بغل کنید، با او صحبت کنید، لبخند بزنید، مراقب سلامتی‌اش باشید، حواستان به نیازهای غذایی‌اش باشد، نگذارید از خیس بودن پوشک عذاب بکشد و دچار التهاب پوستی شود، پیرامون او دعوا و جنجال نباشد، به او نهیب نزنید، با او بازی کنید و &#8230; .</p>
<p>بدانید که اعتماد یا عدم اعتماد در انسان، در همان ۱۲ ماه نخست زندگی‌اش تعیین تکلیف می‌شود و این، اطرافیان کودک هستند که نقش اصلی را در شکل‌گیری یا انهدام اعتماد او ایفا می‌کنند.</p>
<p>اگر خانواده پیرمرد قصه ما در ۸۰ سال پیش، رفتار مهربانانه‌تری با او داشتند، او یک عمر در بحران بی‌اعتمادی سر نمی‌کرد.</p>
<p>جعفر محمدی</p>
<h2>منبع</h2>
<p><a href="https://www.asriran.com/" target="_blank" rel="nofollow noopener noreferrer">عصر ایران &#8211; @MyAsriran</a></p>
<p>The post <a href="https://behdashtravan.com/%d8%a7%d8%b9%d8%aa%d9%85%d8%a7%d8%af%d8%a8%d9%87%e2%80%8c%d9%86%d9%81%d8%b3-%d8%a7%d8%b2-%d9%86%da%af%d8%a7%d9%87-%d8%b1%d8%b4%d8%af%db%8c/">اعتمادبه‌نفس از نگاه رشدی</a> appeared first on <a href="https://behdashtravan.com">مجله تخصصی روانشناسی بهداشت روان</a>.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://behdashtravan.com/%d8%a7%d8%b9%d8%aa%d9%85%d8%a7%d8%af%d8%a8%d9%87%e2%80%8c%d9%86%d9%81%d8%b3-%d8%a7%d8%b2-%d9%86%da%af%d8%a7%d9%87-%d8%b1%d8%b4%d8%af%db%8c/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>نظریه رشد ورنر</title>
		<link>https://behdashtravan.com/%d9%86%d8%b8%d8%b1%db%8c%d9%87-%d8%b1%d8%b4%d8%af-%d9%88%d8%b1%d9%86%d8%b1/</link>
					<comments>https://behdashtravan.com/%d9%86%d8%b8%d8%b1%db%8c%d9%87-%d8%b1%d8%b4%d8%af-%d9%88%d8%b1%d9%86%d8%b1/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[بهروز هاشمی]]></dc:creator>
		<pubDate>Thu, 16 Jul 2020 10:30:13 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[بهداشت روان]]></category>
		<category><![CDATA[رفتارگرایی و شناختی]]></category>
		<category><![CDATA[فرزندپروری و رشد]]></category>
		<category><![CDATA[مکاتب روانشناسی]]></category>
		<category><![CDATA[ادراک قیافه شناسانه]]></category>
		<category><![CDATA[اصل اورتوژنیک]]></category>
		<category><![CDATA[پدیدارشناسی]]></category>
		<category><![CDATA[دیدگاه ارگانیسمی]]></category>
		<category><![CDATA[رسش]]></category>
		<category><![CDATA[رشد]]></category>
		<category><![CDATA[ورنر]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://behdashtravan.com/?p=4947</guid>

					<description><![CDATA[<p>دیدگاه رشد ورنر: ارگانیسم یا اَندامگان، به معنای یک سامانه زنده و پیچیده از اعضا است که با تأثیرشان بر یکدیگر، امکان سازگاری با محیط و تضمین بقا و پایداری کل آن موجود زنده (جاندار) را فراهم می‌کنند. روانشناسان گشتالت بر این عقیده‌اند که وقتی ما اشیایی را دریافت می‌کنیم، آنها را به‌صورت شکل‌های کلی &#8230;</p>
<p>The post <a href="https://behdashtravan.com/%d9%86%d8%b8%d8%b1%db%8c%d9%87-%d8%b1%d8%b4%d8%af-%d9%88%d8%b1%d9%86%d8%b1/">نظریه رشد ورنر</a> appeared first on <a href="https://behdashtravan.com">مجله تخصصی روانشناسی بهداشت روان</a>.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p><strong>دیدگاه رشد ورنر: ارگانیسم</strong> یا <strong>اَندامگان</strong>، به معنای یک سامانه زنده و پیچیده از اعضا است که با تأثیرشان بر یکدیگر، امکان سازگاری با محیط و تضمین بقا و پایداری کل آن موجود زنده (جاندار) را فراهم می‌کنند.</p>
<p><a href="http://behdashtravan.com/%d9%86%d8%b8%d8%b1%db%8c%d9%87-%d8%b4%d8%ae%d8%b5%db%8c%d8%aa-%da%af%d8%b4%d8%aa%d8%a7%d9%84%d8%aa/" target="_blank" rel="noopener noreferrer">روانشناسان گشتالت</a> بر این عقیده‌اند که وقتی ما اشیایی را دریافت می‌کنیم، آنها را به‌صورت شکل‌های کلی که نمی‌توان آنها را به اجزای جداگانه تجزیه کرد، درک می‌کنیم. مثلاً یک دایره نقطه‌چین را بدون توجه به اینکه از تعدادی نقطه تشکیل شده است، به همان صورت دایره درک می‌کنیم. تجربه ما از شکل اشیا در کنترل نیروهای منظمی در دستگاه عصبی مرکزی ماست. یکی از اصولی که این نیروها بر اساس آنها کار می‌کنند <strong>قانون بستگی</strong> یا <strong>تکمیل</strong> است، یعنی گرایش به کامل کردن الگوها.</p>
<p>ورنر بیشتر به <strong>مکتب لایپزیک</strong> نزدیک است. این مکتب با اصول کلی <a href="http://behdashtravan.com/%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%e2%80%8c%d8%b4%d9%86%d8%a7%d8%b3%db%8c-%da%af%d8%b4%d8%aa%d8%a7%d9%84%d8%aa-%d9%88-%d8%a8%d8%b2%d8%b1%da%af%d8%a7%d9%86-%d8%a2%d9%86/" target="_blank" rel="noopener noreferrer">گشتالت</a> موافق بود، ولی اعتقاد داشت که جهت‌گیری برلین (لایپیزیک) اصولاً کل‌نگر نیست، زیرا بسیار باریک‌بینانه به‌جای تمرکز بر تمامیت عمل و احساس ارگانیزم، تاکید بر ادراک دارد.</p>
<h2>دیدگاه رشد ورنر</h2>
<p>درنظریه رشد ورنر ، رشد به‌نوعی با جهت‌گیری ارگانیسمی و تطبیقی پیوند می‌یابد. رشد مشتمل بر تغییراتی در ساختار است که می‌توان آن را بر طبق <strong>اصل اوروتوژنیک</strong> تعریف کرد: رشد زمانی اتفاق می افتد که از حالت نسبتاً عدم افتراق، به حالتی که موجب افزایش <strong>افتراق</strong> و یکپارچگی سلسله مراتبی شود برسیم. افتراق، زمانی اتفاق می‌افتد که یک کل همه‌جانبه به بخش‌هایی با شکل‌ها و کارکردهای متفاوت مجزا شود. و <strong>یکپارچگی سلسله مراتبی</strong> یعنی رفتارها تحت کنترل مراکز بالاتر تنظیم‌کننده قرار می‌گیرند.</p>
<p>اصول اورتوژنیک، رفتار را در بسیاری از حیطه‌ها توصیف می‌کند. مثلاً حرکات یکسان جلو عقب کردن دست کودکان در ابتدا برای نقاشی کشیدن به همان نسبت که انواع متفاوتی از حرکت‌ها و دایره ضربه‌ها را تجربه می‌کنند افتراق بیشتری می‌یابند و تمایز بین آنها بیشتر می‌شود. درنظریه رشد ورنر ، رشد به‌نوعی با جهت‌گیری ارگانیسمی و تطبیقی پیوند می‌یابد.</p>
<h2>موضوع عمده: افتراق خود از شیء</h2>
<p>یعنی فرایندی که در آن کودک خویشتن خود را از محیط جدا می‌کند. این فرایند در سه مرحله روی می‌دهد و با دوره‌های نوزادی، کودکی و نوجوانی انطباق دارد. ورنر به سن توجهی نداشت.</p>
<p><strong>سطح حسی-حرکتی-عاطفی</strong>، نوزاد به‌سختی می‌تواند جهان خارج را جدا (افتراق) از اعمال، حواس و احساسات جاری خود تجربه کند. او اجسام را تا آنجا می‌شناسد که بتواند بمکد، لمس کند یا دست بگیرد.</p>
<p><strong>سطح ادراکی</strong>، به‌تدریج اشیا را بیرون و جدا از خود درک می‌کنند. آنها عقب می‌ایستند و به اشیا نگاه می‌کنند. نام آنها را می‌پرسند و به توصیفشان می‌پردازند. حدی از عینیت را به‌دست آورده‌اند. ادراک آنها به اعمال و احساس‌هایشان وابسته است.</p>
<h2>برگشت به سطوح اولیه</h2>
<p>رشد <strong>غایت‌گرا</strong> است یعنی به‌سوی نهایی‌ترین حالت‌های بلوغ به‌پیش می‌رود. انسان‌ها به‌طور طبیعی به‌سوی شیوه‌های فکری مجرد و ادراکی پیشرفت می‌کنند.</p>
<p><strong>میکروژنز</strong> به فرایندی از رشد اطلاق می‌شود که در هرزمانی که با تکلیفی نظیر درکشی یا حل مسئله روبرو هستیم اتفاق می‌افتد. در هر یک از این موارد فرایند ذهنی ما از همان تسلسلی عبور می‌کند که مشخصه رشد در طول دوران زندگی است. یعنی ما با تأثراتی مبهم و کلی، که با احساس‌ها و حواس جسمانی ما، سروکار دارد شروع می‌کنیم. میکروژنز نوعی فرایند خود بازسازی است که طی آن به‌طور دائم از سطوح غیر افتراقی آغاز می‌کنیم.</p>
<p>ورنر اعتقاد داشت مردم برحسب میزان درگیر شدن در فرایند <strong>میکرو ژنتیک</strong> با یکدیگر تفاوت دارند. برخی آمادگی میکروژنتیک بیشتری دارند یعنی می‌توانند بیشتر به‌عقب برگردند و به‌طور کامل هم شکل‌های فکری اولیه و هم پیشرفته را بکار گیرند. بعلاوه این توانایی برگشت فرد خلاق، یعنی فردی را که همواره آماده شروع دوباره است نیز مشخص می‌سازد. برخی افکار به نحو متمایزی در میکروژنتیک وجود ندارد. بیماران مبتلا به اسکیزوفرنی به افکار اولیه برگشت می‌کنند ولی در همان‌جا توقف می‌کنند و تفکر آنها بدون سازماندهی باقی می‌ماند.</p>
<p>طبق دیدگاه رشد ورنر : هرچقدر فرد خلاق‌تر باشد دامنه عملیاتی او در سطوح رشد وسیع‌تر خواهد بود. به‌عبارت‌دیگر قابلیت و توانایی او برای بهره‌وری از عملیات اولیه و پیشرفت بیشتر است.</p>
<h2>جهت‌گیری و توجیه ارگانیسمی</h2>
<p>طبق نظریه رشد ورنر : ما تا سر حد امکان باید فرایندهای روانی را همان‌طور که در ارتباط با کل ارگانیزم عملکرد احساس و تلاش ما رخ می‌دهند مطالعه کنیم. مثلاً نباید فعالیت‌های ادراکی را به‌صورت جدا مورد مطالعه قرار دهیم بلکه باید آنها را همان‌طور که از سرچشمه‌های عملی و احساسی اولیه پدید می‌آیند بررسی کنیم.</p>
<p>فرایندهای روانی مختلف در کودکان نسبت به بزرگ‌سالان افتراق بسیار کمتری دارند. مثلاً ادراک کودک به‌شدت باعاطفه و عمل حرکتی او آمیخته است. کودک با دیدن یک مثلث چوبی آن را همان‌گونه که ما می‌بینیم یعنی صرفاً یک شکل هندسی نمی‌بیند و چون نوک آن تیز است آن را به‌عنوان ابزاری می‌بیند که می‌توان با آن زمین را حفر کرد یا چیزی که می‌تواند تهدیدکننده باشد.</p>
<h2>رویکرد تطبیقی</h2>
<p>او قصد داشت نشان دهد که اصل اورتوژنیک ما را به مقایسه الگوهای رشد در بسیاری از زمینه‌های مختلف از جمله فرهنگ‌ها گونه‌ها و حالات آسیب‌شناختی متفاوت قادر می‌سازد. در نظریه رشد ورنر به هم‌ترازی بین انسان و فرهنگ‌ها در مراحل اولیه رشد علاقه زیادی نشان داده شده است. او معتقد بود که زندگی ذهنی کودکان و افراد بومی از بسیاری جهات دارای مشابهت‌های اساسی است، اما کودکان و افراد بومی کاملاً مثل هم فکر نمی‌کنند.</p>
<p>نظریه رشد ورنر یک نظریه باز پیدایی نیست. ورنربر این باور نبود که چون کودکان تاریخ تکامل را تکرار می‌کنند مشابه انسان‌های بومی اولیه هستند بلکه او معتقد بود که در <strong>نظریه بازپیدایی</strong> شباهت‌های بین کودکان و انسان‌های اجتماعات اولیه بسیار عامیانه در نظر گرفته شده و تفاوت‌های بین آنها موردتوجه قرار نگرفته است. او هیچ علاقه‌ای به تاریخ تکامل نداشت. یعنی او به این موضوع که چه زمانی رفتار ظاهر می‌شود علاقه‌مند نبود بلکه به وضعیت رشدی رفتار در حالتی شکل گرفته،‌ همان‌طور که به‌وسیله اصل اورتوژنیک تعریف می‌شود توجه می‌کرد.</p>
<h2>تصور ذهنی تصویری</h2>
<p>طبق دیدگاه رشد ورنر کودکان در مقایسه با بزرگ‌سالان بیشتر با تصور فکر می‌کنند. <strong>تصورات ذهنی تصویری</strong> آن‌قدر در کودکان غالب است که بسیاری از آنان دارای تصاویر ذهنی روشن هستند که ما غالباً آن را حافظه تصویری می‌نامیم. کودکان می‌توانند صحنه‌ای را چنان با جزئیات دقیق توصیف کنند که انسان را شگفت‌زده سازند.</p>
<h2>ادراک قیافه شناسانه</h2>
<p>ما ممکن است شخصی را خوشحال و پر انرژی یا غمگین و خسته درک کنیم. چهره اوست که عواطف وی را مستقیماً به ما منتقل می‌کند. ادراک قیافه شناسانه با ادراک هندسی فنی تفاوت دارد. کودکان به دلیل فقدان مرزهای دقیق بین خود و محیط کلیت جهان را سرشار از حیات و عواطف درک می‌کنند. مثلاً کودک وقتی فنجان افتاده می‌بیند ممکن است بگوید فنجان خسته است.</p>
<h2>وحدت حواس</h2>
<p>ما اشیا را به همان طریقی که درون خودمان را احساس می‌کنیم به‌گونه‌ای پویا درک می‌کنیم. ادراک قیافه شناسانه همچنین بر مبنای <strong>جابجایی حسی</strong> یعنی وحدت همایندگرایی حواس استوار است. مثلاً صداها ممکن است همزمان چندین حواس ما را به‌کار گیرند. یک صدای غمگین می‌تواند تیره و سنگین تصور شود و صدایی شاد ممکن است روشن، واضح و سبک‌وزن به نظر آید. جابجایی حسی به‌ویژه در رنگ و شنیدن در بین کودکان بیشتر از بزرگ‌سالان شایع است. تجربه حالات درون حسی، غالباً در میان بومیان به خوبی رشد یافته است. مثلاً در زبان‌های افریقای غربی یک صدای ریز ممکن است نشانگر چیزی خوب، نوک‌تیز، پر انرژی و … باشد. رنگ‌ها در ما تأثیراتی هم همچون گرما، سرما، تندی نرمی و غیره برجای می‌گذارند.</p>
<h2>تشکیل نمادها: دیدگاه ارگانیسمی</h2>
<p>زبان در آغاز از یک مبدأ غیر افتراقی که شامل فرایندهای جسمی، حالات و عاطفه و احساسات است پدید آمده است. زبان در نهایت به یک فعالیت نسبتاً مجزا تبدیل‌شده ولی هرگز به‌طور کامل ارتباط خود را با زمینه وجودی ارگانیسمی غنی خود از دست نداده است. بسیاری از نمادهای اولیه کودک تقلیدهای حرکتی هستند. ممکن است برای توصیف آبی که قایقی به اطراف می‌پاشد دست‌هایشان را به لرزش درآورند. اکثر نمادهای اولیه کودکان آوایی‌اند، یعنی صداهایی که مبین اشیا هستند.</p>
<p>این آواها از الگوهای عاطفی – جسمی نظیر گریه‌ها، صدازدن‌ها و بیان شادی پدید می‌آیند. آواها حتی در بزرگ‌سالان نیز با مؤلفه حرکتی حرکت دهان همراه‌اند. لغات و واژه‌های اولیه سخن گفتن بچه‌گانه کودک نیز جنبه جسمی دارد. کودک ممکن است سگ را هاپو، چکش را بوم و واژه‌های که تقلیدی از صدای شیء موردنظر باشند بکار گیرد. اندکی بعد ممکن است اشیا ریز را با صدای زیر و اشیا درشت را با صدای بم و کلفت ادا کنند. این پیوند هرگز به‌طور کامل گسسته نمی‌شود. طبق نظریه رشد ورنر درک ما از واژه‌ها اکثر به‌صورت قیافه شناسانه صورت می‌گیرد.</p>
<h2>طبیعت چندخطی رشد</h2>
<p>بر اساس نظریه رشد ورنر ، پدیده رشد در چندین شاخه مجزا جریان می‌یابد:</p>
<ul>
<li>اعمال حسی حرکتی</li>
<li>ادراک قیافه شناسانه</li>
<li>ادراک</li>
<li>تفکر مفهومی</li>
</ul>
<h2>موضوعات نظری و کاربردهای عملی</h2>
<p>ورنر نظیر <a href="http://behdashtravan.com/%d8%ac%d9%85%d9%84%d8%a7%d8%aa-%da%98%d8%a7%d9%86-%da%98%d8%a7%da%a9-%d8%b1%d9%88%d8%b3%d9%88/" target="_blank" rel="noopener noreferrer">رسو</a> بر این باور بود که مهم‌ترین تغییرات کیفی هستند. مثلاً تفکر انتزاعی بزرگ‌سال از نظر نوع، با تفکر ادراکی- حرکتی- عاطفی کودک تفاوت دارد. مقایسه کودک با بزرگ‌سال نظیر مقایسه هنرمند و دانشمند است. کودک به‌ویژه در سنین ۲ تا ۷ سالگی نظیر هنرمند جهان را از طریق شیوه‌ای قیافه شناسانه، درون حسی و به نحوی فعال و سرزنده به شکل تصویری درک می‌کند.</p>
<p>در حدود چهارسالگی با چند خط ساده ماهیت وجود انسان را به تصویر می‌کشند. ۲ یا ۳ سال بعد نقاشی‌های آنها شادابی، بازیگوشی و احساس قدرتمندی از زندگی را به نمایش می‌گذارد.</p>
<p>در حدود ۸ سالگی نقاشی‌ها دقیق‌تر و هندسی‌تر می‌شوند. تفکر هندسی- فنی بر آنها غالب می‌شود و سرزندگی و طراوت کودکانه از آنها رخت برمی‌بندد. کودکان تنها شورونشاط هنری خود را به نمایش نمی‌گذارند بلکه مهارت‌های آغازین خود را نیز آشکار می‌سازند.</p>
<p>سیرلز بر این باور بود که بیماران <a href="http://behdashtravan.com/%d8%aa%d9%81%d8%b3%db%8c%d8%b1-%d8%a8%db%8c%d9%85%d8%a7%d8%b1-%d8%a7%d8%b3%da%a9%db%8c%d8%b2%d9%88%d9%81%d8%b1%d9%86%db%8c-%d8%a7%d8%b2-%d8%af%d9%86%db%8c%d8%a7/" target="_blank" rel="noopener noreferrer">اسکیزوفرنی</a> خودشان را کمتر به‌عنوان موجودی جدا از اشیای بی‌جان یا سایر افراد احساس می‌کنند. آنها ممکن است احساس کنند که عملاً بخشی از اتاق یا درمانگرند.</p>
<p>کودکان مبتلا به صدمات مغزی، انواع خاصی از رفتارهای سازمان نیافته را از خود ظاهر می‌سازند. مثلاً آنها هنگام کپی کردن طرح‌ها، غالباً قادر به تمرکز بر نقش اصلی نبودند، زیرا جزئیات زمینه طرح، آنها را به‌شدت به خود جذب می‌کرد.</p>
<h2>پدیدارشناسی</h2>
<p>پدیدار شناسان بر این باورند که نخستین چیزی که باید هنگام مطالعه کودکان انجام دهیم همانا صرف‌نظر کردن از ذهنیات قبلی‌مان درباره آنهاست. ما نمی‌توانیم تصور کنیم که کودکان نظیر ما فکر می‌کنند. ولی آنها به جای تلاش برای دیدن اشیا از دریچه چشم کودک، تفکر او را از بیرون مورد تجزیه‌وتحلیل قرار داده‌اند. ماچو، چنین اندیشید که صحنه‌های روزانه ممکن است برای کودکان متفاوت از بزرگ‌سالان به نظر آید.</p>
<p><strong>پیمان دوستی</strong><br />
<strong>۲۴ فروردین ۱۳۹۴</strong></p>
<h2>منبع</h2>
<p><a href="http://dousti.net/Persian/?p=421" target="_blank" rel="nofollow noopener noreferrer">دوستی</a></p>
<p>The post <a href="https://behdashtravan.com/%d9%86%d8%b8%d8%b1%db%8c%d9%87-%d8%b1%d8%b4%d8%af-%d9%88%d8%b1%d9%86%d8%b1/">نظریه رشد ورنر</a> appeared first on <a href="https://behdashtravan.com">مجله تخصصی روانشناسی بهداشت روان</a>.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://behdashtravan.com/%d9%86%d8%b8%d8%b1%db%8c%d9%87-%d8%b1%d8%b4%d8%af-%d9%88%d8%b1%d9%86%d8%b1/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>نظریه ویگوتسکی ، اهمیت ابزار روانشناختی و زبان</title>
		<link>https://behdashtravan.com/%d9%86%d8%b8%d8%b1%db%8c%d9%87-%d9%88%db%8c%da%af%d9%88%d8%aa%d8%b3%da%a9%db%8c-%d8%8c-%d8%a7%d9%87%d9%85%db%8c%d8%aa-%d8%a7%d8%a8%d8%b2%d8%a7%d8%b1-%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%d8%b4%d9%86%d8%a7%d8%ae/</link>
					<comments>https://behdashtravan.com/%d9%86%d8%b8%d8%b1%db%8c%d9%87-%d9%88%db%8c%da%af%d9%88%d8%aa%d8%b3%da%a9%db%8c-%d8%8c-%d8%a7%d9%87%d9%85%db%8c%d8%aa-%d8%a7%d8%a8%d8%b2%d8%a7%d8%b1-%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%d8%b4%d9%86%d8%a7%d8%ae/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[بهروز هاشمی]]></dc:creator>
		<pubDate>Thu, 21 May 2020 10:30:09 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[بهداشت روان]]></category>
		<category><![CDATA[فرزندپروری و رشد]]></category>
		<category><![CDATA[متفکران بزرگ]]></category>
		<category><![CDATA[پیاژه]]></category>
		<category><![CDATA[حوزه تقریبی رشد]]></category>
		<category><![CDATA[رشد]]></category>
		<category><![CDATA[گفتار خودمحورانه]]></category>
		<category><![CDATA[گفتار درونی]]></category>
		<category><![CDATA[نظریه ویگوتسکی]]></category>
		<category><![CDATA[ویگوتسکی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://behdashtravan.com/?p=5125</guid>

					<description><![CDATA[<p>نظریه ویگوتسکی : از آنجا که ویگوتسکی یک مارکسیست بود، سعی داشت نوعی روانشناسی بر پایه نظریه مارکسیسم ابداع کند. مارکس متوجه شده بود انسان‌ها دارای نیازهای زیست‌شناختی هستند، اما او بیشتر به ظرفیت انسان برای تولید و استفاده از ابزار تأکید داشت و معتقد بود انسان‌ها از طریق اختراع و استفاده از ابزارها بر &#8230;</p>
<p>The post <a href="https://behdashtravan.com/%d9%86%d8%b8%d8%b1%db%8c%d9%87-%d9%88%db%8c%da%af%d9%88%d8%aa%d8%b3%da%a9%db%8c-%d8%8c-%d8%a7%d9%87%d9%85%db%8c%d8%aa-%d8%a7%d8%a8%d8%b2%d8%a7%d8%b1-%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%d8%b4%d9%86%d8%a7%d8%ae/">نظریه ویگوتسکی ، اهمیت ابزار روانشناختی و زبان</a> appeared first on <a href="https://behdashtravan.com">مجله تخصصی روانشناسی بهداشت روان</a>.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p><strong>نظریه</strong> <strong>ویگوتسکی</strong> : از آنجا که ویگوتسکی یک مارکسیست بود، سعی داشت نوعی روانشناسی بر پایه نظریه مارکسیسم ابداع کند. <a href="http://behdashtravan.com/%d8%ac%d9%85%d9%84%d8%a7%d8%aa-%da%a9%d8%a7%d8%b1%d9%84-%d9%85%d8%a7%d8%b1%da%a9%d8%b3/" target="_blank" rel="noopener noreferrer">مارکس</a> متوجه شده بود انسان‌ها دارای نیازهای زیست‌شناختی هستند، اما او بیشتر به ظرفیت انسان برای تولید و استفاده از ابزار تأکید داشت و معتقد بود انسان‌ها از طریق اختراع و استفاده از ابزارها بر محیط خود مسلط می‌شوند و نیازهای خود را ارضاء می‌کنند.</p>
<p>از نظر مارکس، اشتباه است که ماهیت انسان را به‌طور انتزاعی و جدا از بافت تاریخی-اجتماعی آن توصیف کنیم. شرایطی که در آن کار و تولید صورت می‌گیرد، در طول تاریخ تغییر می‌کند. بنابراین، برای شناخت انسان نیاز داریم تا تاریخ و روند تغییرات تاریخی را درک کنیم.</p>
<p>از دیدگاه مارکس، تاریخ فرآیندی دیالکتیکی است، یعنی مجموعه‌ای از تضادها و رفع تضادهاست. بین نیروهای جدید تولید و نظام اجتماعی موجود تضاد به وجود می‌آید و سیستم اجتماعی جدیدی پایه‌گذاری می‌شود.</p>
<p>مارکس کسانی را که ماهیت هشیاری یعنی ایده‌ها، نگرش‌ها و عقاید افراد را به‌عنوان وجودی مستقل در نظر می‌گرفتند موردانتقاد قرار داد. مارکس معتقد بود که تفکر افراد به زندگی مادی آنها، روشی است که کار و تولید می‌کنند و به مبادله کالا می‌پردازند و به مقطع خاصی از رشد تاریخی بستگی دارد.</p>
<p>اما این تنها محتوای تفکر نیست که به رشد تاریخی وابسته است، بلکه ظرفیت‌های شناختی نوع انسان هم تحت تأثیر تغییرات تاریخی، به‌ویژه رشد فناوری، تحول می‌یابد. این عقیده همانند نظریه فردریک انگلس همکار مارکس است که با قوت عنوان می‌کرد که فناوری اولیه، یعنی استفاده اولیه از ابزار، ویژگی‌های منحصربه‌فرد از جمله هوش و تکلم پیشرفته را در انسان‌ها به وجود آورد.</p>
<h2>نظر انگلس در زمینه استفاده از ابزار</h2>
<p>اجداد ما هنگامی در استفاده از ابزار توانایی پیدا کردند که از روی درختان پایین آمدند و روی سطح زمین زندگی کردند. این روش جدید زندگی آنها را قادر ساخت تا روی دو پا بایستد و دست‌هایشان برای تولید ابزار سنگی آزاد باشد. همین‌که افراد شروع به ساختن ابزار کردند ذهن آنها رشد یافت، بعد شروع به کشف ویژگی‌های عناصر طبیعت از جمله خواص سنگ و چوب کردند که بریدن را برای آنها آسان می‌ساخت.</p>
<p>استفاده از ابزار به روش‌های جدید همکاری و روابط اجتماعی منجر شد. همچنان که فناوری پیشرفت کرد افراد متوجه مزیت‌های کار با یکدیگر شدند. انسان‌ها با در دست داشتن ابزار، دیگر محیط را آن‌طور که بود نمی‌پذیرفتند و اکنون قادر بودند آن را تغییر دهند.</p>
<h2>نظریه ویگوتسکی در زمینه ابزارهای روان‌شناختی</h2>
<p>طبق نظریه ویگوتسکی افراد همان‌طور که ابزارهایی را برای چیره شدن بر محیط ابداع کردند، ابزارهای روان‌شناختی را نیز برای تسلط بر رفتارشان به وجود می‌آورند. او اظهار کرد که همگام با رشد فرهنگ، ابزارهای ذهنی بیشتری به وجود آمد. در نظریه ویگوتسکی از ابزارهای روان‌شناختی مختلفی نام برده می شود که مردم برای کمک به تفکر و علائم رفتاری از آنها استفاده می‌کنند و معتقد بود، بدون بررسی این نشانه‌ها که توسط فرهنگ فراهم می‌شود، نمی‌توان تفکر انسان را درک کرد.</p>
<p>طبق نظریه ویگوتسکی ، مهم‌ترین سیستم نشانه‌ای گفتار است. گفتار کارکردهای بسیاری دارد اما اساسی‌ترین آنها این است که تفکر و توجه ما را از موقعیت بی‌واسطه (تأثیرپذیری محرک‌ها در هر لحظه) آزاد می‌سازد. به دلیل اینکه کلمات می‌توانند امور و وقایعی را رمزبندی کنند که فراسوی شرایط حاضر است، بنابراین گفتار ما را قادر می‌سازد تا به گذشته فکر کنیم و برای آینده تصمیم بگیریم.</p>
<p>در نظریه ویگوتسکی هنگامی‌که انسان‌ها از نمادها و نشانه‌ها استفاده می‌کنند، درگیر نوعی رفتار واسطه­ای می‌شوند؛ یعنی آنها مستقیماً به محرک‌های محیطی پاسخ نمی‌دهند. رفتار آنها به‌وسیله نشانه‌های درونی‌شان تحت تأثیر قرار می‌گیرد یا به‌عبارت‌دیگر، «واسطه‌ای» می‌شود.</p>
<p>یادگیری گفتار در رشد کودک، اهمیتی اساسی دارد. گفتار، کودک را قادر می‌سازد تا هوشمندانه در زندگی اجتماعی گروهی، شرکت کند. گفتار همچنین تفکر فردی کودک را تسهیل می‌کند. ویگوتسکی متوجه شد که در ۳ یا ۴ سالگی، کودکان شروع به استفاده از نوعی گفتگو با خودشان می‌کنند که مانند گفتگو با افراد دیگر است. در ابتدا این گفتگو را با صدای بلند انجام می‌دهند. بعد از مدتی، در ۶ یا ۷ سالگی، کودکان گفتگو با خود را به‌صورت درونی و بدون صوت شروع می‌کنند. در نظریه ویگوتسکی توانایی ما برای گفتگو با خودمان، یعنی فکر کردن با کلمات، سهم بسیار عمده‌ای در انجام تفکر ما دارد.</p>
<h6>دو سیستم نشانه‌ای مهم</h6>
<p>دو سیستم نشانه‌ای مهم دیگر، نوشتن و سیستم‌های شمارش می‌باشند. اختراع خط یک موفقیت بزرگ انسانی بود زیرا نوشتن افراد را قادر می‌سازد تا اطلاعات خود را برای همیشه ثبت کنند. اما برای بسیاری از کودکان خواندن و نوشتن مستلزم تلاش زیادی است، زیرا خواندن و نوشتن آنها را مجبور می‌کند تا از گفتار بیانی و بدنی که به‌صورت طبیعی از آن برخوردارند فاصله بگیرند و رمزهای انتزاعی را برای کلمات مورداستفاده قرار دهند. یادگیری نوشتن اغلب تا حد زیادی به آموزش رسمی نیاز دارد.</p>
<p>همچنین سیستم‌های شمارشی در تکامل انسان اهمیت زیادی داشته است. انسان‌های اولیه سیستم‌های شمارشی را به این دلیل به وجود آوردند که دریافتند قادر نیستند مقدار اشیاء (مانند میوه‌جات و گاوهای گله) را تنها از طریق مشاهده تعیین کنند. آنها به مجموعه‌ای از رمزها نیاز داشتند تا در شمارش به آنها کمک کند.</p>
<p>ویگوتسکی عنوان کرد، که سیستم نشانه‌ای هر فرهنگ، تأثیر اساسی بر رشد شناختی دارد. تأثیری که از سوی رشدگرایانی مانند گزل و پیاژه، نادیده گرفته شده است. گزل و پیاژه به رشد به‌عنوان آنچه از درون خود کودک نشأت گرفته و ناشی از نیروهای رسشی درونی یا کشفیات خود به خودی است، اعتقاد دارند. اما طبق نظریه ویگوتسکی رشد درونی به‌عنوان مسیر طبیعی رشد بااهمیت است و این نیروهای رشد درونی در رشد شناختی کودکان تا ۲ سالگی یا کمی بیشتر مسلط هستند اما بعدازآن رشد ذهن به‌شدت تحت تأثیر مسیر فرهنگی رشد یعنی سیستم‌های نشانه‌ای که فرهنگ فراهم می‌آورد، قرار می‌گیرد. درواقع تفکر انسان بدون گفتار و سیستم‌های نشانه‌ای دیگر ممکن نخواهد بود.</p>
<p>بالاترین سطوح تفکر یعنی استدلال نظری و تماماً انتزاعی مثل نوشتن، ریاضیات و دیگر انواع مفاهیم نظری نیاز به آموزش دارند. مطمئناً کودکان ممکن است بعضی مفاهیم را خودشان و بر اثر تجربه‌های روزمره کسب کنند. اما آنها نمی‌توانند بدون آموزش سیستم‌های نشانه‌ای انتزاعی و فکر کردن به‌صورت کاملاً انتزاعی را از خود نشان دهند.</p>
<p>در سال ۱۹۳۱ ویگوتسکی فرصتی برای آزمودن این فرضیه دوم خود، یعنی اینکه تفکر انتزاعی محصول سطوح رشد تاریخی-اجتماعی نسبتاً پیشرفته است، پیدا کرد. در آن هنگام نواحی دورافتاده‌ای در روسیه وجود داشت که شامل آسیای مرکزی می‌شد، جایی که روستاییان هنوز در سیستم فئودالی کار می‌کردند. روستاییان روی مزارع کوچکی کار می‌کردند که کاملاً وابسته به ملاکان ثروتمند و اربابان فئودال بود؛ اغلب آنها بی‌سواد بودند. حکومت جدید روسیه سعی می‌کرد تا تمام ایالت‌ها، به‌صورت یک ایالت سوسیالیستی جدید درآید و کارهای کشاورزی به‌صورت جمعی انجام گیرد و درنتیجه دوره‌های کوتاه خواندن، نوشتن و استفاده نظری از اعداد را به روستاییان آموزش دهد.</p>
<p>در سال ۱۹۳۱ به دلیل اینکه حکومت هنوز در مراحل اولیه اجرای برنامه‌های جدید بود، ویگوتسکی فرصت یافت تا فرآیندهای ذهنی بزرگ‌سالانی را که شرکت در شیوه‌های جدید زندگی را شروع کرده بودند با آنهایی که هنوز به شکل گذشته زندگی می‌کردند مقایسه کند. درواقع خودش بیمارتر از آن بود که به آسیای مرکزی سفر کند، بنابراین از لوریا و دیگران خواست تا این مطالعه را انجام دهند. در بخشی از این تحقیق مصاحبه‌گران به آزمودنی‌ها عبارت‌هایی قیاسی ارائه می‌کردند. آزمودنی‌های بی‌سواد از پاسخ به سؤال به شیوه‌ای کاملاً نظری امتناع می‌کردند. اما آنهایی که در برنامه‌های جدید شرکت کرده بودند با عبارت‌های قیاسی به شیوه نظری برخورد کردند و جواب صحیح دادند. این آزمایش چندان هم کامل نبود. درعین‌حال مطالعه فوق در اساس از این دیدگاه مارکسیستی که ذهن محصول تغییرات تاریخی-اجتماعی است حمایت می‌کرد.</p>
<p>این مطالعه اظهار می‌دارد که نمی‌توانیم از اصول تفکر یا رشد شناختی به‌طور انتزاعی بحث کنیم- کاری که معمولاً روانشناسان انجام می‌دهند. ما نیاز داریم فرهنگی را که کودک در آن پرورش می‌یابد و سیستم نشانه‌ای را که فرهنگ فراهم می‌آورد، در نظر بگیریم. بر همین اساس در نظریه ویگوتسکی اگر این ابزارهای تفکر تغییر یابند، ذهن ویژگی‌های متفاوتی به خود خواهد گرفت. تمام روانشناسان مارکسیست، طرفدار جدی نظریه ویگوتسکی نبودند زیرا عنوان کردند ویگوتسکی استعاره ابزارهای را بیش‌ازحد بسط و گسترش داده است. آنها می‌گفتند این ابزارها اشیایی واقعی و نه ابزاری برای گفتار، نوشتار، ریاضیات و دیگر ابزارهای روان‌شناختی هستند.</p>
<p>ویگوتسکی علاوه بر شهرتش به‌عنوان مارکسیست، به روانشناسی رشد سمت و سویی امیدبخش داد. وی نقش نیروهای درونی را تشخیص داد اما اظهار داشت که درک کامل رشد شناختی به مطالعه ابزارهای روان‌شناختی که فرهنگ‌ها فراهم می‌آورند و انتظار دارند کودکان از آنها استفاده کنند نیز نیازمند است.</p>
<p>عموماً به نظر می‌رسد که این دو نیرو، یعنی درونی و فرهنگی مخالف یکدیگر باشند. شاید به این دلیل که هر یک از نظریه‌پردازان فقط روی یکی از این نیروها –هردو آنها- تأکید می‌کردند. ویگوتسکی در یک مکتب دیالکتیکی آموزش دیده بود، بنابراین آموخته بود که روش‌هایی را در نظر بگیرد که در آن نیروهایی متضاد با یکدیگر تعامل می‌کنند و تغییرات جدیدی را به وجود می‌آورند. براثر رشد، کودک سعی می‌کند به روش خود جهان را حس کند اما با فرهنگی روبه‌رو می‌شود که از او انتظار دارد تا سیستم‌های نشانه‌ای ویژه‌ای را به‌کار ببرد. مطالعه این تعامل پیچیده دشوار است.</p>
<h2>کمک‌های حافظه</h2>
<p>در نظریه ویگوتسکی ابتدایی‌ترین ابزارهای روان‌شناختی انسان کمک‌های حافظه هستند و امروزه هنوز هم برای ما بسیار بااهمیت‌اند.</p>
<p>در یک آزمایش در سال ۱۹۳۱ ویگوتسکی به کودکان و بزرگ‌سالان آموزش داد تا هنگامی‌که رنگ‌های مختلف را می‌بینند به روش‌های متفاوتی پاسخ دهند؛ او به آنها گفت وقتی رنگ قرمز را می‌بینند یک انگشت خود را بالا ببرند و هنگامی‌که رنگ سبز را می‌بینند دکمه‌ای را فشار دهند و غیره. گاهی تکلیف ساده و گاهی اوقات تکلیف سختی را به آنها ارائه می‌داد و در بعضی موارد کمک‌های حافظه را به آنها پیشنهاد می‌کرد.</p>
<p>کودکان خردسال بین ۴-۸ سال معمولاً هر چیزی را که به یاد می‌آوردند انجام می‌دادند، خواه تکلیف ساده بود خواه دشوار آنها به‌محض اینکه دستورات را می‌شنیدند پاسخ می‌دادند. وقتی آزمایشگر برای کمک به حافظه آنها تصاویر و کارت‌هایی را به آنها نشان می‌داد، آنها اغلب این کمک‌ها را نادیده می‌گرفتند یا از آنها به‌صورت نادرستی استفاده می‌کردند. ویگوتسکی نتیجه گرفت کودکان خردسال هنوز به محدودیت‌ها و ظرفیت‌های خود واقف نیستند یا نمی‌دانند از محرک‌های بیرونی چگونه می‌توان برای کمک به یادآوری امور سود جست.</p>
<p>کودکان حدود ۹-۱۲ سال تصاویری که ویگوتسکی به آنها نشان می‌داد را به‌کار می‌بردند و این کمک‌ها عملکرد آنها را بهبود بخشید. جالب اینجاست که این کمک‌ها به بهبود حافظه بزرگ‌سالان کمکی نکرد. اما نه به دلایل مشابه خردسالان، بلکه به این دلیل که آنها دستورات را حفظ می‌کنند و برای خود علائم ذهنی درونی می‌سازند و نیازی به سرنخ‌های بیرونی ندارند.</p>
<p>این آزمایش‌ها با معیارهای امروزی بسیار غیررسمی هستند. اما پیشگام بررسی‌های مختلف درباره حیطه‌ای به نام فراشناخت هستند که امروزه یکی از موضوعات اساسی روانشناسی است و به معنای آگاهی افراد از فرآیندهای تفکر خود است.</p>
<h2>گفتار</h2>
<p>ویگوتسکی معتقد است توانایی استفاده از گفتار درونی در ۳ مرحله رشد می‌کند:</p>
<ol>
<li>در ابتدا در تعاملات کودک با دیگران اشاره به اشیاء غایب رخ می‌دهد.</li>
<li>در حدود ۳ سالگی شروع می‌کند فرمان‌های مشابه به خود می‌دهد. در ۶ سالگی این گفتار خود جهت دهنده به‌طور روزافزونی بی‌صدا، مختصر و کمتر قابل‌فهم می‌شود.</li>
<li>درنهایت در ۸ سالگی این گفتگوها را به‌طورکلی از کودک نمی‌شنویم. ولی این گفتار از بین نمی‌رود فقط به‌صورت بی‌صدا درمی‌آید.</li>
</ol>
<p>این فرآیند کلی یکی از روش‌های درونی‌­سازی تعاملات اجتماعی است. چیزی که به‌عنوان فرآیندی بین فردی بین والد و کودک اتفاق می‌افتد و به فرآیندی درون‌­روانی تبدیل می‌شود که در درون کودک رخ می‌دهد. ویگوتسکی معتقد بود این نمونه کلی رشد و پیشرفت مشخص‌کننده رشد تمامی فرآیندهای عالی‌تر ذهن و تمامی اشکال تفکر و توجه است که به نشانه‌های فرهنگی وابسته است. در حقیقت این پیشرفت یک قانون عمومی است: هر کارکردی در رشد فرهنگی کودک در ۲ مرحله و در ۲ سطح ظاهر می‌شود: ابتدا در سطح اجتماعی و سپس در سطح روان‌شناختی.</p>
<p>این قانون از نظریه ویگوتسکی و پیروانش پایه روانشناسی مارکسیستی بود. یک مارکسیست ریشه‌های تفکر را در درون خود کودک، که به‌طور خودبه‌خود از ذهن کودک ناشی می‌شود جستجو نمی‌کند بلکه به آن وجودی اجتماعی و بیرونی می‌دهد. ویگوتسکی می‌گوید کودک اشکال اجتماعی رفتار را می‌آموزد و آنها را برای خود به‌کار می‌گیرد.</p>
<p>هر کارکردی در رشد فرهنگی کودک در ۲ مرحله و در ۲ سطح ظاهر می‌شود: ابتدا در سطح اجتماعی و سپس در سطح روان‌شناختی. این قانون از نظریه ویگوتسکی و پیروانش پایه روانشناسی مارکسیستی بود. یک مارکسیست ریشه‌های تفکر را در درون خود کودک، که به‌طور خودبه‌خود از ذهن کودک ناشی می‌شود جستجو نمی‌کند بلکه به آن وجودی اجتماعی و بیرونی می‌دهد. ویگوتسکی می‌گوید کودک اشکال اجتماعی رفتار را می‌آموزد و آنها را برای خود به‌کار می‌گیرد.</p>
<h2>گفتار خودمحورانه</h2>
<p>اولین کسی که به گفتگو با خود توجه کرد، پیاژه بود که آن را گفتار خودمحورانه نامید. این گفتار منعکس‌کننده خودمحوری کلی کودک است. کودک گفتار خود را با دیدگاه شنونده منطبق نمی‌کند، بلکه به‌طور خودمحورانه فرض می‌کند که دیدگاه شنونده همانند خود اوست. پیاژه تخمین زد که بین ۴-۷ سالگی در حدود ۴۵ درصد از تمامی گفتارهای کودک، خودمحوری هست.</p>
<p>به نظر <a href="http://behdashtravan.com/%d8%ac%d9%85%d9%84%d8%a7%d8%aa-%da%98%d8%a7%d9%86-%d9%be%db%8c%d8%a7%da%98%d9%87/" target="_blank" rel="noopener noreferrer">پیاژه</a>، گفتار خودمحورانه اساساً بی‌فایده است و فقط نشان‌دهنده وجود نقص در تفکر کودک است. ویگوتسکی برخلاف پیاژه، کارکرد مثبتی را برای این گفتار قائل است. او معتقد است که گفتار خودمحورانه به کودک کمک می‌کند تا مسائل خود را حل کند.</p>
<p>ویگوتسکی و پیاژه همچنین در مورد سرنوشت نهایی گفتار خودمحورانه نیز مخالف بودند. پیاژه معتقد بود که کودک درنهایت بر خودمحوری خویش فائق می‌آید و این گفتار به‌سادگی کاهش می‌یابد. اما ویگوتسکی اذعان داشت که گفتار خودمحورانه به‌صورت کامل محو نمی‌شود، بلکه به‌صورت نهانی در می‌آید و به گفتار درونی تبدیل می‌شود، یعنی نوعی گفتگوی خاموش که ما اغلب در هنگام حل مسئله به آن اقدام می‌کنیم.</p>
<p>ویگوتسکی معتقد بود که گفتار خودمحورانه بسیار سودمند است و در مسیر رشد گفتار درونی، مرحله بسیار بااهمیتی تلقی می‌شود. به نظر ویگوتسکی، گفتار خود جهت دهنده کودک، چیزی معماگونه است، زیرا هنوز از گفتار اجتماعی متمایز نشده است. این گفتار گاهی به‌صورت گفتار خود جهت دهنده و متمایز شده و گاهی به شکل همان ویژگی اولیه خود، یعنی به‌صورت گفتار اجتماعی ظاهر می‌شود. اما گفتار خود جهت دهنده، به‌تدریج خاموش‌تر و بی‌صداتر می‌شود تا اینکه به‌صورت گفتار درونی درمی‌آید.</p>
<h2>مطالعات مربوط به اختلاف‌نظر ویگوتسکی و پیاژه</h2>
<h2>سختی تکلیف</h2>
<p>ویگوتسکی چنین استدلال می‌کرد که اگر گفتار خودمحورانه، کارکردی در زمینه حل مسئله داشته باشد، باید هنگامی‌که تکالیف مشکل‌تر می‌شود، افزایش یابد. پیاژه کارکرد مثبتی برای گفتار خودمحورانه نمی‌دید و نظریه ویگوتسکی چنین چیزی را پیش‌بینی نمی‌کرد.</p>
<p>بر همین اساس ویگوتسکی شرایطی را به وجود آورد تا در آن تکالیف مشکل‌تر شوند. برای مثال هنگامی‌که کودک آماده نقاشی کشیدن بود به‌طور ناگهان متوجه می‌شد کاغذ و مداد رنگی در اختیار ندارد. در این‌گونه موقعیت‌ها در کودکان ۵-۷ ساله نسبت گفتار خودمحورانه تقریباً ۲ برابر شد. آنها سعی می‌کردند از راه گفتگو با خود مشکلاتشان را حل کنند. این مطالعه نشان داد گفتار خودمحورانه در کودکان خردسال کارکرد حل مسئله دارد.</p>
<h2>روندهای سنی</h2>
<p>ویگوتسکی اظهار کرد نظریه او در مقابل پیاژه روندهای سنی متفاوتی را پیش‌بینی می‌کند. آن‌طور که پیاژه اشاره کرده است، اگر گفتار خودمحورانه صرفاً منعکس‌کننده عدم بلوغ شناختی کودک باشد، باید پا به پای رشد کودک کاهش یابد. اما ویگوتسکی پیش‌بینی کرد که گفتار خودمحورانه قبل از اینکه با تبدیل‌شدن به گفتار درونی کاهش یابد، افزایش خواهد یافت. اساساً تحقیقات تجربی بر روندهای سنی از نظریه ویگوتسکی حمایت کرده‌اند، همچنان که تمام تحقیقات دیگر در این زمینه نیز نظریه ویگوتسکی را در برابر پیاژه تأیید کرده‌اند. باوجوداین همچنان به نظر می‌رسد که پیاژه تا حدی درست گفته است.</p>
<h2>خودگردانی کلامی و رشد شخصیت</h2>
<p>خودگردانی کلامی به ما کمک می‌کند تا رشد شخصیت را به‌طور گسترده‌تری درک کنیم. این خودگردانی کلامی به‌ویژه به آگاهی یافتن از ویژگی‌های شخصیتی از جمله وجدان و قدرت اراده کمک می‌کند.</p>
<h2>وجدان</h2>
<p>اصطلاح من برتر و <a href="http://behdashtravan.com/%d8%b1%d8%b4%d8%af-%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%db%8c-%d8%ac%d9%86%d8%b3%db%8c-%d8%af%d8%b1-%d9%86%d8%b8%d8%b1%db%8c%d9%87-%d9%81%d8%b1%d9%88%db%8c%d8%af/" target="_blank" rel="noopener noreferrer">عقده ادیپ</a> <a href="http://behdashtravan.com/%d8%b2%d9%86%d8%af%da%af%db%8c%d9%86%d8%a7%d9%85%d9%87-%d9%81%d8%b1%d9%88%db%8c%d8%af-%d9%82%d8%b3%d9%85%d8%aa-%d8%a7%d9%88%d9%84/" target="_blank" rel="noopener noreferrer">فروید</a> که از همانندسازی با والد هم‌جنس در سن ۶ یا ۷ سالگی به وجود می‌آید، موردعلاقه ویگوتسکی نبود. اما هنگامی‌که فروید در مورد فرآیند رشد من برتر بحث می‌کند، تبیین او کاملاً با نظریه ویگوتسکی جور درمی‌آید. فروید می‌گفت که کودکان از طریق درونی کردن موارد منع شده از سوی والدین من برتر را در خویش به وجود می‌آورند، ویگوتسکی اضافه کرد این درونی‌سازی به‌طور وسیعی از طریق گفتار رخ می‌دهد.</p>
<h2>قدرت اراده</h2>
<p>بعد دیگر شخصیت، اراده یا قدرت اراده است. اکثر ما احساس می‌کنیم که قدرت اراده مسئله مهمی در زندگی روزمره ما است، اما روانشناسان تقریباً آن را نادیده می‌گیرند. پیروان اسکینر معتقدند قدرت اراده وجود ندارد و در حقیقت این تقویت‌کننده‌های بیرونی هستند که رفتار ما را تعیین می‌کنند. اما ویگوتسکی فکر می‌کرد که قدرت اراده پدیده‌ای واقعی است و موضوع مناسبی برای مطالعات روان‌شناختی به شمار می‌رود. سؤال مربوط به اراده این است که “ما چطور می‌توانیم دست به عملی بزنیم درحالی‌که نیروهای قدرتمندی در مقابل آن عمل وجود دارند؟” پاسخ ویگوتسکی این بود که ما به کمک کلمات، محرک‌هایی مصنوعی برای هدایت رفتار خود به وجود می‌آوریم.</p>
<h2>تحقیق لوریا در زمینه تنظیم رفتار به‌صورت کلامی</h2>
<p>لوریا بر درونی سازی فرمان‌ها در بزرگ‌سالان تمرکز کرد. او دریافت که توانایی کودک در پیروی کردن از دستورات بزرگ‌سالان به گونه‌ای آهسته رشد می‌کند. دستورات ما، به همین سادگی که رفتار کودک به وجود می‌آورند، قادر به بازداری آن نیستند. اگر آزمایشگر به کودک ۲ ساله‌ای که توپ بادی را فشار می‌دهد، بگوید کافی است، این دستور معمولاً اثر کمی دارد. در حقیقت در بسیاری از موارد، دستورات فقط باعث شدت یافتن عمل کودک می‌شوند، یعنی حتی فشار دادن توپ به‌وسیله کودک، با انرژی بیشتری انجام می‌گیرد.</p>
<p>کودکان در سن ۳ تا ۳٫۵ سالگی می‌توانند دستورات ویژه بزرگ‌سالان را نسبتاً به خوبی دنبال کنند. لوریا معتقد بود کودکان به کارکرد تحریکی گفتار پاسخ و نه به محتوای معنایی آن می‌دهند.</p>
<h2>خود نظم دهی و کارکرد عصب‌شناختی</h2>
<p>لوریا متوجه شد توانایی کودک در نظم دهی به رفتار خود، به رسش سیستم عصبی بستگی دارد. وی متوجه شد بیمارانی که در جنگ جهانی دوم دچار آسیب مغزی شده بودند قادر به نظم دادن به رفتار خود نبودند و در نتیجه اسیر تحریک محیطی می‌شدند. توانایی نظم دهی رفتار خود در ناحیه پیشانی به‌ویژه در نیمکره چپ قرار دارد.</p>
<h2>گفتار درونی</h2>
<p>به نظر می‌رسد گفتار درونی در مقایسه با گفتار اجتماعی خلاصه‌تر است.</p>
<p>در گفتار درونی، نهاد روان‌شناختی جمله حذف می‌شود، درحالی‌که گزاره روان‌شناختی آن باقی می‌ماند. هنگامی‌که به آهستگی با خودمان صحبت می‌کنیم، فاعل را که در ذهنمان است از قبل می‌شناسیم و برای مختصرسازی، کلماتمان را تنها به موارد جدید محدود می‌کنیم.</p>
<p>ویژگی دیگر، چیرگی حس بر معنا است. حس یک کلمه احساسی است که آن کلمه در ما برمی‌انگیزد و این احساس تا حد زیادی به متنی که کلمه در آن قرار دارد بستگی دارد. معنای یک کلمه برخلاف احساس آن به معنای دقیق آن اطلاق می‌شود، مانند آنچه در فرهنگ لغات دیده می‌شود و هنگامی‌که از کلمات برای فکر کردن درباره چیزی استفاده می‌کنیم تا حد زیادی تحت تأثیر حس کلمات قرار می‌گیریم.</p>
<h2>آموزش مدرسه‌ای</h2>
<p>کودکان از طریق آموزش سخت و مستقیم بر گفتار، خودبه‌خود چیرگی پیدا می‌کنند. در واقع آنها از طریق آمادگی ژنتیکی برنامه‌ریزی‌شده صحبت کردن را می‌آموزند که این مسیر طبیعی رشد و نه مسیر فرهنگی است. اما فراگیری نظام‌های نشانه‌ای دیگر، اغلب به میزان بیشتری به آموزش‌های رسمی نیاز دارد (مثل یادگیری نوشتن و حساب کردن).</p>
<p>ویگوتسکی یکی از اولین روانشناسانی بود که تأثیر آموزش مدرسه‌ای را بر ذهن و رشد کودک به‌دقت مورد ملاحظه قرار داد.</p>
<h2>ویگوتسکی برعلیه پیاژه</h2>
<p>پیاژه بین رشد و آموزش، تمایز دقیقی قائل شده است. کودک یک کاوشگر هوشمند کوچک است که دست به اکتشاف می‌زند و موقعیت خود را فرمول‌بندی می‌کند. رشد فرآیندی خود به خودی است و از تغییرات رسشی درونی و از تلاش‌های خود کودک برای ساختن مفهومی از دنیا ناشی می‌شود.</p>
<p>منظور پیاژه این نبود که کودک در انزوا و جدای از دنیای اجتماعی رشد می‌کند. دیگر افراد بر تفکر کودک اثر می‌گذارند اما تلاش آنها از طریق آموزش مستقیم به کودک کمکی نمی‌کند، بلکه از طریق تحریک کردن و به تلاش واداشتن تفکر درونی کودک، رشد او را ارتقاء می‌بخشند.</p>
<p>در نظریه ویگوتسکی رشد خود به خودی اهمیت دارد، اما اگر ذهن کودک تنها محصول اکتشافات خود به خودی باشد ذهن آنها چندان پیشرفتی نمی‌کند. کودکان از دانش و ابزارهای مفهومی که فرهنگ در اختیارشان می‌گذارد تا حد زیادی سود می‌برند.</p>
<p>در نظریه ویگوتسکی آموزش باید جلوتر از رشد کودک باشد و آن را با خود به‌پیش ببرد و به کودکان در تسلط بر موضوعاتی کمک کند که خود آنها نمی‌توانند بلافاصله آنها را کسب کنند. درک آغازین آنها ممکن است سطحی باشد اما آموزش ارزشمند است زیرا ذهن کودکان را پیشرفته می‌کند.</p>
<h2>مفاهیم علمی</h2>
<p>ویگوتسکی برای نوعی از مفاهیم انتزاعی که در مدارس آموزش داده می‌شد ارزش خاصی قائل بود و آنها را مفاهیم علمی نامید (مثل ریاضی، علوم و علوم اجتماعی و ….). او این مفاهیم را در برابر مفاهیم خود به خودی قرار داد که کودکان خود آنها را می‌آموزند. چون کودکان اغلب مفاهیم خود به خودی را در خارج از مدرسه و در زندگی روزمره کسب می‌کنند، این مفاهیم خود به خودی را مفاهیم روزمره نامید. از نظر وی آموزش مفاهیم علمی بسیار سودمند است زیرا این مفاهیم چهارچوب وسیع‌تری را برای کودکان فراهم می‌آورد تا مفاهیم خودبه‌خودی‌شان را در آنها جای دهند.</p>
<p>ویگوتسکی معتقد است آموزش رسمی دو فایده ویژه دارد:</p>
<ol>
<li>باعث آگاهی یافتن کودک از تفکرش می‌شود.</li>
<li>وقتی کودک نسبت به مفاهیم خودآگاهی پیدا کند می‌تواند از آنها به‌طور ارادی استفاده کند.</li>
</ol>
<p>بنابراین ویگوتسکی در مقایسه با پیاژه برای مفاهیم علمی ارزش بیشتری قائل است. در نظریه ویگوتسکی هم مفاهیم خود به خودی و هم مفاهیم علمی ارزش خود را دارا هستند.</p>
<h2>حوزه تقریبی رشد</h2>
<p>اغلب معلمان احتمالاً با دیدگاه کلی ویگوتسکی موافق‌اند. آنها می‌پذیرند که شغلشان ایجاب می‌کند تا ذهن کودک را پیشرفت دهند و برای این کار باید مفاهیم جدید را به‌طور مستقیم بیاموزند و منتظر کشف خود به خودی آنها نباشند. اما آنها درعین‌حال می‌دانند که هر مفهومی را نمی‌توانند به هر کودکی بیاموزند. برای مثال به کودک اول دبستان نمی‌توان جبر یاد داد. درواقع معلمان به روش‌هایی نیاز دارند تا به کمک آنها بتوانند تعیین کنند کودکان برای چه درس‌هایی آمادگی دارند.</p>
<p>ویگوتسکی فاصله‌ای که کودکان می‌توانند در فراسوی سطح فعلی خود عمل کنند را حوزه تقریبی رشد نامید. ”حوزه تقریبی رشد عبارت است از فاصله بین سطح رشد فعلی، که به‌وسیله حل مسئله به‌طور مستقل تبیین می‌گردد و سطح رشد بالقوه، که از طریق حل مسئله با راهنمایی بزرگ‌سالان یا همکاری با همسالان تواناتر حاصل می‌شود“.</p>
<p>وی امیدوار بود با طرح حوزه تقریبی رشد برای مربیان شاخص بهتری برای شناخت ظرفیت‌های بالقوه واقعی کودک فراهم آورد. حوزه تقریبی رشد به استعدادهای کاملاً شکل‌گرفته در کودک اشاره نمی‌کند بلکه بر استعدادهایی انگشت می‌گذارد که کودک امروز تنها با کمک دیگری می‌تواند انجام دهد، اما فردا قادر خواهد بود به‌تنهایی آنها را به انجام برساند.</p>
<h2>ارزشیابی</h2>
<p>ویگوتسکی به‌عنوان یک نظریه‌پرداز دیالکتیکی دیدگاه جدیدی را پیشنهاد می‌دهد. زندگی پر از تضاد و تناقض است و چیزی که ما باید مطالعه کنیم این است که وقتی نیروهای متضاد با یکدیگر برخورد می‌کنند چه اتفاقی رخ می‌دهد.</p>
<p>ویگوتسکی متهم به یکسونگری شده است. وی بر نیروهای فرهنگی بیشتر تأکید دارد. در این مسئله به‌راحتی می‌توان ویگوتسکی را تبرئه کرد زیرا وی زندگی بسیار کوتاهی داشته، بنابراین دیگران می‌توانند تعامل بین رشد و فرهنگ را به‌صورت کامل‌تر و متعادل‌تر بررسی کنند.</p>
<p>انتقاد بعدی از او این است که، کمک کردن مداوم به کودک ممکن است باعث عدم استقلال در رشد کودکان شود.</p>
<p><strong>پیمان دوستی</strong><br />
<strong>۱۶ اردیبهشت ۱۳۹۶</strong></p>
<h2>منبع</h2>
<p><a href="http://dousti.net/Persian/?p=1238" target="_blank" rel="nofollow noopener noreferrer">دوستی</a></p>
<p>The post <a href="https://behdashtravan.com/%d9%86%d8%b8%d8%b1%db%8c%d9%87-%d9%88%db%8c%da%af%d9%88%d8%aa%d8%b3%da%a9%db%8c-%d8%8c-%d8%a7%d9%87%d9%85%db%8c%d8%aa-%d8%a7%d8%a8%d8%b2%d8%a7%d8%b1-%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%d8%b4%d9%86%d8%a7%d8%ae/">نظریه ویگوتسکی ، اهمیت ابزار روانشناختی و زبان</a> appeared first on <a href="https://behdashtravan.com">مجله تخصصی روانشناسی بهداشت روان</a>.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://behdashtravan.com/%d9%86%d8%b8%d8%b1%db%8c%d9%87-%d9%88%db%8c%da%af%d9%88%d8%aa%d8%b3%da%a9%db%8c-%d8%8c-%d8%a7%d9%87%d9%85%db%8c%d8%aa-%d8%a7%d8%a8%d8%b2%d8%a7%d8%b1-%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%d8%b4%d9%86%d8%a7%d8%ae/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>نظریه‌ی تفرد ماهلر</title>
		<link>https://behdashtravan.com/%d9%86%d8%b8%d8%b1%db%8c%d9%87%e2%80%8c%db%8c-%d8%aa%d9%81%d8%b1%d8%af-%d9%85%d8%a7%d9%87%d9%84%d8%b1/</link>
					<comments>https://behdashtravan.com/%d9%86%d8%b8%d8%b1%db%8c%d9%87%e2%80%8c%db%8c-%d8%aa%d9%81%d8%b1%d8%af-%d9%85%d8%a7%d9%87%d9%84%d8%b1/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[بهروز هاشمی]]></dc:creator>
		<pubDate>Thu, 31 Oct 2019 11:30:23 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[بهداشت روان]]></category>
		<category><![CDATA[روان پویشی و روانکاوی]]></category>
		<category><![CDATA[فرزندپروری و رشد]]></category>
		<category><![CDATA[درخودماندگی بهنجار]]></category>
		<category><![CDATA[دوره رشدی]]></category>
		<category><![CDATA[رشد]]></category>
		<category><![CDATA[مراحل رشد]]></category>
		<category><![CDATA[مراحل رشد ماهلر]]></category>
		<category><![CDATA[مرحله تفرد ماهلر]]></category>
		<category><![CDATA[همزیستی بهنجار]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://behdashtravan.com/?p=5078</guid>

					<description><![CDATA[<p>تفرد ماهلر ماهلر نشان داد که نوزاد چگونه در رابطه‌ای انسانی، با دیگران، به فردی مستقل و جدا تبدیل می‌شود و در این فرایند، ماهلر ابعاد جهانی زندگی انسان را روشن می‌سازد. مروری بر مفاهیم و روش‌ها لئوکانر اظهار داشت بسیاری از نشانه‌های ناشناخته، در قالب سندرمی می‌گنجند که او آن را درخودماندگی اوایل طفولیت &#8230;</p>
<p>The post <a href="https://behdashtravan.com/%d9%86%d8%b8%d8%b1%db%8c%d9%87%e2%80%8c%db%8c-%d8%aa%d9%81%d8%b1%d8%af-%d9%85%d8%a7%d9%87%d9%84%d8%b1/">نظریه‌ی تفرد ماهلر</a> appeared first on <a href="https://behdashtravan.com">مجله تخصصی روانشناسی بهداشت روان</a>.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>تفرد ماهلر</h2>
<p>ماهلر نشان داد که نوزاد چگونه در رابطه‌ای انسانی، با دیگران، به فردی مستقل و جدا تبدیل می‌شود و در این فرایند، ماهلر ابعاد جهانی زندگی انسان را روشن می‌سازد.</p>
<h2>مروری بر مفاهیم و روش‌ها</h2>
<p>لئوکانر اظهار داشت بسیاری از نشانه‌های ناشناخته، در قالب سندرمی می‌گنجند که او آن را <strong>درخودماندگی اوایل طفولیت</strong> (اوتیسم) نامید. درخودماندگی، اختلالی نسبتاً نادر است که در آن کودکان به‌صورتی افراطی منزوی هستند و از دیگران فاصله می‌گیرند. آنها اغلب از تماس چشمی و نگاه مستقیم به دیگران خودداری می‌کنند. کودکان درخودمانده، نشانه‌های دیگری را هم از خود ظاهر می‌سازند که شامل مشکلات زبانی است. تقریباً نیمی از آنها خاموش هستند و آنهایی هم که صحبت می‌کنند، اغلب به پژواک گویی echolalia (تکرار بیهوده اصوات) می‌پردازند. اگر از این کودکان بپرسید «اسم شما چیست؟» آنها جواب خواهند داد: «اسم شما چیست؟».</p>
<p>ماهلر اختلالی را مطرح کرد که در سه یا چهار سالگی یا کمی دیرتر ظاهر می‌شود. در این اختلال، کودکان به‌گونه‌ای با پرستار خویش ارتباط برقرار کرده‌اند که می‌ترسند خودشان را از آنان جدا سازند. ماهلر این اختلال را <strong>روان‌پریشی همزیستی</strong> symbiotic psychosis نامید. ماهلر عنوان می‌کند که رشد طبیعی با یک مرحله درخودماندگی (اوتیستیک) بهنجار آغاز می‌شود؛ نوزاد به‌طور ذاتی روی بسیاری از محرک‌ها تمرکز می‌کند یا آنها را دفع می‌کند. سپس به مرحله همزیستی پیشرفت می‌کند؛ نوزاد اکنون به شکل کامل‌تری به احساسات بیرونی توجه دارد، اما با این خطای حسی که با مادر یکی است و از او جدا نیست. پس‌ازآن با حمایت مادر، به‌طور فزاینده‌ای مستقل می‌شود، به‌ویژه وقتی‌که کودکی نوپا می‌شود.</p>
<p>در مورد روان‌پریشی همزیستی، کودک از مرحله همزیستی عبور می‌کند؛ اما از رابطه با دیگران، به احساس آرامش و حمایت اساسی دست نمی‌یابد. همچنان که مستقل‌تر می‌شود، جدایی‌هایی را تجربه می‌کند، اما به‌قدری احساس ناراحتی می‌کند که به‌ناچار سعی می‌کند تا بار دیگر، به خطای حسی یکی بودن با مادر خود رو آورد. کودکان مبتلا به روان‌پریشی همزیستی گاهی اوقات به مرحله درخودماندگی برگشت می‌کنند.</p>
<h2>مراحل رشد بهنجار</h2>
<p>ماهلر معتقد بود مراحل رشد طبیعی با یکدیگر همپوشی دارند. هر مرحله به طریقی پایدار می‌مانند. اما موفقیت در رشد مربوط به هر مرحله، به‌طور طبیعی در زمان‌های ویژه‌ای به هنگام نوزادی و اوایل کودکی رخ می‌دهد.</p>
<h3>مرحله درخودماندگی بهنجار (تولد تا یک ماهگی)</h3>
<p>نوزاد تا یک ماهگی اغلب نصف روز را به خوابیدن و نصف دیگر آن را به بیداری صرف می‌کند؛ او اساساً هنگامی بیدار می‌شود که گرسنه است، یا آنکه تنش‌های درونی دیگر، او را تحریک می‌کنند. دوره‌های کوتاهی وجود دارند که نوزادان نسبت به محیط خود، کاملاً هوشیار هستند، اما در اغلب اوقات بر اساس حس‌های درونی خود- نه موضوعات و احساسات بیرونی – عمل می‌کنند.</p>
<h3>مرحله همزیستی بهنجار (یک تا ۵ ماهگی)</h3>
<p>نوزاد از محرک‌هایی که از مادر دریافت می‌کند، مانند لمس کردن نقاط مختلف بدن او، بوی مادر، صدای او و شیوه در آغوش گرفتن او، احساس لذت بیشتری می‌کند. اما نوزاد نمی‌داند که این احساسات از او جدا هستند. او هنوز در وضعیتی وهم‌آلود زندگی می‌کند و تحت تأثیر این خطای حسی است که او و مادرش یکی هستند.</p>
<p>اولین علامت واضح که نشان‌دهنده لذت بردن کودک از حس‌های بیرونی در این مرحله است و اساساً توسط مادر تجربه می‌شود، لبخند اجتماعی نوزاد است. در دومین ماه از زندگی، نوزاد خیره شدن به چهره مادر را آغاز می‌کند. آنگاه به چهره مادر نگاه می‌کند و اولین لبخند اجتماعی در او ظاهر می‌شود. احتمالاً او تنها کسی است که متقابلاً به چشمان نوزاد خیره می‌شود و به او لبخند می‌زند. خیره شدن متقابل عمیق، مشخصه افرادی است که عاشق یکدیگرند. خیره شدن متقابل به یکدیگر، با خنده‌های متقابل و تقلیدهای مادر از صدای نوزاد، همگی خطای حسی نوزاد را درباره یکی بودن با مادر تقویت می‌کند. حالت همزیستی دوران نوزادی حس قدرت مطلق است.</p>
<p>ماهلر متوجه شده بود که مادران نمی‌توانند درک کاملاً همدلانه‌ای داشته باشند؛ درواقع خود نوزادان هستند که تا حدودی می‌آموزند که به مادران خود در این زمینه کمک کنند. اوقاتی وجود دارد که نوزادان به‌ناچار، سردی، مزه‌های بد، تنش، گرسنگی، صداهای بلند، اغتشاش، نور زیاد و مواردی از این قبیل را تجربه می‌کنند. بنابراین به‌ناچار نه تنها با آرامش در آغوش مادر خویش جای می‌گیرند، بلکه گاهی اوقات به محرک‌های اضطراب زا واکنش نشان می‌دهند و این اولین گام در جدایی از مادر و متمایز شدن از اوست.</p>
<p>نوزاد به مادر کاملاً راضی‌کننده نیاز ندارد بلکه به مادی به‌اندازه کافی خوب یا مادی با فداکاری معمولی نیاز دارد. حس همزیستی لذت‌بخش، یعنی احساس وحدت با مادر باعث می‌شود تا در نوزاد، حسی که ماهلر آن را <strong>لنگر ایمن</strong> نامیده است، ایجاد شود.</p>
<h3>مرحله تفرد ماهلر / جدایی</h3>
<p><strong>خورده مرحله تمایز (۵ تا ۹ ماهگی).</strong> ماهلر معتقد بود نوزاد به‌طور رسشی به سمت عملکرد مستقلانه و کشف دنیایی وسیع‌تر رانده می‌شود. تا ۵ ماهگی نوزاد به محیط اطراف مادر نگاه کرده و می‌داند که مادر با دیگران متفاوت است. بنابراین، به مادر و افراد آشنا لبخند می‌زند، اما در برابر افراد غریبه چنین کاری را نمی‌کند. در ۵ ماهگی بررسی‌های نوزاد متمرکزتر، طولانی‌تر و فعال‌تر می‌شود. در حدود ۶ ماهگی، نوزادان از مادر فاصله می‌گیرند تا بهتر بتوانند به او نگاه کنند. در همان حین که نوزادان به مادر نگاه می‌کنند، صورت و بدن او را لمس می‌کنند و چیزهایی مانند عینک یا سنجاق‌سینه مادر را برای بررسی کردن، به‌دست می‌گیرند. نوزادان همچنین الگوی <strong>بازرسی پشت سر</strong> را آغاز می‌کنند، یعنی به‌صورت فعالانه، مادر را با افراد دیگر یا اشیا مقایسه می‌کنند.</p>
<p>نوزاد بیشتر یک شخص مستقل است که به‌گونه‌ای فعالانه، مادر خویش و دنیای خارج را بررسی می‌کند. ماهلر عنوان کرد که نوزاد، از تخم بیرون آمده است.</p>
<p>نوزادان همچنین افراد غریبه را، هم از طریق بینایی و هم لامسه، موردبررسی قرار می‌دهند. آنها اغلب این عمل را به حالتی سرد و سنگین انجام می‌دهند که از شیوه شادمانه آنها در هنگام بررسی مادر، متفاوت است. ماهلر این رفتار را شیوه‌های بازرسی نامیده است. معمولاً در ۷ ماهگی بسیاری از نوزادان، <strong>ترس از غریبه</strong> را از خود نشان می‌دهند. این حالت در کودکانی بیشتر شیوع دارد که دوره همزیستی آنها به سخت‌ترین شکل طی شده است. این نوزادان در روابط بین فردی که با دیگران دارند، اعتماد اساسی اولیه و انتظارات مثبت را در خود ایجاد نکرده‌اند.</p>
<p>ماهلر دریافت که اضطراب جدایی در این سنین، شکلی از سرزندگی اندک، یعنی یک خلق گرفته کلی را به وجود می‌آورد. این مسئله بدین شکل تفسیر می‌شود که نوزاد به درون خویش بازمی‌گردد که درواقع این عمل را برای حفظ تصویر مادر غایب در درون خویش انجام می‌دهد.</p>
<p>پس طی این مرحله، نوزاد به سمت دنیای بیرون و دور شدن از مادر حرکت می‌کند. دو فرایند در این مرحله به شکلی هوشمند، دخیل هستند. یکی از آنها <strong>جدایی</strong> است که اساساً افزایش فاصله از مادر است. دیگری <strong>تفرد</strong> است که شامل عملکردهایی از ایگو است که در وارسی جهان به‌طور ادراکی، به خاطر آوردن اینکه مادر و اشیا کجا هستند و ایجاد تصویری از مراجع قدرت نقش دارند.</p>
<p><strong>تمرین کردن اولیه (۹ تا ۱۲ ماهگی).</strong> مرحله تمرین کردن با توانایی نوزاد برای سینه‌خیز رفتن آغاز می‌شود. نوزاد اغلب تا حدی از مادر فاصله می‌گیرد، اما مادر برایش نقطه اتکا در خانه است. همان‌طور که اینزورث مشاهده کرد، نوزاد چیزهای جدید را در محیط خود موردبررسی قرار می‌دهد و اغلب بسیار مجذوب آنها می‌شود اما قبل از اینکه به جستجوی بیشتر بپردازد، محیط خود را کنترل می‌کند تا از حضور مادرش مطمئن شود.</p>
<p>در این بررسی‌ها و کاوش‌های نوزاد، نگرش مادر بسیار مهم است. مادران ممکن است از بررسی و کاوش‌های کودک خود مضطرب شوند و دوگانه عمل کنند و از این لحاظ که نقطه اتکا مطمئنی در خانه باشند، مشکل داشته باشند. آنها ممکن است سعی کنند در فعالیت‌های کودک اختلال ایجاد کنند و اضطراب خود را به کودک منتقل سازند.</p>
<p><strong>تکمیل خرده مرحله تمرین کردن (۱۲ تا ۱۵ ماهگی).</strong> ماهلر بر قدرت سائق ذاتی جنبش و کنجکاوی تأکید می‌کرد. نوزادی که اکنون نوپا شده است، از توانایی خود برای حرکت کردن به اطراف و بررسی جهان پیرامون خود، ذوق‌زده می‌شود و از کشفیات خود، لذت واقعی به‌دست می‌آورد. گویی تمام جهان برای کنجکاوی‌های آنها ساخته شده است. جنبه برجسته این مرحله، زمانی است که کودک درگیری عاشقانه‌ای با دنیا دارد.</p>
<p><strong>نزدیکی خواهی (۱۵ تا ۲۴ ماهگی).</strong> کودکان در این مرحله به‌شدت از مادر و نیاز خویش به او آگاه هستند. ماهلر معتقد بود این تغییر به‌وسیله رشد شناختی که پیاژه توصیف کرده است، حادث می‌شود. برای کودک نوپا این موضوع آشکار می‌شود که دنیا وسیله سرگرمی او نیست و اینکه او در حقیقت فرد کوچک و نسبتاً درمانده‌ای است. از نظر مراحل اریکسون کودم در چنین وضعیتی، تجربه کردن شک را آغاز می‌کند. در چند ماه بعد، کودک وارد یک بحران می‌شود. او در میان اهداف متضاد، احساس فشار می‌کند. او می‌خواهد خودمختاری خویش را حفظ و اعمال کند، اما از سوی دیگر مادرش را نیز دوست دارد. در یک لحظه او به‌صراحت به هر خواسته والدین خود جواب «نه» می‌دهد، و در لحظه‌ای دیگر به مادر خود می‌چسبد یا او را دنبال می‌کند.</p>
<p>رفتار کودک معمولاً آشفته کننده و توأم با توقع زیاد است و اغلب به نظر می‌رسد که کودک خود نیز نمی‌داند واقعاً چه چیز می‌خواهد. اگر مادر درک کند که رفتار کودک ناشی از رشد بهنجار است و دوره آن به سر خواهد رسید، منتظر خواهد ماند.</p>
<p><strong>آغاز ثبات شیء هیجانی و تثبیت فردیت (۲۴ تا ۳۰ ماهگی).</strong> کودک چگونه می‌تواند میان نیازهای متضاد خویش، یعنی خودمختاری و پرستاری مادر، توازن ایجاد کند؟ کودک می‌تواند این کار را از طریق ایجاد تصویر درونی مثبتی از مادر، که می‌تواند حتی در غیاب مادر نیز به آن دسترسی داشته باشد، به بهترین نحو انجام دهد. این تصویر درونی <strong>ثبات شیء هیجانی</strong> نامیده می‌شود. برای رسیدن به ثبات شیء دو شرط لازم است. نخست اینکه کودک باید به ثبات شیء، مفهومی که پیاژه مطرح کرده است دست یابد. دوم اینکه کودک به چیزی نیاز دارد که اریکسون آن را اعتماد اساسی می‌نامید؛ یعنی این حس که مادر شخصی قابل‌اعتماد و قابل پیش‌بینی است و هنگامی‌که او نیاز داشته باشد، می‌تواند به مادر اتکا کند.</p>
<p><strong>فرایند درون سازی</strong> پیچیده است، اما کودک این کار را از طریق بازی‌های وانمود سازی به‌صورتی گسترده انجام می‌دهد. کودک در بازی‌های خود، اشیایی را به‌عنوان نماد والدین، خودش و سایر افراد، قرار می‌دهد و در ساختار روانی خود، تصویر مستحکمی از مادر می‌سازد. انجام چنین کاری همیشه ساده نیست، زیرا کودک ممکن است تا حدی از طرف مادر با فشار روبرو شود.</p>
<p>اگر تجربه‌های مثبت به‌اندازه کافی باشند، ثبات شیء هیجانی، همچنین هسته عزت‌نفس، ظهور خواهد یافت. این موارد از رشد ادامه می‌یابند و در سال‌های بعد ممکن است تغییر کنند.</p>
<h2>ارزشیابی</h2>
<p>ماهلر نظریه <a href="http://behdashtravan.com/%d8%b2%d9%86%d8%af%da%af%db%8c%d9%86%d8%a7%d9%85%d9%87-%d9%81%d8%b1%d9%88%db%8c%d8%af-%d9%82%d8%b3%d9%85%d8%aa-%d8%a7%d9%88%d9%84/" target="_blank" rel="noopener noreferrer">فروید</a> را به سمت یک جهت‌گیری بین فردی سوق داد. منتقدین ماهلر را به دلیل اطلاق حالت‌های مرضی دوران طفولیت موردانتقاد قرار داده‌اند. یعنی اینکه ماهلر ابتدا سعی کرده است تا حالت‌های مرضی (درخودماندگی) را درک کند و سپس آنها را در یک دوره طفولیت بهنجار در نظر بگیرد. درواقع آنها معتقدند که تحلیل فیلم‌های بسیار دقیقی که از تعاملات مادر- نوزاد گرفته شده، نشان می‌دهند که نوزاد علاقه‌مندی زیادی به واقعیت بیرونی دارد و این توانایی را نیز دارد تا آن را خارج از خویش، احساس کند.</p>
<p><strong>پیمان دوستی</strong><br />
<strong>۶ خرداد ۹۴</strong></p>
<h2>منبع</h2>
<p><a href="http://dousti.net/Persian/?p=590" target="_blank" rel="nofollow noopener noreferrer">دوستی</a></p>
<p>The post <a href="https://behdashtravan.com/%d9%86%d8%b8%d8%b1%db%8c%d9%87%e2%80%8c%db%8c-%d8%aa%d9%81%d8%b1%d8%af-%d9%85%d8%a7%d9%87%d9%84%d8%b1/">نظریه‌ی تفرد ماهلر</a> appeared first on <a href="https://behdashtravan.com">مجله تخصصی روانشناسی بهداشت روان</a>.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://behdashtravan.com/%d9%86%d8%b8%d8%b1%db%8c%d9%87%e2%80%8c%db%8c-%d8%aa%d9%81%d8%b1%d8%af-%d9%85%d8%a7%d9%87%d9%84%d8%b1/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>پیری ، نظریه‌های زیستی و عوامل ایجادکننده آنها</title>
		<link>https://behdashtravan.com/%d9%be%db%8c%d8%b1%db%8c-%d8%8c-%d9%86%d8%b8%d8%b1%db%8c%d9%87%e2%80%8c%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%b2%db%8c%d8%b3%d8%aa%db%8c-%d9%88-%d8%b9%d9%88%d8%a7%d9%85%d9%84-%d8%a7%db%8c%d8%ac%d8%a7%d8%af%da%a9/</link>
					<comments>https://behdashtravan.com/%d9%be%db%8c%d8%b1%db%8c-%d8%8c-%d9%86%d8%b8%d8%b1%db%8c%d9%87%e2%80%8c%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%b2%db%8c%d8%b3%d8%aa%db%8c-%d9%88-%d8%b9%d9%88%d8%a7%d9%85%d9%84-%d8%a7%db%8c%d8%ac%d8%a7%d8%af%da%a9/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[بهروز هاشمی]]></dc:creator>
		<pubDate>Thu, 12 Sep 2019 10:30:49 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[بهداشت روان]]></category>
		<category><![CDATA[سبک زندگی]]></category>
		<category><![CDATA[فرزندپروری و رشد]]></category>
		<category><![CDATA[پیری]]></category>
		<category><![CDATA[دوره رشدی]]></category>
		<category><![CDATA[دوره رشدی پیری]]></category>
		<category><![CDATA[رابرت باتلر]]></category>
		<category><![CDATA[رشد]]></category>
		<category><![CDATA[لوینسون]]></category>
		<category><![CDATA[ویلانت]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://behdashtravan.com/?p=5081</guid>

					<description><![CDATA[<p>پیری زیستی، نتیجه مشترک چندین علت است که برخی در سطح DNA، برخی دیگر در سطح سلول‌ها و سایرین در سطح بافت‌ها، اندام‌ها و کل ارگانیزم عمل می‌کنند. یک دیدگاه بی‌دقت، نظریه فرسودگی است که می‌گوید بدن در اثر استفاده فرسوده می‌شود. اما برخلاف قطعات ماشین، اندام‌های فرسوده بدن معمولاً خود را ترمیم می‌کنند. بین &#8230;</p>
<p>The post <a href="https://behdashtravan.com/%d9%be%db%8c%d8%b1%db%8c-%d8%8c-%d9%86%d8%b8%d8%b1%db%8c%d9%87%e2%80%8c%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%b2%db%8c%d8%b3%d8%aa%db%8c-%d9%88-%d8%b9%d9%88%d8%a7%d9%85%d9%84-%d8%a7%db%8c%d8%ac%d8%a7%d8%af%da%a9/">پیری ، نظریه‌های زیستی و عوامل ایجادکننده آنها</a> appeared first on <a href="https://behdashtravan.com">مجله تخصصی روانشناسی بهداشت روان</a>.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>پیری زیستی، نتیجه مشترک چندین علت است که برخی در سطح DNA، برخی دیگر در سطح سلول‌ها و سایرین در سطح بافت‌ها، اندام‌ها و کل ارگانیزم عمل می‌کنند. یک دیدگاه بی‌دقت، نظریه فرسودگی است که می‌گوید بدن در اثر استفاده فرسوده می‌شود. اما برخلاف قطعات ماشین، اندام‌های فرسوده بدن معمولاً خود را ترمیم می‌کنند. بین کار جسمانی و مرگ پیش از موقع رابطه‌ای وجود ندارد. برعکس ورزش شدید، عمر طولانی‌تر و سالم‌تری را پیش‌بینی می‌کند.</p>
<p><strong>پیری در سطح DNA و سلول‌های بدن.</strong> توجیهاتی که به رویدادهای تصادفی درونی و بیرونی تأکید می‌ورزند که به مواد ژنتیکی و سلولی آسیب می‌رسانند. عمر طولانی صفتی خانوادگی است اما افراد به‌جای اینکه عمر طولانی را به ارث ببرند عواملی را به ارث می‌برند که بر احتمال مردن زودتر یا دیرتر آنها تأثیر می‌گذارند.</p>
<p>نظریه <strong>برنامه‌ریزی ژنتیکی</strong> از وجود ژن‌های پیری خبر می‌دهد که برخی از تغییرات زیستی مانند موی سپید بدن را کنترل می‌کنند.</p>
<p>تلومر در انتهای کروموزوم‌ها قرار دارد و برای تکثیر سلول حیاتی است، مگر اینکه سلول‌های دیگر اصلاً تکثیر نشوند.<br />
طبق <strong>دیدگاه تصادفی DNA</strong> به علت جهش‌های خودانگیخته یا در اثر عوامل بیرونی، به‌تدریج در سلول‌های بدن صدمه می‌بیند.</p>
<p>زمانی که رادیکال‌های آزاد از دو بر خودش به دنبال جایگزین می‌گردد، مواد سلولی اطراف خود، ازجمله DNA، پروتئین‌ها و چربی‌های ضروری برای عملکرد سلول را از بین می‌برد. رادیکال‌های آزاد در بیش از ۶۰% اختلال‌های پیری، ازجمله بیماری قلبی، سرطان، آب‌مروارید و التهاب مفاصل دخالت دارند. غذاهای سرشار از ویتامین C، E و بتا کاروتن از آسیب رساندن رادیکال آزاد جلوگیری می‌کنند.</p>
<p><strong>پیری در سطح اندام‌ها و بافت‌ها.</strong> طبق <strong>نظریه ارتباط متقاطع پیری</strong>، به‌مرورزمان الیاف پروتئین که بافت متصل‌کننده بدن را تشکیل می‌دهند با یکدیگر ارتباط برقرار می‌کنند و بافت کمتر انعطاف‌پذیر می‌شود. پیامدهای منفی آن از دست دادن انعطاف‌پذیری پوست و سایر اندام‌ها، تیره شدن عدسی چشم، مسدود شدن شریان‌ها و لطمه دیدن کلیه‌ها می‌باشد.<br />
ضعف تدریجی دستگاه درون‌ریز که با کاهش تدریجی هورمون رشد GH، از دست دادن عضله، اضافه شدن چربی بدن و نازک شدن پوست رابطه دارد. در حال حاضر رژیم غذایی و فعالیت بدنی روش‌های امن‌تری برای کنترل این پیامدهاست. کاهش فعالیت دستگاه ایمنی که با افزایش آسیب‌پذیری در برابر بیماری عفونی، افزایش خطر سرطان، تغییرات در جدار رگ‌های خونی که با بیماری قلبی و عرقی ارتباط دارد.</p>
<h2>تغییرات جسمانی پیری</h2>
<p>بین بیست تا چهل سالگی تغییرات در ظاهر جسمانی و افول عملکرد بدن بسیار تدریجی است و به‌سختی موردتوجه قرار می‌گیرد اما بعداً این تغییرات شتاب می‌گیرند.</p>
<p><strong>تصلب شرایین</strong>، یکی از جدی‌ترین بیماری‌های دستگاه قلبی- عروقی است که طی آن رسوبات سخت جرم، حاوی کلسترول و چربی، روی جداره شریان‌های اصلی جمع می‌شوند. معمولاً در اوایل زندگی آغاز، در میان‌سالی پیشرفت و به بیماری جدی می‌انجامد. بینایی، از ۳۰ سالگی، زمانی که عدسی سخت و ضخیم می‌شود، توانایی تمرکز کردن روی اشیای نزدیک افت می‌کند. شنوایی، از ۳۰ سالگی، حساسیت نسبت به صدا، خصوصاً در فرکانس‌های بالا افت می‌کند و به‌تدریج به تمام فرکانس‌ها گسترش می‌یابد. چشایی، از ۶۰ سالگی، حساسیت نسبت به چهار مزه اصلی کاهش می‌یابد.</p>
<p>بویایی، از ۶۰ سالگی، از دست دادن گیرنده‌های بویایی، توانایی تشخیص بوها را کاهش می‌دهد. لامسه، به‌صورت تدریجی، از دست دادن گیرنده‌های لامسه‌ای، مخصوصاً در نوک انگشتان را شامل می‌شود. قلبی عروقی، به‌صورت تدریجی، هنگامی‌که عضله قلب سخت‌تر می‌شود، حداکثر ضربان قلب کاهش می‌یابد و توانایی قلب را برای تأمین اکسیژن بدن به هنگام ورزش کردن، کاهش می‌دهد. دستگاه ایمنی، به‌صورت تدریجی، کوچک شدن غده تیموس، توانایی سلول‌های T و قابلیت سلول‌های B در مبارزه با بیماری‌ها را محدود می‌سازد.</p>
<p>سیستم عضلانی، به‌صورت تدریجی، هنگامی‌که عصب‌های تحریک‌کننده رشته‌های عضلانی کشیدگی سریع از بین می‌روند. سیستم استخوان‌بندی، در اواخر ۳۰ سالگی آغاز، در ۵۰ سالگی شتاب و در ۷۰ سالگی کند می‌شود. بافت غضروفی در مفاصل نازک می‌شود و ترق‌توروق می‌کند. باعث می‌شود که انتهای استخوان زیر آن ساییده شود. تولیدمثل، در زنان بعد از ۳۵ سالگی شتاب می‌گیرد و در مردان بعد از ۴۰ سالگی آغاز می‌شود. مشکلات باروری و خطر زاییدن بچه مبتلا به اختلال کروموزومی افزایش می‌یابد.</p>
<p>دستگاه عصبی، از ۶۰ سالگی، نورون‌ها می‌میرند، وزن مغز کم می‌شود. بطن‌های داخل مغز بزرگ می‌شوند. پوست، به‌صورت تدریجی، لایه بیرونی به لایه میانی می‌چسبد. زیر پوست و لایه درونی پوست نازک می‌شوند. مو، از ۳۵ سالگی، خاکستری و نازک می‌شود. قد، از ۵۰ سالگی، کاهش استقامت استخوان‌ها به روی‌هم افتادن دیسک‌های ستون فقرات و باعث می‌شود در ۷۰ ۸۰ سالگی قد به میزان ۵ سانتی‌متر کاهش یابد. وزن، تا ۵۰ سالگی افزایش و از ۶۰ سالگی کاهش، بیان‌گر افزایش چربی و کاهش مواد معدنی عضلات و استخوان‌هاست.</p>
<h2>دستگاه ایمنی و ارتباطش با پیری</h2>
<p>پاسخ ایمنی عبارت است از فعالیت جمعی سلول‌های تخصصی‌ای که آنتی‌ژن‌ها را در بدن خنثی یا نابود می‌کند. دو نوع سلول سفید خون که نقش حیات‌بخشی دارند:</p>
<ol>
<li>سلول‌های T: که از مغز استخوان سرچشمه می‌گیرند و در تیموس (غده کوچکی در بالای سینه) رشد می‌کنند مستقیماً به آنتی‌ژن‌ها هجوم می‌برند.</li>
<li>سلول‌های B: در مغز استخوان ساخته می‌شوند. پادتن‌هایی را به داخل خون ترشح می‌کنند که تکثیر می‌شوند. آنتی‌ژن‌ها را گیر می‌اندازند و به دستگاه گردش خون امکان نابود کردن آنها را می‌دهند.</li>
</ol>
<p>توانایی دستگاه ایمنی در نوجوانی افزایش و بعد از ۲۰ سالگی افت می‌کند. طلاق، پرستاری از والدین سالخورده بیمار، افسردگی مزمن نیز می‌تواند ایمنی را کاهش دهد. رابطه بین استرس و بیماری زمانی معنی‌دار می‌شود که بدانیم هورمون‌های استرس بدن را برای فعالیت بسیج می‌کنند، درحالی‌که کاهش فعالیت پاسخ ایمنی را تقویت می‌کند.</p>
<h2>نظریه شای و مراحل توالی ذهنی از فراگیری دانش به استفاده از آن</h2>
<p>توانایی‌های شناختی انسان به‌سختی می‌تواند از پیچیدگی مراحل صوری پیاژه فراتر رود، اما وقتی افراد به بزرگ‌سالی می‌رسند، موقعیت‌هایی که باید در آنها فکر کنند متنوع‌تر می‌شود. <strong>مرحله فراگیری (۰ – ۱۸ سالگی)</strong>، دو دهه اول زندگی عمدتاً صرف فراگیری دانش می‌شود. افراد جوان از تفکر عملیات عینی به تفکر عملیات صوری پیشروی می‌کنند. <strong>مرحله دستیابی (۱۸ – ۳۵ سالگی)</strong>، افراد باید مهارت‌های شناختی خود را با موقعیت‌هایی چون زندگی زناشویی و استخدام سازگار کنند.</p>
<p><strong>مرحله مسئولیت (۳۵ – ۵۰ سالگی)</strong>، گسترش مسئولیت به سایرین در شغل، جامعه و خانه صورت می‌گیرد. حفظ رابطه خوشایند با همسر صمیمی، درگیر ماندن در زندگی فرزندان، پذیرفتن رهبری بیشتر در کار، برآورده ساختن نقش‌های اجتماعی که پیشرفته‌ترین شکل این نوع تفکر مرحله اجرایی نامیده می‌شود. <strong>مرحله ادغام مجدد (۵۰ – ۷۰ سالگی)</strong>، افراد تمایلات، نگرش‌ها و ارزش‌های خود را بررسی مجدد و ادغام مجدد می‌کنند و از آنها به‌عنوان راهنمایی برای اینکه چه دانشی را فرابگیرند و به‌کار برند، استفاده می‌کنند. افراد سالخورده درباره موقعیت‌هایی که باید انرژی شناختی خود را صرف کنند، سختگیرتر می‌شوند.</p>
<h2>نظریه لابووی-ویف</h2>
<p>بزرگ‌سالی برگشت به مسائل عمل‌گرایانه را به همراه دارد، به این صورت که تفکر بر موقعیت‌های عینی متمرکز می‌شود اما به‌جای برگشت به تفکر ناپخته، حرکت از تفکر فرضی به تفکر عمل‌گرایانه است. تضادها یا مغایرت‌ها را به‌عنوان بخشی از زندگی می‌پذیرند و روش‌های تفکری را پرورش می‌دهند. آگاهی از واقعیت‌های متعدد، ادغام کردن منطق با واقعیت، تحمل کردن اختلاف بین ایده آل و واقعیت و تغییر شکل کیفی در سال‌های بزرگ‌سالی را خلاصه می‌کند.</p>
<h2>پردازش اطلاعات، کاردانی و خلاقیت</h2>
<p>کاردانی، عبارت است از فراگیری اطلاعات زیاد در یک رشته یا کار، که تخصص به آن کمک می‌کند و با انتخاب کردن رشته دانشگاهی یا شغل آغاز می‌شود. خلاقیت، زیربنای خلاقیت کاردانی است، ولی همه افراد کاردان خلاق نیستند. برای خلاقیت ویژگی‌های دیگری نیز ضروری است که شیوه تفکر نوآورانه، تحمل کردن ابهام، سائقی خاص برای موفق شدن، علاقه‌مندی به آزمایش کردن و در صورت شکست، تکرار کردن از جمله آنهاست.</p>
<p>حرکت از مسئله گشایی به مسئله یابی، ویژگی برجسته تفکر پس صوری است که در هنرمندان دانشمندان ورزیده یافت می‌شود.</p>
<h2>تفاوت‌های افراد کاردان و افراد مبتدی</h2>
<p>افراد کاردان در مقایسه با افراد مبتدی به نحو کارآمدتری یادآوری و استدلال می‌کنند. آنها از لحاظ شناختی پخته‌ترند، زیرا می‌توانند آگاهی خود را به‌طور خودکار برای دستیابی به راه‌حل‌ها به‌کار برند. کاردانی غیر از بهتر کردن مسئله گشایی، برای خلاقیت ضروری است.</p>
<h2>تأثیرات کالج در رشد روانی اجتماعی</h2>
<p><strong>تجربه کالج</strong>، دوره‌ای است که می‌توان به کاوش ارزش‌ها، نقش‌ها و رفتارهای دیگر توجه کامل معطوف کرد. طبق نظریه تفکر پس صوری پری، دانشجویان بهتر می‌توانند در مورد مسائلی که پاسخ روشنی ندارند از دلیل و منطق استفاده کنند. بازنگری در نگرش‌ها و ارزش‌ها، این تغییرات شناختی را تکمیل می‌کند. کالج به دانشجویان کمک می‌کند به حقوق افراد و رفاه بشریت علاقه‌مند شوند و از این راه بر استدلال اخلاقی آنها تأثیر می‌گذارد. دانشجویان در سال‌های کالج، خودآگاهی بیشتر، عزت‌نفس بهتر، و درک هویت عمیق‌تری را پرورش می‌دهند.</p>
<p>مدرک کالج زندگی بعد از کالج دانشجویان را هدایت می‌کند و بر تمایلات، و فرصت‌های آنها تأثیر بسزایی می‌گذارد. ترک تحصیل، برای درآمد زندگی و رشد شخصی عواقب ناگواری دارد.</p>
<p>فردی که برای کار آمادگی دارد بهتر می‌تواند سایر نقش‌های بزرگ‌سال را برآورده سازد. این فرد باید دارای ویژگی‌های: قضاوت درست، مسئولیت، ایثار و همکاری باشد. انتخاب شغل یک فرایند تدریجی است که مدت‌ها قبل از نوجوانی آغاز می‌شود. جوانان چند مرحله رشد شغلی را طی می‌کنند.</p>
<h2>مراحل زندگی از نظر لوینسون</h2>
<p>مردان و زنا با تکلیف رشدی به شیوه‌ای متفاوت برخورد می‌کنند، لوینسون مانند اریکسون رشد را به‌صورت زنجیره‌ای از دوره‌ها یا مراحل در نظر می‌گیرد که از لحاظ کیفی مجزا هستند. هریک زمان خاص خود را دارند و چالش‌های روانی ویژه‌ای را زندگی شخص به همراه می‌آورند. در هر دوره، تغییرات مهمی روی می‌دهند که با توجه به سن فرد قابل پیش‌بینی هستند و نیروهای زیستی و اجتماعی مشترکاً آنها را ایجاد می‌کنند. هر دوره با یک انتقال ۵ ساله شروع می‌شود و فرد را برای دوره بعدی آماده می‌کند.</p>
<p>ساختار زندگی، الگو یا طرح اساسی زندگی فرد در هر لحظه معین می‌باشد. اجزای تشکیل‌دهنده آن روابط فرد با دیگران، اعم از افراد، گروه‌ها و مؤسسات هستند. وظیفه اصلی دوره ساختار سازی، برگزیدن و منسجم کردن اجزا به شیوه‌ای است که زندگی فرد را بهبود بخشد که هر دوره آن ۵ تا ۷ سال است. اوایل بزرگ‌سالی، بیشترین انرژی و وفور نعمت، تناقض و استرس است. این سال‌ها رضایت زیاد از عشق، تمایلات جنسی، زندگی خانوادگی، دستاوردهای شغلی و تحقق اهداف مهم زندگی را به همراه دارند. این سال‌ها فشار زیادی را مانند تصمیمات مهم ازدواج، فرزندان، کار و سبک زندگی قبل از اینکه خیلی از افراد تجربه زندگی لازم را برای انتخاب عاقلانه داشته باشند دارد.</p>
<h2>تأثیر رؤیاها بر رشد روانی اجتماعی طبق نظریه لوینسون</h2>
<p>در انتقال اوایل بزرگ‌سالی اغلب جوانان رؤیایی را می‌سازند که در خلال آن خود را در دنیای بزرگ‌سالی تجسم می‌کنند و این رؤیا، تصمیم‌گیری آنها را هدایت می‌کند. رؤیاهای زنان، خود را بر حسب روابط با شوهر، فرزندان، و همکاران توصیف می‌کند. رؤیاهای مردان بیشتر فردگرا هستند، آنها افراد مهم، مخصوصاً همسر خود را پشتیبان مهمی برای هدفشان می‌دانند. آنها به‌ندرت خود را پشتیبان اهداف دیگران می‌انگارند.</p>
<p><strong>انتقال ۳۰ سالگی</strong>. خود را ارزیابی مجدد می‌کنند. اجزایی را که به نظرشان نامناسب هستند تغییر می‌دهند. آنهایی که درگیر شغل خود هستند و هنوز مجردند، سرگرم ساختن یک شریک زندگی می‌باشند. زنانی که زودتر بر ازدواج و مادری تأکید می‌ورزند در این زمان اهداف فردگرایانه‌ای تعین می‌کنند. زنان به جنبه‌هایی از زندگی زناشویی خودآگاه می‌شوند که آنها را به از دست دادن استقلال تهدید می‌کند. زنان متأهل از شوهران خود توقع دارند که تمایلات و آرزوهای فراتر از خانه آنها را به رسمیت بشناسند.</p>
<p><strong>سروسامان یافتن مردان/ادامه بی‌ثباتی زنان</strong>. لوینسون ۳۳ تا ۴۰ سالگی را دوره سروسامان یافتن می‌داند. مردان با محکم کردن جایگاه خود در خانواده، کار و جامعه مقام امنی را در اجتماع کسب کنند. زنان در خلال سی سالگی به‌شدت بی سروسامان هستند. خیلی از زنان تا میان‌سالی ثباتی را که مردان در ۳۰ سالگی کسب می‌کنند به‌دست نمی‌آورند.</p>
<p><strong>سازگاری با زندگی ازنظر ویلانت</strong>. ویلانت در بررسی روش‌هایی که مردان خود و دنیای اجتماعی‌شان را تغییر می‌دهند تا با زندگی سازگار شوند، مراحل اریکسون را تأیید نمود، ولی شکاف بین آنها را پر کرد. ویلانت برخلاف لوینسون در مورد زنان تحقیق نکرد.</p>
<h2>نقطه‌ضعف‌های نظریه لوینسون و ویلانت</h2>
<p>نتیجه‌گیری آنها عمدتاً بر پایه مصاحبه با افرادی استوار بود که در دهه ۱۹۲۰ و ۱۹۴۰ متولد شده بودند. این احتمال وجود دارد الگوهای آنها به اندازه‌ای که در مورد نسل قبل کاربرد داشتند در مورد جوانان امروزی قابل‌اجرا نباشند. با وجود آنکه نمونه لوینسون، بزرگ‌سالان دانشگاه نرفته و کم درامد را در بر داشت، تعداد آنها اندک بود و زنان مرتبه اجتماعی اقتصادی پایین اصلاً موردبررسی قرار نگرفتند. آزمودنی‌های لوینسون هنگامی‌که مصاحبه شدند میان‌سال بودند و شاید تمام جنبه‌های زندگی جوانی خود را به‌دقت به خاطر نیاورده باشند.</p>
<h2>زمان‌بندی اجتماعی</h2>
<p>انتظارات درجه‌بندی‌شده سنی برای رویدادهای خاص زندگی است (اولین شغل، ازدواج، تولد فرزند، خرید خانه و …). بزرگ‌سالان مانند کودکان و نوجوانان مقایسه اجتماعی می‌کنند و پیشرفت زندگی خود را در مقایسه با پیشرفت دوستان، خواهر برادر و همکارانش ارزیابی می‌کند و این سؤال را معمولاً از خود می‌پرسند: آیا مطابق با سنم عمل می‌کنم؟</p>
<p>یکی از منابع مهم تغییر شخصیت در بزرگ‌سالی، تبعیت یا انحراف از زمان‌بندی اجتماعی است. خیلی از بزرگ‌سالان وقتی‌که از زمان‌بندی رویدادهای زندگی خیلی عقب می‌افتند، تااندازه‌ای دچار ناراحتی روانی می‌شوند. زنانی که به‌موقع تشکیل خانواده دادند، مسئول‌تر، خویشتن‌دار، صبور، و مهرورز شدند ولی عزت‌نفس آنها افت کرد و احساس می‌کردند هرچه زندگی‌شان بیشتر پیش می‌رود، آسیب‌پذیرتر می‌شوند. زنانی که از زمان‌بندی مخصوص مردان پیروی کرده، مسلط‌تر، معاشرتی‌تر، مستقل و از لحاظ عقلانی کارآمدتر شدند و این روند در افراد همسانی که ده سال بعد متولد شده بودند نیز یافت شد. زنانی که از زمان‌بندی اجتماعی پیروی نکرده بودند، نه ازدواج کرده و نه شغلی را تا ۳۰ سالگی آغاز کرده بودند، عملکرد بسیار ضعیفی داشتند. آنها نسبت به خود تردید داشتند، احساس بی‌کفایتی و تنهایی می‌کردند و بعضی آینده را مثل علامت سؤال بزرگ می‌دیدند.</p>
<h2>تغییرات جسمانی اواخر بزرگ‌سالی</h2>
<h3>در دستگاه عصبی</h3>
<ul>
<li>الف) کاهش وزن مغز بعد از ۶۰ سالگی به علت از بین رفتن نورون‌ها و بزرگ شدن بطن‌های درون مغز.</li>
<li>ب) بالغ بر ۵۰% نورون‌های مناطق بینایی، شنوایی، حرکتی از بین می‌رود.</li>
<li>ج) قشر مخ، مخچه ۲۵% نورون‌های خود را از دست می‌دهد.</li>
<li>د) سلول‌های گلیال که رشته‌های عصبی را میلین دار می‌کنند نیز کاهش می‌یابند.</li>
<li>ه) دستگاه عصبی خودمختار نیز در سن پیری عملکرد ضعیف‌تری دارد.</li>
</ul>
<h3>در دستگاه‌های حسی</h3>
<p><strong>الف) بینایی.</strong> تغییرات ساختاری در چشم، تمرکز کردن روی اشیای نزدیک، دیدن در نور کم و تشخیص دشوار رنگ. قرنیه شفاف‌تر می‌شود و نور را پخش می‌کند، در نتیجه تصاویر را تار کرده و حساسیت به نور خیره‌کننده را افزایش می‌دهد. عدسی بازهم زرد می‌شود که به اختلال بیشتر در تشخیص رنگ می‌انجامد. مناطق کدر در عدسی به نام آب‌مروارید افزایش میابد (علاوه بر سن، عواملی چون نور خورشید و دیابت خطر آب‌مروارید را افزایش می‌دهد) و موجب بینایی تیره و بدون جراحی سرانجام به نابینایی می‌انجامد.</p>
<p>شعف بینایی عمدتاً از کاهش رسیدن نور به شبکیه به علت زرد شدن عدسی‌ها، کوچک شدن مردمک و تیره شدن زجاجیه و ضایعه سلولی در شبکیه و عصب بینایی ناشی می‌شود. انطباق با تاریکی و رفتن از محلی روشن به محیطی تاریک سخت‌تر می‌شود. تباهی لکه‌ای علت اصلی نابینایی در سالخوردگان است، سلول‌های حساس نسبت به نور در لکه یا ناحیه مرکزی شبکیه از دست می‌روند. رژیم غذایی مملو از سبزیجات برگ‌دار، خطر تباهی لکه‌ای را کاهش می‌دهد و ضایعه بینایی را در افراد مبتلا به این بیماری کند می‌سازد. بااین‌حال حتی در بین افراد ۸۵ ساله و مسن‌تر فقط ۳۰% دچار ضعف بینایی شدید می‌شوند که زندگی روزمره آنها را مختل می‌کند.</p>
<p><strong>ب) شنوایی.</strong> کاهش تأمین خون تأمین خون و مرگ طبیعی سلول‌ها در گوش داخلی، خشک شدن غشاها مانند پرده گوش و تباهی گذرگاه‌های عصبی باعث می‌شوند که شنوایی در اواخر بزرگ‌سالی ضعیف شود. این ضعف در فرکانس‌های بالا شدیدتر است. از بین تمام مشکلات شنوایی، کاهش درک گفتار، بیشترین تأثیر را بر رضایت از زندگی دارد.</p>
<p>ادراک ما از لحظه تولد چندوجهی است، یعنی اطلاعات ناشی از چند سیستم حسی را ترکیب می‌کند. افراد سالخورده با توجه کردن به جلوه‌های صورت، ژست‌ها و حرکات لب می‌توانند از بینایی خود برای تعبیر کلمات گفتاری استفاده کنند.</p>
<p><strong>ج) چشایی و بویایی.</strong> سیگار کشیدن، دندان‌های مصنوعی، داروها و آلاینده‌های محیطی می‌توانند بر ادراک مزه تأثیر بگذارند. درصورتی‌که تشخیص دادن مزه دشوار باشد غذا کمتر لذت‌بخش می‌شود. بویایی که به لذت بردن از غذا کمک می‌کند، وظیفه خویشتن پایی را نیز بر عهده دارد. آدم‌های سالخورده به‌سختی می‌توانند غذای فاسد، بوی گند گاز، یا بوی دود را تشخیص دهند و در وضعیت تهدیدکننده‌ای قرار می‌گیرند. این تغییرات باعث می‌شود سالخوردگان بگویند: غذا دیگر بو و مزه مناسبی ندارد. تمرین کردن تشخیص بو، به حفظ آنها کمک می‌کند.</p>
<p><strong>د) لامسه.</strong> برای اندازه‌گیری ادراک لامسه مشخص می‌کنند دو محرک روی پوست قبل از اینکه به‌صورت یک محرک درک شوند چقدر باید به هم نزدیک شوند. پیری کاهش شدید درک لامسه در دست‌ها، مخصوصاً نوک انگشتان و کاهش کمتر در بازوها و لب‌ها را به همراه دارد. علت آن کند شدن گردش خون مخصوصاً در اندام‌های دور از مرکز بدن، مانند انگشتان دست‌وپا باشد. تقریباً تمام سالخوردگان بعد از ۷۰ سالگی به کاهش ادراک لامسه مبتلا می‌شوند.</p>
<p>از بین رفتن گیرنده‌های لامسه در برخی نواحی پوست و کند شدن گردش خون در دست‌وپا نیز می‌تواند در این امر دخالت داشته باشد.</p>
<p><strong>دستگاه‌های قلبی – عروقی و تنفسی.</strong> با افزایش سن عضله قلب سخت‌تر می‌شود و برخی سلول‌های آن می‌میرند درحالی‌که سلول‌های دیگر بزرگ می‌شوند که نتیجه آن ضخیم شدن جداره بطن چپ (بزرگ‌ترین حفره قلب که خون از آن می‌گذرد) است.</p>
<p>قلب با نیروی کمتری پمپاژ می‌کند، حداکثر ضربان قلب کاهش می‌یابد و جریان خون به دستگاه گردش خون کند می‌شود.</p>
<p>بافت ریه انعطاف‌پذیری‌اش را از دست می‌دهد درنتیجه ریه‌ها به نحو نا کارآمدتری پر و خالی شده و باعث می‌شوند که خون اکسیژن کمتری جذب نموده و کربن دی‌اکسید کمتری را دفع کند. ورزش یکی از مؤثرترین روش‌های کاهش دادن عوارض پیری بر سیستم قلبی و عروقی است.</p>
<p><strong>دستگاه ایمنی.</strong> دستگاه ایمنی با حمله کردن علیه بافت‌های طبیعی بدن به‌صورت پاسخ خود ایمنی به‌احتمال‌زیاد کژکار می‌شود. ضعیف شدن عملکرد در دستگاه ایمنی در اثر افزایش سن علت اغلب بیماری‌ها در افراد سالخورده نیست بلکه صرفاً اجازه می‌دهد بیماری پیشرفت کند درحالی‌که واکنش ایمنی قوی، بدن را از عامل بیماری نجات می‌دهد.</p>
<p><strong>خواب.</strong> قبل از آنکه به خواب بروند تا مدت زیادی در مرحله خواب‌وبیداری قرار دارند. زمان کمتری در مرحله خواب عمیق بدون حرکت چشم Nrem بوده و چند بار بیدار می‌شوند. افراد سالخورده با اندازه جوانان به خواب نیاز دارند. تغییرات در ساختارهای مغز که خواب را کنترل می‌کنند و سطح بالاتر هورمون‌های استرس در جریان خون که اثر هشیار کننده بر دستگاه عصبی مرکزی دارند مسئول هستند.</p>
<p>مردان به چند دلیل بیشتر از زنان دچار اختلال خواب می‌شوند.</p>
<ol>
<li style="list-style-type: none;">
<ol>
<li>بزرگ شدن غده پروستات (لوله‌ای که مثانه را تخلیه می‌کند) که تقریباً در تمام مردان مسن روی می‌دهد.</li>
<li>مردان نسبت به وقفه تنفسی در خواب مستعدترند.</li>
<li>حرکت سریع پاها گاهی با وقفه تنفسی در خواب همراه است. بی‌قراری پاها می‌تواند به علت تنش عضلانی، کاهش گردش خون یا تغییرات مربوط به سن در مناطق حرکتی مغز باشد.</li>
</ol>
</li>
</ol>
<p>برقراری وقت خواب‌وبیداری ثابت، ورزش منظم، استفاده از اتاق‌خواب فقط برای خوابیدن نه کارهای دیگر برای تقویت خواب آرام مؤثر است. اگر به افراد سالخورده توضیح دهیم که حتی آدم‌های بسیار سالم مشکل خوابیدن دارند، کمک زیادی به آنها می‌کنیم.</p>
<p><strong>ظاهر و قدرت تحرک بدن.</strong> غدد چربی که پوست را نرم می‌کنند کمتر فعال می‌شوند و خشکی و زبری به بار می‌آورند. نقطه‌های سنی بیشتر می‌شوند و در برخی بازوها، پشت دست و صورت با این رنگ‌دانه‌ها نقطه‌نقطه می‌شوند. خال‌های گوشتی و زائده‌های پوستی کوچک ممکن است پدیدار شود. رگ‌های خونی که عمدتاً لایه چربی محافظ خود را از دست داده زیرپوست شفاف می‌توان مشاهده کرد. این ضایعه توانایی سازگار شدن سالخوردگان با دمای بسیار سرد و گرم را محدود می‌سازد.</p>
<p>این عوارض در صورت پدیدارتر است زیرا بیشتر در معرض نور خورشید که به پیری شتاب می‌دهد قرار دارد. پهن شدن بینی و گوش‌ها به دلیل رسوب سلول‌های جدید در لایه بیرونی استخوان‌بندی صورت. دندان‌ها ممکن است زرد شوند، ترک بردارند و بشکنند و لثه می‌تواند تحلیل رود. موی سر در هر دو جنس نازک می‌شود. قد خصوصاً در زنان به علت کاهش مواد معدنی کوتاه می‌شود و به نزدیک شدن بیشتر مهره‌های ستون فقرات می‌انجامد. بعد از ۶۰ سالگی به علت کاهش بیشتر تراکم استخوان و عضله، وزن عموماً کم می‌شود.</p>
<p>عوامل متعددی بر تحرک تأثیر می‌گذارند از جمله نیرومندی عضله که عموماً در اواخر بزرگ‌سالی کاهش می‌یابد و استحکام استخوان، همین‌طور انعطاف‌پذیری و استقامت زردپی‌ها (تاندون‌ها)، رباط‌ها (که عضله را به استخوان وصل می‌کنند) و مفاصل کاهش می‌یابد.</p>
<p><strong>سازگاری با تغییرات جسمانی اواخر بزرگ‌سالی.</strong> هرچه افراد سالخورده از پندارهای قالب پیری طرفداری کند کمتر می‌توانند با تغییرات مرتبط با سن به‌صورت سازگارانه مقابله کنند. پندارهای قالبی سالخورده عاجز و ضعیف، دیگران را ترغیب می‌کند تا با افراد سالخورده به‌صورت متواضعانه و مرحمت‌آمیز رفتار کنند و این نوع رفتار به هنگام پیری موجب یاس و ناامیدی می‌شود.</p>
<p><strong>سلامتی و معلولیت.</strong> سلامتی برای بهداشت روانی در اواخر عمر اهمیت زیادی دارد. درصورتی‌که سالخوردگان سلامتی خود را نه چندان بد یا بد توصیف کنند خطر مردن آنها ظرف دو سال ناگهان افزایش می‌یابد. هرچه سالخوردگان نسبت به توانایی خود در مقابله کردن با مشکلات جسمانی، خوش‌بین‌تر باشند و تداوم رفتارهای تقویت‌کننده سلامتی، کمک می‌کند. معلولیت لزوماً به سمت معلولیت و وابستگی بیشتر پیش نمی‌رود. ۱۲ تا ۲۰ درصد سالخوردگان معلول، ۲ تا ۶ سال بعد بهبود یافتند. سلامتی به سالخوردگان امکان می‌دهد تا در نقش‌های اجتماعی ارزشمند درگیر بمانند و بدین ترتیب از انزوای اجتماعی پیشگیری می‌کند و سلامت روانی را تقویت می‌نماید. وضعیت جسمانی خوب و سلامت روانی در اواخر زندگی رابطه نزدیکی باهم دارند.</p>
<p><strong>تغذیه و ورزش.</strong> تغییرات جسمانی اواخر زندگی، نیاز بیشتر به مواد غذایی خاص را می‌طلبد. کلسیم و ویتامین D برای محافظت از استخوان‌ها، روی و ویتامین‌های B6، C و E برای محافظت از دستگاه ایمنی و ویتامین‌های A، C و E برای پیشگیری از رادیکال‌های آزاد.</p>
<p>مواد غذایی محتوی ویتامین‌های A، C و E به پیشگیری از تباهی عضله کمک می‌کنند، اما نقش آنها در مصونیت در برابر بیماری‌های قلبی و عروقی روشن نیست. کاهش فعالیت جسمانی، کاهش حواس چشایی و بویایی و کاهش سهولت جویدن به علت خراب شدن دندان‌ها می‌توانند مقدار و کیفیت غذایی را که فرد می‌خورد تنزل دهند. دستگاه گوارش سالخوردگان در جذب کردن برخی مواد غذایی مانند پروتئین، کلسیم و ویتامین D مشکلات زیادی دارد. برای افزایش دادن توانایی پمپاژ قلب در سال‌های پیری، ورزش باید مکرر، جدی و پرزور باشد. شروع ورزش حتی در اواخر بزرگ‌سالی (۹۰ سالگی) به‌اندازه و استقامت عضله، جریان خون در عضلات و توانایی عضلات در کسب اکسیژن از خون کمک شایانی می‌کند.</p>
<p><strong>تمایلات جنسی.</strong> اغلب زن و شوهرهای سالخورده سالم، آمیزش جنسی منظم خود را ادامه می‌دهند. آمیزش جنسی خوب در گذشته، آمیزش جنسی خوب در آینده را پیش‌بینی می‌کند. هم مردان و هم زنان سالخورده می‌گویند که معمولاً این شوهر است که تعامل جنسی را متوقف می‌کند. وقتی مرد درمی‌یابد که رسیدن به حالت نعوظ دشوارتر شده و فاصله زمانی بیشتری باید بین نعوظ‌ها باشد امکان دارد از کلیه فعالیت‌های جنسی کناره‌گیری کند. ناتوانی‌هایی که جریان خون به آلت مردی را مختل می‌کنند، عمدتاً اختلال‌های دستگاه عصبی خودمختار، بیماری‌های قلبی-عروقی و دیابت هستند، مسبب کاهش یافتن تمایلات جنسی در مردان سالخورده می‌باشد. سیگار کشیدن، مصرف بیش‌ازحد الکل و انواع داروهای تجویزی نیز موجب کاهش عملکرد جنسی می‌شوند. در بین زنان، ضعف سلامتی و نداشتن همسر عوامل اصلی کاهش تمایلات جنسی هستند. میل جنسی در سرتاسر دوران بزرگ‌سالی ادامه می‌یابد.</p>
<p><strong>معلولیت‌های جسمانی.</strong> بیماری‌های قلبی عروقی و سرطان از اواسط اواخر زندگی به طرز چشمگیری افزایش می‌یابند و همچنان علل اصلی مرگ‌ومیر هستند. سکته مغزی در اثر خونریزی یا انسداد جریان خون در مغز روی می‌دهد و علت اصلی معلولیت در اواخر بزرگ‌سالی و مرگ بعد از ۷۵ سالگی می‌باشد. آمفیزوم به علت کاهش شدید انعطاف‌پذیری بافت ریه باعث می‌شود که فرد به‌سختی تنفس کند.</p>
<p>دستگاه ایمنی سرانجام با عفونتی مواجه می‌شود که نمی‌تواند با آن مبارزه کند. درنتیجه خیلی از افراد بسیار مسن تسلیم یک یا چند مورد از ۵۰ التهاب ریوی می‌شوند که به‌عنوان ذات‌الریه طبقه‌بندی شده‌اند. پوکی استخوان، آرتریت (نوعی اختلال استخوان) و دیابتی که در بزرگ‌سالی شروع می‌شود. هیچ‌یک از این اختلال‌ها، حتی درصورتی‌که در سن بالا افزایش یابند جز طبیعی فرایند پیری نیستند. برخی معلولیت‌های جسمانی و عقلانی با سن مرتبط هستند به معنی آن نیست که توسط پیری ایجاد می‌شوند.</p>
<p>دو نوع پیری عبارت‌اند از:</p>
<p><strong>پیری نخستین</strong>، ضعف‌هایی که تحت تأثیر عوامل ژنتیکی قرار دارند و همه اعضای گونه ما را مبتلا می‌کنند و حتی باوجود سلامتی خوب بازهم اتفاق می‌افتند.</p>
<p>و<strong> پیری ثانویه</strong>، به علت نقایص ارثی و تأثیرات محیطی ناگوار مانند تغذیه نامناسب، ورزش نکردن، بیماری، سو مصرف موارد، آلودگی محیطی و استرس روانی روی می‌دهد.</p>
<p><strong>آرتریت،</strong> حالتی که طی آن مفاصل و عضلات، ملتهب، دردناک، خشک و گاهی متورم می‌شوند. در اواخر بزرگ‌سالی شیوع بیشتری دارند. برای این بیماری آمادگی ژنتیکی وجود دارد، ولی معمولاً تا ۴۰ ۵۰ سالگی پدیدار نمی‌شود. در مفاصلی که مکرراً استفاده می‌شوند غضروف روی انتهای استخوان‌ها که هنگام حرکت سایش را کم می‌کند، به‌تدریج تباه می‌شود. وستئو آرتریت به برخی مفاصل محدود می‌شود اما آرتریت روماتوئید کل بدن را در بر می‌گیرد.</p>
<p><strong>صدمات غیرعمدی</strong>. تصادفات وسایل نقلیه، سالخوردگان در هر مایل رانندگی، بیش از هر گروه سنی به‌استثنای رانندگان زیر ۲۵ سال مرتکب تخلفات رانندگی، تصادفات و تصادفات مرگبار می‌شوند. مرگ ناشی از صدمات وسایط نقلیه یک‌چهارم مرگ‌ومیر در اواخر زندگی را تشکیل می‌دهد و در مردان خیلی بیشتر از زنان است. ضعف تعادل به علت کاهش نورونی در مناطق حسی و حرکتی قشر مخ، در افزایش خطر سقوط اواخر بزرگ‌سالی دخالت دارد. زمین خوردن می‌تواند به‌طور غیرمستقیم نیز با ایجاد ترس از زمین خوردن در سالمندان به‌سلامتی آسیب بزند. آنها چون می‌ترسند دوباره زمین بخورند عمدتاً از فعالیت خودداری می‌کنند، تحرک و تماس اجتماعی را محدود می‌کند و سلامت روانی و جسمانی تحلیل می‌رود.</p>
<p><strong>زوال عقل</strong>. به مجموعه اختلال‌هایی اشاره دارد که تقریباً به‌طور کامل در سن پیری روی می‌دهند به‌طوری‌که خیلی از جنبه‌های فکر و رفتار به‌قدری صدمه می‌بیند که فعالیت‌های روزمره مختل می‌شود. تقریباً ۱۲ نوع زوال عقل مشخص شده است و اغلب درمان نمی‌شوند. تعدادی از آنها از پارکینسون، تباهی مناطق زیر قشری مخ را شامل می‌شوند. زوال عقل به دو صورت روی می‌دهد: بیماری آلزایمر و زوال عقل مغزی- عروقی.</p>
<p>گرایش ارثی به زوال عقل مغزی-عروقی غیرمستقیم است: از طریق فشارخون بالا، بیماری قلبی- عروقی و دیابت که هریک خطر سکته مغزی را افزایش می‌دهد. سیگار کشیدن، مصرف زیاد الکل، مصرف زیاد نمک، غذای بسیار کم‌پروتئین، چاقی، نافعالی و استرس نیز خطر سکته مغزی را افزایش می‌دهند. بنابراین زوال عقل مغزی- عروقی نتیجه مشترک عوامل ژنتیکی و محیطی است. مردان به علت آسیب‌پذیری نسبت به بیماری قلبی-عروقی بعد از ۶۰ سالگی بیشتر از زنان دچار زوال عقل مغزی-عروقی می‌شوند.</p>
<p><strong> بیماری آلزایمر</strong>. شایع‌ترین نوع زوال عقل است که ۵۰ تا ۶۰ درصد تمام موارد را شامل می‌شود. ۵ تا ۷ درصد ۶۵ سال و ۱۵ درصد بالای ۸۰ سال به این بیماری مبتلا هستند. نشانه‌های آن: مشکلات شدید در حافظه، فراموش کردن اسامی، تاریخ‌ها، قرار ملاقات‌ها، مسیرهای آشنا برای سفر یا خاموش کردن اجاق‌گاز. در ابتدا حافظه نزدیک بیش از همه صدمه می‌بیند. قضاوت غلط فرد را در معرض خطر قرار می‌دهد.</p>
<p>تغییراتی نیز در شخصیت روی می‌دهد. فقدان خودانگیختگی و سرزندگی، اضطراب و طغیان‌های خشم به علت بلاتکلیفی‌ها و تردیدهای ایجادشده توسط مشکلات عقلانی، کاهش ابتکار عمل و گوشه‌گیری اجتماعی. افسردگی که اغلب در مرحله مقدماتی انواع زوال عقل پدیدار می‌شود. با پیشرفت بیماری حرکت‌های ماهرانه و هدفمند مختل می‌شوند. خواب با هذیان‌ها و ترس‌های خیالی آشفته می‌شود. توانایی فهمیدن و تولید گفتار را از دست می‌دهد. به عفونت‌ها آسیب‌پذیر و درنهایت حالت اغما و مرگ است. دوره بیماری آلزایمر متغیر است و از چند سال تا ۲۰ سال نوسان دارد. متوسط دوره آن ۸ تا ۱۰ سال است. آلزایمر توانایی نورون‌ها را برای پاسخ دادن به آنها مختل می‌کند. بیماری آلزایمر به دو صورت خانوادگی و پراکنده یافت می‌شود.</p>
<p><strong>آلزایمر خانوادگی. </strong>ژن‌هایی را روی کروموزوم‌های ۱، ۱۴ و ۲۱ شناسایی کرده‌اند که با آلزایمر خانوادگی ارتباط دارند. اگر این ژن فقط در یکی از جفت ژن‌های به ارث برده شده از والدین وجود داشته باشد، فرد به شروع زودهنگام آلزایمر مبتلا خواهد شد.</p>
<p><strong>آلزایمر پراکنده.</strong> وراثت ممکن است از طریق جهش‌های خودانگیخته در آلزایمر پراکنده نقش داشته باشد. افراد مبتلا به این بیماری ژن نابهنجاری در کروموزوم ۱۹ دارند. ژن نابهنجار ApoE شایع‌ترین عامل خطر شناخته شده در این نوع آلزایمر است و در ۵۰ درصد موارد یافت می‌شود.</p>
<p>غیر از وراثت، نقش مواد سمی و ویروس‌ها، نقایص مانع خون- مغز (که از مغز در برابر عوامل زیان‌بخش محافظت می‌کند) و کمبودهای غذایی موردبررسی قرارگرفته است. سطح بالای آلومینیوم در گره‌ها و رسوبات مغزی قربانیان آلزایمر یافت شده است.</p>
<p><strong>درمان آلزایمر.</strong> درمان با جایگزینی هورمون و داروهای ضدالتهاب (مانند آسپرین، ایبوپروفن و آستروئید پردنیطون) ظاهراً آثار محافظت‌کننده دارند، اما عملکرد شناختی را بهبود نمی‌بخشد. داروهای ضدالتهاب با کاهش دادن التهاب بافت مغز که در اثر آمیلوئید و سایر پروتئین‌های نابهنجار ایجاد می‌شوند، می‌توانند روند آلزایمر را کند سازد. آموزش، برخی پژوهشگران گمان می‌کنند که سال‌های تحصیلات به اتصالات سیناپسی بیشتری منجر می‌شوند که به‌عنوان اندوخته شناختی عمل می‌کنند.</p>
<p><strong>ApoE</strong>، پروتئین خونی که کلسترول را به سرتاسر بدن منتقل می‌کند، منجر می‌شود.</p>
<p><strong>آمیلوئید.</strong> نوعی پروتئین است که با کاهش ایمنی، در خیلی از بیماری‌های دیگر نیز دریافت رسوب می‌کند. این رسوب آمیلوئید احتمالاً با ایجاد التهاب در مغز، با تولید رادیکالهای آزاد یا با کاستن از جریان خون می‌توانند نورون‌های مجاور و شبکه‌های ارتباطی آنها را نابود کنند.</p>
<p><strong>تباهی مغز.</strong> زمانی که بیماری آلزایمر ایجاد می‌شود، در مناطق حافظه مغز متابولیسم کاهش می‌یابد. در مغز دو تغییر ساختاری عمده روی می‌دهد. داخل نورون‌ها، گره‌های نوروفیبریل، دسته‌هایی از رشته‌های پیچ‌خورده که حاصل ساختارهای عصبی تباه‌شده هستند نمایان می‌شوند. بیرون نورون‌ها رسوباتی ایجاد می‌شود که کپه‌های سلول عصبی مرده آن را احاطه کرده‌اند. آنها محتوی آمیلوئید هستند.</p>
<p><strong>علائم خبردهنده سکته مغزی.</strong> احساس ضعف، گزگز یا بی‌حسی در دست یا صورت، از دست دادن ناگهانی بینایی یا دو بینی، مشکل گویایی، سرگیجه و عدم تعادل شدید.</p>
<h2>زوال عقل برگشت‌پذیر و اشتباه تشخیص داده شده</h2>
<p>فرد سالخورده افسرده معمولاً درباره مشکلات عقلانی خود اغراق می‌کند. درحالی‌که فرد مبتلا به زوال عقل این مشکلات را ناچیز می‌شمارد و از ضعف شناختی خود کاملاً آگاه نیست. داروهایی که برای سرفه، اسهال و تهوع مصرف می‌کنیم جلوی انتقال‌دهنده عصبی استیل کولین را می‌گیرند و به نشانه‌های شبه آلزایمر منجر می‌شوند. برخی بیماری‌ها می‌توانند موجب از دست رفتن موقتی حافظه و نشانه‌های عقلانی شوند. خصوصاً در بین سالخوردگان که وقتی بیمار هستند گیج و گوشه‌گیر و تنها هستند.</p>
<p><strong>شناختی.</strong> هرچه توانایی عقلانی به هوش سیال بیشتر وابسته باشد (مهارت‌های پردازش اطلاعات با زیربنای زیستی)، زودتر تحلیل می‌رود.</p>
<p>توانایی‌های عقلانی وابسته به هوش متبلور (دانش مبتنی بر فرهنگ) برای مدت طولانی‌تری باقی می‌مانند.</p>
<p>در سن پیری کاهش هوش سیال، تجربیات اندوخته شده، آگاهی از نحوه یادگیری و حل کردن مسائل و زندگی روزمره تحریک‌کننده، در نتیجه کاهش هوش متبلور نیز به همراه دارد.</p>
<h2>نظریه سه تکلیف انسجام من در پیری (پک)</h2>
<p><strong>تمایز من در برابر دل‌مشغولی به کار-نقش.</strong> کسی که برای انسجام تلاش می‌کند باید یک رشته نقش‌های خانوادگی، دوستی و اجتماعی را متمایز کند که به‌اندازه شغل او رضایت‌بخش باشند.</p>
<p><strong>استعلای بدن در برابر دل‌مشغولی به بدن.</strong> سالخوردگان باید با تأکید کردن بر توانایی‌های شناختی و اجتماعی خود محدودیت‌های جسمانی‌شان را تعالی بخشند.</p>
<p><strong>استعلای من در برابر دل‌مشغولی به من.</strong> دست‌یابی به انسجام من، مستلزم تلاش مستمر در جهت ایمن‌تر، هدفمندتر و خشنودکننده‌تر ساختن زندگی برای کسانی است که بعد از مرگ فرد زندگی می‌کنند. برای انسجام من باید از زندگی شغلی، بدن و هویت مجزایشان فراتر روند. آنها باید از خردمندی خود کمک بگیرند و طوری به فکر دیگران باشند که زندگی آنها را بهتر کند.</p>
<h2>نظریه خبرگی هیجان لابووی-ویف درباره‌ی پیری</h2>
<p>درباره استدلال بزرگ‌سالان درزمینه هیجان تحقیق کرده است. او معتقد است آنهایی که از لحاظ روانی پخته هستند از احساسات خود بیشتر خبر دارند.<br />
سالخوردگان توصیف‌های روشنی کرده‌اند که ذهن و بدن را به‌صورتی مصور می‌کند که به حالت احساس کمک نموده و جنبه‌های ذهنی و عینی هیجان را با هم ترکیب می‌کند. دست آورد روانی- اجتماعی مهم در اواخر زندگی، خبره شدن در برابر پردازش کردن اطلاعات هیجانی و پرداختن به خودگردانی هیجانی است.</p>
<h2>نظریه رابرت باتلر در یادآوری گذشته‌ها و مرور زندگی</h2>
<p>اغلب سالخوردگان به‌عنوان بخشی از دستیابی به انسجام من، جلوگیری از یاس و ناامیدی و پذیرفتن پایان عمر به‌مرور زندگی می‌پردازند. درمانگران، سالخوردگان را ترغیب می‌کنند برای مرور زندگی به یادآوری گذشته‌ها بپردازند. سالخوردگان به‌این‌علت از گذشته خود یاد می‌کنند که: الف) دیگران از آنها می‌خواهند که این کار را انجام دهند. ب) نیازهای اجتماعی خود را مانند برقراری روابط دوستی و تأییدشان توسط دیگران برآورده می‌سازد. ج) اغلب هنگام انتقال زندگی روی می‌دهد.</p>
<p><strong>عناصر تشکیل‌دهنده انسجام من.</strong> یکپارچگی، خرسندی، تصویری از خود به‌عنوان بخشی از نظم دنیایی بزرگ‌تر.</p>
<h2>نظریه‌های اجتماعی پیری</h2>
<p><strong>نظریه کناره‌گیری.</strong> وقتی سالخوردگان در انتظار مرگ هستند، عقب‌نشینی متقابلی بین آنها و جامعه صورت می‌گیرد. سطح فعالیت خود را کاهش می‌دهند، کمتر تعامل می‌کنند و بیشتر سرگرم دنیای درونی خود می‌شوند. درعین‌حال جامعه سالخوردگان را از قید شغل و مسئولیت‌های خانوادگی آزاد می‌کند. نتیجه این کار به نفع دو طرف است. سالخوردگان به‌جای کناره‌گیری از تمام پیوندهای اجتماعی، تماس‌های ناخوشنود کننده خود را قطع نموده و به تماس‌های خوشنود کننده روی می‌آورند و آنها را حفظ می‌کنند.</p>
<p><strong>نظریه فعالیت.</strong> موانع اجتماعی که بر سر راه درآمیختگی با جامعه وجود دارد، موجب کاهش میزان تعامل می‌شود. ترتیب دادن شرایطی که به سالخوردگان امکان دهد در نقش‌ها و روابط درگیر بمانند برای رضایت از زندگی حیاتی است. خیلی از افراد درصدد جستجوی منابع دیگری برای خشنودی از زندگی برمی‌آیند، اما صرفاً تأمین فرصت‌هایی برای تماس اجتماعی، به فعالیت اجتماعی بیشتر سالخوردگان نمی‌انجامد. یافته‌ها نشان می‌دهد چنانچه وضعیت سلامتی کنترل شده باشد، سالخوردگانی که شبکه‌های اجتماعی بزرگ‌تری دارند لزوماً شادتر نیستند.</p>
<p><strong>نظریه گزینش اجتماعی- هیجانی.</strong> شبکه‌های اجتماعی ما گزینشی می‌شوند. در میان‌سالی روابط زناشویی عمیق‌تر می‌شود، خواهر برادرها به هم نزدیک‌تر می‌شوند و تعداد دوستان کاهش می‌یابد. تماس با آشنایان و تمایل به برقراری روابط اجتماعی جدید از میان‌سالی تا اواخر بزرگ‌سالی شدیداً کاهش می‌یابد. به هنگام پیری وظایف گردآوری اطلاعات و تأیید خویشتن تعامل اجتماعی کم‌اهمیت می‌شوند.</p>
<p>سالخوردگان معتقدند برای تأیید خویشتن نزدیک شدن افرادی که آنها را نمی‌شناسند خطرناک است.</p>
<p>سالخوردگان بر وظیفه تنظیم‌کننده هیجان تعامل تأکید می‌ورزند. ضعف جسمانی، اجتناب کردن از استرس و حفظ آرامش هیجانی را با اهمیت‌تر می‌سازد. تعامل کردن با خویشاوندان و دوستان، خودپنداره و آرامش هیجانی سالخوردگان را تقویت می‌کند. افراد بزرگ‌سال بر کیفیت هیجانی تجربیات اجتماعی خود بیشتر تأکید می‌کنند. این نظریه کاهش فعالیت اجتماعی در سن پیری را ناشی از شرایط زندگی آنها می‌داند.</p>
<h2>نظریه <a href="http://behdashtravan.com/%d8%ac%d9%85%d9%84%d8%a7%d8%aa-%d8%a7%d9%84%db%8c%d8%b2%d8%a8%d8%aa-%da%a9%d9%88%d8%a8%d9%84%d8%b1-%d8%b1%d8%a7%d8%b3/" target="_blank" rel="noopener noreferrer">کوبلر راس</a> در خصوص انتظار مرگ</h2>
<p>نظریه مرحله‌ای او بر مبنای انتظار مرگ و مصیبت مردن استوار است. پیشروی در هر مرحله را می‌توان متوقف کرد و برخی افراد بین مراحل پس‌وپیش می‌روند. <strong>انکار</strong>، برای گریختن از انتظار مرگ، جدی بودن آن را انکار می‌کند. اکثر افراد یک روز برنامه‌های زیادی می‌ریزند و روز بعد اعتراف می‌کنند که مرگ نزدیک است. یک روز بیماری خود را انکار می‌کنند و روز دیگر آن را قبول می‌کنند. <strong>خشم</strong>، زمانی که بیماری وخیم شود، ادامه دادن انکار دشوارتر است. پی بردن به اینکه وقت تنگ است باعث می‌شود فرد از اینکه مجبور است بمیرد بدون اینکه فرصت داشته باشد تا همه کارهایی را که دوست دارد انجام دهد عصبانی می‌شود.</p>
<p><strong>چانه‌زنی</strong>، می‌کوشد با چانه زدن درباره زمان بیشتر، از آن جلوگیری کند، معامله‌ای که سعی می‌کند با اعضای خانواده، دوستان، دکترها، پرستاران یا خداوند انجام دهد. <strong>افسردگی</strong>، وقتی‌که انکار، خشم و چانه‌زنی نمی‌تواند روند بیماری را به تعویق اندازند، فرد به خاطر از دست دادن جانش افسرده می‌شود.راس افسردگی را آمادگی لازم برای آخرین مرحله یعنی پذیرش می‌داند. <strong>پذیرش</strong>، افرادی که به مرحله پذیرش می‌رسند، حالت سکون و آرامش نسبت به مرگ قریب‌الوقوع در چند هفته یا روزهای آخر به آن دست می‌یابند. تسلیم مرگ می‌شوند و مرگ او را از درد و اضطراب می‌رهاند.</p>
<p><strong>پیمان دوستی</strong><br />
<strong>۴ اردیبهشت ۹۴</strong></p>
<h2>منبع</h2>
<p><a href="http://dousti.net/Persian/?p=465" target="_blank" rel="nofollow noopener noreferrer">دوستی</a></p>
<p>The post <a href="https://behdashtravan.com/%d9%be%db%8c%d8%b1%db%8c-%d8%8c-%d9%86%d8%b8%d8%b1%db%8c%d9%87%e2%80%8c%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%b2%db%8c%d8%b3%d8%aa%db%8c-%d9%88-%d8%b9%d9%88%d8%a7%d9%85%d9%84-%d8%a7%db%8c%d8%ac%d8%a7%d8%af%da%a9/">پیری ، نظریه‌های زیستی و عوامل ایجادکننده آنها</a> appeared first on <a href="https://behdashtravan.com">مجله تخصصی روانشناسی بهداشت روان</a>.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://behdashtravan.com/%d9%be%db%8c%d8%b1%db%8c-%d8%8c-%d9%86%d8%b8%d8%b1%db%8c%d9%87%e2%80%8c%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%b2%db%8c%d8%b3%d8%aa%db%8c-%d9%88-%d8%b9%d9%88%d8%a7%d9%85%d9%84-%d8%a7%db%8c%d8%ac%d8%a7%d8%af%da%a9/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>نظریه رشدی پیاژه</title>
		<link>https://behdashtravan.com/%d9%86%d8%b8%d8%b1%db%8c%d9%87-%d8%b1%d8%b4%d8%af%db%8c-%d9%be%db%8c%d8%a7%da%98%d9%87/</link>
					<comments>https://behdashtravan.com/%d9%86%d8%b8%d8%b1%db%8c%d9%87-%d8%b1%d8%b4%d8%af%db%8c-%d9%be%db%8c%d8%a7%da%98%d9%87/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[بهروز هاشمی]]></dc:creator>
		<pubDate>Sun, 18 Aug 2019 10:30:31 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[بهداشت روان]]></category>
		<category><![CDATA[رفتارگرایی و شناختی]]></category>
		<category><![CDATA[فرزندپروری و رشد]]></category>
		<category><![CDATA[مکاتب روانشناسی]]></category>
		<category><![CDATA[پیاژه]]></category>
		<category><![CDATA[پیش عملیاتی]]></category>
		<category><![CDATA[رشد]]></category>
		<category><![CDATA[عملیات صوری]]></category>
		<category><![CDATA[عملیات عینی]]></category>
		<category><![CDATA[کامی]]></category>
		<category><![CDATA[مراحل رشد]]></category>
		<category><![CDATA[مرحله حسی حرکتی]]></category>
		<category><![CDATA[نظریه رشد شناختی پیاژه]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://behdashtravan.com/?p=4990</guid>

					<description><![CDATA[<p>در دنیای روان‌شناسی، مشکل بتوان کسی را به اهمیت ژان پیاژه (Piaget) یافت. طبق نظریه رشدی پیاژه خردسالان الزاماً کم‌هوش‌تر از کودکان و بزرگ‌سالان نیستند، بلکه ممکن است نوع تفکر آنان کاملاً متفاوت باشد. او دریافت که کودکان قبل از ۷ سالگی در مورد رؤیاها، اخلاقیات و بسیاری موضوع دیگر، از نظر کیفی به نحو &#8230;</p>
<p>The post <a href="https://behdashtravan.com/%d9%86%d8%b8%d8%b1%db%8c%d9%87-%d8%b1%d8%b4%d8%af%db%8c-%d9%be%db%8c%d8%a7%da%98%d9%87/">نظریه رشدی پیاژه</a> appeared first on <a href="https://behdashtravan.com">مجله تخصصی روانشناسی بهداشت روان</a>.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>در دنیای روان‌شناسی، مشکل بتوان کسی را به اهمیت ژان پیاژه (Piaget) یافت. طبق نظریه رشدی پیاژه خردسالان الزاماً کم‌هوش‌تر از کودکان و بزرگ‌سالان نیستند، بلکه ممکن است نوع تفکر آنان کاملاً متفاوت باشد. او دریافت که کودکان قبل از ۷ سالگی در مورد رؤیاها، اخلاقیات و بسیاری موضوع دیگر، از نظر کیفی به نحو متفاوتی فکر می‌کنند. پیاژه در تحقیقات جدیدش بر درک کودکان از مفاهیم ریاضی و علمی تأکید داشت و این تأکید تا پایان عمر در کارهای او مشاهده می‌شد.</p>
<h2>نگاه کلی به نظریه رشدی پیاژه</h2>
<p>طبق نظریه رشدی پیاژه کودکان با سرعت‌هایی متفاوت، از مراحل او عبور می‌کنند؛ از همین رو، او اهمیت اندکی برای سنین همبسته با این مراحل قائل است. اما او معتقد است که کودکان این مراحل را در تسلسلی ثابت و غیرقابل‌تغییر طی می‌کنند.</p>
<p>با وجود اینکه پیاژه تسلسل مراحلی غیرقابل‌جابه‌جایی را مطرح کرده است، ولی او رسش گرا نبود و با اطمینان می‌توان گفت نظریه‌پرداز یادگیری بود. رسش‌گرایان بر این باورند که تسلسل مراحل در ژن‌ها نهفته است و مراحل بر اساس برنامه‌ای زمان‌بندی‌شده و درون‌زاد، آشکار می‌شود. اما طبق نظریه پیاژه مراحل او به طریق ژنتیکی شکل نمی‌گیرند، بلکه معتقد بود این مراحل به‌سادگی بیانگر روش‌های تفکر هستند که به نحو فزاینده‌ای همه‌جانبه‌تر می‌شوند. کودکان به‌طور پیوسته محیط خود را کشف، دست‌کاری و تلاش می‌کنند آن را بفهمند، و در این فرایند، به نحو فعالانه‌ای ساختارهای جدید و پیچیده‌تری را برای برخورد با محیط، در خود به وجود می‌آورند.</p>
<p>پیاژه مشاهده کرد که نوزادان بازتاب‌هایی نظیر بازتاب مکیدن را به ارث می‌برند. بازتاب‌ها در اولین ماه زندگی مهم هستند، ولی پس‌ازآن تأثیر کمتری در رشد دارند. او گاهی فعالیت‌های کودکان را ازنظر گرایش‌های زیستی که در همه موجودات زنده یافت می‌شود، توصیف می‌کند. این گرایش‌ها شامل، درون سازی یا جذب (Assimilation)، برون سازی یا انطباق (Accommodation) و سازمان دادن (Organization) است.</p>
<p>درون سازی، همچون عمل خوردن یا هضم غذا، به معنای جذب است. اطلاعات و اشیاء را در ساختار <a href="http://behdashtravan.com/%d9%85%da%a9%d8%aa%d8%a8-%d8%b4%d9%86%d8%a7%d8%ae%d8%aa%db%8c/" target="_blank" rel="noopener">شناختی </a>خود جذب می‌کنیم، مثلاً بزرگ‌سالان اطلاعات را از طریق خواندن کتاب‌ها جذب یا درون سازی می‌کنند. نوزادان در سنین بسیار پایین تلاش می‌کنند تا شی‌ء را از طریق چنگ زدن به آن درون سازی کند. برخی اشیا به‌طور کامل با ساختارهای موجود ما تطبیق نمی‌کنند، بنابراین ما باید آنها را انطباق (برون سازی) دهیم، یا ساختارهای خود را عوض کنیم. برای مثال دختربچه‌ای ممکن است دریابد که یک قطعه را هنگامی می‌تواند در دست بگیرد که ابتدا مانعی را از جلوی آن بردارد.</p>
<p>سومین گرایش سازمان دادن است. مثلاً پسربچه چهار ماهه‌ای که قابلیت نگاه کردن به اشیا و گرفتن آنها را دارد، به‌زودی سعی خواهد کرد این دو عمل را از طریق گرفتن چیزی که به آن نگاه می‌کند، باهم ترکیب کند. از یک نگاه ذهنی عمیق‌تر، نظریه‌سازی نیز به همین صورت انجام می‌گیرد.</p>
<p>ظبق نظریه پیاژه تفکر کودکان از طریق تدریس بزرگ‌سالان یا حتی تأثیرات محیطی شکل نمی‌گیرد. برای رشد، کودکان باید با محیط تعامل کنند و این خود آنها هستند که ساختارهای شناختی جدید را می‌سازند.</p>
<h2>دوره I: هوش حسی – حرکتی (تولد تا ۲ سالگی)</h2>
<p>اولین دوره شد پیاژه شامل ۶ مرحله است.</p>
<h3>مرحله ۱ (تولد تا ۱ ماهگی). به کار بردن بازتاب‌ها</h3>
<p>یک طرح یا طرحواره (Scheme) می‌تواند هر الگوی عملی برای برخورد با محیط، نظیر نگاه کردن، گرفتن، ضربه‌زدن یا لگدزدن باشد. ولی اولین طرحواره‌های کودکان اساساً شامل بازتاب‌های مادر زادی است. برجسته‌ترین این بازتاب‌ها، بازتاب مکیدن است. نوزادان هر زمان که لب‌هایشان با چیزی تماس پیدا کند، به طور خودکار آن را می‌مکند. پیاژه نشان داد که حتی بازتابی نظیر مکیدن، به سرعت به بخشی از فعالیت خود انگیخته نوزاد انسان تبدیل می‌شود. او معتقد بود که ما به محض آنکه صاحب یک طرحواره می‌شویم، نیاز به کاربرد فعال آن را نیز احساس می‌کنیم.</p>
<h3>مرحله ۲ (۱ تا ۴ ماهگی). اولین واکنش‌های دوری</h3>
<p>هنگامی‌که نوزاد به طور تصادفی تجربه جدیدی به دست می‌آورد و تلاش می‌کند آن را تکرار کند، واکنش دوری اتفاق می‌افتد. مثال ساده‌ای در این مورد، مکیدن انگشت شست دست است. دست کودک به طور تصادفی با دهانش تماس پیدا می‌کند، و هنگامی‌که دست به پایین می‌افتد، کودک تلاش می‌کند آن را برگرداند.</p>
<p>اکثر واکنش‌های دوری اولیه، از قبیل مکیدن شست، شامل سازماندهی دو طرحواره حرکتی یا جسمانی است که قبلاً از یکدیگر مجزا بوده‌اند. مثلاً هنگامی‌که می‌بینیم نوزادی مکرراً دستش را به نزدیک صورت می‌آورد و به آن نگاه می‌کند، در حال تمرین یک واکنش دوری اولیه (Primary circular reaction) است.</p>
<h3>مرحله ۳ (۴ تا ۱۰ ماهگی) دومین واکنش‌های دوری یا پایداری مناظر جالب</h3>
<p>نوزاد رویداد جالبی را در خارج از خود کشف و بازسازی می‌کند. مثلاً دختر پیاژه، لوسین روزی در رختخواب خود خوابیده بود و با پاهایش حرکتی انجام داد که باعث شد عروسک‌های بالای تختش تکان بخورد. او در روزهای بعد، این کار را بارها تکرار کرد. نوزادان از نیروی خود یعنی توانایی ایجاد دوباره یک رویداد، احساس شادی و لذت می‌کنند. پیاژه دومین واکنش‌های دوری (Secondary circular reactions) را پایداری مناظر جالب (Making interesting sights last) نامیده است.</p>
<h3>مرحله ۴ (۱۰ تا ۱۲ ماهگی) هماهنگی طرحواره های ثانویه</h3>
<p>نوزاد یاد می‌گیرد که دو طرحواره مجزا را با یکدیگر هماهنگ سازد تا نتیجه لازم را به‌دست آورد. این پیشرفت جدید هنگامی بیشتر آشکار می‌شود که نوزادان با موانع برخورد می‌کنند. نوزاد برای رسیدن به هدف (برداشتن قوطی از بین دست پدر)، دو طرحواره مجزا، یعنی راه باز کردن و برداشتن را هماهنگ کرد که پیاژه به این فرایند هماهنگی طرحواره‌های ثانویه (The coordination of secondary schemes) می‌گوید.</p>
<h3>مرحله ۵ (۱۲ تا ۱۸ ماهگی) سومین واکنش‌های دوری</h3>
<p>در مرحله ۳، نوزادان عمل واحدی را انجام می‌دهند تا به نتیجه واحدی برسند. در مرحله ۴، آنها دو عمل مجزا را برای به دست آوردن یک نتیجه واحد انجام می‌دهند. اکنون در مرحله ۵، آنها اعمال متفاوتی را برای دستیابی به نتایج متفاوت، تجربه می‌کنند.</p>
<p>مثلاً روزی میز جدیدی توجه لورن را به خود جلب کرد. او با مشت، چند بار محکم و گاهی آرام به آن کوبید تا صداهای مختلف حاصل از این عمل خود را بشنود.</p>
<h3>مرحله ۶ (۱۸ ماهگی تا ۲ سالگی) آغاز تفکر</h3>
<p>به نظر می‌رسد که کودکان موقعیت‌ها را قبل از اینکه عملی انجام دهند، به گونه‌ای درونی‌تر، مورد ارزیابی و تفکر قرار می‌دهند. شناخته‌شده‌ترین مثال از رفتار مرحله ۶، رفتار لوسین و جعبه کبریت است. پیاژه زنجیری را در جعبه قرار داد و لوسین بلافاصله سعی کرد آن را پیدا کند. او دو طرحواره برای به‌دست آوردن زنجیر داشت: برگرداندن جعبه، یا داخل کردن انگشتش در داخل شکاف جعبه. ولی هیچ‌یک مؤثر واقع نشد. او سپس عمل بسیار جالبی انجام داد. کارش را متوقف کرد و با دقت به شکاف جعبه خیره شد. سپس چند بار متوالی دهانش را تا جایی که می‌توانست باز کرد و بست، پس‌ازآن ناگهان جعبه را گشود و زنجیر را برداشت.</p>
<h3>رشد پایداری شی‌ء</h3>
<p>در خلال مراحل ۱ و ۲، نوزادان هیچ مفهومی از وجود اشیای خارج از خود ندارند. در مرحله ۳، پیشرفت جدیدی حاصل می‌شود. نوزادان اکنون به دنیای خارج علاقه‌مند می‌شوند. اگر اشیا از میدان دید آنها خارج شود به جایی که اشیا تغییر مکان داده‌اند نگاه می‌کنند. همچنین می‌توانند تا حدی اشیا مخفی را نیز پیدا کنند.</p>
<p>مرحله ۴ نشانگر آغاز درک واقعی از پایداری شی‌ء است. کودکان اکنون می‌توانند اشیاء مخفی‌شده را پیدا کنند. پیاژه البته یک محدودیت جالب را در این مرحله شناسایی کرد. هنگامی‌که او شی‌ء را در نقطه «الف» مخفی کرد، کودکان او توانستند آن را پیدا کنند، ولی هنگامی که شیء را بعداً در نقطه «ب» مخفی کرد، آنها مجدداً سعی می‌کردند آن را در نقطه «الف» پیدا کنند. تنها در مرحله ۶ است که می‌توانند جابجایی‌های مخفی را دنبال کنند.</p>
<p>در این مرحله کودکان سرگرم کشف رابطه بین اعمال خود و پیامدهای اعمال خود هستند. برای مثال، کشف می‌کنند که برای دسترسی به شیء معینی چقدر باید دستشان را دراز کنند، پیاژه دو سال اول زندگی را مرحله حسی-حرکتیحرکتی (Sensorimotor stage) نامید. کشف مهم کودک در این مرحله، دستیابی به مفهوم پایداری شیء (Object permanence) است، یعنی آگاهی از اینکه حتی وقتی اشیاء در معرض حواس نیستند، باز هم وجود دارند.</p>
<h2>دوره‌های II و III. تفکر پیش عملیاتی (۲ تا ۷ سالگی) و عملیات عینی (۷ تا ۱۱ سالگی)</h2>
<p>در پایان دوره حسی–حرکتی، کودک اعمال سازمان یافته و کارآمدی را برای برخورد با محیط اطرافش در خود به وجود آورده است، ولی دوره بعدی تفکر با تغییر عمده‌ای همراه است. ذهن کودک به‌سرعت به‌سوی زمینه‌ای جدید یعنی نمادها (از جمله تصورات و واژه‌ها) پیش می‌رود. کودک باید تمامی فکرش را بار دیگر سازمان دهد.</p>
<h3>رشد فعالیت نمادین</h3>
<p>کودکان برای بیانشی یا عملی، در غیبت آنشی یا عمل، شروع به استفاده از نمادها می‌کنند. تقلید تأخیری شامل برخی از انواع بازنمایی درونی رویدادهای گذشته است. تقلید تأخیری همچنین اساساً شامل تصورات حرکتی است و بر این نکته تأکید داشت که اولین نمادها، زبانی نیستند، بلکه حرکتی هستند (باز شدن دهان لوسین قبل از باز کردن قوطی کبریت). همچنین بازی‌های ابداعی (Make-believe plays) در طول ۶ مرحله حسی-حرکتی آغاز و در سال‌های بعد آشکار می‌شوند.</p>
<p>البته یک منبع عمده از نمادها، زبان است که به سرعت در خلال سال‌های اولیه پیش عملیاتی (از حدود ۲ تا ۴ سالگی) رشد می‌کند. زبان، افق‌های ذهنی کودک را به نحو وسیعی گسترش می‌دهد. کودک از طریق زبان می‌تواند گذشته را زنده کند، آینده را پیش‌بینی کند، و رویدادها را با دیگران در میان بگذارد. کودک واژه را برای بازنمایی مفهوم طبقه‌ای کلی از اشیاء به‌کار نمی‌برد، بلکه آن را تنها به‌صورت مفاهیم اولیه یا پیش پنداره‌ها (Pre concepts) مورداستفاده قرار می‌دهد.</p>
<p>ازآنجاکه کودکان مفهوم کل را درک نمی‌کنند، استدلال آنان غالباً تبدیلی (Transductive) است و از جز به جز تغییر می‌کندکند «من هنوز خواب بعدازظهرم را نکرده‌ام پس هنوز بعدازظهر نشده است». کودک در ۴٫۵ سالگی هنوز درک نمی‌کند که بعدازظهر یک دوره زمانی کلی است.</p>
<p>پیاژه معتقد است اگرچه زبان فوق‌العاده حائز اهمیت است و منبعی از نمادهای مشترک را برای ارتباط با دیگران در اختیار ما می‌گذارد، ولی خود نمی‌تواند فراهم آورنده تفکر منطقی باشد. بلکه منطق از عمل ناشی می‌شود.</p>
<p>در دوره پیش عملیاتی (۲ تا ۷ سالگی)، کودک جاندار پندار است، یعنی تصور می‌کند که، همه پدیده‌ها جاندارند، به‌عنوان‌مثال عروسک خود را جاندار می‌داند. کاربرد نمادها آغاز می‌شود. مثلاً با تکه چوبی مثل اسب رفتار کند یا چوب مکعبی را ماشین به حساب آورد. در این دوره هنوز به نگهداری ذهنی نرسیده است. نگهداری ذهنی یعنی درک اینکه مقدار ماده حتی وقتی شکل آن تغییر می‌یابد باز هم ثابت باقی می‌ماند. در این دوره کودک هنوز قادر به تفکر منطقی نیست، رفتار کودک تصادفی است و مبتنی بر اصول نمی‌باشد. کودک خودمدار یا خودمحور (Egocentrism) است و هر چیزی که خودش فکر می‌کند را قبول دارد، بنابراین خودمحوری به ناتوانی تشخیص چشم‌انداز خود از دیگران اطلاق می‌شود اما الزاماً حاکی از خودپسندی یا خودبینی نیست. تا هنگامی‌که کودکان خودمحورند، به بازی در کنار دیگران علاقه‌مندند.</p>
<p>مهم‌ترین ویژگی در این مرحله برگشت‌پذیری (Reversible) است. این ویژگی موجب می‌شود که کودک استدلال کند تغییر در یک لیوان موجب حذف تغییر در لیوان دیگر می‌شود و کودک می‌فهمد که نتیجه نهایی، بازگشت به میزان قبلی است و کودک نشان می‌دهد که ما می‌توانیم فرایند را معکوس کنیم. کودک این جبران‌ها و بازگشت‌ها را در ذهن خود انجام می‌دهد.</p>
<p>کودکان به‌طور خودبه‌خود بر نگهداری ذهنی تسلط می‌یابند. پیاژه در یکی از آزمایش‌های مربوط به نگهداری ذهنی عدد به کودکان تعدادی جاتخم‌مرغی و کاسه‌ای پر از تخم‌مرغ داد و از آنها خواست تعدادی تخم‌مرغ بردارند که بتواند جاتخم‌مرغی‌ها را پر کند. در مرحله پیش عملیاتی پاسخ‌ها در دو مرحله فرعی قرار گرفتند.</p>
<p>در مرحله فرعی اول، کودکان تنها به طول ردیف‌های جاتخم‌مرغی توجه می‌کردند و به تعداد جاتخم‌مرغی‌ها در هر ردیف اهمیت نمی‌دادند و هر سه ردیف را مساوی می‌پنداشتند. در دومین مرحله پیش عملیاتی، کودکان خودبه‌خود نوعی مطابقت یک به یک را انتخاب کردند و هر تخم‌مرغ را در یک جاتخم‌مرغی قرار دادند. آنها برای به دست آوردن نوعی نظم ادراکی؛ رویکردی شهودی را مورداستفاده قرار دادند. هنگامی‌که پیاژه یکی از ردیف‌ها را در یک جا جمع کرد، کودکان ادعا کردند که اکنون تخم‌مرغ‌های بیشتری دارند. کودکان نظیر نگهداری مایعات، موفق به نگهداری ذهنی نشدند، زیرا بیشتر از اینکه تحت تأثیر ادراک‌های منطقی باشند، تحت تأثیر ادراک‌های مستقیم خود بودند.</p>
<p>در خلال مرحله عملیات عینی (۷ تا ۱۱ سالگی)، کودک توانایی انجام اعمال منطقی را با امور عینی و محسوس و نه با امور فرضی و پدیده‌های انتزاعی دارد. به عنوان مثال، اگر این مسئله برای کودک طرح شود که: اگر رنگ موی پریسا از زهرا روشن‌تر است و رنگ موی پریسا از مریم تیره‌تر است رنگ موی چه کسی از همه تیره‌تر است؟ کودک بدون دیدن این سه نفر در کنار هم قادر به حل مسئله نخواهد بود، اما اگر این سه نفر در کنار یکدیگر و به طور محسوس برای او قابل‌رؤیت باشد جواب صحیح خواهد بود. کودکان پنج ساله می‌توانند راه خانه دوست خود را پیدا کنند ولی نمی‌توانند راه رسیدن به آنجا را به کسی توضیح دهند یا روی کاغذ بکشند. در این مرحله با اشیایی که دسترسی حس مستقیم به آنها دارند سروکار دارند.</p>
<h2>نتیجه‌گیری مراحل پیش عملیاتی و عملیات عینی</h2>
<p>پیاژه بر این باور بود که تفکر کودکان در خلال دوره پیش عملیاتی با تفکر کودکان بزرگ‌تر و بزرگ‌سالان، بسیار تفاوت دارد. مشخصه‌های تفکر پیش عملیاتی شامل خودمحوری، جاندار پنداری، دگر پیروی، داشتن دیدگاهی نسبت به رؤیاها به‌عنوان رویدادهای بیرونی، نبود طبقه‌بندی و عدم نگهداری ذهنی می‌باشد.</p>
<p>کودکان در موقع سخن گفتن، هنگامی‌که به موضوعات، تنها از چشم‌انداز خویش توجه می‌کنند، خودمحورند. جاندار پنداری نیز از خودمحوری آنان برمی‌خیزد. کودکان فکر می‌کنند که اشیا کارکردی مشابه به خود دارد.</p>
<p>پیاژه سعی کرد نشان دهد که ادراک کودکان خردسال در مورد رؤیاها با خودمحوری مرتبط است. زمانی که کودکان خودمحورند، برایشان درک این موضوع که هرکس برای خود تجاربی خصوصی و ذهنی نظیر رؤیا دارد، ممکن نیست.</p>
<p>کودکان در سنین کم، قوانین را فقط از یک منظر و به‌عنوان قواعدی بی‌چون‌وچرا که از بالا آمده است، تلقی می‌کنند. آنها هنوز نمی‌توانند درک کنند که قوانین تنها بر مبنای توافق‌های دو یا چند نفر و در تلاش برای هماهنگ کردن هدف‌های مختلفشان شکل می‌گیرد.</p>
<p>کودکانی که در سطح عملیات عینی هستند، قادرند به دوجنبه از مشکل به‌طور همزمان توجه کنند. آنها در تعامل‌های اجتماعی خود، نه تنها به آنچه که خود می‌گویند، بلکه به نیازهای شنونده نیز توجه می‌کنند. آنها هنگام آزمایش‌های نگهداری ذهنی، نه فقط تغییرات بسیار قابل‌رؤیت و برجسته، بلکه تغییرات جبرانی را نیز موردتوجه قرار می‌دهند. بنابراین، توانایی هماهنگ کردن همزمان دو چشم‌انداز، پایه و اساس تفکر علمی و همچنین تفکر اجتماعی را تشکیل می‌دهد.</p>
<h2>دوره عملیات صوری (۱۱ سالگی تا بزرگ‌سالگی)</h2>
<p>کودک به‌تدریج توانایی تفکر برحسب امور انتزاعی را کسب می‌کند. اندیشه‌های فرد علاوه بر اشیاء محسوس، موارد احتمالی و فرضی را نیز شامل می‌شود. لذا فرد قادر به فرضیه‌سازی و استدلال قیاسی می‌شود، یعنی می‌تواند به طرح فرضیه بپردازد و بدون نیاز به مراجعه به اشیاء محسوس به وارسی فرضیه خود اقدام کند. این مرحله‌ای است که فرد می‌تواند به‌صورت کاملاً نمادی استدلال کند و کودکان به شیوه تفکر بزرگ‌سالانه دست می‌یابند.</p>
<p>پیاژه تفکر در دوره عملیات صوری را نیز، نظیر سایر دوره‌های رشد با معرفی مدل‌های منطقی-ریاضی، توصیف کرد. این مدل‌ها از برخی جهات نظیر همان مدل‌هایی هستند که در سطوح پایین‌تر کاربرد داشتند، ولی از آنها فراتر می‌روند.</p>
<p>در سطح عملیات صوری، تفکر به بالاترین درجه تعادل می‌رسد، یعنی علاوه بر موارد دیگر، عملیات مختلف ذهنی به نحو تنگاتنگی با یکدیگر ارتباط درونی دارند.</p>
<p>پیاژه اکثر پژوهش‌های خویش را در مورد نوجوانان به استدلال‌های ریاضی و علمی محدود کرده بود، ولی به نقش عملیات صوری در زندگی اجتماعی نوجوانان نیز توجه داشت. نوجوان به رؤیاپردازی تبدیل می‌شود که فرضیه‌های سازنده‌ای را در مورد جهان بهتر ارائه می‌دهد.</p>
<p>برای درک بهتر خودمحوری، باید هر زمان که کودک وارد قلمرو جدیدی از زندگی هوشی می‌شود، چگونگی ظهور خودمحوری را در او بررسی کنیم. در آغاز، نوزادان از این نظر خودمحورند که هیچ‌گونه مفهومی از جهان را جدا از اعمال خویش درک نمی‌کنند. اشیای بیرونی برای آنها موجودیتی دائمی ندارد. در پایان دوره حسی-حرکتی کودکان غیر تمرکزی (میان واگرا) می‌شوند و وضعیت جهان را در جهان اشیای دائم که خود یکی از آنها هستند، درمی‌یابند.</p>
<p>در مرحله بعدی یعنی تفکر پیش عملیاتی، کودکان وارد جهانی وسیع‌تر می‌شوند که بر زبان، تبیین‌های نمادین و ارتباط با دیگران است. کودکان بار دیگر خودمحور می‌شوند و در زمینه درک چیزی فراتر از چشم‌انداز مستقیم خود، دچار مشکل می‌شوند. آنها به‌تدریج غیرمتمرکزی می‌شوند و یاد می‌گیرند در مواقعی که در مورد اشیای ملموس مقابلشان فکر می‌کنند، دیدگاه‌های جانشین را نیز در نظر گیرند.</p>
<p>سرانجام نوجوان به دنیای بسیار وسیع احتمالات و امکانات وارد می‌شوند و خودمحوری نیز بار دیگر نمایان می‌شود. این بار خودمحوری هنگامی مشاهده می‌شود که نوجوانان نیروی نامحدودی را به افکار خود نسبت می‌دهند. آخرین تفکر غیر تمرکزی در نوجوانان، هنگامی به وقوع می‌پیوندد که آنان عملاً نقش بزرگ‌سالان را عهده‌دار می‌شوند.</p>
<h2>داوری اخلاقی</h2>
<p>در چهار تا هفت سالگی، کودکان شناخت کمی در مورد برنده شدن دارند و ممکن است بگویند: «من برنده شدم، تو هم برنده شدی»، اما پس از هفت سالگی سعی می‌کنند قواعد متداول بازی را رعایت کنند و بر طبق آن قواعد، برنده شوند.</p>
<p>پیاژه دریافت که قوانین برای کودکان ثابت و غیرقابل تغییر است. آنها می‌گفتند قوانین را برخی افراد معتبر و قدرتمند، دولت یا خداوند بنا نهاده است. قوانین نمی‌توانند تغییر کنند، زیرا در آن صورت بازی واقعی نخواهد بود.</p>
<p>پس از حدود ۱۰ سالگی، کودکان نسبی‌گراتر می‌شوند و درمی‌یابند که قوانین تنها به‌عنوان روش‌های موردتوافق برای بازی در نظر گرفته شده‌اند و دیگر آنها را مطلق یا ثابت فرض نمی‌کنند. آنها می‌گویند که احتمالاً قوانین طی سال‌ها تغییر یافته‌اند و کودکان قوانین تازه‌ای را ابداع کرده‌اند و ما نیز درصورتی‌که همه افراد بازی موافق باشند می‌توانیم قوانین بازی را تغییر دهیم.</p>
<p>مفاهیم متفاوت درباره قوانین، دو نگرش اخلاقی اساسی را آشکار می‌سازد. نخستین نگرش در کودکان کم سن و سال‌تر به نام دگرپیروی اخلاقی (Moral hertonomy) آشکار می‌شود، یعنی اطاعت کورکورانه از قوانینی که به‌وسیله بزرگ‌سالان بنا گذاشته شده است. دومین نگرش مربوط به کودکان بزرگ‌تر یعنی، خودپیروی (Autonomy)(خودمختاری) است. در این نوع اخلاق، قوانین به‌عنوان ابزارهایی انسانی تلقی می‌شود که به‌صورت منصفانه و برای ایجاد همکاری تدوین شده‌اند.</p>
<h2>جاندارپنداری</h2>
<p>کودکان کوچک‌تر به تمایزی که مابین موجودات جاندار و بی‌جان قائل می‌شویم، توجه ندارند. کامیون پر صدا ممکن است عصبانی به نظر آید و تکه‌ای ابر، تنها و غریب تصور شود. پیاژه چنین دیدگاهی را در مورد جهان فیزیکی، جاندارپندارانه (Animistic) نامید.</p>
<p>پیاژه و ورنر تحت تأثیر نگرش‌های مشابهی درباره کودکان قرار داشتند، ولی آن را به نحو متفاوتی مطالعه کردند. ورنر به درک مستقیم کودکان از اشیا توجه داشت، درحالی‌که پیاژه بیشتر به مفاهیم و تعاریف آنها از زندگی توجه می‌کرد.</p>
<p>پیاژه معتقد بود که کودکان در ۴ تا ۶ سالگی اشیا را زنده تلقی می‌کنند و زمانی که شمع نور بدهد می‌گویند که شمع زنده است و زمانی که نور ندهد می‌گویند مرده است. بین ۶ تا ۸ سالگی، کودکان زندگی را به چیزهایی که حرکت می‌کنند، محدود می‌سازند.</p>
<p>پس از هشت سالگی است که کودکان حیات را به چیزهایی محدود می‌کنند که خودشان می‌توانند حرکت کنند و بعد آن را به گیاهان و جانوران محدود می‌سازند. بعدازآن کودکان جاندارپنداری خود را رها می‌کنند و به همان تمایزهایی موفق می‌شوند که بزرگ‌سالان انجام می‌دهند.</p>
<p>برای ورنر، ادراک قیافه شناسانه ضمن اینکه در بزرگ‌سالان نسبت به کودکان کمتر غالب است، ولی به‌هرحال در وجود ما باقی می‌ماند و در دیدگاه هنری و ادبی ما نقش دارد. کودکان در ابتدا رؤیاها را واقعی می‌پندارند.</p>
<h2>موضوعات نظری</h2>
<h3>مفهوم مرحله</h3>
<p>مفهوم مرحله در نظریه رشدی پیاژه، حاکی از چند جهت‌گیری قوی در مورد ماهیت رشد است. نخست اینکه، انسان‌ها مراحل را با سرعت‌های متفاوت طی می‌کنند، ولی با هر سرعتی که پیش بروند، ترتیب مراحل تغییر نخواهد کرد. دوم، مراحل حاکی از آن است که رشد به دوره‌های کیفی متفاوتی تقسیم می‌شود. اگر رشد عقلی یک فرایند کمی مداوم بود، هر نوع جداسازی در مراحل مجزا، مصنوعی به نظر می‌رسید. سوم اینکه، مراحل به ویژگی‌های کلی اطلاق می‌شود.</p>
<p>کلبرگ می‌خواست این نکته را از طریق مطرح کردن این سؤال موردبحث قرار دهد: در ۴ سالگی کودک نمی‌تواند شکل لوزی را کپی کند، اما در ۵ سالگی می‌تواند این کار را انجام دهد. اگر قرار باشد هر پیشرفت تصویری را مرحله بنامیم، آنگاه هزاران مرحله خواهیم داشت. کودکان ممکن است در زمینه‌های مختلف، در مراحل متفاوت باشند (مثلاً در استدلال علمی، در مقابل استدلال اجتماعی). پیاژه این بی‌نظمی‌ها را جابجایی‌های محیطی (Decalages) می‌نامد.</p>
<p>چهارم اینکه، پیاژه بر این باور است که مراحل او مبین یکپارچگی‌های سلسله مراتبی است. یعنی اینکه مراحل پایین‌تر ناپدید نمی‌شوند، بلکه با چهارچوب وسیع‌تر و جدید، یکپارچگی می‌یابند یا اینکه تحت تسلط این چهارچوب جدید درمی‌آیند. پنجم، پیاژه نیز نظیر سایر نظریه‌پردازان باریک‌بین در زمینه مراحل رشد، بر این ادعاست که مراحل او در تمام فرهنگ‌ها به همین شکل آشکار می‌شود.</p>
<h2>حرکت از مرحله‌ای به مرحله دیگر</h2>
<p>پیاژه بخش عمده‌ای از توجه خویش را به ساختار مراحلش معطوف ساخت و توجه اندکی به مسئله حرکت در خلال مراحل داشت، ولی نگرش او در این زمینه مشخص بود.</p>
<p>پیاژه(۱۹۶۴) دریافت که رسش زیستی، در رشد نقش دارد، به‌عنوان‌مثال احتمالاً کودکان نمی‌توانند به عملیات عینی دست یابند، مگر اینکه حداقل رسش در دستگاه عصبی آنها به وجود آمده باشد. پیاژه معتقد بود چنین رسشی به‌تنهایی نمی‌تواند نقش چشم‌گیری داشته باشد، زیرا رشد بیشتر وابسته به محیطی است که کودک در آن زندگی می‌کند. کودکانی که در مناطق روستایی محروم بزرگ می‌شوند، غالباً به آهستگی رشد می‌کنند چون در آن نقاط، احتمالاً تحریک هوشی کافی وجود ندارد، بنابراین در مورد رشد محیط نیز دارای اهمیت است.</p>
<p>در دیدگاه پیاژه، محیط تا اندازه‌ای مهم است. محیط کودک را تغذیه و تحریک می‌کند و او را با چالش‌های تازه‌ای مواجه می‌سازد، ولی این خود کودکان‌اند که ساختارهای شناختی را می‌سازند.</p>
<p>تجربه‌هایی که رشد شناختی را بهبود می‌بخشند، فقط جالب‌توجه نیستند، بلکه معمولاً کودک را در حالتی از تعارض (Conflict) قرار می‌دهند. مثلاً نوزاد ممکن است به دلیل وجود مانعی در مقابلش، قادر به گرفتنشی نشود. کودک نیاز به ابداع ساختار جدیدی دارد (نوعی ارتباط هدف وسیله) تا شی‌ء را به دست آورد. کودک اشیای جدید را از طریق انطباق‌هایی که در ساختارهای شناختی جدید می‌دهد، جذب می‌کند.</p>
<p>در یک مدل صوری از تغییرات رشد که پیاژه آن را تعادل جویی (Equilibration) می‌نامد، مفهوم تعارض دخالت دارد. مثلاً دختر کوچکی گوی خمیری را می‌بیند که به‌صورت سوسیسی دراز درآمده و در آغاز فکر می‌کند که مقدار آن افزایش یافته است. ولی پس از مدتی، عرض باریک خمیر را موردتوجه قرار می‌دهد و فکر می‌کند خمیر کم شده است.</p>
<p>هنگامی‌که هم در مورد طول و هم عرض خمیر فکر می‌کند، دچار سردرگمی می‌شود. این تعارض کودک را برای دریافت این موضوع که یک تغییر، تغییر دیگری را ملغی می‌سازد، تحریک می‌کند و به دستیابی به نگهداری ذهنی منجر می‌شود. در مدل تعادل جویی پیاژه سعی می‌شود به این امکان که کودک ابتدا یک بعد، سپس بعد دیگر و بالاخره هر دو بعد را موردتوجه قرار می‌دهد.</p>
<p>در فلسفه این مدل تعادل جویی، یک نظریه دیالکتیکی خوانده می‌شود. نظریه دیالکتی یا جدلی مبتنی بر این است که تغییر هنگامی اتفاق می‌افتد که اندیشه‌های ما، با رویدادهای مخالفی مواجه شود که ما را برمی‌انگیزد تا اندیشه‌های بهتری را تدوین کنیم.</p>
<h2>کاربردهای ضمنی در تعلیم و تربیت</h2>
<p>اصولاً فلسفه تربیتی کلی او مشابه روسو و مونتسوری است. برای پیاژه نیز یادگیری صحیح چیزی نیست که به‌وسیله معلم حاصل شود، بلکه از خود کودک برمی‌خیزد. یادگیری فرایندی از اکتشاف و ابداع خودانگیخته است. این موضوع به‌ویژه در مورد نوزادان صادق است که از طریق کشف و دست‌کاری محیط به‌وسیله خودشان پیشرفت هوشی شگفت‌انگیزی را به‌دست می‌آورند.</p>
<p>معلم نباید تلاش کند که دانش را به کودک تحمیل کند، بلکه خود کودک باید آن گروه از مواد درسی را که به آنها علاقه‌مند است و حس کنجکاوی او را تحریک می‌کنند، انتخاب کند. آنگاه باید به کودک اجازه داد تا خودش مسائل را حل کند. پیاژه نیز نظیر روسو و مونتسوری به اهمیت تناسب آموزش با سطح رشد کودک تأکید داشت. او با دیدگاه مونتسوری درباره مراحل رسش موافق نبود، ولی اصول کلی آن را می‌پذیرفت.</p>
<p>پیاژه نظیر روسو و مونتسوری بر این باور بود که یادگیری باید فرایندی از اکتشاف فعال تلقی شود و متناسب با مرحله رشد کودک باشد. پیاژه در یک نکته با روسو و مونتسوری هم‌عقیده نبود، او برای تعامل‌های اجتماعی ارزش تربیتی بیشتری قائل بود. کودکان در هنگام ارتباط با افراد تا حدی از طریق توجه به دو یا چند نقطه‌نظر از سوی آنان یاد می‌گیرند که به‌طور منطقی فکر کنند و به‌عبارت‌دیگر، همزمان دو بعد را باهم هماهنگ سازند.</p>
<h2>ساخت‌گرایی «کامی»</h2>
<p>کامی کارش را با این منطق پیاژه‌ای آغاز کرد که رشد شناختی واقعی، تنها هنگامی اتفاق می‌افتد که کودکان خود دانش خویش را بسازند. کودکان به فرصت نیاز دارند تا خود به درک مسائل نائل آیند. او دریافت که اگر معلمان از تکالیف و آزمون‌ها استفاده کنند، کودکان به چنین دانشی دست نمی‌یابند.</p>
<p>معلمان باید به‌جای تکالیف و آزمون، امکان تجربه و آزمایش را برای کودک فراهم آورند تا مطلب درسی برای او چنان جذابیتی داشته باشد که خود با میل و رغبت درباره آن کار کند.</p>
<p>وقتی کودکان وارد مراحل دوم و سوم می‌شوند، کامی وسایل آموزشی دیگری از جمله کارت و بازی‌های مختلف را که تفکر ریاضی را برمی‌انگیزند پیشنهاد می‌کند. کامی به‌شدت مخالف تمرین‌های متداول در تدریس شیوه‌های حل مسائل است. در یک کلاس سازنده، کودکان روش‌هایی را ابداع می‌کنند که برای آنها معنادار است.</p>
<p>اگر برخی کودکان در خلال بازی با کارت‌ها، با یکدیگر جروبحث کنند، معلم باید از دخالت در دعوا و حل مشکل خودداری کند.</p>
<h2>انتقاد از نظریه رشدی پیاژه</h2>
<p>پیاژه استعدادهای کودکان را کمتر از آنچه هست برآورد کرده است. ممکن است کودک برخوردار از توانایی‌های موردسنجش باشد ولی به علت نداشتن مهارت در انجام تکلیف نا توان باشد. او نه فقط توانایی کودکان پیش‌دبستانی بلکه توانایی کودکان دبستانی را نیز کمتر از آنچه هست برآورد کرده است. برخلاف نظر پیاژه ۴۰ تا ۶۰ درصد بزرگ‌سالان به‌طور کامل قادر بر تفکر برحسب عملیات صوری نیستند. دستیابی به تفکر منطقی تا حدود زیادی حاصل یادگیری تجارب زمینه‌ای در هر یک از مراحل پیاژه وارد شده است.</p>
<p><strong>پیمان دوستی</strong><br />
<strong>۲۵ فروردین ۱۳۹۴</strong></p>
<h2>منبع</h2>
<p><a href="http://dousti.net/Persian/?p=423" target="_blank" rel="nofollow noopener">دوستی</a></p>
<p>The post <a href="https://behdashtravan.com/%d9%86%d8%b8%d8%b1%db%8c%d9%87-%d8%b1%d8%b4%d8%af%db%8c-%d9%be%db%8c%d8%a7%da%98%d9%87/">نظریه رشدی پیاژه</a> appeared first on <a href="https://behdashtravan.com">مجله تخصصی روانشناسی بهداشت روان</a>.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://behdashtravan.com/%d9%86%d8%b8%d8%b1%db%8c%d9%87-%d8%b1%d8%b4%d8%af%db%8c-%d9%be%db%8c%d8%a7%da%98%d9%87/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>فلسفه تربیتی روسو</title>
		<link>https://behdashtravan.com/%d9%81%d9%84%d8%b3%d9%81%d9%87-%d8%aa%d8%b1%d8%a8%db%8c%d8%aa%db%8c-%d8%b1%d9%88%d8%b3%d9%88/</link>
					<comments>https://behdashtravan.com/%d9%81%d9%84%d8%b3%d9%81%d9%87-%d8%aa%d8%b1%d8%a8%db%8c%d8%aa%db%8c-%d8%b1%d9%88%d8%b3%d9%88/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[بهروز هاشمی]]></dc:creator>
		<pubDate>Sun, 23 Jun 2019 10:30:50 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[انسانگرایی و روانشناسی مثبت]]></category>
		<category><![CDATA[بهداشت روان]]></category>
		<category><![CDATA[خودشکوفایی و عزت نفس]]></category>
		<category><![CDATA[فرزندپروری و رشد]]></category>
		<category><![CDATA[مکاتب روانشناسی]]></category>
		<category><![CDATA[رشد]]></category>
		<category><![CDATA[روسو]]></category>
		<category><![CDATA[ژان ژاک روسو]]></category>
		<category><![CDATA[طبیعتگرایی رمانتیک روسو]]></category>
		<category><![CDATA[فلسفه تربیتی روسو]]></category>
		<category><![CDATA[مراحل رشد]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://behdashtravan.com/?p=5007</guid>

					<description><![CDATA[<p>فلسفه تربیتی روسو و طبیعت‌گرایی رمانتیک فلسفه تربیتی روسو با لاک هم‌داستان استکه کودکان با بزرگ‌سالان متفاوت هستند.. اما روسو معتقد بود کودکان ظرف خالی یا لوح سفید نیستند. بلکه شیوه‌های احساس و تفکر خاص خود را دارند زیرا کودکان مطابق با طرح طبیعت رشد می‌کنند. او برای به وجود آوردن یک فرد سالم به‌هیچ‌وجه &#8230;</p>
<p>The post <a href="https://behdashtravan.com/%d9%81%d9%84%d8%b3%d9%81%d9%87-%d8%aa%d8%b1%d8%a8%db%8c%d8%aa%db%8c-%d8%b1%d9%88%d8%b3%d9%88/">فلسفه تربیتی روسو</a> appeared first on <a href="https://behdashtravan.com">مجله تخصصی روانشناسی بهداشت روان</a>.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>فلسفه تربیتی روسو و طبیعت‌گرایی رمانتیک</h2>
<p>فلسفه تربیتی <a href="http://behdashtravan.com/%d8%ac%d9%85%d9%84%d8%a7%d8%aa-%da%98%d8%a7%d9%86-%da%98%d8%a7%da%a9-%d8%b1%d9%88%d8%b3%d9%88/" target="_blank" rel="noopener">روسو</a> با لاک هم‌داستان استکه کودکان با بزرگ‌سالان متفاوت هستند.. اما روسو معتقد بود کودکان ظرف خالی یا لوح سفید نیستند. بلکه شیوه‌های احساس و تفکر خاص خود را دارند زیرا کودکان مطابق با طرح طبیعت رشد می‌کنند. او برای به وجود آوردن یک فرد سالم به‌هیچ‌وجه نیروهای محیط، به‌ویژه محیط اجتماعی اعتقاد نداشت. به‌جای آنکه برای آموزش شیوه‌های درست فکر کردن به کودکان شتاب کنیم، باید به آنان فرصت دهیم تا قابلیت‌های خودشان را به کمال برسانند. باور او در مورد طرح زمینه طبیعی برای رشد سالم، سنت رشد گرایی را در روان‌شناسی به وجود آورد. طغیان روسو بر ضد جامعه از زندگی شخصی او نشأت گرفت.</p>
<p>انسان‌ها طبیعتاً خوب هستند و می‌توانند بر اساس احساسات خود انگیزشان با خوشبختی زندگی کنند اما نیروهای اجتماعی آنها را به بند می‌کشند. امیل، کتاب مهم روسو درباره رشد و تعلیم و تربیت کودک است. روسو نظام فئودالی و کلیسا را مورد اعتراض قرار می‌داد.</p>
<blockquote class="aligncenter "><p>«انسان، آزاد به دنیا می‌آید، اما همه‌جا در زنجیر است»<cite>ژان ژاک روسو</cite></p></blockquote>
<h2>نظریه‌ی روسو درباره رشد</h2>
<p>رشد کودک طی چهار مرحله اصلی به‌پیش می‌رود.</p>
<h3>مرحله‌ی یک: نوباوگی (infancy) تولد تا حدود دو سالگی</h3>
<p>جهان را مستقیماً از طریق حواسشان تجربه می‌کنند. از اندیشه‌ها یا منطق هیچ نمی‌دانند و تنها لذت و درد را تجربه می‌کنند. ما با وسواس اشتباهات آنها را اصلاح می‌کنیم اگرچه کودکان به‌مرورزمان تکلم خود را اصلاح خواهند کرد.</p>
<h3>مرحله‌ی دو: کودکی (childhood) از دو تا دوازده سالگی</h3>
<p>استقلال جدیدی به دست می‌آورند، می‌توانند حرف بزنند، خودشان غذا بخورند، به اطراف بدوند، صاحب نوعی استدلال می‌شوند. تفکر آنها هنوز تجسمی و حسی می‌باشد.</p>
<h3>مرحله‌ی سه: اواخر کودکی، از حدود ۱۲ تا ۱۵ سالگی</h3>
<p>انتقال بین کودکی و نوجوانی، قدرت جسمانی بیشتر، در حوزه شناخت پیشرفت پیدا می‌کنند. هنوز قادر به تفکر محض در مسائل نظری و موضوعات کلامی نیستند. کودکان پیش اجتماعی‌اند، یعنی به آنچه برای خود لازم و مفید است توجه می‌کنند. از کار کردن با اشیا فیزیکی لذت می‌برند و از طبیعت یاد می‌گیرند و دنیای کتاب و جامعه، برای آنان بیگانه است.</p>
<h3>مرحله‌ی چهار: نوجوانی</h3>
<p>با بلوغ به موجود اجتماعی تبدیل می‌شود. نوجوانی تولد دیگر را تجربه می‌کند. وضعیت جسمانی تغییر و تغییرات احساسی از درون آغاز می‌شود. تغییر خلق، عصبانی شدن مکرر، آشوب‌های ذهنی پیوسته، در حضور جنس مخالف از خجالت سرخ، از احساسات جنسی آگاه می‌شود. خودکفا نیست و جذب دیگران می‌شود. می‌تواند به مفاهیم انتزاعی بپردازد.</p>
<p>به عقیده روسو این مراحل بر اساس برنامه طبیعت با توالی ثابت روی می‌دهند.</p>
<h2>روش تربیتی روسو</h2>
<p>کودکان به هیچ‌وجه به راهنمایی بزرگ‌سالان نیاز ندارند. همچنان نباید اجازه داد تا کودکان نظرشان را بر ما تحمیل کنند. فقط زمانی چیزی را برای کودک مهیا کنید که کودک تمایل ذاتی به داشتن آنشی داشته باشد ولی هرگز اجازه ندهید که شما را به هوس خود وادار کند.</p>
<p>هرگز کودک را به کاری وادار یا رفتارهای او را اصلاح نکنید. چنین اعمالی موجب ترس و اضطراب کودکان می‌شود.</p>
<p>وقتی از کودکان بخواهید چیزهایی را یاد بگیرند که فراتر از توان آنهاست تنبل و بی‌انگیزه می‌شوند.</p>
<p>جامعه با چنان سرعتی تغییر می‌کند که واقعاً نمی‌توان پیش‌بینی کرد چه دانشی برای آینده کودک مفید خواهد بود. وسواس ما درباره آینده بزرگ‌ترین دام‌هاست، یعنی اینکه با عجله چیزی به کودکانمان بیاموزیم که تصور کنیم سودمند خواهد بود. عجله نکنیم و به کودکان فرصت دهیم تا به شیوه‌هایی که برای آنان طبیعی است خودشان آنچه را باید فرابگیرند.</p>
<p>رشد بر اساس برنامه زمانی زیستی و به‌گونه‌ای درون‌زاد پیش می‌رود که آن را رسش زیستی می‌نامند. کودکان باید به دور از تأثیرات مخرب جامعه فکر کنند و بنابراین روسو اعلام کرد که خواست طبیعت این است که کودکان جدا از اجتماع زندگی کنند حتی اگر این اجتماع بیشتر بداند. بزرگ‌سالان کودکان را برده مقررات اجتماعی می‌کنند. روسو بر تفکر مستقل اهمیت قائل است و معتقد است کودکان می‌توانند راه خود را در اجتماع پیدا کنند.</p>
<p><strong>پیمان دوستی</strong><br />
<strong>۱۷ فروردین ۱۳۹۴</strong></p>
<h2>منبع</h2>
<p><a href="http://dousti.net/Persian/?p=371" target="_blank" rel="nofollow noopener">دوستی</a></p>
<p>The post <a href="https://behdashtravan.com/%d9%81%d9%84%d8%b3%d9%81%d9%87-%d8%aa%d8%b1%d8%a8%db%8c%d8%aa%db%8c-%d8%b1%d9%88%d8%b3%d9%88/">فلسفه تربیتی روسو</a> appeared first on <a href="https://behdashtravan.com">مجله تخصصی روانشناسی بهداشت روان</a>.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://behdashtravan.com/%d9%81%d9%84%d8%b3%d9%81%d9%87-%d8%aa%d8%b1%d8%a8%db%8c%d8%aa%db%8c-%d8%b1%d9%88%d8%b3%d9%88/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>کودک دروغ‌گو</title>
		<link>https://behdashtravan.com/%da%a9%d9%88%d8%af%da%a9-%d8%af%d8%b1%d9%88%d8%ba%e2%80%8c%da%af%d9%88/</link>
					<comments>https://behdashtravan.com/%da%a9%d9%88%d8%af%da%a9-%d8%af%d8%b1%d9%88%d8%ba%e2%80%8c%da%af%d9%88/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[بهروز هاشمی]]></dc:creator>
		<pubDate>Sun, 19 May 2019 10:30:38 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[بهداشت روان]]></category>
		<category><![CDATA[فرزندپروری و رشد]]></category>
		<category><![CDATA[رشد]]></category>
		<category><![CDATA[رشد اخلاقی]]></category>
		<category><![CDATA[فرزندپروری]]></category>
		<category><![CDATA[کلبرگ]]></category>
		<category><![CDATA[کودک دروغ‌گو]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://behdashtravan.com/?p=5069</guid>

					<description><![CDATA[<p>چرا کودکان دروغ می‌گویند؟ با کودک دروغ‌گو چه‌کار کنیم؟ یکی از چالش‌هایی که پدر و مادران با آن روبه‌رو هستند دروغ گفتن کودکان دروغ‌گو است. آن‌ها به‌درستی نمی‌دانند که فرزندشان چرا دروغ می‌گوید و چه واکنشی به این رفتار کودک باید نشان داده شود. دروغ سخنی نادرست است که آگاهانه گفته می‌شود تا راستی و &#8230;</p>
<p>The post <a href="https://behdashtravan.com/%da%a9%d9%88%d8%af%da%a9-%d8%af%d8%b1%d9%88%d8%ba%e2%80%8c%da%af%d9%88/">کودک دروغ‌گو</a> appeared first on <a href="https://behdashtravan.com">مجله تخصصی روانشناسی بهداشت روان</a>.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>چرا کودکان دروغ می‌گویند؟ با کودک دروغ‌گو چه‌کار کنیم؟ یکی از چالش‌هایی که پدر و مادران با آن روبه‌رو هستند دروغ گفتن کودکان دروغ‌گو است. آن‌ها به‌درستی نمی‌دانند که فرزندشان چرا دروغ می‌گوید و چه واکنشی به این رفتار کودک باید نشان داده شود. دروغ سخنی نادرست است که آگاهانه گفته می‌شود تا راستی و حقیقت پنهان شود. دروغ‌گویی رفتاری ناپسند است چون به شنوندگان احساس بی‌اعتمادی دست می‌دهد. در این نوشته تلاش می‌کنیم با دلایل دروغ‌گویی کودکان آشنا شویم و راهکارهایی برای برخورد با دروغ‌گویی کودکان بدهیم.</p>
<h2>چرا کودک دروغ می‌گوید؟</h2>
<p>دروغ گفتن کودکان دلایل گوناگونی دارد. نخستین دلیل دروغ‌گویی کودکان این است که دروغ را از پدر و مادرشان یاد می‌گیرند. برای نمونه کسی به موبایل شما زنگ می‌زند و شما از فرزندتان می‌خواهید که پاسخ تلفن را بدهد و بگوید که شما موبایلتان را در خانه جا گذاشته‌اید. کودک در این شرایط دروغ‌گویی را از پدر و مادر می‌آموزد و از دید او این کار رفتاری ناپسند نیست چون هنوز به رشد اخلاقی نرسیده است و توان درک خوب و بد را به خوبی ندارد.</p>
<p>بر پایه‌ی دیدگاه رشد اخلاقی لارنس کلبرگلا کودک درک اخلاقی متفاوتی نسبت به بزرگ‌سال دارد. او رفتار پسندیده را رفتاری می‌داند که با انجامش پاداش دریافت کند یا اگر انجامش ندهد تنبیه شود. به نمونه‌ای که گفتم برگردیم اگر کودک به کسی که به موبایل زنگ زده است دروغ نگوید و تلفن را به پدر یا مادرش بدهد با چه واکنشی روبه‌رو خواهد شد؟ روشن است که پدر و مادر کودک دروغ‌گو را سرزنش خواهند کرد و می‌گویند که باید به کسی که زنگ زده دروغ می‌گفته پس کودک در این‌جا برداشت می‌کند که گاهی باید به بزرگ‌سالان دروغ گفت. هنگامی‌که کودک رفتار بدی انجام داده است (برای نمونه: لیوان را شکسته است) دروغ می‌گوید. اما این دروغ بیش از آن‌که برای جلوگیری از تنبیه باشد برای این است که از ناراحت شدن پدر و مادر جلوگیری کند.</p>
<p>دروغ‌گویی می‌تواند با گذر زمان یک رفتار عادی و همیشگی شود. یکی از دلایلی که کودکان پیاپی دروغ می‌گویند این است که پدر و مادر واکنش درستی در برابر دروغ‌گویی کودکشان نشان نداده‌اند. کودک دروغ‌گو یی را در مدرسه و با دیدن رفتار همسالانش نیز می‌آموزد یکی از چیزهایی که همیشه باید به یاد بسپاریم این است که رفتار همسالان تأثیر شگرفی بر روی کودک می‌گذارد. دروغ‌گویی کودکان در مدرسه هم بیش‌تر برای جلوگیری از تنبیه و سرزنش انجام می‌شود.</p>
<p>گاهی کودک برای جلب‌توجه بزرگ‌ترها و یا نشان دادن ناخشنودی‌اش دروغ می‌گوید. هدف کودک از این رفتار جلوگیری از تنبیه یا دریافت پاداش نیست. در این شرایط کودک تلاش می‌کند تا احساس و پندارش را به پدر و مادر نشان دهد. یکی دیگر از دلایلی که کودکان دروغ می‌گویند این است که توان نه گفتن ندارند. گاهی پدر و مادر یا همسالان از کودک خواسته‌هایی دارند که علاقه‌ای به آن‌ها ندارد یا توانایی انجامش را ندارد. در چنین شرایطی کودک به خواسته‌ی آن‌ها بله می‌گوید اما از انجام آن خودداری می‌کند و در پایان ناچار به دروغ گفتن می‌شود.</p>
<h2>با کودک دروغ‌گو چه‌کار کنیم؟</h2>
<p>کم‌تر پدر و مادری است که تاکنون از فرزندش دروغ نشنیده باشد. بسیاری از پدران و مادران نمی‌دانند که در برخورد با دروغ‌گویی فرزندشان چه رفتاری از خود نشان دهند. برخی از پدر و مادران واکنش خشم و پرخاشگرانه نشان می‌دهند و برخی کودک را تنبیه می‌کنند من به شما چند راهکار برای برخورد با دروغ‌گویی خواهم داد.</p>
<h3>به کودک برچسب دروغ‌گو نزنید</h3>
<p>پیش از هر چیز نباید رؤیاپردازی را با دروغ‌گویی یکی دانست. برخی از پدر و مادران گفته‌های رؤیاپردازانه‌ی کودک را با دروغ اشتباه می‌گیرند. رؤیاپردازی یکی از ویژگی‌های دوران کودکی است. به کودکی که تخیل نیرومندی دارد نباید <a href="http://behdashtravan.com/%db%b1%db%b7-%d8%ae%d8%b7%d8%a7%db%8c-%d8%b4%d9%86%d8%a7%d8%ae%d8%aa%db%8c-%da%a9%d8%a7%d8%b1%d8%a8%d8%b1%d8%af%db%8c/" target="_blank" rel="noopener">برچسب</a> دروغ‌گویی زد. تخیل و رؤیاپردازی می‌تواند نشانه‌ای از هوش سرشار کودک باشد.</p>
<p>اگر کودکتان به شما دروغ می‌گوید نباید او را با نام دروغ‌گو صدا کنید. برچسب دروغ‌گویی باعث می‌شود کودک در برابر شما حالت تدافعی بگیرد. برچسب زدن به کودک به‌جای آن‌که او را از دروغ‌گویی بازدارد او را به دروغ‌گویی جذب می‌کند.</p>
<h3>خونسرد باشید و تصمیم شتاب‌زده نگیرید</h3>
<p>اگر از کودکتان دروغ می‌شنوید خشمگین نشوید شتاب‌زده واکنش نشان ندهید. نخست تلاش کنید خونسردی خود را به‌دست بیاورید و در آرامش با کودکتان گفت‌وگو کنید تصمیم به تنبیه کردن کودک، به‌ویژه تنبیه جسمانی بزرگ‌ترین اشتباهی است که می‌تواند از سوی شما سر بزند.</p>
<h3>بگذارید فرزندتان احساس امنیت کند</h3>
<p>گاهی کودکان راستی و حقیقت را پنهان می‌کنند چون بر این باورند که شنیدن حقیقت از سوی پدر و مادر آن‌ها را خشمگین می‌کند و تنبیه به دنبال دارد. تلاش کنید به کودکتان اطمینان دهید که با راست‌گویی، خشم شما برانگیخته نمی‌شود و او ایمن خواهد بود. اگر کودک بداند که با راست‌گویی، تنبیه و سرزنش نمی‌شود از دروغ پرهیز می‌کند.</p>
<h3>الگوی خوبی برای کودک باشید</h3>
<p>همان‌گونه که گفتم کودکان دروغ‌گویی را از پدر و مادرشان نیز می‌آموزند تلاش کنید الگوی خوبی برای فرزندتان باشید. از او نخواهید که به دیگران دروغ بگوید. به او و دیگران دروغ نگویید. نخستین الگوی هر کودکی پدر و مادرش است رفتار درست شما کودکتان را راست‌گو خواهد کرد.</p>
<h3>فرزندتان را به راست‌گویی تشویق کنید</h3>
<p>شنیدن یک حقیقت تلخ بهتر از یک دروغ شیرین است. کودکتان را به راست‌گویی تشویق کنید. اگر کار نادرستی از او سر زده است و به شما حقیقت را می‌گوید؛ با لبخند از او به خاطر این‌که راست گفته است سپاس‌گزاری کنید و به او کمک کنید تا مشکلی که پیش آمده را برطرف کند. شما با این کار شجاعت راست‌گویی را به کودکتان می‌دهید.</p>
<h3>با کودک دروغ‌گو منطقی گفت‌وگو کنید</h3>
<p>با کودکتان گفت‌وگو کنید به او بگویید که دروغ گفتن تأثیر مثبتی نخواهد داشت؛ حقیقت هرگز پنهان نمی‌ماند و هنگامی‌که دروغ آشکار شود احساس بی‌اعتمادی پدید می‌آید. از او بخواهید که راست‌گو باشد و به‌جای دروغ گفتن تلاش کند که رفتار نادرستی که از او سر زده است را در اندازه‌ی توانش جبران کند.</p>
<h3>از روان‌شناس کودک کمک بگیرید</h3>
<p>اگر راهکارهایی که گفته شد روی کودک تأثیر مثبت نداشت می‌توانید از روان‌شناس کودک کمک بگیرید. یک روان‌شناس باتجربه و آگاه می‌تواند به بررسی و ریشه‌یابی دلایل دروغ‌گویی کودک بپردازد و درمان مؤثری برای این رفتار انجام دهد. گاهی دلیل دروغ‌گویی کودک پیچیده‌تر از این‌هاست. انسان جانداری پیچیده است و در برخورد با شرایط یکسان، واکنش‌های گوناگونی از خود نشان می‌دهد پس اگر خودتان نتوانستید به فرزندتان کمک کنید از روان‌شناسی که در این زمینه توانایی و مهارت دارد کمک بگیرید.</p>
<h2>منبع</h2>
<p><a href="http://mrpsychologist.com/why-kids-tell-lies-and-what-to-do-about-it/" target="_blank" rel="nofollow noopener">آقای روان‌شناس</a></p>
<p>The post <a href="https://behdashtravan.com/%da%a9%d9%88%d8%af%da%a9-%d8%af%d8%b1%d9%88%d8%ba%e2%80%8c%da%af%d9%88/">کودک دروغ‌گو</a> appeared first on <a href="https://behdashtravan.com">مجله تخصصی روانشناسی بهداشت روان</a>.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://behdashtravan.com/%da%a9%d9%88%d8%af%da%a9-%d8%af%d8%b1%d9%88%d8%ba%e2%80%8c%da%af%d9%88/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>موبایل برای کودک</title>
		<link>https://behdashtravan.com/%d9%85%d9%88%d8%a8%d8%a7%db%8c%d9%84-%d8%a8%d8%b1%d8%a7%db%8c-%da%a9%d9%88%d8%af%da%a9/</link>
					<comments>https://behdashtravan.com/%d9%85%d9%88%d8%a8%d8%a7%db%8c%d9%84-%d8%a8%d8%b1%d8%a7%db%8c-%da%a9%d9%88%d8%af%da%a9/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[بهروز هاشمی]]></dc:creator>
		<pubDate>Sun, 31 Mar 2019 10:30:31 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[بهداشت روان]]></category>
		<category><![CDATA[فرزندپروری و رشد]]></category>
		<category><![CDATA[تلفن همراه برای کودک]]></category>
		<category><![CDATA[رشد]]></category>
		<category><![CDATA[فرزندپروری]]></category>
		<category><![CDATA[مراحل رشدی]]></category>
		<category><![CDATA[مرحله رشدی]]></category>
		<category><![CDATA[موبایل و کودک]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://behdashtravan.com/?p=5072</guid>

					<description><![CDATA[<p>موبایل برای کودک آیا کودکان می‌توانند موبایل داشته باشند؟ آیا داشتن موبایل برای کودک زیان‌آور نیست؟ کودکان از چه سنی می‌توانند موبایل داشته باشند؟ این‌ها پرسش‌هایی است که بسیاری از پدران و مادران از من می‌پرسند. روشن است که پدران و مادران نگران فرزندانشان هستند آن‌ها نگران‌اند که موبایل تأثیر بدی در شخصیت یا رفتار &#8230;</p>
<p>The post <a href="https://behdashtravan.com/%d9%85%d9%88%d8%a8%d8%a7%db%8c%d9%84-%d8%a8%d8%b1%d8%a7%db%8c-%da%a9%d9%88%d8%af%da%a9/">موبایل برای کودک</a> appeared first on <a href="https://behdashtravan.com">مجله تخصصی روانشناسی بهداشت روان</a>.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>موبایل برای کودک</h2>
<p>آیا کودکان می‌توانند موبایل داشته باشند؟ آیا داشتن موبایل برای کودک زیان‌آور نیست؟ کودکان از چه سنی می‌توانند موبایل داشته باشند؟ این‌ها پرسش‌هایی است که بسیاری از پدران و مادران از من می‌پرسند. روشن است که پدران و مادران نگران فرزندانشان هستند آن‌ها نگران‌اند که موبایل تأثیر بدی در شخصیت یا رفتار فرزندشان داشته باشد. همان‌گونه که می‌دانید فناوری‌ها برای این ساخته شده‌اند که زندگی ما را بهتر کنند پس برای ما سودمند هستند اما اگر به‌درستی از آن‌ها بهره نگیریم زیان‌هایی را به دنبال خواهند داشت.</p>
<h2>زیان و ضررهای  کار با موبایل برای کودک</h2>
<p>بگذارید به روزگاری بازگردیم که هنوز موبایل‌های هوشمند ساخته نشده بودند و راه گفت‌وگوی مردم با یک‌دیگر تلفن‌های خانگی یا نامه‌نگاری بود. در آن روزگار مردم ناچار بودند که شماره تلفن دوستانشان را در دفترچه‌ای یادداشت کنند و شماره‌های مهم را به یاد بسپارند.</p>
<p>اکنون از خود بپرسید چند شماره‌ی تلفن از دوستان و نزدیکانتان را به یاد می‌آورید؟ آیا می‌توانید ۱۰ شماره‌ی موبایل یا تلفن را به یاد بیاورید؟</p>
<p>بیش‌تر کسانی که من از آن‌ها این پرسش را پرسیدم گفتند که نمی‌توانند شماره‌ها را به یاد بیاورند و بدون موبایلشان توان پیدا کردن شماره‌ها را ندارند. ما با بحران بزرگی روبه‌رو هستیم نسل امروز در برابر نسل‌های پیشین حافظه‌ای کندتر و ضعیف دارد که توانایی انجام بسیاری از کارها را بدون فناوری ندارد. بهره‌گیری از فناوری زندگی انسان را آسان می‌کند اما این آسان شدن نباید به معنای نابودی اندیشیدن و به یاد سپردن باشد.</p>
<p>برخی از پدران و مادران برای کودکان خردسالشان تبلت یا موبایل خریداری می‌کنند و به کودکی ۴ ساله این اجازه را می‌دهند که ساعت‌ها با تبلت یا موبایل کار کند. یا برای فرزندشان موبایل می‌خرند تا از خانه بیرون نرود و به‌جای آن در خانه بازی کند. کودکان نیازمند جنب‌وجوش و تحرک هستند آن‌ها در سنین نخست زندگی‌شان باید به کشف جهان پیرامونشان بپردازند.</p>
<p>در این سن، کار با فناوری‌هایی مانند موبایل و تبلت بزرگ‌ترین ضربه را به کودکان می‌زند. بهره‌گیری از موبایل در سنین کودکی می‌تواند کودک را به موبایل وابسته کند و او را از انجام دیگر کارها مانند درس خواندن و بازی کردن جسمانی (فوتبال، عروسک‌بازی، رفتن به شهربازی و …) باز دارد. کودکانی که به موبایل وابسته هستند از انجام بازی‌های جسمانی خودداری می‌کنند و دوست دارند در گوشه‌ای تنها بنشینند و کسی به آن‌ها کاری نداشته باشد. موبایل‌های هوشمند جذابیت‌های فراوانی برای کودکان دارند. با یک موبایل هوشمند می‌توان ساعت‌ها بازی کرد با دوستان چت کرد فیلم و عکس گرفت یا به گشت‌وگذار در اینترنت پرداخت.</p>
<p>اینترنت فضایی آزاد است که هرکسی می‌تواند به داده‌ها و اطلاعات گوناگون دسترسی پیدا کند. سال‌هاست که شرکت‌های بزرگ مانند گوگل و فیس‌بوک در تلاش‌اند تا از نمایش محتوای نامناسب به کودکان و کسانی که زیر سن قانونی هستند جلوگیری کنند اما هنوز هم کودکان به‌سادگی می‌توانند به محتوای نامناسب دسترسی داشته باشند. دسترسی کودکان به محتوای نامناسب سنی، اثرات زیان‌باری روی رفتار و افکار کودک می‌گذارد. هم‌چنین گزارش‌های فراوانی درباره‌ی سو استفاده از کودکان در اینترنت تاکنون به دست آمده است.</p>
<h2>آیا کودکان نباید موبایل داشته باشند؟</h2>
<p>نه! کودکان به موبایل نیاز دارند. سودمندی فناوری‌ها بیش از زیان آن‌هاست. فناوری‌هایی مانند موبایل می‌توانند به رشد کودک کمک کنند به‌شرطی که کودکان به آن وابسته نشود و از انجام دیگر کارها بازنمانند. پس با راهنمایی و نظارت درست، می‌توانیم به کودکانمان این اجازه را بدهیم که از موبایل بهره بگیرند. پدر و مادرها از هنگامی‌که کودکان به رشد اخلاقی و فکری کافی رسیده باشند می‌توانند به فرزندشان اجازه دهند که موبایل شخصی داشته باشد.</p>
<h2>کودکان از چه سنی می‌توانند موبایل داشته باشند؟</h2>
<p>همان‌گونه که گفته شد رشد اخلاقی کودک یکی از عوامل مهم است و هنگامی‌که کودک به رشد اخلاقی رسید می‌تواند موبایل داشته باشد. بر پایه‌ی دیدگاه مراحل رشد اخلاقی لارنس کلبرگ، کودکان هنگامی‌که بتوانند از قوانین و هنجارهای اجتماعی پیروی کنند توانایی تشخیص خوب و بد را خواهند داشت. پس در این مرحله کودکان به قوانینی که پدران و مادران در بهره‌گیری از موبایل برای کودک ها می‌گذارند پایبند خواهند بود. در پاسخ به این پرسش که کودکان از چه سنی می‌توانند موبایل داشته باشند باید گفت که کودکان حداقل باید ۱۳ ساله باشند تا موبایل داشته باشند. اما داشتن موبایل به معنای دسترسی به همه‌چیز با موبایل نیست.</p>
<p>کار کردن با موبایل باید کنترل و محدود باشد به‌ویژه در کار کردن با اینترنت باید نظارت انجام شود. پدران و مادران باید برای کودکانشان قوانینی بگذارند تا فرزندانشان در کار با موبایل از آن پیروی کنند. برای نمونه به فرزندانتان بگویید اجازه ندارند پیش از انجام تکالیف مدرسه با موبایلشان کار کنند. اجازه ندارند موبایلشان را به مدرسه ببرند. اجازه ندارند بیش‌ازاندازه با موبایل کار کنند و ساعت کار با موبایل محدود باشد.</p>
<p>سوالات خود را از متخصصین<a href="http://behdashtravan.com" target="_blank" rel="noopener"> بهداشت روان</a> بپرسید.</p>
<h2>منبع</h2>
<p><a href="http://mrpsychologist.com/should-children-have-mobile-phones/" target="_blank" rel="nofollow noopener">آقای روان‌شناس</a></p>
<p>The post <a href="https://behdashtravan.com/%d9%85%d9%88%d8%a8%d8%a7%db%8c%d9%84-%d8%a8%d8%b1%d8%a7%db%8c-%da%a9%d9%88%d8%af%da%a9/">موبایل برای کودک</a> appeared first on <a href="https://behdashtravan.com">مجله تخصصی روانشناسی بهداشت روان</a>.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://behdashtravan.com/%d9%85%d9%88%d8%a8%d8%a7%db%8c%d9%84-%d8%a8%d8%b1%d8%a7%db%8c-%da%a9%d9%88%d8%af%da%a9/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>دوره رشدی نوجوانی</title>
		<link>https://behdashtravan.com/%d8%af%d9%88%d8%b1%d9%87-%d8%b1%d8%b4%d8%af%db%8c-%d9%86%d9%88%d8%ac%d9%88%d8%a7%d9%86%db%8c/</link>
					<comments>https://behdashtravan.com/%d8%af%d9%88%d8%b1%d9%87-%d8%b1%d8%b4%d8%af%db%8c-%d9%86%d9%88%d8%ac%d9%88%d8%a7%d9%86%db%8c/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[بهروز هاشمی]]></dc:creator>
		<pubDate>Tue, 12 Jun 2018 10:30:36 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[بهداشت روان]]></category>
		<category><![CDATA[سبک زندگی]]></category>
		<category><![CDATA[فرزندپروری و رشد]]></category>
		<category><![CDATA[دوره رشدی]]></category>
		<category><![CDATA[رشد]]></category>
		<category><![CDATA[سن بلوغ]]></category>
		<category><![CDATA[نوجوان]]></category>
		<category><![CDATA[نوجوانی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://behdashtravan.com/?p=3126</guid>

					<description><![CDATA[<p>به‌عنوان پدر و مادر یک نوجوان به‌احتمال‌زیاد جملاتی نظیر این را شنیده‌اید: «شما دارین زندگیمو خراب می‌کنین» یا «ازتون بدم میاد». این جملات شاید آن‌قدرها بد به نظر نرسند اما توجه داشته باشید که اگر با روانشناسی نوجوانان آشنا نباشیم و تغییرات مغزی آنها را که مسبب این انفجارهای رفتاری است نشناسیم ممکن است شاهد &#8230;</p>
<p>The post <a href="https://behdashtravan.com/%d8%af%d9%88%d8%b1%d9%87-%d8%b1%d8%b4%d8%af%db%8c-%d9%86%d9%88%d8%ac%d9%88%d8%a7%d9%86%db%8c/">دوره رشدی نوجوانی</a> appeared first on <a href="https://behdashtravan.com">مجله تخصصی روانشناسی بهداشت روان</a>.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>به‌عنوان پدر و مادر یک نوجوان به‌احتمال‌زیاد جملاتی نظیر این را شنیده‌اید: «شما دارین زندگیمو خراب می‌کنین» یا «ازتون بدم میاد». این جملات شاید آن‌قدرها بد به نظر نرسند اما توجه داشته باشید که اگر با روانشناسی نوجوانان آشنا نباشیم و تغییرات مغزی آنها را که مسبب این انفجارهای رفتاری است نشناسیم ممکن است شاهد رفتارهای به مراتب بدتری از جانب آنها باشیم. اگر می‌خواهید از تغییرات روانی دوران نوجوانی بیشتر بدانید در این مقاله با ما همراه شوید تا با بررسی روانشناسی نوجوانان به دانشمان درباره‌ی چرایی رفتار آنها و واکنشمان به‌عنوان پدر و مادر بیفزاییم.</p>
<p>از سری تحقیقات اخیر، مطالعه‌ای مهم از سوی مؤسسه‌ی مکس پلانک واقع در آلمان است که می‌گوید مغز نوجوانان بین سنین ۱۳ تا ۱۷ سال، درست مانند آنچه پیش‌ازاین در سنین نوپایی تجربه کرده‌اند، دستخوش بازسازی می‌شود. مسئله این است که نوجوانان در این بازه‌ی زمانی که دومین مرتبه‌ی تغییرِ مغزی آنهاست، تقریباً هم‌قدوقواره‌ی شما هستند و زبان تندی هم دارند، این شرایط مدیریت این تغییر را نسبت به قبل دشوارتر می‌کند. البته اینکه آنها تکانه‌هایی را تجربه می‌کنند که شباهت با تکانه‌های نوپایان دارد به این معنا نیست که باید مانند کودک نوپا با آنها برخورد کنید.</p>
<p>وقتی به‌عنوان نویسنده‌ی حوزه‌ی پرورش فرزندان به تصویرِ کلیِ <a href="http://behdashtravan.com/%d8%b3%d9%84%d8%a7%d9%85%d8%aa%db%8c-%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86/" target="_blank" rel="noopener">سلامت روانی</a> آنها نگاه می‌کنم، این نکته به ذهنم خطور می‌کند که در برهه‌ی نوجوانی که فرزندانمان بیشتر از هر وقت دیگر به ما نیاز دارند ممکن است با رفتار نامناسب ارتباطمان را با آنها از دست بدهیم. بنابراین اگر می‌خواهید بدانید که چه‌کارهایی را نباید در قبال فرزندان نوجوانتان انجام بدهید پنج روش از روانشناسی نوجوانان را با شما در میان می‌گذاریم که بی‌بروبرگرد بتوانید از رابطه‌ای که با او دارید محافظت کنید، و از روی ناآگاهی کارهایی انجام ندهید که به تلاطم این دوران دامن بزند.</p>
<h1>به فرزندمان چه بگوییم و چه نگوییم؟</h1>
<h2>۱. نپرسید: «چته؟»</h2>
<p>اشکالی در این سؤال وجود ندارد، به‌شرط آنکه هدف از آن فهمیدن مشکلی باشد که نوجوان با آن مواجه است. اما استفاده از این سؤال و لحنی که معمولاً با آن ادا می‌شود خیلی بیشتر از آنچه بتوان گفت مناسب است، ناشی از فورانِ ناسنجیده‌ی خشمِ پدر و مادری است که شکیبایی خود را از دست داده‌اند.</p>
<p>بدتر از این پیامی است که چنین سؤالی به همراه خود منتقل می‌کند، اینکه شما فکر می‌کنید عیب و نقصی اساسی درباره‌ی فرزندتان وجود دارد که هرگز قرار نیست تغییر بکند.</p>
<p>اما واقعاً مشکل نوجوانان چیست؟ قشر پیشانی مغز، که مسئول کنترل تکانه‌ها، استدلال منطقی و برنامه‌ریزی است، آخرین بخشی است که در سنین پس از کودکی مجدداً بازسازی می‌شود.</p>
<p>در زمانی که این تنظیم مجدد در حال انجام است، مسیرهای تصمیم‌گیری مغز یک بار دیگر به سمت آمیگدال هدایت می‌شوند. آمیگدال بخش آغازینی از مغز است و به تهدیدهای ادراک‌شده توسط فرد به‌صورت آنی و احساسی پاسخ می‌دهد.</p>
<p>دکتر فرنسس جنسن (Frances Jensen)، عصب‌شناس و نویسنده‌ی کتاب مغز نوجوانان می‌گوید: «وقتی بدانید لُب پیشانی مغز، که مسئول قضاوت، کنترل تکانه‌ها، خلق‌وخو و احساسات است، آخرین بخشی است که به پیشرفت نهایی خود می‌رسد، حال و هوای نوجوانی بسیار بیشتر منطقی به نظر خواهد رسید.»</p>
<p>بنابراین مغز نوجوان هنوز نمی‌داند که چطور باید خودش را تنظیم کند. نوجوانان مثل ماشین‌های فِراری با ترمزی ضعیف هستند؛ یعنی احساساتی شدید اما کنترلِ ضعیفی روی آنها دارند.</p>
<p>شاید فکر کنید که چه فرقی می‌کند؟ نوجوانان به‌هرحال هیچ‌وقت حرف گوش نمی‌دهند، اما برعکس، آنها حساسیت فوق‌العاده زیادی نسبت به نظرات ما درباره‌ی خودشان پیدا می‌کنند. وانمود به اینکه به حرف‌های ما اهمیت نمی‌دهند از این واقعیت ناشی می‌شود که می‌خواهند از این آسیب‌پذیریِ خود محافظت کنند (نوعی مکانیسم دفاعی).</p>
<p>دریافت چنین پیام‌های ناامیدکننده‌ای (مانند این سؤال که «چته؟») از سوی پدر و مادر که انتظار می‌رود بیشترین محبت را به او نشان بدهند می‌تواند زخم‌های عمیقِ روحی در نوجوانِ سردرگم ایجاد کند.</p>
<p>این پیام‌های پدر و مادر در نوجوان درونی می‌شود و به خودخوری‌های ناخوشایند در او تبدیل می‌گردد. وقتی این صداها در مغز منعطف نوجوان جا خوش کند خاموش کردن آنها کار دشواری خواهد بود، علاوه بر این‌که مسیرهایی را در مغز او به جای می‌گذارد که سلامت روانی آینده‌ی نوجوان را تحت تأثیر منفی قرار می‌دهد.</p>
<p>در عوض، هدیه‌ای ارزشمند که می‌توانید در این سن به نوجوانتان بدهید، علاوه بر درک اتفاقاتی که در مغز او در جریان است مفهومی است با نام «نگرش رشد».</p>
<p>رویکرد نگرش رشد که استاد روانشناسی دانشگاه استنفورد، کرول دواک (Carole Dweck)، آن را مطرح کرده است به زبان ساده یعنی هیچ ویژگی منفی‌ای وجود ندارد که تغییرناپذیر و قطعی باشد، و اینکه همه‌ی انسان‌ها می‌توانند متحول بشوند و تغییر کنند. آخرین مطالعات علمی انجام‌شده روی مغز نوجوانان اثبات می‌کند که نگرش رشد کاملاً در مورد آنها مصداق دارد.</p>
<h2>۲. صدایتان را بالا نبرید</h2>
<p>بااین‌حال که سعی می‌کنیم صدایمان را بر سر کودکان بلند نکنیم، چون با این کار احساس قلدری به ما دست می‌دهد، اغلب وقتی اندازه‌ی جسمی فرزندمان به خودمان نزدیک‌تر می‌شود گرایش داریم با صدای بلندتری با او حرف بزنیم. کاملاً از کوره در رفتن می‌تواند ساده‌ترین، یا شاید تنها راه ممکن، برای این باشد که به نوجوان نشان بدهید مشکلی وجود دارد. در مواقع این چنینی «مغز خزنده» ی ما که غرایز اولیه‌ی جنگ یا گریز را به راه می‌اندازد کنترل را به دست می‌گیرد بدون اینکه فرایندهای پیچیده‌تر شناختی که شانس تعدیل افکارمان را فراهم می‌آورند به کار برده باشیم.</p>
<p>در چنین مواقعی است که حرفی می‌زنیم که بعداً از گفتنش پشیمان می‌شویم، اغلب در مورد رفتار فرزندانمان کلی‌گویی‌های مخربی انجام می‌دهیم، چیزی که آنها فرار از آن را ناممکن می‌بینند.</p>
<p>اما اجازه بدهید که خانه پناهگاه امنی باشد که نوجوانان از فشارهای دنیای بیرون برای آرام شدن و بازیابی انرژی‌شان به آن پناه می‌آورند.</p>
<p>از این گذشته با این کار به مغز تأثیرپذیر نوجوان یاد می‌دهید که فریاد زدن پاسخ مناسبی است، و چرخه‌ی یک واکنش منفی را به راه می‌اندازید و این یعنی کسی که در معرض فریاد قرار خواهد گرفت نهایتاً خودتان هستید. در واقع طبق تحقیق چاپ شده در مجله‌ی رشد کودک (Child Development) نوجوانان ۱۳ ساله‌ای که تحت تربیت سخت‌گیرانه‌ی کلامی والدین قرار داشتند در ۱۴ سالگی نشانه‌های افسردگی بیشتری را بروز می‌دادند. این نوجوانان همچنین نشانه‌های بیشتری از رفتار نامناسب مانند پرخاشگری و خشم داشتند.</p>
<h2>۳. نقش راهنمای شغلی فرزندتان را بازی نکنید</h2>
<p>وقتی کودکان دبستان را پشت سر می‌گذارند اغلب پدر و مادرها نگران آماده‌سازی آنها برای کنکور می‌شوند، تقریباً به‌طور دائم به آنها «گیر» می‌دهند. اما به این فکر کنید که اگر هر شب وقتی به خانه می‌رسیدید رئیستان آماده بود تا بابت عملکردتان شما را مؤاخذه کند، چه احساسی پیدا می‌کردید.</p>
<p>ما گمان می‌کنیم که نقش مربی فرزندانمان را بر عهده داریم، برای خودمان این حق را قائل هستیم که دائما آنها را با پیشنهادهایی راجع به انجامِ بهترِ کارها بمباران کنیم.</p>
<p>صدمه‌ی ناشی از تهییج آنها برای تلاش بیشتر و انجام کار بهتر می‌تواند به روابط ما با نوجوان آسیب طولانی‌مدت بزند. در مطالعه‌ای معلوم شد دانش‌آموزانی که بر حسب خوب عمل کردنشان محبتِ مشروط می‌گرفتند زمانی که وارد بزرگ‌سالی می‌شدند بیشتر احتمال داشت که محبت‌کنندگان مشروط را پس بزنند.</p>
<p>حتی وقتی این کودکان عملکرد خوبی داشتند، رضایت شخصی‌شان زودگذر بود و اغلب احساس شرمندگی، گناه و <a href="http://behdashtravan.com/%d8%b9%d8%b2%d8%aa%e2%80%8c%d9%86%d9%81%d8%b3-%db%8c%d8%a7-%d8%ae%d9%88%d8%af%d9%be%d8%b0%db%8c%d8%b1%db%8c-%d9%86%d8%a7%d9%85%d8%b4%d8%b1%d9%88%d8%b7/" target="_blank" rel="noopener">کم‌ارزشی</a> داشتند؛ حتی بعدها به‌عنوان یک بزرگ‌سال.</p>
<p>پس در عوض خانه را به محلی امن تبدیل کنید که نوجوان بتواند از فشارهای دنیای بیرون برای استراحت و بازیابی نیرویش به آن مراجعه کند.</p>
<h2>۴. نوجوان را به حال خود رها نکنید</h2>
<p>با وارد شدن کودکان به سال‌های نوجوانی و آن‌طور که به نظرِ ما می‌رسد میلِ آنها به تنهایی، مرتکب بزرگ‌ترین اشتباه می‌شویم و تنهایشان می‌گذاریم.</p>
<p>هر چه باشد وقتی نوجوانی گستاخ که مثل یک موجود خطرناک در اطراف می‌گردد و به دنبال دردسر است راهیِ اتاقش می‌شود می‌توانید نفس راحتی بکشید. اما اگر اجازه بدهید فاصله‌ی میان شما و نوجوانتان زیاد شود نمی‌توانید در زمان لازم که بیشتر از هر وقت در خطر مسائلی مانند افسردگی، اعتیاد به اینترنت، اختلالات خوردن و آسیب زدن به خودش قرار می‌گیرد به کمک او بروید.</p>
<p>هر چه زمان کمتری با آنها بگذرانید آنها بیشتر احساس «غریبگی» خواهند کرد و رفتارهایشان بدتر خواهد شد. اگر احساس می‌کنید که دیواری میان شما و نوجوانتان کشیده شده است زمان این فرا رسیده که دیوار را پایین بیاورید.</p>
<p>چه با پیاده‌روی در پارک محله، چه با رفتن به کافی‌شاپ و خوردن یک قهوه، فرجه‌هایی منظم برای وقت‌گذرانی دو نفره با نوجوان کنار بگذارید، بی‌هیچ انتظار متقابلی یا هیچ اشاره‌ای برای تشویق او به انجام کاری.</p>
<p>وقتی برای اولین بار این درخواست را مطرح کنید احتمالاً اشتیاق نوجوان شما برای این کار درست به همان اندازه‌ای است که انگار از او بخواهید کف زمین را تی بکشد. استقامت به خرج بدهید. آنها از درون ممنون شما خواهند بود که دوباره می‌خواهید به خاطر خودشان با آنها رابطه برقرار کنید. اگر برای گذراندن وقت با نوجوانتان استمرار داشته باشید، خانه‌ی شما به مکانی شادتر و با استرس کمتر برای زندگی تبدیل می‌شود، و این اتفاق آن‌قدر زود رخ می‌دهد که شگفت‌زده خواهید شد.</p>
<h2>۵. هیچ‌وقت نگویید: «ما با پدر و مادرمون اینجوری حرف نمی‌زدیم.»</h2>
<p>هیچ‌چیز نیست که بیشتر از گستاخی آشکار فرزندان کاسه‌ی صبر پدرومادرها را لبریز کند. برای والدینی که خودشان در شرایطی پرورش پیدا کرده‌اند که هیچ نافرمانی‌ای تحمل نمی‌شده است و چاره‌ای جز پذیرش بدون چون‌وچرای قوانین خانه نداشته‌اند سخت است که مبارزه‌طلبی‌های نوجوان را تحمل کنند، زیرا خودشان هیچ‌گاه فضایی برای ابراز مخالفت نداشته‌اند. گاهی در اصل ارتباط این پدرومادرها در سنین نوجوانی‌شان با والدین خود به حدی رسمی و محدود بوده است که درست مانند یک مهمانی فقط بهترین رفتارها امکان بروز داشته‌اند. بنابراین طبیعی است که چنین مکالماتی که امروزه شاهد آن هستیم در دنیای دیروز آن‌قدر امکان بروز نداشته‌اند.</p>
<p>هرچند برای این‌که چرا نباید فوران‌های احساسی نوجوانان را به‌عنوان پدر و مادر به خودمان بگیریم دلیلی علمی هم وجود دارد. تحقیق مؤسسه‌ی مکس پلانک در آلمان نشان می‌دهد دلیل این همه اختلاف و اصطکاکی که در رابطه‌ی نوجوانان با والدین وجود دارد این است که مغز آنها هنوز قابلیت شکیبایی را به دست نیاورده است. محققان متوجه شده‌اند که نوجوانان، بسیاری از رفتارهایشان را بر پایه‌ی لذت آنی و بر اساس اینجا و اکنون -و نه آینده- بروز می‌دهند. در مغز نوجوانان هنوز ارتباطات تکامل‌یافته بین سلول‌های مغزی برای تصمیم‌گیری، گسترش نیافته است.</p>
<p>البته لازم نیست که چون آنها با تکانه‌هایی روبه‌رو هستند که یک کودک نوپا آن را تجربه می‌کند با آنها مثل یک کودک رفتار کنید.</p>
<p>اما با در دست داشتن این اطلاعاتِ پایه‌ای از روانشناسی نوجوانان می‌توانید آرامشتان را حفظ کنید. علاوه بر این مطمئن شوید که نوجوان برای به چالش کشیدن حدومرزهایش در مقابل شما، به اندازه‌ی کافی احساس راحتی می‌کند.</p>
<p>به جای اینکه در مقابله با رفتار زننده‌ی او از کوره در بروید، اگر وقتی نوجوان رفتاری مؤدبانه دارد تشویقش کنید نتایج بهتری می‌گیرید.</p>
<h2>منبع</h2>
<p><a href="https://www.chetor.com/46751-%D8%B1%D9%88%D8%A7%D9%86%D8%B4%D9%86%D8%A7%D8%B3%DB%8C-%D9%86%D9%88%D8%AC%D9%88%D8%A7%D9%86%D8%A7%D9%86/" target="_blank" rel="nofollow noopener">چطور</a><br />
<strong>برگرفته از: <a href="http://www.telegraph.co.uk/news/health/children/11739219/Revealed-Inside-the-mind-of-a-teenager.html" target="_blank" rel="noopener">telegraph</a></strong></p>
<p>The post <a href="https://behdashtravan.com/%d8%af%d9%88%d8%b1%d9%87-%d8%b1%d8%b4%d8%af%db%8c-%d9%86%d9%88%d8%ac%d9%88%d8%a7%d9%86%db%8c/">دوره رشدی نوجوانی</a> appeared first on <a href="https://behdashtravan.com">مجله تخصصی روانشناسی بهداشت روان</a>.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://behdashtravan.com/%d8%af%d9%88%d8%b1%d9%87-%d8%b1%d8%b4%d8%af%db%8c-%d9%86%d9%88%d8%ac%d9%88%d8%a7%d9%86%db%8c/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
	</channel>
</rss>
