<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	>

<channel>
	<title>مقالات خودشکوفایی | مجله تخصصی روانشناسی بهداشت روان</title>
	<atom:link href="https://behdashtravan.com/tag/%D8%AE%D9%88%D8%AF%D8%B4%DA%A9%D9%88%D9%81%D8%A7%DB%8C%DB%8C/feed/" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>https://behdashtravan.com/tag/خودشکوفایی/</link>
	<description></description>
	<lastBuildDate>Sun, 12 May 2019 08:10:12 +0000</lastBuildDate>
	<language>fa-IR</language>
	<sy:updatePeriod>
	hourly	</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>
	1	</sy:updateFrequency>
	<generator>https://wordpress.org/?v=6.8.2</generator>

<image>
	<url>https://behdashtravan.com/wp-content/uploads/2017/09/cropped-logo-32x32.png</url>
	<title>مقالات خودشکوفایی | مجله تخصصی روانشناسی بهداشت روان</title>
	<link>https://behdashtravan.com/tag/خودشکوفایی/</link>
	<width>32</width>
	<height>32</height>
</image> 
	<item>
		<title>مدیریت زمان</title>
		<link>https://behdashtravan.com/%d9%85%d8%af%db%8c%d8%b1%db%8c%d8%aa-%d8%b2%d9%85%d8%a7%d9%86/</link>
					<comments>https://behdashtravan.com/%d9%85%d8%af%db%8c%d8%b1%db%8c%d8%aa-%d8%b2%d9%85%d8%a7%d9%86/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[بهروز هاشمی]]></dc:creator>
		<pubDate>Tue, 14 May 2019 10:30:41 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[ارتقاء سلامت روان]]></category>
		<category><![CDATA[بهداشت روان]]></category>
		<category><![CDATA[خودشکوفایی و عزت نفس]]></category>
		<category><![CDATA[سبک زندگی]]></category>
		<category><![CDATA[اهمال‌کاری]]></category>
		<category><![CDATA[باور]]></category>
		<category><![CDATA[بهره‌وری]]></category>
		<category><![CDATA[خودشکوفایی]]></category>
		<category><![CDATA[قانون کنترل]]></category>
		<category><![CDATA[مدیریت زمان]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://behdashtravan.com/?p=4905</guid>

					<description><![CDATA[<p>مدیریت زمان شاید تا به حال از روش‌ها و تکنیک‌های مدیریت زمان زیاد استفاده کرده باشید ولی نتیجه‌ای که دوست داشتید را نگرفته‌اید و احساس کرده‌اید زمانی که از تکنیک‌ها و روش‌های مدیریت زمان استفاده می‌کنید با زمان‌هایی که عادی کار می‌کنید تفاوت چندانی ندارد و برایتان سؤال شده باشد که آیا ایراد از تکنیک &#8230;</p>
<p>The post <a href="https://behdashtravan.com/%d9%85%d8%af%db%8c%d8%b1%db%8c%d8%aa-%d8%b2%d9%85%d8%a7%d9%86/">مدیریت زمان</a> appeared first on <a href="https://behdashtravan.com">مجله تخصصی روانشناسی بهداشت روان</a>.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>مدیریت زمان</h2>
<p>شاید تا به حال از روش‌ها و تکنیک‌های مدیریت زمان زیاد استفاده کرده باشید ولی نتیجه‌ای که دوست داشتید را نگرفته‌اید و احساس کرده‌اید زمانی که از تکنیک‌ها و روش‌های مدیریت زمان استفاده می‌کنید با زمان‌هایی که عادی کار می‌کنید تفاوت چندانی ندارد و برایتان سؤال شده باشد که آیا ایراد از تکنیک و روش‌های مدیریت زمان است؟ آیا شما خوب انجام نداده‌اید؟ روانشناسی مدیریت زمان به این می‌پردازد که:</p>
<p>نه تکنیک‌های افزایش بهره‌وری و مدیریتی زمان ایراد دارد و نه شما خوب انجام نداده‌اید بلکه یک مورد بسیار مهمی وجود دارد که اگر آن را نادیده بگیرید، بهترین تکنیک و روش‌های مدیریت زمان هم نمی‌توانند تأثیر چندانی روی کارایی و عملکرد شما داشته باشند. در ادامه به بخش‌هایی از کتاب مدیریت زمان برایان تریسی می‌پردازیم که این موضوع را به خوبی عنوان کرده است.</p>
<p>چرا مدیریت زمان اثر نمی‌کند؟<br />
چرا با اینکه از مدیریت زمان استفاده می‌کنیم عملکرد ما افزایش پیدا نمی‌کند؟</p>
<h2>روانشناسی مدیریت زمان</h2>
<p>تفکر و احساسی که نسبت به خود دارید تا حد زیادی تعیین‌کننده کیفیت زندگی‌تان است و هسته احساسی شخصیت شما عزت‌نفس است، یعنی میزانی که خودتان را دوست دارید. عزت‌نفس تا حد زیادی با روش استفاده شما از زندگی و زمان برای بهره‌برداری از همه توانتان، تعیین می‌شود.</p>
<p>روانشناسی به شما می‌گوید، وقتی به شکلی مؤثر کار می‌کنید، عزت‌نفستان افزایش می‌یابد و برعکس آن نیز صادق است. روی دیگر سکه عزت‌نفس «خودباوری» است، یعنی میزانی که خود را شایسته، توانمند، بهره‌ور، قادر به حل مشکلات، انجام کار و دستیابی به اهداف می‌دانید.</p>
<p>هرچه بیشتر احساس کنید که شایسته، توانمند و بهره‌ور هستید، عزت‌نفستان نیز افزایش می‌یابد. هر چه عزت‌نفستان بیشتر شود، بهره‌ورتر و توانمندتر خواهید شد. هر یک از این ویژگی‌ها از دیگری حمایت کرده و آن را تقویت می‌کند.</p>

		<div class="box info  aligncenter">
			<div class="box-inner-block">
				<span class="fa tie-shortcode-boxicon"></span>افرادی که زمان خود را به خوبی مدیریت می‌کنند، احساس مثبت و اعتمادبه‌نفس دارند و مسئول زندگی‌شان هستند.
			</div>
		</div>
	
<h2>قانون کنترل</h2>
<p>روانشناسی بر مبنای اصل ساده‌ای بنا شده که قانون کنترل نامیده می‌شود. بر اساس این قانون هنگامی نسبت به خود احساس خوبی دارید که بدانید کنترل زندگی‌تان را در دست دارید و هنگامی‌که احساس کنید کنترل کار و زندگی از دستتان خارج‌شده، احساسی منفی نسبت به خود خواهید داشت.</p>
<p>روانشناسان به تفاوت میان کنترل درونی، یعنی وقتی احساس می‌کنید بر سرنوشت خود تسلط دارید و کنترل بیرونی یعنی وقتی احساس می‌کنید تحت کنترل شرایط خارجی هستید، اشاره می‌کنند.</p>
<p>وقتی تحت کنترل عوامل بیرونی هستید، احساس می‌کنید که رئیس، چک‌ها، فشار کار و مسئولیت‌ها شما را کنترل می‌کنند، احساس می‌کنید که در زمانی محدود، کارهای فراوانی برای انجام دادن دارید و اینکه واقعاً مسئولیت زمان و زندگی از دستتان خارج شده است، اغلب کارهایی که ساعات متمادی انجام می‌دهید، واکنش و پاسخی به رویدادهای بیرونی است.</p>
<p>میان عمل قاطعانه و هدف محور و عکس‌العملی که پاسخی سریع به فشار بیرونی است، تفاوت زیادی وجود دارد. در واقع همان تفاوت میان احساس مثبت کنترل داشتن بر زندگی و احساس منفی استرس و تحت فشار بودن است. برای اینکه بهترین عملکرد را داشته باشید، باید عمیقاً احساس کنید که بر حوزه‌های مهم کسب‌وکار و زندگی شخصی خود کنترل دارید، مدیریت زمان یعنی اینکه احساس کنید که کنترل کار و زندگی‌تان را در دست دارید.</p>
<h2>افکار و احساسات شما</h2>
<p>در اصطلاح روانشناسی  هر شخص خودانگاره ای دارد. یک برنامه درونی که رفتار او را در همه حوزه‌های مهم زندگی تعیین می‌کند. افرادی که با کمک مدیریت زمان، خودانگاره خوبی دارند، دیدگاه و تفکرشان درباره خود این است که بسیار منظم و بهره‌ور هستند، آنها مسئولیت کامل زندگی و کارشان را بر عهده دارند.</p>
<p>خودانگاره از همه ایده‌ها، اَشکال، تصاویر و به خصوص باورهای شما درباره خودتان به ویژه روشی که برای مدیریت زمان دارید، تشکیل می‌شود، بعضی افراد خود را بسیار منظم و کارا می‌دانند، دیگران دائم احساس می‌کنند که در خواسته‌های سایر افراد و شرایط غرق شده‌اند.</p>
<h2>باورها به واقعیت تبدیل می‌شوند</h2>
<ul>
<li>باور شما درباره خود و توانایی‌تان برای مدیریت زمان چیست؟</li>
<li>آیا خود را یک مدیر زمان بسیار کارا و مؤثر می‌دانید؟</li>
<li>آیا فکر می‌کنید که بهره‌وری بالا و کنترل کاملی بر زندگی و کارتان دارید؟</li>
</ul>
<p>باورتان هرچه باشد، مثلاً اگر خود را یک مدیر زمان عالی بدانید، به طور طبیعی همان کارهایی را انجام می‌دهید که با آن باور سازگارند.</p>
<p>از آنجا که خودانگاره باعث می‌شود همواره تلاش کنید تا بین دیدی که در درون نسبت به خود دارید و عملکرد بیرونی‌تان سازگاری ایجاد کنید، اگر باور داشته باشید که زمان خود را به خوبی مدیریت می‌کنید، مدیر زمان خوبی خواهید بود.</p>

		<div class="box info  aligncenter">
			<div class="box-inner-block">
				<span class="fa tie-shortcode-boxicon"></span>اگر باورهایتان را درباره میزان اثربخشی و کارایی خود تغییر ندهید، توانایی‌تان در مدیریت زمان هم تغییر نمی‌کند.
			</div>
		</div>
	
<p>می‌توانید در همه کلاس‌های مدیریت زمان شرکت کنید، همه کتاب‌های موجود در حوزه روانشناسی مدیریت زمان را بخوانید و سیستم‌های مختلف را امتحان کنید، اما اگر باور داشته باشید که در مدیریت زمان ضعیف هستید، هیچ یک از آنها کمکی به شما نمی‌کند. اگر عادت داشته باشید که دیر به جلسات و قرار ملاقات‌ها برسید، یا باور داشته باشید که فرد نامنظمی هستید، آن عادت‌ها به رفتار خودکارتان تبدیل می‌شود. اگر باورهایتان را درباره میزان اثربخشی و کارایی خود تغییر ندهید، توانایی‌تان در مدیریت زمان هم تغییر نمی‌کند.</p>
<p>روانشناسی بهره‌وری زمان می‌گوید که نگرش شما نسبت به خودتان روی عملکرد و مدیریت زمان شما تأثیر مستقیم می‌گذارد، اگر باور دارید مدیریت زمانتان خوب است، این باور به صورت ناخودآگاه روی مدیریت زمان شما تأثیر و البته عکس این قضیه هم صادق است، بنابراین به جای اینکه فقط روی یادگیری تکنیک‌ها، کار با ابزارها و موارد دیگر مدیریت زمان وقت بگذارید، بهتر است بخشی از آن را به اصلاح باور اشتباه یا به ایجاد باور صحیح در مورد مدیریت زمان اختصاص دهید.</p>

		<div class="box info  aligncenter">
			<div class="box-inner-block">
				<span class="fa tie-shortcode-boxicon"></span>روانشناسی بهره‌وری می‌گوید که نگرش شما نسبت به خودتان روی عملکرد و مدیریت زمان شما تأثیر مستقیم می‌گذارد.
			</div>
		</div>
	
<p>نظرات و سوالات خود را برای <a href="http://behdashtravan.com" target="_blank" rel="noopener">بهداشت روان</a> ارسال کنید.</p>
<h2>منبع</h2>
<p><a href="http://modirehadaf.com/روانشناسی-مدیریت-زمان/" target="_blank" rel="nofollow noopener">مدیر هدف</a></p>
<p>برگرفته از کتاب مدیریت زمان برایان تریسی</p>
<p>The post <a href="https://behdashtravan.com/%d9%85%d8%af%db%8c%d8%b1%db%8c%d8%aa-%d8%b2%d9%85%d8%a7%d9%86/">مدیریت زمان</a> appeared first on <a href="https://behdashtravan.com">مجله تخصصی روانشناسی بهداشت روان</a>.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://behdashtravan.com/%d9%85%d8%af%db%8c%d8%b1%db%8c%d8%aa-%d8%b2%d9%85%d8%a7%d9%86/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>انگیزه</title>
		<link>https://behdashtravan.com/%d8%a7%d9%86%da%af%db%8c%d8%b2%d9%87/</link>
					<comments>https://behdashtravan.com/%d8%a7%d9%86%da%af%db%8c%d8%b2%d9%87/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[بهروز هاشمی]]></dc:creator>
		<pubDate>Sun, 12 May 2019 10:30:45 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[ارتقاء سلامت روان]]></category>
		<category><![CDATA[بهداشت روان]]></category>
		<category><![CDATA[خودشکوفایی و عزت نفس]]></category>
		<category><![CDATA[سبک زندگی]]></category>
		<category><![CDATA[انگیزش]]></category>
		<category><![CDATA[انگیزه]]></category>
		<category><![CDATA[انگیزه بیرونی]]></category>
		<category><![CDATA[انگیزه درونی]]></category>
		<category><![CDATA[خودشکوفایی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://behdashtravan.com/?p=4931</guid>

					<description><![CDATA[<p>انگیزه درونی و بیرونی نیازها حالت‌های انگیزشی را در ما به وجود می‌آورند. اما مشاهده علیتی رفتار روزمره، حاکی است که گاهی نیازهای ما خاموش هستند، یا حداقل جایی در گوشه هشیاری ما قرار دارند. افراد همیشه انگیزش خودشان را از درون ایجاد نمی‌کنند، بلکه گاهی منفعل می‌شوند و به محیط چشم می‌دوزند تا برای &#8230;</p>
<p>The post <a href="https://behdashtravan.com/%d8%a7%d9%86%da%af%db%8c%d8%b2%d9%87/">انگیزه</a> appeared first on <a href="https://behdashtravan.com">مجله تخصصی روانشناسی بهداشت روان</a>.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>انگیزه درونی و بیرونی</h2>
<p>نیازها حالت‌های انگیزشی را در ما به وجود می‌آورند. اما مشاهده علیتی رفتار روزمره، حاکی است که گاهی نیازهای ما خاموش هستند، یا حداقل جایی در گوشه هشیاری ما قرار دارند. افراد همیشه انگیزش خودشان را از درون ایجاد نمی‌کنند، بلکه گاهی منفعل می‌شوند و به محیط چشم می‌دوزند تا برای آنها انگیزش تأمین کند.</p>
<h2>انگیزش درونی</h2>
<p>انگیزش درونی، گرایش فطری پرداختن به تمایلات و به کار بردن توانایی‌ها و در انجام این کار، جستجو کردن چالش‌های بهینه و تسلط یافتن بر آنهاست. انگیزش درونی به طور خودانگیخته از نیازهای روان‌شناختی، کنجکاوی، و تلاش‌های فطری برای رشد، حاصل می‌شود. وقتی افراد به صورت درونی با انگیزه می‌شوند، به خاطر علاقه، احساس چالشی که فعالیت خاصی ایجاد می‌کند، و به خاطر لذتی که از آن می‌برند، رفتار می‌کنند. این رفتار به صورت خودانگیخته، نه به دلیل وسیله‌ای بیرونی، روی می‌دهد. افراد به این علت انگیزش درونی را تجربه می‌کنند که درون خودشان نیازهای روان‌شناختی دارند.</p>
<h2>انگیزش بیرونی</h2>
<p>انگیزش بیرونی از مشوق‌ها و پیامدهای محیطی مانند غذا یا پول، ناشی می‌شود. انگیزش بیرونی به جای پرداختن به فعالیتی، برای تجربه کردن خشنودی فطری در آن، از پیامدی ناشی می‌شود که از خود آن فعالیت جداست.</p>
<p>انگیزش بیرونی از انگیزش ((این کار را بکن تا آن را به دست آوری)) ناشی می‌شود. معمولاً رفتارهایی که هم تحت تاثیر انگیزه درونی و بیرونی قرار دارند، دقیقاً مشابه به نظر می‌رسند. همان‌گونه که فرد با انگیزه درونی، کتاب می‌خواند، نقاشی می‌کند، به مدرسه یا محیط کار می‌رود، فرد با انگیزه بیرونی هم همین کارها را می‌کند.</p>
<h3>انواع انگیزش بیرونی</h3>
<h4>مشوق‌ها و پیامدها</h4>
<p>بررسی انگیزش بیرونی بر دیدگاه شرطی‌سازی کنشگر (operant conditioning) استوار است. طرفداران شرطی‌سازی کنشگر برای اینکه نشان دهند چگونه مشوق‌ها و پیامدها رفتار را با انگیزه می‌کنند، الگوی زیر را ارائه می‌دهند:</p>
<p style="text-align: center;"><strong>S: R -&gt; C</strong></p>
<p>S ،R و C به ترتیب علامت اختصاری نشانه موقعیتی (Situational Cue) یعنی مشوق، پاسخ رفتاری (Behavioral Response)، و پیامد (Consequence) هستند. دو نقطه بین S و R نشان می‌دهد که نشانه موقعیتی، زمینه را برای پاسخ رفتاری آماده می‌کند، ولی موجب آن نمی‌شود. فلش بین R و C نشان می‌دهد که پاسخ رفتاری موجب پیامد می‌شود.</p>
<h4>مشوق‌ها</h4>
<p>مشوق (Incentive) رویدادی محیطی است که انسان را به سمت شروع کردن رفتاری خاص می‌کشاند یا از آن دور می‌کند. مشوق‌ها همیشه قبل از رفتار واقع می‌شوند (یعنی، R: S)، و با انجام این کار، انتظاری را در انسان به وجود می‌آورند که پیامدهای خوشایند یا ناخوشایند در شرف وقوع هستند. نمونه‌هایی از مشوق‌های مثبت از این قرارند: لبخند، بوی وسوسه‌انگیز، حضور دوستان و همکاران، نامه‌ای که به نظر می‌رسد حاوی چک است. برخی از مشوق‌های منفی می‌توانند از این قبیل باشند: بوی گندیدگی، حضور دشمنان یا رقیبان، نامه‌های تبلیغاتی، و ….</p>
<p>مشوق‌ها موجب رفتار نمی‌شوند، بلکه بر احتمال اینکه پاسخ داده شود یا نه تأثیر می‌گذارند.</p>
<h4>تقویت‌کننده چیست؟</h4>
<p>تقویت‌کننده از لحاظ علمی، هرگونه رویداد بیرونی است که رفتار را افزایش می‌دهد. از لحاظ نظری باید آن را به صورتی تعریف کرد که از تأثیرش بر رفتار مستقل باشد. چنین تعریفی چرخشی می‌شود: علت موجب معلول می‌شود (تقویت‌کننده موجب افزایش رفتار می‌شود)، ولی معلول علت را توجیه می‌کند (افزایش رفتار به معنی آن است که باید تقویت شده باشد). برای خارج شدن از این باتلاق چرخشی باید رویدادی بیرونی را انتخاب کنند که قبلاً برای فرد بخصوصی مورد استفاده قرار نگرفته باشد و از قبل بدانند که آیا رفتار را افزایش خواهد داد یا نه.</p>
<p>تعریف‌های غیر چرخشی زیر از تقویت‌کننده مثبت ارائه شده‌اند:</p>
<p><strong>الف)</strong> محرکی که سائق را کاهش می‌دهد.</p>
<p><strong>ب)</strong> محرکی که انگیختگی را کاهش دهد.</p>
<p><strong>ج)</strong> محرکی که انگیختگی را افزایش دهد.</p>
<p><strong>د)</strong> تحریک لذت‌بخش مغز.</p>
<p><strong>ح)</strong> فرصت انجام دادن رفتار با فراوانی زیاد.</p>
<p>فوریت ارائه تقویت تا اندازه‌ای اثربخشی آن را تعیین می‌کند.</p>
<p>علاوه بر کیفیت و فوریت، چهار ویژگی دیگر پاداش تعیین می‌کنند که چه چیزی تقویت‌کننده است و چه چیزی نیست. شش نکته، اثربخشی تقویت‌کننده مثبت را تعیین می‌کنند: (۱) کیفیت آن؛ (۲) فوریت آن؛ (۳) مناسبت فرد / تقویت‌کننده؛ (۴) نیاز دریافت‌کننده به پاداشی خاص؛ (۵) شدت آن؛ و (۶) ارزشی که دریافت‌کننده برای تقویت‌کننده قائل است.</p>
<h4>پیامدها</h4>
<p>پیامدها دو نوع هستند: تقویت‌کننده‌ها و تنبیه‌کننده‌ها.</p>
<p>تقویت‌کننده‌ها نیز دو نوع هستند: مثبت و منفی.</p>
<h5>تقویت‌کننده‌های مثبت</h5>
<p>تقویت‌کننده مثبت هرگونه محرک محیطی است که وقتی ارائه شود، احتمال وقوع رفتار مطلوب را در آینده افزایش می‌دهد.</p>
<h5>تقویت‌کننده‌های منفی</h5>
<p>تقویت‌کننده منفی هرگونه محرک محیطی است که وقتی حذف شود، احتمال وقوع رفتار مطلوب را در آینده افزایش می‌دهد.</p>
<h4>تنبیه‌کننده‌ها</h4>
<p>تنبیه‌کننده، هرگونه محرک محیطی است که وقتی ارائه شود، احتمال وقوع رفتار نا مطلوب را در آینده کاهش دهد.</p>
<h4>آیا تنبیه مؤثر واقع می‌شود؟</h4>
<p>با اینکه تنبیه متداول است، اصولاً تأثیری ندارد. اما چرا از تنبیه به این گستردگی استفاده می‌شود؟</p>
<p><strong>الف)</strong> برای جلوگیری از رفتارهای نامطلوب در آینده.</p>
<p><strong>ب)</strong> برای کسب اطاعت فوری جهت متوقف کردن رفتار نامطلوب.</p>
<p><strong>ج)</strong> برای نشان دادن هیجان منفی (مانند ناکامی، خشم).</p>
<p><strong>د)</strong> برای انجام دادن کاری درباره رفتار نامطلوب (زمانی که نمی‌توانیم از راهبرد بهتری استفاده کنیم).</p>
<p>به‌طورکلی تنبیه مؤثر واقع نمی‌شود. از آن بدتر، تنبیه عوارض جانبی نگران‌کننده و ناخواسته‌ای به بار می‌آورد که تهیج پذیری منفی (گریه کردن، جیغ کشیدن، احساس ترس)، اختلال در رابطه تنبیه‌کننده با تنبیه شونده، و سرمشق گیری منفی از نحوه مقابله کردن با رفتار نامطلوب دیگران، از آن جمله هستند.</p>
<p>یکی از بحث‌انگیزترین مصارف تنبیه، تنبیه بدنی است. کتک زدن نه تنها پیامد موردنظر آن را به بار نمی‌آورد، بلکه پیامدهای ناخواسته زیادی را به بار می‌آورد.</p>
<h3>زیان‌های نهفته پاداش</h3>
<p>دادن پاداش بیرونی برای فعالیتی که به صورت درونی جالب است، معمولاً انگیزش درونی آینده را تضعیف می‌کند. تأثیر نامطلوب پاداش بر انگیزش درونی، زیان‌های نهفته پاداش نامیده می‌شود.</p>
<h3>پاداش‌های مورد انتظار و مادی</h3>
<p>تقویت‌کننده‌ها فقط در صورتی انگیزش درونی را کاهش می‌دهند که فرد انتظار داشته باشد انجام دادن تکلیف، پاداشی را به بار خواهد آورد. پاداش‌های مورد انتظار انگیزش درونی را تضعیف می‌کنند، درحالی‌که پاداش‌های غیرمنتظره چنین نمی‌کنند.</p>
<p>دومین عامل، تمایز بین پاداش‌های مادی و کلامی است. پاداش‌های مادی مانند پول، جوایز، و غذا، انگیزش درونی را کاهش می‌دهند، درحالی‌که پاداش‌های کلامی (غیرمادی)، مانند تحسین، آن را کاهش نمی‌دهند.</p>
<h3>معانی ضمنی</h3>
<p>خبر خوب این است که پاداش‌های بیرونی را می‌توان به‌صورتی مورداستفاده قرار داد که انگیزش درونی را به مخاطره نیندازند. خبر بد این است که جامعه ما اغلب برای باانگیزه کردن دیگران، به پاداش‌های مورد انتظار و مادی متکی است.</p>
<p>پاداش‌های مورد انتظار و مادی فقط انگیزش درونی را به مخاطره نمی‌اندازند، بلکه در فرایند و کیفیت یادگیری اختلال ایجاد می‌کنند. پاداش‌های بیرونی، هنگامی‌که فرد مشغول یادگیری است، توجه وی را از یادگیری به سمت گرفتن پاداش منحرف می‌کنند. پاداش‌ها، اهداف یادگیرنده را از تسلط یافتن به گرفتن پاداش بیرونی منحرف می‌کنند. یادگیرنده‌هایی که انگیزه بیرونی دارند، بیشتر نسبت به حالت هیجانی منفی ( مانند ناکامی) و کمتر نسبت به هیجان مثبت (مانند خشنودی) مستعدند.</p>
<p>آخرین نکته این است که پاداش‌ها در پرورش خودگردانی مستقل اختلال ایجاد می‌کنند.</p>
<h3>منافع مشوق‌ها و پاداش‌ها</h3>
<p>پژوهشگران سعی کرده‌اند، پاداش‌ها را طوری به کار برند که تأثیر زیان‌بخش آنها به حداقل برسد. یک راه برای انجام این کار، استفاده از پاداش‌های غیرمنتظره و کلامی (مثل تحسین) و استفاده نکردن از پاداش‌های مورد انتظار و مادی (مثل رشوه) است. راه دیگر، محدود کردن استفاده از برانگیزنده های بیرونی برای تکالیفی است که اهمیت اجتماعی دارند ولی جاذبه درونی آنها کم است. یعنی اگر کسی از همان ابتدا، برای انجام دادن کاری، انگیزش درونی کمی دارد یا اصلاً ندارد، در این صورت پاداش‌های بیرونی، انگیزش درونی وی را به مخاطره نمی‌اندازند(زیرا انگیزش درونی وجود ندارد که تضعیف شود).</p>
<p>پاداش‌های بیرونی، برانگیزش درونی فرد برای کارهایی که جالب نیستند، هیچ تأثیری ندارند – نه تأثیر تضعیف‌کننده، نه تسهیل‌کننده.</p>
<p>مشوق‌ها و تقویت‌کننده‌ها منافعی هم دارند. پاداش‌ها می‌توانند کاری را که جالب نبوده آن‌قدر جالب کنند که ارزش دنبال کردن را داشته باشد. درصورتی‌که پاداش به قدر کافی جالب باشد، افرادی که پاداش می‌گیرند تقریباً به هر کاری می‌پردازند.</p>
<p>برای استفاده نکردن از برانگیزنده‌های بیرونی، حتی برای کارهایی که از لحاظ درونی جالب نیستند، چهار دلیل زیر را در نظر بگیرید:</p>
<p>۱- برانگیزنده‌های بیرونی بازهم کیفیت عملکرد را تضعیف نموده و در فرایند یادگیری اختلال ایجاد می‌کنند.</p>
<p>۲-استفاده از پاداش‌ها، توجه را از پرسیدن این سؤال سخت منحرف می‌کند که چرا از ابتدا باید از کسی خواسته شود کاری را که جالب نیست انجام دهد.</p>
<p>۳-برای ترغیب کردن مشارکت، راه‌هایی بهتر از رشوه‌دهی وجود دارد ( مثلاً محیط‌های حامی خود مختاری را در نظر بگیرید).</p>
<p>۴-برانگیزنده‌های بیرونی باز هم توانایی بلندمدت فرد را برای خودگردانی مستقل، تضعیف می‌کنند.</p>
<h2>نظریه ارزیابی شناختی</h2>
<p>آنچه در پس استفاده از برانگیزنده بیرونی نهفته است، شکل دادن رفتار دیگران، تأثیر گذاشتن بر آن و کنترل کردن آن است. اما هدف دیگری هم وجود دارد. مشوق‌ها و پیامدها، بازخوردی نیز تأمین می‌کنند که فرد را از شایستگی‌اش در یک کار، آگاه می‌سازد. پاداش‌هایی مانند پول، جوایز، نمرات خوب، بورس‌های تحصیلی، و تحسین‌های کلامی، نه تنها رفتار را افزایش می‌دهند (یعنی کنترل می‌کنند)، بلکه این پیام را می‌رسانند که کار، خوب انجام شده است (یعنی، به اطلاع رساندن شایستگی).</p>
<p>نظریه ارزیابی شناختی اعلام می‌دارد که همه رویدادهای بیرونی، جنبه کنترل‌کننده و جنبه اطلاع‌رسانی دارند. این نظریه فرض می‌کند که انسان‌ها نیازهای روان‌شناختی به خود مختاری و شایستگی دارند. جنبه کنترل‌کننده رویداد بیرونی بر نیاز به خودمختاری تأثیر می‌گذارد، درحالی‌که جنبه اطلاع‌رسانی آن، نیاز به شایستگی را تحت تأثیر قرار می‌دهد. نظریه ارزیابی شناختی به‌طور رسمی، سه قضیه را مطرح می‌کند:</p>
<h3>قضیه ۱</h3>
<p>رویدادهای بیرونی در صورتی بر انگیزش درونی فرد تأثیر می‌گذارند که درک منبع علیت فرد را برای آن رفتار تحت تأثیر قرار دهند. رویدادهایی که به درک منبع علیت بیرونی کمک می‌کنند، انگیزش درونی را کاهش و انگیزش بیرونی را افزایش می‌دهند، اما رویدادهایی که درک منبع علیت درونی را تقویت می‌کنند، انگیزش درونی را افزایش و انگیزش بیرونی را کاهش می‌دهند.</p>
<h3>قضیه ۲</h3>
<p>رویدادهای بیرونی در صورتی بر درک شایستگی فرد تأثیر می‌گذارند که انگیزش درونی وی را برای فعالیتی که در سطح بهینه چالش‌انگیز بوده است، تحت تأثیر قرار دهند. رویدادهایی که به درک شایستگی فرد تأثیر می‌گذارند که انگیزش درونی وی را برای فعالیتی که در سطح بهینه چالش‌انگیز بوده است، تحت تأثیر قرار دهند. رویدادهایی که به درک شایستگی بیشتر کمک می‌کنند، انگیزش درونی را افزایش می‌دهند، درحالی‌که رویدادهایی که درک شایستگی را کاهش می‌دهند، انگیزش درونی را کاهش خواهند داد.</p>
<h3>قضیه ۳</h3>
<p>رویدادهایی که با شروع و تنظیم رفتار ارتباط دارند، سه جنبه بالقوه دارند که هر یک از اهمیت کارکردی برخوردارند. جنبه اطلاع‌رسانی، به درک منبع علیت درونی و درک شایستگی کمک می‌کند، بنابراین، انگیزش درونی را افزایش می‌دهد. جنبه کنترل‌کننده، به درک منبع علیت بیرونی کمک می‌کند، بنابراین، انگیزش درونی را تضعیف نموده و انگیزش بیرونی را تقویت می‌کند. جنبه بی‌انگیزه کننده، به درک ناشایستگی کمک می‌کند و بنابراین، انگیزش درونی را تضعیف و بی انگیزشی را تقویت می‌کند. برجستگی نسبی این سه جنبه برای فرد، اهمیت کارکردی رویداد بیرونی را تعیین می‌کند.</p>
<h2>دو نمونه از رویدادهای کنترل‌کننده و اطلاع‌رسان</h2>
<h3>۱-تحسین</h3>
<p>تحسین را که یک رویداد بیرونی است، گاهی می‌توان برای کنترل رفتار یک نفر و گاهی برای آگاه ساختن او از شایستگی‌اش در انجام دادن یک کار، مورداستفاده قرار داد. برای مثال (آفرین دقیقاً کارت رو انجام دادی) و (آفرین بازدهی شما ۱۰ درصد افزایش پیدا کرده).</p>
<h3>۲-رقابت</h3>
<p>زمانی که موقعیت اجتماعی فشار زیادی برای برنده شدن وارد می‌کند، رقیبان به خود تکلیف اهمیت چندانی نمی‌دهند، بلکه بیشتر برای برنده شدن اهمیت قائل هستند. درصورتی‌که موقعیت اجتماعی کمتر روی برنده شدن تأکید کند (مثلاً بازی دوستانه)، جنبه اطلاع‌رسانی رقابت نسبتاً برجسته‌تر می‌شود.</p>
<h2>منافع کمک‌کردن به انگیزش درونی</h2>
<p>تقویت کردن انگیزش درونی، با ارزش است زیرا منافع مهم زیادی را برای فرد به ارمغان می‌آورد که استقامت، خلاقیت، درک مفهوم، و سلامت ذهنی از آن جمله هستند.</p>
<h3>استقامت</h3>
<p>هرچه انگیزش درونی فرد بیشتر باشد، استقامت او در کاری که انجام می‌دهد، بیشتر خواهد بود.</p>
<h3>خلاقیت</h3>
<p>رویدادهای بیرونی کنترل‌کننده خلاقیت را تضعیف می‌کنند، به‌طوری‌که وقتی کسی تحت نظر قرار دارد، ارزیابی می‌شود، مورد تحکم قرار می‌گیرد، یا زمانی که برای عملکرد ماهرانه‌ای پاداش‌هایی در کار هستند، خلاقیت کاهش می‌یابد.</p>
<h3>درک مفهوم / یادگیری با کیفیت عالی</h3>
<p>سومین فایده انگیزش درونی، توانایی آن در افزایش دادن درک مفهوم هنگام یادگیری است. درصورتی‌که انگیزش درونی بالا باشد، یادگیرنده‌ها در نحوه تفکرشان انعطاف‌پذیری بیشتری نشان می‌دهند، اطلاعات را فعال‌تر پردازش می‌کنند، و به‌صورت مفهومی نه طوطی‌وار، یاد می‌گیرند.</p>
<h3>عملکرد مطلوب و سلامتی</h3>
<p>آنهایی که با انگیزش درونی فعالیت می‌کنند، خودشکوفایی و شادابی بیشتر، <a href="http://behdashtravan.com/%d8%a7%d8%b6%d8%b7%d8%b1%d8%a7%d8%a8-%d8%a7%d8%b2-%d9%86%da%af%d8%a7%d9%87-%d9%81%d8%b1%d9%88%db%8c%d8%af/" target="_blank" rel="noopener">اضطراب</a> و <a href="http://behdashtravan.com/%d8%a7%d8%ae%d8%aa%d9%84%d8%a7%d9%84%e2%80%8c%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%a7%d9%81%d8%b3%d8%b1%d8%af%da%af%db%8c/" target="_blank" rel="noopener">افسردگی</a> کمتر، عزت‌نفس بالاتر، روابط عالی‌تر با دوستان و همسر را نشان می‌دهند، کمتر تلویزیون می‌بینند و الکل و سیگار کمتر مصرف می‌کنند.</p>
<h2>نظریه خودمختاری</h2>
<p>طبق نظریه خودمختاری، سه نوع انگیزش وجود دارد: بی انگیزشی، انگیزش بیرونی و انگیزش درونی. این انواع از انگیزش را می‌توان در یک پیوستار خودمختاری یا درک منبع علیت، مرتب کرد. در سمت راست، بی انگیزشی قرار دارد، حالتی که در آن، فرد نه انگیزش درونی دارد نه بیرونی (مثل، دانش‌آموز ترک تحصیل کرده، ورزشکار سرخورده، یا همسر بی‌تفاوت). در وسط شکل، چهار نوع انگیزش بیرونی قرار دارند که می‌توان آنها را بر اساس درجه خودمختاری از یکدیگر متمایز کرد: تنظیم بیرونی (اصلاً خودمختار نیست)، تنظیم درون‌فکنی شده (تا اندازه‌ای خودمختار است)، تنظیم خود پذیر (عمدتاً خودمختار است)، و تنظیم آمیخته (کاملاً خودمختار است). در سمت چپ، انگیزش درونی بیانگر حمایت کامل فرد از خودمختاری است و به تمام مواردی که نیازهای روان‌شناختی فرد، انگیزشی را برای عمل کردن به وجود می‌آورند، مربوط می‌شود.</p>
<p>مشخص کردن انواع انگیزش به این دلیل اهمیت دارد که مقدار خودمختاری در هر حالت انگیزشی، بر آنچه افراد فکر می‌کنند، احساس می‌کنند، و انجام می‌دهند تأثیر بسزایی دارد. این چهار نوع انگیزش بیرونی از این نظر که فرد آنها را تا چه اندازه‌ای به‌صورت خودمختار تجربه می‌کند، تفاوت زیادی دارند. افراد عمدتاً به خاطر اطاعت و به‌این‌علت که مجبور هستند (یعنی، کنترل شده‌اند)، به تنظیم بیرونی و درون‌فکنی شده تن در می‌دهند، اما افرادی که به تنظیم خود پذیر و آمیخته می‌پردازند، این کار را دوست دارند و آن را ترجیح می‌دهند (یعنی آنها به‌صورت خودمختار عمل می‌کنند).</p>
<h2>انگیزش بیرونی</h2>
<p>بیشتر کارهایی که در طول روز انجام می‌دهیم، از لحاظ درونی برانگیزنده نیستند. همه نوع انگیزش بیرونی، با رفتارهایی که از ما مطالبه می‌کنند، وابستگی بیرونی دارند. در عمل این وابستگی بیرونی، انگیزش بیرونی‌ای را برای انجام دادن یک کار به وجود می‌آورد که خود آن کار به تنهایی نمی‌تواند آن را ایجاد کند.</p>
<h2>تنظیم بیرونی</h2>
<p>رفتارهایی که به صورت بیرونی تنظیم‌شده‌اند، برای به‌دست آوردن پاداش یا برآورده ساختن خواسته‌ای بیرونی، انجام می‌شوند. وجود برانگیزنده‌های بیرونی (مثل پاداش‌ها، تهدیدها) برای کسی که از بیرون تنظیم شده است، افزایش و کاهش انگیزش را تنظیم می‌کند. کسی که از بیرون تنظیم می‌شود، معمولاً تا وقتی‌که یک مشوق بیرونی وجود نداشته باشد، به سختی کاری را انجام می‌دهد.</p>
<h2>تنظیم درون‌فکنی‌شده</h2>
<p>درونی کردن، اما نه واقعاً پذیرفتن درخواست‌های دیگران برای فکر کردن، احساس کردن، یا رفتار کردن به شیوه خاص است. تنظیم درون‌فکنی شده اصولاً باانگیزه شدن به خاطر احساس گناه و استبداد بایدهاست. درواقع، فرد به عنوان نماینده محیط بیرونی عمل می‌کند، خودش را برای انجام دادن رفتاری که دیگران بد می‌دانند، تنبیه می‌کند (احساس شرمندگی یا گناه). بنابراین درون سازی تا اندازه‌ای صورت گرفته است، اما این درون سازی به جای اینکه به صورت واقعی و اختیاری در خود (self) ادغام شود، با اکراه روی داده است.</p>
<h2>تنظیم خود پذیر</h2>
<p>تنظیم خود پذیر بیانگر انگیزش بیرونی عمدتاً درونی شده و خود مختار است. کسی که به شیوه خود پذیر تنظیم شده، به صورت اختیاری، مزایا و فایده عقیده یا رفتاری را قبول می‌کند زیرا به نظر وی، این شیوه تفکر یا رفتار کردن، با اهمیت و مفید است. بنابراین، اگر دانش‌آموزی باور داشته باشد که تکلف اضافی در ریاضی اهمیت دارد، یا اگر ورزشکاری به این باور برسد که تمرین اضافی ضربه پشت دستی (بک هند) مهم است، انگیزش مطالعه کردن یا تمرین کردن بیرونی هستند ولی آزادانه انتخاب شده‌اند.</p>
<h2>تنظیم آمیخته</h2>
<p>تنظیم آمیخته، خودمختارترین نوع انگیزش بیرونی است. درحالی‌که درونی کردن، فرایند جذب کردن ارزش یا شیوه رفتار کردن است، درآمیختن، فرایندی است که افراد از طریق آن، ارزش‌ها و رفتارهای همانندسازی‌شده خویش را در خود self کاملاً دگرگون می‌کنند. این نوع تنظیم درعین‌حال که نوعی انگیزش است، فرایند رشد نیز هست، زیرا خودآزمایی لازم را برای هماهنگ کردن روش‌های جدید فکر کردن، احساس کردن، و رفتار کردن با روش‌های پیشین فکر کردن، احساس کردن، و رفتار کردن فرد در بر دارد.</p>
<p><strong>پیمان دوستی</strong><br />
<strong>۲۴ مرداد ۱۳۹۴</strong></p>
<h2>منبع</h2>
<p><a href="http://dousti.net/Persian/?p=755" target="_blank" rel="nofollow noopener">دوستی</a></p>
<p>The post <a href="https://behdashtravan.com/%d8%a7%d9%86%da%af%db%8c%d8%b2%d9%87/">انگیزه</a> appeared first on <a href="https://behdashtravan.com">مجله تخصصی روانشناسی بهداشت روان</a>.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://behdashtravan.com/%d8%a7%d9%86%da%af%db%8c%d8%b2%d9%87/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>خود شکوفایی (self-actualization) چیست؟</title>
		<link>https://behdashtravan.com/%d8%ae%d9%88%d8%af-%d8%b4%da%a9%d9%88%d9%81%d8%a7%db%8c%db%8c-self-actualization-%da%86%db%8c%d8%b3%d8%aa%d8%9f/</link>
					<comments>https://behdashtravan.com/%d8%ae%d9%88%d8%af-%d8%b4%da%a9%d9%88%d9%81%d8%a7%db%8c%db%8c-self-actualization-%da%86%db%8c%d8%b3%d8%aa%d8%9f/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[بهروز هاشمی]]></dc:creator>
		<pubDate>Sun, 21 Apr 2019 10:30:16 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[ارتقاء سلامت روان]]></category>
		<category><![CDATA[انسانگرایی و روانشناسی مثبت]]></category>
		<category><![CDATA[بهداشت روان]]></category>
		<category><![CDATA[خودشکوفایی و عزت نفس]]></category>
		<category><![CDATA[مکاتب روانشناسی]]></category>
		<category><![CDATA[استعداد]]></category>
		<category><![CDATA[انسان سالم]]></category>
		<category><![CDATA[خودشکوفایی]]></category>
		<category><![CDATA[مازلو]]></category>
		<category><![CDATA[نشانه‌های خودشکوفایی]]></category>
		<category><![CDATA[هرم مازلو]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://behdashtravan.com/?p=4822</guid>

					<description><![CDATA[<p>خود شکوفایی (self-actualization) چیست؟ همان‌طور که در مقاله‌ی مربوط به هرم مازلو اشاره شد موضوع خودشکوفایی بالاترین طبقه در هرم مازلو است که پیش نیاز رسیدن به آن تحقق نیازهای انسان در طبقات پایین‌تر هرم مازلو است. نیازهای این هرم به ترتیب از پایین هرم عبارت است از: طبقه‌ی اول: نیازهای اولیه یا همان نیازهای &#8230;</p>
<p>The post <a href="https://behdashtravan.com/%d8%ae%d9%88%d8%af-%d8%b4%da%a9%d9%88%d9%81%d8%a7%db%8c%db%8c-self-actualization-%da%86%db%8c%d8%b3%d8%aa%d8%9f/">خود شکوفایی (self-actualization) چیست؟</a> appeared first on <a href="https://behdashtravan.com">مجله تخصصی روانشناسی بهداشت روان</a>.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>خود شکوفایی (self-actualization) چیست؟</h2>
<p>همان‌طور که در مقاله‌ی مربوط به هرم مازلو اشاره شد موضوع خودشکوفایی بالاترین طبقه در هرم <a href="http://behdashtravan.com/%d8%ac%d9%85%d9%84%d8%a7%d8%aa-%d8%a2%d8%a8%d8%b1%d8%a7%d9%87%d8%a7%d9%85-%d9%85%d8%b2%d9%84%d9%88/" target="_blank" rel="noopener">مازلو</a> است که پیش نیاز رسیدن به آن تحقق نیازهای انسان در طبقات پایین‌تر هرم مازلو است. نیازهای این هرم به ترتیب از پایین هرم عبارت است از:</p>
<ul>
<li><strong>طبقه‌ی اول: نیازهای اولیه یا همان نیازهای فیزیولوژیک</strong></li>
<li><strong>طبقه‌ی دوم: نیازهای امنیتی</strong></li>
<li><strong>طبقه‌ی سوم نیازهای اجتماعی</strong></li>
<li><strong>طبقه‌ی چهارم: نیاز به احترام و رضایت درونی و فردی</strong></li>
<li><strong>طبقه‌ی پنجم و آخرین طبقه خودشکوفایی</strong> نام دارد که در این مقاله به آن می‌پردازیم. خود شکوفایی مرحله‌ای از روند رشد شخصیت فردی انسان‌هاست که رسیدن به آن باعث بروز بهترین حالت در عملکرد فردی می‌شود. در واقع فردی که به خودشکوفایی می‌رسد توانایی‌های او به حداکثر خواهد رسید و به‌عبارت‌دیگر به سمت کمال خواهد رفت. در ادامه به نشانه‌ها و تأثیرات دیگر خود شکوفایی خواهیم پرداخت.</li>
</ul>
<p>آبراهام مازلو در نظریه‌ی «<a href="http://behdashtravan.com/%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%e2%80%8c%d8%b4%d9%86%d8%a7%d8%b3%db%8c-%d8%a7%d9%86%d8%b3%d8%a7%d9%86%e2%80%8c%da%af%d8%b1%d8%a7/" target="_blank" rel="noopener"><strong>انگیزه‌ی انسانی</strong></a>» نشانه‌های انسان خود شکوفا را این‌چنین توصیف می‌کند.</p>
<h2>۱. جهان را آن‌گونه که هست می‌بینند و می‌پذیرند</h2>
<p>در واقع همه‌ی انسان‌ها با استفاده از حواس پنج‌گانه اطلاعات را وارد ذهن خود می‌کنند و پس از پردازش این اطلاعات به کمک اطلاعات قبلی، شروع به ساختن کپی ذهنی از واقعیت جهان می‌کنند. که ممکن است تحت تأثیر اطلاعات قبلی با حقیقت واقعی جهان بیرون متفاوت باشد. هرچه فاصله بین حقیقت و واقعیت ذهنی در افراد کمتر باشد در واقع ارتباط بهتر و مناسب‌تری با دنیای بیرون خود برقرار می‌کند و جهان را بهتر می‌شناسد.</p>
<h2>۲. صلح و آرامش درونی</h2>
<p>افراد در مرحله‌ی خودشکوفایی دارای کیفیت سلامتی روان بسیار بالایی بوده و در واقع از کسی که هست و جایگاه خود کاملاً راضی است. بداهه گویی و روحیه طنز، از دیگر ویژگی این افراد است.</p>
<h2>۳. خلاق و دارای تخیل بسیار قوی</h2>
<p>یکی از فواید سلامت روان و صلح درونی آرامش و هوشیاری است و زمانی به وجود می‌آید که عوامل محدودکننده‌ی ذهنی مثل باورهای غلط و وسواس‌های فکری برطرف شده باشد و فرد از نظر ذهنی دارای سلامت کامل باشد. این امر باعث می‌شود تمام پتانسیل‌های ذهنی او قابل‌دسترس بوده و شاهد بروز خلاقیت و قوه‌ی تخیل بسیار قدرتمند باشد.</p>
<h2>۴. توجه به مسائل دیگران</h2>
<p>افراد خود شکوفا عموماً به مشکلات جهان بیرون توجه کرده و سعی در کمک به حل این مسائل دارند. این احساس مسئولیت از بعد معنوی انسان سرچشمه می‌گیرد و باعث می‌شود شخص از حل مشکلات دیگران بسیار احساس رضایت کند.</p>
<h2>۵. احساس خوشبختی و لذت بردن از لحظه‌ی حال</h2>
<p>عموماً افراد جامعه در طبقات پایین هرم و قبل از رسیدن به خود شکوفایی برای لذت بردن از زندگی پیش‌شرط‌هایی برای خود مشخص می‌کنند که ایده‌آل نامیده می‌شود و فقط در چنین شرایطی لذت می‌برند. مثلاً در صورتی از رفتن به مسافرت لذت می‌برند که به محل خاصی و در شرایط خاصی باشد. اما افراد خود شکوفا از تک‌تک این لحظات تحت هر شرایطی نهایت لذت را می‌برند و زندگی روزمره و عادی هم برایشان بسیار لذت‌بخش است.</p>
<h2>سایر نشانه‌های مهم</h2>
<ul>
<li>روابط محدود اما عمیق، احساس عشق و یگانگی با سایر افراد و پدیده‌ها و موجودات</li>
<li>احترام به حقوق و آزادی دیگران و عدم قضاوت دیگران</li>
<li>دارای نظام اخلاقی منحصربه‌فرد و شخصی</li>
<li>برخورد توأم با طنز ولی کاملاً محترمانه</li>
<li>دارای خرد و شعور بسیار بالا</li>
</ul>
<h2>منبع</h2>
<p><a href="http://www.manmitoonam.com/خود-شکوفایی-من-میتونم/" target="_blank" rel="nnofollow noopener oopener">من میتوانم</a></p>
<p>The post <a href="https://behdashtravan.com/%d8%ae%d9%88%d8%af-%d8%b4%da%a9%d9%88%d9%81%d8%a7%db%8c%db%8c-self-actualization-%da%86%db%8c%d8%b3%d8%aa%d8%9f/">خود شکوفایی (self-actualization) چیست؟</a> appeared first on <a href="https://behdashtravan.com">مجله تخصصی روانشناسی بهداشت روان</a>.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://behdashtravan.com/%d8%ae%d9%88%d8%af-%d8%b4%da%a9%d9%88%d9%81%d8%a7%db%8c%db%8c-self-actualization-%da%86%db%8c%d8%b3%d8%aa%d8%9f/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>موانع خودشکوفایی</title>
		<link>https://behdashtravan.com/%d9%85%d9%88%d8%a7%d9%86%d8%b9-%d8%ae%d9%88%d8%af%d8%b4%da%a9%d9%88%d9%81%d8%a7%db%8c%db%8c/</link>
					<comments>https://behdashtravan.com/%d9%85%d9%88%d8%a7%d9%86%d8%b9-%d8%ae%d9%88%d8%af%d8%b4%da%a9%d9%88%d9%81%d8%a7%db%8c%db%8c/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[بهروز هاشمی]]></dc:creator>
		<pubDate>Sun, 10 Feb 2019 11:30:20 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[ارتقاء سلامت روان]]></category>
		<category><![CDATA[انسانگرایی و روانشناسی مثبت]]></category>
		<category><![CDATA[بهداشت روان]]></category>
		<category><![CDATA[خودشکوفایی و عزت نفس]]></category>
		<category><![CDATA[انسانگرایی]]></category>
		<category><![CDATA[خودشکوفایی]]></category>
		<category><![CDATA[قدرت طلبی]]></category>
		<category><![CDATA[کمالگرایی]]></category>
		<category><![CDATA[موانع خودشکوفایی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://behdashtravan.com/?p=4113</guid>

					<description><![CDATA[<p>کمالگرایی موانع خودشکوفایی کم نیستند اما یکی از مهم‌ترین آنها کمالگرایی است. خودشکوفایی با کمال‌گرایی رابطه عکس دارد و متضاد خودشکوفایی است.  کمال‌گرایی در دوران اولیه زندگی کودک، شکل می‌گیرد. وقتی والدین کودک خود را اقتدارطلب می‌دانند، از کودک انتظار کمال‌گرایی دارند. درست همان انتظاری که از خود دارند، این‌گونه معیارهای انعطاف‌ناپذیر از والدین به &#8230;</p>
<p>The post <a href="https://behdashtravan.com/%d9%85%d9%88%d8%a7%d9%86%d8%b9-%d8%ae%d9%88%d8%af%d8%b4%da%a9%d9%88%d9%81%d8%a7%db%8c%db%8c/">موانع خودشکوفایی</a> appeared first on <a href="https://behdashtravan.com">مجله تخصصی روانشناسی بهداشت روان</a>.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>کمالگرایی</h2>
<p>موانع خودشکوفایی کم نیستند اما یکی از مهم‌ترین آنها کمالگرایی است. خودشکوفایی با کمال‌گرایی رابطه عکس دارد و متضاد خودشکوفایی است.  <a href="http://behdashtravan.com/%d8%a7%d8%ae%d8%aa%d9%84%d8%a7%d9%84-%d8%b4%d8%ae%d8%b5%db%8c%d8%aa-%d9%88%d8%b3%d9%88%d8%a7%d8%b3%db%8c-%d8%ac%d8%a8%d8%b1%db%8c/" target="_blank" rel="noopener">کمال‌گرایی</a> در دوران اولیه زندگی کودک، شکل می‌گیرد. وقتی والدین کودک خود را اقتدارطلب می‌دانند، از کودک انتظار کمال‌گرایی دارند. درست همان انتظاری که از خود دارند، این‌گونه معیارهای انعطاف‌ناپذیر از والدین به کودکان منتقل شده و به بخشی از معیارهای درونی کودک تبدیل می‌شود. این‌گونه برتری‌طلبی و اقتدارطلبی بسیار سریع در درون فرد رشد می‌کند و یک دایرهای بسته و غیر قابل گریز، شکل می‌گیرد که در آن فرد به دنبال کمال‌گرایی است تا احساس بی‌کفایتی را در خود از بین ببرد. در این مطلب از سایت آسان دنت درباره‌ی خودشکوفایی و عوامل خودشکوفایی صحبت می‌کنیم.</p>
<h2>قدرت و خودشکوفایی</h2>
<p>قدرت‌طلبی، محدودیت‌های موجود در دنیای واقعی را نادیده می‌گیرد. قدرت‌طلبی از یک سطح ابتدایی ساختار شخصیتی ناشی می‌شود. در روابط درونی بین سطح اشتیاق و سطح واقعی موفقیت، جنبه‌های ناخوشایندی وجود دارد و به احتمال زیاد باعث نومیدی و به‌طورکلی متوقف شدن تلاش‌های جهت‌دار می‌شود. بنابراین «کمال‌گرایی روان رنجورانه» با قدرت‌طلبی سازگار است. کمال‌گرایی اصل خود تخریبی را در بطن تعریف خود دارد. چون اهداف را غیرقابل دسترسی می‌داند. این‌گونه کمال‌گرایی، جای موفقیت‌های واقع‌بینانه و خودشکوفایی را می‌گیرد. از این‌که کمال‌گرایی به‌طورکلی امکان ارضاء شدن را از بین می‌برد، احساس بی‌کفایتی در عمل، با شکست‌های پی‌درپی تقویت می‌شود و حس برتری بودن به‌این‌ترتیب در جهت خدشه‌دار کردن نفس، فعال می‌شود و عوامل رسیدن به خودشکوفایی را از بین می‌برد.</p>
<h2>الگوهای که جز موانع خودشکوفایی هستند</h2>
<p>الگویی که خلاقیت را خدشه‌دار می‌کند و جز موانع خودشکوفایی حساب می‌شود، این است که شخصی اقتدارطلب، خود را از طریق نابود کردن آن چه به پایان رسانده است و از طریق «دوباره آغاز کردن» کنترل می‌کند. نابودی کار نیمه‌تمام، بر اساس ارزیابی دقیق انجام نمی‌شود، بلکه از روی عادت و به طور غیرمنطقی صورت می‌گیرد. کمال‌گرایی باعث می‌شود، شخصی از فرصت‌های واقعی و فوری برای پایان رساندن یک کار خلاق، روی‌گردان شود و خودشکوفایی را به تعویق بیندازد. یادمان نرود که خودشکوفایی یکی از مهمترین مولفه‌های <a href="http://behdashtravan.com/%d8%b3%d9%84%d8%a7%d9%85%d8%aa%db%8c-%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86/" target="_blank" rel="noopener">بهداشت روان</a> می‌باشد.</p>
<p>وقتی استفاده از تعطیلات میسر می‌شود و شخصی چند هفته فرصت برای تعطیلات دارد، فرد کمال‌گرا، اغلب برای خود، کارهای پراکنده و بی‌اهمیت یا غیرمنطقی که تمام زمان تعطیلاتش را پر می‌کند دست‌وپا می‌کند و مانع از ارزیابی توانایی‌های واقعی خود می‌شود. فرد کمال‌گرا نمی‌تواند افشا شدن کمبودها و نقاط ضعف خود را تحمل کند. او از خودشناسی و خودشکوفایی اجتناب نماید. <strong>مقاومت در مقابل خودشناسی به شدت توانایی خلاقی را خدشه‌دار می‌کند.</strong> ذخایر غنی دیده‌های خلاق در اعماق روح نهفته‌اند و ترس درونی از دسترسی بلامانع به این منبع مستعد و نبوغ شخصی، قدرت‌های شخصی را کاهش می‌دهد. ترس از شکست نیز یکی در از موانع خودشکوفایی است</p>
<h2>غریزه و خودشکوفایی</h2>
<p>منطق در واقع به فرایندهای هشیار توجیه عملی کمک می‌کند، اما کمک‌های ناهشیار به آنچه برای خلق حیاتی است و ما اغلب آن را «غریزه» می‌نامیم، بسیار متعدد و مهم هستند. هر کس دسترسی نسبتاً سریع به تفکری که منطقی است نداشته باشد، در تلاش‌های خلاق از یک امتیاز بزرگ محروم است. خصوصیات کشف نشده‌ی نفس در اعماق وجود نهفته‌اند و هرکس از روی عادت از خودشناسی روی‌گردان باشد، خود را از این خصوصیات مهم و فرصت‌هایی که برای خود شکوفایی وجود دارد، محروم می‌کند.</p>
<h2>افراد قدرت‌طلب</h2>
<p>افراد اقتدارطلب «هر چیز را که از فرد دیگری ناشی می‌شود، نادیده می‌گیرند» و هرگونه پیشنهاد را اهانت تلقی می‌کنند. هر انتقادی، هر چند سازنده، به شدت فرد کمال‌گرا را تهدید می‌کند و باعث شکل‌گیری خشم شدیدی در درون او می‌شود و این خشم در نهایت بر مشکلات او می‌افزاید. او برای دفاع از خود با مشکلات بیشتری به تصویر بزرگ نمای خود که هورنی روان‌شناس معروف آن را «نفس باشکوه» و آدلر «عقده برتری» نام نهاده‌اند، متوسل می‌شود.</p>
<p>این‌گونه ادعای متکبرانه و خود مقتدر پنداری، از قدرت واقعی سرچشمه نمی‌گیرد، بلکه از احساس ضعف ناشی می‌شود. تأکید روی غرور، نیاز به رسیدن به کمال، اکراه در نگرش واقع‌بینانه به خویش به عنوان انسانی نقایص طبیعی همه‌ی انسان‌ها را دارد. همه به ظهور یک نگرش غلط نسبت به خود کمک می‌کنند و در نتیجه مشکلات فرد را در مواجه‌شدن با خود افزایش داده و او را از بقیه جهان منزوی می‌کنند. قدرت‌طلبی توانایی تشخیص حقیقت را از بین می‌برد.</p>
<p>نگرش بزرگ‌نما از خود، جلوه‌ی دیگری پیدا می‌کند تا مانع از بروز خطر برای پندار از خود شوند. تا زمانی که ذهن شخص به اعمال قدرت مشغول است، نگرش منطقی بی‌فایده است. شخص سلسله وقایعی را پیش‌بینی می‌کند که در آنها تمام منطق بی‌فایده است. قدرت‌طلبی و جاه‌طلبی، واقع‌بینی را نیز از بین می‌برد. وقتی نیازهای جسمی و نیاز قدرت‌طلبی اهداف انسان را هدایت کنند، غریزه همیشه به یاری او می‌آید. درصورتی‌که وقتی قدرت‌طلبی در حد افراط داشته باشد، غریزه سرکوب می‌شود و طمع شخص برای مادیات ممکن است، بی‌انتها و درعین‌حال بی‌نتیجه و بدون امید برای ارضاء باشد. به خاطر قدرت‌طلبی، نیازهای منطقی به درجات اهمیت پایین‌تر سقوط می‌کنند.</p>
<h2>منبع</h2>
<p><a href="http://www.asandent.com/1509-%D8%B9%D9%88%D8%A7%D9%85%D9%84-%D8%A8%D8%A7%D8%B2%D8%AF%D8%A7%D8%B1%D9%86%D8%AF%D9%87-%DB%8C-%D8%AE%D9%88%D8%AF%D8%B4%DA%A9%D9%88%D9%81%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D8%A7%D9%81%D8%B1%D8%A7%D8%AF/" target="_blank" rel="nofollow noopener">asandent</a></p>
<p>The post <a href="https://behdashtravan.com/%d9%85%d9%88%d8%a7%d9%86%d8%b9-%d8%ae%d9%88%d8%af%d8%b4%da%a9%d9%88%d9%81%d8%a7%db%8c%db%8c/">موانع خودشکوفایی</a> appeared first on <a href="https://behdashtravan.com">مجله تخصصی روانشناسی بهداشت روان</a>.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://behdashtravan.com/%d9%85%d9%88%d8%a7%d9%86%d8%b9-%d8%ae%d9%88%d8%af%d8%b4%da%a9%d9%88%d9%81%d8%a7%db%8c%db%8c/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>ضرورت خودشکوفایی و راه‌های رسیدن به آن</title>
		<link>https://behdashtravan.com/%d8%b6%d8%b1%d9%88%d8%b1%d8%aa-%d8%ae%d9%88%d8%af%d8%b4%da%a9%d9%88%d9%81%d8%a7%db%8c%db%8c-%d9%88-%d8%b1%d8%a7%d9%87%e2%80%8c%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%b1%d8%b3%db%8c%d8%af%d9%86-%d8%a8%d9%87-%d8%a2/</link>
					<comments>https://behdashtravan.com/%d8%b6%d8%b1%d9%88%d8%b1%d8%aa-%d8%ae%d9%88%d8%af%d8%b4%da%a9%d9%88%d9%81%d8%a7%db%8c%db%8c-%d9%88-%d8%b1%d8%a7%d9%87%e2%80%8c%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%b1%d8%b3%db%8c%d8%af%d9%86-%d8%a8%d9%87-%d8%a2/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[بهروز هاشمی]]></dc:creator>
		<pubDate>Sun, 20 Jan 2019 11:30:20 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[ارتقاء سلامت روان]]></category>
		<category><![CDATA[انسانگرایی و روانشناسی مثبت]]></category>
		<category><![CDATA[بهداشت روان]]></category>
		<category><![CDATA[خودشکوفایی و عزت نفس]]></category>
		<category><![CDATA[ابراهام مزلو]]></category>
		<category><![CDATA[انسانگرایی]]></category>
		<category><![CDATA[خودشکوفایی]]></category>
		<category><![CDATA[شکوفایی استعداد]]></category>
		<category><![CDATA[مازلو]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://behdashtravan.com/?p=4106</guid>

					<description><![CDATA[<p>خودشکوفایی از نیازهای اجتماعی اهمیت بیشتری دارد؛ چرا که انسان در تعامل با اجتماع نخست باید خود مطلوبش را بسازد تا در راستای آن بتواند کارآمدتر در عرصه‌ی رفع نیازهای اجتماعی ظاهر شود. چشمانتان را ببندید و بهترین نسخه از خودتان را تصور کنید. آیا با کمی بهبود جزئی، با خودِ در حال حاضرتان یکی &#8230;</p>
<p>The post <a href="https://behdashtravan.com/%d8%b6%d8%b1%d9%88%d8%b1%d8%aa-%d8%ae%d9%88%d8%af%d8%b4%da%a9%d9%88%d9%81%d8%a7%db%8c%db%8c-%d9%88-%d8%b1%d8%a7%d9%87%e2%80%8c%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%b1%d8%b3%db%8c%d8%af%d9%86-%d8%a8%d9%87-%d8%a2/">ضرورت خودشکوفایی و راه‌های رسیدن به آن</a> appeared first on <a href="https://behdashtravan.com">مجله تخصصی روانشناسی بهداشت روان</a>.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>خودشکوفایی از نیازهای اجتماعی اهمیت بیشتری دارد؛ چرا که انسان در تعامل با اجتماع نخست باید خود مطلوبش را بسازد تا در راستای آن بتواند کارآمدتر در عرصه‌ی رفع نیازهای اجتماعی ظاهر شود.</p>
<p>چشمانتان را ببندید و بهترین نسخه از خودتان را تصور کنید. آیا با کمی بهبود جزئی، با خودِ در حال حاضرتان یکی بوده یا کاملاً شخصی متفاوت هستید؟</p>
<p>اگر حس می‌کنید که راهی دراز در پیش رو دارید اصلاً نگران نباشید. خودشکوفایی یا به‌دست آوردن تمامی پتانسیل خود می‌تواند امری دست‌یافتنی باشد.</p>
<p><img decoding="async" class="aligncenter" src="http://behdashtravan.com/wp-content/uploads/2017/10/%D8%A2%D8%A8%D8%B1%D8%A7%D9%87%D8%A7%D9%85-%D9%85%D8%B2%D9%84%D9%88-2-300x300.jpg" alt="Abraham Maslow Ø¢Ø¨Ø±Ø§ÙØ§Ù ÙØ²ÙÙ" /></p>
<h2>خودشکوفایی یک نیاز ضروری برای انسان است</h2>
<p>رسیدن به خودشکوفایی اساساً به معنای رسیدن به بهترین نسخه از خود است که می‌تواند شامل استفاده از استعدادهای خود به طور منظم یا تقویت نقاط قوت خود و دستیابی به اهداف باشد. بعضی از روانشناسان می‌گویند خودشکوفایی می‌تواند یک نیاز ضروری برای انسان مانند خوردن و آشامیدن، ارزیابی شود.</p>
<h2>خودشکوفایی حتی از نیازهای اجتماعی مهم‌تر است</h2>
<p><img decoding="async" class="aligncenter wp-image-4107" src="http://behdashtravan.com/wp-content/uploads/2018/05/خودشکوفایی.jpg" alt="" width="600" height="469" srcset="https://behdashtravan.com/wp-content/uploads/2018/05/خودشکوفایی.jpg 800w, https://behdashtravan.com/wp-content/uploads/2018/05/خودشکوفایی-300x234.jpg 300w, https://behdashtravan.com/wp-content/uploads/2018/05/خودشکوفایی-768x600.jpg 768w" sizes="(max-width: 600px) 100vw, 600px" /></p>
<p>روانشناسی به نام <a href="http://behdashtravan.com/%d8%ac%d9%85%d9%84%d8%a7%d8%aa-%d8%a2%d8%a8%d8%b1%d8%a7%d9%87%d8%a7%d9%85-%d9%85%d8%b2%d9%84%d9%88/" target="_blank" rel="noopener noreferrer">آبراهام مازلو</a> در سال ۱۹۴۳ سلسله مراتبی از نیازهای انسان ساخت. نیازها در یک هرم مرتب‌شده بودند. نیازهای اساسی بشر مانند غذا، آب و سرپناهی برای زندگی در کف هرم و نیازهای اجتماعی مانند دوستی و خانواده در وسط و نیاز به خودشکوفایی در بالاترین سطح هرم بود.</p>
<p>برای دستیابی به تمام پتانسیل خود، ابتدا باید نیازهای اولیه را تحقق ببخشیم. در عصر مدرن این امر آسان‌تر شده است به این معنا که ما فرصت بیشتری جهت اختصاص دادن به بهترین نسخه از خود را می‌دهد. ازاین‌رو باید از این فرصت استفاده کرد.</p>
<p>قسمتی از زمان خود را به خودشکوفایی اختصاص دهید و ببینید چقدر از احساس شادمانی و رضایت انجام آن، شگفت‌زده خواهید شد.</p>
<p>کار مازلو بر روی خودشکوفایی تا حدودی بر پایه‌ی شخصیت‌های تاریخی بود که به اعتقاد او به خودشکوفایی رسیده بودند. این شخصیت‌ها شامل <a href="http://behdashtravan.com/%d8%ac%d9%85%d9%84%d8%a7%d8%aa-%d8%a2%d9%84%d8%a8%d8%b1%d8%aa-%d8%a7%db%8c%d9%86%d8%b4%d8%aa%db%8c%d9%86/" target="_blank" rel="noopener noreferrer">آلبرت انیشتین</a> و هنری دیوید ثورو بود.</p>
<p><img decoding="async" class="aligncenter" src="http://behdashtravan.com/wp-content/uploads/2017/09/%D8%A2%D8%A8%D8%B1%D8%A7%D9%87%D8%A7%D9%85-%D9%85%D8%B2%D9%84%D9%88-1-300x300.jpg" alt="Abraham Maslow Ø¢Ø¨Ø±Ø§ÙØ§Ù ÙØ²ÙÙ" /></p>
<p>&nbsp;</p>
<p>مازلو باور داشت کسانی که به خودشکوفایی رسیده‌اند، صفات کلیدی خود را به اشتراک گذاشته‌اند:</p>
<ul>
<li>آنها خودشان، زندگی و موقعیت‌هایشان را قبول می‌کنند.</li>
<li>آن‌ها ناشناخته‌ها را به‌جای ترس، می‌پذیرند.</li>
<li>آن‌ها به‌جای این‌که مسائل کوچک را به حساب بیاورند، بر روی حل مشکلات بزرگ تمرکز می‌کنند.</li>
<li>آن‌ها در مقابل ایده‌های نو و اعتقادات دیگران روشن‌فکر هستند.</li>
<li>آن‌ها میل زیادی برای آزادی شخصی و استقلال دارند.</li>
<li>آن‌ها تعداد کم روابط دوستی صمیمانه را به روابط زیاد دوستی‌های سطحی ترجیح می‌دهند.</li>
<li>آن‌ها از زندگی و تمام دنیایی که آن‌ها را احاطه کرده‌است قدردان هستند.</li>
<li>آن‌ها هدف و انگیزه‌ی قوی در جهت رشد خود دارند.</li>
</ul>
<p>خیلی بهتر از واقعیت به نظر می‌رسد؟ با تغییر طرز فکرتان و پیروی از چند دستور ساده می‌توانید راه خود را برای رسیدن به خودشکوفایی آغاز کنید.</p>
<h2>راه‌های جالب برای رسیدن به خودشکوفایی</h2>
<p>از آنجا که خودشکوفایی کمی مبهم به نظر می‌رسد باعث می‌شود برای رسیدن به آن سخت کار کنیم. سعی کنید از دستورالعمل‌های ساده‌ی زیر شروع کنید تا به خود واقعی‌تان تبدیل شوید. یادمان نرود که خودشکوفایی یکی از مهمترین مولفه‌های <a href="http://behdashtravan.com/%d8%b3%d9%84%d8%a7%d9%85%d8%aa%db%8c-%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86/" target="_blank" rel="noopener noreferrer">بهداشت روان</a> می‌باشد.</p>
<h3>روز ایده‌آل خود را توصیف کنید</h3>
<p>روی یک برگه‌ی کاغذ، توصیف روز ایده‌آل خود را بنویسید. تصور کنید که هیچ محدودیتی از لحاظ استعدادها، توانایی‌ها یا از لحاظ مالی وجود ندارد. شما روز خود را چگونه می‌گذرانید؟</p>
<p>به فعالیت‌هایی که در روز ایده‌آل خود نوشته‌اید نگاه کنید و سعی کنید راه‌هایی برای جای دادن آن‌ها به زندگی حاضر خود پیدا کنید. اگر شما مدیرعامل یک موسسه‌ی خیریه‌ی بزرگ در زندگی ایده‌آل خود هستید، چرا یک محل جمع‌آوری کمک‌های محلی برپا نمی‌کنید؟ اگر شما یک موسیقیدان مشهور هستید، بهتر نیست یک گیتار ارزان قیمت خریداری کنید و با آن تمرین کنید؟ هر کاری در این راستا انجام دهید به ایده‌آل‌های واقعی نزدیک‌تر می‌شوید.</p>
<h3>یک مدح کامل بنویسید</h3>
<p>این راهکار واقعاً می‌تواند روشنگرانه باشد. تصور کنید که شما فوت کردید؛ مدحی را برای مراسم تدفین خود بنویسید که دوست دارید ببینید. این متن می‌تواند شامل دستاوردهای مهم باشد، مربوط به زندگی کاری یا شخصی شما باشد، علایق شما باشد، در مورد روابط زندگی شما باشد و همچنین می‌تواند راه‌هایی باشد که شما جهان را تغییر داده‌اید. حالا در نظر بگیرید چه چیزهایی باید انجام دهید که این مدح تبدیل به واقعیت شود.</p>
<h3>مدل‌های نقش خود را بررسی کنید</h3>
<p>لیستی از مدل‌های برتر نقش خود بنویسید که پنج عدد یا بیشتر باشد. حالا لیستی از صفات هر مدل نقش بنویسید و ببینید کدام یک از آن‌ها به ظهور می‌رسد. این یکی از بهترین راه‌ها برای رسیدن به اولویت‌های شما است. اگر تمامی مدل‌های نقش خلاق بودند، سعی کنید تا آن صفات را در خود پرورش دهید. اگر آن‌ها سخاوتمندی و مهربانی است، تلاش بیشتری برای توجه و مراقبت به مردم در زندگی‌تان داشته باشید.</p>
<h3>یک فهرست از آرزوهای خود درست کنید</h3>
<p>نوشتن فهرستی از کارهایی که قبل از مرگ باید انجام داد یکی از بهترین راه‌ها برای تمرکز و تحقق بخشیدن اولویت‌های شما است. داشتن ایده‌های مبهم از آنچه که می‌خواهید انجام دهید خوب است، اما وقت گذاشتن برای نوشتن این فهرست باعث می‌شود که بیشتر به دستاوردها و هدف‌هایتان نزدیک شوید. سعی کنید که از مواردی استفاده کنید که هم اکنون بتوانید به اتمام برسانید و همچنین آرزوهایی را لحاظ کنید که زمان زیادی طول می‌کشد به آن‌ها برسید.</p>
<p>اینجا نمونه‌هایی از یک لیست آرزو است که می‌توانید از آن‌ها الهام بگیرید</p>
<ul>
<li>سفر به تمام قاره‌ها</li>
<li>آموختن نواختن پیانو</li>
<li>ساختن خانه‌ی شخصی</li>
<li>دیدن شفق‌های قطبی</li>
<li>خواندن ۵۰ کتاب در سال</li>
<li>رفتن به چتربازی</li>
</ul>
<p>از خلاقیت خود استفاده کنید و از بزرگ اندیشی هراسی نداشته باشید. البته که به دست آوردن خودشکوفایی احتیاج به زمان و تلاش دارد؛ اما ارزش آن را دارد که امتحانش کنید. چه کسی نمی‌خواهد به بهترین نسخه‌ی خود تبدیل شود؟</p>
<h2>منبع</h2>
<p><a href="https://www.724press.com/social/6137-%DA%86%D8%B1%D8%A7-%D8%AE%D9%88%D8%AF%D8%B4%DA%A9%D9%88%D9%81%D8%A7%DB%8C%DB%8C-%D8%A7%D8%B2-%D9%87%D8%B1%DA%86%DB%8C%D8%B2%DB%8C-%D9%85%D9%87%D9%85%E2%80%8C%D8%AA%D8%B1-%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%9F" target="_blank" rel="nofollow noopener noreferrer">۷۲۴express</a></p>
<p>The post <a href="https://behdashtravan.com/%d8%b6%d8%b1%d9%88%d8%b1%d8%aa-%d8%ae%d9%88%d8%af%d8%b4%da%a9%d9%88%d9%81%d8%a7%db%8c%db%8c-%d9%88-%d8%b1%d8%a7%d9%87%e2%80%8c%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%b1%d8%b3%db%8c%d8%af%d9%86-%d8%a8%d9%87-%d8%a2/">ضرورت خودشکوفایی و راه‌های رسیدن به آن</a> appeared first on <a href="https://behdashtravan.com">مجله تخصصی روانشناسی بهداشت روان</a>.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://behdashtravan.com/%d8%b6%d8%b1%d9%88%d8%b1%d8%aa-%d8%ae%d9%88%d8%af%d8%b4%da%a9%d9%88%d9%81%d8%a7%db%8c%db%8c-%d9%88-%d8%b1%d8%a7%d9%87%e2%80%8c%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%b1%d8%b3%db%8c%d8%af%d9%86-%d8%a8%d9%87-%d8%a2/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>زندگینامه آبراهام مزلو</title>
		<link>https://behdashtravan.com/%d8%b2%d9%86%d8%af%da%af%db%8c%d9%86%d8%a7%d9%85%d9%87-%d8%a2%d8%a8%d8%b1%d8%a7%d9%87%d8%a7%d9%85-%d9%85%d8%b2%d9%84%d9%88/</link>
		
		<dc:creator><![CDATA[بهروز هاشمی]]></dc:creator>
		<pubDate>Thu, 19 Jul 2018 10:30:59 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[انسانگرایی و روانشناسی مثبت]]></category>
		<category><![CDATA[خودشکوفایی و عزت نفس]]></category>
		<category><![CDATA[سرگذشت]]></category>
		<category><![CDATA[متفکران بزرگ]]></category>
		<category><![CDATA[مکاتب روانشناسی]]></category>
		<category><![CDATA[آبراهام مزلو]]></category>
		<category><![CDATA[ابراهام مازلو]]></category>
		<category><![CDATA[خودشکوفایی]]></category>
		<category><![CDATA[روانشناسی انسانگرا]]></category>
		<category><![CDATA[زندگینامه مازلو]]></category>
		<category><![CDATA[زندگینامه مزلو]]></category>
		<category><![CDATA[هرم مزلو]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://behdashtravan.com/?p=2253</guid>

					<description><![CDATA[<p>آبراهام مزلو بنیان‌گذار و رهبر معنوی جنبش روان‌شناسی انسان‌گرا محسوب می‌شود. او با رفتارگرایی و روانکاوی، مخصوصاً رویکرد فروید به شخصیت، مخالف بود. به عقیده‌ی مزلو، وقتی روان‌شناسان فقط انسان‌های نابهنجار و آشفته را بررسی کنند، خصوصیات مثبت انسان مانند خوشنودی، خرسندی و آرامش خیال را نادیده می‌گیرند. جمله‌ای که اغلب از مزلو نقل می‌شود &#8230;</p>
<p>The post <a href="https://behdashtravan.com/%d8%b2%d9%86%d8%af%da%af%db%8c%d9%86%d8%a7%d9%85%d9%87-%d8%a2%d8%a8%d8%b1%d8%a7%d9%87%d8%a7%d9%85-%d9%85%d8%b2%d9%84%d9%88/">زندگینامه آبراهام مزلو</a> appeared first on <a href="https://behdashtravan.com">مجله تخصصی روانشناسی بهداشت روان</a>.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>آبراهام مزلو بنیان‌گذار و رهبر معنوی جنبش ر<a href="http://behdashtravan.com/%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%e2%80%8c%d8%b4%d9%86%d8%a7%d8%b3%db%8c-%d8%a7%d9%86%d8%b3%d8%a7%d9%86%e2%80%8c%da%af%d8%b1%d8%a7/" target="_blank" rel="noopener">وان‌شناسی انسان‌گرا</a> محسوب می‌شود. او با <a href="http://behdashtravan.com/%d8%aa%d8%a7%d8%b1%db%8c%d8%ae%da%86%d9%87-%d8%b1%d9%81%d8%aa%d8%a7%d8%b1%da%af%d8%b1%d8%a7%db%8c%db%8c-%d9%82%d8%b3%d9%85%d8%aa-%d8%a7%d9%88%d9%84/" target="_blank" rel="noopener">رفتارگرایی</a> و <a href="http://behdashtravan.com/%d8%aa%d8%a7%d8%b1%db%8c%d8%ae%da%86%d9%87-%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%da%a9%d8%a7%d9%88%db%8c-%d9%82%d8%b3%d9%85%d8%aa-%d8%a7%d9%88%d9%84/" target="_blank" rel="noopener">روانکاوی</a>، مخصوصاً رویکرد <a href="http://behdashtravan.com/%d8%b2%d9%86%d8%af%da%af%db%8c%d9%86%d8%a7%d9%85%d9%87-%d9%81%d8%b1%d9%88%db%8c%d8%af-%d9%82%d8%b3%d9%85%d8%aa-%d8%a7%d9%88%d9%84/" target="_blank" rel="noopener">فروید</a> به شخصیت، مخالف بود. به عقیده‌ی مزلو، وقتی روان‌شناسان فقط انسان‌های نابهنجار و آشفته را بررسی کنند، خصوصیات مثبت انسان مانند خوشنودی، خرسندی و آرامش خیال را نادیده می‌گیرند. جمله‌ای که اغلب از مزلو نقل می‌شود موضع او را خلاصه می‌کند: «بررسی آدم‌های معلول، رشدنایافته، ناپخته و ناسالم، فقط می‌تواند روان‌شناسی معلول به بارآورد»(مزلو، ۱۹۷۰، ص ۱۸۰).</p>
<p>مزلو معتقد بود درصورتی‌که نتوانیم بهترین آدم‌ها را بررسی کنیم- خلاق‌ترین، سالم‌ترین و پخته‌ترین افراد- ماهیت انسان را دست‌کم می‌گیریم. بنابراین، مزلو تصمیم گرفت در رویکرد خود به <a href="http://behdashtravan.com/%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%d8%b4%d9%86%d8%a7%d8%b3%db%8c-%d8%b4%d8%ae%d8%b5%db%8c%d8%aa/" target="_blank" rel="noopener">شخصیت</a>، نمونه‌های برجسته‌ی جامعه را ارزیابی کند. او دلیل آورد که وقتی می‌خواهید مشخص کنید افراد با چه سرعتی می‌توانند بدوند، دونده‌ی متوسط را بررسی نمی‌کنید، بلکه به سراغ سریع‌ترین دونده‌ای که بتوانید بیابید می‌روید. فقط از این طریق امکان مشخص کردن استعداد کامل انسان وجود دارد.</p>
<p>نظریه‌ی شخصیت مزلو از شرح‌حال‌های بیماران بالینی به دست نیامده، بلکه از پژوهش درباره‌ی بزرگ‌سالان خلاق، مستقل، خودبسنده و <a href="http://behdashtravan.com/%d8%ac%d9%85%d9%84%d8%a7%d8%aa-%d8%a2%d8%a8%d8%b1%d8%a7%d9%87%d8%a7%d9%85-%d9%85%d8%b2%d9%84%d9%88/" target="_blank" rel="noopener">خودشکوفا</a> حاصل‌شده است. مزلو به این نتیجه رسید که همگی با مجموعه نیازهای غریزی یکسانی متولدشده‌ایم که ما را قادر می‌سازد رشد کنیم و استعداد خود را تحقق‌بخشیم.</p>
<h1>زندگینامه آبراهام مزلو (۱۹۷۰- ۱۹۰۸)</h1>
<h2>احساس‌های حقارت و جبران</h2>
<p>مزلو که از هفت فرزند خانواده فرزند اول بود، در سال ۱۹۰۸ در ناحیه‌ی بروکلین، نیویورک به دنیا آمد. والدین او مهاجرانی با تحصیلات کم بودند که به ارتقای وضعیت مالی ناچیز خود امید چندانی نداشتند. پدر مزلو در ۱۴ سالگی روسیه را ترک کرد و با پای پیاده خود را به اروپای شرقی رساند و به‌قدری بلندپرواز بود که توانست خود را به ایالات‌متحده برساند. پدر مزلو انگیزه‌ی شدید برای موفق‌شدن را در پسر خود القا کرد.</p>
<p>کودکی مزلو مشقت‌بار بود. او به یک مصاحبه‌گر گفت:«با دوران کودکی که من داشتم، تعجب‌آور است که چرا روان‌پریش نشدم»(نقل‌شده در هال، ۱۹۶۸، ص ۳۷). در اظهاریه‌ای که چند سال بعد از مرگ مزلو در نوشته‌های منتشرنشده‌ی او برملا  شد این را می‌خوانیم: «خانواده‌ی من خانواده‌ای بدبخت و مادرم مخلوق وحشتناکی بود» (نقل‌شده در هافمن، ۱۹۹۶، ص ۲). او منزوی و ناخشنود، بدون هیچ دوست صمیمی یا والدین بامحبت، بزرگ شد. پدر او گوشه‌گیر بود و هرازگاهی زندگی زناشویی ناخشنود خود را ترک می‌کرد. مزلو گفت که پدرش «عاشق ویسکی و زن‌ها و مبارزه بود»(نقل‌شده در ویلسون، ۱۹۷۲، ص ۱۳۱). سرانجام، مزلو با پدرش آشتی کرد، ولی در کودکی و نوجوانی نسبت به او فقط احساس خصومت می‌کرد.</p>
<p>رابطه‌ی مزلو با مادرش بدتر بود. زندگی‌نامه‌نویسی گزارش داد که مزلو «با نفرتی برطرف نشده نسبت به مادرش بزرگ شد و هرگز به جزئی‌ترین سازش با او دست نیافت»(هافمن، ۱۹۸۸، ص ۷). او خرافاتی بود و مزلو را به خاطر جزئی‌ترین خلاف‌کاری فوراً تنبیه می‌کرد. او مزلو را تهدید می‌کرد که خداوند بدرفتاری وی را تلافی خواهد کرد. مادر مزلو به او محبت نمی‌کرد و نسبت به وی بی‌اعتنا بود و آشکارا از خواهر- برادران کوچک‌ترش جانب‌داری می‌کرد. یک روز که مزلو دو بچه‌گربه را به خانه آورد، مادرش سر آن‌ها را به دیوار کوبید و آن‌ها را کشت. مزلو هرگز برخورد او را با خودش نبخشید و زمانی که مُرد، از شرکت کردن در مراسم تدفین وی خودداری کرد. این تجربه نه‌تنها بر زندگی عاطفی، بلکه بر کار او در روان‌شناسی تأثیر گذاشت. «کل فلسفه‌ی زندگی و تمام پژوهش و نظریه‌پردازی من&#8230; در نفرت و انزجار از هر چیزی که او طرفدار آن بود، ریشه دارد»(نقل‌شده از مزلو در هافمن، ۱۹۸۸، ص ۹).</p>
<p>مزلو در کودکی تصور می‌کرد با دیگران فرق دارد. او از هیکل لاغر و بینی بزرگ خود خجالت می‌کشید و به یاد می‌آورد که سال‌های نوجوانی‌اش مملو از <a href="http://behdashtravan.com/%d8%a2%d8%b3%db%8c%d8%a8%e2%80%8c%d8%b4%d9%86%d8%a7%d8%b3%db%8c-%d8%a2%d8%af%d9%84%d8%b1/" target="_blank" rel="noopener">عقده‌ی حقارت</a> بودند. مزلو به یک مصاحبه‌گر گفت: «من در این دنیا کاملاً تنها بودم. احساس می‌کردم عجیب‌وغریبم. این واقعاً در خون من بود، احساس بسیار عمیقی که اشکالی در من وجود دارد. هرگز احساس نکردم که برتر هستم. فقط یک عقده‌ی حقارت بزرگ و دردناک در من وجود داشت»(نقل‌شده در میلتون، ۲۰۰۲، ص ۴۲). او در جای دیگری نوشت: «سعی کردم چیزی را که نقص [جسمانی] بزرگی بود با هدایت کردن رشد خودم در مسیر موفقیت‌های ورزشی جبران کنم» (نقل‌شده در هافمن، ۱۹۸۸، ص ۱۳). بنابراین، مردی که بعدها به نظریه‌ی آلفرد آدلر علاقه‌مند شد از چند جهت، نمونه‌ی زنده‌ی مفهوم جبران احساس‌های حقارت آدلر بود.</p>
<p>وقتی تلاش‌های مزلو برای جبران کردن و به شهرت و پذیرش رسیدن به‌عنوان ورزشکار با شکست روبه‌رو شد، به کتاب‌ها روی آورد. کتاب‌خانه، زمین‌بازی کودکی و نوجوانی او و مطالعه و تحصیل، راه خروج از محله‌ی فقیرنشین و تنهایی شد. خاطرات قدیمی مزلو مهم هستند، زیرا سبک زندگی او را نشان می‌دهند- زندگی دانش‌پژوهی- که او برای خودش درست کرد. او به یاد می‌آورد که صبح زود به کتاب‌خانه‌ی محله می‌رفت و روی پلکان آن منتظر می‌ماند تا درها باز شوند. معمولاً یک ساعت قبل از شروع کلاس‌ها وارد مدرسه می‌شد و معلم به او اجازه می‌داد در کلاس خالی بنشیند و کتاب‌هایی را که به او امانت داده بود بخواند. با این‌که نمره‌های او متوسط بودند، ولی برای کسب پذیرش در سیتی کالج نیویورک کفایت می‌کردند. او در طول‌ترم اول در یک درس رد شد و در پایان سال اول مشروط شد، ولی با پشتکاری که نشان داد، نمراتش بهبود یافتند. او به درخواست پدرش تحصیل در رشته‌ی حقوق را شروع کرد، ولی بعد از دو هفته نتیجه گرفت که این رشته را دوست ندارد. چیزی که او واقعاً دوست داشت انجام دهد، مطالعه‌ی همه‌چیز بود.</p>
<h2>از میمون‌ها به خود شکوفایی</h2>
<p>میل به یادگیری مزلو با دل‌بستگی او به دخترعمویش برتا همراه بود. طولی نکشید که او خانه را ترک کرد، ابتدا برای رفتن به دانشگاه کرنل و بعد به دانشگاه ویسکانسین، جایی که برتا به او ملحق شد. زمانی‌که آن‌ها ازدواج کردند مزلو ۲۰ ساله و برتا ۱۹ ساله بود. این وحدت، احساس تعلق‌پذیری و هدف داشتن را در مزلو ایجاد کرد. او بعدها گفت که زندگی، معنای چندانی برای او نداشت تا این‌که با برتا ازدواج کرد و تحصیلات خود را در ویسکانسین آغاز نمود. او قبلاً در دانشگاه کرنل درسی را در روان‌شناسی گرفته و آن‌را «مزخرف و بی‌روح» یافته بود. «این هیچ ربطی به انسان‌ها نداشت، بنابراین، از آن متنفر و روی‌گردان شدم»(نقل‌شده در هافمن، ۱۹۸۸، ص ۲۶).</p>
<p>بااین‌حال، او در ویسکانسین با روان‌شناسی رفتارگرای جان بی. <a href="https://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%AC%D8%A7%D9%86_%D8%A8%DB%8C._%D9%88%D8%A7%D8%AA%D8%B3%D9%88%D9%86" target="_blank" rel="noopener">واتسون</a>، رهبر انقلابی که روان‌شناسی را علم رفتار کرده بود، آشنا شد. مزلو مانند خیلی از افراد در دهه‌ی ۱۹۳۰ به وجد آمد و باور کرد که رفتارگرایی می‌تواند تمام مشکلات جهان را حل کند. آموزش او در روان‌شناسی تجربی، مطالعه در مورد تسلط و رفتار جنسی در نخستین‌ها را در برداشت. این گام بزرگی از این نوع پژوهش در چارچوب رفتارگرایی به سمت تفکر روان‌شناسی انسان‌گرا بود- از میمون‌ها به خودشکوفایی.<br />
چند عامل تأثیرگذار، این تغییر عمیق را در تفکر او ایجاد کردند. او عمیقاً تحت تأثیر جنگ‌جهانی‌دوم و تولد اولین فرزندش قرارگرفته بود. او درباره‌ی این بچه گفت: «من از این راز و احساس واقعاً کنترل نداشتن مبهوت شدم. من قبل از تمام این‌ها احساس می‌کردم کوچک و ضعیف و نالایقم. می‌خواهم بگویم هرکسی که بچه‌ای دارد نمی‌تواند رفتارگرا باشد»(نقل‌شده در هال، ۱۹۶۸، ص ۵۶).</p>
<p>مزلو در سال ۱۹۳۴ دکترای خود را از دانشگاه ویسکانسین گرفت و به نیویورک برگشت، ابتدا برای دستیاری فوق دکترا تحت نظارت ادوارد ثرندایک در دانشگاه کلمبیا و بعداً برای تدریس در کالج بروکلین، که تا ۱۹۵۱ آنجا ماند. مزلو چند آزمون هوش و آزمون‌های استعداد علمی را انجام داد و نمره هوش‌بهر ۱۹۵ گرفت که ثرندایک آن را دامنه‌ی نبوغ توصیف کرد. ابتدا مزلو شگفت‌زده شد، ولی طولی نکشید که این کشف را پذیرفت و ازآن‌پس آن‌را نوعی پیروزی دانست.</p>
<p>تدریس در نیویورک که در اواخر دهه‌ی ۱۹۳۰ و اوایل دهه‌ی ۱۹۴۰، به مزلو امکان داد تا با روشن‌فکران مهاجری که از آلمان نازی گریخته بودند و <a href="http://behdashtravan.com/%d8%b2%d9%86%d8%af%da%af%db%8c-%d8%a7%d8%b1%db%8c%da%a9-%d9%81%d8%b1%d9%88%d9%85/" target="_blank" rel="noopener">اریک فروم</a>، کارن هورنای و <a href="http://behdashtravan.com/%d8%b2%d9%86%d8%af%da%af%db%8c%d9%86%d8%a7%d9%85%d9%87-%d8%a2%d8%af%d9%84%d8%b1/" target="_blank" rel="noopener">آلفرد آدلر</a> ازجمله‌ی آن‌ها بودند آشنا شود. برتا مزلو به یاد می‌آورد که مزلو «همیشه از آدلر صحبت می‌کرد و عمیقاً از نظریه‌های او به وجد آمده بود»(نقل‌شده در هافمن، ۱۹۸۸، ص ۳۰۴). او همچنین با روان‌شناس گشتالت، مکس ورتهایمر و انسان‌شناس آمریکایی، روت بنه‌دیکت آشنا شد. تحسین او از ورتهایمر و بنه‌دیکت، عقاید وی را درباره‌ی خودشکوفایی برانگیخت.</p>
<p>در سال ۱۹۴۱، مدت کوتاهی بعد از حمله‌ی شگفت‌آور ژاپن به پایگاه دریایی آمریکا در پرل هاربر واقع در هاوایی که به درگیرشدن آمریکا در جنگ جهانی دوم شتاب بخشید، مزلو شاهد رژه‌ای نظامی بود. این تجربه، زندگی او را عوض کرد و تصمیم گرفت خود را وقف ساختن نوعی روان‌شناسی کند که به عالی‌ترین آرمان‌های انسان بپردازد. او تصمیم گرفت در جهت بهبود شخصیت انسان کار کند و نشان دهد که انسان‌ها می‌توانند از رفتارهایی بهتر از تعصب، نفرت و پرخاشگری داشته باشند.</p>
<p>مزلو از سال ۱۹۵۱ تا ۱۹۶۹ در دانشگاه براندیز واقع در ماساچوست تدریس کرد. کمک‌هزینه‌ای اهدایی وی را قادر ساخت به کالیفرنیا نقل‌مکان کند تا بر اساس روان‌شناسی انسان‌گرا، روی فلسفه‌ی سیاست، اقتصاد و اخلاق کار کند. او در روان‌شناسی و در بین عامه‌ی مردم، شخصیت محبوبی شد. او جوایز و افتخارات متعددی کسب کرد و در سال ۱۹۶۷ به ریاست انجمن روان‌شناسی آمریکا برگزیده شد.</p>
<p>مزلو در اوج شهرت، به انواع بیماری‌ها ازجمله اختلالات معده، بی‌خوابی، افسردگی و بیماری قلبی مبتلا شد. باوجوداین ضعف‌های جسمانی روزافزون، خود را به تلاش بیشتر واداشت تا به هدف انسانی کردن روان‌شناسی دست یابد. او در مصاحبه‌ی ۱۹۶۸ گفت: «احساس می‌کنم محدودتر می‌شوم. من بازی‌ها و شعر و شاعری را کنار گذاشته و روابط دوستی تازه‌ای برقرار کرده‌ام&#8230; کارم را خیلی دوست دارم و به‌قدری جذب آن شده‌ام که هر چیز دیگری کوچک‌تر و کوچک‌تر به نظر می‌رسد»(نقل‌شده در فریک، ۲۰۰۰، ص ۱۳۵). مزلو در سال ۱۹۷۰ در اثر حمله‌ی قلبی درگذشت، حمله‌ای که هنگام دوِ آهسته دور استخر به او دست داد. این ورزش را متخصص قلب به او توصیه کرده بود.</p>
<h2>منبع:</h2>
<p><strong>کتاب:</strong> <a href="https://books.google.com/books/about/Theories_of_Personality.html?id=oStTCwAAQBAJ&amp;printsec=frontcover&amp;source=kp_read_button#v=onepage&amp;q&amp;f=false" target="_blank" rel="noopener">نظریه‌های شخصیت</a><br />
<strong>نویسنده:</strong> دوان.پی.شولتز / سیدنی.الن.شولتز<br />
<strong>مترجم:</strong> یحیی سیدمحمدی</p>
<p>The post <a href="https://behdashtravan.com/%d8%b2%d9%86%d8%af%da%af%db%8c%d9%86%d8%a7%d9%85%d9%87-%d8%a2%d8%a8%d8%b1%d8%a7%d9%87%d8%a7%d9%85-%d9%85%d8%b2%d9%84%d9%88/">زندگینامه آبراهام مزلو</a> appeared first on <a href="https://behdashtravan.com">مجله تخصصی روانشناسی بهداشت روان</a>.</p>
]]></content:encoded>
					
		
		
			</item>
		<item>
		<title>خودتخریبی</title>
		<link>https://behdashtravan.com/%d8%ae%d9%88%d8%af%d8%aa%d8%ae%d8%b1%db%8c%d8%a8%db%8c-%d9%85%d8%a7%d9%86%d8%b9-%d8%b4%da%a9%d9%88%d9%81%d8%a7%db%8c%db%8c/</link>
					<comments>https://behdashtravan.com/%d8%ae%d9%88%d8%af%d8%aa%d8%ae%d8%b1%db%8c%d8%a8%db%8c-%d9%85%d8%a7%d9%86%d8%b9-%d8%b4%da%a9%d9%88%d9%81%d8%a7%db%8c%db%8c/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[بهروز هاشمی]]></dc:creator>
		<pubDate>Sun, 17 Jun 2018 10:30:51 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[اختلالات روانی]]></category>
		<category><![CDATA[ارتقاء سلامت روان]]></category>
		<category><![CDATA[بهداشت روان]]></category>
		<category><![CDATA[خودشکوفایی و عزت نفس]]></category>
		<category><![CDATA[استعداد]]></category>
		<category><![CDATA[خودتخریب‌گر]]></category>
		<category><![CDATA[خودتخریب‌گری]]></category>
		<category><![CDATA[خودتخریبی]]></category>
		<category><![CDATA[خودشکوفایی]]></category>
		<category><![CDATA[شکوفایی]]></category>
		<category><![CDATA[شکوفایی استعداد]]></category>
		<category><![CDATA[عزت نفس]]></category>
		<category><![CDATA[کمالگرایی]]></category>
		<category><![CDATA[موانع شکوفایی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://behdashtravan.com/?p=2883</guid>

					<description><![CDATA[<p>طبیعی است که هر انسانی بخواهد موفق شود و با به کار گرفتن استعدادهایش به خودشکوفایی برسد. با این حال، بسیاری از انسان‌ها در زندگی باعث شکست خود می‌شوند. آنها خودتخریب‌گرها هستند. بعضی از مردم بزرگ‌ترین دشمن خودشان هستند و همیشه در حال گستردن دام‌هایی هستند که سرانجام خود در آنها گیر می‌افتند. این مسئله &#8230;</p>
<p>The post <a href="https://behdashtravan.com/%d8%ae%d9%88%d8%af%d8%aa%d8%ae%d8%b1%db%8c%d8%a8%db%8c-%d9%85%d8%a7%d9%86%d8%b9-%d8%b4%da%a9%d9%88%d9%81%d8%a7%db%8c%db%8c/">خودتخریبی</a> appeared first on <a href="https://behdashtravan.com">مجله تخصصی روانشناسی بهداشت روان</a>.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>طبیعی است که هر انسانی بخواهد موفق شود و با به کار گرفتن استعدادهایش به خودشکوفایی برسد. با این حال، بسیاری از انسان‌ها در زندگی باعث شکست خود می‌شوند. آنها خودتخریب‌گرها هستند. بعضی از مردم بزرگ‌ترین دشمن خودشان هستند و همیشه در حال گستردن دام‌هایی هستند که سرانجام خود در آنها گیر می‌افتند. این مسئله هیچ ارتباطی به هوش ندارد. خودتخریب‌گرها معمولاً انسان‌های بسیار باهوشی هستند، اما فقط بخش کوچکی از قدرت تفکر خود را در جهت فعالیت‌های سازنده به کار می‌گیرند. بیشتر استعداد و خلاقیت آنها صرف خنثی کردن فعالیت‌های از پیش برنامه‌ریزی‌شده و در نهایت آماده شدن برای روبه‌رو شدن با شکست می‌شود. از طرف دیگر خودتخریبی هیچ ارتباطی با سلامت روانی ندارد. با اینکه خودتخریبی با درک انسان از خود به عنوان یک مخلوق منطقی در تضاد است، اما خودتخریب‌گرها معمولاً انسان‌هایی کاملاً منطقی و بهنجار هستند.</p>
<h2>خودتخریبی چیست و چه نشانه‌هایی دارد؟</h2>
<p>دکتر <a href="https://fa.wikipedia.org/wiki/%DA%A9%D8%A7%D8%B1%D9%84_%D8%A2%D8%A8%D8%B1%D8%A7%D9%87%D8%A7%D9%85" target="_blank" rel="noopener">کارل آبراهام</a> اولین <a href="http://behdashtravan.com/%d8%aa%d8%a7%d8%b1%db%8c%d8%ae%da%86%d9%87-%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%da%a9%d8%a7%d9%88%db%8c-%d9%82%d8%b3%d9%85%d8%aa-%d8%a7%d9%88%d9%84/" target="_blank" rel="noopener">روانکاوی</a> بود که به وجود تلاش‌های خودتخریبی در موقعیت‌های بالینی پی برد. زیگموند <a href="http://behdashtravan.com/%d8%b2%d9%86%d8%af%da%af%db%8c%d9%86%d8%a7%d9%85%d9%87-%d9%81%d8%b1%d9%88%db%8c%d8%af-%d9%82%d8%b3%d9%85%d8%aa-%d8%a7%d9%88%d9%84/" target="_blank" rel="noopener">فروید</a> نیز اصطلاح «واکنش منفی نسبت به درمان» را در مورد این پدیده‌ی عجیب به کار برده است. فروید می‌گوید درست در زمانی که همه‌ی شواهد حاکی از آمادگی بیمار برای بهبود است، این افراد در مرحله‌ی مداوا به طرز عجیبی واکنش منفی نشان داده‌اند. اسناد تاریخی در مورد خودتخریبی به هزاران سال پیش برمی‌گردد. تخریب خود و دیگران معمولاً در ادبیات دینی با استعاره‌ی «شیطان» و «نیروی شیطانی» بیان شده است. عنصر مشترک در تمام الگوهای خودتخریبی این است که «فرد به انجام کاری مبادرت می‌ورزد که برای خودش زیان‌آور است.»</p>
<p>دکتر ساموئل جی. وارنر، روان‌شناس بالینی، پانزده سال به پژوهش در زمینه‌ی خودتخریبی و خودویرانگری پرداخت. در این مقاله به یافته‌های وی در مورد «الگوهای خودتخریبی» در کتابش با عنوان «خودشکوفایی و خودتخریبی: نیروهای نهفته درونی را شکوفا کنیم» (ترجمه ثریا پاک‌نظر، انتشارات گام نو) می‌پردازیم. با آشنایی با این الگوها و علائم می‌توانیم دام‌هایی را که در مسیر رشد و شکوفایی خود چیده‌ایم، شناسایی و از آنها اجتناب کنیم. باید توجه کرد که خودتخریبی دارای شدت و ضعف است و تمام این الگوها شاید به طور همزمان در یک فرد وجود نداشته باشد. از طرف دیگر هر فرد عادی نیز ممکن است به طور مقطعی برخی از این نشانه‌ها را در خود احساس کند. با مرور این الگوها و میزان ثبات و شدت آنها، می‌توانیم به طور کلی از میزان خودتخریبی خویش آگاه شویم.</p>
<h3>۱. خودتخریب‌گرها دیگران را عامل شکست خود می‌دانند</h3>
<p>انسان‌ها وقتی به دلایل شکست خود در بعضی از جنبه‌های زندگی می‌اندیشند، معمولاً نقش مؤثر نیروهای درونی در به ثمر رساندن شکستشان را نادیده می‌گیرند و اغلب برای تبرئه کردن خود از بار ملامت‌ها، تصور زیرکانه‌ای از دلایل «خوب» و منطقی برای شکست‌های پی‌درپی خود در زندگی دارند. یک دانش‌آموز، معلم خود را بی‌کفایت می‌داند. یک هنرمند، رشته‌ی هنری‌اش را ملامت می‌کند. یک مدیرعامل جوان سازوکارهای اداری غیرقابل نفوذ و دست و پاگیر را مقصر می‌داند. به‌این‌ترتیب همه‌ی این افراد دلایل شکستشان را در عوامل خارجی می‌بینند. با این حال، مطالعه‌ی عمیق در موقعیت‌های زندگی این افراد اغلب نشان می‌دهد که علت اصلی شکست آنها در بیشتر موارد از درون خودشان ناشی می‌شود. اغلب این افراد نمونه‌های بارز خودتخریب‌گرهای زیرک هستند.</p>
<h3>۲. خودتخریبی با اندوه و افسردگی همراه است</h3>
<p>این افراد اغلب به دلیل داشتن گرایش‌های خودتخریبی به شدت زجر می‌کشند. احساس حقارت و اندوه پنهانِ ناشی از محدودیت‌های شغلی و شکست‌های دیگر در زندگی، اغلب برای آنها مشکلات دشواری می‌آفریند. وقتی در صدد استفاده از قدرت خلاق خود برمی‌آیند، اغلب دچار افسردگی می‌شوند و این حالت را «خستگی» توصیف می‌کنند. با وجود اینکه فرد میل به دست یافتن به موفقیت دارد اما درعین‌حال در لحظه‌ای که باید از استعداد و قدرت خلاق خود استفاده کند، افسرده می‌شود و توان لازم را از دست می‌دهد.</p>
<h3>۳. خودتخریب‌گرها احساس نیاز به رنج کشیدن دارند</h3>
<p>آنها معمولاً نیاز به رنج کشیدن دارند و از هر فرصتی برای رسیدن به شکست و بیچارگی مطلق، بهره می‌برند. با اینکه این موضوع ممکن است پیچیده و عجیب به نظر برسد، اما درست در لحظه‌ای که فرد خودتخریب‌گر احساس بیچارگی می‌کند، اگر به چشمانش نگاه کنید، متوجه می‌شوید که حالت نگاه او اغلب منعکس‌کننده‌ی نوعی احساس پیروزی و نیشخند است. آنها در دل از آسیب رساندن به خودشان به وجد می‌آیند. ظاهراً تجربه‌هایی که به مجازات آنها یا خودتخریبی منجر می‌شود، آنها را ارضا می‌کند. در همین لحظات آنها احساس «رنج بردن» را نیز تجربه می‌کنند. به همین دلیل آزارطلبی یا سادیسم نیز از نمونه‌های بارز خودتخریبی است.</p>
<h3>۴. به قابلیت‌ها و استعدادهای خود نگرش منفی دارند و در جهت عکس آنها عمل می‌کنند</h3>
<p>نگرش منفی افراد خودتخریب‌گر به قابلیت‌هایشان، دستاوردهای آنان را کاهش می‌دهد. آنها معمولاً هوش و استعداد انجام کارهای مهمی را دارند، اما معمولاً تمایل دارند استعدادهایشان را در جهت عکس به کار بگیرند. آنها معمولاً پی‌درپی شغل‌هایی «نامناسب» برای خود انتخاب می‌کنند و فقط به شغل‌هایی جلب می‌شوند که از آنها نفرت دارند، شغل‌هایی که در حد بسیار ناچیزی استعدادهای آنها را به کار می‌گیرد.</p>
<h3>۵. رفتاری خام، وابسته و کودکانه دارند</h3>
<p>افراد خودتخریب‌گر اغلب رفتاری بسیار خام و شخصیتی <a href="http://behdashtravan.com/%d8%a7%d8%ae%d8%aa%d9%84%d8%a7%d9%84-%d8%b4%d8%ae%d8%b5%db%8c%d8%aa-%d9%88%d8%a7%d8%a8%d8%b3%d8%aa%d9%87/" target="_blank" rel="noopener">وابسته</a> دارند. تصویری که آنها از خود ارائه می‌دهند، حاکی از عدم توانایی آنها در قبول مسئولیت‌های مهم است. این ظاهر ناتوان به آنها کمک می‌کند تا از درک مسائل واقعی بزرگ‌سالان و خلاقیتِ بارور، دور بمانند. آنها با استفاده از ظاهر نابالغ و وابسته‌ی خود، کسانی را که به آنها وابسته هستند مأیوس می‌کنند. مثلاً مردی وقتی از دست زنش عصبانی می‌شود، دست از کار می‌کشد تا موجب رنجش او را فراهم کند. با اینکه او به هدف خود یعنی آزار دادن همسرش می‌رسد، اما همزمان به خود نیز لطمه می‌زند.</p>
<h3>۶. موفقیت‌های خود را بی‌ارزش می‌دانند</h3>
<p>خودتخریب‌گرها با اینکه ممکن است از نظر دیگران افراد موفقی جلوه کنند، اما نظر خودشان در مورد دستاوردهایشان کاملاً برعکس است. برای مثال، یک مدیر فروش مستعد از تمام تاکتیک‌های موجود برای گرفتن ترفیع استفاده می‌کند یا یک خانم جوان و زیبا برای جلب خواستگار از هیچ کوششی فروگذار نمی‌کند، اما ثمره‌ی ترفیع مدیر فروش، در نظر او که مرد فوق‌العاده باهوشی است، پشیزی ارزش ندارد چون او در واقع ترجیح می‌دهد در حرفه‌ی کاملاً متفاوتی کار کند. در مورد آن خانم جوان، گرچه جلب تقاضای ازدواج برای او به آسانی آب خوردن است، اما مرد مورد نظر هرگز به نظر این خانم یک شریک زندگی مناسب نیست. هر دو مورد حاکی از موفق بودن فرد است، اما موفقیتی که برای خود آنها بی‌ارزش است. در طول یک عمر زندگی، مجموعه‌ی تمام این «موفقیت‌ها» برای فرد جز یک شکست بزرگ نیست.</p>
<h3>۷. در مورد مسائل مهم زندگی خود تصمیم‌های بسیار بدی می‌گیرند</h3>
<p>افراد خودتخریب‌گر اغلب در مورد مسائل اساسی و مهم زندگی خود تصمیم‌های بسیار بدی می‌گیرند. برای مثال، فرد خودتخریب‌گر ممکن است در مورد یک مأموریت طولانی در منطقه‌ای دورافتاده از شهر خود که سال‌های زیادی از زندگی‌اش را به خود اختصاص خواهد داد، به طور جدی فکر کند و سپس آن را بپذیرد و بعدها معلوم شود که این سال‌ها برای خودشکوفایی او بسیار حائز اهمیت بوده‌اند و منطق حکم می‌کرده است که او در آن سالیان در شهر خود بماند. جالب توجه است که او قبل از اتخاذ تصمیمی که به بیهوده سپری شدن چند سال از زندگی‌اش منجر شده است، تمام اطلاعات لازم برای گرفتن یک تصمیم عاقلانه را داشته است اما بنا به دلایلی ناشناخته تصمیم گرفته است گام غلطی بردارد. ارزش این‌گونه انتخاب‌ها را می‌توان چنین خلاصه کرد: موفقیت در زمینه‌های جزئی و شکست در زمینه‌های کلی.</p>
<h3>۸. خود را در معرض تحقیر و سوءاستفاده قرار می‌دهند</h3>
<p>فرد خودتخریب‌گر همیشه خود را در معرض حقارت و حمله قرار می‌دهد. او در موقعیت‌هایی که بنابر تجربه‌ی قبلی، آسیب‌پذیر بودن جز تمسخر و سوءاستفاده ثمری ندارد، ظاهری بیچاره و رقت‌انگیز به خود می‌گیرد و در موقعیت‌هایی که باید رفتاری هوشمندانه و توأم با سیاست نشان بدهد، مصرانه از خود تصویر آدمی ساده‌لوح ارائه می‌دهد. او اغلب دیگران را به سوءاستفاده از خود تحریک می‌کند. با اینکه می‌داند بعضی از رفتارها ممکن است باعث تحریک دیگران به سوءاستفاده از وی شود، بااین‌حال بر این رفتارها پافشاری می‌کند و در نتیجه از اینکه همیشه مورد سوءاستفاده قرار می‌گیرد، رنج می‌برد.</p>
<h3>۹. در استفاده از پول بی‌احتیاط هستند</h3>
<p>خودتخریب‌گرها معمولاً در به‌کارگیری منابع مالی خود بی‌احتیاط هستند. اگرچه می‌دانند که در صورت اندوختن پس‌اندازی هر چند اندک زندگی‌شان بسیار شیرین‌تر خواهد شد، به نحوی از کنار گذاشتن مقدار کافی از حقوق خود عاجزند و همیشه خود را در معرض تحقیر طلبکارانشان قرار می‌دهند.</p>
<h3>۱۰. کمال‌گرا هستند</h3>
<p>خودتخریب‌گرها همیشه مستعد <a href="http://behdashtravan.com/%d8%a7%d8%ae%d8%aa%d9%84%d8%a7%d9%84-%d8%b4%d8%ae%d8%b5%db%8c%d8%aa-%d9%88%d8%b3%d9%88%d8%a7%d8%b3%db%8c-%d8%ac%d8%a8%d8%b1%db%8c/" target="_blank" rel="noopener">کمال‌گرایی</a> هستند و کمال‌گرایی آنها مستعد شکست است. یک نقاش چند رنگ مختلف را با هم ترکیب می‌کند اما کار مهم دیگری انجام نمی‌دهد، یک نویسنده پشت سر هم صفحات یک نوشته را پاره می‌کند و تا ابد «کارش را دوباره آغاز می‌کند.» یک نوع حس تردید، به بهانه‌ی کمال‌گرایی به تدریج و زیرکانه تمام انرژی و اراده‌ی آنها را سست می‌کند. همیشه کارها را به تعویق می‌اندازند.</p>
<h3>۱۱. با خوش‌شانسی و فرصت‌های عالی مشکل دارند</h3>
<p>خوش شانسی معمولاً برای افراد خودتخریب‌گر مشکلات دشواری ایجاد می‌کند. وقتی ناگهان یک فرصت مطلوب و مشعوف‌کننده به دست می‌آورند، غالباً به شدت دچار <a href="http://behdashtravan.com/%d8%a7%d8%b6%d8%b7%d8%b1%d8%a7%d8%a8-%d8%a7%d8%b2-%d9%86%da%af%d8%a7%d9%87-%d9%81%d8%b1%d9%88%db%8c%d8%af/" target="_blank" rel="noopener">اضطراب </a>و وحشت می‌شوند. یک حسابدار رده‌بالا که درآمدش ناگهان در اثر یک سلسله وقایع پیش‌بینی‌نشده به طرز چشمگیری افزایش می‌یابد و فرصت‌های ترقی زیادی را برایش به ارمغان می‌آورد، ناگهان به وحشت می‌افتد درحالی‌که شکست‌های پی در پی در زندگی هرگز تا این حد او را نگران نکرده است.</p>
<h3>۱۲. کارِ سازنده آنها را دچار اضطراب می‌کند</h3>
<p>خودتخریب‌گرها به هنگام انجام کارهای واقعاً سازنده، دچار تنش و اضطراب می‌شوند. وقتی اوقات خود را به انجام کارهای بی‌اهمیت می‌گذرانند، کار آنها نسبتاً خوب و رضایت‌بخش است، اما وقتی تصمیم به انجام کارهای مهمی می‌گیرند، شعله‌های اضطراب از درون آنها زبانه می‌کشد. این‌گونه افراد وقتی برای انجام کارهای خلاق برنامه‌ریزی می‌کنند، دچار احساس گناه می‌شوند.</p>
<h3>۱۳. در همرنگی با جماعت اهل افراط و تفریط هستند</h3>
<p>معمولاً ارزش‌ها و فرهنگ‌های اجتماعی روی افراد فشار زیادی برای همرنگ شدن با دیگران می‌گذارند. بنابراین برای کسانی که اصیل یا متفاوت هستند، خطراتی وجود دارد. اما جوهر زندگی مستلزم آزادی برای متفاوت بودن است. تمام مردم معمولاً از هوش خود برای همرنگ شدن استفاده می‌کنند، اما فقط تا حدی که برای آنها مورد نیاز است. برای خودتخریب‌گرها قضیه به شکل دیگری است. چون آنها معمولاً بدون پایه و اساس منطقی با محیط به مخالفت برمی‌خیزند، وقتی واقعیت‌های دنیای خارج به آنها فشار می‌آورد، غالباً بیش‌ازحد انتظار انعطاف‌پذیر می‌شوند.</p>
<p>افراد خودتخریب‌گر ممکن است نشانه‌های وسواس‌گونه‌ای از همرنگی با جماعت را که در تعارض کامل با مخالفت شدید آنها با زندگی اجتماعی است، بروز بدهند. نیاز افراطی به همرنگ شدن با جماعت و نیاز افراطی به مخالفت با محیط، به طور خودکار و سرسختانه در آنها وجود دارد و به نظر می‌رسد یک نیروی قوی درونی که منطق قادر به شکست یا هدایت آن نیست، به آنها فشار وارد می‌کند. این دو گرایش توأم با <a href="http://behdashtravan.com/%d9%88%d8%b3%d9%88%d8%a7%d8%b3-%d9%81%da%a9%d8%b1%db%8c-%d8%b9%d9%85%d9%84%db%8c/" target="_blank" rel="noopener">وسواس</a>، گاه جای یکدیگر را می‌گیرند و بی‌ثباتی‌های زندگی آنها را افزایش می‌دهند.</p>
<h3>۱۴. از شکوفایی استعدادهای خود روی‌گردان هستند</h3>
<p>خودتخریب‌گرها از نیاز طبیعی انسان‌ها، یعنی نیاز به رشد، شکوفایی و کنجکاوی طبیعی نسبت به کشف تمام قابلیت‌ها و ابعاد وجود خود در جهان روی‌گردان هستند. آنها به حاشیه‌ها و حیطه‌های کم‌اهمیت هستی خود عقب‌نشینی می‌کنند. حتی اگر تلاش‌های پی‌درپی آنها برای نائل شدن به موفقیت در این حیطه‌های محدود، موفقیت‌آمیز باشد، غریزه‌ی آنها خودتخریبی محسوب می‌شود. اگر یک فروشنده‌ی «موفق» آرزوی نویسنده شدن داشته باشد و برای نویسنده شدن واقعاً هم استعداد داشته باشد، او هنوز در زندگی یک شکست‌خورده محسوب می‌شود.</p>
<h3>۱۵. از ارزیابی واقع‌بینانه‌ی زندگی خود گریزان هستند</h3>
<p>این افراد معمولاً تمایلی به نگرش واقعی به زندگی خود ندارند و نمی‌خواهند به طور دقیق آن را مورد بررسی قرار بدهند. معمولاً نوعی احساس تهی بودن، ساختگی بودن و نقش بازی کردن دارند. در مواقع پرفشار زندگی، صرفاً وقت و تمایل لازم برای ارزیابی اهداف خود را ندارند. اما گاه وقتی فشار «سروسامان گرفتن» کاهش می‌یابد (معمولاً در دوره‌ی میان‌سالی) و شخص زمان و انرژی لازم برای فکر کردن به موقعیت زندگی خود را دارد، ناگهان به این حقیقت تلخ پی می‌برد که به نحوی از مسیر خود منحرف شده و در یک مسیر غیرمنطقی گام برداشته است.</p>
<p>ناگهان متوجه می‌شود که زندگی او تهی و بی‌معنی است و حتی اگر در این مسیر به موفقیت‌های بیشتر دست یابد، زندگی‌اش در نهایت یک شکست کامل محسوب خواهد شد. او در جوانی فشارهای شدید و دشواری‌های زندگی را تحمل و یک مسیر طولانی مشخص را طی کرده است و ظاهراً در کسب نمادهای «موفقیت» و «امنیت» موفق هم بوده است، اما وقتی فشار اضطراب کاهش می‌یابد و او واقع‌بینانه‌تر به زندگی خود می‌نگرد، تهی بودن این زندگی، سایه‌ای تاریک بر ادامه‌ی مسیر زندگی‌اش می‌افکند.</p>
<h2>بهبود خودتخریبی و آثار آن</h2>
<p>وقتی‌که ما نسبت به الگوهای خودتخریبی آگاه می‌شویم، تکرار این الگوها به مرور کاهش می‌یابد. نقش فرمانبرداری کورکورانه از این الگوها کاهش و نقش عقل در حاکم بودن بر زندگی افزایش می‌یابد. نیاز انسان به خلاقیت، دیگر با دنیای پرزرق‌وبرق گذشته شرطی نمی‌شود، بلکه دنیای واقعی امروز آن را شرطی می‌کند. وابستگی فرد به دیگران، ابعاد واقع‌بینانه‌تری به خود می‌گیرد و مسائل از حالت اضطراری مرگ و زندگی دوران کودکی خارج می‌شوند. فرد، پوسته‌ی دنیای کوچک جهان کودکی را که در آن، زندگی تقریباً به صورت کامل در ارتباط با والدین معنی دارد، می‌شکافد و پا به عرصه‌ی دنیای دیگری می‌گذارد. درک فضای زندگی افزایش می‌یابد و شفاف‌تر می‌شود. فرد می‌تواند وقایع دنیای خارجی و دنیای درونی احساسات را بهتر تجربه کند.</p>
<p>فرد عادت می‌کند به خویشتن بنگرد، انگار که به شیئی می‌نگرد و از هوش خود در جهت ارزیابی فعالیت‌ها و نفس خود استفاده می‌کند و بر اساس این هوش، به ایجاد تغییر دست می‌زند. قادر است خوشبختی و خوش‌اقبالی را تحمل کند و حتی از آن لذت هم ببرد، بدون آنکه احساس گناه به او دست بدهد. فرد در مسیر فعالیت‌های خودجوش، خلاقانه و خودشکوفایی قرار می‌گیرد.</p>
<p>&nbsp;</p>
<p>در مورد تفاوت روانکاو با یک روانشناس عادی روی این <a href="http://behdashtravan.com/%d9%81%d8%b1%d9%82-%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%da%a9%d8%a7%d9%88-%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%d8%b4%d9%86%d8%a7%d8%b3-%d9%88-%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%d9%be%d8%b2%d8%b4%da%a9/" target="_blank" rel="noopener">کلیک</a> کنید و برای آشنایی با نتایج و تاثیر روانکاوی روی این <a href="http://behdashtravan.com/%d8%aa%d8%a7%d8%ab%db%8c%d8%b1-%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%da%a9%d8%a7%d9%88%db%8c-%d8%a8%d9%84%d9%86%d8%af%d9%85%d8%af%d8%aa-%d9%88-%d9%86%d8%aa%db%8c%d8%ac%d9%87-%d8%a2%d9%86-%d8%af%d8%b1-%d8%b2%d9%86/" target="_blank" rel="noopener">لینک</a> کلیک کنید.</p>
<h2>منبع</h2>
<p><a href="https://www.chetor.com/49053-%D8%AE%D9%88%D8%AF%D8%AA%D8%AE%D8%B1%DB%8C%D8%A8%DB%8C-%DA%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA/" target="_blank" rel="nofollow noopener">چطور</a></p>
<p>The post <a href="https://behdashtravan.com/%d8%ae%d9%88%d8%af%d8%aa%d8%ae%d8%b1%db%8c%d8%a8%db%8c-%d9%85%d8%a7%d9%86%d8%b9-%d8%b4%da%a9%d9%88%d9%81%d8%a7%db%8c%db%8c/">خودتخریبی</a> appeared first on <a href="https://behdashtravan.com">مجله تخصصی روانشناسی بهداشت روان</a>.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://behdashtravan.com/%d8%ae%d9%88%d8%af%d8%aa%d8%ae%d8%b1%db%8c%d8%a8%db%8c-%d9%85%d8%a7%d9%86%d8%b9-%d8%b4%da%a9%d9%88%d9%81%d8%a7%db%8c%db%8c/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>چطور از ترس استفاده مفید کنیم؟</title>
		<link>https://behdashtravan.com/%da%86%d8%b7%d9%88%d8%b1-%d8%a7%d8%b2-%d8%aa%d8%b1%d8%b3-%d8%a7%d8%b3%d8%aa%d9%81%d8%a7%d8%af%d9%87-%d9%85%d9%81%db%8c%d8%af-%da%a9%d9%86%db%8c%d9%85%d8%9f/</link>
					<comments>https://behdashtravan.com/%da%86%d8%b7%d9%88%d8%b1-%d8%a7%d8%b2-%d8%aa%d8%b1%d8%b3-%d8%a7%d8%b3%d8%aa%d9%81%d8%a7%d8%af%d9%87-%d9%85%d9%81%db%8c%d8%af-%da%a9%d9%86%db%8c%d9%85%d8%9f/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[بهروز هاشمی]]></dc:creator>
		<pubDate>Thu, 14 Jun 2018 10:30:56 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[آسیب شناسی]]></category>
		<category><![CDATA[اختلالات روانی]]></category>
		<category><![CDATA[ارتقاء سلامت روان]]></category>
		<category><![CDATA[بهداشت روان]]></category>
		<category><![CDATA[خودشکوفایی و عزت نفس]]></category>
		<category><![CDATA[اجتناب]]></category>
		<category><![CDATA[استرس]]></category>
		<category><![CDATA[اضطراب]]></category>
		<category><![CDATA[ترس]]></category>
		<category><![CDATA[خودشکوفایی]]></category>
		<category><![CDATA[شکست]]></category>
		<category><![CDATA[غلبه بر ترس]]></category>
		<category><![CDATA[مواجهه]]></category>
		<category><![CDATA[مواجهه با ترس]]></category>
		<category><![CDATA[موفقیت]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://behdashtravan.com/?p=3340</guid>

					<description><![CDATA[<p>همه‌ی ما در بخشی از وجودمان می‌دانیم که توانایی انجام کارهای بزرگ‌تری را داریم. می‌دانیم که می‌توانیم نتایجی بسیار بهتر از آنچه تاکنون به‌دست آورده‌ایم، کسب کنیم. می‌دانیم که با انجام بعضی کارها، می‌توانیم به موفقیت، پیشرفت و درآمد بیشتری برسیم، اما این کارها را انجام نمی‌دهیم و یکی از دلایل اصلی عدم انجام آنها، &#8230;</p>
<p>The post <a href="https://behdashtravan.com/%da%86%d8%b7%d9%88%d8%b1-%d8%a7%d8%b2-%d8%aa%d8%b1%d8%b3-%d8%a7%d8%b3%d8%aa%d9%81%d8%a7%d8%af%d9%87-%d9%85%d9%81%db%8c%d8%af-%da%a9%d9%86%db%8c%d9%85%d8%9f/">چطور از ترس استفاده مفید کنیم؟</a> appeared first on <a href="https://behdashtravan.com">مجله تخصصی روانشناسی بهداشت روان</a>.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>همه‌ی ما در بخشی از وجودمان می‌دانیم که توانایی انجام کارهای بزرگ‌تری را داریم. می‌دانیم که می‌توانیم نتایجی بسیار بهتر از آنچه تاکنون به‌دست آورده‌ایم، کسب کنیم. می‌دانیم که با انجام بعضی کارها، می‌توانیم به موفقیت، پیشرفت و درآمد بیشتری برسیم، اما این کارها را انجام نمی‌دهیم و یکی از دلایل اصلی عدم انجام آنها، ترس است. ما از تغییر کردن، از حرف مردم، از خودخواه به نظر رسیدن، از <a href="http://behdashtravan.com/%d8%b4%da%a9%d8%b3%d8%aa-%d9%88-%d9%86%d8%a7%da%a9%d8%a7%d9%85%db%8c-%d8%b1%d8%a7-%da%86%d8%b7%d9%88%d8%b1-%d8%aa%d9%81%d8%b3%db%8c%d8%b1-%da%a9%d9%86%db%8c%d9%85%d8%9f/" target="_blank" rel="noopener">شکست</a> خوردن و حتی از موفقیت و بسیاری از چیزهای دیگر می‌ترسیم. این ترسها باعث می‌شود که به آنچه هستیم، آنچه انجام می‌دهیم و آنچه داریم، بسنده کنیم. بدین ترتیب ترس ما را مجبور می‌کند که در حدی بسیار پایین‌تر از آنچه که واقعاً لیاقتش را داریم، زندگی کنیم. اما اگر می‌دانستید که ترسها یتان را می‌توانید به موفقیت تبدیل کنید، آیا به چشم یک موهبت به آنها نگاه نمی‌کردید؟ ترسها پیام‌هایی هستند که ما را به قوی‌تر شدن، رشد کردن و موفقیت و کسب دستاوردهای بزرگ فرامی‌خوانند. غلبه بر یک ترس، هرقدر هم که برای شما بزرگ به نظر برسد، می‌تواند در یک لحظه اتفاق بیفتد. با عمل به توصیه‌های این مقاله، می‌توانید ترسها را به موفقیت‌ها و دستاوردهای بزرگ تبدیل کنید و سرنوشت جدیدی سرشار از هیجان، شادمانی، پیشرفت و ثروت را برای خود رقم بزنید.</p>
<blockquote class="aligncenter "><p>«ترس بیش از هر عامل دیگری در دنیا، افراد را به زانو در می‌آورد و شکستشان می‌دهد.» <a href="http://behdashtravan.com/%d8%ac%d9%85%d9%84%d8%a7%d8%aa-%d8%b1%d8%a7%d9%84%d9%81-%d9%88%d8%a7%d9%84%d8%af%d9%88-%d8%a7%d9%85%d8%b1%d8%b3%d9%88%d9%86/" target="_blank" rel="noopener"><cite>امرسون</cite></a></p></blockquote>
<h2>ترس چیست؟</h2>
<p>ترس میلیون‌ها سال قبل یک سیستم هشداردهنده‌ی بدن بود و به ما پیام می‌داد که در معرض خطر مرگ قرار داریم. وقتی اجداد ما در غارها و جنگل‌ها زندگی می‌کردند، هر لحظه ممکن بود توسط حیوانات وحشی بلعیده شوند. در آن دوران ترس و نگرانی، هشداری بود که اجدادمان را به پرهیز از خطرات محیط و ماندن در محدوده‌ی اَمن خود در غارها و در محیط آشنای قبیله وادار می‌کرد. این ترسها باعث شدند که ما برای کاهش خطرات، دست به ابتکار بزنیم. برای دفاع از خود در برابر خطرات محیط، سلاح، مَسکن و ابزارهای مختلفی اختراع کنیم. چنین بود که ترس باعث شد ما بیشتر و بیشتر از قوای عقلانی و خلاقیت خود استفاده کنیم و در طول هزاران سال به‌عنوان گونه‌ی انسانی دوام بیاوریم. بنابراین «ترس» نه‌تنها احساسی طبیعی است، بلکه مفید هم هست. تنها مشکلی که وجود دارد این است که ذهن ما همواره بقای ما را در اولویت قرار می‌دهد و در مواقع بسیاری، ما را از اقدامات و تلاش‌هایی که برای رشد و پیشرفتمان ضروری هستند، می‌ترساند. این ترسها ما را وادار می‌کنند در کنج آسایش خود بمانیم و تجربه‌های جدیدی کسب نکنیم.</p>
<h2>تجربه‌ی ترس</h2>
<p>ترس، احساس انتظار همراه با نگرانی، بیم و هراس است. ترس همراه با ترشح آدرنالین، علائم فیزیکی مشخصی مثل افزایش ضربان قلب، افزایش دمای بدن، سیخ شدن موهای بدن و … را ایجاد می‌کند. این علائم در مواجهه با موقعیت‌های ترسناک، به‌صورت طبیعی و ناخودآگاه ظاهر می‌شوند.</p>
<blockquote class="aligncenter "><p>«ترس احساسی اجتناب‌ناپذیر و واقعی است، اما ادراک ما از ترس و شیوه‌ی واکنشمان نسبت به آن، این‌طور نیست.» <cite>مایکل رِی</cite></p></blockquote>
<h2>رویِ دیگرِ ترس</h2>
<p>ترس را می‌توان به‌عنوان فرصتی برای نگرشی نو به زندگی در نظر گرفت. ترس درنهایت یک هیجان قوی است و اگر مبدأ آن را بررسی کنیم، می‌بینیم که یک نیروست. نیرویی که می‌توانیم از آن برای دست یافتن به اهداف دلخواه خود استفاده کنیم. ترس کاری را که باید انجام بدهیم، به ما نشان می‌دهد. کاری که می‌توانیم از آن چیزی یاد بگیریم. کاری که انجامش می‌تواند ما را به سطح جدیدی منتقل کند. ترس ماهیت آزمون‌های زندگی ما را مشخص می‌کند. روبه‌رو شدن با این آزمون‌ها، فرصت‌های جدیدی را برای رشد و پیشرفت ما فراهم می‌کند.</p>
<blockquote class="aligncenter "><p>«با هر تجربه‌ای که در طی آن به‌راستی با ترس مواجه می‌شوید، قدرت، جرئت و اعتماد به نفس‌تان بیشتر می‌شود.» <cite>النور روزولت</cite></p></blockquote>
<h2>ترس به ما چه می‌گوید؟</h2>
<p>ترس از چیزهای مختلفی ناشی می‌شود. ترس از سوسک و موش، ترس از ارتفاع، ترس از محیط بسته و غیره نمونه‌هایی از ترس هستند، اما آن ترسی که اینجا موردنظر ماست، ترس از روبه‌رو شدن با یک موقعیت یا تجربه‌ی جدید در زندگی است.</p>
<p>تا سال دوم دبیرستان من از صحبت کردن در جمع می‌ترسیدم. این ترس تا قبل از دبیرستان مشکل زیادی برای من ایجاد نکرد، اما در دبیرستان نمونه، بخش زیادی از نمره‌ی نهایی‌مان را «پاسخ به سؤالات سر کلاس» تشکیل می‌داد. من علی‌رغم اینکه پاسخ بسیاری از سؤالات را می‌دانستم به دلیل ترس از صحبت کردن در جمع، تمام این نمره‌ها را از دست می‌دادم. اگر من می‌توانستم با این ترسم روبه‌رو شوم، پاداش بزرگی در انتظارم بود. این ترس به من می‌گفت که برای کسب آنچه لیاقتش را دارم، باید با آن روبه‌رو شوم. اگر در درون خود از چیزی می‌ترسید حتماً روبه‌رو شدن با آن ترس، فرصت رشد و پیشرفت چشمگیری را برای شما به همراه خواهد داشت.</p>
<h2>شش شبح ترس</h2>
<blockquote class="aligncenter "><p>«ترس و نگرانی سریع‌تر از کار، انسان را هلاک می‌کند.» <cite>ناپلئون هیل</cite></p></blockquote>
<p>ترس‌هایی که با رشد و تغییر ما مرتبط هستند، محدودند. ناپلئون هیل در کتاب معروف «بیندیشید و ثروتمند شوید» شش ترس اصلی را برشمرده است که عبارت‌اند از:</p>
<ol>
<li>ترس از فقر؛</li>
<li>ترس از انتقاد؛</li>
<li>ترس از بیماری؛</li>
<li>ترسِ از دست دادن عشق و محبت اشخاص؛</li>
<li>ترس از پیری؛</li>
<li>ترس از مرگ.</li>
</ol>
<p>سایر ترس‌ها اهمیت کمتری دارند و احتمالاً زیرمجموعه‌ی یکی از این ترس‌ها هستند. هیچ چیزی مثل فقر، انسان را آزار نمی‌دهد و او را تحقیر نمی‌کند. متأسفانه یا خوشبختانه، میزان پول و ثروت شما تعیین‌کننده‌ی مقدار زیادی از ارزش، انسانیت و احترام شما در جامعه است. پس جای تعجب نیست که از فقر و بی‌پولی بهراسیم. ترس از انتقاد تا حدود زیادی باعث نابودی ابتکار و خلاقیت ما می‌شود.</p>
<p>ترس از انتقاد ما را وامی‌دارد که همرنگ جماعت شویم و به رونوشتی از سایرین تبدیل شویم. ترس از بیماری با ترس از ناتوانی، درد، رنج و درنهایت با ترس از مرگ مرتبط است. ترس از بیماری، علت بیماریِ بسیاری از افراد است. ریشه‌ی ترسِ از دست دادن عشق و محبت دیگران، احتمالاً به دوران حجر بازمی‌گردد که هر مردی با زور بازو می‌توانست توجه زنان را به خود جلب کند. زور بازو در جوامع متمدن، با قدرت‌های ظریف‌تری مثل قدرت دانش، شهرت، ثروت، منزلت اجتماعی و امثال آن جایگزین شده است.</p>
<p>ترس از <a href="http://behdashtravan.com/%d9%87%d8%a7%db%8c%d8%af%da%af%d8%b1-%d9%88-%d9%85%d8%b1%d8%a7%d8%aa%d8%a8-%d9%87%d8%b3%d8%aa%db%8c/" target="_blank" rel="noopener">مرگ</a> شاید ریشه‌ای‌ترین و عمیق‌ترین ترس در وجود ماست. برای ذهن ما، مرگ به منزله‌ی نابودی و گسستن تمام وابستگی‌های مادی است. تمام انواع ترس به نحوی به ترس از مرگ و فنا مربوط می‌شوند. مرگ ریشه‌ی اصلیِ بسیاری از <a href="http://behdashtravan.com/%d8%a7%d8%b6%d8%b7%d8%b1%d8%a7%d8%a8-%d8%a7%d8%b2-%d9%86%da%af%d8%a7%d9%87-%d9%81%d8%b1%d9%88%db%8c%d8%af/" target="_blank" rel="noopener">اضطراب‌های</a> ماست. هریک از ما در مقاطع مختلفی از زندگی خود یکی از این ترس‌ها یا ترکیبی از آنها را تجربه می‌کنیم. واکنش ما در برابر این ترس‌ها، تعیین‌کننده‌ی میزان رشد شخصی، کیفیت و غنای زندگی ماست.</p>
<p>از چه چیزی می‌ترسید؟ چه کاری شما را می‌ترساند؟ ترس مانع کدام اقدام و تغییر در زندگی شماست؟ فهرستی از ترس‌های خود تهیه کنید.</p>
<h2>سه راهی ترس</h2>
<p>کارن هورنای، نظریه‌پرداز بزرگ <a href="http://behdashtravan.com/%d8%aa%d8%a7%d8%b1%db%8c%d8%ae%da%86%d9%87-%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%da%a9%d8%a7%d9%88%db%8c-%d9%82%d8%b3%d9%85%d8%aa-%d8%a7%d9%88%d9%84/" target="_blank" rel="noopener">روانکاوی</a>، معتقد است که مردم در برابر ترس سه نوع واکنش از خود نشان می‌دهند:</p>
<ul>
<li>دور شدن از ترس؛</li>
<li>مبارزه با ترس؛</li>
<li>حرکت به‌سوی ترس.</li>
</ul>
<p>بیشتر افراد از ترس دور می‌شوند. <a href="http://behdashtravan.com/%d9%81%d8%b1%d9%82-%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%da%a9%d8%a7%d9%88-%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%d8%b4%d9%86%d8%a7%d8%b3-%d9%88-%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%d9%be%d8%b2%d8%b4%da%a9/" target="_blank" rel="noopener">روانکاوان</a> این عملِ انکار یا اجتناب از ترس را «سرکوب» می‌نامند. ما بسیاری از استعدادها و قابلیت‌های درونی خود را به دلیل ترس، سرکوب می‌کنیم و فرصت رشد و تکامل را از خود می‌گیریم. عواقب دور شدن و اجتناب از ترس می‌تواند روان‌رنجوری و روان‌پریشی باشد. در مورد افراد بسیاری، ترس‌های انکار یا اجتناب‌شده از بین نمی‌روند، بلکه بارها و بارها در قالب اختلال‌های روانی مختلف بازمی‌گردند. گاهی اوقات با «مبارزه کردن با ترس»، می‌توانید بر آن غلبه کنید اما در این صورت به ریشه‌ی ترستان دست نمی‌یابید. مثل این است که برای غلبه بر ترس از ارتفاع، با چتر نجات بپرید. در نهایت شاید بتوانید با ترسی کمتر یا با آرامش از هواپیما بپرید، اما وقتی به بالکن خانه‌ی دوست خود در طبقه‌ی دهم می‌روید، هنوز هم می‌ترسید. چرا؟ چون ریشه‌ی ترس شما از ارتفاع، هنوز از بین نرفته است.</p>
<h2>نگریستن در چهره‌ی ترس</h2>
<p>حرکت به‌سوی ترس، به‌منزله‌ی نگریستن در چهره‌ی آن است. وقتی به یک ترس نزدیک می‌شوید، با آن ترس و ریشه‌ی آن آشنا می‌شوید. در این حالت باید به آن توجه کنید، با آن ترس بمانید و یاد بگیرید که مناسب‌ترین واکنش کدام است. وقتی می‌ترسید چه اتفاقی می‌افتد؟ چه احساسی دارید؟ آنها را یادداشت کنید. چه چیزی از ترستان می‌آموزید؟ وقتی این چنین با ترس روبه‌رو می‌شوید و به آن توجه می‌کنید، بیشتر اوقات ترس ناپدید و ذهنتان شفاف و روشن می‌شود.</p>
<blockquote class="aligncenter "><p>«با شهامت، چیزهای بزرگی را بخواهیم تا ما را به پیروزی‌های باشکوهی برسانند. حتی اگر از مسیر شکست عبور کنیم، بسیار بهتر از آن است که مانند روح‌های حقیری باشیم که نه لذتی می‌برند و نه رنجی را تحمل می‌کنند. این روح‌ها در برزخی کسل‌کننده زندگی می‌کنند که در آن نه کسی پیروز می‌شود و نه کسی شکست می‌خورد.» <cite>تئودور روزولت</cite></p></blockquote>
<h2>بدترین و بهترین اتفاق</h2>
<p>یکی از چالش‌ها یا ترس‌های اصلی خود را در نظر بگیرید مثلاً ترس از پیشنهاد ازدواج به یک شخص، درخواست افزایش حقوق از رئیستان، شروع یک کسب‌وکار جدید، تصمیم به مهاجرت و هر کاری که برای خودتان مهم است و اقدام به آن ترس زیادی را در شما ایجاد می‌کند. حالا فرض کنید که با احتیاط‌ها و آمادگی‌های لازم دست به آن کار می‌زنید. در این صورت بدترین اتفاقی که ممکن است رُخ بدهد، چیست؟</p>
<p>اگر پیشنهاد ازدواجتان رد شود یا اگر ورشکست شوید، چه مشکلاتی برای شما پیش می‌آید؟ چه چیزی را از دست می‌دهید؟ تمام آنچه را که در این حالت پیش خواهد آمد، بنویسید. اغلب اشخاص وقتی این کار را انجام می‌دهند، از میزان ترسشان کاسته می‌شود. حالا بهترین اتفاقی را که ممکن است رُخ بدهد، در نظر بگیرید. از فرد دلخواه خود برای ازدواج جواب مثبت می‌گیرید و یک زندگی عاشقانه را با هم شروع می‌کنید. کسب‌وکاری موفق و عالی پیدا می‌کنید. تمام جزئیات این موفقیت را بنویسید. در آن صورت شما چه‌جور آدمی خواهید بود؟ چه احساساتی خواهید داشت؟ دیگران در مورد شما چه خواهند گفت؟</p>
<p>چه دستاوردهایی برای خود و دیگران به ارمغان خواهید آورد؟ وقتی جنبه‌ی مثبت مواجهه با ترستان را در برابر جنبه‌ی منفی آن قرار می‌دهید، نه‌تنها ترستان کمتر می‌شود، بلکه تمایل و اشتیاقتان نیز برای حرکت به‌سوی آن و اقدام علی‌رغم ترس، بیشتر می‌شود.</p>
<p>کِوین سوربو، هنرپیشه‌ی معروف سریال‌های آمریکایی و تاجر موفق می‌گوید: «من هم در جاهایی احساس ناامنی کرده‌ام. اما از آنچه در مورد آن احساس ناامنی می‌کنم جدا نمی‌شوم، بلکه به دنبالش می‌روم و می‌گویم: «از چه بترسم؟» شرط می‌بندم که تعداد زیادی از افراد موفق می‌توانند به شما بگویند که خیلی بیشتر از دفعاتی که موفق شده‌اند، شکست خورده‌اند. تعداد شکست‌های خود من خیلی بیشتر از تعداد موفقیت‌هایم بوده است. باید دنبال چیزی بروید که از آن می‌ترسید.»</p>
<h2>به استقبال ترس بروید</h2>
<p>اجتناب از ترس‌ها ممکن است بهای زیادی برای ما به همراه داشته باشد. اگر نخواهیم با ترس مواجه شویم و اگر علی‌رغم ترس دست به اقدام نزنیم، تمام فرصت‌های خود را برای دستیابی به دستاوردهای بزرگ، از دست می‌دهیم. از آن جایگاهی که لیاقتش را داریم، کنار می‌کشیم و استعدادها و نبوغ ذاتی خود را در پستوی وجود خود دفن می‌کنیم. محصول این نوع زندگی جز حسرت و پشیمانی نخواهد بود. بسیاری از ترس‌های ما صرفا ساخته و پرداخته‌ی ذهن خودمان هستند و واقعیت ندارند.</p>
<blockquote class="aligncenter "><p>«در تمام عمر درازی که داشتم، نگران چیزهای بسیاری بودم که بیشتر آنها هرگز اتفاق نیفتاد.» <cite>مارک تواین</cite></p></blockquote>
<p>رشد و پیشرفت ما در گروِ روبه‌رو شدن با ترس‌هایمان و اقدام کردن با وجود ترس است. ما از درون به نیروی بیکران قدرت مطلق الهی متصل هستیم. برای روبه‌رو شدن با اقدامات ترسناک، تا جایی که می‌توانید آماده شوید و سپس با توکل مطلق به نیروی بیکران الهی، دست به عمل بزنید و مطمئن باشید که در این صورت هرچه پیش آید، در جهت خیر و منفعت شما خواهد بود.</p>
<blockquote class="aligncenter "><p>«خدا گفت: بیایید کنار این پرتگاه. آنها گفتند: ما می‌ترسیم. خدا گفت: بیایید کنار این پرتگاه! آنها آمدند. خدا آنها را هُل داد و آنها پرواز کردند.» <cite>گیوم آپولینر، شاعر فرانسوی</cite></p></blockquote>
<h2>در مورد تفاوت روانکاو با یک روانشناس عادی روی این <a href="http://behdashtravan.com/%d9%81%d8%b1%d9%82-%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%da%a9%d8%a7%d9%88-%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%d8%b4%d9%86%d8%a7%d8%b3-%d9%88-%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%d9%be%d8%b2%d8%b4%da%a9/" target="_blank" rel="noopener">کلیک</a> کنید و برای آشنایی با نتایج و تاثیر روانکاوی روی این <a href="http://behdashtravan.com/%d8%aa%d8%a7%d8%ab%db%8c%d8%b1-%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%da%a9%d8%a7%d9%88%db%8c-%d8%a8%d9%84%d9%86%d8%af%d9%85%d8%af%d8%aa-%d9%88-%d9%86%d8%aa%db%8c%d8%ac%d9%87-%d8%a2%d9%86-%d8%af%d8%b1-%d8%b2%d9%86/" target="_blank" rel="noopener">لینک</a> کلیک کنید.</h2>
<h2>
منبع</h2>
<p><a href="https://www.chetor.com/54064-%D8%AA%D8%B1%D8%B3%E2%80%8C%D9%87%D8%A7%DB%8C%D9%85%D8%A7%D9%86-%D8%B1%D8%A7-%D8%A8%D9%87-%D9%85%D9%88%D9%81%D9%82%DB%8C%D8%AA-%D8%AA%D8%A8%D8%AF%DB%8C%D9%84-%DA%A9%D9%86%DB%8C%D9%85/" target="_blank" rel="nofollow noopener">چطور</a><br />
مبانی موفقیت، جک کنفیلد، ترجمه‌ی گیتی شهیدی، انتشارات نسل نواندیش.<br />
بیندیشید و موفق شوید، ناپلئون هیل، ترجمه‌ی مهدی قراچه‌داغی، نشر شباهنگ.<br />
بالاترین هدف، مایکل ری، ترجمه‌ی ابوذر کرمی، انتشارات نسل نواندیش.</p>
<p>The post <a href="https://behdashtravan.com/%da%86%d8%b7%d9%88%d8%b1-%d8%a7%d8%b2-%d8%aa%d8%b1%d8%b3-%d8%a7%d8%b3%d8%aa%d9%81%d8%a7%d8%af%d9%87-%d9%85%d9%81%db%8c%d8%af-%da%a9%d9%86%db%8c%d9%85%d8%9f/">چطور از ترس استفاده مفید کنیم؟</a> appeared first on <a href="https://behdashtravan.com">مجله تخصصی روانشناسی بهداشت روان</a>.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://behdashtravan.com/%da%86%d8%b7%d9%88%d8%b1-%d8%a7%d8%b2-%d8%aa%d8%b1%d8%b3-%d8%a7%d8%b3%d8%aa%d9%81%d8%a7%d8%af%d9%87-%d9%85%d9%81%db%8c%d8%af-%da%a9%d9%86%db%8c%d9%85%d8%9f/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>درمان مراجع محور</title>
		<link>https://behdashtravan.com/%d8%af%d8%b1%d9%85%d8%a7%d9%86-%d9%85%d8%b1%d8%a7%d8%ac%d8%b9-%d9%85%d8%ad%d9%88%d8%b1/</link>
					<comments>https://behdashtravan.com/%d8%af%d8%b1%d9%85%d8%a7%d9%86-%d9%85%d8%b1%d8%a7%d8%ac%d8%b9-%d9%85%d8%ad%d9%88%d8%b1/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[بهروز هاشمی]]></dc:creator>
		<pubDate>Tue, 15 May 2018 10:30:40 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[انسانگرایی و روانشناسی مثبت]]></category>
		<category><![CDATA[بهداشت روان]]></category>
		<category><![CDATA[خودشکوفایی و عزت نفس]]></category>
		<category><![CDATA[سبک زندگی]]></category>
		<category><![CDATA[مکاتب روانشناسی]]></category>
		<category><![CDATA[خودشکوفایی]]></category>
		<category><![CDATA[درمان client centered]]></category>
		<category><![CDATA[درمان مراجع محور]]></category>
		<category><![CDATA[درمانجو محور]]></category>
		<category><![CDATA[راجرین]]></category>
		<category><![CDATA[رواندرمانی انسانگرا]]></category>
		<category><![CDATA[روانشناسی انسانگرا]]></category>
		<category><![CDATA[عزت نفس]]></category>
		<category><![CDATA[کارل راجرز]]></category>
		<category><![CDATA[کلاینت سنترد]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://behdashtravan.com/?p=3280</guid>

					<description><![CDATA[<p>در درمان‌های انسان‌گرا، بی‌همتا بودن هر فرد آدمی و گرایش طبیعی وی به‌سوی رشد و خودشکوفایی در مدار توجه است. در این شیوه درمانی، نه رفتار آدمی تعبیر و تفسیر می‌شود (چنانکه شیوه روانکاوان است) و نه کوششی برای تغییر رفتار آدمی صورت می‌گیرد (چنان‌که شیوه رفتار درمانگران است). هدف این‌گونه درمانگران این است که &#8230;</p>
<p>The post <a href="https://behdashtravan.com/%d8%af%d8%b1%d9%85%d8%a7%d9%86-%d9%85%d8%b1%d8%a7%d8%ac%d8%b9-%d9%85%d8%ad%d9%88%d8%b1/">درمان مراجع محور</a> appeared first on <a href="https://behdashtravan.com">مجله تخصصی روانشناسی بهداشت روان</a>.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>در درمان‌های انسان‌گرا، بی‌همتا بودن هر فرد آدمی و گرایش طبیعی وی به‌سوی رشد و خودشکوفایی در مدار توجه است. در این شیوه درمانی، نه رفتار آدمی تعبیر و تفسیر می‌شود (چنانکه شیوه <a href="http://behdashtravan.com/%d8%aa%d8%a7%d8%b1%db%8c%d8%ae%da%86%d9%87-%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%da%a9%d8%a7%d9%88%db%8c-%d9%82%d8%b3%d9%85%d8%aa-%d8%a7%d9%88%d9%84/" target="_blank" rel="noopener">روانکاوان</a> است) و نه کوششی برای تغییر رفتار آدمی صورت می‌گیرد (چنان‌که شیوه <a href="http://behdashtravan.com/%d8%aa%d8%a7%d8%b1%db%8c%d8%ae%da%86%d9%87-%d8%b1%d9%81%d8%aa%d8%a7%d8%b1%da%af%d8%b1%d8%a7%db%8c%db%8c-%d9%82%d8%b3%d9%85%d8%aa-%d8%a7%d9%88%d9%84/" target="_blank" rel="noopener">رفتار درمانگران</a> است). هدف این‌گونه درمانگران این است که امکاناتی فراهم آورند تا شخص بتواند اندیشه‌ها و احساسات خویش را وارسی کند و شخصاً به راه‌حل‌هایی دست یابد. با نگاهی به شیوه درمانی مراجع محور (client-centered) که یکی از متداول‌ترین درمان‌های انسان‌گرا است این رویکردهای درمانی را بهتر خواهیم شناخت.</p>
<h2>درمان مراجع محور</h2>
<p>این شیوه درمانی که <a href="http://behdashtravan.com/%d8%b2%d9%86%d8%af%da%af%db%8c%d9%86%d8%a7%d9%85%d9%87-%da%a9%d8%a7%d8%b1%d9%84-%d8%b1%d8%a7%d8%ac%d8%b1%d8%b2/" target="_blank" rel="noopener">کارل راجرز</a> (Carl Rogers) آن را پرورده بر این فرض استوار است که خود درمانجو بهترین متخصص درباره خودش است و هر آدمی خود می‌تواند راه‌حل‌هایی برای مشکلات خود بیابد. کار درمانگر این است که چنین کاری را تسهیل کند نه آنکه پرسش‌های کاوشگرانه پیش بکشد، یا به تعبیر و تفسیر بپردازد، با اقدامات عملی خاصی را توصیه کند. راجرز در واقع اصطلاح &#8216;تسهیل‌کننده&#8217; را بر اصطلاح درمانگر ترجیح می‌دهد.</p>
<p>توصیف درمان مراجع محور کار نسبتاً آسانی است، اما کاربرد عملی آن به مهارت فراوان نیاز دارد و بسیار ظریف‌تر از آن است که در برخورد نخست به نظر می‌رسد. درمانگر کارش را با توضیح ماهیت مصاحبه‌ها آغاز می‌کند. مسئولیت یافتن راه‌حل مشکلات بر عهده درمانجو است؛ وی هر زمان که دلش بخواهد می‌تواند کار درمان را رها کند و برود و اگر مایل بود دوباره بازگردد. رابطه درمانگر و درمانجو، خصوصی و محرمانه است، به این معنی که درمانجو بدون ترس از سرزنش یا افشاء شدن گفته‌هایش، آزادانه درباره زندگی خصوصی خود سخن می‌گوید. پس‌ازآنکه موقعیت درمانی، ساخت کافی پیدا کرد، قسمت عمده وقت صرف صحبت‌های درمانجو می‌شود.</p>
<p>معمولاً درمانجو چیزهای فراوانی دارد که &#8216;از دل بیرون بریزد&#8217;. درمانگر شنونده‌ای شکیبا و هوشیار است. هنگامی‌که درمانجو از سخن گفتن باز می‌ایستد، طوری‌که گوئی انتظار دارد درمانگر چیزی بگوید، معمولاً درمانگر احساساتی را که درمانجو بیان داشته بازگو می‌کند و می‌پذیرد. برای نمونه اگر مردی درباره مادر خرده‌گیر خود سخن می‌گفته، ممکن است درمانگر بگوید &#8216;احساس می‌کنید مادرتان سعی دارد شما را کنترل کند&#8217;. هدف از این‌کار وضوح بخشیدن به احساساتی است که درمانجو بیان کرده است نه داوری درباره آنها یا کندوکاو در جزئیات.</p>
<p>در آغاز کار درمان، درمانجوها عموماً خود را ناچیز و کم‌ارزش می‌دانند، اما با رویارو شدن با مشکلات خود و کوشش برای حل‌وفصل آنها، نگرش مثبت‌تری نسبت به خود پیدا می‌کنند. یک درمانجو در آغاز کار درمان چنین گفت:</p>
<p>اصلاً وضع و حال خوبی ندارم. احساس می‌کنم غیرعادی هستم. حتی کارهای معمولی زندگی را هم انجام نمی‌دهم.<br />
اطمینان دارم دست به هر کاری بزنم شکست می‌خورم. آدم حقیری هستم. وقتی می‌خواهم از آدم‌های موفق تقلید کنم، نقش بازی می‌کنم. دیگر تحمل این وضع را ندارم.</p>
<p>همین درمانجو در مصاحبه‌های پایانی نگرش‌هائی را بیان نمود که درست نقطه مقابل حرف‌هایی بود که در مصاحبه اول گفته بود.<br />
به میل و انتخاب خودم راه و روش تازه‌ای در زندگی پیش‌گرفته‌ام، راستی راستی دارم تغییر می‌کنم، همیشه کوشش داشتم طبق ضابطه‌های دیگران که فراتر از توانائی‌های من بود زندگی کنم. متوجه شده‌ام که آدم بسیار باهوشی نیستم، اما می‌توانم گلیم خودم را از آب بیرون بکشم. دیگر آن همه درباره خودم فکر نمی‌کنم. با مردم خیلی راحت هستم. دارم در کارم هم احساس موفقیت می‌کنم. بااین‌حال هنوز خودم را کاملاً استوار احساس نمی‌کنم و دلم می‌خواهد اگر به کمک بیشتری نیاز داشته باشم، باز هم بتوانم به اینجا بیایم (گزارش مورد پژوهی از اسنایدر &#8216;Snyder&#8217; و همکاران، ۱۹۷۴).</p>
<p>آزمایشگران برای اینکه معلوم کنند آیا چنین پیشرفتی عمومیت دارد یا نه، مصاحبه‌های ثبت‌شده را با دقت تجزیه‌وتحلیل کرده‌اند: وقتی گفته‌های درمانجویان طبقه‌بندی می‌شود و به‌صورت نمودار درمی‌آید، معلوم می‌شود که سیر و پیشرفت درمان، شکل نسبتاً پیش‌بینی‌پذیری دارد. درمانجویان در طی نخستین مصاحبه‌ها مدت زمان درازی را صرف بیان مشکلات و توصیف نشانه‌های بیماری خود می‌کنند.</p>
<p>اما با پیشرفت کار درمان، رفته رفته هر چه بیشتر سخنانی از آنان شنیده می‌شود که حاکی از شناخت بیشتر آنان از مشکلات خویش است. هرگاه همه گفته‌های درمانجویان را در یکی از دو طبقه &#8216;گفته‌های مشکل‌گرا&#8217; و &#8216;گفته‌های درک‌گرا یا بینش‌گرا&#8217; جای دهیم، می‌بینیم که پابه‌پای پیشرفت درمان، بینش درمانجویان نیز افزایش یافته است به شکل (تغییراتی که در جریان درمان بدرمان مراجه محور روی می‌دهد) نگاه کنید.</p>
<p><img loading="lazy" decoding="async" class="size-full wp-image-3281 aligncenter" src="http://behdashtravan.com/wp-content/uploads/2018/02/درمان‌های-انسان‌گرا.jpg" alt="درمان‌های انسان‌گرا" width="250" height="330" srcset="https://behdashtravan.com/wp-content/uploads/2018/02/درمان‌های-انسان‌گرا.jpg 250w, https://behdashtravan.com/wp-content/uploads/2018/02/درمان‌های-انسان‌گرا-227x300.jpg 227w" sizes="auto, (max-width: 250px) 100vw, 250px" /></p>
<p>طی دوره درمان، درمانجو به‌جای توصیف و بازگویی مشکلات خود رفته رفته سخنانی می‌گوید که نشانگر درک مشکلات است (نقل از سیمن &#8216;Seeman&#8217; ـ ۱۹۴۹).</p>
<p>در درمان مراجع محور، درمانگران چه می‌کنند که چنین تغییراتی به بار می‌آید؟ راجرز معتقد است که همدلی، محبت و صداقت مهم‌ترین ویژگی‌های یک درمانگر است. همدلی عبارت از توانائی درک احساساتی است که درمانجو می‌کوشد آنها را بیان کند، و توانائی انتقال این نکته به درمانجو.</p>
<p>درمانگر بایستی از دریچه چارچوب داوری درمانجو نگاه کند و بکوشد مشکلات درمانجو را از چشم او ببیند. منظور راجرز از محبت، پذیرفتن تمام و کمال درمانجو است چنانکه هست، و باور داشتن به اینکه وی می‌تواند مشکلات خود را به طرز سازنده‌ای حل‌وفصل کند. مقصود از صداقت این است که درمانگر روراست و بی‌ریا باشد، نه آنکه نقش بازی کند و خود را در پس نقاب تخصص پنهان کند. مردم خوش ندارند نزد آدم‌هایی که قلابی به نظر می‌آیند سفره دلشان را باز کنند. راجرز معتقد است درمانگری که از چنین صفاتی برخوردار است می‌تواند رشد و خودیابی درمانجویان را تسهیل کند (راجرز، ۱۹۷۰؛ تراکس ـ Truaz، میچل &#8216;Mitchell&#8217; ـ ۱۹۷۱).</p>
<p>از روشهای درمان مراجع محور نکته‌های فراوانی آموخته‌ایم، اما مشکل بتوان دایره کارایی و نارسائی‌ها این را با قاطعیت مشخص کرد. البته این نکته آشکارشده که این روش &#8211; همچون <a href="http://behdashtravan.com/%d9%81%d8%b1%d9%82-%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%da%a9%d8%a7%d9%88-%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%d8%b4%d9%86%d8%a7%d8%b3-%d9%88-%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%d9%be%d8%b2%d8%b4%da%a9/" target="_blank" rel="noopener">روانکاوی</a> &#8211; فقط در مورد کسانی موفق است که مشکلات خود را به خوبی به زبان می‌آورند و انگیزش کافی برای بحث درباره آنها دارند. برای مردمانی که به میل خود در پی درمان نمی‌آیند یا اختلال‌های وخیم‌تری دارند و نمی‌توانند درباره احساسات خود سخن بگویند، معمولاً به روش‌های دستوری‌تری نیاز داریم.</p>
<p>&nbsp;</p>
<p>در مورد تفاوت روانکاو با یک روانشناس عادی روی این <a href="http://behdashtravan.com/%d9%81%d8%b1%d9%82-%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%da%a9%d8%a7%d9%88-%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%d8%b4%d9%86%d8%a7%d8%b3-%d9%88-%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%d9%be%d8%b2%d8%b4%da%a9/" target="_blank" rel="noopener">کلیک</a> کنید و برای آشنایی با نتایج و تاثیر روانکاوی روی این <a href="http://behdashtravan.com/%d8%aa%d8%a7%d8%ab%db%8c%d8%b1-%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%da%a9%d8%a7%d9%88%db%8c-%d8%a8%d9%84%d9%86%d8%af%d9%85%d8%af%d8%aa-%d9%88-%d9%86%d8%aa%db%8c%d8%ac%d9%87-%d8%a2%d9%86-%d8%af%d8%b1-%d8%b2%d9%86/" target="_blank" rel="noopener">لینک</a> کلیک کنید.</p>
<h2>منبع</h2>
<p><a href="http://vista.ir/content/132888/%D8%AF%D8%B1%D9%85%D8%A7%D9%86%E2%80%8C%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%A7%D9%86%D8%B3%D8%A7%D9%86%E2%80%8C%DA%AF%D8%B1%D8%A7/" target="_blank" rel="nofollow noopener">ویستا</a></p>
<p>&nbsp;</p>
<p>The post <a href="https://behdashtravan.com/%d8%af%d8%b1%d9%85%d8%a7%d9%86-%d9%85%d8%b1%d8%a7%d8%ac%d8%b9-%d9%85%d8%ad%d9%88%d8%b1/">درمان مراجع محور</a> appeared first on <a href="https://behdashtravan.com">مجله تخصصی روانشناسی بهداشت روان</a>.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://behdashtravan.com/%d8%af%d8%b1%d9%85%d8%a7%d9%86-%d9%85%d8%b1%d8%a7%d8%ac%d8%b9-%d9%85%d8%ad%d9%88%d8%b1/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>آسیب شناسی انسان‌گرایی</title>
		<link>https://behdashtravan.com/%d8%a2%d8%b3%db%8c%d8%a8-%d8%b4%d9%86%d8%a7%d8%b3%db%8c-%d8%a7%d9%86%d8%b3%d8%a7%d9%86%e2%80%8c%da%af%d8%b1%d8%a7%db%8c%db%8c/</link>
					<comments>https://behdashtravan.com/%d8%a2%d8%b3%db%8c%d8%a8-%d8%b4%d9%86%d8%a7%d8%b3%db%8c-%d8%a7%d9%86%d8%b3%d8%a7%d9%86%e2%80%8c%da%af%d8%b1%d8%a7%db%8c%db%8c/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[بهروز هاشمی]]></dc:creator>
		<pubDate>Thu, 03 May 2018 10:30:27 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[آسیب شناسی]]></category>
		<category><![CDATA[اختلالات روانی]]></category>
		<category><![CDATA[انسانگرایی و روانشناسی مثبت]]></category>
		<category><![CDATA[مکاتب روانشناسی]]></category>
		<category><![CDATA[آسیبشناسی انسانگرایی]]></category>
		<category><![CDATA[انسانگرایی]]></category>
		<category><![CDATA[حرمت نفس]]></category>
		<category><![CDATA[خودشکوفایی]]></category>
		<category><![CDATA[راجرز]]></category>
		<category><![CDATA[شکوفایی]]></category>
		<category><![CDATA[طبیعن انسان]]></category>
		<category><![CDATA[عزت نفس]]></category>
		<category><![CDATA[کارل راجرز]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://behdashtravan.com/?p=2346</guid>

					<description><![CDATA[<p>نظریه‌ی آسیب‌شناسی روانی هرچه محبت والدین مشروط‌تر باشد، احتمال ایجاد آسیب روانی بیشتر است. افراد به خاطر نیاز به حرمت نفس، تجربیات خود را به‌صورت گزینشی، برحسب شرایط ارزش والدین خود که درونی شده‌اند، درک می‌کنند. تجربیات و رفتارهایی که با شرایط ارزش هماهنگ هستند اجازه می‌یابند دقیقاً در آگاهی بازنمایی شوند. برای مثال، افرادی &#8230;</p>
<p>The post <a href="https://behdashtravan.com/%d8%a2%d8%b3%db%8c%d8%a8-%d8%b4%d9%86%d8%a7%d8%b3%db%8c-%d8%a7%d9%86%d8%b3%d8%a7%d9%86%e2%80%8c%da%af%d8%b1%d8%a7%db%8c%db%8c/">آسیب شناسی انسان‌گرایی</a> appeared first on <a href="https://behdashtravan.com">مجله تخصصی روانشناسی بهداشت روان</a>.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[
		<div class="box note  aligncenter">
			<div class="box-inner-block">
				<span class="fa tie-shortcode-boxicon"></span>برای درک بهتر این مقاله بهتر است ابتدا نظریه‌ شخصیت انسانگرایی را مطالعه کنید. 
			</div>
		</div>
	
<h2>نظریه‌ی آسیب‌شناسی روانی</h2>
<p>هرچه محبت والدین مشروط‌تر باشد، احتمال ایجاد آسیب روانی بیشتر است. افراد به خاطر نیاز به حرمت نفس، تجربیات خود را به‌صورت گزینشی، برحسب شرایط ارزش والدین خود که درونی شده‌اند، درک می‌کنند. تجربیات و رفتارهایی که با شرایط ارزش هماهنگ هستند اجازه می‌یابند دقیقاً در آگاهی بازنمایی شوند. برای مثال، افرادی که والدین آن‌ها بر پیشرفت تأکیددارند، باید بتوانند تجربیاتی را درک کنند و دقیقاً به یادآورند که در آن‌ها واقعاً پیشرفتی داشته‌اند. اما تجربیاتی که با شرایط ارزش مغایر هستند، برای این‌که با شرایط ارزش متناسب باشند، تحریف‌شده یا ممکن است حتی اجازه‌ی ورود به آگاهی نیابند. برای مثال، کسانی که باید پیشرفت کنند تا احساس خوبی درباره‌ی خود داشته باشند، ممکن است تعطیلات خود را به‌صورت اوقات پیشرفت تحریف کنند، طوری که تعداد مکان‌های تاریخی، موزه‌ها یا ایالت‌هایی را که از آن‌ها دیدن کرده‌اند می‌شمارند. برخی افراد خوره‌ی کار شاید کلاً انکار کنند که اصلاً میل به بازی کردن یا صرفاً پرسه زدن دارند. شعار آن‌ها این است: <strong>«تفریح مال آدم‌های احمق است</strong>».</p>
<p>وقتی برخی تجربیات <a href="http://behdashtravan.com/%d9%85%da%a9%d8%a7%d9%86%db%8c%d8%b2%d9%85-%d8%af%d9%81%d8%a7%d8%b9%db%8c/" target="_blank" rel="noopener">تحریف </a>یا <a href="http://behdashtravan.com/%d9%85%da%a9%d8%a7%d9%86%db%8c%d8%b2%d9%85-%d8%af%d9%81%d8%a7%d8%b9%db%8c-%d8%a7%d9%86%da%a9%d8%a7%d8%b1/" target="_blank" rel="noopener">انکار </a>می‌شوند، بین آنچه که تجربه‌شده و آنچه که مظهر خودپنداره‌ی فرد است، ناهم‌خوانی وجود دارد. نمونه‌ای از این ناهم‌خوانی که قبلاً به آن اشاره کردم این بود که نمی‌توانستم به خودم اجازه دهم عصبانی شوم و درعین‌حال احساس خوبی درباره‌ی خودم داشته باشم. من خود را به‌صورت یکی از افراد نادری برداشت می‌کردم که هرگز عصبانی نمی‌شود. همسرم به من گفته بود که در موقعیت‌هایی که انتظار می‌رفت عصبانی شوم، ابتدا لب‌های خود را جمع می‌کردم. اگر ناکامی ادامه می‌یافت، شروع می‌کردم به سوت زدن. با این‌که مثل یک کتری سوت‌کش که آماده‌ی منفجرشدن به خودم می‌پیچیدم، هرگز به خود اجازه نمی‌دادم که از این نشانه‌های تنی عصبانیت آگاه شوم.</p>
<p>ازنظر <a href="http://behdashtravan.com/%d8%b2%d9%86%d8%af%da%af%db%8c%d9%86%d8%a7%d9%85%d9%87-%da%a9%d8%a7%d8%b1%d9%84-%d8%b1%d8%a7%d8%ac%d8%b1%d8%b2/" target="_blank" rel="noopener">راجرز</a>، محور ناسازگاری روان‌شناختی عبارت است از ناهم‌خوانی بین تجربه‌ی کلی فرد و آنچه دقیقاً مظهر بخشی از خودپنداره‌ی اوست. ناهم‌خوانی بین خود و تجربه، احساس بیگانگی بنیادی در انسان‌هاست. خود تهدید شده است. فرد دیگر نمی‌تواند به‌صورت کل یک‌پارچه که حق طبیعی هر انسانی است، زندگی کند. در عوض، به خود اجازه می‌دهیم که فقط جزئی از کسی شویم که واقعاً هستیم. با این‌حال، گرایش فطری ما به شکوفایی کامل از بین نمی‌رود و ما مثل خانه‌ای می‌شویم که علیه خودش به چند بخش تقسیم‌شده است. گاهی خودی که دوست داریم باور کنیم هستیم. رفتار ما را هدایت می‌کند و در مواقع دیگر، جنبه‌هایی از ارگانیسم ما که سعی کرده‌ایم آن‌ها را انکار کرده و از خود برانیم، رفتار ما را برانگیخته می‌کنند. آسیب روانی بیان‌گر شخصیت تقسیم‌شده است که تنش‌ها، <a href="http://behdashtravan.com/%d9%85%da%a9%d8%a7%d9%86%db%8c%d8%b2%d9%85-%d8%af%d9%81%d8%a7%d8%b9%db%8c/" target="_blank" rel="noopener">دفاع‌ها </a>و عملکرد نامناسبی که با فقدان یکپارچگی همراه هستند، آن را توصیف می‌کنند.</p>
<p>ناسازگاری روان‌شناختی حاصل این احساس بیگانگی بنیادی انسان‌هاست. ما به خاطر حفظ کردن توجه مثبت دیگران، دیگر باکسی که واقعاً هستیم، با ارزش‌گذاری ارگانیزمی طبیعی تجربه‌ی خودمان صادق نمی‌مانیم. در همان سنین اولیه، برخی از ارزش‌هایی را که تجربه می‌کنیم تحریف یا انکار کرده و آن‌ها را فقط برحسب ارزشی که برای دیگران دارند درک می‌کنیم. این تحریف کردن خود و تجربه‌ی خودمان آن‌گونه که وجودنگرها معتقدند، حاصل تصمیم‌گیری آگاهانه به دروغ‌گفتن نیست؛ بلکه حاصل رشد طبیعی، هرچند مصیبت‌بار در کودکی است (راجرز، ۱۹۵۹).</p>
<p>هنگامی‌که افراد در حالت احساس بیگانگی به سر می‌برند، تجربیاتی که با خود ناهم‌خوان هستند در سطح نیمه‌هشیار به‌صورت تهدیدکننده درک می‌شوند. ادراک نیمه‌هشیار عبارت است از توانایی ارگانیسم در تشخیص دادن محرک‌ها زیرسطحی که برای تشخیص هشیار لازم است. ارگانیسم با درک کردن نیمه‌هشیار تجربیات خاص به‌صورت تهدیدکننده، از تحریف‌های ادراکی، مانند دلیل‌تراشی، <a href="http://behdashtravan.com/%d9%85%da%a9%d8%a7%d9%86%db%8c%d8%b2%d9%85-%d8%af%d9%81%d8%a7%d8%b9%db%8c-%d9%81%d8%b1%d8%a7%d9%81%da%a9%d9%86%db%8c/" target="_blank" rel="noopener">فرافکنی </a>و انکار استفاده می‌کند تا از تجربیاتی مانند خشم که شرایط ارزش را نقض می‌کنند، آگاه نشود. اگر افراد از تجربیات بی‌ارزش آگاه شوند، خودپنداره‌ی آن‌ها تهدید می‌شود، نیاز آن‌ها به حرمت نفس ناکام می‌شود و در حالتی از اضطراب قرار می‌گیرند.<br />
واکنش‌های دفاعی، ازجمله نشانه‌های بیماری، به این منظور ایجاد می‌شوند که اجازه ندهد تجربیات تهدیدکننده دقیقاً در آگاهی بازنمایی شوند. برای مثال، کسانی که احساس می‌کنند به خاطر عصبانی شدن، دوست‌داشتنی نیستند، ممکن است خشم خود را انکار کرده و دچار سردرد شوند. سردرد ممکن است احساس خوبی ایجاد نکند، ولی حداقل دیگران فردی را که مریض است دوست خواهند داشت. کسانی‌که فقط در صورت موفق شدن احساس حرمت نفس می‌کنند، ممکن است دچار <a href="http://behdashtravan.com/%d8%a7%d8%ae%d8%aa%d9%84%d8%a7%d9%84-%d8%b4%d8%ae%d8%b5%db%8c%d8%aa-%d9%88%d8%b3%d9%88%d8%a7%d8%b3%db%8c-%d8%ac%d8%a8%d8%b1%db%8c/" target="_blank" rel="noopener">وسواس </a>کارکردن شوند. شاید آن‌ها به کمک داروهای محرک تا پاسی از شب کار کنند و با هر موفقیت احساس خوبی داشته باشند، در حالی‌که بدن آن‌ها فشار زیادی را تحمل می‌کند. امیال جنسی برخی افراد را به‌قدری تهدید می‌کنند که ادراک خود را تا بدان‌جا تحریف می‌کنند که تصور می‌کنند در حالی‌که دیگران سعی دارند آن‌ها را ترغیب کنند به افکار کثیف و فاسد فکر کنند، ولی آن‌ها آدم‌های پاک و منزه و ملکوتی هستند. بیماری که در بیمارستان دولتی مشغول آزمودن وی بودم، به اولین کارتی که به او نشان دادم نگاهی انداخت، آن‌را به زمین پرت کرد و فریاد کشید «چرا این تصاویر را به کمونیست‌های لعنتی نشان نمی‌دهید؟ آن‌ها همان کسانی هستند که با آموزش جنسی خود بچه‌های ما را منحرف می‌کنند».</p>
<p>برخی تجربیات ناهم‌خوان با خودپنداره، همه‌ی انسان‌ها را تهدید می‌کنند. بنابراین، همه ما کم‌وبیش برای محافظت کردن از حرمت نفس خویش و جلوگیری از اضطراب زیاد، از برخی دفاع‌ها یا نشانه‌های بیماری استفاده می‌کنیم. دفاع‌ها به محافظت از حرمت نفس مثبت کمک می‌کنند، ولی این کار را به قیمتی گزاف انجام می‌دهند. دفاع‌ها به علت تحریف و حذف گزینشی اطلاعات، به درک نادرست واقعیت منجر می‌شوند. در اوایل حرفه‌ام (پروچاسکا)، مرد ۴۵ ساله‌ای وارد دفترم شد و گفت: «اوه شما جوان هستید. باید طرفدار زندگی‌های زناشویی آزاد باشید. من نمی‌توانم با شما کار کنم». او بدون این‌که نظر من را درباره‌ی زندگی زناشویی آزاد جویا شود، درخواست کرد وی را به روان‌درمانگر دیگری ارجاع دهم. افراد در جریان دفاع کردن سرسختانه از دیدگاه خود نسبت به دنیا و خودشان، درنهایت ازنظر شیوه‌ی پردازش کردن اطلاعات، آدم‌های خشک و بی‌کفایتی می‌شوند. هر چه فرد دفاعی‌تر و بیمارگون‌تر باشد، برداشت‌های او خشک‌تر و نابسنده‌تر می‌شوند.<br />
ناهم‌خوانی خود با تجربه‌ی برخی افراد به‌قدری زیاد است که رویدادهای خاصی اجازه نمی‌دهند که دفاع‌های خشک آن‌ها درست عمل کنند و همین موجب <a href="http://behdashtravan.com/%d8%a7%d8%ae%d8%aa%d9%84%d8%a7%d9%84-%d8%b4%d8%ae%d8%b5%db%8c%d8%aa-%da%86%db%8c%d8%b3%d8%aa-%d9%88-%da%86%d8%b7%d9%88%d8%b1-%d8%b1%d9%88%db%8c-%d8%b2%d9%86%d8%af%da%af%db%8c-%d8%a7%d9%81%d8%b1%d8%a7/" target="_blank" rel="noopener">اختلال در شخصیت </a>آن‌ها می‌شود. اگر این رویدادها افراد را به مقداری ناهم‌خوانی بین خود و تجربه تهدید کنند و اگر این رویدادها به‌طور ناگهانی یا آشکارا روی دهند، در این صورت این افراد غرق در اضطراب می‌شوند، زیرا برداشتی که آن‌ها از خود دارند (خودپنداره) تهدید می‌شود. درصورتی‌که دفاع‌های آن‌ها درست عمل نکنند، تجربیاتی که قبلاً انکار شده‌اند اکنون دقیقاً در آگاهی نمایان می‌شوند. بنابراین، تجربیات غیرقابل‌قبول، خودانگاره‌ی سازمان‌یافته‌ی این افراد را متلاشی می‌کنند.</p>
<p>دانشجویی بعد از مصرف آل.اس.دی (LSD) و سِیرِ بد متعاقب آن که دچار وحشت‌زدگی و آشفتگی شده بود به دیدن من آمد. او قبل از این تجربه، متقاعد شده بود که از پیروان راستین عیسی مسیح است. او خود را آدمی دوست‌داشتنی و مهربان می‌دانست و از طریق جنبش رادیکال مسیحیت در جهت بهزیستی دیگران فعالیت می‌کرد. او در خلال تجربه‌ی اخیری که با آل.اس.دی داشت، خود را به‌صورت آدم خودپردازی دید که از نقش رهبری خویش در جنبش مسیحیت سوءاستفاده کرده است تا تحسین زنان را جلب کرده و عکس خود را در روزنامه‌ها ببیند. او گفت که به دور خود می‌چرخید و سعی داشت عکس خودش را از روزنامه به چنگ آورد، اما گرفتار این احساس خوف‌انگیز شده بود که آن عکس یک غریبه بود. او توانسته بود برای خودش توجیه کند که این خودپنداره‌ها ناشی از مصرف آل.اس.دی هستند. او به‌قدری دچار وحشت و آشفتگی شده بود که تصور می‌کرد ممکن است برای نجات دادن خود خویش از روی یک پل بپرد و خود را نابود کند. خوشبختانه، او با کمک مداخله در بحران مرکز مشاوره و کمک تعدادی از دوستان، تصمیم گرفت تحت روان‌درمانی قرار بگیرد و فرایند طاقت‌فرسای منسجم کردن دوباره‌ی خودپنداره را به‌صورتی که کامل‌تر و نه چندان آرمانی باشد، آغاز کند.</p>
<p>خواه کسی به علت فروپاشی تحت درمان قرار بگیرد یا به خاطر عملکرد نامناسب ناشی از تحریف های ادراکی، یا به دلیل این‌که نشانه‌های دفاعی خیلی آزارنده هستند و یا به خاطر تمایل به شکوفایی بیشتر، هدف یکی است: افزایش دادن هم‌خوانی بین خود و تجربه از طریق فرایند انسجام. چون راجرز معتقد بود که انسجام مجدد خود و تجربه از رابطه‌ی درمانی حاصل می‌شود، ما از چارچوب استاندارد خود خارج می‌شویم و قبل از این‌که نظریه‌ی فرایندهای درمان او را بررسی کنیم، نظر وی را درباره‌ی رابطه‌ی درمانی ارائه می‌دهیم.</p>
<h2>منبع</h2>
<p><strong>کتاب:</strong> <a href="https://books.google.com/books/about/Systems_of_Psychotherapy.html?id=h3NHAAAAMAAJ&amp;hl=en" target="_blank" rel="noopener">نظام های روان درمانی</a><br />
<strong>نویسنده:</strong> جان نورکراس، جیمز پروچاسکا<br />
<strong>مترجم:</strong> یحیی سیدمحمدی</p>
<p>The post <a href="https://behdashtravan.com/%d8%a2%d8%b3%db%8c%d8%a8-%d8%b4%d9%86%d8%a7%d8%b3%db%8c-%d8%a7%d9%86%d8%b3%d8%a7%d9%86%e2%80%8c%da%af%d8%b1%d8%a7%db%8c%db%8c/">آسیب شناسی انسان‌گرایی</a> appeared first on <a href="https://behdashtravan.com">مجله تخصصی روانشناسی بهداشت روان</a>.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://behdashtravan.com/%d8%a2%d8%b3%db%8c%d8%a8-%d8%b4%d9%86%d8%a7%d8%b3%db%8c-%d8%a7%d9%86%d8%b3%d8%a7%d9%86%e2%80%8c%da%af%d8%b1%d8%a7%db%8c%db%8c/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
	</channel>
</rss>
