<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	>

<channel>
	<title>مقالات افسردگی | مجله تخصصی روانشناسی بهداشت روان</title>
	<atom:link href="https://behdashtravan.com/tag/%D8%A7%D9%81%D8%B3%D8%B1%D8%AF%DA%AF%DB%8C/feed/" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>https://behdashtravan.com/tag/افسردگی/</link>
	<description></description>
	<lastBuildDate>Tue, 11 May 2021 11:41:57 +0000</lastBuildDate>
	<language>fa-IR</language>
	<sy:updatePeriod>
	hourly	</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>
	1	</sy:updateFrequency>
	<generator>https://wordpress.org/?v=6.8.2</generator>

<image>
	<url>https://behdashtravan.com/wp-content/uploads/2017/09/cropped-logo-32x32.png</url>
	<title>مقالات افسردگی | مجله تخصصی روانشناسی بهداشت روان</title>
	<link>https://behdashtravan.com/tag/افسردگی/</link>
	<width>32</width>
	<height>32</height>
</image> 
	<item>
		<title>بررسی و خلاصه کتاب تئوری انتخاب ویلیام گلسر</title>
		<link>https://behdashtravan.com/%d8%a8%d8%b1%d8%b1%d8%b3%db%8c-%d9%88-%d8%ae%d9%84%d8%a7%d8%b5%d9%87-%da%a9%d8%aa%d8%a7%d8%a8-%d8%aa%d8%a6%d9%88%d8%b1%db%8c-%d8%a7%d9%86%d8%aa%d8%ae%d8%a7%d8%a8-%d9%88%db%8c%d9%84%db%8c%d8%a7%d9%85/</link>
					<comments>https://behdashtravan.com/%d8%a8%d8%b1%d8%b1%d8%b3%db%8c-%d9%88-%d8%ae%d9%84%d8%a7%d8%b5%d9%87-%da%a9%d8%aa%d8%a7%d8%a8-%d8%aa%d8%a6%d9%88%d8%b1%db%8c-%d8%a7%d9%86%d8%aa%d8%ae%d8%a7%d8%a8-%d9%88%db%8c%d9%84%db%8c%d8%a7%d9%85/#comments</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[بهروز هاشمی]]></dc:creator>
		<pubDate>Tue, 11 May 2021 11:33:21 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[متفکران بزرگ]]></category>
		<category><![CDATA[معرفی کتاب]]></category>
		<category><![CDATA[هوش هیجانی (روابط میانفردی)]]></category>
		<category><![CDATA[اضطراب]]></category>
		<category><![CDATA[افسردگی]]></category>
		<category><![CDATA[بررسی کتاب]]></category>
		<category><![CDATA[تئوری انتخاب]]></category>
		<category><![CDATA[دایره حل اختلاف]]></category>
		<category><![CDATA[رفتار کلی]]></category>
		<category><![CDATA[روانشناسی کنترل بیرونی]]></category>
		<category><![CDATA[نظریه انتخاب]]></category>
		<category><![CDATA[نقد تئوری انتخاب]]></category>
		<category><![CDATA[نیازهای بنیادین]]></category>
		<category><![CDATA[ولیام گلسر]]></category>
		<category><![CDATA[ویلیام گلاسر]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://behdashtravan.com/?p=7175</guid>

					<description><![CDATA[<p>مقدمه کتاب تئوری انتخاب تئوری انتخاب: امکان ندارد درگیر روابط انسانی باشید و کتاب تئوری انتخاب ویلیام گلسر برای شما مفید نباشد. شما در هر شغل و جایگاهی، برای زندگی شادتر می‌توانید از کتاب تئوری انتخاب بهره ببرید. این کتاب انواع روابط را بررسی می‌کند: رابطۀ عاطفی، والد-فرزندی، معلم-شاگردی و کارفرما و کارمند. یکی از &#8230;</p>
<p>The post <a href="https://behdashtravan.com/%d8%a8%d8%b1%d8%b1%d8%b3%db%8c-%d9%88-%d8%ae%d9%84%d8%a7%d8%b5%d9%87-%da%a9%d8%aa%d8%a7%d8%a8-%d8%aa%d8%a6%d9%88%d8%b1%db%8c-%d8%a7%d9%86%d8%aa%d8%ae%d8%a7%d8%a8-%d9%88%db%8c%d9%84%db%8c%d8%a7%d9%85/">بررسی و خلاصه کتاب تئوری انتخاب ویلیام گلسر</a> appeared first on <a href="https://behdashtravan.com">مجله تخصصی روانشناسی بهداشت روان</a>.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h1><strong>مقدمه کتاب تئوری انتخاب</strong></h1>
<p><strong>تئوری انتخاب</strong>: امکان ندارد درگیر روابط انسانی باشید و کتاب <strong>تئوری انتخاب</strong> <a href="https://fa.wikipedia.org/wiki/%D9%88%DB%8C%D9%84%DB%8C%D8%A7%D9%85_%DA%AF%D9%84%D8%B3%D8%B1" target="_blank" rel="noopener noreferrer">ویلیام گلسر</a> برای شما مفید نباشد. شما در هر شغل و جایگاهی، برای زندگی شادتر می‌توانید از کتاب تئوری انتخاب بهره ببرید. این کتاب انواع روابط را بررسی می‌کند: رابطۀ عاطفی، والد-فرزندی، معلم-شاگردی و کارفرما و کارمند. یکی از اصلی‌ترین ایده‌های نظریه انتخاب این است که روابط ناخوشنود، علت اصلی رنج بشر است. مطالب این کتاب می‌تواند کمک شایانی به حل اختلافات شما با اطرافیانتان بشود. این کتاب به تنهایی یک روش فوق‌العاده برای درمان زوجین است. اگر بتوانم فقط یک کتاب به مراجعین خود توصیه کنم، قطعا یکی از مهم‌ترین انتخاب‌های من همین اثر است.</p>
<p>گلاسر با دست گذاشتن روی ضعف‌های روانشناسی حاکم، نیاز به یک روانشناسی دموکراتیک، انسانی و پیوندجو و خوشبین را ضروری قلمداد می‌کند. از نگاه او برخی از انواع روانشناسی بیشتر به روابط آسیب زده‌اند تا آنها را احیا کنند. او به رفتارگرایی به خاطر تمرکز زیادش روی تغییر رفتار با کمک پاداش و تنبیه انتقاد زیادی وارد می‌کند و از روانکاوی به این خاطر که فرد را به این نتیجه می‌رساند که قربانی گذشته خود است، اعتراض می‌کند. او تئوری انتخاب را بهترین جایگزین می‌داند.</p>
<h2><strong>فصل اول: نیاز ما به روانشناسی جدید</strong></h2>
<p>این فصل شروع کوبنده‌ای دارد و پشت خواننده را در همین ابتدای کار می‌لرزاند. ادعای ترسناک <a href="http://behdashtravan.com/%d8%ac%d9%85%d9%84%d8%a7%d8%aa-%d9%88%db%8c%d9%84%db%8c%d8%a7%d9%85-%da%af%d9%84%d8%a7%d8%b3%d8%b1/" target="_blank" rel="noopener noreferrer">گلسر</a> این است<strong>:  ما خودمان تمام بدبختی‌ و فلاکت خود را انتخاب می‌کنیم</strong>. دیگران نه می‌توانند ما را بدبخت کنند و نه خوشبخت. تمام آنچه می‌توانیم به دیگران بدهیم و از آنها بگیریم، اطلاعات است. آموزه‌ی اصلی <strong>تئوری انتخاب</strong> این است که ما بیش از حد تصورمان بر زندگی‌مان کنترل داریم. بر خلاف نظر روانشناسان سنتی ما به ندرت قربانی گذشته، ژن‌ها و محیط هستیم.</p>
<p>تمام افراد رنجور مشکل واحدی دارند: نمی‌توانند با کسانی که دوستشان دارند به تفاهم برسند و به خوبی کنار بیایند. گلسر از هرینگتون (که هر دو روانپزشک هستند) نقل می‌کند که اگر تمام متخصصان رشته‌ی ما ناگهان محو شوند، دنیا متوجه غیبت آنها نمی‌شود. منظور او تحقیر روانپزشکی نیست، بلکه معتقد است روانپزشکی برای بهبود روابط که مهم‌ترین رکن سلامتی روان است کاری نکرده است.</p>
<h3>روانشناسی کنترل بیرونی</h3>
<p>ما برای بهبود روابط، نیاز به یک روانشناسی جدید در برابر روانشناسی سنتی داریم. <strong>روانشناسی کنترل بیرونی</strong> اصطلاحی است که گلسر از آن به عنوان عامل فلاکت بسیاری از ما یاد می‌کند‍. اجتماع، خانواده و حکومت متفق‌القول معتقدند صلاح ما را بهتر از خودمان می‌دانند. این افراد نه تنها می‌دانند چه چیزی برای خودشان درست است، بلکه متاسفانه آنها دقیقا می‌دانند چه چیزی برای ما هم خوب است. فرضیه اساسی روانشناسی کنترل بیرونی این است: افراد خاطاکار را تنبیه کنید تا رفتار درست را انجام دهند و سپس آنها را تشویق کنید. سلطه‌ی رفتارگرایی بر روانشناسی قدیم از این دست است. روانکاوی نیز به این خاطر که مردم را قربانی طبیعت و خاطرات کودکی می‌داند به همین روانشناسی است. روانشناسی کنترل‌گر، اجبارکننده و زورگرا خود موجب ناخرسندی اصلی بشر است.</p>
<p>حال چرا این نوع روانشناسی انقدر طرفدار دارد؟ افراد صاحب قدرت که تعیین‌کننده‌ی درست و غلط هستند (دولت، معلم، والد، مدیر و رهبر مذهبی) عاشق این نوع روانشناسی هستند و ضعفا نیز با تن دادن به کنترل احساس امنیت می‌کنند، هرچند کاذب. وقتی افراد خلاف میل ما رفتار می‌کنند، ساده‌ترین و دم دستی‌ترین راهکار، زور و اجبار است. ضعفا زیر بار روانشناسی کنترل بیرونی می‌روند تا شاید روزی خودشان آن را برای دیگران به کار برند. در این نگاه، سلطه‌گر و سلطه‌پذیر هر دو قربانی این روانشناسی هستند و هر ناخوشنودند.</p>
<h3>تئوری انتخاب</h3>
<p>دکتر گلسر <strong>تئوری انتخاب</strong> را به عنوان راهکار و نقطه‌ی مقابل روانشناسی کنترل بیرونی ارائه می‌دهد. تئوری انتخاب یک <strong>روانشناسی کنترل درونی</strong> است و توضیح می‌دهد که ما چرا و چگونه دست به انتخاب‌هایی می‌زنیم که مسیر زندگی ما را تعیین می‌کند. تئوری انتخاب از تمام <strong>ابزارهای روانشناسی کنترل بیرونی</strong> مانند سرزنش، تنبیه، پاداش، غرغر، قهر، برچسب زدن، دستکاری، تحریک احساسات، ریاست، شکایت، مقایسه و اذیت و آزار و غیره رویگردان است. طبق این نگاه ما هیچکس را نمی‌توانیم تغییر دهیم جز خودمان. روابط وقتی بهتر می‌شوند که دست از کنترل دیگری برداریم و روی خودمان متمرکز شویم.</p>
<p>ریشه‌ی رنج بشر را که دنبال کنیم به واژه‌ی تحمیل می‌رسیم: ۱) اجبار من به تو ۲) اجبار تو به من ۳) اجبار متقابل من و تو به هم ۴) اجبار من به خودم. تا زمانی که اعتقاد داریم که اجبار و زور جواب می‌دهد، ناخوشنودی ادامه دارد. ذات بشر از تحمیل متنفر است و در برابر آن حالت دفاعی دارد. اگر هم در برابر فشار تسلیم شود، همواره خشمی را با خود حمل می‌کند. بسیاری از ما معتقدیم مالک خانواده‌ی خود هستیم. مالکیت نیز از مفروضه‌های اساسی روانشناسی کنترل بیرونی است.</p>
<p>به زور متوسل شدن اساسا بیهوده است. لازم است ابزار زور را با با رفتارهای مهرورزی مانند، حمایت، گوش دادن، مذاکره، دلگرمی، عشق، دوستی، پذیرش، گشاده‌رویی و احترام، جایگزین کنیم. با این توضیح، می‌بینیم که جهان ما بیشتر گرایش به تخریب روابط دارد تا ساختن آنها. برای همین نیاز به یک روانشناسی جدید داریم.</p>
<h2><strong>فصل دوم: نیازهای بنیادین و احساسات</strong></h2>
<p>ما ۵ نیاز اساسی داریم، که عدم شناخت آنها ریشه‌ی بسیاری از ناخوشنودی‌های ما در روابط است. اگر این نیازها را در خود و همسرمان کشف کنیم،  با کمک تئوری انتخاب و بدون بهره‌گیری از روانشناسی کنترل بیرونی، می‌توانیم بر سر نیازهای ارضا نشده‌ی خود مذاکره کنیم. این نیازها ریشه در ژن‌های ما دارند و هیچ‌کس نباید به خاطر شدت و ضعف این نیازها در وجودش سرزنش و تحقیر شود. در قسمت دایره‌ی حل اختلاف به روش حل اختلاف شدت نیازها در زوجین پرداخته می‌شود. این قسمت مفیدترین بخش برای حل مسائل زناشویی است.</p>
<h3><strong>پنج نیاز اساسی</strong></h3>
<h4><strong> ۱) بقا و امنیت:  </strong></h4>
<p>فرض کنید همسر شما بیش از اندازه به بهداشت اهمیت می‌دهد، یا به راحتی پول خرج نمی‌کند و یا از تجربه‌های جدید مانند سفر و کار جدید استقبال نمی‌کند. شاید اولین چیزی که روانشناسی کنترل بیرونی از ما می‌خواهد، این است که او را به کمک برچسب‌هایی نظیر وسواسی، خسیس و ترسو اصلاح کنیم. در تئوری انتخاب این افراد نیاز بالایی به امنیت دارند و کسی نباید به این خاطر آنها را سرزنش کند. همینطور برعکس این قضیه نیز صادق است. کسی به خاطر ولخرجی، شلختگی و ریسک‌پذیری زیاد نباید سرزنش شود. او تنها شدت این نیازش پایین است. یکی از مشکلات اساسی در روابط، اختلاف شدت نیاز به بقا است. استفاده از روانشناسی کنترل بیرونی برای تغییر دیگری معمولا بر مشکل می‌افزاید. هر گاه بر سر نحوه‌ی خرج پول با همسرتان درگیر هستید، پای نیاز به بقا در میان است. به جای دعوا با هم گفتگو و مذاکره کنید.</p>
<p><strong>روش سنجش شدت این نیاز</strong>: اگر نسبت به افراد اطرافتان کمتر اهل خطر هستید، نیاز به بقا در شما زیاد است.</p>
<h4><strong> ۲) عشق و احساس تعلق:</strong></h4>
<p>گلایه بسیاری از زوج‌ها این است: تو مرا به قدر کافی دوست نداری. وقتی نیاز به عشق در دو طرف همسان نباشد، معمولا یک طرف شروع به تغییر دیگری می‌کند. یا یک نفر متهم به حساسیت می‌شود و این که هیچ‌گاه راضی نمی‌شود و یا دیگری متهم به این می‌شود که به اندازه کافی دهنده ئ مهربان  نیست. ناکام شدن این نیاز از بقیه نیازها دردناک‌تر است و خشم بیشتری را بر انگیخته می‌کند. ما معمولا در هنگام خشم بیشتر از روانشناسی کنترل بیرونی استفاده می‌کنیم. برای همین دست به دامن زور می‌شویم. هر چند عشق ورزیدن به کسی که می‌خواهد شما را کنترل کند و تغییر دهد یا عشق ورزیدن به کسی که می‌خواهید او را تغییر دهید، اگر غیرممکن نباشد بسیار دشوار است.</p>
<p>مشکل بسیاری از روابط  شبیه این است که کسی را کتک بزنیم که چرا ما را نوازش نمی‌کند یا کسی بزنیم که چرا از ما طلب عشق کرده است. نیاز به عشق و تعلق اگر در هر دو فرد متناسب باشد، احتمالا رابطه‌ای بلندمدت خواهند داشت.</p>
<p>وقتی به عشق فکر می‌کنیم بیشتر مایلیم گیرنده باشیم تا دهنده. اما عشق و دوستی خیابانی دوطرفه‌اند. <strong>آموختن دریافت مودبانه و بزرگوارانه عشق، کمک بزرگی برای هر نوع رابطه است.</strong></p>
<p><strong>روش سنجش شدت این نیاز: </strong>در مقایسه با اطرافیان خود، چقدر نیاز دارید عشق را نثار کنید (میزان دریافت ملاک نیست).</p>
<h4><strong> ۳) قدرت و پیشرفت: </strong></h4>
<p>در گونه‌های دیگر قدرت ابزاری است برای بقا، ولی ما تنها گونه‌ی قدرت‌مدار هستیم. گلسر همچون نیچه بر این باور است انگیزه‌ی بسیاری از رفتارهای ما قدرت است. معلم از تدریس خوب و پزشک از درمان درست، احساس قدرت می‌کند.  قدرت معمولا عشق را خراب می‌کند. عشق بر مبنای توافق است در حالی که قدرت چنین نیست. بسیاری از زوج‌های میان‌سال سال‌ها بر سر این که در رابطه رئیس چه کسی است، جنگیده‌اند.</p>
<p>هر چند در کتاب به آن اشاره‌ای نمی‌شود، اما نحوه‌ی توزیع قدرت در خانواده‌ی ریشه، روی نیاز به قدرت اثر زیادی دارد. مثلا اگر در خانواده‌ی ریشه قدرت دست مادر باشد، در مورد این که چه کسی حرف آخر را بزند کمتر چالش درست می‌شود. ولی اگر در خانواده شوهر پدر قدرت داشته و در خانواده زن، مادر، چالش بر سر قدرت بسیار زیاد است. با اگاهی از نیاز به قدرت و به کمک دایره‌ی حل اختلاف که با آن آشنا خواهیم شد، می‌توان بر سر نحوه‌ی توزیع قدرت به توافق رسید.</p>
<p><strong>روش سنجش شدت این نیاز: </strong>باید از خود بپرسید، آیا می‌خواهم همیشه حرف خود را به کرسی بنشانم؟ حرف آخر را خودم بزنم؟ مالک دیگران باشم؟</p>
<h4><strong> ۴) آزادی: </strong></h4>
<p>هدف نیاز به آزادی ایجاد توازن و تعادل بین نیاز تو به تلاش برای مجبور ساختن من به زندگی طبق میل تو و نیاز من به رهایی از این اجبار است. رابطه در ذات خود محدودیت دارد. برای همین نیاز به آزادی بالا می‌تواند در رابطه مشکل ایجاد کند. کسی که خواهان آزادی مطلق است، در رابطه شکست می‌خورد.</p>
<p><strong>روش سنجش شدت این نیاز:</strong> اگر پیروی از مقررات برای شما سخت است، اگر نمی‌توانید خود را با دیگران تطبیق دهید یا با گروهی برای مدت طولانی بمانید نیاز شما به آزادی بالاست.</p>
<h4><strong> ۵) تفریح:</strong></h4>
<p>تفریح پاداش ژنتیکی یادگیری است.</p>
<p><strong>روش سنجش شدت این نیاز: </strong>اگر از آموختن لذت می‌برید، به هنگام یادگیری زیاد می‌خندید، نیاز به تفریح در شما زیاد است.</p>
<h2><strong>فصل ۳: دنیای مطلوب شما</strong></h2>
<p>دنیای مطلوب شامل سه مولفه است و دنیای مطلوب بهترین راه ارضای نیازهای انسان را به ما نشان می‌دهد. این سه مولفه شامل <strong>افرادی</strong> است که می‌خواهیم با آنها باشیم، <strong>چیزهایی</strong> که می‌خواهیم داشته باشیم و تجربه کنیم و <strong>ایده‌هایی</strong> که بر رفتار ما حاکم‌اند. اگر اتفاقات و رفتار ما در راستای دنیای مطلوب ما باشد ما خرسندیم. ما معمولا واقعیت را متناسب با دنیای مطلوبمان و نیازهایمان تفسیر می‌کنیم. هر چه بیشتر از کنترل بیرونی استفاده کنیم بیشتر از دنیای مطلوب اطرافیانمان دور می‌مانیم.</p>
<h2><strong>فصل ۴ تئوری انتخاب: رفتار کلی</strong></h2>
<p>آنچه از تولد تا مرگ از ما سر می‌زند رفتار است. در تئوری انتخاب ما مسئول رفتارمان هستیم. در این نظریه ما نمی‌گوئیم افسرده شدیم، بلکه به جای آن از <strong>افسرده کردن</strong> استفاده می‌کنیم. هیچ اسمی وجود ندارد، بلکه هر آنچه هست فعل است. من افسرده نمی‌شوم، بلکه افسردگی می‌کنم. اضطراب جای خود را به مضطرب کردن خود می‌دهد و الی آخر. معمولا مردم در پیدا کردن نقش خود در روابط ناسالم و حال بد خود عاجزند. اگر با تئوری انتخاب آشنا باشند، دست از سرزنش دیگری برمی‌دارند و روی نقش خود در حال بد تمرکز می‌کنند.</p>
<p>افسردگی مانند همه‌ی رفتارهای ما یک انتخاب است. هر چند انتخابی مستقیم نیست. اگر رفتار کلی را بشناسید، این موضوع را کاملا درک خواهید کرد. هر رفتار شامل ۴ مولفه است: فعالیت، فکر، احساس و فیزیولوژی (حالت بدنی). اگر سرم را به دیوار بکوبم، منطقا باید بگویم که من درد در سرم را انتخاب کردم. افسرده یا مضطرب بودن یک عمل منفعلانه است که بر شما عارض می‌شود و شما قربانی می‌شوید. این صفات باعث می‌شود حس کنیم نمی‌توانیم کاری کنیم.  اما دنیای تئوری انتخاب بسیار جدی و مسئولانه است.  افسردگی کردن نیز یک انتخاب است. هر چند این موضوع سخت است اما باعث ایجاد خوشبینی است.</p>
<h3><strong> چرا ما باید افسردگی، اضطراب و هراس را انتخاب کنیم؟ </strong></h3>
<p>سه دلیل عمده وجود دارد. ما به این سه دلیل دست به این انتخاب‌های مخرب می‌زنیم.</p>
<h4> <strong>۱) مهار خشم:</strong></h4>
<p>وقتی کنترلی در زندگی نداریم، به صورت خودکار یاد عصبانی کردن خود می‌افتیم. وقتی ناکام می‌شویم عصبانیت اولین انتخاب ماست، ولی خیلی زود در ابتدای زندگی می‌فهمیم از این طریق به جایی نمی‌رسیم و والدین ما علاقه‌ای به عصبانیت ما ندارند. اما وقتی افسردگی می‌کنیم توجه دیگران جلب می‌شود. از طرفی  اگر مردم افسردگی نمی‌کردند احتمالا خشم زیادی فوران می‌شد. افسردگی کردن روشی برای کنترل خشونت است. این روش تا حدی شبیه <a href="http://behdashtravan.com/%d9%85%da%a9%d8%a7%d9%86%db%8c%d8%b2%d9%85-%d8%af%d9%81%d8%a7%d8%b9%db%8c/" target="_blank" rel="noopener noreferrer">ساز و کار دفاعی</a> درون‌فکنی یا برگرداندن پیکان خشم به سمت درون است.</p>
<h4><strong>۲) کمکم کن:</strong></h4>
<p>افسردگی کردن نوعی درخواست کمک بدون التماس است. این یک پیام کنترل‌کننده‌ی قوی است.</p>
<h4><strong>۳) اجتناب:</strong></h4>
<p>افسردگی کردن به ما فرصت می‌دهد از کاری که دوست نداریم یا می‌ترسیم دوری کنیم.</p>
<p>از این رو گلسر این ادعای بزرگ را می‌کند که افسردگی کردن، <strong>معلول</strong> عدم تعادل شیمی مغز نیست. کسانی که افسردگی می‌کنند بیمار نیستند و شیمی مغز آنها نقصی ندارد. در واقع شیمی مغز افسرده معلول انتخاب‌های فرد است نه بر عکس. گلسر داروهای ضدافسردگی را مانند تریاک می‌داند. او معتقد است انچه ما را نجات می‌دهد روابط انسانی است نه دارو. رواندرمانی خوب نیاز به مصرف دارو را از بین می‌برد.</p>
<p>&nbsp;</p>
<h2><strong>فصل ۵: همخوانی در شخصیت و قدرت نیازها</strong></h2>
<p>در این فصل به این سوال جواب داده می‌شود که همسر ایده‌آل شما کیست و اگر با همسری غیر از ایده‌آل ازدواج کردید چه باید کنید؟ از نگاه گلسر هر چه نیم‍‌رخ شدت نیازهای فصل ۲، در دو فرد همخوان‌تر باشد، ازدواج بهتری خواهید داشت. اگر بین شدت نیازها اختلاف زیاد باشد، ممکن تعارض در آن رابطه زیاد باشد. حال اگر با همسر خود هم‌خوانی کمی داریم، آیا دیگر شانس وجود ندارد؟ با تئوری انتخاب همیشه امید هست. اگر به جای جنگ و دعوا از روش‌های حل اختلاف استفاده کنیم، قطعا امید هست.</p>
<p>بهترین ازدواج ازدواجی است که نیاز به بقای طرفین متوسط، نیاز به عشق و تعلق زیاد، نیاز به قدرت و آزادی کم و نیاز به تفریح زیاد باشد. حال اگر نیم‌رخ نیازهای ما اختلاف دارد باید چه کار کنیم؟ راهکار اساسی نظریه‌ی انتخاب دایره حل اختلاف است.</p>
<h3><strong>دایره حل اختلاف</strong></h3>
<p>این دایره برای توافق بر سر نیازهاست. این دایره سه محور دارد: زن، شوهر و خود ازدواج.</p>
<h3><strong>پیش‌شرط‌های ورود به دایره حل اختلاف</strong></h3>
<ol>
<li>خود ازدواج بر نیازهای فردی ما اولویت دارد. کسی که وارد دایره می‌شود، نجات رابطه را بر نیازهای خودش مقدم می‌داند. اگر این پیش فرض را ندارید مشاوره زوجی به دردتان نمی‌خورد.</li>
<li>هر دو طرف با نیازها و نظریه انتخاب آشنایی دارند. هیچ اجبار و تحمیلی نباید وجود داشته باشد. زورگویی با ذات دایره در تضاد است. به عبارت بهتر، ما فقط بر رفتار خود کنترل داریم. اگر این را بپذیریم درباره‌ی هر مساله‌ای می‌توانیم مذاکره و توافق کنیم. در دایره فقط گفتگو و توافق وجود دارد.</li>
<li>اساس بر مذاکره برد برد است. مذاکره، توافق و همکاری کلمات کلیدی دایره هستند.</li>
</ol>
<h3>مذاکره بر سر ارضای نیازهای اساسی در دایره‌ حل اختلاف</h3>
<h4>مذاکره درمورد نیاز به بقا</h4>
<p>مثلا اگر در مورد نحوه‌ی خرج کردن پول اختلاف داریم، یعنی نیاز به بقا هم‌خوان نیست. هیچ کس باج نمی‌دهد و باج نمی‌گیرد. با هر دو طرف باید با رضایت خاطر باید مذاکره کنند. نهایتا باید به یک راهکار مشترک برای خرج خانه برسیم.</p>
<h4>مذاکره درمورد نیاز به عشق و تعلق</h4>
<p>معیار اساسی درباره‌ی توافق بر سر نیاز به عشق، این است که یک فرد چقدر حاضر است عشق بدهد، نه بگیرد. چون ما همه خواهان دریافت هستیم. ما فارغ از شدت نیاز به عشق باید بیاموزیم که نمی‌توانیم بیشتر از آنچه در ژن‌های ما نوشته شده به دیگران عشق بدهیم و نمی‌توانیم بیش از انچه همسرمان حاضر است عشق بدهد، عشق بگیریم. پس به جای تمرکز روی نیازهای خود باید از خود بپرسیم برای کمک به رابطه چه کارهایی می‌توانم بکنم؟ما فقط روی رفتار خودمان خودمان (این که چقدر دهنده باشیم) کنترل داریم، نه این که دیگری چقدر ارضا کننده است.</p>
<h4>مذاکره درمورد نیاز به قدرت</h4>
<p>در مورد نیاز به قدرت مساله همخوانی نیست. نیاز با قدرت با ذات حضور در دایره که بر اساس مذاکره است، تعارض دارد. بهتر است این نیاز در جایی غیر از ارتباط ارضا شود. حوزه‌های شغلی و رسالتی بهترین جای ارضای نیاز به قدرت است. زن و شوهرهایی که نیاز به قدرت در هر دوی انها کم است معمولا با هم توافق دارند. اگر نیاز به قدرت در زوج زیاد باشد تمایل به از هم پاشاندن دایره وجود دارد. اگر هیچ یک از طرفین نخواهند قدرت را واگذار کنند، مذاکره امکان‌پذیر نیست. یک راهکار مفید بخش بخش کردن قدرت است. هر کس قسمتی از قدرت را دست بگیرد.</p>
<h4>مذاکره درمورد نیاز به آزادی</h4>
<p>در توافق بر سر نیاز به آزادی، طرفی که نیاز به آزادی بالاتری دارد باید بگوید حاضر به چه توافق‌هایی است. اگر نیاز به آزادی در هر دو بالا باشد شانس بقای ازدواج کمتر است. اگر آنها آزادی‌های دلخواه دیگری را بپذیرند، ازدواج تداوم خواهد یافت. آزادی مطلق در هیچ ازدواجی به سرانجام درستی نمی‌رسد. ازدواج موقعیتی نیست که در آن نیاز به آزادی مطلق وجود داشته باشد.</p>
<h4>مذاکره درمورد تفریح</h4>
<p>معمولا اختلاف در نیاز به تفریح اگر در دیگر نیازها همخوانی وجود داشته باشد، مشکلی در ازدواج ایجاد نمی‌کند. اگر نیاز به تفریح فقط در یکی بالا باشد، می‌تواند بدون آسیب به ازدواج تفریح کند.</p>
<p>&nbsp;</p>
<h3><strong>با چه شخصیت‌هایی اصلا ازدواج نکنیم؟</strong></h3>
<p>دکتر گلسر معتقد است با دو تیپ ضداجتماعی و بیکاره اصلا نباید ازدواج کرد. اگر چنین کردید و حالا متوجه شدید، مطمئن باشید وضعیت شما بدتر خواهد شد.</p>
<p>شخصیت ضداجتماعی فقط قدرت و آزادی خودش برایش مهم است و نیازهای دیگران برایش اصلا مهم نیستند. خصوصیت برجسته‌ی آنها این است که نیاز به عشق و تعلق در آنها تقریبا صفر است. در فریبکاری سرآمد است و فکر می‌کند از همه برتر است. هرگز نمی‌توان بر او تکیه کرد.</p>
<p>شخصیت بیکاره بسیار عجیب است. او به آسانی ارتباط برقرار می‌کند اما اگر با او ازدواج کنید بعدا بسیار آزرده خواهید شد. این افراد به طور مستقیم شما را آزار نمی‌دهد، او با کارهایی که نمی‌کند شما را آزار می‌دهد. این افراد نیاز به قدرت بالا و نیاز به بقای پایینی دارند. اما چون شور زندگی در انها کم است، نمی‌توانند نیاز به قدرت خود را ارضا کنند. او از رویاهای زیادی حرف می‌زنند ولی در عمل هیچ هستند. این افراد کودکانی هستند که هرگز بزرگ نمی‌شوند. این افراد نیاز به عشق دارند و اگر از آنها کار سختی نخواهید مشکلی در برقراری ارتباط ندارند.</p>
<h2><strong>فصل ۶: تعارض و واقعیت‌درمانی</strong></h2>
<p>وقتی همزمان دو تصویر متضاد در دنیای مطلوب شما قرار دارد، دچار تعارض هستید. هر چه در جهت یکی حرکت کنید، در دیگری بیشتر ناکام می‌شوید. اگر ارضای هر دو را بخواهید، هیچ راه فراری از این تعارض وجود ندارد. دکتر گلسر به داستان تعارض آمیز یکی از مراجعانش می‌پردازد و در آن به رفع تعارض عشق و وفاداری مانند آناکارنینا می‌پردازد.</p>
<h2><strong>فصل ۷: خلاقیت</strong></h2>
<p>در مغز ما یک سیستم خلاق وجود دارد که بر تمام رفتار کلی ما اثر می‌گذارد. وقتی احساس ناکامی و تنهایی شدید می‌کنیم، سیستم خلاق در ما احساسات جدیدی تولید می‌کند. اختلالات روانی و بیماری‌های روانی از جمله‌ی این خلاقیت‌های مغز هستند. افسردگی کردن، مضطرب کردن خود، ایجاد سردرد و کمردرد از این نوع خلاقیت‌ها هستند.</p>
<h3><strong>بیماری‌های روان‌تنی نیمه‌ی تاریک خلاقیت</strong></h3>
<p>در ادامه دکتر گلسر توضیح می‌دهد که هر بیماری روانی چطور یک بعد خلاقانه دارد و این که فرد چطور دست به این انتخاب‌های فلج‌کننده می‌زنند.</p>
<h4><strong>بیماری‌های سیستم ایمنی</strong></h4>
<p>پزشکان معتقدند روماتیسم و سیستم ایمنی، وقتی اتفاق می‌افتند که سیستم ایمنی به خود بدن حمله می‌کند. سیستم خلاق سعی می‌کند با این کار از صدمه فرضی پیشگیری کند. هر بیماری با این وضعیت، باید سعی کند بر زندگی خود کنترل موثری داشته باشد. بهتر است اگر دچار چنین خلاقیت‌هایی شده‌اید بر بهبود روابط ناکام‌کننده‌ی خود تمرکز کنید. این بیماری‌ها وقتی پیش می‌آید که  فرد حس می‌کند کنترل موثری بر زندگی خودش ندارد.</p>
<h4><strong>افسردگی</strong></h4>
<p>افسردگی چه خلاقیتی به همراه دارد؟ افسردگی با درون‌فکنی خشم آن از فوران آن جلوگیری می‌کند، پیام کمک به دیگران می‌فرستد و باعث می‌شود به سراغ کارهایی که خطر شکست دارند نرویم.</p>
<h4><strong>سایکوز</strong></h4>
<p>افراد با انتخاب سایکوز به دنبال مراقبت دیگران هستند.</p>
<h4><strong>دوقطبی</strong></h4>
<p>افراد دو قطبی سعی می‌کنند به هر ترتیبی با این واقعیت که رابطه‌ی بلندمدت او که عمری بر سر آن وقت گذاشته است، کار نمی‌کند.</p>
<h4><strong>روانرنجوری‌ها</strong></h4>
<p>خلاقیت‌های دیگر روانرنجوری‌ها هستند. اینها مانند سایکوزها واقعیت را انکار نمی‌کنند اما با کنار امدن با واقعیت مشکل دارند. مثل دیگر اختلالات پای یک رابطه‌ی ناخوشایند در میان است.</p>
<h4><strong>فوبی‌سازی</strong></h4>
<p>در فوبی سازی فرد ممکن است برای فرار از یک تمایل به یک عشق ممنوعه از خانه بیرون نرود. به نوعی در فوبی‌سازی ما با این روش از روابط ناخوشنود خود فاصله می‌گیریم. در فوبی ترس جای خشم را می‌گیرد و به خاطر فوبیا می‌تواند درخواست کمک کند و مثلا در خانه احساس امنیت می‌کند.</p>
<h4><strong>وحشت‌سازی</strong></h4>
<p>خلاقیت بعدی سیستم مغز ما وحشت‌سازی است. در وحشت‌سازی ما سعی می‌کنیم از هر گونه فکر ناخوشایند در مورد رابطه‌ای ناخوشایند، با وحشت فرار کنیم.</p>
<p>راهکار چیست؟ تکنیک نیت متناقض. یعنی فکر کردن به چیزی که از فکر کردن به آن گریزان هستیم.</p>
<h4><strong>انتخاب وسواس</strong></h4>
<p>انتخاب وسواس می‌تواند به این سبب باشد که افکار مربوط به روابط ناخوشایند و دردناک را سرکوب می‌کند. معمولا احساس گناه نقش پررنگی در انتخاب وسواس شستن دست دارد.</p>
<h4><strong>اختلال استرس پس از سانحه</strong></h4>
<p>اختلال استرس پس از سانحه به نوعی ناتوان‌سازی خود است. در این حالت فرد قربانی سیستم بیرونی است.</p>
<p>هرچند این که ما خودمان اختلال‌هایمان را انتخاب می‌کنیم از نگاه گلسر واقعیت است، اما او بیان آن را به مراجعین نوعی بی‌شفقتی می‌داند. در عوض سعی می‌کند به انها کمک کند که انتخاب‌های بهتری از افسردگی کرد و غیره داشته باشند. این که افراد را عاجز و ناامید بدانیم نیز نوعی بی‌شفقتی است. این واقعیت که مشکلات روانشناختی یک انتخاب است خود یک آگاهی آزادی‌بخش و درمان‌کننده است.</p>
<p>در بخش‌های بعدی کتاب نظریه انتخاب در عمل بررسی می‌شود که ما از آن عبور می‌کنیم.</p>
<h2><strong>جمع‌بندی</strong></h2>
<p>اگر بخواهیم کل کتاب را در یک کلمه خلاصه کنیم، به کلمه‌ی تحمیل برسیم. از آنجایی که این کلمه بار منفی دارد، روی کلمه مثبتِ آن، یعنی انتخاب تمرکز شده است. این که ما خودمان عمده‌ی رنج‌هامان را انتخاب می‌کنیم، در نگاه اول ترسناک است. شاید اعتراض کنید که افراد با افسردگی‌های بسیار شدید و اختلالات سایکوز، چطور ممکن است خودشان انتخاب‌گر باشند؟ گلسر در این کتاب سعی می‌کند به این نقد پاسخ دهد. پاسخ‌ها تا حد زیادی قانع‌کننده‌اند ولی شاید شما را قانع نکند. حال این ادعا تاچه میزان صحت دارد؟ نمی‌دانم. اما باور دارم که باور به تئوری انتخاب زندگی شما را انقلابی می‌کند.  هر چه قدرت شخصیت بالاتر باشد، توان بیشتری برای هضم تئوری انتخاب دارد.</p>
<p>تئوری انتخاب تنها نتیجه‌ی ابتکار شخص گلسر نیست.  ایده‌های تئوری انتخاب را می‌توان در آثار فلاسفه‌ای مانند اسپینوزا، نیچه و کیرکگور و سارتر دید. در دنیای روانشناسی، یالوم و الیس هم نظرات مشابهی با گلسر داشته‌اند. یالوم تئوری انتخاب را با عنوان مفهوم مسئولیت‌ وجودی و الیس با عنوان توقع توضیح می‌دهند. قبل از آشنایی با این نظریات، بر این باور بودم پذیرش مسئولیت وجودی یا همان زندگی بر اساس تئوری انتخاب، محصول یک درمان موفق است. اگر شخصی قوی شود، یا به عبارتی درمان شود، می‌تواند بپذیرد که او مسئول انتخاب‌هایش است. بعدها متوجه شدم این توضیح کامل نیست. تئوری انتخاب فقط محصول نیست، بلکه خودش نیز یک فرایند درمان‌بخش است.</p>
<p>&nbsp;</p>
<p><em>بهترین سال‌های زندگی شما، زمانی است که مشکلاتتان را از آن خود می دانید</em><em>.</em><em> زمانی که دیگر مادر، اقتصاد و دولت را مقصر مشکلاتتان نمی‌دانید. متوجه می‌شوید که سرنوشت را خودتان کنترل می‌کنید</em><em>.</em><em><br />
</em><em>آلبرت الیس</em></p>
<h2>خلاصه کتاب تئوری انتخاب</h2>
<p>&nbsp;</p>
<p><strong>نویسنده</strong>: ویلیام گلسر<br />
<strong> مترجم</strong>: علی صاحبی<br />
<strong>نویسنده متن</strong>: <a href="http://behdashtravan.com/%d8%aa%d9%85%d8%a7%d8%b3-%d8%a8%d8%a7-%d9%85%d8%a7/" target="_blank" rel="noopener noreferrer">بهروز هاشمی</a></p>
<p>The post <a href="https://behdashtravan.com/%d8%a8%d8%b1%d8%b1%d8%b3%db%8c-%d9%88-%d8%ae%d9%84%d8%a7%d8%b5%d9%87-%da%a9%d8%aa%d8%a7%d8%a8-%d8%aa%d8%a6%d9%88%d8%b1%db%8c-%d8%a7%d9%86%d8%aa%d8%ae%d8%a7%d8%a8-%d9%88%db%8c%d9%84%db%8c%d8%a7%d9%85/">بررسی و خلاصه کتاب تئوری انتخاب ویلیام گلسر</a> appeared first on <a href="https://behdashtravan.com">مجله تخصصی روانشناسی بهداشت روان</a>.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://behdashtravan.com/%d8%a8%d8%b1%d8%b1%d8%b3%db%8c-%d9%88-%d8%ae%d9%84%d8%a7%d8%b5%d9%87-%da%a9%d8%aa%d8%a7%d8%a8-%d8%aa%d8%a6%d9%88%d8%b1%db%8c-%d8%a7%d9%86%d8%aa%d8%ae%d8%a7%d8%a8-%d9%88%db%8c%d9%84%db%8c%d8%a7%d9%85/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>2</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>پرسشنامه افسردگی بعد از زایمان ادینبورگ</title>
		<link>https://behdashtravan.com/%d9%be%d8%b1%d8%b3%d8%b4%d9%86%d8%a7%d9%85%d9%87-%d8%a7%d9%81%d8%b3%d8%b1%d8%af%da%af%db%8c-%d8%a8%d8%b9%d8%af-%d8%a7%d8%b2-%d8%b2%d8%a7%db%8c%d9%85%d8%a7%d9%86-%d8%a7%d8%af%db%8c%d9%86%d8%a8%d9%88/</link>
					<comments>https://behdashtravan.com/%d9%be%d8%b1%d8%b3%d8%b4%d9%86%d8%a7%d9%85%d9%87-%d8%a7%d9%81%d8%b3%d8%b1%d8%af%da%af%db%8c-%d8%a8%d8%b9%d8%af-%d8%a7%d8%b2-%d8%b2%d8%a7%db%8c%d9%85%d8%a7%d9%86-%d8%a7%d8%af%db%8c%d9%86%d8%a8%d9%88/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[بهروز هاشمی]]></dc:creator>
		<pubDate>Thu, 17 Sep 2020 10:30:19 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[آسیب شناسی]]></category>
		<category><![CDATA[اختلالات روانی]]></category>
		<category><![CDATA[ادینبورگ]]></category>
		<category><![CDATA[افسردگی]]></category>
		<category><![CDATA[پرسشنامه]]></category>
		<category><![CDATA[پرسشنامه افسردگی بعد از زایمان ادینبورگ]]></category>
		<category><![CDATA[تشخیص]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://behdashtravan.com/?p=6163</guid>

					<description><![CDATA[<p>پرسشنامه افسردگی بعد از زایمان ادینبورگ پرسشنامه افسردگی بعد از زایمان ادینبورگ : بین ۱۰ تا ۱۵ درصد از خانم‌ها ظرف مدت شش ماه بعد از زایمان، دچار افسردگی پس از زایمان می‌شوند. (کتاب آرامش روان در بارداری و زایمان نوشته دکتر عبدالوهاب سیمین). اختلالات روانی و نابسامانی‌های روحی، ازجمله مشکلات رایج دنیای کنونی است؛ &#8230;</p>
<p>The post <a href="https://behdashtravan.com/%d9%be%d8%b1%d8%b3%d8%b4%d9%86%d8%a7%d9%85%d9%87-%d8%a7%d9%81%d8%b3%d8%b1%d8%af%da%af%db%8c-%d8%a8%d8%b9%d8%af-%d8%a7%d8%b2-%d8%b2%d8%a7%db%8c%d9%85%d8%a7%d9%86-%d8%a7%d8%af%db%8c%d9%86%d8%a8%d9%88/">پرسشنامه افسردگی بعد از زایمان ادینبورگ</a> appeared first on <a href="https://behdashtravan.com">مجله تخصصی روانشناسی بهداشت روان</a>.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>پرسشنامه افسردگی بعد از زایمان ادینبورگ</h2>
<p>پرسشنامه <a href="http://behdashtravan.com/%d8%a7%d8%ae%d8%aa%d9%84%d8%a7%d9%84%e2%80%8c%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%a7%d9%81%d8%b3%d8%b1%d8%af%da%af%db%8c/" target="_blank" rel="noopener noreferrer">افسردگی</a> بعد از زایمان ادینبورگ : بین ۱۰ تا ۱۵ درصد از خانم‌ها ظرف مدت شش ماه بعد از زایمان، دچار افسردگی پس از زایمان می‌شوند. (کتاب آرامش روان در بارداری و زایمان نوشته دکتر عبدالوهاب سیمین).</p>
<p>اختلالات روانی و نابسامانی‌های روحی، ازجمله مشکلات رایج دنیای کنونی است؛ مشکلاتی که هر روز ابعادی تازه‌تر می‌یابند.</p>
<p>در میان اختلالات روانی، یکی از مهم‌ترین آن‌ها، اختلال روانی هیجانی ناشی از تولد نوزاد می‌باشد که البته هرکدام از مادران تازه وضع‌حمل نموده به‌نوعی، با درجه‌ای از آن برخورد داشته‌اند.</p>
<p>در جدول طبقه‌بندی تشریحی اختلالات روانی، یکی از بیماری‌های رایج، <a href="https://en.wikipedia.org/wiki/Postpartum_depression" target="_blank" rel="noopener noreferrer">اختلال افسردگی پس از زایمان</a> یا «PND» است که بنا به اهمیت تشخیصی، عاطفی و روش‌های معالجه و هم‌چنین پژوهش‌های صورت گرفته، از اولویت ویژه‌ای برخوردار می‌باشد.</p>
<p>اختلال افسردگی پس از زایمان همانند اختلال روانی ناشی از زایمان و اختلالات هیجانی می‌تواند حالت مزمن به خود گرفته و نیازمند تدابیر درمانی ویژه‌ای گردد.</p>
<p>پژوهش‌های انجام‌گرفته، میزان شیوع این اختلال را در مادرانی که دوران پس از زایمان را سپری می‌کنند، ۱۳ درصد تخمین زده است. اساساً اختلال روانی پس از زایمان و آشفتگی‌های هیجانی ناشی از آن، تا ۶ هفته پس از زایمان تشخیص داده می‌شود.</p>
<p>در افسردگی پس از زایمان، به‌صورت ضمنی برخی تغییرات ایجادشده در خلق مادر، به‌راحتی توجه اطرافیان را به خود جلب می‌نماید.</p>
<p>در این‌خصوص، عوامل فیزیولوژیکی، بسیار اهمیت دارند و عوامل خلقی و هیجانی ایجادشده پس از زایمان، ناشی از ضعف قوای فیزیولوژیکی تشخیص داده شده است.</p>
<p>ازجمله این عوامل می‌توان به تغییرات بیولوژیکی و هورمونی اشاره نمود که حتی می‌تواند بر کاهش میزان حسن‌جویی و خوش‌بینی فرد، تا ۳۰ الی ۸۰ درصد تأثیر بگذارد و عموماً در روزهای اولِ بروز بیماری، قابل تشخیص است.</p>
<p>از علائم اولیه و بارز این اختلال می‌توان به گریه‌کردن، نوسانات روحی و خلقی، اختلال در خواب و تشویش دائمی اشاره کرد.</p>
<p>این علائم بعد از چند ساعت از به هوش آمدن، تا ۱ الی ۲ روز پس از زایمان، قابل‌تشخیص است و تا یک ماه پس از زایمان نیز می‌تواند تکرار شود.</p>
<p>البته تغییرات خلقی در بیش‌تر مادران دیده می‌شود و نیاز به درمان روان‌شناسانه نیست زیرا میزان نوسانات ذکرشده، عموماً کم و مادر قادر به کنترل آن‌ها می‌باشد.</p>
<p>هرچند در صورت نیاز، چنین افرادی به درمان‌های حمایتی نیز بسیار خوب پاسخ می‌دهند اما برعکس در اختلال PND (افسردگی پس از زایمان)، بیمار به‌سختی به درمان پاسخ داده و در پذیرش تغییرات، مقاوم است و این به‌طور دقیق، وجه تمایز این بیماری از سایر موارد می‌باشد.</p>
<p>افسردگی در مادران، تأثیر بارزی برجای می‌گذارد ازجمله بی‌قیدی و بی‌توجهی به رشد و آموزش نوزاد، درحالی‌که مادرانِ عاری از افسردگی، در مقایسه با مادران مبتلا، کودکانشان سریع می‌آموزند و فعال‌تر هستند و هم‌چنین در مقابل ابتلا به اختلالات خلقی، مقاوم‌ترند.</p>
<p>یکی از علت‌های اقدام به خودکشی در مادران مبتلا به PND، تصور مرگ نابه‌هنگام فرزند است که در شرایط بسیار مزمنِ روحی و روانی دیده می‌شود و خوشبختانه نادر است اما نتیجه‌ی به‌دست‌آمده حتی در کم‌ترین میزان، بسیار ناراحت‌کننده می‌باشد.</p>
<p>به همین خاطر در تشخیص PND، تأکید بر حضور سریع و عملی و اجرای تدابیر درمانی در کوتاه‌ترین زمان در بخش درمان‌های روانی (اعصاب و روان)، ازجمله ضروری‌ترین اقدامات می‌باشد.</p>
<p>در سال‌های اخیر و در تهیه‌ی جدول پزشکی برای کمک به متخصصان در حوزه‌های زنان و زایمان، پزشک خانواده، ماماها و پرستاران، شرایطی برای تشخیص اولیه‌ی افسردگی پس از زایمان وضع گردیده است.</p>
<p>ازجمله می‌توان به تهیه و تنظیم پرسش‌نامه‌ی «ادینبورگ» اشاره نمود که به‌صورت گسترده و به زبان‌های مختلف ترجمه و نشر یافته است.</p>
<p>در برخی از کشورهایی که این آزمون در آن‌ها به اجرا درآمده، نتایج به‌دست‌آمده بسیار امیدوارکننده بوده است. ۱۸ تحقیق مجزا، این جدول تشخیصی را از جهت کاربرد و نتایج کسب‌شده، تصدیق می‌نمایند.</p>
<p>تحقیقات صورت گرفته نشان می‌دهند مادرانی که نمره‌ای فراتر از حدود طبیعی افسردگی گرفته‌اند، در ۹۰ درصد، درجات مختلفی از ابتلا به افسردگی پس از زایمان را تجربه نموده‌اند.</p>
<p>این جدول، شرایط روحی و خلقی یک هفته‌ی گذشته‌ی مادر را بررسی می‌کند که با سپری‌شدن دو هفته،‌ دوباره قابل تکرار می‌باشد.</p>
<p>جدول افسردگی پس از زایمان «ادینبورگ»، یک جدول تشخیصی است و تنها می‌تواند بیمار مشکوک به افسردگی را مشخص نماید و به همین خاطر، صحت تشخیص، باید در شرایط کلینیکی انجام گیرد.</p>
<h2>شرایط لازم پیش از اجرای پرسشنامه افسردگی بعد از زایمان ادینبورگ</h2>
<ul>
<li>مادر بایستی بنا به شرایط روحی هفته‌ی گذشته‌ی خود (۷ روز گذشته)، گزینه‌ی مناسب را انتخاب نماید.</li>
<li>پرسش‌نامه زمانی کامل و معتبر است که به تمام موارد، پاسخ داده شود. پاسخ‌دهی به تمام سؤالات، به‌منظور تکمیل پرسشنامه افسردگی بعد از زایمان ادینبورگ ، الزامی است.</li>
<li>در طول پاسخ‌دهی به پرسش‌نامه، مادر بایستی تنها و بدون کمک آشنایان و اطرافیان به سؤالات پاسخ دهد.<br />
در صورت عدم توانایی مادر در خواندن سؤالات (بی‌سوادی)، می‌تواند از فرد دیگری برای خواندن و درج پاسخ‌ها استفاده نماید.</li>
<li>جدول افسردگی پس از زایمان «ادینبورگ» را می‌توان در مدت بروز نشانه‌های افسردگی، تا ۶ هفته مورد استفاده قرارداد. درصورتی‌که مادر در منزل وضع‌حمل نموده باشد (متناسب با شرایط کشورهای دیگر) و توان برخاستن و خروج از منزل را نداشته باشد، باز می‌تواند از این پرسش‌نامه استفاده نماید.</li>
<li>این آزمون را می‌توان در شرایطی که علائم بارز نیست و حتی بدون علائم افسردگی نیز مورداستفاده قرار داد. در چنین شرایطی، علائم افسردگی، در کم‌ترین میزان نیز قابل ردیابی است.</li>
</ul>
<h2>پرسش‌نامه‌ی تشخیص افسردگی پس از زایمان «ادینبورگ»</h2>
<p>نام و نام خانوادگی:&#8230;&#8230;&#8230;. سن:&#8230;.. شغل:&#8230;.. سن نوزاد:&#8230;..</p>
<p>شما به‌تازگی مادر شده‌اید و ما تصمیم داریم روحیات شما را بیش‌تر بشناسیم؛ به این دلیل، از شما درخواست داریم شرایط روحی خود را طی ۷ روز گذشته، با دقت و بدون شتاب، از بین پاسخ‌های ارائه‌شده انتخاب نمایید. پاسخ‌های انتخابی شما، نمایانگر شرایط روحی‌تان در طول مدت پس از زایمان است.</p>
<p><strong>۱- من همچنان تجربه‌ی خندیدن و شاد بودن را دارم.</strong><br />
الف) بله، بیش اوقات<br />
ب) گاهی‌اوقات<br />
ج) نه‌چندان زیاد<br />
د) به هیچ‌وجه</p>
<p><strong>۲- من از زندگی لذت می‌برم.</strong><br />
الف) بله، مانند همیشه<br />
ب) گاهی اوقات<br />
ج) نه‌چندان زیاد<br />
د) به هیچ‌وجه</p>
<p><strong>۳- هر اتفاقی که بیفتد، من بدون دلیل، خودم را مقصر می‌دانم.</strong><br />
الف) بله، بیش‌تر اوقات<br />
ب) گاهی اوقات<br />
ج) نه‌چندان زیاد<br />
د) به هیچ‌وجه</p>
<p><strong>۴- من بدون دلیل دچار تشویش و هیجان می‌گردم.</strong><br />
الف) به هیچ‌وجه<br />
ب) نه‌چندان زیاد<br />
ج) گاهی اوقات<br />
د) بله، در بیش‌تر اوقات</p>
<p><strong>۵- من بدون دلیل ترسیده و به هراس می‌افتم.</strong><br />
الف) بله، بیش‌تر اوقات<br />
ب) گاهی اوقات<br />
ج) نه‌چندان زیاد<br />
د) به هیچ‌وجه</p>
<p><strong>۶- از دست من هیچ کاری برنمی‌آید.</strong><br />
الف) بله، بیش‌تر اوقات حس می‌کنم که هیچ نمی‌دانم و بی‌مصرفم.<br />
ب) بله، گاهی اوقات از عهده‌ی انجام کارهای خودم برنمی‌آیم.<br />
ج) خیر، بیش‌تر اوقات در صورت نیاز، از عهده‌ی کارهای خودم برمی‌آیم.<br />
د) خیر، من از عهده‌ی کارهای خودم برمی‌آیم.</p>
<p><strong>۷- من خودم را غمگین و افسرده احساس می‌کنم.</strong><br />
الف) بله، بیش‌تر اوقات<br />
ب) گاهی اوقات<br />
ج) نه‌چندان زیاد<br />
د) به هیچ‌وجه</p>
<p><strong>۸- من خودم را به حدی افسرده احساس می‌کنم که حتی نمی‌توانم به خواب بروم.</strong><br />
الف) بله، بیش‌تر اوقات<br />
ب) گاهی اوقات<br />
ج) نه‌چندان زیاد<br />
د) به هیچ‌وجه</p>
<p><strong>۹- احساس افسردگی، من را وادار به گریه می‌کند.</strong><br />
الف) بله، بیش‌تر اوقات<br />
ب) گاهی اوقات<br />
ج) نه‌چندان زیاد<br />
د) به هیچ‌وجه</p>
<p><strong>۱۰- به فکر آسیب رساندن به خودم هستم.</strong><br />
الف) بله، بیش‌تر اوقات<br />
ب) گاهی اوقات<br />
ج) نه‌چندان زیاد<br />
د) به هیچ‌وجه</p>
<h2>کلید آزمون افسردگی بعد از زایمان ادینبورگ</h2>
<p>به تمام پاسخ‌های «الف»، ۳ امتیاز، «ب»، ۲ امتیاز، «ج»، ۱ امتیاز و «د»، صفر امتیاز بدهید. حال امتیازات به‌دست‌آمده را با هم جمع کنید تا رقم کلی آزمون به‌دست آید.</p>
<h2>نتیجه‌گیری</h2>
<p>برای تعیین مرز افسردگی، لازم است حدودی را مشخص نمایید. به‌عنوان‌مثال، مرز افسردگی پس از زایمان می‌تواند ارقام ۱۲ و ۱۳ را شامل گردد، درحالی‌که مرز ورود به افسردگی شدید، ارقام ۱۴ و ۱۵ می‌باشد.</p>
<p>برای تشخیص افسردگی پس از زایمان در کشورهای مختلف، ارقام مختلفی جهت تعیین حدود افسردگی وجود دارد که گستره‌ی عددی ۹ تا ۱۳ را دربر می‌گیرد.</p>
<p>بدین منظور، برای تعیین حدود ذکرشده در هر کشوری، لازم است پژوهش‌های متعدد و جداگانه‌ای انجام گیرد اما مرز تحقیقی معین برای تشخیص PND، ارقام ۱۴ و ۱۵ می‌باشد.</p>
<p>بااین‌حال، لازم است متوجه برخی عوامل مؤثر بر نتایج آزمون باشید:</p>
<ul>
<li>فراموشی موجود در مادران افسرده، به‌خصوص بیماران مبتلا به افسردگی پس از زایمان</li>
<li>زایمان اول</li>
<li>مشکلات خانوادگی</li>
<li>اجتماعات سنتی و محدود</li>
<li>آسودگی مادر از نتیجه‌ی عمل و جنسیت کودک</li>
</ul>
<h2>منبع</h2>
<p>پرسشنامه افسردگی بعد از زایمان ادینبورگ</p>
<p><a href="http://mehcom.com/%D9%BE%D8%B1%D8%B3%D8%B4%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87-%D8%A7%D9%81%D8%B3%D8%B1%D8%AF%DA%AF%DB%8C-%D9%BE%D8%B3-%D8%A7%D8%B2-%D8%B2%D8%A7%DB%8C%D9%85%D8%A7%D9%86-%D8%A7%D8%AF%DB%8C%D9%86%D8%A8%D9%88%D8%B1/" target="_blank" rel="nofollow noopener noreferrer">مهکام</a></p>
<p>The post <a href="https://behdashtravan.com/%d9%be%d8%b1%d8%b3%d8%b4%d9%86%d8%a7%d9%85%d9%87-%d8%a7%d9%81%d8%b3%d8%b1%d8%af%da%af%db%8c-%d8%a8%d8%b9%d8%af-%d8%a7%d8%b2-%d8%b2%d8%a7%db%8c%d9%85%d8%a7%d9%86-%d8%a7%d8%af%db%8c%d9%86%d8%a8%d9%88/">پرسشنامه افسردگی بعد از زایمان ادینبورگ</a> appeared first on <a href="https://behdashtravan.com">مجله تخصصی روانشناسی بهداشت روان</a>.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://behdashtravan.com/%d9%be%d8%b1%d8%b3%d8%b4%d9%86%d8%a7%d9%85%d9%87-%d8%a7%d9%81%d8%b3%d8%b1%d8%af%da%af%db%8c-%d8%a8%d8%b9%d8%af-%d8%a7%d8%b2-%d8%b2%d8%a7%db%8c%d9%85%d8%a7%d9%86-%d8%a7%d8%af%db%8c%d9%86%d8%a8%d9%88/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>اختلال دوقطبی</title>
		<link>https://behdashtravan.com/%d8%a7%d8%ae%d8%aa%d9%84%d8%a7%d9%84-%d8%af%d9%88%d9%82%d8%b7%d8%a8%db%8c/</link>
					<comments>https://behdashtravan.com/%d8%a7%d8%ae%d8%aa%d9%84%d8%a7%d9%84-%d8%af%d9%88%d9%82%d8%b7%d8%a8%db%8c/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[بهروز هاشمی]]></dc:creator>
		<pubDate>Thu, 25 Oct 2018 11:30:16 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[آسیب شناسی]]></category>
		<category><![CDATA[اختلالات روانی]]></category>
		<category><![CDATA[DSm]]></category>
		<category><![CDATA[اختلال]]></category>
		<category><![CDATA[اختلال دوقطبی]]></category>
		<category><![CDATA[افسردگی]]></category>
		<category><![CDATA[ایماگودرمانی]]></category>
		<category><![CDATA[دوقطبی]]></category>
		<category><![CDATA[شیدایی]]></category>
		<category><![CDATA[منیک]]></category>
		<category><![CDATA[ویژگی تشخیصی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://behdashtravan.com/?p=3807</guid>

					<description><![CDATA[<p>به لحظه‌ای فکر کنید که احساس می‌کردید خیلی پرانرژی و شاد هستید. شاید احساس می‌کردید «در حالت اوج» قرار دارید و بدنتان سرشار از انرژی است. شاید در این مدت، کمتر از حد معمول خوابیده یا غذا خورده باشید، و احساس کرده باشید برای انجام دادن کار فوق‌العاده‌ای «به هیجان آمده‌اید» شاید این افزایش انرژی &#8230;</p>
<p>The post <a href="https://behdashtravan.com/%d8%a7%d8%ae%d8%aa%d9%84%d8%a7%d9%84-%d8%af%d9%88%d9%82%d8%b7%d8%a8%db%8c/">اختلال دوقطبی</a> appeared first on <a href="https://behdashtravan.com">مجله تخصصی روانشناسی بهداشت روان</a>.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>به لحظه‌ای فکر کنید که احساس می‌کردید خیلی پرانرژی و شاد هستید. شاید احساس می‌کردید «در حالت اوج» قرار دارید و بدنتان سرشار از انرژی است. شاید در این مدت، کمتر از حد معمول خوابیده یا غذا خورده باشید، و احساس کرده باشید برای انجام دادن کار فوق‌العاده‌ای «به هیجان آمده‌اید» شاید این افزایش انرژی را برای مدت چند روز حفظ کرده، اما بعداً ناگهان «سقوط کرده» و خسته و حتی قدری افسرده شده باشید. تجربیات از این قبیل، اما به صورت خیلی شدیدتر، مبنای دوره‌های منیک را تشکیل می‌دهند که عنصر مهم <a href="http://behdashtravan.com/%d8%a7%d8%ae%d8%aa%d9%84%d8%a7%d9%84-%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%db%8c-%da%86%db%8c%d8%b3%d8%aa%d8%9f/" target="_blank" rel="noopener">اختلال</a> دو قطبی هستند.</p>
<h2>ویژگی‌های تشخیصی دوره‌ی منیک</h2>
<ul>
<li>وجود دوره‌ی خُلقی که به‌طور غیرعادی و مستمر بالا، یا تحریک‌پذیر است و حداقل ۱ هفته ادامه می‌یابد.</li>
<li>در طول این دوره سه مورد از نشانه‌های زیر یا بیشتر ادامه می‌یابند (چهار مورد درصورتی‌که خُلق فقط تحریک‌پذیر باشد).
<ul>
<li>عزت‌نفس یا بزرگ‌منشی کاذب</li>
<li>کاهش نیاز به خواب</li>
<li>پرحرفی بیش‌ازحد</li>
<li>پرش افکار یا شتاب افکار</li>
<li>حواس‌پرتی</li>
<li>افزایش فعالیت هدفمند یا بی‌قراری روانی-حرکتی</li>
<li>درگیری افراطی در فعالیت‌های لذت‌بخشی که عواقب بالقوه دردناکی دارد</li>
</ul>
</li>
<li>این نشانه‌ها بخشی از دوره‌ی مختلط «منیک/دپرسیو» نیستند و ناشی از بیماری جسمانی یا مصرف مواد نمی‌باشند.</li>
<li>این نشانه‌ها موجب پریشانی یا اختلال زیاد می‌شوند و برای جلوگیری از صدمه زدن به خود یا دیگران، بستری شدن را ایجاب می‌کنند.</li>
</ul>
<h2>ویژگی‌های دوره‌ی منیک</h2>
<p>افرادی که دوره‌های منیک دارند، حتی درصورتی‌که دوره‌ی افسردگی نداشته باشند، مبتلا به اختلال دوقطبی تشخیص داده می‌شوند، اصطلاحی که در سیستم تشخیصی جایگزین منیک دپرسیون شده است. از آنچه درباره‌ی اصطلاح رایج‌تر منیک دپرسیون می‌دانید، شاید انتظار داشته باشید که اختلال دوقطبی نوسان‌های خُلقی را در برداشته باشد. «اصطلاح دوقطبی بر دوقطب مانی و افسردگی دلالت دارد»؛ با این حال، همه‌ی افراد مبتلا به اختلال دوقطبی علائم افسردگی نشان نمی‌دهند. فرض زیربنایی این اصطلاح تشخیصی این است که، افراد مبتلا به این اختلال، برخی مواقع، افسرده می‌شوند.</p>
<p>افراد در وسط دوره‌ی منیک ممکن است معاشرتی، هشیار، پرحرف، خلاق، بذله‌گو، و از خود مطمئن به نظر رسند. با این حال، تجربه‌ی افراد در دوره‌ی منیک بسیار پیچیده‌تر است. احساس‌های گشاده‌رویی و انرژی آنها می‌تواند موجب کژکاری‌های جدی شود. عزت‌نفس آنها می‌تواند شدیداً کاذب باشد، و تفکر آنها می‌تواند بزرگ‌منشانه و حتی کیفیت روان‌پریش داشته باشد. برای مثال، مرد منیکی به دوستانش گفت تازه فهمیده است که از صفات الهی برخوردار است و به زودی قادر خواهد بود دست به معجزات شفابخش بزند. زن منیکی اظهار داشت روزنامه‌ها حاوی سرنخ‌هایی هستند حاکی از آن‌که او به زودی توسط کاخ سفید برای پذیرفتن ریاست جمهوری فراخوانده خواهد شد.</p>
<p>اغلب افراد در دوره‌ی منیک افکار عجیب‌وغریب از این دست ندارند. اما ممکن است افکار غیرعادی و دوره‌های خلاقیت عجیب داشته باشند. «افکار آنها شتاب می‌گیرد و ممکن است از فکری به فکر دیگر یا از فعالیتی به فعالیت دیگر بپرند، به‌راحتی دچار حواس‌پرتی شوند و طالب تحریک باشند.» آنها ممکن است پرحرف‌تر شوند و بلندتر از معمول و با چنان سرعتی صحبت کنند که دنبال کردن صحبت آنها یا قطع کردن آن برای دیگران دشوار باشد. آنها ممکن است شوخی کنند، با کلمات بازی کنند، اظهارات جنسی بر زبان آورند، و شاید نمایشی و احساساتی، یا متخاصم و پرخاشگر شوند. افراد غریبه ممکن است این آدم‌ها را بسیار معاشرتی، دوستانه، و خلاق برداشت کنند. اما کسانی که آنها را می‌شناسند، متوجه می‌شوند اشکالی جدی وجود دارد و رفتار و افکار آنها از کنترل خارج هستند.</p>
<h6>انرژی زیاد در دوره منیک</h6>
<p>افراد در دوره‌ی منیک بسیار پرانرژی هستند .شاید هر شب فقط چند ساعت استراحت کنند. در طول این مدت آنها احساس می‌کنند به طور خستگی‌ناپذیری برای دنبال کردن اهداف عجیب‌وغریبی تحریک شده‌اند. وقتی دیگران از آنها می‌پرسند چه احساسی دارند، می‌گویند احساس می‌کنند «در اوج قدرت» هستند. بااین‌حال، دوره‌ی منیک مضراتی هم دارد. حالت سرخوشی می‌تواند ناگهان به تحریک‌پذیری شدید، حتی پرخاشگری و خصومت تبدیل شود، مخصوصاً اگر دیگران جلوی برنامه‌های غیرمنطقی و بزرگ‌منشانه‌ی آنها را بگیرند. برای مثال، هاری، دلال نسبتاً ناموفق سکه‌های نایاب، ناگهان طرح بزرگی را برای تجدید نظر کردن در سیستم پولی ایلات متحده سرهم‌بندی کرد.</p>
<p>وقتی‌که او به خانواده‌اش گفت می‌خواهد به واشنگتن پرواز کند تا برنامه‌اش را به رئیس‌جمهور ارائه دهد، خانواده و دوستانش تصور کردند شوخی می‌کند و او با عصبانیت واکنش نشان داد. افراد منیک به جستجوی فعالیت‌های لذت‌بخش نیز بر می‌آیند، بدون اینکه در نظر داشته باشند بی‌مبالاتی‌های جنسی، ولخرجی‌های بی‌قیدوبند، و سرمایه‌گذاری‌های احمقانه‌ی آنها چه عواقب شومی می‌توانند به بار آورند. افراد منیکی که خانواده و دوستانشان به آنها توصیه می‌کنند درصدد کمک حرفه‌ای برآیند، اغلب با آزردگی و خشم پاسخ می‌دهند.</p>
<p>برخلاف دوره‌ی افسردگی اساسی که نسبتاً تدریجی پدیدار می‌شود و کاهش می‌یابد، دوره‌ی منیک معمولاً فرد در یک دوره‌ی چند روزه دستخوش دامنه‌ای از نشانه‌ها می‌شود. دوره‌های منیک معمولاً از چند هفته تا چند ماه ادامه می‌یابند که تا اندازه‌ای بستگی دارد به اینکه فرد مبتلا تحت درمان قرارگرفته است یا نه.</p>
<h2>انواع اختلال دوقطبی</h2>
<p>اختلال دوقطبی به چند صورت ظاهر می‌شود، به‌طوری‌که در <a href="http://behdashtravan.com/dsm-%da%86%db%8c%d8%b3%d8%aa%d8%9f/" target="_blank" rel="noopener">DSM-IV-TR</a> عمدتاً اختلال دوقطبی نوع I و اختلال دوقطبی نوع II از یکدیگر متمایز شده‌اند.</p>
<p>تشخیص اختلال دوقطبی نوع I، روند بالینی‌ای را شرح می‌دهد که به موجب آن، فرد یک یا چند دوره‌ی منیک را تجربه می‌کند و احتمالاً اما نه لزوماً، یک یا چند دوره‌ی افسردگی اساسی را نیز تجربه می‌کند. در مقابل، تشخیص اختلال دوقطبی نوع II به معنی آن است که فرد یک یا چند دوره‌ی افسردگی اساسی و دست‌کم یک دوره‌ی هیپومنیک تمام‌عیار را تجربه نکرده‌اند، اما به قدر کافی پرانرژی هستند که ملاک‌های مخصوص دوره‌ی هیپومنیک را برآورده سازند.</p>
<h2>ویژگی‌های تشخیصی دوره‌ی هیپومنیک</h2>
<ul>
<li>دوره‌ی مستمر خُلق بالا، فراگیر، یا تحریک‌پذیر که حداقل ۴ روز ادامه دارد که آشکارا با خُلق طبیعی تفاوت داشته و برای دیگران قابل مشاهده است.</li>
<li>در طول این دوره، سه نشانه‌ی زیر یا بیشتر ادامه دارند (چهار نشانه درصورتی‌که خُلق فقط تحریک‌پذیر باشد).
<ul>
<li>عزت‌نفس یا بزرگ‌منشی کاذب</li>
<li>افزایش پرحرفی</li>
<li>پرش افکار یا شتاب افکار</li>
<li>حواس‌پرتی</li>
<li>افزایش فعالیت هدفمند یا بی‌قراری روانی-حرکتی</li>
<li>درگیری افراطی در فعالیت‌های لذت‌بخش با عواقب بالقوه دردناک</li>
</ul>
</li>
<li>ویژگی‌های روان‌پریشی وجود ندارد . همچنین این دوره به قدر کافی شدید نیست که اختلال جدی به بار آورد یا بستری شدن را ایجاب کند.</li>
<li>نشانه‌ها ناشی از بیماری جسمانی یا عوارض مواد نیستند.</li>
</ul>
<h2>منبع:</h2>
<p><strong>کتاب:</strong><a href="https://www.bookdepository.com/Abnormal-Psychology-Richard-P-Halgin/9780072881639" target="_blank" rel="noopener"> آسیب‌شناسی روانی</a><br />
<strong>نویسنده:</strong> ریچارد پی هالجین – سوزان کراس ویتبورن<br />
<strong>مترجم:</strong> یحیی سیدمحمدی</p>
<p>The post <a href="https://behdashtravan.com/%d8%a7%d8%ae%d8%aa%d9%84%d8%a7%d9%84-%d8%af%d9%88%d9%82%d8%b7%d8%a8%db%8c/">اختلال دوقطبی</a> appeared first on <a href="https://behdashtravan.com">مجله تخصصی روانشناسی بهداشت روان</a>.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://behdashtravan.com/%d8%a7%d8%ae%d8%aa%d9%84%d8%a7%d9%84-%d8%af%d9%88%d9%82%d8%b7%d8%a8%db%8c/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>ورزش و افسردگی</title>
		<link>https://behdashtravan.com/%d9%88%d8%b1%d8%b2%d8%b4-%d9%88-%d8%a7%d9%81%d8%b3%d8%b1%d8%af%da%af%db%8c/</link>
					<comments>https://behdashtravan.com/%d9%88%d8%b1%d8%b2%d8%b4-%d9%88-%d8%a7%d9%81%d8%b3%d8%b1%d8%af%da%af%db%8c/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[بهروز هاشمی]]></dc:creator>
		<pubDate>Sun, 14 Oct 2018 11:30:17 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[اختلالات روانی]]></category>
		<category><![CDATA[ارتقاء سلامت روان]]></category>
		<category><![CDATA[بهداشت روان]]></category>
		<category><![CDATA[سبک زندگی]]></category>
		<category><![CDATA[افسردگی]]></category>
		<category><![CDATA[درمان]]></category>
		<category><![CDATA[سلامتی روان]]></category>
		<category><![CDATA[ورزش]]></category>
		<category><![CDATA[ورزش و افسردگی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://behdashtravan.com/?p=4014</guid>

					<description><![CDATA[<p>مطالعات اخیر نشان داده‌اند که می‌توان از ورزش برای درمان افسردگی استفاده کرد. در این مقاله قصد داریم به‌طور خلاصه و مفید به رابطه‌ی میان ورزش و افسردگی و نحوه تأثیر آن بر درمان افسردگی بپردازیم. با ما همراه باشید. ورزش نه تنها برای سلامت جسم بلکه برای بهداشت روان نیز مفید است. تحقیقات زیادی &#8230;</p>
<p>The post <a href="https://behdashtravan.com/%d9%88%d8%b1%d8%b2%d8%b4-%d9%88-%d8%a7%d9%81%d8%b3%d8%b1%d8%af%da%af%db%8c/">ورزش و افسردگی</a> appeared first on <a href="https://behdashtravan.com">مجله تخصصی روانشناسی بهداشت روان</a>.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>مطالعات اخیر نشان داده‌اند که می‌توان از ورزش برای درمان افسردگی استفاده کرد. در این مقاله قصد داریم به‌طور خلاصه و مفید به رابطه‌ی میان ورزش و افسردگی و نحوه تأثیر آن بر درمان افسردگی بپردازیم. با ما همراه باشید.</p>
<p>ورزش نه تنها برای سلامت جسم بلکه برای <a href="http://behdashtravan.com/%d8%b3%d9%84%d8%a7%d9%85%d8%aa%db%8c-%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86/" target="_blank" rel="noopener">بهداشت روان</a> نیز مفید است. تحقیقات زیادی نشان داده‌اند که ارتباط مثبتی میان ورزش و افسردگی وجود دارد. حتی یک ساعت ورزش در هفته می‌تواند به شما برای غلبه بر افسردگی کمک کند؛ بنابراین با ما همراه باشید تا یاد بگیرید چگونه با ورزش می‌توان بر افسردگی غلبه کرد.</p>
<h2>درمان افسردگی با ورزش</h2>
<p>آیا شک دارید که با ورزش می‌توان بر افسردگی غلبه کرد و از رابطه ورزش و افسردگی مطمئن نیستید؟ زمانی که انسان افسرده می‌شود، انجام هر کاری برای وی مشکل خواهد شد. انگار که انسان با کمبود انرژی مواجه شده و نیاز دارد که آن را جیره‌بندی کند. شاید این‌طور به نظر برسد که استفاده از ورزش برای درمان افسردگی به‌نوعی خلاف ذخیره انرژی است؛ اما ورزش شما را جوان و با طراوت کرده و به بهبود افسردگی شما کمک خواهد کرد. ماندن در رختخواب تنها انرژی شما را از بین برده و مانعی برای بهبود شما خواهد بود.</p>
<h2>مطالعات پژوهشی درباره ورزش و افسردگی</h2>
<p>مطالعات زیادی بر روی مزایا و ارتباط میان ورزش و افسردگی صورت گرفته است.</p>
<p>در یک مطالعه، ۹۴۶ بیمار مبتلا به افسردگی خفیف تا متوسط را تحت درمان یوگا و تمرین‌های هوازی ملایم یا شدید قرار دادند. از آن‌ها خواسته شد که سه بار در هفته در این ورزش‌ها شرکت کنند، اما اکثر آن‌ها فقط یک بار در هفته به ورزش پرداختند. پس از ۱۲ هفته، نتایج نشان داد که شدت افسردگی در بیمارانی که به ورزش پرداخته‌اند به طور چشمگیری کمتر از کسانی شده که ورزش نکرده‌اند. علاوه بر این، به رغم عدم پایبندی شرکت‌کنندگان به ادامه حرکات ورزشی، مزایای ورزش در درمان افسردگی تا ۱۲ ماه پس از ارزیابی اولیه، حفظ شده بود.</p>
<h2>استفاده از ورزش برای پیشگیری از ابتلا به افسردگی</h2>
<p>یک مطالعه، اثرات ورزش برای پیشگیری از ابتلا به افسردگی را مورد بررسی قرار داده است. آن‌ها حدود ۲۲۵۶۴ فرد سالم در نروژ را برای ۹ الی ۱۳ سال تحت نظر قرار داده و در پایان تحقیقات، سلامتی آن‌ها را دوباره مورد ارزیابی قرار دادند. نتایج نشان داد کسانی که ۱ الی ۲ ساعت در هفته ورزش کرده‌اند، میزان احتمال ابتلا به افسردگی در آن‌ها ۴۴٪ کاهش پیدا کرده است.</p>
<h2>درمان افسردگی با ورزش: حتی اگر دارو مصرف می‌کنید</h2>
<p>مصرف دارو برای درمان افسردگی موردنیاز است. اما متأسفانه گاهی مصرف دارو تنها علائم بیماری را از بین برده، اما افسردگی را به طور کامل درمان نمی‌کند؛ بنابراین علاوه بر مصرف دارو، راهکارهای دیگر نیز باید در نظر گرفته شوند.</p>
<p>معمولاً ۳ الی ۵ هفته زمان می‌برد تا داروهای ضد افسردگی تأثیر خود را بگذارند؛ بنابراین لازم است که در این مدت هر کاری انجام دهید تا خودتان را سرگرم کرده تا بتوانید از این دوره عبور کنید. ورزش از طریق روش‌های زیر به درمان افسردگی کمک می‌کند:</p>
<ul>
<li>ورزش باعث رهایی اندورفین‌ها در بدن شده و این مواد احساس سلامتی، شادی و هیجان را موجب می‌شوند.</li>
<li>ورزش به زندگی ما سروسامان می‌دهد. زمانی که افسرده هستید و تمایل دارید که در رختخواب بمانید، این موضوع را در نظر بگیرید که اگرچه ماندن در رختخواب به انسان احساس آرامش می‌دهد، اما باعث می‌شود که زمان زیادی نیز برای فکر کردن داشته باشید. در نتیجه افکار منفی به سراغ شما آمده و حال شما را بدتر خواهد کرد؛ بنابراین با ورزش می‌توانید خود را مشغول نگه داشته و اعتمادبه‌نفس خود را افزایش دهید.</li>
</ul>
<h2>دیگر مکانیسم‌های مقابله‌ای برای درمان افسردگی</h2>
<p>ورزش یکی از روش‌های مهم برای شکست افسردگی است؛ با این حال روش‌های دیگری نیز برای درمان افسردگی وجود دارد، مانند:</p>
<ul>
<li>تغذیه بدن با خوردن غذاهای سالم</li>
<li>عدم مصرف الکل یا مواد مخدر: به یاد داشته باشید که الکل افسردگی را بدتر کرده و مانع بهبود بیماری می‌شود.</li>
<li>استراحت کافی: به بدن خود اجازه دهید تا خودش را درمان کند.</li>
<li>سعی کنید در خانه نمانده و هر روز بیرون بروید.</li>
</ul>
<h2>انتخاب ورزش صحیح برای درمان افسردگی</h2>
<p>برای درمان افسردگی با ورزش، شما باید مقدار، مدت زمان و شدت تمرینات را در نظر داشته باشید. تحقیقات درباره ورزش و افسردگینشان داده‌اند که با ۳۰ دقیقه ورزش در ۳ تا ۵ روز در هفته، نشانه‌های افسردگی به طور قابل‌توجهی بهبود پیدا می‌کنند. همچنین تحقیقات نشان داده‌اند که شدت و یا دشواری ورزش نیز عاملی مهم در بهبود افسردگی‌های خفیف تا متوسط است.</p>
<p>اگر تصمیم گرفتید که برای درمان افسردگی خود از ورزش استفاده کنید ۳ چیز را مد نظر داشته باشید:</p>
<ul>
<li>برنامه ورزشی خود را از قبل برنامه‌ریزی کنید.</li>
<li>اگر احساس می‌کنید که یک ساعت یا ۳۰ دقیقه تمرین برای شما سخت و دشوار است، خودتان را تحت فشار قرار ندهید. با ۱۰ تا ۱۵ دقیقه تمرین نیز می‌توان نتایج مثبتی را کسب کرد.</li>
<li>کاری را انجام دهید که از آن لذت ببرید. روش‌های مختلفی برای انجام ورزش وجود دارند. شما می‌توانید در خارج از منزل دوچرخه‌سواری کرده و یا پیاده‌روی کنید. به کلاس‌های شنا، یوگا و رقص بروید. حتی ۲۰ دقیقه پیاده‌روی با یک دوست نیز می‌تواند مفید باشد.</li>
</ul>
<p>یک الاکلنگ را تصور کنید. زمانی که شما افسرده هستید، اثرات این افسردگی در یک طرف الاکلنگ جمع می‌شود و شما برای آنکه این الاکلنگ را متعادل کنید، نیاز دارید که طرف دیگر الاکلنگ را با چیزهای مثبت پر کنید. ورزش یکی از روش‌هایی است که به شما کمک خواهد کرد تا تعادل را به زندگی خود برگردانید.</p>
<h2>منبع</h2>
<p><a href="https://drmelissawelby.com/treating-depression-with-exercise" target="_blank" rel="noopener">drmelissawelby.com</a> و <a href="https://www.healthyplace.com/blogs/copingwithdepression/2018/03/how-exercise-helps-alleviate-depression/" target="_blank" rel="noopener">www.healthyplace.com</a></p>
<p>بهاره قاسم پور &#8211; گروه روانشناسی <a href="http://setare.com/fa/news/20853/%D9%88%D8%B1%D8%B2%D8%B4-%D9%88-%D8%A7%D9%81%D8%B3%D8%B1%D8%AF%DA%AF%DB%8C-%D8%AA%D8%A7%D8%AB%DB%8C%D8%B1-%D9%88%D8%B1%D8%B2%D8%B4-%D8%A8%D8%B1-%D8%A7%D9%81%D8%B3%D8%B1%D8%AF%DA%AF%DB%8C-%D9%88-%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85%D8%AA-%D8%B1%D9%88%D8%A7%D9%86" target="_blank" rel="nofollow noopener">ستاره</a></p>
<p>The post <a href="https://behdashtravan.com/%d9%88%d8%b1%d8%b2%d8%b4-%d9%88-%d8%a7%d9%81%d8%b3%d8%b1%d8%af%da%af%db%8c/">ورزش و افسردگی</a> appeared first on <a href="https://behdashtravan.com">مجله تخصصی روانشناسی بهداشت روان</a>.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://behdashtravan.com/%d9%88%d8%b1%d8%b2%d8%b4-%d9%88-%d8%a7%d9%81%d8%b3%d8%b1%d8%af%da%af%db%8c/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>افسردگی فصلی، علل و علائم</title>
		<link>https://behdashtravan.com/%d8%a7%d9%81%d8%b3%d8%b1%d8%af%da%af%db%8c-%d9%81%d8%b5%d9%84%db%8c%d8%8c-%d8%b9%d9%84%d9%84-%d9%88-%d8%b9%d9%84%d8%a7%d8%a6%d9%85/</link>
					<comments>https://behdashtravan.com/%d8%a7%d9%81%d8%b3%d8%b1%d8%af%da%af%db%8c-%d9%81%d8%b5%d9%84%db%8c%d8%8c-%d8%b9%d9%84%d9%84-%d9%88-%d8%b9%d9%84%d8%a7%d8%a6%d9%85/#comments</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[بهروز هاشمی]]></dc:creator>
		<pubDate>Tue, 18 Sep 2018 10:30:01 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[آسیب شناسی]]></category>
		<category><![CDATA[اختلالات روانی]]></category>
		<category><![CDATA[اختلال خلق]]></category>
		<category><![CDATA[افسردگی]]></category>
		<category><![CDATA[درمان افسردگی]]></category>
		<category><![CDATA[ملاک تشحیصی]]></category>
		<category><![CDATA[ویژگی تشخیصی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://behdashtravan.com/?p=4255</guid>

					<description><![CDATA[<p>افسردگی فصلی یا SAD یا seasonal depression disorder نوعی اختلال خلقی است که با عنوان اختلال خلقی فصلی نیز شناخته می‌شود. علائم آن مشابه افسردگی است و در زمان مشخصی از سال خود را نشان می‌دهد. مهم‌ترین علت آن را عدم دریافت نور کافی می‌دانند و مهم‌ترین درمان آن نوردرمانی است. آیا در ماه‌های زمستانی &#8230;</p>
<p>The post <a href="https://behdashtravan.com/%d8%a7%d9%81%d8%b3%d8%b1%d8%af%da%af%db%8c-%d9%81%d8%b5%d9%84%db%8c%d8%8c-%d8%b9%d9%84%d9%84-%d9%88-%d8%b9%d9%84%d8%a7%d8%a6%d9%85/">افسردگی فصلی، علل و علائم</a> appeared first on <a href="https://behdashtravan.com">مجله تخصصی روانشناسی بهداشت روان</a>.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>افسردگی فصلی یا SAD یا seasonal depression disorder نوعی اختلال خلقی است که با عنوان اختلال خلقی فصلی نیز شناخته می‌شود. علائم آن مشابه افسردگی است و در زمان مشخصی از سال خود را نشان می‌دهد. مهم‌ترین علت آن را عدم دریافت نور کافی می‌دانند و مهم‌ترین درمان آن نوردرمانی است.</p>
<p>آیا در ماه‌های زمستانی بیشتر ازآنچه باید احساس ناراحتی و ناامیدی می‌کنید؟ اگر این‌گونه است، ممکن است دچار اختلال افسردگی فصلی باشید که با عنوان اختلال عاطفی فصلی (SAD) نیز شناخته می‌شود. SAD یک اختلال خلقی است که هرساله در یک‌زمان مشابه اتفاق می‌افتد. به‌طورکلی، اختلال خلقی فصلی در پاییز یا زمستان شروع می‌شود و بهار یا اوایل تابستان به پایان می‌رسد. اما نوع نادری از آن نیز وجود دارد به نام &#8220;افسردگی تابستانی&#8221; که در اواخر بهار یا اوایل تابستان شروع می‌شود و در پاییز به پایان می‌رسد.</p>
<h2>علت افسردگی فصلی</h2>
<p>درحالی‌که علل دقیق افسردگی فصلی شناخته‌شده نیست، برخی از دانشمندان بر این باورند که تعدادی از هورمون‌های خاص در مغز باعث تغییرات مربوط به نگرش در زمان‌های خاصی از سال می‌شوند. کارشناسان معتقدند که SAD ممکن است به این تغییرات هورمونی مرتبط باشد. یکی از نظریه‌ها این است که کم شدن نور خورشید در پاییز و زمستان باعث می‌شود که مغز سروتونین کمتری تولید کند، سروتونین یک ماده شیمیایی است که با بخش‌هایی از مغز که موجب تنظیم خلق‌وخو می‌شود مرتبط است. مختل شدن عملکرد سلول‌های عصبی مغز که مسئول تنظیم خلق‌وخو هستند، باعث ایجاد احساس افسردگی، احساس خستگی و کسالت و همچنین افزایش وزن در فرد می‌شود.</p>
<p>افسردگی فصلی معمولاً در بزرگ‌سالان جوان دیده می‌شود و در زنان بیشتر از مردان است. بعضی از افراد مبتلابه SAD علائم خفیفی چون تندخویی و تحریک‌پذیری دارند. برخی دیگر علائم شدیدتری دارند که بر روی روابط و کارشان تأثیر می‌گذارد. از آنجائی که کمبود نور در روزهای زمستانی با SAD مرتبط است، این اختلال در کشورهایی که تابستان‌های طولانی دارند، کمتر دیده می‌شود.</p>
<h2>علائم افسردگی فصلی</h2>
<p>افراد مبتلابه SAD بسیاری از علائم معمول افسردگی را نشان می‌دهند که شامل موارد زیر می‌شود:</p>
<h3>علائم افسردگی زمستانی</h3>
<ul>
<li>پایین بودن سطح انرژی</li>
<li>مشکل تمرکز</li>
<li>احساس کسالت و خستگی</li>
<li>افزایش اشتها</li>
<li>افزایش میل به‌تنهایی</li>
<li>افزایش خواب‌آلودگی</li>
<li>افزایش وزن</li>
</ul>
<h3>علائم افسردگی تابستانی</h3>
<ul>
<li>کاهش اشتها</li>
<li>مشکلات خواب</li>
<li>کاهش وزن</li>
</ul>
<h2>تشخیص اختلال افسردگی فصلی</h2>
<p>اگر احساس افسردگی می‌کنید و برخی از علائم بالا را دارید، جهت تشخیص درست به پزشک یا روانشناس خود مراجعه کنید. او نوع درمانی که برایتان مناسب است را به شما توصیه خواهد کرد.</p>
<h2>درمان اختلال افسردگی فصلی</h2>
<p>بسته به‌شدت علائم، درمان‌های مختلفی وجود دارد. همچنین اگر این اختلال با نوع دیگری از افسردگی یا اختلال دوقطبی همراه باشد، احتمالاً نوع درمان متفاوت خواهد بود.</p>
<p>اغلب برای درمان SAD از داروهای ضدافسردگی سنتی استفاده می‌شود. داروی Bupropion XL (بوپروپیون) در حال حاضر تنها دارویی است که به‌طور خاص تأییدیه FDA را دارد تا برای جلوگیری از وقوع دوره‌های افسردگی حاد در افرادی که اختلال خلقی فصلی دارند استفاده شود.</p>
<p>بسیاری از پزشکان توصیه می‌کنند که افراد مبتلا به SAD صبح زود از خانه خارج شوند تا نور طبیعی بیشتری دریافت کنند. اگر این راهکار به خاطر ماه‌های تاریک زمستان عملی نباشد، می‌توان از داروهای ضدافسردگی یا نوردرمانی (فتوتراپی) کمک گرفت.</p>
<h2>نوردرمانی</h2>
<p>ازنظر برخی از محققان، افسردگی فصلی با هورمون طبیعی ملاتونین در ارتباط است. هورمونی که موجب خواب‌آلودگی در افراد می‌شود. نور میزان ملاتونین را در سیستم عصبی تغییر می‌دهد و موجب افزایش سروتونین در مغز می‌شود. لذا نوردرمانی اثر ضدافسردگی دارد.</p>
<ul>
<li>در نوردرمانی یک طیف نوری کامل به‌طور غیرمستقیم به چشمان شما می‌تابد. شما باید در فاصله حدود ۲ فوت از تابش روشنایی نوری بنشینید که حدود ۲۰ برابر روشن‌تر از روشنایی معمول یک اتاق است. درمان با یک جلسه ۱۰ تا ۱۵ دقیقه‌ای در روز آغاز می‌شود و سپس با توجه به پاسخ شما به درمان، به ۳۰ تا ۴۵ دقیقه در روز افزایش پیدا می‌کند.</li>
<li>برای جلوگیری از آسیب احتمالی چشمانتان، برای مدت طولانی به‌طور مستقیم به جعبه منبع نور نگاه نکنید.</li>
<li>برخی از افراد مبتلابه SAD طی چند روز پس از استفاده از نوردرمانی بهبود می‌یابند و برخی به دوره درمانی طولانی‌تری احتیاج دارند. اگر علائم SAD از بین نرود، احتمال دارد پزشک جلسات نوردرمانی را تا دو بار در روز نیز افزایش دهد.</li>
<li>به افرادی که به نوردرمانی پاسخ می‌دهند، پیشنهاد می‌شود که این کار را تا رسیدن فصل بهار که می‌توانند از نور طبیعی خورشید بهره ببرند، ادامه دهند.</li>
<li>بااینکه نوردرمانی عوارض جانبی کمی دارد اما اگر پوست حساسی داشته و یا سابقه اختلال دوقطبی دارید، مراقب باشید.</li>
</ul>
<h2>پیشگیری از ابتلا به اختلال افسردگی فصلی</h2>
<ul>
<li>هرروز، حتی زمانی که هوا ابری است، مدتی از وقت خود را در خارج از خانه و در هوای آزاد بگذرانید. روشنایی روز به شما کمک می‌کند.</li>
<li>حتی قبل از احساس افسردگی فصلی زمستانی می‌توانید از جعبه نور ۱۰۰۰۰ لوکس استفاده کنید.</li>
<li>رژیم غذایی مناسب و متعادلی داشته باشید. این به شما کمک خواهد کرد که انرژی بیشتری داشته باشید، حتی اگر عاشق غذاهای پر نشاسته و شیرین هستید.</li>
<li>روزی ۳۰ دقیقه در روز و پنج بار در هفته ورزش کنید.</li>
<li>حمایت اجتماعی بسیار بااهمیت است. روابط اجتماعی خود را حفظ کنید و فعالیت‌های اجتماعی منظم داشته باشید.</li>
</ul>
<h2>چه زمانی به پزشک مراجعه کنیم؟</h2>
<p>اگر احساس کنید در زمان‌های مشابهی در سال افسرده، خسته و تحریک‌پذیر می‌شوید، و این تغییرات را به‌طور طبیعی با تغییر فصل احساس می‌کنید، ممکن است افسردگی فصلی داشته باشید. بی‌پرده در مورد احساسات خود با دکترتان صحبت کنید و به توصیه‌های پزشکتان در مورد تغییر سبک زندگی و روش‌های درمان عمل نمایید.</p>
<p>اگر پزشک شما نوردرمانی را توصیه می‌کند، حتماً در مورد نحوه تهیه و استفاده از جعبه‌های مخصوص نوردرمانی برای بیماران مبتلابه SAD سؤال کنید، چون این جعبه‌ها عموماً قیمت بالایی داشته و معمولاً شرکت‌های بیمه آن‌ها را پوشش نمی‌دهند.</p>
<p>نظرات و سوالات خود را با <a href="http://behdashtravan.com" target="_blank" rel="noopener">بهداشت روان</a> در میان بگذارید.</p>
<p>&nbsp;</p>
<h2>منبع</h2>
<p><a href="https://www.webmd.com/depression/guide/seasonal-affective-disorder#1" target="_blank" rel="noopener">webmd</a></p>
<p>گروه روانشناسی <a href="http://setare.com/fa/news/18409/%D8%A7%D9%81%D8%B3%D8%B1%D8%AF%DA%AF%DB%8C-%D9%81%D8%B5%D9%84%DB%8C-%DA%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA-%D8%B9%D9%84%D9%84-%D8%B9%D9%84%D8%A7%D8%A6%D9%85-%D9%BE%DB%8C%D8%B4%DA%AF%DB%8C%D8%B1%DB%8C-%D8%AF%D8%B1%D9%85%D8%A7%D9%86" target="_blank" rel="nofollow noopener">ستاره</a></p>
<p>The post <a href="https://behdashtravan.com/%d8%a7%d9%81%d8%b3%d8%b1%d8%af%da%af%db%8c-%d9%81%d8%b5%d9%84%db%8c%d8%8c-%d8%b9%d9%84%d9%84-%d9%88-%d8%b9%d9%84%d8%a7%d8%a6%d9%85/">افسردگی فصلی، علل و علائم</a> appeared first on <a href="https://behdashtravan.com">مجله تخصصی روانشناسی بهداشت روان</a>.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://behdashtravan.com/%d8%a7%d9%81%d8%b3%d8%b1%d8%af%da%af%db%8c-%d9%81%d8%b5%d9%84%db%8c%d8%8c-%d8%b9%d9%84%d9%84-%d9%88-%d8%b9%d9%84%d8%a7%d8%a6%d9%85/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>1</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>اختلال خلقی و ویژگی‌های کلی آن</title>
		<link>https://behdashtravan.com/%d8%a7%d8%ae%d8%aa%d9%84%d8%a7%d9%84-%d8%ae%d9%84%d9%82%db%8c-%d9%88-%d9%88%db%8c%da%98%da%af%db%8c%e2%80%8c%d9%87%d8%a7%db%8c-%da%a9%d9%84%db%8c-%d8%a2%d9%86/</link>
					<comments>https://behdashtravan.com/%d8%a7%d8%ae%d8%aa%d9%84%d8%a7%d9%84-%d8%ae%d9%84%d9%82%db%8c-%d9%88-%d9%88%db%8c%da%98%da%af%db%8c%e2%80%8c%d9%87%d8%a7%db%8c-%da%a9%d9%84%db%8c-%d8%a2%d9%86/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[بهروز هاشمی]]></dc:creator>
		<pubDate>Thu, 05 Jul 2018 10:30:33 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[آسیب شناسی]]></category>
		<category><![CDATA[اختلالات روانی]]></category>
		<category><![CDATA[اختلال خلقی]]></category>
		<category><![CDATA[افسردگی]]></category>
		<category><![CDATA[افسرده‌خوبی]]></category>
		<category><![CDATA[دوره خلقی]]></category>
		<category><![CDATA[دوقطبی]]></category>
		<category><![CDATA[ویژگی‌های بالینی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://behdashtravan.com/?p=3446</guid>

					<description><![CDATA[<p>ماهیت اختلال خلقی اختلال خُلقی عبارت است از آشفتگی در حالت هیجانی، یا خُلق فرد. افراد می‌توانند این آشفتگی را به صورت افسردگی شدید، شعف شدید، یا آمیزه‌ای از این حالت‌های هیجانی تجربه کنند. ویژگی اصلی اختلال‌های افسردگی این است که افراد ملالت یا غم توان کاهی را احساس می‌کنند. در نوع دیگری از اختلال &#8230;</p>
<p>The post <a href="https://behdashtravan.com/%d8%a7%d8%ae%d8%aa%d9%84%d8%a7%d9%84-%d8%ae%d9%84%d9%82%db%8c-%d9%88-%d9%88%db%8c%da%98%da%af%db%8c%e2%80%8c%d9%87%d8%a7%db%8c-%da%a9%d9%84%db%8c-%d8%a2%d9%86/">اختلال خلقی و ویژگی‌های کلی آن</a> appeared first on <a href="https://behdashtravan.com">مجله تخصصی روانشناسی بهداشت روان</a>.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h1>ماهیت اختلال خلقی</h1>
<p>اختلال خُلقی عبارت است از آشفتگی در حالت هیجانی، یا خُلق فرد. افراد می‌توانند این آشفتگی را به صورت افسردگی شدید، شعف شدید، یا آمیزه‌ای از این حالت‌های هیجانی تجربه کنند. ویژگی اصلی اختلال‌های افسردگی این است که افراد ملالت یا غم توان کاهی را احساس می‌کنند. در نوع دیگری از اختلال خلقی، به نام اختلال دو قطبی، فرد تجربیات هیجانی مخالف «قطب» افسردگی، یعنی، احساس‌های شعف به نام سرخوشی دارد.</p>
<p>برای آگاه شدن از ماهیت اختلال خلقی، فهمیدن مفهوم دوره اهمیت دارد؛ یعنی، دوره‌ی محدود زمانی که در طول آن، نشانه‌های خاص و شدید <a href="http://behdashtravan.com/%d8%a7%d8%ae%d8%aa%d9%84%d8%a7%d9%84-%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%db%8c-%da%86%db%8c%d8%b3%d8%aa%d8%9f/" target="_blank" rel="noopener">اختلال</a> مشهود هستند. در برخی موارد، این دوره خیلی طولانی و شاید ۲ سال یا بیشتر باشد. افراد مبتلا به اختلال خلقی، دوره‌های نشانه‌های ملامت یا سرخوشی یا ترکیبی از هر دو را تجربه می‌کنند. دوره‌ها از چند نظر تفاوت دارند که متخصصان بالینی آنها را در تشخیص خود مستند می‌کنند (کِلِر و همکاران، ۱۹۹۵). تعدادی از روش‌های مشخص کردن دوره‌ی خلقی به شرح زیر هستند.</p>
<p>اولاً، متخصص بالینی شدت دوره را با شاخص‌هایی چون خفیف، متوسطه، یا شدید مشخص می‌کند. ثانیاً، متخصص بالینی مشخص می‌کند که آیا این اولین دوره است یا بازگشت نشانه‌هاست. در مورد دوره‌های بازگشتی، متخصص بالینی به این موضوع توجه می‌کند که آیا درمانجو بین دوره‌ها کاملاً بهبود یافته است یا نه. ثالثاً، شاخص‌ها می‌توانند ماهیت نشانه‌های برجسته را نیز منعکس کنند. برای مثال، برخی افراد در وسط دوره‌ی خلقی، حرکات بدنی‌ای دارند که کاملاً غیرعادی و احتمالاً حتی عجیب‌وغریب هستند. صفت کاتاتونیک ، حالت‌ها و حرکات عجیب بدن، مانند بی‌تحرکی، خشکی، یا فعالیت حرکتی بی‌هدف شدید را توصیف می‌کند. شاخص دیگر مربوط می‌شود به اینکه آیا این دوره پس از زایمان است، که در این صورت نشان می‌دهد آشفتگی خلقی زن، به زایمان ماه قبل مربوط می‌شود.</p>
<h2>منبع:</h2>
<p><strong>کتاب:</strong><a href="https://www.bookdepository.com/Abnormal-Psychology-Richard-P-Halgin/9780072881639" target="_blank" rel="noopener"> آسیب‌شناسی روانی</a><br />
<strong>نویسنده:</strong> ریچارد پی هالجین – سوزان کراس ویتبورن<br />
<strong>مترجم:</strong> یحیی سیدمحمدی</p>
<p>The post <a href="https://behdashtravan.com/%d8%a7%d8%ae%d8%aa%d9%84%d8%a7%d9%84-%d8%ae%d9%84%d9%82%db%8c-%d9%88-%d9%88%db%8c%da%98%da%af%db%8c%e2%80%8c%d9%87%d8%a7%db%8c-%da%a9%d9%84%db%8c-%d8%a2%d9%86/">اختلال خلقی و ویژگی‌های کلی آن</a> appeared first on <a href="https://behdashtravan.com">مجله تخصصی روانشناسی بهداشت روان</a>.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://behdashtravan.com/%d8%a7%d8%ae%d8%aa%d9%84%d8%a7%d9%84-%d8%ae%d9%84%d9%82%db%8c-%d9%88-%d9%88%db%8c%da%98%da%af%db%8c%e2%80%8c%d9%87%d8%a7%db%8c-%da%a9%d9%84%db%8c-%d8%a2%d9%86/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>اختلال‌های افسردگی</title>
		<link>https://behdashtravan.com/%d8%a7%d8%ae%d8%aa%d9%84%d8%a7%d9%84%e2%80%8c%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%a7%d9%81%d8%b3%d8%b1%d8%af%da%af%db%8c/</link>
					<comments>https://behdashtravan.com/%d8%a7%d8%ae%d8%aa%d9%84%d8%a7%d9%84%e2%80%8c%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%a7%d9%81%d8%b3%d8%b1%d8%af%da%af%db%8c/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[بهروز هاشمی]]></dc:creator>
		<pubDate>Thu, 28 Jun 2018 10:30:03 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[آسیب شناسی]]></category>
		<category><![CDATA[اختلالات روانی]]></category>
		<category><![CDATA[ارتقاء سلامت روان]]></category>
		<category><![CDATA[بهداشت روان]]></category>
		<category><![CDATA[سبک زندگی]]></category>
		<category><![CDATA[احساس بی‌ارزشی]]></category>
		<category><![CDATA[اختلال افسردگی]]></category>
		<category><![CDATA[اختلال‌های افسردگی]]></category>
		<category><![CDATA[افسردگی]]></category>
		<category><![CDATA[افسردگی اساسی]]></category>
		<category><![CDATA[افسرده]]></category>
		<category><![CDATA[افسرده خویی]]></category>
		<category><![CDATA[انواع افسردگی]]></category>
		<category><![CDATA[خلق تنگ]]></category>
		<category><![CDATA[خودکشی]]></category>
		<category><![CDATA[علایم افسردگی]]></category>
		<category><![CDATA[کُندی روانی-حرکتی]]></category>
		<category><![CDATA[مالیخولیا]]></category>
		<category><![CDATA[ویژگی تشخیصی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://behdashtravan.com/?p=3288</guid>

					<description><![CDATA[<p>اختلال‌های افسردگی متخصصان سلامت روانی دو نوع جدی افسردگی را متمایز می‌کنند. اختلال افسردگی اساسی، دوره‌های نشانه‌های افسردگی حاد، اما کوتاه مدت را شامل می‌شود. افراد مبتلا به اختلال افسرده‌خویی، از سوی دیگر، با افسردگی مزمن اما نه‌چندان شدید دست به گریبان هستند. متخصص بالینی در صورتی تشخیص اختلال افسرده‌خویی می‌دهد که این نشانه‌های افسردگی &#8230;</p>
<p>The post <a href="https://behdashtravan.com/%d8%a7%d8%ae%d8%aa%d9%84%d8%a7%d9%84%e2%80%8c%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%a7%d9%81%d8%b3%d8%b1%d8%af%da%af%db%8c/">اختلال‌های افسردگی</a> appeared first on <a href="https://behdashtravan.com">مجله تخصصی روانشناسی بهداشت روان</a>.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>اختلال‌های افسردگی</h2>
<p>متخصصان سلامت روانی دو نوع جدی افسردگی را متمایز می‌کنند. اختلال افسردگی اساسی، دوره‌های نشانه‌های افسردگی حاد، اما کوتاه مدت را شامل می‌شود. افراد مبتلا به اختلال افسرده‌خویی، از سوی دیگر، با افسردگی مزمن اما نه‌چندان شدید دست به گریبان هستند. متخصص بالینی در صورتی تشخیص اختلال افسرده‌خویی می‌دهد که این نشانه‌های افسردگی ملایم حداقل ۲ سال در بزرگ‌سالان و یک سال یا قدری بیشتر در کودکان ادامه یافته باشد.</p>
<h2>اختلال افسردگی اساسی</h2>
<p>به لحظه‌ای در زندگی خودتان فکر کنید که اتفاق بسیار غم‌انگیز یا مصیبت‌باری برایتان پیش آمد و احساس کردید غرق در ناخشنودی یا اندوه هستید. به یاد آوردید این احساس‌ها چگونه بودند و شما چقدر اندوهگین بودید. یا اینکه این تجربه دردناک بود، احتمالاً توانستید بین رویداد مصیبت‌بار و احساس‌های خودتان رابطه ببینید و شاید بعد از مدت زمانی بهبود یافتید. اکنون تصور کنید این احساس‌ها بدون علت آشکار به شما حمله‌ور شوند، یا قادر نباشید به احساس ضایعه‌ی خود چیره شوید. بعد تجسم کنید بی‌وقفه احساس ناامیدی، بی‌ارزشی، و میل به خودکشی می‌کنید. کسی که دوره افسردگی اساسی را تجربه می‌کند، همین حالت‌ها را دارد.</p>
<h2>ویژگی‌های دوره‌ی افسردگی اساسی</h2>
<p>نشانه‌های هیجانی دوره‌ی افسردگی اساسی، خُلق ملول را دربر دارند که شدت آن ناامیدی‌های معمولی و هیجان‌های غم‌انگیز گاه و بیگاه زندگی روزمره، بیشتر است. این ملالت می‌تواند به‌صورت دلتنگی شدید یا بی‌علاقگی زیاد به جنبه‌های قبلاً لذت‌بخش زندگی، پدیدار شود. در برخی موارد، علت افسردگی، تجربه داغدیدگی به خاطر از دست دادن فردی عزیز است. گرچه افسردگی شدید بعد از مرگ فردی عزیز، طبیعی است، اما چنانچه غم توانکاه بیش از حد طولانی باشد (بیش از سه ماه)، اختلال خُلقی محسوب می‌شود. به این حال، خیلی از دوره‌های افسردگی اساسی را رویداد خاصی به وجود نمی‌آورد. این واقعیت که غم شدید بدون رویداد مشخصی ایجاد می‌شود، اغلب باعث می‌گردد که افراد مبتلا به یکی از دوره‌ها احساس کنند در هم‌کوفته و سردرگُم هستند. معمولاً زندگی فرد در دوره‌ی افسردگی اساسی، به علت <a href="http://behdashtravan.com/%d8%a7%d8%ae%d8%aa%d9%84%d8%a7%d9%84-%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%db%8c-%da%86%db%8c%d8%b3%d8%aa%d8%9f/" target="_blank" rel="noopener">اختلالی</a> که در کار و خانواده‌ی او ایجاد، می‌گردد، به آشوب کشیده می‌شود.</p>
<p>علائم جسمانی دوره‌ی افسردگی اساسی، نشانه‌های تنی یا بدنی نامیده می‌شود. فرد مبتلا، خسته و بی‌رمق است و کُند شدن حرکات جسمانی را تجربه می‌کند که کُندی روانی-حرکتی نام دارد. برخی افراد افسرده، نشانه‌ی متضاد بی‌قراری روانی-‌حرکتی نشان می‌دهند؛ درنتیجه، رفتار آن‌ها جنون‌آمیز است. همان‌گونه که قبلاً اشاره کردیم، درصورتی‌که این رفتارها عجیب‌وغریب و افراطی باشند، با عنوان کاتاتونیک توصیف می‌شوند.</p>
<p>آشفتگی‌هایی در خوردن نیز شایع است. به طوری که فرد از الگوهای عادی اشتها منحرف می‌شود، یا از خوردن غذا خودداری می‌کند یا در خوردن غذاهای معمولاً شیرین یا حاوی کربوهیدرات، نیز زیاده‌روی می‌کند. افراد در دوره‌ی افسردگی تغییر قابل‌ملاحظه‌ای در الگوهای خواب نشان می‌دهند، به‌طوری‌که یا خیلی بیش از اندازه‌ی معمول می‌خوابند یا دچار بی‌خوابی می‌شوند. درواقع، در افرادی که دوره‌ی افسردگی اساسی را تجربه می‌کنند، تغییرات چشمگیر در الگوهای خواب EEG، بیانگر آشفتگی‌هایی در تداوم خواب، بی‌خوابی متناوب، و بیداری صبح زود است.</p>
<p>آشفتگی‌هایی نیز در خواب REM شایع است که چند شکل می‌گیرد. برای مثال، در طول خواب REM ، حرکات چشم بیشتر است و مدت خواب REM در اوایل شب افزایش پیدا می‌یابد. این ناهنجاری‌ها در خواب، معمولاً قبل از شروع دوره‌ی افسردگی اساسی مقدماتی در بین افرادی واقع می‌شود که در معرض خطر ابتلا به اختلال خُلقی قرار دارند، مانند خویشاوندان درجهٔ اول افرادی که افسردگی اساسی را تجربه کرده‌اند (انجمن روان‌پزشکی آمریکا،۲۰۰۰).</p>
<p>علاوه بر این، افراد در دوره‌ی افسردگی اساسی به نشانه‌های شناختی‌ای مبتلا هستند که از جمله آن‌ها می‌توان به نگرش بسیار منفی نسبت به خود که با <a href="http://behdashtravan.com/%d8%b9%d8%b2%d8%aa%e2%80%8c%d9%86%d9%81%d8%b3-%db%8c%d8%a7-%d8%ae%d9%88%d8%af%d9%be%d8%b0%db%8c%d8%b1%db%8c-%d9%86%d8%a7%d9%85%d8%b4%d8%b1%d9%88%d8%b7/" target="_blank" rel="noopener">عزت‌نفس</a> پایین و این احساس که آن‌ها سزاوار تنبیه شدن هستند، اشاره کرد. چون آن‌ها بی‌وقفه به اشتباهات گذشته دل‌مشغول‌اند، خود را محکوم به احساس گناه می‌دانند. ازآنجایی‌که آن‌ها نمی‌توانند به روشنی فکر یا تمرکز کنند، در مورد حتی بی‌اهمیت‌ترین مسائل، قدرت تصمیم‌گیری ندارند. فعالیت‌هایی که همین‌که همین چند هفته‌ی گذشته علاقه‌ی آن‌ها را برمی‌انگیختند، اکنون هیچ جاذبه‌ای ندارند. احساس ناامیدی و نگرش منفی باعث می‌شود خیلی از این افراد به افکار مرگ دل‌مشغول شوند و یا فکر کردن به خودکشی یا دست زدن به آن، راهی برای گریختند پیدا کنند.</p>
<p>نشانه‌های دوره‌ی افسردگی اساسی معمولاً به تدریج، ظرف چند روز یا چند هفته آشکار می‌شوند. برخی افراد گزارش می‌دهند که قبل از نشانه‌های تمام عیار افسردگی، گاهی به مدت چند ماه، به طور محسوس مضطرب و اندکی افسرده بوده‌اند. بعدازاینکه دوره‌ی فعال افسردگی اساسی آغاز می‌شود، آن‌ها به مدت ۲ هفته یا چند ماه، دچار نشانه‌های آن می‌شوند. اغلب دوره‌های افسردگی اساسی، درصورتی‌که درمان نشوند، بعد از ۶ ماه، دوره‌ی خود را می‌گذرانند، و اغلب افراد به عملکرد طبیعی برمی‌گردند. بااین‌حال، برخی از نشانه‌ها، در تقریباً یک‌چهارم افراد شدیداً افسرده، چند ماه یا حتی چند سال ادامه می‌یابند.</p>
<h2>ویژگی‌های تشخیصی دوره‌ی افسردگی اساسی</h2>
<ul>
<li>فرد در اغلب مواقع ظرف مدت دو هفته، حداقل پنج مورد از نشانه‌های زیر را تجربه می‌کند که بیانگر تغییر در مقایسه با عملکرد قبلی هستند (حداقل یکی از دو نشانه‌ی اول باید وجود داشته باشد)خُلق افسرده</li>
<li>کاهش علاقه یا لذت نسبت به همه یا اغلب فعالیت‌های روزمره</li>
<li>کاهش قابل‌ملاحظه و غیرعمدی وزن یا کاهش یا افزایش اشتها</li>
<li>بی‌خوابی یا خواب‌زدگی</li>
<li>بی‌قراری یا کُندی روانی-حرکتی</li>
<li>خستگی یا از دست دادن انرژی</li>
<li>احساس بی‌ارزشی یا گناه بی‌مورد</li>
<li>مشکل تمرکز یا بی تصمیمی</li>
<li>افکار مکرر مرگ یا گرایش به خودکشی</li>
<li>نشانه‌ها بخشی از دورهٔ آمیخته (منیک/دپرسیو) نیستند و ناشی از بیماری جسمانی، مصرف مواد، یا داغ‌دیدگی نمی‌باشند.</li>
<li>نشانه‌ها پریشانی یا اختلال قابل‌ملاحظه‌ای به بار می‌آورد.</li>
</ul>
<h2>منبع:</h2>
<p><strong>کتاب:</strong><a href="https://www.bookdepository.com/Abnormal-Psychology-Richard-P-Halgin/9780072881639" target="_blank" rel="noopener"> آسیب‌شناسی روانی</a><br />
<strong>نویسنده:</strong> ریچارد پی هالجین – سوزان کراس ویتبورن<br />
<strong>مترجم:</strong> یحیی سیدمحمدی</p>
<p>The post <a href="https://behdashtravan.com/%d8%a7%d8%ae%d8%aa%d9%84%d8%a7%d9%84%e2%80%8c%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%a7%d9%81%d8%b3%d8%b1%d8%af%da%af%db%8c/">اختلال‌های افسردگی</a> appeared first on <a href="https://behdashtravan.com">مجله تخصصی روانشناسی بهداشت روان</a>.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://behdashtravan.com/%d8%a7%d8%ae%d8%aa%d9%84%d8%a7%d9%84%e2%80%8c%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%a7%d9%81%d8%b3%d8%b1%d8%af%da%af%db%8c/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>قارچی که مغز را دوباره تنظیم می‌کند</title>
		<link>https://behdashtravan.com/%d9%82%d8%a7%d8%b1%da%86%db%8c-%da%a9%d9%87-%d9%85%d8%ba%d8%b2-%d8%b1%d8%a7-%d8%af%d9%88%d8%a8%d8%a7%d8%b1%d9%87-%d8%aa%d9%86%d8%b8%db%8c%d9%85-%d9%85%db%8c%e2%80%8c%da%a9%d9%86%d8%af/</link>
					<comments>https://behdashtravan.com/%d9%82%d8%a7%d8%b1%da%86%db%8c-%da%a9%d9%87-%d9%85%d8%ba%d8%b2-%d8%b1%d8%a7-%d8%af%d9%88%d8%a8%d8%a7%d8%b1%d9%87-%d8%aa%d9%86%d8%b8%db%8c%d9%85-%d9%85%db%8c%e2%80%8c%da%a9%d9%86%d8%af/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[بهروز هاشمی]]></dc:creator>
		<pubDate>Tue, 08 May 2018 10:30:35 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[آسیب شناسی]]></category>
		<category><![CDATA[اختلالات روانی]]></category>
		<category><![CDATA[ارتقاء سلامت روان]]></category>
		<category><![CDATA[بهداشت روان]]></category>
		<category><![CDATA[سبک زندگی]]></category>
		<category><![CDATA[افسردگی]]></category>
		<category><![CDATA[درمان افسردگی]]></category>
		<category><![CDATA[رابطه مغز و افسردگی]]></category>
		<category><![CDATA[قارچ تنظیم کننده مغز]]></category>
		<category><![CDATA[قارچ توهم زا]]></category>
		<category><![CDATA[قارچ جادویی]]></category>
		<category><![CDATA[قارچی که مغز را دوباره تنظیم می‌کند]]></category>
		<category><![CDATA[مجیک ماشروم]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://behdashtravan.com/?p=2909</guid>

					<description><![CDATA[<p>به گفته دانشمندان، ماده توهم‌زای موجود در قارچ جادویی (مجیک ماشروم) قابلیت “دوباره تنظیم کردن” مغز افراد مبتلا به افسردگی غیرقابل درمان را دارد. به گزارش گاردین، این کشف امید نسبت به درمان افسردگی را افزایش داده است. در تحقیقات محدودی که توسط تیمی از محققان امپریال کالج لندن صورت گرفته به ۱۹ بیمار مبتلا &#8230;</p>
<p>The post <a href="https://behdashtravan.com/%d9%82%d8%a7%d8%b1%da%86%db%8c-%da%a9%d9%87-%d9%85%d8%ba%d8%b2-%d8%b1%d8%a7-%d8%af%d9%88%d8%a8%d8%a7%d8%b1%d9%87-%d8%aa%d9%86%d8%b8%db%8c%d9%85-%d9%85%db%8c%e2%80%8c%da%a9%d9%86%d8%af/">قارچی که مغز را دوباره تنظیم می‌کند</a> appeared first on <a href="https://behdashtravan.com">مجله تخصصی روانشناسی بهداشت روان</a>.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>به گفته دانشمندان، ماده توهم‌زای موجود در قارچ جادویی (<a href="https://fa.wikipedia.org/wiki/%D9%82%D8%A7%D8%B1%DA%86_%D8%B3%DB%8C%D9%84%D9%88%D8%B3%D8%A7%DB%8C%D8%A8%DB%8C%D9%86" target="_blank" rel="noopener">مجیک ماشروم</a>) قابلیت “دوباره تنظیم کردن” مغز افراد مبتلا به افسردگی غیرقابل درمان را دارد.</p>
<p>به گزارش گاردین، این کشف امید نسبت به درمان افسردگی را افزایش داده است. در تحقیقات محدودی که توسط تیمی از محققان امپریال کالج لندن صورت گرفته به ۱۹ بیمار مبتلا به افسردگی دوزی از ماده روان‌گردان سیلوسایبین داده شد. در حدود نیمی از این بیماران پیشرفتی فوری و همچنین تغییراتی در فعالیت مغزی‌شان گزارش شد که این حالت تا حدود پنج هفته ادامه داشت.</p>
<p><strong>البته این تیم تحقیقاتی تاکید کرده که افراد نباید به خوددرمانی روی آورند.</strong></p>
<p>به گفته اعضای این تیم، تا قبل از آن که سیلوسایبین به عنوان درمانی برای افسردگی پذیرفته شود، ضروری است تا تحقیقاتی گسترده‌تر در این مورد انجام شود.</p>
<p>پیش‌ازاین هم تحقیقات کوچکی در این مورد صورت گرفت که نشان داد سیلوسایبین می‌تواند بر روی مغز اثر بگذارد و به مبتلایان به افسردگی این فرصت را بدهد تا از چرخه علائم مربوط به این بیماری خلاص شوند.</p>
<p>اما تأثیر دقیقی که احتمالاً این ماده می‌تواند بر فعالیت مغز داشته باشد، نامشخص بود.</p>
<h2>شیوه بررسی</h2>
<p>تیم تحقیقاتی امپریال کالج لندن مغز مبتلایان به افسردگی را قبل از درمان با سیلوسایبین و یک روز بعد از آن که بیماران مجدداً “هوشیاری” خود را به دست آوردند، از طریق <a href="https://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%A7%D9%85%E2%80%8C%D8%A2%D8%B1%D8%A2%DB%8C" target="_blank" rel="noopener">ام آر آی</a>، اسکن کردند.</p>
<p>به گفته دکتر رابین کارهارت‌هریس، سرپرست تیم تحقیقاتی در امپریال کالج، مغز افراد دچار افسردگی “از صحبت کردن و پاسخ دادن خودداری می‌کند” و این ماده آن را “دوباره تنظیم می‌کند”.</p>
<p>دکتر کارهارت‌هریس به بی‌بی‌سی گفت: “بیماران از چنین قیاس‌هایی استفاده کردند. من دوباره تنظیم شدم، دوباره متولد شدم، دوباره به راه افتادم. و یکی از بیماران گفت که مغزش تخریب شده بود و حالا تمیز شده.”</p>
<p>به هرحال این تحقیق بر روی گروه کوچکی صورت گرفته و گروهی از افراد سالم را که بتوان اسکن مغز آنها را با افراد بیمار مقایسه کرد، شامل نمی‌شد.</p>
<p>اما شکی نیست که نزدیک شدن به درمان این قبیل بیماران بر ضرورت انجام تحقیقات بیشتر در این زمینه حکایت دارد.</p>
<p>پروفسور میتول متها، از انستیتو روان‌پزشکی کینگز کالج لندن معتقد است: “مسئله قابل تأمل درباره این یافته‌ها آن است که پس از دریافت یک دوز سیلوسایبین، تغییرات مغزی در شبکه‌هایی اتفاق افتاده که ما می‌دانیم با افسردگی مرتبط است.”</p>
<p><strong>لینک گزارش پژوهش در ژورنال ساینتیفیک ریپورت:</strong></p>
<p><a href="https://www.nature.com/articles/s41598-017-13282-7" target="_blank" rel="noopener">Psilocybin for treatment-resistant depression: fMRI-measured brain mechanisms</a></p>
<p><strong>لینک خبر در گاردین:</strong></p>
<p><a href="https://www.theguardian.com/science/2017/oct/13/magic-mushrooms-reboot-brain-in-depressed-people-study" target="_blank" rel="noopener">Magic mushrooms ‘reboot’ brain in depressed people – study</a></p>
<h2>منبع</h2>
<p><a href="http://www.khabaronline.ir/detail/717112/science/medical" target="_blank" rel="nofollow noopener">خبرآنلاین</a></p>
<p>The post <a href="https://behdashtravan.com/%d9%82%d8%a7%d8%b1%da%86%db%8c-%da%a9%d9%87-%d9%85%d8%ba%d8%b2-%d8%b1%d8%a7-%d8%af%d9%88%d8%a8%d8%a7%d8%b1%d9%87-%d8%aa%d9%86%d8%b8%db%8c%d9%85-%d9%85%db%8c%e2%80%8c%da%a9%d9%86%d8%af/">قارچی که مغز را دوباره تنظیم می‌کند</a> appeared first on <a href="https://behdashtravan.com">مجله تخصصی روانشناسی بهداشت روان</a>.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://behdashtravan.com/%d9%82%d8%a7%d8%b1%da%86%db%8c-%da%a9%d9%87-%d9%85%d8%ba%d8%b2-%d8%b1%d8%a7-%d8%af%d9%88%d8%a8%d8%a7%d8%b1%d9%87-%d8%aa%d9%86%d8%b8%db%8c%d9%85-%d9%85%db%8c%e2%80%8c%da%a9%d9%86%d8%af/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>اختلال شخصیت مرزی</title>
		<link>https://behdashtravan.com/%d8%a7%d8%ae%d8%aa%d9%84%d8%a7%d9%84-%d8%b4%d8%ae%d8%b5%db%8c%d8%aa-%d9%85%d8%b1%d8%b2%db%8c/</link>
					<comments>https://behdashtravan.com/%d8%a7%d8%ae%d8%aa%d9%84%d8%a7%d9%84-%d8%b4%d8%ae%d8%b5%db%8c%d8%aa-%d9%85%d8%b1%d8%b2%db%8c/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[بهروز هاشمی]]></dc:creator>
		<pubDate>Wed, 20 Sep 2017 08:19:45 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[آسیب شناسی]]></category>
		<category><![CDATA[اختلالات شخصیت]]></category>
		<category><![CDATA[روانشناسی شخصیت]]></category>
		<category><![CDATA[هوش هیجانی (روابط میانفردی)]]></category>
		<category><![CDATA[borderline]]></category>
		<category><![CDATA[اختالات روانی]]></category>
		<category><![CDATA[اختلال شخصیت]]></category>
		<category><![CDATA[اختلال شخصیت مرزی]]></category>
		<category><![CDATA[افراط]]></category>
		<category><![CDATA[افسردگی]]></category>
		<category><![CDATA[تفکر دوقطبی]]></category>
		<category><![CDATA[روان‌پریشی]]></category>
		<category><![CDATA[روان‌رنجوری]]></category>
		<category><![CDATA[مرزی]]></category>
		<category><![CDATA[ویژگی تشخیصی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://behdashtravan.com/?p=1243</guid>

					<description><![CDATA[<p>اختلال شخصیت مرزی به الگویی از رفتار و تفکر افراطی اشاره دارد که هیچ حد وسطی نمی‌شناسد. همه‌چیز یا سیاه است یا سفید. افراد در این حالت، هیجانات بسیار شدیدی را تجربه می‌کنند و نمی‌توانند مسائل را به‌صورت طیفی ببینند. این موضوع در جامعه امروز ما شاید عادی به نظر برسد. این افراد در روابطشان &#8230;</p>
<p>The post <a href="https://behdashtravan.com/%d8%a7%d8%ae%d8%aa%d9%84%d8%a7%d9%84-%d8%b4%d8%ae%d8%b5%db%8c%d8%aa-%d9%85%d8%b1%d8%b2%db%8c/">اختلال شخصیت مرزی</a> appeared first on <a href="https://behdashtravan.com">مجله تخصصی روانشناسی بهداشت روان</a>.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>اختلال شخصیت مرزی به الگویی از رفتار و تفکر افراطی اشاره دارد که هیچ حد وسطی نمی‌شناسد. همه‌چیز یا سیاه است یا سفید. افراد در این حالت، هیجانات بسیار شدیدی را تجربه می‌کنند و نمی‌توانند مسائل را به‌صورت طیفی ببینند. این موضوع در جامعه امروز ما شاید عادی به نظر برسد. این افراد در روابطشان دائما در حال بت‌سازی و بت‌شکنی هستند. مخاطب <a href="http://behdashtravan.com/%d8%ac%d9%85%d9%84%d8%a7%d8%aa-%d9%81%d8%b1%db%8c%d8%af%d8%b1%db%8c%d8%b4-%d9%86%db%8c%da%86%d9%87/" target="_blank" rel="noopener">نیچه</a> در جمله زیر دقیقاً چنین افرادی است: &#8220;از انسان‌ها بت نسازید, این خیانت است هم به خودتان&#8230;. هم به خودشان&#8230;. خدایی می‌شوند که خدایی کردن نمی‌دانند&#8230;. و شما در آخر می‌شوید سرتاپا کافر خدای خودساخته&#8221;</p>
<p>در ادامه با این نوع طرز تفکر خود آسیب‌رسان بیشتر آشنا می‌شویم.</p>
<h1>اختلال شخصیت مرزی</h1>
<p>اسامی اغلب اختلال‌های شخصیت به‌گونه‌ای است که ماهیت آن اختلال را می‌رساند، مانند «<a href="http://behdashtravan.com/%d8%a7%d8%ae%d8%aa%d9%84%d8%a7%d9%84-%d8%b4%d8%ae%d8%b5%db%8c%d8%aa-%d8%b6%d8%af-%d8%a7%d8%ac%d8%aa%d9%85%d8%a7%d8%b9%db%8c/">ضداجتماعی</a>» و «<a href="http://behdashtravan.com/%d8%a7%d8%ae%d8%aa%d9%84%d8%a7%d9%84-%d8%b4%d8%ae%d8%b5%db%8c%d8%aa-%d9%be%d8%a7%d8%b1%d8%a7%d9%86%d9%88%d8%a6%db%8c%d8%af/">پارانوئید</a>». «مرزی بودن» یعنی چه؟ در واژگان <a href="http://behdashtravan.com/dsm-%da%86%db%8c%d8%b3%d8%aa%d8%9f/" target="_blank" rel="noopener">DSM</a>-IV-TR اختلال شخصیت مرزی با الگوی فراگیر بی‌ثباتی که در روابط، خلق، و درک هویت از همه بیشتر مشهود است، مشخص می‌شود (برکمر، جسن، و فریبرگر،۲۰۰۰). چون این تشخیص قدری مبهم است، مؤلفان DSM-IV-TR رفتارها و نشانه‌های قابل مشاهده‌ای را مشخص کرده‌اند که این اختلال را توصیف می‌کند.</p>
<h2>ویژگی‌های اختلال شخصیت مرزی</h2>
<p>زمانی که اصطلاح مرزی اولین بار در روان‌پزشکی رواج یافت، به‌صورت کلمه‌ای نامفهوم برای توصیف دشوارترین درمان‌جویان و مقاوم‌ترین آن‌ها در برابر درمان به‌کار می‌رفت(استرن،۱۹۳۸). تصور می‌شد این افراد یک جایی در «مرز» بین روان‌رنجوری و روان‌پریشی، دور و بر اسکیزوفرنی، عمل می‌کنند (ثابت،۱۹۵۳). به‌رغم مبهم بودن مفهوم مرزی، این اصطلاح باقی ماند، زیرا خرده گروهی از درمان‌جویان را توصیف می‌کرد که با طبقه‌های تشخیصی موجود تناسبی نداشتند.</p>
<p>تلاش‌ها برای روشن کردن و توصیف کردن ماهیت این اختلال تا دهه ۱۹۸۰ ادامه یافت. برخی پژوهشگران معتقدند که اختلال شخصیت مرزی نوعی از اسکیزوفرنی یا اختلال خلقی، یا احتمالاً آمیزه‌ای از آن‌هاست. بااین‌حال، زمانی که DSM-IV مراحل پایانی آماده شدن را طی می‌کرد، اغلب کارشناسان آن را به‌صورت اختلال شخصیت واحدی در نظر گرفتند.</p>
<p>شخصیت زن آلکس در فیلم <a data-toggle="tooltip" data-placement="top" class="post-tooltip tooltip-top" title="Fatal Attraction - 1987">جذابیت شوم</a> نمونه خوبی است از آنچه یک فرد دارای شخصیت مرزی چه جور آدمی است. در یک صحنه بسیار دراماتیک این فیلم، آلکس بعد از یک شب آمیزش جنسی، شدیداً آشفته می‌شود و در لحظه‌ای که شریک جنسی او برای رفتن آماده می‌شود، مچ دست خود را می‌برد. آلکس رفتارهای تکان‌دهنده و ناراحت‌کننده‌ای را نشان می‌دهد، مانند جوشاندن خرگوش اهلی که به خانواده این مرد تعلق داشت، او از هیجان پذیری و خشم وی به وحشت می‌افتد. شدت این رابطه، حتی رابطه‌ای به این کوتاهی، نگاهی اجمالی است به‌ویژگی اصلی افراد مبتلا به این اختلال- روابط بین فردی بی‌ثبات.</p>
<p>افراد مبتلا به اختلال شخصیت مرزی اغلب دچار نوع خاصی از افسردگی می‌شوند که با احساس‌های پوچی و هیجان پذیری منفی متغیر مشخص می‌شود. گرچه آن‌ها به‌ندرت دیگران را آزار می‌دهند. اما عمیقاً تحت تأثیر رویدادهای میان فردی قرار می‌گیرند که اغلب افراد به‌راحتی آن‌ها را از سر می‌گذراند. معمولاً افراد مبتلا به این اختلال، ناگهان روابط عمیق و پرتوقعی با دیگران برقرار می‌کنند و دیگران را به‌صورت کاملاً خوب یا کاملاً بد برداشت می‌کنند- پدیده‌ای که دونیمگی نامیده می‌شود. شدت نامناسب روابط آن‌ها به تجربیات مکرر پریشانی و خشم منجر می‌شود. درواقع، خشم و خصومت ویژگی‌های بادوام در خیلی از افراد مبتلا به این اختلال هستند.</p>
<p>افراد مبتلا به اختلال شخصیت مرزی، علاوه بر اینکه روابط آشفته‌ای دارند، اغلب در مورد هویت خودشان، یا اینکه آن‌ها واقعاً کیست‌اند، دچار سردرگمی می‌شوند. حتی بعدازاینکه آن‌ها دوره عادی جستجوی هویت را در نوجوانی پشت سر گذاشته‌اند، باز هم مطمئن نیستند که از زندگی چه می‌خواهند و در سطح عمیق‌تر، فاقد درک خود روشن هستند. عدم اطمینان آن‌ها درباره‌ی اینکه کیست‌اند، به‌صورت تغییرات ناگهانی در گزینه‌های زندگی، مانند برنامه‌های شغلی، ارزش‌ها، هدف‌ها، و نوع دوستان جلوه‌گر می‌شود.</p>
<p>این سردرگمی هویت می‌تواند به نقطه‌ای برسد که آن‌ها در مورد مرزهای مابین خودشان و دیگران دچار ابهام شوند. برای مثال، آن‌ها در روابط نزدیک به‌سختی می‌توانند احساسات خودشان را با احساسات دیگران متمایز کنند. مشکلات دیگر درزمینه جهت‌گیری جنسی روی می‌دهند؛ امکان دارد این افراد بین مشخص کردن جهت‌گیری هم‌جنس‌گرا و دگرجنس‌گرا جابه‌جا شوند، و شاید به مرحله‌ای برسند که ناگهان در جنسیت خودشان تجدیدنظر کنند (مونیچ، ۱۹۹۳).</p>
<p>احساس‌های مزمن کسالت و بی‌حوصلگی باعث می‌شوند افراد مبتلا با اختلال شخصیت مرزی دنبال تحریک باشند. ماجرای روابط آن‌ها، تا اندازه‌ای این جستجو برای تجربیات هیجانی شدید را نشان می‌دهد. امکان دارد آن‌ها برای رفع کسالت، به رفتارهای تکانشی، مانند بی‌قیدوبندی جنسی، ولخرجی‌های نسنجیده، رانندگی بی‌پروا، پرخوری، سوءمصرف مواد، یا دزدی از فروشگاه‌ها بپردازند. هیجان ناشی از این فعالیت‌ها، آن‌ها را سرزنده می‌کند. علاوه بر این، خلق آن‌ها مانند رفتارشان بی‌ثبات است. آن‌ها بین حالت‌های هیجانی شدید در نوسان هستند، یک روز احساس می‌کنند در اوج هستند، روز بعد احساس افسردگی، اضطراب، و تحریک‌پذیری می‌کنند.</p>
<h2>ویژگی‌های تشخیصی</h2>
<p>این تشخیص برای افرادی مقرر می‌شود که تکانش‌گری مکرر و الگوی فراگیر بی‌ثباتی در روابط میان‌فردی، خودانگاره، و عواطف نشان می‌دهند که با پنج مورد زیر یا بیشتر مشخص می‌شود</p>
<ul>
<li>تلاش‌های جنون‌آمیز برای اجتناب کردن از ترک شدن واقعی یا خیالی</li>
<li>و الگوی روابط میان‌فردی بی‌ثبات و شدید که با نوسان داشتن بی آرمانی کردن و خوار شمردن دیگران مشخص می‌شود.</li>
<li>آشفتگی هویت- خودانگاره یا درک خود بی‌ثبات</li>
<li>تکانش‌گری در حداقل دو زمینه، مانند ولخرجی، فعالیت جنسی، سوءمصرف مواد، و رانندگی بی‌پروا</li>
<li>رفتار، ژست‌ها، یا تهدیدهای مکرر خودکشی‌گرا یا رفتار صدمه زدن به خود</li>
<li>بی‌ثباتی هیجانی، مانند دوره‌ای شدید غم، تحریک‌پذیری، یا اضطراب که معمولاً چند ساعت و گاهی چند روز ادامه می‌یابند.</li>
<li>احساس‌های مزمن پوچی</li>
<li>خشم نامناسب و شدید، یا اشکال در کنترل کردن خشم، مانند نشان دادن مکرر عصبانیت، خشم مداوم، یا نزاع‌های بدنی مکرر</li>
<li>تفکر پارانوید گاه و بی‌گاه مرتبط با استرس یا نشانه‌های تجزیه‌ای</li>
</ul>
<p>احساس‌های افراطی افراد مبتلا به اختلال شخصیت مرزی می‌تواند آن‌ها را به‌صورت خطرناکی به سمت تفکر خودکشی‌گرا یا رفتار جرح خویشتن سوق دهد. گاهی آن‌ها قصد ندارند خودشان را بکشند، و این رفتار آن‌ها که خودکشی‌گونه نام دارد، ژستی برای جلب‌توجه خانواده، معشوق، یا متخصصان محسوب می‌شود. در موارد دیگر، امکان دارد آن‌ها با چاقو یا تیغ عملاً به خودشان صدمه وارد کنند که این نوعی پرخاشگری هدایت‌شده به سمت خود است. گاهی این رفتار برای افراد مبتلا به اختلال شخصیت مرزی امتحانی برای زنده‌بودن آن‌هاست، حالتی که اغلب افراد آن را بدیهی می‌دانند، اما برای این افراد مایه تردید است. دیدن خون و درد جسمانی، آنها را مطمئن می‌کند که بدنشان محتوی دارد. برخی از این افراد وقتی قسمتی از بدنشان را می‌برند، احساس درد نمی‌کنند.</p>
<p>به نظر می‌رسد که این افراد خرده تیپ اختلال شخصیت مرزی را تشکیل می‌دهند که نشانه‌های شدید افسردگی، اضطراب، تکانش‌گری، و تجزیه را شامل می‌شود؛ از این گذشته، خیلی‌ها در این گروه پرخطر، سوابق سوءاستفاده شدن جنسی در کودکی دارند. تعجب‌آور نیست که شدت عذاب هیجانی آن‌ها به اقدامات جدی خودکشی منجر می‌شود. خطر خودکشی به‌ویژه در افرادی خیلی زیاد است که توانایی مسئله گشایی ضعیف دارند و خودکشی را تنها راه خلاص شدن از موقعیت دشوار می‌بینند (کهرر و لینهان،۱۹۹۶)، و خطر خودکشی در افراد مبتلا به اختلال شخصیت مرزی که از لحاظ سازگاری اجتماعی ضعیف هستند، خیلی بالاست (کلی و همکاران،۲۰۰۰).</p>
<p>خیلی از افراد مبتلا به اختلال شخصیت مرزی بیشتر اوقات شدیداً عصبانی هستند. آن‌ها حتی بدون عمل تحریک‌آمیزی از کوره در می‌روند. اظهار ظاهراً بی‌غرضانه یک دوست ممکن است باعث شود آن‌ها وی را به باد ناسزا بگیرند و برای مدت طولانی، تلخ و ناخوشایند شوند. معمولاً آغازگر خشم آن‌ها این احساس است که توسط معشوق یا آدم مهم دیگری طردشده یا مورد بی‌توجهی قرارگرفته‌اند. گاهی خشم شدید آن‌ها می‌تواند باعث شود علیه دیگران خشونت جسمانی نشان دهند. آن‌ها بعد از طغیان‌های خشم، شاید احساس شرمندگی و گناه کنند و متقاعد شوند که ماهیت پلید دارند.</p>
<p>استرس برای افراد مبتلا به اختلال شخصیت مرزی خیلی مشکل‌آفرین است. آسیب‌پذیری آن‌ها در شرایط استرس‌زا تشدید می‌شود، و باعث می‌گردد تا حد پارانوید بودن به دیگران مشکوک و بی‌اعتماد شوند. آن‌ها ممکن است به نشانه‌های تجزیه‌ای، مانند احساس بریده شدن از دیگران و حتی از خود هشیارشان نیز دچار شوند.</p>
<p>گرچه خیلی از جنبه‌های عملکرد افراد مبتلا به این اختلال آشفته هستند، اما اغلب آن‌ها می‌توانند از عهده مسئولیت‌های زندگی روزمره برآیند. برخی از آن‌ها در زمینه‌های گوناگون موفق هستند (برای مثال، آلکنن در فیلم جذابیت شوم شغل مهمی داشت و حقوق خوبی می‌گرفت). با این حال، در خیلی از آن‌ها که درمان‌جویان خودکشی‌گرا باشند، به دوره‌های شبه‌روان‌پریشی دچار باشند، یا تهدیدی برای دیگران باشند.</p>
<p>برنامه مراقبت بیمارستانی شرایط امنی را فراهم می‌آورد که می‌توان در آن محدودیت‌هایی را تعیین کرد و آن‌ها را ادامه داد. گاهی درمان روزانه و بستری کردن موقتی بر بستری کردن بلندمدت ارجحیت دارند، زیرا درمان فشرده‌ای را ارائه می‌دهند که به‌احتمال کمتری موجب وابستگی خیلی می‌شوند (بیتمن و فوناگی،۲۰۰۱؛ میلر،۱۹۹۵).</p>
<h2>منبع:</h2>
<p>کتاب:<a href="https://www.bookdepository.com/Abnormal-Psychology-Richard-P-Halgin/9780072881639" target="_blank" rel="noopener"> آسیب‌شناسی روانی</a><br />
نویسنده: ریچارد پی هالجین &#8211; سوزان کراس ویتبورن<br />
مترجم: یحیی سیدمحمدی</p>
<p>The post <a href="https://behdashtravan.com/%d8%a7%d8%ae%d8%aa%d9%84%d8%a7%d9%84-%d8%b4%d8%ae%d8%b5%db%8c%d8%aa-%d9%85%d8%b1%d8%b2%db%8c/">اختلال شخصیت مرزی</a> appeared first on <a href="https://behdashtravan.com">مجله تخصصی روانشناسی بهداشت روان</a>.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://behdashtravan.com/%d8%a7%d8%ae%d8%aa%d9%84%d8%a7%d9%84-%d8%b4%d8%ae%d8%b5%db%8c%d8%aa-%d9%85%d8%b1%d8%b2%db%8c/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
	</channel>
</rss>
