<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	>

<channel>
	<title>مقالات اریک فروم | مجله تخصصی روانشناسی بهداشت روان</title>
	<atom:link href="https://behdashtravan.com/tag/%D8%A7%D8%B1%DB%8C%DA%A9-%D9%81%D8%B1%D9%88%D9%85/feed/" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>https://behdashtravan.com/tag/اریک-فروم/</link>
	<description></description>
	<lastBuildDate>Fri, 23 Aug 2019 12:36:21 +0000</lastBuildDate>
	<language>fa-IR</language>
	<sy:updatePeriod>
	hourly	</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>
	1	</sy:updateFrequency>
	<generator>https://wordpress.org/?v=6.8.2</generator>

<image>
	<url>https://behdashtravan.com/wp-content/uploads/2017/09/cropped-logo-32x32.png</url>
	<title>مقالات اریک فروم | مجله تخصصی روانشناسی بهداشت روان</title>
	<link>https://behdashtravan.com/tag/اریک-فروم/</link>
	<width>32</width>
	<height>32</height>
</image> 
	<item>
		<title>نظریه اریک فرام و تضادهای وجود</title>
		<link>https://behdashtravan.com/%d9%86%d8%b8%d8%b1%db%8c%d9%87-%d8%a7%d8%b1%db%8c%da%a9-%d9%81%d8%b1%d8%a7%d9%85-%d9%88-%d8%aa%d8%b6%d8%a7%d8%af%d9%87%d8%a7%db%8c-%d9%88%d8%ac%d9%88%d8%af/</link>
					<comments>https://behdashtravan.com/%d9%86%d8%b8%d8%b1%db%8c%d9%87-%d8%a7%d8%b1%db%8c%da%a9-%d9%81%d8%b1%d8%a7%d9%85-%d9%88-%d8%aa%d8%b6%d8%a7%d8%af%d9%87%d8%a7%db%8c-%d9%88%d8%ac%d9%88%d8%af/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[بهروز هاشمی]]></dc:creator>
		<pubDate>Thu, 31 Dec 2020 11:30:46 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[روان پویشی و روانکاوی]]></category>
		<category><![CDATA[روانشناسی شخصیت]]></category>
		<category><![CDATA[سرگذشت]]></category>
		<category><![CDATA[متفکران بزرگ]]></category>
		<category><![CDATA[مکاتب روانشناسی]]></category>
		<category><![CDATA[اریش فرام]]></category>
		<category><![CDATA[اریک فروم]]></category>
		<category><![CDATA[روانکاوی]]></category>
		<category><![CDATA[نظریه اریک فرام]]></category>
		<category><![CDATA[نظریه روانشناسی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://behdashtravan.com/?p=6104</guid>

					<description><![CDATA[<p>شرح‌حال و زندگینامه اریک فرام اریک فرام یا فروم(Erich Fromm) به سال ۱۹۰۰ در شهر فرانکفورت آلمان چشم به این جهان گشوده است. وی پس از تحصیلات مقدماتی در دانشگاه‌های فرانکفورت و هایدلبرگ و مونیخ به تحصیل روان‌شناسی و جامعه‌شناسی پرداخت و دانشنامه‌ی دکتری را در سال ۱۹۲۲ از دانشگاه هایدلبرگ به‌دست آورد و پس‌ازآن &#8230;</p>
<p>The post <a href="https://behdashtravan.com/%d9%86%d8%b8%d8%b1%db%8c%d9%87-%d8%a7%d8%b1%db%8c%da%a9-%d9%81%d8%b1%d8%a7%d9%85-%d9%88-%d8%aa%d8%b6%d8%a7%d8%af%d9%87%d8%a7%db%8c-%d9%88%d8%ac%d9%88%d8%af/">نظریه اریک فرام و تضادهای وجود</a> appeared first on <a href="https://behdashtravan.com">مجله تخصصی روانشناسی بهداشت روان</a>.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>شرح‌حال و زندگینامه اریک فرام</h2>
<p><a href="http://behdashtravan.com/%d8%b2%d9%86%d8%af%da%af%db%8c-%d8%a7%d8%b1%db%8c%da%a9-%d9%81%d8%b1%d9%88%d9%85/" target="_blank" rel="noopener noreferrer">اریک فرام</a> یا فروم(Erich Fromm) به سال ۱۹۰۰ در شهر فرانکفورت آلمان چشم به این جهان گشوده است. وی پس از تحصیلات مقدماتی در دانشگاه‌های فرانکفورت و هایدلبرگ و مونیخ به تحصیل روان‌شناسی و جامعه‌شناسی پرداخت و دانشنامه‌ی دکتری را در سال ۱۹۲۲ از دانشگاه هایدلبرگ به‌دست آورد و پس‌ازآن مدتی در دانشگاه مونیخ و در مؤسسه‌ی روان‌کاوی شهر برلین تحصیلات و مطالعات خود را دنبال کرد و در ۱۹۳۳ میلادی به آمریکا رفت و در آنجا نخست در مؤسسه‌ی روان‌کاوی شیکاگو و بعد در چند دانشگاه و مؤسسه‌ی عالی فرهنگی دیگر به تدریس و ایراد سخنرانی پرداخت و چندی ریاست مؤسسه‌ی روان‌کاوی مکزیک را در مکزیکوسیتی پایتخت آن کشور عهده‌دار شد و درعین‌حال به عضویت فرهنگستان علوم نیویورک و انجمن <a href="http://behdashtravan.com/%d9%81%d8%b1%d9%82-%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%da%a9%d8%a7%d9%88-%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%d8%b4%d9%86%d8%a7%d8%b3-%d9%88-%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%d9%be%d8%b2%d8%b4%da%a9/" target="_blank" rel="noopener noreferrer">روان‌کاوی</a> واشینگتن و فرهنگستان پزشکی مکزیک درآمد. فرام آثار قلمی فراوانی دارد که فهرست پاره‌ای از آنها داده خواهد شد.</p>
<h2>نظریه اریک فرام</h2>
<h2>تنهایی-آزادی</h2>
<p>یکی از نخستین نکاتی که در مطالعه‌ی نظریه <a href="https://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D8%B4_%D9%81%D8%B1%D9%88%D9%85" target="_blank" rel="noopener noreferrer">اریک فرام</a> به چشم می‌خورد این است که می‌گوید: انسان خود را تنها احساس می‌کند و این احساس ناشی از این است که او برای کسب آزادی از طبیعت دوری جسته و با سایر آدمیان قطع رابطه و از آنها کناره‌گیری کرده است. باری او از قید دیگران آزاد شده ولی حس می‌کند که تنها و بی‌پشت‌وپناه است. نخستین عمل او برای آزاد شدن از همان دوران خردسالی، یعنی از هنگامی‌که خود را از زیر فرمان و حمایت مادر خلاص می‌کند، آغاز می‌شود.<br />
آن پس همچنان به کوشش خود برای کسب آزادی ادامه می‌دهد؛ و عجب اینکه هر قدر آزادتر می‌شود خود را تنهاتر می‌یابد. این آزادی که برای او یک وضع منفی به وجود آورده است باعث ناراحتی او است. پس او به وسایلی، که ذکر خواهد شد، می‌کوشد از آزادی فرار کند (رجوع کنید به کتاب فرام به نام «فرار از آزادی» Escape from Freedom چاپ نیویورک ۱۹۴۱٫).</p>
<h2>انسان، حیوان ناطق</h2>
<p>نکته‌ی مهم دیگر در نظریه اریک فرام فرام توجه مخصوص او به جنبه‌های دوگانه‌ی زیستی و اجتماعی آدمی است، یا، به‌عبارت‌دیگر، به فرق انسان و حیوان است. او می‌گوید آدمی احاطه شده است از مقداری امور متضاد. اساسی‌ترین این تضادها این است که آدمی هم جزء طبیعت است هم جدا از طبیعت. هم حیوان است، هم انسان. حیوان است زیرا دارای نیازهای فیزیولوژیک است و ناگزیر از برآوردن آنهاست. اما انسان است زیرا از چندین جهت با حیوان فرق دارد. یک فرق او با حیوان در این است که کاملاً اسیر و بنده‌ی غرایز خود نیست و در برآورد نیازهای حیاتی (فیزیولوژیک) خود مانند حیوان عمل نمی‌کند؛ مثلاً غذای خود را خام نمی‌خورد بلکه آن را قبلاً می‌پزد، و بر همین قیاس. در این زمینه اجتماع، چنانکه خواهیم دید، نقش مؤثری ایفا می‌کند. فرق دیگر اینکه به وجود خویشتن آگاهی دارد و صاحب قوه‌ی ادراک است، یعنی باهوش و باخرد است. دیگر اینکه برخلاف سایر حیوانات از سرنوشت نهائی و تخلف‌ناپذیر خود غافل نیست، یعنی می‌داند که سرانجام قالب تهی می‌کند و می‌میرد. با توجه به این جنبه‌های این حیوان دو پا بوده است که قدما او را «حیوان ناطق» تعریف کرده‌اند.</p>
<h2>نیازهای پنج‌گانه</h2>
<p>فرق دیگری که انسان با حیوان دارد نیازهایی است که اختصاصی او هستند. ازاین‌رو شناخت او بدون آشنایی با نیازهای او میسر نخواهد بود. این نیازها را فرام پنج گونه می‌داند، بدین قرار: نیاز به تعالی (Transcendenee) نیاز به وابستگی (Relatedness)، نیاز به همانندی (Identity)، نیاز به رجوع به اصل (Rootedness)، نیاز به وسایل راه‌یابی (Frame of Orientation).</p>
<h3>۱. نیاز به تعالی</h3>
<p>آدمی احتیاج دارد به اینکه از طبیعت حیوانی دوری جوید و بالاتر رود؛ طبعاً مایل است چیز بیاموزد، به سازندگی و خلاقیت بپردازد. هرگاه که این نیاز طبیعی به مانع برخورد کند آدمی خرابکار و ویران‌کننده می‌گردد. فرام معتقد است که مهر و کین، پاسخ‌های آدمی به نیازمندی او به اعتلا، یعنی به دوری جستن از طبیعت حیوانی هستند.</p>
<h3>۲. نیاز به پیوند و بستگی</h3>
<p>حیوانات را طبیعت به وسایلی مجهز کرده است که بتوانند به کمک آنها به زندگی طبیعی خود ادامه دهند. آدمی که از طبیعت دوری جسته و آن وسایل را ندارد، یا اگر وقتی داشته است از دست داده است، نیازمند است به اینکه بجای آنها پیوندها و بستگی‌هایی به وجود بیاورد. دل‌پذیرترین این بستگی‌ها، نزدیکی و محبت نسبت به دیگران و یگانه شدن با آنان است، و این امر مستلزم مراقبت و مسئولیت و احترام و حسن تفاهم است.</p>
<h3>۳. نیاز به همانندی</h3>
<p>هر فرد آدمی مایل است به اینکه هویت خاصی داشته باشد؛ ازاین‌رو می‌کوشد که خویشتن را دریابد و بشناسد. درعین‌حال می‌خواهد فردی باشد «ممتاز»، و برای رسیدن به این مقام خود را به شخص یا گروهی از اشخاص نسبتاً مبرز و ممتاز می‌بندد، یا به اصطلاح، خویشتن را با آنها همانند می‌سازد تا به‌واسطه‌ی امتیاز و تشخصی که آن فرد یا آن گروه‌ها دارند تا حدی صاحب تشخص و امتیاز گردد.</p>
<h3>۴. نیاز رجوع به اصل</h3>
<p>آدمی که زاده‌ی طبیعت است مایل است به طبیعت بازگردد، جزئی از جهان و متعلق به آن باشد، یا یک زندگی طبیعی دور از علائم رمزی ساختگی داشته باشد، از نفس کار لذت ببرد نه اینکه کار را فقط برای به دست آوردن پول بخواهد، قلباً به همنوعان نزدیک باشد و آنها را دوست بدارد.</p>
<h3>۵. نیاز به وسایل راه‌یابی</h3>
<p>آدمی نیازمند به وسایل ادراکی نسبتاً ثابتی است که احساس و ادراک عالم را برای او میسر سازند، خواه آن وسایل عقلانی یا غیرعقلانی باشند، یا آمیخته‌ای از آن هردو باشند، ولی به‌هرحال بتوانند او را در زندگی قادر به جهت‌یابی کنند و راه و رسم زندگی خوب و مناسب را به او بنمایند.</p>
<h2>نقش اجتماع در تشکیل شخصیت</h2>
<p>نیازهای اختصاصی انسان که شرحش گذشت توسط اجتماع به وجود نیامده‌اند، بلکه در ضمن تحول و تکامل تاریخ زندگی بشر پدیدار گشته‌اند. اما چگونگی بروز و ظهور آنها و چگونگی برآوردن آنها کاملاً ناشی از اجتماع است. هر اجتماعی مطابق مؤسسات و عوامل ویژه‌ی خود شکل خاصی به آنها می‌دهد.</p>
<p>فرام، مانند یونگ، تاریخ طولانی بشر را چون آزمایشگاهی آموزنده مورداستفاده قرار می‌دهد، و برخلاف فروید، شخصیت‌ها را سازنده‌ی اجتماع نمی‌داند، بلکه به اعتقاد او این اجتماع است که شخصیت‌ها را می‌سازد. به‌عبارت‌دیگر اختلاف شخصیت‌ها ناشی از اختلاف اجتماعات بشری است. همه‌ی آدمیان نیازمند به رفع گرسنگی، به رفع تشنگی، به استراحت و خواب، به تفریح و بازی … هستند ولی در جامعه‌های مختلف این نیازها به وجوه مختلف برآورده می‌شوند. همچنین است مقابله با نیازهای دیگر آدمی. مثلاً در یک جامعه‌ی سرمایه‌داری نیاز به همانندی یا ممکن است بدین طریق ارضاء شود که عضو آن جامعه به اندوختن ثروت و مال بپردازد تا بدین‌وسیله خود را ممتاز سازد، یا اینکه به عضویت شرکت بزرگی درآید تا وابستگی به آن شرکت سبب امتیاز او گردد؛ و بر همین قیاس…</p>
<p>فرام خاطرنشان می‌کند که آدمی از ترکیب مزاج و منش درست شده است. مزاج مایه‌ای است آلی، سرشتی و اصلی که انسان با آن به دنیا می‌آید. اما منش معمولاً دو جزء دارد، یکی فردی و دیگر اجتماعی. منش فردی در درجه‌ی اول ناشی از ساخت زیستی و فطری است به‌اضافه‌ی صورتی که در خردسالی ممکن است در خانواده گرفته یا نگرفته باشد. اما جزء اجتماعی منش را اجتماع صورت می‌بخشد، و ازاین‌رو فرد شریک اجتماع است. نوع عمل اشخاص را همیشه احکام ارزشی، یعنی اصول و موازین اخلاقی که زاده‌ی اجتماع هستند، تعیین می‌کنند. بنابراین زیباترین و زشت‌ترین اعمال آدمی ناشی از دستگاه زیستی، یعنی از طبیعت اولیه‌ی او نیستند، بلکه این نیروها و عوامل محیط خارج هستند که آنها را به وجود می‌آورند. حاصل اینکه، به اعتقاد فرام، رشد شخصیت آدمی از هنگام زادن تا دوران سالمندی و پیری نمودار اجمالی مراحلی است که بشر از روز ظهور خود تا امروز در این کره‌ی خاکی پیموده است.</p>
<p>باری آدمی در سازش با اجتماع خواهی‌نخواهی میان نیازهای فطری خود و مقتضیات اجتماع وجه جمعی پیدا می‌کند. پایه‌ی تربیت کودکان بر همین اصل استوار است. در خانواده و در آموزشگاه‌ها شخصیت کودک را مطابق نیازهای اجتماع و خواست‌ها و توقع‌هایی که بعدها از او خواهد داشت پرورش می‌دهند. بنابراین خانواده نخستین عامل اجتماعی مؤثر در تشکیل شخصیت است. فرام به تأثیر شگرف این عامل توجه خاص مبذول می‌دارد.</p>
<h2>تضادهای وجود</h2>
<p>فرام آدمی را احاطه شده از امور متضاد می‌بیند و در کتاب «فرار از آزادی» در این باب به تفصیل بحث می‌کند. یکی از امور متضاد که از اختیار آدمی بیرون است زندگی و مرگ است. سایر تضادها مخلوق خود او هستند. و ازاین‌رو قابل‌حل شدن می‌باشند. یکی از آن جمله این است که آدمی جزء طبیعت و از آن اوست، ولی، چنانکه قبلاً اشاره شد، خود را از آن دور می‌کند و برتر از آن نگاه می‌دارد و می‌خواهد آزاد باشد؛ درعین‌حال می‌خواهد امنیت هم داشته باشد. دیگر اینکه صلح و صفا را دوست می‌دارد ولی به جنگ و جدال می‌پردازد. دیگر اینکه در بعضی اجتماعات بشری فراوانی و رفاه وجود دارد ولی بر اثر نابرابری تقسیم ثروت گروهی از مردمان ندار و مستمند هستند. دیگر اینکه آدمی دوست دارد باور کند که رفتارش عاقلانه است، ولی ضمناً نابخردانه عمل می‌کند و بنده‌ی خواهش‌های دل می‌شود. دیگر اینکه می‌خواهد تنها و آزاد و بی‌قیدوبند باشد، ولی تمایل اجتماعی دارد و می‌خواهد مانند افراد دیگر باشد، و همچنین…</p>
<h3>مکانیسم فرار از تضادها</h3>
<p>فرام برای رهایی از تضادها چهار طریق در نظر می‌آورد:</p>
<ul>
<li><strong>دگرآزاری،</strong></li>
<li><strong>آزار دوستی،</strong></li>
<li><strong>خرابکاری،</strong></li>
<li><strong>تسلیم و رضا.</strong></li>
</ul>
<p><strong>الف)</strong> دگرآزاری را شخص نسبت به زیردستان و به کسانی که از قبل او زندگی می‌کنند روا و معمول می‌دارد.</p>
<p><strong>ب)</strong> آزاردوستی ویژه‌ی کسی است که شخصیت خود را نادیده می‌گیرد، یا خود را به شخصیت یا گروه نیرومندی می‌بندد و در آن مستغرق می‌شود تا بدین طریق خود را از تنهائی برهاند هرچند آن شخصیت یا آن گروه فاسد و فاجر باشد و در این جریان او آزار و صدمه ببیند.</p>
<p><strong>ج)</strong> خرابکاری مخصوص شخصیتی است که احساس ضعف و ناتوانی می‌کند و برای جبران این نقص به قدرت‌نمائی و تبه‌کاری و از میان برداشتن نیروی خارجی می‌پردازد. نوجوان بزهکار که نفهمیده به خرابکاری دست می‌زنند این نوع مکانیسم فرار را به کار می‌برد.</p>
<p><strong>د)</strong> تسلیم و رضا در صورتی است که شخص خودبه‌خود، کورکورانه همه‌ی تضادهای زندگی و دشواری‌ها را بدون مقاومت پذیرا شود و با آنها همگام گردد و از واقعیت زندگی و توانائی خویشتن بی‌خبر باشد.</p>
<h2>راه‌حل واقعی تضادها و دشواری‌ها</h2>
<p>فرام، برخلاف فروید، نسبت به آینده‌ی بشر خوش‌بین است و این خوش‌بینی بر پایه‌های محکم استوار است. از جمله‌ی این پایه‌ها یکی اینکه تضادها و دشواری‌هایی که آدمی با آنها درگیر است چون همگی، به استثنای زندگی و مرگ، ساخته‌وپرداخته‌ی خود او هستند پس خود او توانائی حل آنها را دارد، به خصوص که نظری به تاریخ طولانی زندگی بشر معلوم می‌دارد که طبیعت جریان مستمری داشته و پیوسته با فعالیت آفریننده همراه بوده است. انسان در طی ده‌ها هزار سال از حالت حیوانی محض به تدریج دوری جسته و به مقام امروزی رسیده است و این خود دلیلی است بر اینکه باز می‌تواند به پیش برود و تضادهای خود را حل کند. البته چون این تضادها و دشواری‌ها در طی مدتی بس مدید ریشه دوانده و برقرار شده‌اند، مدتی مدید هم وقت لازم خواهد بود تا ریشه‌کن شوند.</p>
<p>اما توفیق در این راه علاوه بر زمان، شرایط دیگری هم دارد که از مهم‌ترین آنها یکی در دست افراد آدمیان است و دیگری مربوط به نظام اجتماعی است، یعنی در دست حکومت‌هاست.</p>
<p><strong>الف)</strong> آنچه مربوط به آدمی است عبارت است به خصوص از دوباره نزدیک شدن او به طبیعت و داشتن ایمان و آرمان‌هایی که برتر از اغراض و هدف‌های خودخواهانه و مخصوصاً بر پایه‌ی محبت و عشق استوار بوده باشند. فرام معتقد است که آدمی زندگی آشفته‌ی خود را با توانائی که به دوست داشتن و مهر ورزیدن دارد می‌تواند سروسامان بخشد. تمام بشریت تشنه‌ی محبت و عشق است؛ اما مورد محبت بودن مهم‌تر از مهر ورزیدن نیست. نیازمندی به مهر ورزیدن و مورد مهر بودن متقابل (دو جانبه) هستند و در محبت یا عشق چهار جزء یا عنصر اصلی وجود دارند که عبارت‌اند از مراقبت، مسئولیت، احترام و معرفت. این چهار عنصر با هم همبستگی دارند و هیچ‌یک از آنها از هیچ‌یک دیگر مهم‌تر نیست.</p>
<p>فرام در کتاب پرمایه‌ی خود به نام «هنر دوست داشتن» (The Arl of Loving) درباره عشق به تفصیل بحث کرده است. او محبت یا عشق را پنج نوع می‌داند. بدین قرار:</p>
<ol>
<li>محبت برادرانه که از هر عشقی اساسی‌تر، نیرومندتر و عمیق‌تر است.</li>
<li>محبت مادرانه که نسبت به درماندگان و نیازمندانی که آرزوی بهبود وضع خود را دارند، اعمال می‌شود.</li>
<li>محبت جنسی، یا عشق به معنی محدود کلمه، که معمولاً با آمیزش جنسی همراه است. فرام تردید دارد به اینکه این نوع عشق یا شهوت جنسی با عشق واقعی ارتباطی داشته باشد. زیرا عشق حقیقی ارتباط و نزدیکی قلبی است نه رفع حاجت زیستی و لذت جنسی.</li>
<li>خود دوستی که با خودپرستی فرق دارد و منافی با دیگر دوستی نیست، بلکه لازمه‌ی آن است: تا کسی خود را دوست ندارد نمی‌تواند دیگران را دوست بدارد.</li>
<li>عشق به حق یا به پروردگار عالم که دارای عالی‌ترین ارزش و دوست‌داشتنی‌ترین چیزهاست و به‌طور کامل مستلزم مراقبت و مسؤولیت و احترام، و به خصوص، معرفت است. این عشق برای زندگی ضروری است. زیرا آدمی باید کمالی را در نظر بگیرد و آرزوی وصول به آن را در سر بپروراند تا به پیشرفت و حل مشکلات خود نائل آید.</li>
</ol>
<p>حاصل اینکه، به اعتقاد فرام، از میان همه‌ی توانائی‌های بالقوه و نهفته‌ی آدمی و جنبه‌های انگیزشی و تحرکی رفتار او، عشق به احتمال قوی فعال‌ترین آنها بوده و همیشه خواهد بود. باری بدون عشق آدمی نمی‌تواند زندگی رضایت بخشی داشته باشد.</p>
<p><strong>ب)</strong> اما آنچه مربوط به نظام اجتماع است، حکومت‌ها آن را در دست دارند. فرام هیچ یک از نظام‌های اجتماعی موجود را- از حکومت سرمایه‌داری تا حکومت اشتراکی- قادر به حل تضادها و دشواری‌ها نمی‌داند و آنها را مورد انتقاد قرار می‌دهد، و معتقد است که می‌تواند یک نظام اجتماعی به وجود آورد که توانائی حل مشکل بشر را داشته باشد. او چنین نظام اجتماعی را به نام «سوسیالیسم اشتراکی انسانی (Humanistic Communitarian Socialism)» می‌خواند و مقصودش از این سوسیالیسم یک نظام تام جهانی است که بر اصول انسانی استوار باشد و نفع عموم را در نظر بگیرد؛ نظامی که در آن روابط سرشار از مهر و محبت و تعاون و برادری بین افراد آدمی برقرار و حکم‌فرما باشد؛ اجتماعی که به اعضای خود این امکان را بدهد که نیازهای خودشان، به خصوص نیاز به اعتلا و سازندگی و ابتکار را برآورند؛ اجتماعی که در آن هر کس احساس کند که شخصیتی دارد و راه خوشبختی خود را می‌شناسد و حاجتی ندارد به اینکه واقعیت را دگرگونه کند؛ اجتماعی که محصول کار بر اصول و به ترتیب سوسیالیستی به دست آید و بدین طریق بهترین وضع زندگی بشر تأمین گردد.</p>
<p>حاصل اینکه فرام هم مانند آدلر و سایر دانشمندان خوش‌بین ایجاد مدینه‌ی فاضله را امکان‌پذیر می‌داند. از نظریه <a href="http://behdashtravan.com/%d8%ac%d9%85%d9%84%d8%a7%d8%aa-%d9%85%d8%ad%d9%85%d9%88%d8%af-%d8%af%d9%88%d9%84%d8%aa%e2%80%8c%d8%a2%d8%a8%d8%a7%d8%af%db%8c/" target="_blank" rel="noopener noreferrer">اریک فرام</a> این نتیجه‌ی کلی به دست می‌آید که او، برخلاف <a href="http://behdashtravan.com/%d9%86%d8%b8%d8%b1%db%8c%d9%87-%d8%b4%d8%ae%d8%b5%db%8c%d8%aa-%d9%81%d8%b1%d9%88%db%8c%d8%af/" target="_blank" rel="noopener noreferrer">فروید</a>، اولاً از اهمیت عامل اجتماع و تأثیر آن در تشکیل و تحول شخصیت غفلت ندارد و ثانیاً نسبت به سرنوشت آدمی خوش‌بین است و او را به رفع نیازمندی‌های مادی و حیوانی خود قانع نمی‌داند، بلکه معتقد است که او آرمان‌هایی دارد و آنها را دنبال می‌کند و به سوی کمال و سعادتمندی پیش می‌رود و سرانجام موفق خواهد شد و شاهد مقصود را در آغوش خواهد گرفت.</p>
<h2>منبع</h2>
<p>سیاسی، علی‌اکبر؛ (۱۳۹۰)، نظریه‌های شخصیت یا مکاتب روانشناسی، تهران: مؤسسه انتشارات دانشگاه تهران، چاپ چهاردهم</p>
<p><a href="http://psysh.ir/%D9%86%D8%B8%D8%B1%D9%8A%D9%87-%D9%8A-%D9%86%D9%8A%D8%A7%D8%B2%D9%85%D9%86%D8%AF%D9%8A-%D9%88-%D8%A2%D8%B1%D9%85%D8%A7%D9%86%D9%8A-%D8%A7%D8%B1%D9%8A%DA%A9-%D9%81%D8%B1%D8%A7%D9%85/" target="_blank" rel="nofollow noopener noreferrer">psysh.ir</a></p>
<p>The post <a href="https://behdashtravan.com/%d9%86%d8%b8%d8%b1%db%8c%d9%87-%d8%a7%d8%b1%db%8c%da%a9-%d9%81%d8%b1%d8%a7%d9%85-%d9%88-%d8%aa%d8%b6%d8%a7%d8%af%d9%87%d8%a7%db%8c-%d9%88%d8%ac%d9%88%d8%af/">نظریه اریک فرام و تضادهای وجود</a> appeared first on <a href="https://behdashtravan.com">مجله تخصصی روانشناسی بهداشت روان</a>.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://behdashtravan.com/%d9%86%d8%b8%d8%b1%db%8c%d9%87-%d8%a7%d8%b1%db%8c%da%a9-%d9%81%d8%b1%d8%a7%d9%85-%d9%88-%d8%aa%d8%b6%d8%a7%d8%af%d9%87%d8%a7%db%8c-%d9%88%d8%ac%d9%88%d8%af/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>آثار اریک فروم و آشنایی با آنها</title>
		<link>https://behdashtravan.com/%d8%a2%d8%ab%d8%a7%d8%b1-%d8%a7%d8%b1%db%8c%da%a9-%d9%81%d8%b1%d9%88%d9%85-%d9%88-%d8%a2%d8%b4%d9%86%d8%a7%db%8c%db%8c-%d8%a8%d8%a7-%d8%a2%d9%86%d9%87%d8%a7/</link>
					<comments>https://behdashtravan.com/%d8%a2%d8%ab%d8%a7%d8%b1-%d8%a7%d8%b1%db%8c%da%a9-%d9%81%d8%b1%d9%88%d9%85-%d9%88-%d8%a2%d8%b4%d9%86%d8%a7%db%8c%db%8c-%d8%a8%d8%a7-%d8%a2%d9%86%d9%87%d8%a7/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[بهروز هاشمی]]></dc:creator>
		<pubDate>Thu, 04 Jun 2020 10:30:58 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[روان پویشی و روانکاوی]]></category>
		<category><![CDATA[متفکران بزرگ]]></category>
		<category><![CDATA[معرفی کتاب]]></category>
		<category><![CDATA[مکاتب روانشناسی]]></category>
		<category><![CDATA[آثار فروم]]></category>
		<category><![CDATA[اریش فرام]]></category>
		<category><![CDATA[اریش فروم]]></category>
		<category><![CDATA[اریک فروم]]></category>
		<category><![CDATA[داشتن یا بودن]]></category>
		<category><![CDATA[کتاب گریز از آزادی]]></category>
		<category><![CDATA[کتاب های فروم]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://behdashtravan.com/?p=6115</guid>

					<description><![CDATA[<p>آشنایی با آثار اریک فروم آشنایی با آثار اریک فروم : اریک فروم دانشمند آلمانی‌الاصل در سال ۱۹۰۰ در شهر فرانکفورت زاده شد و در زمانی که فرهنگ حقیقی آلمانی از هر سو در معرض امواج گوناگون بود، به تحصیل در دانشگاه‌های قدیمی و معتبر هایدلبرگ و مونیخ پرداخت و پس‌ازآنکه دکترای خود را در سن &#8230;</p>
<p>The post <a href="https://behdashtravan.com/%d8%a2%d8%ab%d8%a7%d8%b1-%d8%a7%d8%b1%db%8c%da%a9-%d9%81%d8%b1%d9%88%d9%85-%d9%88-%d8%a2%d8%b4%d9%86%d8%a7%db%8c%db%8c-%d8%a8%d8%a7-%d8%a2%d9%86%d9%87%d8%a7/">آثار اریک فروم و آشنایی با آنها</a> appeared first on <a href="https://behdashtravan.com">مجله تخصصی روانشناسی بهداشت روان</a>.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>آشنایی با آثار اریک فروم</h2>
<p>آشنایی با آثار اریک فروم : <a href="http://behdashtravan.com/%d8%b2%d9%86%d8%af%da%af%db%8c-%d8%a7%d8%b1%db%8c%da%a9-%d9%81%d8%b1%d9%88%d9%85/" target="_blank" rel="noopener noreferrer">اریک فروم</a> دانشمند آلمانی‌الاصل در سال ۱۹۰۰ در شهر فرانکفورت زاده شد و در زمانی که فرهنگ حقیقی آلمانی از هر سو در معرض امواج گوناگون بود، به تحصیل در دانشگاه‌های قدیمی و معتبر هایدلبرگ و مونیخ پرداخت و پس‌ازآنکه دکترای خود را در سن ۲۱ سالگی از دانشگاه هایدلبرگ به‌دست آورد، به کار روانکاوی در انستیتوی روانکاوی برلین مشغول شد، و تا سن ۳۲ سالگی در آن انستیتو و سپس در مؤسسه مطالعات و تحقیقات اجتماعی دانشگاه فرانکفورت به تحصیل و تدریس ادامه داد.</p>
<p>هجوم نازی‌ها بر فرهنگ آلمان، او را در سال ۱۹۳۲ به‌سوی آمریکا روانه ساخت. اریک فروم زندگی آمریکایی خود را با کار در موسسه مطالعات و تحقیقات اجتماعی نیویورک آغاز نمود.</p>
<p>سال‌های ترور نازی و سپس جنگ جهانی دوم <a href="https://www.google.com/url?q=https://fa.wikipedia.org/wiki/%25D8%25A7%25D8%25B1%25DB%258C%25D8%25B4_%25D9%2581%25D8%25B1%25D9%2588%25D9%2585&amp;sa=U&amp;ved=0ahUKEwisvrGjyrrfAhUQ_qQKHderBVAQFggSMAA&amp;usg=AOvVaw0g2N-OX2G2pHyK_93-cdqe" target="_blank" rel="noopener noreferrer">اریک فروم</a> را روزبه‌روز بیشتر متوجه تراژدی ریشه‌دار بشر معاصر ساخت و اعتقاد او را به انحطاط نظام‌ها و اجتماعاتی که به سبب این تراژدی هستند همچنان محکم‌تر و بیشتر کرد.</p>
<p>در سال ۱۹۴۱ در دانشگاه بنیگتن (benington) به تدریس مشغول شد، و از آن سال به بعد در دانشگاه‌های کلمبیا، تری (terry)، بیل و سپس در مدرسه جدید به مطالعات و تحقیقات اجتماعی ادامه داد. در سال ۱۹۴۲ نخستین کتاب از آثار اریک فروم موسوم به «گریز از آزادی» منتشر شد.</p>
<p>در این کتاب دانشمند آلمانی مسئله وحشت‌زای آزادی را برای نخستین بار مطرح ساخت و اعلام خطر کرد که اگر انسان نتواند به عنوان موجود آزاد زندگی کند و اگر به اهمیت و جنبه حیاتی آزادی خود پی نبرد و یا شجاعت دفاع از آن را در خود پی نبرد و یا شجاعت دفاع از آن را در خود نبیند، خواه‌ناخواه به نظریه‌های فاشیستی و ایدئولوژی‌های آزادی کش متوسل می‌شود، و به دنبال آن می‌رود که دولتی قدرتمند یا دیکتاتوری مطلق‌العنان برای خود بتراشد.</p>
<p>و همچنین به یکی از تضادهای اساسی زمان ما اشاره می‌کند نشان می‌دهد که چگونه مغز انسانی به قرن ۲۰ رسیده است و حال آنکه قلب بیشتر آدمیان هنوز متعلق به عصر حجر است.</p>
<p>انسان وسوسه‌های غیرعقلانی تخریب و کینه و غبطه و انتقام را در خود فرو می‌برد…و فقط در حرف از تعلیمات رهبران روحانی عالی‌قدری چون بودا و سقراط و پیامبرانی چون مسیح و محمد نام می‌برد…تا زمانی که این شکاف بین رشد زیاده از حد فنون و افکار از یک طرف و حالت عقب‌افتادگی عواطف و احساسات از طرف دیگر وجود دارد، بشریت چگونه می‌تواند خود را از تخریب و فساد نجات دهد؟</p>
<p>شش سال بعد در کتاب دیگری از آقار اریک فروم موسوم به”انسان برای خویشتن”همین مسائل را به نحوی دیگر مطرح می‌شوند و به مسائل و ارزش‌های اخلاقی که باید ناظر بر پیدایش آدمیانی آزاد و اجتماعاتی سالم باشد می‌پردازد و در مقدمه آن می‌نویسد…تجربه شخص من به عنوان یک پزشک روانکاو این اعتقاد راسخ را در من تقویت کرده است که مسائل اخلاقی را در من تقویت کرده است که مسائل اخلاقی را چه از لحاظ نظری و چه از لحاظ مداوا نمی‌توان از مطالعه پدیده شخصیت جدا ساخت…آزارهای عصبی در مرحله آخر نشانه شکست اخلاقی است …و موقعیت یک درمان روانی بسته به درک و تشخیص و حل مسئله اخلاقی بیمار است…»</p>
<p>اریک فروم در کار روانکاوی و پزشکی خود روزبه‌روز بیشتر به این نتیجه رسیده است که توانایی تمایلات انسانی در جهت سعادت و سلامت، جزئی از سازوبرگ طبیعی انسان است.</p>
<p>اریک فروم به عنوان یک روانکاو و جامعه‌شناس از زاده‌های اصیل فرهنگ اومانیستی دنیا است و با آنکه بسیاری از افکار او از آثار بزرگ تمدن شرق ریشه گرفته، یکی از فرزندان خلف تمدن غرب به شمار می‌رود.</p>
<p>جهان‌بینی اریک فروم را می‌توان اساساً یک جهان‌بینی اومانیستی و بشردوستانه نامید.</p>
<h2>فهرست آثار اریک فروم</h2>
<p>فهرست آثار اریک فروم که از سال ۱۹۴۱ تا ۱۹۶۶ میلادی منتشر شده به قرار زیر است:</p>
<ol>
<li>گریز از آزادی</li>
<li>انسان برای خویشتن</li>
<li><a href="http://behdashtravan.com/%d8%aa%d8%a7%d8%ab%db%8c%d8%b1-%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%da%a9%d8%a7%d9%88%db%8c-%d8%a8%d9%84%d9%86%d8%af%d9%85%d8%af%d8%aa-%d9%88-%d9%86%d8%aa%db%8c%d8%ac%d9%87-%d8%a2%d9%86-%d8%af%d8%b1-%d8%b2%d9%86/" target="_blank" rel="noopener noreferrer">روانکاوی</a> و دین</li>
<li>زبان فراموش شده</li>
<li>اجتماع سالم</li>
<li>رسالت <a href="http://behdashtravan.com/%d8%ac%d9%85%d9%84%d8%a7%d8%aa-%d8%b2%db%8c%da%af%d9%85%d9%88%d9%86%d8%af-%d9%81%d8%b1%d9%88%db%8c%d8%af/" target="_blank" rel="noopener noreferrer">زیگموند فروید</a></li>
<li>هنر عشق ورزیدن</li>
<li>بودائی و <a href="http://behdashtravan.com/%d9%81%d8%b1%d9%82-%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%da%a9%d8%a7%d9%88-%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%d8%b4%d9%86%d8%a7%d8%b3-%d9%88-%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%d9%be%d8%b2%d8%b4%da%a9/" target="_blank" rel="noopener noreferrer">روانکاوی</a></li>
<li>آیا انسان پیروز خواهد شد؟</li>
<li>سیمای انسان راستین</li>
<li>در ورای زنجیر وهم</li>
<li>مذهب جزمی مسیح</li>
<li>دل انسان</li>
<li>شما چون خدایان باشید</li>
<li>سرشت راستین انسان (نام اصلی: برداشت مارکس از انسان) ترجمه عزت‌الله فولادوند</li>
<li>فراسوی زنجیرهای پندار</li>
<li>دل آدمی و گرایشش به خیر و شر</li>
<li>داشتن یا بودن</li>
<li>به نام زندگی</li>
</ol>
<h2>انگیزه نگارش کتاب گریز از آزادی</h2>
<p>انگیزه نگارش کتاب گریز از آزادی به خاطر فشاری است که بر اساس فردیت و ایمنی انسان جهان ما از سوی نیروهای ضد آزادی وارد می‌آورند و شناساندن این دشمنان به خاطر برانداختن ریشه آنها همه جا سخن از آزادی است و بسیاری در این تصور دل‌خوش‌اند که با برافتادن سلطه قوایی که در قرن‌های پیشین بر آزادی و استقلال آدمی به دیده انکار می‌نگریستند زنجیرها گسسته و سدها شکست یافته است. اما مشاهده می‌آموزد که اگر مراد از آزادی نیکبختی مردم بوده، اکثریت وسیع جهانیان در این معامله ناکام مانده‌اند. اگر نیل به سعادت بدون آزادی ممکن نیست، چرا فروغ از این گوهر برخاسته و چگونه انسان آزاد عصر ما هنوز در چنگال یأس تلاش می‌کند؟ پیداست که خلل در اساس کار است و در مبارزاتی که کرده‌ایم به بیراه افتاده‌ایم.</p>
<h2>منبع</h2>
<p>محسن عطایی، بررسی نظریه اریک فروم، دفتر نشر فرهنگ اسلامی، ص ۱۵<br />
محسن عطایی، بررسی نظریه اریک فروم، دفتر نشر فرهنگ اسلامی، ص ۱۹، و سایت ویکی‌پدیا<br />
اریک فروم، گریز از آزادی، ترجمه عزت‌الله فولادوند، انتشارات مروارید، ص ۱<br />
محسن عطایی، بررسی نظریه اریک فروم، دفتر نشر فرهنگ اسلامی، اریک فروم، گریز از آزادی، ترجمه عزت‌الله فولادوند، انتشارات مروارید</p>
<p><a href="http://psysh.ir/%D8%A2%D8%B4%D9%86%D8%A7%D9%8A%D9%8A-%D8%A8%D8%A7-%D8%A7%D8%B1%D9%8A%D9%83-%D9%81%D8%B1%D9%88%D9%85-%D9%88-%D8%A7%D9%86%DA%AF%D9%8A%D8%B2%D9%87-%D8%A7%D9%88-%D8%A7%D8%B2-%D9%86%DA%AF%D8%A7%D8%B1%D8%B4/" target="_blank" rel="nofollow noopener noreferrer">psysh.ir</a></p>
<p>آثار اریک فروم</p>
<p>The post <a href="https://behdashtravan.com/%d8%a2%d8%ab%d8%a7%d8%b1-%d8%a7%d8%b1%db%8c%da%a9-%d9%81%d8%b1%d9%88%d9%85-%d9%88-%d8%a2%d8%b4%d9%86%d8%a7%db%8c%db%8c-%d8%a8%d8%a7-%d8%a2%d9%86%d9%87%d8%a7/">آثار اریک فروم و آشنایی با آنها</a> appeared first on <a href="https://behdashtravan.com">مجله تخصصی روانشناسی بهداشت روان</a>.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://behdashtravan.com/%d8%a2%d8%ab%d8%a7%d8%b1-%d8%a7%d8%b1%db%8c%da%a9-%d9%81%d8%b1%d9%88%d9%85-%d9%88-%d8%a2%d8%b4%d9%86%d8%a7%db%8c%db%8c-%d8%a8%d8%a7-%d8%a2%d9%86%d9%87%d8%a7/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>معرفی کتاب ۱۹۸۴</title>
		<link>https://behdashtravan.com/%d9%85%d8%b9%d8%b1%d9%81%db%8c-%da%a9%d8%aa%d8%a7%d8%a8-%db%b1%db%b9%db%b8%db%b4-%d8%ac%d9%88%d8%b1%d8%ac-%d8%a7%d9%88%d8%b1%d9%88%d9%84/</link>
					<comments>https://behdashtravan.com/%d9%85%d8%b9%d8%b1%d9%81%db%8c-%da%a9%d8%aa%d8%a7%d8%a8-%db%b1%db%b9%db%b8%db%b4-%d8%ac%d9%88%d8%b1%d8%ac-%d8%a7%d9%88%d8%b1%d9%88%d9%84/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[بهروز هاشمی]]></dc:creator>
		<pubDate>Tue, 19 Feb 2019 11:30:07 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[سبک زندگی]]></category>
		<category><![CDATA[معرفی کتاب]]></category>
		<category><![CDATA[وجودی یا اگزیستانسیالیسم]]></category>
		<category><![CDATA[اریش فروم]]></category>
		<category><![CDATA[اریک فروم]]></category>
		<category><![CDATA[جورج اورول]]></category>
		<category><![CDATA[کتاب 1984]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://behdashtravan.com/?p=4381</guid>

					<description><![CDATA[<p>کتاب ۱۹۸۴ ۱۹۸۴، یکی از شاهکارهای مسلم ادبیات جهان است که تأثیر زیادی در فرهنگ عامه و رسانه‌ای جهان گذاشته است. این رمان اثر «جورج اورول»(George Orwell)، داستان‌نویس، روزنامه‌نگار، منتقد ادبی و شاعر انگلیسی است. جورج اورول این رمان را در سال ۱۹۴۸ نگاشت و جامعه‌ای را به تصویر کشید که در آن خصوصیاتی همچون تنفر &#8230;</p>
<p>The post <a href="https://behdashtravan.com/%d9%85%d8%b9%d8%b1%d9%81%db%8c-%da%a9%d8%aa%d8%a7%d8%a8-%db%b1%db%b9%db%b8%db%b4-%d8%ac%d9%88%d8%b1%d8%ac-%d8%a7%d9%88%d8%b1%d9%88%d9%84/">معرفی کتاب ۱۹۸۴</a> appeared first on <a href="https://behdashtravan.com">مجله تخصصی روانشناسی بهداشت روان</a>.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>کتاب ۱۹۸۴</h2>
<p>۱۹۸۴، یکی از شاهکارهای مسلم ادبیات جهان است که تأثیر زیادی در فرهنگ عامه و رسانه‌ای جهان گذاشته است. این رمان اثر «جورج اورول»(George Orwell)، داستان‌نویس، روزنامه‌نگار، منتقد ادبی و شاعر انگلیسی است.</p>
<p>جورج اورول این رمان را در سال ۱۹۴۸ نگاشت و جامعه‌ای را به تصویر کشید که در آن خصوصیاتی همچون تنفر از دشمن و عشق به برادر بزرگ (Big Brother، ناظر کبیر، رهبر حزب) تبلیغ می‌شود. در جامعه تصویر شده گناهکار به راحتی اعدام می‌شود و آزادی‌های فردی به‌شدت توسط قوانین پایمال می‌شوند. در این داستان مفاهیمی نظیر دوگانه باوری (Doublethink) به معنای پذیرش هم‌زمان دو عقیده متضاد، جرم فکری (Thoughtcrime) و زبان نوین (Newspeak) که در آن واژه‌ای برای بیان مطالبی که با آرمان‌های حزب در تضاد هستند وجود ندارد، مطرح می‌شود.</p>
<p>در این رمان جهان میان سه قدرت بزرگ به نام‌های اوشنیا، اوراسیا و ایستاسیا (Oceania, Eurasia and Eastasia) تقسیم شده است. قهرمان داستان، شخصی به نام وینستون اسمیت است. داستان کتاب ۱۹۸۴ سه بخش عمده دارد. در بخش اول ما با شرایط جهان، اوشنیا (یا اقیانوسیه) و همین‌طور افکار اسمیت آشنا می‌شویم. بخش دوم به آشنایی اسمیت با جولیا، یکی دیگر از اعضای حزب و رابطهٔ آنها می‌پردازد. بخش سوم که باقی ماجرا را روایت می‌کند.</p>
<h2>نظر دیگران درباره کتاب ۱۹۸۴</h2>
<blockquote class="aligncenter quote-light "><p>کتاب ۱۹۸۴ ما را از خطری آگاه می‌کند که امروز تمام انسان‌ها با آن روبرو هستند، خطر جامعه‌ای با آدم‌های ماشینی که کوچک‌ترین نشانی از فردیت، عشق و افکار نقادانه در آنها باقی نمانده است؛ ولی به دلیل «دوگانه باوری» از وضعیت خود آگاه نیستند. چنین کتاب‌هایی هشدارهایی جدی و قدرتمند محسوب می‌شوند و چه تلخ خواهد بود که خواننده از سر خودبینی، کتاب ۱۹۸۴ را صرفاً داستانی درباره خشونت استالینیستی ارزیابی کند و اشاره آن به جامعه امروزی ما را درنیابد. <a href="http://behdashtravan.com/%d8%ac%d9%85%d9%84%d8%a7%d8%aa-%d8%a7%d8%b1%db%8c%da%a9-%d9%81%d8%b1%d9%88%d9%85/" target="_blank" rel="noopener"><cite>اریش فروم</cite></a></p></blockquote>
<p>۱۹۸۴ تاکنون به بیش از ۶۵ زبان مختلف ترجمه شده است و میلیون‌ها نسخه از آن به فروش رسیده است و در نتیجه آن، جورج اورول به جایگاه ممتازی در ادبیات جهان رسیده است.</p>
<h2>منبع</h2>
<p><a href="http://www.time.ir/fa/booklist-%D9%81%D9%87%D8%B1%D8%B3%D8%AA-%DA%A9%D8%AA%D8%A7%D8%A8%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D9%85%D8%B9%D8%B1%D9%81%DB%8C-%D8%B4%D8%AF%D9%87-%D8%AF%D8%B1-%D8%AA%D8%A7%DB%8C%D9%85" target="_blank" rel="nofollow noopener">تایم</a></p>
<p>The post <a href="https://behdashtravan.com/%d9%85%d8%b9%d8%b1%d9%81%db%8c-%da%a9%d8%aa%d8%a7%d8%a8-%db%b1%db%b9%db%b8%db%b4-%d8%ac%d9%88%d8%b1%d8%ac-%d8%a7%d9%88%d8%b1%d9%88%d9%84/">معرفی کتاب ۱۹۸۴</a> appeared first on <a href="https://behdashtravan.com">مجله تخصصی روانشناسی بهداشت روان</a>.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://behdashtravan.com/%d9%85%d8%b9%d8%b1%d9%81%db%8c-%da%a9%d8%aa%d8%a7%d8%a8-%db%b1%db%b9%db%b8%db%b4-%d8%ac%d9%88%d8%b1%d8%ac-%d8%a7%d9%88%d8%b1%d9%88%d9%84/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>روانشناسی وجودی رولو می</title>
		<link>https://behdashtravan.com/%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%d8%b4%d9%86%d8%a7%d8%b3%db%8c-%d9%88%d8%ac%d9%88%d8%af%db%8c-%d8%b1%d9%88%d9%84%d9%88-%d9%85%db%8c/</link>
					<comments>https://behdashtravan.com/%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%d8%b4%d9%86%d8%a7%d8%b3%db%8c-%d9%88%d8%ac%d9%88%d8%af%db%8c-%d8%b1%d9%88%d9%84%d9%88-%d9%85%db%8c/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[بهروز هاشمی]]></dc:creator>
		<pubDate>Sun, 06 Jan 2019 11:30:46 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[مکاتب روانشناسی]]></category>
		<category><![CDATA[وجودی یا اگزیستانسیالیسم]]></category>
		<category><![CDATA[آلفرد آدلر]]></category>
		<category><![CDATA[ادلر]]></category>
		<category><![CDATA[اریش فروم]]></category>
		<category><![CDATA[اریک فروم]]></category>
		<category><![CDATA[اگزیستانسیالیسم]]></category>
		<category><![CDATA[رواندرمانی وجودی]]></category>
		<category><![CDATA[روانشناسی رولو می]]></category>
		<category><![CDATA[روانشناسی وجودی]]></category>
		<category><![CDATA[روانشناسی وجودی رولو می]]></category>
		<category><![CDATA[رولو می]]></category>
		<category><![CDATA[زمان حال]]></category>
		<category><![CDATA[سالیوان]]></category>
		<category><![CDATA[فلسفه وجودی]]></category>
		<category><![CDATA[کیرکگور]]></category>
		<category><![CDATA[مسئولیت]]></category>
		<category><![CDATA[می]]></category>
		<category><![CDATA[نیچه]]></category>
		<category><![CDATA[وجودنگری]]></category>
		<category><![CDATA[وجودی]]></category>
		<category><![CDATA[ویکتور فرانکل]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://behdashtravan.com/?p=2953</guid>

					<description><![CDATA[<p>رویکردی نوین در روان‌شناسی است که مدتی کوتاه پس از جنگ جهانی دوم در اروپا به وجود آمد، سپس تا ایالات‌متحده گسترش یافت. ریشه‌های فلسفی این رویکرد را در اندیشه‌های فلسفی فیلسوفانی همچون سورن کی‌یر کگارد، فردریش نیچه، مارتین هایدیگر، ژان پل سارتر می‌توان جستجو کرد. از نخستین روان‌شناسان و روان‌پزشکان وجودی می‌توان به لودیک &#8230;</p>
<p>The post <a href="https://behdashtravan.com/%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%d8%b4%d9%86%d8%a7%d8%b3%db%8c-%d9%88%d8%ac%d9%88%d8%af%db%8c-%d8%b1%d9%88%d9%84%d9%88-%d9%85%db%8c/">روانشناسی وجودی رولو می</a> appeared first on <a href="https://behdashtravan.com">مجله تخصصی روانشناسی بهداشت روان</a>.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<a data-toggle="tooltip" data-placement="top" class="post-tooltip tooltip-top" title="Existential Psychology">روان‌شناسی وجودی</a> رویکردی نوین در روان‌شناسی است که مدتی کوتاه پس از جنگ جهانی دوم در اروپا به وجود آمد، سپس تا ایالات‌متحده گسترش یافت. ریشه‌های فلسفی این رویکرد را در اندیشه‌های فلسفی فیلسوفانی همچون <a href="https://www.google.bg/url?sa=t&amp;rct=j&amp;q=&amp;esrc=s&amp;source=web&amp;cd=1&amp;cad=rja&amp;uact=8&amp;ved=0ahUKEwjVr5iO4OvYAhVBaRQKHcp1DBoQFggnMAA&amp;url=https%3A%2F%2Ffa.wikipedia.org%2Fwiki%2F%25D8%25B3%25D9%2588%25D8%25B1%25D9%2586_%25DA%25A9%25DB%258C%25E2%2580%258C%25DB%258C%25D8%25B1%25DA%25A9%25DA%25AF%25D9%2588%25D8%25B1&amp;usg=AOvVaw3OlS4X9EvKPpsAOeH0KzGS" target="_blank" rel="noopener">سورن کی‌یر کگارد</a>، <a href="https://www.google.bg/url?sa=t&amp;rct=j&amp;q=&amp;esrc=s&amp;source=web&amp;cd=1&amp;cad=rja&amp;uact=8&amp;ved=0ahUKEwi8jaCZ4OvYAhWI7RQKHdzvCTgQFgglMAA&amp;url=https%3A%2F%2Ffa.wikipedia.org%2Fwiki%2F%25D9%2581%25D8%25B1%25DB%258C%25D8%25AF%25D8%25B1%25DB%258C%25D8%25B4_%25D9%2586%25DB%258C%25DA%2586%25D9%2587&amp;usg=AOvVaw2dy0yRPKxfeNS4S_n6PNgH" target="_blank" rel="noopener">فردریش نیچه</a>، <a href="http://behdashtravan.com/%d8%b2%d9%86%d8%af%da%af%db%8c%e2%80%8c%d9%86%d8%a7%d9%85%d9%87-%d9%85%d8%a7%d8%b1%d8%aa%db%8c%d9%86-%d9%87%d8%a7%db%8c%d8%af%da%af%d8%b1/" target="_blank" rel="noopener">مارتین هایدیگر</a>، <a href="http://behdashtravan.com/%d8%ac%d9%85%d9%84%d8%a7%d8%aa-%da%98%d8%a7%d9%86-%d9%be%d9%84-%d8%b3%d8%a7%d8%b1%d8%aa%d8%b1/" target="_blank" rel="noopener">ژان پل سارتر</a> می‌توان جستجو کرد. از نخستین روان‌شناسان و روان‌پزشکان وجودی می‌توان به لودیک بینز وانگر، مدارد باس،<a href="https://www.google.bg/url?sa=t&amp;rct=j&amp;q=&amp;esrc=s&amp;source=web&amp;cd=1&amp;cad=rja&amp;uact=8&amp;ved=0ahUKEwjU-cO94OvYAhUMWBQKHWQSBncQFgglMAA&amp;url=https%3A%2F%2Ffa.wikipedia.org%2Fwiki%2F%25D9%2588%25DB%258C%25DA%25A9%25D8%25AA%25D9%2588%25D8%25B1_%25D9%2581%25D8%25B1%25D8%25A7%25D9%2586%25DA%25A9%25D9%2584&amp;usg=AOvVaw15NIDw_jZ9lmkHOpb8URi-" target="_blank" rel="noopener"> ویکتور فرانکل</a> اشاره کرد. در این میان، شخصی به نام <a data-toggle="tooltip" data-placement="top" class="post-tooltip tooltip-top" title="Rollo Reese may">رولو می</a> به مدت ۴۰ سال مهم‌ترین سخنگوی روان‌شناسی وجودی در ایالات‌متحده معرفی شد.</p>
<p><a href="http://behdashtravan.com/%d8%ac%d9%85%d9%84%d8%a7%d8%aa-%d8%b1%d9%88%d9%84%d9%88-%d9%85%db%8c/" target="_blank" rel="noopener">رولو می</a> رویکردی نوین اتخاذ کرد که نه بر مبنای پژوهش علمی کنترل‌شده بلکه بر پایه تجربه بالینی قرار داشت.<br />
او بر دنیا و تجربیات زمان حال انسان‌ها تأکید می‌کرد و معتقد بود که آنها خود مسئول آنچه خواهند شد هستند. وی بیان می‌کرد که بیشتر انسان‌ها به خاطر ترس از مواجهه با سرنوشت خودشان، بیشتر آزادی خود را از دست می‌دهند. درواقع آنها با نفی آزادی خود، از <a href="http://behdashtravan.com/%d9%85%d8%b3%d8%a6%d9%88%d9%84%db%8c%d8%aa-%d9%88%d8%ac%d9%88%d8%af%db%8c/" target="_blank" rel="noopener">مسئولیت</a> انتخاب کردن و آگاهی یافتن از خود می‌گریزند که نتیجه آن احساس بیگانگی و بی‌معنایی خواهد بود. در مقابل افراد سالم با به چالش کشیدن سرنوشت خود و تشخیص اجتناب‌ناپذیر بودن مرگ، جرات زندگی کردن در زمان حال را نشان می‌دهند.</p>
<p>رولو می آوریل ۱۹۰۹ در ایالات اوهایو متولد شد. فضای آرامی در خانواده وی حاکم نبود و والدینش پس از کشمش‌های طولانی از هم جدا شدند. رولو می‌ در دوران نوجوانی به هنر و ادبیات علاقه‌مند شد و در رشته زبان و ادبیات انگلیسی تحصیل کرد. مدتی نیز به نقاشی کردن و مطالعه و هنر بومی پرداخت. در سفری طولانی در سرتاسر اروپای شرقی و جنوبی به تدریس انگلیسی و نقاشی کردن مشغول بود ولی پس از مدتی به حالتی از احساس تنهایی و بی‌معنایی دچار شد.</p>
<p>خود وی این دوران را چنین توصیف می‌کند: «سرانجام به چیزی که با حسن تعبیر، خرد شدن اعصاب نامیده می‌شد، مبتلا شدم. این بدان معنی بود که قواعد، اصول و ارزش‌هایی که در کار و زندگی‌ام داشتم، دیگر کفایت نمی‌کرد. به‌قدری خسته شده بودم که برای ادامه دادن تدریس باید به مدت ۲ هفته استراحت کامل می‌کردم تا انرژی کافی کسب کنم. من در کالج به قدر کافی روان‌شناسی یاد گرفته بودم که بدانم این نشانه‌ها به معنی آن بودند که یک چیزی در کل روش زندگی من اشکال دارد. باید هدف‌ها و مقصود تازه‌ای برای زندگی‌ام پیدا می‌کردم و نحوه وجود متعصبانه و خشکم را کنار می‌گذاشتم.»</p>
<p>آشنایی با<a href="http://behdashtravan.com/%d8%b2%d9%86%d8%af%da%af%db%8c%d9%86%d8%a7%d9%85%d9%87-%d8%a2%d8%af%d9%84%d8%b1/" target="_blank" rel="noopener"> آلفرد آدلر</a> و شرکت در سمینارهای تابستانی آدلر، امیدی دوباره به وی بخشید. به همین دلیل سال ۱۹۳۳ به ایالات‌متحده برگشت و در مدرسه الهیات نیویورک ثبت‌نام کرد تا پاسخ‌هایی برای سؤال‌هایش در رابطه با ماهیت انسان بیابد.</p>
<p>آشنایی با فیلسوف وجودی <a data-toggle="tooltip" data-placement="top" class="post-tooltip tooltip-top" title="Paull Tillich">پل تیلیش</a> که از آلمان به آمریکا پناهنده شده بود تأثیری شگرف بر اندیشه‌های فلسفی وی داشت به‌گونه‌ای که این دو بیش از ۳۰ سال به دوستی خود ادامه دادند.</p>
<p>از سوی دیگر، آشنایی با هاری استک <a href="https://www.google.bg/url?sa=t&amp;rct=j&amp;q=&amp;esrc=s&amp;source=web&amp;cd=1&amp;cad=rja&amp;uact=8&amp;ved=0ahUKEwjQu-mD4evYAhXFbxQKHTduDukQFgglMAA&amp;url=https%3A%2F%2Ffa.wikipedia.org%2Fwiki%2F%25D9%2587%25D8%25B1%25DB%258C_%25D8%25A7%25D8%25B3%25D8%25AA%25DA%25A9_%25D8%25B3%25D8%25A7%25D9%2584%25DB%258C%25D9%2588%25D8%25A7%25D9%2586&amp;usg=AOvVaw13txQQwtkzAykq0dvNqTyy" target="_blank" rel="noopener">سالیوان</a> رئیس موسسه روان‌پزشکی، روان‌کاوی و روان‌شناسی ویلیام آلانسون وایت و همچنین دوستی با <a href="http://behdashtravan.com/%d8%b2%d9%86%d8%af%da%af%db%8c-%d8%a7%d8%b1%db%8c%da%a9-%d9%81%d8%b1%d9%88%d9%85/" target="_blank" rel="noopener">اریک فروم</a> موجب شد که او در رشته روان‌شناسی ادامه تحصیل دهد و در ۴۰ سالگی دکتری خود را در روان‌شناسی بالینی از دانشگاه کلمبیا دریافت کند.</p>
<h2>ماجرای بیماری سل رولو می</h2>
<p>رولو می‌ در میانه ۳۰ تا ۴۰ سالگی عمیق‌ترین تجربه زندگی خود را که ابتلا به بیماری سل بود، از سر گذراند. در آن زمان برای بیماری سل درمانی وجود نداشت و به همین دلیل  رولو می به مدت ۳ سال در آسایشگاه مسلولین ساراناک واقع در نیویورک نگه‌داری شد؛ درحالی‌که نمی‌دانست زنده خواهد ماند یا این‌که خواهد مرد. در این زمان او به ماهیت بیماری‌اش بینش‌هایی را کسب کرد.</p>
<p>وی در آسایشگاه مسلولین بیمارانی را مشاهده می‌کرد که بیماری خود را پذیرفته و نگرشی منفعلانه داشتند که در نهایت به مرگ آنها منجر می‌شد. درعین‌حال گروه دیگری از بیماران با وضعیت بیماری خود مبارزه کرده و در نتیجه زنده می‌ماندند. فیست در کتاب نظریه‌های شخصیت در توصیف این دوران چنین می‌نویسد: بعد از این‌که رولو می یاد گرفت به بدنش گوش کند، دریافت که شفا فرآیندی فعال است نه منفعل. کسی که مریض است، خواه بیماری او جسمانی باشد یا روانی، باید در فرایند درمان شرکت‌کننده‌ای فعال باشد. رولو می ‌زمانی که از بیماری سل بهبود یافت به این واقعیت در مورد خودش پی‌برد اما بعدها توانست دریابد که بیماران روان‌درمانی او نیز باید برای بهتر شدن با اختلالاتشان مبارزه کنند.</p>
<p>از نکات جالب‌توجه در دوره بیماری می، نوشتن کتابی در مورد اضطراب بود. وی در نگارش این کتاب تحت تأثیر اندیشه‌های فروید و به‌ویژه عالم الهیات بزرگ دانمارکی، سورن کی یرکگارد بود. این کتاب بعدها تحت عنوان معنی <a href="http://behdashtravan.com/%d8%a7%d8%b6%d8%b7%d8%b1%d8%a7%d8%a8-%d8%a7%d8%b2-%d9%86%da%af%d8%a7%d9%87-%d9%81%d8%b1%d9%88%db%8c%d8%af/" target="_blank" rel="noopener">اضطراب</a> منتشر شد. سال ۱۹۵۸ رولو می به همراه ارنست آنجل و هنری النبرگر کتابی با عنوان وجود: بعد جدیدی در روان‌پزشکی و روان‌پزشکی و روان‌شناسی را منتشر کرد. محتوای این کتاب معرفی مفاهیم درمان وجودی به روان‌درمانگران آمریکا بود. اما کتاب عشق و اراده (۱۹۶۹) مشهورترین اثر رولو می به حساب می‌آید که کتاب پرفروش سال شد.</p>
<p>از مهم‌ترین رویدادهای علمی حیات می، دریافت جایزه مدال طلای بنیاد روان‌شناسی آمریکا بود که به پاس یک عمر خدمت به روان‌شناسی حرفه‌ای به وی اهدا شد. رولو می‌ در دانشگاه‌های مختلف همچون هاروارد، پرینستون، کلمبیا، نیویورک و چند دانشگاه مطرح تدریس کرده و ریاست انجمن روان‌شناسی نیویورک را برعهده داشت.</p>
<p>وی با نگارش کتاب‌ها و مقالات متعدد به‌عنوان مشهورترین نماینده جنبش وجودی آمریکا معرفی شده است. باوجوداین، رولو می همواره از هرگونه تلاش در جهت تضعیف روان‌شناسی انتقاد کرده و از تبدیل روان‌شناسی وجودی به یک روش بی‌دردسر در رسیدن به خود شکوفایی به‌شدت انتقاد می‌کرد.</p>
<h2>منبع</h2>
<p><a href="http://psychologymirloo.blogfa.com/post-78.aspx" target="_blank" rel="nofollow noopener">فلسفه و روانشناسی</a> &#8211; مهدی میرلو</p>
<p>&nbsp;</p>
<p>The post <a href="https://behdashtravan.com/%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%d8%b4%d9%86%d8%a7%d8%b3%db%8c-%d9%88%d8%ac%d9%88%d8%af%db%8c-%d8%b1%d9%88%d9%84%d9%88-%d9%85%db%8c/">روانشناسی وجودی رولو می</a> appeared first on <a href="https://behdashtravan.com">مجله تخصصی روانشناسی بهداشت روان</a>.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://behdashtravan.com/%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%d8%b4%d9%86%d8%a7%d8%b3%db%8c-%d9%88%d8%ac%d9%88%d8%af%db%8c-%d8%b1%d9%88%d9%84%d9%88-%d9%85%db%8c/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>جملات اریک فروم</title>
		<link>https://behdashtravan.com/%d8%ac%d9%85%d9%84%d8%a7%d8%aa-%d8%a7%d8%b1%db%8c%da%a9-%d9%81%d8%b1%d9%88%d9%85/</link>
					<comments>https://behdashtravan.com/%d8%ac%d9%85%d9%84%d8%a7%d8%aa-%d8%a7%d8%b1%db%8c%da%a9-%d9%81%d8%b1%d9%88%d9%85/#comments</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[بهروز هاشمی]]></dc:creator>
		<pubDate>Sun, 27 May 2018 10:30:53 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[نقل قول]]></category>
		<category><![CDATA[اریش فروم]]></category>
		<category><![CDATA[اریک فروم]]></category>
		<category><![CDATA[جملات بزرگان]]></category>
		<category><![CDATA[جملات روانشناسی]]></category>
		<category><![CDATA[جملات فلسفی]]></category>
		<category><![CDATA[سخن بزرگان]]></category>
		<category><![CDATA[گزین گویه]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://behdashtravan.com/?p=1480</guid>

					<description><![CDATA[<p>The post <a href="https://behdashtravan.com/%d8%ac%d9%85%d9%84%d8%a7%d8%aa-%d8%a7%d8%b1%db%8c%da%a9-%d9%81%d8%b1%d9%88%d9%85/">جملات اریک فروم</a> appeared first on <a href="https://behdashtravan.com">مجله تخصصی روانشناسی بهداشت روان</a>.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<figure id="attachment_4320" aria-describedby="caption-attachment-4320" style="width: 300px" class="wp-caption alignnone"><a href="http://behdashtravan.com/wp-content/uploads/2018/05/اریک-فروم-6.jpg"><img fetchpriority="high" decoding="async" src="http://behdashtravan.com/wp-content/uploads/2018/05/اریک-فروم-6-300x300.jpg" alt="Erich Fromm اریک فروم" width="300" height="300" class="size-medium wp-image-4320" srcset="https://behdashtravan.com/wp-content/uploads/2018/05/اریک-فروم-6-300x300.jpg 300w, https://behdashtravan.com/wp-content/uploads/2018/05/اریک-فروم-6-150x150.jpg 150w, https://behdashtravan.com/wp-content/uploads/2018/05/اریک-فروم-6-768x768.jpg 768w, https://behdashtravan.com/wp-content/uploads/2018/05/اریک-فروم-6.jpg 800w" sizes="(max-width: 300px) 100vw, 300px" /></a><figcaption id="caption-attachment-4320" class="wp-caption-text">اگر آدم واقعاً و صمیمانه کسی را دوست داشته باشد، حتماً همه‌ی مردم، دنیا و زندگی را دوست می‌دارد. اگر من بتوانم به کسی بگویم «تو را دوست دارم» باید توانایی این را هم داشته باشم که بگویم «من در وجود تو همه‌کس را دوست دارم، با تو همه‌ی دنیا را دوست دارم، در تو حتی خودم را دوست دارم.»<br />اریک فروم &#8211; هنر عشق ورزیدن</figcaption></figure>
<p>The post <a href="https://behdashtravan.com/%d8%ac%d9%85%d9%84%d8%a7%d8%aa-%d8%a7%d8%b1%db%8c%da%a9-%d9%81%d8%b1%d9%88%d9%85/">جملات اریک فروم</a> appeared first on <a href="https://behdashtravan.com">مجله تخصصی روانشناسی بهداشت روان</a>.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://behdashtravan.com/%d8%ac%d9%85%d9%84%d8%a7%d8%aa-%d8%a7%d8%b1%db%8c%da%a9-%d9%81%d8%b1%d9%88%d9%85/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>1</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>زندگینامه کارن هورنای</title>
		<link>https://behdashtravan.com/%d8%b2%d9%86%d8%af%da%af%db%8c%d9%86%d8%a7%d9%85%d9%87-%da%a9%d8%a7%d8%b1%d9%86-%d9%87%d9%88%d8%b1%d9%86%d8%a7%db%8c/</link>
					<comments>https://behdashtravan.com/%d8%b2%d9%86%d8%af%da%af%db%8c%d9%86%d8%a7%d9%85%d9%87-%da%a9%d8%a7%d8%b1%d9%86-%d9%87%d9%88%d8%b1%d9%86%d8%a7%db%8c/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[بهروز هاشمی]]></dc:creator>
		<pubDate>Thu, 08 Mar 2018 11:30:04 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[روان پویشی و روانکاوی]]></category>
		<category><![CDATA[سرگذشت]]></category>
		<category><![CDATA[متفکران بزرگ]]></category>
		<category><![CDATA[مکاتب روانشناسی]]></category>
		<category><![CDATA[آدلر]]></category>
		<category><![CDATA[اریش فروم]]></category>
		<category><![CDATA[اریک فروم]]></category>
		<category><![CDATA[اولین فمینیست]]></category>
		<category><![CDATA[روانکاوی]]></category>
		<category><![CDATA[فروید]]></category>
		<category><![CDATA[کارل آبراهام]]></category>
		<category><![CDATA[کارن هورنای]]></category>
		<category><![CDATA[همسر اریک فروم]]></category>
		<category><![CDATA[هورنای]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://behdashtravan.com/?p=2503</guid>

					<description><![CDATA[<p>زندگینامه کارن هورنای زندگینامه کارن هورنای : کارن دانیلسن هورنای یکی دیگر از کسانی بود که به دیدگاه فرویدی مرسوم پشت کرد. گرچه هورنای هیچ‌گاه شاگرد یا همکار فروید نبود، اما در نظام روانکاوی رسمی آموزش دید. او مدت زیادی در اردوگاه فروید باقی نماند. اختلاف‌های او با فروید زمانی شروع شد که توصیف روان‌شناختی &#8230;</p>
<p>The post <a href="https://behdashtravan.com/%d8%b2%d9%86%d8%af%da%af%db%8c%d9%86%d8%a7%d9%85%d9%87-%da%a9%d8%a7%d8%b1%d9%86-%d9%87%d9%88%d8%b1%d9%86%d8%a7%db%8c/">زندگینامه کارن هورنای</a> appeared first on <a href="https://behdashtravan.com">مجله تخصصی روانشناسی بهداشت روان</a>.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>زندگینامه کارن هورنای</h2>
<p><strong>زندگینامه کارن هورنای</strong> : کارن دانیلسن هورنای یکی دیگر از کسانی بود که به دیدگاه فرویدی مرسوم پشت کرد. گرچه هورنای هیچ‌گاه شاگرد یا همکار <a href="http://behdashtravan.com/%d8%b2%d9%86%d8%af%da%af%db%8c%d9%86%d8%a7%d9%85%d9%87-%d9%81%d8%b1%d9%88%db%8c%d8%af-%d9%82%d8%b3%d9%85%d8%aa-%d8%a7%d9%88%d9%84/" target="_blank" rel="noopener">فروید </a>نبود، اما در نظام <a href="http://behdashtravan.com/%d8%aa%d8%a7%d8%b1%db%8c%d8%ae%da%86%d9%87-%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%da%a9%d8%a7%d9%88%db%8c-%d9%82%d8%b3%d9%85%d8%aa-%d8%a7%d9%88%d9%84/" target="_blank" rel="noopener">روانکاوی</a> رسمی آموزش دید. او مدت زیادی در اردوگاه فروید باقی نماند. اختلاف‌های او با فروید زمانی شروع شد که توصیف روان‌شناختی او را از زنان زیر سؤال برد. او یک فمینیست بود، اعتقاد داشت که روانکاوی بر <a href="http://behdashtravan.com/%d9%85%d8%b1%d8%a7%d8%ad%d9%84-%d8%b1%d8%b4%d8%af-%d9%81%d8%b1%d9%88%db%8c%d8%af/" target="_blank" rel="noopener">رشد</a> مردان بیشتر از رشد زنان تمرکز کرده است. او در مخالفت با اظهار فروید که زنان توسط رشک آلت مردی برانگیخته می‌شوند، اظهار داشت که مردان به خاطر توانایی زنان در زاییدن، به آن‌ها حسادت می‌کنند. او گفت: «من به همان اندازه که زنان دارای رشک آلت مردی را می‌شناسم، مردانی را می‌شناسم که رشک رَحِم دارند»(نقل‌شده در شری و شری، ۱۹۷۳، ص. ۷۵).</p>
<p>وقتی او حرفه‌ی خود را به‌عنوان <a href="http://behdashtravan.com/%d9%81%d8%b1%d9%82-%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%da%a9%d8%a7%d9%88-%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%d8%b4%d9%86%d8%a7%d8%b3-%d9%88-%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%d9%be%d8%b2%d8%b4%da%a9/" target="_blank" rel="noopener">روانکاو</a> آغاز نمود، تأکید کرد که کارش، گسترش کار فروید است. او در نامه‌ای نوشت: «نمی‌خواهم مکتب تازه‌ای را دایر کنم، بلکه می‌خواهم بر آنچه فروید پایه‌گذاری کرده است، تکیه کنم»(نقل‌شده در کوئین، ۱۹۸۷، ص.۳۱۸). اما زمانی که هورنای نظریه‌ی خود را کامل کرد، انتقادهای او از فروید به‌قدری گسترده بودند که درواقع، مکتب تازه‌ای را دایر کرده بود، رویکرد تازه‌ای به <a href="http://behdashtravan.com/%d8%aa%d8%a7%d8%ab%db%8c%d8%b1-%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%da%a9%d8%a7%d9%88%db%8c-%d8%a8%d9%84%d9%86%d8%af%d9%85%d8%af%d8%aa-%d9%88-%d9%86%d8%aa%db%8c%d8%ac%d9%87-%d8%a2%d9%86-%d8%af%d8%b1-%d8%b2%d9%86/" target="_blank" rel="noopener">روانکاوی</a> که وجه مشترک اندکی با دیدگاه‌های فروید داشت.</p>
<p>نظریه‌ی هورنای تحت تأثیر جنسیت و تجربیات شخصی او، به‌علاوه‌ی نیروهای اجتماعی و فرهنگی قرار داشت که با نیروهایی که بر فروید تأثیر گذاشته بودند، متفاوت بود. هورنای نظریه‌ی خود را در ایالات‌متحده تدوین کرد، فرهنگی که با وین فروید بسیار تفاوت داشت. در دهه‌ی ۱۹۳۰ و ۱۹۴۰، نگرش مردم درباره‌ی مسائل جنسی و نقش مردان و زنان دست‌خوش تحولات عمده‌ای شده بود. این تحولات در اروپا نیز روی دادند، ولی در ایالات‌متحده بسیار بارزتر بودند.</p>
<p>هورنای دریافت که بیماران آمریکایی او هم ازنظر روان‌رنجوری‌ها و هم شخصیت بهنجار، به‌قدری با بیماران قبلی آلمانی او تفاوت داشتند که فقط نیروهای فرهنگی مختلف که در معرض آن قرارگرفته بودند می‌توانست این اختلاف را توجیه کند. او نتیجه گرفت که شخصیت نمی‌تواند آن‌گونه که فروید عنوان کرد، کاملاً به نیروهای زیستی وابسته باشد. اگر چنین بود، در این صورت ما شاهد این‌گونه تفاوت‌های عمده از فرهنگی به فرهنگ دیگر نبودیم.</p>
<p>بنابراین، هورنای مانند <a href="http://behdashtravan.com/%d8%b2%d9%86%d8%af%da%af%db%8c%d9%86%d8%a7%d9%85%d9%87-%d8%a2%d8%af%d9%84%d8%b1/" target="_blank" rel="noopener">آدلر</a>، بیشتر از فروید بر روابط و تعامل‌های اجتماعی به‌عنوان عوامل مهم در شکل‌گیری شخصیت، تأکید کرد. او معتقد بود آن‌گونه که فروید ادعا کرد، میل جنسی عامل حاکم نیست و مفاهیم عقده‌ی ادیپ، لیبیدو و ساختار سه بخشی شخصیت او را زیر سؤال برد. ازنظر هورنای، افراد نه به‌وسیله‌ی نیروهای جنسی یا پرخاشگری، بلکه توسط نیاز به امنیت و محبت برانگیخته می‌شوند. خواهیم دید که این دیدگاه، بیانگر تجربیات شخصی او بود.</p>
<h2>زندگی هورنای (۱۹۵۲- ۱۸۸۵)</h2>
<p>کارن دانیلسن در دهکده‌ای نزدیک شهر هامبورگ، کشور آلمان به دنیا آمد. او فرزند دوم بود و از همان ابتدا به برادر بزرگ‌ترش برنت، حسودی می‌کرد. برنت فرزند اول جذاب و پرستیدنی بود، اما کارن باهوش‌تر و شاداب‌تر بود. او در دفتر خاطراتش نوشت: ‌«همیشه افتخار می‌کردم که در مدرسه بهتر از برنت بودم و ماجراهای سرگرم‌کننده درباره‌ی من بیشتر از او بود»(هورنای، ۱۹۸۰، ص.۲۵۲). کارن هم‌چنین به خاطر این‌که برنت پسر بود و دخترها حقیرتر محسوب می‌شدند، به او حسادت می‌کرد. «می‌دانم که در کودکی به مدت طولانی دوست داشتم پسر بودم و به برنت که می‌توانست کنار درخت بایستاد و ادرار کند، حسودی می‌کردم»(هورنای، ۱۹۸۰، ص. ۲۵۲).</p>
<p>تأثیر نیرومندتر، پدرش بود. وقتی کارن به دنیا آمد، پدرش که پیشینه‌ی نوروژی داشت ۵۰ ساله و کاپیتان کشتی بود. مادرش ۳۳ ساله بود و خلق‌وخوی بسیار متفاوتی داشت. پدر مذهبی، مستبد، متکبر، عبوس و ساکت و مادر جذاب، سرزنده و آزاداندیش بود. پدر هورنای دوره‌های طولانی را دور از خانه روی دریا می‌گذرند، ولی وقتی در خانه بود، طبیعت متضاد والدین، به دعواهای مکرر می‌انجامید. مادرش آرزوی مرگ همسر خود را پنهان نمی‌کرد. او به هورنای گفت که نه از روی عشق، بلکه از ترس این‌که دختر ترشیده‌ای شود، ازدواج‌کرده است.</p>
<p>ما می‌توانیم منشأ نظریه‌ی شخصیت هورنای را در این تجربیات کودکی و تجربیات دیگر جستجو کنیم. او در کودکی و نوجوانی تردید داشت که والدینش وی را دوست داشته باشند و معتقد بود که آن‌ها برنت را بیشتر از او دوست داشتند. هورنای در ۱۶ سالگی در دفتر خاطراتش نوشت: «چرا هر چیز زیبا در این دنیا به من داده‌شده به‌جز یکی که عالی‌ترین آن‌هاست، چرا محبت نه! من قلبی دارم که شدیداً به محبت نیاز دارد»(هورنای، ۱۹۸۰، ص ۳۰). گرچه هورنای ناامیدانه محبت و توجه پدرش را می‌طلبید، ولی او وی را مرعوب می‌کرد. هورنای چشمان ترسناک، رفتار خشن و پرتوقع پدرش را به یاد می‌آورد و هنگامی‌که درباره‌ی ظاهر و هوش او اظهارات تحقیرآمیزی بر زبان می‌راند، احساس می‌کرد خوار و طردشده است.</p>
<p>هورنای برای این‌که محبت مادرش را حفظ کند، نقش دختر دوست‌داشتنی را بازی می‌کرد و تا ۸ سالگی بچه‌ای الگو، متکی و مطیع بود. به‌رغم تلاش‌های خود، باور نداشت که مادرش محبت و امنیت کافی برای او تأمین می‌کند. فداکاری و رفتار خوب او مؤثر نبودند، بنابراین، روش خود را تغییر داد و بلندپرواز و سرکش شد. او نتیجه گرفت که نمی‌تواند محبت و امنیت داشته باشد، پس بهتر است به خاطر احساس جذاب نبودن و بی‌کفایتی خود، انتقام بگیرد. «چون نمی‌توانستم زیبا باشم، تصمیم گرفتم باهوش باشم»(نقل‌شده از هورنای در رابینز، ۱۹۷۸، ص.۱۴).</p>
<p>او در بزرگ‌سالی پی برد که چقدر در کودکی احساس خصومت پرورش داده بود. نظریه‌ی شخصیت او شرح می‌دهد که چگونه فقدان محبت در کودکی موجب اضطراب و خصومت می‌شود، نمونه‌ای دیگر از نظریه‌ای که ابتدا در حال هوای شخصی و شهودی شکل گرفت. یک زندگی‌نامه‌نویس نتیجه گرفت: «کارن هورنای در تمام نوشته‌های روانکاوی خود سعی می‌کرد به خودش معنی بدهد، از مشکلاتش رهایی یابد و آرامش کسب کند» (پاریس، ۱۹۹۴، صxxii).</p>
<p>او در ۱۴ سالگی عاشق یکی از معلمان خود شد و دفتر خاطراتش را با نگارش‌های عشقی درباره‌ی او پر کرد. او به شیوه‌ی سردرگم و ناخوشنود خیلی از نوجوانان، عشق‌های دیوانه‌وار به معلمان مرد خود را ادامه داد (سیفج-کرنک و کرش، ۲۰۰۲). هورنای در ۱۷ سالگی از واقعیت مسائل جنسی آگاه شده و طولی نکشید که با مردی آشنا شد که او را اولین عشق واقعی خود توصیف کرد، اما این رابطه فقط دو روز دوام آورد. مرد دیگری وارد زندگی او شد و ۷۶ صفحه از دفتر خاطرات وی را به خود اختصاص داد. هورنای به این نتیجه رسید که عاشق بودن، حداقل به‌طور موقتی، اضطراب و ناامنی او را برطرف کرده است؛ عشق راه گریزی را به او نشان داد (سایرز، ۱۹۹۱).</p>
<p>با این‌که جستجوی هورنای برای محبت و امنیت اغلب با مانع روبه‌رو می‌شد، اما جستجوی او برای حرفه و پیشه، موفقیت‌آمیز بود. او در دوازده سالگی، بعد از این‌که یک پزشک با عطوفت با او رفتار کرد، تصمیم گرفت پزشک شود. باوجود تبعیض نهاد پزشکی علیه زنان و مخالفت پدرش، در مدرسه سخت تلاش کرد تا خود را برای تحصیلات پزشکی آماده کند. در سال ۱۹۰۶، وارد دانشکده‌ی پزشکی دانشگاه فریبورگ شد، شش سال بعد از این‌که اولین زن، با اکراه، پذیرفته‌شده بود.</p>
<h2>ازدواج و کار</h2>
<p>هورنای در طول تحصیل در دانشکده‌ی پزشکی، با دو مرد آشنا شد؛ او عاشق یکی از آن‌ها شد و با دیگری ازدواج کرد. اسکار هورنای مشغول تحصیل در علوم سیاسی برای دکترا بود و بعد از ازدواجشان، بازرگان موفقی شد. کارن هورنای در تحصیلات پزشکی ممتاز شد و مدرک خود را در سال ۱۹۱۳ از دانشگاه برلین دریافت کرد.</p>
<p>سال‌های اولیه‌ی زندگی زناشویی، دوران پریشانی شخصی بود. او سه دختر به دنیا آورد، اما احساس می‌کرد ناخوشنودی و پریشانی، او را از پای درآورده‌اند. او از گریه کردن طولانی، معده درد، خستگی مزمن، رفتارهای بی‌اختیار، سردمزاجی و حسرت برای خواب، حتی مرگ، شاکی بود. این ازدواج بعد از ۱۷ سال خاتمه یافت.</p>
<p>هورنای در طول زندگی زناشویی و بعدازآن، چندین رابطه‌ی عاشقانه داشت. یک زندگی‌نامه‌نویس نوشت:    وقتی او عاشق نداشت، یا رابطه‌ای قطع‌شده بود، احساس باخت، تنهایی، ناامیدی می‌کرد و گاهی به فکر خودکشی می‌افتاد. هنگامی‌که او در رابطه‌ای درگیر می‌شد که به‌طور بیمارگونه‌ای وابسته بود، از خودش به خاطر ناتوانی در گریختن، متنفر می‌شد. او نیاز شدید خود را به مرد&#8230; به کودکی ناخوشنودش نسبت می‌داد (پاریس، ۱۹۹۴، ص ۱۴۰).</p>
<p>وقتی او متوجه شد که این دل‌بستگی‌ها به تسکین افسردگی و مشکلات هیجانی دیگر او کمک نمی‌کنند، تصمیم گرفت تحت روانکاوی قرار بگیرد.</p>
<h2>روانکاوی و جبران</h2>
<p><a href="https://www.google.com/url?sa=t&amp;rct=j&amp;q=&amp;esrc=s&amp;source=web&amp;cd=1&amp;cad=rja&amp;uact=8&amp;ved=0ahUKEwjss-fvifDXAhXG1xQKHXwYBFIQFggoMAA&amp;url=https%3A%2F%2Ffa.wikipedia.org%2Fwiki%2F%25DA%25A9%25D8%25A7%25D8%25B1%25D9%2584_%25D8%25A2%25D8%25A8%25D8%25B1%25D8%25A7%25D9%2587%25D8%25A7%25D9%2585&amp;usg=AOvVaw0wx0Qq2vZlAM48Mbi7-pYB" target="_blank" rel="noopener">کارل آبراهام</a> (طرفدار وفادار فروید)، درمان‌گری که هورنای با او مشورت کرد، مشکلات وی را به کشش او به سمت مردان قدرتمند نسبت داد و آن‌را بقایای تمایلات ادیپی کودکی وی به پدر قدرتمندش می‌دانست. «آبراهام گفت، آمادگی او برای تسلیم کردن خود به این‌گونه مظاهر پدرسالار، با جا گذاشتن کیفش [از دید فروید، بازنمایی نمادی اندام‌های تناسلی زن] در دفتر او، در همان اولین ملاقاتش، فاش شد»(سایرز، ۱۹۹۱، ص ۸۸). این روانکاوی موفقیت‌آمیز نبود. هورنای نتیجه گرفت که روانکاوی فروید فقط اندکی به حال او مفید بوده است و به‌جای آن، به خودکاوی روی آورد و آن‌را در طول زندگی خود ادامه داد.</p>
<p>هورنای در خلال خودکاوی خویش، عمیقاً تحت تأثیر مفهوم جبران احساس‌های حقارت آدلر قرار گرفت. او به‌خصوص تحت تأثیر این نظر آدلر قرار گرفت که زشتی جسمانی علت احساس‌های حقارت است. او نتیجه گرفت که با ممتاز شدن درزمینه‌ای که تحت سلطه‌ی مردان بود، مانند رشته‌ی پزشکی در آن زمان، «باید به خاطر زیبا نبودن و احساس حقارتش به‌عنوان یک زن، که او را به نرینه‌نمایی کشانده بود، احساس برتری کند» (پاریس، ۱۹۹۴، ص ۶۳). او ظاهراً باور کرده بود که با تحصیل در پزشکی و با رفتار جنسی بی‌بندوبار، بیشتر مانند یک مرد عمل کرده است.</p>
<p>جستجوی هورنای برای محبت و امنیت، بعد از مهاجرت او به ایالات‌متحده نیز ادامه یافت. در طول این دوره، شدیدترین رابطه‌ی عشقی او با روانکاو دیگری، <a href="http://behdashtravan.com/%d8%b2%d9%86%d8%af%da%af%db%8c-%d8%a7%d8%b1%db%8c%da%a9-%d9%81%d8%b1%d9%88%d9%85/" target="_blank" rel="noopener">اریک فروم</a>، بود. وقتی این رابطه بعد از ۲۰ سال قطع شد، عمیقاً آزرده شد. گرچه فروم ۱۵ سال جوان‌تر بود، هورنای او را به‌صورت مظهر پدر در نظر داشت. یکی از وقایعی که به قطع این رابطه انجامید این بود که هورنای فروم را متقاعد ساخت تا دخترش ماریان را روانکاوی کند. فروم به ماریان کمک کرد تا از خصومت خود نسبت به مادرش آگاه شود و به او جرئت داد تا برای اولین بار با هورنای مقابله کند (مک‌لافلین، ۱۹۹۸).</p>
<p>جستجوی بی‌امان هورنای برای محبت، ادامه یافت و او مردان جوان‌تری را انتخاب می‌کرد که روانکاو بودند و آموزش آن‌ها را سرپرستی می‌کرد. بااین‌حال، نگرش بی‌تفاوتی نسبت به آن‌ها داشت. او درباره‌ی یک مرد به دوست خود گفت، نمی‌داند با او ازدواج کند یا سگ کوکِر بگیرد. او سگ را انتخاب کرد (پاریس، ۱۹۹۴).</p>
<p>هوررنای از سال ۱۹۳۲ تا ۱۹۵۲ در مؤسسه‌های روانکاوی شیکاگو و نیویورک خدمت کرد. او بنیان‌گذار انجمن پیشرفت روانکاوی و مؤسسه روانکاوی آمریکا بود. در سال ۱۹۴۱ نشریه‌ی روانکاوی آمریکا را راه انداخت و به مدت چندسال، مدرس، نویسنده و درمان‌گر معروفی بود. <strong>کارن هورنای در چهارم دسامبر سال ۱۹۵۲ در ایالات متحده درگذشت.</strong></p>
<h2>منبع</h2>
<p><a href="https://books.google.com/books/about/Theories_of_Personality.html?id=oStTCwAAQBAJ&amp;printsec=frontcover&amp;source=kp_read_button#v=onepage&amp;q&amp;f=false" target="_blank" rel="noopener"><strong>کتاب:</strong> نظریه‌های شخصیت</a><br />
<strong>نویسنده:</strong> دوان.پی.شولتز / سیدنی.الن.شولتز<br />
<strong>مترجم:</strong> یحیی سیدمحمدی</p>
<p>The post <a href="https://behdashtravan.com/%d8%b2%d9%86%d8%af%da%af%db%8c%d9%86%d8%a7%d9%85%d9%87-%da%a9%d8%a7%d8%b1%d9%86-%d9%87%d9%88%d8%b1%d9%86%d8%a7%db%8c/">زندگینامه کارن هورنای</a> appeared first on <a href="https://behdashtravan.com">مجله تخصصی روانشناسی بهداشت روان</a>.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://behdashtravan.com/%d8%b2%d9%86%d8%af%da%af%db%8c%d9%86%d8%a7%d9%85%d9%87-%da%a9%d8%a7%d8%b1%d9%86-%d9%87%d9%88%d8%b1%d9%86%d8%a7%db%8c/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>زندگینامه اریک فروم</title>
		<link>https://behdashtravan.com/%d8%b2%d9%86%d8%af%da%af%db%8c-%d8%a7%d8%b1%db%8c%da%a9-%d9%81%d8%b1%d9%88%d9%85/</link>
					<comments>https://behdashtravan.com/%d8%b2%d9%86%d8%af%da%af%db%8c-%d8%a7%d8%b1%db%8c%da%a9-%d9%81%d8%b1%d9%88%d9%85/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[بهروز هاشمی]]></dc:creator>
		<pubDate>Wed, 01 Nov 2017 11:30:40 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[روان پویشی و روانکاوی]]></category>
		<category><![CDATA[سرگذشت]]></category>
		<category><![CDATA[متفکران بزرگ]]></category>
		<category><![CDATA[مکاتب روانشناسی]]></category>
		<category><![CDATA[اریش فروم]]></category>
		<category><![CDATA[اریک فروم]]></category>
		<category><![CDATA[بیوگرافی اریک فروم]]></category>
		<category><![CDATA[جامعه شناسی]]></category>
		<category><![CDATA[روانکاو]]></category>
		<category><![CDATA[زندگی اریک فروم]]></category>
		<category><![CDATA[زندگینامه اریک فروم]]></category>
		<category><![CDATA[فروم]]></category>
		<category><![CDATA[فروید]]></category>
		<category><![CDATA[فیلسوف]]></category>
		<category><![CDATA[هورنای]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://behdashtravan.com/?p=2059</guid>

					<description><![CDATA[<p>اریک فروم مانند آلفرد آدلر و کارن هورنای، معتقد بود آن‌گونه که فروید اعلام کرد، ما به‌صورت انعطاف‌ناپذیر، توسط نیروهای غریزی زیستی شکل نمی‌گیریم. در عوض، فروم معتقد بود که شخصیت تحت تأثیر نیروهای اجتماعی و فرهنگی که در محدودهٔ فرهنگ بر انسان تأثیر می‌گذارند و نیروهای کلی که در طول تاریخ بر بشریت تأثیر &#8230;</p>
<p>The post <a href="https://behdashtravan.com/%d8%b2%d9%86%d8%af%da%af%db%8c-%d8%a7%d8%b1%db%8c%da%a9-%d9%81%d8%b1%d9%88%d9%85/">زندگینامه اریک فروم</a> appeared first on <a href="https://behdashtravan.com">مجله تخصصی روانشناسی بهداشت روان</a>.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>اریک فروم مانند آلفرد <a href="http://behdashtravan.com/%d8%b2%d9%86%d8%af%da%af%db%8c%d9%86%d8%a7%d9%85%d9%87-%d8%a2%d8%af%d9%84%d8%b1/" target="_blank" rel="noopener">آدلر </a>و کارن هورنای، معتقد بود آن‌گونه که <a href="http://behdashtravan.com/%d8%b2%d9%86%d8%af%da%af%db%8c%d9%86%d8%a7%d9%85%d9%87-%d9%81%d8%b1%d9%88%db%8c%d8%af-%d9%82%d8%b3%d9%85%d8%aa-%d8%a7%d9%88%d9%84/" target="_blank" rel="noopener">فروید </a>اعلام کرد، ما به‌صورت انعطاف‌ناپذیر، توسط نیروهای غریزی زیستی شکل نمی‌گیریم. در عوض، فروم معتقد بود که شخصیت تحت تأثیر نیروهای اجتماعی و فرهنگی که در محدودهٔ فرهنگ بر انسان تأثیر می‌گذارند و نیروهای کلی که در طول تاریخ بر بشریت تأثیر گذاشته‌اند، قرار دارد.</p>
<p>تأکید اریک فروم بر عوامل تعیین‌کنندهٔ شخصیت از تأکید آدلر و هورنای گسترده‌تر است. می‌توانیم بگوییم که فروم به خاطر علاقه‌ای که به تاریخ داشت، رشت شخصیت را به‌صورت گسترده‌تری در نظر گرفت. او معتقد بود که ما می‌توانیم ریشه‌های تنهایی، انزوا، و پوچی انسان امروزی را در رویدادهای تاریخی بیابیم. برای اینکه در زندگی معنی پیدا کنیم، باید از این احساس‌های انزوا بگریزیم و احساس تعلق پذیری را پرورش دهیم. شگفتا که هرچه بیشتر خود را در طول قرن‌ها از قید طبیعت و نظام‌های اجتماعی خشک و مقرراتی آزاد کردیم، تنهایی و انزوای ما شدیدتر شده است. آزادی خیلی زیاد دردسر شده است، وضعیت ناگواری که سعی می‌کنیم از آن بگریزیم.</p>
<p>اریک فروم معتقد بود که تعارض‌های شخصی ما از انواع جوامعی که می‌سازیم ناشی می‌شوند. بااین‌حال، محکوم به رنج کشیدن نیستیم. فروم در مورد توانایی ما در شکل دادن به شخصیت و حل کردن مشکلاتمان خوش‌بین بود – مشکلاتی که ما به‌عنوان یک جامعه به وجود آورده‌ایم. ما به‌صورت منفعل تحت تأثیر نیروهای اجتماعی، به‌عنوان عوامل تعیین‌کنندهٔ شخصیت، با جامعه قرار نمی‌گیریم.</p>
<p>فروم روان‌کاو، فیلسوف، تاریخ‌دان، انسان شناس، و جامعه‌شناس بود. او اطلاعاتی را از منابع متعدد غیر از تخت روان‌کاوی، گردآوری کرد و تعبیر منحصربه‌فردی را از تعامل بین ماهیت انسان و جامعه ارائه داد.</p>
<h1>زندگینامه اریک فروم</h1>
<h2>کودکی آشفته</h2>
<p>اریک فروم در شهر فرانکفورت کشور آلمان، در یک خانوادهٔ یهودی سنت‌گرا به دنیا آمد. پدرش کاسب، پدربزرگش خاخام، و عموی مادرش محقق مشهور تلمود (آثاری دربارهٔ قوانین و سنت‌های یهودی) بود. فروم در کودکی وقت خود را صرف مطالعات مذهبی کرد؛ شور معنوی تورات عمیقاً بر او تأثیر گذاشته بود. او همچنین تحت تأثیر عقل و منطق یهودی و مشکلات عاطفی عضوی از گروه اقلیت بودن قرار داشت. فروم بعدها کلیهٔ ارتباط‌های خود را با مذهب سازمان‌یافته قطع کرد و خود را عارف ملحد نامید. زندگی خانوادگی او شاد نبود. فروم موقعیت خانوادگی خود را عصبی توصیف کرد. پدر او دمدمی، منزوی، مضطرب، عبوس و مادرش اغلب افسرده بود. او خود را «بچهٔ روان رنجور غیرقابل‌تحمل» توصیف کرد (نقل‌شده درفانک، ۱۹۸۲، ص ۱). زمانی که فروم ۱۲ ساله بود، از رفتار یکی از دوستان والدینش، زن ۲۵ سالهٔ نقاش که ترجیح داده بود نقاشی را کنار بگزارد و خود را وقف پدر بیوه‌اش کند، شوکه شد.</p>
<p>شاید فروم صرفاً به او حسادت کرده باشد، ولی نمی‌توانست بفهمد چرا این زن جوان هم‌نشینی با پیرمرد زشتی را ترجیح می‌داد. مدت کوتاهی بعد از این‌که پدر این زن فوت کرد، او خودش را کشت. او در وصیت‌نامهٔ خود قید کرده بود که همراه با پدرش دریک تابوت دفن شود. فروم که از این خودکشی آشفته شده بود، از تصمیم و علاقهٔ او به پدرش بسیار عذاب کشید.</p>
<p>من دربارهٔ عقیدهٔ ادیپ یا تثبیت‌های نامشروع بین دختر و پدر چیزی نشنیده بودم. اما عمیقاً آن را حس کردم. چگونه امکان دارد زن جوان زیبایی آن‌چنان عاشق پدرش باشد که دفن شدن با او را به زنده ماندن و لذت بردن از زندگی و نقاشی ترجیح دهد؟ (فروم، ۱۹۶۲، ص ۴).</p>
<p>به‌راحتی می‌توان فهمید که چرا فروم بعدها در نظریهٔ عقیدهٔ ادیپ فروید، که به نظر می‌رسید این تجربهٔ گیج‌کننده و مصیبت‌بار را توضیح می‌دهد، معنی پیدا کرد.</p>
<p>وقتی فروم ۱۴ سال داشت، جلوهٔ دیگری از غیرمنطقی بودن او را ناراحت کرد: فوران تعصب هیستریک در ملت آلمان در خلال جنگ جهانی اول. او از نفرتی که کشور را فراگرفته بود و مردم در اثر تبلیغات دولت ، به افکار و اعمال دیوانه‌وار کشیده شده بودند، شگفت‌زده شد. فروم شاهد تغییراتی در خویشاوندان، دوستان، و معلمان خود شد و از خود پرسید چرا این‌همه آدم که بهنجار بودند، ناگهان به نظر می‌رسد که دیوانه شده‌اند. فروم بعد از جنگ نوشت: «منِ جوان عمیقاً آشفته و دل‌مشغول این سؤال بودم که چگونه امکان دارد جنگ شود، امیدوار بودم از نامعقول بودن رفتار تودهٔ مردم سردر بیاورم و آرزو داشتم که صلح برقرار شود و تفاهم بین‌المللی ایجاد شود» (فروم، ۱۹۶۲، ص ۹).</p>
<h2>در جستجوی پاسخ‌ها</h2>
<p>اریک فروم عمدتاً از همین تجربیات شخصی گیج‌کننده – از زندگی خانوادگی آشفته، خودکشی، و رفتار زمان جنگ تودهٔ مردم – احساس کرد که نیاز دارد علت‌های نامعقولی را درک کند. او نوشت: «علاقهٔ اصلی من به‌وضوح مشخص‌شده بود. می‌خواستم از قوانین حاکم بر زندگی انسان و قوانین جامعه آگاه شوم» (فروم، ۱۹۶۲، ص ۹). او تصور کرد که شخصیت انسان عمیقاً تحت تأثیر نیروهای اجتماعی، اقتصادی، سیاسی، و تاریخی قرار دارد و جامعه بیمار، افراد بیمار به وجود می‌آورد. بنابراین، نظر او دربارهٔ شخصیت در راستای شهودی و از تجربیات خود او شکل گرفت، و بعداً در راستای تجربی اصلاح‌شد.</p>
<p>فروم جستجوی خود را برای علت‌های رفتار نامعقول در دانشگاه‌ها یدلبرگ آغاز کرد، که در آنجا به تحصیل روان‌شناسی، جامعه‌شناسی، و فلسفه پرداخت. او آثار نظریه‌پردازان اقتصادی و سیاسی مانند کارل مارکس، هربرت اسپنسر و مکس وِبِر را مطالعه کرد و در سال ۱۹۲۲ دکترای خود را در جامعه‌شناسی گرفت. فروم در مونیخ و مؤسسهٔ روان‌کاوی برلین تحت آموزش روان‌کاوی فروید قرار گرفت. او با اولین روان‌کاو خود فریدا ریچمن که ۱۰ سال از وی بزرگ‌تر بود ازدواج کرد. یکی از زندگینامه نویسان هورنای اظهار داشت که فروم در این مرحله از زندگی خود، به زنان مسن ترکه مظهر مادر بودند، نوعی دل‌بستگی داشت &#8230;. گزارش‌شده که پدر اریک در روز ازدواج فریدا ریچمن به او گفت، خوشحالم از اینکه شما قرار است اکنون مسئولیت او را بر عهده بگیرید. اریک که محبوب مادرش بود خیلی وابسته است، شاهزاده‌ای که نیاز دارد از او مراقبت شود ». (پاریس، ۱۹۹۴، ص ۱۴۴).</p>
<p>فروم در دههٔ ۱۹۳۰ مقالات انتقادآمیزی نوشت و به فروید به خاطر امتناع از پذیرفتن تأثیر عوامل اجتماعی بر شخصیت، اعتراض کرد. فروم نیز مانند هورنای در آغاز معتقد بود که انتقادهای او از فروید صرفاً به‌قصد گسترش دادن موضوع وی نه جایگزین کردن آن است. او خود را «مانند شاگرد و مترجم فروید می‌دانست که سعی دارد به کشفیات بسیار مهم او نظم دهد و آن‌ها را غنی سازد و با آزاد کردن آنها از قید نظریهٔ محدود لیبیدو، عمیق‌تر کند» (ایوانس، ۱۹۶۶، ص ۵۹). بااین‌حال، فروم در شکل دادن به رویکرد خود به شخصیت خیلی فراتر از دیدگاه فروید رفت، طوری که «درون تشکیلات فروید مورد خشم و نفرت قرار گرفت» (مک لافلین، ۱۹۹۸، ص ۱۱۶).</p>
<p>فروم در سال ۱۹۳۴ برای گریختن از تهدید نازی‌ها به ایالت متحده مهاجرت کرد. او به شیکاگو رفت تا با هورنای کار کند و بعد به دنبال او به نیویورک رفت. او از همسرش طلاق گرفت و رابطه‌ای طولانی را با هورنای آغاز کرد. در طول این سال‌ها، عقاید هورنای تأثیر زیادی بر نظریهٔ فروم گذاشت، دِینی که او به‌ ندرت به آن اعتراف کرد.</p>
<p>فروم نظریهٔ خود را در چندین کتاب که به سبک مردم‌پسند نوشته شده است، ارائه داد و مخاطب او بیشتر عامهٔ مردم بودند تا همکاران. او در دانشگاه کلمبیا و ییل تدریس کرد و دپارتمان آموزش روان‌کاوی را در دانشگاه پزشکی دانشگاه ملی مکزیک دایر کرد. او در جنبش صلح دههٔ ۱۹۶۰ و ۱۹۷۰ فعال شد و به تأسیس سازمان خط‌ مشی هسته‌ای معقول SANE کمک کرد. فروم با جنگ سرد، مسابقهٔ تسلیحات اتمی، و جنگ ویتنام مخالفت کرد. او به سال ۱۹۸۰ در خانه خود در سوئیس درگذشت.</p>
<h2>منبع:</h2>
<p><strong>کتاب:</strong> <a href="https://books.google.com/books/about/Theories_of_Personality.html?id=oStTCwAAQBAJ&amp;printsec=frontcover&amp;source=kp_read_button#v=onepage&amp;q&amp;f=false" target="_blank" rel="noopener">نظریه‌های شخصیت</a><br />
<strong>نویسنده:</strong> دوان.پی.شولتز / سیدنی.الن.شولتز<br />
<strong>مترجم:</strong> یحیی سیدمحمدی</p>
<p>The post <a href="https://behdashtravan.com/%d8%b2%d9%86%d8%af%da%af%db%8c-%d8%a7%d8%b1%db%8c%da%a9-%d9%81%d8%b1%d9%88%d9%85/">زندگینامه اریک فروم</a> appeared first on <a href="https://behdashtravan.com">مجله تخصصی روانشناسی بهداشت روان</a>.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://behdashtravan.com/%d8%b2%d9%86%d8%af%da%af%db%8c-%d8%a7%d8%b1%db%8c%da%a9-%d9%81%d8%b1%d9%88%d9%85/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
	</channel>
</rss>
