<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	>

<channel>
	<title>مقالات آلفرد آدلر | مجله تخصصی روانشناسی بهداشت روان</title>
	<atom:link href="https://behdashtravan.com/tag/%D8%A2%D9%84%D9%81%D8%B1%D8%AF-%D8%A2%D8%AF%D9%84%D8%B1/feed/" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>https://behdashtravan.com/tag/آلفرد-آدلر/</link>
	<description></description>
	<lastBuildDate>Sun, 29 Sep 2019 12:10:26 +0000</lastBuildDate>
	<language>fa-IR</language>
	<sy:updatePeriod>
	hourly	</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>
	1	</sy:updateFrequency>
	<generator>https://wordpress.org/?v=6.8.2</generator>

<image>
	<url>https://behdashtravan.com/wp-content/uploads/2017/09/cropped-logo-32x32.png</url>
	<title>مقالات آلفرد آدلر | مجله تخصصی روانشناسی بهداشت روان</title>
	<link>https://behdashtravan.com/tag/آلفرد-آدلر/</link>
	<width>32</width>
	<height>32</height>
</image> 
	<item>
		<title>مفاهیم نظریه آدلر و شرح آنها</title>
		<link>https://behdashtravan.com/%d9%85%d9%81%d8%a7%d9%87%db%8c%d9%85-%d9%86%d8%b8%d8%b1%db%8c%d9%87-%d8%a2%d8%af%d9%84%d8%b1-%d9%88-%d8%b4%d8%b1%d8%ad-%d8%a2%d9%86%d9%87%d8%a7/</link>
					<comments>https://behdashtravan.com/%d9%85%d9%81%d8%a7%d9%87%db%8c%d9%85-%d9%86%d8%b8%d8%b1%db%8c%d9%87-%d8%a2%d8%af%d9%84%d8%b1-%d9%88-%d8%b4%d8%b1%d8%ad-%d8%a2%d9%86%d9%87%d8%a7/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[بهروز هاشمی]]></dc:creator>
		<pubDate>Thu, 16 Jan 2020 11:30:10 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[روان پویشی و روانکاوی]]></category>
		<category><![CDATA[سبک زندگی]]></category>
		<category><![CDATA[مکاتب روانشناسی]]></category>
		<category><![CDATA[آلفرد آدلر]]></category>
		<category><![CDATA[احساس حقارت]]></category>
		<category><![CDATA[اصل برتری جویی]]></category>
		<category><![CDATA[ترتیب تولد]]></category>
		<category><![CDATA[خود خلاق]]></category>
		<category><![CDATA[خودآگاهی]]></category>
		<category><![CDATA[عقده برتری]]></category>
		<category><![CDATA[عقده حقارت]]></category>
		<category><![CDATA[علاقه اجتماعی]]></category>
		<category><![CDATA[غایت و هدف زندگی]]></category>
		<category><![CDATA[نظریه ادلر]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://behdashtravan.com/?p=5759</guid>

					<description><![CDATA[<p>مفاهیم نظریه آدلر در گذشته با نظریات آدلر آشنا شده‌ایم. در این متن سعی شده که مفاهیم نظریه آدلر شرح داده شود. احساس حقارت Inferiority feeling آلفرد آدلر معتقد بود، همه افراد در تجربه‌های نخستین‌شان در جریان مقایسه خود با جهان اطراف، دچار احساس ضعف و ناتوانی می‌شوند. کودک عملاً می‌بیند که در اطراف او، &#8230;</p>
<p>The post <a href="https://behdashtravan.com/%d9%85%d9%81%d8%a7%d9%87%db%8c%d9%85-%d9%86%d8%b8%d8%b1%db%8c%d9%87-%d8%a2%d8%af%d9%84%d8%b1-%d9%88-%d8%b4%d8%b1%d8%ad-%d8%a2%d9%86%d9%87%d8%a7/">مفاهیم نظریه آدلر و شرح آنها</a> appeared first on <a href="https://behdashtravan.com">مجله تخصصی روانشناسی بهداشت روان</a>.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>مفاهیم نظریه آدلر</h2>
<p>در گذشته با <a href="http://behdashtravan.com/%d9%86%d8%b8%d8%b1%db%8c%d9%87-%d8%b4%d8%ae%d8%b5%db%8c%d8%aa-%d8%a2%d8%af%d9%84%d8%b1/" target="_blank" rel="noopener noreferrer">نظریات آدلر</a> آشنا شده‌ایم. در این متن سعی شده که مفاهیم نظریه آدلر شرح داده شود.</p>
<h2>احساس حقارت Inferiority feeling</h2>
<p><a href="http://behdashtravan.com/%d8%b2%d9%86%d8%af%da%af%db%8c%d9%86%d8%a7%d9%85%d9%87-%d8%a2%d8%af%d9%84%d8%b1/" target="_blank" rel="noopener noreferrer">آلفرد آدلر</a> معتقد بود، همه افراد در تجربه‌های نخستین‌شان در جریان مقایسه خود با جهان اطراف، دچار احساس ضعف و ناتوانی می‌شوند. کودک عملاً می‌بیند که در اطراف او، افرادی مستقل و نیرومند زندگی می‌کنند که قادرند به میل و اراده خود، به هر کاری اقدام کنند. درحالی‌که او در کلیه امور زندگی، حتی رفع نیازهای ابتدایی خویش، نیازمند دیگران است. بنابراین احساس حقارت در وی ایجاد می‌شود. فرد برای غلبه بر این حس ناخوشایند و جبران حقارت‌های خویش (خواه واقعی باشند یا خیالی) تلاش می‌کند به برتری دست یابد.</p>
<p>به عقیده <a href="https://en.wikipedia.org/wiki/Alfred_Adler" target="_blank" rel="noopener noreferrer">آدلر</a>، احساس‌های حقارت، گریزناپذیرند و مهم‌تر اینکه، ضروری هستند. زیرا به وجود آورنده انگیزه اساسی برای تلاش، رشد، پیشرفت و موفقیت‌اند. در واقع احساس حقارت اگر از حد تجاوز نکند، سبب پیشرفت و ترقی آدمی است.</p>
<h2>عقده حقارت inferiority complex</h2>
<p>“افرادی که عقده‌ی حقارت دارند نظر نامناسبی درباره‌ی خود داشته و احساس می‌کنند قادر نیستند با ضروریات زندگی کنار بیایند. “</p>
<p>هنگامی‌که فرد نتواند بر احساس حقارت خود غلبه کند، این حس تقویت و تشدید گشته و منجر به شکل‌گیری عقده حقارت می‌شود. آدلر این وضعیت را به شکل “ناتوانی در حل مشکلات زندگی” تعریف می‌کند. وی معتقد است که عقده حقارت به سه شیوه می‌تواند در کودکی شکل گیرد:</p>
<h3>۱) حقارت جسمانی</h3>
<p>بررسی حقارت عضوی، اولین تلاش پژوهشی آدلر، زمانی انجام شد که او هنوز همکار فروید بود و فروید این عقیده را تأیید کرد. آدلر نتیجه گرفت که اعضای ناقص بدن، شخصیت را از طریق تلاش‌های فرد برای جبران کردن این نقص یا ضعف شکل می‌دهند، درست همان‌گونه که آدلر نرمی استخوان، یعنی حقارت عضوی سال‌های کودکی خود را جبران کرد.</p>
<p>تاریخ نمونه‌های متعددی ازاین‌گونه جبران را ثبت کرده است: در دوران باستان، دولتمرد یونانی دموستنس لکنت زبان خود را جبران کرد و خطیب زبردستی شد. تئودور روزولت مریض‌احوال، بیست و ششمین رئیس‌جمهور آمریکا، در بزرگ‌سالی الگویی برای تناسب‌اندام شد.</p>
<p>تلاش‌هایی که برای جبران کردن حقارت صورت می‌گیرند می‌توانند دستاوردهای هنری، ورزشی، اجتماعی به بار آورند ولی اگر این تلاش‌ها شکست بخورند،می‌توانند به عقده‌ی حقارت منجر شوند.</p>
<h3>۲) لوس کردن</h3>
<p>لوس کردن کودک نیز می‌تواند موجب عقده‌ی حقارت شود. کودکان نازپرورده کانون توجه خانواده هستند. هر درخواست و نیاز آنها برآورده شده و چیزی از آنها دریغ نمی‌شود. این کودکان تحت چنین شرایطی به طور طبیعی فکر می‌کنند که باید در هر موقعیتی آدم‌های خیلی مهمی باشند و دیگران همیشه باید در برابر آنها سر فرود آورند. اولین تجربه در مدرسه، جایی که این کودکان دیگر کانون توجه نیستند، شوکی را به آنها وارد می‌کند که برای آن آمادگی ندارند.</p>
<p>کودکان نازپرورده احساس اجتماعی کمی دارند و حوصله‌ی کسی را ندارند. آنها هیچ‌گاه یاد نگرفته‌اند که برای چیزی که می‌خواهند صبر کنند، یاد نگرفته‌اند که بر مشکلات چیره شده یا با نیازهای دیگران سازگار شوند. وقتی کودکان نازپرورده با موانعی بر سر راه ارضای نیازهای خود روبرو می‌شوند، به این باور می‌رسند که باید نقایصی شخصی داشته باشند که جلوی آنها را می‌گیرند، بدین ترتیب عقده‌ی حقارت ایجاد می‌شود.</p>
<h3>۳) نادیده گرفتن</h3>
<p>به راحتی می‌توان درک کرد که چگونه کودکان غفلت شده، ناخواسته، و طرد شده می‌توانند عقده‌ی حقارت را پرورش دهند.دوره‌ی کودکی و طفولیت آنها با فقدان محبت و امنیت مشخص می‌شود. زیرا والدین آنها بی‌اعتنا یا متخاصم هستند. در نتیجه، این کودکان احساس‌های بی‌ارزشی، یا حتی خشم را پرورش می‌دهند و دیگران را با بی‌اعتمادی برداشت می‌کنند.</p>
<h2>عقده برتری superiority complex</h2>
<p>از نظر آدلر این امکان وجود دارد که یک فرد در مقابل احساس حقارتش، گرایش به جبران بیش‌ازاندازه پیدا کرده و دچار عقده برتری شود. در این حالت، فرد گرایش به تکبر و سلطه‌جویی دارد و تصوری اغراق‌آمیز از توانائی‌ها و پیشرفت‌هایش پیدا می‌کند.</p>
<p>منبع عقده هر چه که باشد، فرد ممکن است جبران افراطی کند و چیزی را که آدلر عقده‌ی برتری نامید پرورش دهد. فرد در این حالت، درباره‌ی توانایی‌ها و موفقیت‌های خود اغراق می‌کند. چنین فردی ممکن است در درون احساس رضایت و برتری کند و نیازی به آشکار نمودن برتری خود با دستاوردها و موفقیت‌ها نشان ندهد. یا اینکه ممکن است چنین نیازی را احساس کرده و بکوشد تا شدیداً موفق شود.</p>
<p>در هر دو مورد، کسی که عقده‌ی برتری دارد خودستایی می‌کند، تکبر دارد، خودخواه است، و به تحقیر کردن دیگران گرایش دارد.</p>
<h2>اصل برتری جویی</h2>
<p>برتریجویی از مهمترین مفاهیم نظریه آدلر است. آدلر «برتری جویی» را اصیل‌ترین انگیزه زندگی و عاملی برای وحدت بخشیدن به شخصیت، کوشش در بهتر و کامل‌تر شدن شخص و به فعل درآوردن استعدادهای بالقوه‌اش می‌داند. منظور آدلر از برتری‌جویی، تسلط و ریاست بر دیگران نیست، بلکه انگیزه‌ای است که انسان را از هنگام تولد تا آخرین لحظه زندگی، از مرحله‌ای به مرحله دیگر پیش می‌برد و جنبه اجتماعی او را تقویت می‌کند.</p>
<p>آدلر برتری‌جویی را مترادف با واژه کمال (perfection) می‌داند و معتقد است انسان‌ها در سراسر زندگی خود، برای رسیدن به کمال تلاش می‌کنند.</p>
<h2>غایت و هدف زندگی</h2>
<p>آدلر بر خلاف فروید، معتقد بود که رفتار انسان توسط غرایز و تکانه‌ها تعیین نمی‌شود، بلکه تابع هدف‌هایی است که رو به سوی آینده دارند (رسیدن به کمال و برتری). به نظر آدلر، هدف‌های کلی ما آرمان‌های خیالی هستند که نمی‌توان آن‌ها را در برابر واقعیت سنجید. وی در این مورد مفهوم غایت نگری تخیلی (fictional finalism) را بیان می‌کند، به این معنی که اندیشه‌های خیالی (مانند آرمان) وجود دارند که ما به وسیله آن‌ها مسیر زندگی خود را هدایت می‌کنیم. به‌طور مثال مفهوم خداوند نمونه‌ای از این آرمان در زندگی بشر محسوب می‌شود.</p>
<h2>سبک زندگی style of life</h2>
<p>هر یک از ما برای غلبه بر احساس حقارت خود و دستیابی به برتری تلاش می‌کنیم و برای رسیدن به این هدف، روش‌ها، رفتارها و روال خاص خود را پی می‌گیریم. آدلر این الگوی منحصربه‌فرد از ویژگی‌ها، رفتارها و عادت‌ها را “<a href="http://behdashtravan.com/%d8%b3%d8%a8%da%a9%e2%80%8c%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%b2%d9%86%d8%af%da%af%db%8c-%d8%af%d8%b1-%d9%86%d8%b8%d8%b1%db%8c%d9%87-%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%d8%b4%d9%86%d8%a7%d8%b3%db%8c/" target="_blank" rel="noopener noreferrer">سبک زندگی</a>” نامیده است و معتقد است که از تعامل سه عامل بدنی، روانی و اجتماعی شکل می‌گیرد. به بیان دیگر سبک زندگی بر اساس تعامل‌های اجتماعی که در سال‌های نخست زندگی صورت می‌گیرد، ایجاد می‌شود. و این جریان در سن ۴ یا ۵ سالگی چنان تبلوری می‌یابد که پس از آن، دگرگونی‌اش دشوار است. در واقع از دید آدلر، هر فرد با اراده آزاد خویش، مناسب‌ترین سبک زندگی را برای خود می‌آفریند و هرگاه این <a href="http://behdashtravan.com/%d8%b3%d8%a8%da%a9-%d8%b2%d9%86%d8%af%da%af%db%8c-%d8%a2%d8%af%d9%84%d8%b1/" target="_blank" rel="noopener noreferrer">سبک زندگی</a> خلق شد، دیگر در طول زندگی ثابت می‌ماند و منش بنیادین ما را می‌سازد.</p>
<h2>اثر ترتیب تولد birth-order</h2>
<p>ترتیب تولد یکی از مهمترین مفاهیم نظریه آدلر است. آدلر ترتیب تولد را به عنوان یکی از اصلی‌ترین عوامل مؤثر اجتماعی در دوران کودکی دانست که بر ماهیت سبک زندگی فرد اثر می‌گذارد. وی معتقد بود فرزندان اول که توجه کامل و دربست والدین را دریافت می‌کنند، بعد از تولد فرزند دوم، دیگر این توجه و عشق را مانند سابق به دست نمی‌آورند. به همین دلیل دچار حسادت شده و احساس نفرت، ناامنی شدید و خصومت به دیگران پیدا می‌کنند. به اعتقاد آدلر افراد منحرف، مجرم و روان رنجور اغلب فرزندان اول خانواده هستند.</p>
<p>همچنین از دید آدلر، فرزندان دوم رقابت‌جوتر و بلندپروازتر از خواهران و برادران خود هستند. رشد فرزندان آخر معمولاً سرعت چشم‌گیری دارد و اگر خیلی نازپرورده شوند، ممکن است که در بزرگ‌سالی در کنار آمدن با مشکلات زندگی دچار مشکل گردند. تک فرزندان خودخواه‌تر از دیگران‌اند و در دوران بزرگ‌سالی نیز همانند کودکی خود شدیداً در پی آن هستند که مرکز توجه باشند. به همین دلیل احتمال بیشتری وجود دارد که ضربات شدید روانی را تجربه کنند.</p>
<h2>خود خلاق creative self</h2>
<p>به اعتقاد آدلر، شخصیت آدمی فقط از استعدادهای ذاتی و تأثیرات محیط خارجی و تعامل بین این عوامل شکل نمی‌گیرد، بلکه خلاقیت و ابتکاری نیز در این میانه وجود دارد. بدین معنی که انسان برای ارضای میل به برتری جویی خود، عوامل زیستی و اجتماعی را به صورت خلاقانه و ابتکاری در تجارب تازه بکار می‌گیرد. آدلر معتقد بود، سبک زندگی در بهترین صورت خود شامل روشی خلاق و مثبت است که به فرد اجازه می‌دهد انرژی‌های خود را در راه‌های مثبت و سازنده بکار اندازد.</p>
<h2>خودآگاهی Self awareness</h2>
<p>آدلر وجود ضمایر «نیمه آگاه» و «ناخودآگاه» را در انسان نفی کرد و اعتقاد داشت که “خودآگاهی” در شکل‌گیری شخصیت انسان نقش عمده‌ای دارد. در واقع انسان از اعمال خودآگاهی دارد و می‌داند چه کند، چرا می‌کند و هدف او چیست. می‌تواند هدفی را پیش‌رو داشته و برای رسیدن به آن کوشش کند و راه رسیدن به هدف‌ها را آگاهانه برگزیند.</p>
<h2>علاقه اجتماعی social interest</h2>
<p>آدلر در اواخر عمر خود به این اعتقاد رسید که آدم اجتماعی به دنیا می‌آید و به اجتماعی بودن خود علاقه‌مند است. این علاقه اجتماعی در نوع آدمی، فطری و ذاتی است و مانند بسیاری از غرایز فطری دیگر، نیاز به تماس داشتن با عالم بیرون و راهنمایی و تربیت دارد. تماس کودک با عالم خارج در آغاز از طریق مادر و خانواده، سپس از طریق مدرسه و بالاخره در جامعه با مردمان دیگر صورت می‌گیرد. این تماس‌ها سبب پرورش حس اجتماعی و آموختن احساس مسئولیت و همکاری می‌شود. از سوی دیگر احساس برتری جویی فرد که در آغاز شخصی و فردی بوده، کم‌کم جنبه اجتماعی پیدا می‌کند. مثلاً فرد به مصالح اجتماعی و همنوع دوستی می‌اندیشد و کمال خود را در این زمینه‌ها می‌جوید.</p>
<p>از نظر آدلر کسانی که احساس علاقه اجتماعی ندارند، ممکن است به افرادی نامطلوب از نظر اجتماعی – مانند روان رنجور، مجرم و مستبد – تبدیل شوند</p>
<h2>منابع</h2>
<p>• بهداشت روانی، احمدوند، انتشارات پیام نور، چاپ چهارم<br />
•سیدمحمدی، یحیی، (تألیف: دوان شولتز، سیدنی الن شولتز)، نظریه‌های شخصیت، نشر ویرایش، ۱۳۹۱<br />
•روان‌شناسی شخصیت، یوسف کریمی، انتشارات پیام نور، چاپ پانزدهم<br />
• مکتب‌ها و نظریه‌ها در روان‌شناسی شخصیت، شاملو، انتشارات رشد، چاپ هفتم<br />
•تاریخچه و مکاتب روان‌شناسی، کریمی، انتشارات پیام نور، چاپ هفتم</p>
<p><a href="https://public-psychology.ir/1392/05/%D9%85%D9%81%D8%A7%D9%87%D9%8A%D9%85-%D8%A7%D8%B3%D8%A7%D8%B3%D9%8A-%D8%AF%D8%B1-%D9%86%D8%B8%D8%B1%D9%8A%D9%87-%D8%A2%D8%AF%D9%84%D8%B1/" target="_blank" rel="nofollow noopener noreferrer">دانشنامه روانشناسی مردمی</a></p>
<p>The post <a href="https://behdashtravan.com/%d9%85%d9%81%d8%a7%d9%87%db%8c%d9%85-%d9%86%d8%b8%d8%b1%db%8c%d9%87-%d8%a2%d8%af%d9%84%d8%b1-%d9%88-%d8%b4%d8%b1%d8%ad-%d8%a2%d9%86%d9%87%d8%a7/">مفاهیم نظریه آدلر و شرح آنها</a> appeared first on <a href="https://behdashtravan.com">مجله تخصصی روانشناسی بهداشت روان</a>.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://behdashtravan.com/%d9%85%d9%81%d8%a7%d9%87%db%8c%d9%85-%d9%86%d8%b8%d8%b1%db%8c%d9%87-%d8%a2%d8%af%d9%84%d8%b1-%d9%88-%d8%b4%d8%b1%d8%ad-%d8%a2%d9%86%d9%87%d8%a7/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>جملات آلفرد آدلر</title>
		<link>https://behdashtravan.com/%d8%ac%d9%85%d9%84%d8%a7%d8%aa-%d8%a2%d9%84%d9%81%d8%b1%d8%af-%d8%a2%d8%af%d9%84%d8%b1/</link>
					<comments>https://behdashtravan.com/%d8%ac%d9%85%d9%84%d8%a7%d8%aa-%d8%a2%d9%84%d9%81%d8%b1%d8%af-%d8%a2%d8%af%d9%84%d8%b1/#comments</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[بهروز هاشمی]]></dc:creator>
		<pubDate>Sun, 29 Sep 2019 11:30:37 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[نقل قول]]></category>
		<category><![CDATA[آلفرد آدلر]]></category>
		<category><![CDATA[جملات بزرگان]]></category>
		<category><![CDATA[جملات روانشناسی]]></category>
		<category><![CDATA[جملات فلسفی]]></category>
		<category><![CDATA[سخن بزرگان]]></category>
		<category><![CDATA[گزین گویه]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://behdashtravan.com/?p=4067</guid>

					<description><![CDATA[<p>The post <a href="https://behdashtravan.com/%d8%ac%d9%85%d9%84%d8%a7%d8%aa-%d8%a2%d9%84%d9%81%d8%b1%d8%af-%d8%a2%d8%af%d9%84%d8%b1/">جملات آلفرد آدلر</a> appeared first on <a href="https://behdashtravan.com">مجله تخصصی روانشناسی بهداشت روان</a>.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<figure id="attachment_6304" aria-describedby="caption-attachment-6304" style="width: 300px" class="wp-caption alignnone"><a href="http://behdashtravan.com/wp-content/uploads/2019/01/آلفرد-آدلر-8.jpg"><img fetchpriority="high" decoding="async" src="http://behdashtravan.com/wp-content/uploads/2019/01/آلفرد-آدلر-8-300x300.jpg" alt="Alfred Adler آلفرد آدلر" width="300" height="300" class="size-medium wp-image-6304" srcset="https://behdashtravan.com/wp-content/uploads/2019/01/آلفرد-آدلر-8-300x300.jpg 300w, https://behdashtravan.com/wp-content/uploads/2019/01/آلفرد-آدلر-8-150x150.jpg 150w, https://behdashtravan.com/wp-content/uploads/2019/01/آلفرد-آدلر-8-768x768.jpg 768w, https://behdashtravan.com/wp-content/uploads/2019/01/آلفرد-آدلر-8.jpg 800w" sizes="(max-width: 300px) 100vw, 300px" /></a><figcaption id="caption-attachment-6304" class="wp-caption-text">انسان بودن یعنی داشتن احساس حقارتی که دائما به سمت غلبه بر خود فشار می‌آورد. هر چه احساس حقارت تجربه شده بزرگ‌تر باشد، میل به غلبه بیشتر می‌شود و احساسات ناخوشایند خشن‌تر می‌گردد.<br />آلفرد آدلر</figcaption></figure>
<p>The post <a href="https://behdashtravan.com/%d8%ac%d9%85%d9%84%d8%a7%d8%aa-%d8%a2%d9%84%d9%81%d8%b1%d8%af-%d8%a2%d8%af%d9%84%d8%b1/">جملات آلفرد آدلر</a> appeared first on <a href="https://behdashtravan.com">مجله تخصصی روانشناسی بهداشت روان</a>.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://behdashtravan.com/%d8%ac%d9%85%d9%84%d8%a7%d8%aa-%d8%a2%d9%84%d9%81%d8%b1%d8%af-%d8%a2%d8%af%d9%84%d8%b1/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>2</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>روانشناسی وجودی رولو می</title>
		<link>https://behdashtravan.com/%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%d8%b4%d9%86%d8%a7%d8%b3%db%8c-%d9%88%d8%ac%d9%88%d8%af%db%8c-%d8%b1%d9%88%d9%84%d9%88-%d9%85%db%8c/</link>
					<comments>https://behdashtravan.com/%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%d8%b4%d9%86%d8%a7%d8%b3%db%8c-%d9%88%d8%ac%d9%88%d8%af%db%8c-%d8%b1%d9%88%d9%84%d9%88-%d9%85%db%8c/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[بهروز هاشمی]]></dc:creator>
		<pubDate>Sun, 06 Jan 2019 11:30:46 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[مکاتب روانشناسی]]></category>
		<category><![CDATA[وجودی یا اگزیستانسیالیسم]]></category>
		<category><![CDATA[آلفرد آدلر]]></category>
		<category><![CDATA[ادلر]]></category>
		<category><![CDATA[اریش فروم]]></category>
		<category><![CDATA[اریک فروم]]></category>
		<category><![CDATA[اگزیستانسیالیسم]]></category>
		<category><![CDATA[رواندرمانی وجودی]]></category>
		<category><![CDATA[روانشناسی رولو می]]></category>
		<category><![CDATA[روانشناسی وجودی]]></category>
		<category><![CDATA[روانشناسی وجودی رولو می]]></category>
		<category><![CDATA[رولو می]]></category>
		<category><![CDATA[زمان حال]]></category>
		<category><![CDATA[سالیوان]]></category>
		<category><![CDATA[فلسفه وجودی]]></category>
		<category><![CDATA[کیرکگور]]></category>
		<category><![CDATA[مسئولیت]]></category>
		<category><![CDATA[می]]></category>
		<category><![CDATA[نیچه]]></category>
		<category><![CDATA[وجودنگری]]></category>
		<category><![CDATA[وجودی]]></category>
		<category><![CDATA[ویکتور فرانکل]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://behdashtravan.com/?p=2953</guid>

					<description><![CDATA[<p>رویکردی نوین در روان‌شناسی است که مدتی کوتاه پس از جنگ جهانی دوم در اروپا به وجود آمد، سپس تا ایالات‌متحده گسترش یافت. ریشه‌های فلسفی این رویکرد را در اندیشه‌های فلسفی فیلسوفانی همچون سورن کی‌یر کگارد، فردریش نیچه، مارتین هایدیگر، ژان پل سارتر می‌توان جستجو کرد. از نخستین روان‌شناسان و روان‌پزشکان وجودی می‌توان به لودیک &#8230;</p>
<p>The post <a href="https://behdashtravan.com/%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%d8%b4%d9%86%d8%a7%d8%b3%db%8c-%d9%88%d8%ac%d9%88%d8%af%db%8c-%d8%b1%d9%88%d9%84%d9%88-%d9%85%db%8c/">روانشناسی وجودی رولو می</a> appeared first on <a href="https://behdashtravan.com">مجله تخصصی روانشناسی بهداشت روان</a>.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<a data-toggle="tooltip" data-placement="top" class="post-tooltip tooltip-top" title="Existential Psychology">روان‌شناسی وجودی</a> رویکردی نوین در روان‌شناسی است که مدتی کوتاه پس از جنگ جهانی دوم در اروپا به وجود آمد، سپس تا ایالات‌متحده گسترش یافت. ریشه‌های فلسفی این رویکرد را در اندیشه‌های فلسفی فیلسوفانی همچون <a href="https://www.google.bg/url?sa=t&amp;rct=j&amp;q=&amp;esrc=s&amp;source=web&amp;cd=1&amp;cad=rja&amp;uact=8&amp;ved=0ahUKEwjVr5iO4OvYAhVBaRQKHcp1DBoQFggnMAA&amp;url=https%3A%2F%2Ffa.wikipedia.org%2Fwiki%2F%25D8%25B3%25D9%2588%25D8%25B1%25D9%2586_%25DA%25A9%25DB%258C%25E2%2580%258C%25DB%258C%25D8%25B1%25DA%25A9%25DA%25AF%25D9%2588%25D8%25B1&amp;usg=AOvVaw3OlS4X9EvKPpsAOeH0KzGS" target="_blank" rel="noopener">سورن کی‌یر کگارد</a>، <a href="https://www.google.bg/url?sa=t&amp;rct=j&amp;q=&amp;esrc=s&amp;source=web&amp;cd=1&amp;cad=rja&amp;uact=8&amp;ved=0ahUKEwi8jaCZ4OvYAhWI7RQKHdzvCTgQFgglMAA&amp;url=https%3A%2F%2Ffa.wikipedia.org%2Fwiki%2F%25D9%2581%25D8%25B1%25DB%258C%25D8%25AF%25D8%25B1%25DB%258C%25D8%25B4_%25D9%2586%25DB%258C%25DA%2586%25D9%2587&amp;usg=AOvVaw2dy0yRPKxfeNS4S_n6PNgH" target="_blank" rel="noopener">فردریش نیچه</a>، <a href="http://behdashtravan.com/%d8%b2%d9%86%d8%af%da%af%db%8c%e2%80%8c%d9%86%d8%a7%d9%85%d9%87-%d9%85%d8%a7%d8%b1%d8%aa%db%8c%d9%86-%d9%87%d8%a7%db%8c%d8%af%da%af%d8%b1/" target="_blank" rel="noopener">مارتین هایدیگر</a>، <a href="http://behdashtravan.com/%d8%ac%d9%85%d9%84%d8%a7%d8%aa-%da%98%d8%a7%d9%86-%d9%be%d9%84-%d8%b3%d8%a7%d8%b1%d8%aa%d8%b1/" target="_blank" rel="noopener">ژان پل سارتر</a> می‌توان جستجو کرد. از نخستین روان‌شناسان و روان‌پزشکان وجودی می‌توان به لودیک بینز وانگر، مدارد باس،<a href="https://www.google.bg/url?sa=t&amp;rct=j&amp;q=&amp;esrc=s&amp;source=web&amp;cd=1&amp;cad=rja&amp;uact=8&amp;ved=0ahUKEwjU-cO94OvYAhUMWBQKHWQSBncQFgglMAA&amp;url=https%3A%2F%2Ffa.wikipedia.org%2Fwiki%2F%25D9%2588%25DB%258C%25DA%25A9%25D8%25AA%25D9%2588%25D8%25B1_%25D9%2581%25D8%25B1%25D8%25A7%25D9%2586%25DA%25A9%25D9%2584&amp;usg=AOvVaw15NIDw_jZ9lmkHOpb8URi-" target="_blank" rel="noopener"> ویکتور فرانکل</a> اشاره کرد. در این میان، شخصی به نام <a data-toggle="tooltip" data-placement="top" class="post-tooltip tooltip-top" title="Rollo Reese may">رولو می</a> به مدت ۴۰ سال مهم‌ترین سخنگوی روان‌شناسی وجودی در ایالات‌متحده معرفی شد.</p>
<p><a href="http://behdashtravan.com/%d8%ac%d9%85%d9%84%d8%a7%d8%aa-%d8%b1%d9%88%d9%84%d9%88-%d9%85%db%8c/" target="_blank" rel="noopener">رولو می</a> رویکردی نوین اتخاذ کرد که نه بر مبنای پژوهش علمی کنترل‌شده بلکه بر پایه تجربه بالینی قرار داشت.<br />
او بر دنیا و تجربیات زمان حال انسان‌ها تأکید می‌کرد و معتقد بود که آنها خود مسئول آنچه خواهند شد هستند. وی بیان می‌کرد که بیشتر انسان‌ها به خاطر ترس از مواجهه با سرنوشت خودشان، بیشتر آزادی خود را از دست می‌دهند. درواقع آنها با نفی آزادی خود، از <a href="http://behdashtravan.com/%d9%85%d8%b3%d8%a6%d9%88%d9%84%db%8c%d8%aa-%d9%88%d8%ac%d9%88%d8%af%db%8c/" target="_blank" rel="noopener">مسئولیت</a> انتخاب کردن و آگاهی یافتن از خود می‌گریزند که نتیجه آن احساس بیگانگی و بی‌معنایی خواهد بود. در مقابل افراد سالم با به چالش کشیدن سرنوشت خود و تشخیص اجتناب‌ناپذیر بودن مرگ، جرات زندگی کردن در زمان حال را نشان می‌دهند.</p>
<p>رولو می آوریل ۱۹۰۹ در ایالات اوهایو متولد شد. فضای آرامی در خانواده وی حاکم نبود و والدینش پس از کشمش‌های طولانی از هم جدا شدند. رولو می‌ در دوران نوجوانی به هنر و ادبیات علاقه‌مند شد و در رشته زبان و ادبیات انگلیسی تحصیل کرد. مدتی نیز به نقاشی کردن و مطالعه و هنر بومی پرداخت. در سفری طولانی در سرتاسر اروپای شرقی و جنوبی به تدریس انگلیسی و نقاشی کردن مشغول بود ولی پس از مدتی به حالتی از احساس تنهایی و بی‌معنایی دچار شد.</p>
<p>خود وی این دوران را چنین توصیف می‌کند: «سرانجام به چیزی که با حسن تعبیر، خرد شدن اعصاب نامیده می‌شد، مبتلا شدم. این بدان معنی بود که قواعد، اصول و ارزش‌هایی که در کار و زندگی‌ام داشتم، دیگر کفایت نمی‌کرد. به‌قدری خسته شده بودم که برای ادامه دادن تدریس باید به مدت ۲ هفته استراحت کامل می‌کردم تا انرژی کافی کسب کنم. من در کالج به قدر کافی روان‌شناسی یاد گرفته بودم که بدانم این نشانه‌ها به معنی آن بودند که یک چیزی در کل روش زندگی من اشکال دارد. باید هدف‌ها و مقصود تازه‌ای برای زندگی‌ام پیدا می‌کردم و نحوه وجود متعصبانه و خشکم را کنار می‌گذاشتم.»</p>
<p>آشنایی با<a href="http://behdashtravan.com/%d8%b2%d9%86%d8%af%da%af%db%8c%d9%86%d8%a7%d9%85%d9%87-%d8%a2%d8%af%d9%84%d8%b1/" target="_blank" rel="noopener"> آلفرد آدلر</a> و شرکت در سمینارهای تابستانی آدلر، امیدی دوباره به وی بخشید. به همین دلیل سال ۱۹۳۳ به ایالات‌متحده برگشت و در مدرسه الهیات نیویورک ثبت‌نام کرد تا پاسخ‌هایی برای سؤال‌هایش در رابطه با ماهیت انسان بیابد.</p>
<p>آشنایی با فیلسوف وجودی <a data-toggle="tooltip" data-placement="top" class="post-tooltip tooltip-top" title="Paull Tillich">پل تیلیش</a> که از آلمان به آمریکا پناهنده شده بود تأثیری شگرف بر اندیشه‌های فلسفی وی داشت به‌گونه‌ای که این دو بیش از ۳۰ سال به دوستی خود ادامه دادند.</p>
<p>از سوی دیگر، آشنایی با هاری استک <a href="https://www.google.bg/url?sa=t&amp;rct=j&amp;q=&amp;esrc=s&amp;source=web&amp;cd=1&amp;cad=rja&amp;uact=8&amp;ved=0ahUKEwjQu-mD4evYAhXFbxQKHTduDukQFgglMAA&amp;url=https%3A%2F%2Ffa.wikipedia.org%2Fwiki%2F%25D9%2587%25D8%25B1%25DB%258C_%25D8%25A7%25D8%25B3%25D8%25AA%25DA%25A9_%25D8%25B3%25D8%25A7%25D9%2584%25DB%258C%25D9%2588%25D8%25A7%25D9%2586&amp;usg=AOvVaw13txQQwtkzAykq0dvNqTyy" target="_blank" rel="noopener">سالیوان</a> رئیس موسسه روان‌پزشکی، روان‌کاوی و روان‌شناسی ویلیام آلانسون وایت و همچنین دوستی با <a href="http://behdashtravan.com/%d8%b2%d9%86%d8%af%da%af%db%8c-%d8%a7%d8%b1%db%8c%da%a9-%d9%81%d8%b1%d9%88%d9%85/" target="_blank" rel="noopener">اریک فروم</a> موجب شد که او در رشته روان‌شناسی ادامه تحصیل دهد و در ۴۰ سالگی دکتری خود را در روان‌شناسی بالینی از دانشگاه کلمبیا دریافت کند.</p>
<h2>ماجرای بیماری سل رولو می</h2>
<p>رولو می‌ در میانه ۳۰ تا ۴۰ سالگی عمیق‌ترین تجربه زندگی خود را که ابتلا به بیماری سل بود، از سر گذراند. در آن زمان برای بیماری سل درمانی وجود نداشت و به همین دلیل  رولو می به مدت ۳ سال در آسایشگاه مسلولین ساراناک واقع در نیویورک نگه‌داری شد؛ درحالی‌که نمی‌دانست زنده خواهد ماند یا این‌که خواهد مرد. در این زمان او به ماهیت بیماری‌اش بینش‌هایی را کسب کرد.</p>
<p>وی در آسایشگاه مسلولین بیمارانی را مشاهده می‌کرد که بیماری خود را پذیرفته و نگرشی منفعلانه داشتند که در نهایت به مرگ آنها منجر می‌شد. درعین‌حال گروه دیگری از بیماران با وضعیت بیماری خود مبارزه کرده و در نتیجه زنده می‌ماندند. فیست در کتاب نظریه‌های شخصیت در توصیف این دوران چنین می‌نویسد: بعد از این‌که رولو می یاد گرفت به بدنش گوش کند، دریافت که شفا فرآیندی فعال است نه منفعل. کسی که مریض است، خواه بیماری او جسمانی باشد یا روانی، باید در فرایند درمان شرکت‌کننده‌ای فعال باشد. رولو می ‌زمانی که از بیماری سل بهبود یافت به این واقعیت در مورد خودش پی‌برد اما بعدها توانست دریابد که بیماران روان‌درمانی او نیز باید برای بهتر شدن با اختلالاتشان مبارزه کنند.</p>
<p>از نکات جالب‌توجه در دوره بیماری می، نوشتن کتابی در مورد اضطراب بود. وی در نگارش این کتاب تحت تأثیر اندیشه‌های فروید و به‌ویژه عالم الهیات بزرگ دانمارکی، سورن کی یرکگارد بود. این کتاب بعدها تحت عنوان معنی <a href="http://behdashtravan.com/%d8%a7%d8%b6%d8%b7%d8%b1%d8%a7%d8%a8-%d8%a7%d8%b2-%d9%86%da%af%d8%a7%d9%87-%d9%81%d8%b1%d9%88%db%8c%d8%af/" target="_blank" rel="noopener">اضطراب</a> منتشر شد. سال ۱۹۵۸ رولو می به همراه ارنست آنجل و هنری النبرگر کتابی با عنوان وجود: بعد جدیدی در روان‌پزشکی و روان‌پزشکی و روان‌شناسی را منتشر کرد. محتوای این کتاب معرفی مفاهیم درمان وجودی به روان‌درمانگران آمریکا بود. اما کتاب عشق و اراده (۱۹۶۹) مشهورترین اثر رولو می به حساب می‌آید که کتاب پرفروش سال شد.</p>
<p>از مهم‌ترین رویدادهای علمی حیات می، دریافت جایزه مدال طلای بنیاد روان‌شناسی آمریکا بود که به پاس یک عمر خدمت به روان‌شناسی حرفه‌ای به وی اهدا شد. رولو می‌ در دانشگاه‌های مختلف همچون هاروارد، پرینستون، کلمبیا، نیویورک و چند دانشگاه مطرح تدریس کرده و ریاست انجمن روان‌شناسی نیویورک را برعهده داشت.</p>
<p>وی با نگارش کتاب‌ها و مقالات متعدد به‌عنوان مشهورترین نماینده جنبش وجودی آمریکا معرفی شده است. باوجوداین، رولو می همواره از هرگونه تلاش در جهت تضعیف روان‌شناسی انتقاد کرده و از تبدیل روان‌شناسی وجودی به یک روش بی‌دردسر در رسیدن به خود شکوفایی به‌شدت انتقاد می‌کرد.</p>
<h2>منبع</h2>
<p><a href="http://psychologymirloo.blogfa.com/post-78.aspx" target="_blank" rel="nofollow noopener">فلسفه و روانشناسی</a> &#8211; مهدی میرلو</p>
<p>&nbsp;</p>
<p>The post <a href="https://behdashtravan.com/%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%d8%b4%d9%86%d8%a7%d8%b3%db%8c-%d9%88%d8%ac%d9%88%d8%af%db%8c-%d8%b1%d9%88%d9%84%d9%88-%d9%85%db%8c/">روانشناسی وجودی رولو می</a> appeared first on <a href="https://behdashtravan.com">مجله تخصصی روانشناسی بهداشت روان</a>.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://behdashtravan.com/%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%d8%b4%d9%86%d8%a7%d8%b3%db%8c-%d9%88%d8%ac%d9%88%d8%af%db%8c-%d8%b1%d9%88%d9%84%d9%88-%d9%85%db%8c/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>سبک زندگی آدلر</title>
		<link>https://behdashtravan.com/%d8%b3%d8%a8%da%a9-%d8%b2%d9%86%d8%af%da%af%db%8c-%d8%a2%d8%af%d9%84%d8%b1/</link>
					<comments>https://behdashtravan.com/%d8%b3%d8%a8%da%a9-%d8%b2%d9%86%d8%af%da%af%db%8c-%d8%a2%d8%af%d9%84%d8%b1/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[بهروز هاشمی]]></dc:creator>
		<pubDate>Thu, 08 Nov 2018 11:30:38 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[بهداشت روان]]></category>
		<category><![CDATA[روان پویشی و روانکاوی]]></category>
		<category><![CDATA[روانشناسی شخصیت]]></category>
		<category><![CDATA[سبک زندگی]]></category>
		<category><![CDATA[آدلر]]></category>
		<category><![CDATA[آلفرد آدلر]]></category>
		<category><![CDATA[ترتیب تولد]]></category>
		<category><![CDATA[خود آرمانی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://behdashtravan.com/?p=2737</guid>

					<description><![CDATA[<p>سبک زندگی، تکیه‌کلام نظریه شخصیت آدلر و ارائه‌دهنده اندیشه و افکار آدلر است. سبک زندگیِ آدلر تعیین‌کننده‌ی همتایی شخصیت فرد است. سبک زندگی مهم‌ترین عقاید، طرح‌ها و نمونه‌های عادتی رفتار، هوی و هوس‌ها، هدف‌های طویل‌المدت، تعیین شرایط اجتماعی و یا شخصی‌ای است که برای تأمین امنیت خاطر فرد لازم است. سبک زندگی فرضیاتی است که &#8230;</p>
<p>The post <a href="https://behdashtravan.com/%d8%b3%d8%a8%da%a9-%d8%b2%d9%86%d8%af%da%af%db%8c-%d8%a2%d8%af%d9%84%d8%b1/">سبک زندگی آدلر</a> appeared first on <a href="https://behdashtravan.com">مجله تخصصی روانشناسی بهداشت روان</a>.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p><a href="http://behdashtravan.com/%d8%b3%d8%a8%da%a9%e2%80%8c%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%b2%d9%86%d8%af%da%af%db%8c-%d8%af%d8%b1-%d9%86%d8%b8%d8%b1%db%8c%d9%87-%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%d8%b4%d9%86%d8%a7%d8%b3%db%8c/" target="_blank" rel="noopener">سبک زندگی</a>، تکیه‌کلام نظریه شخصیت <a href="http://behdashtravan.com/%d8%b2%d9%86%d8%af%da%af%db%8c%d9%86%d8%a7%d9%85%d9%87-%d8%a2%d8%af%d9%84%d8%b1/" target="_blank" rel="noopener">آدلر</a> و ارائه‌دهنده اندیشه و افکار آدلر است. سبک زندگیِ آدلر تعیین‌کننده‌ی همتایی شخصیت فرد است. سبک زندگی مهم‌ترین عقاید، طرح‌ها و نمونه‌های عادتی رفتار، هوی و هوس‌ها، هدف‌های طویل‌المدت، تعیین شرایط اجتماعی و یا شخصی‌ای است که برای تأمین امنیت خاطر فرد لازم است. سبک زندگی فرضیاتی است که در آن نحوه تفکر، احساسات، ادراکات، رؤیاها و غیره مطرح هستند.</p>
<p>سبک زندگیِ آدلر نوع خاص واکنش فرد در برابر موانع و مشکلات زندگی است. تمام اشخاص یک هدف دارند و آن میل به تفوق و برتری است. درعین‌حال انسان طریق بی‌شماری را برای وصول به این هدف به کار می‌بندد. یک فرد می‌کوشد تا با پرورش ذهنیاتش برتر شود، و دیگری ممکن است تمام تلاش‌هایش را در جهت نیل به‌قدرت عضلانی صرف کند. به‌طورکلی می‌توان گفت که تمام رفتار فرد از سبک زندگی او نشأت می‌گیرد و آنچه را در خور سبک زندگیش است درک می‌کند، می‌آموزد، و حفظ می‌کند.</p>
<p>فرد به کمک نقشه شناختی خویش حرکتش را در طول زندگی تسهیل و تجهیز می‌کند، تجاربش را ارزشیابی و درک و سپس پیش‌بینی و کنترل می‌کند.</p>
<p>اعتقادات مربوط به سبک زندگی آدلر به چهار گروه تقسیم می‌شوند:</p>
<ol>
<li>مفهوم خود یا خویشتن پنداری، یعنی اعتقاد فرد به اینکه «من که هستم».</li>
<li>خودآرمانی، یعنی اعتقاد فرد به اینکه «من چه باید باشم» یا «مجبورم چه باشم تا جایی در میان دیگران داشته باشم».</li>
<li>تصویری از جهان، یعنی اعتقادات فرد در مورد اطرافیان و محیط پیرامونش.</li>
<li>اعتقادات اخلاقی، یعنی مجموعه چیزهایی که فرد درست و یا نادرست می‌داند.</li>
</ol>
<p>هرگاه میان اعتقادات مربوط به <a href="http://behdashtravan.com/%d8%b3%d8%a7%d8%ae%d8%aa%d8%a7%d8%b1-%d8%b4%d8%ae%d8%b5%db%8c%d8%aa-%d8%a7%d8%b2-%d9%86%da%af%d8%a7%d9%87-%d9%81%d8%b1%d9%88%db%8c%d8%af/" target="_blank" rel="noopener">«خود» و «خودآرمانی»</a> تعارضی به وجود آید، احساس <a href="http://behdashtravan.com/%d8%a2%d8%b3%db%8c%d8%a8%e2%80%8c%d8%b4%d9%86%d8%a7%d8%b3%db%8c-%d8%a2%d8%af%d9%84%d8%b1/" target="_blank" rel="noopener">حقارت </a>بروز می‌کند. همچنین عدم هماهنگی میان اعتقادات مربوط به خود و اعتقادات مربوط به جهان پیرامون به احساس حقارت می‌انجامد که بعضی اوقات آن را احساس عدم کفایت فقدان شایستگی و یا عدم تسلط می‌نامند. ناهماهنگی میان خویشتن‌پنداری و اعتقادات اخلاقی نیز موجب احساس حقارت در حوزه اخلاقی می‌شود که احساس گناه نوعی از آن است. شالوده سبک زندگی فرد، از همان اوایل کودکی یعنی در سنین چهار یا پنج سالگی ریخته می‌شود. در شکل‌گیری سبک زندگی، حق تقدم با عوامل جسمانی است. ازاین‌رو، آدلر برای تجارب اولیه اجتماعی کودک، در زمینه ایجاد مفهوم نسبت به موقعیتش در جهان، اهمیت زیادی قائل می‌شود.</p>
<p>کودک عوامل موجود در محیط خانواده را به دنیای خارج تعمیم می‌دهد و روابط و تعابیرش را بر آن اساس بنیان می‌نهد. به همین دلیل، آدلر به ماهیت «منظومه خانواده» توجه خاصی مبذول داشت و ترتیب تولد فرد را در خانواده با خصوصیات رفتاری متفاوتی همراه می‌دانست. بنابراین، اطلاعات مربوط به ترتیب تولد کودک و همین‌طور، خاطرات اولیه او در محیط اجتماعی خانواده، نقش مهمی در معرفی چگونگی شخصیت و سبک زندگی او بازی می‌کند.</p>
<p>آدلر، پنج جایگاه روان‌شناختی را مشخص کرد: فرزند اول، فرزند دوم از فقط دو فرزند، فرزند میانی، فرزند آخر، و تک فرزند. پس محیط اولیه، شرایط خانوادگی، و چگونگی نوع احساس حقارت، احساسات اجتماعی، و میل به قدرت‌طلبی در تعیین سمت‌وسوی سبک زندگی مؤثرند. بدین معنی که سبک زندگی هر فرد، بر اساس هدف‌هایش، به طریقی تعیین می‌شود که شخص را در قبال احساس ناامنی ناشی از احساس بی کفایتی‌اش محافظت کند. سبک زندگی می‌تواند مولد استعدادها و رفتارهای مؤثر و مفید باشد و یا آنکه به جبران‌های افراطی و ناسالم منتهی شود. به‌عنوان‌مثال، سبک زندگی یک کودک ناخواسته و مطرود با خصوصیاتی چون بدبینی، کینه‌توزی، و روی گرداندن و گریز از اجتماع همراه خواهد بود.</p>
<p>سبک زندگی آدلر را ارضاء نکرد، زیرا به نظر مفهومی ساده و مکانیکی بود و سرانجام در راه جستجوی اصلی پویاتر به مفهوم «من خلاقه» دست‌یافت.</p>
<h2>منبع</h2>
<p><strong>کتاب:</strong> <a href="https://www.adinehbook.com/gp/product/9640102210" target="_blank" rel="nofollow noopener">نظریه‌های مشاوره و روان درمانی</a><br />
<strong>نویسندگان:</strong> عبدالله شفیع آبادی و غلامرضا ناصری<br />
<strong>انتشارات:</strong> نشر دانشگاهی</p>
<p>The post <a href="https://behdashtravan.com/%d8%b3%d8%a8%da%a9-%d8%b2%d9%86%d8%af%da%af%db%8c-%d8%a2%d8%af%d9%84%d8%b1/">سبک زندگی آدلر</a> appeared first on <a href="https://behdashtravan.com">مجله تخصصی روانشناسی بهداشت روان</a>.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://behdashtravan.com/%d8%b3%d8%a8%da%a9-%d8%b2%d9%86%d8%af%da%af%db%8c-%d8%a2%d8%af%d9%84%d8%b1/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>نظریه شخصیت آدلر</title>
		<link>https://behdashtravan.com/%d9%86%d8%b8%d8%b1%db%8c%d9%87-%d8%b4%d8%ae%d8%b5%db%8c%d8%aa-%d8%a2%d8%af%d9%84%d8%b1/</link>
					<comments>https://behdashtravan.com/%d9%86%d8%b8%d8%b1%db%8c%d9%87-%d8%b4%d8%ae%d8%b5%db%8c%d8%aa-%d8%a2%d8%af%d9%84%d8%b1/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[بهروز هاشمی]]></dc:creator>
		<pubDate>Thu, 26 Apr 2018 10:30:28 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[بهداشت روان]]></category>
		<category><![CDATA[روان پویشی و روانکاوی]]></category>
		<category><![CDATA[روانشناسی شخصیت]]></category>
		<category><![CDATA[سبک زندگی]]></category>
		<category><![CDATA[مکاتب روانشناسی]]></category>
		<category><![CDATA[آلفرد آدلر]]></category>
		<category><![CDATA[احساس حقارت]]></category>
		<category><![CDATA[ترتیب تولد]]></category>
		<category><![CDATA[عقده حقارت]]></category>
		<category><![CDATA[علاقه اجتماعی]]></category>
		<category><![CDATA[غایت‌نگری خیالی]]></category>
		<category><![CDATA[فروید]]></category>
		<category><![CDATA[فلسفه انگار که]]></category>
		<category><![CDATA[میل به برتری]]></category>
		<category><![CDATA[نظریه شخصیت آدلر]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://behdashtravan.com/?p=2572</guid>

					<description><![CDATA[<p> تلاش برای برتری تلاش برای برتری انگیزه‌ی اصلی شخصیت انسان است. برتر بودن به معنی آن است که از آنچه که الآن هستیم برتر باشیم. برتر بودن لزوماً به معنی کسب عنوان اجتماعی، تسلط یا رهبری در جامعه نیست. تلاش برای برتری به معنی تلاش کردن برای هدایت کردن زندگی عالی و کامل است. این &#8230;</p>
<p>The post <a href="https://behdashtravan.com/%d9%86%d8%b8%d8%b1%db%8c%d9%87-%d8%b4%d8%ae%d8%b5%db%8c%d8%aa-%d8%a2%d8%af%d9%84%d8%b1/">نظریه شخصیت آدلر</a> appeared first on <a href="https://behdashtravan.com">مجله تخصصی روانشناسی بهداشت روان</a>.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h3> تلاش برای برتری</h3>
<p>تلاش برای برتری انگیزه‌ی اصلی شخصیت انسان است. برتر بودن به معنی آن است که از آنچه که الآن هستیم برتر باشیم. برتر بودن لزوماً به معنی کسب عنوان اجتماعی، تسلط یا رهبری در جامعه نیست. تلاش برای برتری به معنی تلاش کردن برای هدایت کردن زندگی عالی و کامل است. این یک اصل پویشی والای زندگی است؛ تلاش برای کمال و پیشرفت انگیزه‌های دیگر انسان را در بر گرفته و به آن‌ها نیرو می‌بخشد.</p>
<p>تلاش برای برتری را به شیوه‌های مختلف می‌توان نشان داد. آرمان‌های زندگی عالی از «صلح و خوشبختی در سرتاسر دنیا» تا «درست‌کاری بهترین خط‌ مشی است» و”Deutschland Uber Alles” (آلمان برتر از همه) تفاوت دارد. کمال، آرمانی است که در ذهن انسان‌ها ایجاد می‌شود که ازآن‌پس طوری زندگی می‌کنند <a href="https://en.wikipedia.org/wiki/The_Philosophy_of_%27As_if%27" target="_blank" rel="noopener">انگار که</a> می‌توانند این آرمان‌ها را تحقق بخشند. افراد هدف‌های خیالی خود را برای زندگی می‌آفرینند و طوری عمل می‌کنند که انگار هدف‌های شخصی آن‌ها هدف نهایی زندگی است. این <a href="http://behdashtravan.com/%d8%ba%d8%a7%db%8c%d8%aa%e2%80%8c%d9%86%da%af%d8%b1%db%8c-%d8%ae%db%8c%d8%a7%d9%84%db%8c-%d8%af%d8%b1-%d9%86%d8%b8%d8%b1%db%8c%d9%87-%d8%a2%d8%af%d9%84%d8%b1/" target="_blank" rel="noopener"><strong>غایت‌نگری خیالی</strong></a> بیان‌گر این واقعیت است که رویدادهای روان‌شناختی چندان توسط شرایط تاریخی تعیین نمی‌شوند بلکه انتظارات فرد درباره‌ی این‌که چگونه می‌توان زندگی آینده را به انجام رساند، آن را تعیین می‌کنند.</p>
<p>اگر کسی معتقد باشد که زندگی عالی پاداشی برای پرهیزکار بودن است که می‌توان آن را در بهشت یافت، خواه بهشت وجود داشته یا نداشته باشد، دراین‌صورت زندگی او خیلی تحت تأثیر تلاش برای این هدف قرار خواهد داشت. این‌گونه هدف‌های خیالی علت ذهنی رویدادهای روانی هستند. بشریت صرفاً اتفاقی نیست که به‌صورت تاریخی تعیین‌شده باشد، یعنی پیامد عینی شرایط بیرونی گذشته نیست. انسان‌ها به‌صورت موجودات خودمختاری تکامل یافته‌اند که با تلاش برای آرمان‌هایی که به‌صورت درونی ایجاد کرده‌اند، بر آینده‌ی خود تأثیر می‌گذارند. هریک خودِ آرمانی را به وجود می‌آوریم که بیان‌گر فرد کاملی است که برای تحقق بخشیدن به آن تلاش می‌کنیم.</p>
<h3>احساس‌های حقارت</h3>
<p>منابع این تلاش برای آرمان‌های برتر چیست‌اند؟ تلاش برای برتر بودن، واکنش طبیعی به احساس‌های گریزناپذیر حقارت، یعنی تجربه‌ی اجتناب‌ناپذیر و تقریباً فطری تمام انسان‌هاست. امکان دارد که احساس‌های ذهنی حقارت بر واقعیت‌های عینی مانند حقارت‌های عضوی استوار باشند- ضعف‌های جسمانی که ما را برای بیماری‌هایی نظیر مشکلات قلبی، کلیه، معده، مثانه و ریه مستعد می‌سازند. حقارت عضوی می‌تواند محرکی باشد که به‌وسیله‌ی آن سعی می‌کنیم با برتر بودن آن را جبران کنیم. مورد کلاسیک، <a href="https://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%AF%D9%85%D9%88%D8%B3%D8%AA%D9%86" target="_blank" rel="noopener">دموستنس </a>است که با جبران کردن لکنت زبان خود، یکی از سخنوران بزرگ دنیا شد.</p>
<p>احساس‌های حقارت- به‌طور گسترده‌تر، عقده‌ی حقارت- می‌توانند از ضعف روان‌شناختی یا اجتماعی که به‌صورت ذهنی احساس می‌شوند و همین‌طور از نقایص واقعی بدن ناشی شوند. برای مثال، کودکان خردسال می‌دانند که کمتر از خواهر- برادرهای بزرگ‌تر باهوش و ماهر هستند، بنابراین در جهت سطح بالاتر رشد تلاش می‌کنند. احساس حقارت کردن نابهنجار نیست. احساس حقارت کردن آگاه بودن از این امر است که ما موجودات فناپذیری هستیم که هرگز به‌قدر کافی عاقل، به‌قدر کافی سریع، یا به‌قدر کافی قوی نیستیم که بتوانیم از پسِ تمام پیشامدهای زندگی برای احساس‌های حقارت محرکی برای هر پیشرفتی بوده‌اند که در توانایی انسان برای برخورد کردن مؤثر با دنیا صورت گرفته است.</p>
<p>احساس حقارت کردن و درنتیجه تلاش کردن برای برتری در مورد جنسیت نیز کاربرد دارد. مفهوم نرینه‌نمایی آدلر عمدتاً به اعتراض زن علیه نقش زنانه‌ی او اشاره دارد. برخلاف <a href="http://behdashtravan.com/%d8%b2%d9%86%d8%af%da%af%db%8c%d9%86%d8%a7%d9%85%d9%87-%d9%81%d8%b1%d9%88%db%8c%d8%af-%d9%82%d8%b3%d9%85%d8%aa-%d8%a7%d9%88%d9%84/" target="_blank" rel="noopener">فروید </a>که گفت زن دوست دارد مرد باشد و ساختار کالبدی او را می‌خواهد، آدلر معتقد بود که زن دوست دارد آزادی مرد را داشته باشد و جایگاه ممتاز او در جامعه را می‌خواهد. هدف واقعی، جایگاه است نه اندام‌های تناسلی. درصورتی‌که مرد معتقد باشد که مردانگی او به‌گونه‌ای حقیر است و درنتیجه با رفتارهای اَبرمردانه به جبران آن بپردازد، او نیز می‌تواند دچار نرینه‌نمایی شود. اشتغال ذهنی به کامیون‌های بزرگ، تفنگ‌های بزرگ، عضلات قوی و نمادهای دیگر قدرت مردانه، بیان‌گر چنین جبرانی است.</p>
<h3>سبک زندگی</h3>
<p>احساس حقارت خاص فرد می‌تواند بر نوع <strong>سبک زندگی</strong> که او برای برتر شدن انتخاب می‌کند تأثیر بگذارد. برای مثال، کسی که در کودکی احساس می‌کند ازلحاظ عقلانی بی‌کفایت است، امکان دارد تصمیم بگیرد روشن‌فکر برتری شود. ازآن‌پس، سبک زندگی روشن‌فکرانه، اصل یکپارچه‌کننده‌ی زندگی آن فرد می‌شود. یک آدم روشن‌فکر کارهای روزمره‌ی خود را مرتب می‌کند، یک رشته توانایی‌های مطالعه و تفکر را  پرورش می‌دهد و مطابق با هدف برتری روشن‌فکری با خانواده و دوستان ارتباط برقرار می‌کند. سبک زندگی روشن‌فکرانه از مثلاً سبک فعال یک سیاست‌مدار، گوشه‌گیرانه‌تر و بی‌تحرک‌تر است. سبک زندگی با الگوهای رفتاری وجود فرد یکی نیست. تمام رفتارهای فرد از سبک زندگی منحصربه‌فرد او ناشی می‌شوند. سبک زندگی، ساختاری شناختی یا بازنمایی آرمانی آن چیزی است که فرد در فرایند شدن است.</p>
<p>افراد سبک زندگی خود را تااندازه‌ای بر مبنای تجربیات کودکی اولیه می‌سازند. جایگاه کودک در مجموعه‌ی خانواده- <strong>ترتیب تولد</strong> یا جایگاه ترتیبی- تأثیر بسیار مهمی بر سبک زندگی او دارد. برای مثال، فرزند وسطی بیشتر احتمال دارد که سبک زندگی جاه‌طلبانه را انتخاب کند و بکوشد از خواهر- برادر بزرگ‌تر خود جلو بیفتد. فرزندان دوم به‌خصوص برای سرپیچی کردن به دنیا می‌آیند. (سالووی، ۱۹۹۶). فرزند اول با تجربه‌ی اجتناب‌ناپذیر عزل شدن توسط تازه‌واردی که اکنون کانون توجه است روبه‌رو می‌شود.</p>
<p>مجبور شدن به از دست دادن توجه و محبت، احساس‌های رنجش و نفرتی را ایجاد می‌کند که بخشی از رقابت خواهر- برادرهاست. فرزند اول به گذشته نگاه می‌کند، به زمانی که رقیبی نبود و احتمال دارد که سبک زندگی محافظه‌کارانه‌ای را تشکیل دهد. فرزند آخر خواهر- برادرهای بزرگ‌تری دارد که وظیفه‌ی پیشتاز را برای تحریک کردن رشد بر عهده دارند. فرزندان آخر هرگز از دست دادن توجه به نفع یک جانشین را تجربه نمی‌کنند و به‌احتمال‌زیاد انتظار دارند که مثل یک شاهزاده زندگی کنند.</p>
<p>گرچه واقعیت‌های عینی مانند حقارت‌های عضوی و ترتیب تولد بر سبک زندگی که فرد می‌سازد تأثیر می‌گذارند، ولی درنهایت تعیین نمی‌کنند که فرد چگونه زندگی خواهد کرد. برانگیزنده اصلی سبک زندگی خودِ خلاق است. خودِ خلاق نیرویی ذهنی است که توانایی منحصربه‌فرد تبدیل کردن واقعیت‌های عینی به رویدادهایی که ازلحاظ شخصی معنی‌دار هستند به فرد می‌دهد. خودِ خلاق با تأثیر گذاشتن بر شرایط زیستی و محیطی و معنی دادن به آن‌ها، اجازه نمی‌دهد که فرد صرفاً محصول این شرایط باشد. خودِ خلاق فرآیندی فعال است واقعیت‌های ژنتیکی و محیطی زندگی فرد را تعبیر کرده و آن‌ها را در شخصیت یکپارچه‌ای که پویا، ذهنی و منحصربه‌فرد است ادغام می‌کند. خودِ اخلاق از بین تمام نیروهایی که بر فرد تأثیر می‌گذارند، نوعی هدف شخصی برای زندگی به وجود می‌آورد که او را به سمت آینده‌ای عالی‌تر سوق می‌دهد.</p>
<p>هر سبک زندگی باید با این واقعیت دست‌به‌گریبان شود که انسان‌ها موجوداتی اجتماعی هستند که در یک سیستم روابط میان‌فردی به دنیا آمده‌اند. سبک زندگی سالم علاقه‌ی اجتماعی را منعکس می‌کند که توان فطری در تمام انسان‌هاست. شخصیت سالم می‌داند که زندگی کامل فقط در بستر جامعه‌ی عالی امکان‌پذیر است. شخصیت سالم با حقارت‌هایی که در همه ما وجود دارند احساس نزدیکی می‌کند. جهالتی که همگی در آن سهیم هستیم، مانند این‌که چگونه در دنیا صلح داشته باشیم یا چگونه از بیماری‌های هولناک بر حذر باشیم، شخصیت سالم را تحریک می‌کند تا به بشریت کمک کند بر این ضعف‌ها چیره شود. به قول آدلر (۱۹۶۴، ص ۳۱)«علاقه‌ی اجتماعی جبران واقعی و اجتناب‌ناپذیر کلیه‌ی ضعف‌های طبیعی انسان‌هاست».</p>
<h3>علاقه اجتماعی</h3>
<p>علاقه‌ی اجتماعی توانی فطری است می‌تواند احساس تعهد هرکسی را جلب کند، ولی به‌خودی‌خود پرورش نمی‌یابد. <strong>علاقه‌ی اجتماعی</strong> باید در جوّ خانوادگی سالم، که همکاری، احترام، اعتماد، حمایت و تفاهم را ترغیب می‌کند، پرورش یابد. ارزش‌های بادوام و الگوهای عمل اعضای خانواده، مخصوصاً والدین و نوعی جوّ خانوادگی را به وجود می‌آورد که اگر سالم باشد، کودکان را به رد کردن تمایلات خودخواهانه سوق می‌دهد.</p>
<h2>منبع</h2>
<p><strong>کتاب:</strong> <a href="https://books.google.com/books/about/Systems_of_Psychotherapy.html?id=h3NHAAAAMAAJ&amp;hl=en" target="_blank" rel="noopener">نظام های روان درمانی</a><br />
<strong>نویسنده:</strong> جان نورکراس، جیمز پروچاسکا<br />
<strong>مترجم:</strong> یحیی سیدمحمدی</p>
<p>The post <a href="https://behdashtravan.com/%d9%86%d8%b8%d8%b1%db%8c%d9%87-%d8%b4%d8%ae%d8%b5%db%8c%d8%aa-%d8%a2%d8%af%d9%84%d8%b1/">نظریه شخصیت آدلر</a> appeared first on <a href="https://behdashtravan.com">مجله تخصصی روانشناسی بهداشت روان</a>.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://behdashtravan.com/%d9%86%d8%b8%d8%b1%db%8c%d9%87-%d8%b4%d8%ae%d8%b5%db%8c%d8%aa-%d8%a2%d8%af%d9%84%d8%b1/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>سبک زندگی</title>
		<link>https://behdashtravan.com/%d8%b3%d8%a8%da%a9%e2%80%8c%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%b2%d9%86%d8%af%da%af%db%8c-%d8%af%d8%b1-%d9%86%d8%b8%d8%b1%db%8c%d9%87-%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%d8%b4%d9%86%d8%a7%d8%b3%db%8c/</link>
					<comments>https://behdashtravan.com/%d8%b3%d8%a8%da%a9%e2%80%8c%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%b2%d9%86%d8%af%da%af%db%8c-%d8%af%d8%b1-%d9%86%d8%b8%d8%b1%db%8c%d9%87-%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%d8%b4%d9%86%d8%a7%d8%b3%db%8c/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[بهروز هاشمی]]></dc:creator>
		<pubDate>Tue, 06 Feb 2018 11:30:26 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[بهداشت روان]]></category>
		<category><![CDATA[روان پویشی و روانکاوی]]></category>
		<category><![CDATA[روانشناسی شخصیت]]></category>
		<category><![CDATA[سبک زندگی]]></category>
		<category><![CDATA[فرزندپروری و رشد]]></category>
		<category><![CDATA[آدلر]]></category>
		<category><![CDATA[آلفرد آدلر]]></category>
		<category><![CDATA[تیپ دوری‌جو]]></category>
		<category><![CDATA[تیپ سلطه‌جو]]></category>
		<category><![CDATA[تیپ گیرنده]]></category>
		<category><![CDATA[تیپ مفید به حال جامعه]]></category>
		<category><![CDATA[نظریه شخصیت آدلر]]></category>
		<category><![CDATA[نظریه فردنگر آدلر]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://behdashtravan.com/?p=2817</guid>

					<description><![CDATA[<p>هدف نهایی هر یک از ما برتری یا کمال است، اما سعی می‌کنیم از طریق الگوهای رفتار مختلف به این هدف برسیم. هر یک از ما این تلاش را به‌صورت متفاوت نشان می‌دهیم. ما الگوی منحصربه‌فردی از خصوصیات، رفتارها، و عادت‌ها را پرورش می‌دهیم که آدلر آن را سبک‌های زندگی نامید. برای اینکه بفهمیم سبک &#8230;</p>
<p>The post <a href="https://behdashtravan.com/%d8%b3%d8%a8%da%a9%e2%80%8c%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%b2%d9%86%d8%af%da%af%db%8c-%d8%af%d8%b1-%d9%86%d8%b8%d8%b1%db%8c%d9%87-%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%d8%b4%d9%86%d8%a7%d8%b3%db%8c/">سبک زندگی</a> appeared first on <a href="https://behdashtravan.com">مجله تخصصی روانشناسی بهداشت روان</a>.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>هدف نهایی هر یک از ما برتری یا کمال است، اما سعی می‌کنیم از طریق الگوهای رفتار مختلف به این هدف برسیم. هر یک از ما این تلاش را به‌صورت متفاوت نشان می‌دهیم. ما الگوی منحصربه‌فردی از خصوصیات، رفتارها، و عادت‌ها را پرورش می‌دهیم که <a href="http://behdashtravan.com/%d8%b2%d9%86%d8%af%da%af%db%8c%d9%86%d8%a7%d9%85%d9%87-%d8%a2%d8%af%d9%84%d8%b1/" target="_blank" rel="noopener">آدلر</a> آن را سبک‌های زندگی نامید.</p>
<p>برای اینکه بفهمیم سبک زندگی چگونه پرورش می‌یابد، به مفاهیم <a href="http://behdashtravan.com/%d8%a2%d8%b3%db%8c%d8%a8%e2%80%8c%d8%b4%d9%86%d8%a7%d8%b3%db%8c-%d8%a2%d8%af%d9%84%d8%b1/" target="_blank" rel="noopener">احساس حقارت و جبران</a> برمی‌گردیم. کودکان احساس‌های حقارتی دارند که آنها را برای جبران کردن درماندگی و وابستگی برانگیخته می‌کند. آنها در این تلاش‌ها برای جبران، یک رشته رفتارها را فرامی‌گیرند. برای مثال، امکان دارد کودک مریض احوالی سعی کند با دویدن یا وزنه‌برداری مهارت جسمانی خود را افزایش دهد. این رفتارها بخشی از سبک زندگی می‌شوند، الگوی رفتارهایی که برای جبران کردن حقارت ترتیب یافته‌اند.</p>
<p><img decoding="async" class="aligncenter wp-image-2829 size-full" src="http://behdashtravan.com/wp-content/uploads/2018/01/سبک‌های-زندگی-در-نظریه-روانشناسی-فردنگر-آدلر.jpg" alt="سبک‌های زندگی در نظریه روانشناسی فردنگر آدلر" width="649" height="522" srcset="https://behdashtravan.com/wp-content/uploads/2018/01/سبک‌های-زندگی-در-نظریه-روانشناسی-فردنگر-آدلر.jpg 649w, https://behdashtravan.com/wp-content/uploads/2018/01/سبک‌های-زندگی-در-نظریه-روانشناسی-فردنگر-آدلر-300x241.jpg 300w" sizes="(max-width: 649px) 100vw, 649px" /></p>
<p>هر کاری که انجام می‌دهیم به‌وسیله سبک‌های زندگی منحصربه‌فرد ما شکل می‌گیرند و تعیین می‌شود. سبک زندگی تعیین می‌کند که به کدام جنبه‌های محیط توجه کنیم یا آنها را نادیده بگیریم و چه نگرش‌هایی داشته باشیم. سبک زندگی از تعامل‌های اجتماعی سال‌های اولیه زندگی آموخته می‌شود. آدلر معتقد بود که سبک زندگی در ۴ یا ۵ سالگی آن‌چنان محکم شکل می‌گیرد که بعداً تغییر دادن آن مشکل است.</p>
<p>سبک‌های زندگی، چارچوب هدایت‌کننده‌ای برای رفتار بعدی می‌شوند. ماهیت آن به تعامل‌های اجتماعی، مخصوصاً به ترتیب تولد در خانواده و ماهیت رابطه والد ـ فرزند بستگی دارد. به خاطر بیاورید که یکی از شرایطی که می‌تواند به عقده حقارت منجر شود غفلت است. کودکان غفلت شده در کنار آمدن با ضروریات زندگی احساس حقارت می‌کنند و بنابراین، به دیگران بی‌اعتماد می‌شوند و به آنها خصومت می‌ورزند. در نتیجه سبک زندگی آنها انتقام‌جویی، ناراحت شدن از موفقیت دیگران، و گرفتن هر چیزی که احساس می‌کنند حق آنهاست شامل می‌شود.</p>
<h2>سبک‌های زندگی در نظریه روانشناسی فردنگر آدلر</h2>
<p>آدلر چند مشکل همگانی را شرح داد و آنها را در سه طبقه گروه‌بندی کرد:</p>
<ol>
<li>مشکلات مربوط به رفتار ما در قبال دیگران</li>
<li>مشکلات شغلی</li>
<li>مشکلات عشق و محبت</li>
</ol>
<p>او چهار سبک زندگی اساسی را برای حل‌وفصل کردن این مشکلات مطرح کرد:</p>
<ol>
<li>تیپ سلطه‌جو</li>
<li>تیپ گیرنده</li>
<li>تیپ دوری‌جو</li>
<li>تیپ مفید به حال جامعه</li>
</ol>
<p>تیپ اول، نگرشی سلطه‌جو یا حاکم، با آگاهی اجتماعی کم دارد. چنین فردی بدون توجه به دیگران رفتار می‌کند. نوع افراطی این تیپ به دیگران حمله می‌کند و آزارگر، بزهکار، یا جامعه‌ستیز می‌شود. نوع کمتر خطرناک این تیپ، الکی، معتاد به مواد مخدر می‌شود یا خودکشی می‌کند؛ آنها معتقدند که با حمله به خودشان، به دیگران صدمه می‌زنند. تیپ گیرنده (از نظر آدلر، رایج‌ترین تیپ انسان) توقع دارد که دیگران اسباب رضایت او باشند و بنابراین، به دیگران وابسته می‌شود. تیپ دوری‌جو برای روبه‌رو شدن با مشکلات زندگی، هیچ تلاشی نمی‌کند. چنین فردی با اجتناب‌کردن از مشکلات، از هرگونه احتمال شکست، دوری می‌کند.</p>
<p>این سه تیپ، برای مقابله کردن با مشکلات زندگی روزمره، آمادگی ندارند. آنها نمی‌توانند با دیگران همکاری کنند و تضاد بین سبک زندگی آنها و دنیای عملی، به رفتار نابهنجار منجر می‌شود که به‌صورت روان‌رنجوری‌ها و روان‌پریشی‌ها جلوه‌گر می‌شود. آنها فاقد چیزی هستند که آدلر علاقه اجتماعی نامید.</p>
<p>تیپ مفید به حال جامعه، با دیگران همکاری کرده و مطابق با نیازهای آنها عمل می‌کند. این افراد در چارچوب کاملاً رشد یافته علاقه اجتماعی، با مشکلات مقابله می‌کنند.</p>
<p>آدلر به‌طورکلی با طبقه‌بندی یا تیپ‌بندی افراد به این صورت مخالف بود و اظهار داشت که این چهار سبک زندگی را فقط برای مقاصد آموزشی مطرح کرده است. او به درمانگران هشدار داد که از اشتباه گماردن در طبقاتی که با هم تناقض دارند، پرهیز کنند.</p>
<p>سوالات خود را در بخش کامنت مجله <a href="http://behdashtravan.com">بهداشت روان</a> مطرح کنید تا متخصص روانشناس به شما پاسخ دهد.</p>
<h2>منبع</h2>
<p><a href="http://ravanhami.com/%D8%B3%D8%A8%DA%A9-%E2%80%8C%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%B2%D9%86%D8%AF%DA%AF%DB%8C-%D8%AF%D8%B1-%D8%B1%D9%88%D8%A7%D9%86%D8%B4%D9%86%D8%A7%D8%B3%DB%8C-%D9%81%D8%B1%D8%AF%D9%86%DA%AF%D8%B1/" target="_blank" rel="nofollow noopener">روان‌حامی</a></p>
<p>The post <a href="https://behdashtravan.com/%d8%b3%d8%a8%da%a9%e2%80%8c%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%b2%d9%86%d8%af%da%af%db%8c-%d8%af%d8%b1-%d9%86%d8%b8%d8%b1%db%8c%d9%87-%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%d8%b4%d9%86%d8%a7%d8%b3%db%8c/">سبک زندگی</a> appeared first on <a href="https://behdashtravan.com">مجله تخصصی روانشناسی بهداشت روان</a>.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://behdashtravan.com/%d8%b3%d8%a8%da%a9%e2%80%8c%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%b2%d9%86%d8%af%da%af%db%8c-%d8%af%d8%b1-%d9%86%d8%b8%d8%b1%db%8c%d9%87-%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%d8%b4%d9%86%d8%a7%d8%b3%db%8c/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>زندگینامه آدلر</title>
		<link>https://behdashtravan.com/%d8%b2%d9%86%d8%af%da%af%db%8c%d9%86%d8%a7%d9%85%d9%87-%d8%a2%d8%af%d9%84%d8%b1/</link>
					<comments>https://behdashtravan.com/%d8%b2%d9%86%d8%af%da%af%db%8c%d9%86%d8%a7%d9%85%d9%87-%d8%a2%d8%af%d9%84%d8%b1/#comments</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[بهروز هاشمی]]></dc:creator>
		<pubDate>Sat, 09 Dec 2017 11:30:59 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[روان پویشی و روانکاوی]]></category>
		<category><![CDATA[سرگذشت]]></category>
		<category><![CDATA[متفکران بزرگ]]></category>
		<category><![CDATA[مکاتب روانشناسی]]></category>
		<category><![CDATA[آدلر]]></category>
		<category><![CDATA[آلفرد آدلر]]></category>
		<category><![CDATA[روان‌شناسی فردنگر]]></category>
		<category><![CDATA[زندگینامه]]></category>
		<category><![CDATA[زندگینامه آدلر]]></category>
		<category><![CDATA[زندگینامه آلفرد آدلر]]></category>
		<category><![CDATA[عقده حقارت]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://behdashtravan.com/?p=2489</guid>

					<description><![CDATA[<p>مقدمه آلفرد آدلر برداشتی از ماهیت انسان ارائه داد که افراد را به‌صورت قربانی غرایز و تعارض‌ها و محکوم‌به نیروهای زیستی و تجربیات کودکی، توصیه نمی‌کند. او رویکرد خود را روان‌شناسی فردنگر نامید، زیرا بر بی‌همتا بودن هر فرد تأکید داشت و عمومیت انگیزه‌های زیستی و هدف‌هایی را که فروید به ما نسبت داد، قبول &#8230;</p>
<p>The post <a href="https://behdashtravan.com/%d8%b2%d9%86%d8%af%da%af%db%8c%d9%86%d8%a7%d9%85%d9%87-%d8%a2%d8%af%d9%84%d8%b1/">زندگینامه آدلر</a> appeared first on <a href="https://behdashtravan.com">مجله تخصصی روانشناسی بهداشت روان</a>.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>مقدمه</h2>
<p>آلفرد آدلر برداشتی از ماهیت انسان ارائه داد که افراد را به‌صورت قربانی غرایز و تعارض‌ها و محکوم‌به نیروهای زیستی و تجربیات کودکی، توصیه نمی‌کند. او رویکرد خود را روان‌شناسی فردنگر نامید، زیرا بر بی‌همتا بودن هر فرد تأکید داشت و عمومیت انگیزه‌های زیستی و هدف‌هایی را که <a href="http://behdashtravan.com/%d8%b2%d9%86%d8%af%da%af%db%8c%d9%86%d8%a7%d9%85%d9%87-%d9%81%d8%b1%d9%88%db%8c%d8%af-%d9%82%d8%b3%d9%85%d8%aa-%d8%a7%d9%88%d9%84/" target="_blank" rel="noopener">فروید </a>به ما نسبت داد، قبول نداشت.</p>
<p>به نظر آدلر، هر انسانی در درجه‌ی اول مجموع موجودی اجتماعی است. شخصیت ما به‌وسیله‌ی محیط اجتماعی و تعامل‌های شخصی منحصربه‌فرد ما، نه توسط تلاش‌های ما برای ارضا کردن نیازهای زیستی، شکل می‌گیرد. گرچه میل جنسی به‌عنوان عامل تعیین‌کننده در شخصیت، برای فروید اهمیت زیادی داشت،  آدلر نقش میل جنسی را به حداقل رساند. ازنظر آدلر، هشیار، نه ناهشیار، جوهر شخصیت است. به‌جای این‌که توسط نیروهایی برانگیخته شویم که نمی‌توانیم آن‌ها را ببینیم و کنترل کنیم، به‌طور فعال در آفریدن خودمان و هدایت کردن آینده‌ی خویش مشارکت داریم.</p>
<p>در رابطه با آدلر و فروید، با دو نظریه‌ی کاملاً متفاوت روبه‌رو هستیم که توسط دو مرد ساخته شدند- فقط ۱۴ سال اختلاف سنی داشتند- در یک شهر و در یک دوران بزرگ شدند و در یک دانشگاه در رشته‌ی پزشکی تحصیل کردند. مانند فروید، جنبه‌هایی از کودکی آدلر ممکن است بر نحوه‌ای که او ماهیت انسان را در نظر داشت، تأثیر گذاشته باشند.</p>
<h1>زندگی آدلر (۱۹۳۷-۱۸۷۰)</h1>
<h2>کودکی</h2>
<p>اوایل کودکی آدلر با بیماری آگاهی از مرگ و حسادت به برادر بزرگ‌ترش مشخص می‌شد. او به نرمی استخوان مبتلا بود (کمبود ویتامین دی که با نرمی استخوان مشخص می‌شود)، که به او اجازه نمی‌داد با کودکان دیگر بازی کند. در سه سالگی، برادر کوچک‌ترش در تخت کنار او مرد. آدلر در چهارسالگی در اثر ذات‌الریه، نزدیک به مرگ بود. وقتی او شنید که دکتر به پدرش می‌گوید «پسر شما ازدست‌رفته است» تصمیم گرفت دکتر شود (اورگلر، ۱۹۶۳، ص.۱۶).</p>
<p>آدلر خردسال که مادرش او را به خاطر بیماری‌اش لوس بار آورده بود، در دو سالگی با به دنیا آمدن بچه‌ای دیگر، معزول شد. زندگی‌نامه‌نویسان اظهار می‌دارند که شاید مادر آدلر ازآن‌پس وی را طرد کرده باشد، ولی او محبوب پدرش بود. بنابراین، روابط کودکی آدلر با والدینش با روابط فروید تفاوت داشت (فروید به مادر خود بیشتر از پدرش نزدیک بود). آدلر در بزرگ‌سالی، مفهوم عقده‌ی ادیپ فروید را کنار گذاشت، زیرا با تجربیات کودکی خودش خیلی بیگانه بود.</p>
<h3>حسادت به برادر و احساسات حقارت</h3>
<p>آدلر به برادر بزرگ‌ترش که قوی‌بنیه و سالم بود و می‌توانست به فعالیت‌های بدنی و ورزش‌هایی بپردازد که آدلر نمی‌توانست نقشی در آن‌ها داشته باشد، حسادت می‌کرد. «یادم می‌آید روی نیمکت می‌نشستم، به خاطر نرمی استخوان باندپیچی‌شده بودم، درحالی‌که برادر سالم من روبه‌رویم نشسته بود. او می‌توانست بدود، بالا و پایین بپرد و بدون زحمت حرکت کند، درحالی‌که برای من، حرکت از هر نوع، فشار و تقلا بود»(نقل‌شده از آدلر در بوتوم، ۱۹۳۹، ص ۳۱-۳۰).</p>
<p>آدلر نسبت به برادرش و کودکان دیگر محله که همگی سالم‌تر و خوش‌بنیه‌تر به نظر می‌رسیدند، احساس حقارت می‌کرد. درنتیجه، تصمیم گرفت برای چیره شدن بر احساس‌های حقارت، سخت تلاش کرده و ضعف‌های جسمانی خود را جبران کند. او باوجود جثه‌ی کوچک، بی‌عرضگی و فقدان جذابیت که میراث بیماری او بودند، خود را وادار کرد تا به بازی‌ها و ورزش‌ها ملحق شود. به‌تدریج پیروز شد و احساس اعتمادبه‌نفس و پذیرش اجتماعی کسب کرد. او برای همراهی با دیگران علاقه‌ی زیادی را در خود پرورش داد و این معاشرتی بودن را در طول زندگی خود حفظ کرد. آدلر در نظریه‌ی شخصیت خود بر اهمیت گروه همسال تأکید کرد و اظهار داشت که روابط کودکی با خواهر- برادرها و با کودکان خارج از خانواده، خیلی مهم‌تر از آن است که فروید تصور می‌کرد.</p>
<h3>دوران مدرسه</h3>
<p>آدلر ابتدا در مدرسه (همان مدرسه‌ای که فروید می‌رفت) ناخشنود و دانش‌آموز متوسطی بود. معلم او که معتقد بود این پسر به درد هیچ کاری نمی‌خورد، به پدرش توصیه کرد وی را نزد یک کفاش به شاگردی بگمارد، آینده‌ای که آدلر آن را وحشتناک می‌دانست. ریاضیات او خیلی بد بود، ولی به تلاش خود ادامه داد تا این‌که سرانجام از دانش‌آموز ضعیف به شاگرداولی کلاس خود رسید.</p>
<p>ماجرای کودکی آدلر از چند نظر به یک تراژدی شباهت دارد، ولی درعین‌حال نمونه‌ای آموزنده از نظریه‌ی او، از چیره شدن بر ضعف‌ها و احساس‌های حقارت کودکی برای شکل دادن به سرنوشت او نیز هست. نظریه‌پردازی که مفهوم احساس‌های حقارت را به دنیا معرفی کرد، از اعماق کودکی خودش سخن می‌گوید: «کسانی که با زندگی من آشنا هستند، به‌وضوح می‌بینند که بین واقعیت‌های کودکی من و نظراتی که ابراز کردم، هماهنگی وجود دارد»(نقل‌شده در بوتوم، ۱۹۳۹، ص.۹).</p>
<h2>بزرگ‌سالی</h2>
<p>آدلر برای تحقق بخشیدن به آرزوی کودکی خود، به تحصیل پزشکی در دانشگاه وین پرداخت، ولی با سابقه‌ی تحصیلی متوسط فارغ‌التحصیل شد. او با عنوان چشم‌پزشک، شغل آزاد را شروع کرد، ولی طولی نکشید که به پزشکی عمومی تغییر جهت داد. او به بیماری‌های علاج‌ناپذیر علاقه داشت، ولی به‌قدری از ناتوانی خود در پیشگیری از مرگ، مخصوصاً در بیماران جوان، ناراحت بود که تصمیم گرفت در عصب‌شناسی و روان‌پزشکی تخصص بگیرد.</p>
<h3>همکاری با فروید</h3>
<p>نُه سال همکاری آدلر با فروید در سال ۱۹۰۲ شروع شد، زمانی‌که فروید از آدلر و سه تن دیگر دعوت کرد هفته‌ای یک‌بار در منزل او برای بحث کردن درباره‌ی <a href="http://behdashtravan.com/%d8%aa%d8%a7%d8%b1%db%8c%d8%ae%da%86%d9%87-%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%da%a9%d8%a7%d9%88%db%8c-%d9%82%d8%b3%d9%85%d8%aa-%d8%a7%d9%88%d9%84/" target="_blank" rel="noopener">روانکاوی</a> گرد هم آیند. گرچه رابطه‌ی آن‌ها هرگز صمیمی نشد، اما فروید در آغاز روی آدلر خیلی حساب می‌کرد و مهارت او را به‌عنوان پزشکی که توانسته بود اعتماد بیمارانش را جلب کند، تحسین می‌کرد. مهم است به خاطر داشته باشیم که آدلر هیچ‌وقت شاگرد یا مرید فروید نبود و توسط او روانکاوی نشده بود. یکی از همکاران فروید، آدلر را متهم کرد به این‌که توانایی کاوش کردن ذهن ناهشیار و روانکاوی افراد را ندارد. حدس زدن درباره‌ی این موضوع جالب است که آیا این ناتوانی ظاهری باعث شد که آدلر نظریه‌ی شخصیت خود را بر هشیاری که دست‌یافتنی‌تر است استوار کند و نقش ناهشیار را به حداقل برساند.</p>
<h3>درگیری با فروید</h3>
<p>در سال ۱۹۱۰ با این‌که آدلر رئیس انجمن روانکاوی وین و کمک ویراستار نشریه‌ی آن بود، درعین‌حال، به‌طور فزاینده‌ای از نظریه‌ی فروید انتقاد می‌کرد. طولی نکشید که او تمام ارتباط خود را با روانکاوی قطع کرد و رویکرد خودش به شخصیت را به وجود آورد. فروید به روی‌گردانی آدلر در با عصبانیت واکنش نشان داد. او قامت آدلر را تحقیر کرد (آدلر ۱۲ سانتی‌متر از فروید کوتاه‌تر بود) و آدلر را نفرت‌انگیز، نابهنجار، که جاه‌طلبی او را به جنون کشانده، سرشار از عداوت و فرومایگی، <a href="http://behdashtravan.com/%d8%a7%d8%ae%d8%aa%d9%84%d8%a7%d9%84-%d8%b4%d8%ae%d8%b5%db%8c%d8%aa-%d9%be%d8%a7%d8%b1%d8%a7%d9%86%d9%88%d8%a6%db%8c%d8%af/" target="_blank" rel="noopener">پارانویید</a>، شدیداً حسود و آزارگر توصیف کرد. او نظریه‌ی آدلر را بی‌ارزش دانست (فیبرت، ۱۹۹۷؛ گی، ۱۹۸۸؛ ویتلس، ۱۹۲۴).</p>
<p>آدلر نیز خصومت مشابهی را به فروید نشان داد و او را شیاد و روانکاوی را کثافت نامید (روزن، ۱۹۷۵). هر وقت آدلر را شاگرد فروید معرفی می‌کردند، عصبانی می‌شد. آدلر در سال‌های بعدی، از افرادی که به رویکرد او پشت می‌کردند، عصبانی می‌شد، همان‌گونه که فروید از دست کسانی مانند آدلر که از روانکاوی منحرف‌شده بودند، خشمگین می‌شد. آدلر معروف بود به این‌که «وقتی احساس می‌کرد صلاحیت او زیر سؤال رفته است، ناگهان عصبانی می‌شد و از کوره درمی‌رفت» (هافمن، ۱۹۹۴، ص. ۱۴۸).</p>
<h3>رفتن به آمریکا</h3>
<p>آدلر در سال ۱۹۱۲ انجمن روان‌شناسی فردنگر را دایر کرد. او در خلال جنگ جهانی اول (۱۹۱۸- ۱۹۱۴) در ارتش خدمت کرد و بعداً کلینیک‌های مشاوره‌ی کودک را با بودجه‌ی دولت در وین سازمان داد. آدلر در کلینیک‌های خود، روش‌های آموزش گروهی و راهنمایی را که پیش‌درآمد گروه‌درمانی نوین بودند، معرفی کرد. در سال ۱۹۲۶ برای اولین بار از ایالات‌متحده دیدار کرد و در آنجا به تدریس و ایراد سخنرانی پرداخت.</p>
<p>او در سال ۱۹۲۹ به ایالات‌متحده مهاجرت کرده و در نیویورک اقامت گزید و در آنجا به تلاش خود برای گسترش دادن روان‌شناسی فردنگر ادامه داد. زندگی‌نامه‌نویسی خاطرنشان کرد: «طولی نکشید که صفات شخصی مهربانی، خوش‌بینی و صمیمیت همراه باانگیزه‌ی شدید برای جاه‌طلبی&#8230; او را در آمریکا به‌عنوان متخصص روان‌شناسی به شهرت رساند»(هافمن، ۱۹۹۴، ص.۱۶۰).</p>
<p>کتاب‌ها و سخنرانی‌های آدلر، او را در سطح ملی مشهور کردند و اولین روان‌شناس محبوب آمریکا شد. در سال ۱۹۳۷، درحالی‌که آدلر برای ایراد ۵۶ سخنرانی<br />
طاقت‌فرسا مشغول گردش در اروپا بود، دچار حمله‌ی قلبی شد و در اسکاتلند درگذشت.</p>
<h2>منبع:</h2>
<p><strong>کتاب:</strong> <a href="https://books.google.com/books/about/Theories_of_Personality.html?id=oStTCwAAQBAJ&amp;printsec=frontcover&amp;source=kp_read_button#v=onepage&amp;q&amp;f=false" target="_blank" rel="noopener">نظریه‌های شخصیت</a><br />
<strong>نویسنده:</strong> دوان.پی.شولتز / سیدنی.الن.شولتز<br />
<strong>مترجم:</strong> یحیی سیدمحمدی</p>
<p>The post <a href="https://behdashtravan.com/%d8%b2%d9%86%d8%af%da%af%db%8c%d9%86%d8%a7%d9%85%d9%87-%d8%a2%d8%af%d9%84%d8%b1/">زندگینامه آدلر</a> appeared first on <a href="https://behdashtravan.com">مجله تخصصی روانشناسی بهداشت روان</a>.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://behdashtravan.com/%d8%b2%d9%86%d8%af%da%af%db%8c%d9%86%d8%a7%d9%85%d9%87-%d8%a2%d8%af%d9%84%d8%b1/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>3</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>سلامتی روان یا بهداشت روان</title>
		<link>https://behdashtravan.com/%d8%b3%d9%84%d8%a7%d9%85%d8%aa%db%8c-%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86/</link>
					<comments>https://behdashtravan.com/%d8%b3%d9%84%d8%a7%d9%85%d8%aa%db%8c-%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[بهروز هاشمی]]></dc:creator>
		<pubDate>Sat, 14 Oct 2017 11:30:49 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[ارتقاء سلامت روان]]></category>
		<category><![CDATA[بهداشت روان]]></category>
		<category><![CDATA[آدلر]]></category>
		<category><![CDATA[آلبرت الیس]]></category>
		<category><![CDATA[آلفرد آدلر]]></category>
		<category><![CDATA[اتکینسون]]></category>
		<category><![CDATA[اختلالات اجتماعی]]></category>
		<category><![CDATA[اختلالات جسمی]]></category>
		<category><![CDATA[اختلالات روانی]]></category>
		<category><![CDATA[ادراک صحیح]]></category>
		<category><![CDATA[الیس]]></category>
		<category><![CDATA[پاولف]]></category>
		<category><![CDATA[پزشکی]]></category>
		<category><![CDATA[خلاقیت]]></category>
		<category><![CDATA[خودشناسی]]></category>
		<category><![CDATA[روانکاوی]]></category>
		<category><![CDATA[زیگموند فروید]]></category>
		<category><![CDATA[سازمان جهانی بهداشت]]></category>
		<category><![CDATA[سلامت جسمی]]></category>
		<category><![CDATA[سلامت روانی]]></category>
		<category><![CDATA[سلامتی روانی]]></category>
		<category><![CDATA[عزت نفس]]></category>
		<category><![CDATA[فروید]]></category>
		<category><![CDATA[میلر]]></category>
		<category><![CDATA[هارتمن]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://behdashtravan.com/?p=1847</guid>

					<description><![CDATA[<p>برای درک سلامتی روان بهتر است ابتدا به تعریف سلامتی به طور کلی بپردازیم. تعریف سلامت  از دیدگاه سازمان جهانی بهداشت : سلامت عبارت است از برخورداری از آسایش کامل جسمی، روانی و اجتماعی و نه فقط نداشتن بیماری و نقص عضو (لست جان). تعریف سازمان جهانی بهداشت از سلامتی، یک تعریف ایده آل و &#8230;</p>
<p>The post <a href="https://behdashtravan.com/%d8%b3%d9%84%d8%a7%d9%85%d8%aa%db%8c-%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86/">سلامتی روان یا بهداشت روان</a> appeared first on <a href="https://behdashtravan.com">مجله تخصصی روانشناسی بهداشت روان</a>.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>برای درک سلامتی روان بهتر است ابتدا به تعریف سلامتی به طور کلی بپردازیم. تعریف سلامت  از دیدگاه سازمان جهانی بهداشت :</p>
<p>سلامت عبارت است از برخورداری از آسایش کامل جسمی، روانی و اجتماعی و نه فقط نداشتن بیماری و نقص عضو (لست جان).</p>
<p>تعریف سازمان جهانی بهداشت از سلامتی، یک تعریف ایده آل و عملاً دست‌نیافتنی است زیرا با توجه به این تعریف نمی‌توان فردی را پیدا کرد که در هر سه بعد جسمی، روانی و اجتماعی کاملاً سالم باشد، ضمن اینکه در عمل هم نمی‌توان مرزی بین سلامت و بیماری در نظر گرفت، در حقیقت این تعریف مشابه قله مرتفعی است که هیچ‌کس نمی‌تواند آن را فتح نماید ولی تلاش همه افراد باید به سمت آن باشد و از طرفی باید برای سطح سلامتی، طیفی قائل شد .</p>
<h2>ابعاد سلامتی</h2>
<p>با توجه به تعریف سلامتی (تعریف WHO) متوجه می‌شویم که سلامتی یک مسئله چندبعدی است حتی امروزه علاوه بر بعد جسمی، روانی و اجتماعی، جنبه معنوی را هم در نظر می‌گیرند. و باید توجه داشت که ابعاد مختلف سلامتی و یا بیماری بر یکدیگر اثر کرده و تحت تأثیر یکدیگر قرار دارند. چنانچه مشکلات جسمی بر روان فرد مشکلات روانی بر جسم او و نیز هردوی آنها بر جامعه و اختلالات موجود در جامعه بر هر دو بعد دیگر سلامتی اثر می‌گذارند لذا اقدامات انجام‌شده برای ارتقای سلامتی باید به تمام جوانب سلامتی فردی (جسمی و روانی و معنوی) و سلامت کلی جامعه توجه داشته باشد.</p>
<h2>اختلالات جسمی / اختلالات روانی / اختلالات اجتماعی</h2>
<p>در اینجا برای ساده کردن مطلب، ابعاد مختلف سلامتی را جداگانه شرح می‌دهیم گرچه عملاً قابل‌تفکیک از یکدیگر نیستند.</p>
<h2> بعد جسمی</h2>
<p>معمول‌ترین بعد سلامتی، سلامت جسمی است که نسبت به ابعاد دیگر سلامتی ساده‌تر می‌توان آن را ارزیابی کرد. سلامت جسمی در حقیقت ناشی از عملکرد درست اعضاء بدن است. ازنظر بیولوژیکی عمل مناسب سلول‌ها و اعضاء بدن و هماهنگی آنها باهم نشانه سلامت جسمی است .</p>
<p>به‌عنوان نمونه بعضی از نشانه‌های سلامت جسمی عبارت است از: ظاهر خوب و طبیعی، وزن مناسب، اشتهای کافی ، خواب راحت و منظم، اجابت مزاج منظم، جلب‌توجه نکردن اعضاء بدن توسط خود فرد، اندام مناسب، حرکات بدنی هماهنگ، طبیعی بودن نبض و فشارخون و افزایش مناسب وزن در سنین رشد و وزن نسبتاً ثابت در سنین بالاتر.</p>
<h2>بعد روانی</h2>
<p>بدیهی است سنجش سلامتی روان نسبت به‌سلامت جسمی مشکل‌تر خواهد بود در اینجا تنها نداشتن بیماری روانی مدنظر نیست بلکه قدرت تطابق با شرایط محیطی ، داشتن عکس‌العمل مناسب در برابر مشکلات و حوادث زندگی جنبه مهمی از سلامتی روان را تشکیل می‌دهد، نکته دیگری که باید در اینجا به آن اشاره کرد اینکه بسیاری از بیماری‌های روانی نظیر اضطراب، افسردگی و غیره بر روی سلامت جسمی تأثیرگذار است و ارتباط متقابلی بین بیماری‌های روانی و جسمی وجود دارد. بعضی از نشانه‌های سلامتی روان عبارت است از :</p>
<p>سازگاری فرد با خودش و دیگران، قضاوت صحیح در برخورد با مسائل ، داشتن روحیه انتقادپذیری و داشتن عملکرد مناسب در برخورد با مشکلات.</p>
<h2>بعد معنوی</h2>
<p>یکی از زمینه‌های عمده بیماری‌ها و مشکلات روانی و عوارض جسمی و اجتماعی آن احساس پوچی، بیهودگی و تزلزل روحی است که ناشی از فقدان بعد معنوی در افراد است. ایمان، هدف‌دار بودن زندگی، پای بندی اخلاقی، تعاون، داشتن حسن ظن و توجه بیشتر به مسائل معنوی زندگی باعث کاهش اضطراب، تزلزل روحی و عوارض ناشی از آن می‌شود (باقری یزدی و همکاران، ۱۳۷۴، ص ۱۵)</p>
<p>بررسی مفاهیم نظری سلامت عمومی از دیدگاه‌های مختلف :</p>
<p>در فرهنگ علوم رفتاری، بهداشت روانی عبارت است از :</p>
<p>۱- علم و هنر نگهداری و به حداکثر رساندن سلامتی روان و پیشگیری از بیماری‌های روانی .<br />
۲- فراهم آوردن اوضاع‌واحوال محیطی، نظرات هیجانی و عادت‌های تفکر که از ناسازگاری شخصیتی جلوگیری می‌کند.<br />
۳- مطالعه اصول و روش‌های گسترده سلامت عقلی و جبران نابسامانی روانی (شعاری نژاد، ۱۳۶۴، ص ۲۵۱).</p>
<p>بنا به تعریف «سازمان بهداشت جهانی» سلامتی عبارت است از «حالت سلامتی کامل فیزیکی، روانی و اجتماعی نه فقط فقدان بیماری یا ناتوانی» (کاپلان ؛ و سادوک، ۱۹۹۸، ص ۳۰۷).</p>
<p>در ارتباط با مفهوم سلامتی روان دیدگاه‌ها و نقطه‌نظرهای متفاوتی مطرح‌شده است .</p>
<p>الف – دیدگاه پزشکی: سلامت روان از دیدگاه پزشکی، عدم وجود بیماری روانی به‌حساب می‌آید. بر اساس این تعریف «هر اختلالی که در تعادل هیجانی و عاطفی به‌صورت اختلال در سازگاری و در عملکرد بدنی به دلایل عوامل ژنتیکی، شیمیایی، بیولوژیکی و روان‌شناختی و یا عوامل فرهنگی و اجتماعی به وجود آید بیماری روانی قلمداد می‌گردد».</p>
<p>ب – دیدگاه روان‌شناختی: در دیدگاه‌های روان‌شناختی بر تأثیر عوامل رفتاری و اجتماعی تأکید شده است، شواهد گوناگون در مطالعات امروزه نشان می‌دهد که عوامل روان‌شناختی سلامت و بیماری به رشد گسترش حیطه‌ای از روان‌شناختی به نام «روان‌شناسی سلامت» کمک کرده است (باقری یزدی و همکاران، ۱۳۷۴، ص ۱۳).</p>
<p>دیدگاه <a href="http://behdashtravan.com/%d8%aa%d8%a7%d8%b1%db%8c%d8%ae%da%86%d9%87-%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%da%a9%d8%a7%d9%88%db%8c-%d9%82%d8%b3%d9%85%d8%aa-%d8%a7%d9%88%d9%84/" target="_blank" rel="noopener">روانکاوی</a>: زیگموند <a href="http://behdashtravan.com/%d8%b2%d9%86%d8%af%da%af%db%8c%d9%86%d8%a7%d9%85%d9%87-%d9%81%d8%b1%d9%88%db%8c%d8%af-%d9%82%d8%b3%d9%85%d8%aa-%d8%a7%d9%88%d9%84/" target="_blank" rel="noopener">فروید </a>شخصیت و روان انسان را مرکب از سه جزء <a href="http://behdashtravan.com/%d8%b3%d8%a7%d8%ae%d8%aa%d8%a7%d8%b1-%d8%b4%d8%ae%d8%b5%db%8c%d8%aa-%d8%a7%d8%b2-%d9%86%da%af%d8%a7%d9%87-%d9%81%d8%b1%d9%88%db%8c%d8%af/">نهاد، من و من برتر یا فراخود</a> می‌داند و معیاری که برای سلامت روان از این مکتب استفاده می‌شود، وجود تمامیت در نیروهای روانی می‌باشد، که منظور تعادل بین نهاد، من و فرامن از طرفی و بین سطوح خودآگاه و ناخودآگاه از طرف دیگر می‌باشد. همچنین وی فردی را دارای سلامت روان می‌داند که مراحل رشد را با موفقیت گذرانیده و در هیچ‌یک از مراحل آن تثبیت نشده باشد (شفیع‌آبادی و ناصری، ۱۳۶۸، ص ۵۲).</p>
<p>آلفرد <a href="http://behdashtravan.com/%d8%b2%d9%86%d8%af%da%af%db%8c%d9%86%d8%a7%d9%85%d9%87-%d8%a2%d8%af%d9%84%d8%b1/" target="_blank" rel="noopener">آدلر </a>معتقد است فردی که از سلامتی روان برخوردار است که روش زندگی خود را با واقع‌بینی چنان طرح‌ریزی کند که منجر به بروز احساس حقارت غیرقابل‌جبران نگردد. تأکید آدلر بر روابط بین فردی موجب تحقیقات گسترده‌ای در عوامل اجتماعی بیماری‌های روانی شده است (شاملو، ۱۳۷۰، ص ۸۴).</p>
<p>آلبرت الیس: فردی را دارای سلامتی روان می‌داند که در زندگی تفکر و باورهای منطقی باور صحیح را جایگزین باورهای غیرمنطقی و غلط خود نماید (شفیع‌آبادی و ناصری، ۱۳۶۸، ص ۱۲۱).</p>
<p>پاولف: مکتب خود را بر اساس واکنش‌های تحریکی و وقفه‌ای که بر مبنای تنبیه و پاداش ایجاد می‌گردند، قرار می‌دهد معتقد است که رفتار عادی، رفتاری است متعادل که به خوبی می‌تواند در مقابل فشارها مقاومت نماید (گانیه، ۱۳۶۸، ص ۱۰۵).</p>
<p>هارتمن: سلامتی روان را بدین ترتیب تعریف می‌کند که «من» بتواند تطابقی بین «نهاد» و «فرامن» ایجاد نماید و خواست‌های آنها را تأیید یا طرد نماید. او قبلاً انعطاف‌پذیری من را به‌عنوان عاملی در سلامت فکر مطرح ساخته بود ( شاملو، ۱۳۷۰، ص ۷۷).</p>
<p>کلی: سلامتی روان را تعادل بین سطوح آگاهی، نیمه آگاهی و ناخودآگاه شخصیت تعریف نمود. او چنین تعادلی را ناشی از انعطاف‌پذیری «خود» می‌دانست . به‌این‌ترتیب حالت انعطاف‌پذیری در فرد ملاکی برای طبیعی بودن یا سلامتی روان خواهد بود (باقری یزدی و همکاران، ۱۳۷۴، ص ۱۶).</p>
<p>میلر و بروت: سلامتی روان را این‌گونه تعریف می‌کند که شخص طبیعی فردی است که با خود و محیطش و دنیایی که در اطراف اوست و مردمی که با او هستند و همچنین استعدادهای خویش تطابق کرده است و چنانچه لازم باشد برای تغییر وضعی که برایش ناخوشایند است فعالیت می‌نماید (به نقل از بارون و برن، ۱۹۹۱، ص ۱۲۵).</p>
<p>اتکینسون و همکاران: بیشتر روانشناسان ویژگی‌های زیر را نشانه سلامتی روان و عاطفی در فرد قلمداد می‌کنند و معتقدند این ویژگی‌ها هرچند فرد سالم و غیرسالم را کاملاً از یکدیگر تفکیک نمی‌کنند، اما فرد سالم در مقایسه با بیمار، میزان بیشتری از این خصوصیات را دارا است :</p>
<ol>
<li>ادراک صحیح</li>
<li>خودشناسی</li>
<li>توانایی در کنترل اختیاری رفتار</li>
<li><a href="http://behdashtravan.com/%d8%b9%d8%b2%d8%aa%e2%80%8c%d9%86%d9%81%d8%b3-%da%86%db%8c%d8%b3%d8%aa%d8%9f/" target="_blank" rel="noopener">عزت‌نفس</a> و پذیرش</li>
<li>توانایی در برقراری روابط محبت‌آمیز</li>
<li>خلاقیت (اتکینسون و همکاران، ۱۳۶۹).</li>
</ol>
<p>سوالات خود را در بخش کامنت مجله <a href="http://behdashtravan.com">بهداشت روان</a> مطرح کنید تا متخصص روانشناس به شما پاسخ دهد.</p>
<h5>منبع:</h5>
<p><a href="http://shams47.blogfa.com/post-334.aspx" target="_blank" rel="nofollow noopener">وبلاگ اندیشه</a></p>
<p>The post <a href="https://behdashtravan.com/%d8%b3%d9%84%d8%a7%d9%85%d8%aa%db%8c-%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86/">سلامتی روان یا بهداشت روان</a> appeared first on <a href="https://behdashtravan.com">مجله تخصصی روانشناسی بهداشت روان</a>.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://behdashtravan.com/%d8%b3%d9%84%d8%a7%d9%85%d8%aa%db%8c-%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
	</channel>
</rss>
