<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	>

<channel>
	<title>مقالات آسیب شناسی | مجله تخصصی روانشناسی بهداشت روان</title>
	<atom:link href="https://behdashtravan.com/tag/%D8%A2%D8%B3%DB%8C%D8%A8-%D8%B4%D9%86%D8%A7%D8%B3%DB%8C/feed/" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>https://behdashtravan.com/tag/آسیب-شناسی/</link>
	<description></description>
	<lastBuildDate>Fri, 23 Aug 2019 12:33:17 +0000</lastBuildDate>
	<language>fa-IR</language>
	<sy:updatePeriod>
	hourly	</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>
	1	</sy:updateFrequency>
	<generator>https://wordpress.org/?v=6.8.2</generator>

<image>
	<url>https://behdashtravan.com/wp-content/uploads/2017/09/cropped-logo-32x32.png</url>
	<title>مقالات آسیب شناسی | مجله تخصصی روانشناسی بهداشت روان</title>
	<link>https://behdashtravan.com/tag/آسیب-شناسی/</link>
	<width>32</width>
	<height>32</height>
</image> 
	<item>
		<title>ساز و کارهای دفاعی روان</title>
		<link>https://behdashtravan.com/%d8%b3%d8%a7%d8%b2-%d9%88-%da%a9%d8%a7%d8%b1%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%af%d9%81%d8%a7%d8%b9%db%8c-%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86/</link>
					<comments>https://behdashtravan.com/%d8%b3%d8%a7%d8%b2-%d9%88-%da%a9%d8%a7%d8%b1%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%af%d9%81%d8%a7%d8%b9%db%8c-%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[بهروز هاشمی]]></dc:creator>
		<pubDate>Thu, 10 Dec 2020 11:30:28 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[آسیب شناسی]]></category>
		<category><![CDATA[روان پویشی و روانکاوی]]></category>
		<category><![CDATA[مکاتب روانشناسی]]></category>
		<category><![CDATA[مکانیزم‌های دفاعی و خطاهای شناختی]]></category>
		<category><![CDATA[رفتارهای نپخته]]></category>
		<category><![CDATA[روانکاوی]]></category>
		<category><![CDATA[ساز و کارهای دفاعی]]></category>
		<category><![CDATA[فروید]]></category>
		<category><![CDATA[مکانیزم دفاعی]]></category>
		<category><![CDATA[مکانیسم دفاعی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://behdashtravan.com/?p=6132</guid>

					<description><![CDATA[<p>ساز و کارهای دفاعی : (مکانیزم یا مکانیسم دفاعی) ، دفاعِ روانی یک فرد برای گریز از تجربه احساسات و تعارض‌های ناهشیار درونی به شمار می‌روند و در واقع یکی از کارکردهای «من» می‌باشند. ویژگی ساز و کارهای دفاعی ساز و کارهای دفاعی چند ویژگی دارند: ناهشیارند. ماهیت خودفریبی دارند. به طور موقت باعث کاهش &#8230;</p>
<p>The post <a href="https://behdashtravan.com/%d8%b3%d8%a7%d8%b2-%d9%88-%da%a9%d8%a7%d8%b1%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%af%d9%81%d8%a7%d8%b9%db%8c-%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86/">ساز و کارهای دفاعی روان</a> appeared first on <a href="https://behdashtravan.com">مجله تخصصی روانشناسی بهداشت روان</a>.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p><a href="http://behdashtravan.com/%d9%85%da%a9%d8%a7%d9%86%db%8c%d8%b2%d9%85-%d8%af%d9%81%d8%a7%d8%b9%db%8c/" target="_blank" rel="noopener noreferrer">ساز و کارهای دفاعی</a> : (مکانیزم یا مکانیسم دفاعی) ، دفاعِ روانی یک فرد برای گریز از تجربه احساسات و تعارض‌های ناهشیار درونی به شمار می‌روند و در واقع یکی از کارکردهای «من» می‌باشند.</p>
<h2>ویژگی ساز و کارهای دفاعی</h2>
<p>ساز و کارهای دفاعی چند ویژگی دارند:</p>
<ol>
<li>ناهشیارند.</li>
<li>ماهیت خودفریبی دارند.</li>
<li>به طور موقت باعث کاهش اضطراب می‌شوند.</li>
<li>از سوی ایگو صادر می‌شوند.</li>
</ol>
<p>افراد به ندرت با یک دفاع از خود در مقابل تنش و اضطراب دفاع می‌کنند، بلکه آن‌ها را به صورت ترکیبی به کار می‌گیرند.</p>
<h2>طبقه‌بندی ساز و کارهای دفاعی</h2>
<p>وایلانت (George Eman Vaillant) یکی از معروف‌ترین پژوهشگران در رابطه با دفاع‌ها و طبقه‌بندی آنهاست. وی دفاع‌ها را به مقوله‌های زیر تقسیم کرده است.</p>
<ul>
<li>خودشیفته،</li>
<li>نابالغ،</li>
<li>نوروتیک و عصبی،</li>
<li>بالغ،</li>
</ul>
<p>ساز و کارهای دفاعی <strong>خودشیفته و نابالغ</strong> به عنوان ساز و کارهای دفاعی <strong>واپس رونده</strong> محسوب می‌شوند، و ساز و کارهای دفاعی <strong>نوروتیک یا عصبی</strong> نیز به <strong>مؤلفه‌های وسواسی و سرکوبگر</strong> تقسیم می‌شوند.</p>
<h3>الف) ساز و کارهای دفاعی خودشیفته Narcissistic Defense</h3>
<p>این دفاع‌ها جزء دفاع‌های واپس رونده هستند که در اختلالات شخصیتی شایع می‌باشند و انواع آن‌ها عبارت‌اند از:</p>
<h4>۱. دونیم سازی یا دوپاره سازی (Splitting)</h4>
<p>دوپاره سازی (به‌بیان‌دیگر تفکر سیاه‌وسفید یا تفکر همه‌یاهیچ).</p>
<p>در این سازوکار دفاعی فرد اطرافیان خود را به دو گروه عمدهِ خیلی خوب و خیلی بد تقسیم‌بندی می‌کند؛ و همه‌چیز را سیاه‌وسفید می‌بیند.</p>
<p>از قانون همه‌یاهیچ استفاده می‌کند. اما این دو گروه مدام جای خود را به یکدیگر می‌دهند.</p>
<p>یعنی فردی که صبح خیلی بد بوده ناگهان عصر همان روز در گروه خیلی خوب قرار می‌گیرد. علت آن عدم توانایی فرد در کنار آمدن با احساسات دوسوگرا می‌باشد.</p>
<p>دو پاره سازی طبق نظر کرنبرگ، هم فعالیت دفاعی به شمار می‌رود و هم کارکردی بهنجار دارد که طی رشد رخ می‌دهد.</p>
<p>از طریق این کارکرد، ایگو تمایزات درون خود و درون موضوع و یا تمایزات میان خود و موضوع‌های خود را درک می‌کند. دوپاره سازی به منزله مکانیزم دفاعی، نوعی خیال‌پردازی ناهشیار است که به واسطه آن، ایگو جنبه‌های نامطلوب خود را جدا می‌سازد و یا موضوع‌های تهدیدکننده را به اجزایی قابل‌مهار تجزیه می‌کند.</p>
<p>کسی که این دفاع را به کار می‌گیرد افراد را به دو دسته «کاملاً بد» و «کاملاً خوب» تقسیم می‌کند.</p>
<p>این حالت ممکن است در مورد یک شخص و یا خود فرد هم صدق کند.</p>
<p>فرد نه تنها دیگران، بلکه خود را گاهی اوقات «خیلی خوب» و گاهی اوقات «خیلی بد» و وحشتناک می‌انگارد.</p>
<p>این دفاع در افراد مبتلا به اختلال شخصیت مرزی شایع است. برای مثال: زنی را در نظر بگیرید که به دنبال مشاجره و درگیری با همسر از او یک دیو می‌سازد و با استفاده از کلمات منفی او را توصیف می‌کند، درحالی‌که وقتی روابط خوبی دارند از او یک بت می‌سازد و او را تا حد یک فرشته بالا می‌برد.</p>
<h4>۲. فرافکنی (Projection)</h4>
<p>فرد به کمک این دفاع ویژگی‌های فکری، احساسی و اضطراب خود را به دیگران نسبت می‌دهد.</p>
<p>مصداق آن ضرب‌المثلی است که «کافر همه را به کیش خود پندارد» دفاع <a href="http://behdashtravan.com/%d9%85%da%a9%d8%a7%d9%86%db%8c%d8%b2%d9%85-%d8%af%d9%81%d8%a7%d8%b9%db%8c-%d9%81%d8%b1%d8%a7%d9%81%da%a9%d9%86%db%8c/" target="_blank" rel="noopener noreferrer">فرافکنی</a> در افراد پارانوئید زیاد دیده می‌شود.</p>
<p>پارانوئیدها از آن جایی که خود نسبت به دیگران بدبین هستند و به آن‌ها خصومت می‌ورزند بر این باورند که این دیگران هستند که نسبت به آن‌ها بدبین و خصومت جو هستند.</p>
<h4>۳. انکار (Denial)</h4>
<p>اجتناب از پی بردن به یک واقعیت دردناک و یا پذیرش آن. فردی که <a href="http://behdashtravan.com/%d9%85%da%a9%d8%a7%d9%86%db%8c%d8%b2%d9%85-%d8%af%d9%81%d8%a7%d8%b9%db%8c-%d8%a7%d9%86%da%a9%d8%a7%d8%b1/" target="_blank" rel="noopener noreferrer">انکار</a> را به کار می‌گیرد از پذیرش یک واقعیت خارجی سرباز می‌زند.</p>
<p>زنی را مجسم کنید که پزشک به او می‌گوید نتیجه آزمایش نشان‌دهنده این است که تو به بیماری سرطان مبتلا شدی و باید جراحی کنی، زن از پذیرش آن سرباز می‌زند و با خود می‌گوید، مطمئن هستم که پزشک تشخیص اشتباهی در مورد من داده است.</p>
<p>این دفاع ممکن است در کسانی که به تازگی یکی از عزیزان خود را از دست داده‌اند نیز دیده شود.</p>
<p>افکار روان‌پریشانه در مواقعی به کار می‌رود که واقعاً اختلالی در واقعیت سنجی وجود دارد.</p>
<h4>۴. تحریف (Distortion)</h4>
<p>فرد واقعیت‌های خارجی را دگرگون می‌کند تا با نیازهای درونی او جور در آید.</p>
<p>تحریف واقعیت در افراد بهنجار دیده می‌شود. مانند: بین دو نفری مشاجره‌ای درمی‌گیرد و یکی از آن‌ها ممکن است موضوع را تحریف کند و طبق نظر شخصی و مطابق با نیازهای درونی خود بیان نماید. استفاده بیش‌ازاندازه تحریف، آن هم در حد شدید در بیماران هذیانی و سایکوتیک یا روان‌پریش دیده می‌شود. برای مثال: فردی خودبزرگ‌بین را در نظر بگیرید که سعی می‌کند نقاط مثبت و توانمندی‌های خود را بزرگ‌نمایی کند و از کنار ضعف‌ها و شکست‌های خود بگذرد و بر این باور باشد که فردی خاص و فوق‌العاده است.</p>
<h4>۵. آرمان سازی بدوی (Primitive Idealization)</h4>
<p>با این دفاع، افراد خود و دیگران را آرمانی‌سازی می‌کنند و از آن‌ها یا خود بت می‌سازند. به عبارتی بزرگ‌نمایی و غلو در ویژگی‌های مثبت خود یا دیگران وجه مشخصه افراد مبتلا به اختلال شخصیت مرزی است.</p>
<h4>۶. همانندسازی فرافکن (Projective Identification)</h4>
<p>همانندسازی فرافکن یک نوع ساز و کارهای دفاعی است که ملانی کلاین، روان‌شناس اتریشی مطرح کرده است. یک روش برای کاستن از اضطراب، همانندسازی فرافکن است.</p>
<p>این یک ساز و کارهای دفاعی است که با آن، نوزادان اجزای غیرقابل تقسیم خودشان را به دو قسمت تقسیم (split) می‌کنند، آنها را روی یک شیء (object) یا یک شخص دیگر فرافکنی می‌کنند، و سرانجام، آنها را روی خودشان درون‌فکنی می‌کنند اما به شکلی تغییر یافته یا تحریف شده.</p>
<p>وقتی‌که نوزادان شیء مورد نظر را دوباره وارد خودشان می‌کنند، احساس می‌کنند که همانند (شبیه) آن شیء شده‌اند، یعنی، با آن همانندسازی می‌کنند. برای مثال، نوزادان معمولاً بخش‌هایی از امیال ویرانگر خود را به دو گروه خوب و بد تقسیم می‌کنند و آنها را روی سینهٔ بد و عصبانی کننده (سینه‌ای که وقتی آنها گرسنه هستند، آن اطراف نیست) فرافکنی می‌کنند. بعد، آنها با این سینه، از طریق درون‌فکنی، همانندسازی می‌کنند، و این فرایند، به آنها اجازه می‌دهد کنترل سینهٔ ترسناک و درعین‌حال خوب را به عهده بگیرند.</p>
<p>همانندسازی فرافکن، همان ساز و کارهای دفاعی فرافکنی است، با این تفاوت که فرد افکار، احساسات، یا رفتارهای خود را روی یک شیء یا یک انسان دیگر طوری فرافکنی می‌کند که شیء یا انسان مقابل، در خود آن فرد، دقیقاً همان افکار، احساسات، یا رفتارهایی که فرد فرافکنی کرده است، در خودش به وجود می‌آیند.</p>
<p>همانندسازی فرافکن، روی روابط میان فردی در بزرگ‌سالی تأثیر زیادی می‌گذارد. برخلاف فرافکنی‌های ساده (که می‌توانند صرفاً در دنیا خیال روی دهند)، همانندسازی فرافکن فقط در دنیای واقعی (دنیای روابط میان فردی) وجود دارد. برای مثال، شوهری که تمایل شدیدی دارد که دیگران را کنترل کند اما خودش از این موضوع ناراحت است، این احساس را روی همسرش فرافکنی می‌کند، و او را زنی سلطه‌جو و کنترل طلب می‌بیند. این مرد، بدون آنکه خودش بداند، سعی می‌کند کاری کند که زنش سلطه‌جو شود و کنترل بسیاری امور را در دست بگیرد. شوهر، در تلاش برای وادار کردن همسرش به نشان دادن رفتارهایی که او دوست دارد از وی ببیند، رفتارهایی به شدت مطیعانه از خودش نشان می‌دهد.</p>
<p>فرد با این دفاع جنبه‌های ناخواسته خود را به دیگران نسبت می‌دهد و سپس با آن فرد همسان‌سازی می‌نماید. به عبارتی با برانگیختن دیگران، افکار و احساسات نفی‌شده خود را با دیگران به وجود می‌آورد سپس در واکنش به رفتار فرد مقابل همان افکار و احساسات نفی را نشان می‌دهد. این دفاع در اختلال شخصیت مرزی زیاد دیده می‌شود.</p>
<h4>۷. همه توانی (Omnipotence)</h4>
<p>فرد در برخورد با تعارض هیجانی یا فشارهای روانی درونی یا بیرونی به گونه‌ای عمل می‌کند که گویی از نیروها و توانمندی‌های خاصی برخوردار است و برتر از دیگران است.</p>
<h3>ب) ساز و کارهای دفاعی نابالغ (Immature Defenses)</h3>
<h4>۱. برون‌ریزی یا کنش‌نمایی (Acting Out)</h4>
<p>تخلیه تکانه در عمل به منظور فرار از آگاه شدن از عواطفی که با آن تکانه همبسته هستند. مانند: زنی که به دلایلی از همسرش آزرده و خشمگین است، اما خشم و آزردگی را با شکستن اشیاء نشان می‌دهد. درمان‌جویی که از درمانگرش خشمگین است و به همین دلیل چند جلسه درمان را لغو می‌کند.</p>
<h4>۲. وقفه (Blocking)</h4>
<p>بازداری اندیشه‌ها، احساسات و تکانه‌ها به صورت موقت.</p>
<h4>۳. خودبیمارانگاری (Hypochondriasis)</h4>
<p>شکایات جسمانی مکرر بدون علت پزشکی که به شکل درد، ضعف اعصاب و ناراحتی جسمانی خود را نشان می‌دهند. در واقع خشم ناشی از تکانه‌های غیرقابل‌پذیرش پرخاشگری به شکایت جسمانی و سرزنش خود تغییر شکل می‌یابد، در خود بیمار پنداری از مسئولیت اجتناب می‌شود، احساس گناه مهار می‌شود و تکانه‌های غریزی از خود رانده می‌شوند.</p>
<h4>۴. درون‌فکنی (Introjection)</h4>
<p>درون سازی ویژگی‌های یک فرد مانند کسی که با والدین پرخاشگر خود همانندسازی می‌کند و دقیقاً پا در جا پای آن‌ها می‌گذارد.</p>
<h4>۵. رفتار پرخاشگرانه-منفعلانه (Passive-Aggressive)</h4>
<p>ابراز غیرمستقیم پرخاشگری به دیگران و یا به خود با رفتارهای منفعل. برای مثال: کسی را در نظر بگیرید که از همکارش آزرده و خشمگین است ولی چیزی به روی خود نمی‌آورد و به طور مستقیم پرخاشگری خود را به او نشان نمی‌دهد اما در برآورده کردن درخواست‌های او تعلل می‌ورزد.</p>
<p>از دیگر تجلی‌های این دفاع عبارت‌اند از: شکست خوردن، طفره رفتن، بیمار شدن و رفتار کردن به شیوه‌ای که بیشتر به خود صدمه می‌زند.</p>
<h4>۶. خیال‌بافی (Fantasy)</h4>
<p>استفاده از تخیل برای ارضای امیال ناکام شده و حل مشکلات. دختری را در نظر بگیرید که در آرزوی ممتاز شدن است، اما به جای تلاش و مطالعه تنها به تخیل اکتفا می‌کند و در تخیل خود را یکی از ممتازترین دانش آموزان فرض می‌کند و لذت می‌برد.</p>
<h4>۷. جسمانی سازی (Somatization)</h4>
<p>تبدیل پدیده‌های روان‌شناختی به نشانه‌های جسمانی. مانند: دردهای جسمانی و بیماری‌ها. زنی را در نظر بگیرید که در مشاجره با همسرش و به دنبال احساس خشم نسبت به او، دچار سردرد می‌شود.</p>
<h4>۸. واپس روی یا بازگشت (Regression)</h4>
<p>بازگشت یکی از ساز و کارهای دفاعیی می‌باشد که در آن شخص به زمان گذشته برمی‌گردد و به مرحله‌ای از زندگی می‌رود که در آن اضطراب کمتری داشته و مسئولیت‌هایش کمتر و سبک‌تر بوده‌اند.</p>
<p>کودکی که در آستانهٔ رفتن به دبستان، شب‌ادراری را آغاز می‌کند، احتمالاً علائم بازگشت را نشان می‌دهد. برخی اشخاص هنگامی‌که دربارهٔ لیاقت و شایستگی خود نگران می‌شوند مانند بچه‌ها شروع می‌کنند به تعریف و تمجید از خودشان، به جای آنکه با تلاش‌های نامحسوس تحسین دیگران را برانگیزند. مانند مدیری که از کار اخراج شده است و نمی‌تواند کار پیدا کند و ممکن است شروع کند به حرف‌های خنده‌دار زدن دربارهٔ استعدادها و موفقیت‌های منحصربه‌فردی که دارد. این‌گونه خود تعریفی‌ها، اگر همراه با گزافه‌گویی‌هایی باشند که همه متوجه آن شوند، بازگشتی محسوب خواهند شد</p>
<p>تلاش برای بازگشت به افکار، احساسات و واکنش‌های هیجانی مربوط به سطح پایین‌تر رشدی. مثال: فردی ممکن است به دنبال احساس ناکامی دادوفریاد راه بیندازد و یا کودکی به دنبال تولد برادر یا خواهرش دچار شب‌ادراری شود.</p>
<h3>ج) ساز و کارهای دفاعی روان‌نژندانه Neurosis</h3>
<h4>۱. جابه‌جایی (Displacement)</h4>
<p>در <a href="http://behdashtravan.com/%d9%85%da%a9%d8%a7%d9%86%db%8c%d8%b2%d9%85-%d8%af%d9%81%d8%a7%d8%b9%db%8c-%d8%ac%d8%a7%d8%a8%d8%ac%d8%a7%db%8c%db%8c/" target="_blank" rel="noopener noreferrer">جابه‌جایی</a>، فرد هیجانی را از یک موضوع به موضوع دیگر منتقل می‌کند. مثال: فردی ممکن است به رئیس خود احساس خشم کند اما آن را روی همسر و فرزندان خالی کند.</p>
<h4>۲. سرکوب و واپس‌زنی (Repression)</h4>
<p>عبارت است از راندن یک فکر یا احساس از حیطه هشیاری.</p>
<p><a href="http://behdashtravan.com/%d9%85%da%a9%d8%a7%d9%86%db%8c%d8%b2%d9%85-%d8%af%d9%81%d8%a7%d8%b9%db%8c-%d8%b3%d8%b1%da%a9%d9%88%d8%a8%db%8c-%db%8c%d8%a7-%d9%88%d8%a7%d9%be%d8%b3%e2%80%8c%d8%b1%d8%a7%d9%86%db%8c/" target="_blank" rel="noopener noreferrer">سرکوب</a> <strong>دو نوع</strong> است: اولیه و ثانویه.</p>
<p>در س<strong>رکوب اولیه</strong>، افکار و احساسات قبل از حضور در آگاهی فرد سرکوب می‌شوند.</p>
<p>در <strong>سرکوب ثانویه</strong>، فکر و احساسی که قبلاً در سطح هشیارانه تجربه شده است، سرکوب می‌شوند.</p>
<p>افکار و احساسات سرکوب‌شده فراموش نمی‌شوند بلکه در سطح ناهشیار وجود دارند. دو فرایند سرکوب را تسهیل می‌کنند: بازداری ذهنی و رویگردانی از توجه.</p>
<h4>۳. مجزا سازی و جداسازی (Isolation)</h4>
<p>جداسازی یکی از سازوکارهای دفاعی در اختلالات شخصیت می‌باشد.</p>
<p>جداسازی، مشخصه افراد منظم و مهارشده است که اغلب انگ شخصیت وسواسی-جبری به آنها زده می‌شود؛ اینها بر خلاف افراد مبتلا به شخصیت نمایشی، واقعیت را با تمام جزئیاتش به یاد می‌آورند، بی‌آنکه هیچ حالت عاطفی‌ای در آنها پیدا شود. این‌گونه بیماران در وضعیت‌های بحرانی، خویشتن‌داری، رفتار اجتماعیِ بیش از حد رسمی، و سماجت و یک دندگی‌شان تشدید می‌شود. سلطه‌جویی بیمار ممکن است بالینگر را به ستوه آورد یا کلافه سازد.</p>
<p>این‌گونه بیماران از توضیحات دقیق، منسجم، و منطقی، اغلب خوششان می‌آید و کارایی، پاکیزگی، و وقت‌شناسی را ارج می‌نهند. بالینگر به محض فراهم شدن امکان مراقبت بیمار از خودش باید اجازه آن را بدهد و از اینکه خود را به دام نزاع قدرت با آنها بیندازد، باید حذر کند.</p>
<p>جدا ساختن فکر از عواطف مربوط به آن. مانند: دانشجویی که در امتحان شکست خورده اما احساس ناراحتی، غم و نگرانی مربوط به این شکست را از فکر مربوط به آن جدا می‌کند و بدون تجربه این احساسات تنها به این موضوع می‌اندیشد. این دفاع در افراد وسواسی زیاد دیده می‌شود.</p>
<p>در مجزا سازی، فقط مؤلفه‌های عاطفی (که منابع استرس هستند) سرکوب می‌شوند.</p>
<h4>۴. تجزیه یا گسستگی (Dissociation)</h4>
<p>برجسته‌ترین و معروف‌ترین انواع اختلال‌های روان‌شناختی، اختلال گسستگی هستند.</p>
<p>انواع مختلفی از اختلال‌های گسستی وجود دارند، ولی همهٔ آن‌ها چند پارگی جنبه‌های مهم تجربه را از حافظه یا هشیاری در بر می‌گیرند. افراد با ناتوانی در یادآوری یا شناسایی تجربه‌های پیشین (یادزدودگی گسستی)، با ترک از منزل و سرگردانی (فرار گسستی) یا با رشد یک شخصیت کاملاً جداگانه (اختلال شخصیت چندگانه)، هستهٔ خود را تجزیه می‌کنند.</p>
<p>مشکل اصلی زیر بنایی تمام اختلال‌های گسستی نیاز به فرار است. از طریق رشد یادزدودگی، فرار کردن یا ایجاد شخصیت‌های جداگانه، فرد می‌تواند با عوامل استرس‌زا سازگاری کند. برای مثال، کودکانی که قربانیان زنای محارم هستند، ممکن است دربارهٔ دوره‌های جنسی واقعی یادزدودگی پیدا کنند. در مورد زنای با محارم همراه با خشونت یا تمایلات دیگر آزارانه، قربانی ممکن است خاطره‌های درازمدت خود را فراموش کند.</p>
<p>پژوهشگران همچنین یافته‌اند که حدود ۸۵ تا ۹۷ درصد افراد مبتلا به اختلال هویت گسستی در دوران کودکی با بدرفتاری مواجه شده‌اند.</p>
<p>تغییر موقعیت اما شدید در شخصیت و یا حس هویت شخصی به منظور گریز و رهایی از یک حالت دردناک هیجانی. این دفاع در بیماران مبتلا به اختلال تبدیلی، واکنش هیستیری و بیماران مبتلا به اختلال هویت چندگانه زیاد دیده می‌شود.</p>
<h4>۵. واکنش وارونه (Reaction Formation)</h4>
<p>دگرگون ساختن یک احساس یا تکانه به متضاد خود. مثال: کسی که تکانه حیوان آزاری دارد، به عضو فعال انجمن حمایت از حیوانات درمی‌آید و در این راستا فعالیت می‌کند. این دفاع از مشخصه‌های عصبی وسواسی است.</p>
<p>واکنش وارونه در واقع مورد خاصی از جانشین‌سازی احساس گسترده‌تر است که دستیابی به آن راحت است، زیرا احساس‌ها اغلب بسیار زودگذرند و نامیدن آن‌ها دشوار است. واکنش وارونه در فوبی متقابل نیز دیده می‌شود، به‌طوری‌که افراد دقیقاً آن فعالیت‌های را دنبال می‌کنند که عمیقاً از آن‌ها می‌ترسند.</p>
<h4>۶. دلیل‌تراشی (rationalization)</h4>
<p>دلیل آوردن و توجیه بی‌دلیل برای رویدادهای خاص. مثال: دانش‌آموزی را در نظر بگیرید که در کنکور شکست خورده است و در توجیه آن می‌گوید. اصلاً دانشگاه چه فایده‌ای دارد؟ آن‌هایی که دانشگاه رفتند چه کار کردند؟ من اصلاً خودم مایل رفتن به دانشگاه نبودم.</p>
<h4>۷. کمرنگ کردن (Minimization)</h4>
<p>ناچیز جلوه دادن فکر، احساس، مشکل و رویدادهای محیطی. برای مثال کسی را در نظر بگیرید که از دیگران در مورد برخی ویژگی‌های منفی خود بازخورد می‌گیرد اما به جای برطرف کردن آن می‌گوید، چیز مهمی نیست و آن‌قدرها که این‌ها آن را مهم جلوه می‌دهند اهمیتی ندارد. یا بیماران افسرده‌ای را در نظر بگیرید که علیرغم مشکلات جانبی ناشی از افسردگی، این مشکلات را کمرنگ جلوه می‌دهد.</p>
<h4>۸. عقلانی سازی (Intellectualization)</h4>
<p>بی‌روح جلوه دادن و یا منطقی برخورد کردن با یک تجربه هیجانی.</p>
<p>این نوع دفاع در افراد تیم پزشکی زیاد دیده می‌شود. به‌طوری‌که گزارشی با جزئیات کامل از بیماری که در حضور آن‌ها در حال فوت است، ارائه می‌دهند. بدون اینکه واکنش هیجانی از خود نشان دهند، در روان‌درمانی این دفاع به صورت تأکید بیش‌ازاندازه بر جزئیات نامربوط (نشخوار ذهنی) برای فرار از تجربه احساس مربوط به رویداد مربوط دیده می‌شود.</p>
<h3>د) ساز و کارهای دفاعی بالغ (Mature Defenses)</h3>
<p>ساز و کارهای دفاعی بالغ جزء ساز و کارهای دفاعی سالم و بالغ هستند که در افراد بهنجار زیاد دیده می‌شوند.</p>
<h4>۱. ایثار و نوع‌دوستی (Altruism)</h4>
<p>کمک به دیگران و در خدمت دیگران بودن و به صورت داوطلبانه و آگاهانه به منظور رفع نیازهای آنان.</p>
<h4>۲. پیش‌بینی (Anticipation)</h4>
<p>پیش‌بینی واقع‌بینانه و برنامه‌ریزی برای پیشگیری از مشکلات احتمالی در آینده.</p>
<h4>۳. ریاضت ورزی (Asceticism)</h4>
<p>حذف تجارب لذت‌بخش از زندگی با هدف رشد معنوی.</p>
<p>این دفاع بالغانه در عرفا و افرادی که به مبارزه با نفس می‌پردازند و در پی سیر سلوک هستند، زیاد دیده می‌شود. روزه گرفتن یکی از مصداق‌های این دفاع است.</p>
<h4>۴. طنز (Humor)</h4>
<p>فردی که در شرایط استرس آمیز به جای ناراحتی به موضوع و شرایط می‌خندد، از طنز برای قابل‌تحمل‌تر ساختن شرایط بهره می‌گیرد.</p>
<h4>۵. فرونشانی یا بازداری (Suppression)</h4>
<p>فروخوردن آگاهانه و عمدی برخی احساسات از جمله خشم به دلیل شرایط محیطی خاص.</p>
<p>در برخی متون از کلمه سرکوب به جای فرونشانی استفاده شده است. البته واژه سرکوب همراه با واژه واپس رانی هر دو در ترجمه repression هم بکار رفته‌اند.</p>
<h4>۶. والایش (Sublimation)</h4>
<p>تغییر یک تکانه غیرقابل‌قبول به فعالیتی قابل‌قبول از نظر اجتماعی، مانند کسی که تکانه‌های پرخاشگرانه خود را با جریح شدن از کانال جامعه پسند ارضاء می‌کند.</p>
<p>به اعتقاد <a href="https://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%B2%DB%8C%DA%AF%D9%85%D9%88%D9%86%D8%AF_%D9%81%D8%B1%D9%88%DB%8C%D8%AF" target="_blank" rel="noopener noreferrer">فروید</a> عشق شکل بسیار قدرتمند والایش است، زیرا درعین‌حال به افراد امکان می‌دهد تا در یک زمینه جامعه پسند به ارضاء جنسی دست یابند.</p>
<h2>سطوح ساز و کارهای دفاعی</h2>
<p>بر اساس مقیاس، عملکرد دفاعی در ۷ سطح قابل ارزیابی هستند.</p>
<h3>۱. سطح انطباقی بالا</h3>
<p>این سطح عملکرد دفاعی به انطباق مطلوب در مدارا با عوامل استرس‌زا می‌انجامد.</p>
<p>این ساز و کارهای دفاعی معمولاً رضایت را به حداکثر رسانده و امکان آگاهی هشیار از احساسات، عقاید و پیامدهای آن‌ها را فراهم می‌کنند. هم‌چنین حداکثر تعادل را بین سائق‌های متعارض تسهیل می‌کنند.</p>
<p>نمونه ساز و کارهای دفاعی مشخص این سطح عبارت‌اند از: نوع‌دوستی، انتظار، شوخ‌طبعی، والایش و فرونشانی.</p>
<h3>۲. سطح مهارت‌های ذهنی (مصالحه)</h3>
<p>عملکرد دفاعی در این سطح، عقاید، احساسات، خاطرات، آرزوها یا ترس‌های بالقوه خطرناک را خارج از حیطه هشیاری نگاه می‌دارد.</p>
<p>نمونه‌های این سطح عبارت‌اند از: جابجایی، تجزیه، توجیه عقلی، جداسازی، واکنش وارونه، واپس‌زنی و …</p>
<h3>۳. سطح دگرگون‌سازی جزئی تصویر ذهنی</h3>
<p>این سطح با تحریفاتی در تصویر ذهنی از خود، بدن یا دیگران مشخص می‌شود که ممکن است برای تنظیم عزت‌نفس به کار رود. مثل بی‌ارزش سازی، آرمان سازی و همه توانی.</p>
<h3>۴. سطح انکار</h3>
<p>مشخصه این سطح بیرون راندن عوامل استرس‌زا، تکانه‌ها، عقاید، عواطف یا مسئولیت‌های ناخوشایند از حیطه هشیاری با، یا بدون انتساب نادرست آنها به عوامل بیرونی است. مثل انکار، فرافکنی، دلیل‌تراشی.</p>
<h3>۵. سطح دگرگون‌سازی عمده تصویر ذهنی</h3>
<p>این سطح با تعریف بارز یا انتساب نادرست تصویر ذهنی خود یا دیگران مشخص می‌شود. نمونه‌های آن عبارت‌اند از: تخیل درخودمانده، همانندسازی فرافکن و دو نیم سازی.</p>
<h3>۶. سطح عمل</h3>
<p>مشخصه این سطح نوعی عملکرد دفاعی که از طریق عمل یا کناره‌گیری با عوامل استرس‌زا درونی و بیرونی مدارا می‌کند. نمونه‌های آن عبارت‌اند از: کنش‌نمایی، پرخاشگری انفعالی.</p>
<h3>۷. سطح بی‌نظمی دفاعی</h3>
<p>مشخصات این سطح، ناتوانی در تنظیم دفاعی برای مهار واکنش خود به عوامل استرس‌زا است که به اختلال بارز در واقعیت سنجی می‌انجامد مثل فرافکنی هذیانی، انکار سایکوتیک و تحریف سایکوتیک.</p>
<h2>منبع</h2>
<p><a href="https://paymanpsychology.com/%D8%B1%D9%88%D8%A7%D9%86-%D8%AF%D8%B1%D9%85%D8%A7%D9%86%DB%8C/%D9%85%DA%A9%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%B3%D9%85-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%AF%D9%81%D8%A7%D8%B9%DB%8C/" target="_blank" rel="nofollow noopener noreferrer">روان‌شناسی پیمان</a></p>
<p>The post <a href="https://behdashtravan.com/%d8%b3%d8%a7%d8%b2-%d9%88-%da%a9%d8%a7%d8%b1%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%af%d9%81%d8%a7%d8%b9%db%8c-%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86/">ساز و کارهای دفاعی روان</a> appeared first on <a href="https://behdashtravan.com">مجله تخصصی روانشناسی بهداشت روان</a>.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://behdashtravan.com/%d8%b3%d8%a7%d8%b2-%d9%88-%da%a9%d8%a7%d8%b1%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%af%d9%81%d8%a7%d8%b9%db%8c-%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>افسردگی فصلی، علل و علائم</title>
		<link>https://behdashtravan.com/%d8%a7%d9%81%d8%b3%d8%b1%d8%af%da%af%db%8c-%d9%81%d8%b5%d9%84%db%8c%d8%8c-%d8%b9%d9%84%d9%84-%d9%88-%d8%b9%d9%84%d8%a7%d8%a6%d9%85/</link>
					<comments>https://behdashtravan.com/%d8%a7%d9%81%d8%b3%d8%b1%d8%af%da%af%db%8c-%d9%81%d8%b5%d9%84%db%8c%d8%8c-%d8%b9%d9%84%d9%84-%d9%88-%d8%b9%d9%84%d8%a7%d8%a6%d9%85/#comments</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[بهروز هاشمی]]></dc:creator>
		<pubDate>Tue, 18 Sep 2018 10:30:01 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[آسیب شناسی]]></category>
		<category><![CDATA[اختلالات روانی]]></category>
		<category><![CDATA[اختلال خلق]]></category>
		<category><![CDATA[افسردگی]]></category>
		<category><![CDATA[درمان افسردگی]]></category>
		<category><![CDATA[ملاک تشحیصی]]></category>
		<category><![CDATA[ویژگی تشخیصی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://behdashtravan.com/?p=4255</guid>

					<description><![CDATA[<p>افسردگی فصلی یا SAD یا seasonal depression disorder نوعی اختلال خلقی است که با عنوان اختلال خلقی فصلی نیز شناخته می‌شود. علائم آن مشابه افسردگی است و در زمان مشخصی از سال خود را نشان می‌دهد. مهم‌ترین علت آن را عدم دریافت نور کافی می‌دانند و مهم‌ترین درمان آن نوردرمانی است. آیا در ماه‌های زمستانی &#8230;</p>
<p>The post <a href="https://behdashtravan.com/%d8%a7%d9%81%d8%b3%d8%b1%d8%af%da%af%db%8c-%d9%81%d8%b5%d9%84%db%8c%d8%8c-%d8%b9%d9%84%d9%84-%d9%88-%d8%b9%d9%84%d8%a7%d8%a6%d9%85/">افسردگی فصلی، علل و علائم</a> appeared first on <a href="https://behdashtravan.com">مجله تخصصی روانشناسی بهداشت روان</a>.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>افسردگی فصلی یا SAD یا seasonal depression disorder نوعی اختلال خلقی است که با عنوان اختلال خلقی فصلی نیز شناخته می‌شود. علائم آن مشابه افسردگی است و در زمان مشخصی از سال خود را نشان می‌دهد. مهم‌ترین علت آن را عدم دریافت نور کافی می‌دانند و مهم‌ترین درمان آن نوردرمانی است.</p>
<p>آیا در ماه‌های زمستانی بیشتر ازآنچه باید احساس ناراحتی و ناامیدی می‌کنید؟ اگر این‌گونه است، ممکن است دچار اختلال افسردگی فصلی باشید که با عنوان اختلال عاطفی فصلی (SAD) نیز شناخته می‌شود. SAD یک اختلال خلقی است که هرساله در یک‌زمان مشابه اتفاق می‌افتد. به‌طورکلی، اختلال خلقی فصلی در پاییز یا زمستان شروع می‌شود و بهار یا اوایل تابستان به پایان می‌رسد. اما نوع نادری از آن نیز وجود دارد به نام &#8220;افسردگی تابستانی&#8221; که در اواخر بهار یا اوایل تابستان شروع می‌شود و در پاییز به پایان می‌رسد.</p>
<h2>علت افسردگی فصلی</h2>
<p>درحالی‌که علل دقیق افسردگی فصلی شناخته‌شده نیست، برخی از دانشمندان بر این باورند که تعدادی از هورمون‌های خاص در مغز باعث تغییرات مربوط به نگرش در زمان‌های خاصی از سال می‌شوند. کارشناسان معتقدند که SAD ممکن است به این تغییرات هورمونی مرتبط باشد. یکی از نظریه‌ها این است که کم شدن نور خورشید در پاییز و زمستان باعث می‌شود که مغز سروتونین کمتری تولید کند، سروتونین یک ماده شیمیایی است که با بخش‌هایی از مغز که موجب تنظیم خلق‌وخو می‌شود مرتبط است. مختل شدن عملکرد سلول‌های عصبی مغز که مسئول تنظیم خلق‌وخو هستند، باعث ایجاد احساس افسردگی، احساس خستگی و کسالت و همچنین افزایش وزن در فرد می‌شود.</p>
<p>افسردگی فصلی معمولاً در بزرگ‌سالان جوان دیده می‌شود و در زنان بیشتر از مردان است. بعضی از افراد مبتلابه SAD علائم خفیفی چون تندخویی و تحریک‌پذیری دارند. برخی دیگر علائم شدیدتری دارند که بر روی روابط و کارشان تأثیر می‌گذارد. از آنجائی که کمبود نور در روزهای زمستانی با SAD مرتبط است، این اختلال در کشورهایی که تابستان‌های طولانی دارند، کمتر دیده می‌شود.</p>
<h2>علائم افسردگی فصلی</h2>
<p>افراد مبتلابه SAD بسیاری از علائم معمول افسردگی را نشان می‌دهند که شامل موارد زیر می‌شود:</p>
<h3>علائم افسردگی زمستانی</h3>
<ul>
<li>پایین بودن سطح انرژی</li>
<li>مشکل تمرکز</li>
<li>احساس کسالت و خستگی</li>
<li>افزایش اشتها</li>
<li>افزایش میل به‌تنهایی</li>
<li>افزایش خواب‌آلودگی</li>
<li>افزایش وزن</li>
</ul>
<h3>علائم افسردگی تابستانی</h3>
<ul>
<li>کاهش اشتها</li>
<li>مشکلات خواب</li>
<li>کاهش وزن</li>
</ul>
<h2>تشخیص اختلال افسردگی فصلی</h2>
<p>اگر احساس افسردگی می‌کنید و برخی از علائم بالا را دارید، جهت تشخیص درست به پزشک یا روانشناس خود مراجعه کنید. او نوع درمانی که برایتان مناسب است را به شما توصیه خواهد کرد.</p>
<h2>درمان اختلال افسردگی فصلی</h2>
<p>بسته به‌شدت علائم، درمان‌های مختلفی وجود دارد. همچنین اگر این اختلال با نوع دیگری از افسردگی یا اختلال دوقطبی همراه باشد، احتمالاً نوع درمان متفاوت خواهد بود.</p>
<p>اغلب برای درمان SAD از داروهای ضدافسردگی سنتی استفاده می‌شود. داروی Bupropion XL (بوپروپیون) در حال حاضر تنها دارویی است که به‌طور خاص تأییدیه FDA را دارد تا برای جلوگیری از وقوع دوره‌های افسردگی حاد در افرادی که اختلال خلقی فصلی دارند استفاده شود.</p>
<p>بسیاری از پزشکان توصیه می‌کنند که افراد مبتلا به SAD صبح زود از خانه خارج شوند تا نور طبیعی بیشتری دریافت کنند. اگر این راهکار به خاطر ماه‌های تاریک زمستان عملی نباشد، می‌توان از داروهای ضدافسردگی یا نوردرمانی (فتوتراپی) کمک گرفت.</p>
<h2>نوردرمانی</h2>
<p>ازنظر برخی از محققان، افسردگی فصلی با هورمون طبیعی ملاتونین در ارتباط است. هورمونی که موجب خواب‌آلودگی در افراد می‌شود. نور میزان ملاتونین را در سیستم عصبی تغییر می‌دهد و موجب افزایش سروتونین در مغز می‌شود. لذا نوردرمانی اثر ضدافسردگی دارد.</p>
<ul>
<li>در نوردرمانی یک طیف نوری کامل به‌طور غیرمستقیم به چشمان شما می‌تابد. شما باید در فاصله حدود ۲ فوت از تابش روشنایی نوری بنشینید که حدود ۲۰ برابر روشن‌تر از روشنایی معمول یک اتاق است. درمان با یک جلسه ۱۰ تا ۱۵ دقیقه‌ای در روز آغاز می‌شود و سپس با توجه به پاسخ شما به درمان، به ۳۰ تا ۴۵ دقیقه در روز افزایش پیدا می‌کند.</li>
<li>برای جلوگیری از آسیب احتمالی چشمانتان، برای مدت طولانی به‌طور مستقیم به جعبه منبع نور نگاه نکنید.</li>
<li>برخی از افراد مبتلابه SAD طی چند روز پس از استفاده از نوردرمانی بهبود می‌یابند و برخی به دوره درمانی طولانی‌تری احتیاج دارند. اگر علائم SAD از بین نرود، احتمال دارد پزشک جلسات نوردرمانی را تا دو بار در روز نیز افزایش دهد.</li>
<li>به افرادی که به نوردرمانی پاسخ می‌دهند، پیشنهاد می‌شود که این کار را تا رسیدن فصل بهار که می‌توانند از نور طبیعی خورشید بهره ببرند، ادامه دهند.</li>
<li>بااینکه نوردرمانی عوارض جانبی کمی دارد اما اگر پوست حساسی داشته و یا سابقه اختلال دوقطبی دارید، مراقب باشید.</li>
</ul>
<h2>پیشگیری از ابتلا به اختلال افسردگی فصلی</h2>
<ul>
<li>هرروز، حتی زمانی که هوا ابری است، مدتی از وقت خود را در خارج از خانه و در هوای آزاد بگذرانید. روشنایی روز به شما کمک می‌کند.</li>
<li>حتی قبل از احساس افسردگی فصلی زمستانی می‌توانید از جعبه نور ۱۰۰۰۰ لوکس استفاده کنید.</li>
<li>رژیم غذایی مناسب و متعادلی داشته باشید. این به شما کمک خواهد کرد که انرژی بیشتری داشته باشید، حتی اگر عاشق غذاهای پر نشاسته و شیرین هستید.</li>
<li>روزی ۳۰ دقیقه در روز و پنج بار در هفته ورزش کنید.</li>
<li>حمایت اجتماعی بسیار بااهمیت است. روابط اجتماعی خود را حفظ کنید و فعالیت‌های اجتماعی منظم داشته باشید.</li>
</ul>
<h2>چه زمانی به پزشک مراجعه کنیم؟</h2>
<p>اگر احساس کنید در زمان‌های مشابهی در سال افسرده، خسته و تحریک‌پذیر می‌شوید، و این تغییرات را به‌طور طبیعی با تغییر فصل احساس می‌کنید، ممکن است افسردگی فصلی داشته باشید. بی‌پرده در مورد احساسات خود با دکترتان صحبت کنید و به توصیه‌های پزشکتان در مورد تغییر سبک زندگی و روش‌های درمان عمل نمایید.</p>
<p>اگر پزشک شما نوردرمانی را توصیه می‌کند، حتماً در مورد نحوه تهیه و استفاده از جعبه‌های مخصوص نوردرمانی برای بیماران مبتلابه SAD سؤال کنید، چون این جعبه‌ها عموماً قیمت بالایی داشته و معمولاً شرکت‌های بیمه آن‌ها را پوشش نمی‌دهند.</p>
<p>نظرات و سوالات خود را با <a href="http://behdashtravan.com" target="_blank" rel="noopener">بهداشت روان</a> در میان بگذارید.</p>
<p>&nbsp;</p>
<h2>منبع</h2>
<p><a href="https://www.webmd.com/depression/guide/seasonal-affective-disorder#1" target="_blank" rel="noopener">webmd</a></p>
<p>گروه روانشناسی <a href="http://setare.com/fa/news/18409/%D8%A7%D9%81%D8%B3%D8%B1%D8%AF%DA%AF%DB%8C-%D9%81%D8%B5%D9%84%DB%8C-%DA%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA-%D8%B9%D9%84%D9%84-%D8%B9%D9%84%D8%A7%D8%A6%D9%85-%D9%BE%DB%8C%D8%B4%DA%AF%DB%8C%D8%B1%DB%8C-%D8%AF%D8%B1%D9%85%D8%A7%D9%86" target="_blank" rel="nofollow noopener">ستاره</a></p>
<p>The post <a href="https://behdashtravan.com/%d8%a7%d9%81%d8%b3%d8%b1%d8%af%da%af%db%8c-%d9%81%d8%b5%d9%84%db%8c%d8%8c-%d8%b9%d9%84%d9%84-%d9%88-%d8%b9%d9%84%d8%a7%d8%a6%d9%85/">افسردگی فصلی، علل و علائم</a> appeared first on <a href="https://behdashtravan.com">مجله تخصصی روانشناسی بهداشت روان</a>.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://behdashtravan.com/%d8%a7%d9%81%d8%b3%d8%b1%d8%af%da%af%db%8c-%d9%81%d8%b5%d9%84%db%8c%d8%8c-%d8%b9%d9%84%d9%84-%d9%88-%d8%b9%d9%84%d8%a7%d8%a6%d9%85/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>1</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>نوروز و سایکوز</title>
		<link>https://behdashtravan.com/%d9%86%d9%88%d8%b1%d9%88%d8%b2-%d9%88-%d8%b3%d8%a7%db%8c%da%a9%d9%88%d8%b2/</link>
					<comments>https://behdashtravan.com/%d9%86%d9%88%d8%b1%d9%88%d8%b2-%d9%88-%d8%b3%d8%a7%db%8c%da%a9%d9%88%d8%b2/#comments</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[بهروز هاشمی]]></dc:creator>
		<pubDate>Tue, 10 Apr 2018 10:30:30 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[آسیب شناسی]]></category>
		<category><![CDATA[اختلالات روانی]]></category>
		<category><![CDATA[اختلالات شخصیت]]></category>
		<category><![CDATA[روانشناسی شخصیت]]></category>
		<category><![CDATA[روان پریش]]></category>
		<category><![CDATA[روان رنجور]]></category>
		<category><![CDATA[روان‌رنجور]]></category>
		<category><![CDATA[سایکوتیک]]></category>
		<category><![CDATA[سایکوز]]></category>
		<category><![CDATA[فرق روان رنجور و روان پریش چیست]]></category>
		<category><![CDATA[فرق نوروز و سایکوز]]></category>
		<category><![CDATA[فرق نوروز و سایکوز چیست]]></category>
		<category><![CDATA[نوروتیک]]></category>
		<category><![CDATA[نوروز]]></category>
		<category><![CDATA[نوروز و سایکوز]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://behdashtravan.com/?p=3212</guid>

					<description><![CDATA[<p>نوروز و سایکوز چیست و چه فرقی دارند؟ نوروتیک در فارسی به روان رنجور (اختلال خفیف) و سایکوتیک به روان‌پریش (اختلال شدید) ترجمه‌شده‌اند. برجسته‌ترین تفاوت اختلال سایکوز و نوروز بر درجه آگاهی شخص از حالت خود مبتنی است. در این مقاله بیشتر در مورد نوروز و سایکوز خواهیم خواند. نوروز عبارت از یک اختلال روانی &#8230;</p>
<p>The post <a href="https://behdashtravan.com/%d9%86%d9%88%d8%b1%d9%88%d8%b2-%d9%88-%d8%b3%d8%a7%db%8c%da%a9%d9%88%d8%b2/">نوروز و سایکوز</a> appeared first on <a href="https://behdashtravan.com">مجله تخصصی روانشناسی بهداشت روان</a>.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h5>نوروز و سایکوز چیست و چه فرقی دارند؟</h5>
<p>نوروتیک در فارسی به روان رنجور (اختلال خفیف) و سایکوتیک به روان‌پریش (اختلال شدید) ترجمه‌شده‌اند. برجسته‌ترین تفاوت اختلال سایکوز و نوروز بر درجه آگاهی شخص از حالت خود مبتنی است. در این مقاله بیشتر در مورد نوروز و سایکوز خواهیم خواند.</p>
<p>نوروز عبارت از یک اختلال روانی است که عملکردهای اصلی شخصیت را در بر نمی‌گیرد و فرد می‌داند که رفتار یا افکارش بهنجار نیست، همچنین اشاره به بیماری‌هایی دارد که فرد از وجود آن، رنج می‌برد اما برای جامعه بی‌خطر است. در عرف معمول پزشکی واژه نوروز به گروهی از اختلالات اطلاق می‌شود که در آنها علائم جسمانی و روانی اختلال اصلی را تشکیل می‌دهند و بیماری اساساً در اثر تعارضات درونی یا حوادث اضطراب‌آور زندگی ایجاد می‌شوند.</p>
<h4>ارتباط با واقعیت در نوروز و سایکوز ها</h4>
<p>در نوروتیک‌ها واقعیت سنجی از دست نرفته و قطع ارتباط با واقعیت آن‌طور که در سایکوتیک‌ها شایع می‌باشد، وجود ندارد و از بیماری خودآگاهی دارند. درواقع بیمار قادر است واقعیات دنیای خارج را ارزیابی کند اگرچه ممکن است علائم برای بیمار ناتوان‌کننده باشد اما رفتار او نسبت به نرم‌های اجتماعی اختلال جدی ندارد و با کاهش و افزایش مشکلات روزمره و فشارهای خانوادگی و اجتماعی کاهش یا افزایش می‌یابد. نمونه اختلالات نوروتیک مثل <a href="http://behdashtravan.com/%d9%88%d8%b3%d9%88%d8%a7%d8%b3-%d9%81%da%a9%d8%b1%db%8c-%d8%b9%d9%85%d9%84%db%8c/" target="_blank" rel="noopener">وسواس</a>، <a href="http://behdashtravan.com/%d8%a7%d8%b6%d8%b7%d8%b1%d8%a7%d8%a8-%d8%a7%d8%b2-%d9%86%da%af%d8%a7%d9%87-%d9%81%d8%b1%d9%88%db%8c%d8%af/" target="_blank" rel="noopener">اضطراب</a>، ترس‌های مرضی (فوبیا) و …</p>
<p>اختلالات سایکوز بیماری‌هایی را شامل می‌شود که با هذیان و توهم همراه هستند به‌طوری‌که فرد رابطه خود را با جهان اطراف خود کاملاً قطع کرده و اطمینان دارد که آنچه می‌پندارد واقعیت است و فکر می‌کند همه مردم جهان در خطا و گمراهی هستند. همچنین ممکن است فرد مبتلا برای جامعه خطر داشته باشد. مثلاً اگر کسی توهم دارد و شیطان را در جلوی خود می‌بیند و اگر بداند توهم او پوچ و بی‌اساس است نوروتیک خواهد بود اما اگر خیال کند که واقعاً شیطان را می‌بیند سایکوتیک به‌حساب خواهد آمد. از سایکوزهای مهم می‌توان به اسکیزوفرنی و مانیک– دپرسیو اشاره نمود.</p>
<p>فرق دیگر نوروز و سایکوز در این است که فردی باشخصیت نوروتیک زودرنج، مغموم و افسرده، فاقد اعتمادبه‌نفس است. او گفت‌وگو با غریبه‌ها را دشوار می‌داند، از بدشانسی‌های احتمالی نگران است؛ از تجربیات تحقیرآمیز به مدت طولانی و به‌شدت، رنج می‌برد. افرادی که شخصیت نوروتیک دارند، مستعد استرس هستند چرا که آستانه ذهنی آنها در تهدیدآمیز دیدن هر موقعیت، پایین است.</p>
<p>نوروتیک‌ها تمایل دارند تا بدترین سناریوها را در ذهن خود بسط دهند و فکر کنند که چطور به رویدادهای احتمالی و بعید، خواهند پرداخت؛ درنتیجه، بیشتر استرس آنها از فکر کردن درباره موقعیت‌هایی که رخ نخواهند داد، ناشی می‌شود. اگرچه، افراد دیگر نیز تااندازه‌ای همین کار را می‌کنند، اما افرادی که شخصیت نوروتیک دارند، این کار را در حد افراط و بیمارگونه انجام می‌دهند.</p>
<h2>منبع</h2>
<p><a href="https://public-psychology.ir/1392/12/%D9%86%D9%88%D8%B1%D9%88%D8%AA%DB%8C%DA%A9-%D9%88-%D8%B3%D8%A7%DB%8C%DA%A9%D9%88%D8%AA%DB%8C%DA%A9/" target="_blank" rel="nofollow noopener">دانشنامه روانشناسی مردمی</a></p>
<p>۱٫آسیب شناسی روانی باچر و همکاران، ترجمه یحیی سید محمدی.</p>
<p>۲٫خلاصه روانپزشکی کاپلان و سادوک، ترجمه دکتر فرزین رضاعی.</p>
<p>The post <a href="https://behdashtravan.com/%d9%86%d9%88%d8%b1%d9%88%d8%b2-%d9%88-%d8%b3%d8%a7%db%8c%da%a9%d9%88%d8%b2/">نوروز و سایکوز</a> appeared first on <a href="https://behdashtravan.com">مجله تخصصی روانشناسی بهداشت روان</a>.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://behdashtravan.com/%d9%86%d9%88%d8%b1%d9%88%d8%b2-%d9%88-%d8%b3%d8%a7%db%8c%da%a9%d9%88%d8%b2/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>1</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>آسیب‌شناسی روانی فروید</title>
		<link>https://behdashtravan.com/%d8%a2%d8%b3%db%8c%d8%a8%e2%80%8c%d8%b4%d9%86%d8%a7%d8%b3%db%8c-%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%db%8c-%d9%81%d8%b1%d9%88%db%8c%d8%af/</link>
					<comments>https://behdashtravan.com/%d8%a2%d8%b3%db%8c%d8%a8%e2%80%8c%d8%b4%d9%86%d8%a7%d8%b3%db%8c-%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%db%8c-%d9%81%d8%b1%d9%88%db%8c%d8%af/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[بهروز هاشمی]]></dc:creator>
		<pubDate>Fri, 22 Dec 2017 11:30:15 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[آسیب شناسی]]></category>
		<category><![CDATA[اختلالات روانی]]></category>
		<category><![CDATA[ارتقاء سلامت روان]]></category>
		<category><![CDATA[روان پویشی و روانکاوی]]></category>
		<category><![CDATA[آسیب شناسی فروید]]></category>
		<category><![CDATA[آسیب شناسی فرویدی]]></category>
		<category><![CDATA[اضطراب]]></category>
		<category><![CDATA[اضطراب اختگی]]></category>
		<category><![CDATA[تثبیت]]></category>
		<category><![CDATA[تعارض]]></category>
		<category><![CDATA[چرا دچار اختلالات روانی می‌شویم؟]]></category>
		<category><![CDATA[روان تحلیلگری]]></category>
		<category><![CDATA[روان تحلیلی]]></category>
		<category><![CDATA[روانکاوی]]></category>
		<category><![CDATA[فرآیند ثانویه]]></category>
		<category><![CDATA[فرآیند نخستین]]></category>
		<category><![CDATA[فروید]]></category>
		<category><![CDATA[ناهشیار]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://behdashtravan.com/?p=2398</guid>

					<description><![CDATA[<p>از آنجا که تمام شخصیت‌ها به علت تعارض‌ها و تثبیت‌های اجتناب‌ناپذیر در مراحل پیش‌تناسلی تااندازه‌ای ناپخته هستند، پس همگی نسبت به اختلال‌های روانی آسیب‌پذیریم. اگر تعارض‌ها و تثبیت‌های ما در اوایل زندگی روی‌داده باشند بیشتر آسیب‌پذیریم، زیرا برای حل‌وفصل کردن اضطراب به دفاع‌های ناپخته‌تری وابسته هستیم. به‌علاوه، هرچه تعارض‌های پیش‌تناسلی ما شدیدتر باشند، بیشتر آسیب‌پذیر &#8230;</p>
<p>The post <a href="https://behdashtravan.com/%d8%a2%d8%b3%db%8c%d8%a8%e2%80%8c%d8%b4%d9%86%d8%a7%d8%b3%db%8c-%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%db%8c-%d9%81%d8%b1%d9%88%db%8c%d8%af/">آسیب‌شناسی روانی فروید</a> appeared first on <a href="https://behdashtravan.com">مجله تخصصی روانشناسی بهداشت روان</a>.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>از آنجا که تمام شخصیت‌ها به علت <a href="http://behdashtravan.com/%d8%b3%d8%a7%d8%ae%d8%aa%d8%a7%d8%b1-%d8%b4%d8%ae%d8%b5%db%8c%d8%aa-%d8%a7%d8%b2-%d9%86%da%af%d8%a7%d9%87-%d9%81%d8%b1%d9%88%db%8c%d8%af/" target="_blank" rel="noopener">تعارض‌ها </a>و تثبیت‌های اجتناب‌ناپذیر در مراحل پیش‌تناسلی تااندازه‌ای ناپخته هستند، پس همگی نسبت به اختلال‌های روانی آسیب‌پذیریم. اگر تعارض‌ها و تثبیت‌های ما در اوایل زندگی روی‌داده باشند بیشتر آسیب‌پذیریم، زیرا برای حل‌وفصل کردن اضطراب به دفاع‌های ناپخته‌تری وابسته هستیم. به‌علاوه، هرچه تعارض‌های پیش‌تناسلی ما شدیدتر باشند، بیشتر آسیب‌پذیر هستیم، زیرا بیشتر انرژی ما صرف دفاع کردن از خود علیه تکانه‌های پیش‌تناسلی شده و برای کنار آمدن با استرس‌های بزرگ‌سالی انرژی کمتری وجود دارد. همان‌گونه که قبلاً اشاره شد، شخصیت‌های <a href="http://behdashtravan.com/%d9%85%d8%b1%d8%a7%d8%ad%d9%84-%d8%b1%d8%b4%d8%af-%d9%81%d8%b1%d9%88%db%8c%d8%af/" target="_blank" rel="noopener">دهانی-مقعدی، آلتی</a> یا آمیخته که خوب از خود دفاع کرده‌اند، تا زمانی‌که در شرایط محیطی قرار نگرفته باشند که باعث وقوع استرس شده و به تشدید <a href="http://behdashtravan.com/%d9%85%da%a9%d8%a7%d9%86%db%8c%d8%b2%d9%85-%d8%af%d9%81%d8%a7%d8%b9%db%8c/" target="_blank" rel="noopener">مکانیزم‌های دفاعی</a> و تشکیل نشانه بیماری منجر می‌شوند، هرگز در هم نمی‌شکنند.</p>
<p>رویدادهای تسریع‌کننده- مانند مرگ فردی عزیز، پیشنهاد رابطه‌ای نامشروع، یا بیماری- تکانه‌ای را تحریک می‌کنند که افراد در تمام زندگی خود آن را کنترل کرده‌اند. آن‌ها طوری به این رویداد جاری در سطح ناهشیار واکنش نشان می‌دهند که گویی تکرار تجربه کودکی، نظیر طرد شدن از جانب والد یا میل و آمیزش جنسی نهی شده است. واکنش‌های کودکی آن‌ها باعث می‌شود که از این موضوع وحشت کنند که مبادا کنترل خود را از دست بدهند و تنبیهی مانند جدایی یا اختگی، که در تمام عمر از آن وحشت داشتند، روی دهد. این افراد به این دلیل نیز وحشت‌زده هستند که احساس می‌کنند شخصیت آن‌ها به فروپاشی تهدید شده است. ترکیب‌بندی شخصیت آن‌ها همیشه از تعادل شکننده‌ی صفات و دفاع‌هایی برخوردار بوده است که تکانه‌ها را در سطح امنی نگه‌داشته‌اند. آن‌ها مانند کودکان می‌ترسند که شخصیت بزرگ‌سال آن‌ها متلاشی‌شده و کاملاً تحت سلطه‌ی غرایز بچه‌گانه قرار بگیرد. این افراد در سطح ناهشیار دوباره دچار همان تعارض‌های بچه‌گانه‌ای می‌شوند که یک زمانی موجب رشد شخصیت آن‌ها بوده و اکنون آن‌ها را به فروپاشی شخصیت تهدید می‌کنند.</p>
<p>کسی که با چنین تهدیدهای روبرو شده، بسیار انگیزه دارد که برای جلوگیری از وارد شدن تکانه‌ها به هشیاری هر مقدار انرژی لازم باشد، مصرف کند. این ممکن است دفاع‌های قبلی را به‌قدری تشدید کند که بیمارگون شوند. برای مثال، خانم متأهلی که رابطه نامشروعی به او پیشنهادشده و میل شدیدی به آمیزش جنسی نهی شده دارد، شاید این امیال را با شدت بیشتری سرکوب کند. طولی نمی‌کشد که کاملاً خسته شده و امکان دارد که نشانه‌های دیگر خستگی روانی را نشان دهد، اما حتی اگر به این رابطه تمایل داشته باشد، انرژی لازم را برای انجام آن ندارد. درحالی‌که او مرتباً از خستگی شکایت می‌کند، برای او بهتر است که خسته باشد تا این‌که در وحشت ابراز کردن امیال بچه‌گانه‌اش به سر برد. خانمی که در مورد امیال جنسی نهی شده تثبیت و تعارض‌های شدیدی نداشته است، شاید صرفاً پیشنهاد را نپذیرد یا اگر فکر کند که به خطرش می‌ارزد، آن را قبول کند.</p>
<p>هنگامی‌که کسی به رویدادهای زندگی واکنش‌های این‌چنین شدیدی نشان می‌دهد که نشانه‌ها ایجاد می‌شوند، برای طرفداران <a href="http://behdashtravan.com/%d8%b2%d9%86%d8%af%da%af%db%8c%d9%86%d8%a7%d9%85%d9%87-%d9%81%d8%b1%d9%88%db%8c%d8%af-%d9%82%d8%b3%d9%85%d8%aa-%d8%a7%d9%88%d9%84/" target="_blank" rel="noopener">فروید </a>بدیهی است که این نشانه‌ها علیه تکانه‌های غیرقابل‌قبول و اضطراب‌های بچه‌گانه دفاع می‌کنند. در خیلی از موارد نشانه‌ها وظیفه‌ی ابراز غیرمستقیم میل غیرقابل‌قبول فرد را نیز بر عهده‌دارند. برای مثال، نشانه‌های سردرد، سرگیجه و خطاهای پزشکی کارن، توجه او را از بروز خشم نسبت به پرستاران بخش ۳ جنوبی و اضطراب همراه با آن، منحرف کردند. در ضمن، خطاهای پزشکی او درواقع جلوه‌ای از امیال خصمانه‌ی وی بودند، بدون این‌که اصلاً آگاه باشد که عصبانی است. هنگامی‌که نشانه‌ها وظیفه دفاع‌هایی را علیه تکانه‌های غیرقابل‌قبول داشته و هم جلوه‌های غیرمستقیم این امیال باشند، در این صورت نشانه‌ها دو برابر تغییر مقاوم هستند. منافع دیگر حاصل از نشانه‌ها، مانند توجه خاص افراد عزیز یا دکترها، منافع ثانوی هستند و نشانه‌ها را در برابر تغییر مقاوم‌تر می‌سازند.</p>
<p>اما چرا کسی مانند کارن از همان ابتدا به رویدادی مانند گمارده شدن در بخش ۳ جنوبی واکنش افراطی نشان می‌دهد؟ چرا او به بخش ۳ جنوبی فعلی طوری واکنش نشان داد که انگار دوباره ۱۲ ساله است؟ چرا بخش ۳ جنوبی قدیمی را از بخش ۳ جنوبی فعلی به‌طور منطقی متمایز نکرد؟ از قرار معلوم کارن می‌دانست که به بخش ۳ جنوبی طوری واکنش نشان می‌دهد که انگار ۱۲ ساله است. اگر پاسخ او به بخش ۳ جنوبی عمدتاً در سطح هشیار بود، در این‌صورت واقعاً می‌توانست براساس فرایند تفکر ثانوی هشیار، این تمایز منطقی را ایجاد کند. اما پاسخ‌های ناهشیاری مانند پاسخ کارن، از تفکر طبق فرایند نخستین تبعیت می‌کنند، که غیرمنطقی است. تفکر منطقی از استدلال کردن بر اساس فاعل‌های جملات تبعیت می‌کند، مانند این جملات: (۱) تمام انسان‌ها فانی هستند؛(۲)  سقراط انسان بود بنابراین،(۳) سقراط فانی بود. استدلال کردن در فرایند نخستین از گزاره‌های اظهارات پیروی می‌کنند. به‌طوری‌که ما فکر می‌کنیم: (۱) مریم عذرا باکره بود؛ (۲) من با کره‌‌ام؛ بنابراین، (۳) من مریم عذرا هستم یا در مورد کارن: (۱) بخشی که آن‌ها گذاشتند پدر من بمیرد بخش ۳ جنوبی بود؛ (۲) بخشی که اکنون در آن کار می‌کنم بخش ۳ جنوبی است؛ بنابراین، (۳) این بخش جایی است که آن‌ها گذاشتند که پدر من بمیرد.</p>
<p>هنگامی‌که افرادی مانند کارن در سطح ناهشیار پاسخ می‌دهند، به‌طور منظم از هیچ فرایند منطقی پیروی نمی‌کنند، بلکه واکنش فرآیند نخستین آن‌ها به‌طور خودکار غیرمنطقی است. پاسخ‌دهی در فرایند نخستین، بی‌زمان نیز هست، به‌طوری‌که بین گذشته، حال و آینده تمایزی وجود ندارد. بنابراین در سطح ناهشیار، پاسخ کارن، بخش ۳ جنوبی ده سال قبل را از بخش ۳ جنوبی فعلی متمایز نمی‌کند. در سطح ناهشیار، همه‌چیز هم‌اکنون است و بنابراین همان تکانه‌ها و اضطراب‌هایی که ده سال قبل وجود داشتند، فراخوانده می‌شوند.</p>
<p>خصوصیت دیگر تفکر طبق فرایند نخستین جابه‌جایی است، به‌طوری‌که انرژی افکاری که بسیار شارژ شده است به افکار خنثی جابه‌جا می‌شود. در این مورد، کارن خشم شدیدی را که نسبت به پدرش به خاطر ترک کردن او احساس می‌کرد، به برداشت خود از افراد خنثایی که مسئول بخش ۳ جنوبی بودند جابه‌جا کرد. تفکر طبق فرایند نخستین نمادی نیز هست، که به معنی جزء به‌جای کل است، یعنی هر جزء یک رویداد بیان‌گر کل آن رویداد است؛ بنابراین، نام بخش ۳ جنوبی نمادی برای احساس‌هایی می‌شود که در اثر مرگ پدر کارن برانگیخته شدند. سرانجام این‌که، تجربه کردن در سطح فرآیند نخستین، محتوای آشکار و نهفته را شامل می‌شود: محتوایی که هشیار یا آشکار است، فقط بخش کوچکی از معنی نهفته‌ی رویدادهاست. بنابراین کارن در ابتدا فقط از رویداد آشکار ناراحت بودن در بخش جدید خودآگاه بود؛ او حتی از اهمیت نام بخش ۳ جنوبی آگاه نبود تا این‌که در روان‌درمانی برملا شد.</p>
<p>با این آگاهی از پاسخ‌دهی در سطح فرآیند نخستین، بهتر می‌توانیم بفهمیم که چرا پاسخ ناهشیار کارن به قرار داشتن در بخش ۳ جنوبی فعلی غیرمنطقی به نظر می‌رسید. در ضمن می‌توانیم بفهمیم که چرا او به‌صورتی واکنش نشان داد که بیشتر درخور یک بچه عصبانی بود و چرا انرژی و معنی پاسخ او بیشتر از آن بود که از یک محرک نسبتاً خنثی مانند نام بخش ۳ جنوبی می‌توان انتظار داشت.</p>
<p>اگر ما معنی نهفته‌ی این رویداد کارن را عمیق‌تر از این بررسی می‌کردیم، احتمالاً متوجه می‌شدیم که تجربه او در ۱۲ سالگی، فقدان پدر او را (از طریق طلاق) هنگامی‌که پنج ساله بود منعکس می‌کرد. خشمی که تهدید می‌کرد بر سر سرپرستاران بخش ۳ جنوبی خالی شود شاید تااندازه‌ای از خشم اولیه او نسبت به مادرش جابه‌جاشده بود که کارن تصور می‌کرد باعث ترک کردن پدرش در زمانی شده که شدیداً به او نیاز داشت. در ضمن، بودن در بخش ۳ جنوبی ممکن است تهدید کرده باشد که احساس‌های میل جنسی به پدرش همراه با خصومت ناشی از ترک کردن وی در زمانی‌که خیلی به او نیاز داشت وارد آگاهی شوند. حتی خیال‌پردازی درباره‌ی این‌که کارن آرزوی مرگ پدرش را داشته است می‌توانست به برداشت او از خودش به‌عنوان دختر بامحبتی که اگر ۱۰ سال قبل پرستار بود می‌توانست او را از مرگ نجات دهد آسیب برساند. بنابراین نشانه‌های کارن دفاع‌هایی بودند به برای محافظت از برداشت او از خودش، محافظت از خودش در برابر ابراز کردن تکانه‌های خطرناک و محافظت از خودش در برابر اضطراب و گناهی که امکان داشت این تکانه‌ها آن را فراخوانی کنند.</p>
<p>اگر روان‌درمانی بر سطح ناهشیار متمرکز باشد و چنانچه فرد از اهمیت روان‌شناختی رویدادهای تسریع‌کننده، تکانه‌هایی که فراخوانده می‌شوند، اضطراب‌هایی که فرد را به وحشت‌زدگی تهدید می‌کنند و ماهیت دفاعی ولی ارضاکننده نشانه‌ها آگاه نباشد، در این صورت چگونه می‌توان به افراد کمک کرد تا بر اختلال‌های خود غلبه کنند؟</p>
<h2>نظریه فرایندهای درمان</h2>
<p>ازنظر فروید، فقط یک فرآیند می‌تواند در هشیار کردن ناهشیار موفق شود. قبل از این‌که بتوانیم به‌صورت معقول به رویدادهای محیطی پاسخ دهیم، ابتدا باید از نحوه‌ای پاسخ‌های بیمارگون ما به آن محیط از ناهشیار ناشی می‌شوند، یعنی از معنی فرایند نخستینی که به رویدادهای محیطی نسبت می‌دهیم آگاه باشیم، برای برطرف کردن نشانه‌ها، باید از مقاومتی که در برابر بروز نشانه‌ها به خرج می‌دهیم، آگاه باشیم. زیرا آن‌ها هم علیه تکانه‌های غیرقابل‌قبول دفاع کرده و هم این‌که تااندازه‌ای آن‌ها را تخلیه می‌کنند. باید به‌تدریج تشخیص دهیم که تکانه‌های ما آن‌گونه که در کودکی تصور می‌کردیم خطرناک نیستند و این‌که می‌توانیم برای تحت کنترل نگه‌داشتن تکانه‌ها، تا اندازه به‌وسیله‌ی ابراز کردن غرایز خود به‌صورت پخته‌تر، از دفاع‌های سازنده‌تری استفاده کنیم. سرانجام این‌که، برای پیشگیری از برگشت‌های آینده، باید از فرآیندهای هشیار خود جهت آزاد کردن تثبیت‌های پیش‌تناسلی خویش استفاده کنیم تا بتوانیم به رشد خود ادامه داده و به سطوح عملکرد پخته و تناسلی برسیم. این‌گونه بالا بردن اساسی آگاهی، به تلاش قابل‌ملاحظه بیمار و روان‌کاو نیاز دارد.</p>
<h2>منبع</h2>
<p><strong>کتاب:</strong> <a href="https://books.google.com/books/about/Systems_of_Psychotherapy.html?id=h3NHAAAAMAAJ&amp;hl=en" target="_blank" rel="noopener">نظام های روان درمانی</a><br />
<strong>نویسنده:</strong> جان نورکراس، جیمز پروچاسکا<br />
<strong>مترجم:</strong> یحیی سیدمحمدی</p>
<p>The post <a href="https://behdashtravan.com/%d8%a2%d8%b3%db%8c%d8%a8%e2%80%8c%d8%b4%d9%86%d8%a7%d8%b3%db%8c-%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%db%8c-%d9%81%d8%b1%d9%88%db%8c%d8%af/">آسیب‌شناسی روانی فروید</a> appeared first on <a href="https://behdashtravan.com">مجله تخصصی روانشناسی بهداشت روان</a>.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://behdashtravan.com/%d8%a2%d8%b3%db%8c%d8%a8%e2%80%8c%d8%b4%d9%86%d8%a7%d8%b3%db%8c-%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%db%8c-%d9%81%d8%b1%d9%88%db%8c%d8%af/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>آسیب شناسی روانی وجودی</title>
		<link>https://behdashtravan.com/%d8%a2%d8%b3%db%8c%d8%a8-%d8%b4%d9%86%d8%a7%d8%b3%db%8c-%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%db%8c-%d9%88%d8%ac%d9%88%d8%af%db%8c/</link>
					<comments>https://behdashtravan.com/%d8%a2%d8%b3%db%8c%d8%a8-%d8%b4%d9%86%d8%a7%d8%b3%db%8c-%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%db%8c-%d9%88%d8%ac%d9%88%d8%af%db%8c/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[بهروز هاشمی]]></dc:creator>
		<pubDate>Thu, 21 Dec 2017 11:30:53 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[آسیب شناسی]]></category>
		<category><![CDATA[اختلالات روانی]]></category>
		<category><![CDATA[اختلالات شخصیت]]></category>
		<category><![CDATA[سبک زندگی]]></category>
		<category><![CDATA[مکاتب روانشناسی]]></category>
		<category><![CDATA[وجودی یا اگزیستانسیالیسم]]></category>
		<category><![CDATA[آسیب شناسی اگزیستانسیال]]></category>
		<category><![CDATA[آسیب شناسی وجودی]]></category>
		<category><![CDATA[اروین یالوم]]></category>
		<category><![CDATA[اضطراب اگزیستانسیال]]></category>
		<category><![CDATA[اضطراب مرگ]]></category>
		<category><![CDATA[پوچی]]></category>
		<category><![CDATA[تنهایی]]></category>
		<category><![CDATA[چرا دچار اختلال روانی می شویم؟]]></category>
		<category><![CDATA[رولو می]]></category>
		<category><![CDATA[مسئولیت]]></category>
		<category><![CDATA[مسئولیت وجودی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://behdashtravan.com/?p=2414</guid>

					<description><![CDATA[<p>در متن زیر که از کتاب رواندرمانی پروچسکا گرفته شده است، تلاش بر این است تا از منظری متفاوت به مساله آسیب شناشسی روانی پرداخته شد. در این متن توضیح داده می‌شود چطور مسایل وجودی که همه با آن دست و پنجه نرم می‌کنیم باعث ایجاد احتلالات روانی‌می‌شود. مسایل وجودی از قبیل مرگ،تنهایی و پوچی &#8230;</p>
<p>The post <a href="https://behdashtravan.com/%d8%a2%d8%b3%db%8c%d8%a8-%d8%b4%d9%86%d8%a7%d8%b3%db%8c-%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%db%8c-%d9%88%d8%ac%d9%88%d8%af%db%8c/">آسیب شناسی روانی وجودی</a> appeared first on <a href="https://behdashtravan.com">مجله تخصصی روانشناسی بهداشت روان</a>.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>در متن زیر که از کتاب رواندرمانی پروچسکا گرفته شده است، تلاش بر این است تا از منظری متفاوت به مساله آسیب شناشسی روانی پرداخته شد. در این متن توضیح داده می‌شود چطور مسایل وجودی که همه با آن دست و پنجه نرم می‌کنیم باعث ایجاد احتلالات روانی‌می‌شود. مسایل وجودی از قبیل مرگ،تنهایی و پوچی از این قبیل مسایل هستند. در اینجا خواهیم دید چطور فاصبه گرفتن از یک زندگی اصیل به حال بد ما منجر می‌شود.</p>
<h2>آسیب شناسی وجودی</h2>
<p>دروغ گفتن اساس آسیب روانی است. دروغ گفتن تنها راهی است که می‌توانیم از نیستی فرار کنیم، تا به این طریق اجازه ندهیم که اضطراب وجودی وارد تجربه‌‌ی ما شود. وقتی‌که با نیستی روبرو می‌شویم، مانند غرق شدن آن پسر ۴ ساله، دو انتخاب داریم: مضطرب شدن یا دروغ گفتن. امکان دارد با گفتن این جمله به خودمان که «اگر از خانواده‌ی خود چشم برنداریم می‌توانیم از حوادث جلوگیری کنیم». دروغ گفتن را انتخاب کنیم. ما فرزندان و همسر خود را نزدیک خود نگه می‌داریم و تا زمانی‌که در دیدرس هستند، احساس آرامش می‌کنیم. این دروغ مؤثر واقع می‌شود. ما به این طریق از روبرو شدن با اضطراب وجودی حوادث اجتناب می‌کنیم. ولی <a href="http://behdashtravan.com/%d9%87%d8%a7%db%8c%d8%af%da%af%d8%b1-%d9%88-%d9%85%d8%b1%d8%a7%d8%aa%d8%a8-%d9%87%d8%b3%d8%aa%db%8c/" target="_blank" rel="noopener">نیستی </a>همیشه حضور دارد و تهدید می‌کند که در هشیاری ما نمایان خواهد شد. دروغ گفتن همیشه به بسته شدن قسمتی از دنیای ما منجر می‌شود؛ در این مورد باید از هر نوع افکار مربوط به مردی که درست جلوی خانواده‌ی خود لیز خورد و گردنش شکست، جلوگیری کنیم. هشیار بودن نسبت به این‌گونه رویدادها نه‌تنها موجب اضطراب وجودی می‌شود، بلکه هم‌چنین تهدید می‌کند که دروغ ما فاش شود.</p>
<p>دروغ گفتن به <a href="http://behdashtravan.com/%d8%a7%d8%b6%d8%b7%d8%b1%d8%a7%d8%a8-%d8%a7%d8%b2-%d9%86%da%af%d8%a7%d9%87-%d9%81%d8%b1%d9%88%db%8c%d8%af/" target="_blank" rel="noopener">اضطراب روان‌رنجور</a> نیز منجر می‌شود. برای مثال اگر صرفاً به این دلیل که فرزندان ما لحظه‌ای دور از دید ما هستند مضطرب شویم، درواقع دست‌خوش اضطراب وجودی شده‌ایم. اضطراب روان‌رنجور پاسخی بدلی به هستی است، درحالی‌که اضطراب وجودی، پاسخی صادقانه به نیستی است. دور شدن فرزندانمان از دیدرس ما برای بسیاری از جلوه‌های هستی آن‌ها ضروری است؛ آن‌ها برای تقویت کردن دروغ‌های ما وجود ندارند. ما برای این‌که آرامش بیشتری داشته باشیم از آن‌ها می‌خواهیم که در دیدرس ما باشد؛ آن‌ها برای این‌که کامل‌تر و آزادتر وجود داشته باشند تصمیم می‌گیرند از ما دور شوند. با این‌حال، ما دروغ‌های خود را انتخاب می‌کنیم و گرفتار پیامدهای آن می‌شویم. در این مورد پیامد این است که تا وقتی‌که در تمام اوقات از خانواده‌ی خود آگاه باشیم، در حالتی از اضطراب به سر می‌بریم. مانند مادری که او را در درمان دیدیم، شاید به‌صورت روان‌رنجور به فرزندان خود دستور دهیم همیشه در اتاق نشیمن بازی کنند. امکان دارد تصمیم بگیریم که آن‌ها را به مدرسه ببریم و برگردانیم، در زنگ تفریح و هنگام صرف ناهار به آن‌ها سر بزنیم، با این‌که مضطرب باشیم. شاید بارها به همسر خود تلفن بزنیم و وانمود کنیم که چیزی برای گفتن داریم درحالی‌که فقط می‌خواهیم مطمئن شویم که حالش خوب است. اگر سعی کنیم تلفن نزنیم، امکان دارد اضطراب خیلی شدید شود و به خودمان بگوییم که چاره‌ای نداریم- باید تلفن بزنیم.</p>
<p><img decoding="async" class="alignnone wp-image-2605 size-full" src="http://behdashtravan.com/wp-content/uploads/2017/12/آسیب-شناسی-روانی-وجودی-2.jpg" alt="آسیب شناسی روانی وجودی" width="810" height="461" srcset="https://behdashtravan.com/wp-content/uploads/2017/12/آسیب-شناسی-روانی-وجودی-2.jpg 810w, https://behdashtravan.com/wp-content/uploads/2017/12/آسیب-شناسی-روانی-وجودی-2-300x171.jpg 300w, https://behdashtravan.com/wp-content/uploads/2017/12/آسیب-شناسی-روانی-وجودی-2-768x437.jpg 768w" sizes="(max-width: 810px) 100vw, 810px" /></p>
<p>درصورتی‌که اضطراب روان‌رنجور به عمل کردن طبق اضطراب منجر شود، به آسیب روانی، مانند <a href="http://behdashtravan.com/%d9%88%d8%b3%d9%88%d8%a7%d8%b3-%d9%81%da%a9%d8%b1%db%8c-%d8%b9%d9%85%d9%84%db%8c/" target="_blank" rel="noopener">وسواس</a> وارسی کردن خانواده‌ی خود دچار می‌شویم. با گفتن این‌که باید خانواده‌ی خود را وارسی کنیم، درواقع به مفعولی تبدیل‌شده‌ایم که دیگر نمی‌توانیم به اعضای خانواده‌ی خود اجازه دهیم آن‌گونه که می‌خواهند باشند. نشانه‌های آسیب روانی درواقع مفعول کردن خودمان است. این می‌تواند وحشتناک باشد، درست مثل کابوسی که در آن یک نفر ما را تعقیب می‌کند و می‌خواهیم فرار کنیم، ولی صرف‌نظر از تلاشی که به‌خرج می‌دهیم، نمی‌توانیم بگریزیم. ما درنتیجه‌ی دروغ‌های خودمان به دام افتاده‌ایم.</p>
<p>آسیب روانی با تأکید زیاد بر یک سطح وجود به بهای سطوح دیگر آن نیز مشخص می‌شود. در این مورد، روی بودن -با- دیگران، یعنی خانواده‌ی خود، به قیمت بودن –در- طبیعت یا بودن –برای- خویشتن بیش‌ازحد تأکید می‌شود. ما باید –با- دیگران باشیم که دچار اضطراب روان‌رنجور شویم.</p>
<p>دروغ گفتن می‌تواند در هر سطح وجود روی دهد. برای مثال، خود بیمارانگاران، درباره‌ی ماهیت بیماری و شفا دروغ می‌گویند. آن‌ها نظریه‌ای را می‌سازند مبنی بر این‌که فقط اگر بارها و فوراً به دکتر مراجعه کنند می‌توانند از بیماری‌ها برحذر باشند. بدن آن‌ها منبع دائمی اضطراب است که آن‌ها را برای هر دردی دوان‌دوان نزد دکتر می‌فرستد. آن‌ها به‌دروغ می‌گویند: «فقط اگر به‌قدر کافی شتاب کنم، می‌توانم به طبیعت در بازی شانس آن کلک بزنم». بعد از این‌که آن‌ها خود را متقاعد می‌سازند که باید شتاب کنند، سعی در شتاب نکردن، وجود آن‌ها را غرق در اضطراب روان‌رنجور می‌کند. آن‌ها اراده‌ی خود را به دردها و دکترهای خود واگذار کرده‌اند. به‌نظر می‌رسد که آن‌ها می‌گویند: «دکتر، شما مسئولیت را به عهده بگیرید». «این مسئله، زیستن، برای من خیلی ترسناک است». دروغ گفتن –در- طبیعت به نحو چشم‌گیری آزادی آن‌ها را در بودن- با- دیگران یا بودن- برای- خودشان کاهش می‌دهد، زیرا تنها چیزی که آن‌ها می‌توانند درباره‌ی آن صحبت یا فکر کنند، حمله‌ی اخیر این یا آن بیماری است.</p>
<p>برخی افراد پارانوئید مسلک، به این نتیجه می‌رسند که طبیعت پر از نیروهای شرور است که می‌خواهند آن‌ها را نابود کنند. در إذا، آب یا هوا سمٌ است، پس هم‌واره باید مراقب باشیم. افراد دیگری که خلق‌وخوی مانیک دارند می‌توانند طبیعت را به سرشار از عشق تبدیل کنند؛ آن‌ها خود را در فضا رها کرده و به دنبال اوج لذت جهانی هستند. برخی افراد که با افسردگی مبارزه می‌کنند، نتیجه می‌گیرند که این دنیاست که از هم می‌باشد، دنیایی که خراب می‌شود. روزهای خوب قدیم برای همیشه سپری‌شده‌اند و از این‌جا به بعد فقط سراشیبی است.</p>
<p>شاید رایج‌ترین سطح دروغ گفتن، به دیگران است. ما در اوایل زندگی یاد می‌گیریم که می‌توانیم با قدری توفیق، تصویر غلطی از خود به دیگران نشان دهیم. در کودکی به‌قدر کافی باهوش هستیم که بفهمیم گزینه‌ی دروغ گفتن می‌تواند منبع عظیم قدرت باشد. این‌که چگونه با تظاهر به غمگین، عصبانی یا بی‌گناه بودن می‌توان بر دیگران بسته به نقطه‌ضعف آن‌ها تأثیر گذاشت، درسی است که بر هیچ‌کس پوشیده نیست. اما البته که هر دروغی، ترس از لو رفتن و خجالت گیر افتادن را به همراه دارد. طی چندین سال، شرم قریب‌الوقوع ایجادشده و این احساس را در ما ایجاد می‌کند که اگر افراد واقعاً بدانند که ما چه موجودی هستیم، ما را تنها خواهند گذاشت. بنابراین بیشتر وقت خود را صرف دروغ گفتن –به- دیگران کرده و به‌ندرت آزادیم تا با –دیگران- باشیم.</p>
<p>برخی افراد از توانایی خود در دروغ گفتن –به- دیگران مباهات می‌کنند. آن‌ها خود را می‌فروشند آن را شاه‌راهی به سمت موفقیت می‌خوانند. دیگران از آن‌ها می‌خواهند لبخند بزنند و آن‌ها لبخند می‌زنند؛ از آن‌ها می‌خواهند خود را ستایش کنند و آن‌ها خود را ستایش می‌کنند. این دیگران ممکن است مشتری، رئیس یا استاد باشند- مهم نیست چه کسانی هستند. این افراد ژتون‌هایی را در اختیاردارند و اگر عمل دروغ‌گو را بخرند، خوشحال می‌شود. افراد دروغ‌گو از فروختن خودشان خوشحال‌اند و فکر می‌کنند که این بهای ناچیزی برای موفقیت است. البته دروغی که در آستین‌دارند این است که بالاخره یک روزی آزاد خواهند بود تا خودشان باشند. آن‌ها به خودشان قول می‌دهند که وقتی دکترای خود را بگیرند، واقعاً برای خودشان زندگی خواهند کرد- یا شاید بهتر باشد صبر کنند تا اولین شغل، مقام استادی دائمی، آخرین ترفیع یا پست جدید را بگیرند.</p>
<p>اما ما می‌پرسیم «آیا این می‌تواند بیمارگون باشد؟». این خیلی شایع، خیلی طبیعی است. توانایی به تأخیر انداختن خوشنودی، حتی خوشنودی خودمان، جزء ضروری موفق شدن در جامعه است. توانایی ایفای نقش‌های مختلف در محیط دانشگاهی یا بهداشت روانی ضروری است. آن وجودگرایان اروپایی نخبه‌گرا، فقط تعداد معدودی آدم اصیل را سزاوار سلامتی می‌دانند. اما آنچه که آن‌ها واقعاً از ما می‌خواهند این است که آن‌قدر بیگانه نشویم که ازخودبیگانگی به لحاظ آماری را با سلامتی برابر بدانیم.</p>
<p>دروغ گفتن- به خاطر- خودمان پیچیده‌تر است. ابتدا باید آگاهانه تصمیم بگیریم دروغ بگوییم؛ بعد در یک مقطعی، معمولاً وقتی بچه هستیم، دروغ‌های خود را باور می‌کنیم. من (پروچاسکا) سال‌ها تصور می‌کردم که هرگز عصبانی نمی‌شوم. البته افسرده می‌شدم ولی هیچ‌وقت عصبانی نمی‌شدم. وقتی‌که سرانجام از افسرده شدن خسته شدم، در جریان درمان آگاه شدم که درواقع می‌توانستم عصبانی شوم. برای حفظ خودانگاره‌ی آرمانی خودم به‌عنوان شخصیتی که هرگز خونسردی خود را از دست نمی‌دهد، مجبور بودم جلوی اغلب احساساتم را بگیرم و به‌جای این‌که عصبانی شوم، خونسرد و افسرده باشم.</p>
<p>روانکاوان خواهند گفت که من عصبانیت خود را به‌صورت ناهشیار <a href="http://behdashtravan.com/%d9%85%da%a9%d8%a7%d9%86%db%8c%d8%b2%d9%85-%d8%af%d9%81%d8%a7%d8%b9%db%8c-%d8%b3%d8%b1%da%a9%d9%88%d8%a8%db%8c-%db%8c%d8%a7-%d9%88%d8%a7%d9%be%d8%b3%e2%80%8c%d8%b1%d8%a7%d9%86%db%8c/" target="_blank" rel="noopener">سرکوب </a>می‌کردم. اما وجودنگرها معتقدند که برای پنهان کردن اجزای «بد» خودمان، مانند خشم، ابتدا باید بدانیم که خشم «بد» است. سارتر (۱۹۵۶) معتقد است تنها چیزی که باید فرض کنیم، آدم آگاهی است که از خودفریبی استفاده می‌کند و تصمیم می‌گیرد کدام جنبه‌های خود را از خویش دور کند. درصورتی‌که مطابق با چنین سوءنیتی در خودمان عمل کنیم، با احساس گناه پی بردن به این‌که واقعاً کیستیم روبرو خواهیم شد؛ در نتیجه، دروغ‌گویی ما به‌صورت نشانه‌ها شدت می‌گیرد، نظیر این‌که مجبور می‌شویم برای این‌که هرگز عصبانی نشویم، افسرده شویم.</p>
<p><img loading="lazy" decoding="async" class="alignnone wp-image-2607 size-large" src="http://behdashtravan.com/wp-content/uploads/2017/12/آسیب-شناسی-روانی-وجودی-3-1024x542.jpg" alt="آسیب شناسی روانی وجودی" width="708" height="375" srcset="https://behdashtravan.com/wp-content/uploads/2017/12/آسیب-شناسی-روانی-وجودی-3-1024x542.jpg 1024w, https://behdashtravan.com/wp-content/uploads/2017/12/آسیب-شناسی-روانی-وجودی-3-300x159.jpg 300w, https://behdashtravan.com/wp-content/uploads/2017/12/آسیب-شناسی-روانی-وجودی-3-768x407.jpg 768w, https://behdashtravan.com/wp-content/uploads/2017/12/آسیب-شناسی-روانی-وجودی-3.jpg 1700w" sizes="auto, (max-width: 708px) 100vw, 708px" /></p>
<p>دروغ گفتن -به خاطر- خودمان می‌تواند در دامنه‌ی گسترده‌ای از آسیب‌ها یافت شود. خیلی از آدم‌ها متقاعد شده‌اند که اگر به‌طور جدی‌تر تلاش کنند می‌توانند به کمال برسند، یعنی، از آن‌ها انتقاد نشود و بنابراین کسی آن‌ها را طرد نکند. بنابراین آن‌ها خوره‌ی کار می‌شوند. دیگران با پشت کردن به مسائل جنسی و الگوگرفتن از مریم باکره، از خودپنداره‌ی پرهیزکار خویش محافظت می‌کنند. کسان دیگری نیز هستند که معتقدند همسری عالی بوده و بااین‌حال می‌ترسند برای زوج‌درمانی مراجعه کنند. آن‌ها همسر خود را می‌فرستند. هنگامی‌که روان درمان‌گر مشکلات آن‌ها را حل می‌کند، زندگی زناشویی آن‌ها دوباره عالی می‌شود.</p>
<p>آنچه که معتقدیم آینده‌ی ما را می‌سازد، به‌طور جدی بر نحوه‌ای که امروز عمل می‌کنیم تأثیر می‌گذارد. اگر بیش‌ازحد مفمول باشیم، امکان دارد که اصلاً توانیم تصمیم‌گیری کنیم و خود را به‌صورتی احساس کنیم که باد ما را به هر طرف که بخواهد می‌برد. امکان دارد که از طریق دروغ گفتن تماس خود را با منبع رهنمود شخصی خویش، یعنی قصدمندی خود، از دست بدهیم. قصدمندی آفریدن معنی و مبنای هویت ماست. سارتر (۱۹۶۷) چنین نوشت: «انسان چیزی نیست که به‌جز آنچه که از خودش می‌سازد. این اولین اصل وجودنگری است».</p>
<p>قصدمندی ما مستلزم موضع‌گیری در زندگی است. موضع ما تعیین می‌کند که به چه چیزی توجه کنیم- مثل زمانی‌که یک نفر به زیبایی ساحل نگاه می‌کند درحالی‌که دیگری به پتانسیل تجاری آن توجه می‌کند. مسیری که در زندگی انتخاب می‌کنیم، منبع معنی زندگی ما و منبع معنایی است که به ساحل می‌دهیم. بااین‌حال، دروغ گفتن ممکن است ما را متقاعد سازد که زندگی ما به‌وسیله‌ی آسیبی تعیین‌شده است که مانند بیماری عفونی به ما حمله می‌کند- پیشامدی که هیچ کنترلی بر آن نداریم.</p>
<h2>نظریه‌ی فرایندهای درمان</h2>
<p>چون دروغ گفتن منبع آسیب روانی است، صداقت راه‌حل برطرف کردن نشانه‌هاست. با توجه به این‌که اصالت، هدف روان‌درمانی وجودی است، بالا بردن آگاهی یکی از فرایندهای مهمی می‌شود که افراد از طریق آن به جنبه‌هایی از دنیا و خودشان پی می‌برند که با دروغ گفتن مخفی مانده‌اند. چون دروغ گفتن به مفعول کردن شخص نیز منجر می‌شود، طوری‌که توانایی انتخاب کردن ازآن‌پس تجربه نمی‌شود، درمان باید فرایندهایی را در بر داشته باشد که فرد از طریق آن‌ها بتواند بار دیگر خود را به‌صورت فایل یا عاملی تجربه کند که قادر است از طریق انتخاب کردن فعال زندگی خود را هدایت کند.</p>
<p>در درمان وجودی به فنون اهمیتی داده نمی‌شود زیرا تکنولوژی فرایند مفعول کردن است که در آن درمانگر (به‌عنوان فاعل) بهترین وسیله را برای تغییر دادن بیمار (به‌عنوان مفعول) تعیین می‌کند. گرچه بسیاری از بیماران دوست دارند درمانگرشان آن‌ها را مانند مکانیکی که اتومبیل را تعمیر می‌کند روبه‌راه کند، اما تمرکز فنی فقط باعث می‌شود که بیماران خود را به‌صورت اشیای ماشینی احساس کنند. در وجودنگری، روی ترغیب کردن درمان‌جو به برقرار کردن رابطه‌ای اصیل با درمانگر تأکید می‌شود طوری‌که به‌طور فزاینده‌ای خود را به‌صورت فاعلی احساس کند که آزاد است با درمانگر تفاوت داشته باشد، حتی تا حدی که تصمیم بگیرد چه موقعی باید درمان خاتمه یابد. با این‌که روی فن یا روش کار تأکید نمی‌شود اما خواهیم دید که وجودنگرهای کلاسیک، مانند <a href="https://en.wikipedia.org/wiki/Ludwig_Binswanger" target="_blank" rel="noopener">بینزوانگر</a>، باس و <a href="https://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%B1%D9%88%D9%84%D9%88_%D9%85%DB%8C" target="_blank" rel="noopener">می</a>، در عمل از فنون روان‌کاوی، مخصوصاً در مراحل مقدماتی درمان، کمک زیادی می‌گیرند.</p>
<h2>منبع:</h2>
<p><strong>کتاب:</strong> <a href="https://books.google.com/books/about/Systems_of_Psychotherapy.html?id=h3NHAAAAMAAJ&amp;hl=en" target="_blank" rel="noopener">نظام های روان درمانی</a><br />
<strong>نویسنده:</strong> جان نورکراس، جیمز پروچاسکا<br />
<strong>مترجم:</strong> یحیی سیدمحمدی</p>
<p>The post <a href="https://behdashtravan.com/%d8%a2%d8%b3%db%8c%d8%a8-%d8%b4%d9%86%d8%a7%d8%b3%db%8c-%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%db%8c-%d9%88%d8%ac%d9%88%d8%af%db%8c/">آسیب شناسی روانی وجودی</a> appeared first on <a href="https://behdashtravan.com">مجله تخصصی روانشناسی بهداشت روان</a>.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://behdashtravan.com/%d8%a2%d8%b3%db%8c%d8%a8-%d8%b4%d9%86%d8%a7%d8%b3%db%8c-%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%db%8c-%d9%88%d8%ac%d9%88%d8%af%db%8c/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
	</channel>
</rss>
