<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	>

<channel>
	<title>مقالات مکانیزم‌های دفاعی و خطاهای شناختی | مجله تخصصی روانشناسی بهداشت روان</title>
	<atom:link href="https://behdashtravan.com/category/%D8%A2%D8%B3%DB%8C%D8%A8-%D8%B4%D9%86%D8%A7%D8%B3%DB%8C/%D9%85%DA%A9%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%B2%D9%85-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%AF%D9%81%D8%A7%D8%B9%DB%8C/feed/" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>https://behdashtravan.com/category/آسیب-شناسی/مکانیزم-های-دفاعی/</link>
	<description></description>
	<lastBuildDate>Sun, 24 May 2020 14:42:49 +0000</lastBuildDate>
	<language>fa-IR</language>
	<sy:updatePeriod>
	hourly	</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>
	1	</sy:updateFrequency>
	<generator>https://wordpress.org/?v=6.8.2</generator>

<image>
	<url>https://behdashtravan.com/wp-content/uploads/2017/09/cropped-logo-32x32.png</url>
	<title>مقالات مکانیزم‌های دفاعی و خطاهای شناختی | مجله تخصصی روانشناسی بهداشت روان</title>
	<link>https://behdashtravan.com/category/آسیب-شناسی/مکانیزم-های-دفاعی/</link>
	<width>32</width>
	<height>32</height>
</image> 
	<item>
		<title>نیچه و الکل ، در زندگی شخصی و فلسفه</title>
		<link>https://behdashtravan.com/%d9%86%db%8c%da%86%d9%87-%d9%88-%d8%a7%d9%84%da%a9%d9%84-%d8%8c-%d8%af%d8%b1-%d8%b2%d9%86%d8%af%da%af%db%8c-%d8%b4%d8%ae%d8%b5%db%8c-%d9%88-%d9%81%d9%84%d8%b3%d9%81%d9%87/</link>
					<comments>https://behdashtravan.com/%d9%86%db%8c%da%86%d9%87-%d9%88-%d8%a7%d9%84%da%a9%d9%84-%d8%8c-%d8%af%d8%b1-%d8%b2%d9%86%d8%af%da%af%db%8c-%d8%b4%d8%ae%d8%b5%db%8c-%d9%88-%d9%81%d9%84%d8%b3%d9%81%d9%87/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[بهروز هاشمی]]></dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jul 2021 10:30:24 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[ارتقاء سلامت روان]]></category>
		<category><![CDATA[سبک زندگی]]></category>
		<category><![CDATA[سرگذشت]]></category>
		<category><![CDATA[متفکران بزرگ]]></category>
		<category><![CDATA[مکانیزم‌های دفاعی و خطاهای شناختی]]></category>
		<category><![CDATA[اجتناب]]></category>
		<category><![CDATA[الکل]]></category>
		<category><![CDATA[میگساری]]></category>
		<category><![CDATA[نیچه]]></category>
		<category><![CDATA[نیچه و الکل]]></category>
		<category><![CDATA[نیچه و میگساری]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://behdashtravan.com/?p=5300</guid>

					<description><![CDATA[<p>در این نوشته به قلم آلن دو باتن سعی شده رابطه نیچه و الکل در زندگی شخصی‌اش بررسی شود. در ادامه با نظرات نیچه در مورد الکل آشنا می‌شوید. نیچه و الکل و اصلاً تصادفی نبود که  نیچه از ما می‌خواست هرگز میگساری نکنیم. مادر عزیز! امروز به تو نامه می‌نویسم تا از یکی از &#8230;</p>
<p>The post <a href="https://behdashtravan.com/%d9%86%db%8c%da%86%d9%87-%d9%88-%d8%a7%d9%84%da%a9%d9%84-%d8%8c-%d8%af%d8%b1-%d8%b2%d9%86%d8%af%da%af%db%8c-%d8%b4%d8%ae%d8%b5%db%8c-%d9%88-%d9%81%d9%84%d8%b3%d9%81%d9%87/">نیچه و الکل ، در زندگی شخصی و فلسفه</a> appeared first on <a href="https://behdashtravan.com">مجله تخصصی روانشناسی بهداشت روان</a>.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>در این نوشته به قلم آلن دو باتن سعی شده رابطه <a href="http://behdashtravan.com/%d8%ac%d9%85%d9%84%d8%a7%d8%aa-%d9%81%d8%b1%db%8c%d8%af%d8%b1%db%8c%d8%b4-%d9%86%db%8c%da%86%d9%87/" target="_blank" rel="noopener noreferrer">نیچه</a> و الکل در زندگی شخصی‌اش بررسی شود. در ادامه با نظرات نیچه در مورد الکل آشنا می‌شوید.</p>
<h2>نیچه و الکل</h2>
<p>و اصلاً تصادفی نبود که  نیچه از ما می‌خواست هرگز میگساری نکنیم.</p>
<p><strong>مادر عزیز!</strong></p>
<p>امروز به تو نامه می‌نویسم تا از یکی از ناخوشایندترین و دردناک‌ترین رویدادهایی بگویم که باعث‌وبانی آن بوده‌ام. در واقع، بسیار بد رفتار کرده‌ام و نمی‌دانم آیا می‌توانی مرا ببخشی یا نه. با قلبی گرانبار و با بیشترین بی‌میلی قلم خود را برمی‌دارم، به‌ویژه وقتی به گذشته و زندگی خوشایند ایام تعطیلات عید پاک فکر می‌کنم، دورانی که هرگز هیچ ناسازگاری‌ای آن را تباه نکرد. یکشنبه‌ی قبل مست شدم، و هیچ بهانه‌ای ندارم غیر از این‌که بگویم از ظرفیت خود آگاه نبودم و شب تقریباً عصبی و هیجان‌زده بودم.</p>
<p>فریدریش هجده ساله، پس از نوشیدن چهار گیلاس آبجو در عمارت انتبورگ نزدیک مدرسه‌اش در بهار ۱۸۶۳، این نامه را به مادرش نوشت. چند سال بعد در دانشگاه‌های بن و لایپزیک، از علاقه همکلاسی‌هایش به الکل احساس ناراحتی می‌کرد: «اغلب از طرز ابراز اخوت در باشگاه بسیار نفرت دارم&#8230; به‌سختی می‌توانم برخی افراد را تحمل کنم، به علت ماده‌گرایی آبجویی آنها»</p>
<h2>نیچه و الکل در بزرگسالی</h2>
<p>این رویکرد در سراسر زندگی دوران بزرگ‌سالی نیچه باقی ماند و رابطه نیچه و الکل هیچگاه درست نشد. نوشیدنی‌های الکلی برای من خوب نیستند؛ یک جام شراب یا آبجو در روز کاملاً کافی است که زندگی را برای من به «جهان اشک‌ها» تبدیل کنند &#8211; مونیخ جایی است که در قطب مخالف من زندگی می‌کند.</p>
<p>او شکایت می‌کرد که «چقدر آبجو در هوش آلمانی هست!» «شاید نارضایتی اروپا در دوران معاصر به‌این‌علت است که اجداد ما، به‌ویژه در قرون‌وسطی، به مشروب علاقه‌مند بردند&#8230; قرون‌وسطی یعنی مسمومیت اروپا از الکل»</p>
<p>در بهار ۱۸۷۱ نیچه با خواهرش برای گذراندن تعطیلات به هتل دو پارک در لوگانو رفت، صورت‌حساب هتل از ۲ تا ۹ مارس نشان می‌دهد که نیچه چهارده لیوان شیر نوشیده است.</p>
<h2>توصیه‌های نیچه در مورد میگساری</h2>
<p>این چیزی بیش از ذائقه‌ی شخصی بود. نیچه به هر کس که می‌خواهد خوشبخت باشد، به‌شدت توصیه می‌کند که هرگز نوشیدنی الکلی ننوشد. هرگز.</p>
<p>نمی‌توانم به‌تمامی طبایع روحانی‌تر با جدیت بسیار توصیه کنم که مطلقاً از میگساری دوری گزینند. آب کافی است.</p>
<h2>تاثیر الکل از نگاه نیچه</h2>
<p>چرا؟ زیرا رافائل برای فرار از حسادتش در اوربینو در سال ۱۵۰۴، میگساری نکرده بود؛ و یاد گرفته بود چگونه نقاش بزرگی شود. زیرا استندال هم در سال ۱۸۰۵ برای فرار از ناامیدی‌اش درباره مردی که آفریده شده بود تا فرماندار باشد میگساری نکرده بود؛ او این درد را هفده سال باغبانی کرد و در ۱۸۲۲ در باب عشق را منتشر ساخت:</p>
<p>اگر اکراه دارید که رنج خود را حتی یک ساعتت کنید و دائماً از هر نوع بدبختی ممکن حذر می‌کنید. اگر هرگونه بدبختی و رنج را شر منفوری می‌دانید که باید نابود شود (چون ضعفی در زندگی است)، در آن صورت (شما در قلب خود) پیرو مذهب راحت‌طلبی هستید. متأسفانه شما موجودات راحت‌طلب و ساده‌لوح چیز زیادی درباره شورونشاط انسان نمی‌دانید! زیرا خوشبختی و بدبختی و خواهر دوقلو هستند که با هم بزرگ می‌شوند. یا در مورد شما با هم کوچک می‌مانند.</p>
<p><strong>پی نوشت</strong>: طبق <a href="http://behdashtravan.com/%d9%81%d9%84%d8%b3%d9%81%d9%87-%d9%86%db%8c%da%86%d9%87-%d8%a7%d8%b2-%d9%86%da%af%d8%a7%d9%87-%d8%ac%d8%b0%d8%a7%d8%a8-%d9%85%d8%b5%d8%b7%d9%81%db%8c-%d9%85%d9%84%da%a9%db%8c%d8%a7%d9%86/" target="_blank" rel="noopener noreferrer">فلسفه نیچه</a> ما باید رنج زندگی را همانطور که هست بپذیریم تا پخته و قوی شویم و تا بتوانیم به سمت رشد حرکت کنیم. هر گونه اجتناب از مواجهه با رنج ما را از مسیر رشد دور می‌کند. برای همین نیچه الکل را عمیقا مخالف رشد و قوی شدن شخصیت می‌دانست و آن را یکی از بدترین انواع اجتناب می‌دانست. این فلسفه  در درمان‌های جدید روانشناختی از جمله اکت به آن پرداخته شده است.</p>
<h2>منبع</h2>
<p><strong>کتاب</strong>: تسلی بخشی‌های فلسفه/ قسمت نیچه و الکل</p>
<p><strong>نویسنده</strong>:<a href="https://en.wikipedia.org/wiki/Alain_de_Botton" target="_blank" rel="noopener noreferrer"> آلن دوباتن</a></p>
<p><strong>مترجم</strong>: عرفان ثابتی</p>
<p>The post <a href="https://behdashtravan.com/%d9%86%db%8c%da%86%d9%87-%d9%88-%d8%a7%d9%84%da%a9%d9%84-%d8%8c-%d8%af%d8%b1-%d8%b2%d9%86%d8%af%da%af%db%8c-%d8%b4%d8%ae%d8%b5%db%8c-%d9%88-%d9%81%d9%84%d8%b3%d9%81%d9%87/">نیچه و الکل ، در زندگی شخصی و فلسفه</a> appeared first on <a href="https://behdashtravan.com">مجله تخصصی روانشناسی بهداشت روان</a>.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://behdashtravan.com/%d9%86%db%8c%da%86%d9%87-%d9%88-%d8%a7%d9%84%da%a9%d9%84-%d8%8c-%d8%af%d8%b1-%d8%b2%d9%86%d8%af%da%af%db%8c-%d8%b4%d8%ae%d8%b5%db%8c-%d9%88-%d9%81%d9%84%d8%b3%d9%81%d9%87/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>ساز و کارهای دفاعی روان</title>
		<link>https://behdashtravan.com/%d8%b3%d8%a7%d8%b2-%d9%88-%da%a9%d8%a7%d8%b1%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%af%d9%81%d8%a7%d8%b9%db%8c-%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86/</link>
					<comments>https://behdashtravan.com/%d8%b3%d8%a7%d8%b2-%d9%88-%da%a9%d8%a7%d8%b1%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%af%d9%81%d8%a7%d8%b9%db%8c-%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[بهروز هاشمی]]></dc:creator>
		<pubDate>Thu, 10 Dec 2020 11:30:28 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[آسیب شناسی]]></category>
		<category><![CDATA[روان پویشی و روانکاوی]]></category>
		<category><![CDATA[مکاتب روانشناسی]]></category>
		<category><![CDATA[مکانیزم‌های دفاعی و خطاهای شناختی]]></category>
		<category><![CDATA[رفتارهای نپخته]]></category>
		<category><![CDATA[روانکاوی]]></category>
		<category><![CDATA[ساز و کارهای دفاعی]]></category>
		<category><![CDATA[فروید]]></category>
		<category><![CDATA[مکانیزم دفاعی]]></category>
		<category><![CDATA[مکانیسم دفاعی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://behdashtravan.com/?p=6132</guid>

					<description><![CDATA[<p>ساز و کارهای دفاعی : (مکانیزم یا مکانیسم دفاعی) ، دفاعِ روانی یک فرد برای گریز از تجربه احساسات و تعارض‌های ناهشیار درونی به شمار می‌روند و در واقع یکی از کارکردهای «من» می‌باشند. ویژگی ساز و کارهای دفاعی ساز و کارهای دفاعی چند ویژگی دارند: ناهشیارند. ماهیت خودفریبی دارند. به طور موقت باعث کاهش &#8230;</p>
<p>The post <a href="https://behdashtravan.com/%d8%b3%d8%a7%d8%b2-%d9%88-%da%a9%d8%a7%d8%b1%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%af%d9%81%d8%a7%d8%b9%db%8c-%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86/">ساز و کارهای دفاعی روان</a> appeared first on <a href="https://behdashtravan.com">مجله تخصصی روانشناسی بهداشت روان</a>.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p><a href="http://behdashtravan.com/%d9%85%da%a9%d8%a7%d9%86%db%8c%d8%b2%d9%85-%d8%af%d9%81%d8%a7%d8%b9%db%8c/" target="_blank" rel="noopener noreferrer">ساز و کارهای دفاعی</a> : (مکانیزم یا مکانیسم دفاعی) ، دفاعِ روانی یک فرد برای گریز از تجربه احساسات و تعارض‌های ناهشیار درونی به شمار می‌روند و در واقع یکی از کارکردهای «من» می‌باشند.</p>
<h2>ویژگی ساز و کارهای دفاعی</h2>
<p>ساز و کارهای دفاعی چند ویژگی دارند:</p>
<ol>
<li>ناهشیارند.</li>
<li>ماهیت خودفریبی دارند.</li>
<li>به طور موقت باعث کاهش اضطراب می‌شوند.</li>
<li>از سوی ایگو صادر می‌شوند.</li>
</ol>
<p>افراد به ندرت با یک دفاع از خود در مقابل تنش و اضطراب دفاع می‌کنند، بلکه آن‌ها را به صورت ترکیبی به کار می‌گیرند.</p>
<h2>طبقه‌بندی ساز و کارهای دفاعی</h2>
<p>وایلانت (George Eman Vaillant) یکی از معروف‌ترین پژوهشگران در رابطه با دفاع‌ها و طبقه‌بندی آنهاست. وی دفاع‌ها را به مقوله‌های زیر تقسیم کرده است.</p>
<ul>
<li>خودشیفته،</li>
<li>نابالغ،</li>
<li>نوروتیک و عصبی،</li>
<li>بالغ،</li>
</ul>
<p>ساز و کارهای دفاعی <strong>خودشیفته و نابالغ</strong> به عنوان ساز و کارهای دفاعی <strong>واپس رونده</strong> محسوب می‌شوند، و ساز و کارهای دفاعی <strong>نوروتیک یا عصبی</strong> نیز به <strong>مؤلفه‌های وسواسی و سرکوبگر</strong> تقسیم می‌شوند.</p>
<h3>الف) ساز و کارهای دفاعی خودشیفته Narcissistic Defense</h3>
<p>این دفاع‌ها جزء دفاع‌های واپس رونده هستند که در اختلالات شخصیتی شایع می‌باشند و انواع آن‌ها عبارت‌اند از:</p>
<h4>۱. دونیم سازی یا دوپاره سازی (Splitting)</h4>
<p>دوپاره سازی (به‌بیان‌دیگر تفکر سیاه‌وسفید یا تفکر همه‌یاهیچ).</p>
<p>در این سازوکار دفاعی فرد اطرافیان خود را به دو گروه عمدهِ خیلی خوب و خیلی بد تقسیم‌بندی می‌کند؛ و همه‌چیز را سیاه‌وسفید می‌بیند.</p>
<p>از قانون همه‌یاهیچ استفاده می‌کند. اما این دو گروه مدام جای خود را به یکدیگر می‌دهند.</p>
<p>یعنی فردی که صبح خیلی بد بوده ناگهان عصر همان روز در گروه خیلی خوب قرار می‌گیرد. علت آن عدم توانایی فرد در کنار آمدن با احساسات دوسوگرا می‌باشد.</p>
<p>دو پاره سازی طبق نظر کرنبرگ، هم فعالیت دفاعی به شمار می‌رود و هم کارکردی بهنجار دارد که طی رشد رخ می‌دهد.</p>
<p>از طریق این کارکرد، ایگو تمایزات درون خود و درون موضوع و یا تمایزات میان خود و موضوع‌های خود را درک می‌کند. دوپاره سازی به منزله مکانیزم دفاعی، نوعی خیال‌پردازی ناهشیار است که به واسطه آن، ایگو جنبه‌های نامطلوب خود را جدا می‌سازد و یا موضوع‌های تهدیدکننده را به اجزایی قابل‌مهار تجزیه می‌کند.</p>
<p>کسی که این دفاع را به کار می‌گیرد افراد را به دو دسته «کاملاً بد» و «کاملاً خوب» تقسیم می‌کند.</p>
<p>این حالت ممکن است در مورد یک شخص و یا خود فرد هم صدق کند.</p>
<p>فرد نه تنها دیگران، بلکه خود را گاهی اوقات «خیلی خوب» و گاهی اوقات «خیلی بد» و وحشتناک می‌انگارد.</p>
<p>این دفاع در افراد مبتلا به اختلال شخصیت مرزی شایع است. برای مثال: زنی را در نظر بگیرید که به دنبال مشاجره و درگیری با همسر از او یک دیو می‌سازد و با استفاده از کلمات منفی او را توصیف می‌کند، درحالی‌که وقتی روابط خوبی دارند از او یک بت می‌سازد و او را تا حد یک فرشته بالا می‌برد.</p>
<h4>۲. فرافکنی (Projection)</h4>
<p>فرد به کمک این دفاع ویژگی‌های فکری، احساسی و اضطراب خود را به دیگران نسبت می‌دهد.</p>
<p>مصداق آن ضرب‌المثلی است که «کافر همه را به کیش خود پندارد» دفاع <a href="http://behdashtravan.com/%d9%85%da%a9%d8%a7%d9%86%db%8c%d8%b2%d9%85-%d8%af%d9%81%d8%a7%d8%b9%db%8c-%d9%81%d8%b1%d8%a7%d9%81%da%a9%d9%86%db%8c/" target="_blank" rel="noopener noreferrer">فرافکنی</a> در افراد پارانوئید زیاد دیده می‌شود.</p>
<p>پارانوئیدها از آن جایی که خود نسبت به دیگران بدبین هستند و به آن‌ها خصومت می‌ورزند بر این باورند که این دیگران هستند که نسبت به آن‌ها بدبین و خصومت جو هستند.</p>
<h4>۳. انکار (Denial)</h4>
<p>اجتناب از پی بردن به یک واقعیت دردناک و یا پذیرش آن. فردی که <a href="http://behdashtravan.com/%d9%85%da%a9%d8%a7%d9%86%db%8c%d8%b2%d9%85-%d8%af%d9%81%d8%a7%d8%b9%db%8c-%d8%a7%d9%86%da%a9%d8%a7%d8%b1/" target="_blank" rel="noopener noreferrer">انکار</a> را به کار می‌گیرد از پذیرش یک واقعیت خارجی سرباز می‌زند.</p>
<p>زنی را مجسم کنید که پزشک به او می‌گوید نتیجه آزمایش نشان‌دهنده این است که تو به بیماری سرطان مبتلا شدی و باید جراحی کنی، زن از پذیرش آن سرباز می‌زند و با خود می‌گوید، مطمئن هستم که پزشک تشخیص اشتباهی در مورد من داده است.</p>
<p>این دفاع ممکن است در کسانی که به تازگی یکی از عزیزان خود را از دست داده‌اند نیز دیده شود.</p>
<p>افکار روان‌پریشانه در مواقعی به کار می‌رود که واقعاً اختلالی در واقعیت سنجی وجود دارد.</p>
<h4>۴. تحریف (Distortion)</h4>
<p>فرد واقعیت‌های خارجی را دگرگون می‌کند تا با نیازهای درونی او جور در آید.</p>
<p>تحریف واقعیت در افراد بهنجار دیده می‌شود. مانند: بین دو نفری مشاجره‌ای درمی‌گیرد و یکی از آن‌ها ممکن است موضوع را تحریف کند و طبق نظر شخصی و مطابق با نیازهای درونی خود بیان نماید. استفاده بیش‌ازاندازه تحریف، آن هم در حد شدید در بیماران هذیانی و سایکوتیک یا روان‌پریش دیده می‌شود. برای مثال: فردی خودبزرگ‌بین را در نظر بگیرید که سعی می‌کند نقاط مثبت و توانمندی‌های خود را بزرگ‌نمایی کند و از کنار ضعف‌ها و شکست‌های خود بگذرد و بر این باور باشد که فردی خاص و فوق‌العاده است.</p>
<h4>۵. آرمان سازی بدوی (Primitive Idealization)</h4>
<p>با این دفاع، افراد خود و دیگران را آرمانی‌سازی می‌کنند و از آن‌ها یا خود بت می‌سازند. به عبارتی بزرگ‌نمایی و غلو در ویژگی‌های مثبت خود یا دیگران وجه مشخصه افراد مبتلا به اختلال شخصیت مرزی است.</p>
<h4>۶. همانندسازی فرافکن (Projective Identification)</h4>
<p>همانندسازی فرافکن یک نوع ساز و کارهای دفاعی است که ملانی کلاین، روان‌شناس اتریشی مطرح کرده است. یک روش برای کاستن از اضطراب، همانندسازی فرافکن است.</p>
<p>این یک ساز و کارهای دفاعی است که با آن، نوزادان اجزای غیرقابل تقسیم خودشان را به دو قسمت تقسیم (split) می‌کنند، آنها را روی یک شیء (object) یا یک شخص دیگر فرافکنی می‌کنند، و سرانجام، آنها را روی خودشان درون‌فکنی می‌کنند اما به شکلی تغییر یافته یا تحریف شده.</p>
<p>وقتی‌که نوزادان شیء مورد نظر را دوباره وارد خودشان می‌کنند، احساس می‌کنند که همانند (شبیه) آن شیء شده‌اند، یعنی، با آن همانندسازی می‌کنند. برای مثال، نوزادان معمولاً بخش‌هایی از امیال ویرانگر خود را به دو گروه خوب و بد تقسیم می‌کنند و آنها را روی سینهٔ بد و عصبانی کننده (سینه‌ای که وقتی آنها گرسنه هستند، آن اطراف نیست) فرافکنی می‌کنند. بعد، آنها با این سینه، از طریق درون‌فکنی، همانندسازی می‌کنند، و این فرایند، به آنها اجازه می‌دهد کنترل سینهٔ ترسناک و درعین‌حال خوب را به عهده بگیرند.</p>
<p>همانندسازی فرافکن، همان ساز و کارهای دفاعی فرافکنی است، با این تفاوت که فرد افکار، احساسات، یا رفتارهای خود را روی یک شیء یا یک انسان دیگر طوری فرافکنی می‌کند که شیء یا انسان مقابل، در خود آن فرد، دقیقاً همان افکار، احساسات، یا رفتارهایی که فرد فرافکنی کرده است، در خودش به وجود می‌آیند.</p>
<p>همانندسازی فرافکن، روی روابط میان فردی در بزرگ‌سالی تأثیر زیادی می‌گذارد. برخلاف فرافکنی‌های ساده (که می‌توانند صرفاً در دنیا خیال روی دهند)، همانندسازی فرافکن فقط در دنیای واقعی (دنیای روابط میان فردی) وجود دارد. برای مثال، شوهری که تمایل شدیدی دارد که دیگران را کنترل کند اما خودش از این موضوع ناراحت است، این احساس را روی همسرش فرافکنی می‌کند، و او را زنی سلطه‌جو و کنترل طلب می‌بیند. این مرد، بدون آنکه خودش بداند، سعی می‌کند کاری کند که زنش سلطه‌جو شود و کنترل بسیاری امور را در دست بگیرد. شوهر، در تلاش برای وادار کردن همسرش به نشان دادن رفتارهایی که او دوست دارد از وی ببیند، رفتارهایی به شدت مطیعانه از خودش نشان می‌دهد.</p>
<p>فرد با این دفاع جنبه‌های ناخواسته خود را به دیگران نسبت می‌دهد و سپس با آن فرد همسان‌سازی می‌نماید. به عبارتی با برانگیختن دیگران، افکار و احساسات نفی‌شده خود را با دیگران به وجود می‌آورد سپس در واکنش به رفتار فرد مقابل همان افکار و احساسات نفی را نشان می‌دهد. این دفاع در اختلال شخصیت مرزی زیاد دیده می‌شود.</p>
<h4>۷. همه توانی (Omnipotence)</h4>
<p>فرد در برخورد با تعارض هیجانی یا فشارهای روانی درونی یا بیرونی به گونه‌ای عمل می‌کند که گویی از نیروها و توانمندی‌های خاصی برخوردار است و برتر از دیگران است.</p>
<h3>ب) ساز و کارهای دفاعی نابالغ (Immature Defenses)</h3>
<h4>۱. برون‌ریزی یا کنش‌نمایی (Acting Out)</h4>
<p>تخلیه تکانه در عمل به منظور فرار از آگاه شدن از عواطفی که با آن تکانه همبسته هستند. مانند: زنی که به دلایلی از همسرش آزرده و خشمگین است، اما خشم و آزردگی را با شکستن اشیاء نشان می‌دهد. درمان‌جویی که از درمانگرش خشمگین است و به همین دلیل چند جلسه درمان را لغو می‌کند.</p>
<h4>۲. وقفه (Blocking)</h4>
<p>بازداری اندیشه‌ها، احساسات و تکانه‌ها به صورت موقت.</p>
<h4>۳. خودبیمارانگاری (Hypochondriasis)</h4>
<p>شکایات جسمانی مکرر بدون علت پزشکی که به شکل درد، ضعف اعصاب و ناراحتی جسمانی خود را نشان می‌دهند. در واقع خشم ناشی از تکانه‌های غیرقابل‌پذیرش پرخاشگری به شکایت جسمانی و سرزنش خود تغییر شکل می‌یابد، در خود بیمار پنداری از مسئولیت اجتناب می‌شود، احساس گناه مهار می‌شود و تکانه‌های غریزی از خود رانده می‌شوند.</p>
<h4>۴. درون‌فکنی (Introjection)</h4>
<p>درون سازی ویژگی‌های یک فرد مانند کسی که با والدین پرخاشگر خود همانندسازی می‌کند و دقیقاً پا در جا پای آن‌ها می‌گذارد.</p>
<h4>۵. رفتار پرخاشگرانه-منفعلانه (Passive-Aggressive)</h4>
<p>ابراز غیرمستقیم پرخاشگری به دیگران و یا به خود با رفتارهای منفعل. برای مثال: کسی را در نظر بگیرید که از همکارش آزرده و خشمگین است ولی چیزی به روی خود نمی‌آورد و به طور مستقیم پرخاشگری خود را به او نشان نمی‌دهد اما در برآورده کردن درخواست‌های او تعلل می‌ورزد.</p>
<p>از دیگر تجلی‌های این دفاع عبارت‌اند از: شکست خوردن، طفره رفتن، بیمار شدن و رفتار کردن به شیوه‌ای که بیشتر به خود صدمه می‌زند.</p>
<h4>۶. خیال‌بافی (Fantasy)</h4>
<p>استفاده از تخیل برای ارضای امیال ناکام شده و حل مشکلات. دختری را در نظر بگیرید که در آرزوی ممتاز شدن است، اما به جای تلاش و مطالعه تنها به تخیل اکتفا می‌کند و در تخیل خود را یکی از ممتازترین دانش آموزان فرض می‌کند و لذت می‌برد.</p>
<h4>۷. جسمانی سازی (Somatization)</h4>
<p>تبدیل پدیده‌های روان‌شناختی به نشانه‌های جسمانی. مانند: دردهای جسمانی و بیماری‌ها. زنی را در نظر بگیرید که در مشاجره با همسرش و به دنبال احساس خشم نسبت به او، دچار سردرد می‌شود.</p>
<h4>۸. واپس روی یا بازگشت (Regression)</h4>
<p>بازگشت یکی از ساز و کارهای دفاعیی می‌باشد که در آن شخص به زمان گذشته برمی‌گردد و به مرحله‌ای از زندگی می‌رود که در آن اضطراب کمتری داشته و مسئولیت‌هایش کمتر و سبک‌تر بوده‌اند.</p>
<p>کودکی که در آستانهٔ رفتن به دبستان، شب‌ادراری را آغاز می‌کند، احتمالاً علائم بازگشت را نشان می‌دهد. برخی اشخاص هنگامی‌که دربارهٔ لیاقت و شایستگی خود نگران می‌شوند مانند بچه‌ها شروع می‌کنند به تعریف و تمجید از خودشان، به جای آنکه با تلاش‌های نامحسوس تحسین دیگران را برانگیزند. مانند مدیری که از کار اخراج شده است و نمی‌تواند کار پیدا کند و ممکن است شروع کند به حرف‌های خنده‌دار زدن دربارهٔ استعدادها و موفقیت‌های منحصربه‌فردی که دارد. این‌گونه خود تعریفی‌ها، اگر همراه با گزافه‌گویی‌هایی باشند که همه متوجه آن شوند، بازگشتی محسوب خواهند شد</p>
<p>تلاش برای بازگشت به افکار، احساسات و واکنش‌های هیجانی مربوط به سطح پایین‌تر رشدی. مثال: فردی ممکن است به دنبال احساس ناکامی دادوفریاد راه بیندازد و یا کودکی به دنبال تولد برادر یا خواهرش دچار شب‌ادراری شود.</p>
<h3>ج) ساز و کارهای دفاعی روان‌نژندانه Neurosis</h3>
<h4>۱. جابه‌جایی (Displacement)</h4>
<p>در <a href="http://behdashtravan.com/%d9%85%da%a9%d8%a7%d9%86%db%8c%d8%b2%d9%85-%d8%af%d9%81%d8%a7%d8%b9%db%8c-%d8%ac%d8%a7%d8%a8%d8%ac%d8%a7%db%8c%db%8c/" target="_blank" rel="noopener noreferrer">جابه‌جایی</a>، فرد هیجانی را از یک موضوع به موضوع دیگر منتقل می‌کند. مثال: فردی ممکن است به رئیس خود احساس خشم کند اما آن را روی همسر و فرزندان خالی کند.</p>
<h4>۲. سرکوب و واپس‌زنی (Repression)</h4>
<p>عبارت است از راندن یک فکر یا احساس از حیطه هشیاری.</p>
<p><a href="http://behdashtravan.com/%d9%85%da%a9%d8%a7%d9%86%db%8c%d8%b2%d9%85-%d8%af%d9%81%d8%a7%d8%b9%db%8c-%d8%b3%d8%b1%da%a9%d9%88%d8%a8%db%8c-%db%8c%d8%a7-%d9%88%d8%a7%d9%be%d8%b3%e2%80%8c%d8%b1%d8%a7%d9%86%db%8c/" target="_blank" rel="noopener noreferrer">سرکوب</a> <strong>دو نوع</strong> است: اولیه و ثانویه.</p>
<p>در س<strong>رکوب اولیه</strong>، افکار و احساسات قبل از حضور در آگاهی فرد سرکوب می‌شوند.</p>
<p>در <strong>سرکوب ثانویه</strong>، فکر و احساسی که قبلاً در سطح هشیارانه تجربه شده است، سرکوب می‌شوند.</p>
<p>افکار و احساسات سرکوب‌شده فراموش نمی‌شوند بلکه در سطح ناهشیار وجود دارند. دو فرایند سرکوب را تسهیل می‌کنند: بازداری ذهنی و رویگردانی از توجه.</p>
<h4>۳. مجزا سازی و جداسازی (Isolation)</h4>
<p>جداسازی یکی از سازوکارهای دفاعی در اختلالات شخصیت می‌باشد.</p>
<p>جداسازی، مشخصه افراد منظم و مهارشده است که اغلب انگ شخصیت وسواسی-جبری به آنها زده می‌شود؛ اینها بر خلاف افراد مبتلا به شخصیت نمایشی، واقعیت را با تمام جزئیاتش به یاد می‌آورند، بی‌آنکه هیچ حالت عاطفی‌ای در آنها پیدا شود. این‌گونه بیماران در وضعیت‌های بحرانی، خویشتن‌داری، رفتار اجتماعیِ بیش از حد رسمی، و سماجت و یک دندگی‌شان تشدید می‌شود. سلطه‌جویی بیمار ممکن است بالینگر را به ستوه آورد یا کلافه سازد.</p>
<p>این‌گونه بیماران از توضیحات دقیق، منسجم، و منطقی، اغلب خوششان می‌آید و کارایی، پاکیزگی، و وقت‌شناسی را ارج می‌نهند. بالینگر به محض فراهم شدن امکان مراقبت بیمار از خودش باید اجازه آن را بدهد و از اینکه خود را به دام نزاع قدرت با آنها بیندازد، باید حذر کند.</p>
<p>جدا ساختن فکر از عواطف مربوط به آن. مانند: دانشجویی که در امتحان شکست خورده اما احساس ناراحتی، غم و نگرانی مربوط به این شکست را از فکر مربوط به آن جدا می‌کند و بدون تجربه این احساسات تنها به این موضوع می‌اندیشد. این دفاع در افراد وسواسی زیاد دیده می‌شود.</p>
<p>در مجزا سازی، فقط مؤلفه‌های عاطفی (که منابع استرس هستند) سرکوب می‌شوند.</p>
<h4>۴. تجزیه یا گسستگی (Dissociation)</h4>
<p>برجسته‌ترین و معروف‌ترین انواع اختلال‌های روان‌شناختی، اختلال گسستگی هستند.</p>
<p>انواع مختلفی از اختلال‌های گسستی وجود دارند، ولی همهٔ آن‌ها چند پارگی جنبه‌های مهم تجربه را از حافظه یا هشیاری در بر می‌گیرند. افراد با ناتوانی در یادآوری یا شناسایی تجربه‌های پیشین (یادزدودگی گسستی)، با ترک از منزل و سرگردانی (فرار گسستی) یا با رشد یک شخصیت کاملاً جداگانه (اختلال شخصیت چندگانه)، هستهٔ خود را تجزیه می‌کنند.</p>
<p>مشکل اصلی زیر بنایی تمام اختلال‌های گسستی نیاز به فرار است. از طریق رشد یادزدودگی، فرار کردن یا ایجاد شخصیت‌های جداگانه، فرد می‌تواند با عوامل استرس‌زا سازگاری کند. برای مثال، کودکانی که قربانیان زنای محارم هستند، ممکن است دربارهٔ دوره‌های جنسی واقعی یادزدودگی پیدا کنند. در مورد زنای با محارم همراه با خشونت یا تمایلات دیگر آزارانه، قربانی ممکن است خاطره‌های درازمدت خود را فراموش کند.</p>
<p>پژوهشگران همچنین یافته‌اند که حدود ۸۵ تا ۹۷ درصد افراد مبتلا به اختلال هویت گسستی در دوران کودکی با بدرفتاری مواجه شده‌اند.</p>
<p>تغییر موقعیت اما شدید در شخصیت و یا حس هویت شخصی به منظور گریز و رهایی از یک حالت دردناک هیجانی. این دفاع در بیماران مبتلا به اختلال تبدیلی، واکنش هیستیری و بیماران مبتلا به اختلال هویت چندگانه زیاد دیده می‌شود.</p>
<h4>۵. واکنش وارونه (Reaction Formation)</h4>
<p>دگرگون ساختن یک احساس یا تکانه به متضاد خود. مثال: کسی که تکانه حیوان آزاری دارد، به عضو فعال انجمن حمایت از حیوانات درمی‌آید و در این راستا فعالیت می‌کند. این دفاع از مشخصه‌های عصبی وسواسی است.</p>
<p>واکنش وارونه در واقع مورد خاصی از جانشین‌سازی احساس گسترده‌تر است که دستیابی به آن راحت است، زیرا احساس‌ها اغلب بسیار زودگذرند و نامیدن آن‌ها دشوار است. واکنش وارونه در فوبی متقابل نیز دیده می‌شود، به‌طوری‌که افراد دقیقاً آن فعالیت‌های را دنبال می‌کنند که عمیقاً از آن‌ها می‌ترسند.</p>
<h4>۶. دلیل‌تراشی (rationalization)</h4>
<p>دلیل آوردن و توجیه بی‌دلیل برای رویدادهای خاص. مثال: دانش‌آموزی را در نظر بگیرید که در کنکور شکست خورده است و در توجیه آن می‌گوید. اصلاً دانشگاه چه فایده‌ای دارد؟ آن‌هایی که دانشگاه رفتند چه کار کردند؟ من اصلاً خودم مایل رفتن به دانشگاه نبودم.</p>
<h4>۷. کمرنگ کردن (Minimization)</h4>
<p>ناچیز جلوه دادن فکر، احساس، مشکل و رویدادهای محیطی. برای مثال کسی را در نظر بگیرید که از دیگران در مورد برخی ویژگی‌های منفی خود بازخورد می‌گیرد اما به جای برطرف کردن آن می‌گوید، چیز مهمی نیست و آن‌قدرها که این‌ها آن را مهم جلوه می‌دهند اهمیتی ندارد. یا بیماران افسرده‌ای را در نظر بگیرید که علیرغم مشکلات جانبی ناشی از افسردگی، این مشکلات را کمرنگ جلوه می‌دهد.</p>
<h4>۸. عقلانی سازی (Intellectualization)</h4>
<p>بی‌روح جلوه دادن و یا منطقی برخورد کردن با یک تجربه هیجانی.</p>
<p>این نوع دفاع در افراد تیم پزشکی زیاد دیده می‌شود. به‌طوری‌که گزارشی با جزئیات کامل از بیماری که در حضور آن‌ها در حال فوت است، ارائه می‌دهند. بدون اینکه واکنش هیجانی از خود نشان دهند، در روان‌درمانی این دفاع به صورت تأکید بیش‌ازاندازه بر جزئیات نامربوط (نشخوار ذهنی) برای فرار از تجربه احساس مربوط به رویداد مربوط دیده می‌شود.</p>
<h3>د) ساز و کارهای دفاعی بالغ (Mature Defenses)</h3>
<p>ساز و کارهای دفاعی بالغ جزء ساز و کارهای دفاعی سالم و بالغ هستند که در افراد بهنجار زیاد دیده می‌شوند.</p>
<h4>۱. ایثار و نوع‌دوستی (Altruism)</h4>
<p>کمک به دیگران و در خدمت دیگران بودن و به صورت داوطلبانه و آگاهانه به منظور رفع نیازهای آنان.</p>
<h4>۲. پیش‌بینی (Anticipation)</h4>
<p>پیش‌بینی واقع‌بینانه و برنامه‌ریزی برای پیشگیری از مشکلات احتمالی در آینده.</p>
<h4>۳. ریاضت ورزی (Asceticism)</h4>
<p>حذف تجارب لذت‌بخش از زندگی با هدف رشد معنوی.</p>
<p>این دفاع بالغانه در عرفا و افرادی که به مبارزه با نفس می‌پردازند و در پی سیر سلوک هستند، زیاد دیده می‌شود. روزه گرفتن یکی از مصداق‌های این دفاع است.</p>
<h4>۴. طنز (Humor)</h4>
<p>فردی که در شرایط استرس آمیز به جای ناراحتی به موضوع و شرایط می‌خندد، از طنز برای قابل‌تحمل‌تر ساختن شرایط بهره می‌گیرد.</p>
<h4>۵. فرونشانی یا بازداری (Suppression)</h4>
<p>فروخوردن آگاهانه و عمدی برخی احساسات از جمله خشم به دلیل شرایط محیطی خاص.</p>
<p>در برخی متون از کلمه سرکوب به جای فرونشانی استفاده شده است. البته واژه سرکوب همراه با واژه واپس رانی هر دو در ترجمه repression هم بکار رفته‌اند.</p>
<h4>۶. والایش (Sublimation)</h4>
<p>تغییر یک تکانه غیرقابل‌قبول به فعالیتی قابل‌قبول از نظر اجتماعی، مانند کسی که تکانه‌های پرخاشگرانه خود را با جریح شدن از کانال جامعه پسند ارضاء می‌کند.</p>
<p>به اعتقاد <a href="https://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%B2%DB%8C%DA%AF%D9%85%D9%88%D9%86%D8%AF_%D9%81%D8%B1%D9%88%DB%8C%D8%AF" target="_blank" rel="noopener noreferrer">فروید</a> عشق شکل بسیار قدرتمند والایش است، زیرا درعین‌حال به افراد امکان می‌دهد تا در یک زمینه جامعه پسند به ارضاء جنسی دست یابند.</p>
<h2>سطوح ساز و کارهای دفاعی</h2>
<p>بر اساس مقیاس، عملکرد دفاعی در ۷ سطح قابل ارزیابی هستند.</p>
<h3>۱. سطح انطباقی بالا</h3>
<p>این سطح عملکرد دفاعی به انطباق مطلوب در مدارا با عوامل استرس‌زا می‌انجامد.</p>
<p>این ساز و کارهای دفاعی معمولاً رضایت را به حداکثر رسانده و امکان آگاهی هشیار از احساسات، عقاید و پیامدهای آن‌ها را فراهم می‌کنند. هم‌چنین حداکثر تعادل را بین سائق‌های متعارض تسهیل می‌کنند.</p>
<p>نمونه ساز و کارهای دفاعی مشخص این سطح عبارت‌اند از: نوع‌دوستی، انتظار، شوخ‌طبعی، والایش و فرونشانی.</p>
<h3>۲. سطح مهارت‌های ذهنی (مصالحه)</h3>
<p>عملکرد دفاعی در این سطح، عقاید، احساسات، خاطرات، آرزوها یا ترس‌های بالقوه خطرناک را خارج از حیطه هشیاری نگاه می‌دارد.</p>
<p>نمونه‌های این سطح عبارت‌اند از: جابجایی، تجزیه، توجیه عقلی، جداسازی، واکنش وارونه، واپس‌زنی و …</p>
<h3>۳. سطح دگرگون‌سازی جزئی تصویر ذهنی</h3>
<p>این سطح با تحریفاتی در تصویر ذهنی از خود، بدن یا دیگران مشخص می‌شود که ممکن است برای تنظیم عزت‌نفس به کار رود. مثل بی‌ارزش سازی، آرمان سازی و همه توانی.</p>
<h3>۴. سطح انکار</h3>
<p>مشخصه این سطح بیرون راندن عوامل استرس‌زا، تکانه‌ها، عقاید، عواطف یا مسئولیت‌های ناخوشایند از حیطه هشیاری با، یا بدون انتساب نادرست آنها به عوامل بیرونی است. مثل انکار، فرافکنی، دلیل‌تراشی.</p>
<h3>۵. سطح دگرگون‌سازی عمده تصویر ذهنی</h3>
<p>این سطح با تعریف بارز یا انتساب نادرست تصویر ذهنی خود یا دیگران مشخص می‌شود. نمونه‌های آن عبارت‌اند از: تخیل درخودمانده، همانندسازی فرافکن و دو نیم سازی.</p>
<h3>۶. سطح عمل</h3>
<p>مشخصه این سطح نوعی عملکرد دفاعی که از طریق عمل یا کناره‌گیری با عوامل استرس‌زا درونی و بیرونی مدارا می‌کند. نمونه‌های آن عبارت‌اند از: کنش‌نمایی، پرخاشگری انفعالی.</p>
<h3>۷. سطح بی‌نظمی دفاعی</h3>
<p>مشخصات این سطح، ناتوانی در تنظیم دفاعی برای مهار واکنش خود به عوامل استرس‌زا است که به اختلال بارز در واقعیت سنجی می‌انجامد مثل فرافکنی هذیانی، انکار سایکوتیک و تحریف سایکوتیک.</p>
<h2>منبع</h2>
<p><a href="https://paymanpsychology.com/%D8%B1%D9%88%D8%A7%D9%86-%D8%AF%D8%B1%D9%85%D8%A7%D9%86%DB%8C/%D9%85%DA%A9%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%B3%D9%85-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%AF%D9%81%D8%A7%D8%B9%DB%8C/" target="_blank" rel="nofollow noopener noreferrer">روان‌شناسی پیمان</a></p>
<p>The post <a href="https://behdashtravan.com/%d8%b3%d8%a7%d8%b2-%d9%88-%da%a9%d8%a7%d8%b1%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%af%d9%81%d8%a7%d8%b9%db%8c-%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86/">ساز و کارهای دفاعی روان</a> appeared first on <a href="https://behdashtravan.com">مجله تخصصی روانشناسی بهداشت روان</a>.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://behdashtravan.com/%d8%b3%d8%a7%d8%b2-%d9%88-%da%a9%d8%a7%d8%b1%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%af%d9%81%d8%a7%d8%b9%db%8c-%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>روانکاوی بازیگران پورنوگرافی</title>
		<link>https://behdashtravan.com/%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%da%a9%d8%a7%d9%88%db%8c-%d8%a8%d8%a7%d8%b2%db%8c%da%af%d8%b1%d8%a7%d9%86-%d9%be%d9%88%d8%b1%d9%86%d9%88%da%af%d8%b1%d8%a7%d9%81%db%8c/</link>
					<comments>https://behdashtravan.com/%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%da%a9%d8%a7%d9%88%db%8c-%d8%a8%d8%a7%d8%b2%db%8c%da%af%d8%b1%d8%a7%d9%86-%d9%be%d9%88%d8%b1%d9%86%d9%88%da%af%d8%b1%d8%a7%d9%81%db%8c/#comments</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[بهروز هاشمی]]></dc:creator>
		<pubDate>Thu, 09 Jan 2020 11:30:37 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[روان پویشی و روانکاوی]]></category>
		<category><![CDATA[سبک زندگی]]></category>
		<category><![CDATA[مکاتب روانشناسی]]></category>
		<category><![CDATA[مکانیزم‌های دفاعی و خطاهای شناختی]]></category>
		<category><![CDATA[پورن]]></category>
		<category><![CDATA[پورنوگرافی]]></category>
		<category><![CDATA[تحلیل بازیگران پورن]]></category>
		<category><![CDATA[تحلیل شخصیت]]></category>
		<category><![CDATA[روانکاوی]]></category>
		<category><![CDATA[فیلم مستهجن]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://behdashtravan.com/?p=5948</guid>

					<description><![CDATA[<p>روانکاوی بازیگران پورنوگرافی روانکاوی بازیگران پورنوگرافی : صنعت پورنوگرافی یکی از مهم‌ترین و پول‌سازترین صنایع حال حاضر بشری است. علی‌رغم نیاز شدید بازار به این صنعت و علی‌رغم وجود افراد بسیار زیادی که در این صنعت فعالیت می‌کنند، کماکان کار در این صنعت، در جامعه مورد پذیرش واقع نشده است. حتی در جوامع پیشرفته از &#8230;</p>
<p>The post <a href="https://behdashtravan.com/%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%da%a9%d8%a7%d9%88%db%8c-%d8%a8%d8%a7%d8%b2%db%8c%da%af%d8%b1%d8%a7%d9%86-%d9%be%d9%88%d8%b1%d9%86%d9%88%da%af%d8%b1%d8%a7%d9%81%db%8c/">روانکاوی بازیگران پورنوگرافی</a> appeared first on <a href="https://behdashtravan.com">مجله تخصصی روانشناسی بهداشت روان</a>.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>روانکاوی بازیگران پورنوگرافی</h2>
<p><strong>روانکاوی بازیگران پورنوگرافی</strong> : <a href="https://fa.wikipedia.org/wiki/%D9%BE%D9%88%D8%B1%D9%86%D9%88%DA%AF%D8%B1%D8%A7%D9%81%DB%8C" target="_blank" rel="noopener noreferrer">صنعت پورنوگرافی</a> یکی از مهم‌ترین و پول‌سازترین صنایع حال حاضر بشری است. علی‌رغم نیاز شدید بازار به این صنعت و علی‌رغم وجود افراد بسیار زیادی که در این صنعت فعالیت می‌کنند، کماکان کار در این صنعت، در جامعه مورد پذیرش واقع نشده است. حتی در جوامع پیشرفته از قبیل امریکا که از لحاظ فرهنگی بسیار غنی‌تر و شاید جلوتر از جوامع دیگر است، کماکان افرادی که در این صنعت فعالیت می‌کنند به راحتی تمایل به ابراز شغل خویش و یا به راحتی شانس پذیرفته شدن توسط جامعه را ندارند.</p>
<h4>یک بازیگر پورن چه تمایلاتی را در ناخودآگاه خویش دارد که تصمیم می‌گیرد به سمت این صنعت رفته و شغل بازیگر پورنوگرافی بودن را انتخاب کند؟</h4>
<p>اکثر کسانی که به این رشته و یا این شغل گرایش پیدا می‌کنند، و در نهایت در این حرفه فعالیت می‌کنند، صرفاً به علت وجود نیاز مالی این کار را انجام نمی‌دهند، زیرا در جوامع پیشرفته از قبیل آمریکا و اروپا که قسمت عظیمی از فیلم‌های پورنوگرافی در آنجا ساخته می‌شود، از لحاظ اقتصادی آن‌قدر پیشرفته هستند که فردی که در این صنعت به عنوان یک بازیگر پورنوگرافی در حال کار هست، بتواند به راحتی شغل دیگری را به دست بیاورد.</p>
<p>برخلاف باور عموم که همه‌ی کسانی که بازیگر پورنوگرافی می‌شوند، به علت درآمد بالای این رشته به این سمت کشیده می‌شوند، این صنعت برای همگان پول‌ساز نیست. به‌طوری‌که فقط چند بازیگر خاص و یا عده‌ی اندکی از بازیگران موجود در این صنعت تبدیل به ستاره شده و درآمدهای زیادی را کسب می‌کنند. درحالی‌که بیشتر آنها درآمدی متوسط و معمولی را به دست می‌آورند که پول به دست آورده از آن شغل را می‌توانند از مسیرهای دیگر و انتخاب شغل‌های دیگر نیز به دست بیاورند.</p>
<p>در نتیجه دلیلی که این افراد، این شغل را انتخاب می‌کنند؛ ماورای اقتصاد و شرایط محیطی جامعه است. این دلیل در ناخودآگاه آنها نهفته است.</p>
<p>اولین چیزی که به نظر می‌آید میل به خودنمایی در این افراد است. تمامی بازیگرانی که در صنعت پورنوگرافی فعالیت دارند و همه‌ی کسانی که به عنوان شغل این حرفه را انتخاب می‌کنند، دارای اختلال خودنمایی (Exhibitionism disorder) می‌باشند. اختلالی که در آن فرد میل به نمایش گذاشتن خویش را دارد. افرادی که دارای این مکانیزم دفاعی یا اختلال می‌باشند، همواره تلاش می‌کنند تا خود را به نمایش بگذارند و از به نمایش گذاشتن خویش در معرض چشم دیگران، بیشتر و بیشتر لذت می‌برند.</p>
<p>عامل دیگری که در ناخودآگاه این افراد وجود دارد، میل به اشتراک گذاشتن لحظات لذات شخصی است. این افراد در ناخودآگاه دوست دارند تا لحظه‌ی لذت بردن خود را با دیگران به اشتراک بگذارند و زمانی که دیگران لذت بردن آنها را می‌بینند، بیشتر ارضا می‌شوند و چه لذتی بالاتر از لذت جنسی. در <a href="http://behdashtravan.com/%d9%81%d8%b1%d9%82-%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%da%a9%d8%a7%d9%88-%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%d8%b4%d9%86%d8%a7%d8%b3-%d9%88-%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%d9%be%d8%b2%d8%b4%da%a9/" target="_blank" rel="noopener noreferrer">روانکاوی</a> بازیگران پورنوگرافی پی می‌بریم که آنهاتمایل به اشتراک گذاشتن لحظه‌ی ارگاسم و رابطه‌ی جنسی را دارند.</p>
<h4>چه عاملی باعث ایجاد این نوع تمایلات در ناخودآگاه این بازیگران است؟</h4>
<p>برای <a href="http://behdashtravan.com/%d8%aa%d8%a7%d8%ab%db%8c%d8%b1-%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%da%a9%d8%a7%d9%88%db%8c-%d8%a8%d9%84%d9%86%d8%af%d9%85%d8%af%d8%aa-%d9%88-%d9%86%d8%aa%db%8c%d8%ac%d9%87-%d8%a2%d9%86-%d8%af%d8%b1-%d8%b2%d9%86/" target="_blank" rel="noopener noreferrer">روانکاوی</a> بازیگران پورنوگرافی ما نیازمند بررسی دوران کودکی و زمان شکل‌گیری شخصیت نهفته‌ی این انسان‌ها هستیم. کودکانی که در بزرگ‌سالی تمایل به شرکت و بازی کردن در فیلم‌های پورنوگرافی را دارند، در کودکی دچار اضطراب جدایی بوده‌اند و عموماً در دوران طفولیت از دریافت کامل صمیمیت و احساس عشق عاجز بوده‌اند. در نتیجه در بزرگ‌سالی تلاش می‌کنند تا با به نمایش گذاشتن صمیمیت و نزدیکی، اضطراب ناشی از ناخودآگاه را به صورت بسیار اغراق‌شده پاسخ دهند.</p>
<p>از طرف دیگر در روانکاوی بازیگران پورنوگرافی می‌فهمیم، یکی دیگر از دلایل موجود در ناخودآگاه این افراد، برای کشیده شدن به سمت بازی در فیلم‌های پورنوگرافی، میل به گرفتن انتقام از نماد والد است. در روان هر فرد لایه‌ای وجود دارد به نام سوپر ایگو یا فراخود، که این لایه در روان ما مسئولیت کنترل و هدایت بشر را به سمت آموزه‌های محیطی و همچنین باید و نبایدهای مرسوم در عرف و جامعه را دارا است. باید و نبایدهایی از قبیل دین، فرهنگ، مذهب و بقیه‌ی آموزه‌هایی که در یک جامعه، کودک با آن مواجه می‌شود.</p>
<p>زمانی که والدین در دوران کودکی شرایط خوبی را برای رشد روانی کودک فراهم نمی‌کنند، در گذار زمان فرد درصدد گرفتن انتقام از والدین برمی‌آید. بدین شکل که این کودکان در دوران طفولیت و هنگامی‌که ناخودآگاه آنها در شرف شکل گرفتن به سمت علایق و سلایق بوده است، به علت مواجه شدن با موجی از عدم صمیمیت و محرومیت فراوان از تأیید و حمایت والد، به صورت ناخودآگاه دچار عقده‌ای حل نشده و تنشی زیاد با والد خود می‌شوند و در آینده تلاش می‌کنند با خراب کردن تمامی معیارهای والد در دوران کودکی، از والد خویش انتقام بگیرد.</p>
<p>بدین ترتیب همواره فرد تلاش می‌کند تا با <a href="http://behdashtravan.com/%d9%85%da%a9%d8%a7%d9%86%db%8c%d8%b2%d9%85-%d8%af%d9%81%d8%a7%d8%b9%db%8c-%d8%b3%d8%b1%da%a9%d9%88%d8%a8%db%8c-%db%8c%d8%a7-%d9%88%d8%a7%d9%be%d8%b3%e2%80%8c%d8%b1%d8%a7%d9%86%db%8c/" target="_blank" rel="noopener noreferrer">سرکوب</a> والد درون و با حمله به سوپر ایگو، هم انتقام ناکامی خویش در کودکی را بگیرد و هم با افزایش کام گرفتن و به نمایش گذاشتن کام‌گیری جنسی، به دیگران و به جامعه ثابت کند که من در کام گرفتن و رسیدن و پاسخ گفتن به نیازهای درونی‌ام موفق شده‌ام. در واقع با این مکانیسم، سعی می‌کند تا لذت‌هایی را که در دوران کودکی نبرده و تأییدها و کام‌هایی را که در کودکی به ثمر نرسیده، به صورت بسیار غلو شده به نمایش گذاشته و به همگان ثابت کند که در این امر موفق بوده است.</p>
<p>تمامی بازیگران صنعت پورنوگرافی با استفاده از مکانیسم جبران، سعی در جبران ناکامی‌های دوران کودکی دارند.</p>
<p>مکانیسم جبران، مکانیسمی است که بشر برای جبران سرکوب‌هایی که در کودکی اتفاق افتاده، از آن استفاده می‌کند. در واقع نیروی سرکوب‌شده را در جهت مخالف تقویت می‌کند و سمت مخالف این نیرو را لذت تلقی کرده و سعی در افزایش دادن متضاد چیزی که در او سرکوب‌شده است، می‌باشد. با استفاده از این مکانیسم، میل به کارهایی از قبیل پلیس، وکیل و یا چیزهایی که حس امنیت را در فرد افزایش می‌دهد، و یا معشوق‌هایی که از فرد مراقبت می‌کنند، جلب می‌شود.</p>
<p>تمامی کسانی که در صنعت پورنوگرافی فعالیت می‌کنند و به عنوان بازیگر در این حرفه بازی می‌کنند، با استفاده از این مکانیسم، سعی در جبران نیازهای سرکوب‌شده‌ی کودکی خود دارند که این نیازها عمدتاً نیاز به لذت بردن، تأیید شدن و کام گرفتن است. در نهایت این عقده‌ی سرکوب‌شده را با به نمایش گذاشتن لذت جنسی و ثابت کردن این امر که توان پاسخگویی به نیازهای سرکوب‌شده را داریم و می‌توانیم کامی را که در کودکی نگرفته‌ایم، در نهایت بگیریم؛ پایه‌ریزی می‌کنند.</p>
<p>به همین دلیل عموماً تمامی بازیگرانی که در این صنعت فعالیت دارند، در زندگی شخصی خویش از روابط اجتماعی محدودتری برخوردار هستند، زیرا گویی آنها میل به اشتراک‌گذاری را تنها در نمایش‌گذاری میل جنسی می‌دانند و در نتیجه تمامی احساساتی را که نمی‌توانند با دیگران به اشتراک بگذارند، تبدیل به میل جنسی کرده و در برابر دیدگان همگان به اشتراک می‌گذارند.</p>
<p><strong>امین حسینی – تیر ۹۷</strong></p>
<h2>منبع</h2>
<p>روانکاوی بازیگران پورنوگرافی</p>
<p><a href="https://public-psychology.ir/1397/08/pornographic-actor/" target="_blank" rel="nofollow noopener noreferrer">دانشنامه روانشناسی مردمی</a></p>
<p>The post <a href="https://behdashtravan.com/%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%da%a9%d8%a7%d9%88%db%8c-%d8%a8%d8%a7%d8%b2%db%8c%da%af%d8%b1%d8%a7%d9%86-%d9%be%d9%88%d8%b1%d9%86%d9%88%da%af%d8%b1%d8%a7%d9%81%db%8c/">روانکاوی بازیگران پورنوگرافی</a> appeared first on <a href="https://behdashtravan.com">مجله تخصصی روانشناسی بهداشت روان</a>.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://behdashtravan.com/%d8%b1%d9%88%d8%a7%d9%86%da%a9%d8%a7%d9%88%db%8c-%d8%a8%d8%a7%d8%b2%db%8c%da%af%d8%b1%d8%a7%d9%86-%d9%be%d9%88%d8%b1%d9%86%d9%88%da%af%d8%b1%d8%a7%d9%81%db%8c/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>2</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>معرفی کتاب از خط تا مثلث تعارض نیما قربانی</title>
		<link>https://behdashtravan.com/%d9%85%d8%b9%d8%b1%d9%81%db%8c-%da%a9%d8%aa%d8%a7%d8%a8-%d8%a7%d8%b2-%d8%ae%d8%b7-%d8%aa%d8%a7-%d9%85%d8%ab%d9%84%d8%ab-%d8%aa%d8%b9%d8%a7%d8%b1%d8%b6-%d9%86%db%8c%d9%85%d8%a7-%d9%82%d8%b1%d8%a8%d8%a7/</link>
					<comments>https://behdashtravan.com/%d9%85%d8%b9%d8%b1%d9%81%db%8c-%da%a9%d8%aa%d8%a7%d8%a8-%d8%a7%d8%b2-%d8%ae%d8%b7-%d8%aa%d8%a7-%d9%85%d8%ab%d9%84%d8%ab-%d8%aa%d8%b9%d8%a7%d8%b1%d8%b6-%d9%86%db%8c%d9%85%d8%a7-%d9%82%d8%b1%d8%a8%d8%a7/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[بهروز هاشمی]]></dc:creator>
		<pubDate>Sat, 07 Sep 2019 19:45:49 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[روان پویشی و روانکاوی]]></category>
		<category><![CDATA[رواندرمانی]]></category>
		<category><![CDATA[معرفی کتاب]]></category>
		<category><![CDATA[مکاتب روانشناسی]]></category>
		<category><![CDATA[مکانیزم‌های دفاعی و خطاهای شناختی]]></category>
		<category><![CDATA[ISTDP]]></category>
		<category><![CDATA[از خط تا مثلث تعارض]]></category>
		<category><![CDATA[دکتر نیما قربانی]]></category>
		<category><![CDATA[روانپویشی]]></category>
		<category><![CDATA[روانکاوی]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://behdashtravan.com/?p=7033</guid>

					<description><![CDATA[<p>معرفی کتاب از خط تا مثلث تعارض نیما قربانی در کتاب از خط تا مثلث تعارض ، دکتر نیما قربانی سعی می‌کند با کمک گرفتن از نظریات روانکاوی و تلفیق آن با پژوهش‌های جدید روانشناسی  به تعارضات روانشناختی بپردازد و آن را با نگاهی جدید توضیح دهد. در ادامه سعی دارم خلاصه کتاب از خط &#8230;</p>
<p>The post <a href="https://behdashtravan.com/%d9%85%d8%b9%d8%b1%d9%81%db%8c-%da%a9%d8%aa%d8%a7%d8%a8-%d8%a7%d8%b2-%d8%ae%d8%b7-%d8%aa%d8%a7-%d9%85%d8%ab%d9%84%d8%ab-%d8%aa%d8%b9%d8%a7%d8%b1%d8%b6-%d9%86%db%8c%d9%85%d8%a7-%d9%82%d8%b1%d8%a8%d8%a7/">معرفی کتاب از خط تا مثلث تعارض نیما قربانی</a> appeared first on <a href="https://behdashtravan.com">مجله تخصصی روانشناسی بهداشت روان</a>.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h1>معرفی کتاب از خط تا مثلث تعارض نیما قربانی</h1>
<p>در کتاب از خط تا مثلث تعارض ،<a href="https://nimaghorbani.com/" target="_blank" rel="noopener noreferrer"> دکتر نیما قربانی</a> سعی می‌کند با کمک گرفتن از نظریات روانکاوی و تلفیق آن با پژوهش‌های جدید روانشناسی  به تعارضات روانشناختی بپردازد و آن را با نگاهی جدید توضیح دهد. در ادامه سعی دارم خلاصه کتاب از خط تا مثلث تعارض را به اندازه‌ای که از ان برداشت کردم، به مخاطب ارائه کنم.</p>
<p>استاد نیما قربانی در فصل اول به اهمیت پذیرش واقعیت برای داشتن روانی سالم می‌پردازد. کتاب با این نکته آغاز می‌شود که چطور پیشرفت‌های علمی با کشف انواع مسکن‌ها انسان را از تجربه‌ی درد دور نگه داشته یا درد را به تعویق انداخته است و معتقد است این اجتناب از درد بر جهل انسان افزوده است. بشر امروز به کمک هوش خود توانسته تا حدی از حقایق تلخ زندگی فرار کند و <a href="http://behdashtravan.com/%d8%b2%d9%86%d8%af%da%af%db%8c%d9%86%d8%a7%d9%85%d9%87-%d9%81%d8%b1%d9%88%db%8c%d8%af-%d9%82%d8%b3%d9%85%d8%aa-%d8%a7%d9%88%d9%84/" target="_blank" rel="noopener noreferrer">فروید</a> توانسته این گریز را به کمک <a href="http://behdashtravan.com/%d9%85%da%a9%d8%a7%d9%86%db%8c%d8%b2%d9%85-%d8%af%d9%81%d8%a7%d8%b9%db%8c/" target="_blank" rel="noopener noreferrer">ساز و کارهای دفاعی</a> تئوریزه کند.</p>
<p>در بخش‌های آینده دکتر قربانی به ضرورت توجه به دفاع‌ها می‌پردازد و این سوال را پیش می‌کشد که چه تضمینی وجود دارد که مردم و مراجعان بین آگاهی و دفاع، مورد اول را انتخاب می‌کنند و راه درستی را پیش می‌گیرند؟ پاسخ قربانی پاسخی قطعینیست و معتقد است چون کفه‌ی خوبی فطرت انسان قوی‌تر است می‌توانیم ایمان داشته باشیم که فرد راه آگاهی را انتخاب خواهد کرد.</p>
<h2>درد و رنج زندگی</h2>
<p>برخی از دردهای زندگی اجتناب ناپذیرند و برخی انتخابی. دردهای ناشی از بیماری و مرگ جز دسته‌ی اول و دردهای ناشی از دفاع که در اختیار ماست جز دسته دوم هستند. از این رو حقیقت با یک شرط می‌تواند به سلامتی روانی ما کمک کند: اگر به قدر طاقت ما باشد. منطق این کتاب که بر اساس نظریات روانکاوی فروید و درمان‌های دوانلو پایه‌ریزی شده است، چنین است: مواجهه با واقعیت درون و برون شفاست و گریز از ان به رنج و زجر منتهی می‌شود.</p>
<p>در ادامه نویسنده به شرح جامعی از ساز و کارهای دفاعی به شکلی کاربردی می‌پردازد. در ابتدا سعی می‌کند به انواع دسته‌بندی برای دفاع‌ها بپردازد و در اخر آنها را تک تک توضیح دهد.</p>
<h2>هفت ویژگی ساز و کارهای دفاعی</h2>
<ol>
<li>خارج از آگاهی عمل می‌کنند.</li>
<li>از نوزادی به سمت بلوغ رشد می‌کنند.</li>
<li>در شخصیت سالم نیز قابل مشاهده‌اند.</li>
<li>هنگام فشار بیشتر به کار می‌روند.</li>
<li>جلوی تجربه‌ی هیجان منفی را می‌گیرند.</li>
<li>از طریق سیستم اعصاب خودمختار عمل می‌کنند.</li>
<li>بکارگیری افراطی آنها باعث مشکلات روانشناختی می‌شوند.</li>
</ol>
<h2>دفاع‌های درون شخصی و بین‌شخصی در کتاب از خط تا مثلث تعارض</h2>
<p>دفاع‌ها در کتاب از خط تا مثلث تعارض بر دو نوع هستند، دفاع‌های بین‌شخصی و دفاع‌های درون‌شخصی. دفاع‌های بین شخصی معمولا ابتدایی‌تر هستند و بیشتر بین فرد و دیگری اتفاق می‌افتند. از این رو تعارض به صورت خطی بروز پیدا می‌کند و دفاع‌های درون‌شخصی مربوط به وقتی است که فرد رشدیافته‌تر است و درون او غنای بیشتری دارد. در اینجا تعارض درون فرد اتفاق می‌افتد. اضطراب به عنوان هشداردهنده دفاع را عمل می‌کند و مانع تجربه‌ی احساس اصیل فرد می‌شود. به عبارتی در این دفاع خط تعارض (فرد و فرد دیگر) تبدیل به مثلث تعارض می‌شود (احساس، اضطراب و دفاع). در خط تعارض فرد با خودش مشکل ندارد بلکه با دیگری مشکل دارد ولی در مثلث فرد در درون خود تعارض را حس می‌کند</p>
<p>در کتاب از خط تا مثلث تعارض دفاع‌ها و مکانیزم‌های ذفاعی تحت ۴ مقوله معرفی می‌شوند.</p>
<h3>دفاع‌های بدوی</h3>
<p>بیمارگون‌ترین دفاع‌ها هستند و بیشتر به دنیای ارتباط مربوط هستند نه دنیای درونی فرد. در این حالت فرد مشکل را بیرون از خودش می‌بیند. خیال‌پردازی اتیستیک، انکار، کنترل جادویی، ارزنده سازی و ناارزنده‌سازی، فرافکنی و درون‌فکنی و دوپاره‌سازی و غیره از این دسته هستند.</p>
<h3>دفاع‌های واپس‌رونده</h3>
<p>در این دفاع‌ها فرد سعی می‌کند افکار و احساساتش را مدیریت کند و به نوعی سطح این دفاع‌ها بالاتر از دفاع‌های بدوی است. در این دفاع‌ها تخریب خود بیشتر است از تخریب دیگری. برای نمونه غیظ دفاعی، تخلیه، تحقیر و سرزنش دیگران، سرکشی، بیرونی‌سازی، درماندگی، انفعال، جسمانی سازی و گریه کردن از این دسته دفاع‌ها هستند. این دوسته اول از دفاع بیشتر جز دفاع‌های بین شخصی محسوب می‌شوند.</p>
<h3>دفاع‌های سرکوبگر</h3>
<p>در این دفاع‌ها احساس درونی یا رویداد بیرونی دردناک به درون ناهشیار رانده می‌شوند. در این دفاع‌ها ما واقعیت را انکار نمی‌کنیم بلکه ادراک خود را نادیده می‌گیریم یا دستکاری می‌کنیم. این دفاع‌ها شامل سرکوبی، عمل‌زدایی، حمله به خود، جابجایی، واکنش‌سازی، همانندسازی و وارونگی نقش هستند</p>
<h3>دفاع‌های عایق‌بندی یا وسواس‌گونه</h3>
<p>این مکانیزم‌های دفاعی ظرافت بیشتری دارند. در این دفاع‌ها فرد با احساس خود به صورت منطقی و عقلانی مواجه می‌شود. فرد هیجان منفی زیادی تجربه نمی‌کند و آن را در قالب تفکر و سخن با آن روبرو می‌شود. مبنای این دفاع‌ها توجیه است. عقلانی‌سازی، دلیل‌تراشی، اخلاقی‌سازی و تقسیم‌بندی از این دسته هستند. این دو نوع دفاع آخر دفاع‌ها درون شخصی هستند.</p>
<h2>ماهیت احساس در کتاب از خط تا مثلث تعارض</h2>
<p>بعد از معرفی مفصل مکانیسم‌های دفاعی، نویسنده در مورد احساس و اهمیت آن توضیح می‌دهد. هر احساس را شامل سه مولفه می‌داند، به طور مثال مولفه‌های احساس خشم را می‌توان چنین توضیح داد: تجربه‌ی جسمانی (قلبم به شدت می‌کوبید)، رفتار(دلم می‌خواست فکش رو بشکنم) و افکار (چقدر مردم بی انصاف و آشغال هستند).</p>
<p>برای داشتن روانی سالم نه بازداری هیجانی به ما کمک می‌کند و نه برون ریزی. به عبارتی نه سرکوب احساسات به ما کمک می‌کند و نه بروز افسار گسیخته‌ی احساسات. پس راهکار چیست؟ رشد روانی چیزی جز تمایز و انسجام بیشتر‌ سیستم‌های ذهنی نیست. باید فکر و احساس، هشیار و ناهشیار با هم منسجم‌تر و هماهنگ‌تر باشند. به عبارت دیگر شکل سوم خودآگاهی است، فرد با نگه‌داشتن احساسات درون خود و مسدود نکردن جریان آن در درون می‌تواند این ظرفیت را پرورش دهد.</p>
<h2>لذت، ریاضت و انسجام</h2>
<p>در ادامه سه موضع تاریخی در برابر تجارب احساس معرفی می‌شوند: نخست لذت‌جویی است. مشکل این نگاه این است که هر قدر هم توانمند باشیم نمی‌توانیم همه خواسته‌هایمان را کامروا کنیم و دوم این که لذت‌جویی زیاد منتج به کسالت در دستگاه اعصاب می‌شود. هیچوقت بستنی دوم لذت بستنی اول را ندارد. رویکرد دوم ریاضت‌طلبی و زهد است. در این رویکرد سررکوب احساسات و نیاز‌ها سرلوحه بشر است. حافظ و نیچه به خوبی از خجالت این ایده در می‌آیند و در پس آن ریا، خشم و شهوت را آشکار می‌کنند. نگاه سوم به نوعی والایش آگاهانه است که به سمت پذیرش، شناخت، مدیریت و استفاده سازنده و متمدنانه و مواجهه با اخساسات حرکت می‌کند. در ادامه قربانی نظریه هوش هیجانی سنتز دو مکتب قدیمی غربی یعنی عقل‌گرایی و رمانتیسیسم می‌داند.</p>
<h2>فصل‌های انتهایی کتاب از خط تا مثلث تعارض</h2>
<p>در ادامه کتاب از خط تا مثلث تعارض، به هیجانات بنیادی و موثر در سلامت پرداخته می‌شود. این هیجانات خشم، عشق، گناه و غم هستند. در فصل انتهایی به نظریات روانکاوی با نگاهی جدیدتر پرداخته می‌شود و مسائلی مانند ناهشیار از نظرگاه‌های مختلف مورد بررسی قرار می‌گیرند.</p>
<p>&nbsp;</p>
<p><strong>نویسنده متن:</strong> بهروز هاشمی</p>
<p>کتاب از خط تا مثلث تعارض</p>
<p><strong>نویسنده: </strong>نیما قربانی</p>
<p>The post <a href="https://behdashtravan.com/%d9%85%d8%b9%d8%b1%d9%81%db%8c-%da%a9%d8%aa%d8%a7%d8%a8-%d8%a7%d8%b2-%d8%ae%d8%b7-%d8%aa%d8%a7-%d9%85%d8%ab%d9%84%d8%ab-%d8%aa%d8%b9%d8%a7%d8%b1%d8%b6-%d9%86%db%8c%d9%85%d8%a7-%d9%82%d8%b1%d8%a8%d8%a7/">معرفی کتاب از خط تا مثلث تعارض نیما قربانی</a> appeared first on <a href="https://behdashtravan.com">مجله تخصصی روانشناسی بهداشت روان</a>.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://behdashtravan.com/%d9%85%d8%b9%d8%b1%d9%81%db%8c-%da%a9%d8%aa%d8%a7%d8%a8-%d8%a7%d8%b2-%d8%ae%d8%b7-%d8%aa%d8%a7-%d9%85%d8%ab%d9%84%d8%ab-%d8%aa%d8%b9%d8%a7%d8%b1%d8%b6-%d9%86%db%8c%d9%85%d8%a7-%d9%82%d8%b1%d8%a8%d8%a7/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>لیست مکانیزم‌های دفاعی آنافروید</title>
		<link>https://behdashtravan.com/%d9%84%db%8c%d8%b3%d8%aa-%d9%85%da%a9%d8%a7%d9%86%db%8c%d8%b2%d9%85%e2%80%8c%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%af%d9%81%d8%a7%d8%b9%db%8c-%d8%a2%d9%86%d8%a7-%d9%81%d8%b1%d9%88%db%8c%d8%af/</link>
					<comments>https://behdashtravan.com/%d9%84%db%8c%d8%b3%d8%aa-%d9%85%da%a9%d8%a7%d9%86%db%8c%d8%b2%d9%85%e2%80%8c%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%af%d9%81%d8%a7%d8%b9%db%8c-%d8%a2%d9%86%d8%a7-%d9%81%d8%b1%d9%88%db%8c%d8%af/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[بهروز هاشمی]]></dc:creator>
		<pubDate>Tue, 20 Aug 2019 10:30:14 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[اختلالات روانی]]></category>
		<category><![CDATA[روان پویشی و روانکاوی]]></category>
		<category><![CDATA[مکاتب روانشناسی]]></category>
		<category><![CDATA[مکانیزم‌های دفاعی و خطاهای شناختی]]></category>
		<category><![CDATA[آنا فروید]]></category>
		<category><![CDATA[انکار]]></category>
		<category><![CDATA[جابجایی]]></category>
		<category><![CDATA[دلیل تراشی]]></category>
		<category><![CDATA[زیگموند فروید]]></category>
		<category><![CDATA[ساز و کار دفاعی]]></category>
		<category><![CDATA[سرکوبی]]></category>
		<category><![CDATA[فرونشانی]]></category>
		<category><![CDATA[مکانیزم دفاعی]]></category>
		<category><![CDATA[مکانیسم دفاعی]]></category>
		<category><![CDATA[والایش]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://behdashtravan.com/?p=5765</guid>

					<description><![CDATA[<p>در گذشته با مکانیزم‌های دفاعی فروید آشنا شدیم. آنا فروید یک لیست کامل از مکانیزم‌های دفاعی ایجاد کرد. در زیر لیست مکانیزم‌های دفاعی آنافروید را  به طور کامل خواهیم شناخت لیست مکانیزم‌های دفاعی آنافروید: واپس رانی لیست مکانیزم‌های دفاعی آنافروید۱:- واپس رانی (REPRESSION): سرکوب و یا واپس رانی اصلی‌ترین از لیست مـکـانیـزم‌های دفـاعـی آنافروید محـسـوب &#8230;</p>
<p>The post <a href="https://behdashtravan.com/%d9%84%db%8c%d8%b3%d8%aa-%d9%85%da%a9%d8%a7%d9%86%db%8c%d8%b2%d9%85%e2%80%8c%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%af%d9%81%d8%a7%d8%b9%db%8c-%d8%a2%d9%86%d8%a7-%d9%81%d8%b1%d9%88%db%8c%d8%af/">لیست مکانیزم‌های دفاعی آنافروید</a> appeared first on <a href="https://behdashtravan.com">مجله تخصصی روانشناسی بهداشت روان</a>.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>در گذشته با مکانیزم‌های دفاعی <a href="http://behdashtravan.com/%d8%b2%d9%86%d8%af%da%af%db%8c%d9%86%d8%a7%d9%85%d9%87-%d9%81%d8%b1%d9%88%db%8c%d8%af-%d9%82%d8%b3%d9%85%d8%aa-%d8%a7%d9%88%d9%84/" target="_blank" rel="noopener">فروید</a> آشنا شدیم. آنا فروید یک لیست کامل از مکانیزم‌های دفاعی ایجاد کرد. در زیر لیست مکانیزم‌های دفاعی آنافروید را  به طور کامل خواهیم شناخت</p>
<h1>لیست مکانیزم‌های دفاعی آنافروید: واپس رانی</h1>
<p>لیست مکانیزم‌های دفاعی آنافروید۱:- واپس رانی (REPRESSION): <a href="http://behdashtravan.com/%d9%85%da%a9%d8%a7%d9%86%db%8c%d8%b2%d9%85-%d8%af%d9%81%d8%a7%d8%b9%db%8c-%d8%b3%d8%b1%da%a9%d9%88%d8%a8%db%8c-%db%8c%d8%a7-%d9%88%d8%a7%d9%be%d8%b3%e2%80%8c%d8%b1%d8%a7%d9%86%db%8c/" target="_blank" rel="noopener">سرکوب</a> و یا واپس رانی اصلی‌ترین از لیست مـکـانیـزم‌های دفـاعـی <a href="https://en.wikipedia.org/wiki/Anna_Freud" target="_blank" rel="noopener">آنافروید</a> محـسـوب شـده و دیـگــر مکانیسم‌ها به‌عنوان ابزار کمکی بکار می‌روند. واپس رانی بـه مـعـنی جلوگیری از ورود افکار، خاطرات، آرزوها، امیال و تجـارب دردنـاک، نـاخـوشایـنـد، شرم‌آور و ناپسند به سطح خودآگاه و هشیار می‌باشد. در ایـن مـکـانـیـسم خـاطـرات استرس‌زا به‌طور گزینشی به ناخودآگاه رانده می‌شوند. واپس رانـی بـا انـکار متفاوت است در واپس رانی فرد هیچ‌چیزی را نفی نمی‌کند. مثال: دختری که در خردسالی مورد تعـرض جنسی واقع‌شده، ایـن تـجـربـه دردنـــاک را سرکوب می‌کند.</p>
<h2>فرونشانی</h2>
<p>۲- فرونشانی (SUPPRESSION): واپس رانی‌ای که به‌طور ارادی و خودآگاه صورت می‌گرد فرونشانی نامیده می‌گردد. بازداری ارادی و هشیار از ورود افکار، احساسات، تجارب و خاطرات خاص به سطح هشیار. احتراز از اندیشیدن به مواد اضطراب زا و آزاردهنده و منحرف کردن هشیاری به موضوعات دیگر. مثال: دانش‌آموزی که به تعطیلات رفته، نگران است که نتواند از پس امتحانات بر آید، اما وی تصمیم می‌گیرد برای اینکه تعطیلاتش خراب نشود مدرسه و امتحاناتش را فرو نشانده و به آنها فکر نکند.</p>
<h2>واپس روی</h2>
<p>۳- واپس روی (REGRESSION): در این مکانیسم شیوه‌های حل مسائل به سبک بزرگ‌سالان جای خود را به رویکردی کودکانه می‌دهد. واپس روی یعنی بازگشت به مراحل ابتدایی رشد و تکامل (مراحلی مطمئن‌تر،امن‌تر و فاقد استرس) و بروز واکنش‌های بلوغ نیافته. مثال: بزرگ‌سالی که هنگام سرخوردگی و ناکامی عروسکی را در آغوش می‌گیرد. مثال: مرد ۲۵ ساله‌ای که دچار مشکلات مالی جدی گردیده، تمایل پیدا می‌کند به خانه پدری خود بازگشته و والدین از وی مراقبت کنند. مثال: مکیدن شست و یا مداد، به لحن کودکان صحبت کردن و هرگونه بروز رفتار سنین پایین‌تر از خود واپس روی محسوب می‌گردد.</p>
<h1>لیست مکانیزم‌های دفاعی آنافروید: انکار</h1>
<p>۴- <a href="http://behdashtravan.com/%d9%85%da%a9%d8%a7%d9%86%db%8c%d8%b2%d9%85-%d8%af%d9%81%d8%a7%d8%b9%db%8c-%d8%a7%d9%86%da%a9%d8%a7%d8%b1/" target="_blank" rel="noopener">انکار</a> (DENIAL): عبارت است از انکار و نفی واقعیت، رفتار، کردار و عامل اضطراب زا. عدم پذیرش واقعیت و رد رویدادها. مثال: مادری پس از دریافت خبر کشته شدن پسرش در جنگ، مرگ پسرش را انکار کرده و باز بشقاب غذایش را سر میز غذاخوری می‌آورد و یا لباس‌هایش را مرتب می‌کند. مثال: افراد مسن غالباً پیر شدن خود را انکار کرده و میگویند ما هنوز جوان هستیم. مثال: معتادان همواره اعتیاد خود را انکار می‌کنند. مثال: پسری که دوست‌دختری ندارد می‌گوید من به دخترها نیازی ندارم. مثال: هنگامی‌که پزشک سرطان را در بیمارش تشخیص می‌دهد، بیمار آن را نادرست پنداشته و سراغ پزشک دیگری می‌رود.</p>
<h2>جابجایی</h2>
<p>۵- <a href="http://behdashtravan.com/%d9%85%da%a9%d8%a7%d9%86%db%8c%d8%b2%d9%85-%d8%af%d9%81%d8%a7%d8%b9%db%8c-%d8%ac%d8%a7%d8%a8%d8%ac%d8%a7%db%8c%db%8c/" target="_blank" rel="noopener">جابجایی</a> (DISPLACEMENT): انتقال احساسات، هیجانات و تکانه‌های اضطراب زا از یک شخص و یا شیء (تهدیدکننده و یا غیرقابل‌دسترس) به فرد و یا شیء امن‌تر و قابل‌پذیرش‌تر. تخلیه احساسات فروخورده بر سر اهداف بی‌خطرتر (افراد زیردست، تحت فرمان، وابسته و یا ضعیف‌تر از شما). مثال: کارمند عصبانی از دست رئیس خود، از آنجایی که قادر نیست بر سر رئیس خود فریاد بکشید، هنگامی‌که به خانه باز می‌گردد عصبانیت خود را سر همسر خود خالی کرده و سر وی فریاد می‌کشد. مثال: فرزندان عصبانیت خود را با کوبیدن درها به هم ابراز می‌کنند. مثال: یک مرد ناکام در ارضای نیازهای جنسی خود، به پرخوری روی می‌آورد. مثال: دختری که از سوی دوست‌پسر خود طردشده فوراً با پسر دیگری دوست می‌شود.</p>
<h2>دلیل‌تراشی</h2>
<p>۶- دلیل‌تراشی (RATIONALIZATION): عبارت است از استفاده از استدلال‌های منطقی و پذیرفتنی برای توجیه رفتار و احساسات غیرموجه و توجیه‌ناپذیر- بازآرایی شناختی از ادراکات فردی-علل غیرواقعی جانشین علت و انگیزه اصلی و واقعی می‌گردد. مثال: فردی که از اداره خود اخراج گردیده علت اخراج خود را چنین توجیه می‌کند: من چون آدم متملقی نبودم و چاپلوسی رئیس را نمی‌کردم اخراج شدم. درصورتی‌که بی‌کفایتی و عملکرد ضعیف وی علت اصلی برکناری وی بوده است. مثال: سارقی که به یک سوپرمارکت دستبرد میزند هنگام بازجویی می‌گوید که صاحب سوپرمارکت مستحق آن بوده است و یا برداشتن چند قلم جنس از ثروت صاحب آن نخواهد کاست.</p>
<h2>جبران</h2>
<p>۷- جبران (COMPENSATION): مستور ساختن جنبه‌های منفی (کاستی‌های نامطلوب) خودانگاره و شخصیت با تأکید و تقویت اغراق‌آمیز جنبه‌های مثبت -متوازن‌سازی تقابلی ضعف‌ها وعیوب-فرد حس خودکم‌بینی، حقارت و شکست‌هایش را با مطرح ساختن خود در زمینه‌های دیگر پنهان می‌سازد- تقویت یک ویژگی مثبت در جبران یک ویژگی منفی. و یا جبران ناکامی‌ها با کام‌جویی مفرط در زمینه‌های دیگر. جبران دو گونه است یکی تقویت ویژگی منفی و ضعیف و دوم جایگزین ساختن یک ویژگی مثبت و کارآمد جای یک ویژگی منفی. مثال: کودک لاغر و نزار در بزرگ‌سالی به پرورش اندام روی آورده و بدن‌ساز می‌شود. مثال: نوجوانی که از مشکلات تکلمی رنج می‌برد در بزرگ‌سالی سیاست‌مدار و یا سخنران می‌شود. مثال: یک دانش‌آموز با چهره نازیبا در دانشگاه، دانشجوی ممتاز گردیده و یا پژوهشگر می‌شود. مثال: یک دختر نازیبا رقصنده ماهر می‌شود.</p>
<h1>لیست مکانیزم‌های دفاعی آنافروید:توجیه عقلی</h1>
<p>۸- توجیه عقلی (INTELLECTUALIZATION): استفاده مفرط از تفکر و منطق انتزاعی-پرهیز از احساسات آزاردهنده با تمرکز بر جنبه‌های عقلانی-انفصال هیجان از اندیشه-نادیده گرفتن جنبه احساسی قضایا و پرداختن به تجزیه‌وتحلیل شناختی آنها. مثال: تمرکز بر جزئیات برگزاری مراسم ترحیم و خاک‌سپاری جای عزاداری و سوگواری. مثال: بحث در مورد فاکتورهای مهندسی ساختمان‌ها و یا مکانیسم عمل زلزله‌ها پس از روی دادن زلزله جای سوگواری و پرداختن به جنبه احساسی آن. مثال: زنی که مورد تعرض جنسی قرار گرفته شروع می‌کند به تحقیق و جستجوی اطلاعات در زمینه سایر موارد تجاوزها و روانشناسی متجاوزان و قربانیان آن و یا در کلاس‌های دفاع شخصی شرکت می‌کند.</p>
<h2>برون‌ریزی</h2>
<p>۹- برون‌ریزی (ACTING OUT): استفاده از کنش‌های فیزیکی جای کنار آمدن مستقیم با چالش‌ها و صحبت کردن درباره احساسات خود- درست نقطه مقابل مکانیسم والایش است- تسلیم خواسته‌های نهاد شدن بدون در نظر گرفتن عواقب منفی آن- مثال: مردی که قادر به ابراز احساسات ناکامی و درماندگی خود در زندگی زناشویی نیست، به برقراری رابطه نامشروع روی می‌آورد، بدون در نظر گرفتن عواقب آن. مثال: فردی که هنگام خشمگین شدن قادر به کنترل خود نیست و به همه‌چیز آسیب می‌رساند.</p>
<h2>درون‌فکنی</h2>
<p>۱۰- درون‌فکنی (INTROJECTION): نوع شدید همانندسازی می‌باشد که در آن فرد ارزش‌ها و ویژگی‌های فرد و یا گروه دیگر را جذب ساختار “خود” می‌کند. درونی کردن احساسات، ارزش‌ها و ویژگی‌های فرد دیگر، ویژگی‌هایی که خودمان در آن زمینه ضعف داریم. نسبت دادن افکار و احساسات دیگران به خود و تقلید از آنها. مثال: فردی که قرار است کنفرانس بدهد، خود را جای یک سخنران نامدار قرار می‌دهد و این‌گونه اعتمادبه‌نفس پیدا می‌کند. مثال درون‌فکنی شدید: فرد پس از فوت همسرش نشانه بیماری متوفی را بروز می‌دهد مثلاً اگر همسرش بر اثر سکته قلبی فوت کرده باشد وی در جریان سوگواری به درد سینه مبتلا می‌شود.</p>
<h1>لیست مکانیزم‌های دفاعی آنافروید:همانندسازی</h1>
<p>۱۱- همانندسازی (IDENTIFICATION): روند الگوبرداری (تقلید) افکار، اخلاقیات، رفتار و سلایق فرد دیگر- تقلید ویژگی‌های مطلوب فرد دیگر-الگو قرار دادن دیگران-تطابق خود با دیگران به‌طور ناخودآگاه- افزایش احساس ارزشمندی با همانندسازی با شخصیت‌های برجسته و نامدار. مثال: دختر دانش‌آموزی که مصرانه از مادر خود می‌خواهد تا کفش مشابه کفش همکلاسی خود را برایش خریداری کند. اما به‌شدت تقلید از همکلاسی خود را رد می‌کند. مثال: کارمند در جلسه اداره، زبان بدن مدیرعامل را تقلید می‌کند و یا نقطه نظرات مشابه وی را بیان می‌کند. مثال: فرد به سینما رفتن علاقه‌مند می‌شود چراکه فرد محبوب و مورد تحسین وی (الگو) به سینما علاقه دارد. مثال: فرد قربانی با مهاجم همانندسازی می‌کند و رفتار وی را تقلید می‌کند تا کمتر احساس درماندگی کرده و در مقابل احساس قدرت بیشتری نماید. و ممکن است با مهاجم خود همدست نیز شود.</p>
<h2>فرافکنی</h2>
<p>۱۲- برون‌فکنی (فرافکنی) (PROJECTION): نقطه مقابل درون‌فکنی است-نسبت دادن احساسات، امیال، افکار، تکانه‌ها و گرایشات نامطلوب، ناخوشایند و غیراخلاقی خود به افراد و یا شیء خارجی دیگر. مثال: دختری که نسبت به همکار مرد خود گرایش جنسی دارد، همکار خود را متهم به چشم‌چرانی و هوسرانی می‌کند. مثال: شما از فردی نفرت دارید اما تصور می‌کنید وی از شما نفرت دارد. مثال: شما تصور می‌کنید نازیبا و غیر جذاب هستید و این تصور را به جنس مخالف خود نسبت داده و از مواجهه با جنس مخالف خود اجتناب می‌ورزید (ترس از طرد شدن). مثال: مرد بی‌وفا نسبت به همسر خود، همسر خود را به خیانت متهم می‌کند. بلاگردان سازی به معنی سپر بلا قرار دادن دیگران نیز تلفیقی از برون‌فکنی و انکار است.</p>
<h2>والایش</h2>
<p>۱۳- والایش (SUBLIMATION): انرژی خود را صرف فعالیت‌های سازنده کردن-هدایت افکار و تکانه‌های ناپذیرفتنی از سوی جامعه به اهداف پسندیده‌تر. مثال: فردی که گرایشات جنسی و یا خشونت‌آمیز قوی دارد به ورزش بوکس روی آورده و یا سرباز می‌شود. مثال: دختری که مجبور است برای لاغر شدن رژیم‌های سخت بگیرد به نقاشی علاقه‌مند شده و بیشتر تصاویر میوه‌ها را نقاشی می‌کند. مثال: مردی که از عمل بریدن لذت می‌برد جراح می‌شود. مثال: کودکی که می‌خواهد توجه والدین خود را جلب کند شاگرد ممتاز مدرسه می‌شود.</p>
<h2>باطل سازی</h2>
<p>۱۴- باطل سازی (UNDOING): به خنثی کردن گفتار و اعمال پیشین اطلاق می‌گردد. تلافی کردن رفتار و کردار ناپسند. مثال: مردی که همسر خود را تحقیر کرده است، برای همسر خود هدیه می‌خرد و یا به‌طور مبالغه‌آمیزی از وی تعریف و تمجید می‌کند. مثال: فردی که مرتکب قتل شده مکرراً دست‌های خود رامی شوید. مثال: شما پشت سر دوست خود از وی بدگویی می‌کنید سپس از کرده خود پشیمان شده و وی را به منزل خود به شام دعوت می‌کنید. مثال: فرد ثروتمندی که به مؤسسات خیریه کمک مالی می‌کند، چرا که ثروت خود را از طرق نامشروع کسب کرده است.</p>
<h2>واکنش‌سازی</h2>
<p>۱۵- واکنش‌سازی (REACTION FORMATION): واکنش‌سازی و یا واکنش وارونه زمانی است که شما احساس و نیت خود را به‌طور اغراق‌آمیزی عکس آن چیزی که بوده ابراز می‌کنید. نوعی تظاهر و وانمود کردن. مثال: مردی که گرایش به مردان دیگر دارد، نسبت به هم‌جنس‌بازان ابراز نفرت می‌کند. مثال: شما از مهمانی بدنتان می‌آید اما بیشتر از میهمانان دیگر به وی احترام گذاشته و به‌اصطلاح تحویلش می‌گیرید. مثال: زن متأهل از بیم آنکه همکارش به وی علاقه‌مند نگردد با همکار مرد خود بدرفتاری می‌کند. مثال: یک مرد خشن و پرخاشگر ممکن است با این رفتار می‌خواهد تردیدها و ناتوانی‌های جنسی خود را پنهان سازد. مثال: استاد دانشگاهی که تصور می‌کند از دانش علمی کافی برخوردار نیست بیشتر از واژه‌ها و اصطلاحات پیچیده و علمی استفاده می‌کند.</p>
<h1>لیست مکانیزم‌های دفاعی آنافروید: آرمانی ساختن</h1>
<p>۱۶- آرمانی ساختن (IDEALIZATION): برآورد اغراق‌آمیز صفات و ویژگی‌های مثبت و ناچیز شمردن خصوصیات منفی و یا نادیده گرفتن آنها. مثال: عاشق تنها خوبی‌های معشوق را می‌بیند و از دیدن بدی‌های آن عاجز است.</p>
<h2>پیش‌بینی</h2>
<p>۱۷- پیش‌بینی (ANTICIPATION): پیش‌بینی رویدادهای احتمالی آینده و در نظر گرفتن واکنش‌ها و راه‌حل‌های واقع‌گرایانه و جایگزین. برنامه‌ریزی برای آینده. ملاحظه پیامدهای رفتار خود.</p>
<h2>نوع‌دوستی</h2>
<p>۱۸- نوع‌دوستی (ALTRUISM): خدمت‌رسانی و یاری‌رساندن به دیگران به‌طور سازنده که رضایت فردی را به دنبال دارد. فرد از واکنش مثبت دیگران خشنود شده و احساس خوبی پیدا می‌کند.</p>
<h2>لیست مکانیزم‌های دفاعی آنافروید : اجتناب</h2>
<p>۱۹- اجتناب و یا رویگردانی (AVOIDANCE): کنار آمدن با عوامل استرس‌زا با عدم مواجهه با آنها. مثال: شما از همکار خود در اداره بدتان می‌آید بنابراین سعی می‌کنید با وی برخورد نداشته باشید و یا نزدیک وی نروید. مثال: فردی که از ارتفاع هراس دارد سعی می‌کند از مکان‌های مرتفع دوری کند. مثال: هنگامی‌که در مورد مسائلی که از نظر شما ناخوشایند است سخن به میان می‌آید سعی می‌کنید موضوع بحث را عوض کنید.</p>
<h2>شوخ‌طبعی</h2>
<p>۲۰- شوخ‌طبعی (HUMOUR): تأکید بر جنبه‌های جالب و طنزگونه عامل استرس‌زا و تعارضات. انحراف از جدیت و نیمه‌خالی به نیمه مثبت و پر. مثال: شخصی که دچار بیماری ناشناخته‌ای است این موضوع که، پزشکان قادر به تشخیص بیماری وی نیستند را دستمایه خنده قرار می‌دهد.</p>
<h1>لیست مکانیزم‌های دفاعی آنافروید:انزوا</h1>
<p>۲۱- انزوا (ISOLATION): تفکیک جزء و مؤلفه هیجان از خاطرات، تجارب و افکار دردناک. انباشت تمام هیجانات در یک بخش ذهنی محبوس و غیرقابل‌دسترس. مثال: دانشجوی پزشکی بدون احساس ترس از مرده و یا مرگ جسد تشریح را کالبدشکافی می‌کند. مثال: کارمند بانک هنگام رویارویی با سارق با خونسردی و آرامش سارق را ناکام می‌سازد اما پس‌ازاینکه سارق بانک را ترک می‌کند، وی بلافاصله از ترس می‌لرزد و یا گریان می‌شود.</p>
<h2>خیال‌پردازی</h2>
<p>۲۲- خیال‌پردازی (FANTACY): فرد به‌منظور گریز موقتی از شرایط دردناک به خیال‌پردازی روی می‌آورد. هدایت آرزوهای دست‌نیافتنی و یا نامقبول به قوه تخیل.</p>
<h2>لیست مکانیزم‌های دفاعی آنافروید : پیوند جویی</h2>
<p>۲۳- پیوند جویی (AFFLIATION): کمک خواستن و حمایت دیگران را خواستار شدن. تسهیم مشکلات با دیگران.</p>
<h2>بی‌ارزش سازی</h2>
<p>۲۴- بی‌ارزش سازی (DEVALUATION): فرد اهداف مطلوب و خواستنی اما غیرقابل‌دسترس را بی‌ارزش و معیوب معرفی می‌کند. مثال: مصداق ضرب‌المثل گربه دستش به گوشت نمی‌رسد می‌گوید بو می‌دهد. مثال: فردی که در مصاحبه ورودی استخدام رد می‌شود، شرکت موردنظر را بی‌اعتبار معرفی می‌کند.</p>
<h1>لیست مکانیزم‌های دفاعی آنافروید : ناچیز شماری</h1>
<p>۲۵- ناچیز شماری (TRIVIALIZING): کوچک شمردن و بی‌اهمیت شمردن مسائل مهم وجدی. مثال: فرد پس از به زمین خوردن، پس از برخاستن می‌خندد. مثال: پسری که از سوی دختری طرد می‌گردد به دوستانش می‌گوید که آن دختر زیاد هم خوشگل نبود.</p>
<h2>طفره و انحراف</h2>
<p>۲۶- طفره و انحراف (DEFLECTION): منحرف کردن توجه به‌سوی مسائل و افراد دیگر.</p>
<h2>بازداری هدف</h2>
<p>۲۷- بازداری هدف (AIM INHIBITION): هنگامی‌که ما با اهداف و آرزوهای دست نیافتی مواجه می‌شویم، انتظارات خود را تقلیل می‌دهیم. نوعی جابجایی و دلیل‌تراشی می‌باشد. مثال: مردی که به یک زن گرایش جنسی دارد اما به هر دلیلی قادر نیست نیاز اصلی خود (ارضا جنسی) را تأمین کند (مثلاً زن متأهل است) به زن می‌گوید، تنها چیزی که ما نیاز داریم یک دوستی صمیمانه است. مثال: فردی که به حرفه دامپزشکی علاقه وافری دارد اما نمی‌تواند در رشته مزبور ادامه تحصیل بدهد دستیار دامپزشک می‌شود.</p>
<h1>لیست مکانیزم‌های دفاعی آنافروید : دو پاره سازی</h1>
<p>۲۸- دو پاره سازی (SPLITTING): فرد اطرافیان خود را به دو گروه عمده خیلی خوب و خیلی بد تقسیم‌بندی می‌کند. و همه‌چیز را سیاه‌وسفید می‌بیند. از قانون همه‌یاهیچ استفاده می‌کند. اما این دو گروه مدام جای خود را به یکدیگر می‌دهند. یعنی فردی که صبح خیلی بد بوده ناگهان عصر همان روز در گروه خیلی خوب قرار می‌گیرد. علت آن عدم توانایی فرد در کنار آمدن با احساسات دوسوگرا می‌باشد. مثال: زن از شوهر خیانت‌کار خود خرده نمی‌گیرد اگر چه شوهرش کماکان به روابط نامشروع خود ادامه می‌دهد.</p>
<h2>گوشه‌گیری</h2>
<p>۲۹- گوشه‌گیری (WITHDRAWAL): فرد تصمیم می‌گیرد برای کاهش عوامل استرس‌زا از اطرافیان خود کناره‌گیری کرده و انزواطلب می‌شود.</p>
<h2>لیست مکانیزم‌های دفاعی آنافروید : جسمانی کردن</h2>
<p>۳۰- جسمانی کردن (SOMATIZATION): تعارضات (مشکلات روانی) خود را به شکل نشانه‌های جسمی بروز می‌دهند. در بخش‌هایی از بدن که از اعصاب سمپاتیک وپاراسمپاتیک عصب گیری می‌شوند. هدایت اضطراب به مشغولیت ذهنی با شکایت از یک مشکل جسمانی برای منحرف ساختن توجه از مسائل روانی آزاردهنده. فرد به‌طور اغراق‌آمیزی نگران سلامتی خود است. این مکانیسم با خودبیمارانگاری متفاوت است که فرد برای جلب‌توجه دیگران از یک بیماری موهوم شکایت می‌کند. در خودبیمارانگاری فرد به‌طور ناخودآگاه تکانه‌های ناپذیرفتنی را به شکل نگرانی جسمی بی‌مورد بروز می‌دهد. خودبیمارانگاری نیز با تمارض متفاوت است در تمارض نشانه‌های بیماری عمداً ایجاد می‌شوند. علائم جسمانی کردن مثل فشارخون بالا، تیک‌های عصبی و یا بثورات جلدی. مثال: مردی که زن خود را تهدید به زدن می‌کند ناگهان دستش فلج می‌شود. مثال: یک فرد بسیار پرخاشگر و سلطه‌جو، که شرایط زندگی اجازه بروز این رفتارها را از وی سلب کرده است، به فشارخون بالا مبتلا می‌شود.</p>
<h2>تبدیل</h2>
<p>۳۱- تبدیل (CONVERSION): مانند جسمانی سازی می‌باشد اما این بار تعارضات در نواحی از بدن که از عصب حرکتی و حسی عصب گیری می‌شوند بروز می‌یابند. انتقال تعارضات روانی (تکانه‌های سرکوب‌شده) به نشانه‌های جسمی به منظور تسکین اضطراب. این علائم شامل نابینایی، فلج شدن و ناشنوایی موقت و یا تشنج، سردرد، خستگی و تیک‌های عصبی می‌باشد. مثال: مصرف بیش‌ازحد مشروبات الکلی به آخر هفته محدود می‌شود.</p>
<h2>جداسازی</h2>
<p>۳۲- جداسازی (COMPARTMENTALIZATION): فرایند انفصال بخشی از خود از هشیاری دیگر بخش‌ها. مثال: مرد درستکار و امینی که از بازگرداندن کتاب کتابخانه سرباز میزند و دو نظام ارزشی متمایز را در کنار هم حفظ می‌کند. مثال: دزدان در میان خود و با خانواده خود بسیار درستکار و صادق می‌باشند.</p>
<h1>لیست مکانیزم‌های دفاعی آنافروید: گسستگی</h1>
<p>۳۳- گسستگی (DISSOCIATION): تفکیک گروهی از افکار و فعالیت‌ها از بخش اصلی سطح هشیاری و گریز روانی از شرایط آسیب‌زا. جدا کردن خود از واقعیت. تغییر عمده و موقتی در شخصیت و یا هویت. وجود دو یا چند روند ذهنی درآن‌واحد بدون یکپارچه شدن آنها. فرد روندهای رفتاری و هیجانی خود را از الگوی رفتاری هشیار و یا هویت معمول خود جدا می‌سازد. قطع به هم پیوستگی خاطرات، هیجان و خودآگاهی. قطع ارتباط با خود و یا محیط. مانند واپس رانی بوده و معمولاً در پی یک ضربه روحی سهمگین عارض می‌گردد. مثال: خیال‌پروری در طی روز. مثال: شما پس از تصادف سهمگین به گونه‌ای رفتار می‌کنید که انگار شما در این تصادف حضور نداشته‌اید. مثال: نیاوردن مشکلات کاری به خانه (یک گسستگی سالم).</p>
<h2>قدرت مطلق و یا همه توانا</h2>
<p>۳۴- قدرت مطلق و یا همه توانا (OMNIPOTENCE): فرد به‌گونه‌ای رفتار می‌کند که گویی از یک قدرت، توانایی و یا موهبت ویژه برخوردار بوده و برتر از دیگران است.</p>
<h2>نمادی سازی</h2>
<p>۳۵- نمادی سازی (SYMBOLIZATION): یک بازنمایی روانی، یک ایده و یا شیء پیچیده جای خود را به یک شیء و یا عمل دیگر می‌دهد. جابجایی آرزوهای عمیق (سرکوب‌شده) و نسبت دادن آنها به اشیا و اعمال. مثال: سربازان علت پیوستن به ارتش را دفاع از پرچم معرفی می‌کنند. مثال: شکل‌گیری رؤیاها.</p>
<h2>خیال‌پردازی درخودمانده</h2>
<p>۳۶- خیال‌پردازی درخودمانده (AUTISTIC FANTACY): نوع شدید خیال‌بافی است که در آن فرد کاملاً یک زندگی خیالی را برای خود پدید می‌آورد.</p>
<h1>لیست مکانیزم‌های دفاعی آنافروید: منفعل پرخاشگر</h1>
<p>۳۷- رفتار پرخاشگرانه، منفعل، منفعل‌پرخاشگرانه و با قاطعیت نیز دیگر مکانیسم‌های دفاعی می‌باشند. (به مقاله گذر از سلطه‌پذیری به قاطعیت رجوع کنید)</p>
<h2>مقاومت</h2>
<p>۳۸- مقاومت (RESISTANCE): ایستادگی شدید در برابر ورود داده‌های سرکوب شده (ناهشیار) به سطح هشیار.</p>
<h2>شکایت و رد کمک</h2>
<p>۳۹- شکایت و رد کمک (HELP-REJECTING COMPLAINING): فرد مدام از اطرافیان خود شکایت کرده و مکرراً تقاضای کمک می‌کند اما زمانی که دیگران می‌خواهند به وی کمک کنند و یا وی را راهنمایی کنند، پیشنهادت، اندرزها و کمک‌های دیگران را رد می‌کند. در واقع این رفتار در استتار احساسات، خصومت‌ها و یا سرزنش پنهان نسبت به دیگران، در فرد بروز می‌یابد.</p>
<p><strong>نکته:</strong> مکانیسم‌های دفاعی بلوغ‌یافته و سالم شامل: پیوند جویی، والایش، شوخ‌طبعی، فرونشانی، نوع‌دوستی، پیش‌بینی و رفتار قاطع می‌باشند.</p>
<p><strong>نکته:</strong> استفاده از مکانیسم‌های گسستگی، خیال‌پردازی، رویگردانی، همانندسازی، جبران، جابجایی، انزوا و واپس رانی در حد معتدل و سالم جایز است اما استفاده اغراق‌آمیز، مفرط و تکرارشونده، بسیار آسیب‌زا خواهند بود.</p>
<h2>منبع</h2>
<p>لیست مکانیزم‌های دفاعی آنا فروید</p>
<p><a href="https://psychoexir.com/%D9%84%D9%8A%D8%B3%D8%AA-%D9%83%D8%A7%D9%85%D9%84-%D9%85%DA%A9%D8%A7%D9%86%DB%8C%D8%B2%D9%85-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%AF%D9%81%D8%A7%D8%B9%DB%8C-%D8%A2%D9%86%D8%A7-%D9%81%D8%B1%D9%88%D9%8A%D8%AF/" target="_blank" rel="nofollow noopener">روان اکسیر</a></p>
<p>The post <a href="https://behdashtravan.com/%d9%84%db%8c%d8%b3%d8%aa-%d9%85%da%a9%d8%a7%d9%86%db%8c%d8%b2%d9%85%e2%80%8c%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%af%d9%81%d8%a7%d8%b9%db%8c-%d8%a2%d9%86%d8%a7-%d9%81%d8%b1%d9%88%db%8c%d8%af/">لیست مکانیزم‌های دفاعی آنافروید</a> appeared first on <a href="https://behdashtravan.com">مجله تخصصی روانشناسی بهداشت روان</a>.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://behdashtravan.com/%d9%84%db%8c%d8%b3%d8%aa-%d9%85%da%a9%d8%a7%d9%86%db%8c%d8%b2%d9%85%e2%80%8c%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%af%d9%81%d8%a7%d8%b9%db%8c-%d8%a2%d9%86%d8%a7-%d9%81%d8%b1%d9%88%db%8c%d8%af/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>روی و ریا</title>
		<link>https://behdashtravan.com/%d8%b1%d9%88%db%8c-%d9%88-%d8%b1%db%8c%d8%a7/</link>
					<comments>https://behdashtravan.com/%d8%b1%d9%88%db%8c-%d9%88-%d8%b1%db%8c%d8%a7/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[بهروز هاشمی]]></dc:creator>
		<pubDate>Thu, 11 Apr 2019 10:30:27 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[بهداشت روان]]></category>
		<category><![CDATA[سبک زندگی]]></category>
		<category><![CDATA[متفکران بزرگ]]></category>
		<category><![CDATA[مکانیزم‌های دفاعی و خطاهای شناختی]]></category>
		<category><![CDATA[اصالت]]></category>
		<category><![CDATA[خودفریبی]]></category>
		<category><![CDATA[روی و ریا]]></category>
		<category><![CDATA[ریا]]></category>
		<category><![CDATA[سارتر]]></category>
		<category><![CDATA[عشق]]></category>
		<category><![CDATA[نایجل واربرتون]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://behdashtravan.com/?p=6659</guid>

					<description><![CDATA[<p>روی و ریا عشقی در میان نیست و ریا جامعه را فرا گرفته است نایجل واربرتون در کتاب آثار کلاسیک فلسفه می‌نویسد: «بررسی سارتر در باب روی و ریا به‌حق در مقام یکی از قطعات ماندگار فلسفه قرن بیستم تحسین‌های بسیاری برانگیخته است. در این جا توانایی‌های او به عنوان فیلسوف، روانشناس و رمان‌نویس در &#8230;</p>
<p>The post <a href="https://behdashtravan.com/%d8%b1%d9%88%db%8c-%d9%88-%d8%b1%db%8c%d8%a7/">روی و ریا</a> appeared first on <a href="https://behdashtravan.com">مجله تخصصی روانشناسی بهداشت روان</a>.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<h2>روی و ریا</h2>
<h2>عشقی در میان نیست و ریا جامعه را فرا گرفته است</h2>
<p>نایجل واربرتون در کتاب آثار کلاسیک فلسفه می‌نویسد: «بررسی <a href="http://behdashtravan.com/%d8%ac%d9%85%d9%84%d8%a7%d8%aa-%da%98%d8%a7%d9%86-%d9%be%d9%84-%d8%b3%d8%a7%d8%b1%d8%aa%d8%b1/" target="_blank" rel="noopener noreferrer">سارتر</a> در باب روی و ریا به‌حق در مقام یکی از قطعات ماندگار فلسفه قرن بیستم تحسین‌های بسیاری برانگیخته است. در این جا توانایی‌های او به عنوان فیلسوف، روانشناس و رمان‌نویس در کمال موفقیت با یکدیگر تلفیق می‌شوند و در این بررسی پدیدارشناسانه به ثمر می‌نشینند. طوری که بررسی‌های فلسفی خشک و انتزاعی پرشمار در باب این مسئله هیچ‌کدام به گرد پای آن هم نمی‌رسند.»</p>
<p>در واقع سارتر می‌خواهد بیان کند که روی و ریا نوعی از خودفریبی است و سبب از بین بردن آزادی عمل و اختیار می‌شود. روی و ریا دروغی است که به خودمان می‌گوییم تا به این وسیله از اختیار طفره برویم.</p>
<p>سارتر برای توصیف بیشتر از یک زنی مثال می‌زند که در اولین قرار ملاقاتش با مردی حاضر شده است. مردی که نسبت به او نیات جنسی دارد. زن از ماهیت علاقه او باخبر است، بااین‌حال آن را نزد خودش انکار می‌کند و درباره اهمیت و معنای حرف‌هایی مثل «تو چقدر جذابی!» به خودش دروغ می‌گوید و آن‌ها را پیش خودش به صورت تمجیدهای بی‌خطری جلوه می‌دهد که به شائبه جنسی بودن آلوده نیستند. او خودش را فریب می‌دهد زیرا می‌داند که در نگاه مرد او تنها یک بدن و ابژه‌ی جنسی است. بااین‌حال زن دچار روی و ریا می‌شود و از اختیار طفره می‌رود.</p>
<p>با توجه به این تعاریف به ریا و روابط عاشقانه در ایران بپردازیم.</p>
<h2>عشق همچون یک کالا</h2>
<p>در جامعه ما <a href="http://behdashtravan.com/%d9%86%d8%b8%d8%b1%db%8c%d9%87-%d8%b9%d8%b4%d9%82-%d8%a7%d8%b3%d8%aa%d8%b1%d9%86%d8%a8%d8%b1%da%af/" target="_blank" rel="noopener noreferrer">عشق</a> مفهوم خود را از دست داده است و تبدیل به یک رابطه ابزاری و کالایی شده است. این نوع رابطه روی و ریا و دروغ را در جامعه گسترش می‌دهد.</p>
<p><a href="http://behdashtravan.com/%d8%ac%d9%85%d9%84%d8%a7%d8%aa-%d8%a7%d8%b1%d9%88%db%8c%d9%86-%db%8c%d8%a7%d9%84%d9%88%d9%85/" target="_blank" rel="noopener noreferrer">اروین یالوم</a> در کتاب روان‌درمانی اگزیستانسیال، عشق را یک نوع شیدایی می‌داند و این‌گونه بیان می‌کند: «عشق نوعی ازخودبی‌خودی وسواس‌گونه و ذهنیتی افسون شده است که تمامی زندگی فرد را در تصرف خود درمی‌آورد. معمولاً تجربه‌ی چنین حالتی باشکوه است. به عقیده‌ی او انسان بیشتر دلباخته‌ی اشتیاق خویش است تا آنچه اشتیاقش را برانگیخته است. ولی در مواقعی شیدایی و ازخودبی‌خودی، بیش از آنکه لذت بیافریند، پریشانی می‌آورد. عاشق صورتی خیالی و شاعرانه به معشوق می‌دهد، ذهنش درگیر وسوسه‌ی او می‌شود، اما اگر عشق تنها یک ویژگی حقیقی داشته باشد، این است که هرگز نمی‌ماند، ناپایداری بخشی از ماهیت شیدایی عشق است. از نظر یالوم وسواس عشق، اغلب به نوعی توجه فرد را از افکار دردناک‌تر دیگر دور می‌کند.»</p>
<p>اما در روابط دو طرفه در ایران شیدایی دیده نمی‌شود و تنها «هدف» برای دو طرف مهم است. برای مردان بدن‌های زیبا با فرم‌هایی که جامعه‌ی سرمایه‌داری در حال تبلیغ آن است، یک نوع هدف است و برای زنان مردهایی با ماشین‌های لاکچری و خانه‌ها و ویلاهایی گران‌قیمت هدف است.</p>
<p>در واقع مردان و زنان در رابطه خود نوعی نقش بازی می‌کنند تا خود را فریب دهند و از این طریق آزادی خود را محکوم می‌کنند.</p>
<p>آن‌ها تنها با کلمه «عشق» به هم ریا می‌فروشند.</p>
<p><strong>نویسنده</strong>: <a href="http://t.me/a.hosseini" target="_blank" rel="noopener noreferrer">امیرحسین حسینی‌پور</a></p>
<p>The post <a href="https://behdashtravan.com/%d8%b1%d9%88%db%8c-%d9%88-%d8%b1%db%8c%d8%a7/">روی و ریا</a> appeared first on <a href="https://behdashtravan.com">مجله تخصصی روانشناسی بهداشت روان</a>.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://behdashtravan.com/%d8%b1%d9%88%db%8c-%d9%88-%d8%b1%db%8c%d8%a7/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>خطای بقا و خوشبینی ساده‌انگارانه</title>
		<link>https://behdashtravan.com/%d8%ae%d8%b7%d8%a7%db%8c-%d8%a8%d9%82%d8%a7-%d9%88-%d8%ae%d9%88%d8%b4%d8%a8%db%8c%d9%86%db%8c-%d8%b3%d8%a7%d8%af%d9%87%e2%80%8c%d8%a7%d9%86%da%af%d8%a7%d8%b1%d8%a7%d9%86%d9%87/</link>
					<comments>https://behdashtravan.com/%d8%ae%d8%b7%d8%a7%db%8c-%d8%a8%d9%82%d8%a7-%d9%88-%d8%ae%d9%88%d8%b4%d8%a8%db%8c%d9%86%db%8c-%d8%b3%d8%a7%d8%af%d9%87%e2%80%8c%d8%a7%d9%86%da%af%d8%a7%d8%b1%d8%a7%d9%86%d9%87/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[بهروز هاشمی]]></dc:creator>
		<pubDate>Thu, 04 Oct 2018 11:30:14 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[آسیب شناسی]]></category>
		<category><![CDATA[خودشکوفایی و عزت نفس]]></category>
		<category><![CDATA[رفتارگرایی و شناختی]]></category>
		<category><![CDATA[مکانیزم‌های دفاعی و خطاهای شناختی]]></category>
		<category><![CDATA[خطای بقا]]></category>
		<category><![CDATA[خطای شناختی]]></category>
		<category><![CDATA[خوشبینی احمقانه]]></category>
		<category><![CDATA[خوشبینی ساده‌انگارانه]]></category>
		<category><![CDATA[رولف دوبلی]]></category>
		<category><![CDATA[هنر شفاف اندیشیدن]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://behdashtravan.com/?p=3286</guid>

					<description><![CDATA[<p>خطاهای شناختی اشتباهات فکری و ذهنی ما هستند. معمولاً الگویی از این طرز فکر، در کودکی ما شکل می‌گیرد و گاهی در طول زندگی ادامه می‌یابند. به عبارتی شرایط سخت، این خطاها را ایجاد و فعال می‌کند و این خطاها شرایط سخت را بدتر می‌کنند و احساس ناخوشایندی در ما ایجاد کرده و سازگاری ما &#8230;</p>
<p>The post <a href="https://behdashtravan.com/%d8%ae%d8%b7%d8%a7%db%8c-%d8%a8%d9%82%d8%a7-%d9%88-%d8%ae%d9%88%d8%b4%d8%a8%db%8c%d9%86%db%8c-%d8%b3%d8%a7%d8%af%d9%87%e2%80%8c%d8%a7%d9%86%da%af%d8%a7%d8%b1%d8%a7%d9%86%d9%87/">خطای بقا و خوشبینی ساده‌انگارانه</a> appeared first on <a href="https://behdashtravan.com">مجله تخصصی روانشناسی بهداشت روان</a>.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>خطاهای شناختی اشتباهات فکری و ذهنی ما هستند. معمولاً الگویی از این طرز فکر، در کودکی ما شکل می‌گیرد و گاهی در طول زندگی ادامه می‌یابند. به عبارتی شرایط سخت، این خطاها را ایجاد و فعال می‌کند و این خطاها شرایط سخت را بدتر می‌کنند و احساس ناخوشایندی در ما ایجاد کرده و سازگاری ما را با محیط تنزل می‌دهند. در زیر با یک نوع خطای شناختی آشنا می‌شوید.</p>
<h2>خطای بقا و خوشبینی ساده‌انگارانه</h2>
<p>ریک به هر کجا می‌نگرد ستارگان راک را می‌بیند. صفحه تلویزیون، روی جلد مجلات، در برنامه‌های کنسرت و در سایت‌های هواداران آنلاین، آن‌ها همه جا ظاهر می‌شوند. نمی‌توان آهنگ‌هایشان را در بازار، رادیو یا سالن‌های بدن‌سازی نشنید. خیلی پر شمارند و موفق. ریک که از داستان‌های قهرمانان پرشمار گیتاریست هیجان‌زده شده بود یک گروه موسیقی را انداخت. آیا موفق خواهد شد؟ احتمالش فقط کمی بیشتر از صفر است. او هم به احتمال زیاد مثل بقیه، کارش به قبرستان موسیقیدانان ناکام خواهد کشید. این گورستان، ده هزار برابر صحنه اجرای زنده، در خود موسیقیدان جای داده، اما جز سوپراستارهای شکست‌خورده، هیچ خبرنگاری به این افراد ناکام علاقه نشان نمی‌دهد. برای همین این گورستان از بیرون، نامرئی به نظر می‌رسد.</p>
<p>در زندگی روزمره، چون موفقیت بیش از ناکامی به چشم می‌آید، دائما شانس موفقیت خود را بیش‌ازاندازه تخمین می‌زنی. تو هم (مثل ریک)، به عنوان کسی که هنوز وارد ماجرا نشده، تسلیم یک توهم هستی و نمی‌دانی شانس موفقیت چقدر پایین است. ریک، مثل خیلی‌های دیگر، قربانی خطای بقا است.</p>
<p>پشت سر هر نویسنده موفق می‌توانی صد نویسنده‌ی دیگر را پیدا کنی که کتاب‌هایشان هرگز به فروش نمی‌رسد. پشت سر آن‌ها هم صد نویسنده دیگر هست که ناشری پیدا نکرده‌اند. پشت سر آن‌ها هم باز صد نفر دیگر که دست‌نوشته‌های ناتمامشان روی طاقچه خاک می‌خورد و پشت سر آن‌ها هم باز صد نفر دیگر هست که رؤیای این را دارند که روزی کتابی بنویسند. با این حال، فقط از نویسندگان موفق می‌شنوی (که امروزه خیلی از آن‌ها خودشان کتابشان را چاپ می‌کنند) و نمی‌توانی تشخیص بدهی احتمال موفقیت ادبی چه قدر کم است. در مورد عکاسان، مؤسسان شرکت، هنرمندان، ورزشکاران، معماران، برندگان جایزه نوبل، مجری‌های تلویزیونی و ملکه‌های زیبایی نیز داستان همین‌گونه است. رسانه‌ها علاقه‌ای به نبش قبر در قبرستان افراد ناموفق ندارند و این اصلاً کار آن‌ها نیست. برای اجتناب از خطای بقا، باید این نبش قبر را خودت انجام بدهی.</p>
<p>زمانی که پول و ریسک در میان باشد، با خطای بقا مواجه می‌شوی: فرض کن دوستت شرکت جدیدی راه می‌اندازد. تو هم جزء سرمایه‌گذاران احتمالی هستی و فکر می‌کنی فرصت خوبی نصیبت شده: شرکتی که اگر خوش شانس باشی، می‌تواند گوگل بعدی باشد. اما واقعیت چیست؟ محتمل‌ترین سناریو نرسیدن این شرکت حتی به خط شروع است. دومین نتیجه محتمل هم ورشکستگی ظرف سه سال است. از بین شرکت‌هایی که در سه سال اول وام می‌آورند، بیشترشان هرگز بیش از ده کارمند نداشته‌اند. پس این یعنی هیچ وقت نباید پولی را که با زحمت به دست آورده‌ای به خطر بیندازی؟ نه لزوماً. اما باید متوجه باشی خطای بقا در کار است و مثل خورده شیشه بر سر راه موفقیت قرار دارد.</p>
<p>مثلاً متوسط شاخص صنعتی داوجونز را در نظر بگیرید. از شرکت‌های تشکیل شده که از مشکلات جان سالم به دربرده‌اند. شرکت‌های کوچک و شرکت‌های شکست خورده وارد بازار بورس نمی‌شوند. بااین‌حال، این شاخص نمایانگر معاملات تجاری است. شاخص بورس نشان‌دهنده‌ی وضعیت اقتصادی یک کشور نیست، همین‌طور که رسانه‌ها لزوماً از تمام موسیقیدان‌ها گزارش تهیه نمی‌کنند. تعداد زیاد کتاب و مربیان موفق هم باید تو را بدبین کند: افراد ناموفق درباره ناکامی‌های خود نه کتاب می‌نویسند نه سخنرانی می‌کنند.</p>
<p>خطای بقا به خصوص وقتی عضوی از تیم &#8220;برنده&#8221; باشی می‌تواند بسیار مخرب باشد. حتی اگر موفقیت تو ناشی از تصادف محض باشد، شباهت‌های با سایر تیم‌های برنده پیدا می‌کنی که وسوسه می‌شوی از این‌ها به عنوان &#8220;عوامل موفقیت&#8221; یاد کنی. اما اگر به گورستان افراد ناموفق سر بزنی، ساکنان آن‌ها هم خیلی از خصوصیانی را داشته‌اند که علل موفقیت تو هستند.</p>
<p>اگر چند دانشمند یک پدیده خاص را بررسی کنند، برخی از این بررسی‌ها به صورت تصادفی نتایجی را ارائه می‌دهند که از نظر آماری معنا دارند، مثلاً رابطه بین مصرف نوشیدنی قرمز و امید به زندگی بالا. ناگهان توجه زیادی به چنین مطالعاتی (که غلط‌اند) می‌شود و این پژوهش‌ها محبوب می شوند و در نتیجه، تو با گزارش‌هایی که نتایجی به ظاهر خسته‌کننده اما صحیح دارند مواجه نخواهی شد.</p>
<p>خطای بقا یعنی افراد دائماً احتمال موفقیت خود را زیاد از حد تخمین بزنند. با سر زدن به قبرستان پژوهش‌ها، سرمایه‌گذاری‌ها و شغل‌هایی که در زمانی بسیار امیدوارکننده به نظر می‌رسید، در برابر این خطا موضع بگیر. قدم زدن در این قبرستان، ناخوشایند ولی برای شفاف شدن ذهنت لازم است.</p>
<h2>منبع</h2>
<p>کتاب <a href="https://en.wikipedia.org/wiki/The_Art_of_Thinking_Clearly" target="_blank" rel="noopener">هنر شفاف اندیشیدن</a></p>
<p>The post <a href="https://behdashtravan.com/%d8%ae%d8%b7%d8%a7%db%8c-%d8%a8%d9%82%d8%a7-%d9%88-%d8%ae%d9%88%d8%b4%d8%a8%db%8c%d9%86%db%8c-%d8%b3%d8%a7%d8%af%d9%87%e2%80%8c%d8%a7%d9%86%da%af%d8%a7%d8%b1%d8%a7%d9%86%d9%87/">خطای بقا و خوشبینی ساده‌انگارانه</a> appeared first on <a href="https://behdashtravan.com">مجله تخصصی روانشناسی بهداشت روان</a>.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://behdashtravan.com/%d8%ae%d8%b7%d8%a7%db%8c-%d8%a8%d9%82%d8%a7-%d9%88-%d8%ae%d9%88%d8%b4%d8%a8%db%8c%d9%86%db%8c-%d8%b3%d8%a7%d8%af%d9%87%e2%80%8c%d8%a7%d9%86%da%af%d8%a7%d8%b1%d8%a7%d9%86%d9%87/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>خطای شناختی گزینش</title>
		<link>https://behdashtravan.com/%d8%ae%d8%b7%d8%a7%db%8c-%d8%b4%d9%86%d8%a7%d8%ae%d8%aa%db%8c-%da%af%d8%b2%db%8c%d9%86%d8%b4/</link>
					<comments>https://behdashtravan.com/%d8%ae%d8%b7%d8%a7%db%8c-%d8%b4%d9%86%d8%a7%d8%ae%d8%aa%db%8c-%da%af%d8%b2%db%8c%d9%86%d8%b4/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[بهروز هاشمی]]></dc:creator>
		<pubDate>Thu, 27 Sep 2018 11:30:13 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[آسیب شناسی]]></category>
		<category><![CDATA[رفتارگرایی و شناختی]]></category>
		<category><![CDATA[سبک زندگی]]></category>
		<category><![CDATA[مکانیزم‌های دفاعی و خطاهای شناختی]]></category>
		<category><![CDATA[خطای شناختی]]></category>
		<category><![CDATA[خطای شناختی گزینش]]></category>
		<category><![CDATA[روبف دوبلی]]></category>
		<category><![CDATA[هنر شفاف اندیشیدن]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://behdashtravan.com/?p=3302</guid>

					<description><![CDATA[<p>خطاهای شناختی اشتباهات فکری و ذهنی ما هستند. معمولاً الگویی از این طرز فکر، در کودکی ما شکل می‌گیرد و گاهی در طول زندگی ادامه می‌یابند. به عبارتی شرایط سخت، این خطاها را ایجاد و فعال می‌کند و این خطاها شرایط سخت را بدتر می‌کنند و احساس ناخوشایندی در ما ایجاد کرده و سازگاری ما &#8230;</p>
<p>The post <a href="https://behdashtravan.com/%d8%ae%d8%b7%d8%a7%db%8c-%d8%b4%d9%86%d8%a7%d8%ae%d8%aa%db%8c-%da%af%d8%b2%db%8c%d9%86%d8%b4/">خطای شناختی گزینش</a> appeared first on <a href="https://behdashtravan.com">مجله تخصصی روانشناسی بهداشت روان</a>.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>خطاهای شناختی اشتباهات فکری و ذهنی ما هستند. معمولاً الگویی از این طرز فکر، در کودکی ما شکل می‌گیرد و گاهی در طول زندگی ادامه می‌یابند. به عبارتی شرایط سخت، این خطاها را ایجاد و فعال می‌کند و این خطاها شرایط سخت را بدتر می‌کنند و احساس ناخوشایندی در ما ایجاد کرده و سازگاری ما را با محیط تنزل می‌دهند. در زیر با یک نوع خطای شناختی آشنا می‌شوید.</p>
<h2>خطای شناختی گزینش</h2>
<p>هتل‌ها در وب‌سایت‌شان جذاب‌ترین‌اند. آن‌ها هر عکس را با وسواس خاصی انتخاب  می‌کنند و فقط تصاویر زیبا و باشکوه برگزیده می‌شود. زوایای نه چندان زیبا، لوله‌هایی که آب از آن‌ها چکه می‌کند و تالارهای صبحانه‌ی غیرجذاب همگی پنهان می‌شود. البته تو می‌دانی چنین چیزی حقیقت دارد. وقتی برای اولین‌بار با لابی قراضه‌ی هتل مواجه می‌شوی، خیلی ساده با بی‌اعتنایی شانه‌هایت را بالا می‌اندازی و به سمت میز پذیرش  می‌روی.</p>
<p>کاری که هتل کرده گزینش نام دارد. انتخاب و نمایش جذاب‌ترین خصوصیت‌ها و پنهان کردن بقیه. درست مثل نمونه‌ی هتل، تو با همین انتظارات خفیف به سراغ سایر مسائل می‌روی؛ بروشورهای مربوط به ماشین‌ها، بنگاه‌های معاملاتی و مؤسسه‌های حقوقی. می‌دانی کارشان چگونه است و فریب‌شان را نمی‌خوری.</p>
<p>اما تو نگرش متفاوتی در قبال گزارش‌های سالانه‌ی شرکت‌ها، مؤسسه‌ها و سازمان‌های دولتی داری. تو اشتباه می‌کنی. آن‌ها هم گزینش می‌کنند. اگر اهداف‌شان محقق شود، در مورد آن‌ها صحبت می‌کنند و اگر عملکردشان متزلزل باشد، اشاره‌ای به آن‌ها نمی‌شود.</p>
<p>تصور کن رییس یک بخش هستی. هیئت‌مدیره تو را برای تشریح وضعیت تیمت دعوت می‌کند. چطور با این مسئله برخورد می‌کنی؟ بیشتر اسلایدهای پاورپوینت را به ارائه‌ی موفقیت‌ها و چند تا را هم به معرفی چالش‌ها اختصاص می‌دهی و سایر دستاوردهای تحقق‌نیافته را خیلی راحت فراموش می‌کنی.</p>
<p>حکایت‌ها خصوصاً نوع پیچیده‌ای از خطای شناختی گزینش هستند. تصور کن تو مدیر شرکتی هستی که نوعی دستگاه فنی تولید می‌کند. یک مقاله۹ فاش کرده بخش عظیمی از مشتریان نمی‌توانند دستگاه تو را راه بیندازند. دستگاه برای آن‌ها خیلی پیچیده است. مدیر بخش منابع انسانی نظر بی‌اهمیتش را می‌دهد و اعلام می‌کند «پدرخانم من دیروز این دستگاه را برداشت و بی‌درنگ فهمید چطور کار می‌کند.» تو برای این گزینش به‌خصوص چه قدر اهمیت قائلی؟ درست است: نزدیک به صفر. رد کردن یک حکایت سخت است، چون داستانی کوتاه است و ما می‌دانیم ذهن‌مان تا چه حد برابر آن‌ها آسیب‌پذیر است. برای جلوگیری از این مسئله، مدیران زیرک در طول زندگیِ کاری به خودشان می‌آموزند که در برابر چنین داستان‌هایی فوق-العاده حساس باشند و به‌محض آن‌که مطرح می‌شود، آن‌ها را رد کنند.</p>
<p>هرچه حوزه بالاتر و برگزیده‌تر باشد، به گزینش علاقه‌مندتر می‌شویم. در کتاب نشکن، نسیم طالب توضیح می‌دهد چطور تمام حوزه‌های تحقیق، از فلسفه و داروسازی تا اقتصاد، در مورد نتایج خود لاف می‌زنند؛ «محیط آکادمیک هم مثل محیط سیاسی همیشه آمادگی این را دارد که از کارهایی که برای ما کرده سخن بگوید، نه کارهایی که انجام نداده و با این می‌خواهد نشان بدهد متدهایش تا چه حد با اهمیت‌اند.» یک گزینش خالص. اما احترام ما برای محیط آکادمیک آن‌قدر زیاد است که به این مسئله پی نمی‌بریم.</p>
<p>یا حرفه‌ی پزشکی را در نظر بگیر. توصیه به سیگار نکشیدن بزرگ‌ترین دستاورد پزشکی در شصت سال گذشته بوده است و بالاتر از تمام تحقیقات و پیشرفت‌های پزشکی در شصت سال گذشته قرار دارد. دروین برچ، فیزیک‌دان، این را در کتابش، مصرف دارو، تأیید کرده‌است. چند عامل گزینش‌شده مثل آنتی‌بیوتیک‌ها، توجه مارا به خود معطوف می‌کندد و بنابراین این محققان دارویی هستند که مشهور می‌شوند، نه فعالان مخالف سیگار.</p>
<p>بخش‌های اجرایی در شرکت‌های بزرگ مثل هتل‌داران از خودشان تعریف می‌کنند. آن‌ها در نمایش دادن همه‌ی کارهایی که انجام داده‌اند ایستادند، ولی هیچ‌گاه در مورد کارهایی که برای شرکت‌شان نکرده‌اند حرفی نمی‌زنند. تو چه می‌کنی؟ اگر روی صندلی ریاست هیئت‌مدیره چنین سازمانی نشسته‌ای، درباره‌ی «موارد گزینش نشده»، پروژه‌های شکست‌خورده و اهداف محقق نشده بپرس.</p>
<p>این‌ها خیلی بیشتر از موفقیت‌ها برای تو آموزنده خواهند بود. واقعاً شگفت‌آور است که این سؤال‌ها چقدر به‌ندرت مطرح می‌شود. دوم: به جای استخدام طایفه‌ای از حساب‌رسان مالی برای محاسبه‌ی دقیق هزینه‌ها، مدام اهداف را کنترل کن. به‌مرور با رسیدن به این نکته شگفت‌زده می‌شوی که چطور اهداف اولیه کم‌رنگ شده. این اهداف، آرام و پنهانی، با اهدافی که خودمان تعیین کرده‌ایم و همیشه قابل دست‌یابی‌اند، جایگزین می‌شود. اگر با چنین اهدافی مواجه شدی، زنگ خطر باید به صدا در بیاید. این معاد است با این‌که تیری را پرتاب کنی و بعدازآن دایره‌ی هدف را دور جایی که تیر فرود آمده بکشی.</p>
<h2>منبع</h2>
<p>کتاب <a href="https://en.wikipedia.org/wiki/The_Art_of_Thinking_Clearly" target="_blank" rel="noopener">هنر شفاف اندیشیدن</a></p>
<p>The post <a href="https://behdashtravan.com/%d8%ae%d8%b7%d8%a7%db%8c-%d8%b4%d9%86%d8%a7%d8%ae%d8%aa%db%8c-%da%af%d8%b2%db%8c%d9%86%d8%b4/">خطای شناختی گزینش</a> appeared first on <a href="https://behdashtravan.com">مجله تخصصی روانشناسی بهداشت روان</a>.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://behdashtravan.com/%d8%ae%d8%b7%d8%a7%db%8c-%d8%b4%d9%86%d8%a7%d8%ae%d8%aa%db%8c-%da%af%d8%b2%db%8c%d9%86%d8%b4/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>خطای شناختی اثر خصوصیت مثبت</title>
		<link>https://behdashtravan.com/%d8%ae%d8%b7%d8%a7%db%8c-%d8%b4%d9%86%d8%a7%d8%ae%d8%aa%db%8c-%d8%a7%d8%ab%d8%b1-%d8%ae%d8%b5%d9%88%d8%b5%db%8c%d8%aa-%d9%85%d8%ab%d8%a8%d8%aa/</link>
					<comments>https://behdashtravan.com/%d8%ae%d8%b7%d8%a7%db%8c-%d8%b4%d9%86%d8%a7%d8%ae%d8%aa%db%8c-%d8%a7%d8%ab%d8%b1-%d8%ae%d8%b5%d9%88%d8%b5%db%8c%d8%aa-%d9%85%d8%ab%d8%a8%d8%aa/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[بهروز هاشمی]]></dc:creator>
		<pubDate>Thu, 20 Sep 2018 10:30:13 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[آسیب شناسی]]></category>
		<category><![CDATA[ارتقاء سلامت روان]]></category>
		<category><![CDATA[رفتارگرایی و شناختی]]></category>
		<category><![CDATA[سبک زندگی]]></category>
		<category><![CDATA[مکانیزم‌های دفاعی و خطاهای شناختی]]></category>
		<category><![CDATA[خطای شناختی]]></category>
		<category><![CDATA[خطای شناختی اثر خصوصیت مثبت]]></category>
		<category><![CDATA[رولف دوبلی]]></category>
		<category><![CDATA[هنر شفاف اندیشیدن]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://behdashtravan.com/?p=3300</guid>

					<description><![CDATA[<p>خطاهای شناختی اشتباهات فکری و ذهنی ما هستند. معمولاً الگویی از این طرز فکر، در کودکی ما شکل می‌گیرد و گاهی در طول زندگی ادامه می‌یابند. به عبارتی شرایط سخت، این خطاها را ایجاد و فعال می‌کند و این خطاها شرایط سخت را بدتر می‌کنند و احساس ناخوشایندی در ما ایجاد کرده و سازگاری ما &#8230;</p>
<p>The post <a href="https://behdashtravan.com/%d8%ae%d8%b7%d8%a7%db%8c-%d8%b4%d9%86%d8%a7%d8%ae%d8%aa%db%8c-%d8%a7%d8%ab%d8%b1-%d8%ae%d8%b5%d9%88%d8%b5%db%8c%d8%aa-%d9%85%d8%ab%d8%a8%d8%aa/">خطای شناختی اثر خصوصیت مثبت</a> appeared first on <a href="https://behdashtravan.com">مجله تخصصی روانشناسی بهداشت روان</a>.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>خطاهای شناختی اشتباهات فکری و ذهنی ما هستند. معمولاً الگویی از این طرز فکر، در کودکی ما شکل می‌گیرد و گاهی در طول زندگی ادامه می‌یابند. به عبارتی شرایط سخت، این خطاها را ایجاد و فعال می‌کند و این خطاها شرایط سخت را بدتر می‌کنند و احساس ناخوشایندی در ما ایجاد کرده و سازگاری ما را با محیط تنزل می‌دهند. در زیر با یک نوع خطای شناختی آشنا می‌شوید.</p>
<h2>خطای شناختی اثر خصوصیت مثبت</h2>
<p>دو سری عدد داریم سری الف، شامل ۷۲۴، ۹۴۷، ۴۲۱، ۸۴۳، ۳۹۴، ۴۱۱، ۰۵۴ و ۶۴۶ است. این اعداد چه اشتراکی دارند؟ تا زمانی که جوابی پیدا نکردی، ادامه‌ی متن را نخوان. از آنچه فکر می‌کردی آسان‌تر است. عدد ۴ در هر یک از آن‌ها وجود دارد. حالا سری ب را امتحان کن ۳۴۹، ۸۵۱، ۲۷۴، ۹۰۵، ۷۷۲، ۰۳۲، ۸۵۴ و ۱۱۳ چه چیزی این اعداد را با هم مرتبط می‌کند؟ تا وقتی این ارتباط را کشف نکردی، بقیه‌ی متن را نخوان. سری ب سخت‌تر است، نه؟ جواب: هیچ‌کدام از عدد ۶ استفاده نکرده-اند. از این چه چیزی یاد می‌گیری؟ تشخیص «نبودن» به‌مراتب دشوارتر از تشخیص «بودن» است. به‌عبارت‌دیگر، ما تأکید بیشتری بر آنچه هست می‌کنیم تا آنچه وجود ندارد.</p>
<p>هفته‌ی پیش، وقتی قدم می‌زدم، به ذهنم رسید چیزی آزارم نمی‌دهد. فکر نامنتظره‌ای بود. با وجود اینکه به ندرت درد را تجربه می‌کنم ولی وقتی‌که به سراغم می‌آید حضورش به شدت ملموس است. با اینکه در نبود درد به ندرت متوجهش می-شوم. این حقیقت ساده و آشکار شگفت‌زده‌ام کرد. یک لحظه به وجد آمدم تا اینکه این کشف کوچک دوباره از ذهنم پرید.</p>
<p>یک ارکستر، سمفونی نهم بتهوون را اجرا می‌کرد. توفانی از شور و اشتیاق سالن کنسرت را فرا گرفت. حین اجرای قسمت با کلام در قطعه‌ی چهارم، اشک شوق در</p>
<p>جای‌جای سالن قابل‌دیدن بود. با خودم فکر کردم چه‌قدر خوش‌شانس‌ایم که این سمفونی وجود دارد. اما آیا واقعاً درست است؟ بدون این سمفونی کمتر خوشحال بودیم؟ احتمالاً نه. اگر این سمفونی هرگز ساخته نمی‌شد، هیچ‌کس جای خالی‌اش را حس نمی‌کرد. رهبر ارکستر هم درخواست‌های همراه با عصبانیتی مثل این را دریافت نمی‌کرد «لطفاً به سرعت این سمفونی را بنویس و اجرا کن.» به‌طور خلاصه، اهمیت چیزی که وجود دارد به‌مراتب بیشتر از چیزی است که وجود ندارد. علم این را خطای شناختی اثر خصوصیت مثبت نام‌گذاری می‌کند. کمپین‌های پیشگیری به خوبی از این اثر استفاده می‌کنند. جمله‌ی «سیگار کشیدن باعث سرطان ریه می‌شود.» به مراتب تأثیر بیشتری دارد تا «سیگار نکشیدن به زندگی بدون سرطان ریه منجر می-شود.» بازرسان و افراد حرفه‌ای دیگر که از چک‌لیست‌ها استفاده می‌کنند به خطای شناختی اثر خصوصیت مثبت متمایل‌اند.</p>
<p>اظهارنامه‌های مالیاتی فوق‌العاده، بلافاصله آشکار می‌شوند، چون آن‌ها در چک‌لیست این افراد برجسته شده‌اند. اما آنچه به چشم نمی‌آید، کلاه‌برداری‌های هنرمندانه است، مثل اتفاقات شرکت اِنرون یا نقشه‌ی پونزی برنی مادوف. پروژه‌هایهای «تاجران کلاه‌بردار» مثل نیک لیسون و ژروم کرویل که به خاطر آن‌ها مؤسسات برینگزو سوسیه ژنرال قربانی شدند هم غایب‌اند و به چشم نمی‌آیند. هوسرانی‌های مالی این‌چنینی در هیچ فهرستی وجود ندارد. لازم هم نیست که این کارها غیرقانونی باشد. یک مؤسسه‌ی اعتباری حواسش به ریسک اعتبار ناشی از کاهش درآمد گیرنده‌ی وام هست، چرا که چنین چیزی در سیاهه‌هایش ثبت می‌شود. اما به‌عنوان‌مثال، وقتی ارزش یک ملت به خاطر احداث مرکز سوزاندن زباله در حوالی‌اش پایین می‌آید، آن را نادیده می‌گیرند.</p>
<p>تصور کن محصولی بحث‌برانگیز تولید می‌کنی مثل سُس سالادی که حاوی درجه‌ی بالایی از کلسترول است. چه می‌کنی؟ روی برچسب، بیست نوع ویتامین مختلفی را که در سُس سالاد وجود دارد تبلیغ و درجه کلسترول را حذف می‌کنی. مشتریان متوجه نبودش نمی‌شوند و خصوصیت‌های مثبت حاضر باعث ایجاد احساس امنیت و آگاهی در آن‌ها می‌شود.</p>
<p>در محیط آکادمیک، مدام به اثر خصوصیت مثبت برمی‌خوریم. تأیید کنندگان فرضیه‌ها به انتشارات راه پیدا می‌کنند و در موارد استثنایی به چنین مواردی جوایز <a href="https://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%AC%D8%A7%DB%8C%D8%B2%D9%87_%D9%86%D9%88%D8%A8%D9%84" target="_blank" rel="noopener">نوبل</a> هم تعلق می‌گیرد. از طرف دیگر، اثری با مضمون رد فلان فرضیه به‌مراتب سخت‌تر در جایی به چاپ می‌رسد و تا آنجا که من می‌دانم هیچ‌گاه جایزه‌ی نوبل به چنین موردی تعلق نگرفته است. بااین‌حال، چنین رد کردنی به لحاظ علمی به‌اندازه‌ی تأیید ارزش دارد. پیامد دیگر این است که ما به مشورت‌های مثبت (کار الف را بکن) اقبال به مراتب بیشتری نشان می‌دهیم تا به پیشنهادهای منفی (کار ب را فراموش کن)، صرف‌نظر از این‌که دومی چه-قدر می‌تواند مفیدتر باشد.</p>
<p>در نتیجه، ما در درک اتفاقاتی که نیفتاده‌اند مشکل داریم. ما در برابر آنچه وجود ندارد نابیناییم. وقتی جنگی وجود دارد، متوجه آن هستیم. اما در دوران صلح برای نبود جنگ ارزش قائل نمی‌شویم. اگر سالم باشیم، به‌ندرت راجع به بیمار بودن فکر می‌کنیم. یا اگر در شهر کانکون از هواپیما پیاده شویم، برای فکر کردن به این‌که در پرواز حادثه‌ای رخ نداده وقتی صرف نمی-کنیم. اگر بیشتر به فقدان‌ها فکر کنیم، ممکن است واقعاً خوشحال‌تر باشیم. اما این یک کار ذهنی دشوار است. بزرگ سؤال فلسفی این است که چرا یک چیز وجود دارد و «هیچ‌چیز» وجود ندارد. انتظار پاسخ سریع نداشته باش. به‌عبارت‌دیگر، خود همین سؤال ابزار مفیدی به دست می‌دهد برای مبارزه با خطای شناختی اثر خصوصیت مثبت.</p>
<h2>منبع</h2>
<p>کتاب <a href="https://en.wikipedia.org/wiki/The_Art_of_Thinking_Clearly" target="_blank" rel="noopener">هنر شفاف اندیشیدن</a></p>
<p>The post <a href="https://behdashtravan.com/%d8%ae%d8%b7%d8%a7%db%8c-%d8%b4%d9%86%d8%a7%d8%ae%d8%aa%db%8c-%d8%a7%d8%ab%d8%b1-%d8%ae%d8%b5%d9%88%d8%b5%db%8c%d8%aa-%d9%85%d8%ab%d8%a8%d8%aa/">خطای شناختی اثر خصوصیت مثبت</a> appeared first on <a href="https://behdashtravan.com">مجله تخصصی روانشناسی بهداشت روان</a>.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://behdashtravan.com/%d8%ae%d8%b7%d8%a7%db%8c-%d8%b4%d9%86%d8%a7%d8%ae%d8%aa%db%8c-%d8%a7%d8%ab%d8%b1-%d8%ae%d8%b5%d9%88%d8%b5%db%8c%d8%aa-%d9%85%d8%ab%d8%a8%d8%aa/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
		<item>
		<title>خطای شناختی تغییر شکل حرفه‌ای</title>
		<link>https://behdashtravan.com/%d8%ae%d8%b7%d8%a7%db%8c-%d8%b4%d9%86%d8%a7%d8%ae%d8%aa%db%8c-%d8%aa%d8%ba%db%8c%db%8c%d8%b1-%d8%b4%da%a9%d9%84-%d8%ad%d8%b1%d9%81%d9%87%e2%80%8c%d8%a7%db%8c/</link>
					<comments>https://behdashtravan.com/%d8%ae%d8%b7%d8%a7%db%8c-%d8%b4%d9%86%d8%a7%d8%ae%d8%aa%db%8c-%d8%aa%d8%ba%db%8c%db%8c%d8%b1-%d8%b4%da%a9%d9%84-%d8%ad%d8%b1%d9%81%d9%87%e2%80%8c%d8%a7%db%8c/#respond</comments>
		
		<dc:creator><![CDATA[بهروز هاشمی]]></dc:creator>
		<pubDate>Thu, 13 Sep 2018 10:30:15 +0000</pubDate>
				<category><![CDATA[آسیب شناسی]]></category>
		<category><![CDATA[ارتقاء سلامت روان]]></category>
		<category><![CDATA[رفتارگرایی و شناختی]]></category>
		<category><![CDATA[سبک زندگی]]></category>
		<category><![CDATA[مکانیزم‌های دفاعی و خطاهای شناختی]]></category>
		<category><![CDATA[خطای شناختی]]></category>
		<category><![CDATA[خطای شناختی تغییر شکل حرفه‌ای]]></category>
		<category><![CDATA[رولف دوبلی]]></category>
		<category><![CDATA[هنر شفاف اندیشیدن]]></category>
		<guid isPermaLink="false">http://behdashtravan.com/?p=3298</guid>

					<description><![CDATA[<p>خطاهای شناختی اشتباهات فکری و ذهنی ما هستند. معمولاً الگویی از این طرز فکر، در کودکی ما شکل می‌گیرد و گاهی در طول زندگی ادامه می‌یابند. به عبارتی شرایط سخت، این خطاها را ایجاد و فعال می‌کند و این خطاها شرایط سخت را بدتر می‌کنند و احساس ناخوشایندی در ما ایجاد کرده و سازگاری ما &#8230;</p>
<p>The post <a href="https://behdashtravan.com/%d8%ae%d8%b7%d8%a7%db%8c-%d8%b4%d9%86%d8%a7%d8%ae%d8%aa%db%8c-%d8%aa%d8%ba%db%8c%db%8c%d8%b1-%d8%b4%da%a9%d9%84-%d8%ad%d8%b1%d9%81%d9%87%e2%80%8c%d8%a7%db%8c/">خطای شناختی تغییر شکل حرفه‌ای</a> appeared first on <a href="https://behdashtravan.com">مجله تخصصی روانشناسی بهداشت روان</a>.</p>
]]></description>
										<content:encoded><![CDATA[<p>خطاهای شناختی اشتباهات فکری و ذهنی ما هستند. معمولاً الگویی از این طرز فکر، در کودکی ما شکل می‌گیرد و گاهی در طول زندگی ادامه می‌یابند. به عبارتی شرایط سخت، این خطاها را ایجاد و فعال می‌کند و این خطاها شرایط سخت را بدتر می‌کنند و احساس ناخوشایندی در ما ایجاد کرده و سازگاری ما را با محیط تنزل می‌دهند. در زیر با یک نوع خطای شناختی آشنا می‌شوید.</p>
<h2>خطای شناختی تغییر شکل حرفه‌ای</h2>
<p>مردی وام می‌گیرد، شرکتی تأسیس می‌کند و کمی بعدازآن ورشکست می‌شود. گرفتار افسردگی می‌شود و خودکشی می‌کند.</p>
<p>نظرت راجع به این داستان چیست؟ به عنوان یک تحلیل‌گر اقتصادی، می‌خواهی بدانی چرا ایده‌ی تجاری او موفق نبود؛ آیا او مرد ضعیفی بود؟ آیا استراتژی غلط بود، بازار خیلی کوچک بود یا رقابت خیلی بزرگ؟ به عنوان بازاریاب، تصور می‌کنی کمپین‌ها ضعیف سازمان‌دهی شده بودند یا اینکه او  در رسیدن به مخاطب هدف خود ناکام مانده بود. اگر تو کارشناس اقتصادی باشی، وام گرفتن را به عنوان ابزاری مناسب زیر سؤال می‌بری. در مقام خبرنگار محلی، به پتانسیل داستان پی می-بری: چه قدر تحت فشار بود که خودش را کشت!</p>
<p>در مقام نویسنده، به این فکر می‌کنی که این داستان چطور می‌توانست به یک تراژدی یونانی مبدل شود. در مقام بانکدار، باور داری در بخش وام خطایی صورت گرفته. در مقام جامعه-شناس شکست سرمایه‌داری را سرزنش می‌کنی. در مقام محافظه‌کار دینی، این اتفاق را مجازات الهی می‌بینی. در مقام روان-پزشک، پایین بودن سطح سروتونین را تشخیص می‌دهی. کدام دیدگاه «درست» است؟</p>
<p>هیچکدام. «اگر تنها ابزار تو چکش باشد، همه‌ی مشکلات تو میخ خواهد بود.» این را مارک تواین گفته. نقل‌قولی که خطای شناختی تغییر شکل حرفه  ای را خلاصه می‌کند. چارلی مانگر، شریک تجاری <a href="https://fa.wikipedia.org/wiki/%D9%88%D8%A7%D8%B1%D9%86_%D8%A8%D8%A7%D9%81%D8%AA" target="_blank" rel="noopener">وارن‌بافت</a>، این اثر را بعد از تواین، مردی با تمایل به چکش زدن نامید؛ «اما این روشی کاملاً فاجعه‌آمیز برای فکر کردن و روش کاملاً فاجعه‌آمیزی برای کار کردن در دنیاست. پس تو باید مدل‌های چندگانه‌ای داشته باشی و مدل‌ها باید از رشته‌های چندگانه‌ای ناشی شده باشند، چون تمام حکمت دنیا فقط در یک بخش کوچک آکادمیک پیدا نمی‌شود.»</p>
<p>این جا چند مثال از خطای شناختی تغییر شکل حرفه‌ای می‌آورم: جراحان، حتی اگر بشود بیماران را به شیوه‌ی مسالمت‌آمیزتری مداوا کرد، می‌خواهند تقریباً همه‌ی مشکلات را با چاقوی جراحی حل کنند. ارتشی‌ها اول به راه‌حل‌های نظامی فکر می‌کنند. مهندسان ساختارگرا هستند. کارشناسانِ روند در هر چیزی روندی می‌بینند (ضمناً این یکی از احمقانه‌ترین راه‌های نگاه به جهان است). به‌طور خلاصه، اگر از کسی راجع به چیستی یک مشکل خاص بپرسی، معمولاً آن را به حوزه‌ی مهارت خود مرتبط می‌کند.</p>
<p>پس این‌کار چه ایرادی دارد؟ خوب است اگر خیاط به آنچه می‌داند پای‌بند بماند. تغییر شکل حرفه‌ای زمانی خطرناک می-شود که مردم فرایندهای تخصصی خود را در حوزه‌هایی به‌کار ببرند که به آن‌ها تعلق ندارند. بی‌شک با برخی از این موارد مواجه شده‌ای؛ معلمانی که به دوستان‌شان مثل دانش‌آموزان پرخاشگری می‌کنند. مادرهای تازه‌کاری که با همسران‌شان مثل بچه‌ها برخورد می‌کنند. یا صفحات همیشه حاضر اکسل را در نظر بگیر که در هر کامپیوتری وجود دارند، حتی وقتی واقعاً لازم نیست از آن‌ها استفاده می‌کنیم. مثل وقتی‌که می‌خواهیم برآورد مالی ده ساله‌ای را برای شروع تجارتی انجام بدهیم یا وقتی گزینه‌های بالقوه را از سایت‌های دوست‌یابی پیدا کرده‌ایم و می‌خواهیم آن‌ها را با هم مقایسه می‌کنیم. صفحات اکسل ممکن است واقعاً یکی از خطرناک‌ترین اختراعات دوران اخیر باشند.</p>
<p>مرد با چکش حتی در حوزه‌ی اختیارات خودش هم مایل است بیش‌ازحد از چکش استفاده کند. منتقدان ادبی یاد می‌گیرند ارجاعات، نمادها و پیام‌های پنهان نویسندگان را کشف کنند. در مقام رمان‌نویس، متوجه شدم منتقدان ادبی، وقتی هیچ‌چیزی دیگری نیست، به چنین ابزاری متوسل می‌شوند. این با رفتار خبرنگاران اقتصادی یک میلیون کیلومتر فاصله ندارد. آن‌ها پیش‌پاافتاده‌ترین اشاره‌های مدیران بانک مرکزی را پاک می‌کنند و هرطورشده با تجزیه‌وتحلیل حرف‌های آن‌ها نکاتی را مبنی بر تغییر سیاست مالی کشف می‌کنند.</p>
<p>در نتیجه، اگر مشکل خود را پیش کارشناس می‌بری، انتظار راه‌حلی بهینه و جامع نداشته باش. منتظر رویکردی باش که جعبه‌ابزار آن کارشناس جور دربیاید. کامپیوتر مرکزی نیست. بیشتر شبیه یک چاقوی همه‌کاره است که توانایی‌های مشخصی دارد. متأسفانه این «چاقوهای جیبی» ما کامل نیستند.</p>
<p>با تجارب زندگی و مهارت‌های حرفه‌ای خود تا همین حالا صاحب چند تیغه شده‌ایم. اما برای تجهیز بهتر خودمان باید تلاش کنیم تا دو سه‌ابزار دیگر به خزانه‌مان اضافه کنیم (مدل‌های ذهنی که از حوزه‌های مهارت ما بسیار دورند). به‌عنوان‌مثال، در چند سال گذشته، من دنیا را از دریچه‌ی زیست‌شناسی نگاه می‌کنم و درک تازه‌ای از سیستم‌های پیچیده پیدا کردم. کمبودهای خودت را پیدا کن و برای متعادل کردن آن‌ها روش‌ها و دانش‌های مناسبی بیاب. تقریباً یک سال طول می‌کشد تا به مهم‌ترین ایده‌های یک حوزه‌ی جدید مسلط شوی و این کار ارزشش را دارد؛ چاقوی جیبی تو بزرگ‌تر و همه فن حریف‌تر و تفکراتت هم زیرکانه‌تر خواهد شد.</p>
<p>&nbsp;</p>
<h2>منبع</h2>
<p>کتاب <a href="https://en.wikipedia.org/wiki/The_Art_of_Thinking_Clearly" target="_blank" rel="noopener">هنر شفاف اندیشیدن</a></p>
<p>The post <a href="https://behdashtravan.com/%d8%ae%d8%b7%d8%a7%db%8c-%d8%b4%d9%86%d8%a7%d8%ae%d8%aa%db%8c-%d8%aa%d8%ba%db%8c%db%8c%d8%b1-%d8%b4%da%a9%d9%84-%d8%ad%d8%b1%d9%81%d9%87%e2%80%8c%d8%a7%db%8c/">خطای شناختی تغییر شکل حرفه‌ای</a> appeared first on <a href="https://behdashtravan.com">مجله تخصصی روانشناسی بهداشت روان</a>.</p>
]]></content:encoded>
					
					<wfw:commentRss>https://behdashtravan.com/%d8%ae%d8%b7%d8%a7%db%8c-%d8%b4%d9%86%d8%a7%d8%ae%d8%aa%db%8c-%d8%aa%d8%ba%db%8c%db%8c%d8%b1-%d8%b4%da%a9%d9%84-%d8%ad%d8%b1%d9%81%d9%87%e2%80%8c%d8%a7%db%8c/feed/</wfw:commentRss>
			<slash:comments>0</slash:comments>
		
		
			</item>
	</channel>
</rss>
