آسیب شناسیاختلالات شخصیتروانشناسی شخصیتهوش هیجانی (روابط میانفردی)

اختلال شخصیت اسکیزوئید

الگوی رفتاری شدیداً منزوی

همه ما نیاز به خلوت داریم تا دور از هیاهو به بالا و پایین کردن افکار و اهدافمان بپردازیم. مشکل وقتی ایجاد می‌شود که این نیاز به‌ تنهایی، ابعاد مختلف زندگی‌مان، ازجمله روابط و نقش اجتماعی‌مان را با چالش جدی مواجه کند. افرادی هستند که به خاطر میل شدیدشان به انزوا، فرصت موقعیت‌های شغلی مناسب و روابط عاطفی غنی را از بین می‌برند. این افراد هیچ علاقه‌ای به ارتباط نشان نمی‌دهند و جز خانواده معمولاً دوست نزدیکی ندارند. فردی که درگیر اختلال شخصیت اسکیزوئید است معمولاً خود را وصله ناجوری می‌دانند که نمی‌توانند با دیگران کنار بیایند و فکر می‌کنند دیگران هم علاقه‌ای به ارتباط با آنها ندارند.معمولا دیگران را موجودات بی خاصیتی می دانند. این الگوی رفتاری که می‌توان از آن به عنوان درون‌گرایی بیمارگون و افراطی یاد کرد، معمولاً منجر به این می‌شود که فرد از زندگی حداکثر لذت و بهره را نبرند. در ادامه سعی بر این شده تا کمی به درک این افراد کمک شود.

اختلال شخصیت اسکیزوئید

اصطلاح اسکیزوفرنی به اختلال روانی اشاره دارد که به‌موجب آن فرد دچار آشفتگی‌های شدید در تفکر عاطفه، و رفتار می‌شود. دو اختلال شخصیت اسکیزوئید و اسکیزوتایپی، آشفتگی‌هایی در شخصیت شامل می‌شوند که ویژگی‌های شبه اسکیزوفرنی دارند، ولی به‌صورتی که در اسکیزوفرنی مشاهده می‌شود، شکل روان‌پریشی نمی‌گیرند. پژوهشگران مشغول بررسی رابطه این اختلال‌های شخصیت با اسکیزوفرنی هستند. درواقع، برخی از پژوهشگران، این سه اختلال را اختلال‌های طیف اسکیزوفرنی می‌خوانند، بدین معنی که هر سه در یک پیوستار آشفتگی روانی قرار دارند و می‌توانند به هم مربوط باشند. فعلاً ما ویژگی‌های این دو اختلال شخصیت را شرح می‌دهیم که در چند جنبه از نشانه‌های یافت شده در اسکیزوفرنی مشترک هستند.

اختلال شخصیت اسکیزوئید با بی‌تفاوتی نسبت به روابط اجتماعی و جنسی، و دامنه بسیار محدود تجربه و ابراز هیجانی مشخص می‌شود افراد مبتلا به این اختلال، ترجیح می‌دهند به‌جای بودن با دیگران، تنها باشند، و به نظر می‌رسند با پذیرفته شدن یا عزیز بودن، حتی توسط اعضای خانواده‌شان، هیچ تمایلی ندارند. درآمیختگی جنسی با دیگران جذابیت کمی برای آن‌ها دارد. همان‌گونه که ممکن است انتظار داشته باشید، دیگران آن‌ها را سرد، تودار، و گوشه‌گیر برداشت می‌کنند. باوجوداین، فرد اسکیزوئید از احساس‌ها و افکار دیگران آگاه نیست و معمولاً اعتنایی به آنها ندارد.

افراد مبتلا به اختلال شخصیت اسکیزوئید، در طول زندگی‌شان به دنبال موقعیت‌هایی هستند که مستلزم کمترین تعامل با دیگران باشند. اشتغال برای این افراد مشکل‌آفرین است و بعید است که بیش از چند ماه در یک شغل بمانند ( فولتون و وینکور،۱۹۹۳). آن‌هایی که می‌توانند شغلی را تحمل کنند، معمولاً به سمت مشاغلی کشیده می‌شوند که تمام ساعات کار خود را تنها سپری کنند، آن‌ها به‌ندرت ازدواج می‌کنند، بلکه ترجیح می‌دهند تنها، در اتاقی تکی زندگی کنند که خلوت خود را حفظ نموده و از تعامل کرد با همسایگان اجتناب ورزند. گرچه آنها خیلی پریشان نیستند یا خطری برای دیگران ندارند، اما خلوت‌گزینی و محدودیت هیجانی آنها را می‌توان ناسازگارانه دانست. اگر آنها از فعالیت‌هایی لذت ببرند، تعداد آنها ناچیز است بااینکه رفتار افراد مبتلا به اختلال شخصیت اسکیزوئید ناسازگارانه است، درصدد روان‌درمانی بر نمی‌آیند. درصورتی‌که آنها برای درمان مراجعه کنند، احتمالاً به خاطر اختلال روانی دیگر، مانند اختلال خلقی یا سوءمصرف مواد، درمان کردن آن‌ها دشوار است، زیرا به روابط میان فردی علاقه‌ای ندارند.

ساختار اختلال شخصیت اسکیزوئید با مفهوم طیف اسکیزوفرنی ارتباط نزدیک دارد (رودریگز سولانو وگونزالز د. چاوز،۲۰۰۰). یک گروه پژوهشگر در بررسی جالبی عوامل مخاطره‌آمیز احتمالی برای ابتلا به این نوع اختلال شخصیت، بعد از تحقیق درباره تأثیر اوایل زندگی، دریافتند که نارسایی مربوط به تغذیه در دوره پیش از تولد، عامل مخاطره‌آمیزی برای ابتلا به این اختلال در ۱۸ سالگی است. این تحقیق در هلند، روی مردانی اجرا شد که مدت قحطی ۱۹۴۶-۱۹۴۴ متولدشده بودند. اسکیزوفرنی نیز در مردانی که مادرشان در مدت این قحطی متحمل سوءتغذیه شده بودند، شایع‌تر بود ( هوک و همکاران، ۱۹۹۶)

درمان افراد مبتلا به اختلال شخصیت اسکیزوئید بسیار دشوارتر است، زیرا آن‌ها فاقد الگوهای طبیعی پاسخ‌دهی هیجانی هستند که در ارتباط انسان نقش مهمی دارند. درمانگر باید از تعیین هدف‌هایی که به‌صورت غیرواقع‌بینانه‌ای عالی هستند اجتناب کند. زیرا پیشروی با این افراد کند و دامنه آن محدود است. نویدبخش‌ترین رویکرد آن است که به این افراد کمک می‌کند سبک ارتباطی خود را تغییر دهند (فریمن و همکاران، ۱۹۹۰). درمانگر برای تحقق بخشیدن به این هدف می‌تواند از فنون بازی نقش و مواجهه واقعی استفاده کند (میلون و همکاران،۲۰۰۰)

ویژگی‌های تشخیصی

این تشخیص برای افرادی مقرر می‌شود که طبق چهار مورد زیر یا بیشتر، الگوی فراگیر کناره‌گیری از روابط و دامنه هیجانی محدود نشان می‌دهند.

  • عدم تمایل به روابط نزدیک یا لذت بردن از آن
  • ترجیح نیرومند برای فعالیت‌های انفرادی
  • عدم تمایل یا تمایل کم به داشتن تجربیات جنسی با دیگری
  • اگر از فعالیت‌هایی لذت ببرند، تعداد آنها ناچیز است
  • فقدان دوستان صمیمی یا محرم راز، به‌جز خویشاوندان نزدیک
  • بی‌تفاوتی نسبت تحسین یا انتقاد
  • سردی هیجانی، کناره‌گیری، یا هیجان پذیری سطحی

منبع:

کتاب: آسیب‌شناسی روانی
نویسنده: ریچارد پی هالجین – سوزان کراس ویتبورن
مترجم: یحیی سیدمحمدی

برچسب‌ها

مقالات مرتبط

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

همچنین ببینید

Close